@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
یکی دو ماه پیش از مرگ شاملو، برادرم کاوه به من خبر داد که قرار است برای تلویزیون سوئد با شاملو مصاحبه کند. سؤالات را به شاملو داده بود و حالا داشت میرفت برای مصاحبه. من هم اظهار علاقه کردم و با او رفتم. رفتیم به خانهاش در فردیس کرج. یک پایش را بریده بودند و روی صندلی چرخدار نشسته بود و پتویی روی پایش انداخته بودند و زار و نزار. از دیدنش خیلی حالم بد شد. شاملو با چشمان بسته و حال نزار به ما خوشامد گفت. کاوه برادرم جا خورد. نمیدانست حالا چگونه شاملو میخواهد به سؤالات جواب دهد. گیج شده بود. با دستیارش دوربین را گذاشتند و نورها را تنظیم کردند و به آیدا گفتند که حاضرند. به یکباره شاملو بیدار شد. موهایش را مرتب کرد و آیدا مقواهای بزرگی را که رویش جوابها را با خط درشت نوشته بود گذاشت جلوی روی او؛ به طوری که در کادر دوربین دیده نشود!
و او شروع کرد با آن صدای سحرکننده؛ زیبا؛ زنده و قبراق جوابها را دادن! من داشتم شاخ درمیآوردم که عجب توانایی و انرژی دارد این آدم؛ عجب آرتیستی است!
زنش آیدا روی زمین نشسته بود و مقواها را دانه دانه میگذاشت و برمیداشت و او از روی مقواها جواب میداد.
فیلمبرداری که تمام شد؛ شاملو با چشمان بسته و خسته به من رو کرد و گفت کدام شعر را برایت بخوانم. من هم گفتم همان که بلدرچین را کباب میکنید! کلی خندید و شروع کرد به خواندن.
به برادرم اشاره کردم دوربین را روشن کند. شاملو شعر میخواند و من آرام اشک میریختم. شب عجیبی بود، یادم میآید از کرج تا تهران در ماشین گریه کردم.
حالا هر دویشان دیگر نیستند؛ نه کاوه و نه شاملو...
▫️لیلی گلستان
▫️تاریخ شفاهی ادبیات معاصر ایران
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
یکی دو ماه پیش از مرگ شاملو، برادرم کاوه به من خبر داد که قرار است برای تلویزیون سوئد با شاملو مصاحبه کند. سؤالات را به شاملو داده بود و حالا داشت میرفت برای مصاحبه. من هم اظهار علاقه کردم و با او رفتم. رفتیم به خانهاش در فردیس کرج. یک پایش را بریده بودند و روی صندلی چرخدار نشسته بود و پتویی روی پایش انداخته بودند و زار و نزار. از دیدنش خیلی حالم بد شد. شاملو با چشمان بسته و حال نزار به ما خوشامد گفت. کاوه برادرم جا خورد. نمیدانست حالا چگونه شاملو میخواهد به سؤالات جواب دهد. گیج شده بود. با دستیارش دوربین را گذاشتند و نورها را تنظیم کردند و به آیدا گفتند که حاضرند. به یکباره شاملو بیدار شد. موهایش را مرتب کرد و آیدا مقواهای بزرگی را که رویش جوابها را با خط درشت نوشته بود گذاشت جلوی روی او؛ به طوری که در کادر دوربین دیده نشود!
و او شروع کرد با آن صدای سحرکننده؛ زیبا؛ زنده و قبراق جوابها را دادن! من داشتم شاخ درمیآوردم که عجب توانایی و انرژی دارد این آدم؛ عجب آرتیستی است!
زنش آیدا روی زمین نشسته بود و مقواها را دانه دانه میگذاشت و برمیداشت و او از روی مقواها جواب میداد.
فیلمبرداری که تمام شد؛ شاملو با چشمان بسته و خسته به من رو کرد و گفت کدام شعر را برایت بخوانم. من هم گفتم همان که بلدرچین را کباب میکنید! کلی خندید و شروع کرد به خواندن.
به برادرم اشاره کردم دوربین را روشن کند. شاملو شعر میخواند و من آرام اشک میریختم. شب عجیبی بود، یادم میآید از کرج تا تهران در ماشین گریه کردم.
حالا هر دویشان دیگر نیستند؛ نه کاوه و نه شاملو...
▫️لیلی گلستان
▫️تاریخ شفاهی ادبیات معاصر ایران
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
فرزندان سیاستِ قجری!
✍محمد جواد اکبرین
دهسال پیش در چنین روزهایی فعالان شبکههای اجتماعی دنبال شناسایی چهرههایی بودند که سوار بر موتور به معترضان شلیک کردند. آنها چون امیدی به عدالت و رسیدگی قضائی نداشتند بر این باور بودند که شناساندن سرکوبگران باعث میشود در جامعه طرد و بیآبرو شوند. یکی از آن چهرههای شناسایی شده «حسن رعیت» بود که بعدها عکسهای او در کنار بابک زنجانی و حاج محمود کریمی (مداح مشهور) هم دست به دست میشد، مدیر عامل چند کارخانه بود و برای دور زدن تحریمها به دولت احمدینژاد کمک میکرد!
دیروز خبر رسید همان «حسن رعیت» بازداشت شد اما نه به اتهام دست داشتن در سرکوب معترضان سال ۸۸؛ بلکه به اتهام فساد ۳۷میلیون یورویی از طریق وام بانک صادرات و خارج کردن پول از کشور با ادعای وارادات کالا در حالی که هیچ کالایی به کشور وارد نشد.
خبرنگاری از ابراهیم رئیسی (رئیس قوه قضائیه) درباره پرونده او پرسید؛ او اگرچه وعده رسیدگی داد اما به روی خودش نیاورد کسی که این روزها را پیشبینی کرده بود ۹سال است که در حصر دوستانِ حسن رعیت است!
میرحسین موسوی ۱۳خردادماه ۸۸ در آن مناظرهی معروف خطاب به احمدینژاد گفت: تعطیلی سازمان برنامه و بودجه و شورای پول و اعتبار «عملا بانکها را تبدیل به حیاط خلوت شما کرده. من میگویم این سیاست قجری است. مگر حکم قجری یا حاج میرزا آقا آغاسی چکار میکرده؟ یک خزانه داشته، دستش را میکرد توی این خزانه و به این و آن تخصیص میداده. آقا! شورای پول و اعتبار برای این است که بنده و شما را محدود بکند و نگذارد شما هر جور دلت خواست هزینه بکنید و نتیجه این بشود که دیوان محاسبات ما میگوید پولها گم شد یا به خزانه ریخته نشد. چند هزار تخلف شد».
بعد از انتخابات اما رهبری در خطبه نمازجمعه (۲۹خرداد۸۸) گفت «به رئیسجمهور نسبتهای خلاف دادند... ما كه در جريان امور هستيم میبينيم میدانيم كه اينها خلاف واقع است».
او که «در جریان امور بود» آیا میدانست که با «خلاف واقع» خواندنِ واقعیتها از حیاط خلوت چه کسانی پشتیبانی میکند؟ اگر تمامقد پشت «سیاست قجری» نمیایستاد و نمیگفت «کش ندهید» آیا امثال حسن رعیتها و بابک زنجانیها مثل قارچ میروییدند؟ پاسخ این پرسش البته چندان پیچیده نیست: آنکس که تقلب را بصیرت و تحریم را نعمت میداند احمق نیست، #تاجر است!
https://www.instagram.com/p/B029AXRAWiG/?igshid=17ay3d9h39oyj
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
فرزندان سیاستِ قجری!
✍محمد جواد اکبرین
دهسال پیش در چنین روزهایی فعالان شبکههای اجتماعی دنبال شناسایی چهرههایی بودند که سوار بر موتور به معترضان شلیک کردند. آنها چون امیدی به عدالت و رسیدگی قضائی نداشتند بر این باور بودند که شناساندن سرکوبگران باعث میشود در جامعه طرد و بیآبرو شوند. یکی از آن چهرههای شناسایی شده «حسن رعیت» بود که بعدها عکسهای او در کنار بابک زنجانی و حاج محمود کریمی (مداح مشهور) هم دست به دست میشد، مدیر عامل چند کارخانه بود و برای دور زدن تحریمها به دولت احمدینژاد کمک میکرد!
دیروز خبر رسید همان «حسن رعیت» بازداشت شد اما نه به اتهام دست داشتن در سرکوب معترضان سال ۸۸؛ بلکه به اتهام فساد ۳۷میلیون یورویی از طریق وام بانک صادرات و خارج کردن پول از کشور با ادعای وارادات کالا در حالی که هیچ کالایی به کشور وارد نشد.
خبرنگاری از ابراهیم رئیسی (رئیس قوه قضائیه) درباره پرونده او پرسید؛ او اگرچه وعده رسیدگی داد اما به روی خودش نیاورد کسی که این روزها را پیشبینی کرده بود ۹سال است که در حصر دوستانِ حسن رعیت است!
میرحسین موسوی ۱۳خردادماه ۸۸ در آن مناظرهی معروف خطاب به احمدینژاد گفت: تعطیلی سازمان برنامه و بودجه و شورای پول و اعتبار «عملا بانکها را تبدیل به حیاط خلوت شما کرده. من میگویم این سیاست قجری است. مگر حکم قجری یا حاج میرزا آقا آغاسی چکار میکرده؟ یک خزانه داشته، دستش را میکرد توی این خزانه و به این و آن تخصیص میداده. آقا! شورای پول و اعتبار برای این است که بنده و شما را محدود بکند و نگذارد شما هر جور دلت خواست هزینه بکنید و نتیجه این بشود که دیوان محاسبات ما میگوید پولها گم شد یا به خزانه ریخته نشد. چند هزار تخلف شد».
بعد از انتخابات اما رهبری در خطبه نمازجمعه (۲۹خرداد۸۸) گفت «به رئیسجمهور نسبتهای خلاف دادند... ما كه در جريان امور هستيم میبينيم میدانيم كه اينها خلاف واقع است».
او که «در جریان امور بود» آیا میدانست که با «خلاف واقع» خواندنِ واقعیتها از حیاط خلوت چه کسانی پشتیبانی میکند؟ اگر تمامقد پشت «سیاست قجری» نمیایستاد و نمیگفت «کش ندهید» آیا امثال حسن رعیتها و بابک زنجانیها مثل قارچ میروییدند؟ پاسخ این پرسش البته چندان پیچیده نیست: آنکس که تقلب را بصیرت و تحریم را نعمت میداند احمق نیست، #تاجر است!
https://www.instagram.com/p/B029AXRAWiG/?igshid=17ay3d9h39oyj
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Instagram
محمد جواد اكبرين
. دهسال پیش در چنین روزهایی فعالان شبکههای اجتماعی دنبال شناسایی چهرههایی بودند که سوار بر موتور به معترضان شلیک کردند. آنها چون امیدی به عدالت و رسیدگی قضائی نداشتند بر این باور بودند که شناساندن سرکوبگران باعث میشود در جامعه طرد و بیآبرو شوند. یکی…
مشکل حکومتی ست که با این وعده ها بر سر کار امده و خیانت در امانت کرده است
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بازیِ ظریف کیم و ترامپ
دربارهی «فرصت طلایی» که حکومت از کف داد!
🔹مقدمات را بی سروصدا چیدند تا کره شمالی خشمگین نشود. کره جنوبی و آمریکا فردا «مانور نظامی مشترک» خود را آغاز میکنند!
قرار است این مانور را بیشتر با «شبیهسازی کامپیوتری» انجام دهند تا کیم جونگ اون را حسّاس نکند! کیم هم مراقب حساسیتهای ترامپ است.
همه چیز بعد از آن دیدارها شروع شد…
🔹دیروز دونالد ترامپ در جمع خبرنگاران گفت یک نامهی سه صفحهای از «رئیس کیم» دریافت کرده که «خیلی زیباست!… از سر تا تهش زیباست»! دو ساعت بعد، رئیس کیم دو موشک «کوتاه برد» آزمایش کرد! ترامپ گفت ممکن است با کیم دیداری داشته باشد.
بعد از سه ملاقات کوتاه که رهبر کره شمالی و رئیس جمهوری آمریکا داشتند، حالا آن دو همدیگر را خوب شناختهاند و کارهای قبلیشان را «با لبخندهای دوستانه به حریف» ادامه میدهند! ترامپ، کره شمالی را تحریم میکند و کیم موشک بالستیک آزمایش میکند، اما در عین حال به همدیگر لبخند میزنند! این یعنی کمکم از «فضای تنشآلود» فاصله میگیرند. به هر حال، صلح «دو دشمن دیرینه» آدابی دارد.
🔹سن رئیس کیم، نصف سن رهبر حکومت ایران هم نیست، اما تا اینجا توانسته «مجال تنفس» بگیرد، به مسکو و پکن برود و کمی از مشکلات اقتصادی کشورش را «با چراغ خاموش!» کم کند. او خیلی باتجربهتر از خامنهای است که بیرون از بیت خود را مملو از «دشمن» میپندارد!
🔹کیم در شوآف ترامپ شرکت کرد و گذاشت او بازی دلخواهش را مقابل دوربین رسانهها بکند. ترامپ هم به او احترام مطلوبش را داد. حالا کیم از «موشکهای دوربرد» که خاک آمریکا را تهدید میکرد و موجب نگرانی مردم آمریکا شده بود، دارد به سمت آزمایش «موشکهای کوتاهبرد» متمایل میشود. دو رهبر رفتار همدیگر را برای رفتن به سمت صلح «تنظیم» میکنند. اگر این روند ادامه پیدا کند، صلح «دور از دسترس» نیست!
🔹این سو در یکی از بهترین شانسهای دیپلماتیک، سناتور رند پال به ظریف پیشنهاد کرد با دونالد ترامپ دیدار کند! در واقع ظریف را به کاخ سفید دعوت کرد! اما بهترین فرصت برای اقدامی هوشمندانه، با یک «نه انقلابی! از تهران» به هدر رفت! بهترین فرصت برای «کنترل نرم ترامپ» با یک بازی زیرکانه، از سوی رهبر تلف شد! در دیپلماسی به این میگویند: «حماقت محض»!
🔹حالا متوّهمانه اسمش را بگذارند «حرکت انقلابی!» یا هر چیز دیگری، در اصل آن تفاوت نمیکند!
بعید است بفهمند چه استفادههایی از «تریبون کاخ سفید» میتوانستند بکنند و خامدستانه، این فرصت طلایی را بر باد دادند!
بابکداد ۹۸/۵/۱۹
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بازیِ ظریف کیم و ترامپ
دربارهی «فرصت طلایی» که حکومت از کف داد!
🔹مقدمات را بی سروصدا چیدند تا کره شمالی خشمگین نشود. کره جنوبی و آمریکا فردا «مانور نظامی مشترک» خود را آغاز میکنند!
قرار است این مانور را بیشتر با «شبیهسازی کامپیوتری» انجام دهند تا کیم جونگ اون را حسّاس نکند! کیم هم مراقب حساسیتهای ترامپ است.
همه چیز بعد از آن دیدارها شروع شد…
🔹دیروز دونالد ترامپ در جمع خبرنگاران گفت یک نامهی سه صفحهای از «رئیس کیم» دریافت کرده که «خیلی زیباست!… از سر تا تهش زیباست»! دو ساعت بعد، رئیس کیم دو موشک «کوتاه برد» آزمایش کرد! ترامپ گفت ممکن است با کیم دیداری داشته باشد.
بعد از سه ملاقات کوتاه که رهبر کره شمالی و رئیس جمهوری آمریکا داشتند، حالا آن دو همدیگر را خوب شناختهاند و کارهای قبلیشان را «با لبخندهای دوستانه به حریف» ادامه میدهند! ترامپ، کره شمالی را تحریم میکند و کیم موشک بالستیک آزمایش میکند، اما در عین حال به همدیگر لبخند میزنند! این یعنی کمکم از «فضای تنشآلود» فاصله میگیرند. به هر حال، صلح «دو دشمن دیرینه» آدابی دارد.
🔹سن رئیس کیم، نصف سن رهبر حکومت ایران هم نیست، اما تا اینجا توانسته «مجال تنفس» بگیرد، به مسکو و پکن برود و کمی از مشکلات اقتصادی کشورش را «با چراغ خاموش!» کم کند. او خیلی باتجربهتر از خامنهای است که بیرون از بیت خود را مملو از «دشمن» میپندارد!
🔹کیم در شوآف ترامپ شرکت کرد و گذاشت او بازی دلخواهش را مقابل دوربین رسانهها بکند. ترامپ هم به او احترام مطلوبش را داد. حالا کیم از «موشکهای دوربرد» که خاک آمریکا را تهدید میکرد و موجب نگرانی مردم آمریکا شده بود، دارد به سمت آزمایش «موشکهای کوتاهبرد» متمایل میشود. دو رهبر رفتار همدیگر را برای رفتن به سمت صلح «تنظیم» میکنند. اگر این روند ادامه پیدا کند، صلح «دور از دسترس» نیست!
🔹این سو در یکی از بهترین شانسهای دیپلماتیک، سناتور رند پال به ظریف پیشنهاد کرد با دونالد ترامپ دیدار کند! در واقع ظریف را به کاخ سفید دعوت کرد! اما بهترین فرصت برای اقدامی هوشمندانه، با یک «نه انقلابی! از تهران» به هدر رفت! بهترین فرصت برای «کنترل نرم ترامپ» با یک بازی زیرکانه، از سوی رهبر تلف شد! در دیپلماسی به این میگویند: «حماقت محض»!
🔹حالا متوّهمانه اسمش را بگذارند «حرکت انقلابی!» یا هر چیز دیگری، در اصل آن تفاوت نمیکند!
بعید است بفهمند چه استفادههایی از «تریبون کاخ سفید» میتوانستند بکنند و خامدستانه، این فرصت طلایی را بر باد دادند!
بابکداد ۹۸/۵/۱۹
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
آموزش صبر به کودک
دانشگاه استنفورد چهل سال قبل شروع به آزمایشی روی کودکان انجام داد. آنها کودکان را به اتاقی بردند و به آنها کلوچه یی دادند و به آنها گفتند تصمیم با شماست، یا کلوچه رو آلان بخورید یا اگر صبر کنید بعد از ١٥ دقیقه کلوچه دیگری به شما جایزه داده خواهد شد. کودکانی که صبر کردند در آینده در تحصیلات دانشگاهی و تمام مراحل دیگر زندگیشان به مقدار چشمگیری موفق تر بودند.
کودک در ١٤ ماه اول زندگی باید خواسته هایش بلافاصله انجام شود. تا دو سالگی تا جای ممکن زود انجام شود. بین دو تا پنج سالگی باید صبر را به کودک آموخت. کودک هر وقت چیزی خواست باید بگوییم اول دستمو بشورم بعد بهت آب بدم. اول به بابا زنگ بزنم بعد بهت بستنی بدم. کودکانی که از دو سالگی صبر کردن را می آموزند یا یاد میگیرند لذت را برای پاداشی بیشتر به تعویق بیاندازند در آینده بسیار موفقترند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
آموزش صبر به کودک
دانشگاه استنفورد چهل سال قبل شروع به آزمایشی روی کودکان انجام داد. آنها کودکان را به اتاقی بردند و به آنها کلوچه یی دادند و به آنها گفتند تصمیم با شماست، یا کلوچه رو آلان بخورید یا اگر صبر کنید بعد از ١٥ دقیقه کلوچه دیگری به شما جایزه داده خواهد شد. کودکانی که صبر کردند در آینده در تحصیلات دانشگاهی و تمام مراحل دیگر زندگیشان به مقدار چشمگیری موفق تر بودند.
کودک در ١٤ ماه اول زندگی باید خواسته هایش بلافاصله انجام شود. تا دو سالگی تا جای ممکن زود انجام شود. بین دو تا پنج سالگی باید صبر را به کودک آموخت. کودک هر وقت چیزی خواست باید بگوییم اول دستمو بشورم بعد بهت آب بدم. اول به بابا زنگ بزنم بعد بهت بستنی بدم. کودکانی که از دو سالگی صبر کردن را می آموزند یا یاد میگیرند لذت را برای پاداشی بیشتر به تعویق بیاندازند در آینده بسیار موفقترند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
انسان مراسم دینی را به خصایل اخلاقی ترجیح میدهد
زیرا خصایل اخلاقی دشوار و پر زحمتاند
و انسان پیوسته و هر لحظه باید مراقب آنها باشد،
به این جهت انسان در زندگی خود نظامی از مراسم به وجود میآورد!
تاثیر این مراسم این است که انسان از دین به عنوان تسکین دهنده احساسات خود استفاده میکند
یعنی این مراسم را جبران گناهانی تلقی میکند که در مقابل خداوند مرتکب شده است؛
پس مراسم دینی از ابداعات انسان است...
انسان هر قدر از لحاظ اخلاق فاقد دقت است در عوض در اجرای مراسم دینی دقیق است
زیرا میخواهد از طریق این مراسم، اخلاق خود را تثبیت کند!
📚مابعدالطبیعه اخلاق
✍🏻امانوئل کانت
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
انسان مراسم دینی را به خصایل اخلاقی ترجیح میدهد
زیرا خصایل اخلاقی دشوار و پر زحمتاند
و انسان پیوسته و هر لحظه باید مراقب آنها باشد،
به این جهت انسان در زندگی خود نظامی از مراسم به وجود میآورد!
تاثیر این مراسم این است که انسان از دین به عنوان تسکین دهنده احساسات خود استفاده میکند
یعنی این مراسم را جبران گناهانی تلقی میکند که در مقابل خداوند مرتکب شده است؛
پس مراسم دینی از ابداعات انسان است...
انسان هر قدر از لحاظ اخلاق فاقد دقت است در عوض در اجرای مراسم دینی دقیق است
زیرا میخواهد از طریق این مراسم، اخلاق خود را تثبیت کند!
📚مابعدالطبیعه اخلاق
✍🏻امانوئل کانت
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سالها پیش در فتح خرمشهر در بین مدافعین به جا مانده نیروی دریایی اتفاق عجیبی افتاد.
بی سیم چی ناخداصمدی فرمانده مدافعین خرمشهر بر اثر انفجار دست راستش رو از دست میده.
سریعا با بند پوتین دستش رو میبنده و دست قطع شده رو میزاره داخل کوله پشتی و به ماموریت ادامه میده.
ناخدا صمدی وقتی متوجه میشه ازش میپرسه چرا دست ات رو گذاشتی توی کوله و اون بیسیم چی قهرمان جناب قالندی میگه نمی زارم حتی دست عراقی ها به اون قطعه قطع شده دستم برسه.
بعد از سالها ناخدا صمدی و اون بی سیم چی نترس و قهرمان در اردبیل دیدار می کنند .
تماشا کنید و خضوع و خشوع دو جنگجوی قهرمان رو مقابل هم ببینید
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بی سیم چی ناخداصمدی فرمانده مدافعین خرمشهر بر اثر انفجار دست راستش رو از دست میده.
سریعا با بند پوتین دستش رو میبنده و دست قطع شده رو میزاره داخل کوله پشتی و به ماموریت ادامه میده.
ناخدا صمدی وقتی متوجه میشه ازش میپرسه چرا دست ات رو گذاشتی توی کوله و اون بیسیم چی قهرمان جناب قالندی میگه نمی زارم حتی دست عراقی ها به اون قطعه قطع شده دستم برسه.
بعد از سالها ناخدا صمدی و اون بی سیم چی نترس و قهرمان در اردبیل دیدار می کنند .
تماشا کنید و خضوع و خشوع دو جنگجوی قهرمان رو مقابل هم ببینید
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک اثر هنری زیبا...
موسیقی، رقص، نقاشی، داستان؛
قادر است وراجیهای درون ذهن
ما را ساکت کند و ما را به جایی
دیگر ببرد.
#رابرت_مک_کی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
موسیقی، رقص، نقاشی، داستان؛
قادر است وراجیهای درون ذهن
ما را ساکت کند و ما را به جایی
دیگر ببرد.
#رابرت_مک_کی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
زنان و مردان مصری ، دیروز نماز عید قربان را به طور مختلط کنار یکدیگر برگزار کردند.
روز یکشنبه نماز عید قربان در برخی کشورهای عربی، از جمله مصر، برگزار شد.
در یکی از این نمازها در مصر، زنان و مردان کنار همدیگر نماز عید را به جا آوردند.
زنان و مردان مصری نماز عید قربان را در حیاط مسجد مصطفی محمود واقع در محله «مهندسین» شهر جیزه، به طور مختلط کنار یکدیگر برگزار کردند.
در بالا ، تصاویری از این مراسم مشاهده میکنید.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
روز یکشنبه نماز عید قربان در برخی کشورهای عربی، از جمله مصر، برگزار شد.
در یکی از این نمازها در مصر، زنان و مردان کنار همدیگر نماز عید را به جا آوردند.
زنان و مردان مصری نماز عید قربان را در حیاط مسجد مصطفی محمود واقع در محله «مهندسین» شهر جیزه، به طور مختلط کنار یکدیگر برگزار کردند.
در بالا ، تصاویری از این مراسم مشاهده میکنید.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥بهترین سکانس فیلم #بمب_یک_عاشقانه به کارگردانی #پیمان_معادی که شرح واقعیت زندگی بچه های دهه شصت است.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیت الله جوادی آملی
خطاب به مسئولان که باید برای تک تک این مسئولان ایرانی فرستاد! وقتی مردم فقیر هستند به دنبال کدام اقتصاد مقاومتی هستید!؟ ملت جیب و کیفش خالی است و ستون فقراتش شکسته است! می خواهید تمام بار مشکلات رو دوش این مردم باشد!؟ این مردم ستون هستند! مال عامل قیام یک ملت است، این مال را در اختیار مسئولان سفیه نگذارید!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
خطاب به مسئولان که باید برای تک تک این مسئولان ایرانی فرستاد! وقتی مردم فقیر هستند به دنبال کدام اقتصاد مقاومتی هستید!؟ ملت جیب و کیفش خالی است و ستون فقراتش شکسته است! می خواهید تمام بار مشکلات رو دوش این مردم باشد!؟ این مردم ستون هستند! مال عامل قیام یک ملت است، این مال را در اختیار مسئولان سفیه نگذارید!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
حافظ :
آتش زرق وریا خرمن دین خواهد سوخت ./
حافظ ، این خرقه پشمینه بینداز وبرو/
از آنجا که اغلب ما ایرانیان نوستالژی خاصی به حافظ داریم معمولاََ دوست داریم حافظ را پرچمدار مبارزه ای اخلاقی با ریا و ( تقیّه ) و وجود اورا (بری ) از این بلا و بیماری فرهنگسوز بدانیم ، امّا نظریه ای روانشناختی می گوید : وقتی کسی بیش از حد از چیزی صحبت می کند وآن را نفی وطرد می کند ، معمولاََ درگیری ذهنی و اخلاقی با آن دارد و شاید خود را نیز کم و بیش دخیل وسهیم در آن می داند . آیا نمی توان ولو به صورت حدس وگمان پرسید : آیا ( حافظ ) گذشته از مخالفت طبیعیِ فردی فرزانه و فرهنگمدار ، با بیماری همه گیر یا دست کم فراگیر ریا در چنان جامعه ای اندکی از این جنبه که خود او نیز گاه ناگزیر بوده از هنجارهای موجود پیروی کند و چشم بر زشتی آن بربندد و رنجی هم نمی برده است ؟ به این نکته نیز باید توجّه داشت که خود حافظ در چند مورد ، ریا را به خود نیز نسبت داده است اگر چه می توان برخی را به شگردهای بیانی و بلاغی نسبت داد لیکن احتمال دارد برخی از آنها جنبهُ حدیث نفس و اقرار به رگه هایی از ریا در درون خود است که اگر چنین باشد ، خود نشانی دیگر از فرزانگی حافظ است . در تبین این مطلب ، به فرازی از شعر شاملو و حافظ استناد می کنم :
من چه بی شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوایی نیاویزم
بر بلندِ کاج خشک کوچهُ بن بست ........
و حافظ رند :
می ده ، که شیخ وحافظ و مفتی ومحتسب . /
چون نیک بنگری ، همه تزویر می کنند ./
عباس کاظمی
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
حافظ :
آتش زرق وریا خرمن دین خواهد سوخت ./
حافظ ، این خرقه پشمینه بینداز وبرو/
از آنجا که اغلب ما ایرانیان نوستالژی خاصی به حافظ داریم معمولاََ دوست داریم حافظ را پرچمدار مبارزه ای اخلاقی با ریا و ( تقیّه ) و وجود اورا (بری ) از این بلا و بیماری فرهنگسوز بدانیم ، امّا نظریه ای روانشناختی می گوید : وقتی کسی بیش از حد از چیزی صحبت می کند وآن را نفی وطرد می کند ، معمولاََ درگیری ذهنی و اخلاقی با آن دارد و شاید خود را نیز کم و بیش دخیل وسهیم در آن می داند . آیا نمی توان ولو به صورت حدس وگمان پرسید : آیا ( حافظ ) گذشته از مخالفت طبیعیِ فردی فرزانه و فرهنگمدار ، با بیماری همه گیر یا دست کم فراگیر ریا در چنان جامعه ای اندکی از این جنبه که خود او نیز گاه ناگزیر بوده از هنجارهای موجود پیروی کند و چشم بر زشتی آن بربندد و رنجی هم نمی برده است ؟ به این نکته نیز باید توجّه داشت که خود حافظ در چند مورد ، ریا را به خود نیز نسبت داده است اگر چه می توان برخی را به شگردهای بیانی و بلاغی نسبت داد لیکن احتمال دارد برخی از آنها جنبهُ حدیث نفس و اقرار به رگه هایی از ریا در درون خود است که اگر چنین باشد ، خود نشانی دیگر از فرزانگی حافظ است . در تبین این مطلب ، به فرازی از شعر شاملو و حافظ استناد می کنم :
من چه بی شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوایی نیاویزم
بر بلندِ کاج خشک کوچهُ بن بست ........
و حافظ رند :
می ده ، که شیخ وحافظ و مفتی ومحتسب . /
چون نیک بنگری ، همه تزویر می کنند ./
عباس کاظمی
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
تکهقندهای خانمبزرگ
فرهنگ هدیهدادن
برخی والدین امروزی، خود نیاز به تربیت دارند! در منزل دوستی که پسرش دانشآموز ابتدایی بود و داشت تکالیف درسیاش را انجام میداد بودم. زنگ منزل را زدند و پدربزرگ خانواده از راه رسید. پدربزرگ با لبخند، یک جعبه مدادرنگی به نوهاش داد و گفت: این هم جایزه نمره بیست نقاشیات.
پسر دهساله، جعبه مدادرنگی را گرفت و تشکر کرد و چند لحظه بعد گفت:
بابا بزرگ باز هم که از این جنسهای ارزونقیمت خریدی! الان مدادرنگیهای خارجی هست که دهبرابر این کیفیت داره.
مادر بچه گفت:
میبینید آقاجون!؟ بچههای این دوره و زمونه خیلی باهوش هستند. اصلا نمیشه گولشون زد و سرشون کلاه گذاشت!
پدربزرگ چیزی نگفت.
برایشان توضیح دادم که این رفتار پسربچه نشانه هوشمندی نیست، همانطور که هدیه پدربزرگ برای گولزدن نوهاش نیست و این داستان را برایشان تعریف کردم؛
آن زمان که من دانشآموز ابتدایی بودم،
خانمبزرگ گاهی به دیدنمان میآمد و به بچههای فامیل هدیه میداد،
بیشتر وقتها هدیهاش تکههای کوچک قند بود.
بار اول که به من تکهقندی داد
یواشکی به پدرم گفتم: این تکهقند کوچک که هدیه نیست! پدرم اخم کرد و گفت: خانمبزرگ شما را دوست دارد هرچه برایتان بیاورد هدیه است.
وقتی خانمبزرگ رفت،
پدر برایم توضیح داد که در روزگار کودکی او، قند خیلی کمیاب و گران بوده و بچهها آرزو میکردند که بتوانند یک تکه کوچک قند داشته باشند. خانمبزرگ هنوز هم خیال میکند که قند، چیز خیلی مهمی است.
بعد گفت: ببین پسرم قنددان خانه پر از قند است، اما این تکهقند که مادرجان
داده با آنها فرق دارد، چون نشانه مهربانی و علاقه او به شماست. این تکهقند معنا دارد،
آن قندهای توی قنددان فقط شیرین هستند
اما مهربان نیستند.
وقتی کسی به ما هدیه میدهد،
منظورش این نیست که ما نمیتوانیم، مانند آن هدیه را بخریم، منظورش کمککردن به ما هم نیست. او میخواهد علاقهاش را به ما نشان بدهد. میخواهد بگوید که ما را دوست دارد و این، خیلی با ارزش است. این چیزی است که در هیچ بازاری نیست و در هیچ مغازهای آن را نمیفروشند.
چهل سال از آن دوران گذشته است و من هروقت به یاد خانمبزرگ و تکهقندهای مهربانش میافتم، دهانم شیرین میشود، کامم شیرین میشود، جانم شیرین میشود!
ﻫﻤﻪ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﻨﺪ پولدار ﺷﻮﻧﺪ ﻭﻟﯽ ﻫﻤﻪ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺑﺨﺸﻨﺪه ﺷﻮﻧﺪ؛ پولداری ﯾﮏ ﻣﻬﺎﺭت است ﻭ ﺑﺨﺸﻨﺪﮔﯽ ﯾﮏ ﻓﻀﯿﻠﺖ
ﻫﻤﻪ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺩﺭﺱ ﺑﺨﻮﺍﻧﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﻫﻤﻪ ﻓﻬﻤﯿﺪه ﻧﻤﯽﺷﻮﻧﺪ؛ ﺑﺎﺳﻮﺍﺩﯼ ﯾﮏ ﻣﻬﺎﺭت است ﺍﻣﺎ ﻓﻬﻤﯿﺪﮔﯽ ﯾﮏ ﻓﻀﯿﻠﺖ
ﻫﻤﻪ ﯾﺎﺩ ﻣﯽﮔﯿﺮﻧﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﻫﻤﻪ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺯﯾﺒﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻨﺪ؛ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﯾﮏ ﻋﺎﺩت است ﺍﻣﺎ ﺯﯾﺒﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽﮐﺮﺩﻥ ﯾﮏ ﻓﻀﯿﻠﺖ.
|توییت بابک خیاطیان|
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
تکهقندهای خانمبزرگ
فرهنگ هدیهدادن
برخی والدین امروزی، خود نیاز به تربیت دارند! در منزل دوستی که پسرش دانشآموز ابتدایی بود و داشت تکالیف درسیاش را انجام میداد بودم. زنگ منزل را زدند و پدربزرگ خانواده از راه رسید. پدربزرگ با لبخند، یک جعبه مدادرنگی به نوهاش داد و گفت: این هم جایزه نمره بیست نقاشیات.
پسر دهساله، جعبه مدادرنگی را گرفت و تشکر کرد و چند لحظه بعد گفت:
بابا بزرگ باز هم که از این جنسهای ارزونقیمت خریدی! الان مدادرنگیهای خارجی هست که دهبرابر این کیفیت داره.
مادر بچه گفت:
میبینید آقاجون!؟ بچههای این دوره و زمونه خیلی باهوش هستند. اصلا نمیشه گولشون زد و سرشون کلاه گذاشت!
پدربزرگ چیزی نگفت.
برایشان توضیح دادم که این رفتار پسربچه نشانه هوشمندی نیست، همانطور که هدیه پدربزرگ برای گولزدن نوهاش نیست و این داستان را برایشان تعریف کردم؛
آن زمان که من دانشآموز ابتدایی بودم،
خانمبزرگ گاهی به دیدنمان میآمد و به بچههای فامیل هدیه میداد،
بیشتر وقتها هدیهاش تکههای کوچک قند بود.
بار اول که به من تکهقندی داد
یواشکی به پدرم گفتم: این تکهقند کوچک که هدیه نیست! پدرم اخم کرد و گفت: خانمبزرگ شما را دوست دارد هرچه برایتان بیاورد هدیه است.
وقتی خانمبزرگ رفت،
پدر برایم توضیح داد که در روزگار کودکی او، قند خیلی کمیاب و گران بوده و بچهها آرزو میکردند که بتوانند یک تکه کوچک قند داشته باشند. خانمبزرگ هنوز هم خیال میکند که قند، چیز خیلی مهمی است.
بعد گفت: ببین پسرم قنددان خانه پر از قند است، اما این تکهقند که مادرجان
داده با آنها فرق دارد، چون نشانه مهربانی و علاقه او به شماست. این تکهقند معنا دارد،
آن قندهای توی قنددان فقط شیرین هستند
اما مهربان نیستند.
وقتی کسی به ما هدیه میدهد،
منظورش این نیست که ما نمیتوانیم، مانند آن هدیه را بخریم، منظورش کمککردن به ما هم نیست. او میخواهد علاقهاش را به ما نشان بدهد. میخواهد بگوید که ما را دوست دارد و این، خیلی با ارزش است. این چیزی است که در هیچ بازاری نیست و در هیچ مغازهای آن را نمیفروشند.
چهل سال از آن دوران گذشته است و من هروقت به یاد خانمبزرگ و تکهقندهای مهربانش میافتم، دهانم شیرین میشود، کامم شیرین میشود، جانم شیرین میشود!
ﻫﻤﻪ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﻨﺪ پولدار ﺷﻮﻧﺪ ﻭﻟﯽ ﻫﻤﻪ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺑﺨﺸﻨﺪه ﺷﻮﻧﺪ؛ پولداری ﯾﮏ ﻣﻬﺎﺭت است ﻭ ﺑﺨﺸﻨﺪﮔﯽ ﯾﮏ ﻓﻀﯿﻠﺖ
ﻫﻤﻪ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺩﺭﺱ ﺑﺨﻮﺍﻧﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﻫﻤﻪ ﻓﻬﻤﯿﺪه ﻧﻤﯽﺷﻮﻧﺪ؛ ﺑﺎﺳﻮﺍﺩﯼ ﯾﮏ ﻣﻬﺎﺭت است ﺍﻣﺎ ﻓﻬﻤﯿﺪﮔﯽ ﯾﮏ ﻓﻀﯿﻠﺖ
ﻫﻤﻪ ﯾﺎﺩ ﻣﯽﮔﯿﺮﻧﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﻫﻤﻪ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺯﯾﺒﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻨﺪ؛ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﯾﮏ ﻋﺎﺩت است ﺍﻣﺎ ﺯﯾﺒﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽﮐﺮﺩﻥ ﯾﮏ ﻓﻀﯿﻠﺖ.
|توییت بابک خیاطیان|
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️