کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
توهمات یک ديكتاتور
انورخوجه دیکتاتور آلبانی پس از پایان جنگ جهانی دوم تا ١٩٨۵ حاکم بر این کشور بود.او مبتلا به بیماری اجنبی هراسی بود و در طول دوران حکومتش بر کشور فقیر آلبانی مدام مردم را از حمله ارتشهای متجاوز امپریالیستی و آمریکا میترساند. کار جنون خوجه به آنجا کشید که دستور داد هر خانوادهای برای خودش یک سنگر بتونی چهارنفره بسازد ؛ بگونهای که مجموعا حدود یک میلیون سنگر بتونی با هزینههای گزاف در سراسر خاک کشور ساخته شد آن هم در کشوری که کل جمعیتش چهار یا پنج میلیون نفر بیشتر نبود . آلبانی به دستور دیکتاتور عملا به دور خود دیواری کشیده و هیچگونه ارتباطی با جهان خارج نداشت و مردم آلبانی تحت حکومت حاکم دیوانهاش به سومین کشور فقیر جهان بدل شدند.
خوجه عاقبت مُرد بدون اینکه هیچ سرباز خارجی پای در خاک آلبانی بگذارد . اصولا نیازی به حمله خارجی نبود چون دشمن اصلی خود خوجه بود که با توهماتش چنان بلایی به سر مردم آلبانی آورد که هیچ دشمن خارجی قادر به انجامش نبود
اگر میخواهید عمق جنون انور خوجه را دریابید بقایای این سنگرهای بتونی هنوز در آلبانی دیده میشود !!!
سپاس از آقای محمد رضا هادی نیا
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
توهمات یک ديكتاتور
انورخوجه دیکتاتور آلبانی پس از پایان جنگ جهانی دوم تا ١٩٨۵ حاکم بر این کشور بود.او مبتلا به بیماری اجنبی هراسی بود و در طول دوران حکومتش بر کشور فقیر آلبانی مدام مردم را از حمله ارتشهای متجاوز امپریالیستی و آمریکا میترساند. کار جنون خوجه به آنجا کشید که دستور داد هر خانوادهای برای خودش یک سنگر بتونی چهارنفره بسازد ؛ بگونهای که مجموعا حدود یک میلیون سنگر بتونی با هزینههای گزاف در سراسر خاک کشور ساخته شد آن هم در کشوری که کل جمعیتش چهار یا پنج میلیون نفر بیشتر نبود . آلبانی به دستور دیکتاتور عملا به دور خود دیواری کشیده و هیچگونه ارتباطی با جهان خارج نداشت و مردم آلبانی تحت حکومت حاکم دیوانهاش به سومین کشور فقیر جهان بدل شدند.
خوجه عاقبت مُرد بدون اینکه هیچ سرباز خارجی پای در خاک آلبانی بگذارد . اصولا نیازی به حمله خارجی نبود چون دشمن اصلی خود خوجه بود که با توهماتش چنان بلایی به سر مردم آلبانی آورد که هیچ دشمن خارجی قادر به انجامش نبود
اگر میخواهید عمق جنون انور خوجه را دریابید بقایای این سنگرهای بتونی هنوز در آلبانی دیده میشود !!!
سپاس از آقای محمد رضا هادی نیا
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
«اون آمد!»
یکی از برنامههای اصلیِ رهبر جوان کرۀ شمالی، کیم جونگ اون، بازرسی (یا بازدید) است. از آنجا که در کرۀ شمالی همهچیز دولتی است، پس بازرسی دولتی هم نیاز است و از نشانههای رهبرِ کوشا این است که کار خطیر بازرسی را به زیردستانش واگذار نکند، بلکه خود در مکان حاضر شود و همهچیز را با چشم خود ببیند. لابُد.
مزرعۀ پرورش خوک، سوسیس و کالباسسازی، مرغداری، کلوچهپزی و آبنباتسازی، جادهسازی، فرودگاه، ذوبآهن، مهدکودک، مانور نظامی، رستوران، نانوایی، شهربازی، زیردریایی، موزۀ حیاتوحش، ورزشگاه، هتل، واگنسازی، استخر تفریحی، سالن سینما، هر گونه مجموعۀ تفریحی دیگر، انواع مزارع کشاورزی... و کلاً هر چیزی که در یک کشور وجود دارد، امروز یا فردا از سوی شخص رهبر کرۀ شمالی بازرسی میشود.
اما این بازرسیها همیشه و همهجا سیاق یکسانی دارد. او هر جا وارد میشود، جمع کوچکی از مسئولان ــ که اغلب یونیفورم نظامی بر تن دارند ــ دور او حلقه میزنند و اولین کاری که میکنند این است که دفترچۀ یادداشتی از جیب درمیآورند و از اولین کلمهای که کیم میگوید آنها شروع میکنند به یادداشتبرداری. کل فرایند بازدید اینگونه است که کیم جلو راه میرود، صحبت میکند و حلقۀ همراهان دنبال او خاضعانه میروند و حین راه رفتن از یادداشتبرداری و ثبت صحبتهای کیم هم غافل نمیشوند. این دفترچۀ یادداشت و مداد تا آخرین لحظه دست آنها هست، مبادا یک کلمه از قلم بیفتد.
در هیچ مدرسه و هیچ دانشگاه و هیچ آموزشگاهی در جهان نمیتوانید چنین صحنهای ببینید که یک نفر راه میرود و صحبت میکند و همراهان اینطور با ولع حرفهایش را یادداشت میکنند. اما چیزی که بیش از این مایۀ شگفتی میشود این است که کیم هر جا میرود و با دیدن هر دستگاه، هر خط تولید، هر مکان ــ از موزۀ حیات وحش گرفته تا کلوچهپزی ــ در جا شروع میکند به توضیح دادن، مانند مردی همهفنحریف. کلوچهها را برمیدارد، با هم مقایسه میکند و نکات بسیار دقیقی در مورد اندازه و وزن و شکل کلوچهها میگوید و همراهان هم طبعاً با دقت این نکات را یادداشت میکنند.
اما این بازدیدها آنقدر هم خشک و بیروح نیست. کمی خوشوبش و قدری شوخی و خندیدن، وقتی نکات اصلی گفته شد، بخش ثابت دیدارهاست. کارمندی که کیم با او شوخی میکند، در حالی که چشمانش از شدت ذوقزدگی عنقریب است از حدقه بیرون بزند، شرمگنانه، بدون اینکه دهانش زیاد از حد باز شود، میخندد و چون بیش از حد خود را کنترل میکند، کمی کبود میشود. کیم آدم خوشمشربی است!
اما بخش مهمی از این مراسمِ آیینیِ بازرسی و بازدید، بر عهدۀ زنان و دختران است. زنها و دخترها به این بازدیدها روح و لطافت و عاطفه میبخشند؛ به اَشکال مختلف. وقتی کیم را میبینند، بیصدا مثل ابر بهار اشک میریزند. گرداگرد صورتشان خیس اشک، از پشت هالهای از اشک کیم را تماشا میکنند. اما کیم بسیار فروتن و خاکی است. دیر یا زود، این یخ میان کیم و زنان آب میشود و آنها میدوند سمت او، بازوانش را از دو سو میگیرند و مانند دخترکانی که پدر مهربانشان از سر کار آمده است، به بازوی او میچسبند. کیم هم مهربانانه و بشاش، با دل آنها راه میآید.
هنوز چند قسمت مهم دیگر مانده. در پایان بازدید، جمع بزرگی از کارمندان و کارگرانِ محل بازدید، اطراف کیم صف میکشند و عکس یادگاری میگیرند. این تصویر چاپ میشود و در ورودیِ آن مکان نصب خواهد شد، یادگار بازدید کیم از آنجا. و اما زمان خداحافظی، بیتابیِ مردم... باید کمی دنبال کیم دوید و برایش دست تکان داد و طبعاً دوربینها همۀ این صحنهها را ثبت میکنند. شبهنگام، بانوی اخبارگوی معروف کرۀ شمالی، همان زنی که خبر را چونان حماسه میخواند، همۀ این بازدید را مانند شاهنامهخوانی ما، روایت میکند و موسیقی حماسیـرومانتیک زیر صدای زن عمق احساسی به خبر میبخشد...
در ویدئوی پیوست یکی از این بازدیدهای کیم را از یک شهربازی و مرکز تفریحی ببینید. ببینید تا مطمئن شوید در روایتم هیچ اغراقی نکردهام.
#کره_شمالی، #کیم، #کمونیسم
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
«اون آمد!»
یکی از برنامههای اصلیِ رهبر جوان کرۀ شمالی، کیم جونگ اون، بازرسی (یا بازدید) است. از آنجا که در کرۀ شمالی همهچیز دولتی است، پس بازرسی دولتی هم نیاز است و از نشانههای رهبرِ کوشا این است که کار خطیر بازرسی را به زیردستانش واگذار نکند، بلکه خود در مکان حاضر شود و همهچیز را با چشم خود ببیند. لابُد.
مزرعۀ پرورش خوک، سوسیس و کالباسسازی، مرغداری، کلوچهپزی و آبنباتسازی، جادهسازی، فرودگاه، ذوبآهن، مهدکودک، مانور نظامی، رستوران، نانوایی، شهربازی، زیردریایی، موزۀ حیاتوحش، ورزشگاه، هتل، واگنسازی، استخر تفریحی، سالن سینما، هر گونه مجموعۀ تفریحی دیگر، انواع مزارع کشاورزی... و کلاً هر چیزی که در یک کشور وجود دارد، امروز یا فردا از سوی شخص رهبر کرۀ شمالی بازرسی میشود.
اما این بازرسیها همیشه و همهجا سیاق یکسانی دارد. او هر جا وارد میشود، جمع کوچکی از مسئولان ــ که اغلب یونیفورم نظامی بر تن دارند ــ دور او حلقه میزنند و اولین کاری که میکنند این است که دفترچۀ یادداشتی از جیب درمیآورند و از اولین کلمهای که کیم میگوید آنها شروع میکنند به یادداشتبرداری. کل فرایند بازدید اینگونه است که کیم جلو راه میرود، صحبت میکند و حلقۀ همراهان دنبال او خاضعانه میروند و حین راه رفتن از یادداشتبرداری و ثبت صحبتهای کیم هم غافل نمیشوند. این دفترچۀ یادداشت و مداد تا آخرین لحظه دست آنها هست، مبادا یک کلمه از قلم بیفتد.
در هیچ مدرسه و هیچ دانشگاه و هیچ آموزشگاهی در جهان نمیتوانید چنین صحنهای ببینید که یک نفر راه میرود و صحبت میکند و همراهان اینطور با ولع حرفهایش را یادداشت میکنند. اما چیزی که بیش از این مایۀ شگفتی میشود این است که کیم هر جا میرود و با دیدن هر دستگاه، هر خط تولید، هر مکان ــ از موزۀ حیات وحش گرفته تا کلوچهپزی ــ در جا شروع میکند به توضیح دادن، مانند مردی همهفنحریف. کلوچهها را برمیدارد، با هم مقایسه میکند و نکات بسیار دقیقی در مورد اندازه و وزن و شکل کلوچهها میگوید و همراهان هم طبعاً با دقت این نکات را یادداشت میکنند.
اما این بازدیدها آنقدر هم خشک و بیروح نیست. کمی خوشوبش و قدری شوخی و خندیدن، وقتی نکات اصلی گفته شد، بخش ثابت دیدارهاست. کارمندی که کیم با او شوخی میکند، در حالی که چشمانش از شدت ذوقزدگی عنقریب است از حدقه بیرون بزند، شرمگنانه، بدون اینکه دهانش زیاد از حد باز شود، میخندد و چون بیش از حد خود را کنترل میکند، کمی کبود میشود. کیم آدم خوشمشربی است!
اما بخش مهمی از این مراسمِ آیینیِ بازرسی و بازدید، بر عهدۀ زنان و دختران است. زنها و دخترها به این بازدیدها روح و لطافت و عاطفه میبخشند؛ به اَشکال مختلف. وقتی کیم را میبینند، بیصدا مثل ابر بهار اشک میریزند. گرداگرد صورتشان خیس اشک، از پشت هالهای از اشک کیم را تماشا میکنند. اما کیم بسیار فروتن و خاکی است. دیر یا زود، این یخ میان کیم و زنان آب میشود و آنها میدوند سمت او، بازوانش را از دو سو میگیرند و مانند دخترکانی که پدر مهربانشان از سر کار آمده است، به بازوی او میچسبند. کیم هم مهربانانه و بشاش، با دل آنها راه میآید.
هنوز چند قسمت مهم دیگر مانده. در پایان بازدید، جمع بزرگی از کارمندان و کارگرانِ محل بازدید، اطراف کیم صف میکشند و عکس یادگاری میگیرند. این تصویر چاپ میشود و در ورودیِ آن مکان نصب خواهد شد، یادگار بازدید کیم از آنجا. و اما زمان خداحافظی، بیتابیِ مردم... باید کمی دنبال کیم دوید و برایش دست تکان داد و طبعاً دوربینها همۀ این صحنهها را ثبت میکنند. شبهنگام، بانوی اخبارگوی معروف کرۀ شمالی، همان زنی که خبر را چونان حماسه میخواند، همۀ این بازدید را مانند شاهنامهخوانی ما، روایت میکند و موسیقی حماسیـرومانتیک زیر صدای زن عمق احساسی به خبر میبخشد...
در ویدئوی پیوست یکی از این بازدیدهای کیم را از یک شهربازی و مرکز تفریحی ببینید. ببینید تا مطمئن شوید در روایتم هیچ اغراقی نکردهام.
#کره_شمالی، #کیم، #کمونیسم
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خوبیِ اون اینه که یک تکۀ کوچک از دوران بلوک شرق رو زنده نگه داشته تا با دیدنش به گذشته سفر کنیم.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گفتگو با #مینامهرنوش مدیرعامل اپراتور رایتل که خبرنگار بوده و بخاطر انتصابش به این سمت ۳ نفر از اعضای هیئت مدیره استعفا دادن
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
"گردنکلفت"های ایران و آمریکا
نماینده همدان میگوید «سال۸۵ ایرانخودرو ۱۰۰میلیون دلار در سنگال سرمایهگذاری کرد. پروژه شکست خورد، ضررش را روی قیمت خودرو سرشکن کردند و خودرو گران شد». چون بعدا فهمیدند سیستم برق سنگال قادر به تأمین برق کارخانه نیست!
▪️سال ۸۵ همان سالی بود که قرار شد فوری روابط جدیدی با بخش دیگری از جهان داشته باشند و بزنند توی سر غرب و غربزدهها. برای این کار آنقدر عجله داشتند که حتی از این تحقیق بدیهی هم گذشتند که سیستم برق کشوری که دارند در آن سرمایهگذاری میکنند قادر به تأمین برق این پروژه هست یا نه؟
▪️هنوز عرق مبتکران این شاهکار خشک نشده بود که جمهوری اسلامی تصمیم گرفت ۱۰هزار خانه در ونزوئلا بسازد؛ پروژهای که هم در ایران مبهم بود هم در ونزوئلا. معترضان ونزوئلایی میگفتند زد و بندهای فاسد مالی در دو طرف این ماجرا وجود دارد «وگرنه هزاران شرکت ساختمانی ونزوئلایی هستند که میتوانند همین کار را انجام دهند». دو ماه پیش عبدالرضا مصری، سفیر وقتِ ایران در ونزوئلا اعتراف کرد که: «چاوز پروژههایی به ایران میداد خارج از مناقصه و چارچوبهای دولتی» (۱۱مرداد۹۸)
▪️۱۰سال بعد نماینده رشت در مجلس اعلام کرد که دقیقا در همین سالهای سنگالی و ونزوئلایی، جیب ایرانی بود که خالی میشد و «بالغ بر ۲۰هزار میلیارد تومان از کشور خارج و در مواردی به حسابهای شخصی افراد واریز شد». (۲۰تیرماه ۹۶)
با این گذشته، بهتر میتوان فهمید که چرا آقای خامنهای در سخنرانی نوروزی حرم امام رضا گفته بود: «تحریم به سود ما تمام شد... و ما باید از آمریکاییها از این بخش تشکر کنیم». (۱فروردین۸۸)
▪️او دقیقا میداند کجا باید از آمریکا تشکر کند؛ وگرنه میتوان به او یادآوری کرد که هفته گذشته سه کمیته در مجلس نمایندگان آمریکا از دولت ترامپ رسما خواست همه اسناد و مدارک مرتبط با «یکی از رفتارهای غیرقانونی ترامپ» را در اختیار کنگره بگذارد. دولت ترامپ هم گفت در برابر «گردنکلفتی کنگره» میایستد! سال۸۲ مجلس ششم به رفتار غیرقانونی رهبری اعتراض کرد. خامنهای هم از شورای نگهبان خواست تا «گردن کلفتها» را رد صلاحیت کند (۱۵بهمن۸۲) نمایندگان فردایش به او نامه نوشتند که "ما گردنکلفتیم یا کسی که قانونشکنی میکند؟" آن سال تمام نمایندگان مجلس ششمی که اعتراض کردند و به خامنهای نامه نوشتند رد صلاحیت شدند. داور هم برای دستبوسی خدمت رهبر رسید و گزارش کار داد. تفاوتش اینجاست که اگر دعوای ترامپ و کنگره بالا بگیرد نمایندگان راههای مختلفی برای پیگیری دارند و سرانجام میتوانند به داور مستقل شکایت کنند بدون اینکه ردصلاحیت شوند.
محمد جواد اکبرین
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
"گردنکلفت"های ایران و آمریکا
نماینده همدان میگوید «سال۸۵ ایرانخودرو ۱۰۰میلیون دلار در سنگال سرمایهگذاری کرد. پروژه شکست خورد، ضررش را روی قیمت خودرو سرشکن کردند و خودرو گران شد». چون بعدا فهمیدند سیستم برق سنگال قادر به تأمین برق کارخانه نیست!
▪️سال ۸۵ همان سالی بود که قرار شد فوری روابط جدیدی با بخش دیگری از جهان داشته باشند و بزنند توی سر غرب و غربزدهها. برای این کار آنقدر عجله داشتند که حتی از این تحقیق بدیهی هم گذشتند که سیستم برق کشوری که دارند در آن سرمایهگذاری میکنند قادر به تأمین برق این پروژه هست یا نه؟
▪️هنوز عرق مبتکران این شاهکار خشک نشده بود که جمهوری اسلامی تصمیم گرفت ۱۰هزار خانه در ونزوئلا بسازد؛ پروژهای که هم در ایران مبهم بود هم در ونزوئلا. معترضان ونزوئلایی میگفتند زد و بندهای فاسد مالی در دو طرف این ماجرا وجود دارد «وگرنه هزاران شرکت ساختمانی ونزوئلایی هستند که میتوانند همین کار را انجام دهند». دو ماه پیش عبدالرضا مصری، سفیر وقتِ ایران در ونزوئلا اعتراف کرد که: «چاوز پروژههایی به ایران میداد خارج از مناقصه و چارچوبهای دولتی» (۱۱مرداد۹۸)
▪️۱۰سال بعد نماینده رشت در مجلس اعلام کرد که دقیقا در همین سالهای سنگالی و ونزوئلایی، جیب ایرانی بود که خالی میشد و «بالغ بر ۲۰هزار میلیارد تومان از کشور خارج و در مواردی به حسابهای شخصی افراد واریز شد». (۲۰تیرماه ۹۶)
با این گذشته، بهتر میتوان فهمید که چرا آقای خامنهای در سخنرانی نوروزی حرم امام رضا گفته بود: «تحریم به سود ما تمام شد... و ما باید از آمریکاییها از این بخش تشکر کنیم». (۱فروردین۸۸)
▪️او دقیقا میداند کجا باید از آمریکا تشکر کند؛ وگرنه میتوان به او یادآوری کرد که هفته گذشته سه کمیته در مجلس نمایندگان آمریکا از دولت ترامپ رسما خواست همه اسناد و مدارک مرتبط با «یکی از رفتارهای غیرقانونی ترامپ» را در اختیار کنگره بگذارد. دولت ترامپ هم گفت در برابر «گردنکلفتی کنگره» میایستد! سال۸۲ مجلس ششم به رفتار غیرقانونی رهبری اعتراض کرد. خامنهای هم از شورای نگهبان خواست تا «گردن کلفتها» را رد صلاحیت کند (۱۵بهمن۸۲) نمایندگان فردایش به او نامه نوشتند که "ما گردنکلفتیم یا کسی که قانونشکنی میکند؟" آن سال تمام نمایندگان مجلس ششمی که اعتراض کردند و به خامنهای نامه نوشتند رد صلاحیت شدند. داور هم برای دستبوسی خدمت رهبر رسید و گزارش کار داد. تفاوتش اینجاست که اگر دعوای ترامپ و کنگره بالا بگیرد نمایندگان راههای مختلفی برای پیگیری دارند و سرانجام میتوانند به داور مستقل شکایت کنند بدون اینکه ردصلاحیت شوند.
محمد جواد اکبرین
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حکایت غمانگیز تاثیر شغل پدر بر آینده فرزندان
وقتی دو دانشجوی حقوق با شرایط تحصیلی برابر، یکی بخاطر شغل سردفتری پدرش قادر به استخدام است و دیگری بخاطر شغل بقالی پدرش باید ده سال در نوبت بماند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
وقتی دو دانشجوی حقوق با شرایط تحصیلی برابر، یکی بخاطر شغل سردفتری پدرش قادر به استخدام است و دیگری بخاطر شغل بقالی پدرش باید ده سال در نوبت بماند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ﻫﺎﻧﺎ ﮐﺎﻣﮑﺎﺭ ﺩﺭ ﻧﻤﺎﯾﺶ ﺗﺮﺍﻧﻪﻫﺎﯼ ﻣﺤﻠﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺯﻧﺎﻥ ﺍﯾﻼﻡ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﺯﻧﺎﻥ ﺳﻮﺧﺘﻪ ﺩﺭ ﺁﺗﺶ ﺧﻮﺍﻧﺪ . سالانه بیش از سیصد زن در ایلام خودشان را می سوزانند ، نه به دلیل دیوانه بودن ، بلکه به دلیل فرهنگ مرد سالاری که در ایلام و متاسفانه تمام ایران وجود دارد .
« ﻣﯽﺧﻮﻧﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺧﺘﺮﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺧﯿﺎﻝ ﻣﯽﮐﻨﯽ ﺧﻮﺩﺷﻮﻥ ﺑﻨﺰﯾﻦ ﻭ نفت ﺳﺮﺷﻮﻥ ﺧﺎﻟﯽ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﯾﮏ ﮐﺒﺮﯾﺖ ﻫﻢ ﺭﻭﺵ . ﻧﻪ ﺧﺎﻟﻮ ﻣﺎ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﺭﻭ ﺁﺗﯿﺶ ﺑﺰﻧﯿﻢ . ﮐﺎﺭ ﺍﻭﻧﺎﺳﺖ . ﭘﺪﺭﺍﻣﻮﻥ، ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻣﻮﻥ، ﻣﺮﺩﺍﯼ ﻣﺤﻠﻪ، ﻣﺮﺩﺍﯼ ﺷﻬﺮ .
« ﺷﯿﻨﺎ، ﺑﻮﮐﺎﻥ، ﺳﻮﻣﺎ، ﺷﻮﺧﺎﻥ، ﮐﯿﮋﺍﻥ، ﻓﻤﯿﺲ، ﮐﯿﮋﺍﻥ، ﮔﻼﻭﮊ، ﻧﺎﻻﻥ، ﭼﮑﺎﻭﮎ ... ﺳﯿﺰﺩﻩ ﺳﺎﻟﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮔﻮﺭ ﻣﯽﺭﻡ ﺍﻭﻥ ﮔﻮﺭ ﻭ ﺩﻑ ﻣﯽﺯﻧﻢ »
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
« ﻣﯽﺧﻮﻧﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺧﺘﺮﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺧﯿﺎﻝ ﻣﯽﮐﻨﯽ ﺧﻮﺩﺷﻮﻥ ﺑﻨﺰﯾﻦ ﻭ نفت ﺳﺮﺷﻮﻥ ﺧﺎﻟﯽ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﯾﮏ ﮐﺒﺮﯾﺖ ﻫﻢ ﺭﻭﺵ . ﻧﻪ ﺧﺎﻟﻮ ﻣﺎ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﺭﻭ ﺁﺗﯿﺶ ﺑﺰﻧﯿﻢ . ﮐﺎﺭ ﺍﻭﻧﺎﺳﺖ . ﭘﺪﺭﺍﻣﻮﻥ، ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻣﻮﻥ، ﻣﺮﺩﺍﯼ ﻣﺤﻠﻪ، ﻣﺮﺩﺍﯼ ﺷﻬﺮ .
« ﺷﯿﻨﺎ، ﺑﻮﮐﺎﻥ، ﺳﻮﻣﺎ، ﺷﻮﺧﺎﻥ، ﮐﯿﮋﺍﻥ، ﻓﻤﯿﺲ، ﮐﯿﮋﺍﻥ، ﮔﻼﻭﮊ، ﻧﺎﻻﻥ، ﭼﮑﺎﻭﮎ ... ﺳﯿﺰﺩﻩ ﺳﺎﻟﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮔﻮﺭ ﻣﯽﺭﻡ ﺍﻭﻥ ﮔﻮﺭ ﻭ ﺩﻑ ﻣﯽﺯﻧﻢ »
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
او به درد شما نمي خورد!
مي گويد: براي سازمان مان يك نفر براي مديريت روابط عمومي مي خواهيم، كسي سراغ نداري؟
مي گويم: جواني بسيار توانمند و لايق هست كه خيلي هم خوش اخلاق و خنده روست و تحمل و صبر زيادي هم دارد و همه به صداقت و درستكاري مي شناسندش و او را امين مي دانند، اما نمي دانم براي فضاي كاري شما مناسب باشد يا نه، چون موهايش بلند است و موهايش را روغن مي زند و خيلي به ظاهر و تيپش اهميت مي دهد و كلي هم براي عطر و ادوكلون خرج مي كند و به لباس مرتب و تميزش مي رسد!
مي گويد: البته مي داني كه محيط سازمان ما خيلي مذهبي است و طبيعتا اين سر و شكلي كه تو تعريف مي كني با آن مجموعه خيلي سازگار نيست ولي حالا شايد بتوانيم قانعش كنيم كه موهايش را كوتاه كند! چون بالاخره فضاي عمومي بر وبچه هاي ما بيشتر جوّ رفقاي هيئتي و حزب اللهي است و حال و هوايشان اين طوري نيست.
ادامه مي دهم كه راستش دور و برش هم آدم هاي مختلفي هست و با همه جور آدمي كنار مي آيد و گرچه موضع اعتقادي قاطع و شفاف و صريحي دارد اما روابطش خيلي وسيع و متنوع است و بعضي رفقايش چندان مثل خودش نيستند.
پبعد مي گويم: البته مشكل ديگري هم در مورد بستگانش هست كه فكر نمي كنم راه حلي داشته باشد! دو تا از عموهايش از سران ضدانقلاب هستند كه پرونده سنگين دارند!
مي گويد: نه ديگر اين را اصلا نمي شود كاري كرد، چون جواب استعلام از همان اول معلوم است!
مي گويم بله مي فهمم، شما حق داريد چون محيط كارتان خيلي مذهبي است چنين آدمي به درد شما نمي خورد! اما آيا مي داني تمام اوصافي كه من گفتم خصوصيات رسول خدا صلى الله عليه و آله بود؟
نگاهم مي كند و ديگر چيزي نمي گويد!
هر دو سكوت مي كنيم!
(يادداشت روزنامه شهرآرا)
محمدرضا زائرى
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
او به درد شما نمي خورد!
مي گويد: براي سازمان مان يك نفر براي مديريت روابط عمومي مي خواهيم، كسي سراغ نداري؟
مي گويم: جواني بسيار توانمند و لايق هست كه خيلي هم خوش اخلاق و خنده روست و تحمل و صبر زيادي هم دارد و همه به صداقت و درستكاري مي شناسندش و او را امين مي دانند، اما نمي دانم براي فضاي كاري شما مناسب باشد يا نه، چون موهايش بلند است و موهايش را روغن مي زند و خيلي به ظاهر و تيپش اهميت مي دهد و كلي هم براي عطر و ادوكلون خرج مي كند و به لباس مرتب و تميزش مي رسد!
مي گويد: البته مي داني كه محيط سازمان ما خيلي مذهبي است و طبيعتا اين سر و شكلي كه تو تعريف مي كني با آن مجموعه خيلي سازگار نيست ولي حالا شايد بتوانيم قانعش كنيم كه موهايش را كوتاه كند! چون بالاخره فضاي عمومي بر وبچه هاي ما بيشتر جوّ رفقاي هيئتي و حزب اللهي است و حال و هوايشان اين طوري نيست.
ادامه مي دهم كه راستش دور و برش هم آدم هاي مختلفي هست و با همه جور آدمي كنار مي آيد و گرچه موضع اعتقادي قاطع و شفاف و صريحي دارد اما روابطش خيلي وسيع و متنوع است و بعضي رفقايش چندان مثل خودش نيستند.
پبعد مي گويم: البته مشكل ديگري هم در مورد بستگانش هست كه فكر نمي كنم راه حلي داشته باشد! دو تا از عموهايش از سران ضدانقلاب هستند كه پرونده سنگين دارند!
مي گويد: نه ديگر اين را اصلا نمي شود كاري كرد، چون جواب استعلام از همان اول معلوم است!
مي گويم بله مي فهمم، شما حق داريد چون محيط كارتان خيلي مذهبي است چنين آدمي به درد شما نمي خورد! اما آيا مي داني تمام اوصافي كه من گفتم خصوصيات رسول خدا صلى الله عليه و آله بود؟
نگاهم مي كند و ديگر چيزي نمي گويد!
هر دو سكوت مي كنيم!
(يادداشت روزنامه شهرآرا)
محمدرضا زائرى
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#تقی_کبیری نماینده ای که ۲۵۰هزار دلار+۴۰۰م پول نقد از خانهاش به سرقت رفت.
تقی تعلق به خانواده ای مستضعف داشت، تحصیلاتش حدیث و علوم قرانی است، بیشترین سخنرانی هایش علیه تجمل گرایی و توصیه به نخریدن ارز است!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
تقی تعلق به خانواده ای مستضعف داشت، تحصیلاتش حدیث و علوم قرانی است، بیشترین سخنرانی هایش علیه تجمل گرایی و توصیه به نخریدن ارز است!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
استاد محمدرضا شجریان، بر مزار حضرت مولانا، آواز "بشنو از نی" را میخواند.
آذر ۱۳۸۸ / ساعت ۵ صبح
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
آذر ۱۳۸۸ / ساعت ۵ صبح
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سهمیه کنکور آقازادهها
#بیعدالتی_آموزشی
ماجرای امتیاز پنهان فرزندان هیات علمی دانشگاهها که مردم از آن بیخبرند، چیست؟
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#بیعدالتی_آموزشی
ماجرای امتیاز پنهان فرزندان هیات علمی دانشگاهها که مردم از آن بیخبرند، چیست؟
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ثقفی؛ سخنگوی آموزش و پرورش استان تهران هستند. ثقفی معتقد است بی عدالتی در آموزش و پرورش وجود ندارد و باور ندارد که در مدارس دولتی امکانات کمتری نسبت به مدارس غیردولتی ارائه میشود!
مجری برنامه اما به خوبی پاسخ وی را میدهد، دلاوری میگوید اگر ۹۰۰ مدرسه خشت و گلی و کانکسی داشته باشیم که شعارش این باشد که : «هر دانشآموز یک اسب»، این اگر اسمش بیعدالتی نیست پس چیست؟
در ادامه مجری آمارهای نگرانکنندهای را ارئه میدهد؛ از بین رتبههای زیر ۱۰۰۰ کنکور، ۶۶ درصد پذیرفتهشدگان از مدارس غیرانتفاعی، ۳۳ درصد از مدارس سمپاد(تیزهوشان) و تنها ۱ درصد از مدارس دولتی هستند!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مجری برنامه اما به خوبی پاسخ وی را میدهد، دلاوری میگوید اگر ۹۰۰ مدرسه خشت و گلی و کانکسی داشته باشیم که شعارش این باشد که : «هر دانشآموز یک اسب»، این اگر اسمش بیعدالتی نیست پس چیست؟
در ادامه مجری آمارهای نگرانکنندهای را ارئه میدهد؛ از بین رتبههای زیر ۱۰۰۰ کنکور، ۶۶ درصد پذیرفتهشدگان از مدارس غیرانتفاعی، ۳۳ درصد از مدارس سمپاد(تیزهوشان) و تنها ۱ درصد از مدارس دولتی هستند!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
جامعه زن را چنان تربیت میکند که نباید هیچ چیز از مسائلِ عشقی بزرگ بداند، نباید چیزی از مسائل جنسی بداند و هرجا سخنی از مسائل جنسی به میان آمد، باید مضطرب بگریزد و در کل چنان به زن تلقین میشود که سکس مخالف عفت اوست، مسائل جنسی بد است و باید چشم و گوش خود را دربرابر آن بپوشاند.
تا اینکه زن گویی با ضربهی صاعقهای هولناک به درون حقیقت می افتد که نام آن صاعقه ازدواج است. حال زن با حیا و عشق و لذت و... دستبهگریبان میشود. حیران از این مسئله که چطور آنچه تا دیروز پست و حیوانی بود، امروز امری معنوی و انسانی است.
بهراستی روح زن چگونه اینها را تحمل میکند؟!
📙 حکمت شادان
✍🏻 #نیچه
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
جامعه زن را چنان تربیت میکند که نباید هیچ چیز از مسائلِ عشقی بزرگ بداند، نباید چیزی از مسائل جنسی بداند و هرجا سخنی از مسائل جنسی به میان آمد، باید مضطرب بگریزد و در کل چنان به زن تلقین میشود که سکس مخالف عفت اوست، مسائل جنسی بد است و باید چشم و گوش خود را دربرابر آن بپوشاند.
تا اینکه زن گویی با ضربهی صاعقهای هولناک به درون حقیقت می افتد که نام آن صاعقه ازدواج است. حال زن با حیا و عشق و لذت و... دستبهگریبان میشود. حیران از این مسئله که چطور آنچه تا دیروز پست و حیوانی بود، امروز امری معنوی و انسانی است.
بهراستی روح زن چگونه اینها را تحمل میکند؟!
📙 حکمت شادان
✍🏻 #نیچه
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
♦️ایدز در لردگان
🔻دکتر پرویز الیاسی
(متخصص چشم)
🔸چرا بانیان پزشکی کشور این مسألهی بسیار ساده و ابتدایی را نمیفهمند؟ درست است که ارتش اختصاصی و یگان ویژه و چند تا سیستم توپ اطلاعاتی برای بگیر ببند نمیگذارد آدم، خوب به عاقبت کار فکر کند اما دلیلی ندارد که آخرین چارهی را همین اول کار، رو کنید. اینها را بگذارید برای وقتی که دیگر فیگورهای بغضآلود گرهگشایی نمیکنند.
🔸در یک روستا یا شهرک که همه همدیگر را میشناسند، باید نتیجهی اکتشافات علمی تحویل مردم بدهید؟ حکایت آن وزیر که گفت هزینه کردن برای بیمارانی که عمری کوتاه دارند به صرفه نیست و راست هم میگفت؛ اما مگر در عالم طب باید هر راستی را گفت؟
🔸عامل ایدز مسائل جنسی است و اعتیاد تزریقی؟ همین؟ چیز دیگری به فکرتان نمیرسد؟ سهم کمکاری و ولنگاریهای مدیریتی جایش کجاست؟ آقایان یادتان رفته که outbreak های بیماریها عاملی غیر از علل رایج دارند؟ وقتی مرحوم پرفسور آرمین متوجه شد در یک محله، شیوع سل بیش از حد انتطار شده، نگفت سیگاریها زیاد شدهاند یا مردم آن منطقه کثیفتر شدهاند، بلکه رفت در همان محله پیگیری کرد و متوجه شد یکی از تزریقاتیها ظاهراً با آب دهان پنبه را خیس میکند. از آب دهان او نمونه برداری میکند و متوجه میشود سل از راه مخاط دهان هم منتقل میشود (مضمون به این مطلب).
🔸آقایان ببینید کجا را تفمالی کردهاید! از پاکستان و تاجیکستان یاد بگیرید که وقتی چنین اتفاقی در آنجا افتاد، وزارت بهداشت مسؤولیت آن را قبول کرد و به مداوا و دلجویی از مردم پرداخت.
🔸یعنی مردم لردگان یکباره خمار شدند و شروع کردند به تزریق مواد و بعد شنگول شدند و چند شیفته، مشغول عملیات جنسی شدند؟! آیا کُفر میشود برای مردم توضیح بدهید که این، یک مشکل مدیریتی است و عذر بخواهید و قول مساعد بدهید که برای کمک به آسیبدیدگان اقدام خواهید کرد؟ دروغ هم نمیتوانید بگوئید؟ قول الکی هم نمیتوانید بدهید؟ حالا هی گاز اشکآور بزنید و هی مردم را تحریک کنید و نمیدانید که دلِ پر، به جنگ مشتاقتر است.
تاریخ انتشار:13 مهر 1398
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
♦️ایدز در لردگان
🔻دکتر پرویز الیاسی
(متخصص چشم)
🔸چرا بانیان پزشکی کشور این مسألهی بسیار ساده و ابتدایی را نمیفهمند؟ درست است که ارتش اختصاصی و یگان ویژه و چند تا سیستم توپ اطلاعاتی برای بگیر ببند نمیگذارد آدم، خوب به عاقبت کار فکر کند اما دلیلی ندارد که آخرین چارهی را همین اول کار، رو کنید. اینها را بگذارید برای وقتی که دیگر فیگورهای بغضآلود گرهگشایی نمیکنند.
🔸در یک روستا یا شهرک که همه همدیگر را میشناسند، باید نتیجهی اکتشافات علمی تحویل مردم بدهید؟ حکایت آن وزیر که گفت هزینه کردن برای بیمارانی که عمری کوتاه دارند به صرفه نیست و راست هم میگفت؛ اما مگر در عالم طب باید هر راستی را گفت؟
🔸عامل ایدز مسائل جنسی است و اعتیاد تزریقی؟ همین؟ چیز دیگری به فکرتان نمیرسد؟ سهم کمکاری و ولنگاریهای مدیریتی جایش کجاست؟ آقایان یادتان رفته که outbreak های بیماریها عاملی غیر از علل رایج دارند؟ وقتی مرحوم پرفسور آرمین متوجه شد در یک محله، شیوع سل بیش از حد انتطار شده، نگفت سیگاریها زیاد شدهاند یا مردم آن منطقه کثیفتر شدهاند، بلکه رفت در همان محله پیگیری کرد و متوجه شد یکی از تزریقاتیها ظاهراً با آب دهان پنبه را خیس میکند. از آب دهان او نمونه برداری میکند و متوجه میشود سل از راه مخاط دهان هم منتقل میشود (مضمون به این مطلب).
🔸آقایان ببینید کجا را تفمالی کردهاید! از پاکستان و تاجیکستان یاد بگیرید که وقتی چنین اتفاقی در آنجا افتاد، وزارت بهداشت مسؤولیت آن را قبول کرد و به مداوا و دلجویی از مردم پرداخت.
🔸یعنی مردم لردگان یکباره خمار شدند و شروع کردند به تزریق مواد و بعد شنگول شدند و چند شیفته، مشغول عملیات جنسی شدند؟! آیا کُفر میشود برای مردم توضیح بدهید که این، یک مشکل مدیریتی است و عذر بخواهید و قول مساعد بدهید که برای کمک به آسیبدیدگان اقدام خواهید کرد؟ دروغ هم نمیتوانید بگوئید؟ قول الکی هم نمیتوانید بدهید؟ حالا هی گاز اشکآور بزنید و هی مردم را تحریک کنید و نمیدانید که دلِ پر، به جنگ مشتاقتر است.
تاریخ انتشار:13 مهر 1398
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#جامعه_هندزفری_زده
محمد باقر تاج الدین
هندز فری(Hands free) وسیلهای است که این روزها در سطح وسیعی از افراد جامعه به منظور انتقال صدا از گوشی های همراه به خصوص در وسایل نقلیه عمومی مانند مترو، اتوبوس، تاکسی یا مکان های عمومی مانند پارک ها و فضاهای سبز مورد استفاده قرار می گیرد. استفاده از هندز فری رفته رفته در مکان های خصوصی مانند خانه ها هم رواج یافته و اعضای خانواده هر کدام با داشتن هندز فری در حال گوش کردن به موسیقی ها و تماشای فیلم های مورد علاقه خودشان هستند. از این منظر می توان گفت که استفاده از هندز فری تقریبا تمامی افراد جامعه را در بر گرفته و به صورت عمومی درآمده و تمامی افراد جامعه را از یکدیگر جدا ساخته است. ضمن این که رانندگان وسایل نقلیه نیز در پشت فرمان از هندز فری استفاده کرده و صدای مورد علاقه را به گوش خود می رسانند و یا در حال مکالمه با دیگران هستند.
به نظر می رسد که جامعه هندز فری زده به سمت اتمیزه شدن و تنهایی و انزوا هم پیش می رود تا جایی که از دنیای اطراف خود به شدت بی تفاوت و غافل می شود و در تنهایی و جهان خویش غرق می شود. حال این که در جهان اطرافش چه می گذرد دیگر اهمیتی برایش ندارد و آن چه اهمیت دارد غرق شدن در لذت موسیقی و فیلم و یا هر نوع صدا و تصویری است که از طریق هندز فری به سمع و نظرش می رسد. آدم هندز فری زده به نظر می رسد که دیگر آدم اجتماعی نباشد و از هر آن چه جامعه و ارتباطات اجتماعی واقعی است جدا مانده و به سمت فردی شدن و مجازی شدن با سرعت پیش می رود. این آدم اگر چه ظاهرا در جمع است اما واقعا در جمع نیست و دیگر به جامعه و اجتماع خودش تعلقی ندارد.
می توان گفت که آدمیان هندزفری زده و به تَبَعِ آن جامعه هندزفری زده نوعی انسان و جامعه از خودبیگانه است و تو گویی که نوعی از خودبیگانگی جدید سربرآورده است که حقیقتا نوبر است به گونه ای که نمونه و نظیری برای آن نمی توان سراغ گرفت. آدمیان و جامعه در خود فرو رفته و بی خبر از هر آن چه که در کنارشان می گذرد و تازه نوعی بی خبری و غفلت عمدی و غرق شدن در دنیای غریب و بیگانه ای که برای خود ساخته و پرداخته اند.
معنای دیگری که از جامعه هندزفری زده می توان مراد کرد این است که آدمیان چنین جامعه ای به دلایل گوناگون از جامعه خود بریده اند و نوعی جدایی گزینی را اختیار کرده و در حقیقت فضایی مختص خویش را ایجاد نموده تا در آن فضا به هر آن چه که آرزو می کنند دست یابند. به عبارت دیگر چون فضای عمومی و رسمی جامعه بسیاری چیزهایی که افراد به ویژه افراد نسل جدید می خواهند را به آنان نمی دهد لذا آنان نیز اقدام به ایجاد فضایی مخصوص به خود کرده تا هر آن چه که فضای رسمی جامعه در اختیارشان نمی گذارد آنان برای خودشان تهیه و تدارک ببینند. لذا این گونه است که به هندزفری پناه می برند تا به عبارتی از شرِّ جامعه رسمی خلاصی یابند. پس می توان گفت هندزفری سایبان و پناهگاهی برای این جماعت است و آدمیانِ جامعه هندزفری زده نیز در چنین پناهگاه و سایبانی خود را رها و خلاصی یافته از جامعه رسمی تلقی می کنند. حالا می توان به خوبی این موضوع را با تعداد زیاد کاربران فضاهای مجازی در ایران نیز در ارتباط دانست و این گونه تحلیل نمود که شلوغی فضای مجازی در ایران به معنای فرار از جامعه رسمی ای است که آن دیگران برای شان تنظیم کرده اند تا این گونه از آن فضای نامطبوع و ناساز رهایی یابند و در فضای دلخواه خویش دمی بیاسایند!!!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#جامعه_هندزفری_زده
محمد باقر تاج الدین
هندز فری(Hands free) وسیلهای است که این روزها در سطح وسیعی از افراد جامعه به منظور انتقال صدا از گوشی های همراه به خصوص در وسایل نقلیه عمومی مانند مترو، اتوبوس، تاکسی یا مکان های عمومی مانند پارک ها و فضاهای سبز مورد استفاده قرار می گیرد. استفاده از هندز فری رفته رفته در مکان های خصوصی مانند خانه ها هم رواج یافته و اعضای خانواده هر کدام با داشتن هندز فری در حال گوش کردن به موسیقی ها و تماشای فیلم های مورد علاقه خودشان هستند. از این منظر می توان گفت که استفاده از هندز فری تقریبا تمامی افراد جامعه را در بر گرفته و به صورت عمومی درآمده و تمامی افراد جامعه را از یکدیگر جدا ساخته است. ضمن این که رانندگان وسایل نقلیه نیز در پشت فرمان از هندز فری استفاده کرده و صدای مورد علاقه را به گوش خود می رسانند و یا در حال مکالمه با دیگران هستند.
به نظر می رسد که جامعه هندز فری زده به سمت اتمیزه شدن و تنهایی و انزوا هم پیش می رود تا جایی که از دنیای اطراف خود به شدت بی تفاوت و غافل می شود و در تنهایی و جهان خویش غرق می شود. حال این که در جهان اطرافش چه می گذرد دیگر اهمیتی برایش ندارد و آن چه اهمیت دارد غرق شدن در لذت موسیقی و فیلم و یا هر نوع صدا و تصویری است که از طریق هندز فری به سمع و نظرش می رسد. آدم هندز فری زده به نظر می رسد که دیگر آدم اجتماعی نباشد و از هر آن چه جامعه و ارتباطات اجتماعی واقعی است جدا مانده و به سمت فردی شدن و مجازی شدن با سرعت پیش می رود. این آدم اگر چه ظاهرا در جمع است اما واقعا در جمع نیست و دیگر به جامعه و اجتماع خودش تعلقی ندارد.
می توان گفت که آدمیان هندزفری زده و به تَبَعِ آن جامعه هندزفری زده نوعی انسان و جامعه از خودبیگانه است و تو گویی که نوعی از خودبیگانگی جدید سربرآورده است که حقیقتا نوبر است به گونه ای که نمونه و نظیری برای آن نمی توان سراغ گرفت. آدمیان و جامعه در خود فرو رفته و بی خبر از هر آن چه که در کنارشان می گذرد و تازه نوعی بی خبری و غفلت عمدی و غرق شدن در دنیای غریب و بیگانه ای که برای خود ساخته و پرداخته اند.
معنای دیگری که از جامعه هندزفری زده می توان مراد کرد این است که آدمیان چنین جامعه ای به دلایل گوناگون از جامعه خود بریده اند و نوعی جدایی گزینی را اختیار کرده و در حقیقت فضایی مختص خویش را ایجاد نموده تا در آن فضا به هر آن چه که آرزو می کنند دست یابند. به عبارت دیگر چون فضای عمومی و رسمی جامعه بسیاری چیزهایی که افراد به ویژه افراد نسل جدید می خواهند را به آنان نمی دهد لذا آنان نیز اقدام به ایجاد فضایی مخصوص به خود کرده تا هر آن چه که فضای رسمی جامعه در اختیارشان نمی گذارد آنان برای خودشان تهیه و تدارک ببینند. لذا این گونه است که به هندزفری پناه می برند تا به عبارتی از شرِّ جامعه رسمی خلاصی یابند. پس می توان گفت هندزفری سایبان و پناهگاهی برای این جماعت است و آدمیانِ جامعه هندزفری زده نیز در چنین پناهگاه و سایبانی خود را رها و خلاصی یافته از جامعه رسمی تلقی می کنند. حالا می توان به خوبی این موضوع را با تعداد زیاد کاربران فضاهای مجازی در ایران نیز در ارتباط دانست و این گونه تحلیل نمود که شلوغی فضای مجازی در ایران به معنای فرار از جامعه رسمی ای است که آن دیگران برای شان تنظیم کرده اند تا این گونه از آن فضای نامطبوع و ناساز رهایی یابند و در فضای دلخواه خویش دمی بیاسایند!!!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رحیم پور: چیزی که از احوالات مسئولین متوجه شدم اینه که اینا نَه از خدا میترسن نه از قانون، ولی از #فضای_مجازی میتَرسن ...
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
گر آمدنم به خود بُدی!
دیوید بناتار، استاد و رئیس گروه فلسفه دانشگاه کیپتاون آفریقای جنوبی است. وی بیشتر به خاطر دفاع از اندیشه تولدستیزی در کتاب «چه بهتر که هرگز نبودن: زیان به وجود آمدن» شهرت دارد. او در این کتاب استدلال میکند که فارغ از احساساتی که هستی موجود به منصه ظهور میرساند پای در هستی نهادن یک زیان جدی است؛ و در نتیجه همواره به وجود آوردن هر چه بیشتر موجودات بااحساس و ادراککننده از لحاظ اخلاقی نادرست است. بناتار را یکی از بدبینترین فیلسوفان جهان مینامند(به نقل از اینجا: https://plink.ir/6cqoQ). گفتوگویی با او انجام گرفته که به زبان فارسی ترجمه شده و برای فهم دیدگاه او خواندنی است(اینجا: https://www.bbc.com/persian/magazine-42569040)
دکتر ایرج رضایی از دکتر میلاد نوری(دانشآموخته فلسفه) خواسته تا ارزیابی خود را درباره دیدگاه بناتار در میان بگذارد(اینجا: https://t.me/irajrezaie/985). نکات فکرافروزی طرح میشود و من به اصلِ مدعا کاری ندارم. راستش نمیدانم که دیدگاه بناتار قابل دفاع هست یا نه. اینجا فقط میخواهم در خصوص یکی از ملاحظات دکتر میلاد نوری حرفی بزنم. وی میگوید اگر زندگی بد است، پس چرا بناتار فعالیت میکند و ایدهی خود را ترویج میدهد؟ همین اقدامات و فعالیتها که ناشی از زنده بودن است نشان از آن دارد که زندگی را آنقدرها هم بد نمیداند. در نظر میلاد نوری، عمل بناتار با آنچه بیان میکند تعارض دارد. رفتار او تناقضآمیز است. اگر زندگی بد است، هر آنچه به زندگی تعلق دارد نیز باید بد باشد.
با این ملاحظه موافق نیستم. به گمانم میشود دو سطح را از هم تفکیک داد. میشود کسی در سطح عقلانی باور داشته باشد که نبودن بهتر از بودن است، اما در سطح غریزی به بودن ادامه دهد. به گمانم توجه به این نکته که ویژگیِ غیرعقلانیای در زندگی وجود دارد که بهرغم همهی تحلیلها ما را به زیستن میکشاند میتواند پاسخ این نقد باشد.
«اگر کاملاً صادق بودم، میگفتم نمیدانم چرا زندگی میکنم و چرا زیستنِ خود را متوقف نمیکنم. پاسخ احتمالاً در ویژگیِ غیرِ عقلانیِ زندگی قرار دارد که بدونِ دلیل پابرجا میماند.»(امیل سیوران؛ در بابِ بلندیهایِ یأس؛ نقل از رابرت ویکس در فلسفه مدرن فرانسه ؛ ترجمهی پیروز ایزدی؛ نشر ثالث)
«زندگی نمی تواند خود را تسلیم عقل کند، زیرا غایت زندگی، زیستن است نه دانستن!»(اونامونو، درد جاودانگی)
بناتار، خود، در تمثیلی به این نقد پاسخ میدهد:
«زندگی مانند تماشای یک نمایش تئاتر است که اینقدر بد نیست تا بلند شوید و سالن را ترک کنید ولی اگر از اول میدانستید که چقدر بد است اصلا به تماشایش نمیآمدید.»(به نقل از اینجا: https://plink.ir/2dCcR)
به گمانم سخن قابل تاملی است. معقول است کسی بگوید اگر به انتخاب او بود زندگی را برنمیگزید، اما حالا که آمده نمیتواند تسلیم کشش غیرعقلانی زندگی نشود. به گمانم کاملا قابل فهم و معقول است که کسی به رغم موضع بدبینانه به زندگی، همچنان خلاقانه به زیستن ادامه دهد. شوپنهاور از نمونههای بارز چنین فیلسوفانی است.
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
گر آمدنم به خود بُدی!
دیوید بناتار، استاد و رئیس گروه فلسفه دانشگاه کیپتاون آفریقای جنوبی است. وی بیشتر به خاطر دفاع از اندیشه تولدستیزی در کتاب «چه بهتر که هرگز نبودن: زیان به وجود آمدن» شهرت دارد. او در این کتاب استدلال میکند که فارغ از احساساتی که هستی موجود به منصه ظهور میرساند پای در هستی نهادن یک زیان جدی است؛ و در نتیجه همواره به وجود آوردن هر چه بیشتر موجودات بااحساس و ادراککننده از لحاظ اخلاقی نادرست است. بناتار را یکی از بدبینترین فیلسوفان جهان مینامند(به نقل از اینجا: https://plink.ir/6cqoQ). گفتوگویی با او انجام گرفته که به زبان فارسی ترجمه شده و برای فهم دیدگاه او خواندنی است(اینجا: https://www.bbc.com/persian/magazine-42569040)
دکتر ایرج رضایی از دکتر میلاد نوری(دانشآموخته فلسفه) خواسته تا ارزیابی خود را درباره دیدگاه بناتار در میان بگذارد(اینجا: https://t.me/irajrezaie/985). نکات فکرافروزی طرح میشود و من به اصلِ مدعا کاری ندارم. راستش نمیدانم که دیدگاه بناتار قابل دفاع هست یا نه. اینجا فقط میخواهم در خصوص یکی از ملاحظات دکتر میلاد نوری حرفی بزنم. وی میگوید اگر زندگی بد است، پس چرا بناتار فعالیت میکند و ایدهی خود را ترویج میدهد؟ همین اقدامات و فعالیتها که ناشی از زنده بودن است نشان از آن دارد که زندگی را آنقدرها هم بد نمیداند. در نظر میلاد نوری، عمل بناتار با آنچه بیان میکند تعارض دارد. رفتار او تناقضآمیز است. اگر زندگی بد است، هر آنچه به زندگی تعلق دارد نیز باید بد باشد.
با این ملاحظه موافق نیستم. به گمانم میشود دو سطح را از هم تفکیک داد. میشود کسی در سطح عقلانی باور داشته باشد که نبودن بهتر از بودن است، اما در سطح غریزی به بودن ادامه دهد. به گمانم توجه به این نکته که ویژگیِ غیرعقلانیای در زندگی وجود دارد که بهرغم همهی تحلیلها ما را به زیستن میکشاند میتواند پاسخ این نقد باشد.
«اگر کاملاً صادق بودم، میگفتم نمیدانم چرا زندگی میکنم و چرا زیستنِ خود را متوقف نمیکنم. پاسخ احتمالاً در ویژگیِ غیرِ عقلانیِ زندگی قرار دارد که بدونِ دلیل پابرجا میماند.»(امیل سیوران؛ در بابِ بلندیهایِ یأس؛ نقل از رابرت ویکس در فلسفه مدرن فرانسه ؛ ترجمهی پیروز ایزدی؛ نشر ثالث)
«زندگی نمی تواند خود را تسلیم عقل کند، زیرا غایت زندگی، زیستن است نه دانستن!»(اونامونو، درد جاودانگی)
بناتار، خود، در تمثیلی به این نقد پاسخ میدهد:
«زندگی مانند تماشای یک نمایش تئاتر است که اینقدر بد نیست تا بلند شوید و سالن را ترک کنید ولی اگر از اول میدانستید که چقدر بد است اصلا به تماشایش نمیآمدید.»(به نقل از اینجا: https://plink.ir/2dCcR)
به گمانم سخن قابل تاملی است. معقول است کسی بگوید اگر به انتخاب او بود زندگی را برنمیگزید، اما حالا که آمده نمیتواند تسلیم کشش غیرعقلانی زندگی نشود. به گمانم کاملا قابل فهم و معقول است که کسی به رغم موضع بدبینانه به زندگی، همچنان خلاقانه به زیستن ادامه دهد. شوپنهاور از نمونههای بارز چنین فیلسوفانی است.
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
BBC News فارسی
فیلسوف زایشستیز: بچهدار شدن غیر اخلاقی است
به نظر بسیاری دیوید بناتار، بدبینترین فیلسوف دنیاست چون معتقد است زندگی آنقدر بد است که ارزش زنده بودن را ندارد. بیبیسی موندو با دیوید بناتار گفتگویی داشت تا با فلسفهای که در پس پرده اصطلاح "تولدستیزی" وجود دارد آشنا شود.
📉اینفوگرافی:ایران در رده چهارم #شاخص_فلاکت
ایران از نظر شاخص فلاکت در رتبه چهارم جهان قرار گرفته و این بدین معناست که تنها سه کشور، شرایط بدتری نسبت به ایران دارند. شاخص فلاکت دربردارنده معیارهای رشد اقتصادی، نرخ بیکاری، نرخ تورم و نرخ بهره است که ایران از این جنبهها، وضعیت مناسبی ندارد و تنها سه کشور زیمبابوه، آرژانتین و ونزوئلا شرایطی بدتر از ایران دارند!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ایران از نظر شاخص فلاکت در رتبه چهارم جهان قرار گرفته و این بدین معناست که تنها سه کشور، شرایط بدتری نسبت به ایران دارند. شاخص فلاکت دربردارنده معیارهای رشد اقتصادی، نرخ بیکاری، نرخ تورم و نرخ بهره است که ایران از این جنبهها، وضعیت مناسبی ندارد و تنها سه کشور زیمبابوه، آرژانتین و ونزوئلا شرایطی بدتر از ایران دارند!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️