گزارش یک زندانی
از زندان هولناک "فشافویه"
محمد شریفی مقدم
دیروز صبح وقتی داشتم برای ملاقات از بند خارج میشدم، گوشه کریدور پسربچه نوجوانی را دیدم که افسر نگهبان نگهش داشته بود و با او صحبت میکرد. در آن چند لحظه تنها متوجه شدم که اسمش نیماست و تازه به این تیپ منتقل شده است. آنطور که بعدتر افسر نگهبان برایم گفت: نیما ۱۶ ساله است و دو هفتهای از بازداشتش میگذرد، ۱۰ روزی را در قرنطینه زندان سپری کرده و اکنون به سالن ۳ منتقل شده است. از او میپرسم: «صبح به نیما چه میگفتی؟»،
- اول که اطلاعاتش رو گرفتم. شاید مددکاری بتونه براش کاری انجام بده. بعد هم راجع به قرص، مواد و خلاف گفتم و بیشتر راجع به لواط توضیح دادم، همین. گفتم تا حواسش باشه. اینطور بچهها رو سریع ترتیبشون رو میدهند. ما هم بیست و چهار، چهل وهشتیم، ۲۴ ساعت شیفت، ۴۸ ساعت آزاد. روزایی که خودم هستم سراغشرو میگیرم ولی دو شیفت دیگه شیر تو شیره.»
این افسرنگهبان با این که به دستور رئیس زندان افسرها نباید با ما صحبت کنند، جز معدود افسرانی است که هر بار برای دادن جیره غذا میآید، چند دقیقهای میماند و گپ میزنیم.
میگوید: «همین دیشب تلویزیون نشون میداد رئیس قوه و رئیس سازمان {سازمان زندانها} رفتند کانون اصلاح و تربیت و میگفتند خدارو شکر که تعداد کمی اینجاند.»
میگویم یک یادداشت مینویسم راجع به بچهها.
میپرسد: «اثری داره؟»
میگویم: «بیاثر هم نیست»
زندان فشافویه (تهران بزرگ) در منطقه گرم و خشک حسن آباد قم قرار دارد. دقیقتر بگویم چند کیلومتری از فرودگاه فاصله دارد و زندانیان در هواخوری گهگاه برای گذران زمان تعداد هواپیماهایی که در روز از فراز هواخوری گذر میکنند را میشمارند. از متروی کهریزک با یک تاکسی میتوان به آن رسید و اگر با اتومبیل باشید جایی در اتوبان قم که برای رسیدن به فرودگاه به راست میپیچید کافی است به چپ بپیچید تا برجکهای زندان نمایان شود.
این زندان چهار تیپ فعال برای اسکان زندانیان دارد که هر تیپ حدود ده بند را در خود جای داده است. هر بند از ۱۶ اتاق (۸ اتاق در سمت راست و ۸ اتاق در سمت چپ) و هر اتاق ۵ تخت سه طبقه (جمعا ۲۴۰ تخت)، ۱۶ حمام و ۱۸ توالت در انتهای بند که اغلب در سه چهارتایشان مداوم هروئین مصرف میشود و چندتایشان خراب است، شکل میگیرد. جمعیت بندها عموما ۵۰۰ نفر بوده که از دو برابر ظرفیت بند بیشتر است. در اغلب این بندها حضور نوجوانان مشهود است. گرچه شمار بالای زندانیان با سن کم، زندان را بر آن داشته تا در هر تیپ یک تا سه بند موسوم به «بند جوانان» شکل دهد. بندهایی که اسما به متولدین سال ۷۶ به بعد اختصاص دارد. در این بندها که بین زندانیان به «بند شاپرکها» معروف است از نوجوانان ۱۵ و ۱۶ ساله تا افراد ۳۰ تا ۳۵ ساله حضور دارند.
تعدادی از افراد زیر ۱۸ سال زندانی در فشافویه را، کودکان بدون شناسنامه ایرانی و بدون اوراق هویت افغانستانی تشکیل میدهند که نداشتن برگهای برای اثبات سنشان آنها را به جای کانون اصلاح و تربیت، راهی فشافویه کرده است
نوجوانان که برای اولین بار با زندان مواجه میشوند، شانههایشان زیر بار بد رفتاری جسمی، محرومیت از آزادی و بودن با خانواده و دوستان سابقشان و زندگی در مکانی پر ازدحام خُرد میشود. این نوجوانان به بیگاری گرفته میشوند، معتاد میشوند و از آنها سواستفاده جنسی میشود
گردش مالی مخدر در هر بند، بیش از صد میلیون تومان در هفته است. این مواد از سه طریق به بند میرسد؛ "محل" هم توسط افسر نگهبان که مقدار ناچیز و به صورت خصوصی اینگونه تبادل میشود و "انباری" که زندانیان در جریان اعزام به دادگاه و یا هنگام بازداشت از بیرون زندان با خوردن و حمل در معده یا مخفی کردن در مقعد مقداری مواد با خود میآورند که این مقدار نیز بسیار ناچیز است. عمده مخدر زندان به شیوه پرتابی (پرتاب بسته توسط مسئولین زندان به هواخوری در ساعتی مقرر) تامین میشود. بستهای که ۵ میلیون تومان ارزش دارد و با پرت شدن به هواخوری قیمتش به ۵۰ میلیون تومان میرسد
ساعت حدود سه نیمه شب بود که درگیری شروع شد. تیزی و قمه بود که به بدنها میخورد و فلکس و شیشه بود که به سر و کول هم پرت میشد تا چهار و نیم این طورها هم طول کشید، 9 نفر را بردند بهداری، سر چی؟ سر یک پسربچه که امشب این اتاق باشد یا اون اتاق.
رابطه جنسی نیز اگر فرد همسری نداشته باشد با هر بار پانصد هزار تومان است. روحانی زندان میتواند فردی را برای صیغه و ملاقات شرعی به وی معرفی کند
همچنین برخی در بندها پسر تک پَری برای خود دارند که تک پَر هزینههایش بر عهده آن فرد است و از احترام برخوردار است
در همین زندان زندانی سیاسی جوان را در سلول دو مجرم کشتند که هنوز بر سر بررسی قتل او بین قوه قضائیه و رئیس زندانها و مجلس ادامه دارد و قطعا بزودی به فراموشی سپرده می شود
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
از زندان هولناک "فشافویه"
محمد شریفی مقدم
دیروز صبح وقتی داشتم برای ملاقات از بند خارج میشدم، گوشه کریدور پسربچه نوجوانی را دیدم که افسر نگهبان نگهش داشته بود و با او صحبت میکرد. در آن چند لحظه تنها متوجه شدم که اسمش نیماست و تازه به این تیپ منتقل شده است. آنطور که بعدتر افسر نگهبان برایم گفت: نیما ۱۶ ساله است و دو هفتهای از بازداشتش میگذرد، ۱۰ روزی را در قرنطینه زندان سپری کرده و اکنون به سالن ۳ منتقل شده است. از او میپرسم: «صبح به نیما چه میگفتی؟»،
- اول که اطلاعاتش رو گرفتم. شاید مددکاری بتونه براش کاری انجام بده. بعد هم راجع به قرص، مواد و خلاف گفتم و بیشتر راجع به لواط توضیح دادم، همین. گفتم تا حواسش باشه. اینطور بچهها رو سریع ترتیبشون رو میدهند. ما هم بیست و چهار، چهل وهشتیم، ۲۴ ساعت شیفت، ۴۸ ساعت آزاد. روزایی که خودم هستم سراغشرو میگیرم ولی دو شیفت دیگه شیر تو شیره.»
این افسرنگهبان با این که به دستور رئیس زندان افسرها نباید با ما صحبت کنند، جز معدود افسرانی است که هر بار برای دادن جیره غذا میآید، چند دقیقهای میماند و گپ میزنیم.
میگوید: «همین دیشب تلویزیون نشون میداد رئیس قوه و رئیس سازمان {سازمان زندانها} رفتند کانون اصلاح و تربیت و میگفتند خدارو شکر که تعداد کمی اینجاند.»
میگویم یک یادداشت مینویسم راجع به بچهها.
میپرسد: «اثری داره؟»
میگویم: «بیاثر هم نیست»
زندان فشافویه (تهران بزرگ) در منطقه گرم و خشک حسن آباد قم قرار دارد. دقیقتر بگویم چند کیلومتری از فرودگاه فاصله دارد و زندانیان در هواخوری گهگاه برای گذران زمان تعداد هواپیماهایی که در روز از فراز هواخوری گذر میکنند را میشمارند. از متروی کهریزک با یک تاکسی میتوان به آن رسید و اگر با اتومبیل باشید جایی در اتوبان قم که برای رسیدن به فرودگاه به راست میپیچید کافی است به چپ بپیچید تا برجکهای زندان نمایان شود.
این زندان چهار تیپ فعال برای اسکان زندانیان دارد که هر تیپ حدود ده بند را در خود جای داده است. هر بند از ۱۶ اتاق (۸ اتاق در سمت راست و ۸ اتاق در سمت چپ) و هر اتاق ۵ تخت سه طبقه (جمعا ۲۴۰ تخت)، ۱۶ حمام و ۱۸ توالت در انتهای بند که اغلب در سه چهارتایشان مداوم هروئین مصرف میشود و چندتایشان خراب است، شکل میگیرد. جمعیت بندها عموما ۵۰۰ نفر بوده که از دو برابر ظرفیت بند بیشتر است. در اغلب این بندها حضور نوجوانان مشهود است. گرچه شمار بالای زندانیان با سن کم، زندان را بر آن داشته تا در هر تیپ یک تا سه بند موسوم به «بند جوانان» شکل دهد. بندهایی که اسما به متولدین سال ۷۶ به بعد اختصاص دارد. در این بندها که بین زندانیان به «بند شاپرکها» معروف است از نوجوانان ۱۵ و ۱۶ ساله تا افراد ۳۰ تا ۳۵ ساله حضور دارند.
تعدادی از افراد زیر ۱۸ سال زندانی در فشافویه را، کودکان بدون شناسنامه ایرانی و بدون اوراق هویت افغانستانی تشکیل میدهند که نداشتن برگهای برای اثبات سنشان آنها را به جای کانون اصلاح و تربیت، راهی فشافویه کرده است
نوجوانان که برای اولین بار با زندان مواجه میشوند، شانههایشان زیر بار بد رفتاری جسمی، محرومیت از آزادی و بودن با خانواده و دوستان سابقشان و زندگی در مکانی پر ازدحام خُرد میشود. این نوجوانان به بیگاری گرفته میشوند، معتاد میشوند و از آنها سواستفاده جنسی میشود
گردش مالی مخدر در هر بند، بیش از صد میلیون تومان در هفته است. این مواد از سه طریق به بند میرسد؛ "محل" هم توسط افسر نگهبان که مقدار ناچیز و به صورت خصوصی اینگونه تبادل میشود و "انباری" که زندانیان در جریان اعزام به دادگاه و یا هنگام بازداشت از بیرون زندان با خوردن و حمل در معده یا مخفی کردن در مقعد مقداری مواد با خود میآورند که این مقدار نیز بسیار ناچیز است. عمده مخدر زندان به شیوه پرتابی (پرتاب بسته توسط مسئولین زندان به هواخوری در ساعتی مقرر) تامین میشود. بستهای که ۵ میلیون تومان ارزش دارد و با پرت شدن به هواخوری قیمتش به ۵۰ میلیون تومان میرسد
ساعت حدود سه نیمه شب بود که درگیری شروع شد. تیزی و قمه بود که به بدنها میخورد و فلکس و شیشه بود که به سر و کول هم پرت میشد تا چهار و نیم این طورها هم طول کشید، 9 نفر را بردند بهداری، سر چی؟ سر یک پسربچه که امشب این اتاق باشد یا اون اتاق.
رابطه جنسی نیز اگر فرد همسری نداشته باشد با هر بار پانصد هزار تومان است. روحانی زندان میتواند فردی را برای صیغه و ملاقات شرعی به وی معرفی کند
همچنین برخی در بندها پسر تک پَری برای خود دارند که تک پَر هزینههایش بر عهده آن فرد است و از احترام برخوردار است
در همین زندان زندانی سیاسی جوان را در سلول دو مجرم کشتند که هنوز بر سر بررسی قتل او بین قوه قضائیه و رئیس زندانها و مجلس ادامه دارد و قطعا بزودی به فراموشی سپرده می شود
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
آلمانیها لطیفهای دارند با این مضمون که :
۳ پژوهشگر آمریکایی ، انگلیسی و آلمانی برای تحقیق دربارۀ فیل به هندوستان میروند
محقق آمریکایی ۶ماه بعد برمیگردد و کتابی جیبی در ۸۰ صفحه مینویسد که عنوانش این بود : «همهچیز درباره فیل»
پژوهشگر انگلیسی یک سال بعد برمیگردد و کتابی ۲۰۰صفحهای با مطالب باکیفیتتر و بهتری نسبت به قبلی مینویسد با عنوان : «فیلها را بهتر بشناسیم»
و اما استاد آلمانی ... او ۴ سال دیگر هم در هند میماند و روی زندگی و رفتار فیلها به دقت کار میکند و وقتی به آلمان بازمیگردد کتابی دانشگاهی در ۱۰جلد با عنوانی متواضعانه مینویسد : «مقدمهای بر شناخت فیل»
اگر ملیت آن ۳ پژوهشگر را کنار بگذاریم متوجه میشویم اصل ماجرا واقعا همین است و آن کسانی که اطلاعات کمتری دارند همیشه حکمهای آبکیتر ولی قاطعی میدهند ولی آنها که زیاد میخوانند و و زیاد میدانند غالبا چنین قاطع قضاوت نمیکنند
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
۳ پژوهشگر آمریکایی ، انگلیسی و آلمانی برای تحقیق دربارۀ فیل به هندوستان میروند
محقق آمریکایی ۶ماه بعد برمیگردد و کتابی جیبی در ۸۰ صفحه مینویسد که عنوانش این بود : «همهچیز درباره فیل»
پژوهشگر انگلیسی یک سال بعد برمیگردد و کتابی ۲۰۰صفحهای با مطالب باکیفیتتر و بهتری نسبت به قبلی مینویسد با عنوان : «فیلها را بهتر بشناسیم»
و اما استاد آلمانی ... او ۴ سال دیگر هم در هند میماند و روی زندگی و رفتار فیلها به دقت کار میکند و وقتی به آلمان بازمیگردد کتابی دانشگاهی در ۱۰جلد با عنوانی متواضعانه مینویسد : «مقدمهای بر شناخت فیل»
اگر ملیت آن ۳ پژوهشگر را کنار بگذاریم متوجه میشویم اصل ماجرا واقعا همین است و آن کسانی که اطلاعات کمتری دارند همیشه حکمهای آبکیتر ولی قاطعی میدهند ولی آنها که زیاد میخوانند و و زیاد میدانند غالبا چنین قاطع قضاوت نمیکنند
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
شب شده بود. کراخاتون سینی چای را به دست گرفت. قدری گلپر، کمی رازیانه کنار استکان کمر باریک چای، در ظرف بلورین ریخته بود تا عطر گیاهان خوشبو، مشام جان همسرش را آرام کند. این تُرک پری چهره، از وقتی به خانۀ مولانا آمده بود، به رسم خراسانیان، دستی در دَم کردههای گیاهی پیدا کرده بود و از دم کردۀ آویشن، تا برگ گل لاله عباسی را برای هر بیماری میشناخت. سینی به دست، در ِاتاق مولانا را کوبید. میدانست که نباید مزاحم شود اما دلش برای شوهر نازنینش تنگ شده بود. مولانا در را گشود، سینی چای را گرفت، لبخند زیبایی نثار همسرش کرد و گفت: شما خاتون، خودتان، یک دنیا آرامشید، با وجود شما، به گلپر و رازیانه نیازی نیست. چای هم که از دست مبارک شما، شیرین شده، به نبات، حاجتی نیست.
چشمان سبز کراخاتون یک لحظه در چشمان نافذ مولانا خیره شد، شرمش آمد از شوهرش بپرسد، تا کی شما را نبینم. مولانا سرش را پایین دوخت او را بسیار دوست داشت اما کاری بزرگ در پیش داشت و باید میرفت. کراخاتون با گوشۀ روسریاش کمی بازی کرد و این پا و آن پا کرد. مولانا میدانست که دل کبوتریاش چقدر بیتاب شده، گفت: نازنین بانو! دلتنگ نباشید. خدا به جلالالدین آنقدر عمر میدهد که باز به شما بپیوندد اما این روزها، شاید تکرار نشود. شمسالدین ...
کراخاتون طاقت نیاورد و سفرۀ دلش را باز کرد: میدانید به خاطر او چه حرفهایی پشت سر شما میزنند؟ مردم میگویند چند ماه قبل، مردی کولی که معلوم نیست از کجا پیدایش شده، حلوایی به شیخ بزرگ قونیه داده و او با خوردنش، دیوانه شده است و از آن روز، درها را به روی عیالش و خانوادهاش بسته و با آن حلوا فروش خلوت کرده است. خداوندگارا حق شما نیست که برایتان چنین حرفهایی بزنند.
لبخندی صورت مولانا را شیرین کرد و با خود اندیشید:
عشق از اول سرکش و خونی بود
تا گریزد هر که بیرونی بود
بانو! شما بد به دل راه ندهید. اگر برای من است که باکی از این سخنان ندارم. اما برای شما که این همه نازک دل هستید، راستش نگرانم. کراخاتون هنوز نگاهش به نگین سرخ انگشتری مولانا بود که خداوندگار، بار دیگر از پیش چشمان او ناپدید شد و حسرت بودن در کنارش را، به روزهای بهاری که در پیش بود، گذاشت.
اما کلمات ، همین کلمات ساده، چه قدرتی در دل، نهفته دارند. با کلمات، میتوان عشق را در دلها کاشت. دل کراخاتون، از کلمات ساده مولانا دانست که همسرش هنوز او را بسیار دوست دارد.
#باغ_سبز_عشق (93) - زهراسادات غریبیان
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
شب شده بود. کراخاتون سینی چای را به دست گرفت. قدری گلپر، کمی رازیانه کنار استکان کمر باریک چای، در ظرف بلورین ریخته بود تا عطر گیاهان خوشبو، مشام جان همسرش را آرام کند. این تُرک پری چهره، از وقتی به خانۀ مولانا آمده بود، به رسم خراسانیان، دستی در دَم کردههای گیاهی پیدا کرده بود و از دم کردۀ آویشن، تا برگ گل لاله عباسی را برای هر بیماری میشناخت. سینی به دست، در ِاتاق مولانا را کوبید. میدانست که نباید مزاحم شود اما دلش برای شوهر نازنینش تنگ شده بود. مولانا در را گشود، سینی چای را گرفت، لبخند زیبایی نثار همسرش کرد و گفت: شما خاتون، خودتان، یک دنیا آرامشید، با وجود شما، به گلپر و رازیانه نیازی نیست. چای هم که از دست مبارک شما، شیرین شده، به نبات، حاجتی نیست.
چشمان سبز کراخاتون یک لحظه در چشمان نافذ مولانا خیره شد، شرمش آمد از شوهرش بپرسد، تا کی شما را نبینم. مولانا سرش را پایین دوخت او را بسیار دوست داشت اما کاری بزرگ در پیش داشت و باید میرفت. کراخاتون با گوشۀ روسریاش کمی بازی کرد و این پا و آن پا کرد. مولانا میدانست که دل کبوتریاش چقدر بیتاب شده، گفت: نازنین بانو! دلتنگ نباشید. خدا به جلالالدین آنقدر عمر میدهد که باز به شما بپیوندد اما این روزها، شاید تکرار نشود. شمسالدین ...
کراخاتون طاقت نیاورد و سفرۀ دلش را باز کرد: میدانید به خاطر او چه حرفهایی پشت سر شما میزنند؟ مردم میگویند چند ماه قبل، مردی کولی که معلوم نیست از کجا پیدایش شده، حلوایی به شیخ بزرگ قونیه داده و او با خوردنش، دیوانه شده است و از آن روز، درها را به روی عیالش و خانوادهاش بسته و با آن حلوا فروش خلوت کرده است. خداوندگارا حق شما نیست که برایتان چنین حرفهایی بزنند.
لبخندی صورت مولانا را شیرین کرد و با خود اندیشید:
عشق از اول سرکش و خونی بود
تا گریزد هر که بیرونی بود
بانو! شما بد به دل راه ندهید. اگر برای من است که باکی از این سخنان ندارم. اما برای شما که این همه نازک دل هستید، راستش نگرانم. کراخاتون هنوز نگاهش به نگین سرخ انگشتری مولانا بود که خداوندگار، بار دیگر از پیش چشمان او ناپدید شد و حسرت بودن در کنارش را، به روزهای بهاری که در پیش بود، گذاشت.
اما کلمات ، همین کلمات ساده، چه قدرتی در دل، نهفته دارند. با کلمات، میتوان عشق را در دلها کاشت. دل کراخاتون، از کلمات ساده مولانا دانست که همسرش هنوز او را بسیار دوست دارد.
#باغ_سبز_عشق (93) - زهراسادات غریبیان
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
من که نابینا هستم،
شما بینایان را پند میدهم:
از چشمان خود آنچنان بهره بگیرید که گويى فردا بهیکباره کور خواهید شد.
موسیقی نهفته در صداها،
نغمهی پرندگان و آهنگ نوازندگان را
آنگونه گوش دهید،
گویی فردا بهیکباره کر خواهید شد.
آنچه را میخواهید، چنان لمس کنید،
گویی فردا بهیکباره لامسهی خود را از دست خواهید داد.
رایحهی گلها را ببوئید
و هر لقمه را چنان مزه مزه کنید،
گویی فردا بهیکباره شامه و ذائقهی خود را از کف میدهید...
«هلن کلر» نویسندهی نابینا و ناشنوای آمریکایی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
شما بینایان را پند میدهم:
از چشمان خود آنچنان بهره بگیرید که گويى فردا بهیکباره کور خواهید شد.
موسیقی نهفته در صداها،
نغمهی پرندگان و آهنگ نوازندگان را
آنگونه گوش دهید،
گویی فردا بهیکباره کر خواهید شد.
آنچه را میخواهید، چنان لمس کنید،
گویی فردا بهیکباره لامسهی خود را از دست خواهید داد.
رایحهی گلها را ببوئید
و هر لقمه را چنان مزه مزه کنید،
گویی فردا بهیکباره شامه و ذائقهی خود را از کف میدهید...
«هلن کلر» نویسندهی نابینا و ناشنوای آمریکایی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حتی فقط ۲درجه گرمتر شدن زمین، همه چیز را تحت تاثیر قرار میهد، اتفاقی که به سرعت در حال افتادن است
🔹انیمیشن فوق العاده زیبا و پرمفهومی که سازمان WWF فرانسه، برای هشدار دادن درباره معضل گرمایش جهانی منتشر کرده است.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🔹انیمیشن فوق العاده زیبا و پرمفهومی که سازمان WWF فرانسه، برای هشدار دادن درباره معضل گرمایش جهانی منتشر کرده است.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
آدم ها را
گاهی لمس کن
تا بدانی
لباس ها چه قدر
فریبت داده اند
قباد_حیدر
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
گاهی لمس کن
تا بدانی
لباس ها چه قدر
فریبت داده اند
قباد_حیدر
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
🔴 دولت عراق: «حشدالشعبی» باید منحل شود! (✍️: بابک داد)
یک «شکست منطقهای جدی» برای سپاه پاسداران و حکومت ایران رقم خورد! حشدالشعبی منحل خواهد شد!
نخستوزیر عراق دستور داد «همزاد عراقی» بسیج که به «حشدالشعبی» مشهور است، باید منحل و تعطیل شود!
آقای عادل عبدالمهدی در فرمانی ده مادهای دستور داده «ظرف سی روز آینده» تمام گروههای مسلح و در رأس آنها حشدالشعبی باید منحل و در ارتش عراق ادغام شوند. همچنین باید از قوانین ارتش این کشور پیروی کنند و همهی «ارتباطات سیاسی» خود را نیز متوقف کنند! ارتباطات سیاسی که به «روابط خاص با سپاه پاسداران و حکومت ایران» اشاره دارد.
طبق دستور نخستوزیر عراق، حشدالشعبی و زیرمجموعههایش مانند حشدالعشایر و… باید در ارتش عراق ادغام گردند و در قالب رستههای نظامی ارتشی مانند «یگان، گروهان و…» فعالیت کنند. و یا سلاح خود را زمین بگذارند.
آقای عبدالمهدی از همهی نیروهای شبهنظامی و سازمان حشدالشعبی خواسته طرف این مدت بین «نظامیگری یا سیاست» یکی را انتخاب کنند. یا به ارتش عراق بپیوندند. و یا اسلحه را زمین بگذارند و در قالب گروههای سیاسی قانونی و غیرمسلح «فعالیت حزبی» کنند.
حشدالشعبی و گروههای شبه نظامی کوچکتر که «مورد حمایت مالی و تسلیحاتی» جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران قرار دارند و «نیروهای نیابتی ایران» نامیده میشوند، بایستی تمامی مراکز و پایگاههای نظامی خود را به ارتش عراق بسپارند. بعد از این سی روز، هر دفتر و مرکزی که «نام» حشدالشعبی داشته باشد، بسته خواهند شد.
به عبارتی پس از پایان این «مهلت یک ماهه»، همهی دفترهای اقتصادی، ایستگاههای ایست و بازرسی و مؤسسات مختلف حشدالشعبی بسته خواهند شد.
اینک «یکی از بزرگترین سازمانهای نظامی و نیابتی حکومت ایران» در منطقه، باید میان فعالیت سیاسی در قالب حزب قانونی (غیرمسلح) و یا پیوستن به ارتش عراق (نظامیگری قانونی در ارتش کشور)؛ یک کدام را انتخاب کند.
انحلال حشدالشعبی بدون تردید یک شکست بزرگ برای سیاستهای راهبردی جمهوری اسلامی و «کاستن از نفوذ منطقهای سپاه» خواهد بود. فرمان مهم آقای عبدالمهدی، گامی بزرگ برای کنار گرفتن کشورش عراق، از «جنگ احتمالی بین ایران و آمریکا» از طریق انحلال این گروه نیابتی نظامی است.
در روزهای آینده، احتمالاً «جنجالهای زیادی» از سوی مخالفان این فرمان نخستوزیر عراق برپا خواهد شد که «کلید آغاز» آنها از تهران خواهد خورد!
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
🔴 دولت عراق: «حشدالشعبی» باید منحل شود! (✍️: بابک داد)
یک «شکست منطقهای جدی» برای سپاه پاسداران و حکومت ایران رقم خورد! حشدالشعبی منحل خواهد شد!
نخستوزیر عراق دستور داد «همزاد عراقی» بسیج که به «حشدالشعبی» مشهور است، باید منحل و تعطیل شود!
آقای عادل عبدالمهدی در فرمانی ده مادهای دستور داده «ظرف سی روز آینده» تمام گروههای مسلح و در رأس آنها حشدالشعبی باید منحل و در ارتش عراق ادغام شوند. همچنین باید از قوانین ارتش این کشور پیروی کنند و همهی «ارتباطات سیاسی» خود را نیز متوقف کنند! ارتباطات سیاسی که به «روابط خاص با سپاه پاسداران و حکومت ایران» اشاره دارد.
طبق دستور نخستوزیر عراق، حشدالشعبی و زیرمجموعههایش مانند حشدالعشایر و… باید در ارتش عراق ادغام گردند و در قالب رستههای نظامی ارتشی مانند «یگان، گروهان و…» فعالیت کنند. و یا سلاح خود را زمین بگذارند.
آقای عبدالمهدی از همهی نیروهای شبهنظامی و سازمان حشدالشعبی خواسته طرف این مدت بین «نظامیگری یا سیاست» یکی را انتخاب کنند. یا به ارتش عراق بپیوندند. و یا اسلحه را زمین بگذارند و در قالب گروههای سیاسی قانونی و غیرمسلح «فعالیت حزبی» کنند.
حشدالشعبی و گروههای شبه نظامی کوچکتر که «مورد حمایت مالی و تسلیحاتی» جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران قرار دارند و «نیروهای نیابتی ایران» نامیده میشوند، بایستی تمامی مراکز و پایگاههای نظامی خود را به ارتش عراق بسپارند. بعد از این سی روز، هر دفتر و مرکزی که «نام» حشدالشعبی داشته باشد، بسته خواهند شد.
به عبارتی پس از پایان این «مهلت یک ماهه»، همهی دفترهای اقتصادی، ایستگاههای ایست و بازرسی و مؤسسات مختلف حشدالشعبی بسته خواهند شد.
اینک «یکی از بزرگترین سازمانهای نظامی و نیابتی حکومت ایران» در منطقه، باید میان فعالیت سیاسی در قالب حزب قانونی (غیرمسلح) و یا پیوستن به ارتش عراق (نظامیگری قانونی در ارتش کشور)؛ یک کدام را انتخاب کند.
انحلال حشدالشعبی بدون تردید یک شکست بزرگ برای سیاستهای راهبردی جمهوری اسلامی و «کاستن از نفوذ منطقهای سپاه» خواهد بود. فرمان مهم آقای عبدالمهدی، گامی بزرگ برای کنار گرفتن کشورش عراق، از «جنگ احتمالی بین ایران و آمریکا» از طریق انحلال این گروه نیابتی نظامی است.
در روزهای آینده، احتمالاً «جنجالهای زیادی» از سوی مخالفان این فرمان نخستوزیر عراق برپا خواهد شد که «کلید آغاز» آنها از تهران خواهد خورد!
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ما به مذاکره امیدوار شدیم!
✍ علی ملک پور
ایران حتما با امریکا مذاکره می کند، ولی در زمانی که نخواهد یا نتواند امتیازی بگیرد!
این تاکتیک ایران است و در این زمینه " دکترا" دارد.
بله، این تجربه خاص ایران است، زمانی برای مذاکره با عراق و رژیم صدام گفته می شد که صلح بین حق( ایران) و باطل( عراق) معنی ندارد! این زمانی بود که ایران در جنگ ۸ ساله در مقاطعی دست بالا داشت و می توانست در مذاکره پیشقدم باشد و با حفظ اعتبار بین المللی و ژست صلح طلبی خود امتیازهایی بگیرد. دولتمردان ولی چنین نکردند چون احتمال امتیاز گیری می رفت و این از روش و عادت ایران به دورست!
نهایتا با عراق آتش بس و مذاکره شد اما زمانی که در جبهه ها عقب نشینی کرده و هیچ برگ برنده ای در میز مذاکرات نداشتند و نهایتا هیچ امتیاز و غرامت و خسارتی از کشور عراق عصر صدام و پساصدام دریافت نشد.
ایران در قضیه هسته ای زمانی مقصد و کانون مورد توجه اروپا بود و سه وزیر خارجه اروپایی همزمان به ایران آمدند تا با پیشنهاد های " خوب" سیاسی و بازرگانی ایران را به تعدیل در برنامه هسته ای متقاعد کنند ولی ایران موافقت نمی کرد ...چون هنوز در آن موقع احتمال کسب امتیاز وجود داشت و ایران علاقه ندارد در مذاکره ای شرکت کند که امتیازی برایش ببار آورد.این شگرد! ایران است.
در آن برهه یکی از مسئولان - که وانمود می کرد از نبوغ بیشتری برخوردار است - گفت که ما مروارید( برنامه هسته ای) را نمی دهیم که از اروپا شکلات بگیریم! اما بعدها برنامه هسته ای را دادند و "بِتن" گرفتند که بسا تلخ تر از شکلات تلخ بود!
ایران در مذاکرات موسوم به برجام شرکت کرد.آن یک مذاکره خوب و پر امتیاز برای ایران و طرف های مذاکره کننده بود؛ همه گیج شدند که پس چه شد که ایران در مذاکرات امتیازاتی گرفت...این بی سابقه بود و حتی غیرمتعارف!
اما بعد از برجام آن قدر بد و بیراه و مشت و موشک و موش دواندند که نهایتا با تحریک ترامپ و فرصت طلبی او، برجام ناکام شد و ایران با خیال راحت به روال عادی خود برگشت...پس دادن امتیازاتی که اشتباها نصیبش شده بود! تا همان فرمول و تجربه مالوف باز تکرار شود، بی کم و کاست!
زمانی دیگر دولت باراک اوباما مکرر خواهان مذاکره و حل و فصل مسائل چندین ساله بین ایران و امریکا شد،ولی ایران نپذیرفت چون هم پول نفت لایزال جلوه می کرد و هم اینکه طرفین در شرایط بالنسبه متعادلی بودند و احتمال کسب امتیاز برای ایران وجود داشت...ولی ایران عادت ندارد مذاکره ای کند که امتیاز بگیرد و کسل و ناراحت شود! آن هم امتیاز از ممالک کفر!
اکنون ترامپ همه احتمالات امتیاز گیری ایران را مشکل و بلکه محال کرده است، تحریم های سخت گیرانه و غیرمنصفانه ترامپی دولت و ملت ایران را عافلگیر کرده است و تورم و گرانی و تیرگی افق اقتصاد و روابط بین المللی مشهود است.
اما یک نقطه امید وجود دارد که ما را از بیم و یاس دور می دارد، اینکه
اکنون ایران بیش از هر زمان دیگری به موعد مذاکره با امریکا نزدیک تر شده است، زیرا فصل مذاکره بدون امتیاز ( یا امتیاز حداقل)، کم کم فرا رسیده است و عادت مالوف دولتمردان وطن امروز کاملا در دسترس ست.
نتیجه:
ایران با امریکا مداکره می کند حتما، چون وضعیت برابری و احتمال کسب امتیاز برای ایران در شرایط کنونی از هر زمان دیگری کم رنگ تر شده است! این تاکتیک دیرینه ایران دانشمندان علم سیاست را گیج کرده است - که اصلا مهم نیست - ولی در عوض مردم عادی را امیدوار به مذاکره کرده است - که این مهم است - تا شاید راهی برای تنگناهای فعلی پیدا شود.
طی روزهای اخیر جناب ظریف وزیر امور خارجه پیشنهادهایی برای مذاکره به امریکا داده است اگر نه با صراحت، ولی به تلویح و تلمیح ! و باید منتظر بمانیم تا مذاکرات آغاز شود و این امید روز به روز بیشتر می شود.
#علی_ملک_پور
#مذاکره
#صلح
#ایران
#امریکا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ما به مذاکره امیدوار شدیم!
✍ علی ملک پور
ایران حتما با امریکا مذاکره می کند، ولی در زمانی که نخواهد یا نتواند امتیازی بگیرد!
این تاکتیک ایران است و در این زمینه " دکترا" دارد.
بله، این تجربه خاص ایران است، زمانی برای مذاکره با عراق و رژیم صدام گفته می شد که صلح بین حق( ایران) و باطل( عراق) معنی ندارد! این زمانی بود که ایران در جنگ ۸ ساله در مقاطعی دست بالا داشت و می توانست در مذاکره پیشقدم باشد و با حفظ اعتبار بین المللی و ژست صلح طلبی خود امتیازهایی بگیرد. دولتمردان ولی چنین نکردند چون احتمال امتیاز گیری می رفت و این از روش و عادت ایران به دورست!
نهایتا با عراق آتش بس و مذاکره شد اما زمانی که در جبهه ها عقب نشینی کرده و هیچ برگ برنده ای در میز مذاکرات نداشتند و نهایتا هیچ امتیاز و غرامت و خسارتی از کشور عراق عصر صدام و پساصدام دریافت نشد.
ایران در قضیه هسته ای زمانی مقصد و کانون مورد توجه اروپا بود و سه وزیر خارجه اروپایی همزمان به ایران آمدند تا با پیشنهاد های " خوب" سیاسی و بازرگانی ایران را به تعدیل در برنامه هسته ای متقاعد کنند ولی ایران موافقت نمی کرد ...چون هنوز در آن موقع احتمال کسب امتیاز وجود داشت و ایران علاقه ندارد در مذاکره ای شرکت کند که امتیازی برایش ببار آورد.این شگرد! ایران است.
در آن برهه یکی از مسئولان - که وانمود می کرد از نبوغ بیشتری برخوردار است - گفت که ما مروارید( برنامه هسته ای) را نمی دهیم که از اروپا شکلات بگیریم! اما بعدها برنامه هسته ای را دادند و "بِتن" گرفتند که بسا تلخ تر از شکلات تلخ بود!
ایران در مذاکرات موسوم به برجام شرکت کرد.آن یک مذاکره خوب و پر امتیاز برای ایران و طرف های مذاکره کننده بود؛ همه گیج شدند که پس چه شد که ایران در مذاکرات امتیازاتی گرفت...این بی سابقه بود و حتی غیرمتعارف!
اما بعد از برجام آن قدر بد و بیراه و مشت و موشک و موش دواندند که نهایتا با تحریک ترامپ و فرصت طلبی او، برجام ناکام شد و ایران با خیال راحت به روال عادی خود برگشت...پس دادن امتیازاتی که اشتباها نصیبش شده بود! تا همان فرمول و تجربه مالوف باز تکرار شود، بی کم و کاست!
زمانی دیگر دولت باراک اوباما مکرر خواهان مذاکره و حل و فصل مسائل چندین ساله بین ایران و امریکا شد،ولی ایران نپذیرفت چون هم پول نفت لایزال جلوه می کرد و هم اینکه طرفین در شرایط بالنسبه متعادلی بودند و احتمال کسب امتیاز برای ایران وجود داشت...ولی ایران عادت ندارد مذاکره ای کند که امتیاز بگیرد و کسل و ناراحت شود! آن هم امتیاز از ممالک کفر!
اکنون ترامپ همه احتمالات امتیاز گیری ایران را مشکل و بلکه محال کرده است، تحریم های سخت گیرانه و غیرمنصفانه ترامپی دولت و ملت ایران را عافلگیر کرده است و تورم و گرانی و تیرگی افق اقتصاد و روابط بین المللی مشهود است.
اما یک نقطه امید وجود دارد که ما را از بیم و یاس دور می دارد، اینکه
اکنون ایران بیش از هر زمان دیگری به موعد مذاکره با امریکا نزدیک تر شده است، زیرا فصل مذاکره بدون امتیاز ( یا امتیاز حداقل)، کم کم فرا رسیده است و عادت مالوف دولتمردان وطن امروز کاملا در دسترس ست.
نتیجه:
ایران با امریکا مداکره می کند حتما، چون وضعیت برابری و احتمال کسب امتیاز برای ایران در شرایط کنونی از هر زمان دیگری کم رنگ تر شده است! این تاکتیک دیرینه ایران دانشمندان علم سیاست را گیج کرده است - که اصلا مهم نیست - ولی در عوض مردم عادی را امیدوار به مذاکره کرده است - که این مهم است - تا شاید راهی برای تنگناهای فعلی پیدا شود.
طی روزهای اخیر جناب ظریف وزیر امور خارجه پیشنهادهایی برای مذاکره به امریکا داده است اگر نه با صراحت، ولی به تلویح و تلمیح ! و باید منتظر بمانیم تا مذاکرات آغاز شود و این امید روز به روز بیشتر می شود.
#علی_ملک_پور
#مذاکره
#صلح
#ایران
#امریکا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#توئیت_روز
ديه زن و مرد با هم برابر نشده
بلكه مقرر شده مابه تفاوت از بيت المال پرداخت شود
يعني از جيب بيت المال
يعني اگر يك زن به قتل برسد، قاتل مرد هم چنان نصف #ديه را مي دهد و نيم ديگر را همه مردم ايران!
#برابرى_ديه
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ديه زن و مرد با هم برابر نشده
بلكه مقرر شده مابه تفاوت از بيت المال پرداخت شود
يعني از جيب بيت المال
يعني اگر يك زن به قتل برسد، قاتل مرد هم چنان نصف #ديه را مي دهد و نيم ديگر را همه مردم ايران!
#برابرى_ديه
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
#سکولاریسم در حکومت آینده ایران
در ایران موضوع سکولاریسم به امر اساسی تبدیل شده است. در انقلاب مشروطه تمایل به قانونگرایی نشانه برجستهای از گرایش به مدرنیته و سکولاریسم بود. ولی پس از تجربه چهل سال حکومت دینی استبدادی، سکولاریسم همچون یک گرایش عمیق خود را نشان میدهد. سکولاریسم بمعنای یک روند و گرایش تاریخی و اجتماعی است که جامعه را از قدرت آسمانی و قدسیت جدا کرده و رفتارهای عرفی را در اجتماع رشد میدهد. در فرانسه مرحله شفاف و رادیکالی از این روند، مبارزه برای لائیسیته و انتشار قانون لائیسیته در ۱۹۰۵ میباشد. بنابراین از آنجا که واژه سکولاریسم در جامعه سیاسی ایران بطور وسیع مورد بهره برداری است، من نیز این واژه را بکار میگیرم. در اینجا هفت محور فکری متمایل به سکولاریسم برای قدرت سیاسی آینده را به نخبگان سیاسی و فرهنگی و روشنفکری پیشنهاد میکنم. بسیاری از نیروهای سیاسی از سکولاریسم صحبت میکنند ولی محتوای این پیشنهاد روشن نیست. بحث را باز کنیم:
فکر یکم
◾️سکولاریسم و لائیسیته بمعنی جدایی دین از حکومت است. سکولاریسم در ایران بمعنی جدایی حکومت و سیاست حکومتی از اسلام و فقه شیعه و هر دین است. در ایران حکومت چیست؟ دستگاه سیاسی و قضایی و اداری و نظامی و آموزشی و نظام ولایت فقهی و قانون اساسی، اجزای تشکیل دهنده حکومت در ایران میباشند. حال فکر خود را روشن بیان کنیم. در آینده و با پایان یافتن جمهوری اسلامی، نهاد دین از حکومت باید جدا باشد. قانون اساسی نباید از دین رسمی و حاکم حرف بزند، قوانین مملکتی نباید بر پایه قرآن و اسلام و فقه شیعه باشد، آیت اللهها و مدافعان دین نباید در راس قدرت سیاسی و دیگر نهادهای مسئول کشوری باشند، دین نباید منشا الهام و معیار قانونگرایی و تصمیمهای حکومتی باشد. حکومت بر پایه استقلال سه نهاد دادگستری و اجرایی و قانونگزار و بر پایه دمکراسی و پلورالیسم سیاسی، مدیریت خواهد شد. مجموعه قوانین حقوقی و کیفری و مدنی کنونی که با دین اسلام و فقه شیعه تنظیم شده است باید مورد تجدیدنظر قرار گیرد. در حکومت سکولار برابری زن و مرد و همه شهروندان متناسب با اعلامیه حقوق بشر رعایت خواهد شد، البته این کار ساده نخواهد بود زیرا در بستر جامعه شناختی و روانشناسانه جامعه، مردسالاری و دینگرایی و عادات کهنه اجتماعی، نقش منفی خود را ادامه خواهند داد.
◼️فکر دوم
در ایران، دین بر تمام عملکرد و رفتار اجتماعی و سیاسی سایه انداخته است زیرا قدرت سیاسی و قدرت دینی درهم آمیختهاند. در عرصه سیاست رفتار عرفی کاملن ناتوان شده است و رسوم و آداب دینی بشکل زمخت و مزاحم در همه جا بچشم میخورد. در حکومت سکولار نمایندگان مجلس جلسه پارلمانی را با «بسم الله و بنام خدا» و صلوات آغاز نمیکنند، رئیس جمهور سخنرانی خود را با بنام خدا و آیه از قرآن شروع نمیکند و در زمان انتخابات کاندیداها بر پایه تعلق دینی برگزیده نمیشوند. در حکومت سکولار پرچم کشور با الله تزئین نمیشود بلکه پرچمی با شیر و خورشید نشان کشور ارزیابی میشود. در حکومت سکولار، مدیران رادیو و تلویزیون دولتی با برنامههای مذهبی و معیارهای دینی مدیریت نمیکنند.
👇👇👇
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
#سکولاریسم در حکومت آینده ایران
در ایران موضوع سکولاریسم به امر اساسی تبدیل شده است. در انقلاب مشروطه تمایل به قانونگرایی نشانه برجستهای از گرایش به مدرنیته و سکولاریسم بود. ولی پس از تجربه چهل سال حکومت دینی استبدادی، سکولاریسم همچون یک گرایش عمیق خود را نشان میدهد. سکولاریسم بمعنای یک روند و گرایش تاریخی و اجتماعی است که جامعه را از قدرت آسمانی و قدسیت جدا کرده و رفتارهای عرفی را در اجتماع رشد میدهد. در فرانسه مرحله شفاف و رادیکالی از این روند، مبارزه برای لائیسیته و انتشار قانون لائیسیته در ۱۹۰۵ میباشد. بنابراین از آنجا که واژه سکولاریسم در جامعه سیاسی ایران بطور وسیع مورد بهره برداری است، من نیز این واژه را بکار میگیرم. در اینجا هفت محور فکری متمایل به سکولاریسم برای قدرت سیاسی آینده را به نخبگان سیاسی و فرهنگی و روشنفکری پیشنهاد میکنم. بسیاری از نیروهای سیاسی از سکولاریسم صحبت میکنند ولی محتوای این پیشنهاد روشن نیست. بحث را باز کنیم:
فکر یکم
◾️سکولاریسم و لائیسیته بمعنی جدایی دین از حکومت است. سکولاریسم در ایران بمعنی جدایی حکومت و سیاست حکومتی از اسلام و فقه شیعه و هر دین است. در ایران حکومت چیست؟ دستگاه سیاسی و قضایی و اداری و نظامی و آموزشی و نظام ولایت فقهی و قانون اساسی، اجزای تشکیل دهنده حکومت در ایران میباشند. حال فکر خود را روشن بیان کنیم. در آینده و با پایان یافتن جمهوری اسلامی، نهاد دین از حکومت باید جدا باشد. قانون اساسی نباید از دین رسمی و حاکم حرف بزند، قوانین مملکتی نباید بر پایه قرآن و اسلام و فقه شیعه باشد، آیت اللهها و مدافعان دین نباید در راس قدرت سیاسی و دیگر نهادهای مسئول کشوری باشند، دین نباید منشا الهام و معیار قانونگرایی و تصمیمهای حکومتی باشد. حکومت بر پایه استقلال سه نهاد دادگستری و اجرایی و قانونگزار و بر پایه دمکراسی و پلورالیسم سیاسی، مدیریت خواهد شد. مجموعه قوانین حقوقی و کیفری و مدنی کنونی که با دین اسلام و فقه شیعه تنظیم شده است باید مورد تجدیدنظر قرار گیرد. در حکومت سکولار برابری زن و مرد و همه شهروندان متناسب با اعلامیه حقوق بشر رعایت خواهد شد، البته این کار ساده نخواهد بود زیرا در بستر جامعه شناختی و روانشناسانه جامعه، مردسالاری و دینگرایی و عادات کهنه اجتماعی، نقش منفی خود را ادامه خواهند داد.
◼️فکر دوم
در ایران، دین بر تمام عملکرد و رفتار اجتماعی و سیاسی سایه انداخته است زیرا قدرت سیاسی و قدرت دینی درهم آمیختهاند. در عرصه سیاست رفتار عرفی کاملن ناتوان شده است و رسوم و آداب دینی بشکل زمخت و مزاحم در همه جا بچشم میخورد. در حکومت سکولار نمایندگان مجلس جلسه پارلمانی را با «بسم الله و بنام خدا» و صلوات آغاز نمیکنند، رئیس جمهور سخنرانی خود را با بنام خدا و آیه از قرآن شروع نمیکند و در زمان انتخابات کاندیداها بر پایه تعلق دینی برگزیده نمیشوند. در حکومت سکولار پرچم کشور با الله تزئین نمیشود بلکه پرچمی با شیر و خورشید نشان کشور ارزیابی میشود. در حکومت سکولار، مدیران رادیو و تلویزیون دولتی با برنامههای مذهبی و معیارهای دینی مدیریت نمیکنند.
👇👇👇
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
اساس کار رسانهها منافع و مصالح عمومی و خدمت فرهنگی و خبری برای ملت ایران است. در صورت لزوم نرمش اجتماعی، برنامههای دینی در رسانههای عمومی باید بسیار محدود باشد و اجرای آنها باید با پلورالیسم مذهبی همراه باشد. در فرانسه فقط صبح روز یکشنبه در یک کانال دولتی، دینهای موجود مانند آئین بودایی، اسلام، یهودیت، کلیسای کاتولیک، کلیسای پروتستان، کلیسای ارامنه، برنامه دارند.
⬛️فکر سوم
سکولاریسم جنگ علیه دین نیست بلکه جلوگیری از مداخله دینی در امور مملکتی و تامین آزادی دینی و نقد دینی است. در جامعه ادیان حضور دارند و فعالیت خود را ادامه میدهند. سکولاریسم بر پایه تاریخ و جامعه و فرهنگ قرار دارد ولی پیشرفت آن، با اراده سیاسی ترقیخواهانه و یک کار بزرگ فرهنگی و آموزشی باید توام باشد. دو عامل دشوار بشکل قاطع در سر راه خواهد بود: از یکسو آیت اللهها و دینداران ایدئولوژیک مانند نواندیشان دینی و مبلغان حوزه کاملن مقاومت خواهند کرد و از عادت و باور توده سوء استفاده خواهند نمود. از سوی دیگر سیاسیون فرصت طلب در سازشکاری و مصلحت طلبیهای خود همیشه آمادهاند عقب نشینی نموده و سکولاریسم را ناتوان سازند. اینگونه سیاسیون با طرح «اخلاق» جامعه و «احترام به اعتقاد توده» به اشکال گوناگون در پی محدود ساختن آزادی خواهند بود. روشن است که بسیاری از شخصیتهایهای سیاسی با باورهای دینی زندگی خواهند کرد و این امر رفتار آنها را متاثر خواهد نمود. ولی آنچه اهمیت دارد جدا کردن سیاستهای دولتی و عمومی از منافع و نظرگاه دینی مسئولان است. در این جامعه سکولار، قطب نما همان قانون اساسی لائیک است که آزادیهای مدنی و روشنفکری را تامین نموده و انحراف از سیاست سکولار و دمکراتیک را مانع میگردد.
#ج_ایجادی
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
اساس کار رسانهها منافع و مصالح عمومی و خدمت فرهنگی و خبری برای ملت ایران است. در صورت لزوم نرمش اجتماعی، برنامههای دینی در رسانههای عمومی باید بسیار محدود باشد و اجرای آنها باید با پلورالیسم مذهبی همراه باشد. در فرانسه فقط صبح روز یکشنبه در یک کانال دولتی، دینهای موجود مانند آئین بودایی، اسلام، یهودیت، کلیسای کاتولیک، کلیسای پروتستان، کلیسای ارامنه، برنامه دارند.
⬛️فکر سوم
سکولاریسم جنگ علیه دین نیست بلکه جلوگیری از مداخله دینی در امور مملکتی و تامین آزادی دینی و نقد دینی است. در جامعه ادیان حضور دارند و فعالیت خود را ادامه میدهند. سکولاریسم بر پایه تاریخ و جامعه و فرهنگ قرار دارد ولی پیشرفت آن، با اراده سیاسی ترقیخواهانه و یک کار بزرگ فرهنگی و آموزشی باید توام باشد. دو عامل دشوار بشکل قاطع در سر راه خواهد بود: از یکسو آیت اللهها و دینداران ایدئولوژیک مانند نواندیشان دینی و مبلغان حوزه کاملن مقاومت خواهند کرد و از عادت و باور توده سوء استفاده خواهند نمود. از سوی دیگر سیاسیون فرصت طلب در سازشکاری و مصلحت طلبیهای خود همیشه آمادهاند عقب نشینی نموده و سکولاریسم را ناتوان سازند. اینگونه سیاسیون با طرح «اخلاق» جامعه و «احترام به اعتقاد توده» به اشکال گوناگون در پی محدود ساختن آزادی خواهند بود. روشن است که بسیاری از شخصیتهایهای سیاسی با باورهای دینی زندگی خواهند کرد و این امر رفتار آنها را متاثر خواهد نمود. ولی آنچه اهمیت دارد جدا کردن سیاستهای دولتی و عمومی از منافع و نظرگاه دینی مسئولان است. در این جامعه سکولار، قطب نما همان قانون اساسی لائیک است که آزادیهای مدنی و روشنفکری را تامین نموده و انحراف از سیاست سکولار و دمکراتیک را مانع میگردد.
#ج_ایجادی
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✍️ علی ملک پور
فقط برای " رو کم کنی..."!!
"یه پادشاهی دستور میده یه نفری رو فلک کنن ، وقتی طرف رو میارن یارو یه چیزی در گوش اونی که قرار بوده چوب بزنه میگه.
پادشاه میپرسه چی گفت ؟ میگه قربان گفت ده سکه میدم یواشتر بزن ، پادشاه میگه:... ای مرد، پنج سکه را به خودم بده میگم نزننت !.
حالا شده حکایت ما ، داریم به چین و روسیه و هند و دیگران باج میدیم چون حاضر نیستیم نصف همون رو به خود آمریکا بدیم!!".
( نقل از کانال های تلگرامی)
پی نوشت:
این همه آمریکا ستیزی که در آن ۴۰ سال تجربه کسب کردیم، معلوم نیست چه فایده ای برای تاریخ و جغرافیا و دنیا و آخرت ما دارد. منت تمام دنیا را می کشیم و به همه رو می زنیم که فقط روی آمریکا را کم کنیم!
هفته پیش ویزا را برای چینی ها یک طرفه لغو کردیم بدون آنکه یک چینی- به دلیل این تسهیلات خاص- خوشحال شود و چمدان خود را به مقصد ایران ببندد و مثلا این بار به سواحل ایرلند و استرالیا یا مصر نرود.
ویزایش را هم که لغو کنیم کمونیست ها از روسری و چارقد اصلا خوششان نمی آید ...!
در زمین ما گویی عقل پیدا نمی شود، خدایا از آسمان خود کمی باران و عقل بر ما بیفشان که سخت به هر دو محتاجیم!
بیت:
عقل و نان از مُلک ما پرساله رفت/
از ندانم کاری و از کِبر ِ نفت!
۱۰ تیر ۱۳۹۸
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✍️ علی ملک پور
فقط برای " رو کم کنی..."!!
"یه پادشاهی دستور میده یه نفری رو فلک کنن ، وقتی طرف رو میارن یارو یه چیزی در گوش اونی که قرار بوده چوب بزنه میگه.
پادشاه میپرسه چی گفت ؟ میگه قربان گفت ده سکه میدم یواشتر بزن ، پادشاه میگه:... ای مرد، پنج سکه را به خودم بده میگم نزننت !.
حالا شده حکایت ما ، داریم به چین و روسیه و هند و دیگران باج میدیم چون حاضر نیستیم نصف همون رو به خود آمریکا بدیم!!".
( نقل از کانال های تلگرامی)
پی نوشت:
این همه آمریکا ستیزی که در آن ۴۰ سال تجربه کسب کردیم، معلوم نیست چه فایده ای برای تاریخ و جغرافیا و دنیا و آخرت ما دارد. منت تمام دنیا را می کشیم و به همه رو می زنیم که فقط روی آمریکا را کم کنیم!
هفته پیش ویزا را برای چینی ها یک طرفه لغو کردیم بدون آنکه یک چینی- به دلیل این تسهیلات خاص- خوشحال شود و چمدان خود را به مقصد ایران ببندد و مثلا این بار به سواحل ایرلند و استرالیا یا مصر نرود.
ویزایش را هم که لغو کنیم کمونیست ها از روسری و چارقد اصلا خوششان نمی آید ...!
در زمین ما گویی عقل پیدا نمی شود، خدایا از آسمان خود کمی باران و عقل بر ما بیفشان که سخت به هر دو محتاجیم!
بیت:
عقل و نان از مُلک ما پرساله رفت/
از ندانم کاری و از کِبر ِ نفت!
۱۰ تیر ۱۳۹۸
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این کلیپ را خوب گوش کنید لطفا!
آن مرد آمد....آن مرد در رسانه آمد....آن مرد با کلمات زیبا ولی بی معنا آمد!
او فلسفه می بافد و شیک می لافد.
کاه و ماشین و کارخانه و آسمان و آزادی و انقلاب و تاید و....همه را مخلوط می کند که بگوید زن در خانه بنشیند بهترست و توصیه کائنات است!
....کی گفته هوش زن ۴ برابر مرد است؟!
فعلا در اثبات برابری این دو جنس ۲۰۰ سال است که ۲۰۰ میلیون آدم دانا و کارشناس تقلا می کنند هنوز موفق نشدند....تو چطور زمین و زمان را در هم ضرب ، و تقسیم بر جهل کردی!!
اگر عقل این روزها از آن سازمان (صدا و سیما) به مرخصی نرفته بود که اولا چند زن را دعوت به مناظره می کرد از مخالف و موافق، ثانیا، در نهایت امر هم خود جامعه زنان باید تصمیم بگیرند که شاغل باشند یا نباشند، ثالثا تشبیه زنان این مرز و بوم به کارخانه و ماشین شاسی بلند و.....نشانه شاخک کوتاه تعقل و تحلیل این فیلسوف ِ خِرد کوب است و بس!
البته شنونده هم باید عاقل باشد و من فکر نکنم حتی یک دختر و زن وطن ، شغلش را به توصیه این تعمیرکار شاسی و جلوبندی ترک کند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
آن مرد آمد....آن مرد در رسانه آمد....آن مرد با کلمات زیبا ولی بی معنا آمد!
او فلسفه می بافد و شیک می لافد.
کاه و ماشین و کارخانه و آسمان و آزادی و انقلاب و تاید و....همه را مخلوط می کند که بگوید زن در خانه بنشیند بهترست و توصیه کائنات است!
....کی گفته هوش زن ۴ برابر مرد است؟!
فعلا در اثبات برابری این دو جنس ۲۰۰ سال است که ۲۰۰ میلیون آدم دانا و کارشناس تقلا می کنند هنوز موفق نشدند....تو چطور زمین و زمان را در هم ضرب ، و تقسیم بر جهل کردی!!
اگر عقل این روزها از آن سازمان (صدا و سیما) به مرخصی نرفته بود که اولا چند زن را دعوت به مناظره می کرد از مخالف و موافق، ثانیا، در نهایت امر هم خود جامعه زنان باید تصمیم بگیرند که شاغل باشند یا نباشند، ثالثا تشبیه زنان این مرز و بوم به کارخانه و ماشین شاسی بلند و.....نشانه شاخک کوتاه تعقل و تحلیل این فیلسوف ِ خِرد کوب است و بس!
البته شنونده هم باید عاقل باشد و من فکر نکنم حتی یک دختر و زن وطن ، شغلش را به توصیه این تعمیرکار شاسی و جلوبندی ترک کند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🔹مجله فرانسوی "L'Echo dela Mode" با انتشار عکسهایی تحلیلی درباره آرایش وظاهر دختران و زنان ایرانی انجام داده که جای تامل دارد و اینکه این گزارش حقایق غم انگیز بسیاری از دختران و زنان کشورمان را بازگو میکند.
🔹صورت زنان ودختران ایرانی دیگر اصلا دلنشین وخواستنی نیست! آنها سادگی وزیبایی واقعی را پشت نقاب سنگینی از مواد آرایشی وعمل زیبایی مخفی میکنند!
🔹جای تعجب دارد که زنان این کشور، علیرغم آموزه های دینیشان، خود را شبیه پورن استارها و ستاره های فیلمهای پورن آمریکایی آرایش میکنند! اینجور صورتهای آرایشی، فقط درفیلمهای غیراخلاقی دیده میشود! ما درخیابانهای اروپا بندرت باچنین مواردی روبرو میشویم!
🔹بیش از 100هزار زن ایرانی سالانه عمل زیبایی انجام میدهند. درایران صورت زنان، بیش از آنکه حس خوبی القا کند، حس شهوت را برانگیخته میکند! خرید و فروش کتاب در مقابل لوازم آرایش، بسیار بسیار کم وناچیز است!
🔹در ایران مقدار خرید و فروش یک سال کتاب، برابر است با میزان خرید وفروش یک روز یا نیمه ای ازروز ابزار آرایش!
🔹این یعنی جهان سوم جاییست که مردم آن نسبت به شعور خود بی تفاوتتر از ظاهر خود هستند!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🔹مجله فرانسوی "L'Echo dela Mode" با انتشار عکسهایی تحلیلی درباره آرایش وظاهر دختران و زنان ایرانی انجام داده که جای تامل دارد و اینکه این گزارش حقایق غم انگیز بسیاری از دختران و زنان کشورمان را بازگو میکند.
🔹صورت زنان ودختران ایرانی دیگر اصلا دلنشین وخواستنی نیست! آنها سادگی وزیبایی واقعی را پشت نقاب سنگینی از مواد آرایشی وعمل زیبایی مخفی میکنند!
🔹جای تعجب دارد که زنان این کشور، علیرغم آموزه های دینیشان، خود را شبیه پورن استارها و ستاره های فیلمهای پورن آمریکایی آرایش میکنند! اینجور صورتهای آرایشی، فقط درفیلمهای غیراخلاقی دیده میشود! ما درخیابانهای اروپا بندرت باچنین مواردی روبرو میشویم!
🔹بیش از 100هزار زن ایرانی سالانه عمل زیبایی انجام میدهند. درایران صورت زنان، بیش از آنکه حس خوبی القا کند، حس شهوت را برانگیخته میکند! خرید و فروش کتاب در مقابل لوازم آرایش، بسیار بسیار کم وناچیز است!
🔹در ایران مقدار خرید و فروش یک سال کتاب، برابر است با میزان خرید وفروش یک روز یا نیمه ای ازروز ابزار آرایش!
🔹این یعنی جهان سوم جاییست که مردم آن نسبت به شعور خود بی تفاوتتر از ظاهر خود هستند!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Telegram
attach 📎