پرواز فکر و اندیشه
1.18K subscribers
4.2K photos
2.09K videos
84 files
981 links
‏جاویدشاه فقط یه شعار نیست…

عهد ما با ایران و هزاران سال پادشاهی‌ست…
Download Telegram
10_انسان_خردمند-AVAYeBUF-Wordpress-Com
@AVAYeBUF
انسان خردمند
قسمت دهم

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️

‍ ✍️ رضا بابایی

🖊 دین عمومی و اتوریتۀ عامه

جز چند پیام کوتاه و کلی و چند برنامۀ عبادی ساده، دیگر اجزا و باورهای منسوب به دین، مخلوطی از تاریخ دین و تأملات بشری و فرهنگ زمانه و اجتهاد عالمان و ظنون است.
دین در بهترین حالت، پدیده‌ای الهی – بشری یا به گمان من، بشری – الهی است.
دین آسمانی، به این معنا که از صدر تا ذیل آن نسبتی روشن با آسمان و خدا داشته باشد، وجود خارجی ندارد.
از همین رو است که عالمان عمیق و متقی، تسامح و تواضع بیشتری دارند و کمتر دیگران را به نادانی یا دشمنی متهم می‌کنند؛ چون می‌دانند که حقیقت چندان آشکار نیست که بتوان در هیچ مسئله‌ای به جزم و یقین رسید و مخالف را به نادانی و کوری یا سرسپردگی به بیگانگان متهم کرد.

«اما» گرایش مردم عادی و عامی همواره به سوی کسانی است که با جزم و قطع بیشتری سخن می‌گویند و تصویری روشن‌تر ارائه می‌دهند و بر آن پافشاری می‌کنند.
این میل و گرایش، دلایل جامعه‌شناختی و فرهنگی دارد و البته در منابع دینی نیز می‌توان گزاره‌هایی در تأیید آن یافت؛ اگرچه با روح دینداری و بدیهیات دینی و «شریعت سهله و سمحه» نمی‌سازد.
از پیامبر اسلام(ص) چندین روایت نقل شده است که فرموده‌اند در دین «تعمق» نکنید: «إياكم و التعمّق فی الدّين فإن الله تعالی قد جعله سهلاً؛ از سخت‌گیری در دین بپرهیزید که خدا دین را بر شما آسان کرده است.» (کنز العمال، ج۳، ص۳۵).

به عبارت دیگر، باریک‌بینی و نازک‌اندیشی و خیال‌پردازی و تعمیم در دین ممنوع است.
اما در نظر دینداران عامی، عالمان سخت‌گیرتر، خداترس‌تر و پرهیزگارترند و عالمانی که تساهل و تسامح بیشتری دارند و کمتر احتیاط می‌کنند، سزاوار تقلید و تقدیس نیستند.
از همین رو است که اقتدار اجتماعی و منابع مالی جامعۀ دینی، بیشتر به سوی عالمان سخت‌گیرتر می‌رود و آنان جایگاهی بلندتر می‌یابند و دست بالا را دارند.
در مقابل، عالمان آسان‌گیر و اهل مدارا به حاشیه می‌روند و از قداست کمتری برخوردارند و گاه به بی‌مبالاتی و اباحی‌گری در دین متهم می‌شوند.

قدرت و ثروت در نزد عامۀ مردم است و استقبال آنان از فهم و قرائتی خاص از دین، تعیین‌کننده است.
اگر مرجع تقلیدی در قم مانند آیت الله صانعی، به‌رغم آسان‌گیری در فتوا، مقلدان کمتری دارد، از همین رو است.
اگر نام عالمانی همچون سید محمدجواد غروی اصفهانی و آقا رحیم ارباب و استادش سید محمدباقر درچه‌ای اصفهانی و شیخ هادی نجم‌آبادی و سید مرتضی جزائری که اعتقادی به حجاب مشهور نداشت و هیچ‌یک از آثار قلمی او اجازۀ نشر نیافته‌اند، کمتر بر سر زبان‌هاست، از همین رو است.
اگر دقت‌های ریاضی‌وار و عجیب و غریب و احتیاط‌های گیج‌کنندۀ شیخ مرتضی انصاری الگوی اجتهاد شیعی شد و اکنون کتاب‌های او درسنامه‌های حوزوی است، از همین رو است.
بسیار بسیار مهم است که بدانیم آنچه روایتی را از دین بر روایت‌های دیگر غالب می‌کند، کم‌وکیف استقبال مردم عامی است، نه منطق درونی آن.
هر روایت و فهمی از دین که زمینۀ اجتماعی بیشتری دارد، صدرنشین می‌شود و روایت‌های دیگر باید منتظر فرصت‌هایی در آینده بنشینند و تا اطلاع ثانوی دندان بر روی جگر بگذارند و خون دل بخورند.

در عهد قاجار، مردم روستایی که همۀ آنان مقلد مرجع تقلیدی در نجف بودند، شخصی را به نجف فرستادند تا آقا را زیارت کند و وجوهات سالانۀ آنان را به ایشان تحویل دهد.
نمایندۀ روستا در یکی از روزهای ماه رمضان، هنگام اذان ظهر، آقا را در بیت او ملاقات می‌کند؛ اما در کمال تعجب می‌بیند که آقا سیگار‌ می‌کشد و به جای اقامۀ نمار در اول وقت، با شاگردان و مراجعان به گفت‌وگو نشسته است.
مرد روستایی بدون هیچ‌ گفت‌وگویی به روستا برمی‌گردد و به هم‌ولایتی‌های خود می‌گوید: «وای بر ما، تا امروز از کسی تقلید می‌کردیم که نه نماز می‌خواند و نه روزه می‌گیرد.
من دیگر از او تقلید نمی‌کنم.
مردم نیز یک‌صدا مرجع پیشین خود را لعن کردند.»
در نظر مردم آن روستا، خواندن نماز در اول وقت واجب بود و دود سیگار، مفطر روزه. ۸/۳/۱۵

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
آقای خاتمی از مردم عذرخواهی کنید

آقای خاتمی، سیاست‌مداران ایرانی در دو دهۀ گذشته، از شما بسیار آموخته‌اند؛ اگرچه به روی خود نمی‌آورند. بیایید درسی دیگر به اهل سیاست بدهید: درس عذرخواهی. شما یک عذرخواهی بزرگ به این مردم بیچاره بدهکارید. لیست امید شما به امید این ملت خیانت کرده است. شما با فرستادن انسان‌های زبون و بی‌عمل و منفعت‌پرستی همچون محمدرضا عارف به مجلس شورا و خبرگان، امید این مردم را ناامید کردید. آقای خاتمی شما جزء معدود ستارگان درخشنده در آسمان سیاست ایران بودید؛ برای بازگشت به این آسمان سرنگون، راهی جز عذرخواهی از مردم ندارید. شما زلف اصلاحات را به کسانی گره زدید که از دیوار ساکت‌تر و از کنیز کف‌گیرخورده حقیرترند. شما شرافت‌مندانه وارد سیاست شدید؛ شرافت‌مندانه از سیاست کناره بگیرید. بگذارید پس از این مردم خودشان تصمیم بگیرند.
آقای خاتمی، من بیمارم و فرصتی چندان ندارم؛ ولی فرصت شما از من کمتر است. از این مردم بینوا عذرخواهی کنید.

رضا بابایی

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اگر دوچرخه سواری برایت حرامه،عوضش چهارچرخ هل دادن برایت آزاده.هیچکس هم رگ گردنش باد نمیکنه
هیچ فقیه یا دادستانی هم هل دادن گاری توسط زنان و دختران را ممنوع نکرده.

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
11_انسان_خردمند-AVAYeBUF-Wordpress-Com
@AVAYeBUF
انسان خردمند
قسمت یازدهم

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فاجعه خصوصی سازی آقا زاده ها در ایران به جایی رسیده است که هر ایرانی از شنیدنش شوکه می شود!

ببینید چگونه بزرگترین کارخانه های کشور را با رشوه و با یک دهم قیمت واقعی خرید می کنند! اینها را این نماینده مجلس در پخش زنده رسانه ملی می گوید!‌

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شاهکار ، عالی و باور نکردنی !!

چند تا مرد رو آوردن و عکس دستهای یه آدم رو نشونشون میدن و میگن نظرت رو راجب این آدم بر اساس عکس دستش بگو و بعد از شنیدن نظرشون ، عکس صورت صاحب دست رو نشونشون میدن و ... بد جا میخورن و حسابی شوکه میشن قطعا خیلی از شماها هم بد تلنگر میخورید ،به خصوص آقایون

این ویدیو رو از دست ندین

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
♍️کانال پرواز فکرواندیشه
@flith



معرفی و دانلود فیلم:

🎥 #وقتی_نیچه_گریست 2007

«وقتی نیچه گریست» اثر #اروین_دی_یالوم ،نویسنده و استاد روانپزشکی دانشگاه استنفورد آمریکاست. او جایزه انجمن روانپزشکی آمریکا را در سال ۲۰۰۲ دریافت کرد اما بیشتر به عنوان نویسنده رمان‌های روانشناختی، به ویژه رمان «و نیچه گریست» یا«وقتی نیچه گریست» شهرت یافته است. یالوم به خاطر نوشتن« وقتی نیچه گریست» مدال طلای باشگاه مشترک المنافع کالیفرنیا را برای بهترین رمان ۱۹۹۳ به دست آورده است.این کتاب جز پرخواننده‌ترین و محبوب‌ترین کتاب‌های سال‌های اخیر جهان بوده است.

داستان این کتاب آمیزه ای از خیال و واقعیت است و به نوعی می توان آن را از داستان های اقتباس آزاد به شمار آورد که نمونه های قبلی این سبک را در رمان هایی نظیر شکسپیر عاشق و برخی از رمان های تاریخی مانند دزیره دیده ایم. اما این کتاب برداشت آزادی از ماجرای زندگی فیلسوف بزرگ آلمانی فردریش ویلهلم نیچه انجام داده است. نیچه در قرن نوزدهم میلادی می زیست و از بنیانگذاران مکتب فلسفی اگزیسیتیالیسم بود و از مخالفان تفکیک جهان بین نیروی شر و نیروی خیر به شمار می آمد و با سخن«خدا مرده است»مشهور شد.

اما در رمان وقتی نیچه می گریست نام و تا حدودی زندگی بسیاری از بزرگان علم وهنر به ویژه روانشناسی به عنوان شخصیت های کتاب آمده است؛افرادی نظیر زیگموند فروید،شوپنهاور، یوزف بروئر،زیگموند اکسنر،پل ره،مالویدا فون مایزنبورگ و ... . همچنین بسیاری از کلمات قصار نیچه که از کتاب های نیچه مانند«چنین گفت زرتشت» ،«انسانی زیاد انسانی» و «دانش طربناک» برگرفته شده اند نیز در این کتاب نقل شده است.
فیلمی به همین نام(When Nietzsche Wept ) به کارگردانی پینکاس پِری در سال ۲۰۰۷ ساخته شده است. اگر چه فیلم ساخته پری، قدرت رمان یالوم را ندارد اما با این همه با اقبال بسیار زیادی در سطح دنیا روبرو شده است. درفیلم "وقتی نیچه گریست" شخصیت نیچه با بازی " آرماندو آسانته" غرق در اندیشه ها و آموزه های فلسفی است و تا پیش از آغاز عاشق و دلبسته دختر جوان زیبایی به نام "لو سالومه" ( با بازی کاترین وینیک ) می باشد. داستان فیلم "وقتی نیچه گریست" از آنجا آغاز می شود که "لو سالومه" در حال نگارش نامه ای برای دکتر بروئر ( با بازی بن کراس) است تا قرار ملاقاتی با او داشته باشد و ضمن این دیدار راز تنهایی و البته جنون خودکشی را که در ذهن و روان نیچه پرورش یافته با این پزشک باتجربه برای درمان نیچه، در میان بگذارد.

📽فیلم با زیرنویس در پست بعدی دانلود کنید
★منبع: صدانت



♍️کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
When_Nietzsche_Wept_2007.srt
178.4 KB
زیرنویس فارسی فیلم وقتی نیچه گریست 2007
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


37 ﺳﺎﻝ ﭘﻴﺶ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﻛﺸﻮﺭﺷﺎن ﺭﺍ ﺑﺎ ﺳﻮﺋﯿﺲ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﻣﻴﻜﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﻣﻴﺪﻳﺪﻧﺪ ﻛﻪ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺳﻮﺋﯿﺲ ﻧﻴﺴﺖ ﻧﺎﺭﺍﺿﻰ ﺑﻮﺩﻧﺪ،

25 ﺳﺎﻝ ﭘﻴﺶ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻛﻪ ﭼﺮﺍ، ﻛﺸﻮﺭﺷﺎﻥ ﺍﺯ ﻛﺮﻩ ﺟﻨﻮﺑﻰ ﻋﻘﺐ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ!

15 ﺳﺎﻝ ﭘﻴﺶ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻧﺎﺭﺍﺿﻰ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻛﻪ ﭼﺮﺍ ﻛﺸﻮﺭﻫﺎﻳﻰ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺗﺮﻛﻴﻪ ﻭﻣﺎﻟﺰﻯ ﺍﺯ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺟﻠﻮ ﺯﺩﻩ ﺍﻧﺪ؟!

5 ﺳﺎﻝ ﭘﻴﺶ ﺍﻳﺮﺍﻧﻴﺎﻥ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻛﻪ ﭼﺮﺍ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﻫﺮ ﻧﻈﺮ، ﺑﻪ ﻭﻳﮋﻩ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺍﺧﻼﻗﻰ، ﺳﻘﻮﻁ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ؟!

ﺍﻣﺎ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﺎ ﺷﮕﻔﺘﻰ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻣﻴﺒﻴﻨﻴﻢ ﻛﻪ ﺑﺴﻴﺎﺭﻯ ﺍﺯ ﺍﻳﺮﺍﻧﻴﺎﻥ ﺍﺯ ﻭﺿﻌﻴﺖ ﻛﻨﻮﻧﻰ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺧﺸﻨﻮﺩﻧﺪ و خدا را شاکرند که مثل عراق و سوریه نیستند!
ﺁﻧﻬﺎ كشورشان راﺍﻳﻦ ﺑﺎﺭ ﻧﻪ ﺑﺎ ﺳﻮﺋﯿﺲ و کره، ﺑﻠﻜﻪ ﺑﺎ ﮔﺮﻭﻫﻬﺎﻯ ﺗﺮﻭﺭﻳﺴﺘﻰ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺩﺍﻋﺶ ﻭ ﺍﻟﻘﺎﻋﺪﻩ ﻭ ﻃﺎﻟﺒﺎﻥ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺭﺿﺎﻳﺖ ﻭ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺧﺎﺻﻰ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ!

ﺍﯾﻦ "ﺩﮔﺮﺩﯾﺴﯽ" ﺣﮑﺎﯾﺖ ﻫﻤﺎﻥ ﻗﻮﺭﺑﺎﻏﻪﺍﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺩﺭ ﺁﺏ ﺟﻮﺵ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻪ ﺷﻮﺩ ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯿﺠﻬﺪ، ﻭﻟﯽ ﺍﮔﺮ ﺁﺏ ﺭﺍ ﮐﻢ ﮐﻢ ﮔﺮﻡ ﮐﻨﻨﺪ، ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺁﺏ ﺑﺠﻮﺵ ﺁﯾﺪ، ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻗﻮﺭﺑﺎﻏﻪ ﭘﺨﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﺭﻧﺞ ﺁﻭﺭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺣﺲ ﻣﯽﮐﻨﺪ، ﻭﻟﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺟﻬﯿﺪﻥ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺟﻮﺵ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﻭ ﺑﺎ ﭼﺸﻢﻫﺎﯼ ﺑﺎﺯ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﺷﺎﯼ ﺗﺒﺎﻫﯽ ﻭ ﻧﺎﺑﻮﺩﯼ ﺧﻮﯾﺶ ﻣﯽﻧﺸﯿﻨﺪ..!

✍️ دکتر بابک مختاری استاد دانشگاه


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"پاها فقط راه نمیروند ، گاهی میرقصند ، گاهی موسیقی میسازند... "


باید یک بار به خاطر همه چیز گریه کرد.
آنقدر که اشک ها خشک شوند،
باید این تن اندوهگین را چلاند
و بعد
دفتر زندگی را ورق زد...
به چیز دیگری فکر کرد.
باید پاها را حرکت داد
و
همه چیز را از نو شروع کرد...

#آنا_گاوالدا


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
12_انسان_خردمند-AVAYeBUF-Wordpress-Com
@AVAYeBUF
انسان خردمند
قسمت دوازدهم

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


اگر صدبار دیگر نیز رژیم کشور ما تغییر کند -چه با انقلاب، چه با کودتا؛ چه با خشونت، چه صلح‌آمیز؛ چه تدریجی، چه آنی و دفعی- ولی فرهنگ جامعه‌ ما همین باشد که اینک هست، باز به دست خودمان رژیم جدید را به چیزی مشابه رژیمی که آن را ساقط کرده‌ایم، تبدیل می‌کنیم تا دوباره همچون بختک بر جانمان افتد! ما هستیم که رژیم سیاسی‌مان را ایجاد می‌کنیم. اگر چیزی در درون آدمیان عوض نشد، نه در مقام عامل تغییر می‌کنیم نه در مقام ناظر و جامعه چیزی جز عمل و نظارت نیست. از این رو، معتقدم که ما باید درون خود را تغییر دهیم. وقتیکه در مقام عمل و نظر عوض شدیم، جامعه نیز تغییر خواهد کرد.

انقلابیون می‌پندارند که اگر نظام سیاسی کشور را تغییر دهند، همه چیز عوض می‌شود. آنان فکر می‌کنند که تغییر نظام سیاسی، تغییرات عمده‌ای را در بقیه‌ بخش‌ها ایجاد می‌کند. آنان به این معنا، سیاست‌زده هستند. اصلاح‌طلبی به معنای نفی سیاست‌زدگی است؛ زیرا هرجا اصالت با فرهنگ باشد، سیاست‌زدگی دفع می‌شود. برای اصلاح‌طلب هیچ چیز مهم‌تر از نیروهای باوراننده (نیروهایی که با بخش باور درونی ما سر و کار دارند) نیست؛ نیروهایی که تغییر فرهنگی ایجاد می‌کنند و در اثر تغییر فرهنگی، سیاست و اقتصاد و سایر وجوه اجتماعی زندگی نیز تغییر می‌کند.

«تقدیر ما تدبیر ما»، مقاله «مبانی نظری اصلاح‌طلبی»
مصطفی ملکیان

‌
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رقصی چنین میانه میدانم آرزوست❤️

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
13_انسان_خردمند-AVAYeBUF-Wordpress-Com
@AVAYeBUF
انسان خردمند
قسمت سیزدهم

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


👈 غریزه‌ی جنسی، نان، آزادی، بهشت

🔹اگر این مبنای فرویدی را بپذیریم که "آدمی آنی نیست که هست؛ بلکه، آنی هست که نیست"؛ در آن‌صورت چیزی به نام فضای مجازی نداریم. فضای مجازی، جنبه‌ی دیگری از حقیقت است؛ که از قضا بهره‌ی بیشتری هم از حقیقت انسان‌ها را در خود دارد.

🔹آدمی در فضای مجازی حقیقت پنهان خود را بیرون می‌ریزد؛ حقیقتی که در هزار تویِ نقاب‌های فرهنگی و اجتماعی و خانوادگی و حکومتی گیر کرده است. حقیقتی که بخشی از آن، و یا گاهی حتی تمام آن، از خودِ فرد نیز غایب است، و اینک مجالی پیدا کرده است که دور از چشم هشیاریِ او جلوه‌گیری، و بلکه رقاصی کند. درست مثل چیزهایی که در خواب می‌بینیم. رؤیاها و خواب‌دیده‌های ما چیزی نیستند، جز حقیقتِ پنهان شخصیتِ ما.

🔹حقیقت آدم‌ها همان پروفایل‌هایی است که گاه و بیگاه می‌گذارند؛ همان سرعت عوض کردن پروفایل‌هایشان است؛ همان کانتکت‌ها و پروفایل‌هایی است که چک می‌کنند؛ همان استوری‌ها و عکس‌هایی که می گذارند؛ همان صفحات مجازی است که زیاد سر می‌زنند؛ همان پیج‌هایی که عضوند؛ حقیقتِ افراد همان میزانِ وقتی است که برای گردش در دنیای مجازی می‌گذارند؛ همان مطالبی است که می‌خوانند؛ همان چیزهایی است که نمی‌خوانند؛ همان چیزهایی است که دوست دارند بخوانند و ببینند، یا نخوانند و نبییند؛ همان آدم‌ها و موضوعاتی است که برایشان مهم است یا بیشتر برایشان جلب توجه می‌کند؛ همان سرعتِ سین کردن و پاسخ دادن یا دیر سین کردن و پاسخ‌های کوتاه و بلندی است که می‌دهند؛ همان ادبیاتی است که دارند؛ همان گروه‌ها و کانال‌هایی است که عضوند؛

🔹همان اهتمامشان به پیگیری حال و هوای آدم‌های غریبه یا آشنا و فامیل است؛ همان اخ و پیف‌هایی است که به هنگام دیدن عکس یا مطلب کسی می‌کنند؛ همان موسیقی‌هایی است که گوش می‌کنند؛ همان کانال‌هایی است که عضوند، و نوتیفیکیشن‌ها و مطالبش را هر لحظه می‌بینند، یا ماه به ماه هم چک نمی‌کنند؛ همان تنوع قلم و رفتارشان در گروه‌های مختلف است؛ همان صفحاتی است که یواشکی می‌آیند و از خودشان ردی نمی‌گذارند؛ همان چیزهایی است که برای فوروارد کردن گلچین می‌کند؛ همان چیزهایی است که دوست دارد فوروراد یا ریپلای کنند، اما نمی‌کنند؛

🔹همان آدم‌هایی است که دوست دارد با آنها ارتباط برقرار کنند اما رویش نمی‌شود؛ همان احساس راحتی‌ای است که با برخی می‌کند و با برخی نه؛ همان غلط‌های تایپی گاه و بی‌گاه است؛ همان اسم‌های فیکی است که برای آزادیِ عمل انتخاب می‌کنند؛ همان استیکرهایشان است؛ همان استیکرهای مثلا اشتباهی است؛ همان سانسورهایی است که از خودشان در این فضا می‌کنند؛ همان جوین شدنها و لفت دادن های یکهویی است؛ همان اسم و اطلاعات واقعی یا رمزی و پنهانی که برای پروفایلشان برمی‌گزینند (بیو)؛ و ...

🔹دنیای مجازی حقیقی‌ترین بخش آدمی را بیرون می‌ریزد. با نگاه کردن به فعالیت مجازی هر کس، بیشتر از هر مصاحبه‌ی بالینی و پرسش‌نامه‌ی شخصیتی می‌توان به شخصیت و ادراکات و هیجانات و رفتارهایش پی بُرد. من با فیلسوفان اگزیستانس همدلم که حقیقت آدمی همان اهتمام‌هایش است. اهتمام‌های آدمی در دنیای مجازی بیش از هر جای دیگری خوش‌رقصی و جلوه‌گری می‌کنند. فضای مجازی، جلوه‌ای از قیامت است. یومَ تُبلَی السّرائر. روزی که محتوای حقیقی هر چیز استفراغ می‌شود.

🔹ماهیت واقعیِ یک جامعه را هم از فضای مجازی‌اش می‌توان شناخت. از فراوانیِ بازدیدها و فورواردها و عضویتها و تمام چیزهای دیگری که در بالا گفته شد. ماهیتی که در هزارتوی نقاب‌های اجتماعی و دستگاه‌های تبلیغاتی پنهان شده است.

🔹فضای مجازی، حقیقت یک جامعه را به تمامه نشان می‌دهد؛ حتی در مواقعی که پروژه های مدیریت افکار عمومی و مشغولیت با موضوعاتِ ساختگی توسط حکومتها اجرا می‌شود هم، نهانِ یک جامعه خودش را در فضای مجازی بیرون می‌ریزد. عقده‌ها و کمبودها و آرزوهایش را؛ ترس‌ها، نگرانی‌ها و اضطرابهایش را؛ نفرتها و خشم‌هایش را؛ توهمات و فانتزی‌هایش را. رنجها و شادی‌هایش را. گفته‌ها و ناگفته‌هایش را. داشته‌ها و نداشته‌هایش را. اعتمادها و بی‌اعتمادی‌هایش را. تعارض‌ها، سرکوب‌ها،‌ جابجایی‌ها، و فرافکنی‌هایش را.

🔹حال، به نظر شما بیشترین اهتمام مردم ما در فضای مجازی چیست؟ پاسخ،‌ همان حقیقت خودتان و حقیقتِ جامعه‌ی اطرافتان است.

✍️ دکتر محسن زندی


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🔴 «مریم میرزاخانی» در کتاب‌های درسی آمریکا جای گرفت؛ خانم «میرزاخانی» در اینجا حتی از ورود به کشور خود نیز منع شده بود و پس از مرگش، یک مراسم یادبود نیز برای وی برگزار نشد

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
14_انسان_خردمند-AVAYeBUF-Wordpress-Com
@AVAYeBUF
انسان خردمند
قسمت چهاردهم

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


✍️ مجتبی لشکربلوکی

تو چرا این قدر خوشگلی؟ زندگی بالماسکه ای!

این روزها در اینستاگرام که بگردی می بینی که همه خوشگل شده اند. اما داستان پشت این خوشگلی چیست؟
در سال های دور، بازیگران سینما، الهه های زیبایی بودند. جذابیت و زیبایی طبیعی و ثروتمندی دو ويژگی بازیگران سینما بود (اسم این گروه را می گذاریم سلبریتی های کلاسیک). اما امروزه به مدد شبکه های اجتماعی، سلبریتی های جدیدی به وجود آمده است به نام اینفلوئنسرها. اینفلوئنسرها، اکثراً خانم های جوانی هستند با زیبایی‌های فراطبیعی که به‌شدت تحت‌فشارند تا همان زیبایی هایی را داشته باشند که همتایان معروف هالیوودی آن‌ها دارند، با این تفاوت که هالیوودی ها اغلب بسیار ثروتمندتر از آن ها هستند.
در مقایسه با بازیگران هالیوودی (سلبریتی‌های کلاسیک)، اینفلوئنسرها (سلبریتی های جدید)، رابطۀ صمیمانه‌تر و متفاوتی با طرفدارانشان دارند. اینفلوئنسرها جلو جلو حرکت می کنند. تغییراتی در بدن و آرایش و لباس خود ایجاد می کنند و سپس طیف وسیعی از افراد معمولی همان کار را دنبال می کنند.

سال ۱۹۲۸ میلادی [حدود 90 سال قبل] مدیران یک استودیوی فیلم سازی هالیوودی از دکتر چارلز پینکاس، خواستند تا دندان‌های یک بازیگر را زیباتر کند. وی از روکش‌های موقتی استفاده کرد که در انتهای روز بازیگر می‌توانست لبخند زیبایش را از روی صورتش بردارد. امروزه روکش‌ها ماندگارترند و حداقل ده سال دوام می‌آورند. در دهه های گذشته از روکش دندان استفاده می شد برای کمک به افرادی که مشکلات جدی در شکل و اندازۀ دندان‌هایشان داشتند اما اکنون از این روکش‌ها استفاده می شود تا لبخندی زیباتر، چهره ای فریبنده تر و در نهایت پیچ (صفحه ای) پرطرفدارتر داشته باشند این روزها، روکش و تزریق لب و لیزر فرکسل جزو اقدامات زیباییِ رایج میان اینفلوئنسرها هستند. چرا؟ چون باید زیبا باشند. چرا؟ چون باید فالوئر (دنبال کننده و طرفدار) داشته باشند. چرا؟ چون از این طریق کسب ثروت و یا حداقل کسب شهرت می کنند!

پدران و مادران ما با چنین پدیده هایی مواجه نبوده اند. ما اولین نسلی هستیم که در معرض چنین پدیده ای با این ابعاد، هستیم. بنابراین باید توانمندی هایی را در خود و نسل بعدی تقویت و ایجاد کنیم که لزوما در پدران و مادران ما نبود.

▫️رسانه-آگاهی: افزایش آگاهی از تاثیرات غیرملموس و زیرپوستی رسانه اولین کاری است که باید انجام دهیم. باید دقت کنیم که رسانه ها چگونه تعریف ما را از زیبایی تغییر داده اند و همچنین با تعریف جدید از زیبایی، چگونه ما را پیرتر می کنند. کلی کار می کنیم و اضافی کاری و خودمان را پیر می کنیم تا اینکه پول در بیاوریم و عمل زیبایی کنیم. انرژی مان، جوانی مان و آسودگی خاطرمان را می دهیم تا زیبایی بخریم. اینکه ما چه تصمیمی می گیریم برعهده خود ماست و هیچ ایرادی ندارد که برای زیبایی هزینه کنیم فقط باید حواسمان باشد که آگاهانه و ارادی چنین کنیم و نه اینکه تقلیدی و هیجانی.
اگر آگاهانه و نقادانه به ورودی های مغزمان توجه نکنیم، ناخودآگاه در مغز ما این معادله شکل می گیرد که خوشگلی مساوی است با خوشبختی. سپس این نتیجه را می گیریم که عمل زیبایی و خرید لباس و کفش زیبا مساوی است با خوشبخت شدن. بدون آنکه یک مرجع آماری در مورد این معادله داشته باشیم.

▫️زندگی بالماسکه ای؛ یکی دیگر از تاثیرات اینستاگرام این است که همه با تصاویر کاملا انتخابی که از زندگی خود منتشر می‌کنند نشان می‌دهند که چقدر زیبا، چقدر خوش حال، چقدر مدرن هستند. این برش های انتخابی اصلا به معنای آن نیست که طرف واقعاً غرق در لذت، نعمت و خوشی بی پایان است. وقتی به عمق زندگی آنان می روی، می فهمی که آن ها هم درگیر مالیات، بیماری، اختلاف خانوادگی، بازنشستگی، پرداخت قسط، ورشکستگی و بیش از همه نگران زیبایی، تناسب اندام، از دست دادن فالوئر و ... هستند. منتها ما دچار توهم بالماسکه ای هستیم. ما، آدم ها پشت نقاب های خندان (بالماسکه) همدیگر را فریب می دهیم. و دیگران در حسرت زندگی ما هستند و جالب اینکه ما خود نیز فریفته بالماسکه دیگران می شویم و در حسرت زندگی دیگران هستیم. هالیوودی ها و اینفلوئنسرها به اندازه ما شاد هستند و به اندازه ما گرفتار. اما تنها تفاوت شان این است که مجبورند جلوی دوربین های عکاسی لبخندهای تصنعی تحویل ما دهند و ما نیز باور می کنیم که واقعا آن ها خوشبخت هستند.
دفعه بعدی که در ایسنتاگرام یک چهره جذاب خندان خوشحال دیدید این دو نکته را با خود مرور کنید: پشت این چهره خندان، لزوما یک آدم خوشبخت نیست. و طبق کدام آمار علمی، می شود اثبات کرد خوشگلی مساوی است با خوشبختی؟


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️