پرواز فکر و اندیشه
1.18K subscribers
4.2K photos
2.09K videos
84 files
982 links
‏جاویدشاه فقط یه شعار نیست…

عهد ما با ایران و هزاران سال پادشاهی‌ست…
Download Telegram
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith

زادروز زن تکرارنشدنی در ادبیات ایران

«گریه نکن خواهرم. در خانه‌‌ات درختی خواهد رویید و درخت‌‌هایی در شهرت و بسیار درختان در سرزمینت... و باد پیغام هر درختی را به درخت دیگر خواهد رسانید و درخت‌‌ها از باد خواهند پرسید: در راه که می‌‌آمدی سحر را ندیدی؟»‌ سووشون

سيمين دانشور متولد هشتم ارديبهشت سال ۱۳۰۰ در شيراز نويسنده و مترجم و از نخستين زنان ايراني‌ست که به شکل حرفه‌اي در زبان فارسی داستان نوشت. دانشور همچنين عضو و نخستين رئيس کانون نويسندگان ايران بود.

سیمین زمانی با جلال آل احمد آشنا شد و ازدواج کرد که راه خود را یافته بود. زنی مستقل، تحصیل‌کرده و مستعد بود که در کنار آل احمد بودن، فارغ از دیدگاه‌های سیاسی‌اش، می‌توانست به او در مسیر نویسندگی یاری رساند. سیمین درباره ازدواج با جلال در یکی از نامه‌هایش به او می‌نویسد: « من در بچگی عاشق اسب بودم. به مادرم می‌گفتم وقتي بزرگ شدم زن اسب می‌شوم... آن روز مقدس كه تو از من خواستگاری كردی به خانه كه رفتم مامانم و بچه‌ها داشتند ناهار مي‌خوردند. گفتم من اسبم را پيدا كردم. مادرم پرسيد كجا مي‌بنديش؟ گفتم نه، اسب واقعي ام را. مي خواهم زن جلال آل احمد بشوم. قاشق و چنگال از دست مادرم افتاد...»

او در جایی دیگر از استقلال خود می‌گوید: «من همیشه سیمین دانشور باقی ماندم، هیچ‌گاه سیمین آل احمد نشدم و اصلا هم با طرز فکر جلال موافق نبودم و نیستم. من با نوسان موافق هستم و هرگز سیاسی نبودم. هدف سیاست رسیدن به قدرت است و آدم خاص و جاه طلبی می‌خواهد. من آدمی هستم به کلی غیرسیاسی.»

بیشتر بخوانید:

https://tavaana.org/fa/Simin_Daneshvar


کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
📸تصويرى زيبا از خليج فارس از ايستگاه فضايى بين‌المللى، خليج فارس سومین خلیج بزرگ جهان است.

دهم اردیبهشت ماه روز ملی خلیج همیشه فارس بر تمام ایرانیان گرامی باد🌹

‏397 سال قبل در چنین ایامی(به روایتی 21 اوریل) نیروهای ایرانی به فرماندهی امام قلی خان(فرزند الله وردی خان) توانستند بر نیروهای اشغالگر پرتغالی که در جزیره هرمز حضور داشتند، پیروز شوند و این جزیره را پس از 115 سال آزاد کنند
10 اردیبهشت به یاد این پیروزی روز ‎خلیج فارس نامیده شد


کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
کانال پرواز فکرواندیشه
@flith


🔴 منافع ملی در رهایی است!

🔵 حمید آصفی


🔺 بعد از نگارش مقاله‌ی پذیرش شروط پمپئو از طرف بنده، برخی از دل‌سوزان ملی، به حقیر انتقاد نمودند که: "پیشنهاد پذیرش شروط دوازدگانه پمپئو از طرف حاکمیت،پیشنهاد خطرناکی است، و چرا مرتب بر طبل پمپئو می‌نوازی! چرا از موضع منافع ملی پیشنهاد نمی‌دهی! به کجا چنین شتابان!؟".

🔺 لحن نوشته‌های بنده بی‌نهایت شفاف است،و بدون لحاظ نمودن پرستیژهای روشنفکری، لُبِ سخن را می‌نویسم، و البته این خود می‌تواند در برخی مواقع موجب سوءتفاهم در خواننده شود. اما پرسش این است که، این عزیزان و بزرگان ملی،از کدام منافع ملی صحبت می‌کنند؟ مخالفت با دولت آمریکا از چه زاویه‌ای باید صورت گیرید، که این دردِ اجنبی‌ستیزی، و مخالفت با امپریالیسم، جای "درد رهایی" رانگیرد؟ آیامخالفت با اجانب و دولت آمریکا می‌تواند جایگزین درد رهایی شود؟

🔺 از نظر نگارنده، دردرهایی ملت و مملکت، همان موضع درستِ در راستای منافع ملی است. رهاییِ از استبداد دینی، فقر، فساد، و...، "عینِ" منافع ملی است. دور کردن کشور ازتحریم و خطرِ جنگ، عین منافع ملی است.حاکمیت چه پیشنهادی را تاکنون پذیرفته است؟ آیا حاکمیت به پیشنهاد مطرح شده از سوی آقایان خاتمی، میرحسین موسوی، و مهدی کروبی، که همگی آنان روی بقای نظام، و بعد ایران! تکیه دارند،جهت آشتی ملی در داخل، وصلح درخارج، وقعی نهاده است؟ و نیز از طرف دلسوزان ملی، که به کرات پیشنهاد مشفقانه داده شده، حاکمیت حتی یک قدم، یک ذره، وقعی نهاده است؟

🔺 کشور ایران درخطر فروپاشی است، و اگر حاکمیت، سریعاً، راه رفع تحریم، و رفع خطر جنگ را پیدا نکند، و امروز و الان، مذاکره و مصالحه نشود، حاکمیت با ذلت، شروط پمپئو را خواهد پذیرفت، و یک حقارت تاریخی را بر مردم ایران تحمیل می‌کند. منافع ملی و ملی‌گرایی مثبت، تعریف و مفهوم مشخصی دارد، اما منافع ملی، از دید حاکمیت، یعنی منافع نظام! نگارنده مطمئن است که، اگر فردا روزی، امریکا به ایران حمله کند، امثال ما را مسئول حمله خواهد دانست!! و مستحق سرکوب! و باید دانست که، حفظ منافع ملی، در یک کشور دیکتاتوری، یعنی تلاش برای کسب آزادی، و حاکمیت ملی، و هر نوع استراتژی دیگری، یعنی کار کردن در چارچوب منافع امریکا.
🔺 اگر بدون تصلبِ فکری، و پس از رهاییِ از بینشِ چپِ ارتدوکس، به مساله‌ی تحریم بیندیشیم،این تحریم‌های ترامپ، با توجه به شرایط دوازده‌گانه‌ای که استقلال ملی ما را هم زیر سوال نمی‌برد، البته علی‌رغم فشار و مصیبت‌هایی که بر زندگی مردم ایران می‌آورد، به نفع ملت و مملکت هم هست، و دارای چنین کارکردی است: فساد و عدم صلاحیت و ضعیف و بحران‌زده بودن سیستم را نشان خواهد داد. بی‌کفایتی مدیران را برملا خواهد ساخت. توده‌ها را به ساختار ضد توسعه اقتصادی سیستم رانتی_غارتی آگاه خواهد کرد. ماهیت اختلاس‌گر افراد حکومتی را افشا خواهد نمود. طبقه متوسط را بالاخره به صحنه خواهد آورد. و الزاماً و ضرورتاً زمینه‌ی شکل‌گیری یک آلترناتیو را فراهم خواهد ساخت. روشنفکران را از هپروت مقاله‌نویسی خارج خواهد کرد. اصلاح‌طلبان حکومتی را رسوا، و بدنه‌ی اصلاح‌طلبان را از هسته مرکزی فرصت‌طلب جدا خواهد ساخت. ملی‌گرایان اجنبی‌ستیز سنتی را به بن‌بست خواهد کشاند. هر نحله‌ی جا مانده از علم سیاست روز را برملا خواهد کرد. و تکلیف مردم را، با آن نوع از بینش ضد امپریالیستی چپ ارتدکس، روشن خواهد ساخت.
🔺 در حقیقت، آنچه که در چند دهه‌ی گذشته، منافع ملی ما را بر باد داه است، همان نگاهِ اجنبی‌ستیزِ چپ ارتدوکس ما، تحتِ نامِ دروغین و فریبنده‌ی "مبارزه‌ی ضد امپریالیستی" بوده است، که چون بختکی، بر سرنوشت این ملت حاکم شده، و ما را از زمان تصرف سفارت امریکا به بعد، با کلِ جهان مدرن و صنعتی و دموکرات، به خصومتی ابلهانه و پایان‌ناپذیر کشانده است، و چند نسل از این ملت رنج‌دیده را، به نسلی سوخته، مبدل ساخته است. نسل جوانی که، قربانیِ یک "استراتژیِ تابویی" مملکت بر باد ده شده است. جوانان محروم و اسیری که، نمی‌دانند چرا باید، همیشه، و همه جا، با جهان مدرن و صنعتی، و با نظام‌هایی دموکراتیک، بجنگند!! آن هم، در حالی که، آمال جوانان و پیران و حتی بخشی از خودِ حاکمان، همه، رسیدن به سطح علمی و صنعتی و اقتصادی و زندگیِ همان جوامع است!!

🔺 و پیشنهاد برخی از دوستان، مبنی بر تقاضای خواسته‌های ذیل از حاکمان، نظیرِ: خروج نظامیان از اقتصاد و سیاست، آزادی زندانیان سیاسی، آزادی زندانیان امریکایی و اروپایی، لغو نظارت استصوابی، ملی کردن تمام نهادهای اقتصادی، خروج از منطقه، لغو فعالیت هسته‌ای، و...، پیشنهادی بسیار غیرممکن‌تر از شروطِ دوازده‌گانه‌ی ترامپ است! چرا که، ترامپ حداقل هویج و چماق را در اختیار دارد، اما ما روشنفکران، تنها چیزی که داریم، شعار و مقاله است، که اگر قرار بود افاقه کند، در این چهل سال کرده بود
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️

#شاهنامه
داستان صد و نود و نه
#هفتخوان_اسفندیار

بادی خوش برخواست و ابرها پراکنده شد . سه روز دیگر در آن هوای دلپذیر آسودند و روز چهارم به راه ادامه دادند. چون پاسی از شب گذشت صدای مرغان دریایی برخواست . اسفندیار دانست که گرگسار کینه بر دل دارد و دروغ می گوید.
به او گفت : تو گفتی به بیابان خشک میرسیم پس آواز مرغان دریایی از کجاست؟
گرگسار پاسخ داد : آب اینجا چون زهر شور است و تنها به درد مرغان و جانوران میخورد. پاسی از شب گذشته بود که شتر پیشرو کاروان در آب غوطه ور شد. اسفندیار شتر را به تنهایی از آب کشید و فرمود تا گرگسار را فراخواندند . بر اون خروشید که چه نیرنگی در کار داشتی که دریا را به بیابان جلوه دادی و چیزی نمانده بود همه هلاک شوند.
ناگهان گرگسار گفت: مرگ سپاه تو برای من مثل روشنایی ماه است. از تو به من جز پای بند و بلا و گزند چیزی نرسیده. اسفندیار خندید و گفت: ای کم خرد، من اگر پیروز شوم تو را پادشاه میکنم و آزارم به فرزندان و دودمان تو نخواهد رسید. گرگسار چون این را شنید زمین را بوسید و پوزش خواست.
اسفندیار او را بخشید و بند از پایش برداشتند و از او خواست تا گذرگاه آب را نشان بدهد. گرگسار مهار شتری را در دست گرفت و از پایاب رود گذر کرد. اسفندیار دستور داد تا آب مشکها را در آب ریخته و سپاه را سبکبار کرده و چون به خشکی رسیدند در ده فرسنگی رویین دژ خیمه زدند. و به خوردن و نوشیدن پرداختند.
گرگسار را فراخواند و پرسید: راستش را بگو، اگر من بر ارجاسب پیروز شوم تو شاد خواهی شد یا دژم؟
گرگسار دلتنگ شد و با پرخاش گفت:

همه اختر بد به جان تو باد
بریده به خنجر میان تو باد

بخاک اندر افکنده پرخون تنت
زمین بستر و گرد پیراهنت

منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
      به کوشش : سهراب چمن آرا


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


💬انقلاب نکردیم که مینی‌ژوب‌ها به چادر و ریش سه تیغ به ریش بلند تبدیل شود

👤سیدجواد میری، جامعه شناس:

🔹حدود یک سال پیش با دعوت یکی از دوستان که از خارج از کشور آمده بود به رستورانی سمت نیاوران رفتم. در آن چند دقیقه‌ای که آنجا بودم آدم‌ها را نگاه می‌کردم، اکثراً آدم‌های مذهبی با ریش‌های خیلی بلند و تسبیح و انگشتر بودند که با ماشین‌های شاسی‌بلند و آخرین سیستم می‌آمدند. خانم‌هایشان هم اکثراً چادری، اما با لباس‌های بسیار فاخر و چهره‌های به شدت آرایش کرده بودند. این به نظرم یکی از آسیب‌های جدی است که ما را تهدید می‌کند، ما به باطن اسلام بی‌توجهیم، اما ظاهر را سفت و سخت چسبیده‌ایم.

🔹ما انقلاب نکردیم که مینی‌ژوب‌ها به چادر و ریش سه تیغ به ریش بلند تبدیل شود و به عبارتی همان طبقه اشراف قبل از انقلاب با ظاهری جدید ادامه پیداکند.

روزنامه جوان


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


ایران کشور پیشرفته و امنی است؟

کفار غربی به زبان ساده معیارهایی را برای پیشرفت و رفاه یک کشور تعیین کرده اند؛ اوضاع کلی اقتصاد و بهداشت و درمان و حکمرانی و امنیت و تحصیلات و سرمایه اجتماعی به ما می گوید که کجای مسیر پیشرفت قرار داریم.

شاخص پیشرفت لگاتوم در گزارش اخیر سال 2017 تصویری کلی از اوضاع را نشان می دهد، در کل در بین 149 کشور دنیا رتبه ما 117 ام است که البته درخشان نیست، اوضاع در حوزه های مختلف این پیشرفت هم چنگی به دل نمی زند و در میان کشورهای جهان رتبه های زیر به دست آمده است:

کیفیت کلی اقتصاد: 103 ام
محیط کسب و کار: 122 ام
وضعیت سیاست، دموکراسی و حاکمیت قانون: 133 ام
تحصیلات و آموزش: 75 ام
سلامت و بهداشت: 95 ام
امنیت: 119 ام
آزادی فردی: 144 ام
سرمایه اجتماعی: 70 ام
حفظ محیط زیست: 113 ام

در صحرای آریایی اسلامی که ما زیست می کنیم از قرار مقاومت زیادی در برابر رتبه بندی های جهانی وجود دارد که انگار هیولاها دست اندرکارند که ایران را بد و عقب افتاده نشان دهند، بیش از همه برای خیلی ها غریب است که چرا رتبه ایران در امنیت 119 است و مثلا امن ترین کشور دنیا به حساب نمی آید.

وقتی ابعاد امنیت را در چنین گزارش هایی مرور می کنیم، می بینیم این که مثلا بمبی در خیابان نمی ترکد و حمله تروریستی نداریم البته در وسط جهنم خاورمیانه کاری است دشوار و کسانی برای آن زحمت می کشند، ولی امنیت ابعاد دیگری هم دارد وقتی سرقت در جامعه ای بالاست، وقتی در شب امنیت تردد وجود ندارد، وقتی تعداد قتل ها زیاد می شود، وقتی سرپناه و غذای کافی برای زیست ادم ها وجود ندارد و وقتی به اندازه یک جنگ تمام عیار در جاده ها در تصادف ها کشته می شوند، یعنی امنیت و تامین شخصی وضع خوبی ندارد.

می شود کار را گسترده تر دید؛ سخت نیست دریابیم اگر اجرای قانون و مقررات در کشوری مناسب نباشد و افراد مطمئن نباشند که می توانند از داشته هایشان حمایت قانونی به عمل آورند و همیشه در هراس حفظ ثروت شان باشند، با یک کشور غیرامن روبه رو هستیم، در هر گزارشی می توان چون و چرا کرد و ایرادهایی بجا گرفت، ولی در بسیاری موارد بد نیست آن توصیه قدیمی را هم به یاد داشته باشیم، آینه چون رخ تو بنمود راست، خود شکن آینه شکستن خطاست، والله اعلم.

دکتر امیر حسین خالقی


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نماز آخر

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith



✍️معلمی جسارت میخواهد
.
♥♥
🍁🌾🍁🌾

تقدیم به معلمان واساتید گرانقدر در آستانه روز معلم

🍁🌾

در يك کلاس درس؛
فرزندان تمام اقشار جامعه نشسته اند،

فرزندان «طلاق» را باید تحمّل کرد و با روحیه شکننده شان ساخت!

با فرزندان «اعتیاد» باید مدارا کرد و با کج رفتاریهایشان کنار آمد!

فرزندان «یتیم» را باید نوازش کرد و کمبود مهرشان را جبران نمود.

فرزندان «ناهنجار» را – که محصول اختلافات خانوادگی اند- باید هدایت داد!

به فرزندان «کار» باید استراحت داد،

فرزندان والدین «بی بند و بار» را باید سر به راه کرد،

فخرفروشی فرزندان «سرمایه دار» را باید تعدیل کرد،


فرزندان «کمرو» را بایدبه بطن جامعه بازگرداند،

نازپروردگی فرزندان «مرفّه» را باید تعادل بخشید،

فرزندان «بدسرپرست» را حکیمانه و صبورانه باید سرپرستی کرد،

فرزندان «بی سرپرست» را باید با آغوش مهر آشنا ساخت!

همه این مزاج های تلخ و شیرین با صداهای دلنواز یا گوشخراششان در یک اتاق چند متری، گرد شمع سوخته معلّم حلقه می زنند و بازتاب و پژواک این صداها هر روز چون موریانه، ذهن او را می خورد و تارهای خستگی بر تن رنجدیده اش می تند و فرسوده اش می سازد و ...
چه صبری می طلبد معلمی
و چه هنری می خواهد معلمی
و چه انرژی و قدرتی لازم است برای معلمی

معلمی جسارت می خواهد
قدرت و شهامت می خواهد

و برای داشتن همه ی این ها باید مسلح بود
مسلح به اسلحه ی عشق و دانش. 😘🌹🌹

🍁🌾🍁🌾
♥♥

کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith

‍ .



دکتر سیدعلی مدنی‌زاده

🏷 نیاید روزی که به جای کتاب «ما چگونه ما شدیم» صادق زیباکلام کتابی بنویسیم با عنوان «ما چگونه ونزوئلا شدیم» ... اقتصاد ایران از سال ۱۳۶۰ تاکنون از یکسری بیماری‌‌ مشخص رنج میبرد که راهکارهای آنها بارها توسط اقتصاددانان عنوان شده اما متاسفانه سیاستگذران ما میخواهند مشکلات #علمی به نام اقتصاد را هم مانند سایر مسائل کشور با انشالله و ماشالله حل کنند و با طرح شعارهای خیال‌پردازانه مانند خودکفایی یا اقتصاد مقاومتی ، معیشت مردم را به فلاکت کشانده‌اند

اقتصاد نه فرمان و فتوا می‌پذیرد و نه با سرکوب و زندان و اعدام به‌ سامان می‌شود که اگر چنین بود قطعا تا امروز اقتصاد ایران شکوفا میشد ... برخورد علمی با واقعیات اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی امروز کشور نشان میدهد که اقتصاد ایران گرفتار دچار دور باطلی شده که نتیجـه‌ ای جز فروپاشی اقتصادی و ونزوئلایی شدن ایران ندارد

مسیر ونزوئلایی شدن را شاید بتوان از افزایش نقدینگی آغاز کرد . نقدینگی امروز ایران درست مانند آب پشت سد است که هر آن احتمال تبدیل شدن به سیلابی عظیم را دارد ، سیلابی که نه هدایت میشود و نه میتوان آن را به‌ صورت دستوری به مسیر دلخواه خود فرستاد . نسخه مقامات کشور معمولا برای حل بحران نقدینگی یک جملۀ تکراری‌ست : اگر نقدینگی را به سمت تولید و سرمایه‌گذاری هدایت کنیم نه‌تنها تورم‌زا نیست بلکه منجر به‌رشد اقتصادی میشود !!

نقدینگی مانند آبی‌ست که جاری می‌شود و این شرایط اقتصادی‌ست که حکم میکند آن آب به کدام سمت برود نه هیچکس دیگری ، درک این موضوع چندان سخت نیست که در شرایط متلاطم و بی‌ثبات اقتصادی هیچکس سرمایه‌اش را به سمت تولید و سرمایه‌گذاری هدایت نخواهد کرد بلکه مردم حساب میکنند در کدام بازار سود بیشتری را در زمان کمتری کسب میکنند و این انگیزه‌های اقتصادی جریان نقدینگی را به سمت بازارهایی کاذب مانند خرید و فروش سکه و دلار و ماشین می‌فرستد که نتیجه سرریز شدن نقدینگی به این بخش را همه داریم می‌بینیم ولی افسوس که همچنان مسئولان خود را کارشناس همه چیز میدانند و هرچه هشدار میدهند که سیل نقدینگی بالاخره سم خود را به تن اقتصاد می‌ریزد و ما را در مارپیچ تورمی ترسناکی گرفتار میکند که خانه خراب کن است انگار نه انگار ...

معیشت مردم عملا گروگان حکومتی شده که مبارزه با آمریکا را سرلوحۀ اقداماتش قرار داده و کشور را به حوالی نابودی رسانده است ... اقتصاد ایران به بیراهه رفته و فرسوده و کم‌رمق است ، بارها در چاه و چاله افتاده و توانش در حال ته کشیدن است و بازگرداندن آن به مسیر درست هم جرات و جسارت می‌خواهد هم هوشیاری و آگاهی و سواد ، این آخرین فرصت است و اگر تدبیر نکنیم یقین بدانید به زودی دست‌ به‌ کار نوشتن کتاب : ((ما چگونه ونزوئلا شدیم)) خواهیم شد.

کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️

یک باک بنزین هزار تومانی و حس پیروزی
#مصطفی_داننده

شایعه‌ای در شهر پچید که بنزین گران می‌شود، بخشی از مردم به پمپ بنزین‌‎ها هجوم بردند تا باک خودروی خود را از بنزین هزار تومانی پر کنند. حتی آنهایی که تازه بنزین زده بودند هم به صف کسانی پیوستند که باک‌های خالی داشتند. 5 لیتر بنزین هزار تومانی هم برای خیلی‌ها ارزش مند بود.

دیروز بخشی از مردم به مثابه تشنگانی بودند که در بیابان سرابی دیده و دوان دوان به سوی او حرکت کرده بودند.

این اولین باری نبود که ما ایرانی‌ها از ترس گران شدن، صف کشیدیم و تا جایی که توان داشتیم خریدیم. حکایت تلخی است اما باید قبول کرد، بسیاری از ما نگران آینده خود هستیم.

یک باک بنزین هزار تومانی و حس پیروزی

ما فکر می‌کنیم اگر نخریم، کلاه بزرگی به سرمان رفته است. پر کردن یک باک بنزین هزار تومانی مساوی به آرامش است و حس اینکه خدا رو شکر، سرم کلاه نرفت.

بله، این رفتار ما باعث می‌شود، کسانی که می‌خواهند کالایی را به جامعه بدهند یا روی دست‌شان باد کرده است با یک شایعه گرانی، به راحتی بفروشند و سود ببرند.

پوشک یادتان هست. گران شد و خبر گران شدن بیشترش هم دست به دست شد. آنهایی که بچه داشتند تمام داروخانه‌های شهر را گز کردند تا پوشک بخرند و دپو کنند.

این حرص ما برای خرید کردن در زمانه گرانی تنها و تنها به ضررماست. آنها که می‌فروشند سود می‌کنند و جیب ما خالی می‌شود.

فروشنده‌ای که کالای گران می‌فروشد و می‌بیند که مردم می‌خرند، دیگر به فکر پایین آمدن قیمت‌ها نمی‌افتد و سود زیاد زیر دندانش مزه می‌کند.

خودروسازها را ببینید؛ پرایدی که حدود 7 سال پیش 7 میلیون تومان بود، 50 میلیون می‌فروشند و مردم هم می‌خرند. آیا از آنها می‌شود انتظار داشت چشم خود را به سودی اینچنین ببندند؟

تقریبا همه از قیمت‌ها شاکی هستیم و صدای وا اسفای‌مان گوش فلک را کر کرده است اما می‌خریم چون نگران آینده هستیم.

خوب در این شرایط چه باید کرد؟

در گام اول مسؤولان کشور باید شرایطی را فراهم کنند که مردم احساس آرامش داشته باشند و از آینده خود مطمئن شوند. متاسفانه مردم این روزها از فردای خود اطمینان ندارند چه برسد به ماه و سال ! آینده مه آلود، باعث می‌شود همه تنها جلوی پای خود را ببیند و کاری به ده‌ها کیلومتر آن طرف تر نداشته باشند.

گام دوم خود مردم هستند. ما باید عطش خرید را در خود کم کنیم و زندگی کردن در زمانه گرانی را یاد بگیریم. خیلی از کالاهایی که گران است شاید چندان مورد نیاز ما نباشد، آنها را نخریم. برخی کالاها اساسی است و گاهی مردم مجبور به خرید می‌شوند اما برخی خریدها واقعا ضروری نیست و مشکلی در زندگی کا ایجاد نمی‌کند.

از این شهوت خرید کردن دست بکشیم تا حداقل در زمانی که به نظر می‌رسد مسؤولین قدرت درست کردن اوضاع کشور را ندارند، خودمان باری از دوش‌مان برداریم.


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
‏واكنش مردم فرانسه به افزايش قيمت بنزين
‏vs
‏واكنش مردم ايران


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
قطعه《ساری گلین》
اجرای قدیمی #عالیم_قاسم_اف و #فرغانه_قاسم_اف

ساچین اوجون هؤرمزلر گولو قونچا درمزلر
ساری گلین بوسئودا نه سئودادیر
سنی منه وئرمزلر نئیلیم آمان ، آمان ساری گلین

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این گروه ژاپنی برای سلامتی استاد شجریان آهنگی از او را به فارسی اجرا کردند و تقدیم به استاد شجریان و مردم ایران کردند . چگونه است که آوازه خسرو آواز ایران به دورترین نقاط ژاپن رسیده و آنها را شیفته خود کرده است.


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


#شاهنامه
داستان دویست
#هفتخوان_اسفندیار

این بار اسفندیار برآشفت، شمشیر بر سرش زد و به دو نیمش کرد. و لاشه او را به دریا افکند تا خوراک ماهیان شود. اسفندیار از بلندی دژ را نگاه کرد . با حصار آهنین که بر پهنای دیوارش چهار سوار با هم به آسانی میگذرند و از هیچ راهی به درون آن راه نیست. ناگهان دو سوار ترک را دید که به شکار آمده بودند. آنها را به اسیری گرفت و از آنها راه ورودی به دژ را پرسید و آنها گفتند: دژ یک در سوی ایران و یک در سوی توران دارد. صد سپاه در آن است که همه بنده ارجاسب هستند و خوراک وآذوقه ده سال در دژ است.
اسفندیار آن دو اسیر ساده دل را کشت و به پرده سرای خود آمد و با پشوتن به رایزنی نشست و به برادر گفت: گرفتن دژ سالها طول میکشد باید چاره به نیرنگ جست. تو سپاه را در اینجا نگه دار و من چون بازرگان به داخل دژ میروم. هشیار باش که هر وقت دود در روز  و آتش در شب بر فراز دژ دیدی بدان که کار من است. آنگاه درفش را به دست گیر و سپاه آراسته را به دژ بران.

منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
      به کوشش : سهراب چمن آرا


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


خیانت روشنفکران و استادان دانشگاه به ایران امروز

۱.در تاریخ های مربوط به ظهور روشنگری در غرب گفته می شود که اگرچه آرمان ها و ارزشهای بلندی پایه های روشنگری را شکل می دانند و این جنبش ریشه در تاریخ طولانی غرب داشت،این جنبش بیش از آرمانها و ارزشهایش نتیجه فعالیت های مشخص و عینی نویسندگان،ناشران،کتاب فروشان،انجمن های علمی،آکادمی ها،و.....بود.این بدان معناست که اتفاقات بزرگ سیاسی و فرهنگی بطور همزمان ریشه در آرمانها و آدم ها دارند.

۲.کشور ما دارای بیش از چهار هزار دانشگاه،نزدیک به دویست هزار استاد دانشگاه و میلیونها دانشجو هست.فضای بیرون از دانشگاه نیز حداقل ده هزار مترجم و نویسنده و روشنفکر و فعال فرهنگی را در خود جای داده است.

۳.در همین زمان انواع حرف های غیر عقلانی در جامعه ما زده می شود،نظامیان می تازند،روحانیون همه را خفه کرده اند،اقتصاد کشور فروپاشیده است،کشور در وضعیت فروپاشی اجتماعی است،آمار انحرافات بیداد می کند،محیط زیست کشور نابود شده است،فقر بیداد می کند،حاشیه نشینی به مرز بیست میلیون انسان رسیده است،و......اما روشنفکر و دانشگاهی ایران بدون توجه به همه این مشکلات فقط در پی انجام مناسک اولیه نقش خود و اداره مسائل خانوادگیش است.در حوزه فعالیت علمی نیز یکی گرفتار نقد ترجمه دیگری است(صالح نجفی)،یکی گرفتار نقد سخنان دیگری است(نقد ملکیان بر سخنان سروش درباره آیت الله خمینی)،یکی گرفتار دعوای پارادایمی است(نقد اباذری بر لیبرالیسم)،یکی گرفتار نقد میزان دانش دیگری است(نقد سید جواد بر همه)،یکی گرفتار پیش بردن پروژه چاپ کتاب های متعدد خود است(مراد فرهادپور)،یکی در پی شرح اخلاقیات مولوی است(عبدالکریم سروش)،و......اینکه روشنفکری این چنین پروژه هایی را واسطه ارتباط خود با جامعه امروز ایران قرار می دهد چیزی جز عدول از وظیفه روشنفکری نیست.

۴.سیمون دوبوار نقل میکند که من و سارتر در کافه های آلمان در حال خواندن پدیدارشناسی بودیم و صدای پای سربازان هیتلر که در حال رژه رفتن بودن را می شنیدیم اما چنان غرق در خود بودیم که نمی دانستیم فاجعه آشویتس در راه است.این قصه قصه متفکران ماست که همه کاری می کنند تا کار اصلی را نکنند و آن چیزی نیست جز کنش سیاسی و موضع گرفتن در مقابل آنچه سیاست رسمی الان کشور دنبال می کند.شما یا طرفدار این سیاست ها هستید یا خیانت کار به کشور که سکوت کرده اید و چیزی نمی گویید.
mostafamehraeen


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻭﯾﮋﻩ ﮔﯽﻫﺎﯼ ﻣﺮﺩﻡ ﺧﺎﻭﺭﻣﯿﺎﻧﻪ ﺭﻫﺒﺮﺧﻮﺍﻫﯽ اﺳﺖ. ﺭﻫﺒﺮ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﯾﮏ ﺷﺒﻪ ﺧﻠﻖ ﺷﻮﺩ ، ﺑﻪ ﺍﺗﻔﺎﻗﺎﺕ ۵۰ ﺳﺎﻟﻪ ﯼ ﺧﺎﻭﺭﻣﯿﺎﻧﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﯿﺪ ، ﻗﻬﺮﻣﺎﻥﻫﺎﯼ ﻣﻠﯽ ﺩﺭ ﻓﺮﺍﯾﻨﺪ ﺭﻫﺒﺮﺧﻮﺍﻫﯽ ﻭ ﺭﻫﺒﺮ ﺗﺮﺍﺷﯽ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﭼﻪ ﻣﻮﺟﻮﺩﺍﺕ ﻣﺨﻮﻓﯽ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ ، ﺟﻤﺎﻝ ﻋﺒﺪﺍﻟﻨﺎﺻﺮ ﺩﺭ ﺍﺳﺘﺤﺎﻟﻪ ﯼ ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺎﺯﺑﯿﻤﺎﺭﮔﻮﻧﻪ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﺣﺴﻨﯽ ﻣﺒﺎﺭﮎ ، ﺭﺋﯿﺲ ﺟﻤﻬﻮﺭ ﻣﺎﺩﺍﻡ ﺍﻟﻌﻤﺮ ،ﻭﺩﺭﺑﻬﺎﺭ ﻋﺮﺑﯽ ﭼﮑﯿﺪﻩﺍﺵ ﻣﯽﺷﻮﺩ "ﻣﺮﺳﯽ " ﻭ ﺍﺯ ﺩﻫﺎﻥ " ﻣﺮﺳﯽ " ﮊﻧﺮﺍﻝ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﺩﺍﺭ " ﻋﺒﺪﺍﻟﻔﺘﺎﺡ ﺳﯿﺴﯽ " ﺩﺭ ﻣﯽﺁﯾﺪ ... ﻗﺬﺍﻓﯽ ﮐﻪ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﭼﻪ ﮔﻮﺍﺭﺍﯼ ﺧﺎﻭﺭﻣﯿﺎﻧﻪ ﺑﻮﺩ ، ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻬﺎ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﺟﺎﻧﻮﺭﯼ ﻏﺮﯾﺐ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﺷﺒﯿﻪ ﻧﯿﺴﺖ ﺟﺰ ﺧﻮﺩﺵ ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﯾﮑﺘﺎﺗﻮﺭﻫﺎﯼ ﺗﺎﺭﯾﺦ ، ﺩﯾﮑﺘﺎﺗﻮﺭﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﻩ ﻭ ﻣﺮﺩﻩ ، ﻋﺮﺍﻕ ﮐﻪ ﺻﺪﺍﻣﺶ ﺍﺯ ﺣﺰﺏ ﻋﺪﺍﻟﺖ ﺧﻮﺍﻩ ﭼﭗ ﺑﻌﺚ ﺩﺭ ﻣﯽﺁﯾﺪ ، ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﻫﯿﻮﻻ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﯾﺖ ، ﺩﺭ ﺍﺭﺍﺩﻩﯼ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﻭ ﺩﻣﻮﮐﺮﺍﺳﯽ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﻣﺮﺩﻡ ، ﻧﻮﺭﯼ ﺍﻟﻤﺎﻟﮑﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﭘﺲ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﻭ ﻋﺠﯿﺐ ﺗﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺍﮔﺮ ﮐﻤﯽ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺑﺎﻻ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﯿﻢ ،
ﺗﺮﮐﯿﻪ ﺭﺍ ﻣﯽﺑﯿﻨﯿﻢ ، ﺳﺮ ﺍﺳﺒﯽ ﮐﻪ ﺳﺮ ﺩﺭ ﺳﺒﺰﻩ ﺯﺍﺭﺍﻥ ﺍﺭﻭﭘﺎ ﺩﺍﺭﺩ ، ﺗﺮﮐﯿﻪ ﯼ ﺁﺗﺎﺗﻮﺭﮎ ، ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺗﻼﺵ ‏( ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺳﮑﻮﻻﺭﯾﺴﻢ ‏) ﻣﯽﺭﺳﺪ ﺑﻪ ﺍﺭﺩﻭﻏﺎﻥ. ﺑﻪ ﺍﺭﺩﻭﻏﺎﻧﯽ ﻣﯽﺭﺳﺪ ﮐﻪ ﺩﻝ ﺍﺯ ﻗﺪﺭﺕ ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﺗﻤﺎﻡ ﻧﺨﺴﺖ ﻭﺯﯾﺮﯼ ، ﺭﺋﯿﺲ ﺟﻤﻬﻮﺭ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﻓﺮﺩﺍ ﻫﻢ ﺳﻠﻄﺎﻥ ﺳﻠﯿﻤﺎﻥ ، ﺑﺎﺯﺗﻮﻟﯿﺪ ﻋﺜﻤﺎﻧﯽ ﺍﺯ ﺩﻫﺎﻥ ﻣﺪﺭﻧﯿﺴﻢ ... ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺷﺖ ﺧﺎﻭﺭﻣﯿﺎﻧﻪ ﺍﺳﺖ ، ﺷﺎﯾﺪ ﻻﺯﻡ ﺑﺎﺷﺪ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﺮﻭﺭ ﮐﻨﯿﻢ ، ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ
ﺑﺨﻮﺍﻧﯿﻢ ، ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﻣﺮﻍ ﺍﺭﻭﭘﺎ ﻏﺎﺯ ﺍﺳﺖ ﺩﺭﺩ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺩﻭﺍ ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ ، ﺩﻣﻮﮐﺮﺍﺳﯽ ﯾﮏ ﺷﺒﻪ ﺑه ﺪﺳﺖ ﻧﻤﯽﺁﯾﺪ ، ﺩﻣﻮﮐﺮﺍﺳﯽ ﯾﮏ ﻣﺤﺼﻮﻝ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺍﺳﺖ ، ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻥ ﺧﺮﯾﺪﺵ .... ﻣﺎ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﯾﻢ ، ﺑﺖ ﻫﺎﯼ ﻋﯿﻨﯽ ﻭ ﺫﻫﻨﯽﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺸﮑﻨﯿﻢ ، ﻣﺎ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺸﮑﻨﯿﻢ ، ﺟﻬﺎﻥ ﻣﺎ ، ﺟﻬﺎﻥ ﺍﺷﺒﺎﺡ اﺳﺖ .

#تمرين_دمكراسي


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
موقعی که مایک ولاس آمد ایران با احمدی نژاد مصاحبه کرد در برگشت مقاله ای نوشت فوق العاده بود

او نقل می کرد که از فرودگاه پیاده و با اتومبیلی عازم محل مصاحبه با احمدی نژاد شدم . خیابان همچون سیلی از اتومبیل بنظر می رسید و راننده ما بطرزی هولناک رانندگی می کرد و در سبقت بارها و بارها رو در روی اتومبیل جلویی قرار می گرفت و بطرز معجزه آسایی به راست می پیچید و نجات می یافتیم !!!!! به مترجم با نگرانی ترسم را بیان کردم گفت نگران نباشید اینها مهارت دارند در آخرین لحظه کنار می گیرند و خطر رفع می شود .

او درادامه میگوید به کاخ ریاست جمهوری رفتم...‌ رییس جمهور احمدی نژاد چنان سخن میگفت که بوی جنگی وحشتناک از آن می آمد !!! خدای من ، من هیچگاه حتی در زمان جنگ سرد هم چنین رجزخوانی هایی را ندیده بودم .

او در پایان میگوید بهنگام بازگشت به فرودگاه نگرانی ام را با مترجم بیان کردم !!! او پاسخ داد :

نگران نباشید !!! سیاست ایرانیان نیز مانند رانندگی شان است . خیلی پر مخاطره می رانند اما در آخرین لحظه با کنار گرفتن ، از خطر اجتناب میکنند .!!!!!!


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith

قرض مرگ بابائی!

در دوره‌های سابق، مردم ساده بودند و قول و قرار خود را احترام میگذاشتند و هنوز آنقدرها متمدن نشده بودند که با وجود سند ثبتی و اداره اجرای ثبت اسناد و این بند و بساطها حاجی ربابه و شمس جلالی در میان آنها پیدا شود که هریک چند میلیون تومان کلاه سر خلق اللّه بگذارند. در آن روزگار قول و قرارهای عجیب بین مردم رایج بود که از فرط غرابت اکثر سند هم نداشت و اگر داشت بی‌شاهد بود. طرفین معامله بواسطه همان عجیب و غریبی موضوع میل نداشتند سند آنها ابراز شود. یکی از آنها و از همه مضحک‌ترش قرض مرگ بابائی بود، بعضی از پدرها بودند و امروز هم هستند که با وجود تمول زیاد حتی باولاد خود هم نم پس نمیدهند امروز نمیدانم پسرهای این قماش پولدارها چه میکنند. در آن دوره‌ها قرض مرگ بابائی میکردند. قرار میگذاشتند که طلبکار طلب خود را بعد از مرگ پدر از مدیون دریافت کند و این معامله را «قرض مرگ بابائی» موسوم کرده بودند. (مستوفی، 1343: ج3، 152)

مأخذ: مستوفی، عبدالله. 1343. شرح زندگانی من. تهران: زوار.
.

کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith

✔نامه شیر انگلیسی به پسرش از باغ وحش
پسرم... شیرشوله جان!
پوریا عالمی

این نامه را که برای تو می‌نویسم الان دارم دوران حبسم را در ایران می‌گذرانم. شش سال اول را انگلستان زندان بودم. از من به تو نصیحت؛ اگر بخواهی مثل یک شیر زندگی کنی باید بپذیری که زندگی خیلی شیری است.

بعد هم شاید تعجب کنی چرا پای این نامه را به جای کامران، هیرمان امضا کردم. جواب این است که ایرانی‌ها عادت عجیبی دارند و اسم همه چیز را هی عوض می‌کنند. مثلا اسم خیابان را اول گذاشتند مصدق، در حالی که اسم مصدق را از توی کتاب‌های درسی پاک کردند. یا اسم خیابان جردن را اول گذاشتند آفریقا، بعد که آفریقا کشید به آمریکا، این‌ها هم اسم آفریقا را گذاشتند نلسون ماندلا.

این بلا را فقط دولت‌ها سر چیزها نمی‌آوزند. خود آدم‌ها هم با خودشان این کار را می‌کنند.
مثلا حسین حاج فرج‌الله دباغ، اسم به این قشنگی را عوض کرده و گذاشته عبدالکریم سروش. یا علی ربیعی اصرار دارد جای علی صداش کنند عباد. فائقه آتشین هم اسمش را گذاشته گوگوش، اما صداش می‌کنند شاه‌ماهی. یا معصومه دده‌بالا اسمش را گذاشت هایده. عصمت باقرپور بابلی را هم صدا می‌کنند دلکش.
یا سعید جعفرزاده احمد سرگورابی به خودش می‌گوید پرواز همای که اسم نیست و یک وضعیت سوق‌الجیشی ماکیان محسوب می‌شود مثل امیرحسین مقصودلو که بهش می‌گویند تتلو و طرفدارهاش می‌گویند بغبغو. حتا امروزه اسفندیار رحیم مشایی و تیمش را درخت صدا می‌کنند.
خلاصه اوضاع این‌طوری است اینجا پسرم. برای همین اول اسم من را که کامران بود الکی و باطل کردند هیرمان، تا اگر کسی سرچ کرد توی اینترنت دهانش سرویس شود.

بعد هم عزیزم، ایرانی‌ها به شدت مهمان‌نواز هستند اما روی آدم دوتابعیتی حساس هستند. شاید باورت نشود از توی فرودگاه من را بردند یک جایی تا اسم دوستان مارمولک و سمندر ایرانی و اسم مارمولکلان و سمنداران انگلیسی که دوست دارم تک‌نویسی کنم یعنی تک تک بنویسم. خیلی جالب است. مجبور شدم اسم همه حیوانات باغ وحش بریستول بریتانیا را بنویسم و نظرم را درباره تک‌تک‌شان بگویم. بعد جالب‌تر اینجا شد که باید نام و تابعیت همه بازدیدکنندگان ده سال گذاشته باغ وحش را بنویسم... فکرش را بکن! حالا مشکل اینجا نیست که من نام آنها را بلد نیستم، مشکل اینجا بود که من شش سال دارم و هر چی زور بزنم نمی‌دانم قبل از من کی از باغ وحش بریستول بازدید کرده!

راستی شاید بپرسی این زخم‌های روی صورتم از چیست؟ چیزی نیست عزیزم، هنگام انتقال به باغ وحش صورتم یکی دو بار با جسم سخت برخورد کرد. جسم سخت به جسمی می‌گویند که سخت است.
خلاصه یادت باشد که زندگی یک شیر از وقتی با آدم‌ها آشنا می‌شود شیری‌ترین حالت زندگی خواهد بود. مراقب آدم‌ها باش.

محمود، (هیرمان سابق (کامران اسبق))
راستش توی این فاصله دوباره اسم من را عوض کردند.
ایران
باغ وحش ارم
اردیبهشت الاول معادل با سوم فرایدی می ۱۳۸۹ آفتابه (خورشیدی سابق) ...
این نامه را کامران به سوفیا داد که به میدون دوم برساند که منتشر کند. لطفا این نامه را دست به دست کنید تا به دست پسر شیر بریتانیایی، هیرمان یا کامران، برسد و از وضعیت پدرش آگاه شود.

کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


ما خودمان حوصله نداریم پیشرفت کنیم
دکتر محمود سریع‌القلم

نزدیک به 130 سال پیش در سال 1875 میلادی ، ژاپنی‌ها یکبار به این نتیجه رسیدند که توسعه‌یافتگی در بخش خصوصی حاصل میشود و این را یک بار روی کاغذ نوشتند و امروز هم در حال اجرای آن هستند ولی ما از مشروطه تا امروز مرتب سمینار و همایش برگزار میکنیم تا مشخص کنیم توسعه‌یافتگی خوب است یا بد ...
دلیلش هم این است که با جهان ارتباط نداریم
در نتیجه نمی‌توانیم از دیگر کشورها بیاموزیم .

اگر قرار باشد فردی را چند سال به کلاس ببرند و درباره شنا کردن با او صحبت کنند اما هیچگاه به استخر نرود و شنا نکند هرگز نمی‌تواند شنا را یاد بگیرد

ژاپن از ایران یک بشکه نفت میخرد به قیمت 60 دلار و آن را تبدیل به 600 دلار می‌کند و به دنیا می‌فروشد

اما ما در ایران راحت‌تر می‌توانیم همین کار را انجام دهیم چون ما هم خودمان تا یک قرن سوخت فسیلی در اختیار داریم هم به آب‌های بین‌المللی دسترسی مستقیم داریم بنابراین اگر توسعه‌ هدفمان باشد این همه سمینار و برنامه نیاز نداریم چون همۀ مسائل تقریبا مشخص هستند

ولی سوال اصلی این است آیا ما ایرانی‌ها واقعا می‌خواهیم پیشرفت کنیم ؟؟

پیشرفت یعنی تغییر .
ما چقدر علاقه‌مندیم تغییر کنیم ؟
همه میدانیم که کره جنوبی 40 سال پیش چه وضعی داشت ولی وضع امروزش به این خاطر است که هم مردمش و هم حکومتش خواستند تغییر کنند

در نتیجه این کشور 40 میلیونی امروز 800 میلیون دلار تولید ناخالص ملی دارد و ایران 80 میلیونی 400 میلیون تولید ناخالص دارد
که اگر نفت نبود به 100 میلیون دلار می رسید

باور کنید نمی‌توان گفت که ما می‌خواهیم پیشرفت کنیم ولی نرخ مطالعه در افغانستان از ایران بیشتر باشد .دموکراسی در کشوری به وجود می‌آید که طبقه متوسط آن به آگاهی رسیده باشند ، مشروطه شکست خورد چون از ده میلیون نفر مردم ایران در آن زمان فقط 10 هزار نفر سواد داشتند

اما جمهوری چک به این دلیل شش ماه بعد از فروپاشی شوروی به دموکراسی رسید که جامعه آمادگی پذیرش آن را داشت و وقتی واسلاو هاول از دموکراسی حرف زد مردم همه میدانستند یعنی چه و آنرا پذیرفتند .

تا این آگاهی به خصوص در قشر متوسط ما وجود نداشته باشد هیچ حرکت رو به جلویی انجام نخواهد شد .


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️