@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
چرا عقبماندیم ؟
دکتر علیمحمد ایزدی
عللی که برای عقب افتادگی جامعۀ ایرانی تا قبل از انقلاب و حتی بعد از آن توسط روشنفکران و متفکران ذکر شده بسیار است ولی مهمترین آنها شامل موارد زیر است :
استعمارگران
سیستم سلطنتی
ذخایر نفتی
دین اسلام
شخصیت اخلاقی ایرانیان
احتمالا وجود دولتهای استعمارگر به عنوان علت اصلی عقبافتادگی ایران بیشترین طرفدار را بین ایرانیان دارد ، طرفداران این نظریه معتقدند کشورهای استعمارگر که سمبلشان انگلستان دیروز و آمریکای امروز است همواره با دخالتهای نامشروع خود مانند تهدید و تبلیغ فاسدترین افراد را در رأس هیئت حاکمه ایران نگه داشتند و به دست آنان امکان سواری گرفتن از مردم و همچنین غارت کشور را برای خود فراهم کردهاند
اگر استعمارگران ( شوروی ، انگلستان ، پرتغال ، فرانسه ، آمریکا و غیره ) دلیل اصلی عقبافتادگی ایران هستند پس چرا همین کشورها نتوانستند موجبات عقبافتادگی مللی همچون مالزی ، ژاپن ، آلمان ، بلژیک و غیره را از طریق استعمار آنان فراهم آورند اما در ایران توانستند ؟
طرفداران این نظریه که بعد از انقلاب ۵٧ هم تعدادشان بیشتر شده اصولا وجود نظام سلطنتی و پادشاهان بیکفایت را اصلیترین عامل تمام بدبختیهای ایران میدانند.
اگر سلطنت می توانست علت عقبافتادگی کـشـور باشد پس باید کشورهای انگلستان ، سوئد ، نروژ ، دانمارک و ژاپن نیز عقبمانده باشند در حالی که آنان با سیستمهای سلطنتی امروز تمام خصوصیات یک کشور پیشرفته و موفق را دارند و پادشاهان در آنجا مانند ایران به صورت دیکتاتوری خشن و غارتگر عمل نمیکنند . از سوی دیگر اگر حذف سلطنت میتوانست تمام مشکلات را حل کند پس باید کشورهای مصر ، عراق ، لیبی یا حتی ایران امروز در عرش اعلی میبودند در حالی که اکثر این کشورها غرق در فساد و فقر و تباهیند
وجود منابع نفتی را شوخی یا جدی عدهای امّالفساد میدانند و میگویند اگر این ماده متعفّن را نداشتیم این همه مورد طمع کشورهای دیگر نبودیم و ما را نیز مانند ترکیه رها میکردند تا سرنوشتمان را رقم بزنیم ...
اما مگر کشورهایی مانند انگلستان ، آمریکا یا نروژ نیز دارای ذخایر نفت نیستند (آن هم از نوع درجه یک آن) پس چرا مردمشان نه تنها احساس بدبختی ندارند بلکه آینده چنان روشن است که هیچ خانوادهای نگران آیندۀ فرزند خود هم نیست در عین حال یک سری کشورهای بدبخت دیگر مثل پاکستان ، افغانستان ، شیلی و … هستند که هم نفت ندارند و هم از نظر فرهنگی ، سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی عقبافتادهاند .
گروهی هم اساسا دین و دینداری را به عنوان علت اصلی عقب افتادگی ایرانیان قلمداد میکنند و دین را تریاک و مخدری میدانند که مردم را از تمدّن و ترقی دور کرده است ، جلوی آزادیشان را گرفته و ظلمها را تقدیر الهی معرفی میکند
متاسفانه اشتباه این گروه این است که گمان میکنند چون ما واقعا دین اسلام را پیاده کردهایم پس مشکلات امروز ما هم به پای آن است درحالی که اگر رفتار ایرانی جماعت را بسنجیم به خوبی درخواهیم یافت که نه تنها اسلام بلکه اصولا این مردم به هیچ دینی پایبند نیستند زیرا دین در تمام نسخ آن یعنی راستگویی ، درستکاری ، وفای به عهد ، امانت ، شرافت ، پاکی و ... آیا شما به عنوان یک ایرانی در اطرافتان دروغگویی ، دزدی ، غارت ، تقلب ، عهدشکنی ، ریاکاری ، سمبلکاری و ... نميبینید ؟( البته هیچ چیز ۱۰۰٪ نیست) و آیا به این مردم اصلا میتوان دیندار گفت ؟؟
و اما مورد آخر شخصیت_اخلاقی ایرانیان که به گمانم میتوان آن را دلیل اصلی تمام عقبافتادگیها دانست چرا که همین خلقیات است که اجازه میدهد استعمارگر به استعمار ما بپردازد ، نفت و موقعیت جغرافیایی به جای فرصت به یک تهدید تبدیل شود ، نظام پادشاهی برخلاف آنچه در انگلستان است برای غارت کشور پیاده گردد ، بیسوادی مایهٔ سوءاستفاده ظالمان شود و بجای تشیع علوی تشیع صفوی در مملکت رونق گیرد
ضحاک ( فکر کردن ) را از انسانها گرفته بود به کمک آن دو مار که خوراکشان مغز سر جوانان بود . مغز کانون آگاهی ، شعور ، تعقل ، فهمیدن و اندیشیدن است و منظور از جوان هم قدرت و توانایی ایجاد تحول و دگرگونیست ، وقتی که در سر جوان مغز نباشد دیگر کسی نیست که به ضحاک و ظلمش اعتراض کند . در حکومت ضحاک اندیشیدن جرم است و فکر کردن گناهی نابخشودنی زیرا همانگونه که دانایی و توانایی دو بال پرواز انسان است نادانی و ناتوانی دو عامل سقوط او به دایرۀ ذلت و زبونیست و انسان جاهل تا ابد گرفتار حکومت ضحاک خواهد بود .
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
چرا عقبماندیم ؟
دکتر علیمحمد ایزدی
عللی که برای عقب افتادگی جامعۀ ایرانی تا قبل از انقلاب و حتی بعد از آن توسط روشنفکران و متفکران ذکر شده بسیار است ولی مهمترین آنها شامل موارد زیر است :
استعمارگران
سیستم سلطنتی
ذخایر نفتی
دین اسلام
شخصیت اخلاقی ایرانیان
احتمالا وجود دولتهای استعمارگر به عنوان علت اصلی عقبافتادگی ایران بیشترین طرفدار را بین ایرانیان دارد ، طرفداران این نظریه معتقدند کشورهای استعمارگر که سمبلشان انگلستان دیروز و آمریکای امروز است همواره با دخالتهای نامشروع خود مانند تهدید و تبلیغ فاسدترین افراد را در رأس هیئت حاکمه ایران نگه داشتند و به دست آنان امکان سواری گرفتن از مردم و همچنین غارت کشور را برای خود فراهم کردهاند
اگر استعمارگران ( شوروی ، انگلستان ، پرتغال ، فرانسه ، آمریکا و غیره ) دلیل اصلی عقبافتادگی ایران هستند پس چرا همین کشورها نتوانستند موجبات عقبافتادگی مللی همچون مالزی ، ژاپن ، آلمان ، بلژیک و غیره را از طریق استعمار آنان فراهم آورند اما در ایران توانستند ؟
طرفداران این نظریه که بعد از انقلاب ۵٧ هم تعدادشان بیشتر شده اصولا وجود نظام سلطنتی و پادشاهان بیکفایت را اصلیترین عامل تمام بدبختیهای ایران میدانند.
اگر سلطنت می توانست علت عقبافتادگی کـشـور باشد پس باید کشورهای انگلستان ، سوئد ، نروژ ، دانمارک و ژاپن نیز عقبمانده باشند در حالی که آنان با سیستمهای سلطنتی امروز تمام خصوصیات یک کشور پیشرفته و موفق را دارند و پادشاهان در آنجا مانند ایران به صورت دیکتاتوری خشن و غارتگر عمل نمیکنند . از سوی دیگر اگر حذف سلطنت میتوانست تمام مشکلات را حل کند پس باید کشورهای مصر ، عراق ، لیبی یا حتی ایران امروز در عرش اعلی میبودند در حالی که اکثر این کشورها غرق در فساد و فقر و تباهیند
وجود منابع نفتی را شوخی یا جدی عدهای امّالفساد میدانند و میگویند اگر این ماده متعفّن را نداشتیم این همه مورد طمع کشورهای دیگر نبودیم و ما را نیز مانند ترکیه رها میکردند تا سرنوشتمان را رقم بزنیم ...
اما مگر کشورهایی مانند انگلستان ، آمریکا یا نروژ نیز دارای ذخایر نفت نیستند (آن هم از نوع درجه یک آن) پس چرا مردمشان نه تنها احساس بدبختی ندارند بلکه آینده چنان روشن است که هیچ خانوادهای نگران آیندۀ فرزند خود هم نیست در عین حال یک سری کشورهای بدبخت دیگر مثل پاکستان ، افغانستان ، شیلی و … هستند که هم نفت ندارند و هم از نظر فرهنگی ، سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی عقبافتادهاند .
گروهی هم اساسا دین و دینداری را به عنوان علت اصلی عقب افتادگی ایرانیان قلمداد میکنند و دین را تریاک و مخدری میدانند که مردم را از تمدّن و ترقی دور کرده است ، جلوی آزادیشان را گرفته و ظلمها را تقدیر الهی معرفی میکند
متاسفانه اشتباه این گروه این است که گمان میکنند چون ما واقعا دین اسلام را پیاده کردهایم پس مشکلات امروز ما هم به پای آن است درحالی که اگر رفتار ایرانی جماعت را بسنجیم به خوبی درخواهیم یافت که نه تنها اسلام بلکه اصولا این مردم به هیچ دینی پایبند نیستند زیرا دین در تمام نسخ آن یعنی راستگویی ، درستکاری ، وفای به عهد ، امانت ، شرافت ، پاکی و ... آیا شما به عنوان یک ایرانی در اطرافتان دروغگویی ، دزدی ، غارت ، تقلب ، عهدشکنی ، ریاکاری ، سمبلکاری و ... نميبینید ؟( البته هیچ چیز ۱۰۰٪ نیست) و آیا به این مردم اصلا میتوان دیندار گفت ؟؟
و اما مورد آخر شخصیت_اخلاقی ایرانیان که به گمانم میتوان آن را دلیل اصلی تمام عقبافتادگیها دانست چرا که همین خلقیات است که اجازه میدهد استعمارگر به استعمار ما بپردازد ، نفت و موقعیت جغرافیایی به جای فرصت به یک تهدید تبدیل شود ، نظام پادشاهی برخلاف آنچه در انگلستان است برای غارت کشور پیاده گردد ، بیسوادی مایهٔ سوءاستفاده ظالمان شود و بجای تشیع علوی تشیع صفوی در مملکت رونق گیرد
ضحاک ( فکر کردن ) را از انسانها گرفته بود به کمک آن دو مار که خوراکشان مغز سر جوانان بود . مغز کانون آگاهی ، شعور ، تعقل ، فهمیدن و اندیشیدن است و منظور از جوان هم قدرت و توانایی ایجاد تحول و دگرگونیست ، وقتی که در سر جوان مغز نباشد دیگر کسی نیست که به ضحاک و ظلمش اعتراض کند . در حکومت ضحاک اندیشیدن جرم است و فکر کردن گناهی نابخشودنی زیرا همانگونه که دانایی و توانایی دو بال پرواز انسان است نادانی و ناتوانی دو عامل سقوط او به دایرۀ ذلت و زبونیست و انسان جاهل تا ابد گرفتار حکومت ضحاک خواهد بود .
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#دکتر_علی_واعظ؛ روزنامه نگار و تحیل گر ارشد گروه بین المللی بحران در امور ایران
١. قرار دادن #سپاه در فهرست گروه های #تروریستی تبعات اقتصادى چندان مهمى در بر نخواهد داشت، چراكه سپاه پيش از اين هدف تحريم هاى متعدد و چند لايه آمريكا قرار گرفته بود و شركت هاى خارجى از معامله با آن امتناع مي كردند.
٢. اما اين اقدام براى (جان بولتون) يك برد سه وجهى محسوب مي شود چرا كه با يك ضربه توانسته در مذاكره با ايران را بروى ترامپ، كه احتمالا از پيامدهاى اين اقدام ناآگاه است، ببندد؛ بازگشت به برجام را براى رئيس جمهور بعدى دشوار سازد؛ و ايران را تحريك به خطا كند.
٣. آرزوى جنگ طلبان آمريكا اين است كه اين دست اقدامات سپاه را تحريك به مقابله به مثل در منطقه كند تا بهانه لازم براى درگيرى نظامى ايجاد شود، و يا ايران نهايتا از برجام خارج شود و راه را براى منزوى كردن ايران و نهايتا حمله نظامى به آن هموار كند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#دکتر_علی_واعظ؛ روزنامه نگار و تحیل گر ارشد گروه بین المللی بحران در امور ایران
١. قرار دادن #سپاه در فهرست گروه های #تروریستی تبعات اقتصادى چندان مهمى در بر نخواهد داشت، چراكه سپاه پيش از اين هدف تحريم هاى متعدد و چند لايه آمريكا قرار گرفته بود و شركت هاى خارجى از معامله با آن امتناع مي كردند.
٢. اما اين اقدام براى (جان بولتون) يك برد سه وجهى محسوب مي شود چرا كه با يك ضربه توانسته در مذاكره با ايران را بروى ترامپ، كه احتمالا از پيامدهاى اين اقدام ناآگاه است، ببندد؛ بازگشت به برجام را براى رئيس جمهور بعدى دشوار سازد؛ و ايران را تحريك به خطا كند.
٣. آرزوى جنگ طلبان آمريكا اين است كه اين دست اقدامات سپاه را تحريك به مقابله به مثل در منطقه كند تا بهانه لازم براى درگيرى نظامى ايجاد شود، و يا ايران نهايتا از برجام خارج شود و راه را براى منزوى كردن ايران و نهايتا حمله نظامى به آن هموار كند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Forwarded from پرواز فکر و اندیشه
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
#دکتر_سعید_اسلامی_بیدگلی اقتصاددان و عضو هیت علمی دانشگاه علامه
مهمترین خبر این روزها قرار گرفتن سپاه در لیست تروریستی آمریکا و اقدامات متقابل ایران بود. کانادا هم چندی پیش سپاه را در لیست گروههای تروریستی قرار داده بود.
خوب است مسئولین بهجای خط و نشان کشیدن، فرزندان و خانوادههای خود را از این کشورها فرا بخوانند. رئیس مجلس میتواند آغازگر این حرکت باشد.
نمایندگان مجلس نیز میتوانند طرحی چهار (یا حتی پنج) فوریتی مصوب کنند و سه ماه به نمایندگان مجلس و شوراها، وزراء و معاونینشان، استانداران، شهرداران و معاونین کلانشهرها فرصت بدهند که خانوادههای خود را از کشورهای دیگر فرا بخوانند یا سمت فعلی خود را ترک کنند.
اگرچه تقریباً مطمئن هستم که مسئولین محترم حاضر به تحمل هزینهای حتی به این کوچکی هم نیستند، اما تردید ندارم که چنین تصمیم و مصوبهای بیش از پوشیدن پیراهن سبز (و بنفش) بر انتقال روحیه همراهی مسئولین با مردم تأثیر دارد.
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
#دکتر_سعید_اسلامی_بیدگلی اقتصاددان و عضو هیت علمی دانشگاه علامه
مهمترین خبر این روزها قرار گرفتن سپاه در لیست تروریستی آمریکا و اقدامات متقابل ایران بود. کانادا هم چندی پیش سپاه را در لیست گروههای تروریستی قرار داده بود.
خوب است مسئولین بهجای خط و نشان کشیدن، فرزندان و خانوادههای خود را از این کشورها فرا بخوانند. رئیس مجلس میتواند آغازگر این حرکت باشد.
نمایندگان مجلس نیز میتوانند طرحی چهار (یا حتی پنج) فوریتی مصوب کنند و سه ماه به نمایندگان مجلس و شوراها، وزراء و معاونینشان، استانداران، شهرداران و معاونین کلانشهرها فرصت بدهند که خانوادههای خود را از کشورهای دیگر فرا بخوانند یا سمت فعلی خود را ترک کنند.
اگرچه تقریباً مطمئن هستم که مسئولین محترم حاضر به تحمل هزینهای حتی به این کوچکی هم نیستند، اما تردید ندارم که چنین تصمیم و مصوبهای بیش از پوشیدن پیراهن سبز (و بنفش) بر انتقال روحیه همراهی مسئولین با مردم تأثیر دارد.
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
معرفت پشههاي آنافل بيشتر از ماست
ما چه می دانیم جانبازی چیست
رحیم قمیشی
برای دیدن یکی از دوست های جانبازم، رفته بودم آسایشگاه امام خمینی (ره) که در شمالی ترین نقطه تهران است.
فکر می کردم از مجهزترین آسایشگاه های کشور باشد. که نبود. بیشتر به خانه ای بزرگ شبیه بود. دوستم نبودش، فرصتی شد به اتاق ها سری بزنم.
اکثر جانبازها آنجا قطع نخاع بودند، برخی قطع نخاع گردنی، یعنی از گردن به پایین حرکت نداشتند، بسیاری از کمر، بعضی نابینا بودند، بعضی جانباز از دو دست. و من چه می دانستم جانبازی چیست، و چه دنیایی دارند آن ها...
جانبازی که 35 سال بود از تخت بلند نشده بود پرسید؛ "کاندیدا شده ای! آمده ای عکس بگیری؟" گفتم نه!
ولی چقدر خجالت کشیدم. حتی با دوربین موبایلم هم تا آخر نتوانستم عکسی بگیرم.
می گفت اینجا گاه مسئولی هم می آید، البته خیلی دیر به دیر، و معمولا نزدیک انتخابات!
همه اینها را با لبخند و شوخی می گفت. هم صحبتی گیر آورده بود، من هم از خدا خواسته!
نگاه مهربان و آرام اش به من تسلی می داد.
خیلی زود رفیق شدیم. وقتی فهمید در همان عملیاتی که او ترکش خورده من هم بوده ام.
پرسیدم خانه هم می روی؟ گفت هفته ای دو هفته ای یک روز، نمی خواست باعث مزاحمت خانواده اش باشد!
توضیح می داد خانواده های همه جانبازهای قطع نخاع دیگر بیمار شده اند، هیچکدام نیست دیسک کمر نگرفته باشند. پرسیدم اینجا چطور است؟
شکر خدا را می کرد، بخصوص از پرسنلی که با حقوق ناچیز کارهای سختی دارند. یک جور خودش را بدهکار پرسنل می دانست.
یاد دوست شهیدم اسماعیل فرجوانی افتادم. دستش که عملیات والفجر هشت قطع شده بود نگران هزینه های بیمارستانی بود، نکند زیاد شوند! گفتم: بی حرکت دست و پا خیلی سخت است، نه؟
با خنده می گفت نه! نکته تکاندهنده و جالبی برایم تعریف کرد، او که نمی توانست پشه ها را نیمه شب از خودش دور کند، می گفت با پشه های آنجا دیگر دوست شده است...
پشه های آنافل را می گفت.
"نیمه شب ها که می نشینند روی صورتم، و شروع می کنند خون مکیدن، بهشان می گویم کافیست است دیگر!" می گفت خودشان رعایت می کنند و بلند می شوند، نگاهم را که می بینند! شانس آوردم اشک هایم را ندید که سرازیر شده بودند.
نوجوان بوده، 16 ساله که ترکش به پشت سرش خورده و الان نزدیک 50 سالش شده بود.
و سال ها بود که فقط سقف بی رنگ و روی آسایشگاه را می دید. آخر من چه می دانستم جانبازی چیست! صدای رعد و برق و باران از بیرون آمد، کمک کردم تختش را تا بیرون سالن بیاوریم، تا باران نرمی که باریدن گرفته بود را ببیند.
چقدر پله داشت مسیر! پرسیدم آسایشگاه جانبازهای قطع نخاع که نباید پله داشته باشد. خندید و گفت اینجا ساختمانش مصادره ای است و اصلا برای جانبازها درست نشده.
خیلی خجالت کشیدم. دیوارهای رنگ و رو رفته آسایشگاه، تخت های کهنه، بوی نم و خفگی داخل اتاق ها... هر دقیقه اش مثل چند ساعت برایم می گذشت.
به حیاط که رسیدیم ساختمان های بسیار شیک روبرو را نشانم داد. ساختمان هایی که انگار اروپایی بودند. می گفت اینها دیگر مصادره ای نیستند، بسیاری از این ساختمان ها بعد از جنگ ساخته شده، و امکاناتش خیلی بیشتر از آسایشگاه های جانبازهاست.
نمی دانستم چه جوابش را بدهم. تنها سکوت کردم.
می گفت فکر می کنی چند سال دیگر ما جانبازها زنده باشیم؟ یکه خوردم. چه سئوالی بود! گفتم چه حرفی می زنی عزیزم، شما سرورِ مایید، شما افتخار مایید، شما برکت ایرانید، همه دوستتان دارند، همه قدر شما را می دانند، فقط اوضاع کشور این سال ها خاص است، مشکلات کم شوند حتما به شما بهتر می رسند.
خودم هم می دانستم دروغ می گویم. کِی اوضاع استثنایی و ویژه نبوده؟ کِی گرفتاری نبوده. کِی برهه خاص نبوده اوضاع کشور... چند دقیقه می گذشت که ساکت شده بود، و آن شوخ طبعی سابقش را نداشت. بعد از اینکه حرف مرگ را زد.
انگار یاد دوستانش افتاده باشد. نگاهش قفل شده بود به قطره های ریز باران و به فکر فرو رفته بود.
کاش حرف تندی می زد!
کاش شکایتی می کرد!
کاش فریادی می کشید و سبک می شد!
و مرا هم سبک می کرد!
یک ساعت بعد بیرون آسایشگاه بی هدف قدم می زدم. دیگر از خودم بدم می آمد. از تظاهر بدم می آمد. از فراموش کاری ها بدم می آمد. از جنگ بدم می آمد. از جانباز جانباز گفتن های عده ای و تبریک های بی معنای پشتِ سر هم. از کسانی که می گویند ترسی از جنگ نداریم
همان ها که موقع جنگ در هزار سوراخ پنهان بودند. و این روزها هم، نه جانبازها را می بینند
نه پدران و مادران پیر شهدا را...
بدم می آمد از کسانی که نمی دانند ستون های خانه های پر زرق و برقشان چطور بالا رفته!
از کسانی که جانبازها را هم پله ترقی خودشان می خواهند!
کاش بعضی به اندازه پشه های آنافل معرفت داشتند
وقتی که می خوردند، می گفتند کافیست!
و بس می کردند و میرفتند
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
معرفت پشههاي آنافل بيشتر از ماست
ما چه می دانیم جانبازی چیست
رحیم قمیشی
برای دیدن یکی از دوست های جانبازم، رفته بودم آسایشگاه امام خمینی (ره) که در شمالی ترین نقطه تهران است.
فکر می کردم از مجهزترین آسایشگاه های کشور باشد. که نبود. بیشتر به خانه ای بزرگ شبیه بود. دوستم نبودش، فرصتی شد به اتاق ها سری بزنم.
اکثر جانبازها آنجا قطع نخاع بودند، برخی قطع نخاع گردنی، یعنی از گردن به پایین حرکت نداشتند، بسیاری از کمر، بعضی نابینا بودند، بعضی جانباز از دو دست. و من چه می دانستم جانبازی چیست، و چه دنیایی دارند آن ها...
جانبازی که 35 سال بود از تخت بلند نشده بود پرسید؛ "کاندیدا شده ای! آمده ای عکس بگیری؟" گفتم نه!
ولی چقدر خجالت کشیدم. حتی با دوربین موبایلم هم تا آخر نتوانستم عکسی بگیرم.
می گفت اینجا گاه مسئولی هم می آید، البته خیلی دیر به دیر، و معمولا نزدیک انتخابات!
همه اینها را با لبخند و شوخی می گفت. هم صحبتی گیر آورده بود، من هم از خدا خواسته!
نگاه مهربان و آرام اش به من تسلی می داد.
خیلی زود رفیق شدیم. وقتی فهمید در همان عملیاتی که او ترکش خورده من هم بوده ام.
پرسیدم خانه هم می روی؟ گفت هفته ای دو هفته ای یک روز، نمی خواست باعث مزاحمت خانواده اش باشد!
توضیح می داد خانواده های همه جانبازهای قطع نخاع دیگر بیمار شده اند، هیچکدام نیست دیسک کمر نگرفته باشند. پرسیدم اینجا چطور است؟
شکر خدا را می کرد، بخصوص از پرسنلی که با حقوق ناچیز کارهای سختی دارند. یک جور خودش را بدهکار پرسنل می دانست.
یاد دوست شهیدم اسماعیل فرجوانی افتادم. دستش که عملیات والفجر هشت قطع شده بود نگران هزینه های بیمارستانی بود، نکند زیاد شوند! گفتم: بی حرکت دست و پا خیلی سخت است، نه؟
با خنده می گفت نه! نکته تکاندهنده و جالبی برایم تعریف کرد، او که نمی توانست پشه ها را نیمه شب از خودش دور کند، می گفت با پشه های آنجا دیگر دوست شده است...
پشه های آنافل را می گفت.
"نیمه شب ها که می نشینند روی صورتم، و شروع می کنند خون مکیدن، بهشان می گویم کافیست است دیگر!" می گفت خودشان رعایت می کنند و بلند می شوند، نگاهم را که می بینند! شانس آوردم اشک هایم را ندید که سرازیر شده بودند.
نوجوان بوده، 16 ساله که ترکش به پشت سرش خورده و الان نزدیک 50 سالش شده بود.
و سال ها بود که فقط سقف بی رنگ و روی آسایشگاه را می دید. آخر من چه می دانستم جانبازی چیست! صدای رعد و برق و باران از بیرون آمد، کمک کردم تختش را تا بیرون سالن بیاوریم، تا باران نرمی که باریدن گرفته بود را ببیند.
چقدر پله داشت مسیر! پرسیدم آسایشگاه جانبازهای قطع نخاع که نباید پله داشته باشد. خندید و گفت اینجا ساختمانش مصادره ای است و اصلا برای جانبازها درست نشده.
خیلی خجالت کشیدم. دیوارهای رنگ و رو رفته آسایشگاه، تخت های کهنه، بوی نم و خفگی داخل اتاق ها... هر دقیقه اش مثل چند ساعت برایم می گذشت.
به حیاط که رسیدیم ساختمان های بسیار شیک روبرو را نشانم داد. ساختمان هایی که انگار اروپایی بودند. می گفت اینها دیگر مصادره ای نیستند، بسیاری از این ساختمان ها بعد از جنگ ساخته شده، و امکاناتش خیلی بیشتر از آسایشگاه های جانبازهاست.
نمی دانستم چه جوابش را بدهم. تنها سکوت کردم.
می گفت فکر می کنی چند سال دیگر ما جانبازها زنده باشیم؟ یکه خوردم. چه سئوالی بود! گفتم چه حرفی می زنی عزیزم، شما سرورِ مایید، شما افتخار مایید، شما برکت ایرانید، همه دوستتان دارند، همه قدر شما را می دانند، فقط اوضاع کشور این سال ها خاص است، مشکلات کم شوند حتما به شما بهتر می رسند.
خودم هم می دانستم دروغ می گویم. کِی اوضاع استثنایی و ویژه نبوده؟ کِی گرفتاری نبوده. کِی برهه خاص نبوده اوضاع کشور... چند دقیقه می گذشت که ساکت شده بود، و آن شوخ طبعی سابقش را نداشت. بعد از اینکه حرف مرگ را زد.
انگار یاد دوستانش افتاده باشد. نگاهش قفل شده بود به قطره های ریز باران و به فکر فرو رفته بود.
کاش حرف تندی می زد!
کاش شکایتی می کرد!
کاش فریادی می کشید و سبک می شد!
و مرا هم سبک می کرد!
یک ساعت بعد بیرون آسایشگاه بی هدف قدم می زدم. دیگر از خودم بدم می آمد. از تظاهر بدم می آمد. از فراموش کاری ها بدم می آمد. از جنگ بدم می آمد. از جانباز جانباز گفتن های عده ای و تبریک های بی معنای پشتِ سر هم. از کسانی که می گویند ترسی از جنگ نداریم
همان ها که موقع جنگ در هزار سوراخ پنهان بودند. و این روزها هم، نه جانبازها را می بینند
نه پدران و مادران پیر شهدا را...
بدم می آمد از کسانی که نمی دانند ستون های خانه های پر زرق و برقشان چطور بالا رفته!
از کسانی که جانبازها را هم پله ترقی خودشان می خواهند!
کاش بعضی به اندازه پشه های آنافل معرفت داشتند
وقتی که می خوردند، می گفتند کافیست!
و بس می کردند و میرفتند
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کودکانی که والدینشان روزی ۵ کتاب قصه (۱۴۰ تا ۲۲۸ کلمه) برایشان میخوانند، تا زمان ورود به مهد کودک حدود 1.4 میلیون کلمه بیشتر از کودکان دیگر شنیدهاند!
این فاصله میلیون کلمهای تاثیر بسیار زیادی بر دایره لغات ، توانایی تفکر و پیشرفت تحصیلی کودک در آینده خواهد گذاشت.
#برای_بچه_ها_کتاب_بخوانیم
🌹@ghonchehpub
این فاصله میلیون کلمهای تاثیر بسیار زیادی بر دایره لغات ، توانایی تفکر و پیشرفت تحصیلی کودک در آینده خواهد گذاشت.
#برای_بچه_ها_کتاب_بخوانیم
🌹@ghonchehpub
قرن ها بعد در کتابهای تاریخ خواهند نوشت در این روزگار مردمانی در سرزمین پارس زندگی می کردند که ادعا می کردند که امکان ندارد عادت کنند، اما به سرعت برق و باد به همه چیز «عادت» می کردند .
ما به نبود برنامه «نود» و فوتبال بدون «عادل فردوسی پور» هم به سرعت عادت می کنیم، همانطور که به ماه رمضان بدون ربنای شجریان عادت کردیم، همانطور که به فیلتر تلگرام و توییتر عادت کردیم، همانطور که به گوشت صد و پنجاه هزار تومانی عادت کردیم ، همانطور که به دلار دوازده - سیزده هزار تومانی عادت کردیم ، همانطور که به هزاران نفر تلفات تصادفات جادهای عادت کردیم ، همانطور که به ممنوعیت آواز زنان عادت کردیم و هزاران عادت دیگر ... !
ما عادت کنندگان بزرگ تاریخیم و لطفا ژست و هشتک #عادت_نمیکنیم برای خودمان راه نیندازیم که ما حتی به همین هشتک زدن هم عادت خواهیم کرد !
✍سیامک قاسمی
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
ما به نبود برنامه «نود» و فوتبال بدون «عادل فردوسی پور» هم به سرعت عادت می کنیم، همانطور که به ماه رمضان بدون ربنای شجریان عادت کردیم، همانطور که به فیلتر تلگرام و توییتر عادت کردیم، همانطور که به گوشت صد و پنجاه هزار تومانی عادت کردیم ، همانطور که به دلار دوازده - سیزده هزار تومانی عادت کردیم ، همانطور که به هزاران نفر تلفات تصادفات جادهای عادت کردیم ، همانطور که به ممنوعیت آواز زنان عادت کردیم و هزاران عادت دیگر ... !
ما عادت کنندگان بزرگ تاریخیم و لطفا ژست و هشتک #عادت_نمیکنیم برای خودمان راه نیندازیم که ما حتی به همین هشتک زدن هم عادت خواهیم کرد !
✍سیامک قاسمی
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و نود و سه
#هفتخوان_اسفندیار
اسفندیار کمی اندیشید و راه سوم را انتخاب کرد . گرگسار گفت : ای شهریار ، از این هفت خوان هرگز کسی نگذشته مگر دست از جان شسته باشد.
در خوان اول دو گرگ سترک هستند به بزرگی فیل. اسفندیار گرگسار را به زندان فرستادو خود شب را به بزم نشست. چون خورشید برآمد اسفندیار با سپاهش رو به هفت خوان نهاد. چون به منزلگاه رسید لشکر را به پشوتن سپرد و خود به جایگاه گرگان رفت. آن دو گرگ چون دو فیل جنگجو بر او حمله بردند. مرد دلیر کمان به زه کرد و بر آنها تیر پولادین بارید. هر دو جانور سست افتادند . اسفندیار فرود آمد و سرشان را برید. رو به خورشید کرد و یزدان را نیایش کرد.
همی گفت کای داور دادگر
تو دادی مرا هوش و زور و هنر
تو کردی تن گرگ را خاک جای
تو باشی بهر نیک وبد رهنما
سپس اسفندیار فرمود خوانی گستردند خورش و می آوردند. سپس گرگسار را فراخواند و سه جام پیاپی بدستش داد و از خوان دوم پرسید .
گرگسار گفت: ای شیردل فردا دو شیر به چنگت می آیند که عقاب را یارای پرواز بر آنها و نهنگ را تاب جنگیدن با آنان نیست.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و نود و سه
#هفتخوان_اسفندیار
اسفندیار کمی اندیشید و راه سوم را انتخاب کرد . گرگسار گفت : ای شهریار ، از این هفت خوان هرگز کسی نگذشته مگر دست از جان شسته باشد.
در خوان اول دو گرگ سترک هستند به بزرگی فیل. اسفندیار گرگسار را به زندان فرستادو خود شب را به بزم نشست. چون خورشید برآمد اسفندیار با سپاهش رو به هفت خوان نهاد. چون به منزلگاه رسید لشکر را به پشوتن سپرد و خود به جایگاه گرگان رفت. آن دو گرگ چون دو فیل جنگجو بر او حمله بردند. مرد دلیر کمان به زه کرد و بر آنها تیر پولادین بارید. هر دو جانور سست افتادند . اسفندیار فرود آمد و سرشان را برید. رو به خورشید کرد و یزدان را نیایش کرد.
همی گفت کای داور دادگر
تو دادی مرا هوش و زور و هنر
تو کردی تن گرگ را خاک جای
تو باشی بهر نیک وبد رهنما
سپس اسفندیار فرمود خوانی گستردند خورش و می آوردند. سپس گرگسار را فراخواند و سه جام پیاپی بدستش داد و از خوان دوم پرسید .
گرگسار گفت: ای شیردل فردا دو شیر به چنگت می آیند که عقاب را یارای پرواز بر آنها و نهنگ را تاب جنگیدن با آنان نیست.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📽 ترانه آلاء صلاح
(مبارز پیشرو در تحولات سودان)
به اسم دین ما را سوزاندند ...
به اسم دین ما را کشتند ...
به اسم دین ما را زندانی کردند ...
دین از آنها بری است ...
دین میگوید بگذر ...
دین نمیگوید ساطور به دست بگیر ...
دین میگوید عبور کن و در برابر حاکمان مقاومت کن ...
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
(مبارز پیشرو در تحولات سودان)
به اسم دین ما را سوزاندند ...
به اسم دین ما را کشتند ...
به اسم دین ما را زندانی کردند ...
دین از آنها بری است ...
دین میگوید بگذر ...
دین نمیگوید ساطور به دست بگیر ...
دین میگوید عبور کن و در برابر حاکمان مقاومت کن ...
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینجا بازاری محلی در استان گیلان است. زنی با شنیدن نوای موسیقی محلی شروع به رقصیدن میکند. مرد پرتقالفروش بساطش را ول میکند و میآید با او میرقصد. مردم شادمانه دست میزنند.
به همین سادگی و زیبایی.
تاریخ این اتفاق زیبا را نمیدانیم.
کاش غم و ماتم از زندگی ایرانیان رخت بربندد و شادی و شور و نشاط جایگزین شود.
@flith ❄️
به همین سادگی و زیبایی.
تاریخ این اتفاق زیبا را نمیدانیم.
کاش غم و ماتم از زندگی ایرانیان رخت بربندد و شادی و شور و نشاط جایگزین شود.
@flith ❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
زمانی داستایوفسکی نویسنده بزرگ روس در اثر خود به نام برادران کارامازف در جایی از قول یکی از شخصیتهای رمان خود نوشته بود «اگر خدا نباشد، هر کاری مجاز است». اگر قرار بود امروز داستایوفسکی رمانش را با بازخوانی وضعیت کنونی خاورمیانه مینوشت آیا بازهم همین گزاره را پیش میکشید؟ خاورمیانهای که در آن دین حضوری همه جانبه در عرصه عمومی دارد و نام خدا همه جا به گوش میخورد، به نام خدا همه چیز مجاز شده و افرادی با انگیزههای خدایی گاه دست به اعمال و جنایاتی میزنند که کمتر میتوان نظیر آنها را در دیگر نقاط جهان یافت. به روی پرچم داعش، حزبالله لبنان، عربستان سعودی، جمهوری اسلامی ایران، طالبان و بسیاری دیگر از گروههای اسلامگرا نام الله نقش بسته است و همه آنها سیاستها و اعمال خود را به نام او انجام میدهند. سخن بر سر یکسان دانستن این کشورها و گروهها نیست اما ویژگی مشترک همگی ،خوانش هویتی و حداکثری از دین و سخن گفتن به نام خداست و سنگر گرفتن پشت سر یک خدا و همزمان دشمنی با یکدیگر.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
زمانی داستایوفسکی نویسنده بزرگ روس در اثر خود به نام برادران کارامازف در جایی از قول یکی از شخصیتهای رمان خود نوشته بود «اگر خدا نباشد، هر کاری مجاز است». اگر قرار بود امروز داستایوفسکی رمانش را با بازخوانی وضعیت کنونی خاورمیانه مینوشت آیا بازهم همین گزاره را پیش میکشید؟ خاورمیانهای که در آن دین حضوری همه جانبه در عرصه عمومی دارد و نام خدا همه جا به گوش میخورد، به نام خدا همه چیز مجاز شده و افرادی با انگیزههای خدایی گاه دست به اعمال و جنایاتی میزنند که کمتر میتوان نظیر آنها را در دیگر نقاط جهان یافت. به روی پرچم داعش، حزبالله لبنان، عربستان سعودی، جمهوری اسلامی ایران، طالبان و بسیاری دیگر از گروههای اسلامگرا نام الله نقش بسته است و همه آنها سیاستها و اعمال خود را به نام او انجام میدهند. سخن بر سر یکسان دانستن این کشورها و گروهها نیست اما ویژگی مشترک همگی ،خوانش هویتی و حداکثری از دین و سخن گفتن به نام خداست و سنگر گرفتن پشت سر یک خدا و همزمان دشمنی با یکدیگر.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این بچه شیر خوزستانی را که چگونه با آن دست های کوچکش رسم میهن دوستی و جوانمردی به جا می آورد!
نام سیل بندهای دهلاویه و آفرینندگانشان در تاریخ این مرزو بوم جاودانه می ماند
@flith❄️
نام سیل بندهای دهلاویه و آفرینندگانشان در تاریخ این مرزو بوم جاودانه می ماند
@flith❄️
زندگی نیست ،
به جز نم نمِ بارانِ بهار
زندگی نیست به جز دیدنِ یار
زندگی نیست به جز عشق ،
به جز حرف محبت به کسی
ورنه هر خار و خسی ،
زندگی کرده بسی.
زندگی ،
تجربهی تلخ فراوان دارد ...
دو سه تا کوچه و پس کوچه و
اندازهی یک عمر بیابان دارد.
ما چه کردیم و
چه خواهیم کرد در این فرصت کم؟
#سهراب_سپهری
📷مریم مومنی
@flith ❄️
به جز نم نمِ بارانِ بهار
زندگی نیست به جز دیدنِ یار
زندگی نیست به جز عشق ،
به جز حرف محبت به کسی
ورنه هر خار و خسی ،
زندگی کرده بسی.
زندگی ،
تجربهی تلخ فراوان دارد ...
دو سه تا کوچه و پس کوچه و
اندازهی یک عمر بیابان دارد.
ما چه کردیم و
چه خواهیم کرد در این فرصت کم؟
#سهراب_سپهری
📷مریم مومنی
@flith ❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و نود و چهار
#هفتخوان_اسفندیار
روز بعد چون سپاه به جایگاه شیران رسید، اسفندیار باز لشکر را به پشوتن سپرد و خود به تنهایی پیش رفت.
نخست شیر نر به پهلوان حمله کرد و اسفندیار با یک ضربه شمشیر او را به دو نیم کرد. آنگاه شیر ماده برآشفت و بر او تاخت و مرد دلاور تیغی بر سرش فرود آورد و سر شیر بر خاک غلطید . اسفندیار سر و تن را شست و سپاس خداوند به جای آورد.
چنین گفت کای داور داد و پاک
بدستم ددان را تو کردی هلاک
بساط خورش و می گستردند و اسفندیار گرگسار بداندیش را فراخواند و سه جام از می لعل فام او را نوشاند. و از خوان سوم پرسید. گرگسار پاسخ داد در خوان سوم اژدهایی در انتظار تست که تنش چون کوه خار است و از کامش آتش می بارد. اسفندیار دستور داد تا گردونه ای ساختند و بر گردش تیغهایی نصب و صندوقی بر آن استوار کردند.
بامداد خفتان پوشیده ، لشکر را به پشوتن سپرد و خود در صندوق نشست و با اسبهای نیرومند به سوی اژدها رفت.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و نود و چهار
#هفتخوان_اسفندیار
روز بعد چون سپاه به جایگاه شیران رسید، اسفندیار باز لشکر را به پشوتن سپرد و خود به تنهایی پیش رفت.
نخست شیر نر به پهلوان حمله کرد و اسفندیار با یک ضربه شمشیر او را به دو نیم کرد. آنگاه شیر ماده برآشفت و بر او تاخت و مرد دلاور تیغی بر سرش فرود آورد و سر شیر بر خاک غلطید . اسفندیار سر و تن را شست و سپاس خداوند به جای آورد.
چنین گفت کای داور داد و پاک
بدستم ددان را تو کردی هلاک
بساط خورش و می گستردند و اسفندیار گرگسار بداندیش را فراخواند و سه جام از می لعل فام او را نوشاند. و از خوان سوم پرسید. گرگسار پاسخ داد در خوان سوم اژدهایی در انتظار تست که تنش چون کوه خار است و از کامش آتش می بارد. اسفندیار دستور داد تا گردونه ای ساختند و بر گردش تیغهایی نصب و صندوقی بر آن استوار کردند.
بامداد خفتان پوشیده ، لشکر را به پشوتن سپرد و خود در صندوق نشست و با اسبهای نیرومند به سوی اژدها رفت.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✍️ نسل هتل نشین!
چهل سال پیش،
دخترهای خانه صبح ها زود بیدار می شدند تا قبل از مدرسه رفتن،
همه جای خانه را رفت و روب کرده باشد و بعد اجازه داشتند راهی مدرسه شوند.
پسرها بايد يا صبح زود يا عصر،
نان و مايحتاج خانه را خريد مي كردند
و كارهاي مردانه را در كمك پدر خود انجام مي دادند.
حالا با نسلی روبرو هستیم که صبح که بیدار می شوند،
از هتل خانه شان خارج می شوند.
چون که والدینشان به عنوان مستخدمین "هتل خانه " همه جا را رفت وروب خواهند کرد.
و با يك تلفن همه چيز درب خانه مهياست.
نسلی که در برابر اتاقی که در آن می خوابد و خانه ای که در آن زندگی میکند
و ظرفی که در آن غذا می خورد احساس مسئولیت ندارد ،
آیا در برابر سرزمینی که از آب وخاک آن بهره مند است حس مسئولیت خواهد داشت!!!
برای این نسل،
سرزمین هم چون هتلی است که
می توان خورد و خوابید و ریخت و پاشید؛
از مواهب طبیعی آن بهره مند شد و بعد اگر باب میل نبود آن را ترک کرد.
سرزمین هم، مثل خانه، برای این نسل، هتل است.
با این تفاوت که متأسفانه مستخدم سرجهاز ندارد و همه فقط برای خوردن و خوابیدن و بردن آمده اند.
این نسل را چه کسی وچه کسانی چنین تربیت کردند؟؟؟
کی بود؟ کی بود؟!
اتفاقاً این دفعه، من بودم، تو بودی،
ما بودیم
و...همه بودند.
کمی به خود بیاییم و تکانی به خودمان
و این نسل هتل نشین بدهیم !!!
گرچه به نظر من نسلی که این بچه ها رو تربیت کرد،فکر می کرد چون خودش سختی کشیده باید هرجور امکاناتی رو برای بچه اش فراهم کنه واین موضوع از تهیه سیسمونی برای کودک به دنیا نیومده شروع میشه و متاسفانه ادامه پیدا میکنه تاجاییکه شان والای مادر و پدری خودش رو در حد یک مستخدم برای اربابش پایین بیاره مبادا که آبی در دل فرزندش تکون بخوره.اما غافل شد از اینکه هر باغچه و مزرعه ای با آب زیادی فاسد میشه و به لجنزار تبدیل خواهد شد
گاهی باغبان به گیاهش بی آبی رو تحمیل میکنه چون میدونه اون گیاه نیاز داره چند روز بستر خشکی داشته باشه تا بتونه ریشه هاش رو توی خاک رشد بده و به حیاتش ادامه بده
امیدوارم همه ما مادرها و پدرها بتونیم به این درک برسیم که امکانات هتلی ایجاد کردن برای فرزندانمون افتخار نیست!مسئولیت پذیر کردن و قدردان بار آوردن کودکمون افتخاره!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✍️ نسل هتل نشین!
چهل سال پیش،
دخترهای خانه صبح ها زود بیدار می شدند تا قبل از مدرسه رفتن،
همه جای خانه را رفت و روب کرده باشد و بعد اجازه داشتند راهی مدرسه شوند.
پسرها بايد يا صبح زود يا عصر،
نان و مايحتاج خانه را خريد مي كردند
و كارهاي مردانه را در كمك پدر خود انجام مي دادند.
حالا با نسلی روبرو هستیم که صبح که بیدار می شوند،
از هتل خانه شان خارج می شوند.
چون که والدینشان به عنوان مستخدمین "هتل خانه " همه جا را رفت وروب خواهند کرد.
و با يك تلفن همه چيز درب خانه مهياست.
نسلی که در برابر اتاقی که در آن می خوابد و خانه ای که در آن زندگی میکند
و ظرفی که در آن غذا می خورد احساس مسئولیت ندارد ،
آیا در برابر سرزمینی که از آب وخاک آن بهره مند است حس مسئولیت خواهد داشت!!!
برای این نسل،
سرزمین هم چون هتلی است که
می توان خورد و خوابید و ریخت و پاشید؛
از مواهب طبیعی آن بهره مند شد و بعد اگر باب میل نبود آن را ترک کرد.
سرزمین هم، مثل خانه، برای این نسل، هتل است.
با این تفاوت که متأسفانه مستخدم سرجهاز ندارد و همه فقط برای خوردن و خوابیدن و بردن آمده اند.
این نسل را چه کسی وچه کسانی چنین تربیت کردند؟؟؟
کی بود؟ کی بود؟!
اتفاقاً این دفعه، من بودم، تو بودی،
ما بودیم
و...همه بودند.
کمی به خود بیاییم و تکانی به خودمان
و این نسل هتل نشین بدهیم !!!
گرچه به نظر من نسلی که این بچه ها رو تربیت کرد،فکر می کرد چون خودش سختی کشیده باید هرجور امکاناتی رو برای بچه اش فراهم کنه واین موضوع از تهیه سیسمونی برای کودک به دنیا نیومده شروع میشه و متاسفانه ادامه پیدا میکنه تاجاییکه شان والای مادر و پدری خودش رو در حد یک مستخدم برای اربابش پایین بیاره مبادا که آبی در دل فرزندش تکون بخوره.اما غافل شد از اینکه هر باغچه و مزرعه ای با آب زیادی فاسد میشه و به لجنزار تبدیل خواهد شد
گاهی باغبان به گیاهش بی آبی رو تحمیل میکنه چون میدونه اون گیاه نیاز داره چند روز بستر خشکی داشته باشه تا بتونه ریشه هاش رو توی خاک رشد بده و به حیاتش ادامه بده
امیدوارم همه ما مادرها و پدرها بتونیم به این درک برسیم که امکانات هتلی ایجاد کردن برای فرزندانمون افتخار نیست!مسئولیت پذیر کردن و قدردان بار آوردن کودکمون افتخاره!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فکرشو میکردید که این اثر فاخر موسیقی ما از یک "سلام علیکم" ساده شروع شه!؟
#حسن_کسایی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#حسن_کسایی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ترجمهی فارسی چهار اثر منتشرنشدهی برندهی جایزهی گنکور در نمایشگاه کتاب عرضه میشود
انتشار چهار رمان از کتابخانهی گنکوریها
رمانهای «نبرد»، «سه زن توانمند»، «ردپای خدا» و «شکارچی صفر» که در ادوار مختلف برندهی جایزهی گنکور شدهاند به فارسی برگردانده شده و توسط نشر نیماژ در نمایشگاه کتاب به علاقهمندان رمانهای خارجی عرضه میشود.
رمانهای «نبرد» نوشتهی پاتریک رامبو با ترجمهی قاسم صنعوی (برندهی گنکور 1997)، «سه زن توانمند» نوشتهی ماری آندیای با ترجمهی مرضیه کردبچه (گنکور 2009)، «ردپای خدا» نوشته مکسانس وندرمرش با ترجمهی نرگس کریمی(گنکور 1936) و «شکارچی صفر» نوشتهی پاسکال رُز و با ترجمهی راحله فاضلی (گنکور 1996) به فارسی برگردانده شدهاند و امسال در نمایشگاه کتاب تهران در غرفهی نشر نیماژ به مخاطبان عرضه میشوند. جایزه گنکور جایزهای است ادبی که در پی وصیت ادموند دو گنکور به سال 1896 بنیان گذاشتهشد. مجمع ادبی گنکور بهطور رسمی سال ۱۹۰۲ میلادی تأسیس شد و نخستین دوره جایزه روز ۲۱ دسامبر سال ۱۹۰۳ اعطا شد و یکی از معتبرترین و قدیمیترین جوایز ادبی جهان است.
@flith
انتشار چهار رمان از کتابخانهی گنکوریها
رمانهای «نبرد»، «سه زن توانمند»، «ردپای خدا» و «شکارچی صفر» که در ادوار مختلف برندهی جایزهی گنکور شدهاند به فارسی برگردانده شده و توسط نشر نیماژ در نمایشگاه کتاب به علاقهمندان رمانهای خارجی عرضه میشود.
رمانهای «نبرد» نوشتهی پاتریک رامبو با ترجمهی قاسم صنعوی (برندهی گنکور 1997)، «سه زن توانمند» نوشتهی ماری آندیای با ترجمهی مرضیه کردبچه (گنکور 2009)، «ردپای خدا» نوشته مکسانس وندرمرش با ترجمهی نرگس کریمی(گنکور 1936) و «شکارچی صفر» نوشتهی پاسکال رُز و با ترجمهی راحله فاضلی (گنکور 1996) به فارسی برگردانده شدهاند و امسال در نمایشگاه کتاب تهران در غرفهی نشر نیماژ به مخاطبان عرضه میشوند. جایزه گنکور جایزهای است ادبی که در پی وصیت ادموند دو گنکور به سال 1896 بنیان گذاشتهشد. مجمع ادبی گنکور بهطور رسمی سال ۱۹۰۲ میلادی تأسیس شد و نخستین دوره جایزه روز ۲۱ دسامبر سال ۱۹۰۳ اعطا شد و یکی از معتبرترین و قدیمیترین جوایز ادبی جهان است.
@flith
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
📃اشتباه ما ایرانیها این بوده است که اصلا شناختی از وضعیت جهان نداریم و نمی دانیم در اقتصاد جهان چه میگذرد. آمریکا در اروپا و آسیا از نفوذ اقتصادی بسیار سنگینی برخوردار است و هیچ کشوری حاضر نیست منافع خود را برای ایران قربانی کند.
✍ یادداشتی از دکتر محمود سریعالقلم
حدود ۲۰ سال است که این توهم در حکومت و نظام سیاسی ما وجود دارد که میتوانیم اروپا را از آمریکا جدا کنیم و این نشاندهندۀ آن است که ما اصلا جهان را نمیشناسیم که بدانیم سازمان همکاری و توسعه اقتصادی چه تشکلیست و اقتصاد، سیاست و امنیت اروپا و آمریکا تا چه میزان به یکدیگر پیوسته است!
سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) یک بلوک عظیم تجاریست که بیش از ۷۰ درصد اقتصاد جهان را در اختیار دارد که برای فهم بهتر جهان بد نیست برخی از ارقام آن را بخوانیم :
تجارت ایالت متحده آمریکا:
با اتحادیه اروپا ۶۸۶ میلیارد دلار
با چین ۶۳۶ میلیارد دلار
با مکزیک ۶۱۶ میلیارد دلار
با کانادا ۵۸۲ میلیارد دلار
با برزیل ٣٧١ میلیارد دلار
با کره جنوبی ٢۵٣ میلیارد دلار
با ژاپن ۲۰۴ میلیارد دلار
و با ویتنام ١٧۵ میلیارد دلار تجارت دارد
پس با یک نگاه آماری به این ارقام میتوان نتیجه گرفت که ما در جایگاهی نیستیم که روی سیاست سایر کشورها با آمریکا تاثیری بگذاریم چون نظام مالی ، فنآوری و بازار آمریکا تقریبا برای همۀ کشورهای جهان [بجز ایران و کرهشمالی] مهم و جذاب است و روسیه، چین و اروپا تجارتشان را با آمریکا میکنند و شاید قهوۀ خود را با ما بخورند.
اگر دولت ترامپ با بهبود وضع اقتصادی که در آمریکا شاهد هستیم دوباره انتخاب شود این سیاست در ششسال آینده ادامه خواهد داشت پس باید بر اساس دانش و شناخت سراغ مسئله برویم تا یک بار برای همیشه چارهای برای این بحران دراز مدت بیندیشیم.
ما ایرانیان ۱۷۰ سال است به اشتباه، سرنوشت و جهتگیریهای خود را به سیاست قدرتهای بزرگ گره زدهایم و منابع باارزش کشور را با این استراتژی تلف کردیم تا زندگی مردم ما همواره سینوسی و همراه با فراز و نشیبهای فراوان باشد ، باید بیندیشیم که چگونه کشور هم امنیت خود را حفظ کند و هم رشد کند ، الان ما امنیت داریم ولی تراز رشد کشور مدتهاست نزولیست . موضوع اصلی این دولت یا آن دولت نیست موضوع اصلی حیات آینده مردم و این سرزمین است که درحال نابودی تدریجیست.
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
📃اشتباه ما ایرانیها این بوده است که اصلا شناختی از وضعیت جهان نداریم و نمی دانیم در اقتصاد جهان چه میگذرد. آمریکا در اروپا و آسیا از نفوذ اقتصادی بسیار سنگینی برخوردار است و هیچ کشوری حاضر نیست منافع خود را برای ایران قربانی کند.
✍ یادداشتی از دکتر محمود سریعالقلم
حدود ۲۰ سال است که این توهم در حکومت و نظام سیاسی ما وجود دارد که میتوانیم اروپا را از آمریکا جدا کنیم و این نشاندهندۀ آن است که ما اصلا جهان را نمیشناسیم که بدانیم سازمان همکاری و توسعه اقتصادی چه تشکلیست و اقتصاد، سیاست و امنیت اروپا و آمریکا تا چه میزان به یکدیگر پیوسته است!
سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) یک بلوک عظیم تجاریست که بیش از ۷۰ درصد اقتصاد جهان را در اختیار دارد که برای فهم بهتر جهان بد نیست برخی از ارقام آن را بخوانیم :
تجارت ایالت متحده آمریکا:
با اتحادیه اروپا ۶۸۶ میلیارد دلار
با چین ۶۳۶ میلیارد دلار
با مکزیک ۶۱۶ میلیارد دلار
با کانادا ۵۸۲ میلیارد دلار
با برزیل ٣٧١ میلیارد دلار
با کره جنوبی ٢۵٣ میلیارد دلار
با ژاپن ۲۰۴ میلیارد دلار
و با ویتنام ١٧۵ میلیارد دلار تجارت دارد
پس با یک نگاه آماری به این ارقام میتوان نتیجه گرفت که ما در جایگاهی نیستیم که روی سیاست سایر کشورها با آمریکا تاثیری بگذاریم چون نظام مالی ، فنآوری و بازار آمریکا تقریبا برای همۀ کشورهای جهان [بجز ایران و کرهشمالی] مهم و جذاب است و روسیه، چین و اروپا تجارتشان را با آمریکا میکنند و شاید قهوۀ خود را با ما بخورند.
اگر دولت ترامپ با بهبود وضع اقتصادی که در آمریکا شاهد هستیم دوباره انتخاب شود این سیاست در ششسال آینده ادامه خواهد داشت پس باید بر اساس دانش و شناخت سراغ مسئله برویم تا یک بار برای همیشه چارهای برای این بحران دراز مدت بیندیشیم.
ما ایرانیان ۱۷۰ سال است به اشتباه، سرنوشت و جهتگیریهای خود را به سیاست قدرتهای بزرگ گره زدهایم و منابع باارزش کشور را با این استراتژی تلف کردیم تا زندگی مردم ما همواره سینوسی و همراه با فراز و نشیبهای فراوان باشد ، باید بیندیشیم که چگونه کشور هم امنیت خود را حفظ کند و هم رشد کند ، الان ما امنیت داریم ولی تراز رشد کشور مدتهاست نزولیست . موضوع اصلی این دولت یا آن دولت نیست موضوع اصلی حیات آینده مردم و این سرزمین است که درحال نابودی تدریجیست.
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 اثبات زنای محصنه بوسیله پنجره (مزار ابوطاقه)!
در سوریه فرقهای بنام علوی وجود دارد
در این فرقه، زنانی که به داشتن رابطه نامشروع متهم میشوند، برای اثبات بی گناهی خود باید از این پنجره عبور کنند. اگر رد نشدند، گناهکار شناخته و مجازات میشوند!
البته از اين پنجره براى اثبات دزدى،دروغ و... استفاده مى شود!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
در سوریه فرقهای بنام علوی وجود دارد
در این فرقه، زنانی که به داشتن رابطه نامشروع متهم میشوند، برای اثبات بی گناهی خود باید از این پنجره عبور کنند. اگر رد نشدند، گناهکار شناخته و مجازات میشوند!
البته از اين پنجره براى اثبات دزدى،دروغ و... استفاده مى شود!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و نود و پنج
#هفتخوان_اسفندیار
اژدها غرید و اسبان و گردون و صندوق را فرو برد. چون تیغها در کامش بماند دریای خون از دهانش برفشاند. مرد دلیر از صندوق بیرون آمد و با شمشیر مغز اژدها را چاک زد از زهرش دودی برآمد و از آن دود اسفندیار بیهوش شد. پشوتن و سپاهیان گمان بردند گزندی بر پهلوان رسیده زاری کنان به سویش شتافتند و گلاب بر تارکش ریختند. اسفندیار چشمان را گشود و سروتن بشست و جامه نو به تن کرد.
بیامد به پیش خداوند پاک
همی گشت پیچان و گریان به خاک
همی گفت کین اژدها را که کشت
مگر آنک بودش جهاندار پشت
سراپرده بر لب آب زدند و خوان گستردند . می در آن نهادند و باز اسیر را پیش خواند و سه جام می لعل فام به او داد و از خوان روز دیگر پرسید .
گرگسار گفت در منزل فردا زن جادویی به دیدارت می آید که او را غول مینامند . اسفندیار در شب تیره با لشکر تاخت و چون خورشید برآمد به خوان چهارم رسید. سپاه را پشوتن سپرد و خود با جام شراب به بیشه ای خرم و پر گل در آن نزدیکی رفت و در کنار چشمه ساری نشست. قدری از جام می نوشید و چون شاد گشت طنبور را در بر گرفت و در وصف رنج ها و ناکامی هایش سراییدن ناله اندر گرفت.
زن جادوگر خود را به صورت پری چهره ای درآورده، نزد اسفندیار آمد.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و نود و پنج
#هفتخوان_اسفندیار
اژدها غرید و اسبان و گردون و صندوق را فرو برد. چون تیغها در کامش بماند دریای خون از دهانش برفشاند. مرد دلیر از صندوق بیرون آمد و با شمشیر مغز اژدها را چاک زد از زهرش دودی برآمد و از آن دود اسفندیار بیهوش شد. پشوتن و سپاهیان گمان بردند گزندی بر پهلوان رسیده زاری کنان به سویش شتافتند و گلاب بر تارکش ریختند. اسفندیار چشمان را گشود و سروتن بشست و جامه نو به تن کرد.
بیامد به پیش خداوند پاک
همی گشت پیچان و گریان به خاک
همی گفت کین اژدها را که کشت
مگر آنک بودش جهاندار پشت
سراپرده بر لب آب زدند و خوان گستردند . می در آن نهادند و باز اسیر را پیش خواند و سه جام می لعل فام به او داد و از خوان روز دیگر پرسید .
گرگسار گفت در منزل فردا زن جادویی به دیدارت می آید که او را غول مینامند . اسفندیار در شب تیره با لشکر تاخت و چون خورشید برآمد به خوان چهارم رسید. سپاه را پشوتن سپرد و خود با جام شراب به بیشه ای خرم و پر گل در آن نزدیکی رفت و در کنار چشمه ساری نشست. قدری از جام می نوشید و چون شاد گشت طنبور را در بر گرفت و در وصف رنج ها و ناکامی هایش سراییدن ناله اندر گرفت.
زن جادوگر خود را به صورت پری چهره ای درآورده، نزد اسفندیار آمد.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#ناسخ_منسوخ
ناسخ و منسوخ در قرآن را عموم علما و فقها قبول دارند و آن به این معناست که:
پروردگار عالَم و صاحب قرآن، حُکم و دستورش به مؤمنان را در مدت کوتاهِ ۲۳ سالی که بر رسولش محمد (ص) وحی میفرستاد، یک یا چند بار تغییر!! داد؛
چرا؟ چون شرایط تغییر میکرد و میبایست در وضعیتِ جدیدتر آیهای متناسب با وضعیت اخیر نازل میکرد!؛ به همین سادگی
با این وجود قرنهاست که مؤمنین را در حوزههای مختلف زندگی، مکلّف و مقیّد به روایاتی! (و نه حتّی آیاتی!!) که آن روایات مربوط به زمان و مکان و ظرف خودش بوده میکنند. به عبارت دیگر خودِ خدا نسبت به حکم خودش تعصّب نورزیده و سیّال و شناور آیه فرستاده اما اکثر فقهای سنتی قائلاند که تکتکِ سخنان پیامبر و ائمه باید موبهمو برای همیشهٔ تاریخ و در تمام جغرافیای گیتی، مبنای زندگی همهٔ انسانها در تمام حوزهها (شخصی، فردی، خانوادگی، اجتماعی، سیاسی، بینالملل و...) قرار گیرد
تغییر حکم نقطهٔ قوّت و عین قرآنباوری؛ و پافشاری بر تغییرناپذیریِ احکام دینی، نقطهٔ ضعف و محکمایستادن در گذشته است.
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱/۲۴
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#ناسخ_منسوخ
ناسخ و منسوخ در قرآن را عموم علما و فقها قبول دارند و آن به این معناست که:
پروردگار عالَم و صاحب قرآن، حُکم و دستورش به مؤمنان را در مدت کوتاهِ ۲۳ سالی که بر رسولش محمد (ص) وحی میفرستاد، یک یا چند بار تغییر!! داد؛
چرا؟ چون شرایط تغییر میکرد و میبایست در وضعیتِ جدیدتر آیهای متناسب با وضعیت اخیر نازل میکرد!؛ به همین سادگی
با این وجود قرنهاست که مؤمنین را در حوزههای مختلف زندگی، مکلّف و مقیّد به روایاتی! (و نه حتّی آیاتی!!) که آن روایات مربوط به زمان و مکان و ظرف خودش بوده میکنند. به عبارت دیگر خودِ خدا نسبت به حکم خودش تعصّب نورزیده و سیّال و شناور آیه فرستاده اما اکثر فقهای سنتی قائلاند که تکتکِ سخنان پیامبر و ائمه باید موبهمو برای همیشهٔ تاریخ و در تمام جغرافیای گیتی، مبنای زندگی همهٔ انسانها در تمام حوزهها (شخصی، فردی، خانوادگی، اجتماعی، سیاسی، بینالملل و...) قرار گیرد
تغییر حکم نقطهٔ قوّت و عین قرآنباوری؛ و پافشاری بر تغییرناپذیریِ احکام دینی، نقطهٔ ضعف و محکمایستادن در گذشته است.
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱/۲۴
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️