پرواز فکر و اندیشه
1.18K subscribers
4.2K photos
2.1K videos
84 files
984 links
‏جاویدشاه فقط یه شعار نیست…

عهد ما با ایران و هزاران سال پادشاهی‌ست…
Download Telegram
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


گویند که در شهر نیشابور موشی به نام «زیرک» در خانه‌ی مردی زندگی می‌کرد.

زیرک درباره‌ی زندگی خود چنین می‌گوید:
«هرگاه مرد صاحب‌خانه خوراکی برای روز دیگر نگه می‌داشت، من آن را ربوده و می‌خوردم و مرد هرچه تلاش می‌کرد تا مرا بگیرد، کاری از پیش نمی‌برد.
تا اینکه شبی مهمانی برای مرد آمد.
او انسانی جهان‌دیده و سرد و گرم روزگارچشیده بود.
هنگامی که مهمان برای مرد سخن می‌گفت، صاحب خانه برای آن‌که ما را از میان اتاق رفت وآمد می‌کردیم براند(فراری دهد)، دست‌هایش را به‌هم میزد.

مهمان از این کار مرد خشمگین شد و گفت:
من سخن می‌گویم آنگاه تو کف می‌زنی؟ مرا مسخره می‌کنی؟

مرد گفت:
برای آن دست می‌زنم که موش‌ها بر سر سفره نریزند و آن‌چه آورده‌ایم را ببرند.

مهمان پرسید:
آیا هرچه موش در این خانه‌اند همگی جرات و توان چنین کاری را دارند؟

مرد گفت:
نه! یکی از ایشان از همه دلیرتر است.

مهمان گفت:
بی‌گمان این جرات او دلیلی دارد و من گمان می‌کنم که این کار را به پشتیبانی چیزی انجام می‌دهد. پس تیشه‌ای برداشت و لانه‌ی مرا کند. من در لانه‌ی دیگری بودم و گفته‌های او را می‌شنیدم.

در لانه‌ی من ١٠٠٠ دینار بود که نمی‌دانم چه‌کسی آن‌جا گذاشته بود اما هرگاه آن‌ها را می‌دیدم و یا به‌ آن‌ها می‌اندیشیدم، شادی و نشاط و جرات من چندبرابر می‌شد.

مهمان زمین را کند تا به زر رسید
و آن را برداشت و به مرد گفت:
که دلیل دلیری موش این زر بود. زیرا که مال پشتوانه‌ای بس نیرومند است. خواهی دید که از این پس موش دیگر زیانی به تو نخواهد رسانید.

من این سخن‌ها را می‌شنیدم و در خود احساس ناتوانی و شکست می‌کردم. دانستم که دیگر باید از آن سوراخ، به جایی دیگر رفت.

چندی نگذشت که در بین موش‌های دیگر کوچک شمرده شدم و جایگاه خود را از دست دادم و دیگر مانند گذشته بزرگ نبودم. کار به جایی رسید که دوستان مرا رها کردند و به دشمنانم پیوستند.

پس من با خود گفتم؛
که هرکس مال ندارد، دوست، برادر و یار ندارد.

مهمان و صاحب‌خانه، زر را بین خود بخش کردند. صاحب‌خانه زر را در کیسه‌ای کرد و بالای سر خود گذاشت و خوابید، من خواستم از آن چیزی باز آرم تا شاید از این بدبختی رهایی یابم،
هنگامی که به بالای سر او رفتم، مهمان بیدار بود و یک چوب بر من زد که از درد آن بر خود پیچیدم و توان بازگشت به لانه را نداشتم. به سختی خود را به لانه رساندم و پس از آن‌که دردم اندکی کاسته شد، دوباره آز مرا برانگیخت و بیرون آمدم.

مهمان چشم به راه من بود، چوبی دیگر بر سر من کوفت، آن‌چنان که از پای درآمدم و افتادم. با هزار نیرنگ خود را به سوراخ رساندم.

درد آن زخم‌ها، همه‌ی جهان را بر من تاریک ساخت و دل از مال و دارایی کندم. آن‌جا بود که دریافتم، پیش‌آهنگ همه‌ی بلاها طمع است.

پس از آن، به ناچار کار من به جایی رسید که به آن‌چه در سرنوشت است خشنود شدم. بنابراین از خانه‌ی آن مرد رفتم و در بیابانی لانه ساختم.

#کلیله_و_دمنه


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith

آیا ما باید هر کتابی را بخوانیم ؟ آیا باید به هر قیمتی مطالعه کنیم ؟

#کافکا پاسخ می دهد :

فکر می‌کنم اصولاً آدم باید کتاب‌هایی بخواند که گازش می‌گیرند و نیشش می‌زنند ؛ اگر کتابی که می‌خوانیم مثل یک‌مشت نخورد به جمجمه‌مان و بیدارمان نکند ، پس چرا می‌خوانیمش؟ که به قول تو حالمان خوش بشود؟ بدون کتاب هم که می‌شود خوش‌حال بود ؛ تازه لازم باشد، خودمان می‌توانیم از این کتاب‌هایی بنویسیم که حالمان را خوش می‌کند ؛ ما اما نیاز به کتاب‌هایی داریم که مثل یک ناخوش حالی ِ سخت دردناک متأثرمان کند ، مثل مرگ کسی که از خودمان بیشتر دوستش داشتیم ، مثل زمانی که در جنگل‌ها پیش می‌رویم ، دور از همه‌ی آدم‌ها ، مثل یک خودکشی ؛ « کتاب باید مثل تبری باشد برای دریای یخزده درونمان…»

فرانتس کافکا ، نامه های کافکا به پدر

کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


#شاهنامه
داستان صد و بیست و یک
#جنگ_سوم_با_تورانیان

خاقان چین را دستور داد در نقطه ای مسکن بدهند و نامه ای در پاسخ به تهمتن از او به خاطر رنجی که کشیده بود سپاسگزاری کرد و نوشت :

کسی را که رستم بود پهلوان
سزد گر بماند همیشه جوان

بفرمود تا خلعت آراستند
ستام و کمرها بپیراستند

برای سایر پهلوانان خلعت فرستاد و به فریبرز گفت بار دیگر نزد جهان پهلوان برو و هدایای من ونامه مرا به او تسلیم کن.
از آن طرف وقتی پیران به افراسیاب رسید داستان چهل روز جنگ و اسیر شدن خاقان را برای افراسیاب تعریف کرد. افراسیاب گفت به یاد دارم که رستم کودکی بود به میدان من آمد . من او را بازیچه گرفتم ولی او مرا از روی زین برکشید و اگر بند قبایم پاره نشده بود کشته شده بودم. اما بخت یاری کرد و از دست او رها شدم. او در جنگ با دیو سپید فقط با یک گرز به جنگ بزرگان مازندران رفت.
بزرگان توران چون غم فراوان افراسیاب را دیدند از جا بلند شده و گفتند: ای شاه آنچه کشته شده از لشکر سقلات و چین بوده است و از لشکر ما کسی کم نشده .
اکنون باید آماده شویم و راه را بر رستم بگیریم . افراسیاب در گنج خانه را گشود و سپاهی بزرگ برای جنگ با ایرانیان آماده کرد. خبر به رستم  رسید که افراسیاب بار دیگر آماده جنگ با ایرانیان میشود. تهمتن سرداران را جمع کرد و باهم نشسته بودند که فریبرز با نامه کیخسرو به لشکرگاه آمد . نامه را خواند و هدایا را به مجلس آورد. همه خوشحال و بر جهان پهلوان آفرین کردند.

منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
      به کوشش : سهراب چمن آرا


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


#پیر_شده‌اید_آقایان_چرچیل

#امیر_ناظمی (هیات علمی مرکز تحقیقات سیاست علمی)

فوتبالیست‌های مشهور که همیشه بر جلد روزنامه‌های هستند، بعد از دوران بازی دچار افسردگی می‌شوند. آنان از دیده نشدن، از نبودن در اخبار، از فراموشی می‌ترسند. برخی که نمی‌توانند با این وضعیت کنار بیایند، تا تخریب کامل تصویر خود پیش می‌روند

این همان چیزی است که در کمین سیاستمداران هم می‌نشیند

چرچیل تا ۸۰ سالگی‌اش نخست‌وزیر ماند. در زمانی که حتی به سختی راه می‌رفت، به سختی می‌نشست، حاضر به استعفا نبود و آنقدر بزرگ بود که انگلیسی‌های محافظه‌کار ترجیح می‌دادند از مقابله با او کنار بکشند. در واقعیت اما چرچیل پیر شده بود.

چرچیل بزرگ
چرچیل نخست‌وزیری بود که نظام سلطنت را در سایه‌ی خودش برده بود. او بی‌رقیب‌ترین سیاستمدار جهان بود و باقی ماند. چرچیل در هر ۴ رویداد بزرگ قرن ۲۰م انگلیس نقشی فراتر از سیاستمدار ایفا کرد، تا لقب «پدر ملت» را دریافت کند:

1/ جنگ جهانی اول: او تصمیماتی گرفت که در سرنوشت جنگ و انگلستان تاثیرگذار بود. زمانی که وزیر جوان دریانوردی "از ۳۶ سالگی" کابینه بریتانیا بود؛ خود را در قامت نخست‌وزیر می‌دید. او در ۴۰ سالگی و از همان اولین روزهای جنگ جهانی اول در ۱۹۱۴ فراتر از یک وزیر بود.

2/ جنگ جهانی دوم: او سخت‌ترین تصمیمات را برای انگلستان گرفت؛ در حالی که همه متفق بودند تا با هیتلر قرارداد صلح امضا کنند
تصمیم به جنگ گرفت. در نهایت او بود که هم انگلستان و هم اروپا را نجات داد.

3/ کناره‌گیری شاه: ادوارد ۸م بخاطر ازدواج با معشوقه‌اش در روزهای سخت انگلیس از سلطنت کنار رفت؛ و چرچیل کسی بود که این تغییر را با کمترین هزینه مدیریت کرد، تا سلطنت به جرج ۶م برسد.

4/ تغییر سلطنت: پس از مرگ جرج ۶م تا تحویل سلطنت به دختر جوان ۲۶ ساله‌ای که در زمان تولدش در انتهای لیست کاندیداهای سلطنت قرار داشت، باز هم نقش آفرید. ملکه الیزابت بنا به اتفاقات عجیبی که در کمتر از ۱۰ سال برای انگلستان روی داد، باید سلطنتی را که برایش آموزش ندیده بود تحویل می‌گرفت.

چرچیل اما کم کم تبدیل به نماد گذشته شده بود او جوان‌ترهای جنگ نادیده را دوست نداشت، ایده‌های جدید را برنمی‌تابید.

چرچیل بداخلاق، پیر و بزرگ را چه کسی توانست به استعفا بکشاند؟‌

تولد ۸۰ سالگی
برای تولد ۸۰ سالگی چرچیل، نمایندگان مجالس اعیان و عوام تصمیم به برگزاری یک جشن ملی می‌گیرند و این تولد از تلویزیون هم قرار است مستقیم پخش شود. اما هدیه‌ی تولد آقای چرچیل چیست؟ نقاشی پرتره‌اش.

این نقاشی پرتره سفارش داده می‌شود به نقاش معروف «گراهام ساترلند» هنرمند نوگرای انگلیسی آن زمان.

ساترلند به مانند هر هنرمندی در پس نقاشی چهره، به دنبال حقیقت است. چرچیل را در چندین نوبت می‌بیند و در موردش تحقیق می‌کند. چرچیل اما خودش نقاش است و برای همین به ساترلند یادآوری می‌کند که «او نقاش چهره‌ی چرچیل نیست، او باید تصویرگر چهره‌ی جایگاه چرچیل باشد»

هنر آیینه‌ای است برای دیدن خودمان. آیینه‌ای که اگر مدام به آن نگاه نکنیم، زشت خواهیم شد. ساترلند صریح‌تر از آن است که چرچیل بزک‌شده را بکشد . او همان آیینه‌ای را می‌سازد که چهره‌ی واقعی چرچیل را نشان می‌دهد.

روز تولد در محل مجلس از نقاشی رونمایی می‌شود و چرچیل برآشفته می‌شود از دیدن خویش در آن آیینه. او درصدد بازپس فرستادن نقاشی است؛ اما ساترلند هنرمندی نیست که بشود به سادگی از آن گذشت و بازاندیشی در آنچه هست، می‌افتد به جان چرچیل

ساترلند به دیدن چرچیل می‌رود. او به صراحت به چرچیل می‌گوید که هم او را دوست دارد و هم او را قابل ستایش می‌داند؛ اما «پیر شده‌ای آقای چرچیل»
ساترلند هنر را آیینه‌ای می‌داند که باید به چرچیل یادآوری کند که به جنگ سن و سال نمی‌تواند برود.

نقاشی به دستور همسر چرچیل به آتش کشیده می‌شود. اما آتش آن تصویر که به جان چرچیل بزرگ افتاد تا او استعفای خود را اعلام کند. چرچیل از دیدن خویش در آیینه‌ی هنر به واقعیت پی‌برد. او برای حفظ احترام خودش و کشورش باید کنار بکشد.

امروزه نقاشی ساترلند شاهکاری از دست رفته است . شاهکاری که توانست غایت هر هنری باشد؛ هر هنری که برای بیان صریح حقیقت در پس بزک‌شدن‌ها و بازی‌کردن‌ها، تنها امید آدمی است.

همین نقاشی بود که انگلستان آن روز را از اشتباهات مردان بزرگش رهانید. ساترلند صریح گفت: شما به جنگ سن و سال‌تان رفته‌اید! شما به نبرد با طبیعت آدمی برخاسته‌اید.

فرد پیر ناخودآگاه دل‌بسته‌ی افکار کهنه است. این طبیعت آدمی است و نمی‌شود با طبیعت چنین به جنگ برخاست.

چرچیل آن زمان هم چرت‌های ملوکانه‌اش در جلسات زبانزد شده بود. و چقدر سیاست ما این روزها به هنری نیاز دارد که به آن‌ها در زمان بیداریشان یادآوری کند: کمی پیرشده‌اید آقایان چرچیل


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Audio
کانال تلگرامی کتابخانه گویا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Audio
کانال تلگرامی کتابخانه گویا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


گرگ و کلنگ

گرگی را استخوان در حلق گرفت.
یکی را طلب کرد که معالجت کند.
نزدیک کلنگی (پرنده ای است کبود رنگ و دراز گردن و بزرگ تر از لک لک، درنا) آمد و او را اجرت (دستمزد) قبول کرد.
کلنگ سر در حلق او کرد و استخوان بیرون آورد.
پس گفت اجرت بیاور.
گفت به این خشنود نیستی که سر در دهن گرگ کردی و درست و سالم بیرون آمدی، اجرت دیگر چه می خواهی؟

منبع: اخلاق محتشمی، خواجه نصیرالدین طوسی، صفحه 434


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


#ویولون_زنی_در_ویرانه

در یکی از روزهای سرد ماه ژانویه و در یکی از محلات فقیرنشین در شهر واشنگتن، صبح زود مثل هر روز، مردم آن منطقه که اکثرا یا کارگر معدن بودند و یا صاحب مشاغل سیاه از خانه هایشان بیرون زدند تا یک روز پر از رنج و مشقت دیگر را آغاز کنند. زنان و مردانی که تفریح و لذت در زندگیشان نامفهوم بود و به قول معروف، زندگی نمیکردند، بلکه به اجبار زنده بودند تا ریاضت بکشند که نمیرند. آن روز نیز آن مردم بینوا در حالی که خیلی هایشان کارگر روزمزد بودند و نمیدانستند آیا امشب هم باز سر گرسنه زمین خواهند گذاشت یا نه و خود را برای یک روز مشقت بار دیگر آماده میکردند، ناگهان صدای ویولن زیبایی از گوشه یک خرابه توجهشان را جلب کرد! آوای ویولن آنقدر زیبا و مسحور کننده بود که پای آن مردم فقیر زیر برفی که نرم نرم شروع به باریدن کرده بود از رفتن باز ماند. اکثرا آنها با اینکه میدانستند اگر دیر برسند جریمه میشوند، بی توجه به این مشکل در آن خرابه که اندازه یک سالن کنسرت بود جمع شدند و حدود دو ساعت و نیم در آن سرما با گوش دادن به آن آهنگهای زیبا و استثنایی، وجودشان گرم شد،اشک ریختند،خندیدند و به خاطراتشان فکر کردند.
سرانجام ویولونیست خیابانی که مردی ۳۵ ساله بود کارش تمام شد. ویولنش را برداشت و آماده رفتن شد. اما در همین حال و احوال و تشویق بی امان مردم، کمی مکث کرد، همه آنها را صدا کرد و به همگی که حدود ۳۰۰ نفر بودند نفری ۵ دلار داد و سپس درحالیکه برای آنان بوسه میفرستاد سوار تاکسی شد و رفت تا آن مردم فقیر از فردا این ماجرا را همچون افسانه برای دوستانشان تعریف کنند.
اما آن روز هیچکس نفهمید ویولونیست ۳۵ ساله کسی نیست جز "جاشوا بل" یکی از بهترین موسیقی دانان جهان که ۳ روز قبل، هر بلیت کنسرتش ۱۰۰ دلار به فروش رفته بود. فردای آن روز جاشوا به یکی از دوستانش که از این موضوع با خبر شده بود گفت: من فرزند فقرم. آن روز وقتی در کنسرت فقط مردم ثروتمند را دیدم از خودم خجالت کشیدم که فقیران را از یاد برده ام.
به همین خاطر به آن محله فقیرنشین رفتم و همان کنسرت دو ساعت و نیمه را تکرار کردم. بعد هم وقتی یادم آمد اکثر آنها به خاطر من باید جریمه شوند، تمام پولی را که از کنسرت نصیبم شده بود، میان آنها تقسیم کردم. لذتی بردم که تا کنون در هیچ کنسرتی نبرده ام.


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Audio
حالا چرا
اثر : روح الله خالقی
شعر : شهریار

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


💠نشانه‌های زیر خط فهم بودن!

بر اساس محاسبه یک اقتصاددان در تهران خانواده های دارای درآمد کمتر از 2 میلیون و 300هزار تومان زیر خط فقرند. اما آیا جامعه شناسی هم پیدا میشود جرات کند، خط فهم را تعیین کند و تعداد کسانی که زیرخط فهم هستند را نیز اندازه گیری کند؟ براستی مشکل ما خط فهم است یا خط فقر؟

- وقتی من سوار ماشین 50 میلیونی هستم اما ته مانده سیگارم را به بیرون پرت می کنم زیر خط فهمم.
- وقتی به راحتی و قبل از دست کم یک بار مقایسه بر اساس اعداد و ارقام خود را (ایرانیان) باهوش تر از تمام ملل می دانم زیر خط فهمم.
- وقتی به فرزندم اجازه نمی دهم که باورهای مرا به چالش بکشد، زیر خط فهمم.
- وقتی زمانی که صرف دیدن «تکرار» سریالی که دیشب نگاه گرده ام از زمانی که برای خواندن کتاب های عمیق و تحلیل های کارشناسانه روزنامه می گذارم، بیشتر است، زیرخط فهمم
- وقتی حاضرم برای یک پیتزا به همراه نوشابه و سیب زمینی و سالادش 20 هزار تومان بدهم اما برای خرید یک کتاب 15 هزارتومانی دل درد می گیرم، زیر خط فهمم.
- وقتی ارزش طلا، ساعت و لباسی که به همراه دارم بیشتر از مجموع قیمت کتاب هاییست که در ذهن دارم، زیر خط فهمم.
- وقتی معیشت دیگران برای من مهم نیست و بخشی از مالم را برای نجات زندگی همسایه، همشهری و هم سرزمینم اختصاص نمی دهم زیرخط فهمم.
- وقتی تاریخ نمی خوانم یا نمی دانم و تاریخ را دوباره و بلکه چندباره تکرار می کنم، زیرخط فهمم.
- وقتی نیم ساعت درباره نحوه لباس پوشیدن خواننده زن یک برنامه تلویزیونی گفتگو میکنم اما حاضر نیستم نیم ساعت خلوت و تفکر کنم زیر خط فهمم.
- وقتی پارتی بازی، رانت خواهی، کم کاری، کم فروشی، خیانت در امانت و رشوه را راه ثروتمند شدن می دانم و تلاش، کوشش، عرق ریختن، شرافت، وجدان را به سخره می گیرم، زیرخط فهمم

از زیر خط فهم بیرون بیاییم تا از زیر خط فقر بودن نجات پیدا کنیم!

#دکتر_مجتبی_لشگربلوکی


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


سومریان بر این باور بودند که هر شهری از آن خدایی است که در پرستشگاه آن شهر زندگی می کند و امور شهر را در دست دارد . به این ترتیب ، پرستشگاه ها به مراکز حکومتی و دینی تبدیل شدند و کاهنان به عنوان میانجی بین مردم و خدایان عمل میکردند . از این رو رهبر کاهنان به نیرومندترین شهروند شهر تبدیل شد .( راس ئی .دان ، ۱۳۸۴ ، ۷۱ )

#هویت_ایرانی
#بانو_هلن_افشار


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


به طور کلی میتوان ویژگی های عمده هخامنشیان را به چهار بخش دسته بندی کرد

۱ . بزرگترین ویژگی هخامنشیان بیرون کشیدن کشورمان از تاریکی ماقبل از تاریخ است . پس از ظهور هخامنشیان است که با زبان و گفتگوی مردم، نام برخی از مکانها رود و کوه آشنا میشویم، میفهمیم روابط اجتماعی و اعتقادشان به خدای یگانه (اهورامزدا ) در چه سطحی قرار داشته. از این جهت مناسب است که به کورش بزرگ که سبب ساز و تولد ملت و کشور ایران است لقب پدر ایران را بدهیم

۲ . بیشتر سرزمینهای متمدن آن زمان جزئی از قلمروی هخامنشیان بودند، تمدنهای باستان در اطراف رود هوانگ هو ، بین النهرین ، سند و نیل

۳. جمعیت کره زمین تقریبا ۱۱۰ میلیون نفر تخمین زده میشود که ۴۹ میلیون نفر تحت حکومت هخامنشیان اداره میشدند .

۴. نحوه ی حکومت هخامنشیان با کفایت و بر پایه ای دادگری بود. در حکومت آنان آزادی دین ، پوشش ، و آداب و رسوم اقوام مختلف مورد احترام بود . حقوق بشر برای نخستین بار در جهان مطرح شد .
حقوق زن و مرد برابر بود و زنان میتوانستند کار نیمه وقت انتخاب کنند .

#هویت_ایرانی
#بانو_هلن_افشار


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


روز ۱۳ اوت؛ به نام روز جهانی #چپ‌دست‌ها ( International Lefthanders Day) نامگذاری شده‌است. نام این روز در سال ۱۹۷۶ برابر با ۱۳۵۵ خورشیدی توسط #کمپبل ( از کارمندان شرکت جنرال موتورز)پیشنهاد شد و به تصویب رسید.

دلیل نامگذاری این روز، انتقاد از این است که تمامی ابزارها و امکانات برای راست دستها طراحی شده اند و #چپ_دستها را مجبور به کاربرد از دست راست میکنند.


✍🏻مشهورترین افراد چپ دست

#بتهوون

#لئوناردو_داوینچی

#میکل_‌آنژ

#پیکاسو

#شکسپیر

#بیل_گیتس

#تام_کروز

#آنجلینا_جولی

#رافائل_نادال


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Audio
کانال تلگرامی کتابخانه گویا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Audio
کانال تلگرامی کتابخانه گویا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


#شاهنامه
داستان صد و بیست و دو
#جنگ_سوم_با_تورانیان

وز آن جایگه شاد لشکر براند
بیامد بسغد و دوهفته بماند

به نخجیر گور به می دست برد
ازین گونه یک چند خورد و شمرد

چند روزی شکار کردند و جشن گرفتند و خستگی از تن بیرون کردند . در شکارگاه به او خبر دادند که در آن نزدیکی شهری به نام بیداد هست که خوراک مردمش گوشت آدم است. رستم دستور داد گستهم و بیژن و گیو به سه هزار مرد به قلعه آن شهر حمله کنند. چون لشکر پای قلعه رسید ، شاه قلعه که نامش کافور بود جنگ را آغاز کرد و به پهلوانی سپاه ایران را در هم شکست. رستم به میدان آمد و با گرز بر سر کافور کوبید و او را کشت. بزرگان در قلعه را بستند و از بالای دیوار باران تیر و نفت سوزان بر سر ایرانیان فرو ریختند. رستم فرمان داد تا پی دیوار دژ را بکنند و ستونهای چوبی زیر دیوار قرار دادند و با نفت آتش زدند تا دیوار فرو ریخت. همه پیاده به دژ حمله برده و دژ را تسخیر کردند. سه روز استراحت کرده و روز چهارم برای جنگ با افراسیاب عازم شدند.
افراسیاب نامه ای برای پولادوند شاه که در کوهی سر به فلک کشیده زندگی میکرد فرستاد و به او قول نیمی از گنج و خاک کشورش را داد ، در صورتیکه رستم را ازبین ببرد. پولادوند با این دلخوشی سپاه خود را به اردوی افراسیاب رسانید و بعد از مشورت با افراسیاب به این نتیجه رسیدند که فقط با حیله میتوانند بر رستم پیروز شود .


منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
      به کوشش : سهراب چمن آرا


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


‍ - هر جا عده‌ی زیادی اهل فضیلت باشند ، باید مطمئن بود که بعضی از کارها رو به راه و سر به راست نیست!

+ من گمان می‌کردم که فضیلت علامت خوبی باشد.

- نه علامت این است که یک پای کار می‌لنگد .
وقتی فرماندهی گاو باشد و سربازهایش را به منجلاب بکشاند ، بیچاره سربازها باید سر نترس داشته باشند.
اسم این نترسی را می‌گذراند فضیلت...!

ننه دلاور و فرزندان او
#برتولت_برشت


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


✅ دولت قدرتمند پنهان

✅ دولت منتخب بی اختیار

در ایران بالای سر دولت منتخب مردم ، دولت پنهان دیگری وجود دارد که عملا بصورت مادام العمر پست های کلیدی و حساس جامعه و نظام را بعهده دارند و اکثریت بودجه و قدرت واقعی کشور در اختیار آنان است.

اما برای نمایش سمبلیک دموکراسی در کشور ، دولت پنهان افرادی را به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری به مردم معرفی می کند که این دولت منتخب مثل موارد زیر ، عملا اختیارات چندانی برای ایجاد تغییرات بنیادی در ساختار حکومت و عمل به خواست اکثریت رأی دهندگان ندارد و وعده های کاندیداها نیز توخالی و فقط برای جذب مردم به پای صندوق های رأی است.

بعنوان نمونه ، دولت منتخب مردم :

- نه تنها بر قوای دیگر نظارتی ندارد ، بلکه خودش زیر نظر دولت پنهان است
- می بایست وزرایش را با چراغ سبز دولت پنهان معرفی کند.
- در امور مالیاتی که اکثریت آن در اختیار دولت پنهان است ، هیچ تسلطی ندارد.
- روی اکثریت بودجه که در اختیار دولت پنهان قرار دارد، هیچ نظارتی ندارد
- بر ماموریت ها و فعالیت های نیروهای نظامی و انتظامی و مخصوصا اطلاعاتی آنان هیچ تسلطی ندارد
- گشت ارشاد هیچ فرمانبرداری از او ندارد
- در سیاست خارجی تابع مجوز دولت پنهان است.
- در روابط با دیگر کشورها و مخصوصا آمریکا ، تابع اوامر دولت پنهان است.
- روی بسیاری از اسکله ها و کالاهای وارداتی به کشور هیچگونه نظارتی ندارد.
- حتی نمی تواند جلوی مؤسسات اعتباری غیر مجاز وابسته به عوامل دولت پنهان که ده ها میلیارد تومان پول مردم را دزدیدند، بایستد
- حتی یک شبکه تلویزیونی و رادیویی ندارد
- حتی یک تریبونی مثل نماز جمعه یا مساجد و غیره ندارد
- حتی نمی تواند جلوی فیلتر شدن یک شبکه اجتماعی را بگیرد

در واقع با این همه بی اختیاری ها ، دولت منتخب یک تدارکاتچی است برای دولت پنهان ، که می بایست پاسخگوی همه تحریم ها و مشکلات کشور باشد، در حالیکه دولت قدرتمند و همه کاره پنهان نه تنها پاسخگوی مشکلات کشور نیست ، بلکه خودش را منتقد وضعیت جامعه نیز می داند.

کاربر شبکه اجتماعی K.A


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#فرزندت_کجاست
طراح : پروانه ایزد خواست

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


این ویرانه آرامگاه یعقوب لیث صفاری است، سردار واقعی ایران و مردی که ایران رو از خلیفه های اعراب و عباسی پس از اسلام نجات داد. در آرامگاه یعقوب لیث صفاری از چوب و صندوق میوه برای نگه داشتن بخش های مختلف استفاده شده! میخ های رنگ و رو رفته و زنگ زده، تار انکبوت و سقفی که داره ریزش می کنه سرنوشت پدر ناسیونالیسم ایرانه.

این دلاور سیستانی و سردار واقعی تاریخ ایران در سرزمین خودش به خاک سپرده شده ولی غریب. در عوض بسیاری از تازیان متجاوز آرامگاه های گران قیمتی دارند که به دست همین مردم براشون ساخته شده!

یعقوب لیث صفاری نخستین کسی بود که بعد از اسلام استقلال ایران رو تامین کرد و دوباره زبان پارسی رو به عنوان زبان ملی احیا کرد. آرامگاه این بزرگمرد تاریخ ایران در روستای شاه آباد غرب در ۱۵ کیلومتری دزفول قرار گرفته.


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️