آیا محمدرضا شاه واقعا از ایران رفته است؟؟
اگر بخواهیم به سبک مسلمانان برای روزها نامی ماندگار تعیین کنیم ۲۶ دی ماه (روز رفتن شاه از ایران) در تقویم ایرانی را باید یوم الخسران ، یوم الحسرت یا یوم الحزن نامید!
یک روز شاه با چشمانی اشکبار رفت تا خیره بر جریان نیل بزرگ با نگاهی اندوهگین و نگران، به درب خروجی زندگی زمینی برسد. به کجا رفت، همان راز سر به مهر می باشد ولی خیلی زود با فریادهای جگرسوز ملتش "ای شاه ایران، برگرد به ایران"، دوباره برگشت و تاریخ درب تالار خود را با تشریفات و فرش قرمز بر او گشود، همانند زمانی که در کسوت شاهنشاه ایران، برای یک سخنرانی یا مهمانی رسمی وارد یک تالار میشد.
پس از این احیای تاریخی، نه تنها غمگین نیست بلکه چشمانش شادمانه می درخشد، با خنده و اعتماد به نفس، مثل همیشه با غرور و شکوه، مانند فاتحان در تالار تاریخ قدم می زند.
محمدرضاشاه پهلوی قاب عکسی بر دیوار تالار موزه تاریخ نیست که صرفا ببینی و عبرت بگیری و عبور کنی، او چلچراغ درخشان و باشکوه این تالار است که تاریخ معاصر ما ایرانیان، بخش بزرگی از اعتبار و روشنایی اش را وام دار اوست. او همه صداقت تاریخ است، می خندد با غرور و گام مینهد با شکوه، با وجدانی آسوده در پیشگاه تاریخ، در محضر کشورش و ملتش...
یک روز، روزنامه کثیرالانتشار این کشور تیتر معروفی زد: "شاه رفت"، اما امروز روزنامه دائم الانتشار"ندای تاریخ" تیتری برجسته دارد :"شاه هرگز نرفت"...
آری، شاه همواره هست، در کوچه و خیابانهای شهرها و روستاهای ایران، در هر کوچه و محله ای، خاطره اش بر وجدان این ملت تا ابد سنگینی خواهد کرد و یادواره اش با سایه ای سنگین بر حافظه تاریخی جامعه ایران حسرتی همیشگی را نقش خواهد زد. اگر شکسپیر دوباره هملت را می نوشت، شاید اینبار در وصف آنچه ایرانیان با شاه ایرانسازشان کردند مینوشت: "هان ای شرم، سرخی ات پیداست..."!
رفتنش در ۲۶ دیماه چونان همه رخدادهای رازآلود تاریخ محل مناقشه امروز ایرانی است که بوی ایرانستان شدنش، هشدارتیزبینانه و آگاهانه او را در گوش یک ملت مستاصل و نادم نجوای دوباره میکند.
در حقیقت همان روز ۲۶ دی که تیتر روزنامه ها " شاه رفت " را فریادی جنون آمیز میکشیدند، در لایه های پنهان یک تراژدی ملی حقیقتی متضاد در حال تبلور بود و تیتری دیگر داشت خودش را در ناخودآگاه جبر بی رحم تاریخ می آراست تا روزی خیلی زود رخنمون یافت: " شاه آمد ..."
آری شاه آمده است، او آمد و تا ابد در قلب و روح و یاد ایرانیان جاودان ماند...
https://t.me/flith/13630
@flith
اگر بخواهیم به سبک مسلمانان برای روزها نامی ماندگار تعیین کنیم ۲۶ دی ماه (روز رفتن شاه از ایران) در تقویم ایرانی را باید یوم الخسران ، یوم الحسرت یا یوم الحزن نامید!
یک روز شاه با چشمانی اشکبار رفت تا خیره بر جریان نیل بزرگ با نگاهی اندوهگین و نگران، به درب خروجی زندگی زمینی برسد. به کجا رفت، همان راز سر به مهر می باشد ولی خیلی زود با فریادهای جگرسوز ملتش "ای شاه ایران، برگرد به ایران"، دوباره برگشت و تاریخ درب تالار خود را با تشریفات و فرش قرمز بر او گشود، همانند زمانی که در کسوت شاهنشاه ایران، برای یک سخنرانی یا مهمانی رسمی وارد یک تالار میشد.
پس از این احیای تاریخی، نه تنها غمگین نیست بلکه چشمانش شادمانه می درخشد، با خنده و اعتماد به نفس، مثل همیشه با غرور و شکوه، مانند فاتحان در تالار تاریخ قدم می زند.
محمدرضاشاه پهلوی قاب عکسی بر دیوار تالار موزه تاریخ نیست که صرفا ببینی و عبرت بگیری و عبور کنی، او چلچراغ درخشان و باشکوه این تالار است که تاریخ معاصر ما ایرانیان، بخش بزرگی از اعتبار و روشنایی اش را وام دار اوست. او همه صداقت تاریخ است، می خندد با غرور و گام مینهد با شکوه، با وجدانی آسوده در پیشگاه تاریخ، در محضر کشورش و ملتش...
یک روز، روزنامه کثیرالانتشار این کشور تیتر معروفی زد: "شاه رفت"، اما امروز روزنامه دائم الانتشار"ندای تاریخ" تیتری برجسته دارد :"شاه هرگز نرفت"...
آری، شاه همواره هست، در کوچه و خیابانهای شهرها و روستاهای ایران، در هر کوچه و محله ای، خاطره اش بر وجدان این ملت تا ابد سنگینی خواهد کرد و یادواره اش با سایه ای سنگین بر حافظه تاریخی جامعه ایران حسرتی همیشگی را نقش خواهد زد. اگر شکسپیر دوباره هملت را می نوشت، شاید اینبار در وصف آنچه ایرانیان با شاه ایرانسازشان کردند مینوشت: "هان ای شرم، سرخی ات پیداست..."!
رفتنش در ۲۶ دیماه چونان همه رخدادهای رازآلود تاریخ محل مناقشه امروز ایرانی است که بوی ایرانستان شدنش، هشدارتیزبینانه و آگاهانه او را در گوش یک ملت مستاصل و نادم نجوای دوباره میکند.
در حقیقت همان روز ۲۶ دی که تیتر روزنامه ها " شاه رفت " را فریادی جنون آمیز میکشیدند، در لایه های پنهان یک تراژدی ملی حقیقتی متضاد در حال تبلور بود و تیتری دیگر داشت خودش را در ناخودآگاه جبر بی رحم تاریخ می آراست تا روزی خیلی زود رخنمون یافت: " شاه آمد ..."
آری شاه آمده است، او آمد و تا ابد در قلب و روح و یاد ایرانیان جاودان ماند...
https://t.me/flith/13630
@flith
Telegram
پرواز فکر و اندیشه
روزی که ایران سرنگون شد
۲۶ دیماه ۱۳۵۷
#کیانوش_سنجری
@flith
۲۶ دیماه ۱۳۵۷
#کیانوش_سنجری
@flith
❤4💔2👍1
#جمالزاده میگوید وقتی روزنامه «کاوه» تعطیل شد و #تقیزاده به ایران بازگشت، با کارهای پراکنده زندگی میکرد. تا اینکه یکی از آشنایان در سفارت ایران پیشنهاد استخدام او را مطرح کرد. به این ترتیب، جمالزاده به عنوان کارمند محلی استخدام شد. او از این شغل راضی بود، تا روزی که سفیر جدید، فلانالسلطنه، وارد شد. طبق رسوم، تمام کارکنان سفارت به استقبال او رفتند. چندی بعد، سفیر او را فراخواند و گفت: «آقای جمالزاده، شما نویسندهاید؟ لطفاً با قلم مؤثرتان برای وزارت خارجه نامهای بنویسید و تقاضای بودجه برای ذغالسنگ کنید!»
گفتم: چشم، اما در هرحال خاطرتان آسوده باشد چون چند روز پیش من بر حسب اتفاق به زیرزمین عمیق سفارت رفته بودم و ذغالدانیها را پر از ذغال یافتم. فلانالسلطنه مانند باروت منفجر شد که تو میخواهی دزد مرا بگیری؟ و در میان هتاکی و عربده کشی گفت: شما «زاده ها» خیال میکنید می توانید جای ما «دولهها و سلطنهها»را بگیرید اما این آرزو را به گور خواهید برد زیرا اولا ما چندهزار نفریم، حال آنکه شما سیصد چهارصدتن بیشتر نیستید و ثانیا ما مثل قند دروغ میگوئیم ولی شما عرضه دروغ گفتن ندارید.
جمالزاده میگفت که فلانالسلطنه در حال عر و تیز کردن بود که از اطاق بیرون آمدم و بلافاصله استعفای خود را نوشته روی میز کارم گذاشتم بدون اینکه کوچکترین امیدی به یافتن شغل دیگری داشته باشم اما بختم یار بود و چندماه بعد شغل دفتر بینالمللی کار پیدا شد و ما برای همیشه به ژنو آمدیم. جمالزاده میگفت چندی پس از رفتن ما به ژنو تقی زاده به این شهر آمد و در ضمن گفتگو، از من چگونگی رها کردن شغل سفارت و رفتن به ژنو را پرسید. وقتی حکایت را به او گفتم، گفت: زمانی که ما با سرعت طاقت فرسایی قانون اساسی مشروطه را مینوشتیم شهرت داشت که حال مظفرالدین شاه خوب نیست و به زودی خواهد مرد.
ما میترسیدیم که پیش از اینکه شاه و به تاسی از او محمدعلی میرزا قانون اساسی را بپذیرند و امضاء کنند مظفرالدین شاه بمیرد و پسرش هم هرگز قانون اساسی را تایید نکند. پس من که تقیزاده باشم با میرزا محمدعلی خان تربیت به دیدن پزشک انگلیسی (درست: اسکاتلندی) شاه رفتیم، نگرانی خودرا صریحا به او باز گفتیم و خواهش کردیم بکوشد که شاه را تا هنگام پایان یافتن قانون اساسی سر پا نگاه دارد.
دکتر شاه جواب داد: شاه بیمار نیست اما بینهایت ضعیف و علیل است به خاطر اینکه در هر کاری ناپرهیزی و زیاده روی میکند. ازجمله این پسر عبدالعلی هر روز در زیر کرسی پهلوی شاه می نشیند و در چند نوبت آلتش را مالش میدهد تا حالت انزال به او دست میدهد و من هرچه میگویم که این پسر عبدالعلی را از او دور کنند سودی نمی بخشد. جمالزاده میگفت، تقی زاده گفت: آن پسر عبدالعلی همین فلانالسلطنه است.
:منبع
محمدعلی همایون کاتوزیان/مقاله «درباره جمال زاده و جمال زاده شناسی»در «کلک مهر»مهرماه سال ۱۳۷۳
https://t.me/flith/13632
@flith
گفتم: چشم، اما در هرحال خاطرتان آسوده باشد چون چند روز پیش من بر حسب اتفاق به زیرزمین عمیق سفارت رفته بودم و ذغالدانیها را پر از ذغال یافتم. فلانالسلطنه مانند باروت منفجر شد که تو میخواهی دزد مرا بگیری؟ و در میان هتاکی و عربده کشی گفت: شما «زاده ها» خیال میکنید می توانید جای ما «دولهها و سلطنهها»را بگیرید اما این آرزو را به گور خواهید برد زیرا اولا ما چندهزار نفریم، حال آنکه شما سیصد چهارصدتن بیشتر نیستید و ثانیا ما مثل قند دروغ میگوئیم ولی شما عرضه دروغ گفتن ندارید.
جمالزاده میگفت که فلانالسلطنه در حال عر و تیز کردن بود که از اطاق بیرون آمدم و بلافاصله استعفای خود را نوشته روی میز کارم گذاشتم بدون اینکه کوچکترین امیدی به یافتن شغل دیگری داشته باشم اما بختم یار بود و چندماه بعد شغل دفتر بینالمللی کار پیدا شد و ما برای همیشه به ژنو آمدیم. جمالزاده میگفت چندی پس از رفتن ما به ژنو تقی زاده به این شهر آمد و در ضمن گفتگو، از من چگونگی رها کردن شغل سفارت و رفتن به ژنو را پرسید. وقتی حکایت را به او گفتم، گفت: زمانی که ما با سرعت طاقت فرسایی قانون اساسی مشروطه را مینوشتیم شهرت داشت که حال مظفرالدین شاه خوب نیست و به زودی خواهد مرد.
ما میترسیدیم که پیش از اینکه شاه و به تاسی از او محمدعلی میرزا قانون اساسی را بپذیرند و امضاء کنند مظفرالدین شاه بمیرد و پسرش هم هرگز قانون اساسی را تایید نکند. پس من که تقیزاده باشم با میرزا محمدعلی خان تربیت به دیدن پزشک انگلیسی (درست: اسکاتلندی) شاه رفتیم، نگرانی خودرا صریحا به او باز گفتیم و خواهش کردیم بکوشد که شاه را تا هنگام پایان یافتن قانون اساسی سر پا نگاه دارد.
دکتر شاه جواب داد: شاه بیمار نیست اما بینهایت ضعیف و علیل است به خاطر اینکه در هر کاری ناپرهیزی و زیاده روی میکند. ازجمله این پسر عبدالعلی هر روز در زیر کرسی پهلوی شاه می نشیند و در چند نوبت آلتش را مالش میدهد تا حالت انزال به او دست میدهد و من هرچه میگویم که این پسر عبدالعلی را از او دور کنند سودی نمی بخشد. جمالزاده میگفت، تقی زاده گفت: آن پسر عبدالعلی همین فلانالسلطنه است.
:منبع
محمدعلی همایون کاتوزیان/مقاله «درباره جمال زاده و جمال زاده شناسی»در «کلک مهر»مهرماه سال ۱۳۷۳
https://t.me/flith/13632
@flith
Telegram
پرواز فکر و اندیشه
پسر عبدلعلی سلطنه خطاب به جمالزاده :
شما «زادهها» خیال میکنید میتوانید جای ما «دولهها و سلطنهها» را بگیرید ، اما این آرزو را به گور خواهید برد.
شما «زادهها» خیال میکنید میتوانید جای ما «دولهها و سلطنهها» را بگیرید ، اما این آرزو را به گور خواهید برد.
👍2
Forwarded from ناصر کرمی
🔲 #یکصدمثانیه
مشکل آنها نه مشروطه است و نه پادشاهی و نه شاهزاده. مشکل آنها فقط براندازی است. جان به جانشان کنی اصلاحطلب هستند. تا همین چند سال پیش صبح تا شب مجاهدین را میکوبیدند چون به نظر میآمد آنها پیشگام براندازی هستند. از دی 96 به این سو که شعار رضا شاه روحت شاد سپهر سیاست در ایران را تسخیر کرد نه فقط یقه مجاهدین را رها کردند بلکه کنار آنها ایستادند برای تخریب شاهزاده.
مشکل آنها این است که آدرس مستقیم و سرراست براندازی میرسد به ایرانگرایان با محوریت شاهزاده رضا پهلوی. شاهزاده نباشد هر کس دیگری که مقصد این آدرس باشد هم مدام آماج حمله آنها خواهد بود.
تا آخرین لحظه عمر اصلاحطلب میمانند. اندکی از آنها واقعا هنوز دل در گروی میراث امام راحل دارند. اما بیشترشان اگر روزانه سنگی پرت نکنند به سمت ایرانگرایان گرسنه میمانند. آن رسانهها پول مفت به کسی نمیدهند.
@nasserkaramii
مشکل آنها نه مشروطه است و نه پادشاهی و نه شاهزاده. مشکل آنها فقط براندازی است. جان به جانشان کنی اصلاحطلب هستند. تا همین چند سال پیش صبح تا شب مجاهدین را میکوبیدند چون به نظر میآمد آنها پیشگام براندازی هستند. از دی 96 به این سو که شعار رضا شاه روحت شاد سپهر سیاست در ایران را تسخیر کرد نه فقط یقه مجاهدین را رها کردند بلکه کنار آنها ایستادند برای تخریب شاهزاده.
مشکل آنها این است که آدرس مستقیم و سرراست براندازی میرسد به ایرانگرایان با محوریت شاهزاده رضا پهلوی. شاهزاده نباشد هر کس دیگری که مقصد این آدرس باشد هم مدام آماج حمله آنها خواهد بود.
تا آخرین لحظه عمر اصلاحطلب میمانند. اندکی از آنها واقعا هنوز دل در گروی میراث امام راحل دارند. اما بیشترشان اگر روزانه سنگی پرت نکنند به سمت ایرانگرایان گرسنه میمانند. آن رسانهها پول مفت به کسی نمیدهند.
@nasserkaramii
👍10
Forwarded from دماوند
روز تو سیه نموده آخوند
عمر تو تبه نموده آخوند
او بی هنر و ریاکارست
پسرفته و پسگراست آخوند
کهنه طلبست و نوگریزست
بیدانش و بینشست آخوند
گوید زجماع با خر و بز
در وعظ و کتاب خویش آخوند
با آنکه خودش دچار جهلست
پنداشته راهنماست آخوند
از ما خورد و به ما ستیزد
گویی که خدای ماست آخوند
بیگانهپرست و مفتخوارست
تنپرور و بی حیاست آخوند
چون زخم سیاه و زشت و چرکین
بر کشور ما نشسته آخوند
بدنام بکرده این وطن را
با نیت و کار شومش آخوند
مجد و عظمت بداده از دست
ایران که خداش گشته آخوند
بس نوگل ما ز دست ما رفت
با جنگ و فریب و حکم آخوند
مردان و زنان بیشماری
آواره شده ز ظلم آخوند
ایران و تو را وسیله داند
سر بر ره تازیست آخوند
شهر عربان بکرده آباد
ایران تو را خراب آخوند
در ماتم و ظلم و در گرانی
ایران شده غرق و شاد آخوند
پس رفت و بماند در سیاهی
کشور چو فتاد دست آخوند
کس نیست که کام او نشد تلخ
از زهر کلام و کار آخوند
افسوس خورد هر آنکه گشته
چشم بسته روان به راه آخوند
گر ملت ما زجا نخیزد
کشور به فناست دست آخوند
باید که گرفت و کرد دربند
آخوند پلید و میر آخوند
ایرج میرزا
T.me/irdamavand
عمر تو تبه نموده آخوند
او بی هنر و ریاکارست
پسرفته و پسگراست آخوند
کهنه طلبست و نوگریزست
بیدانش و بینشست آخوند
گوید زجماع با خر و بز
در وعظ و کتاب خویش آخوند
با آنکه خودش دچار جهلست
پنداشته راهنماست آخوند
از ما خورد و به ما ستیزد
گویی که خدای ماست آخوند
بیگانهپرست و مفتخوارست
تنپرور و بی حیاست آخوند
چون زخم سیاه و زشت و چرکین
بر کشور ما نشسته آخوند
بدنام بکرده این وطن را
با نیت و کار شومش آخوند
مجد و عظمت بداده از دست
ایران که خداش گشته آخوند
بس نوگل ما ز دست ما رفت
با جنگ و فریب و حکم آخوند
مردان و زنان بیشماری
آواره شده ز ظلم آخوند
ایران و تو را وسیله داند
سر بر ره تازیست آخوند
شهر عربان بکرده آباد
ایران تو را خراب آخوند
در ماتم و ظلم و در گرانی
ایران شده غرق و شاد آخوند
پس رفت و بماند در سیاهی
کشور چو فتاد دست آخوند
کس نیست که کام او نشد تلخ
از زهر کلام و کار آخوند
افسوس خورد هر آنکه گشته
چشم بسته روان به راه آخوند
گر ملت ما زجا نخیزد
کشور به فناست دست آخوند
باید که گرفت و کرد دربند
آخوند پلید و میر آخوند
ایرج میرزا
T.me/irdamavand
👏8👍7
🛑 آخوند رازینی و مقیسه امروز به درک واصل شدند، رازینی قاضی جلادیست که حکم اعدام #محمد_قبادلو را در دیوان عالی رژیم تایید کرده بود.
تبریک به مادر داغدار محمد
@flith
تبریک به مادر داغدار محمد
@flith
👍13🎉4💅1
Forwarded from دماوند
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❗«دماوند» این روزها را به فرداد فرحزاد، آیدا قجر و مارال کریمی، صادراتیها و فمینیستهای ولایی - ارسالی تسلیت میگوید...
این تازه ابتدای تصفیه حساب مردم دردکشیده ایران با قاتلان و اشغالگران است و این صادراتیها حالا حالاها باید بترسند و نگران باشند...
ما در «دماوند» اجازه نخواهیم داد که صادراتیهای پیدا و پنهان جمهوری اسلامی در رسانهها، انقلاب میهنی ایرانیان را به سرقت ببرند...
T.me/irdamavand
این تازه ابتدای تصفیه حساب مردم دردکشیده ایران با قاتلان و اشغالگران است و این صادراتیها حالا حالاها باید بترسند و نگران باشند...
ما در «دماوند» اجازه نخواهیم داد که صادراتیهای پیدا و پنهان جمهوری اسلامی در رسانهها، انقلاب میهنی ایرانیان را به سرقت ببرند...
T.me/irdamavand
👍7
Forwarded from ناصر کرمی
🔲 #یکصدمثانیه
بله دوستان، ریزش ناممکن است. مقیسه و رازینی را هم فرستادهای از جرج تاون کشت.
@nasserkaramii
بله دوستان، ریزش ناممکن است. مقیسه و رازینی را هم فرستادهای از جرج تاون کشت.
@nasserkaramii
👏8
Forwarded from پرواز فکر و اندیشه
عجایب سه گانه آواز ایران مدرن؛
خانمها مرضیه، هایده، حمیرا ؛
همچنان بیرقیب، بیتکرار و نابهنگاماند. «هایده»ی ایران که شجاع و مهربان، پرتکنیک و رها و جدی و شوخ بود؛ و هرچه «نرهای سنتیکار» و نیمهروشنفکرهای چپ تحقیر و تکذیبش کردند، بیشتر در دل مردم جا باز کرد.چندین نسل شیفتهاش شدند و هستند ، هنوز از تو میآموزیم و هربار در برابر آنچه آفریدی تعظیم میکنیم.
در روز رفتنت که همیشه هستی
۳۰دی
#هایده
@flith
خانمها مرضیه، هایده، حمیرا ؛
همچنان بیرقیب، بیتکرار و نابهنگاماند. «هایده»ی ایران که شجاع و مهربان، پرتکنیک و رها و جدی و شوخ بود؛ و هرچه «نرهای سنتیکار» و نیمهروشنفکرهای چپ تحقیر و تکذیبش کردند، بیشتر در دل مردم جا باز کرد.چندین نسل شیفتهاش شدند و هستند ، هنوز از تو میآموزیم و هربار در برابر آنچه آفریدی تعظیم میکنیم.
در روز رفتنت که همیشه هستی
۳۰دی
#هایده
@flith
❤14
چنین است فرمان یزدان و راه
که هر کس که بُرَد سر بی گناه
سرش را ببرند بی ترس و باک
سپارند ناپاک دل را به خاک
@flith
که هر کس که بُرَد سر بی گناه
سرش را ببرند بی ترس و باک
سپارند ناپاک دل را به خاک
@flith
👍10👌3
فردوسی همه ایران است و شاهنامه همه زبان پارسی "
یکم بهمن ، زاد روز فردوسی بزرگ خجسته و شاد باد.
یکم بهمن ماه روزی بود که فرزندی از ایران زمین در دیار خراسان و در روستای پاژ گام بر پهنه گیتی نهاد تا کاری کند کارستان ؛ داستان او از هنگلمی آغاز شد که پاژ لبخند زد و ایران شکفت.
او کران نگاهش را به دوردست کشاند و شکوفایی فرهنگ و زبان پارسی را نشانه گرفت.
آن روز که نخست بهمن سی سد و نوزده ، درست در آغازین روزهای زمستان بود ؛ بهار را نوید داد و روزها و سالهایی که ایران بدان افتخار خواهد کرد.
آن روز درخت تنومند زبان پارسی به شکوفه نشست ؛ برگ و بار داد و در روزگاری که " شاهنامه " پدید آمد ؛ زبان پارسی و فرهنگ ایرانشهری به قامت ایستاد. در روزگاری که می رفت تاریخ ایران موزه نشین شود ؛ دفتر تاریخ ایران و ایرانی را گشود تا نشانی از " بودن " و " ماندن " ما را گواه باشد.
@flith
یکم بهمن ، زاد روز فردوسی بزرگ خجسته و شاد باد.
یکم بهمن ماه روزی بود که فرزندی از ایران زمین در دیار خراسان و در روستای پاژ گام بر پهنه گیتی نهاد تا کاری کند کارستان ؛ داستان او از هنگلمی آغاز شد که پاژ لبخند زد و ایران شکفت.
او کران نگاهش را به دوردست کشاند و شکوفایی فرهنگ و زبان پارسی را نشانه گرفت.
آن روز که نخست بهمن سی سد و نوزده ، درست در آغازین روزهای زمستان بود ؛ بهار را نوید داد و روزها و سالهایی که ایران بدان افتخار خواهد کرد.
آن روز درخت تنومند زبان پارسی به شکوفه نشست ؛ برگ و بار داد و در روزگاری که " شاهنامه " پدید آمد ؛ زبان پارسی و فرهنگ ایرانشهری به قامت ایستاد. در روزگاری که می رفت تاریخ ایران موزه نشین شود ؛ دفتر تاریخ ایران و ایرانی را گشود تا نشانی از " بودن " و " ماندن " ما را گواه باشد.
@flith
👍7❤6👎1