کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
لذا برای ایران کنونی، جهت حل مشکلاتی چون تمرکز قدرت و تبعیض و نابرابری و ... و گسترش عدالت سیاسی و اقتصادی، راهحل وجود دارد و فدرالیسم راه آن نیست، چون فدرالیسم اولاً برای ایران موضوعیت ندارد و ثانیاً برای این مسایل ابداع نشده است! فدرالیسم زمانی معنا دارد که بر فرض، مناطق جدا شده از ایران (که اکنون کشور مستقل هستند، از جمله جمهوری ارمنستان، جمهوری آذربایجان، بحرین، بخش هایی از عراق و افغانستان و تاجیکستان و پاکستان کنونی و ... ) بخواهند به ایران ملحق شوند، در این فرض، راهحل اتحاد فقط فدرالیسم است، بدین صورت که ملت_دولتهای یاد شده به همراه ملت_دولت کنونی ایران، یک قرارداد کنفدراسیون منعقد کنند و یک دولت فدرال جدید و متحد تشکیل دهند. و قسمتی از اقتدار و حاکمیت خود را به دولت فدرال جدید تفویض کنند.
غیر از این مورد، همانطوری که در قسمتهای قبلی شرح داده شد، فدرالیسم برای ایران کنونی و با جغرافیای فعلی، هیچ موضوعیتی ندارد.
#محمد_محبی
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
لذا برای ایران کنونی، جهت حل مشکلاتی چون تمرکز قدرت و تبعیض و نابرابری و ... و گسترش عدالت سیاسی و اقتصادی، راهحل وجود دارد و فدرالیسم راه آن نیست، چون فدرالیسم اولاً برای ایران موضوعیت ندارد و ثانیاً برای این مسایل ابداع نشده است! فدرالیسم زمانی معنا دارد که بر فرض، مناطق جدا شده از ایران (که اکنون کشور مستقل هستند، از جمله جمهوری ارمنستان، جمهوری آذربایجان، بحرین، بخش هایی از عراق و افغانستان و تاجیکستان و پاکستان کنونی و ... ) بخواهند به ایران ملحق شوند، در این فرض، راهحل اتحاد فقط فدرالیسم است، بدین صورت که ملت_دولتهای یاد شده به همراه ملت_دولت کنونی ایران، یک قرارداد کنفدراسیون منعقد کنند و یک دولت فدرال جدید و متحد تشکیل دهند. و قسمتی از اقتدار و حاکمیت خود را به دولت فدرال جدید تفویض کنند.
غیر از این مورد، همانطوری که در قسمتهای قبلی شرح داده شد، فدرالیسم برای ایران کنونی و با جغرافیای فعلی، هیچ موضوعیتی ندارد.
#محمد_محبی
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
این عکسها مربوط به هفته مُد نیویورک و چند شوی لباس دیگر است. همانطور که میبینید بسیاری از مدلهای لباس، قبل از رفتن روی استیج و زمانی که در حال میکآپ هستند، کتاب میخوانند.
مانکن پایینی سمت راست، داره کتاب "کافکا در کرانه" نوشتۀ "هاروکی موراکامی" رو میخونه، با هم قسمتی از این کتاب رو بخونیم:
" بستن چشمهایت چیزی را عوض نمیکند.
چون نمیخواهی شاهد اتفاقی باشی که میافتد، آن چیز ناپدید نمیشود.
درواقع دفعه بعد که چشم واکنی، اوضاع بدتر میشود.
دنیایی که تویش زندگی میکنیم اینجور است، آقای ناکاتا، چشمانت را باز کن.
فقط بزدل چشمهایش را میبندد.
چشم بستن و پنبه در گوش چپاندن باعث نمیشود زمان از حرکت بایستد."
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مانکن پایینی سمت راست، داره کتاب "کافکا در کرانه" نوشتۀ "هاروکی موراکامی" رو میخونه، با هم قسمتی از این کتاب رو بخونیم:
" بستن چشمهایت چیزی را عوض نمیکند.
چون نمیخواهی شاهد اتفاقی باشی که میافتد، آن چیز ناپدید نمیشود.
درواقع دفعه بعد که چشم واکنی، اوضاع بدتر میشود.
دنیایی که تویش زندگی میکنیم اینجور است، آقای ناکاتا، چشمانت را باز کن.
فقط بزدل چشمهایش را میبندد.
چشم بستن و پنبه در گوش چپاندن باعث نمیشود زمان از حرکت بایستد."
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔹ویدیو همخوانی کودکان فرانسوی از آواز «شیدا شدم» شهرام ناظری در مدرسهای در شهر لیون، حسابی مورد توجه قرار گرفته. مربی این بچهها یک فرانسوی عاشق موسیقی و فرهنگ ایرانی به نام دیوید بروله (David Bruley) است.
اگر واقعاً نگران ساسی مانکن خواندن دانشآموزها هستیم، راهش این است که خواندن چنین آثاری را در مدارس رواج دهیم
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اگر واقعاً نگران ساسی مانکن خواندن دانشآموزها هستیم، راهش این است که خواندن چنین آثاری را در مدارس رواج دهیم
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
💎دینتان برای خودتان!
من دقیقا یاد دارم در یکی از عملیاتها که ماه رمضان هم بود، در حالی که پشت به قبله در حال راه رفتن بودم مجبور شدم بدون وضو و حتی بدون امکان رکوع و سجده نماز صبحام را بخوانم. نه تنها من، که همه دوستانم.
خیلیها لباسهایشان خونی بود. یا از جراحت خودشان یا از جراحت دوستانشان. تازه بدون آب خیلیها رفع حاجت هم کرده بودند.
هوا در حال روشن شدن بود و در حال عقبنشینی بودیم و کمکم خورشید بالا میآمد.
بعدها به توصیه دوستم اسماعیل هرگز آن نماز را اعاده نکردم. یعنی احتیاطا قضایش را نخواندم. اسماعیل میگفت اگر یک نماز صحیح خوانده باشیم همین یکی است!
او راست میگفت.
یک بار هم یادم هست در عراق نگهبانها به دلیلی قبل از غروب آفتاب اعلام خاموشی کردند. آنجا که چراغها هرگز خاموش نمیشد ولی باید میخوابیدیم و رفت و آمد اکیدا ممنوع بود. حتی برای وضو گرفتن یا نماز خواندن. آن شب هم یادم هست نماز مغرب و عشا را بدون وضو و به حالت دراز کشیده و فقط با اشاره خواندیم. خیلی هم چسبید.
شاید هم آن شب بعضی خودشان را به خطر انداختند و به دور از چشم نگهبانها نمازشان را با کلیه آدابش، مثل وضو و رکوع و سجود خوانده باشند، اما ما فکر کردیم خدای ما آنقدر رحیم و بخشنده است که کاری به ما ندارد و فقط به نوع نماز خواندن ما لبخند میزند و لذت میبرد.
صد نفر درازکش در حال نماز برای او بودیم!
من آن نماز را هم هرگز اعاده نکردم. این هر دو نماز را گذاشتم یادگاری بین خودم و خدا.
که ببیند نماز قشنگ هم وجود دارد.
مسلمانیِ واقعی هم هست!
دکتر به من گفته برای درد کمرم باید هفتهای دو بار استخر بروم. رفتم استخر تعطیل بود. پرسیدم چرا؟ بخشنامهای را نشانم دادند که در ماه رمضان، در طول روز و تا اذان مغرب هر گونه فعالیت استخر ممنوع میباشد. اتفاقا در همان بخشنامه نوشته بود بیمارانی که گواهی پزشکی ارائه دهند میتوانند استثنائا استفاده کنند، ولی بازرسان تربیتبدنی آن گواهیها را با دقت چک خواهند کرد!
عملا هیچ استخری باز نیست.
از خودم خجالت کشیدم.
از کشوری که در آن زندگی میکنم.
از اینکه حکومت میخواهد مسلمانم کند...
من مسلمانم، من میدانم چطور باید روزه بگیرم، میدانم چطور باید نماز بخوانم، به هیچ کس هم مربوط نیست چه چیز روزه یا نماز مرا باطل میکند یا نمیکند.
همهاش احساس میکنم حاکمان امروز، ایرانی بیدین و آتشپرست را تصرف کردهاند و میخواهند روش انسانی و دینی زیستن را به مردمش بیاموزند!
من احساس حقارت میکنم از این همه بیخردی.
فرزندانم به دانشگاه تهران میروند، همه به دلخواه خودشان روزهاند. با ناراحتی آمده و میگویند نگهبانهای خانم بسیار بداخلاقی این روزها اضافه شده و چپ و راست گیر میدهند به لباسشان و به نوع پوشششان. آن نگهبانهای خانم معلوم نیست روزه باشند، اما به فرزندان روزهدار من دارند دستور میدهند چطور باید مسلمان باشند و چطور باید رعایت حرمت ماه مبارک را نگه دارند!
همهاش احساس میکنم عدهای ایران متمدن و موحد مرا گرفته و با افکار کودکانه خود میخواهند ما را و فرزندان تحصیلکردهمان را به زور مسلمان کنند!
احساس شرم میکنم.
از فرزندانم خجالت میکشم.
خدای ما خیلی مهربانتر از خدای آنهاست.
خدای ما خیلی فهمیدهتر از خدای آنهاست.
خدای ما خیلی دوستداشتنیتر از خدای آنهاست.
خدای ما کاری به استخر ندارد!
کاری به نگهبانی دیناش ندارد!
کاری به چشمهای عدهای بیمار ندارد!
خدای ما نماینده ویژهای ندارد!
خدای ما قشنگ است
خدای ما مهربان است
خدای ما خندهمان را دوست دارد
روزهمان و نمازمان را هر طور بتوانیم ادا کنیم دوست دارد
اصلا خدای ما بدش میآید از شما
و از نگاهتان و از رفتارتان
بگذارید دینمان را خودمان حفظ کنیم!
لَکُم دینُکُم و لِیَ دین...
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
💎دینتان برای خودتان!
من دقیقا یاد دارم در یکی از عملیاتها که ماه رمضان هم بود، در حالی که پشت به قبله در حال راه رفتن بودم مجبور شدم بدون وضو و حتی بدون امکان رکوع و سجده نماز صبحام را بخوانم. نه تنها من، که همه دوستانم.
خیلیها لباسهایشان خونی بود. یا از جراحت خودشان یا از جراحت دوستانشان. تازه بدون آب خیلیها رفع حاجت هم کرده بودند.
هوا در حال روشن شدن بود و در حال عقبنشینی بودیم و کمکم خورشید بالا میآمد.
بعدها به توصیه دوستم اسماعیل هرگز آن نماز را اعاده نکردم. یعنی احتیاطا قضایش را نخواندم. اسماعیل میگفت اگر یک نماز صحیح خوانده باشیم همین یکی است!
او راست میگفت.
یک بار هم یادم هست در عراق نگهبانها به دلیلی قبل از غروب آفتاب اعلام خاموشی کردند. آنجا که چراغها هرگز خاموش نمیشد ولی باید میخوابیدیم و رفت و آمد اکیدا ممنوع بود. حتی برای وضو گرفتن یا نماز خواندن. آن شب هم یادم هست نماز مغرب و عشا را بدون وضو و به حالت دراز کشیده و فقط با اشاره خواندیم. خیلی هم چسبید.
شاید هم آن شب بعضی خودشان را به خطر انداختند و به دور از چشم نگهبانها نمازشان را با کلیه آدابش، مثل وضو و رکوع و سجود خوانده باشند، اما ما فکر کردیم خدای ما آنقدر رحیم و بخشنده است که کاری به ما ندارد و فقط به نوع نماز خواندن ما لبخند میزند و لذت میبرد.
صد نفر درازکش در حال نماز برای او بودیم!
من آن نماز را هم هرگز اعاده نکردم. این هر دو نماز را گذاشتم یادگاری بین خودم و خدا.
که ببیند نماز قشنگ هم وجود دارد.
مسلمانیِ واقعی هم هست!
دکتر به من گفته برای درد کمرم باید هفتهای دو بار استخر بروم. رفتم استخر تعطیل بود. پرسیدم چرا؟ بخشنامهای را نشانم دادند که در ماه رمضان، در طول روز و تا اذان مغرب هر گونه فعالیت استخر ممنوع میباشد. اتفاقا در همان بخشنامه نوشته بود بیمارانی که گواهی پزشکی ارائه دهند میتوانند استثنائا استفاده کنند، ولی بازرسان تربیتبدنی آن گواهیها را با دقت چک خواهند کرد!
عملا هیچ استخری باز نیست.
از خودم خجالت کشیدم.
از کشوری که در آن زندگی میکنم.
از اینکه حکومت میخواهد مسلمانم کند...
من مسلمانم، من میدانم چطور باید روزه بگیرم، میدانم چطور باید نماز بخوانم، به هیچ کس هم مربوط نیست چه چیز روزه یا نماز مرا باطل میکند یا نمیکند.
همهاش احساس میکنم حاکمان امروز، ایرانی بیدین و آتشپرست را تصرف کردهاند و میخواهند روش انسانی و دینی زیستن را به مردمش بیاموزند!
من احساس حقارت میکنم از این همه بیخردی.
فرزندانم به دانشگاه تهران میروند، همه به دلخواه خودشان روزهاند. با ناراحتی آمده و میگویند نگهبانهای خانم بسیار بداخلاقی این روزها اضافه شده و چپ و راست گیر میدهند به لباسشان و به نوع پوشششان. آن نگهبانهای خانم معلوم نیست روزه باشند، اما به فرزندان روزهدار من دارند دستور میدهند چطور باید مسلمان باشند و چطور باید رعایت حرمت ماه مبارک را نگه دارند!
همهاش احساس میکنم عدهای ایران متمدن و موحد مرا گرفته و با افکار کودکانه خود میخواهند ما را و فرزندان تحصیلکردهمان را به زور مسلمان کنند!
احساس شرم میکنم.
از فرزندانم خجالت میکشم.
خدای ما خیلی مهربانتر از خدای آنهاست.
خدای ما خیلی فهمیدهتر از خدای آنهاست.
خدای ما خیلی دوستداشتنیتر از خدای آنهاست.
خدای ما کاری به استخر ندارد!
کاری به نگهبانی دیناش ندارد!
کاری به چشمهای عدهای بیمار ندارد!
خدای ما نماینده ویژهای ندارد!
خدای ما قشنگ است
خدای ما مهربان است
خدای ما خندهمان را دوست دارد
روزهمان و نمازمان را هر طور بتوانیم ادا کنیم دوست دارد
اصلا خدای ما بدش میآید از شما
و از نگاهتان و از رفتارتان
بگذارید دینمان را خودمان حفظ کنیم!
لَکُم دینُکُم و لِیَ دین...
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰 ۳۱ اردیبهشت زادروز #همایون_شجریان گرامی باد.
سخنان استاد #محمدرضا_شجریان در جمع شاگردان در چنین شبی در سال ۱۳۸۵ که همایون شجریان در آن سال ۳۱ ساله میشد و او امروز ۴۴ ساله شد.
با آرزوی سلامتی و موفقیت روزافزون برای فرزند خلف آواز ایران
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سخنان استاد #محمدرضا_شجریان در جمع شاگردان در چنین شبی در سال ۱۳۸۵ که همایون شجریان در آن سال ۳۱ ساله میشد و او امروز ۴۴ ساله شد.
با آرزوی سلامتی و موفقیت روزافزون برای فرزند خلف آواز ایران
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وسعت صدای همایون شجریان
۴ میبمل؛ برابر با ۳ اُکتاو
در این ویدیو تعداد اندکی از شاهکارهای این حنجرهٔ همایونی را میشنوید...
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
۴ میبمل؛ برابر با ۳ اُکتاو
در این ویدیو تعداد اندکی از شاهکارهای این حنجرهٔ همایونی را میشنوید...
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مدرسه مسوول مکتب ساسی مانکنیسم نیست!
مهین برخورداری دکترای فلسفه تربیت
رواج موسیقی مبتذل در بین مردم مربوط به امروز نیست. امروز فقط به لطف شبکههای اجتماعی ابتذال سلیقه موسیقیایی، فرهنگی و سیاسی ما بولد و نشان داده میشود.
دهسال پیش در یک نهاد دولتی مهم جشن نوروز برپا بود. از کودکان کارکنان آن نهاد دعوت شد بروند روی سن و هر کدام یک شعر زیبا از کتاب درسیشان را بخوانند. (بگذریم که هیچ کدام نتوانستند دو بیت شعر فارسی را پشت سر هم و درست بخوانند)
فرزند رییس آن نهاد دولتی که طبیعتا پدری مذهبی داشت و کلاس پنجم بود به مجری برنامه گفت: من به جای شعر از کتاب درسی، یک شعرِ دیگر میخوانم. مجری برنامه هم متملقانه فرزند رییس را تشویق کرد که بخواند. پسرک میکروفون را گرفت و خواند: سوسن خانم! خوشگل خانم! ابرو کمون! میخوام بیام در خونتون و ناگهان یکپارچه جمعیت سالن دم گرفت که حالا نمه نمه بیا تو بغلم و .... (در آن سالها سوار هر خودرویی میشدی آهنگ سوسن خانم با صدای بلند در حال پخش بود)
مگر در این سالها متن نوحههای عزاداری و مداحیهای اهل بیت علیهم السلام از باز این چه شورش است که در خلق عالم است به سطح محتوای نازل آهنگهای لس آنجلسی و دوبس دوبس و سین سین سین و ... تغییر و تنزل نیافته است؟
مگر مردم ما رکورد تماشای فیلم اخراجیها یک و دو و سه را نشکستند؟ مگر خواننده ارزشی ما حامد زمانی نشد که میخواند مرگ بر حقوق بی بشر!
ما درگیر مواجهه دو ابتذالیم. افراط و تفریطی که قربانی آن موسیقی اصیل، فیلم با کیفیت و هنر فاخر است.
انسان نیازمند شادی؛ رقص و ریتم است. همانگونه که با سرکوب و نادیده گرفتن نیاز جنسی نسل نو، نیازشان از بین نرفت بلکه به روابط زیرزمینی و خارج از عرف و هنجار تبدیل شد. به ازدواج سفید و به قول تئوریسینهای دولتی به همباشی سیاه منجر شد. علاقه و نیاز موسیقیایی و هنری مردم نیز حذف نشد فقط مبتذل شد.
لذا به عنوان یک ناقد همیشگی نظام آموزشی اینبار معتقدم کسی حق ندارد یقه نظام آموزشی را بگیرد که مروج فساد و ابتذال است. این نظام آموزشی محصول دیدگاه ایدولوژیک حاکمیت به مساله هنر و فرهنگ است. مدرسهای که در آن موسیقی و نواختن و شناختن آلات موسیقی ممنوع است. چه نقشی در شکل گیری ذائقه موسیقیایی و هنری دارد؟
تنها کار مدرسه این است که در مناسبتها و جشنها واقعیتهای این مملکت را _در قالب جامعه مینیاتوری که دیویی از آن یاد میکند_ بازنمایی میکند.
آینه چون عیب تو بنمود راست خودشکن آیینه شکستن خطاست!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مدرسه مسوول مکتب ساسی مانکنیسم نیست!
مهین برخورداری دکترای فلسفه تربیت
رواج موسیقی مبتذل در بین مردم مربوط به امروز نیست. امروز فقط به لطف شبکههای اجتماعی ابتذال سلیقه موسیقیایی، فرهنگی و سیاسی ما بولد و نشان داده میشود.
دهسال پیش در یک نهاد دولتی مهم جشن نوروز برپا بود. از کودکان کارکنان آن نهاد دعوت شد بروند روی سن و هر کدام یک شعر زیبا از کتاب درسیشان را بخوانند. (بگذریم که هیچ کدام نتوانستند دو بیت شعر فارسی را پشت سر هم و درست بخوانند)
فرزند رییس آن نهاد دولتی که طبیعتا پدری مذهبی داشت و کلاس پنجم بود به مجری برنامه گفت: من به جای شعر از کتاب درسی، یک شعرِ دیگر میخوانم. مجری برنامه هم متملقانه فرزند رییس را تشویق کرد که بخواند. پسرک میکروفون را گرفت و خواند: سوسن خانم! خوشگل خانم! ابرو کمون! میخوام بیام در خونتون و ناگهان یکپارچه جمعیت سالن دم گرفت که حالا نمه نمه بیا تو بغلم و .... (در آن سالها سوار هر خودرویی میشدی آهنگ سوسن خانم با صدای بلند در حال پخش بود)
مگر در این سالها متن نوحههای عزاداری و مداحیهای اهل بیت علیهم السلام از باز این چه شورش است که در خلق عالم است به سطح محتوای نازل آهنگهای لس آنجلسی و دوبس دوبس و سین سین سین و ... تغییر و تنزل نیافته است؟
مگر مردم ما رکورد تماشای فیلم اخراجیها یک و دو و سه را نشکستند؟ مگر خواننده ارزشی ما حامد زمانی نشد که میخواند مرگ بر حقوق بی بشر!
ما درگیر مواجهه دو ابتذالیم. افراط و تفریطی که قربانی آن موسیقی اصیل، فیلم با کیفیت و هنر فاخر است.
انسان نیازمند شادی؛ رقص و ریتم است. همانگونه که با سرکوب و نادیده گرفتن نیاز جنسی نسل نو، نیازشان از بین نرفت بلکه به روابط زیرزمینی و خارج از عرف و هنجار تبدیل شد. به ازدواج سفید و به قول تئوریسینهای دولتی به همباشی سیاه منجر شد. علاقه و نیاز موسیقیایی و هنری مردم نیز حذف نشد فقط مبتذل شد.
لذا به عنوان یک ناقد همیشگی نظام آموزشی اینبار معتقدم کسی حق ندارد یقه نظام آموزشی را بگیرد که مروج فساد و ابتذال است. این نظام آموزشی محصول دیدگاه ایدولوژیک حاکمیت به مساله هنر و فرهنگ است. مدرسهای که در آن موسیقی و نواختن و شناختن آلات موسیقی ممنوع است. چه نقشی در شکل گیری ذائقه موسیقیایی و هنری دارد؟
تنها کار مدرسه این است که در مناسبتها و جشنها واقعیتهای این مملکت را _در قالب جامعه مینیاتوری که دیویی از آن یاد میکند_ بازنمایی میکند.
آینه چون عیب تو بنمود راست خودشکن آیینه شکستن خطاست!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
جنگ چیست؟
«جنگ نخواهد شد.»
خبر خوبی است.
اما مگر گرانیهای کمرشکن، کمتر از جنگ است؟
نابودی ریال، اگر جنگ نیست، پس چیست؟
آیا سفرههای خالی روسفیدتر از جنگ است؟
پیرمرد رنجوری که مثل من از بیمارستان برمیگشت، از راننده پرسید: مگر جنگ با ما چه میکند که گرانیها نکرده است؟
اگر جنگ، مرگ دفعی است، تورمِ صددرصد مرگ تدریجی است.
گفت: آمریکا از جنگ چه میخواهد که از راه تحریم به دست نیاورده است؟
کدام جنگ میتوانست قیمت گوشت را به ۱۲۰ هزارتومان برساند و ریال را جزء بیارزشترین پولهای دنیا کند و اقتصاد ایران را در شمار ۵ اقتصاد فاسد و فشل دنیا درآورد؟
گفتم پدرجان باز باید خدا را شکر کرد که بر سرمان بمب نمیریزند.
کیسۀ داروهایش را تا جلو چشم من بالا آورد و گفت: برای من دیگر فرقی نمیکند.
رضا بابایی ۹۸/۲/۳۰
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
جنگ چیست؟
«جنگ نخواهد شد.»
خبر خوبی است.
اما مگر گرانیهای کمرشکن، کمتر از جنگ است؟
نابودی ریال، اگر جنگ نیست، پس چیست؟
آیا سفرههای خالی روسفیدتر از جنگ است؟
پیرمرد رنجوری که مثل من از بیمارستان برمیگشت، از راننده پرسید: مگر جنگ با ما چه میکند که گرانیها نکرده است؟
اگر جنگ، مرگ دفعی است، تورمِ صددرصد مرگ تدریجی است.
گفت: آمریکا از جنگ چه میخواهد که از راه تحریم به دست نیاورده است؟
کدام جنگ میتوانست قیمت گوشت را به ۱۲۰ هزارتومان برساند و ریال را جزء بیارزشترین پولهای دنیا کند و اقتصاد ایران را در شمار ۵ اقتصاد فاسد و فشل دنیا درآورد؟
گفتم پدرجان باز باید خدا را شکر کرد که بر سرمان بمب نمیریزند.
کیسۀ داروهایش را تا جلو چشم من بالا آورد و گفت: برای من دیگر فرقی نمیکند.
رضا بابایی ۹۸/۲/۳۰
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مواردی که از فردوسی بزرگ شاعر حماسه سرای ایرانی نمیدانیم
🌸 اسمش حسن بود، پسر علی، پدر قاسم. اهل روستا ی پاژ nv توس بود و به خاطر باغهای پدری به «فردوسی» معروف شد. بجز «شاهنامه» اثر دیگری از او نمیشناسیم. بقیه آثاری که به ا و نسبت دادهاند (مثل مثنوی «یوسف و زلیخا») از او نیست. از همسرش در مقدمه داستان «بیژن و منیژه» یاد کرده و در بخش پادشاهی خسروپرویز، از مرگ پسرش در ۳۷سالگی نالیده. وقتی که درگذشت، فقط یک دختر از او مانده بود و کتابش.
🌸«شاهنامه» زمانی سروده شد که چهار قرن از بعثت پیامبر اسلام(ص) گذشته بود و خلفای اموی و عباسی، تعالیم او را واژگونه کرده بودند. از برادری و مساوات اسلامی دیگر نشانی نمانده بود و عرب خود را سرور عجم میدانست. همه حرکتهای استقلالطلبانه ایرانیان سرکوب شده و ابومسلم خراسانی هم مدتها پیش به قتل رسیده بود. دولت فرهنگپرور سامانی رو به افول گذاشته و ایران درگیر هرج و مرج امیران کوچکی بود که همه هم از جانب خلیفه تایید میشدند. در چنین اوضاعی فردوسی یک روش جدید را برای مقابله با خلیفه عربی و دستنشاندگانش امتحان کرد.
🌸 سرودن شاهنامه، یک جور ادای دین به رفیق و رفاقت هم هست. حدود هزار بیت از «شاهنامه» را که مربوط به پادشاهی گشتاسپ و ظهور دین زرتشت است، دوستِ فردوسی، محمد بن احمد توسی معروف به «دقیقی» سروده. اول قرار بود او «شاهنامه» را تبدیل به شعر کند، اما این دوست در جوانی کشته شد و فردوسی باقی عمر را برای تمام کردن کار این دوست صرف کرد.
🌸 بخش عمده شاهنامه، داستان جنگ و جنگیدن است، یعنی عینیترین صورت تلاش بشر. در شاهنامه، جز در زمان ضحاک که شیطان شانههایش را میبوسد و از جای بوسه شیطان، مارها سر برمیآورند، دیگر خبری از موجودات ماورایی نیست. همه جا خود انسانها هستند با خوبیها و بدیهایشان. فقط «دیو»ها هستند که در چند مورد با رستم پهلوان میجنگند. اما همین موجود غیرطبیعی را هم فردوسی میگوید که «تو مر دیو را مردم بد شناس/ کسی کو ندارد ز یزدان سپاس» تا داستان را باز هم زمینیتر کند.
🌸 شاهنامه، بر خلاف اسمش، خیلی هم کتابِ شاهان نیست. شخصیت مورد علاقه خود فردوسی، رستم است که هرگز شاهی نمیکند و محبوترین شخصیت کل کتاب هم سیاوش است که به شاهی نمیرسد. اعتراضهای مردمی به شاهان، تقریبا همگی بجا و درست هستند و آن دسته از شاهان شاهنامه که در خارج از محیط دربار بزرگ شدهاند (فریدون، کیقباد، کیخسرو، سهراب) شاهانی عادل و بادرایت هستند. در عوض کسانی که شاهی از پدر به آنها به ارث رسیده (نوذر، کیکاووس و گشتاسب) بیعرضه و کمخرد هستند.
🌸 شاهنامه دو ویرایش دارد. فردوسی در چهل سالگی و در حدود ۳۷۰ قمری، نظم شاهنامه را شروع میکند و چهارده سال بعد (۳۸۴ ق) اولین ویرایش کتاب را به پایان میرساند. ویرایش دوم را سال ۴۰۰ قمری تمام کرد، در ۷ جلد و ۶۰هزار بیت. اینکه شاعر گفته «بسی رنج بردم در این سال سی» درباره همین ویرایش دوم است. از روی این تاریخها میبینیم که وقتی محمود به سلطنت رسید (۳۸۹ ق) کار فردوسی تمام شده بود و سرودن «شاهنامه» ربطی به این شاه ندارد.
🌸 فردوسی بعد از پایان کارش به فکر افتاد کتابش را به نام محمود غزنوی کند. اینطوری میشد از امکانات دربار برای نسخهبرداری و تکثیر کتاب استفاده کرد. اما «شاهنامه» مورد پسند شاه محمود قرار نگیرد. هم به این خاطر که شاهنامه به اقوام مهاجم شمالی - که اجداد محمود بودند - نگاه مثبتی ندارد. هم به خاطر رقابتهای درباری. فردوسی مورد حمایتِ خواجه حسن میکال (همان «حسنک وزیر» معروف) بود و سیاستمداران رقیب او، به فردوسی هم حمله میکردند و بدش را میگفتند. آخر سر، محمود دستور داد که برای هر بیت، یک درهم (سکۀ نقره) به فردوسی بدهند، در حالیکه برای هر بیت خوب یک دینار (سکه نقره) میداد. وقتی فردوسی از این بیاحترامی آزرده شد و هجونامه را سرود، وضع بدتر هم شد.
🌸 در آخرین جنگِ «شاهنامه» سردار ایران، کسی است به اسم رستم فرخزاد. او در نامهای که به برادرش مینویسد پیشگویی میکند که چهارصد سال بعد (یعنی زمان خود فردوسی) ایران سرنوشت بدی پیدا خواهد کرد و کسانی بر ایران مسلط میشوند که «زیان کسان از پی سود خویش/ بجویند و دین اندر آرند پیش». این حرف که در واقع موضعگیری خود فردوسی در مورد زمانهاش بود، برای فردوسی گران تمام شد. تا حدی که پایان عمرش را در حال فرار از محمود غزنوی گذراند. اما شاهنامه برای ایرانیان، کتاب بسیار مهم و مبارکی از آب درآمد؛ زبانشان را زنده کرد و هویتشان را یادآوری. شاهنامه آخرِ آخرش خوش بود.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مواردی که از فردوسی بزرگ شاعر حماسه سرای ایرانی نمیدانیم
🌸 اسمش حسن بود، پسر علی، پدر قاسم. اهل روستا ی پاژ nv توس بود و به خاطر باغهای پدری به «فردوسی» معروف شد. بجز «شاهنامه» اثر دیگری از او نمیشناسیم. بقیه آثاری که به ا و نسبت دادهاند (مثل مثنوی «یوسف و زلیخا») از او نیست. از همسرش در مقدمه داستان «بیژن و منیژه» یاد کرده و در بخش پادشاهی خسروپرویز، از مرگ پسرش در ۳۷سالگی نالیده. وقتی که درگذشت، فقط یک دختر از او مانده بود و کتابش.
🌸«شاهنامه» زمانی سروده شد که چهار قرن از بعثت پیامبر اسلام(ص) گذشته بود و خلفای اموی و عباسی، تعالیم او را واژگونه کرده بودند. از برادری و مساوات اسلامی دیگر نشانی نمانده بود و عرب خود را سرور عجم میدانست. همه حرکتهای استقلالطلبانه ایرانیان سرکوب شده و ابومسلم خراسانی هم مدتها پیش به قتل رسیده بود. دولت فرهنگپرور سامانی رو به افول گذاشته و ایران درگیر هرج و مرج امیران کوچکی بود که همه هم از جانب خلیفه تایید میشدند. در چنین اوضاعی فردوسی یک روش جدید را برای مقابله با خلیفه عربی و دستنشاندگانش امتحان کرد.
🌸 سرودن شاهنامه، یک جور ادای دین به رفیق و رفاقت هم هست. حدود هزار بیت از «شاهنامه» را که مربوط به پادشاهی گشتاسپ و ظهور دین زرتشت است، دوستِ فردوسی، محمد بن احمد توسی معروف به «دقیقی» سروده. اول قرار بود او «شاهنامه» را تبدیل به شعر کند، اما این دوست در جوانی کشته شد و فردوسی باقی عمر را برای تمام کردن کار این دوست صرف کرد.
🌸 بخش عمده شاهنامه، داستان جنگ و جنگیدن است، یعنی عینیترین صورت تلاش بشر. در شاهنامه، جز در زمان ضحاک که شیطان شانههایش را میبوسد و از جای بوسه شیطان، مارها سر برمیآورند، دیگر خبری از موجودات ماورایی نیست. همه جا خود انسانها هستند با خوبیها و بدیهایشان. فقط «دیو»ها هستند که در چند مورد با رستم پهلوان میجنگند. اما همین موجود غیرطبیعی را هم فردوسی میگوید که «تو مر دیو را مردم بد شناس/ کسی کو ندارد ز یزدان سپاس» تا داستان را باز هم زمینیتر کند.
🌸 شاهنامه، بر خلاف اسمش، خیلی هم کتابِ شاهان نیست. شخصیت مورد علاقه خود فردوسی، رستم است که هرگز شاهی نمیکند و محبوترین شخصیت کل کتاب هم سیاوش است که به شاهی نمیرسد. اعتراضهای مردمی به شاهان، تقریبا همگی بجا و درست هستند و آن دسته از شاهان شاهنامه که در خارج از محیط دربار بزرگ شدهاند (فریدون، کیقباد، کیخسرو، سهراب) شاهانی عادل و بادرایت هستند. در عوض کسانی که شاهی از پدر به آنها به ارث رسیده (نوذر، کیکاووس و گشتاسب) بیعرضه و کمخرد هستند.
🌸 شاهنامه دو ویرایش دارد. فردوسی در چهل سالگی و در حدود ۳۷۰ قمری، نظم شاهنامه را شروع میکند و چهارده سال بعد (۳۸۴ ق) اولین ویرایش کتاب را به پایان میرساند. ویرایش دوم را سال ۴۰۰ قمری تمام کرد، در ۷ جلد و ۶۰هزار بیت. اینکه شاعر گفته «بسی رنج بردم در این سال سی» درباره همین ویرایش دوم است. از روی این تاریخها میبینیم که وقتی محمود به سلطنت رسید (۳۸۹ ق) کار فردوسی تمام شده بود و سرودن «شاهنامه» ربطی به این شاه ندارد.
🌸 فردوسی بعد از پایان کارش به فکر افتاد کتابش را به نام محمود غزنوی کند. اینطوری میشد از امکانات دربار برای نسخهبرداری و تکثیر کتاب استفاده کرد. اما «شاهنامه» مورد پسند شاه محمود قرار نگیرد. هم به این خاطر که شاهنامه به اقوام مهاجم شمالی - که اجداد محمود بودند - نگاه مثبتی ندارد. هم به خاطر رقابتهای درباری. فردوسی مورد حمایتِ خواجه حسن میکال (همان «حسنک وزیر» معروف) بود و سیاستمداران رقیب او، به فردوسی هم حمله میکردند و بدش را میگفتند. آخر سر، محمود دستور داد که برای هر بیت، یک درهم (سکۀ نقره) به فردوسی بدهند، در حالیکه برای هر بیت خوب یک دینار (سکه نقره) میداد. وقتی فردوسی از این بیاحترامی آزرده شد و هجونامه را سرود، وضع بدتر هم شد.
🌸 در آخرین جنگِ «شاهنامه» سردار ایران، کسی است به اسم رستم فرخزاد. او در نامهای که به برادرش مینویسد پیشگویی میکند که چهارصد سال بعد (یعنی زمان خود فردوسی) ایران سرنوشت بدی پیدا خواهد کرد و کسانی بر ایران مسلط میشوند که «زیان کسان از پی سود خویش/ بجویند و دین اندر آرند پیش». این حرف که در واقع موضعگیری خود فردوسی در مورد زمانهاش بود، برای فردوسی گران تمام شد. تا حدی که پایان عمرش را در حال فرار از محمود غزنوی گذراند. اما شاهنامه برای ایرانیان، کتاب بسیار مهم و مبارکی از آب درآمد؛ زبانشان را زنده کرد و هویتشان را یادآوری. شاهنامه آخرِ آخرش خوش بود.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
پرواز فکر و اندیشه
@AVAYeBUF – 02_انسان_خردمند-AVAYeBUF-Wordpress-Com
از دوستانی که ما رو با روایت تاریخی و علمی انسان خردمند همراهی میکنند عذر خواهی میکنم بابت این تاخیر . از این پس به صورت مستمر ارسال خواهد شد
Forwarded from پرواز فکر و اندیشه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
[ Video ]
صحبتهای تکان دهنده از زبان استاد مجید حسینی بسیااار شوکه کننده
صحبتهای که هر مسئولی از شنیدنش باید از خجالت آب شود!
۷ دقیقه واقعیات تلخ جامعه که باید بارها گوش داد و دنبال چاره و درمان بود!
افسوس از نسل جوانی که بابک زنجانی را الگوی خود انتخاب کردند! تا انتها گوش کنید!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
صحبتهای تکان دهنده از زبان استاد مجید حسینی بسیااار شوکه کننده
صحبتهای که هر مسئولی از شنیدنش باید از خجالت آب شود!
۷ دقیقه واقعیات تلخ جامعه که باید بارها گوش داد و دنبال چاره و درمان بود!
افسوس از نسل جوانی که بابک زنجانی را الگوی خود انتخاب کردند! تا انتها گوش کنید!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
💎 اَجّنه در لباس فدرالیسم
✍ سیامک سپهرنیا
💎 از آنجایی که شاهد پنهان شدن «گروههای تجزیهطلب» در پشت حجاب فدرالیسم هستیم-هر لحظه اجنه در شکلی ظاهر میشوند- برآن شدیم تا با نگاهی هرچند مختصر به مفهوم فدرالیسم و نبود موضوعیت آن در ایران حجاب فدرالیسم را از رخ کریه و عریان تجزیهطلبان بَرکنیم. کیست نداند همچنان نوادگان #پیشهوری و #حزبتوده برای پیشبرد اهداف خویش و ترس از «واکنش #ملتایران»، سعی در کادوپیچی تجزیهطلبی در جعبه فدرالیسم دارند.
💎 در باب فدرالیسم و سابقۀ اجرایی آن به کرات سخنانی به دست دادهاند، و چند و چون نوع اجرایی فدرالیسم را در کشورهایی چون آمریکا و سوئیس و ... بررسیدهاند، اما آنچه در بازگویی مفهوم فدرالیسم مغفول واقع شده مضاف بر چیستی، چرایی فدرالیسم است، تاکنون از نظر حقوقی چرایی فدرالیسم به سان دیگر مفاهیم حقوقی در صحرای حقوق عمومی کشور به بحث و فحص گذاشته نشده است. ما در اینجا قصد داریم ابتدا با اشاره به تعریف فدرالیسم، چیستی این شکل حکومتی را روشن کنیم و سپس با ایضاح چرایی ابتناء حکومت فدرالیسم، فقدان موضوعیت آن را در ایران نمودار کنیم.
🔶 تعریف فدرالیسم🔻🔻
💎 در باب تعریف فدرالیسم چنانچه دکتر ابوالفضل قاضی به درستی آورده: «در صورتی که چند کشور مستقل و حاکم تصمیم بگیرند بنا به ملاحظاتی سرنوشت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و نظامی خود را به هم پیوند دهند و با کمک و معاضدت یکدیگر قدرت بزرگتر و فراگیرتری بوجود آورند،... گام اساسی به سوی ایجاد کشور فدرال برداشته شده است»
💎 تنها نگاهی به تعریف -واضح -آورده شده کافی است که بحث فدرالیسم در ایران را خاتمه دهیم چرا که نمیتوان تاریخ را تحریف نکرد و قائل به چند کشور مستقل در تاریخ سیاسی گذشتۀ ایران شد، مگر اینکه تخیل را جایگزین تاریخ کنیم
💎 اما چه کنیم که مفهوم فدرالیسم نیز به سان دیگر مفاهیم، توسط اردوگاه چپ یکسره از مضمون خویش خالی شده و با محتوای مارکسیستی آکنده شده است، بنابراین، آنچه از مفهوم فدرالیسم توسط گروههای چپ و تجزیهطلب مراد میشود، تکهپاره کردن یک کشور مستقل به چند کشور است نه اتحاد چند کشور مستقل در قالب یک کشور مستقل که این جعل معنایی خود وام گرفته از نظریههای تضاد طبقاتی مارکس و وابستگی است.
💎 با این مضمون که مرکز به عنوان حامل قدرت و ایدئولوژی به استثمار پیرامون میپردازد و این سبب عقبماندگی بیشتر و در نتیجه وابستگی پیرامون به مرکز میشود پس باید به نزاع با مرکز برخاست و با تیکهپاره کردن مرکز، چند مرکز شکل داد تا مناسبات وابستگی برهم بخورد
💎 لذا کسانی که نسخه فدرالیسم را شفابخش بیماری توسعه ایران مطرح میکنند، ادامۀ همان مارکسیستهای سابق هستند که تحت لوای مفهوم خلق در پی تجزیه ایران بودند، حال با ابزار تضاد مرکز و پیرامون دوباره پای در صحنۀ تجزیۀ ایران گذاشتند.
💎 اما سوال اساسی دربارۀ فدرالیسم چرایی ایجاد شیوه حکومتی فدرال است که یک دلیل شاید آن باشد که در تعریف بالا از فدرالیسم آوردیم و آن افزایش قدرت اقتصادی و سیاسی کشورهای مستقل همجوار است.
💎 فدرالیسم روشی برای توسعۀ اقتصادی و سیاسی از طریق اتحاد چند کشور مستقل است، نه آنکه کشور یکپارچه را تکه تکه کنیم و از این طریق به پیشرفت اقتصادی برسیم. پس اگر هدف از فدرالیسم افزایش توان اقتصادی و توسعه سیاسی باشد این مهم از طریق اتحاد چند کشور مستقل همجوار محقق میشود، نه برعکس.
💎 دلیل دیگر که به نظر ما اساسیترین دلیل تأسیس حکومت فدرال است، احقاق خیر عمومی یا به عبارتی دیگر #مصالحعمومی است.
💎 گمشدۀ ایالات تازه استقلال یافتۀ آمریکا، حصول به خیر همگانی و کنار زدن تنش ناشی از نزاع بر سر منافع خصوصی ایالات بود. آنچه جیمزمدیسون در مقالات معروف به فدرالیست از آن دفاع میکرد، تحقق خیر عمومی و هشدار نسبت به غلبه منافع خصوصی بر مصلحت عمومی بود. بیگفتوگوست که ایالات تازه استقلال یافته از انگلستان زمانی میتوانستند، دولت مدرن را شکل بدهند که امر عمومی را محقق کنند.
💎 لذا به نظر ما آنچه حلقۀ گمشدۀ مباحث حقوق عمومی ایران است، خلاء تبیین مفهوم منفعت عمومی نزد حقوقدانان است، نه آنکه وحدت موجود را چگونه به تجزیه بکشانیم.
📚 ماهنامه سراسری قلمیاران/ شماره ۱۳/ مهرماه ۱۳۹۷/ سال دوم.
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
💎 اَجّنه در لباس فدرالیسم
✍ سیامک سپهرنیا
💎 از آنجایی که شاهد پنهان شدن «گروههای تجزیهطلب» در پشت حجاب فدرالیسم هستیم-هر لحظه اجنه در شکلی ظاهر میشوند- برآن شدیم تا با نگاهی هرچند مختصر به مفهوم فدرالیسم و نبود موضوعیت آن در ایران حجاب فدرالیسم را از رخ کریه و عریان تجزیهطلبان بَرکنیم. کیست نداند همچنان نوادگان #پیشهوری و #حزبتوده برای پیشبرد اهداف خویش و ترس از «واکنش #ملتایران»، سعی در کادوپیچی تجزیهطلبی در جعبه فدرالیسم دارند.
💎 در باب فدرالیسم و سابقۀ اجرایی آن به کرات سخنانی به دست دادهاند، و چند و چون نوع اجرایی فدرالیسم را در کشورهایی چون آمریکا و سوئیس و ... بررسیدهاند، اما آنچه در بازگویی مفهوم فدرالیسم مغفول واقع شده مضاف بر چیستی، چرایی فدرالیسم است، تاکنون از نظر حقوقی چرایی فدرالیسم به سان دیگر مفاهیم حقوقی در صحرای حقوق عمومی کشور به بحث و فحص گذاشته نشده است. ما در اینجا قصد داریم ابتدا با اشاره به تعریف فدرالیسم، چیستی این شکل حکومتی را روشن کنیم و سپس با ایضاح چرایی ابتناء حکومت فدرالیسم، فقدان موضوعیت آن را در ایران نمودار کنیم.
🔶 تعریف فدرالیسم🔻🔻
💎 در باب تعریف فدرالیسم چنانچه دکتر ابوالفضل قاضی به درستی آورده: «در صورتی که چند کشور مستقل و حاکم تصمیم بگیرند بنا به ملاحظاتی سرنوشت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و نظامی خود را به هم پیوند دهند و با کمک و معاضدت یکدیگر قدرت بزرگتر و فراگیرتری بوجود آورند،... گام اساسی به سوی ایجاد کشور فدرال برداشته شده است»
💎 تنها نگاهی به تعریف -واضح -آورده شده کافی است که بحث فدرالیسم در ایران را خاتمه دهیم چرا که نمیتوان تاریخ را تحریف نکرد و قائل به چند کشور مستقل در تاریخ سیاسی گذشتۀ ایران شد، مگر اینکه تخیل را جایگزین تاریخ کنیم
💎 اما چه کنیم که مفهوم فدرالیسم نیز به سان دیگر مفاهیم، توسط اردوگاه چپ یکسره از مضمون خویش خالی شده و با محتوای مارکسیستی آکنده شده است، بنابراین، آنچه از مفهوم فدرالیسم توسط گروههای چپ و تجزیهطلب مراد میشود، تکهپاره کردن یک کشور مستقل به چند کشور است نه اتحاد چند کشور مستقل در قالب یک کشور مستقل که این جعل معنایی خود وام گرفته از نظریههای تضاد طبقاتی مارکس و وابستگی است.
💎 با این مضمون که مرکز به عنوان حامل قدرت و ایدئولوژی به استثمار پیرامون میپردازد و این سبب عقبماندگی بیشتر و در نتیجه وابستگی پیرامون به مرکز میشود پس باید به نزاع با مرکز برخاست و با تیکهپاره کردن مرکز، چند مرکز شکل داد تا مناسبات وابستگی برهم بخورد
💎 لذا کسانی که نسخه فدرالیسم را شفابخش بیماری توسعه ایران مطرح میکنند، ادامۀ همان مارکسیستهای سابق هستند که تحت لوای مفهوم خلق در پی تجزیه ایران بودند، حال با ابزار تضاد مرکز و پیرامون دوباره پای در صحنۀ تجزیۀ ایران گذاشتند.
💎 اما سوال اساسی دربارۀ فدرالیسم چرایی ایجاد شیوه حکومتی فدرال است که یک دلیل شاید آن باشد که در تعریف بالا از فدرالیسم آوردیم و آن افزایش قدرت اقتصادی و سیاسی کشورهای مستقل همجوار است.
💎 فدرالیسم روشی برای توسعۀ اقتصادی و سیاسی از طریق اتحاد چند کشور مستقل است، نه آنکه کشور یکپارچه را تکه تکه کنیم و از این طریق به پیشرفت اقتصادی برسیم. پس اگر هدف از فدرالیسم افزایش توان اقتصادی و توسعه سیاسی باشد این مهم از طریق اتحاد چند کشور مستقل همجوار محقق میشود، نه برعکس.
💎 دلیل دیگر که به نظر ما اساسیترین دلیل تأسیس حکومت فدرال است، احقاق خیر عمومی یا به عبارتی دیگر #مصالحعمومی است.
💎 گمشدۀ ایالات تازه استقلال یافتۀ آمریکا، حصول به خیر همگانی و کنار زدن تنش ناشی از نزاع بر سر منافع خصوصی ایالات بود. آنچه جیمزمدیسون در مقالات معروف به فدرالیست از آن دفاع میکرد، تحقق خیر عمومی و هشدار نسبت به غلبه منافع خصوصی بر مصلحت عمومی بود. بیگفتوگوست که ایالات تازه استقلال یافته از انگلستان زمانی میتوانستند، دولت مدرن را شکل بدهند که امر عمومی را محقق کنند.
💎 لذا به نظر ما آنچه حلقۀ گمشدۀ مباحث حقوق عمومی ایران است، خلاء تبیین مفهوم منفعت عمومی نزد حقوقدانان است، نه آنکه وحدت موجود را چگونه به تجزیه بکشانیم.
📚 ماهنامه سراسری قلمیاران/ شماره ۱۳/ مهرماه ۱۳۹۷/ سال دوم.
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
🔴 مهارت تاب آوری چیست؟
چرا برخی افراد در برخورد با عوامل استرس زا انعطاف پذیری خاصی دارند، خود را نمی بازند ، بی قرار نمی شوند و داستان های ذهنی درست نمیکنند ، ولی بعضی دیگر برای مقابله با چنین عواملی مشکل دارند؟
همهٔ ما کم و بيش روزهای سختی را در زندگی تجربه کرده ايم. روزهايی چون روزهای بی پولی، بيکاری، تنهايی و ... اما آن چه مهم است تاب و تحملی است که ما در چنين روزهايی از خود نشان می دهيم؛ اینکه چقدر دست و پای مان را گم میکنیم و مشوش میشویم ، یا بدون دستپاچه شدن ، سعی می کنیم برای هر چالش جدیدی راهکار پیدا کنیم.
این قدرت از درون خود ما سرچشمه می گیرد و با یکی از ویژگی های مهم روانی به نام «تاب آوری» ارتباط پیدا می کند. تاب آوری معادل واژه انگليسی Resiliency است.
♨️تاب آوری به معنای توانايی مقابله با شرايط دشوار و پاسخ انعطاف پذير به استرس های زندگی است. تاب آوری، مشكلات زندگی را کم نمی كند، بلكه به افراد قدرت می دهد تا با جريان زندگی حركت كنند.
تاب آوری توانایی سازگاری موفقیت آمیز با شرایط استرس زا و چالش برانگیز است.
تاب آوری نقش حياتی در سلامت روانی افراد دارد و به صورت توانايی فرد در سازگاری با يک موقعيت غیر منتظره ،تهديدآميز يا آزاردهنده تعريف می شود.
✍ ﺗﺎﺏ آوری ظرفیت گذشتن از دشواری پایدار و ترمیم خویشتن است.
▪️این ظرفیت میتواند به فرد کمک کند پیروزمندانه از رویدادهای ناگوار زندگی بگذرد و با وجود قرار گرفتن در معرض تنش های شدید، شایستگی های اجتماعی، تحصیلی و شغلی خود را ارتقاء ببخشد و متمایز شود.
▪️ویژگی های افراد تاب آور چیست؟
۱ - احساس ارزشمندی:
پذیرفتن خود به عنوان فردی ارزشمند، احترام قائل شدن برای خود و توانایی های خود، سعی در شناخت نقاط مثبت خود و پرورش دادن آنها و از طرف دیگر شناخت نقاط ضعف و کتمان نکردن آنها.
۲ - مهارت حل مسئله:
افراد تاب آور ذهنیتی تحلیلی – انتقادی نسبت به توانایی های خود و شرایط موجود دارند، در مقابل شرایط مختلف انعطاف پذیرند و توانایی شگفت انگیزی در پیدا کردن راه حل های مختلف درباره یک موقعیت یا مسئله خاص دارند.
۳ - مهارت های اجتماعی:
افراد تاب آور مهارتهای ارتباط با دیگران را خیلی خوب آموخته اند.
▫️آنها میتوانند در شرایط سخت هم شوخ طبعی خودشان را حفظ کنند، با دیگران صمیمی شوند و در مواقع بحرانی از حمایت اجتماعی دیگران بهره ببرند، ضمن اینکه می توانند سنگ صبور خوبی باشند.
۴ - خوش بینی:
اعتقاد راسخ به این که آینده میتواند بهتر باشد و احساس امید و هدفمندی، از ویژگیهای دیگر افراد تاب آور است.
▫️این افراد باور دارند که میتوانند زندگی و آینده خود را کنترل کنند.
۵ - همدلی:
افراد تاب آور توانایی برقراری رابطه توأم با احترام متقابل با دیگران را نیز دارند.
🔵 ویژگی های افراد تاب آور :
افراد تاب آور ، نسبت به موقعيت، احساسات و افکار خود آگاه و هشيارند، از سوی ديگر احساسات و رفتارهای اطرافيان شان را نيز درك میكنند.
می پذيرند كه موانع بخشی از زندگی هر انسان است.
آنها می دانند زندگی پر از چالش است. می دانند كه ما نمی توانيم از بسياری از مشكلات اجتناب كنيم، ولی ميتوانيم در برابر آنها باز و منعطف باشيم و با تغييرات سازگار باشیم.
افراد تاب آور، خود را مسئول شرايط خويش مي دانند و برای هر مشكل، شكست و مسئله، منابع بيرونی را سرزنش نمی كنند. آنها سهم خود را در امور زندگی، پذيرفته اند.
البته آنها می دانند که انتظار نتایجِ دقیق در هر کاری از کنترل آنها خارج است و همیشه سهم عوامل پیش بینی نشده را در نظر می گیرند.
این افراد از مهارت های حل مسئله برخوردارند.
وقتی بحران پديدار می شود، افراد تاب آور قادرند با استفاده از فنون حل مسئله، به راه حل برسند. در حالی كه ساير افراد در اين موقعيت ها دچار استرس زياد می شوند و نمی توانند راه حل مناسبی انتخاب كنند.
افراد تاب آور خود را قربانی و ناتوان تصور نمی کنند.
* تاب آوری مهارتی آموختنی و اکتسابی است.
* تغییر میزان ویتامینها و مواد معدنی ضروری و همچنین تغییر در نوروترنزمیترها و هورمونها ، در میزان تاب آوری فرد نقش مهمی دارند.
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
🔴 مهارت تاب آوری چیست؟
چرا برخی افراد در برخورد با عوامل استرس زا انعطاف پذیری خاصی دارند، خود را نمی بازند ، بی قرار نمی شوند و داستان های ذهنی درست نمیکنند ، ولی بعضی دیگر برای مقابله با چنین عواملی مشکل دارند؟
همهٔ ما کم و بيش روزهای سختی را در زندگی تجربه کرده ايم. روزهايی چون روزهای بی پولی، بيکاری، تنهايی و ... اما آن چه مهم است تاب و تحملی است که ما در چنين روزهايی از خود نشان می دهيم؛ اینکه چقدر دست و پای مان را گم میکنیم و مشوش میشویم ، یا بدون دستپاچه شدن ، سعی می کنیم برای هر چالش جدیدی راهکار پیدا کنیم.
این قدرت از درون خود ما سرچشمه می گیرد و با یکی از ویژگی های مهم روانی به نام «تاب آوری» ارتباط پیدا می کند. تاب آوری معادل واژه انگليسی Resiliency است.
♨️تاب آوری به معنای توانايی مقابله با شرايط دشوار و پاسخ انعطاف پذير به استرس های زندگی است. تاب آوری، مشكلات زندگی را کم نمی كند، بلكه به افراد قدرت می دهد تا با جريان زندگی حركت كنند.
تاب آوری توانایی سازگاری موفقیت آمیز با شرایط استرس زا و چالش برانگیز است.
تاب آوری نقش حياتی در سلامت روانی افراد دارد و به صورت توانايی فرد در سازگاری با يک موقعيت غیر منتظره ،تهديدآميز يا آزاردهنده تعريف می شود.
✍ ﺗﺎﺏ آوری ظرفیت گذشتن از دشواری پایدار و ترمیم خویشتن است.
▪️این ظرفیت میتواند به فرد کمک کند پیروزمندانه از رویدادهای ناگوار زندگی بگذرد و با وجود قرار گرفتن در معرض تنش های شدید، شایستگی های اجتماعی، تحصیلی و شغلی خود را ارتقاء ببخشد و متمایز شود.
▪️ویژگی های افراد تاب آور چیست؟
۱ - احساس ارزشمندی:
پذیرفتن خود به عنوان فردی ارزشمند، احترام قائل شدن برای خود و توانایی های خود، سعی در شناخت نقاط مثبت خود و پرورش دادن آنها و از طرف دیگر شناخت نقاط ضعف و کتمان نکردن آنها.
۲ - مهارت حل مسئله:
افراد تاب آور ذهنیتی تحلیلی – انتقادی نسبت به توانایی های خود و شرایط موجود دارند، در مقابل شرایط مختلف انعطاف پذیرند و توانایی شگفت انگیزی در پیدا کردن راه حل های مختلف درباره یک موقعیت یا مسئله خاص دارند.
۳ - مهارت های اجتماعی:
افراد تاب آور مهارتهای ارتباط با دیگران را خیلی خوب آموخته اند.
▫️آنها میتوانند در شرایط سخت هم شوخ طبعی خودشان را حفظ کنند، با دیگران صمیمی شوند و در مواقع بحرانی از حمایت اجتماعی دیگران بهره ببرند، ضمن اینکه می توانند سنگ صبور خوبی باشند.
۴ - خوش بینی:
اعتقاد راسخ به این که آینده میتواند بهتر باشد و احساس امید و هدفمندی، از ویژگیهای دیگر افراد تاب آور است.
▫️این افراد باور دارند که میتوانند زندگی و آینده خود را کنترل کنند.
۵ - همدلی:
افراد تاب آور توانایی برقراری رابطه توأم با احترام متقابل با دیگران را نیز دارند.
🔵 ویژگی های افراد تاب آور :
افراد تاب آور ، نسبت به موقعيت، احساسات و افکار خود آگاه و هشيارند، از سوی ديگر احساسات و رفتارهای اطرافيان شان را نيز درك میكنند.
می پذيرند كه موانع بخشی از زندگی هر انسان است.
آنها می دانند زندگی پر از چالش است. می دانند كه ما نمی توانيم از بسياری از مشكلات اجتناب كنيم، ولی ميتوانيم در برابر آنها باز و منعطف باشيم و با تغييرات سازگار باشیم.
افراد تاب آور، خود را مسئول شرايط خويش مي دانند و برای هر مشكل، شكست و مسئله، منابع بيرونی را سرزنش نمی كنند. آنها سهم خود را در امور زندگی، پذيرفته اند.
البته آنها می دانند که انتظار نتایجِ دقیق در هر کاری از کنترل آنها خارج است و همیشه سهم عوامل پیش بینی نشده را در نظر می گیرند.
این افراد از مهارت های حل مسئله برخوردارند.
وقتی بحران پديدار می شود، افراد تاب آور قادرند با استفاده از فنون حل مسئله، به راه حل برسند. در حالی كه ساير افراد در اين موقعيت ها دچار استرس زياد می شوند و نمی توانند راه حل مناسبی انتخاب كنند.
افراد تاب آور خود را قربانی و ناتوان تصور نمی کنند.
* تاب آوری مهارتی آموختنی و اکتسابی است.
* تغییر میزان ویتامینها و مواد معدنی ضروری و همچنین تغییر در نوروترنزمیترها و هورمونها ، در میزان تاب آوری فرد نقش مهمی دارند.
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
تعرض جامعه به خودش
#واتسلاو_هاول در کتاب "قدرت بی قدرتان" در وصف حکومت های توتالیتر( او با مفهوم پسا توتالیتر از آن حرف می زند)معتقد است این حکومتها چون در همان آغاز همه نیروهای سیاسی مخالف را از بین می برند مجبورند در مرحله بعد به زندگی روزمره مردم تجاوز کنند و با در اختیار گرفتن ابعاد متفاوت زندگی روزمره مردم بر آنها اعمال قدرت کنند.هاول معتقد است در اینجا سیاست تبدیل به منازعه میان دو برداشت مختلف از زندگی می شود:زندگی در دایره حقیقت یا زندگی در دایره ریا و دروغ و سکوت.به باور هاول رژیم های توتالیتر زندگی روزمره مردم را تبدیل به زندگی در ریا و دروغ و سکوت می کنند.
۲.ازاینرو،هاول معتقد است قدرت اصلی یک نظام توتالیتر سربازان و اسلحه ها و باتوم های آن رژیم نیستند.برعکس،قدرت اصلی این نظام های سیاسی مردمی هستند که به زندگی در دایره ریا و دروغ ادامه می دهند.به باور هاول قدرت واقعی یک نظام سیاسی توتالیتر ریشه در جامعه ای دارد که از اخلاق دل بریده است.او از سبزی فروشی حرف می زند که بی هیچ اعتقادی به نظام سیاسی همه آنچه از او می خواهند را انجام می دهد تا به دیگران بگوید "من سبزی فروش که اینجا زندگی می کنم می دانم چه باید کرد.رفتارم طبق انتظاری است که از من دارید.قابل اعتماد هستم و مو لای درز کارهایم نمی رود.هر چه گفته اند کرده ام و حق دارم در صلح و صفا زندگی کنم".هاول اخلاق این سبزی فروش را اخلاق جامعه و مردمانی می داند که در دایره ریا و دروغ زندگی می کنند و به جامعه خود تعرض و تجاوز می کنند.
۳.به باور هاول،در این وضعیت مهمترین خطری که نظام توتالیتر از آن می ترسد مردمانی هستند که به دفاع از حقیقت می پردازند و با صداقت و شجاعت از دروغ فاصله می گیرند.از اینرو،هاول معتقد است یگانه نقطه شروع برای رسیدن به یک سرنوشت محترمانه تر خود انسان ها هستند.انسانهای صادق هستند که نشان می دهند پادشاه لخت است.او در جمله ای بی نظیر می نویسد:"تلاش برای اصلاح سیاسی علت بیداری جامعه نیست،بلکه به عکس،اصلاح سیاسی نتیجه نهایی آن بیداری است".
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
تعرض جامعه به خودش
#واتسلاو_هاول در کتاب "قدرت بی قدرتان" در وصف حکومت های توتالیتر( او با مفهوم پسا توتالیتر از آن حرف می زند)معتقد است این حکومتها چون در همان آغاز همه نیروهای سیاسی مخالف را از بین می برند مجبورند در مرحله بعد به زندگی روزمره مردم تجاوز کنند و با در اختیار گرفتن ابعاد متفاوت زندگی روزمره مردم بر آنها اعمال قدرت کنند.هاول معتقد است در اینجا سیاست تبدیل به منازعه میان دو برداشت مختلف از زندگی می شود:زندگی در دایره حقیقت یا زندگی در دایره ریا و دروغ و سکوت.به باور هاول رژیم های توتالیتر زندگی روزمره مردم را تبدیل به زندگی در ریا و دروغ و سکوت می کنند.
۲.ازاینرو،هاول معتقد است قدرت اصلی یک نظام توتالیتر سربازان و اسلحه ها و باتوم های آن رژیم نیستند.برعکس،قدرت اصلی این نظام های سیاسی مردمی هستند که به زندگی در دایره ریا و دروغ ادامه می دهند.به باور هاول قدرت واقعی یک نظام سیاسی توتالیتر ریشه در جامعه ای دارد که از اخلاق دل بریده است.او از سبزی فروشی حرف می زند که بی هیچ اعتقادی به نظام سیاسی همه آنچه از او می خواهند را انجام می دهد تا به دیگران بگوید "من سبزی فروش که اینجا زندگی می کنم می دانم چه باید کرد.رفتارم طبق انتظاری است که از من دارید.قابل اعتماد هستم و مو لای درز کارهایم نمی رود.هر چه گفته اند کرده ام و حق دارم در صلح و صفا زندگی کنم".هاول اخلاق این سبزی فروش را اخلاق جامعه و مردمانی می داند که در دایره ریا و دروغ زندگی می کنند و به جامعه خود تعرض و تجاوز می کنند.
۳.به باور هاول،در این وضعیت مهمترین خطری که نظام توتالیتر از آن می ترسد مردمانی هستند که به دفاع از حقیقت می پردازند و با صداقت و شجاعت از دروغ فاصله می گیرند.از اینرو،هاول معتقد است یگانه نقطه شروع برای رسیدن به یک سرنوشت محترمانه تر خود انسان ها هستند.انسانهای صادق هستند که نشان می دهند پادشاه لخت است.او در جمله ای بی نظیر می نویسد:"تلاش برای اصلاح سیاسی علت بیداری جامعه نیست،بلکه به عکس،اصلاح سیاسی نتیجه نهایی آن بیداری است".
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کشیشی در اتوبوس نشسته بود که یک ولگرد مست و لایعقل سوار شد و کنار او نشست. مرد ولگرد روزنامهای را باز کرد و مشغول خواندن شد و بعد از مدتی از کشیش پرسید: «پدر روحانی روماتیسم از چه چیزی ایجاد میشود؟»
کشیش هم موعظه را شروع کرد و گفت: «روماتیسم حاصل مستی و میگساری و بیبند و باری است!»
مرد با حالت منفعل دوباره سرش گرم روزنامه خودش شد. سپس کشیش از او پرسید: «تو حالا چند وقت است که روماتیسم داری؟»
مرد گفت: «من روماتیسم ندارم! اینجا نوشته است پاپ اعظم دچار روماتیسم بدی است...»
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کشیشی در اتوبوس نشسته بود که یک ولگرد مست و لایعقل سوار شد و کنار او نشست. مرد ولگرد روزنامهای را باز کرد و مشغول خواندن شد و بعد از مدتی از کشیش پرسید: «پدر روحانی روماتیسم از چه چیزی ایجاد میشود؟»
کشیش هم موعظه را شروع کرد و گفت: «روماتیسم حاصل مستی و میگساری و بیبند و باری است!»
مرد با حالت منفعل دوباره سرش گرم روزنامه خودش شد. سپس کشیش از او پرسید: «تو حالا چند وقت است که روماتیسم داری؟»
مرد گفت: «من روماتیسم ندارم! اینجا نوشته است پاپ اعظم دچار روماتیسم بدی است...»
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
هنراندیشیدن.
بررسی خطاهای شناختی.
قسمت دوم.
آیا دانشگاه هاروارد، شما را باهوشتر جلوه میدهد؟
"توهم بدن شناگر"
نسیم طالب، مقالهنویس و تاجر، تصمیم گرفت فکری بهحال چندکیلوگرم اضافه وزنی کند که باخود اینطرف و آنطرف میبرد. او بهچندین ورزش فکر میکرد. اما دوندهها استخوانی و غمگین بهنظر میرسیدند، بدنسازها پهن و ابله و بازیکنان تنیس؟ آه، طبقهی نیمه مرفه جامعه! اما شناگرها با آن بدنهای خوش ترکیب و خطوط عضلانی، جذاب بهنظر میرسیدند. او تصمیم گرفت به استخری در محلهاش برود و هفتهای دوبار آنجا تمرین کند.
کمیبعد، متوجه شد تسلیم یک توهم شده است. شناگران حرفهای به این خاطر که با شدت تمرین میکنند بدنهایشان زیبا نمیشود، بلکه بهخاطراندام مناسبشان است که شناگران خوبی میشوند. فرم کلی بدن آنها یکیاز عوامل انتخابشان است، نه نتیجهی فعالیتهای ورزشیشان.
درنتیجه، هروقت ترغیب میشوی توان خود را صرف برخی از کارها کنی، حواست را جمعکن؛ از شکم شش تکه تا ظاهر آراسته و درآمد بالا گرفته تا عمرطولانی و یک رفتار به خصوص و شادمانی. ممکن است در دام توهم بدن شناگر بیفتی.
قبلاز اینکه تصمیم بگیری کار را شروع کنی، به آینه نگاه کن و دربارهی چیزی که میبینی با خودت صادق باش.
#هنراندیشیدن
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
هنراندیشیدن.
بررسی خطاهای شناختی.
قسمت دوم.
آیا دانشگاه هاروارد، شما را باهوشتر جلوه میدهد؟
"توهم بدن شناگر"
نسیم طالب، مقالهنویس و تاجر، تصمیم گرفت فکری بهحال چندکیلوگرم اضافه وزنی کند که باخود اینطرف و آنطرف میبرد. او بهچندین ورزش فکر میکرد. اما دوندهها استخوانی و غمگین بهنظر میرسیدند، بدنسازها پهن و ابله و بازیکنان تنیس؟ آه، طبقهی نیمه مرفه جامعه! اما شناگرها با آن بدنهای خوش ترکیب و خطوط عضلانی، جذاب بهنظر میرسیدند. او تصمیم گرفت به استخری در محلهاش برود و هفتهای دوبار آنجا تمرین کند.
کمیبعد، متوجه شد تسلیم یک توهم شده است. شناگران حرفهای به این خاطر که با شدت تمرین میکنند بدنهایشان زیبا نمیشود، بلکه بهخاطراندام مناسبشان است که شناگران خوبی میشوند. فرم کلی بدن آنها یکیاز عوامل انتخابشان است، نه نتیجهی فعالیتهای ورزشیشان.
درنتیجه، هروقت ترغیب میشوی توان خود را صرف برخی از کارها کنی، حواست را جمعکن؛ از شکم شش تکه تا ظاهر آراسته و درآمد بالا گرفته تا عمرطولانی و یک رفتار به خصوص و شادمانی. ممکن است در دام توهم بدن شناگر بیفتی.
قبلاز اینکه تصمیم بگیری کار را شروع کنی، به آینه نگاه کن و دربارهی چیزی که میبینی با خودت صادق باش.
#هنراندیشیدن
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
کارتون چاپ شده در یک نشریه عراقی که در آن مشهد را تایلند عراقی ها معرفی کرده است!
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#آرش_نراقی
پرسش اصلی
پرسش اصلی فلسفه سقراط این بود که چگونه باید زندگی کنیم، و پرسش اصلی فلسفه کامو این بود که چرا نباید خودکشی کنیم. برای سقراط اصل زیستن به دلیل نیاز نداشت، اما از منظر کامو بار "بودن" چندان گران و عبث می نمود که فرد برای توجیه اش باید بهانه ای می جست.
اما به نظرم مهمترین بحران زندگی مدرن بی معنا شدن زندگی نیست، بی معنا شدن مرگ است. در نگاه غایت انگارانه ی جهان پیشامدرن، مرگ بخشی از فرآیند طبیعی زندگی بود: میوه بر شاخسار چندان پخته می شد که آرام آرام شاخه را سست می گرفت و از بند شاخسار رها می شد. مرگ معنا داشت، سفر از یک ساحت هستی به ساحتی دیگر بود. فرد از پری سنگینی می کرد و به سوی خاک می شتافت. اما در روزگار مدرن دشوار بتوان واقعه مرگ را معنا بخشید. مردن بیشتر به "سقط" شدن می ماند، واقعه ای بغایت تصادفی و عبث. ما به سوی عبث مرگ می شتابیم تا از عبث زندگی بگریزیم.
ابوحامد غزالی زندگی اش را چنان سرشار می یافت که به وقت مرگ آرام به سوی قبله چرخید و به آرامی مرد. اما صادق هدایت زندگی اش را چندان تهی می یافت که آرام شیر گاز را گشود و به آرامی مرد. ما شوق مرگ غزالی وار داریم، اما انگار مرگ هدایتی در انتظار ماست!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#آرش_نراقی
پرسش اصلی
پرسش اصلی فلسفه سقراط این بود که چگونه باید زندگی کنیم، و پرسش اصلی فلسفه کامو این بود که چرا نباید خودکشی کنیم. برای سقراط اصل زیستن به دلیل نیاز نداشت، اما از منظر کامو بار "بودن" چندان گران و عبث می نمود که فرد برای توجیه اش باید بهانه ای می جست.
اما به نظرم مهمترین بحران زندگی مدرن بی معنا شدن زندگی نیست، بی معنا شدن مرگ است. در نگاه غایت انگارانه ی جهان پیشامدرن، مرگ بخشی از فرآیند طبیعی زندگی بود: میوه بر شاخسار چندان پخته می شد که آرام آرام شاخه را سست می گرفت و از بند شاخسار رها می شد. مرگ معنا داشت، سفر از یک ساحت هستی به ساحتی دیگر بود. فرد از پری سنگینی می کرد و به سوی خاک می شتافت. اما در روزگار مدرن دشوار بتوان واقعه مرگ را معنا بخشید. مردن بیشتر به "سقط" شدن می ماند، واقعه ای بغایت تصادفی و عبث. ما به سوی عبث مرگ می شتابیم تا از عبث زندگی بگریزیم.
ابوحامد غزالی زندگی اش را چنان سرشار می یافت که به وقت مرگ آرام به سوی قبله چرخید و به آرامی مرد. اما صادق هدایت زندگی اش را چندان تهی می یافت که آرام شیر گاز را گشود و به آرامی مرد. ما شوق مرگ غزالی وار داریم، اما انگار مرگ هدایتی در انتظار ماست!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سرانجام پس از سالها دلسپردگی به موسیقی و شاگردی پدر نازنینم، توانستم به پشتوانه مهر و همت همسر عزیزم، بر مشکلاتی که تمام این سالها چون سدی مانع به حقیقت رسیدن رویاهایم بود، غلبه نموده و در بهار امسال ، اولین اثر مستقل خود را با نام "ارغوان" منتشر نمایم.
این آلبوم، به آهنگسازی #سورنا_صفاتی و دست و پنجه نوازندگان توانای موسیقی کشورمان و خوانندگی اینجانب و با بکارگیری اشعاری زیبا با مضامین اجتماعی، از شاعران و اساتید سخن، #هوشنگ_ابتهاج ( سایه)، دکتر #شفیعی_کدکنی و استاد غزل، #حافظ ساخته و پرداخته گشته است.
این اثر را تقدیم میکنم به پیشگاه پدر بزرگوارم که همه دغدغه اش همدردی و همدلی با مردم کشورش است.
از منتهای دل سپاسگزارم از تمامی هنرمندان و عزیزانی که مرا در تهیه این آلبوم همراهی کرده اند.
#مژگان_شجریان
توضیح:
چون این آلبوم در داخل کشور مجوز انتشار نداشته است،خانم شجریان اجازه دانلود آلبوم را در داخل کشور به صورت رایگان داده اند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
این آلبوم، به آهنگسازی #سورنا_صفاتی و دست و پنجه نوازندگان توانای موسیقی کشورمان و خوانندگی اینجانب و با بکارگیری اشعاری زیبا با مضامین اجتماعی، از شاعران و اساتید سخن، #هوشنگ_ابتهاج ( سایه)، دکتر #شفیعی_کدکنی و استاد غزل، #حافظ ساخته و پرداخته گشته است.
این اثر را تقدیم میکنم به پیشگاه پدر بزرگوارم که همه دغدغه اش همدردی و همدلی با مردم کشورش است.
از منتهای دل سپاسگزارم از تمامی هنرمندان و عزیزانی که مرا در تهیه این آلبوم همراهی کرده اند.
#مژگان_شجریان
توضیح:
چون این آلبوم در داخل کشور مجوز انتشار نداشته است،خانم شجریان اجازه دانلود آلبوم را در داخل کشور به صورت رایگان داده اند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Telegram
attach 📎