Naser Cheshm Azar - Baran e Eshgh
@Takmusic1
نام هنرمند : ناصر چشم آذر
نام قطعه : باران عشق
متولد : ۱۰ دی ۱۳۲۹ اردبیل
مرگ : ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۷
روحش شاد و یادش جاویدان ❤
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
نام قطعه : باران عشق
متولد : ۱۰ دی ۱۳۲۹ اردبیل
مرگ : ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۷
روحش شاد و یادش جاویدان ❤
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#حکایت
فرعون خوشـــهای انگور در دست داشت و تناول می کرد.
ابلیس نزدیک او آمد و گفت: هیچ کس تواند این خوشه انگور تازه را مروارید سازد؟
فرعون گفت: نه!
ابلیس به لطایف سحر آن خوشه انگور را خوشه مروارید ساخت.
فرعون تعجب کرد و گفت: عجب استاد مردی هستی!
ابلیس سیلی بر گردن او زد و گفت: مرا با این استادی به بندگی قبول نکردند، تو با این حماقت دعوی خدایی چگونه می کنی؟
منبع :جوامع الحکایات
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#حکایت
فرعون خوشـــهای انگور در دست داشت و تناول می کرد.
ابلیس نزدیک او آمد و گفت: هیچ کس تواند این خوشه انگور تازه را مروارید سازد؟
فرعون گفت: نه!
ابلیس به لطایف سحر آن خوشه انگور را خوشه مروارید ساخت.
فرعون تعجب کرد و گفت: عجب استاد مردی هستی!
ابلیس سیلی بر گردن او زد و گفت: مرا با این استادی به بندگی قبول نکردند، تو با این حماقت دعوی خدایی چگونه می کنی؟
منبع :جوامع الحکایات
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#پیک_مناعت
#محسن_جلال_پور
دوستی تعریف میکرد:
بستنی سفارش دادم. قرار شد با پیک برایم بفرستند.
نیم ساعتی نگذشته بود که تلفنم زنگ خورد.
پیک بود که میگفت:برای تحویل بستنی به فروشگاه مراجعه کردهام اما وجه پرداخت بستنی را ندارم. لطفا وجه را به حساب بستنیفروش یا کارت من واریز کنید تا پس از تسویه،سفارشتان را تحویل بگیرم و برایتان بیاورم.
راستش خیلی ناراحت شدم که این بنده خدا به اندازه چند کیلو بستنی پول در کارت خود ندارد. بلافاصله وجه را کارت به کارت کردم و منتظر آمدنش شدم.حدود یک ساعت بعد در حالی که کاملا زیر باران تند بهاری خیس شده بود از راه رسید.
تشکر کردم و حق الزحمهاش را پرداختم.
وقتی بسته را باز کردم،متوجه شدم بستنیفروش اشتباه کرده و
کمتر از سفارش من بستنی ارسال کرده است.
به پیک زنگ زدم و ماجرا را گفتم. مودبانه پاسخ داد که در جریان کار بستنی فروشی نیست و تنها حامل بستهای بوده که به او تحویل دادهاند.
حق با او بود.بنابراین به بستنیفروشی زنگ زدم و مشکل را مطرح کردم.ایشان هم ضمن عذرخواهی،پذیرفت که در اثر شلوغی فروشگاه،اشتباهی رخ داده و مجدد بستنی جامانده را ارسال میکند.چند دقیقهای نگذشته بود که پیک زنگ زد و پرسید کارتان به کجا رسید؟ گفتم اشتباه شده و باید بقیه سفارش را بفرستند. با خوشاخلاقی گفت خودم بستنی جامانده را برایتان میآورم. دوباره یک ساعتی گذشت تا از راه رسید و بسته جدید را تحویل داد و محترمانه ایستاد تا مطمئن شود اینبار اشتباهی رخ نداده باشد.
وقتی خداحافظی کرد و رفت،با خودم فکر کردم که کاش درباره حقالزحمهاش سؤال میکردم،نکندباید هزینهاش را میپرداختم. تلفن را برداشتم و شمارهاش را گرفتم و متوجه شدم کرایهای دریافت نکردهاست.هرچه اصرار کردم که برگردد،میگفت؛ دلیلی برای پرداخت مجدد کرایه نیست و او تنها وظیفهاش را انجام داده است. با اصرار قانعش کردم که برگردد و کرایهاش را بگیرد. وقتی صحبتم تمام شد یک لحظه فکر کردم شاید فروشنده بستنی کرایهاش را پرداخته که نمیخواهد از من هم مبلغی دریافت کند.دوباره به فروشنده زنگ زدم و درباره هزینه حمل مجدد، سوال کردم. متوجه شدم فروشگاه نیز وجهی نپرداخته است.وقتی پیک رسید، با اصرار زیاد وجهی را به او پرداختم.
.
.
آن پیک رفته و معلوم نیست کجای این شهر آلوده در رفت و آمد است اما از خودم میپرسم چگونه موتورسواری که به اندازه چند کیلو بستنی درکارت خود پول ندارد،اینقدر احساس مسوولیت کرده و در باران تند عصر بهاری خود را به مقصد میرساند و از دریافت حق طبیعی و قانونی خود به دلیل باوری که دارد میگذرد؟
او در چه خانوادهای بزرگواری را آموخته و چگونه میشود قدری از این مناعت را به سیاستمداران ناسالم تزریق کرد؟
درود میفرستم به کارگرانی که در این تنگنای اقتصادی، پولی تا این اندازه پاک به خانه میبرند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#پیک_مناعت
#محسن_جلال_پور
دوستی تعریف میکرد:
بستنی سفارش دادم. قرار شد با پیک برایم بفرستند.
نیم ساعتی نگذشته بود که تلفنم زنگ خورد.
پیک بود که میگفت:برای تحویل بستنی به فروشگاه مراجعه کردهام اما وجه پرداخت بستنی را ندارم. لطفا وجه را به حساب بستنیفروش یا کارت من واریز کنید تا پس از تسویه،سفارشتان را تحویل بگیرم و برایتان بیاورم.
راستش خیلی ناراحت شدم که این بنده خدا به اندازه چند کیلو بستنی پول در کارت خود ندارد. بلافاصله وجه را کارت به کارت کردم و منتظر آمدنش شدم.حدود یک ساعت بعد در حالی که کاملا زیر باران تند بهاری خیس شده بود از راه رسید.
تشکر کردم و حق الزحمهاش را پرداختم.
وقتی بسته را باز کردم،متوجه شدم بستنیفروش اشتباه کرده و
کمتر از سفارش من بستنی ارسال کرده است.
به پیک زنگ زدم و ماجرا را گفتم. مودبانه پاسخ داد که در جریان کار بستنی فروشی نیست و تنها حامل بستهای بوده که به او تحویل دادهاند.
حق با او بود.بنابراین به بستنیفروشی زنگ زدم و مشکل را مطرح کردم.ایشان هم ضمن عذرخواهی،پذیرفت که در اثر شلوغی فروشگاه،اشتباهی رخ داده و مجدد بستنی جامانده را ارسال میکند.چند دقیقهای نگذشته بود که پیک زنگ زد و پرسید کارتان به کجا رسید؟ گفتم اشتباه شده و باید بقیه سفارش را بفرستند. با خوشاخلاقی گفت خودم بستنی جامانده را برایتان میآورم. دوباره یک ساعتی گذشت تا از راه رسید و بسته جدید را تحویل داد و محترمانه ایستاد تا مطمئن شود اینبار اشتباهی رخ نداده باشد.
وقتی خداحافظی کرد و رفت،با خودم فکر کردم که کاش درباره حقالزحمهاش سؤال میکردم،نکندباید هزینهاش را میپرداختم. تلفن را برداشتم و شمارهاش را گرفتم و متوجه شدم کرایهای دریافت نکردهاست.هرچه اصرار کردم که برگردد،میگفت؛ دلیلی برای پرداخت مجدد کرایه نیست و او تنها وظیفهاش را انجام داده است. با اصرار قانعش کردم که برگردد و کرایهاش را بگیرد. وقتی صحبتم تمام شد یک لحظه فکر کردم شاید فروشنده بستنی کرایهاش را پرداخته که نمیخواهد از من هم مبلغی دریافت کند.دوباره به فروشنده زنگ زدم و درباره هزینه حمل مجدد، سوال کردم. متوجه شدم فروشگاه نیز وجهی نپرداخته است.وقتی پیک رسید، با اصرار زیاد وجهی را به او پرداختم.
.
.
آن پیک رفته و معلوم نیست کجای این شهر آلوده در رفت و آمد است اما از خودم میپرسم چگونه موتورسواری که به اندازه چند کیلو بستنی درکارت خود پول ندارد،اینقدر احساس مسوولیت کرده و در باران تند عصر بهاری خود را به مقصد میرساند و از دریافت حق طبیعی و قانونی خود به دلیل باوری که دارد میگذرد؟
او در چه خانوادهای بزرگواری را آموخته و چگونه میشود قدری از این مناعت را به سیاستمداران ناسالم تزریق کرد؟
درود میفرستم به کارگرانی که در این تنگنای اقتصادی، پولی تا این اندازه پاک به خانه میبرند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان نود و پنج
#طوس_و_گیو_جنگ_دوم_تورانیان
بعد هومان به میدان آمد و وقتی به طوس رسید به او گفت تو چرا به جنگ آمده ای . تو شاه هستی چرا پهلوان دیگری را نمیفرستی. چون گفتگویشان به درازا کشید و شباهتی به رجز خوانی نداشت و بیشتر به تعارف شبیه بود گیو برآشفت و به میدان آمده و به طوس گفت :
سخن جز به شمشیر با او مگوی
مجوی از در آشتی هیچ روی
طوس با هومان درآویخت . با گرز و کمان و شمشیر کمر بکدیگر را گرفتند . هومان کمر را گسست و خود را رها کرد. طوس دست به کمان برد بر هومان تیر بارید . یکی از تیرها اسب هومان را به خاک انداخت . ولی دلاور ترک سپر بر سر گرفت تا آنکه ترکان اسبی برایش بردند و چون روز تاریک شده بود، هومان عنان پیچید و نزد پیران بازگشت. روز بعد که لشکر ها را در مقابل هم آراستند ،طوس از چیره شدن دشمن بیمناک بود ولی گودرز او را دلداری داد.
طوس گفت چگونه نگران نباشم که در مقابل یک نفر ما ، آنها دویست نفر دارند. گودرز پاسخ داد ، اگر کردگار یار ما باشد در زیادی و کمی سختی نیست.
از آوای کرنای یکباره همه از جای برآمدند و دلاوران هرکدام هم نورد میخواستند. در میان ترکان جادوگری بود به نام بازور ، که هم جادو می دانست و هم زبان چینی و پهلوی آموخته بود. پیران به او دستور داد تا که بر قله کوه برود و بر ایرانیان برف و سرما بفرستد. بازور چنان کرد و در آن ماه تیر چنان برفی بارید که دست نیزه داران ایران از کار فروماند. انگاه پیران فرمان حمله داد.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان نود و پنج
#طوس_و_گیو_جنگ_دوم_تورانیان
بعد هومان به میدان آمد و وقتی به طوس رسید به او گفت تو چرا به جنگ آمده ای . تو شاه هستی چرا پهلوان دیگری را نمیفرستی. چون گفتگویشان به درازا کشید و شباهتی به رجز خوانی نداشت و بیشتر به تعارف شبیه بود گیو برآشفت و به میدان آمده و به طوس گفت :
سخن جز به شمشیر با او مگوی
مجوی از در آشتی هیچ روی
طوس با هومان درآویخت . با گرز و کمان و شمشیر کمر بکدیگر را گرفتند . هومان کمر را گسست و خود را رها کرد. طوس دست به کمان برد بر هومان تیر بارید . یکی از تیرها اسب هومان را به خاک انداخت . ولی دلاور ترک سپر بر سر گرفت تا آنکه ترکان اسبی برایش بردند و چون روز تاریک شده بود، هومان عنان پیچید و نزد پیران بازگشت. روز بعد که لشکر ها را در مقابل هم آراستند ،طوس از چیره شدن دشمن بیمناک بود ولی گودرز او را دلداری داد.
طوس گفت چگونه نگران نباشم که در مقابل یک نفر ما ، آنها دویست نفر دارند. گودرز پاسخ داد ، اگر کردگار یار ما باشد در زیادی و کمی سختی نیست.
از آوای کرنای یکباره همه از جای برآمدند و دلاوران هرکدام هم نورد میخواستند. در میان ترکان جادوگری بود به نام بازور ، که هم جادو می دانست و هم زبان چینی و پهلوی آموخته بود. پیران به او دستور داد تا که بر قله کوه برود و بر ایرانیان برف و سرما بفرستد. بازور چنان کرد و در آن ماه تیر چنان برفی بارید که دست نیزه داران ایران از کار فروماند. انگاه پیران فرمان حمله داد.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
هم اکنون صفحه اینستاگرام حسن روحانی:
فیلتر تلگرام نه توسط دولت اجرا شده و نه مورد تایید دولت است.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
فیلتر تلگرام نه توسط دولت اجرا شده و نه مورد تایید دولت است.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
رحیمی جهان آبادی: نمیتوانیم تمام پیامرسانهای دنیا را فیلتر کنیم، نهایتا باید برق را قطع کنیم!
عضو فراکسیون امید:
فیلتر تلگرام براساس رای صادر شده یک دادگاه است، اگر بنا باشد یک دادگاه رای صادر کند و بخشی از حقوق مردم را بگیرد دیگر چیزی از حقوق ملت باقی نخواهد ماند.
تا زمانیکه زمینه ارتباط سالم و گسترده برای مردم را فراهم نکردهایم نمیتوانیم مردم را از ارتباطات دنیای امروز منع کنیم.
اگر با فیلتر تلگرام مردم به پیامرسان خارجی دیگر مهاجرت کردند میخواهیم چه کنیم؟ ما که نمیتوانیم تمام پیامرسانهای دنیا را فیلتر کنیم. نهایتا باید برق را قطع کنیم.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
رحیمی جهان آبادی: نمیتوانیم تمام پیامرسانهای دنیا را فیلتر کنیم، نهایتا باید برق را قطع کنیم!
عضو فراکسیون امید:
فیلتر تلگرام براساس رای صادر شده یک دادگاه است، اگر بنا باشد یک دادگاه رای صادر کند و بخشی از حقوق مردم را بگیرد دیگر چیزی از حقوق ملت باقی نخواهد ماند.
تا زمانیکه زمینه ارتباط سالم و گسترده برای مردم را فراهم نکردهایم نمیتوانیم مردم را از ارتباطات دنیای امروز منع کنیم.
اگر با فیلتر تلگرام مردم به پیامرسان خارجی دیگر مهاجرت کردند میخواهیم چه کنیم؟ ما که نمیتوانیم تمام پیامرسانهای دنیا را فیلتر کنیم. نهایتا باید برق را قطع کنیم.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
زینب طاهری (حقوقدان و وکیل دادگستری) از حکم قضایی صادرشده برای فیلترینگ تلگرام و دولت شکایت کرد!
زینب طاهری (حقوقدان و وکیل پایه یک دادگستری) آن گونه که در کانال تلگرامی خود نوشته، به نمایندگی از جمع کثیری از مردم ، از حکم مغایر قانون بازپرس شعبه دوم دادسرای فرهنگ و رسانه تهران در خصوص فیلترینگ تلگرام به دادستانی تهران شکایت کرده است.
این حقوقدان به استناد بندهای مختلف قانون اساسی، آیین دادرسی کیفری، قانون جرائم رایانهای، قانون حقوق شهروندی و آزادیهای مشروع و گزارشات کارشناسان IT حکم صادره از سوی شعبه دو دادسرای فرهنگ و رسانه را غیرقانونی و تجاوز آشکار دادستانی به حقوق مردم دانسته است.
وی تصریح کرد: متاسفانه بعلت خفقان و نبود_آزادی بیان در جامعه هرگونه اعتراضی به تخلفات قوه قضاییه منجر به صدور احکام سنگین شده و کسی جرات ایستادگی در مقابل این اقدامات خلاف قانون را ندارد. اما بیش از این نباید اجازه داد دادستانی با تفسیرهای من درآوردی از قانون حقوق ملت و مردم بیگناه را پایمال کند.
وی افزود: متاسفانه شرایط کشور بگونه ای شده که بجای آنکه مدعی العموم ، مدافع حقوق مردم باشد علیه ملت و حقوق آنها حکم صادر میکند.
طاهری همچنین تصریح کرد، دولت نیز در این ماجرا شریک جرم است.
او افزود: به نمایندگی از جمعی از مردم از دولت جمهوری اسلامی ایران، رییس جمهور، وزیر ICT، وزیر دادگستری به دلیل قصور و کوتاهی در حفظ حقوق و منافع مردم در پیگیری حقوقی و قضایی این اقدام دادستانی نیز شکایتی را آماده تقدیم به مرجع قضایی کرده ایم. هرچند متاسفانه به دلیل ساختارغلط قوه قضاییه داریم از خودشان به خودشان شکایت میکنیم ولی امید است مقامات ارشد نظام و افکار عمومی به موضوع ورود کنند تا در دادگاهی علنی به این ماجرا رسیدگی شود.
زینب طاهری با انتقاد از شخص رییس جمهور بعنوان نماینده مردم و مجری قانون اساسی موضع دکتر روحانی و معاون حقوقی رییس جمهور در این خصوص را منفعلانه و اسف بار توصیف کرد و بخاطر سکوت و قصور وزرای دادگستری و ICT در اینخصوص ابراز تاسف کرد.
این حقوقدان افزود: وزرای کابینه، معاون حقوقی رییس جمهور و شخص آقای دکتر روحانی اگر توان انجام مسئولیت، استقلال در تصمیم گیری و مقاومت در برابر فشارهای مستبدانه افراد نامعلوم و دفاع از حقوق مردم را ندارند در مقابل این اقدام باید استعفا میدادند تا فردی شایسته تر جایگزین ایشان شود. اگر هم حکم حکومتی مقام معظم رهبری است که باید تلگرام فیلتر شود، صراحتا اعلام کنند تا تکلیفمان را بدانیم.
وی افزود: اگر قرار باشد یک بازپرس درباره 40 درصد ترافیک اینترنت کشور، حقوق اساسی کل یک کشور ۸۰ میلیونی و رایج ترین و محبوب ترین پیام رسان کشور تصمیم گیرد به نظرم وقتش است که شورای عالی فضای مجازی منحل شود و ساختمانش هم به شرکتهای خصوصی اجاره داده شده و مالیات مردم هم صرف حقوق دبیر و عضو حقیقی و کارمندش نشود!
وی ادامه داد که ما بررسی های فنی زیادی را توسط کارشناسان خبره شبکه های کامپیوتری در این خصوص انجام داده ایم که قطعا در دادگاه ارائه و در رسانه ها منتشر خواهد شد. اگر طبق ادعای بازپرس محترم شعبه دوم دادسرای فرهنگ و رسانه تا امروز کشور یک مشکل داشت که Big Data کشور دست تلگرام بود و خب طرف حل این مشکل و مسوولش مشخص بود
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
زینب طاهری (حقوقدان و وکیل دادگستری) از حکم قضایی صادرشده برای فیلترینگ تلگرام و دولت شکایت کرد!
زینب طاهری (حقوقدان و وکیل پایه یک دادگستری) آن گونه که در کانال تلگرامی خود نوشته، به نمایندگی از جمع کثیری از مردم ، از حکم مغایر قانون بازپرس شعبه دوم دادسرای فرهنگ و رسانه تهران در خصوص فیلترینگ تلگرام به دادستانی تهران شکایت کرده است.
این حقوقدان به استناد بندهای مختلف قانون اساسی، آیین دادرسی کیفری، قانون جرائم رایانهای، قانون حقوق شهروندی و آزادیهای مشروع و گزارشات کارشناسان IT حکم صادره از سوی شعبه دو دادسرای فرهنگ و رسانه را غیرقانونی و تجاوز آشکار دادستانی به حقوق مردم دانسته است.
وی تصریح کرد: متاسفانه بعلت خفقان و نبود_آزادی بیان در جامعه هرگونه اعتراضی به تخلفات قوه قضاییه منجر به صدور احکام سنگین شده و کسی جرات ایستادگی در مقابل این اقدامات خلاف قانون را ندارد. اما بیش از این نباید اجازه داد دادستانی با تفسیرهای من درآوردی از قانون حقوق ملت و مردم بیگناه را پایمال کند.
وی افزود: متاسفانه شرایط کشور بگونه ای شده که بجای آنکه مدعی العموم ، مدافع حقوق مردم باشد علیه ملت و حقوق آنها حکم صادر میکند.
طاهری همچنین تصریح کرد، دولت نیز در این ماجرا شریک جرم است.
او افزود: به نمایندگی از جمعی از مردم از دولت جمهوری اسلامی ایران، رییس جمهور، وزیر ICT، وزیر دادگستری به دلیل قصور و کوتاهی در حفظ حقوق و منافع مردم در پیگیری حقوقی و قضایی این اقدام دادستانی نیز شکایتی را آماده تقدیم به مرجع قضایی کرده ایم. هرچند متاسفانه به دلیل ساختارغلط قوه قضاییه داریم از خودشان به خودشان شکایت میکنیم ولی امید است مقامات ارشد نظام و افکار عمومی به موضوع ورود کنند تا در دادگاهی علنی به این ماجرا رسیدگی شود.
زینب طاهری با انتقاد از شخص رییس جمهور بعنوان نماینده مردم و مجری قانون اساسی موضع دکتر روحانی و معاون حقوقی رییس جمهور در این خصوص را منفعلانه و اسف بار توصیف کرد و بخاطر سکوت و قصور وزرای دادگستری و ICT در اینخصوص ابراز تاسف کرد.
این حقوقدان افزود: وزرای کابینه، معاون حقوقی رییس جمهور و شخص آقای دکتر روحانی اگر توان انجام مسئولیت، استقلال در تصمیم گیری و مقاومت در برابر فشارهای مستبدانه افراد نامعلوم و دفاع از حقوق مردم را ندارند در مقابل این اقدام باید استعفا میدادند تا فردی شایسته تر جایگزین ایشان شود. اگر هم حکم حکومتی مقام معظم رهبری است که باید تلگرام فیلتر شود، صراحتا اعلام کنند تا تکلیفمان را بدانیم.
وی افزود: اگر قرار باشد یک بازپرس درباره 40 درصد ترافیک اینترنت کشور، حقوق اساسی کل یک کشور ۸۰ میلیونی و رایج ترین و محبوب ترین پیام رسان کشور تصمیم گیرد به نظرم وقتش است که شورای عالی فضای مجازی منحل شود و ساختمانش هم به شرکتهای خصوصی اجاره داده شده و مالیات مردم هم صرف حقوق دبیر و عضو حقیقی و کارمندش نشود!
وی ادامه داد که ما بررسی های فنی زیادی را توسط کارشناسان خبره شبکه های کامپیوتری در این خصوص انجام داده ایم که قطعا در دادگاه ارائه و در رسانه ها منتشر خواهد شد. اگر طبق ادعای بازپرس محترم شعبه دوم دادسرای فرهنگ و رسانه تا امروز کشور یک مشکل داشت که Big Data کشور دست تلگرام بود و خب طرف حل این مشکل و مسوولش مشخص بود
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گر به تو افتادم نظر چهره به چهره رو به رو
شرح دهم غم تو را نکته به نکته مو به مو
#چهار_شگفت_انگیز☺️❤️
محمدرضا و همایون شجریان
حسین علیزاده،کیهان کلهر
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
شرح دهم غم تو را نکته به نکته مو به مو
#چهار_شگفت_انگیز☺️❤️
محمدرضا و همایون شجریان
حسین علیزاده،کیهان کلهر
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#سرمایهداری_رفاقتی!!!
#حسین_راغفر
اقتصاد ایران سر و ته شده و روی کلهاش ایستاده است. باندبازی و رانتخواری از شاخصهای اصلی این نظام اقتصادی واژگونه است.
نظام اقتصادی ما، سرمایهداری رفاقتی است. آدمهایی که در سیستم نشستهاند، به دوستان و رفقای خودشان فقط توجه میکنند نه به مردم و منافع آنها. کسانی که داخل آن نظام نشستهاند، به گونهای تصمیمگیری میکنند که فقط منافع خودشان، خانواده، دوستان، همپالگیها و همحزبیهای آنها تأمین شود.
بر بستر این سرمایهداری رفاقتی، فساد گسترده مالی شکل گرفته است. دیون معوقه سیستم بانکی و نقش مخرب دولت نهم و دهم نوک کوه یخی بود که بیرون زد.
دیون معوقه بانکی که در ابتدای کار احمدینژاد، یعنی در سال ۱۳۸۴ حدود ۱۲ هزار میلیارد تومان بود، با پایان کار دولت او به ۲۶۰ هزار میلیارد تومان رسید. همین موضوع در ورشکستگی سیستم بانکی کشور موثر واقع شده است.
در عین حال سیاست مالیاتی کشور به گونه ای وارونه است که دولت تلاش لازمه برای اخذ مالیات از صاحبان ثروت به کار نمیگیرد. به عنوان نمونه، میزان مالیاتی که برای ثروتمندان در بودجه سال جاری پیش بینی شده ۴۸۰۰ میلیارد تومان است. یعنی اندکی بیش از رقمی که دولت برای جرایم رانندگی پیشبینی کرده است.
به سخن دیگر، در سرمایهداری رفاقتی از هر دستگاه خودرو سالانه به طور متوسط ۲۰۰ هزار تومان جریمه اخذ میشود، ولی صاحبان ثروتهای نجومی نقش مهمی در تامین نیازهای مالی دولت ایفا نمیکنند.
یکی از ویژگیهای نظام سرمایهداری رفاقتی، تخصیص فرصتهای انحصاری و شبهانحصاری به رفقا است ؛ یعنی فقط ۵ نفر میتوانند میوه وارد کنند یا چادر مشکی وارد کنند. سالهاست که کارخانهی تولید چادر مشکی را آوردهاند، اما آن را راه اندازی نکردهاند، زیرا این واردات سود هنگفتی برای عدهی خاصی دارد.
ایرانیها از تجارت است که صاحب ثروت میشوند نه تولید و علت آن هم تقلبی است که در ارز و واردات و فاکتورسازیها میکنند و این میشود که در حال حاضر سلطان شکر داریم.
انحصار واردات یک کالا عملا منجر به آن میشود که واردکنندگان خودسرانه بهای کالای وارداتی خود را تعیین کرده و از این طریق میلیاردها تومان درآمد فوقالعاده کسب کنند.
نظام اقتصادی حاکم بر ایران به علت ورود و حضور "بیوت علما" و نیروهای نظامی و امنیتی، زمینههای لازمه برای فساد مالی را فراهم دارد.
و این "بیوت علما" و نهادهای امنیتی و نظامی باعث فرار سرمایه میشود.
برای مثال زمانی که امام جمعهای در شهری وارد اقتصاد میشود. رییس بانک آن شهر وام را به سرمایهدار نمیدهد، بلکه آن را به بیت حاجآقا میدهد. اگر گروه نظامی درآنجا باشند، چون آن ها زور دارند، میتوانند اعتبارات بانکی و ارزی را بگیرند. امام جمعه ایلام سوار پرادو میشود و مردم آنجا اعتراض کردند. امام جمعه یک محله به چه دلیلی باید وارد فعالیتهای اقتصادی شود!؟
در کنار این نا به سامانی ها، سیاست های احمقانه دیگری هم هست، یعنی هیچ احمقی این کار ها را نمیکند، اما ما در آن هنرمندیم!!!!»
مثلا صنایع فولاد و ذوب آهن، که در شعاع ۷ کیلومتری استان خراسان رضوی هفت واحد ذوب آهن وجود دارد. و از آنجا که صنایع فولاد نیاز به آب فراوان دارد، واحدهای ذوب آهن در آن منطقه به علت نبود آب کافی، زیر ۲۰ درصد تولید دارند. این کارخانهها کار نمیکنند، چون آب ندارند، ولی برای خیلیها نان دارند!!.»
بر اساس مصوبه دو هفته پیش مجلس، قرار است آب مورد نیاز این کارخانههای ذوب آهن از طریق لولهکشی از دریای عمان تامین شود. پروژهای بزرگ که هزاران میلیارد تومان هزینه اجرای آن خواهد بود.
یک محاسبه ساده نشان میدهد که هزینه انتقال آب از این طریق معادل دو دلار برای انتقال هر مترمکعب است و این هزینه آنقدر بالاست که قطعا این پروژه امکان اجرا شدن ندارد. چنین پروژههایی، خاک کردن آهن و فولاد زیر خاک کویر است، که مانند آن را در سایر مناطق کویری ایران هم داریم !!.
یعنی پول ها را به دوستانمان میدهیم که در جای غلطی به کار برده شود و تا این مدل اداره اقتصادی حاکم است وضع به همین منوال ادامه خواهد داشت.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#سرمایهداری_رفاقتی!!!
#حسین_راغفر
اقتصاد ایران سر و ته شده و روی کلهاش ایستاده است. باندبازی و رانتخواری از شاخصهای اصلی این نظام اقتصادی واژگونه است.
نظام اقتصادی ما، سرمایهداری رفاقتی است. آدمهایی که در سیستم نشستهاند، به دوستان و رفقای خودشان فقط توجه میکنند نه به مردم و منافع آنها. کسانی که داخل آن نظام نشستهاند، به گونهای تصمیمگیری میکنند که فقط منافع خودشان، خانواده، دوستان، همپالگیها و همحزبیهای آنها تأمین شود.
بر بستر این سرمایهداری رفاقتی، فساد گسترده مالی شکل گرفته است. دیون معوقه سیستم بانکی و نقش مخرب دولت نهم و دهم نوک کوه یخی بود که بیرون زد.
دیون معوقه بانکی که در ابتدای کار احمدینژاد، یعنی در سال ۱۳۸۴ حدود ۱۲ هزار میلیارد تومان بود، با پایان کار دولت او به ۲۶۰ هزار میلیارد تومان رسید. همین موضوع در ورشکستگی سیستم بانکی کشور موثر واقع شده است.
در عین حال سیاست مالیاتی کشور به گونه ای وارونه است که دولت تلاش لازمه برای اخذ مالیات از صاحبان ثروت به کار نمیگیرد. به عنوان نمونه، میزان مالیاتی که برای ثروتمندان در بودجه سال جاری پیش بینی شده ۴۸۰۰ میلیارد تومان است. یعنی اندکی بیش از رقمی که دولت برای جرایم رانندگی پیشبینی کرده است.
به سخن دیگر، در سرمایهداری رفاقتی از هر دستگاه خودرو سالانه به طور متوسط ۲۰۰ هزار تومان جریمه اخذ میشود، ولی صاحبان ثروتهای نجومی نقش مهمی در تامین نیازهای مالی دولت ایفا نمیکنند.
یکی از ویژگیهای نظام سرمایهداری رفاقتی، تخصیص فرصتهای انحصاری و شبهانحصاری به رفقا است ؛ یعنی فقط ۵ نفر میتوانند میوه وارد کنند یا چادر مشکی وارد کنند. سالهاست که کارخانهی تولید چادر مشکی را آوردهاند، اما آن را راه اندازی نکردهاند، زیرا این واردات سود هنگفتی برای عدهی خاصی دارد.
ایرانیها از تجارت است که صاحب ثروت میشوند نه تولید و علت آن هم تقلبی است که در ارز و واردات و فاکتورسازیها میکنند و این میشود که در حال حاضر سلطان شکر داریم.
انحصار واردات یک کالا عملا منجر به آن میشود که واردکنندگان خودسرانه بهای کالای وارداتی خود را تعیین کرده و از این طریق میلیاردها تومان درآمد فوقالعاده کسب کنند.
نظام اقتصادی حاکم بر ایران به علت ورود و حضور "بیوت علما" و نیروهای نظامی و امنیتی، زمینههای لازمه برای فساد مالی را فراهم دارد.
و این "بیوت علما" و نهادهای امنیتی و نظامی باعث فرار سرمایه میشود.
برای مثال زمانی که امام جمعهای در شهری وارد اقتصاد میشود. رییس بانک آن شهر وام را به سرمایهدار نمیدهد، بلکه آن را به بیت حاجآقا میدهد. اگر گروه نظامی درآنجا باشند، چون آن ها زور دارند، میتوانند اعتبارات بانکی و ارزی را بگیرند. امام جمعه ایلام سوار پرادو میشود و مردم آنجا اعتراض کردند. امام جمعه یک محله به چه دلیلی باید وارد فعالیتهای اقتصادی شود!؟
در کنار این نا به سامانی ها، سیاست های احمقانه دیگری هم هست، یعنی هیچ احمقی این کار ها را نمیکند، اما ما در آن هنرمندیم!!!!»
مثلا صنایع فولاد و ذوب آهن، که در شعاع ۷ کیلومتری استان خراسان رضوی هفت واحد ذوب آهن وجود دارد. و از آنجا که صنایع فولاد نیاز به آب فراوان دارد، واحدهای ذوب آهن در آن منطقه به علت نبود آب کافی، زیر ۲۰ درصد تولید دارند. این کارخانهها کار نمیکنند، چون آب ندارند، ولی برای خیلیها نان دارند!!.»
بر اساس مصوبه دو هفته پیش مجلس، قرار است آب مورد نیاز این کارخانههای ذوب آهن از طریق لولهکشی از دریای عمان تامین شود. پروژهای بزرگ که هزاران میلیارد تومان هزینه اجرای آن خواهد بود.
یک محاسبه ساده نشان میدهد که هزینه انتقال آب از این طریق معادل دو دلار برای انتقال هر مترمکعب است و این هزینه آنقدر بالاست که قطعا این پروژه امکان اجرا شدن ندارد. چنین پروژههایی، خاک کردن آهن و فولاد زیر خاک کویر است، که مانند آن را در سایر مناطق کویری ایران هم داریم !!.
یعنی پول ها را به دوستانمان میدهیم که در جای غلطی به کار برده شود و تا این مدل اداره اقتصادی حاکم است وضع به همین منوال ادامه خواهد داشت.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
زندگی را تمام و کمال زندگی کن،
و سپس، و فقط پس از آن،
چشم از دنیا بپوش.
هیچ جایی از زندگی را
بدون زیستن پشت سر نگذار.
#اروین_د_یالوم
درمان شوپنهاور
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
زندگی را تمام و کمال زندگی کن،
و سپس، و فقط پس از آن،
چشم از دنیا بپوش.
هیچ جایی از زندگی را
بدون زیستن پشت سر نگذار.
#اروین_د_یالوم
درمان شوپنهاور
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سرانه کتاب خوانی در ایران
فنلاند : هرنفر سالانه 48 کتاب می خواند.
ایران : هر ایرانی سااالانه 18دقیقه کتاب می خواند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
فنلاند : هرنفر سالانه 48 کتاب می خواند.
ایران : هر ایرانی سااالانه 18دقیقه کتاب می خواند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
در این دنیا، همه چیزدست خود آدم است،
حتی عشق، حتی جنون، حتی ترس...
آدمیزاد می تواند اگر بخواهد کوه ها را جا به جا کند... می تواند آب ها را بخشکاند... می تواند چرخ و فلک را به هم بریزد... آدمیزاد حکایتی است، می تواند همه جور حکایتی باشد؛ حکایت شیرین، حکایت تلخ، حکایت زشت... و حکایت پهلوانی!
بدن آدمیزاد شکننده است، اما هیچ نیرویی در این دنیا، به قدرت نیروی روحی او نمی رسد، به شرطی که اراده و وقوف داشته باشد!
#سیمین_دانشور
سووشون
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
در این دنیا، همه چیزدست خود آدم است،
حتی عشق، حتی جنون، حتی ترس...
آدمیزاد می تواند اگر بخواهد کوه ها را جا به جا کند... می تواند آب ها را بخشکاند... می تواند چرخ و فلک را به هم بریزد... آدمیزاد حکایتی است، می تواند همه جور حکایتی باشد؛ حکایت شیرین، حکایت تلخ، حکایت زشت... و حکایت پهلوانی!
بدن آدمیزاد شکننده است، اما هیچ نیرویی در این دنیا، به قدرت نیروی روحی او نمی رسد، به شرطی که اراده و وقوف داشته باشد!
#سیمین_دانشور
سووشون
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
پرواز فکر و اندیشه
کانال تلگرامی کتابخانه گویا
سلام شب خوش
یاران همراه تا سخنرانی بعدی دکتر سروش از باب نهم و دهم ، رمان صوتی جز از کل رو در خدمت تون خواهیم بود
یاران همراه تا سخنرانی بعدی دکتر سروش از باب نهم و دهم ، رمان صوتی جز از کل رو در خدمت تون خواهیم بود
پرواز فکر و اندیشه pinned «سلام شب خوش یاران همراه تا سخنرانی بعدی دکتر سروش از باب نهم و دهم ، رمان صوتی جز از کل رو در خدمت تون خواهیم بود»
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان نود و شش
#طوس_و_گیو_جنگ_دوم_تورانیان
کشتار زیادی از سپاه ایران شد . و در آن میدان مرد خردمندی بازور جادوگر را به رهام نشان داد.
رهام به سوی او به طرف کوه تاخت و با شمشیر دستهایش را از بدنش جدا کرد. ناگهان ابرها پراکنده شدند و خورشید درخشان آشکار شد. آنگاه گودرز گفت که دیگر جای پیل و کمند و کمان نیست . باید با تیغ و شمشیر جنگید . طوس پاسخ داد تو درفش را نگهدار و
اگر من شوم کشته زین رزمگاه
تو برکش سوی شاه ایران سپاه
دلیران ایران جان بر کف جنگیدند ولی سپاه هراسناک شده و پشت به دشمن کرده و گریختند. طوس گیو را فرستاد تا لشکر را جمع کرده و آنگاه که هوا تاریک شد ، کمی آرمیدند و کشته ها را به خاک سپردند . در آن شب پیران لشکر را فراخواند و گفت : فردا هرکسی را از دشمن که زنده مانده بی جان خواهیم کرد. سپاه شادمانی کردند و شب را به آسودگی گذراندند. ولی طوس لشکر را با بنه و خیمه به سوی کوی هماون کشید و سواری نزد شاه فرستاد او را آگاهی داده تا
مگر رستم زال را با سپاه
سوی ما فرستد بدین رزمگاه
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان نود و شش
#طوس_و_گیو_جنگ_دوم_تورانیان
کشتار زیادی از سپاه ایران شد . و در آن میدان مرد خردمندی بازور جادوگر را به رهام نشان داد.
رهام به سوی او به طرف کوه تاخت و با شمشیر دستهایش را از بدنش جدا کرد. ناگهان ابرها پراکنده شدند و خورشید درخشان آشکار شد. آنگاه گودرز گفت که دیگر جای پیل و کمند و کمان نیست . باید با تیغ و شمشیر جنگید . طوس پاسخ داد تو درفش را نگهدار و
اگر من شوم کشته زین رزمگاه
تو برکش سوی شاه ایران سپاه
دلیران ایران جان بر کف جنگیدند ولی سپاه هراسناک شده و پشت به دشمن کرده و گریختند. طوس گیو را فرستاد تا لشکر را جمع کرده و آنگاه که هوا تاریک شد ، کمی آرمیدند و کشته ها را به خاک سپردند . در آن شب پیران لشکر را فراخواند و گفت : فردا هرکسی را از دشمن که زنده مانده بی جان خواهیم کرد. سپاه شادمانی کردند و شب را به آسودگی گذراندند. ولی طوس لشکر را با بنه و خیمه به سوی کوی هماون کشید و سواری نزد شاه فرستاد او را آگاهی داده تا
مگر رستم زال را با سپاه
سوی ما فرستد بدین رزمگاه
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Forwarded from اتچ بات
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
عقلایی که از یک سوراخ ده بار گزیده میشوند! ( آرمان امیری)
هجده سال پیش، در چنین روزهایی، قوه قضائیه به دنبال یک سخنرانی از رهبری، بیش از ۱۵ نشریه اصلاحطلب را یک شبه تعطیل کرد. اقدامی که همان زمان میرحسین موسوی از آن با عنوان «تعطیلی فلهای مطبوعات» یاد کرد و با همین نام در حافظه تاریخی ثبت شد. در سال ۷۹، نه تنها دولت در اختیار سیدمحمد خاتمی بود، بلکه مجلس ششم نیز اصلاحطلبترین ترکیب تاریخ مجالس پس از انقلاب را رقم زده بود. اگر شوراهای شهر را هم به حساب بیاوریم، تمامی ارکان «انتخابی» حکومت در قبضه اصلاحطلبان بود اما مجموع این ارکان نتوانست جلوی آن قلع و قمع رسانهای را بگیرد.
سه سال بعد از تعطیلی فلهای مطبوعات، نوبت به رد صلاحیت فلهای نمایندگان مجلس رسید. انتخابات مجلس هفتم در شرایطی برگزار شد که نه تنها شمار بسیار زیادی از داوطلبان جدید، بلکه حدود ۷۰ نفر از نمایندگان خود مجلس هم در آن رد صلاحیت شدند. اقدامی که در تاریخ ۱۰۰ ساله مجالس ملی این کشور سابقه نداشته است. این بار هم مجموع قوای اصلاحطلبان که در ارکان انتخابی حکومت ساکن شده بودند نتوانستند کاری از پیش ببرند. آنانی که پیشتر ابزار ایستادگی در برابر انسداد جریان آزاد اطلاعات را پیدا نکرده بودند، اینبار حتی نتوانستند از «امکان» تداوم حضور خودشان در مجلس دفاع کنند.
مثالهای مشابه فراوانی، نه در تاریخ ۲۰ ساله اصلاحات، که فقط در همان تاریخ ۸ ساله دولت اصلاحطلب سیدمحمد خاتمی میتوان یافت که نهادهای غیردموکراتیک حکومتی با استنادات و ابزارهایی که قانون در اختیارشان قرار داده بود به سمت ارکان انتخابی یا حقوق شهروندی یورش آوردند و هر بار دست اصلاحطلبان در کمند تنگی قوانین معیوب کشور بسته باقی ماند. اصلاحاتی که از ابتدا خود را به انتخابات، معدود نهادهای دموکراتیک و البته چهارچوب تنگ قوانین معیوب محدود ساخته بود، در برابر احکام قضائی، نظرات شورای نگهبان و البته فرامین حکومتی کاملا مستاصل نشان داد تا سرانجام کار به شکست مفتضحانه در انتخابات ۸۴ برسد.
هنوز هم بسیاری علاقه دارند گناه شکست انتخابات ۸۴ را به گردن مردم و فرهنگ غیرمتداوم و ناپایدار سیاسی بیندازند. سادهترین راه هم همین است که مدعی شویم تمام شکستها از رای مردم به احمدینژاد آغاز شد. واقعیت تاریخ اما چیز دیگری بود. تصویر رویایی و درخشانی که امروزه گروهی تلاش میکنند از دوران ریاست جمهوری خاتمی ارائه دهند، نهایتا از سال ۷۶ شروع شد و در سال ۷۹ به پایان رسید. از آن پس، هرچه بود افول بود و سقوط. تمام دستاوردهای سه سال نخست یکی یکی و در همان دولت خاتمی از دست اصلاحطلبان خارج شد و خیلی پیش از آنکه کار به انتخابات ۸۴ برسد عملا فاتحه اصلاحات خوانده شده بود.
۱۸ سال پس از تعطیلی فلهای مطبوعات، بار دیگر قوه قضائیه وارد میدان رسانهها شد و با یک حکم قضایی گستردهترین شبکهاجتماعی و رسانه مردمی را فیلتر کرد. این فیلترینگ جدید نیز در شرایطی رخ داد که شهروندان در چندین انتخابات پیاپی، از سال ۹۲ تا ۹۶، عملا تمام «ظرفیتهای دموکراتیک و مقدور سیاسی» را به حساب اصلاحطلبان واریز کرده بودند. البته که شاید روحانی، به اندازه خاتمی اصلاحطلب نباشد و مجلس دهم شباهتی به مجلس ششم نداشته باشد. اما این تقصیر مردم نبود. آنانی که به ندای «تکرار میکنم» پاسخ دادند سنگ تمام گذاشتند و حداکثر ظرفیت ممکن انتخابات را کسب کردند. (نمونهاش پیروزی ۳۰ به هیچ در انتخابات مجلس تهران یا پیروزی مشابه در انتخابات شورای شهر) اما حتی همان جناب روحانی که مدعی بود در دور دوم، با افزایش پیروزی شکننده ۵۱ درصدی دور نخست خود، میتواند وعدههای معوقاش را عملی کند، امروز ساکتتر از هر زمان دیگری از انظار عمومی پنهان شده چرا که خود میداند هیچ راهی برای تحقق مطالبه ملی (و نه فقط جناحی) رفع فیلتر تگرام ندارد.
شاید برای ناظر آگاه و بیطرف، همان تجربه تعطیلی فلهای مطبوعات کفایت میکرد که دریابد حداکثر سقف در نظر گرفته شده برای اصلاحاتی که شعارش «قانونگرایی» و شیوهاش «انتخابات محور» است، برای حفظ حداقل دستاوردها هم کفایت نمیدهد. اما اگر در مثلها میخوانیم «العاقل و اشاره [العاقل یکفیه بالاشاره]»، در عمل میبینیم که جریانات اصلاحات ما، نه فقط آن زمان، بلکه با گذشت دو دهه و تکرار تجربیات مشابه همچنان در برابر درک و پذیرش یک حقیقت ساده مقاومت میکند: «ظرفیتهای قانونی نهادهای دموکراتیک، توان اصلاح حکومت و دفاع از حقوق مردم را ندارد. درست به همان میزان که اگر مردم فقط به صورت پیادهنظام انتخاباتی به میدان خوانده شوند، توان حمایت از دولت و اصلاحطلبان را ندارند».
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
عقلایی که از یک سوراخ ده بار گزیده میشوند! ( آرمان امیری)
هجده سال پیش، در چنین روزهایی، قوه قضائیه به دنبال یک سخنرانی از رهبری، بیش از ۱۵ نشریه اصلاحطلب را یک شبه تعطیل کرد. اقدامی که همان زمان میرحسین موسوی از آن با عنوان «تعطیلی فلهای مطبوعات» یاد کرد و با همین نام در حافظه تاریخی ثبت شد. در سال ۷۹، نه تنها دولت در اختیار سیدمحمد خاتمی بود، بلکه مجلس ششم نیز اصلاحطلبترین ترکیب تاریخ مجالس پس از انقلاب را رقم زده بود. اگر شوراهای شهر را هم به حساب بیاوریم، تمامی ارکان «انتخابی» حکومت در قبضه اصلاحطلبان بود اما مجموع این ارکان نتوانست جلوی آن قلع و قمع رسانهای را بگیرد.
سه سال بعد از تعطیلی فلهای مطبوعات، نوبت به رد صلاحیت فلهای نمایندگان مجلس رسید. انتخابات مجلس هفتم در شرایطی برگزار شد که نه تنها شمار بسیار زیادی از داوطلبان جدید، بلکه حدود ۷۰ نفر از نمایندگان خود مجلس هم در آن رد صلاحیت شدند. اقدامی که در تاریخ ۱۰۰ ساله مجالس ملی این کشور سابقه نداشته است. این بار هم مجموع قوای اصلاحطلبان که در ارکان انتخابی حکومت ساکن شده بودند نتوانستند کاری از پیش ببرند. آنانی که پیشتر ابزار ایستادگی در برابر انسداد جریان آزاد اطلاعات را پیدا نکرده بودند، اینبار حتی نتوانستند از «امکان» تداوم حضور خودشان در مجلس دفاع کنند.
مثالهای مشابه فراوانی، نه در تاریخ ۲۰ ساله اصلاحات، که فقط در همان تاریخ ۸ ساله دولت اصلاحطلب سیدمحمد خاتمی میتوان یافت که نهادهای غیردموکراتیک حکومتی با استنادات و ابزارهایی که قانون در اختیارشان قرار داده بود به سمت ارکان انتخابی یا حقوق شهروندی یورش آوردند و هر بار دست اصلاحطلبان در کمند تنگی قوانین معیوب کشور بسته باقی ماند. اصلاحاتی که از ابتدا خود را به انتخابات، معدود نهادهای دموکراتیک و البته چهارچوب تنگ قوانین معیوب محدود ساخته بود، در برابر احکام قضائی، نظرات شورای نگهبان و البته فرامین حکومتی کاملا مستاصل نشان داد تا سرانجام کار به شکست مفتضحانه در انتخابات ۸۴ برسد.
هنوز هم بسیاری علاقه دارند گناه شکست انتخابات ۸۴ را به گردن مردم و فرهنگ غیرمتداوم و ناپایدار سیاسی بیندازند. سادهترین راه هم همین است که مدعی شویم تمام شکستها از رای مردم به احمدینژاد آغاز شد. واقعیت تاریخ اما چیز دیگری بود. تصویر رویایی و درخشانی که امروزه گروهی تلاش میکنند از دوران ریاست جمهوری خاتمی ارائه دهند، نهایتا از سال ۷۶ شروع شد و در سال ۷۹ به پایان رسید. از آن پس، هرچه بود افول بود و سقوط. تمام دستاوردهای سه سال نخست یکی یکی و در همان دولت خاتمی از دست اصلاحطلبان خارج شد و خیلی پیش از آنکه کار به انتخابات ۸۴ برسد عملا فاتحه اصلاحات خوانده شده بود.
۱۸ سال پس از تعطیلی فلهای مطبوعات، بار دیگر قوه قضائیه وارد میدان رسانهها شد و با یک حکم قضایی گستردهترین شبکهاجتماعی و رسانه مردمی را فیلتر کرد. این فیلترینگ جدید نیز در شرایطی رخ داد که شهروندان در چندین انتخابات پیاپی، از سال ۹۲ تا ۹۶، عملا تمام «ظرفیتهای دموکراتیک و مقدور سیاسی» را به حساب اصلاحطلبان واریز کرده بودند. البته که شاید روحانی، به اندازه خاتمی اصلاحطلب نباشد و مجلس دهم شباهتی به مجلس ششم نداشته باشد. اما این تقصیر مردم نبود. آنانی که به ندای «تکرار میکنم» پاسخ دادند سنگ تمام گذاشتند و حداکثر ظرفیت ممکن انتخابات را کسب کردند. (نمونهاش پیروزی ۳۰ به هیچ در انتخابات مجلس تهران یا پیروزی مشابه در انتخابات شورای شهر) اما حتی همان جناب روحانی که مدعی بود در دور دوم، با افزایش پیروزی شکننده ۵۱ درصدی دور نخست خود، میتواند وعدههای معوقاش را عملی کند، امروز ساکتتر از هر زمان دیگری از انظار عمومی پنهان شده چرا که خود میداند هیچ راهی برای تحقق مطالبه ملی (و نه فقط جناحی) رفع فیلتر تگرام ندارد.
شاید برای ناظر آگاه و بیطرف، همان تجربه تعطیلی فلهای مطبوعات کفایت میکرد که دریابد حداکثر سقف در نظر گرفته شده برای اصلاحاتی که شعارش «قانونگرایی» و شیوهاش «انتخابات محور» است، برای حفظ حداقل دستاوردها هم کفایت نمیدهد. اما اگر در مثلها میخوانیم «العاقل و اشاره [العاقل یکفیه بالاشاره]»، در عمل میبینیم که جریانات اصلاحات ما، نه فقط آن زمان، بلکه با گذشت دو دهه و تکرار تجربیات مشابه همچنان در برابر درک و پذیرش یک حقیقت ساده مقاومت میکند: «ظرفیتهای قانونی نهادهای دموکراتیک، توان اصلاح حکومت و دفاع از حقوق مردم را ندارد. درست به همان میزان که اگر مردم فقط به صورت پیادهنظام انتخاباتی به میدان خوانده شوند، توان حمایت از دولت و اصلاحطلبان را ندارند».
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Telegram
attach 📎
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بعضی وقتا آدمی پیدا میشود که می خواهد چیز ناشناخته ای را به مردم بشناساند و همیشه هم مردم به ریشش می خندند و حتی گاهی هم اتفاق می افتد که او را به زندان می اندازند و سرانجام پس از مرگ آن فرد است که مردم متوجه می شوند حق با او بوده.
آن وقت مجسمه اش را می سازند و این همان کسی است که به او می گویند؛ نابغه!
#موریس_دروئون
تیستوی سبز انگشتی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بعضی وقتا آدمی پیدا میشود که می خواهد چیز ناشناخته ای را به مردم بشناساند و همیشه هم مردم به ریشش می خندند و حتی گاهی هم اتفاق می افتد که او را به زندان می اندازند و سرانجام پس از مرگ آن فرد است که مردم متوجه می شوند حق با او بوده.
آن وقت مجسمه اش را می سازند و این همان کسی است که به او می گویند؛ نابغه!
#موریس_دروئون
تیستوی سبز انگشتی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سن ، مشکل عشق نيست. زمان نمی تواند بلور اصل را کدر کند ، مگر آنکه تو پيوسته برق انداختن آن را از ياد برده باشی ...
#نادر_ابراهيمی
يک عاشقانه آرام
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#نادر_ابراهيمی
يک عاشقانه آرام
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️