@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🔴 علی مطهری: حکومت باید پاسخگوی اعتراف اجباری متهمان ترور دانشمندان هستهای باشند
🔺دولت و به طور کلی حکومت باید پاسخگوی ابهامات ایجاد شده باشند. اینکه تروری اتفاق افتاده و بعد مسوولان امنیتی و اطلاعاتی کشور برای اینکه به سرعت جوابی به مردم دهند و مسوولیت را از سر خود بازکنند، اقدام به بازداشت افرادی کنند و بعد هم آنان را تحت فشار به اعترافاتی درباره ترور دانشمندان هستهای ایران کنند و در صدا و سیمای جمهوری اسلامی هم نمایش دهند، اصلا متناسب با اخلاق و روشهای اسلامی ما نیست.
🔺ما در جمهوری اسلامی به عنوان حکومتی اسلامی مجاز به این قبیل اقدامات نبوده و نخواهیم بود. نمیتوانیم به بهانه حفظ نظام و نشان دادن اقتدار آن به چنین اقداماتی دست بزنیم. ما در حکومت اسلامی حق این اقدامات را نداریم؛ چرا که اسلام دست ما را بسته است.
🔺با این حال متاسفانه شاهد هستیم که در جمهوری اسلامی از این اتفاقات رخ میدهد و افرادی به بهانه حفظ نظام، ممکن است فردی را که جنایتی مرتکب نشده متهم کنند. آن هم فقط برای اینکه جوابی به مردم داده باشند. این ظلم است؛ ما مجاز به این اقدامات نیستیم.
🔺در موضوع انفجار در حرم امام رضا(ع) در سال 73 نیز ابهاماتی مطرح است و لازم است درباره آن روشنگری صورت بگیرد. در موضوع قتلهای زنجیرهای نیز چنین اتفاقاتی افتاد و میتوان گفت که آن موضوع نیز از نظر مساله حفظ نظام از همین قماش است. آنجا هم میگفتند که ما برای اینکه دگراندیشان و روشنفکران را بترسانیم، چند نفر از آنها را از بین میبریم.
🔺مساله قتل داریوش فروهر و همسرش نیز از همین جنس بود. مساله تصمیم به قتل نویسندگان (شانزدهم مرداد سال 75) در ماجرای اتوبوس حامل نویسندگان در سفر به ارمنستان نیز به همین شکل بود.
🔺متاسفانه کسانی که این اقدامات را انجام میدهند، فکر میکنند که در حال خدمت به نظام هستند و عمدتا توجیهی با این مبنا برای خود ایجاد میکنند که «ما برای حفظ نظام میتوانیم به چنین اقداماتی دست بزنیم». باید از این افراد سوال کرد که اگر قتلهای زنجیرهای و مانند آن انجام نشده بود، نظام از بین رفته بود؟ اساسا چه نیازی به این کارها وجود داشته و دارد؟ البته باید گفت همیشه این افراد در بدنه نهادهای امنیتی و اطلاعاتی هستند و مقامات عالیرتبه معمولا اجازه انجام چنین اقداماتی را نمیدهند. اسلام اجازه نمیدهد که ما برای رسیدن به یک هدف مقدس از وسیله و روش نامقدس استفاده کنیم.
🔺اسلام نمیگذارد که ما برای حفظ نظام اسلامی به قتل دیگران دست بزنیم یا افراد بیگناه را به عنوان مجرم به جامعه معرفی کنیم.
🔺موضوع کسانی که به عنوان قاتل شهدای هستهای به جامعه معرفی شدند و مدتی نیز و از روی اجبار اعترافاتی را مطرح کردند و بعد هم آزاد شدند، میتواند درسی برای همگان باشد و بنده امیدوارم که این موارد عبرتی باشد برای مسوولان دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی. این را نیز باید بگویم که ما از اینکه این بیگناهان اعدام نشدند، خوشحالیم و همچنین تشکر میکنیم از نظام جمهوری اسلامی که وارد عمل شد و این افراد را نجات داد ولی به هرحال دولت و وزیر اطلاعات سابق (حیدر مصلحی) حتما باید پاسخگوی این موارد باشند. آنها باید بگویند که چرا و به چه دلیل و با چه مجوزی این اقدامات را انجام دادند. آقای مصلحی باید پاسخگوی این سوالات و ابهامات ایجاد شده باشد.
🔺نمایندگان راهی جز طرح سوال از وزیر اطلاعات فعلی ندارند. نمایندگان مجلس شورای اسلامی بر اساس قانون باید این سوال را از وزیر اطلاعات فعلی (سیدمحمود علوی) بپرسند که این کار را نیز کردهاند و او باید پاسخ سوالات و ابهامات در این پرونده را از وزیر اطلاعات سابق گرفته و به مجلس ارایه دهد.
🔺سکوت درست نیست؛ افرادی که ثابت شده اشتباه کردهاند، باید عذرخواهی کنند و همزمان خسارتهایی را که به آن افراد (مازیار ابراهیمی و سایر متهمان پرونده ترور دانشمندان هستهای) وارد کردهاند، جبران کنند. حتی باید از خانواده آنان نیز دلجویی شود. این اقدامات است که اعتماد جامعه را به نظام جمهوری اسلامی افزایش میدهد. پنهانکاری موضوع درستی نیست./ اعتماد
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🔴 علی مطهری: حکومت باید پاسخگوی اعتراف اجباری متهمان ترور دانشمندان هستهای باشند
🔺دولت و به طور کلی حکومت باید پاسخگوی ابهامات ایجاد شده باشند. اینکه تروری اتفاق افتاده و بعد مسوولان امنیتی و اطلاعاتی کشور برای اینکه به سرعت جوابی به مردم دهند و مسوولیت را از سر خود بازکنند، اقدام به بازداشت افرادی کنند و بعد هم آنان را تحت فشار به اعترافاتی درباره ترور دانشمندان هستهای ایران کنند و در صدا و سیمای جمهوری اسلامی هم نمایش دهند، اصلا متناسب با اخلاق و روشهای اسلامی ما نیست.
🔺ما در جمهوری اسلامی به عنوان حکومتی اسلامی مجاز به این قبیل اقدامات نبوده و نخواهیم بود. نمیتوانیم به بهانه حفظ نظام و نشان دادن اقتدار آن به چنین اقداماتی دست بزنیم. ما در حکومت اسلامی حق این اقدامات را نداریم؛ چرا که اسلام دست ما را بسته است.
🔺با این حال متاسفانه شاهد هستیم که در جمهوری اسلامی از این اتفاقات رخ میدهد و افرادی به بهانه حفظ نظام، ممکن است فردی را که جنایتی مرتکب نشده متهم کنند. آن هم فقط برای اینکه جوابی به مردم داده باشند. این ظلم است؛ ما مجاز به این اقدامات نیستیم.
🔺در موضوع انفجار در حرم امام رضا(ع) در سال 73 نیز ابهاماتی مطرح است و لازم است درباره آن روشنگری صورت بگیرد. در موضوع قتلهای زنجیرهای نیز چنین اتفاقاتی افتاد و میتوان گفت که آن موضوع نیز از نظر مساله حفظ نظام از همین قماش است. آنجا هم میگفتند که ما برای اینکه دگراندیشان و روشنفکران را بترسانیم، چند نفر از آنها را از بین میبریم.
🔺مساله قتل داریوش فروهر و همسرش نیز از همین جنس بود. مساله تصمیم به قتل نویسندگان (شانزدهم مرداد سال 75) در ماجرای اتوبوس حامل نویسندگان در سفر به ارمنستان نیز به همین شکل بود.
🔺متاسفانه کسانی که این اقدامات را انجام میدهند، فکر میکنند که در حال خدمت به نظام هستند و عمدتا توجیهی با این مبنا برای خود ایجاد میکنند که «ما برای حفظ نظام میتوانیم به چنین اقداماتی دست بزنیم». باید از این افراد سوال کرد که اگر قتلهای زنجیرهای و مانند آن انجام نشده بود، نظام از بین رفته بود؟ اساسا چه نیازی به این کارها وجود داشته و دارد؟ البته باید گفت همیشه این افراد در بدنه نهادهای امنیتی و اطلاعاتی هستند و مقامات عالیرتبه معمولا اجازه انجام چنین اقداماتی را نمیدهند. اسلام اجازه نمیدهد که ما برای رسیدن به یک هدف مقدس از وسیله و روش نامقدس استفاده کنیم.
🔺اسلام نمیگذارد که ما برای حفظ نظام اسلامی به قتل دیگران دست بزنیم یا افراد بیگناه را به عنوان مجرم به جامعه معرفی کنیم.
🔺موضوع کسانی که به عنوان قاتل شهدای هستهای به جامعه معرفی شدند و مدتی نیز و از روی اجبار اعترافاتی را مطرح کردند و بعد هم آزاد شدند، میتواند درسی برای همگان باشد و بنده امیدوارم که این موارد عبرتی باشد برای مسوولان دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی. این را نیز باید بگویم که ما از اینکه این بیگناهان اعدام نشدند، خوشحالیم و همچنین تشکر میکنیم از نظام جمهوری اسلامی که وارد عمل شد و این افراد را نجات داد ولی به هرحال دولت و وزیر اطلاعات سابق (حیدر مصلحی) حتما باید پاسخگوی این موارد باشند. آنها باید بگویند که چرا و به چه دلیل و با چه مجوزی این اقدامات را انجام دادند. آقای مصلحی باید پاسخگوی این سوالات و ابهامات ایجاد شده باشد.
🔺نمایندگان راهی جز طرح سوال از وزیر اطلاعات فعلی ندارند. نمایندگان مجلس شورای اسلامی بر اساس قانون باید این سوال را از وزیر اطلاعات فعلی (سیدمحمود علوی) بپرسند که این کار را نیز کردهاند و او باید پاسخ سوالات و ابهامات در این پرونده را از وزیر اطلاعات سابق گرفته و به مجلس ارایه دهد.
🔺سکوت درست نیست؛ افرادی که ثابت شده اشتباه کردهاند، باید عذرخواهی کنند و همزمان خسارتهایی را که به آن افراد (مازیار ابراهیمی و سایر متهمان پرونده ترور دانشمندان هستهای) وارد کردهاند، جبران کنند. حتی باید از خانواده آنان نیز دلجویی شود. این اقدامات است که اعتماد جامعه را به نظام جمهوری اسلامی افزایش میدهد. پنهانکاری موضوع درستی نیست./ اعتماد
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گفت: «خاک و باد که میشه نمیتونم نفس بکشم، خاک هم زیاد میشه از نفسم خون بیرون میاد» بعد با بغضی کُشنده ادامه داد: «آب که نیست، کشت و کشاورزی و درآمدی هم نداریم... وضع ما را ببین که چقدر بدبخت هستیم»
این قصه تلخ و تکراری مردم منطقه سیستان است و هر سال هم ادامه دارد، مثل امسال.
صدرا محقق
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
این قصه تلخ و تکراری مردم منطقه سیستان است و هر سال هم ادامه دارد، مثل امسال.
صدرا محقق
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
پرزیدنت ترامپ «حقوق سالیانه» خود را اهدا کرد
«دونالد ترامپ»، رئیس جمهوری ایالات متحده در حساب کاربری خود نوشت: «من۱۰۰% حقوق ریاست جمهوری خودم که به میزان (۴۰۰,۰۰۰) دلار است را به کشورم اهدا میکنم و نسبت به این کار احساس خوبی دارم.»
پینوشت: در ایران نیز مسئولان نظام جمهوری اسلامی با چپاول منابع و ذخایر ملی ایران و مداخله در بازار ارز و دیگر صنایع، میلیاردها دلار به جیب میزنند و آقازادههایشان در کشورهای غربی به عیش و نوش پرداخته؛ و مردم بینوا گریبانگیر فقر و تورم و بیکاری هستند.
«بخشیدن حقوق سالیانه ریاست جمهوری، یکی از وعدههای انتخاباتی دونالد ترامپ در سال ۲۰۱۶ بود.نرخ بیکاری در آمریکا (در زمان ریاست جمهوری ترامپ) به پایینترین حد (۳.۲ درصد) در ۴۹ سال گذشته رسیده است.»
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
«دونالد ترامپ»، رئیس جمهوری ایالات متحده در حساب کاربری خود نوشت: «من۱۰۰% حقوق ریاست جمهوری خودم که به میزان (۴۰۰,۰۰۰) دلار است را به کشورم اهدا میکنم و نسبت به این کار احساس خوبی دارم.»
پینوشت: در ایران نیز مسئولان نظام جمهوری اسلامی با چپاول منابع و ذخایر ملی ایران و مداخله در بازار ارز و دیگر صنایع، میلیاردها دلار به جیب میزنند و آقازادههایشان در کشورهای غربی به عیش و نوش پرداخته؛ و مردم بینوا گریبانگیر فقر و تورم و بیکاری هستند.
«بخشیدن حقوق سالیانه ریاست جمهوری، یکی از وعدههای انتخاباتی دونالد ترامپ در سال ۲۰۱۶ بود.نرخ بیکاری در آمریکا (در زمان ریاست جمهوری ترامپ) به پایینترین حد (۳.۲ درصد) در ۴۹ سال گذشته رسیده است.»
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
☘☘☘
متهم اصلی آتشسوزی #سینما_رکس_آبادان
بیست و هشتم مردادماه سال ۱۳۵۷، #سینما_رکس آبادان به دست افرادی به آتش کشیده شد. اتفاقی که همه را غافلگیر کرد. ساعت ۱۰ شب بیش از ۷۰۰ نفر اعم از زن و مرد و کودک در حال تماشای فیلم #گوزنها بوند، که متوجه شدند سالن سینما به آتش کشیده شده است و درهای خروجی بسته است. علیرغم کمکهای مأموران آتش نشانی و شرکت ملی نفت ایران ۳۷۷ نفر در این واقعه کشته شدند. شدت آتش سوزی به حدی بود که جسد بسیاری از قربانیان قابل شناسایی نبود. در نهایت ساعت ۲ بامداد آتش مهار شد و اجساد افرادی که زنده زنده در آتش سوخته بودند بیرون آورده شد.
انقلابیون نظام پهلوی را عامل این فاجعه دانستند و مسئولین سلطنتی انقلابیون را مسئول این کار قلمداد میکردند. اخیرا #ایرج_مصداقی -پژوهشگر برجسته تاریخ معاصر- در مقالاتی سعی کرده است نشان دهد که چگونه روحانیت انقلابی و افرادی مانند «نوری همدانی» و «موسوی تبریزی» در آن دوره از مسئول و عوامل اصلی این فاجعه بودهاند. از این رو در ادامه این گزارش با وی نیز مصاحبهای انجام دادهایم.
چگونگی واقعه
آخرین سانس سینما ساعت ۹ بود. آتش سوزی حدود ساعت ۱۰ شروع شد. عدهای با هماهنگی سرایدار سینما وارد سینما میشوند و سینما را با مواد آتشزا به آتش میکشند و درها را میبندند و فرار میکنند و تماشاچیان در شعلههای آتش گرفتار میشوند.
ابتدا در رابطه با چگونگی به آتش کشیده شدن سینما رکس ابهامات زیادی وجود داشت، افراد مخالف رژیم آن را به ساواک و نظام حاکم نسبت میدادند و نظام پهلوی نیز آن را به مارکسیسستهای اسلامی نسبت میداد. آیتالله #خمینی که آن روزها در نجف به سر میبرد، دراینباره گفت: «من گمان نمىکنم هیچ مسلمانى بلکه انسانى دست به چنین فاجعهاى بزند. قرائن نیز نشان مىدهد دست جنایتکار دستگاه ظالم در کار باشد که نهضت اسلامى ملت را در دنیا بد منعکس کند.»
از ایرج مصداقی پرسیدیم چرا وقتی سینما رکس آتش زده شد، نظام پهلوی به صورت جدی اقدامی برای مجازات عاملان این قضیه انجام نداد و اصلا چه تلاشهایی در این زمینه صورت گرفت؟ چون به هرحال نظام پهلوی اصرار داشت که این آتش سوزی کار مخالفانش است و حتی #داریوش_همایون که در آن زمان سخنگوی دولت بود، آن را نشانگر «وحشت بزرگ» دانست. مصداقی در ابتدا به غافلگیرشدن مسئولان نظام سلطنتی در برابر این فاجعه اشاره میکند و میگوید:
«مسئولان نظام سلطنتی در برابر فاجعهای که رخ داده بود غافلگیر شدند و در حالی که میدانستند این آتشسوزی توسط نزدیکان خمینی صورت گرفته اما برخورد فعالی با آن نکردند. متأسفانه گاه عمق فاجعه آنقدر بزرگ و باورنکردنی است که آمادگی لازم برای شنیدن حقیقت نیست. از یک طرف حجم عظیم تبلیغات مخالفان رژیم سلطنتی و شایعاتی که آگاهانه از سوی آنها پراکنده شده بود و از طرف دیگر زمینههای روانی موجود مانع اقدامات اساسی رژیم سلطنتی برای برخورد با این فاجعه شد. علاوه بر آن در کمتر از شش ماه، نظام سلطنتی که با بحرانهای عظیمی روبرو بود سقوط کرد. در این فاصله چهار دولت #آموزگار، #شریفامامی، #ازهاری و #بختیار هر یک با مشکلات عظیمی روبرو بودند و دست آنها برای برخورد با عاملان این فاجعه بسته بود.»
به گفته مصداقی مسئولین قضایی نظام پهلوی اطلاعات نسبتاً دقیقی راجع به موضوع داشتند. متهم اصلی دستگیر شده و به جرائم خود اعتراف کرده بود؛ از ارتباط عوامل آتشسوزی با جریانهای مذهبی شهر باخبر بودند و چنانچه ارادهای برای پیگیری قضایی بود، کشف حقیقت امکانپذیر بود. اما سیر حوادث و سرعت فعل و انفعالات چنین امکانی را به وجود نیاورد. بنا به ادعای وی، ساواک نیز در آن شرایط بحرانی با پیگیری پرونده مخالفت میکرد و سپهبد #مقدم رئیس #ساواک با انتشار اسنادی که از شرکت مخالفان مذهبی در این جنایت بدست آمده بود، مخالف بود و البته این عدم پیگیری پرونده محدود به ساواک نبود.
دولت «آشتی ملی» شریفامامی نیز میکوشید روحانیت را از خود نرنجاند و با منتشر کردن اطلاعات بدست آمده مخالفت میکرد. آنها معتقد بودند برگرداندن اتهام به سمت روحانیت اوضاع را بدتر میکند. چرا که مردم باور نمیکردند که روحانیت دستور آتش زدن صدها بیگناه را داده باشد.
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
☘☘☘
متهم اصلی آتشسوزی #سینما_رکس_آبادان
بیست و هشتم مردادماه سال ۱۳۵۷، #سینما_رکس آبادان به دست افرادی به آتش کشیده شد. اتفاقی که همه را غافلگیر کرد. ساعت ۱۰ شب بیش از ۷۰۰ نفر اعم از زن و مرد و کودک در حال تماشای فیلم #گوزنها بوند، که متوجه شدند سالن سینما به آتش کشیده شده است و درهای خروجی بسته است. علیرغم کمکهای مأموران آتش نشانی و شرکت ملی نفت ایران ۳۷۷ نفر در این واقعه کشته شدند. شدت آتش سوزی به حدی بود که جسد بسیاری از قربانیان قابل شناسایی نبود. در نهایت ساعت ۲ بامداد آتش مهار شد و اجساد افرادی که زنده زنده در آتش سوخته بودند بیرون آورده شد.
انقلابیون نظام پهلوی را عامل این فاجعه دانستند و مسئولین سلطنتی انقلابیون را مسئول این کار قلمداد میکردند. اخیرا #ایرج_مصداقی -پژوهشگر برجسته تاریخ معاصر- در مقالاتی سعی کرده است نشان دهد که چگونه روحانیت انقلابی و افرادی مانند «نوری همدانی» و «موسوی تبریزی» در آن دوره از مسئول و عوامل اصلی این فاجعه بودهاند. از این رو در ادامه این گزارش با وی نیز مصاحبهای انجام دادهایم.
چگونگی واقعه
آخرین سانس سینما ساعت ۹ بود. آتش سوزی حدود ساعت ۱۰ شروع شد. عدهای با هماهنگی سرایدار سینما وارد سینما میشوند و سینما را با مواد آتشزا به آتش میکشند و درها را میبندند و فرار میکنند و تماشاچیان در شعلههای آتش گرفتار میشوند.
ابتدا در رابطه با چگونگی به آتش کشیده شدن سینما رکس ابهامات زیادی وجود داشت، افراد مخالف رژیم آن را به ساواک و نظام حاکم نسبت میدادند و نظام پهلوی نیز آن را به مارکسیسستهای اسلامی نسبت میداد. آیتالله #خمینی که آن روزها در نجف به سر میبرد، دراینباره گفت: «من گمان نمىکنم هیچ مسلمانى بلکه انسانى دست به چنین فاجعهاى بزند. قرائن نیز نشان مىدهد دست جنایتکار دستگاه ظالم در کار باشد که نهضت اسلامى ملت را در دنیا بد منعکس کند.»
از ایرج مصداقی پرسیدیم چرا وقتی سینما رکس آتش زده شد، نظام پهلوی به صورت جدی اقدامی برای مجازات عاملان این قضیه انجام نداد و اصلا چه تلاشهایی در این زمینه صورت گرفت؟ چون به هرحال نظام پهلوی اصرار داشت که این آتش سوزی کار مخالفانش است و حتی #داریوش_همایون که در آن زمان سخنگوی دولت بود، آن را نشانگر «وحشت بزرگ» دانست. مصداقی در ابتدا به غافلگیرشدن مسئولان نظام سلطنتی در برابر این فاجعه اشاره میکند و میگوید:
«مسئولان نظام سلطنتی در برابر فاجعهای که رخ داده بود غافلگیر شدند و در حالی که میدانستند این آتشسوزی توسط نزدیکان خمینی صورت گرفته اما برخورد فعالی با آن نکردند. متأسفانه گاه عمق فاجعه آنقدر بزرگ و باورنکردنی است که آمادگی لازم برای شنیدن حقیقت نیست. از یک طرف حجم عظیم تبلیغات مخالفان رژیم سلطنتی و شایعاتی که آگاهانه از سوی آنها پراکنده شده بود و از طرف دیگر زمینههای روانی موجود مانع اقدامات اساسی رژیم سلطنتی برای برخورد با این فاجعه شد. علاوه بر آن در کمتر از شش ماه، نظام سلطنتی که با بحرانهای عظیمی روبرو بود سقوط کرد. در این فاصله چهار دولت #آموزگار، #شریفامامی، #ازهاری و #بختیار هر یک با مشکلات عظیمی روبرو بودند و دست آنها برای برخورد با عاملان این فاجعه بسته بود.»
به گفته مصداقی مسئولین قضایی نظام پهلوی اطلاعات نسبتاً دقیقی راجع به موضوع داشتند. متهم اصلی دستگیر شده و به جرائم خود اعتراف کرده بود؛ از ارتباط عوامل آتشسوزی با جریانهای مذهبی شهر باخبر بودند و چنانچه ارادهای برای پیگیری قضایی بود، کشف حقیقت امکانپذیر بود. اما سیر حوادث و سرعت فعل و انفعالات چنین امکانی را به وجود نیاورد. بنا به ادعای وی، ساواک نیز در آن شرایط بحرانی با پیگیری پرونده مخالفت میکرد و سپهبد #مقدم رئیس #ساواک با انتشار اسنادی که از شرکت مخالفان مذهبی در این جنایت بدست آمده بود، مخالف بود و البته این عدم پیگیری پرونده محدود به ساواک نبود.
دولت «آشتی ملی» شریفامامی نیز میکوشید روحانیت را از خود نرنجاند و با منتشر کردن اطلاعات بدست آمده مخالفت میکرد. آنها معتقد بودند برگرداندن اتهام به سمت روحانیت اوضاع را بدتر میکند. چرا که مردم باور نمیکردند که روحانیت دستور آتش زدن صدها بیگناه را داده باشد.
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
برگی از تاریخ: خاطرات ابراهیم یزدیِ
در سال ١٣٧١ که به ایران آمده بودم به دیدن مرحوم مهندس بازرگان رفتم و صحبت از جنگ ایران و عراق شد
از ایشان پرسیدم که آیا واقعا نمیشد از این جنگ پیش گیری کرد؟
مهندس خاطرهای را در این زمینه نقل کردند که دانستن آن برای آیندگان خالی از لطف نیست:
۵ ماه قبل ازحمله صدام حسین به ایران در ٣٠فروردین ١٣۵٩ تیتر بزرگ روزنامه کیهان این بود : امام ارتش عراق را به قیام بر علیه صدام دعوت کرد.
در اوایل اردیبهشت ١٣۵٩ شورای انقلاب از من خواستند برای رسیدگی به مسئله مهمی جلسه شورا را تشکیل دهیم، وقتی به جلسه رفتم دیدم آقای دعائی سفیر ایران در عراق نیز در جلسه حضور دارد گفتند آقای دعایی گزارشی دارند.
آقای دعایی گفت: در چند ماه اخیر هرچند روز یکبار مرا به وزارت امور خارجه احضار و با ارائه مدارکی به کوشش ایران برای اخلال و آشفتگی در عراق اعتراض میکنند اما هفته گذشته شخص صدام حسین مرا احضار کرد و پس از بیان اعتراض شدید خود نسبت به دخالتها گفت:
این وضع برای من قابل تحمل نیست، شما بروید تهران و به آقای خمینی بگویید من اولین دولتی بودم که جمهوری اسلامی را به رسمیت شناختم و اگر مایلند خود من [ صدام ] شخصا به ایران میآیم تا با مذاکره اختلافات را حل کنیم و اگر مایل نیستند با من مذاکره کنند یک هیئت عالی رتبه به ایران میفرستم و یا آنها یک هیئت برای مذاکره به عراق بفرستد تا اختلافات حل شود چوم در صورت ادامه این وضع مطمئن باشید که به ایران حمله نظامی خواهم کرد.
شورای انقلاب تصمیم میگیرد که آقای دعایی به همراه مهندس بازرگان و دکتر بهشتی برای تعیین تکلیف به دیدار رهبر انقلاب بروند
در این دیدار ابتدا آقای دعایی شرح کامل ماجرا و تهدید صدام را بیان میکند و رهبر انقلاب در پاسخ به او میگویند : محلش نگذارید!!
سپس مهندس بازرگان به استدلال میپردازد که باید توجه کرد که امروز موقعیت ما در جهان به علت انقلاب چندان مطلوب نیست و اگر گرفتار جنگ شویم همه از طرف مقابل حمایت خواهند کرد، از این گذشته وضعیت ارتش به علت اعدام بسیاری از فرماندهان ارشد آن خوب نیست و به کلی فاقد روحیه لازم برای جنگیدن است بنابراین واجب است از وقوع هرگونه جنگ احتمالی پیشگیری کنیم.
رهبر انقلاب باز میگویند: محلش نگذارید.
مجددا دکتر بهشتی شروع به استدلال میکند که آیتالله خمینی تحمل نمیکنند و از جای خود برمیخیزند و برای بار سوم میگویند: گفتم که محلش نگذارید و به طرف در حرکت میکنند، آقای دعایی که خیلی ناراحت شده بود میگوید: آقا من دیگر به بغداد نمیروم
آقای خمینی پس از تامل کوتاهی رویشان را به طرف دعایی برگردانده و میگویند: وظیفه #شرعی به تو میگوید که بروی و بدون اینکه منتظر پاسخ شوند از اتاق بیرون میروند ...
در مسیر بازگشت به شورای انقلاب آقای دعایی در حالی که گریه میکرده است میگوید: به خدا قسم او [ صدام ] حمله خواهد کرد و هیچکس کاری نمیتواند بکند!!
مدتی بعد عراق به ایران حمله کرد.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
برگی از تاریخ: خاطرات ابراهیم یزدیِ
در سال ١٣٧١ که به ایران آمده بودم به دیدن مرحوم مهندس بازرگان رفتم و صحبت از جنگ ایران و عراق شد
از ایشان پرسیدم که آیا واقعا نمیشد از این جنگ پیش گیری کرد؟
مهندس خاطرهای را در این زمینه نقل کردند که دانستن آن برای آیندگان خالی از لطف نیست:
۵ ماه قبل ازحمله صدام حسین به ایران در ٣٠فروردین ١٣۵٩ تیتر بزرگ روزنامه کیهان این بود : امام ارتش عراق را به قیام بر علیه صدام دعوت کرد.
در اوایل اردیبهشت ١٣۵٩ شورای انقلاب از من خواستند برای رسیدگی به مسئله مهمی جلسه شورا را تشکیل دهیم، وقتی به جلسه رفتم دیدم آقای دعائی سفیر ایران در عراق نیز در جلسه حضور دارد گفتند آقای دعایی گزارشی دارند.
آقای دعایی گفت: در چند ماه اخیر هرچند روز یکبار مرا به وزارت امور خارجه احضار و با ارائه مدارکی به کوشش ایران برای اخلال و آشفتگی در عراق اعتراض میکنند اما هفته گذشته شخص صدام حسین مرا احضار کرد و پس از بیان اعتراض شدید خود نسبت به دخالتها گفت:
این وضع برای من قابل تحمل نیست، شما بروید تهران و به آقای خمینی بگویید من اولین دولتی بودم که جمهوری اسلامی را به رسمیت شناختم و اگر مایلند خود من [ صدام ] شخصا به ایران میآیم تا با مذاکره اختلافات را حل کنیم و اگر مایل نیستند با من مذاکره کنند یک هیئت عالی رتبه به ایران میفرستم و یا آنها یک هیئت برای مذاکره به عراق بفرستد تا اختلافات حل شود چوم در صورت ادامه این وضع مطمئن باشید که به ایران حمله نظامی خواهم کرد.
شورای انقلاب تصمیم میگیرد که آقای دعایی به همراه مهندس بازرگان و دکتر بهشتی برای تعیین تکلیف به دیدار رهبر انقلاب بروند
در این دیدار ابتدا آقای دعایی شرح کامل ماجرا و تهدید صدام را بیان میکند و رهبر انقلاب در پاسخ به او میگویند : محلش نگذارید!!
سپس مهندس بازرگان به استدلال میپردازد که باید توجه کرد که امروز موقعیت ما در جهان به علت انقلاب چندان مطلوب نیست و اگر گرفتار جنگ شویم همه از طرف مقابل حمایت خواهند کرد، از این گذشته وضعیت ارتش به علت اعدام بسیاری از فرماندهان ارشد آن خوب نیست و به کلی فاقد روحیه لازم برای جنگیدن است بنابراین واجب است از وقوع هرگونه جنگ احتمالی پیشگیری کنیم.
رهبر انقلاب باز میگویند: محلش نگذارید.
مجددا دکتر بهشتی شروع به استدلال میکند که آیتالله خمینی تحمل نمیکنند و از جای خود برمیخیزند و برای بار سوم میگویند: گفتم که محلش نگذارید و به طرف در حرکت میکنند، آقای دعایی که خیلی ناراحت شده بود میگوید: آقا من دیگر به بغداد نمیروم
آقای خمینی پس از تامل کوتاهی رویشان را به طرف دعایی برگردانده و میگویند: وظیفه #شرعی به تو میگوید که بروی و بدون اینکه منتظر پاسخ شوند از اتاق بیرون میروند ...
در مسیر بازگشت به شورای انقلاب آقای دعایی در حالی که گریه میکرده است میگوید: به خدا قسم او [ صدام ] حمله خواهد کرد و هیچکس کاری نمیتواند بکند!!
مدتی بعد عراق به ایران حمله کرد.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اَبَرزنی که برای زنان زیست
بانویی که 111 سال قبل درک کرد که مسیر پیشرفت یک جامعه از مدرسه میگذرد. بنیانگذار مدارس دخترانه
توبا آزموده در سال 1286، زمانی که جامعهی سنتی ایران، درس خواندن را برای دختران حرام میدانست با تمام وجود جنگید و ایستادگی کرد تا اولین دبستان دخترانه را در تهران بنیان نهاد.
این دبستان "ناموس" نام داشت و ابتدا در منزل شخصیاش دایر گشت اما بعد از گذشت 8 سال، او توانست تعداد مدرسههای دخترانه را به عدد 6 برساند و 3474 نفر را در آنها ثبتنام کند.
توبا آزموده 21 سال بعد، نخستین دبیرستان دخترانه را نیز تاسیس کرد.
او علاوه بر این ها، مدارس اکابر را نیز برای جذب زنان مسن راهاندازی نمود.
او از پیشگامان جنبش زنان در ایران بود.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بانویی که 111 سال قبل درک کرد که مسیر پیشرفت یک جامعه از مدرسه میگذرد. بنیانگذار مدارس دخترانه
توبا آزموده در سال 1286، زمانی که جامعهی سنتی ایران، درس خواندن را برای دختران حرام میدانست با تمام وجود جنگید و ایستادگی کرد تا اولین دبستان دخترانه را در تهران بنیان نهاد.
این دبستان "ناموس" نام داشت و ابتدا در منزل شخصیاش دایر گشت اما بعد از گذشت 8 سال، او توانست تعداد مدرسههای دخترانه را به عدد 6 برساند و 3474 نفر را در آنها ثبتنام کند.
توبا آزموده 21 سال بعد، نخستین دبیرستان دخترانه را نیز تاسیس کرد.
او علاوه بر این ها، مدارس اکابر را نیز برای جذب زنان مسن راهاندازی نمود.
او از پیشگامان جنبش زنان در ایران بود.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تنها ویدیو از قمرالملوک وزیری در سال ۱۳۳۰ که در فیلم مادر به اصرار دلکش همبازی او شد و دقایقی با ویلون ناصر زرآبادی به خواندن غزلی از سعدی پرداخت. او درآمد دوهزار تومان حاصل از فیلم را به بیمارستان شاهآباد اهدا کرد.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
در جامعهای كه همۀ افراد با هر تخصصی میتوانند شغلی داشته باشند، كارشكنی، حسادت، تهمت، سخنچینی، چاپلوسی و.. كمتر است.
به طور كلی در جامعهای كه نیازهای اساسی انسانها در آن تأمین میشود، افراد بر پایۀ موازین اخلاقی زندگی میكنند.
اخلاقی زیستن
ارتباطی به نصیحت های اخلاقی و ازدیاد مجالس دینی ندارد.
اخلاقی زیستن نیاز به آرامش ذهنی و ثبات اقتصادی دارد.
به جای صرف هزینه های بسیار برای دعاهای مستحب و سخنرانی های خسته کننده و مداحی های سوزناک و خرج برای برپایی مجالس و همایش های بی اثر ؛ بهتر است این ثروت عمومی را به واجبات مردم مخصوصا
ازدواج و شغل منتقل کنند.
#استاد_ملکیان
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
به طور كلی در جامعهای كه نیازهای اساسی انسانها در آن تأمین میشود، افراد بر پایۀ موازین اخلاقی زندگی میكنند.
اخلاقی زیستن
ارتباطی به نصیحت های اخلاقی و ازدیاد مجالس دینی ندارد.
اخلاقی زیستن نیاز به آرامش ذهنی و ثبات اقتصادی دارد.
به جای صرف هزینه های بسیار برای دعاهای مستحب و سخنرانی های خسته کننده و مداحی های سوزناک و خرج برای برپایی مجالس و همایش های بی اثر ؛ بهتر است این ثروت عمومی را به واجبات مردم مخصوصا
ازدواج و شغل منتقل کنند.
#استاد_ملکیان
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یه دانشجوی یمنی 6 سال در آلمان مشغول تحصیل پزشکیه، و به دلیل فقر 6 سال خانوادشو ندیده. دانشگاه با آوردن خانوادش به آلمان، روز تولدش سورپرایزش کرد !
به این میگن فرهنگ درست.دانشگاه و استاد و محیط
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
به این میگن فرهنگ درست.دانشگاه و استاد و محیط
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اعتراف تكان دهنده
از ۱۵۰ نفر كه در دانشگاه شريف رياضيات خواندن تنهایکنفر در ايـران مانده
بزرگـترین صـادرات غیـر نفتی ایران، انسان است
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
از ۱۵۰ نفر كه در دانشگاه شريف رياضيات خواندن تنهایکنفر در ايـران مانده
بزرگـترین صـادرات غیـر نفتی ایران، انسان است
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
اول بسمالله بگویم بهاره رهنما یک مثال است، مثالی از تواناییهای این کشور در به ثمر رساندن اوباش. کاری به این ندارم او میکآپ مخصوص عید غدیر خم دارد! تناقضات جدیدالورود! پیوند همه چیز به همهچیز. به این هم کاری ندارم چرا چند میلیون نفر آدمی را که در خیابان پشت ماشین چند صد میلیونیاش نشسته و بیلاخ نشان میدهد و فریاد میکشد را فالو میکنند. کار من با آن «چاپ هشتم» کتاب شعر اوست. در این رکود و گرانی کتاب چگونه اشعار کسی که مینویسد «من حقوق غذایی خواندهام» و نه قضایی و به خوانندهاش جواب میدهد «چاقال» و در یک خط پنج غلط املایی دارد به این سرعت به فروش رفته و خوانده شده؟ مافیای نشر چه بده بستانی با این اوباش «ضد فرهنگی» دارند؟ غیر از این است که خودشان هم اوباش هستند و پاسکاری لذتبخشی را با شاعران عربدهکش به راه انداختهاند؟ اسم کوروش اسدی را شنیده بودید؟ نویسنده بود، باسواد و آدمحسابی، کتابهایش چاپ نمیشد، کلاسهایش یک شاگرد هم نداشت، چون بلد نبود با ادا و اصولهای کلاهتوری و اراجیف بافتن و بده بستان با مافیای نشر زندگیاش را ادامه دهد، از بیپولی خودش را کشت. آن موقع این انساندوستان شاعرنما کجا بودند؟ در اینستاگرام جلوی بنز دراز میکشیدند و جانماز آب میکشیدند و لایک جمع میکردند و با بادیگارد تردد میکردند. به یقین میگویم به حال و آیندهی کشوری که در آن یک نویسنده خودکشی میکند و یک اراجیفنویس کتابش به چاپ هشتم میرسد، هیچ امیدی نداشته باشید؛ تاریکی عمیقتر از آن است که فکرش را میکنید۰
✍نوشین زرگری
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
اول بسمالله بگویم بهاره رهنما یک مثال است، مثالی از تواناییهای این کشور در به ثمر رساندن اوباش. کاری به این ندارم او میکآپ مخصوص عید غدیر خم دارد! تناقضات جدیدالورود! پیوند همه چیز به همهچیز. به این هم کاری ندارم چرا چند میلیون نفر آدمی را که در خیابان پشت ماشین چند صد میلیونیاش نشسته و بیلاخ نشان میدهد و فریاد میکشد را فالو میکنند. کار من با آن «چاپ هشتم» کتاب شعر اوست. در این رکود و گرانی کتاب چگونه اشعار کسی که مینویسد «من حقوق غذایی خواندهام» و نه قضایی و به خوانندهاش جواب میدهد «چاقال» و در یک خط پنج غلط املایی دارد به این سرعت به فروش رفته و خوانده شده؟ مافیای نشر چه بده بستانی با این اوباش «ضد فرهنگی» دارند؟ غیر از این است که خودشان هم اوباش هستند و پاسکاری لذتبخشی را با شاعران عربدهکش به راه انداختهاند؟ اسم کوروش اسدی را شنیده بودید؟ نویسنده بود، باسواد و آدمحسابی، کتابهایش چاپ نمیشد، کلاسهایش یک شاگرد هم نداشت، چون بلد نبود با ادا و اصولهای کلاهتوری و اراجیف بافتن و بده بستان با مافیای نشر زندگیاش را ادامه دهد، از بیپولی خودش را کشت. آن موقع این انساندوستان شاعرنما کجا بودند؟ در اینستاگرام جلوی بنز دراز میکشیدند و جانماز آب میکشیدند و لایک جمع میکردند و با بادیگارد تردد میکردند. به یقین میگویم به حال و آیندهی کشوری که در آن یک نویسنده خودکشی میکند و یک اراجیفنویس کتابش به چاپ هشتم میرسد، هیچ امیدی نداشته باشید؛ تاریکی عمیقتر از آن است که فکرش را میکنید۰
✍نوشین زرگری
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
معلمان جدید تاریخ!
کتاب «روایت رهبری» که تازه به بازار آمده #خاطراتی_از_آیت_الله_خامنهای درباره ماجرای رهبریش دارد که برای اولین بار منتشر میشود؛ خاطراتی که او قبلا از سرِ تواضع نگفته بود. فقط مشکلش این است که رهبری درست زمانی تواضع را کنار گذاشته که همه شاهدانش مردهاند: هاشمی رفسنجانی، موسوی اردبیلی و احمد خمینی.
در قدم بعد، خاطرهنویس رهبری در نامهای سرگشاده از فرزندان هاشمی خواسته که خاطرات پدر را اصلاح کنند! او تا آنجا پیش رفته که میگوید: «سکوت اعضای خبرگان در قبال روایت مرحوم هاشمی هم دلیلی بر صحت خاطرات ایشان نیست»! معنای روشن این درخواست آن است که همه تاریخنویسیها باید با روایت یک نفر هماهنگ باشد.
این روند البته سالهاست که آغاز شده؛ زیرا برای روایتی متفاوت از تاریخ انقلاب ابتدا باید بخشهایی از گذشته را پاک یا تحریف کرد. ۶خردادماه ۹۲ تنها چند روز پس از ردصلاحيت هاشمی رفسنجانی، رهبری به دانشگاه امام حسین سپاه رفت و «يكى از وظایف مهم مسوولان و فرماندهان این دانشگاه» را تعلیم «تاريخ انقلاب» به مردم و جوانان دانست و تاكيد كرد انقلاب فقط در اين صورت «آیندهای اطمینانبخش و قطعی» دارد. این سخنرانی به نوعی دستور نوشتن تاريخ انقلاب به نظاميان بود؛ پیشتر نوشتم که وقتی یک سازمان يا آكادمى نظامىِ غيرمرتبط با تاريخ، قرار است معلم تاريخ مردم و جوانان شود زمینهسازی برای فردایی است که مبادا كسى بگوید انقلاب اسلامى هم مثل سایر انقلابها فرزندان خود را خورد و همه شركاى انقلاب از نهضت آزادى تا جبهه مشاركت، از چپ تا راست، از منتظرى تا موسوى، كروبى و هاشمى همه را استالينيستى حدف كرد؛ گويا تاريخ انقلاب بايد از نو نوشته شود تا بنابر متن جديد، آيندگان بدانند كه انقلاب از اول چنين فرزندان و صاحبانى نداشته كه بخواهد بخوردشان! اين تاريخ جديدى است كه سپاه بايد معلم آن باشد تا به تعبیر رهبری «زمينهساز آیندهای اطمینانبخش و قطعی» باشد.
پیشتر وقتی معلمان جدید تاریخ با توصیف هاشمی به «حاجآقا خاطره» برخی از خاطرات او را تحقیر و تخفیف میکردند «موسسه تنظيم و نشر آثار امام خمینی» اعلام کرد که اسناد خاطرات او در موسسه موجود است (روزنامه شرق/۲۱مهرماه ۹۲) یک هفته بعد، خبرگزارى فارسِ سپاه، اعلام كرد كه «کمیته جدیدی برای حفظ آثار امام» اعلام موجودیت میکند.(۲۹مهرماه ۹۲)
نمونههای دیگری هم در این سالها اتفاق افتاده؛ مثلا روی جلد کتاب ششم دبستان، با فتوشاپ پوستری از خامنهای را به سر در مسجد جامع خرمشهر (هنگام فتح خرمشهر) اضافه کردند. یا در کتاب درسی تعلیمات اجتماعی سوم راهنمایی (نظام قدیم) چهرهی میرحسین موسوی از تصویر کابینه شهید رجایی حذف شد. این تاریخسازی فقط محدود به وقایع سیاسی نیست؛ مثلا روایتی از جنگ با بیش از ۱۰۰بار چاپ، پرفروشترین کتاب سال۸۸ شد. رهبری نیز در ۲۱ اردیبهشت۸۹ آن را «بسیار خوب و قابل طرح در سطح جهانی» دانست. اما فرمانده تکاوران خرمشهر، این روایت از جنگ را نامعتبر خوانده است. پروژه تحریف تاریخ اهدافی بزرگتر دارد که البته در عصر شبکههای اجتماعی دیگر به آسانیِ گذشته نیست.
میرحسین موسوی در بیانیهی ۳۰خرداد۱۳۸۸ گفته بود: «اینجانب چون به صحنه مینگرم آن را پرداخته شده برای اهدافی فراتر از تحمیل یک دولت ناخواسته به ملت، بلکه تحمیل نوع جدیدی از زندگی سیاسی بر کشور میبینم.». معلمان جدید تاریخ سالهاست که با تحریف تاریخ قدیم، تعریف این «زندگی جدید» را آغاز کردهاند.
محمد جواد اکبرین
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
معلمان جدید تاریخ!
کتاب «روایت رهبری» که تازه به بازار آمده #خاطراتی_از_آیت_الله_خامنهای درباره ماجرای رهبریش دارد که برای اولین بار منتشر میشود؛ خاطراتی که او قبلا از سرِ تواضع نگفته بود. فقط مشکلش این است که رهبری درست زمانی تواضع را کنار گذاشته که همه شاهدانش مردهاند: هاشمی رفسنجانی، موسوی اردبیلی و احمد خمینی.
در قدم بعد، خاطرهنویس رهبری در نامهای سرگشاده از فرزندان هاشمی خواسته که خاطرات پدر را اصلاح کنند! او تا آنجا پیش رفته که میگوید: «سکوت اعضای خبرگان در قبال روایت مرحوم هاشمی هم دلیلی بر صحت خاطرات ایشان نیست»! معنای روشن این درخواست آن است که همه تاریخنویسیها باید با روایت یک نفر هماهنگ باشد.
این روند البته سالهاست که آغاز شده؛ زیرا برای روایتی متفاوت از تاریخ انقلاب ابتدا باید بخشهایی از گذشته را پاک یا تحریف کرد. ۶خردادماه ۹۲ تنها چند روز پس از ردصلاحيت هاشمی رفسنجانی، رهبری به دانشگاه امام حسین سپاه رفت و «يكى از وظایف مهم مسوولان و فرماندهان این دانشگاه» را تعلیم «تاريخ انقلاب» به مردم و جوانان دانست و تاكيد كرد انقلاب فقط در اين صورت «آیندهای اطمینانبخش و قطعی» دارد. این سخنرانی به نوعی دستور نوشتن تاريخ انقلاب به نظاميان بود؛ پیشتر نوشتم که وقتی یک سازمان يا آكادمى نظامىِ غيرمرتبط با تاريخ، قرار است معلم تاريخ مردم و جوانان شود زمینهسازی برای فردایی است که مبادا كسى بگوید انقلاب اسلامى هم مثل سایر انقلابها فرزندان خود را خورد و همه شركاى انقلاب از نهضت آزادى تا جبهه مشاركت، از چپ تا راست، از منتظرى تا موسوى، كروبى و هاشمى همه را استالينيستى حدف كرد؛ گويا تاريخ انقلاب بايد از نو نوشته شود تا بنابر متن جديد، آيندگان بدانند كه انقلاب از اول چنين فرزندان و صاحبانى نداشته كه بخواهد بخوردشان! اين تاريخ جديدى است كه سپاه بايد معلم آن باشد تا به تعبیر رهبری «زمينهساز آیندهای اطمینانبخش و قطعی» باشد.
پیشتر وقتی معلمان جدید تاریخ با توصیف هاشمی به «حاجآقا خاطره» برخی از خاطرات او را تحقیر و تخفیف میکردند «موسسه تنظيم و نشر آثار امام خمینی» اعلام کرد که اسناد خاطرات او در موسسه موجود است (روزنامه شرق/۲۱مهرماه ۹۲) یک هفته بعد، خبرگزارى فارسِ سپاه، اعلام كرد كه «کمیته جدیدی برای حفظ آثار امام» اعلام موجودیت میکند.(۲۹مهرماه ۹۲)
نمونههای دیگری هم در این سالها اتفاق افتاده؛ مثلا روی جلد کتاب ششم دبستان، با فتوشاپ پوستری از خامنهای را به سر در مسجد جامع خرمشهر (هنگام فتح خرمشهر) اضافه کردند. یا در کتاب درسی تعلیمات اجتماعی سوم راهنمایی (نظام قدیم) چهرهی میرحسین موسوی از تصویر کابینه شهید رجایی حذف شد. این تاریخسازی فقط محدود به وقایع سیاسی نیست؛ مثلا روایتی از جنگ با بیش از ۱۰۰بار چاپ، پرفروشترین کتاب سال۸۸ شد. رهبری نیز در ۲۱ اردیبهشت۸۹ آن را «بسیار خوب و قابل طرح در سطح جهانی» دانست. اما فرمانده تکاوران خرمشهر، این روایت از جنگ را نامعتبر خوانده است. پروژه تحریف تاریخ اهدافی بزرگتر دارد که البته در عصر شبکههای اجتماعی دیگر به آسانیِ گذشته نیست.
میرحسین موسوی در بیانیهی ۳۰خرداد۱۳۸۸ گفته بود: «اینجانب چون به صحنه مینگرم آن را پرداخته شده برای اهدافی فراتر از تحمیل یک دولت ناخواسته به ملت، بلکه تحمیل نوع جدیدی از زندگی سیاسی بر کشور میبینم.». معلمان جدید تاریخ سالهاست که با تحریف تاریخ قدیم، تعریف این «زندگی جدید» را آغاز کردهاند.
محمد جواد اکبرین
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
عنوان #تاریخ_طبری
نویسنده #محمد_بن_جریر_طبری
مترجم #ابوالقاسم_پاینده
راوی #اعظم_زرنوشه
16 جلد در 16 فایل فشرده👇👇👇👇
#تاریخی
#کتاب_صوتی
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
تاریخ الرسل و الملوک یا تاریخ الامم والملوک معروف به تاریخ طبری کتابی است به زبان عربی که توسط محمد بن جریر طبری تاریخنگار و محقق مسلمان ایرانی در اواخر سده سوم پس از هجرت به رشته تحریر درآمدهاست. طبری این کتاب را پس از پایان تفسیر قرآنش تألیف نمود. این کتاب، تاریخ را از زمان خلقت شروع کرده و سپس به نقل داستان پیامبران و پادشاهان قدیمی میپردازد. در بخش بعدی کتاب طبری به نقل تاریخ پادشاهان ساسانی میپردازد، و از آنجا به نقل زندگی پیامبر اسلام، محمد میپردازد. در این کتاب وقایع پس از شروع تاریخ اسلامی مقارن با هجرت به مدینه به ترتیب سال تنظیم شده و تا سال ۲۹۳ هجری شمسی را در بر میگیرد.تاریخ طبری دارای ۱۶ جلد و مرجع عمده تاریخ ایران تا اول سده چهارم هجری است، همچنین این کتاب مأخذ عمده بسیاری از کسانی واقع شدهاست که بعد از طبری به تألیف تاریخ اسلام اهتمام ورزیدهاند.تاریخ طبری را «ابوالقاسم پاینده» در سال ۱۳۵۲ ترجمه و توسط انتشارات بنیاد فرهنگ در ۱۵ جلد منتشر نمود. پس از انقلاب این کتاب در ۱۶ جلد توسط انتشارات اساطیر در سالهای ۱۳۶۲ تا ۱۳۶۵ چاپ و عرضه شد. نکته طبری در بیان مطالب از مقایسه مطالب از دید ادیان مختلف نیز پرداخته است. مثل نظر ابنعباس و نظر علمای یهود، نظر علمای مسیحی، و نظر علمای زردشتی.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
عنوان #تاریخ_طبری
نویسنده #محمد_بن_جریر_طبری
مترجم #ابوالقاسم_پاینده
راوی #اعظم_زرنوشه
16 جلد در 16 فایل فشرده👇👇👇👇
#تاریخی
#کتاب_صوتی
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
تاریخ الرسل و الملوک یا تاریخ الامم والملوک معروف به تاریخ طبری کتابی است به زبان عربی که توسط محمد بن جریر طبری تاریخنگار و محقق مسلمان ایرانی در اواخر سده سوم پس از هجرت به رشته تحریر درآمدهاست. طبری این کتاب را پس از پایان تفسیر قرآنش تألیف نمود. این کتاب، تاریخ را از زمان خلقت شروع کرده و سپس به نقل داستان پیامبران و پادشاهان قدیمی میپردازد. در بخش بعدی کتاب طبری به نقل تاریخ پادشاهان ساسانی میپردازد، و از آنجا به نقل زندگی پیامبر اسلام، محمد میپردازد. در این کتاب وقایع پس از شروع تاریخ اسلامی مقارن با هجرت به مدینه به ترتیب سال تنظیم شده و تا سال ۲۹۳ هجری شمسی را در بر میگیرد.تاریخ طبری دارای ۱۶ جلد و مرجع عمده تاریخ ایران تا اول سده چهارم هجری است، همچنین این کتاب مأخذ عمده بسیاری از کسانی واقع شدهاست که بعد از طبری به تألیف تاریخ اسلام اهتمام ورزیدهاند.تاریخ طبری را «ابوالقاسم پاینده» در سال ۱۳۵۲ ترجمه و توسط انتشارات بنیاد فرهنگ در ۱۵ جلد منتشر نمود. پس از انقلاب این کتاب در ۱۶ جلد توسط انتشارات اساطیر در سالهای ۱۳۶۲ تا ۱۳۶۵ چاپ و عرضه شد. نکته طبری در بیان مطالب از مقایسه مطالب از دید ادیان مختلف نیز پرداخته است. مثل نظر ابنعباس و نظر علمای یهود، نظر علمای مسیحی، و نظر علمای زردشتی.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
🔔فرهنگ سپاسگزاری تکه گم شده در پازل فرهنگ ایرانی
✍نوشتاری از اردشیرثابت:چند شب پیش برای یکی از دوستان آلمانی -ایرانی ام در آلمان عکسی برهنه از آنگلامرکل صدراعظم کنونی آلمان فرستادم
ظاهرا این خانم در روزگار جوانی جزو گروه های نچورالیست یا برهنه گرا بوده است اما بعدها عضو حزب دموکرات مسیحی میشود
زیر عکس چند شوخی مردانه با دوست ایرانی-آلمانی ام کردم و عکس برهنه آنگلامرکل را به ریشخند گرفتم این دوست گرامی که ده هاسال است در آلمان بصورت پناهنده زندگی میکند از شوخی من آزرده شد و گفت شاید این زن در گذشته فاسد بوده باشد اما اکنون خدمت های بسیاری به آلمان کرده است
سخن دوست من مرا در شگفتی فرو برد
زیرا او از دشمنان دولت پادشاهی و از سمپاتهای فکری مجاهدین خلق بود
شگفتی من از این رو بود که چگونه یک شهروند در ایران میتواند پادشاهش را تمسخر کند و با نادیده گرفتن همه خدمات آن شاه مرگ او را بخواهد اما همین آدم پس از ده ها سال زندگی در کشوری اروپایی یک سیاستمدار اروپایی را بخاطر خدماتش ستایش کند و از او به هواداری برخیزد!
چندی پیش نیز یکی از دوستانی که به انگلیس پناهنده شده بود از اینکه من به ملکه و پادشاه انگلیس توهین کرده بودم برآشفته شده بود!!
با ذهن کنجکاوم دراین باره بسیار اندیشیدم حتا به مسئله دموکراسی نیز نگاه کردم اما پیوندی در این میان نیافتم
پرسش را بارها در ذهنم تکرار و مرور کردم
چرا یک ایرانی در ایران علیه شاه خود با آن همه خدمات شورش میکند اما در اروپا دربرابر خدمات ناچیز دولتش سر کرنش فرود میاورد!
چگونه یک ایرانی مانند مهدی بازرگان با بورسیه دولت شاهنشاهی به اروپا می رود اما در بازگشت به دشمن درجه یک همان نظام تبدیل میشود؟!
آیا همه چیز زیر سر سرویس های جاسوسی و محفل های ماسونی انگلیسی است؟
هم نه هم آری!
پس از مدتها اندیشیدن سرانجام به یک پاسخ جالب رسیدم
پاسخ این بود : نبود فرهنگ سپاسگزار👌
ما ایرانیان گویا همه از هم طلبکاریم
این فرهنگ از خانواده آغاز و به سطح کلان جامعه گسترش میابد
درخانواده فرزندان تا هنگامی که ازدواج میکنند و حتا پس از آن گمان میکنند نان دادن پدر و مادر وظیفه آنهاست
پدر به سختی نان و آب خانواده را فراهم میاورد اما فرزند زورش میاید از پدر سپاسگزاری کند
مادر وظیفه دارد پخت و پز کند اما فرزند زورش میاید سپاسگزاری کند
این خوی زشت و ناپسند تا بزرگسالی و درسطح جامعه نیز گسترش میابد
دولتی اگر خدمتی کند آن را وظیفه اش میدانیم و از سپاسگزاری دریغ میورزیم میگوییم وظیفه اش بوده است و نه تنها سپاسگزاری نمیکنیم بلکه با فحش و ناسزا آن را به لجن نیز میکشیم
رضاشاه را با آن همه خدمات با تحریک رادیو بی بی سی از کشور بیرون کردیم و بعدها حتا به گورش نیز رحم نکردیم
در حالیکه در ترکیه آتاتورک را مانند پدر میستایند و آرامگاه باشکوهی برایش ساخته اند
محمدرضاشاه را با آن همه خدمات به دستاویز دموکراسی خواهی با فحش و ناسزا بیرونش کردیم و به کشتن دادیم
از عباس هویدا که اقتصاد ایران را به نزدیک به مرز برابری با ژاپن رسانده بود نه تنها سپاسگزاری نکردیم بلکه او را نیز با دست شورشی خویش کشتیم
چکیده آنکه هر کس در این کشور خادم بود او را به فرش ذلت کشاندیم و کشتیم و هر کس خائن بود به عرش و مکنت رساندیم و بر سر خویش گماشتیم
ما ملت ایران بشدت دچار فقر فرهنگی در زمینه فرهنگ سپاسگزاری هستیم
شنیده ام در برخی مدارس ژاپن به دانش آموزان تکلیف میکنند که هفته ای یک بار پای مادران و پدران خود را بشویند
این از نگاه من یک نقطه اوج در نظام آموزشی یک کشور است
فرهنگ سپاسگزاری باید از خانواده ها و از مدارس کشور آموزش داده و پایه گزاری شود
یک ایرانی از کودکی باید فرهنگ سپاسگزاری کردن و قدرشناسی را بیاموزد
دوست ایرانی من علیه شاه شورید اما امروز بابت خدمات انگلامرکل سپاسگزار اوست و نمی گذارد من به او بی احترامی کنم زیرا ده ها سال است بافرهنگ سپاسگزاری در آلمان آمورش و تربیت یافته است
دوست دیگر ایرانی ام در انگلیس جمهوری خواه و دشمن پادشاه ایران بود اما امروز قدردان و چاکر پادشاه انگلیس و دستبوس اوست و میگوید ما هرچه داریم از سایه ملکه است!!
گویا نخستین چیزی که پس از پناهندگی به انگلیس به او آموخته اند فرهنگ والای سپاسگزاری است
آری ما ایرانیان نیز باید بیاموزیم :
دستی را که نان میدهد باید بوسید اگرنه فردا باید پایی را که لگدمان میکند ببوسیم👌
اردشیرثابت بامداد ۲۴تیرماه ۱۳۹۸ خورشیدی
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
🔔فرهنگ سپاسگزاری تکه گم شده در پازل فرهنگ ایرانی
✍نوشتاری از اردشیرثابت:چند شب پیش برای یکی از دوستان آلمانی -ایرانی ام در آلمان عکسی برهنه از آنگلامرکل صدراعظم کنونی آلمان فرستادم
ظاهرا این خانم در روزگار جوانی جزو گروه های نچورالیست یا برهنه گرا بوده است اما بعدها عضو حزب دموکرات مسیحی میشود
زیر عکس چند شوخی مردانه با دوست ایرانی-آلمانی ام کردم و عکس برهنه آنگلامرکل را به ریشخند گرفتم این دوست گرامی که ده هاسال است در آلمان بصورت پناهنده زندگی میکند از شوخی من آزرده شد و گفت شاید این زن در گذشته فاسد بوده باشد اما اکنون خدمت های بسیاری به آلمان کرده است
سخن دوست من مرا در شگفتی فرو برد
زیرا او از دشمنان دولت پادشاهی و از سمپاتهای فکری مجاهدین خلق بود
شگفتی من از این رو بود که چگونه یک شهروند در ایران میتواند پادشاهش را تمسخر کند و با نادیده گرفتن همه خدمات آن شاه مرگ او را بخواهد اما همین آدم پس از ده ها سال زندگی در کشوری اروپایی یک سیاستمدار اروپایی را بخاطر خدماتش ستایش کند و از او به هواداری برخیزد!
چندی پیش نیز یکی از دوستانی که به انگلیس پناهنده شده بود از اینکه من به ملکه و پادشاه انگلیس توهین کرده بودم برآشفته شده بود!!
با ذهن کنجکاوم دراین باره بسیار اندیشیدم حتا به مسئله دموکراسی نیز نگاه کردم اما پیوندی در این میان نیافتم
پرسش را بارها در ذهنم تکرار و مرور کردم
چرا یک ایرانی در ایران علیه شاه خود با آن همه خدمات شورش میکند اما در اروپا دربرابر خدمات ناچیز دولتش سر کرنش فرود میاورد!
چگونه یک ایرانی مانند مهدی بازرگان با بورسیه دولت شاهنشاهی به اروپا می رود اما در بازگشت به دشمن درجه یک همان نظام تبدیل میشود؟!
آیا همه چیز زیر سر سرویس های جاسوسی و محفل های ماسونی انگلیسی است؟
هم نه هم آری!
پس از مدتها اندیشیدن سرانجام به یک پاسخ جالب رسیدم
پاسخ این بود : نبود فرهنگ سپاسگزار👌
ما ایرانیان گویا همه از هم طلبکاریم
این فرهنگ از خانواده آغاز و به سطح کلان جامعه گسترش میابد
درخانواده فرزندان تا هنگامی که ازدواج میکنند و حتا پس از آن گمان میکنند نان دادن پدر و مادر وظیفه آنهاست
پدر به سختی نان و آب خانواده را فراهم میاورد اما فرزند زورش میاید از پدر سپاسگزاری کند
مادر وظیفه دارد پخت و پز کند اما فرزند زورش میاید سپاسگزاری کند
این خوی زشت و ناپسند تا بزرگسالی و درسطح جامعه نیز گسترش میابد
دولتی اگر خدمتی کند آن را وظیفه اش میدانیم و از سپاسگزاری دریغ میورزیم میگوییم وظیفه اش بوده است و نه تنها سپاسگزاری نمیکنیم بلکه با فحش و ناسزا آن را به لجن نیز میکشیم
رضاشاه را با آن همه خدمات با تحریک رادیو بی بی سی از کشور بیرون کردیم و بعدها حتا به گورش نیز رحم نکردیم
در حالیکه در ترکیه آتاتورک را مانند پدر میستایند و آرامگاه باشکوهی برایش ساخته اند
محمدرضاشاه را با آن همه خدمات به دستاویز دموکراسی خواهی با فحش و ناسزا بیرونش کردیم و به کشتن دادیم
از عباس هویدا که اقتصاد ایران را به نزدیک به مرز برابری با ژاپن رسانده بود نه تنها سپاسگزاری نکردیم بلکه او را نیز با دست شورشی خویش کشتیم
چکیده آنکه هر کس در این کشور خادم بود او را به فرش ذلت کشاندیم و کشتیم و هر کس خائن بود به عرش و مکنت رساندیم و بر سر خویش گماشتیم
ما ملت ایران بشدت دچار فقر فرهنگی در زمینه فرهنگ سپاسگزاری هستیم
شنیده ام در برخی مدارس ژاپن به دانش آموزان تکلیف میکنند که هفته ای یک بار پای مادران و پدران خود را بشویند
این از نگاه من یک نقطه اوج در نظام آموزشی یک کشور است
فرهنگ سپاسگزاری باید از خانواده ها و از مدارس کشور آموزش داده و پایه گزاری شود
یک ایرانی از کودکی باید فرهنگ سپاسگزاری کردن و قدرشناسی را بیاموزد
دوست ایرانی من علیه شاه شورید اما امروز بابت خدمات انگلامرکل سپاسگزار اوست و نمی گذارد من به او بی احترامی کنم زیرا ده ها سال است بافرهنگ سپاسگزاری در آلمان آمورش و تربیت یافته است
دوست دیگر ایرانی ام در انگلیس جمهوری خواه و دشمن پادشاه ایران بود اما امروز قدردان و چاکر پادشاه انگلیس و دستبوس اوست و میگوید ما هرچه داریم از سایه ملکه است!!
گویا نخستین چیزی که پس از پناهندگی به انگلیس به او آموخته اند فرهنگ والای سپاسگزاری است
آری ما ایرانیان نیز باید بیاموزیم :
دستی را که نان میدهد باید بوسید اگرنه فردا باید پایی را که لگدمان میکند ببوسیم👌
اردشیرثابت بامداد ۲۴تیرماه ۱۳۹۸ خورشیدی
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تصنیف "رفتم که رفتم " با زبان ترکی، و فارسی در کنسرتی در شهر باکو
زیباست حتما ببینید
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
زیباست حتما ببینید
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سیستم خوب یا انسان خوب ! مساله کدام است ؟!
چرا بجای تمرکز بر گزینش انسان های خوب ؛ باید بر ایجاد سیستم های خوب همت گماشت ؟
✍غلامرضا مصدق
تحويلدار بانك از نظر سلسله مراتب سازمانی بانک در پایین ترین رتبه قرار دارد . تقریبا ً تمامی دریافت و پرداختهای بانک توسط تحویلدار انجام میشود ، به عبارتی پولهای بانک در اختیار تحویلدار است .
آیا تا بحال شنیده ايد تحویلداری پولهای بانک را اختلاس کرده باشد ؟ قطعاً خير . آيا هزاران هزار تحويلدار بانك شاغل و بازنشسته همگی انسانهای پرهیزکار و امانتداری بوده و هستند که حتی یک مورد خیانت در امانت از اینهمه آدم تا بحال مشاهده نشده ؟ خیر ، همگی انسانهای معمولی هستند ، نمازخوان ، نماز نخوان ، اخلاق مدار ، بي اخلاق ، انساندوست ، بي تفاوت ، ..... در این لشگر چند ده هزار نفری همه جور آدم وجود دارد . اما علیرغم اینهمه تفاوت همگی در یک ویژگی مشترک هستند ، هیچکدام حتی با وجود نیاز شدید به پول و تنگدستی هرگز به پول زیادی که همواره در اختیارشان خیانت نمی کنند .
بانکها و بسیاری از سازمانهای مشابه بجای اتکا به ویژگیهای اخلاقی پرسنل خود ، با طراحی و اجرای سیستم های کنترلی کارآمد ، عملی و کم هزینه ، از انسانهای معمولی کارمندانی درستکار و کارآمد می سازند . حال فرض كنيد بانکها بجای اتکا به سیستم کنترلی دریافت و پرداخت تحویلداران بر گزینش و بکارگیری انسانهای خوب تمرکز میکردند ، خدا میداند الان بانکها چند هزار پرونده تخلف و تعدی تحویلدار داشتند؟ .
در ايران بر اساس يك قانون نانوشته با لحاظ کردن ملاحظاتي ، نظام اداري عملاً نه بر طراحي و اجرای سيستم خوب بلكه برمبناي گزينش و بکارگیری انسانهای خوب شکل گرفته است . معیار خوب بودن هم عمل به مناسک دینی و مهمتر از آن وفاداری است . چون در هر دو معیار از کاربلدی خبر زیادی نیست ، افراد فرصت طلب و ناتوان با تظاهر به وفاداری و انجام مناسک دینی بدون دارا بودن توانایی خاصی میتوانند جواز قرار گرفتن در مناصب را بگیرند .
افراد توانمند ، باسواد و مطمئن از توانایی خود نیازی به تظاهر نمی بینند و معمولاً از ابراز وفاداری چاپلوسانه به مقامات هم گریزان هستند ، در نتیجه در نظام اداري تقاضای زیادی برای آنها وجود ندارد ، معدود راه یافته گان آزاده و توانمند به بدنه مدیریتی هم بعد از مدتی دلسرد و سرخورده شده یا سازمان متبوع خود را ترک میکنند یا با منزوی شدن و گوشه گیری به گذران ایام مشغول میشوند .
اگر انتقادت از ناکارآمدی و فساد گسترده نظام اداری را در رسانه ها و خطابه ها دنبال کنیم اکثر منتقدین بکار نگرفتن انسانهای خوب( كه اين روزها جوانان انقلابي خطاب ميشوند ) و عدم نظارت کافی را دلیل اصلی ناکارآمدی و فساد نظام اداری میدانند . یعنی همان اشتباهی که مسئولین ما به سهو و عمد مرتکب میشوند ، اکثر منتقدین هم به سهو مرتکب اشتباه در تشخیص درد ميشوند .
اولاً در هيچ جاي دنيا نظام اداري كارآمد و عاري از فساد مبتنی بر انسانهای خوب مشاهده نشده که ما دومی آن باشیم . ثانیاً ، چرا به جای سیستم های خود کنترل به نظام های متکی بر انسانهای خوب اتکا کنیم که برای مانع شدن از لغزش آنها سیستم های عریض و طویل و پرهزینه نظارتی ایجاد کنیم ،
الان به همان اندازه که نظام اداری ما ناکارآمد و فاسد است ، سازمانهای نظارتی هم به درجاتی دچار این بلیه هستند ، بعيد است كشوری در دنیا وجود داشته باشد که به اندازه ایران تشکیلات نظارتی داشته باشد . ثالثاً ، در بين متهمان و محكومان فساد اداري هيچ غير خودی که خارج از چارچوب نظام گزينشي سفت و سخت نظام گزینش نشده باشد وجود ندارد و به ظاهر همه هم ظواهري متشرع دارند .
نظام اداری ما به دلیل ساختار از اساس غلط آن روز به روز ناکارآمد و فسادپذیرتر میشود ، با حفظ ساختار فعلی و اتکا محض به بگیر و ببند برای اصلاح آن قطعاً راه بجايي نخواهد برد .
سيستم هاي خوب انسانهاي بد را هم به درستكاري واميدارند و آدم هاي خوب در سيستم هاي بد دچار لغزش ميشوند . بي راه نيست اگر فاسدان نظام اداري را به نوعي قرباني سيستم هاي فساد پذير محسوب كنيم
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سیستم خوب یا انسان خوب ! مساله کدام است ؟!
چرا بجای تمرکز بر گزینش انسان های خوب ؛ باید بر ایجاد سیستم های خوب همت گماشت ؟
✍غلامرضا مصدق
تحويلدار بانك از نظر سلسله مراتب سازمانی بانک در پایین ترین رتبه قرار دارد . تقریبا ً تمامی دریافت و پرداختهای بانک توسط تحویلدار انجام میشود ، به عبارتی پولهای بانک در اختیار تحویلدار است .
آیا تا بحال شنیده ايد تحویلداری پولهای بانک را اختلاس کرده باشد ؟ قطعاً خير . آيا هزاران هزار تحويلدار بانك شاغل و بازنشسته همگی انسانهای پرهیزکار و امانتداری بوده و هستند که حتی یک مورد خیانت در امانت از اینهمه آدم تا بحال مشاهده نشده ؟ خیر ، همگی انسانهای معمولی هستند ، نمازخوان ، نماز نخوان ، اخلاق مدار ، بي اخلاق ، انساندوست ، بي تفاوت ، ..... در این لشگر چند ده هزار نفری همه جور آدم وجود دارد . اما علیرغم اینهمه تفاوت همگی در یک ویژگی مشترک هستند ، هیچکدام حتی با وجود نیاز شدید به پول و تنگدستی هرگز به پول زیادی که همواره در اختیارشان خیانت نمی کنند .
بانکها و بسیاری از سازمانهای مشابه بجای اتکا به ویژگیهای اخلاقی پرسنل خود ، با طراحی و اجرای سیستم های کنترلی کارآمد ، عملی و کم هزینه ، از انسانهای معمولی کارمندانی درستکار و کارآمد می سازند . حال فرض كنيد بانکها بجای اتکا به سیستم کنترلی دریافت و پرداخت تحویلداران بر گزینش و بکارگیری انسانهای خوب تمرکز میکردند ، خدا میداند الان بانکها چند هزار پرونده تخلف و تعدی تحویلدار داشتند؟ .
در ايران بر اساس يك قانون نانوشته با لحاظ کردن ملاحظاتي ، نظام اداري عملاً نه بر طراحي و اجرای سيستم خوب بلكه برمبناي گزينش و بکارگیری انسانهای خوب شکل گرفته است . معیار خوب بودن هم عمل به مناسک دینی و مهمتر از آن وفاداری است . چون در هر دو معیار از کاربلدی خبر زیادی نیست ، افراد فرصت طلب و ناتوان با تظاهر به وفاداری و انجام مناسک دینی بدون دارا بودن توانایی خاصی میتوانند جواز قرار گرفتن در مناصب را بگیرند .
افراد توانمند ، باسواد و مطمئن از توانایی خود نیازی به تظاهر نمی بینند و معمولاً از ابراز وفاداری چاپلوسانه به مقامات هم گریزان هستند ، در نتیجه در نظام اداري تقاضای زیادی برای آنها وجود ندارد ، معدود راه یافته گان آزاده و توانمند به بدنه مدیریتی هم بعد از مدتی دلسرد و سرخورده شده یا سازمان متبوع خود را ترک میکنند یا با منزوی شدن و گوشه گیری به گذران ایام مشغول میشوند .
اگر انتقادت از ناکارآمدی و فساد گسترده نظام اداری را در رسانه ها و خطابه ها دنبال کنیم اکثر منتقدین بکار نگرفتن انسانهای خوب( كه اين روزها جوانان انقلابي خطاب ميشوند ) و عدم نظارت کافی را دلیل اصلی ناکارآمدی و فساد نظام اداری میدانند . یعنی همان اشتباهی که مسئولین ما به سهو و عمد مرتکب میشوند ، اکثر منتقدین هم به سهو مرتکب اشتباه در تشخیص درد ميشوند .
اولاً در هيچ جاي دنيا نظام اداري كارآمد و عاري از فساد مبتنی بر انسانهای خوب مشاهده نشده که ما دومی آن باشیم . ثانیاً ، چرا به جای سیستم های خود کنترل به نظام های متکی بر انسانهای خوب اتکا کنیم که برای مانع شدن از لغزش آنها سیستم های عریض و طویل و پرهزینه نظارتی ایجاد کنیم ،
الان به همان اندازه که نظام اداری ما ناکارآمد و فاسد است ، سازمانهای نظارتی هم به درجاتی دچار این بلیه هستند ، بعيد است كشوری در دنیا وجود داشته باشد که به اندازه ایران تشکیلات نظارتی داشته باشد . ثالثاً ، در بين متهمان و محكومان فساد اداري هيچ غير خودی که خارج از چارچوب نظام گزينشي سفت و سخت نظام گزینش نشده باشد وجود ندارد و به ظاهر همه هم ظواهري متشرع دارند .
نظام اداری ما به دلیل ساختار از اساس غلط آن روز به روز ناکارآمد و فسادپذیرتر میشود ، با حفظ ساختار فعلی و اتکا محض به بگیر و ببند برای اصلاح آن قطعاً راه بجايي نخواهد برد .
سيستم هاي خوب انسانهاي بد را هم به درستكاري واميدارند و آدم هاي خوب در سيستم هاي بد دچار لغزش ميشوند . بي راه نيست اگر فاسدان نظام اداري را به نوعي قرباني سيستم هاي فساد پذير محسوب كنيم
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🔴عصر جدید، تمام شد یا شروع شد؟
اگر یک اصلاحطلب برنامۀ «عصر جدید» را میساخت، کیهان چنین مینوشت: «لیبرالها با نفوذ به رسانۀ ملی، در حال تأسیس و ترویج فرهنگ غربی در ایران هستند و با کپیبرداری از برنامۀ ماهوارهایِ «گات تالنت» (Got Talent)، قصد تثبیت سبک زندگی آمریکایی (American lifestyle) در ایران اسلامی را دارند». کیهان بدون شک میپرسید: اصلاً چه معنی دارد در مملکت اسلامی، زن و مرد در یک سالن بزرگ کنار هم بنشینند و تشویق کنند و جیغ و هورا بکشند!
اما کیهان نه نوشت، نه پرسید؛ چرا که پشت پرده صحنۀ جذاب عصر جدید، ریسمانش دست همان سازمان رسانهای «اوجِ» سپاه است، که بعد از همکاری با حاتمیکیا در «به وقت شام» و تأمین بودجۀ «پایتخت ۵» به شرط تبلیغ اپلیکیشن امنیتی «روبیکا» (که مدام ارسطو تکرار میکرد: روبیکا نصبکن، رایگان ببین) و اینکه نقی معمولی بگوید: «اگر ما در سوریه با داعش نجنگیم، باید در تهران بجنگیم» (بدون اینکه بگوید مگر ما اصلاً مرز مشترک با سوریه داریم)، و بعد از تجربۀ ناموفق شبکۀ کم مخاطب افق، ناگهان شبکۀ پر مخاطب «سه» را تصاحب کردند.
جریانی که برای تعامل با آن، لازم نیست اصولگرا باشید، فقط کافیست اصلاحطلب نباشید. برای نمونه، میتوانی امین حیایی باشی، با همان سبک زندگی خودت، ولی در فیلم «قلادههای طلا» بازی کنی. اگر هم بابتش منفور مردم شدی، ما دوباره و براحتی با انتخاب به عنوان داور (تو فقط بگو دوست داشتم، دوست نداشتم)، محبوبت خواهیم کرد. اما اگر عادل فردوسیپور هم باشی، با آن سابقه در مبارزه با فساد در ورزش؛ مؤلف، مترجم و استاد دانشگاه؛ و محبوب مردم، ولی اصلاحطلب باشی، باید نباشی! در واقع عصر جدید رساندن این پیام به جامعه و سلبریتیهاست، که: «هر چه میخواهید باشید، اما اصلاحطلب نباشید» و این یعنی بالا بردن هزینۀ عرصۀ اصلاحطلبی برای جامعه و خاکستریسازی سیاسی. امری که مالاً موجب تولید و ترویج احسان علیخانی شدن میشود. آهنربای رسانهای «مثلاً مستقل» اما «عملاً عامل». از محمدرضا میثاقی تا محمدرضا گلزار. در لحظۀ پایانی عصر جدید، علیخانی گفت: «این یک برنامۀ مستقل بود، بدون گرایش سیاسی»؛ از او میپرسم: آیا هر فرد مستقل دیگری اجازۀ ساخت این برنامه را داشت و دارد؟ آیا اگر همین جمعیت، تماشاگر فوتبال باشند، «تهاجم فرهنگی» محسوب نمیشود؟
باری؛ به گمانم پایان عصر جدید، آغاز عصر جدیدی در صحنه و سنخ سیاستورزی اقتدراگرایان است. عصری که با یک چرخش استراتژیک، حساسیتهای سیاسیشان تقدمی چشمگیر به ارزشهای فرهنگیشان پیدا کرده! ایشان به درستی دریافتهاند که بایستی با تهدید و تخریب و تحدید و تضعیفِ بنیه و برد اجتماعی رقیب، نخست حاکمیت یکپارچه و یکدست شود، سپس محدودیتهای فرهنگی اعمال یا تحمیل شود؛ به تعبیر بهتر، از کار انداختن مغزِ جسمِ مدنیِ جامعه. پس باید منتظر رفتارهای تاکتیکیِ مردمپسند بعدی این جریان بود؛ چرا که در عصر جدید: «اقتدارگراها مهربان میشوند».
✍هادی فردانش
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🔴عصر جدید، تمام شد یا شروع شد؟
اگر یک اصلاحطلب برنامۀ «عصر جدید» را میساخت، کیهان چنین مینوشت: «لیبرالها با نفوذ به رسانۀ ملی، در حال تأسیس و ترویج فرهنگ غربی در ایران هستند و با کپیبرداری از برنامۀ ماهوارهایِ «گات تالنت» (Got Talent)، قصد تثبیت سبک زندگی آمریکایی (American lifestyle) در ایران اسلامی را دارند». کیهان بدون شک میپرسید: اصلاً چه معنی دارد در مملکت اسلامی، زن و مرد در یک سالن بزرگ کنار هم بنشینند و تشویق کنند و جیغ و هورا بکشند!
اما کیهان نه نوشت، نه پرسید؛ چرا که پشت پرده صحنۀ جذاب عصر جدید، ریسمانش دست همان سازمان رسانهای «اوجِ» سپاه است، که بعد از همکاری با حاتمیکیا در «به وقت شام» و تأمین بودجۀ «پایتخت ۵» به شرط تبلیغ اپلیکیشن امنیتی «روبیکا» (که مدام ارسطو تکرار میکرد: روبیکا نصبکن، رایگان ببین) و اینکه نقی معمولی بگوید: «اگر ما در سوریه با داعش نجنگیم، باید در تهران بجنگیم» (بدون اینکه بگوید مگر ما اصلاً مرز مشترک با سوریه داریم)، و بعد از تجربۀ ناموفق شبکۀ کم مخاطب افق، ناگهان شبکۀ پر مخاطب «سه» را تصاحب کردند.
جریانی که برای تعامل با آن، لازم نیست اصولگرا باشید، فقط کافیست اصلاحطلب نباشید. برای نمونه، میتوانی امین حیایی باشی، با همان سبک زندگی خودت، ولی در فیلم «قلادههای طلا» بازی کنی. اگر هم بابتش منفور مردم شدی، ما دوباره و براحتی با انتخاب به عنوان داور (تو فقط بگو دوست داشتم، دوست نداشتم)، محبوبت خواهیم کرد. اما اگر عادل فردوسیپور هم باشی، با آن سابقه در مبارزه با فساد در ورزش؛ مؤلف، مترجم و استاد دانشگاه؛ و محبوب مردم، ولی اصلاحطلب باشی، باید نباشی! در واقع عصر جدید رساندن این پیام به جامعه و سلبریتیهاست، که: «هر چه میخواهید باشید، اما اصلاحطلب نباشید» و این یعنی بالا بردن هزینۀ عرصۀ اصلاحطلبی برای جامعه و خاکستریسازی سیاسی. امری که مالاً موجب تولید و ترویج احسان علیخانی شدن میشود. آهنربای رسانهای «مثلاً مستقل» اما «عملاً عامل». از محمدرضا میثاقی تا محمدرضا گلزار. در لحظۀ پایانی عصر جدید، علیخانی گفت: «این یک برنامۀ مستقل بود، بدون گرایش سیاسی»؛ از او میپرسم: آیا هر فرد مستقل دیگری اجازۀ ساخت این برنامه را داشت و دارد؟ آیا اگر همین جمعیت، تماشاگر فوتبال باشند، «تهاجم فرهنگی» محسوب نمیشود؟
باری؛ به گمانم پایان عصر جدید، آغاز عصر جدیدی در صحنه و سنخ سیاستورزی اقتدراگرایان است. عصری که با یک چرخش استراتژیک، حساسیتهای سیاسیشان تقدمی چشمگیر به ارزشهای فرهنگیشان پیدا کرده! ایشان به درستی دریافتهاند که بایستی با تهدید و تخریب و تحدید و تضعیفِ بنیه و برد اجتماعی رقیب، نخست حاکمیت یکپارچه و یکدست شود، سپس محدودیتهای فرهنگی اعمال یا تحمیل شود؛ به تعبیر بهتر، از کار انداختن مغزِ جسمِ مدنیِ جامعه. پس باید منتظر رفتارهای تاکتیکیِ مردمپسند بعدی این جریان بود؛ چرا که در عصر جدید: «اقتدارگراها مهربان میشوند».
✍هادی فردانش
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️