پرواز فکر و اندیشه
1.18K subscribers
4.2K photos
2.09K videos
84 files
981 links
‏جاویدشاه فقط یه شعار نیست…

عهد ما با ایران و هزاران سال پادشاهی‌ست…
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همین ۴۰ ثانیه ثابت میکند ۴۰ سال مسئولین فقط گند زدن‌

رقیب چینی بوگاتی ، هونگچی S9 با قیمت 2 میلیون یورو !

- خودروسازی حرفه ای چین ۱۸ سال است که شروع شده و و خودروسازی ایران ۵۱ سال !

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک جوان ۲۰ ساله با کنار هم قرار دادن این تصاویر یک کلیپ ۱۰۰ ثانیه ای شاهکار برای بشریت ساخته که دیدنش را به تک تک شما توصیه می کنم! این کلیپ تحسین و تشویق بسیاری از بزرگان و بینندگان را به همراه داشته و جوایز بسیاری برده است! به نظرم روی هر تصویر استُپ کنید و چند ثانیه بیشتر ببینید! این دقیقا قصه پر غصه تک تک ما ایرانیان و جهانیان است! انگار همه را به اسارت گرفته اند و سالهاست اسیر شده ایم و خبر نداریم!

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
درست مثل سقوط دیکتاتورها. گاهی فقط یک تلنگر لازم است.

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


«علم برتر است یا تتلو؟»

از قضا درست در روز بازگشایی مدرسه‌ها، اول مهر، خبر مضحکی حتی در رسانه‌های جدی پخش می‌شود. امیرحسین مقصودلو، معروف به تتلو، در اینستاگرام از دنبال‌کنندگانش خواسته است برایش چند میلیون کامنت بگذارند تا رکورد کامنت‌گذاری اینستاگرامی شکسته شود و اعلاحضرت هم در مقابل فالووِرنوازی خواهد کرد و آهنگ جدیدش را منتشر می‌کند. هواداران هم کوتاهی نکرده‌اند و لبیک‌گویان تا این لحظه‌ای که این متن را می‌نگارم قریب شانزده میلیون کامنت برایش گذاشته‌اند. چه رکوردشکنی اندوهباری...

پیش از هر چیز بگویم که برای شخص تتلو و سبک زندگی‌اش احترام قائلم و حتی حاضرم او را در مقایسه با برخی ستایش کنم. تتلو هر چه هست با خودش و محیط اطرافش صادق است. به شخصه افرادی را که ظاهر و باطنشان یکی است بر دورویانِ ظاهرفریب و کژاندیشان ظاهرالصلاح که شمارشان هم کم نیست ــ و هیچ‌گاه در فرهنگ ما شمارشان کم نبوده است ــ ترجیح می‌دهم.
️
تتلو مختار است آن‌سان که دوست دارد زندگی کند و زندگی شخصی‌اش به کسی ارتباط ندارد. اما مسئله از جایی اجتماعی می‌شود (و به دیگران هم ربط می‌یابد) که او نماد یک ذوق و سلیقه می‌شود و با گفتار و کردار و سبک زندگی خود بخشی از جامعه را نمایندگی می‌کند.

این‌که بخشی از جامعه به چه محصول فرهنگی میل دارد، ذائقۀ جامعه را نشان می‌دهد و این ذائقه پر از نکات گویا دربارۀ کارنامۀ فرهنگی جامعه است. برای این‌که یادآوری کنم در مورد چه حرف می‌زنیم، فقط دو سطر از ترانه‌های تتلو را ــ جسارتاً ـــ بدون روتوش و سانسور بخوانیم: «جلوی غریبه‌ها هی خودتو لخت می‌کنی! / تو اصلاً خوشت میاد اعصابمو تخمی کنی! / جلو هر خری راحت حرف رکیک می‌زنی / توی لاشی حتی با رفیقامم تیک می‌زنی...» آن کامنت‌گذاری پانزده میلیونی نتیجۀ عشق وافر به چنین آثاری است...

انتظار ندارم «ذوق و سلیقۀ عامه» دنبال ژیمنوپِدی‌های اریک ساتی و آداجوهای باخ باشد؛ سلیقۀ عامه همیشه شکنجه‌گر روح و روانِ سخت‌سلیقگان است. اما مسئله این است که این «سلیقۀ عام» تا حد زیادی بازتاب‌دهندۀ عیار جامعه نیز هست؛ بازتاب‌دهندۀ مسیر جامعه، میزان پروردگی ذهن جمعی و در یک کلام نوعی «سنجۀ فرهنگی‌ـ‌اجتماعی» است؛ نوعی «عمق‌سنج» است. ذوق عامه، اینکه مردم از چه خوششان می‌آید و چه‌چیز را دنبال (فالو) می‌کنند مهم است و حال و روز آن جامعه را تا حدی نشان می‌دهد. تردید نکنیم که «از کوزه همان برون تراود که در اوست».

حرف اصلی‌ام این است که معتقدم ما دچار نوعی «بحران نیروی انسانی» هستیم. مشکل ضعف نیروی انسانی را همیشه داشته‌ایم، اما امروز به بحران بدل شده است چون دستگاه‌های انسان‌سازی‌مان دچار مشکلات اساسی است.

کیفیت نیروی انسانی ما و در نتیجه کیفیت جامعه و میزان زایایی ما رشد که نمی‌کند هیچ، در افول مستمر به سر می‌برد. دلایل این افول متکثر و گونه‌گون است و تقصیر آن هم به گردن همه است. اما در این میان سیاستگذاران که در بارۀ ساختارهای آموزشی، نحوۀ تقسیم منابع، محتواهای فرهنگی و تقریباً همه‌چیز تصمیم‌گیری می‌کنند، بیش از همه مقصرند.

سیاست‌های فرهنگی تنگ‌نظرانه به چیزی بهتر از این ختم نمی‌شود. وقتی «محتوا»ی فرهنگی فدای «شکل و ظاهر» تحمیلی می‌شود و همۀ ابزارها و داشته‌ها و ثروت‌های عمومی خرج (و قربانی) یک اندیشه و یک نگاه رسمی می‌شود، وقتی فقط یک قرائت از هر چیز ترویج می‌شود و حتی گاه محتوای فرهنگی ناب تحمل نمی‌شود، نتیجه ظهور و رکوردشکنی تتلو و تتلوهاست.

ما که گُل بودیم (از آن گل‌ها که تتلو می‌کشد)، گویا قرار است به سرعت به انواع سبزه‌ها هم آراسته ‌شویم. منتظر باشیم تا پدیده‌های این‌چنینی روز‌به‌روز هم بیشتر شود.

در جامعه‌ای که مردمانش به دلیل شلاق‌گردانیِ کاپیتالیسم بنجل، دلّالانه و غیرمولّد حاکم به ناگزیر هر روز مادی‌تر می‌شوند و از دیگر سو علم به همه‌کار می‌آید مگر امرار معاش و ارتقای جایگاه اجتماعی (چون همه‌چیز قلابی‌ شده)، بنابراین پرسش دیرینۀ «علم برتر است یا ثروت؟» دیگر دوگانه‌ای نابجا و پرسشی بی‌معناست.

امروز به مرحله‌ای رسیده‌ایم که باید بپرسیم «علم برتر است یا تتلو؟» تتلویی که تا همین یکی دو سال پیش چیزی نمانده بود به یک بازیگر سیاسی بزرگی هم تبدیل شود. به گمانم خودش حوصله نداشت سیاسی‌تر از آن شود، وگرنه راه باز بود...

✍مهدی تدینی

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
تاریخ طبری جلد هفت.zip
289.7 MB
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith

کاش دربارۀ شمس و مولانا فیلم نسازند!

در خبرها خواندم که آقای حسن فتحی قرار است فیلمی دربارۀ زندگی مولانا بسازد. اسم فیلم گویا «مست عشق» است و به مناسبات پیچیدۀ مولانا با شمس تبریزی می‌پردازد. مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید می‌ترسد؛ یکی‌دو سریال دربارۀ مولانا ساخته شد و دیدیم چقدر سبک بود. نباید منفی‌باف باشم اما نمی‌دانم چرا خیال می کنم این فیلم در شأن مولانا و شمس نخواهد بود. لابد می‌خواهند در فیلم از روابط عرفانی و عاشقانۀ مولانا و شمس بگویند و می‌شود حدس زد چه درهمجوش مبتذلی خواهد بود. چگونه می‌خواهند آن حالات و سخنان نازک و باریک و بلند را در فیلم به قول معروف «در بیاورند». کاش آقایان اساسا از این خیال منصرف می‌شدند.

اما اگر در تصمیمشان مصر هستند دست‌کم ای کاش کار تحقیق را بسیار بسیار جدی بگیرند و با مولاناشناسان موثق روزگار مشورت کنند و برابر نصّ نظریات آنان قیاس و اجتهاد نکنند. منظورم از مولاناشناس محمدعلی موحد و شفیعی کدکنی و سروش است و کسانی که این استادان تأیید کنند. چارچوب اصلی شخصیت شمس را در نوشته‌های استاد موحد بیابند و مولانا را اجمالا در قاب فروزانفر و نیکلسون و زرین‌کوب و موحد و شفیعی و سروش ببینند( البته سروش آنجا که با مولانا سیاست‌نامه‌نویسی نمی‌کند). کاش این فیلم فقط به وقایع عصر مولانا و شمس و روبنای زندگی آنان بپردازند و وارد معقولات و عرفان‌بافی نشود. کاش این فیلم از سلوک اخلاقی مولانا و شمس بگوید و نگاه انتقادی روشن آنان را به ساحت‌های مختلف زندگی اجتماعی روزگارشان تصویر کند. مبادا فیلمنامه‌نویس در دام کرامات‌بافی زندگینامه‌نویسان کهن مولانا بیفتد و بخواهد مکاشفات و حالات باطنی و معنوی را به تصویر بکشد. کتب مقامات صوفیه منطق خاص خودش را دارد. همچنین در زمانۀ ما انبوهی کتاب راجع به مولانا نوشته شده که بسیاری از آنها ارزش علمی ندارد. کارگردان و فیلمنامه‌نویس با چه کسانی مشورت می‌کنند تا بدانند به چه منابعی باید رجوع کنند و کدام مآخذ را باید کنار بگذارند؟ زبان و لحن و لهجۀ عصر مولانا را چگونه می‌خواهند بسازند. زبان شمس و مولانا را چگونه می‌سازند؟ مبادا زبان شمس و مولانا بازیچۀ کودکان کوی گردد. ملفوظات شمس و مولانا هست و می‌توان با کمک مطلّعان زبانشان را بازسازی کرد. کاش آقایان کار را سهل نگیرند. کاش حرمت شمس و مولانا و فرهنگ و ادب ایران مهم دانسته شود.

چند نکته دیگر هم عرض کنم. اول اینکه اگر این فیلم با مساهمت و شرکت افغان‌ها ساخته می‌شد خوب و مناسب بود اما با تهیه‌کنندۀ ترکیه‌ای به مصلحت نیست. این انتقاد را دیگران هم گفته‌اند و من با آن همداستانم. ترکیه در این موضوع خاص معارض و غاصب حق ملّی ماست. با دروغ و جعل، حقایق علمی را زیر پا می‌گذارد و مفاخر مسلّم ایرانی را ترک می‌خواند. چرا باید دم به دم آنها داد و در موضوعی که محل نزاع است و حق با ماست، مسامحه کرد و روزۀ شک‌دار گرفت.
دیگر اینکه فیلمنامه باید به نحوی نوشته شود و کارگردان طوری فیلم را بسازد که شمس تبریزی در "خوی" بمیرد. این یک مسئلۀ ملی است. تحقیق علمی شده و دانشمندان دربارۀ آن مقالات استوار نوشته‌اند. آرامگاه شمس در خوی است نه قونیه. اگر سرمایه‌گذار ترک قبول نکرد هنرپیشه‌ها زیربار این جعل تاریخی نروند و بازی نکنند. ای وای که ما خودمان هم به آرامگاه شمس بی‌مهریم.
سوم اینکه آسیای صغیر/ روم/ ترکیه در عصر مولانا جزو قلمرو فرهنگی ایران بزرگ و در حوزۀ زبان فارسی بوده است. نه اینکه زبان ترکی در آنجا رواج نداشته است. می‌دانیم که مولانا هم مقداری عبارات ترکی دارد. ولی زبان مولانا و شمس فارسی بوده است. همچنین مؤلفه‌های ایرانی در سراپای زندگی اجتماعی آسیای صغیر ،در قرن هفتم، تنیده شده بوده است. شاه و وزیر و امیر در محیط زندگی مولانا، نام‌های شاهنامه‌ای داشتند و عاشق شاهنامه بودند و به زبان فارسی شعر می‌گفتند. آسیای صغیر یکی از کانون‌های شعر و ادب و زبان فارسی بوده است. کارگردان اگر می‌خواهد به علم و حقیقت وفادار باشد باید جزئیات مستند و موثق ایرانی بودن محیط زندگی مولانا را از منابع استخراج کند و در فیلمش نشان دهد. مبادا محیطی شبیه به سریال‌های تاریخی ترک که از شبکه‌های ماهواره‌ای پخش می‌شود٬ بر پرده‌های سینما بنشاند.
نکتۀ آخر اینکه لابد در فیلم شعر خوانده خواهد شد. باید مراقبت اکید شود که شعرها درست خوانده شود و از وزن نیفتد. مبادا مولانا جلال‌الدین و مولانا شمس تبریزی سخن خود را در فیلم غلط بخوانند. مثل سریال شهریار که شهریار در آن شعر خودش را غلط می‌خواند و از وزن می‌انداخت.

خدای را به می‌ام شستشوی خرقه کنید
که من نمی‌شنوم بوی خیر ازین اوضاع



کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith


ژاک شیراک از دیگر رهبران فرانسه بهتر با ایران تا کرد. وقتی رئیس جمهور شد رابطه فرانسه با ایران رو به بهبود رفت. بر خلاف رئیس جمهور پیشین، میتران، میانه خوبی با مجاهدین خلق نداشت. در زمان او فعالیت مجاهدین خلق محدود شد، پلیس به مقرهای مجاهدین خلق در پاریس حمله کرد و مریم رجوی مدتی بازداشت شد. درباره برنامه اتمی ایران گفته بود ایران اگر بمب اتم هم بسازد، خطری ندارد. حتی اگر روزی موشک اتمی به اسرائیل پرتاب کند، این موشک دویست متر که بالا برود بر می گردد و روی تهران می افتد و شهر را خاکستر می کند.
با اینکه جزو نادر روسای جمهور فرانسه بود که بلد بود انگلیسی حرف بزند اما از انگلیسیها خوشش نمی آمد. می گفت چطور می شود به ملتی اعتماد کرد که بلد نیستند غذا بپزند و بعد از فنلاندیها، بدترین غذای دنیا را دارند. در زمانی که نخست وزیر میتران بود، یک بار در نشستی در بروکسل، هنگامی که مارگارت تاچر در حال سخنرانی بوده، بی خبر از اینکه میکروفونش باز است به میتران که کنارش نشسته بود گفت: این زنیکه چی می خواد؟ می خواد من تخمهام رو بذارم تو بشقاب تقدیمش کنم؟
در توصیف رابطه کشور با امریکا می گفت: فرانسه و امریکا همیشه با هم اصطکاک دارند اما از این اصطکاک هیچوقت جرقه ای در نمی آید. امریکاییها به ما می گویند دماغ سربالا و ما به آنها می گوییم قلدر. مخالف سرسخت حمله به عراق بود تا جایی که آمریکاییها نام سیب زمینی سرخ کرده را از فرنچ فرایز به لیبرتی فرایز تغییر داند.
از اینکه کشورش جولانگاه مهاجران مسلمان و سیاهان شده، دل خوشی نداشت می گفت: هیچ اشکالی ندارد که اسپانیاییها، پرتغالیها و لهستانیها برای کار به اینجا بیایند، آنها مثل مسلمانان و سیاهان دردسرساز نیستند. چطور می توان پذیرفت که یک زن و شوهر زحمتکش فرانسوی پانزده هزار فرانک درآمد داشته باشند اما در همسایگی شان مردی با سه یا چهار زنش و یک لشگر بچه زندگی کند و پنجاه هزار فرانک از دولت کمک هزینه بگیرد، بی آنکه کار کند. سر و صدا و بوی گندشان هم که به جای خود.
با این حال همین شیراک، زمانی که شهردار پاریس بود، وقتی به دختری ویتنامی برخورد که به عنوان مهاجر غیرقانونی بازداشت شده بود، او را پناه داد و به فرزندی قبول کرد.
شیراک یکی از طولانی ترین دوره های ریاست جمهوری فرانسه را تجربه کرد. دوازده سال در کاخ الیزه زندگی کرد و وقتی رفت، سگش که از گشت و گذار در کاخ و باغ وسیعش محروم شده بود، افسرده شد. دکتر و دوا و داروی ضدافسردگی افاقه نکرد و سگ یک بار برای اینکه خشمش را به شیراک نشان دهد که چرا دیگر رئیس جمهور نیست به او حمله کرد و چنان از شکمش گاز گرفت که شیراک ناچار شد بدهد او را ببرند و در مزرعه ای اسکان بدهند. البته این سگ همان طور که از رفتار لوس و ننرش پیداست، از این سگهای فسقلی نژاد مالتی بود.
شیراک با اینکه خوش تیپ و دخترکش بود اما به یاد ندارم مانند دیگر رهبران فرانسه رسوایی به بار آورده باشد. وقتی هم از کاخ الیزه رفت، یک پژوی ۲۰۵ قرمز رنگ مدل ۱۹۸۴ داشت. تا زمانی هم که خانه ای در پاریس دست و پا کند، در آپارتمان خانواده رفیق حریری نخست وزیر مقتول لبنان زندگی کرد.



کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith


از ملت عشق تا مست عشق

گویا سینمای ایران و ترکیه تصمیم گرفته‌اند محصولی مشترک به نام «مست عشق» دربارۀ شمس تبریزی و مولوی به کارگردانی حسن فتحی و بازی دو هنرپیشۀ سرشناس ایرانی بسازند. گروهی از طلاب حوزه‌های علمیۀ قم نامه‌ای به مراجع تقلید نوشته و خواستار مخالفت آنان با ساخت این فیلم سینمایی شده‌اند. تا امروز دو تن از مراجع قم، به نامۀ طلاب جواب داده‌ و ساخت فیلمی دربارۀ شمس و مولانا را ترویج تصوف و خلاف اسلام و مکتب اهل بیت(ع) خوانده‌اند.
من به نویسندگان نامه و مراجع محترم تقلید اطمینان می‌دهم که قصد سازندگان این فیلم، نه ترویج تصوف است و نه ارائۀ شناختی درست و پرمعنا از مولوی و شمس و نه هیچ انگیزۀ دینی یا فرهنگی دیگر. پیشتر همین کارگردان سریالی به نام «روشن‌تر از خاموشی» دربارۀ زندگی ملاصدرا ساخته بود که دیدن آن اعصاب فولادین می‌خواست؛ چون به طرزی ناشیانه می‌کوشید که از ملاصدرا چهره‌ای انقلابی و منتقد حکومت صفوی بسازد! چرا؟ چون از نظر صداوسیما همۀ چهره‌های مبرز تاریخ ایران، باید چهره‌ای مبارز و ضد سلطنت داشته باشند. آن سریال نه ترویج فلسفه و عرفان بود و نه خدمت به تاریخ ملی ایرانیان.
آنچه تهیه‌کنندگان فیلم «مست عشق» را نیز به سرمایه‌گذاری در این پروژه واداشته است، سودآوری آن است. صنعت مولانائیسم در ترکیه و ایران و بلکه در جهان، مشتریان بی‌شماری یافته و نمونۀ آن، فروش باورنکردنی کتاب «ملت عشق» نوشتۀ خانم الیف شافاک در ایران و ترکیه است. شاید چاپ و فروش هیچ کتابی را در ایران و ترکیه نتوان با این اثر مقایسه کرد؛ به‌ویژه از آن رو که این کتاب از هیچ گونه حمایت سازمانی و دولتی برخوردار نبود؛ برخلاف برخی کتاب‌های پرشمارگان که همه یا اکثر نسخه‌های آن با بودجه‌های دولتی توزیع شده‌اند. «ملت عشق» چنان توفیقی در ترکیه و ایران یافت که سازندگان «مست عشق» را هم به طمع انداخته است. انتخاب عنوان «مست عشق» نیز خواسته یا ناخواسته برای استفاده از برند «ملت عشق» است.
اگر طلاب و مراجع حوزه می‌خواهند فیلم‌هایی همچون مست عشق ساخته نشود یا کتاب‌هایی همچون ملت عشق، چنین مقبول نیفتد، باید جلو سودآوری این گونه تولیدهای هنری را بگیرند که آن نیز با فتوا و برخوردهای حکومتی ممکن نیست. منطق بازار چنان قوی و صبور است که سرانجام هر منطق دیگری را مغلوب می‌کند.
من اگر جای طلاب قم و مراجع تقلید بودم، از خبر ساخت فیلم «مست عشق» خوشحال هم می‌شدم؛ زیرا آنچه تلوزیون و سینمای ایران تا امروز با مولوی و شمس کرده است، هیچ دشمنی با آن دو نکرده است. بیشتر تولید‌های سینمایی یا تلویزیونی دربارۀ مولوی و شمس در ایران و ترکیه، یا انگیزۀ تجاری داشته‌اند یا برای سوءاستفاده از محبو‌بیت آن دو بوده است. مخالفان مولوی و شمس، اگر می‌خواهند جلو هر گونه تولید هنری و غیر هنری را دربارۀ آن دو بگیرند، نخست باید فکری به حال محبوبیت جهانی شمس و مولانا و سودآوری آن دو برای صنعت سینما و فیلم‌سازی بکنند، که آن نیز ممکن نیست. مولوی و شمس، چنان جایگاهی در میان دینداران معاصر و فرهیختگان یافته‌اند که با هیچ فتوایی از میدان به‌در نمی‌روند.
خبر ساخت سینمایی «مست عشق»، دوستداران مولوی و شمش را نباید خوشحال کند؛ هم به دلیل جنس و ترکیب سازندگان تجارت‌پیشۀ فیلم و هم از آن رو که آموزه‌ها و شخصیت مولوی و شمس، به گونه‌ای نیست که به کار عامۀ مردم بیاید. مثنوی و دیوان غزلیات و مقالات شمس، از نوع گلستان سعدی یا قابوس‌نامه نیست که مردم را به مراجعۀ مستقیم به آنها دعوت کنیم.
زین سبب من تیغ کردم در غلاف
تا که کژخوانی نخواند برخلاف

رضا بابایی
۹۸/۷/۳

کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


✍️ سعید معدنی
رهبران پیر رادیکال

گوته می گوید:
"در دوران پیری رادیکال بودن نهایت دیوانگیست."

همه جوامع به رهبران عاقل و دوراندیش نیاز دارند تا جامعه را بسوی آبادی،آزادی،رونق اقتصادی و توسعه رهنمون کنند.
رهبران پیر رادیکال(تندرو) جوامع را به اضمحلال می کشند و خاطرات و آرزوهای نسل ها را نابود می کنند.
اگر کسی بشکل فردی رادیکال باشد شعاع تاثیر آن محدود خواهد بود اما شعاع عملکرد رادیکالی رهبران، جامعه را نابود می کند. چرا که آنها چندان درکی از آرزوها، آمال و اعتقادات جوانان ندارند و خود در آستانه مرگ هستند و آینده نسل هایی را تباه کرده و با خود به گور می برد.

ظهور رهبرانی مثل ترامپ پیر با آن موضع گیری ها و سخنان تندروانه برای جامعه بشری خطرناک است. انتظار می رود رهبران پیر عاقل تر بیاندیشند اما ظاهرا همه چیز برعکس شده و باراک اوبامای میانسال عاقلانه تر تصمیم می گرفت. ترامپ باید از کارتر پیر این سخن را بشنود که می گوید:تمامی جنگ های آمریکا بیهوده بوده است!


وجود رهبران عاقل، و با تامل و تحمل برای جامعه نعمت هستند. همین است که نلسون ماندلا در دل تاریخ عزیز می ماند. زیرا با گذراندن قریب به ۳۰ سال در زندان سفید پوستان و تحمل همه جور اهانت و تحقیر و توهین و شکنجه، وقتی از زندان آزاد می شود و به مقام ریاست جمهوری و قدرت می رسد، به جای تلافی و انتقام گیری و ردیف کردن جوخه های اعدام و کشتار، گفت: "همه را می بخشم اما فراموش نمی کنم".

جمله ای طلایی که بر پیشانی تاریخ به یادگار می ماند و هر انسانی بخاطر این دانایی، تامل و تحمل به وجود چنین شخصیتی افتخار خواهد کرد. نه مثل دونالد ترامپ احمق که نمایندگان قانونگذاری رنگین پوست مهاجر را تحقیر میکند و می گوید:دوست ندارید ، از کشور بروید!. یا جان بولتون دستیار پیر ترامپ که به گروه ورشکست شده و پیر تر از خودش! سازمان تروریستی مجاهدین خلق، برای کشتار مردم ایران دل می بندد.

به باور روانشناس معروف کلبرگ، بالاترین مرحله اخلاق اندیشیدن به انسان ها و سرنوشت تمام بشریت است. اما امروزه رهبرانی در جهان سر بر آورده اند که بیش از صلح بر طبل جنگ می کوبند. روزی از پیمان محیط زیست خارج می شوند، روز دیگر بیت المقدس را پایتخت اسراییل اعلام می کنند، راهکاری سر راه ایران می گذارند که مردم ایران از دریافت دارو و درمان محروم می شوند، و ده ها اشتباه ویرانگر را مرتکب می شوند.

ما در طول تاریخ رهبرانی داشتیم که تا لب مرگ رادیکال ماندند و از یک انقلابی تندرو به دیکتاتور تمام عیار تبدیل شدند. از استالین در شوروی سابق گرفته تا فیدل کاسترو در کوبا و تا رابرت موگابه در زیمبابوه، که از ایشان در برایند تاریخ جز کشورهای عقب مانده، فقر زده و فروپاشیده چیزی بجا نماند. آنان صفحات تاریخ را با نفرت ورق زدند.

در مقابل رهبرانی داریم که اهل مدارا و تامل هستند واز تندروی و جنگ می پرهیزند و گفتگو را بهترین راه می دانند. مهاتما گاندی یکی از نمونه های بارز رهبر خردمند و عاقل بود. او به جای اندیشیدن به دشمنی و بر طبل جنگ کوبیدن، پیام آور صلح و دوستی بود. به همین خاطر در همیشه تاریخ ذهن بشر، به یادگار می ماند.

زمانی که کشور اسلامی پاکستان (مجموعه شرقی و غربی [بنگلادش]) خواهان استقلال از هند شدند، گاندی بسیار توصیه به وحدت سرزمینی، علی رغم تفاوت دینی، داشت. اما رهبران پاکستان خواهان جدایی بودند و گاندی اسطوره، غمگنانه و ناراحت اما با کمترین خون ریزی این جدایی را پذیرفت ولی بعد ها شاهد بودیم که دو کشور مسلمان بنگلادش و پاکستان جهت جدایی از هم و استقلال از یکدیگر چه جنگ خونینی را راه انداختند، و یکی از مرگبارترین جنگ های قرن بیستم را رقم زدند.

بیهوده نیست که علاوه بر مردم هند، مردم پاکستان و همه جهانیان برای گاندی احترام قائلند. وقتی به دیدار بنای یاد بود و گور ساده گاندی بروید عظمت و اهمیت این مرد را درک خواهید کرد.

شما این را مقایسه کنید با تفکرات وحشتناک ترامپ و استالین و کاسترو و موگابه پیر و امثالهم، آنگاه می فهمید که رهبران تندرو چه بلایی بر سر مردم خود و جهانیان می آورند. جامعه امروز بشری بیش از پیش به رهبران عاقل، مهربان، اهل مدارا و گفتگو چه در داخل کشور و ملت خودشان و چه در روابط خارجی نیاز دارند. امروزه همه زرادخانه های دنیا پر از سلاح های کشتار جمعی و ویرانگر است. رهبران عاقل، دوراندیش، اهل گفتگو و معتقد به عدم خشونت برای جامعه بشری نعمت هستند و ذهن و ضمیر نسل های آینده ستایشگر ایشان خواهند بود.


‍@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در خيابانها كه قدم بزني حقايق عميق و ساده ای ميبينی

#كارگران بيكارند و كارخانجاتشان خصوصي سازی شده
#معلمان زيرخط فقرند و خريد خدمت ميشوند
#دانشجويان و فارغ التحصيلان يا كار ندارند يا برای پولدار ها پايان نامه مينويسند
#كوله‌بران با مدرك دانشگاهی چهل كيلو بار روي سينه كوه ميكشند تا زنده بمانند
#زنان‌سرپرست‌خانوار براي معاش بچه هايشان تحقير ميشوند


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
فارین پالیسی: پس از چهل سال ایران در آستانه یک پیروزی ژئواستراتژیک است. ترامپ چیزهایی فراتر از رویا به ایران داد! اعراب به این باور می‌رسند برای امنیت نباید روی آمریکا حساب کنند، و باید به خودشان قناعت کنند. جدایی آمریکا از اعراب آرزوی چهل‌ ساله ایران است. امارات زود تشخیص داد و گفت‌وگو با ‎ایران را آغاز کرد، عربستان هم احتمالا!!

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith

توهمات یک ديكتاتور
انورخوجه دیکتاتور آلبانی پس از پایان جنگ جهانی دوم تا ١٩٨۵ حاکم بر این کشور بود.او مبتلا به بیماری اجنبی هراسی بود و در طول دوران حکومتش بر کشور فقیر آلبانی مدام مردم را از حمله ارتش‌های متجاوز امپریالیستی و آمریکا میترساند. کار جنون خوجه به آنجا کشید که دستور داد هر خانواده‌ای برای خودش یک سنگر بتونی چهارنفره بسازد ؛ بگونه‌ای که مجموعا حدود یک میلیون سنگر بتونی با هزینه‌های گزاف در سراسر خاک کشور ساخته شد آن هم در کشوری که کل جمعیتش چهار یا پنج میلیون نفر بیشتر نبود . آلبانی به دستور دیکتاتور عملا به دور خود دیواری کشیده و هیچگونه ارتباطی با جهان خارج نداشت و مردم آلبانی تحت حکومت حاکم دیوانه‌اش به سومین کشور فقیر جهان بدل شدند.
خوجه عاقبت مُرد بدون اینکه هیچ سرباز خارجی پای در خاک آلبانی بگذارد . اصولا نیازی به حمله خارجی نبود چون دشمن اصلی خود خوجه بود که با توهماتش چنان بلایی به سر مردم آلبانی آورد که هیچ دشمن خارجی قادر به انجامش نبود
اگر میخواهید عمق جنون انور خوجه را دریابید بقایای این سنگرهای بتونی هنوز در آلبانی دیده میشود !!!

سپاس از آقای محمد رضا هادی نیا


کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️

‍ «اون آمد!»

یکی از برنامه‌های اصلیِ رهبر جوان کرۀ شمالی، کیم جونگ اون، بازرسی (یا بازدید) است. از آنجا که در کرۀ شمالی همه‌چیز دولتی است، پس بازرسی دولتی هم نیاز است و از نشانه‌های رهبرِ کوشا این است که کار خطیر بازرسی را به زیردستانش واگذار نکند، بلکه خود در مکان حاضر شود و همه‌چیز را با چشم خود ببیند. لابُد.

مزرعۀ پرورش خوک، سوسیس و کالباس‌سازی، مرغداری، کلوچه‌پزی و آبنبات‌سازی، جاده‌سازی، فرودگاه، ذوب‌آهن، مهدکودک، مانور نظامی، رستوران، نانوایی، شهربازی، زیردریایی، موزۀ حیات‌وحش، ورزشگاه، هتل، واگن‌سازی، استخر تفریحی، سالن سینما، هر گونه مجموعۀ تفریحی دیگر، انواع مزارع کشاورزی... و کلاً هر چیزی که در یک کشور وجود دارد، امروز یا فردا از سوی شخص رهبر کرۀ شمالی بازرسی می‌شود.

اما این بازرسی‌ها همیشه و همه‌جا سیاق یکسانی دارد. او هر جا وارد می‌شود، جمع کوچکی از مسئولان ــ که اغلب یونیفورم نظامی بر تن دارند ــ دور او حلقه می‌زنند و اولین کاری که می‌کنند این است که دفترچۀ یادداشتی از جیب درمی‌آورند و از اولین کلمه‌ای که کیم می‌گوید آن‌ها شروع می‌کنند به یادداشت‌برداری. کل فرایند بازدید این‌گونه است که کیم جلو راه می‌رود، صحبت می‌کند و حلقۀ همراهان دنبال او خاضعانه می‌روند و حین راه رفتن از یادداشت‌برداری و ثبت صحبت‌های کیم هم غافل نمی‌شوند. این دفترچۀ یادداشت و مداد تا آخرین لحظه دست آن‌ها هست، مبادا یک کلمه از قلم بیفتد.

در هیچ مدرسه و هیچ دانشگاه و هیچ آموزشگاهی در جهان نمی‌توانید چنین صحنه‌ای ببینید که یک نفر راه می‌رود و صحبت می‌کند و همراهان این‌طور با ولع حرف‌هایش را یادداشت می‌کنند. اما چیزی که بیش از این‌ مایۀ شگفتی می‌شود این است که کیم هر جا می‌رود و با دیدن هر دستگاه، هر خط تولید، هر مکان ــ از موزۀ حیات وحش گرفته تا کلوچه‌پزی ــ در جا شروع می‌کند به توضیح دادن، مانند مردی همه‌فن‌‌حریف. کلوچه‌ها را برمی‌دارد، با هم مقایسه می‌کند و نکات بسیار دقیقی در مورد اندازه و وزن و شکل کلوچه‌ها می‌گوید و همراهان هم طبعاً با دقت این نکات را یادداشت می‌کنند.

اما این بازدیدها آن‌قدر هم خشک و بی‌روح نیست. کمی خوش‌وبش و قدری شوخی و خندیدن، وقتی نکات اصلی گفته شد، بخش ثابت دیدارهاست. کارمندی که کیم با او شوخی می‌کند، در حالی که چشمانش از شدت ذوق‌زدگی عن‌قریب است از حدقه بیرون بزند، شرمگنانه، بدون این‌که دهانش زیاد از حد باز شود، می‌خندد و چون بیش از حد خود را کنترل می‌کند، کمی کبود می‌شود. کیم آدم خوش‌مشربی است!

اما بخش مهمی از این مراسمِ آیینیِ بازرسی و بازدید، بر عهدۀ زنان و دختران است. زن‌ها و دخترها به این بازدیدها روح و لطافت و عاطفه می‌بخشند؛ به اَشکال مختلف. وقتی کیم را می‌بینند، بی‌صدا مثل ابر بهار اشک می‌ریزند. گرداگرد صورتشان خیس اشک، از پشت هاله‌ای از اشک کیم را تماشا می‌کنند. اما کیم بسیار فروتن و خاکی است. دیر یا زود، این یخ میان کیم و زنان آب می‌شود و آن‌ها می‌دوند سمت او، بازوانش را از دو سو می‌گیرند و مانند دخترکانی که پدر مهربانشان از سر کار آمده است، به بازوی او می‌چسبند. کیم هم مهربانانه و بشاش، با دل آن‌ها راه می‌آید.

هنوز چند قسمت مهم دیگر مانده. در پایان بازدید، جمع بزرگی از کارمندان و کارگرانِ محل بازدید، اطراف کیم صف می‌کشند و عکس یادگاری می‌گیرند. این تصویر چاپ می‌شود و در ورودیِ آن مکان نصب خواهد شد، یادگار بازدید کیم از آنجا. و اما زمان خداحافظی، بی‌تابیِ مردم... باید کمی دنبال کیم دوید و برایش دست تکان داد و طبعاً دوربین‌ها همۀ این صحنه‌ها را ثبت می‌کنند. شب‌هنگام، بانوی اخبارگوی معروف کرۀ شمالی، همان زنی که خبر را چونان حماسه می‌خواند، همۀ این بازدید را مانند شاهنامه‌خوانی ما، روایت می‌کند و موسیقی حماسی‌ـ‌رومانتیک زیر صدای زن عمق احساسی به خبر می‌بخشد...

در ویدئوی پیوست یکی از این بازدیدهای کیم را از یک شهربازی و مرکز تفریحی ببینید. ببینید تا مطمئن شوید در روایتم هیچ اغراقی نکرده‌ام.

#کره_شمالی، #کیم، #کمونیسم


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خوبیِ اون اینه که یک تکۀ کوچک از دوران بلوک شرق رو زنده نگه داشته تا با دیدنش به گذشته سفر کنیم.

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گفتگو با #مینامهرنوش مدیرعامل اپراتور رایتل که خبرنگار بوده و بخاطر انتصابش به این سمت ۳ نفر از اعضای هیئت مدیره استعفا دادن

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


"گردن‌کلفت"های ایران و آمریکا

نماینده همدان می‌گوید «سال۸۵ ایران‌خودرو ۱۰۰میلیون دلار در سنگال سرمایه‌گذاری کرد. پروژه شکست خورد، ضررش را روی قیمت خودرو سرشکن کردند و خودرو گران شد». چون بعدا فهمیدند سیستم برق سنگال قادر به تأمین برق کارخانه نیست!
▪️سال ۸۵ همان سالی بود که قرار شد فوری روابط جدیدی با بخش دیگری از جهان داشته باشند و بزنند توی سر غرب و غربزده‌ها. برای این کار آنقدر عجله داشتند که حتی از این تحقیق بدیهی هم گذشتند که سیستم برق کشوری که دارند در آن سرمایه‌گذاری می‌کنند قادر به تأمین برق این پروژه هست یا نه؟
▪️هنوز عرق مبتکران این شاهکار خشک نشده بود که جمهوری اسلامی تصمیم گرفت ۱۰هزار خانه در ونزوئلا بسازد؛ پروژه‌ای که هم در ایران مبهم بود هم در ونزوئلا. معترضان ونزوئلایی می‌گفتند زد و بندهای فاسد مالی در دو طرف این ماجرا وجود دارد «وگرنه هزاران شرکت ساختمانی ونزوئلایی هستند که می‌توانند همین کار را انجام دهند». دو ماه پیش عبدالرضا مصری، سفیر وقتِ ایران در ونزوئلا اعتراف کرد که: «چاوز پروژه‌هایی به ایران می‌داد خارج از مناقصه و چارچوب‌های دولتی» (۱۱مرداد۹۸)
▪️۱۰سال بعد نماینده رشت در مجلس اعلام کرد که دقیقا در همین سالهای سنگالی و ونزوئلایی، جیب ایرانی بود که خالی می‌شد و «بالغ بر ۲۰هزار میلیارد تومان از کشور خارج و در مواردی به حساب‌های شخصی افراد واریز شد». (۲۰تیرماه ۹۶)
با این گذشته، بهتر می‌توان فهمید که چرا آقای خامنه‌ای در سخنرانی نوروزی حرم امام رضا گفته بود: «تحریم به سود ما تمام شد... و ما باید از آمریکایی‌ها از این بخش تشکر کنیم». (۱فروردین۸۸)
▪️او دقیقا می‌داند کجا باید از آمریکا تشکر کند؛ وگرنه می‌توان به او یادآوری کرد که هفته گذشته سه کمیته در مجلس نمایندگان آمریکا از دولت ترامپ رسما خواست همه اسناد و مدارک مرتبط با «یکی از رفتارهای غیرقانونی ترامپ» را در اختیار کنگره بگذارد. دولت ترامپ هم گفت در برابر «گردن‌کلفتی کنگره» می‌ایستد! سال۸۲ مجلس ششم به رفتار غیرقانونی رهبری اعتراض کرد. خامنه‌ای هم از شورای نگهبان خواست تا «گردن کلفت‌ها» را رد صلاحیت کند (۱۵بهمن۸۲) نمایندگان فردایش به او نامه نوشتند که "ما گردن‌کلفتیم یا کسی که قانون‌شکنی می‌کند؟" آن سال تمام نمایندگان مجلس ششمی که اعتراض کردند و به خامنه‌ای نامه نوشتند رد صلاحیت شدند. داور هم برای دستبوسی خدمت رهبر رسید و گزارش کار داد. تفاوتش اینجاست که اگر دعوای ترامپ و کنگره بالا بگیرد نمایندگان راههای مختلفی برای پیگیری دارند و سرانجام می‌توانند به داور مستقل شکایت کنند بدون اینکه ردصلاحیت شوند.

محمد جواد اکبرین

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حکایت غم‌انگیز تاثیر شغل پدر بر آینده فرزندان

وقتی دو دانشجوی حقوق با شرایط تحصیلی برابر، یکی بخاطر شغل سردفتری پدرش قادر به استخدام است و دیگری بخاطر شغل بقالی پدرش باید ده سال در نوبت بماند.

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ﻫﺎﻧﺎ ﮐﺎﻣﮑﺎﺭ ﺩﺭ ﻧﻤﺎﯾﺶ ﺗﺮﺍﻧﻪﻫﺎﯼ ﻣﺤﻠﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺯﻧﺎﻥ ﺍﯾﻼﻡ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﺯﻧﺎﻥ ﺳﻮﺧﺘﻪ ﺩﺭ ﺁﺗﺶ ﺧﻮﺍﻧﺪ . سالانه بیش از سیصد زن در ایلام خودشان را می سوزانند ، نه به دلیل دیوانه بودن ، بلکه به دلیل فرهنگ مرد سالاری که در ایلام و متاسفانه تمام ایران وجود دارد .

‏« ﻣﯽﺧﻮﻧﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺧﺘﺮﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺧﯿﺎﻝ ﻣﯽﮐﻨﯽ ﺧﻮﺩﺷﻮﻥ ﺑﻨﺰﯾﻦ ﻭ نفت ﺳﺮﺷﻮﻥ ﺧﺎﻟﯽ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﯾﮏ ﮐﺒﺮﯾﺖ ﻫﻢ ﺭﻭﺵ . ﻧﻪ ﺧﺎﻟﻮ ﻣﺎ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﺭﻭ ﺁﺗﯿﺶ ﺑﺰﻧﯿﻢ . ﮐﺎﺭ ﺍﻭﻧﺎﺳﺖ . ﭘﺪﺭﺍﻣﻮﻥ، ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻣﻮﻥ، ﻣﺮﺩﺍﯼ ﻣﺤﻠﻪ، ﻣﺮﺩﺍﯼ ﺷﻬﺮ .

« ﺷﯿﻨﺎ، ﺑﻮﮐﺎﻥ، ﺳﻮﻣﺎ، ﺷﻮﺧﺎﻥ، ﮐﯿﮋﺍﻥ، ﻓﻤﯿﺲ، ﮐﯿﮋﺍﻥ، ﮔﻼﻭﮊ، ﻧﺎﻻﻥ، ﭼﮑﺎﻭﮎ ... ﺳﯿﺰﺩﻩ ﺳﺎﻟﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮔﻮﺭ ﻣﯽﺭﻡ ﺍﻭﻥ ﮔﻮﺭ ﻭ ﺩﻑ ﻣﯽﺯﻧﻢ ‏»

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
تاریخ طبری جلد هشت.zip
249.4 MB
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️

او به درد شما نمي خورد!

مي گويد: براي سازمان مان يك نفر براي مديريت روابط عمومي مي خواهيم، كسي سراغ نداري؟

مي گويم: جواني بسيار توانمند و لايق هست كه خيلي هم خوش اخلاق و خنده روست و تحمل و صبر زيادي هم دارد و همه به صداقت و درستكاري مي شناسندش و او را امين مي دانند، اما نمي دانم براي فضاي كاري شما مناسب باشد يا نه، چون موهايش بلند است و موهايش را روغن مي زند و خيلي به ظاهر و تيپش اهميت مي دهد و كلي هم براي عطر و ادوكلون خرج مي كند و به لباس مرتب و تميزش مي رسد!

مي گويد: البته مي داني كه محيط سازمان ما خيلي مذهبي است و طبيعتا اين سر و شكلي كه تو تعريف مي كني با آن مجموعه خيلي سازگار نيست ولي حالا شايد بتوانيم قانعش كنيم كه موهايش را كوتاه كند! چون بالاخره فضاي عمومي بر وبچه هاي ما بيشتر جوّ رفقاي هيئتي و حزب اللهي است و حال و هوايشان اين طوري نيست.

ادامه مي دهم كه راستش دور و برش هم آدم هاي مختلفي هست و با همه جور آدمي كنار مي آيد و گرچه موضع اعتقادي قاطع و شفاف و صريحي دارد اما روابطش خيلي وسيع و متنوع است و بعضي رفقايش چندان مثل خودش نيستند.

پبعد مي گويم: البته مشكل ديگري هم در مورد بستگانش هست كه فكر نمي كنم راه حلي داشته باشد! دو تا از عموهايش از سران ضدانقلاب هستند كه پرونده سنگين دارند!

مي گويد: نه ديگر اين را اصلا نمي شود كاري كرد، چون جواب استعلام از همان اول معلوم است!
مي گويم بله مي فهمم، شما حق داريد چون محيط كارتان خيلي مذهبي است چنين آدمي به درد شما نمي خورد! اما آيا مي داني تمام اوصافي كه من گفتم خصوصيات رسول خدا صلى الله عليه و آله بود؟

نگاهم مي كند و ديگر چيزي نمي گويد!
هر دو سكوت مي كنيم!

(يادداشت روزنامه شهرآرا)

محمدرضا زائرى

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️