This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انتقاد از مسئولان بی کفایت و آقا زاده ها در قالب شعر طنز و بسیار جنجالی 👌👌👌
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و شصت و هشت
#گشتاسب_در_روم_و_کتایون
گشتاسب سر به آسمان برداشت .
همی آفرین خواند بر کردگار
که ای آفریننده روزگار
توی راه گم کرده را رهنمای
توی برتر برترین یک خدای
همه کام و پیروزی از کار تست
همه فر و دانایی از نام تست
میرین هدایای بیشتری برای گشتاسب آورد ولی گشتاسب به جز اسبی دیگر همه آن هدایا را دوباره به هیشوی داد و از آنجا به خانه رفت. کتایون پرسید این جوشن را از کجا یافتی ؟ و پاسخ داد از شهر من دوستی این جوشن و شمشیر را برایم هدیه آورد. کتایون شراب آورد و باهم تا وقت خواب خوردند و شادان بخفتند. گشتاسب خواب رزم با گرگ را دید و از خواب پرید. چه شد که امشب این چنین نا آرام بودی؟
چنین داد پاسخ که من تخت خویش
بدیدم به خواب اختر و بخت خویش
کتایون بدانست کو را نژاد
زشاهی بود یک دل و یک نهاد
بزرگست و با او نگوید همی
زقیصر بلندی نجوید همی
از آن سو میرین شاد و کامیاب نزد قیصر شتافت و به او مژده داد که گرگ بیشه فاسقون را با خنجر به دو نیم کرده است. قیصر بسیار شادمان شد و بعد از بیرون کشیدن گرگ از بیشه به پیروزی میرین جشنی آراستند و همانجا اسقف را پیش خواند و دختر را به میرین سپرد و او را به دامادی سرافراز کرد.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و شصت و هشت
#گشتاسب_در_روم_و_کتایون
گشتاسب سر به آسمان برداشت .
همی آفرین خواند بر کردگار
که ای آفریننده روزگار
توی راه گم کرده را رهنمای
توی برتر برترین یک خدای
همه کام و پیروزی از کار تست
همه فر و دانایی از نام تست
میرین هدایای بیشتری برای گشتاسب آورد ولی گشتاسب به جز اسبی دیگر همه آن هدایا را دوباره به هیشوی داد و از آنجا به خانه رفت. کتایون پرسید این جوشن را از کجا یافتی ؟ و پاسخ داد از شهر من دوستی این جوشن و شمشیر را برایم هدیه آورد. کتایون شراب آورد و باهم تا وقت خواب خوردند و شادان بخفتند. گشتاسب خواب رزم با گرگ را دید و از خواب پرید. چه شد که امشب این چنین نا آرام بودی؟
چنین داد پاسخ که من تخت خویش
بدیدم به خواب اختر و بخت خویش
کتایون بدانست کو را نژاد
زشاهی بود یک دل و یک نهاد
بزرگست و با او نگوید همی
زقیصر بلندی نجوید همی
از آن سو میرین شاد و کامیاب نزد قیصر شتافت و به او مژده داد که گرگ بیشه فاسقون را با خنجر به دو نیم کرده است. قیصر بسیار شادمان شد و بعد از بیرون کشیدن گرگ از بیشه به پیروزی میرین جشنی آراستند و همانجا اسقف را پیش خواند و دختر را به میرین سپرد و او را به دامادی سرافراز کرد.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
آخرین دیکتاتور هم لنگ لنگان می رود
✍️ #یدالله_کریمی_پور
نیکلاس مادوورو که خود را پیرو سای بابای هندی می داند، دارای اصالتی یهودی است. هر چند به عنوان یک کاتولیک غسل تعمید داده شده است. او که این روزها باید با انقلاب مردم، به عنوان آخرین دیکتاتور آمریکای جنوبی رئیس جمهوری را رها کند، پیش از آن معاون رئیس جمهور و وزیر امور خارجه هم بود. وی پیش از ورود به عرصه سیاست راننده اتوبوس بود و هرگز موفق نشد حتی دیپلمش را از دبیرستان بگیرد؛ ولی در سیستم مردم فریب و عوام گرای هوگوچاوزی ونزوئلا، به بالاترین جایگاه اجرایی رسید.
وی سیاست ضد آمریکایی هوگوچاوز را ادامه داد،ونزوئلا را در نرخ تورم رکورددار ۲۱۷ دولت جهان کرد؛ زنان و دختران را در اقتصاد ویرانش به تن فروشی و فروش موهایشان به کلمبیایی ها برای امرار معاش واداشت، و صدها هزار تن را ناگزیر به کوچ از کشور نمود.شادی و نشاط از این ملت مشهور به سرزندگی رخت بر بست. فقر و فاقه سرتاسر ونزوئلا، از جمله کاراکاس را در بر گرفت. ولی مادوورو و میلیشیا ی مسلح پشتیبانش با ایجاد رعب و وحشت و چاقو و قمه کشی در خیابان ها، رژه ی میلیشیا و اراذل و اوباش پشتیبانش، علیه خیزش مردم جان به لب رسیده در خیابان ها، هم چنان نگهبان شوربختی و نکبت و ادبار شهروندان هستند.در حالی که سفره او، خانواده و همپالگی هایش از بهترین شراب ها هر گز تهی نماند.
مادوورو خواهد رفت و همه سرمایه گذاری کلان و گسترده جمهوری اسلامی در بخش مسکن، خودرو سازی و آموزش و...نیز به باد و از یاد خواهد رفت.
ولی ونزوئلایی ها، پشتیبانی ایرانیان از چاوز و مادوورو را فراموش نخواهند کرد، همان گونه که سوری ها نیز روزی روزگاری حمایت ایرانیان از بشار را به تهران یادآور خواهند شد. کاراکاسی ها هنوز بوسه ی پرزیدنت احمدی نژاد را بر پیشانی مادر رئیس جمهور دیکتاتورشان به یاد دارند.
عصر دیکتاتوری و دیکتاتورها، عصر درهای بسته در سیاست خارجی، عصر انزوا گزینی، عصر دعوت مردم به مبارزه مستقیم با امپریالیست رو به پایان است.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
آخرین دیکتاتور هم لنگ لنگان می رود
✍️ #یدالله_کریمی_پور
نیکلاس مادوورو که خود را پیرو سای بابای هندی می داند، دارای اصالتی یهودی است. هر چند به عنوان یک کاتولیک غسل تعمید داده شده است. او که این روزها باید با انقلاب مردم، به عنوان آخرین دیکتاتور آمریکای جنوبی رئیس جمهوری را رها کند، پیش از آن معاون رئیس جمهور و وزیر امور خارجه هم بود. وی پیش از ورود به عرصه سیاست راننده اتوبوس بود و هرگز موفق نشد حتی دیپلمش را از دبیرستان بگیرد؛ ولی در سیستم مردم فریب و عوام گرای هوگوچاوزی ونزوئلا، به بالاترین جایگاه اجرایی رسید.
وی سیاست ضد آمریکایی هوگوچاوز را ادامه داد،ونزوئلا را در نرخ تورم رکورددار ۲۱۷ دولت جهان کرد؛ زنان و دختران را در اقتصاد ویرانش به تن فروشی و فروش موهایشان به کلمبیایی ها برای امرار معاش واداشت، و صدها هزار تن را ناگزیر به کوچ از کشور نمود.شادی و نشاط از این ملت مشهور به سرزندگی رخت بر بست. فقر و فاقه سرتاسر ونزوئلا، از جمله کاراکاس را در بر گرفت. ولی مادوورو و میلیشیا ی مسلح پشتیبانش با ایجاد رعب و وحشت و چاقو و قمه کشی در خیابان ها، رژه ی میلیشیا و اراذل و اوباش پشتیبانش، علیه خیزش مردم جان به لب رسیده در خیابان ها، هم چنان نگهبان شوربختی و نکبت و ادبار شهروندان هستند.در حالی که سفره او، خانواده و همپالگی هایش از بهترین شراب ها هر گز تهی نماند.
مادوورو خواهد رفت و همه سرمایه گذاری کلان و گسترده جمهوری اسلامی در بخش مسکن، خودرو سازی و آموزش و...نیز به باد و از یاد خواهد رفت.
ولی ونزوئلایی ها، پشتیبانی ایرانیان از چاوز و مادوورو را فراموش نخواهند کرد، همان گونه که سوری ها نیز روزی روزگاری حمایت ایرانیان از بشار را به تهران یادآور خواهند شد. کاراکاسی ها هنوز بوسه ی پرزیدنت احمدی نژاد را بر پیشانی مادر رئیس جمهور دیکتاتورشان به یاد دارند.
عصر دیکتاتوری و دیکتاتورها، عصر درهای بسته در سیاست خارجی، عصر انزوا گزینی، عصر دعوت مردم به مبارزه مستقیم با امپریالیست رو به پایان است.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
نسل سوخته...
این نسلِ مادر مرده دیگر جان ندارد
دیـگر تــوانِ دادنِ تـاوان ندارد
با کاسه های داغ تر از آش هستم
دلواپسی های شما پایان ندارد؟!
این حرفها حرفِ دلِ نسلِ جوان است
نسلی که دیگر طاقتِ بحران ندارد
نسلی که با جنگ و تباهی رشد کرده
نسلی که باکی از شبِ طوفان ندارد
هر مذهبی دارد نمی دانم مهم نیست
امـا بـه آیــیـنِ ریـا ایمـان ندارد
از بس دروغ و وعده ی واهی شنیده
حتی به چشمِ خویش اطمینان ندارد
مردانگی جرم است در قاموسِ نامرد
جرمش جزائی کمتـر از زندان ندارد
آزادگی محکومِ حبسِ دائـمی شد
چون قاضیِ پرونده اش وجدان ندارد
قاضی چرا دنبالِ حق باشد در این ملک
وقتی برایش حقِ مردم نان ندارد
چیزی که می گویند حقِ ملی ماست
سـودی بـرای مردمِ ایـران ندارد
تا کودکِ همسایه ات محتاج باشد
حاجی طوافِ کعبه ات میزان ندارد
وقتی چراغِ خانه بر مسجد حرام است
ربـطی به مـا سوریه و لبنان ندارد
شک می کنم گاهی به آدم بودن خویش
جایی که انسان فرق با حیوان ندارد
باید به دستِ گرگ ها افتاده باشد
این گله وقتی با خودش چوپان ندارد
فکری به حالِ دردِ ما بیچاره ها کن
دردِ دلِ ما با دعا درمان ندارد
از جیبِ ما دستِ کجت را در بیاور
این جیب ها خالیست یک تومان ندارد
ما از دل و جان عاشقِ این آب و خاکیم
امـثال مـا بـا اجـنبی پیمان ندارد
چاقو نمی بُرّد یقیناً دسته اش را
عشقم به ایران تا ابد پایان ندارد...
#ح.الف_شاکی
#حمید_اسماعیلی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
نسل سوخته...
این نسلِ مادر مرده دیگر جان ندارد
دیـگر تــوانِ دادنِ تـاوان ندارد
با کاسه های داغ تر از آش هستم
دلواپسی های شما پایان ندارد؟!
این حرفها حرفِ دلِ نسلِ جوان است
نسلی که دیگر طاقتِ بحران ندارد
نسلی که با جنگ و تباهی رشد کرده
نسلی که باکی از شبِ طوفان ندارد
هر مذهبی دارد نمی دانم مهم نیست
امـا بـه آیــیـنِ ریـا ایمـان ندارد
از بس دروغ و وعده ی واهی شنیده
حتی به چشمِ خویش اطمینان ندارد
مردانگی جرم است در قاموسِ نامرد
جرمش جزائی کمتـر از زندان ندارد
آزادگی محکومِ حبسِ دائـمی شد
چون قاضیِ پرونده اش وجدان ندارد
قاضی چرا دنبالِ حق باشد در این ملک
وقتی برایش حقِ مردم نان ندارد
چیزی که می گویند حقِ ملی ماست
سـودی بـرای مردمِ ایـران ندارد
تا کودکِ همسایه ات محتاج باشد
حاجی طوافِ کعبه ات میزان ندارد
وقتی چراغِ خانه بر مسجد حرام است
ربـطی به مـا سوریه و لبنان ندارد
شک می کنم گاهی به آدم بودن خویش
جایی که انسان فرق با حیوان ندارد
باید به دستِ گرگ ها افتاده باشد
این گله وقتی با خودش چوپان ندارد
فکری به حالِ دردِ ما بیچاره ها کن
دردِ دلِ ما با دعا درمان ندارد
از جیبِ ما دستِ کجت را در بیاور
این جیب ها خالیست یک تومان ندارد
ما از دل و جان عاشقِ این آب و خاکیم
امـثال مـا بـا اجـنبی پیمان ندارد
چاقو نمی بُرّد یقیناً دسته اش را
عشقم به ایران تا ابد پایان ندارد...
#ح.الف_شاکی
#حمید_اسماعیلی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
اصلاحات ارضی در ایران
✍️ علی مرادی مراغه ای
💢دیروز ششم بهمن ماه مصادف با رفورمها و اصلاحات ارضی از سوی شاه بود در مورد اصلاحات ارضی مقالات زیادی وجود دارد اما اکثر آنها فاقد نگرش علمی هستند چون به جای نقد، رد یا تأیید مطلق را در پیش گرفته اند اصولا همه نوشته های تاریخی غرض ورزانه را باید در جایی ریخت که مرحوم عبید زاکانی در مورد پند آدمِ بنگی سفارش کرده: هر معرفتی که مرد بنگی گوید...!
اصلاحات ارضی،چه با نتایج آن موافق و یا مخالف باشیم مانند رخداد ملی شدن صنعت نفت،یکی از بزرگترین تحولات ایران بوده است و تأثیر عظیمی بر زندگی ایرانیان مخصوصاً دهقانان گذاشت اینکه این رفورمها و اصلاحات ارضی دیکته کندی رئیس جمهور آمریکا بوده شکی نیست کندی وقتی در ژانویۀ 1961به کاخ سفید راه یافت گفته بود«کسانی که به انقلابهای صلح آمیز تن نمیدهند باید در انتظار انقلابهای خونین باشند» و خروشچف در همان زمان سخن او را به نحوی دیگر چنین گفته بود«ایران مثل یک آلو است که به محض رسیدن،به دامن ما خواهد افتاد...» این دو نقل قول از روسای دو قدرت جهانی در دوران جنگ سرد،شاه را شتابزده بسوی به انقلاب سفید سوق داد.
💢ضرورت اصلاحات ارضی اولین بار در دوره مشروطیت و از سوی جمعیت اجتماعیون مطرح شد اما عملی نشد بعداً در نهضت جنگل نیز برخی زمینها را بین رعایا تقسیم کردند اگرچه اصلاحات ارضی، لازمه تجدد و نوسازی بوده اما در دوره رضاشاه مطرح نشد و خود رضاشاه به بزرگترین فئودال کشور بدل شد! اما نخستين اصلاحات ارضی در دوره فرقه دمکرات آذربایجان رخ داد فرقه،املاك زمينداران مخالف خود را به نفع دهقانان مصادره کرد اما پس از سرنگونی فرقه، زمینها بار دیگر از دست دهقانان گرفته شد...
در1341ش در دولت دکتر امینی لزوم ایجاد رفورمها مطرح شد اما شاه او را تحمل نکرده و خود سکان را در دست گرفت مغز متفکر اصلاحات ارضی، حسن ارسنجانی بود فردی لیبرال، شجاع، حقوقدان که در 27 سالگی به عنوان بازیگری قهار در زمره مشاوران قوام السلطنه کهنه کار در آمده بود مردم ایران او را بیشتر با روزنامه «داریا» میشناختند اما وقتی این مرد کوتاه قد در رأس مجریان اصلاحات ارضی قرار گرفت، چنان سرعت و جسارت به خرج داد که نه تنها مالکان بلکه نخبگان مخالف دولت را نیز شگفت زده ساخت.برنامه اصلاحات ارضی، از آذربایجان و از «روستای ورجوی» مراغه آغاز شد وقتی شاه در همین روستا،اسناد مالکیت زمین را به دهقانان میداد اتفاق عجیبی افتاد:سندهای مالکیت آماده نشده بود اما ارسنجانی دستور داد کاغذ پاره هایی داخل پاکتها گذاشته و از سوی شاه به دهقانها داده شود وقتی دهقانها در مقابل شاه به زانو افتاده پای شاه را می بوسیدند، شاه پاکتهایی را به آنان می داد که هرگز متوجه نبود کاغذ پاره ای بیش نیستند!
💢در این زمان، بیش از نیمی از جمعیت ایران روستایی بودند بنابراین اگر ایران میخواست در جهت توسعه سرمایه داری گام بردارد، اصلاحات ارضی امری اجتناب ناپذیر بود اگرچه در واگذاری زمینها تبعیض دیده میشود چرا که برخی، زمینِ کمتر یعنی دو هکتار و برخی روستاییان مرفه، بیشتر از 20هکتار گیرشان آمد اما بطور متوسط پنج هکتار به هر کدام از رعایا واگذار شد. تقسیم زمین ، دهقانان را شاد و پس از قرنها از سیطره اربابها آزاد ساخت و شکاف و دوگانگی شدید بین روستا و شهر را کمتر کرد...هدف شاه از رفورمها،علاوه بر رضایت آمریکا ،رضایت همسایه قدرتمند شوروی و گروههای چپ داخلی نیز بود.همچنین کسب محبوبیت و حمایت روستاییان را مدنظر داشت البته موفق نیز شد چراکه،وقتی چریکها در سیاهکل حمله مسلحانه خود را آغاز کردند توسط دهقانان دستگیر و حتی مجروح و تحویل ژاندارمها شدند و در انقلاب 57نیز برخی از روستاها همچنان طرفدار شاه بودند. در نظام ارباب رعیتی ایران عوامل تولید مبتنی بر پنج عامل بود زمین،آب،بذر،گاو آهن،نیروی کار. و در این سیستم ظالمانه،سهم رعیت به اندازه گاوِ ارباب بود که در شخم زمان بکار گرفته میشد!
💢منتقدین اصلاحات ارضی، همیشه تخریب روستاها و مهاجرت گسترده از روستا به شهر را از تبعات آن شمرده و به حلبی آبادهای دورادور تهران اشاره میکنند که حاصل این مهاجرتها بوده اما آنان توجه نمیکنند که وضعیت معاش آن حلبی نشینان به مراتب بهتر از وضعیت روستائیان قبل از اجرای اصلاحات ارضی بود!.در واقع این مهاجرتها قبل از آنکه ناشی از دافعه روستاها باشد جاذبه شهرها بود اما چون این برنامه ها از سوی شخص شاه صادر میشد، در نتیجه، در فضای دیکتاتوری از هرگونه نقد کارشناسان که لازمه رشد و انتخاب بهترین طرحهاست، محروم ماند...
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
اصلاحات ارضی در ایران
✍️ علی مرادی مراغه ای
💢دیروز ششم بهمن ماه مصادف با رفورمها و اصلاحات ارضی از سوی شاه بود در مورد اصلاحات ارضی مقالات زیادی وجود دارد اما اکثر آنها فاقد نگرش علمی هستند چون به جای نقد، رد یا تأیید مطلق را در پیش گرفته اند اصولا همه نوشته های تاریخی غرض ورزانه را باید در جایی ریخت که مرحوم عبید زاکانی در مورد پند آدمِ بنگی سفارش کرده: هر معرفتی که مرد بنگی گوید...!
اصلاحات ارضی،چه با نتایج آن موافق و یا مخالف باشیم مانند رخداد ملی شدن صنعت نفت،یکی از بزرگترین تحولات ایران بوده است و تأثیر عظیمی بر زندگی ایرانیان مخصوصاً دهقانان گذاشت اینکه این رفورمها و اصلاحات ارضی دیکته کندی رئیس جمهور آمریکا بوده شکی نیست کندی وقتی در ژانویۀ 1961به کاخ سفید راه یافت گفته بود«کسانی که به انقلابهای صلح آمیز تن نمیدهند باید در انتظار انقلابهای خونین باشند» و خروشچف در همان زمان سخن او را به نحوی دیگر چنین گفته بود«ایران مثل یک آلو است که به محض رسیدن،به دامن ما خواهد افتاد...» این دو نقل قول از روسای دو قدرت جهانی در دوران جنگ سرد،شاه را شتابزده بسوی به انقلاب سفید سوق داد.
💢ضرورت اصلاحات ارضی اولین بار در دوره مشروطیت و از سوی جمعیت اجتماعیون مطرح شد اما عملی نشد بعداً در نهضت جنگل نیز برخی زمینها را بین رعایا تقسیم کردند اگرچه اصلاحات ارضی، لازمه تجدد و نوسازی بوده اما در دوره رضاشاه مطرح نشد و خود رضاشاه به بزرگترین فئودال کشور بدل شد! اما نخستين اصلاحات ارضی در دوره فرقه دمکرات آذربایجان رخ داد فرقه،املاك زمينداران مخالف خود را به نفع دهقانان مصادره کرد اما پس از سرنگونی فرقه، زمینها بار دیگر از دست دهقانان گرفته شد...
در1341ش در دولت دکتر امینی لزوم ایجاد رفورمها مطرح شد اما شاه او را تحمل نکرده و خود سکان را در دست گرفت مغز متفکر اصلاحات ارضی، حسن ارسنجانی بود فردی لیبرال، شجاع، حقوقدان که در 27 سالگی به عنوان بازیگری قهار در زمره مشاوران قوام السلطنه کهنه کار در آمده بود مردم ایران او را بیشتر با روزنامه «داریا» میشناختند اما وقتی این مرد کوتاه قد در رأس مجریان اصلاحات ارضی قرار گرفت، چنان سرعت و جسارت به خرج داد که نه تنها مالکان بلکه نخبگان مخالف دولت را نیز شگفت زده ساخت.برنامه اصلاحات ارضی، از آذربایجان و از «روستای ورجوی» مراغه آغاز شد وقتی شاه در همین روستا،اسناد مالکیت زمین را به دهقانان میداد اتفاق عجیبی افتاد:سندهای مالکیت آماده نشده بود اما ارسنجانی دستور داد کاغذ پاره هایی داخل پاکتها گذاشته و از سوی شاه به دهقانها داده شود وقتی دهقانها در مقابل شاه به زانو افتاده پای شاه را می بوسیدند، شاه پاکتهایی را به آنان می داد که هرگز متوجه نبود کاغذ پاره ای بیش نیستند!
💢در این زمان، بیش از نیمی از جمعیت ایران روستایی بودند بنابراین اگر ایران میخواست در جهت توسعه سرمایه داری گام بردارد، اصلاحات ارضی امری اجتناب ناپذیر بود اگرچه در واگذاری زمینها تبعیض دیده میشود چرا که برخی، زمینِ کمتر یعنی دو هکتار و برخی روستاییان مرفه، بیشتر از 20هکتار گیرشان آمد اما بطور متوسط پنج هکتار به هر کدام از رعایا واگذار شد. تقسیم زمین ، دهقانان را شاد و پس از قرنها از سیطره اربابها آزاد ساخت و شکاف و دوگانگی شدید بین روستا و شهر را کمتر کرد...هدف شاه از رفورمها،علاوه بر رضایت آمریکا ،رضایت همسایه قدرتمند شوروی و گروههای چپ داخلی نیز بود.همچنین کسب محبوبیت و حمایت روستاییان را مدنظر داشت البته موفق نیز شد چراکه،وقتی چریکها در سیاهکل حمله مسلحانه خود را آغاز کردند توسط دهقانان دستگیر و حتی مجروح و تحویل ژاندارمها شدند و در انقلاب 57نیز برخی از روستاها همچنان طرفدار شاه بودند. در نظام ارباب رعیتی ایران عوامل تولید مبتنی بر پنج عامل بود زمین،آب،بذر،گاو آهن،نیروی کار. و در این سیستم ظالمانه،سهم رعیت به اندازه گاوِ ارباب بود که در شخم زمان بکار گرفته میشد!
💢منتقدین اصلاحات ارضی، همیشه تخریب روستاها و مهاجرت گسترده از روستا به شهر را از تبعات آن شمرده و به حلبی آبادهای دورادور تهران اشاره میکنند که حاصل این مهاجرتها بوده اما آنان توجه نمیکنند که وضعیت معاش آن حلبی نشینان به مراتب بهتر از وضعیت روستائیان قبل از اجرای اصلاحات ارضی بود!.در واقع این مهاجرتها قبل از آنکه ناشی از دافعه روستاها باشد جاذبه شهرها بود اما چون این برنامه ها از سوی شخص شاه صادر میشد، در نتیجه، در فضای دیکتاتوری از هرگونه نقد کارشناسان که لازمه رشد و انتخاب بهترین طرحهاست، محروم ماند...
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🔴عقلتان را تعطيل و تسليم كسي نكنيد هر چقدر هم طرف بزرگ باشد
✍️علامه جعفری
روزي طلبه فلسفه خواني نزد من آمد تا برخي سوالات بپرسد. ديدم جوان مستعديست كه استاد خوبي نداشته است. ذهن نقاد و سوالات بديع داشت كه بي پاسخ مانده بود. پاسخ ها را كه مي شنيد، مثل تشنه اي بود كه آب خنكي يافته باشد. خواهش كرد برايش درسي بگويم و من كه ارزش اين آدم را فهميده بودم، پذيرفتم. قرار شد فلان كتاب را نزد من بخواند. چندي كه گذشت، ديدم فريفته و واله من شده است. در ذهنش ابهت و عظمتي يافته بودم كه برايش خطر داشت. هرچه كردم، اين حالت درو كاسته نشد. مي دانستم اين شيفتگي، به استقلال فكرش صدمه مي زند. تصميم گرفتم فرصت تعليم را قرباني استقلال ضميرش كنم.
روزي كه قرار بود براي درس بيايد، در خانه را نيم باز گذاشتم. دوچرخه فرزندم را برداشتم و در باغچه، شروع به بازي و حركات كودكانه كردم. ديدمش كه سر ساعت، آمد. از كنار در، دقايقي با شگفتي مرا نگريست. با هيجان، بازي را ادامه دادم. در نظرش شكستم. راهش را كشيد و بي يك كلمه، رفت كه رفت.
اينجا كه رسيد، مرحوم علامه جعفري با آنهمه خدمات فكري و فرهنگي به اسلام ، گفت :
براي آخرتم به معدودي از اعمالم، اميد دارم. يكي همين دوچرخه بازي آنروز است!
درس استاد آن شب آن بود كه دنبال آدمهاي بزرگ بگرديد و سعي كنيد دركشان كرده از وجودشان توشه برگيريد. اما مريد و واله كسي نشويد. شما انسانيد و ارزشتان به ادراك و استقلال عقلتان است. *عقلتان را تعطيل و تسليم كسي نكنيد. آدم كسي نشويد، هر چقدر هم طرف بزرگ باشد.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🔴عقلتان را تعطيل و تسليم كسي نكنيد هر چقدر هم طرف بزرگ باشد
✍️علامه جعفری
روزي طلبه فلسفه خواني نزد من آمد تا برخي سوالات بپرسد. ديدم جوان مستعديست كه استاد خوبي نداشته است. ذهن نقاد و سوالات بديع داشت كه بي پاسخ مانده بود. پاسخ ها را كه مي شنيد، مثل تشنه اي بود كه آب خنكي يافته باشد. خواهش كرد برايش درسي بگويم و من كه ارزش اين آدم را فهميده بودم، پذيرفتم. قرار شد فلان كتاب را نزد من بخواند. چندي كه گذشت، ديدم فريفته و واله من شده است. در ذهنش ابهت و عظمتي يافته بودم كه برايش خطر داشت. هرچه كردم، اين حالت درو كاسته نشد. مي دانستم اين شيفتگي، به استقلال فكرش صدمه مي زند. تصميم گرفتم فرصت تعليم را قرباني استقلال ضميرش كنم.
روزي كه قرار بود براي درس بيايد، در خانه را نيم باز گذاشتم. دوچرخه فرزندم را برداشتم و در باغچه، شروع به بازي و حركات كودكانه كردم. ديدمش كه سر ساعت، آمد. از كنار در، دقايقي با شگفتي مرا نگريست. با هيجان، بازي را ادامه دادم. در نظرش شكستم. راهش را كشيد و بي يك كلمه، رفت كه رفت.
اينجا كه رسيد، مرحوم علامه جعفري با آنهمه خدمات فكري و فرهنگي به اسلام ، گفت :
براي آخرتم به معدودي از اعمالم، اميد دارم. يكي همين دوچرخه بازي آنروز است!
درس استاد آن شب آن بود كه دنبال آدمهاي بزرگ بگرديد و سعي كنيد دركشان كرده از وجودشان توشه برگيريد. اما مريد و واله كسي نشويد. شما انسانيد و ارزشتان به ادراك و استقلال عقلتان است. *عقلتان را تعطيل و تسليم كسي نكنيد. آدم كسي نشويد، هر چقدر هم طرف بزرگ باشد.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🌀پژواکِ هستی
عالم بر مثال کوه است.
هر چه گویی از خیر و شر، از کوه همان شنوی.
و اگر گمان بری که من خوب گفتم کوه زشت جواب داد، محال باشد که بلبل در کوه بانگ کند، از کوه بانگ زاغ آید،
یا از بانگ آدمی، بانگ خر.
پس یقین دان که بانگ خر کرده باشی.
"فیه ما فیه"
دشمنِ طاووس آمد پرّ او
ای بسی شه را بکشته فرّ او
گفت من آن آهوَم کز نافِ من
ریخت این صیاد خونِ صافِ من
ای من آن روباهِ صحرا کز کمین
سر بریدندش برای پوستین
ای من آن پیلی که زخمِ پیلبان
ریخت خونم از برای استخوان
آنک کشتستم پی مادون من
مینداند که نخسپد خون من
بر منست امروز و فردا بر وِیَست
خون چون من کس چنین ضایع کیست
گر چه دیوار افکَنَد سایهٔ دراز
باز گردد سوی او آن سایه باز
این جهان کوه است و فعل ما ندا
سوی ما آید نداها را صدا
"مثنوی معنوی"
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🌀پژواکِ هستی
عالم بر مثال کوه است.
هر چه گویی از خیر و شر، از کوه همان شنوی.
و اگر گمان بری که من خوب گفتم کوه زشت جواب داد، محال باشد که بلبل در کوه بانگ کند، از کوه بانگ زاغ آید،
یا از بانگ آدمی، بانگ خر.
پس یقین دان که بانگ خر کرده باشی.
"فیه ما فیه"
دشمنِ طاووس آمد پرّ او
ای بسی شه را بکشته فرّ او
گفت من آن آهوَم کز نافِ من
ریخت این صیاد خونِ صافِ من
ای من آن روباهِ صحرا کز کمین
سر بریدندش برای پوستین
ای من آن پیلی که زخمِ پیلبان
ریخت خونم از برای استخوان
آنک کشتستم پی مادون من
مینداند که نخسپد خون من
بر منست امروز و فردا بر وِیَست
خون چون من کس چنین ضایع کیست
گر چه دیوار افکَنَد سایهٔ دراز
باز گردد سوی او آن سایه باز
این جهان کوه است و فعل ما ندا
سوی ما آید نداها را صدا
"مثنوی معنوی"
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
اگر آزادیخواهترین و بشردوستترین و دموکراتمنشترین و بیآزارترین مردم را بیاورند و او را مختار مطلق یک توده دویست نفری بکنند و بداند که تا زنده است کسی از او بازخواست نخواهد کرد و برای او مجازات و حبسی در کار نخواهد بود، فورا تغییر ماهیت خواهد داد.
ممکن است که بدوا خودش هم هیچ قصد و نیتی جز خیر رساندن به آن دویست نفر نداشته باشد و قوانینی برای ادارهی امور آنها وضع کند که به اعتقاد خودش بهترین قوانین باشد، اما به مجردی که دید مردم به دستور او عمل نمیکنند بنا را به زور گفتن و آزار کردن مخالفین خود میگذارد و آنها را حقناشناس و مخالف سعادت جامعه و عاصی میخواند و بدل به دیو مهیب خودسری میشود که میخواهد ارادهی خود را به اسم قانون بر مردم تحمیل کند بدون اینکه خود او از همان قانون اطاعت نماید.
👤 مجتبی مینوی
📚 آزادی و آزادفکری
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
اگر آزادیخواهترین و بشردوستترین و دموکراتمنشترین و بیآزارترین مردم را بیاورند و او را مختار مطلق یک توده دویست نفری بکنند و بداند که تا زنده است کسی از او بازخواست نخواهد کرد و برای او مجازات و حبسی در کار نخواهد بود، فورا تغییر ماهیت خواهد داد.
ممکن است که بدوا خودش هم هیچ قصد و نیتی جز خیر رساندن به آن دویست نفر نداشته باشد و قوانینی برای ادارهی امور آنها وضع کند که به اعتقاد خودش بهترین قوانین باشد، اما به مجردی که دید مردم به دستور او عمل نمیکنند بنا را به زور گفتن و آزار کردن مخالفین خود میگذارد و آنها را حقناشناس و مخالف سعادت جامعه و عاصی میخواند و بدل به دیو مهیب خودسری میشود که میخواهد ارادهی خود را به اسم قانون بر مردم تحمیل کند بدون اینکه خود او از همان قانون اطاعت نماید.
👤 مجتبی مینوی
📚 آزادی و آزادفکری
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
☘☘☘
کارخانه تولید سلاطین چطور کار میکند؟
محمد ماشینچیان
یکی از نگرانیهای منتقدان بازار شکل گرفتن انحصار در بازار و در نتیجه ثروتاندوزی عدهای انگشتشمار به قیمت بدبختی انبوهی از مردمان جامعه است.
آیا واقعاً سلاطین اقتصادی محصول شکست بازار هستند؟
آزادترین اقتصادهای جهان هنگکنگ، سنگاپور، نیوزیلند، انگلستان، کانادا، دانمارک، تایوان، لوکزامبورگ، سوئد و هلند هستند. این کشورها نرخ مالیات پایینی دارند، نظام قانونی خوبی دارند، پولشان سالم است، تجارت آزاد را به اجرا میگذارند و مقرراتپردازیشان بر کسبوکار کمینه است.
بدون استثنا هیچکدام از این کشورها بین تجار و واردکنندگان دلار با قیمت ارزانتر از بازار توزیع نمیکنند. ممکن است بگویید که این کشورها ثروتمند هستند و با مشکلاتی از جنس وضعیت کنونی ایران دست و پنجه نرم نمیکنند پس نیازی به چنین سیاستهایی ندارند .مردمان این کشورها نیز به نوبه خود با چالشهای گوناگونی در طول تاریخ مواجه بودهاند.
از جنگهای جهانی گرفته تا استعمار و... . نکته مهم این است که هیچکدام با سیاستهایی از جنس پولپاشی میان احبا و بینظمی در سیاست پولی ثروتمند نشدهاند و هیچکدام از این طریق چالشهای کشور را حل و فصل نکردهاند.
حال کدامیک از این کشورهای صدرنشین در فهرست آزادی اقتصادی با مشکل سلاطین اقتصادی و ثروتهای بادآورده ناشی از رانت دولتی مواجه است ؟هیچکدام.
هیچکدام از کشورهای منتفع از اقتصاد آزاد سلطان اقتصادی ندارند. بهرغم آنکه ثروتمندان در این کشورها چندین برابر ثروتمندان ایرانی مکنت دارند اما بازار کاغذ و قیر و سکه در هیچکدام از آنها به دلبخواه یک نفر سودجو به خطر نیفتاده و متلاطم نمیشود. امروزه احتکار در هیچکدام از این کشورها معنا ندارد و قانونی برای مبارزه با احتکار و گرانفروشی در این کشورها در کار نیست.
از آنسو ایران، در معیت کشورهایی چون نیجر و سودان و کنگو و ترکمنستان و کره شمالی و ونزوئلا در قعر جدول آزادی اقتصادی قرار داشته و به مجموعه کشورهایی تعلق دارد که در ادبیات اقتصادی به آنها اقتصادهای کنترل شده و برنامهریزیشده گفته میشود.
در کشورهایی که در قعر جدول آزادی اقتصادی گیر افتادهاند تا بخواهید سلطان داریم و صنایع عموماً در چنگ و انحصار انگشتشماری هستند که ارتباطات سیاسی قویتری دارند. مطالعه این موضوع کار آسانی است. کافی است سری به کشور همسایه، ترکمنستان، بزنید تا ببینید که انجام هیچ کاری بدون همکاری سلاطین نزدیک به نهادهای قدرت ممکن نیست.
اگر سلاطین اقتصادی حاصل شکست بازار نیستند و در آزادترین اقتصادهای دنیا اثری از ایشان نیست، پس کارخانه تولید سلاطین اقتصادی چطور کار میکند؟ خصوصیت مشترک تمام سلاطین اقتصادی، در تمام دنیا، یک چیز است؛ ایشان محصول برنامهریزی مرکزی و توزیع رانت دولتی هستند. هیچ استثنایی بر این قاعده وجود ندارد.
به عنوان نمونه در پرونده سلطان کاغذ، افرادی به صورت سازمانیافته ارز ارزانقیمت دولتی برای واردات کاغذ دریافت کرده و آن را صرف امور دیگری کرده یا به قیمت آزاد در بازار به فروش رسانده بودند. گفته میشود که ارزش این پرونده نهچندان بزرگ قریب به1700میلیارد تومان است.شرط تولید یک سلطان اقتصادی، توزیع رانت در اقتصاد دولتی است.هرچه پول بیشتری توسط دولت توزیع شود بهرهوری آن کاهش یافته، فساد افزایش خواهد یافت و سودجویان بیشتری به دنبال پیدا کردن راهی برای دریافت این پولها تلاش خواهند کرد.
گر امروز تمام دریافتکنندگان رانتهای دولتی را اعدام کنیم و فردا دوباره در دستگاه دولت توزیع رانت را ادامه بدهیم افراد جدیدی برای دریافت این رانتها مراجعه خواهند کرد. به عبارت روشنتر، بسیار خوب است که عدالت جاری و با متخلفان برخورد شود اما مادامی که توزیع رانت ادامه یابد کارخانه تولید سلاطین به کار ادامه خواهد داد.
به قول دوستی، شبیه این است که از روی پشت بام دسته اسکناسی را به خیابان شلوغی بپاشیم و بعد سعی کنیم تمام روز را صرف پیدا کردن دارایی از دسترفته کنیم.
متاسفانه بسیاری از سیاستهای جاری دولت از این جنس است. پس از ماهها زمان و میلیاردها هزینه و تمرکز بسیاری از خدمتگزاران زحمتکش کشور نهایتاً قرار است به نقطه پیش از رانتپاشی برسیم تا بتوانیم با اقتدار و ضمن اثبات هوشیاری و توانمندی مجدداً رانت را، انشاءالله بین افراد دیگری، توزیع کنیم و امیدوار باشیم که اینبار از رانتهای توزیعشده سوءاستفاده نشود. یا به عبارت دیگر صبح روز بعد قبراق و آماده روی پشت بام باشیم تا مجدداً دارایی مردم را به خیابان بپاشیم. دست مریزاد./تجارت فردا
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
☘☘☘
کارخانه تولید سلاطین چطور کار میکند؟
محمد ماشینچیان
یکی از نگرانیهای منتقدان بازار شکل گرفتن انحصار در بازار و در نتیجه ثروتاندوزی عدهای انگشتشمار به قیمت بدبختی انبوهی از مردمان جامعه است.
آیا واقعاً سلاطین اقتصادی محصول شکست بازار هستند؟
آزادترین اقتصادهای جهان هنگکنگ، سنگاپور، نیوزیلند، انگلستان، کانادا، دانمارک، تایوان، لوکزامبورگ، سوئد و هلند هستند. این کشورها نرخ مالیات پایینی دارند، نظام قانونی خوبی دارند، پولشان سالم است، تجارت آزاد را به اجرا میگذارند و مقرراتپردازیشان بر کسبوکار کمینه است.
بدون استثنا هیچکدام از این کشورها بین تجار و واردکنندگان دلار با قیمت ارزانتر از بازار توزیع نمیکنند. ممکن است بگویید که این کشورها ثروتمند هستند و با مشکلاتی از جنس وضعیت کنونی ایران دست و پنجه نرم نمیکنند پس نیازی به چنین سیاستهایی ندارند .مردمان این کشورها نیز به نوبه خود با چالشهای گوناگونی در طول تاریخ مواجه بودهاند.
از جنگهای جهانی گرفته تا استعمار و... . نکته مهم این است که هیچکدام با سیاستهایی از جنس پولپاشی میان احبا و بینظمی در سیاست پولی ثروتمند نشدهاند و هیچکدام از این طریق چالشهای کشور را حل و فصل نکردهاند.
حال کدامیک از این کشورهای صدرنشین در فهرست آزادی اقتصادی با مشکل سلاطین اقتصادی و ثروتهای بادآورده ناشی از رانت دولتی مواجه است ؟هیچکدام.
هیچکدام از کشورهای منتفع از اقتصاد آزاد سلطان اقتصادی ندارند. بهرغم آنکه ثروتمندان در این کشورها چندین برابر ثروتمندان ایرانی مکنت دارند اما بازار کاغذ و قیر و سکه در هیچکدام از آنها به دلبخواه یک نفر سودجو به خطر نیفتاده و متلاطم نمیشود. امروزه احتکار در هیچکدام از این کشورها معنا ندارد و قانونی برای مبارزه با احتکار و گرانفروشی در این کشورها در کار نیست.
از آنسو ایران، در معیت کشورهایی چون نیجر و سودان و کنگو و ترکمنستان و کره شمالی و ونزوئلا در قعر جدول آزادی اقتصادی قرار داشته و به مجموعه کشورهایی تعلق دارد که در ادبیات اقتصادی به آنها اقتصادهای کنترل شده و برنامهریزیشده گفته میشود.
در کشورهایی که در قعر جدول آزادی اقتصادی گیر افتادهاند تا بخواهید سلطان داریم و صنایع عموماً در چنگ و انحصار انگشتشماری هستند که ارتباطات سیاسی قویتری دارند. مطالعه این موضوع کار آسانی است. کافی است سری به کشور همسایه، ترکمنستان، بزنید تا ببینید که انجام هیچ کاری بدون همکاری سلاطین نزدیک به نهادهای قدرت ممکن نیست.
اگر سلاطین اقتصادی حاصل شکست بازار نیستند و در آزادترین اقتصادهای دنیا اثری از ایشان نیست، پس کارخانه تولید سلاطین اقتصادی چطور کار میکند؟ خصوصیت مشترک تمام سلاطین اقتصادی، در تمام دنیا، یک چیز است؛ ایشان محصول برنامهریزی مرکزی و توزیع رانت دولتی هستند. هیچ استثنایی بر این قاعده وجود ندارد.
به عنوان نمونه در پرونده سلطان کاغذ، افرادی به صورت سازمانیافته ارز ارزانقیمت دولتی برای واردات کاغذ دریافت کرده و آن را صرف امور دیگری کرده یا به قیمت آزاد در بازار به فروش رسانده بودند. گفته میشود که ارزش این پرونده نهچندان بزرگ قریب به1700میلیارد تومان است.شرط تولید یک سلطان اقتصادی، توزیع رانت در اقتصاد دولتی است.هرچه پول بیشتری توسط دولت توزیع شود بهرهوری آن کاهش یافته، فساد افزایش خواهد یافت و سودجویان بیشتری به دنبال پیدا کردن راهی برای دریافت این پولها تلاش خواهند کرد.
گر امروز تمام دریافتکنندگان رانتهای دولتی را اعدام کنیم و فردا دوباره در دستگاه دولت توزیع رانت را ادامه بدهیم افراد جدیدی برای دریافت این رانتها مراجعه خواهند کرد. به عبارت روشنتر، بسیار خوب است که عدالت جاری و با متخلفان برخورد شود اما مادامی که توزیع رانت ادامه یابد کارخانه تولید سلاطین به کار ادامه خواهد داد.
به قول دوستی، شبیه این است که از روی پشت بام دسته اسکناسی را به خیابان شلوغی بپاشیم و بعد سعی کنیم تمام روز را صرف پیدا کردن دارایی از دسترفته کنیم.
متاسفانه بسیاری از سیاستهای جاری دولت از این جنس است. پس از ماهها زمان و میلیاردها هزینه و تمرکز بسیاری از خدمتگزاران زحمتکش کشور نهایتاً قرار است به نقطه پیش از رانتپاشی برسیم تا بتوانیم با اقتدار و ضمن اثبات هوشیاری و توانمندی مجدداً رانت را، انشاءالله بین افراد دیگری، توزیع کنیم و امیدوار باشیم که اینبار از رانتهای توزیعشده سوءاستفاده نشود. یا به عبارت دیگر صبح روز بعد قبراق و آماده روی پشت بام باشیم تا مجدداً دارایی مردم را به خیابان بپاشیم. دست مریزاد./تجارت فردا
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
🔸دو خبر از روشنفکران، در روزنامه های زمان انقلاب
تصویر بالا از توییت محمد معینی و تصویر پایین از امیر ابتهاج
#درسهایی_که_نگرفتیم
#انقلاب
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
تصویر بالا از توییت محمد معینی و تصویر پایین از امیر ابتهاج
#درسهایی_که_نگرفتیم
#انقلاب
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
ساعت شيعه ساخت قم
خیلی هم آسونه
مثلا الان ساعت:(پنج عسکری مونده تا باقر)
خدایا ! تورو به اسمت قسم،دیگه به این ملت رحم کن
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
خیلی هم آسونه
مثلا الان ساعت:(پنج عسکری مونده تا باقر)
خدایا ! تورو به اسمت قسم،دیگه به این ملت رحم کن
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و شصت و نه
#گشتاسب_در_روم_و_کتایون
خواستار دختر سوم قیصر ، جوانی به نام اهرن از پهلوانان و بزرگ زادگان روم بود که قیصر به او گفته بود: من دیگر به رسم نیاکان دختر به شوی نخواهم داد. اگر بتوانی اژدهایی را که در کوه سقیلا زندگی می کند از میان برداری تو را به دامادی سرافراز می کنم.
اهرن با سری پر اندیشه نزد میرین به چاره جویی رفت. میرین پس از آنکه او را سوگند داد ، راز کشتن گرگ به دست گشتاسب را برایش بازگفت و نامه ای به هیشوی نوشت تا از گشتاسب کمک بخواهد. گشتاسب پذیرفت و به اهرن گفت : برو خنجری بلند بساز که بالایش چون پنجه باز باشد و سر هر دندانه آن نیزه ای از آهن آیدیده استوار کن و با یک اسب و برگستوان و یک گرز به اینجا بیاورتا من به فرمان یزدان آن آن اژدهای دمان را نگون از درخت بیاویزم.
اهرن هرچه گشتاسب خواسته بود آورد و همراه هیشوی تا کوه سقیلا رفتند و با انگشت محل اژدها را به گشتاسب نشان داده باز گشتند.
چون آن اژدها برز او را بدید
بدم سوی خویشش همی درکشید
گشتاسب همچون تگرگ به اژدها تیر می انداخت و وقتی نزدیک یکدیگر شدند، خنجر را آنطور در دهانش جای داد که تمام تیغهای آن در حلقش فرو رفت و زهر و خون او از کوه سرازیر گردید .
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و شصت و نه
#گشتاسب_در_روم_و_کتایون
خواستار دختر سوم قیصر ، جوانی به نام اهرن از پهلوانان و بزرگ زادگان روم بود که قیصر به او گفته بود: من دیگر به رسم نیاکان دختر به شوی نخواهم داد. اگر بتوانی اژدهایی را که در کوه سقیلا زندگی می کند از میان برداری تو را به دامادی سرافراز می کنم.
اهرن با سری پر اندیشه نزد میرین به چاره جویی رفت. میرین پس از آنکه او را سوگند داد ، راز کشتن گرگ به دست گشتاسب را برایش بازگفت و نامه ای به هیشوی نوشت تا از گشتاسب کمک بخواهد. گشتاسب پذیرفت و به اهرن گفت : برو خنجری بلند بساز که بالایش چون پنجه باز باشد و سر هر دندانه آن نیزه ای از آهن آیدیده استوار کن و با یک اسب و برگستوان و یک گرز به اینجا بیاورتا من به فرمان یزدان آن آن اژدهای دمان را نگون از درخت بیاویزم.
اهرن هرچه گشتاسب خواسته بود آورد و همراه هیشوی تا کوه سقیلا رفتند و با انگشت محل اژدها را به گشتاسب نشان داده باز گشتند.
چون آن اژدها برز او را بدید
بدم سوی خویشش همی درکشید
گشتاسب همچون تگرگ به اژدها تیر می انداخت و وقتی نزدیک یکدیگر شدند، خنجر را آنطور در دهانش جای داد که تمام تیغهای آن در حلقش فرو رفت و زهر و خون او از کوه سرازیر گردید .
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
چشم تاریخ
دکتر محمد رضا سرگلزایی
سیداحمد حکمآبادی که بعدها نام خانوادگی کَسرَوی را برگزید، تاریخنگار، زبانشناس، پژوهشگر، حقوقدان و اندیشمند ایرانی بود.
وی استاد رشته حقوق در دانشگاه تهران و وکیل دعاوی بود.
سید #احمد_کسروی در خانوادهای شیعهٔ مذهبی و معتقد در حکم آباد تبریز به دنیا آمد.
نیاکانش همه روحانی و پیشنماز بودند.
احمد در سال ۱۲۸۹ خورشیدی و در سن ۲۰ سالگی به اصرار خانواده به لباس روحانیون شیعه درآمد و بر منبر مسجد آبا و اجدادیاش نشست ولی پس از آنکه به گناه هواداری از جنبش مشروطه مورد ناسزاگویی روحانیون قرار گرفت در سال ۱۲۹۱ خورشیدی از لباس روحانیون خارج شد.
پس از آن کسروی به تدریس زبان عربی و تحصیل حقوق، تاریخ، ستاره شناسی، گیاه شناسی، زبان انگلیسی، زبان روسی، زبان پهلوی و زبان اسپرانتو پرداخت.
آثار احمد کسروی بالغ بر ۷۰ جلد کتاب به زبان های فارسی و عربی است.
از مهمترین آثار کسروی میتوان به دو کتاب تاریخ مشروطهٔ ایران و تاریخ هجده سالهٔ آذربایجان اشاره کرد که از مهمترین آثار مربوط به تاریخ جنبش مشروطه خواهی ایران میشوند و تا به امروز مرجع اصلی محققان دربارهٔ جنبش مشروطیت ایران بوده است.
احمد کسروی خواستار مبارزه با «واپسماندگی فکری و علمی» بود و از آن چه «اوضاع زندگی، خرافهگرایی و آداب اجتماعی» مردم ایران میدانست انتقاد داشت، همچنین خواستار «پالایش زبان فارسی» از هر گونه واژه عربی و سره نویسی در زبان پارسی بود.
موضعگیریهای احمد کسروی در برابر نهادهای مذهبی و ارزشهای سنتی باعث شد که سید مجتبی میرلوحی (معروف به #نواب_صفوی) تصمیم به قتل او بگیرد.
ابتدا نواب صفوی شخصاً به تهیه تپانچه و شلیک به کسروی اقدام کرد ولی گلوله در لوله تپانچه گیر کرد و نواب به کتک زدن و زخمی کردن کسروی بسنده کرد.
سپس نواب با جمع کردن تعدادی جوان مذهبی و برانگیختن آن ها جریان قتل کسروی را مدیریت کرد
. پیروان نواب صفوی که خود را فدائیان اسلام نامیدند در تاریخ ۲۰ اسفند ۱۳۲۴ و در اتاق بازپرسی ساختمان کاخ دادگستری تهران احمد کسروی را در سن ۵۷ سالگی به ضرب «گلوله و ۲۷ ضربه چاقو» به قتل رساندند آن ها در این حمله حدادپور منشی کسروی را نیز به قتل رساندند. قاتلین کسروی با میانجی گری #آیت_الله_کاشانی از زندان آزاد شدند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
چشم تاریخ
دکتر محمد رضا سرگلزایی
سیداحمد حکمآبادی که بعدها نام خانوادگی کَسرَوی را برگزید، تاریخنگار، زبانشناس، پژوهشگر، حقوقدان و اندیشمند ایرانی بود.
وی استاد رشته حقوق در دانشگاه تهران و وکیل دعاوی بود.
سید #احمد_کسروی در خانوادهای شیعهٔ مذهبی و معتقد در حکم آباد تبریز به دنیا آمد.
نیاکانش همه روحانی و پیشنماز بودند.
احمد در سال ۱۲۸۹ خورشیدی و در سن ۲۰ سالگی به اصرار خانواده به لباس روحانیون شیعه درآمد و بر منبر مسجد آبا و اجدادیاش نشست ولی پس از آنکه به گناه هواداری از جنبش مشروطه مورد ناسزاگویی روحانیون قرار گرفت در سال ۱۲۹۱ خورشیدی از لباس روحانیون خارج شد.
پس از آن کسروی به تدریس زبان عربی و تحصیل حقوق، تاریخ، ستاره شناسی، گیاه شناسی، زبان انگلیسی، زبان روسی، زبان پهلوی و زبان اسپرانتو پرداخت.
آثار احمد کسروی بالغ بر ۷۰ جلد کتاب به زبان های فارسی و عربی است.
از مهمترین آثار کسروی میتوان به دو کتاب تاریخ مشروطهٔ ایران و تاریخ هجده سالهٔ آذربایجان اشاره کرد که از مهمترین آثار مربوط به تاریخ جنبش مشروطه خواهی ایران میشوند و تا به امروز مرجع اصلی محققان دربارهٔ جنبش مشروطیت ایران بوده است.
احمد کسروی خواستار مبارزه با «واپسماندگی فکری و علمی» بود و از آن چه «اوضاع زندگی، خرافهگرایی و آداب اجتماعی» مردم ایران میدانست انتقاد داشت، همچنین خواستار «پالایش زبان فارسی» از هر گونه واژه عربی و سره نویسی در زبان پارسی بود.
موضعگیریهای احمد کسروی در برابر نهادهای مذهبی و ارزشهای سنتی باعث شد که سید مجتبی میرلوحی (معروف به #نواب_صفوی) تصمیم به قتل او بگیرد.
ابتدا نواب صفوی شخصاً به تهیه تپانچه و شلیک به کسروی اقدام کرد ولی گلوله در لوله تپانچه گیر کرد و نواب به کتک زدن و زخمی کردن کسروی بسنده کرد.
سپس نواب با جمع کردن تعدادی جوان مذهبی و برانگیختن آن ها جریان قتل کسروی را مدیریت کرد
. پیروان نواب صفوی که خود را فدائیان اسلام نامیدند در تاریخ ۲۰ اسفند ۱۳۲۴ و در اتاق بازپرسی ساختمان کاخ دادگستری تهران احمد کسروی را در سن ۵۷ سالگی به ضرب «گلوله و ۲۷ ضربه چاقو» به قتل رساندند آن ها در این حمله حدادپور منشی کسروی را نیز به قتل رساندند. قاتلین کسروی با میانجی گری #آیت_الله_کاشانی از زندان آزاد شدند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جنجالی ترین روحانی این روزهای کشور، مجلس را نابود کرد!
وقتی از دریای نفت و گاز سهم ما هواست،
نفت با ریگ بیابان چه فرقی میکند
مال بیت المال اگر وقف چپاول کردن است،
شاه باشد یا روحانی چه فرقی میکند
پیش مسئولان عالی رتبه بیدغدغه،
مملکت داری و چوپانی چه فرقی میکند!
روحانی #محمد_حسینی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
وقتی از دریای نفت و گاز سهم ما هواست،
نفت با ریگ بیابان چه فرقی میکند
مال بیت المال اگر وقف چپاول کردن است،
شاه باشد یا روحانی چه فرقی میکند
پیش مسئولان عالی رتبه بیدغدغه،
مملکت داری و چوپانی چه فرقی میکند!
روحانی #محمد_حسینی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
میلتون فریدمن:
تورم یک بیماری است، یک بیماری خطرناک و گاه نابودکننده است، بیماریای است که اگر به موقع به آن رسیدگی نشود میتواند یک جامعه را نابود کند.
برای مثال، ابرتورم در روسیه و آلمان بعد از جنگ جهانی اول، یعنی زمانی که قیمتها از یک روز به روز دیگر در بعضی مواقع حتی بیشتر از دو برابر میشدند، زمینههای کمونیسم را در یک کشور و زمینههای نازیسم را در کشور دیگر به وجود آوردند.
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
میلتون فریدمن:
تورم یک بیماری است، یک بیماری خطرناک و گاه نابودکننده است، بیماریای است که اگر به موقع به آن رسیدگی نشود میتواند یک جامعه را نابود کند.
برای مثال، ابرتورم در روسیه و آلمان بعد از جنگ جهانی اول، یعنی زمانی که قیمتها از یک روز به روز دیگر در بعضی مواقع حتی بیشتر از دو برابر میشدند، زمینههای کمونیسم را در یک کشور و زمینههای نازیسم را در کشور دیگر به وجود آوردند.
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith