پرواز فکر و اندیشه
1.18K subscribers
4.2K photos
2.09K videos
84 files
981 links
‏جاویدشاه فقط یه شعار نیست…

عهد ما با ایران و هزاران سال پادشاهی‌ست…
Download Telegram
فراخوان مادران جان‌باختگان برای ۵ دی

تعدادی از مادران و بستگان جان باختگان سیاسی در ایران که فرزندان و نزدیکان شان در چهل سال گذشته توسط حکومت اسلامی به قتل رسیده اند، در فراخوانی ۵ دی را به عنوان روز ادای احترام به کشته شدگان آبان ماه اعلام کرده و از مردم خواسته اند به هر طریقی می توانند در این روز جنایات حکومت را محکوم کنند.

در این نامه تاکید شده است که مادران جان باختگان چهل سال حکومت جمهوری اسلامی پیگیرانه برای دادخواهی به مبارزه ی خود ادامه خواهند داد.
نسخه ای از متن این دادخواهی در پی می آید:
تا به کی تا چند این همه بازداشت، شکنجه و جنایت؟ ما پیگیرانه دادخواهیم!

فرزندان ما در ایران برای برخورداری از آزادی و زندگی انسانی به خیابان می‌آیند و توسط نیروهای حکومتی به قتل می رسند. آخرین مورد اعتراضات مردم ایران در اواخر آبان ماه ۱۳۹۸ بود که در اعتراض به بالا رفتن قیمت بنزین شکل گرفت و مردم جان به لب رسیده که خواهان آزادی و پایان دادن به فقر و تبعیض و بی عدالتی هستند، اعتراض شان را در شهرهای مختلف ایران در خیابان ها نشان دادند.

پاسخ شان از طرف حکومت نیز شلیک مستقیم گلوله و خفه کردن صدای شان با قطع ارتباط آن ها با دنیا از طریق قطع اینترنت بود.
متاسفانه در این اعتراضات صدها نفر به قتل رسیدند و چند هزار نفر بازداشت شدند و هم اکنون زیر شکنجه هستند و حتی به کودکان زیر ۱۸ سال نیز رحم‌ نکرده و بیش از ده کودک کشته شدند.

ما مادران ساکت نمی نشینیم. ما مادران و خانواده های داغدیده که در طی ۴۰ سال فرزندان مان، جان خود را در راه آزادی و برقراری عدالت از دست داده اند، از مردم شریف و آزاده ایران و جامعه بین المللی می خواهیم که روز ۵ دی ماه (۲۶ دسامبر) مصادف با چهلمین روز کشته شدن فرزندان مان، را روز بین المللی ادای احترام به قربانیان آبان ماه اعلام‌ کرده و با برگزاری مراسم یادبود، یک دقیقه سکوت کنیم.

یا بهر طریق که می‌توانیم یاد عزیزان مان را گرامی داشته و این جنایات را محکوم کنیم. ما هم چنین خواهان اعزام کمیسر عالی حقوق بشر و گزارش ویژه حقوق بشر سازمان ملل برای بازدید به ایران و تشکیل کمیته حقیقت یاب با حضور و نظارت خانواده‌های آسیب دیده برای بررسی ابعاد فاجعه و اعلام دقیق تعداد کشته شدگان، مجروحان و بازداشت شدگان و روشن شدن وضعیت فرزندان مان و هم چنین شناسایی عوامل دست اندر کار این جنایت هستیم.

به گمان ما این جنایت مصداق بارز جنایت علیه بشریت است و باید عوامل مستقیم آن را در دادگاه های بین المللی و علنی به پاسخ گویی بکشانیم تا بتوانیم جلوی تکرار این جنایت ها را بگیریم.

امضا کنندگان: از فعالان جنبش دادخواهی در ایران:

۱) ناهید شیربیشه (مادر پویا بختیاری– کشته شده در ۲۶ آبان ۱۳۹۸- دادخواه)

۲) دایە شریفە*شرافت زرینی* (مادر رامین و اشرف حسین پناهی- رامین در ۱۷ شهریور ۱۳۹۷ اعدام شد و اشرف در ۶ مهر ۱۳۸۷ در مرگی مشکوک کشته شد- و مادر زندانی سیاسی افشین حسین پناهی- دادخواه)

۳) آمنه قادری (مادر زانیار و لقمان مردادی که در ۱۷ شهریور ۱۳۹۷ اعدام شدند و همسر اقبال مرادی که در ۲۷ تیر ۱۳۹۷ ترور شد- دادخواه)

۴) جلیله جعفری و شعله پاکروان (مادر بزرگ و مادر ریحانه جباری- اعدام شده در ۳ آبان ۱۳۹۳- دادخواه)

۵) قدم خیر فرامرزی (مادر شهرام و بهرام احمدی- شهرام در ۱۲ مرداد ۱۳۹۵ و بهرام در ۷ دی ۱۳۹۰ اعدام شدند- دادخواه)

۶) زهرا پور رحیم (مادر علیرضا مددپور- کشته شده در ۶ شهریور ۱۳۹۵- دادخواه)

۷) مهوش علاسوندی (مادر محمد و عبداله فتحی- کشته شدگان ۲۷ اردی‌بهشت ۱۳۹۰- دادخواه)

۸) شهناز اکملی (مادر مصطفی کریم بیگی – کشته شده در ۶ دی ۱۳۸۸- دادخواه)

۹) شهین مهین فر (مادر امیرارشد تاجمیر – کشته شده در ۶ دی ۱۳۸۸- دادخواه)

۱۰) حوریه گلستانی (مادر بهنود رمضانی – کشته شده در ۲۴ اسفند ۱۳۸۹- دادخواه)

۱۱) اکرم نقابی (مادر سعید زینالی- ناپدید شده از ۲۳ تیر ۱۳۷۸- دادخواه)،

۱۲) گل جهان اشرف پور (مادر اکبر محمدی- کشته شده در ۸ مرداد ۱۳۸۵)

۱۳) مرسده محسنی (از مادران و خانواده‌های خاوران- خواهر مجتبی محسنی از کشته شدگان شهریور ۱۳۶۷)

۱۴) مادر قائدی و مرسده قائدی (از مادران و خانواده‌های خاوران- مادر و خواهر صادق که در ۳۱ بهمن ۱۳۶۱ اعدام شد و جواد که به همراه همسرش منیرالسادات هاشمی در ۲۲ مرداد ۱۳۶۲ اعدام شدند)

۱۵) منصوره بهکیش (از مادران و خانواده‌های خاوران- خواهر زهرا،‌ محمود، محمدرضا- محسن و محمدعلی بهکیش از کشته شدگان دهه ی ۶۰ و سیامک اسدیان (همسر زهرا کشته شده در ۱۳ مهر ۱۳۶۰)

۱۶) سیمین عیوض زاده ( مادر زنده یاد رشید علی شناس و امید علی شناس زندانی سیاسی سابق- همراه دادخواهان)

۲۲ آذر ۱۳۹۸
#وعده_ما_پنجم_دی

@Tavaana_TavaanaTech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM

برنامه کلاسیکو عادل فردوسی پور از تمام رقبایش پیشی گرفت؛ حضور دختران و پسران فوتبال دوست، حرف‌های علی دایی، استندآپ معرکه ژوله و حضور فوتبالیست محبوب وریا غفوری در همین اولین قسمت شبکه۳ تلویزیون ایران و برنامه‌های ماهواره‌ای را ضربه‌فنی کرد!!

هجوم مردم به شبکه‌های اینترنتی برای تماشای برنامه عادل فردوسی پور موجب شد تا سایت‌ها به اختلال بخورند که البته مشکل هم اکنون حل شده!
عادل فردوسی‌پور با برنامه جدیدش به نام کلاسیکو سر و صدای زیادی برپا کرده، برنامه‌ای که پژمان جمشیدی آنرا اجرا می کند و در اولین قسمتش اسطوره فوتبال کشورمان علی دایی میهمان آن بود
نکته قابل توجه دیگر حضور دختران و پسران فوتبال دوست بود که هیچ‌وقت در برنامه‌های صداوسیمای ملی ندیده‌ایم
کاپیتان محبوب تیم استقلال وریاغفوری نیز مشخص بود با تمایل زیادی دعوت فردوسی پور را پذیرفته👌

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️

وقتی به واتیکان سفر کردم، دیوارهایی را دیدم که با طلا ساخته بودند؛ پاپ گفت شما باید کمک کنید تا به فقرا کمک کنیم! با خود گفتم:

"لعنتی ها بروید دیوارهایتان را بفروشید"

دیگو مارادونا

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Forwarded from پرواز فکر و اندیشه (Dadvand)
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


قبل از این‌که مولانا دفتر ششم را به پایان برساند بیمار شد. در 68 سالگی به تب شدیدی مبتلا شد که آن را تب محرقه (تیفوس) تشخیص دادند. او که خود مشتاق مرگ و دیدار یاران درگذشته به‌خصوص شمس‌ بود، خطاب به پسرش که از بیخوابی و پرستاری شبانه‌ی پدر بیمار شده بود، غزلی به این مطلع سرود:

«رو سر بنه به‌بالین، امشب مرا رها کن

ترک من خراب شبگرد مبتلا کن.»

او در حالی که با یاران و خانواده‌اش خداحافظی می‌کرد در آرامش از دنیا رفت.

وقتی شیخ‌الاسلام و عارف بزرگ شهر صدرالدین قونوی به عیادت مولانا آمده بود، او غزلی به مطلع زیر خواند که شیخ را به‌شدت متأثر کرد.

«چه دانی تو که در باطن چه شاهی هم‌نشین دارم

رخ زرین من منگر، که پای آهنین دارم»

مولانا در غروب آفتاب یکشنبه پنجم جمادی‌الثانی سال 672 هجری قمری (4 دی‌ماه 652 هجری شمسی برابر با 24 دسامبر 1273 میلادی) در 68 سالگی از دنیا رفت. بر حسب اتفاق، در یک هفته‌ی آخر زندگی مولانا زلزله‌ای خفیف در قونیه رخ داد. مولانا به یارانش که ترسیده بودند به طنز می‌گفت: نترسید یاران! ، زمین لقمه‌ی چرب و نرمی می‌خواهد و بزودی چون جسم مرا به درون کشد آرام خواهد یافت.

صبح روز بعد از مرگ مولانا، ولوله‌ای در قونیه برپا شد. انبوه جمعیت از مسلمان و مسیحی و یهودی در عزای او اشک می‌ریختند. در کاروان مشایعت کنندگان، قسمتی به تلاوت قرآن مشغول بودند و در قسمتی 20 نوازنده ترانه‌ها و غزلیات مولانا را با موسیقی می‌خواندند. تشیع جنازه‌ی او آن چنان شوری در شهر قونیه برپا کرد که وقتی جنازه‌ی او را به محل دفن رسید، شب شده بود.

می‌گویند مولانا گربه‌ای داشت که بعد از بیماری مولانا دیگر از دست هیچ‌کس غذا نخورد و کز کرده بود و ناله می‌کرد. چند روز بعد از مرگ مولانا، این حیوان هم مرد و دختر مولانا آن را کفن کرد و جایی در نزدیکی قبر مولانا دفن کرد.

بعد از مرگ مولانا حسام‌الدین به خلافت مولانا ادامه داد و پس از ده سال جمع‌آوری و تدوین آثار مولانا درگذشت. نوه‌ی مولانا، امیرعارف (پسر سلطان‌ولد) سال‌ها بعد طریقه‌ی مولویان را تأسیس کرد که البته کاملا مطابق با روش‌های مولانا نبود. این گروه تا قرن‌ها آئین سماع مولانا را ادامه دادند. هنوز هم در اواخر پائیز (عرس مولانا) مراسمی طی چند روز در قونیه برگزار می‌شود که از سراسر جهان در این مراسم شرکت می‌کنند

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith

خبرگزاری رکنا در ایران، در گزارشی به وضعیت زنان بی‌خانمان در جنوبی‌ترین منطقه تهران در اطراف مقبره آیت‌الله خمینی پرداخته است.

یکی از زنان کارتن‌خواب که در این گزارش با نام ثریا معرفی می‌شود به خبرنگار گفته است: "اصلا شده که دو روز دل‌ضعفه داشته باشی و خودت را فقط با آب سیر کنی؟ هیچ وقت فکر نمی‌کردم برای یک ساندویچ فلافل شب تاریک داخل قبرها تن به خواسته‌های شوم سه مرد بدهم. اینجا بعضی‌ مردها در  قبر هم به خواسته‌هایشان می‌رسند."
 
سه سال پیش خبر دیگری که روزنامه شهروند از "گورخوابی" در نصیرآباد شهریار در جنوب غرب تهران منتشر کرده بود، واکنش‌های گسترده‌ افکار عمومی و مقامات ارشد ایران را برانگیخت و به موضوعی میان رقابت‌های سیاسی در ایران بدل شد.

تان تن‌فروشی برای یک ساندویچ فلافل که امروز در شبکه های اجتماعی بازتاب وسیعی یافت🔻

🔸امروز خبرگزاری رکنا، که به خبرهای «حوادث» می‌پردازد، در گزارشی به قلم پریسا هاشمی از قول زنی‌که ثریا نامیده‌شده، نوشت به‌علت گرسنگی و بابت خوردن یک ساندویچ فلافل، ناچار شده در یک گور، به سه مرد تن بفروشد و بعید نیست بازهم به این کار تن دردهد.
▫️این بخش از گزارش در رسانه‌‌های داخلی و خارجی بسیاری منتشر و در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست شد.

🔸بنابر این گزارش در فضای گورستان جنوب تهران، زنان و مردان بی‌خانمان و معتاد بسیاری دیده‌ می‌شوند که در نزدیکی حرم‌‌ امام‌خمینی، زیر چادرهای‌شان، روی زیراندازها و زیر آلاچیق‌ها، در نزدیکی توالت‌های عمومی، زیر پله‌ها و جاهایی از این دست شب را صبح می‌کنند و گاهی برای گرم‌شدن یا گرفتن غذای رایگان به حرم امام‌خمینی می‌روند. یکی دیگر از زنان که مجبور شده است در این منطقه زندگی کند می‌گوید: داخل حرم غذا می‌دهند و گرم است. همه دارایی زندگی ام را در یک کوله جا داده ام. اگر بخواهیم وارد حرم بشویم باید کوله یا ساک هایمان را به امانتداری حرم مطهر بسپاریم. امانتداری حرم مطهر هم بیشتر از ۳ ساعت وسایلمان را نگه نمی‌دارد. وقتی خیلی سرد باشد و نتوانیم سرما را تحمل کنیم، سه ساعت وسایلمان را به امانت داری می‌دهیم و داخل حرم می‌رویم. کمی گرم می‌شویم و دوباره برمی گردیم. اگر بیشتر از ۳ ساعت در حرم بمانیم، با بدبختی می‌توانیم وسایل مان را پس بگیریم.
🔸رکنا نوشته جز زائران، در کنار حرم‌ امام‌خمینی و بهشت‌زهرا، ورشکسته‌‌های اوضاع اقتصادی دیده می‌شوند که به این بخش شهر پناه آورده‌اند.

کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith

‏کابوس کسانی همچون عبدالکریم سروش و احسان شریعتی نفی تمام و کمال و ریشه‌ای گفتمان انقلاب اسلامی است. به برکت حذف گفتمان‌های سکولار سال‌ها مترقی جلوه کرده‌اند. می‌ترسند که مبادا شکوفایی کشور در گرو گذار از آن انقلاب باشد و از انقلابیون ۵۷ در تاریخ با عنوان جماعتی نادان یاد شود.

مهرپویا علا

کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith


لیبرالیسم خِرَد ناب است. تنها بر پایۀ حقایق امور انسانی بنا شده. نمی‌توان به آن ایمان آورد. شور و احساسی در انسان بر نمی‌انگیزاند. انقلابی به راه نمی‌اندازد. الهام‌بخش شعر یا موسیقی شکوهمندی نمی‌شود. به پرسش‌های وجودی انسان پاسخی نمی‌دهد. ترس زیست‌شناختی از مرگ را تسکین نمی‌بخشد. برای ادامۀ زندگی انگیزه و بهانه‌ای دست‌وپا نمی‌کند. لیبرالیسم تنها و تنها حقیقتی عریان و بی‌رحم در باب مناسبات حاکم بر جوامع انسانیست و نه چیزی بیشتر. پیشرفتی هم اگر در جوامع مدرن داشته از روی ناچاری بود:
از کشت‌وکشتار جنگ‌های مذهبی و قومی خسته شدند پس به تساهل روی آوردند، از کودتاها و انقلاب‌ها و ضدانقلاب‌ها به جان آمدند پس به دمکراسی تن دادند. از شدت گرانی و ناکارآمدی دولت ناتوان شدند پس به برداشتن تعرفه‌ها و آزادی مبادله خشنود شدند. به نظر من مادامی که ترس از مرگ و بی‌معنایی در زندگی انسان‌ها وجود دارد اندیشه‌های ضدلیبرالی و ارزش‌های جمع‌گرا از میان نخواهند رفت.

لیبرالیسم اندیشه‌ای برای زندگی این‌جهانیست. کارکرد آن آباد ساختن دنیاست. منطقه در یکصد سال اخیر انواع و اقسام ایده‌های جمع‌گرایانه را آزموده: ملی‌گرایی، سوسیالیسم، بنیادگرایی دینی یا ترکیبی از اینها. برای هر کدام میلیون‌ها قربانی پیشکش کرده‌ایم.

اما کلید حل گرفتاری‌های این منطقه و پایان دادن به فقر و عقب‌ماندگی، به تیره‌روزی، به کینه‌های قومی و قبیلگی و مذهبی، به سیل مهاجران و به جنگ‌ها و دیکتاتوری‌ها تن دادن به یک حقیقت تلخ است: به لیبرالیسم.

مهرپویا علا

کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith



☘☘☘
ماجرای فرقه دموکرات،پان ترکیسم و توطئه مارکسیست‌ها

قاسم تبریزی پژوهشگر تاریخ معاصر ایران در یادداشتی برای تسنیم به واکاوی ریشه‌های تجزیه‌طلبی #فرقه_دموکرات_آذربایجان به رهبری سیدجعفر پیشه‌وری با حمایت شوروی و حزب توده پرداخت.

برای بررسی ماجرای فرقه دموکرات آذربایجان، ابتدا باید نکاتی را در نظر گرفت. در دوره قاجار 17 شهر از ایران جدا شد و بسیاری از ایرانیان پشت مرزهای کشورشان ماندند؛ مانند مردم نخجوان، آستارا و لنکران. همچنین در اوایل دوره لنین و در دوران استالین تبلیغاتی صورت گرفت مبنی بر اینکه آذربایجان کنونی که جزو آذربایجان است، آذربایجان جنوبی است و باید به آذربایجان شمالی (باکو) متصل شود.

نکته بعدی جریان #پان‌_ترکیسم است. این موضوع توسط انگلیسی‌ها مطرح شد که موازات با آن پان‌ کردیسم، پان عربیسم و ناسیونالیسم منطقه‌ای هم مطرح شد که تمام این توطئه‌ها از سوی انگلیس بود. انگلیسی‌ها هم موضوع جدایی را مطرح کردند و هم اینکه نفرت و اختلاف را بین اقوام به وجود آوردند. ضمن اینکه زمینه‌های اجرای طرح‌هایی همچون فرقه‌گرایی، ناسیونالیسم و طایفه‌سازی هم به وجود آوردند که در بحثی جداگانه باید بدان پرداخت.

سال 1299 شمسی حزب کمونیسم و سال 1308 فرقه کمونیسم به وجود آمد و اینان شیفته شوروی بودند. در جنگ جهانی دوم ایران از سوی کشور انگلیس، شوروی و آمریکا اشغال شد. انگلیسی‌ها در جنوب، بوشهر و بندرعباس مستقر بودند. شوروی با ارتش سرخ خود بخش‌های شمالی کشور را به اشغال درآورد و آمریکا نیز بخش‌هایی از مرکز کشور را اشغال کرد.

آمریکا و انگلیس در مرکز و جنوب اقداماتی انجام دادند. شوروی علاوه بر آن اقدامات، در آذربایجان و در دوران جعفر باقراُف تبلیغات و فعالیت‌های سیاسی، فرهنگی و هنری انجام داد. هنرمندان و موسیقی‌دانانی از شوروی به آذربایجان آمدند. نشریات کمونیستی به زبان ترکی در آذربایجان منتشر و افسران کا.گ.ب نیز در منطقه فعال شدند.

در این دوره حزب توده هم که ابزار دست شوروی بود، در تمامی مناطق زنجان، قزوین، آذربایجان شرقی و غربی، کردستان و گیلان شبعاتی داشت. اولین تشکیلات حزب توده بعد از تهران در تبریز شکل گرفت.

بین سال‌های 1320 تا 1324 فرهنگ، سیاست و تبلیغات منطقه در اختیار شوروی‌ها بود. آنان چشم‌داشت به نفت شمال داشتند. (البته این چشم‌داشت مربوط به دوران قبل از رضاخان است) روس‌ها به طور علنی اعلام کردند که نفت شمال باید به شوروی داده شود. حزب توده هم اعلام کرد همانگونه که ایران در جنوب برای انگلستان منافعی قائل است، در شمال هم باید منافع شوروی را لحاظ کند.

اما هیئتی که از شوروی آمده بودند در مجلس شورای ملی با مخالفت مواجه شدند و واگذاری نفت شمال رسمیت نیافت. طبق برنامه قرار بود در سال 1324 و پس از پایان جنگ جهانی دوم، متفقین ایران را ترک کنند. این در حالی بود که انگلیسی‌ها در ایران ریشه داشتند و خاندان، احزاب، مطبوعات، تشکیلات بهاییت و فراماسونری (دو تشکل مهم فراماسونری در ایران، لژ روشنایی در جنوب و لژ بیداری در مرکز کشور بود) را داشتند.

آمریکایی‌ها نیز در مدارس و تشکیلاتشان نیرو تربیت می‌کردند. سال 1321 و در آغاز جنگ جهانی دوم مستشاران آمریکایی وارد ارتش ایران شدند. به تدریج هم تعداد نیروهای مستشاری افزایش پیدا کرد. انگلیسی‌ها و آمریکایی‌ها در ایران نفوذ داشتند، اما شوروی در این صحنه کلاهش پس معرکه مانده و از آنان تنها حزب توده باقی مانده بود.

از این رو استالین برای قدرت‌نمایی، باج‌خواهی و گرفتن امتیاز، دو حکومت دست‌نشانده مطرح کرد که یکی حکومت حزب دموکرات در کردستان به رهبری قاضی محمد بود که در بهمن 1324 آغاز به کار کرد و دوم فرقه دموکرات آذربایجان به رهبری میرجعفر پیشه‌وری بود که در شهریور 1324 تاسیس شد .


کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
یلدای فقر😔

کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


مسؤولین غُر نزنند ما خودمان بلدیم!

مصطفی داننده

نکته ظریف (آنهایی که الان به فکر رسیدن به صندلی های سبز پارلمان هستند در روزهای انتخاب چنان صدای واسلاما و وامشکلات ها سر می دهند که بیا و ببین ! اما وقتی به بهارستان رسیدند به جای راهکارها و فریادها! رژه مشکلات را جلوی چشمشان می بینند!! نمی شود هم مسئولان گلایه کنند ! هم مردم ! مسئولین باید پاسخگو باشند، نه معترض ! )

مسؤولین را برای چه انتخاب می‌کنند؟ برای اینکه مشکلات را حل کنند و کشور را در مسیر توسعه قرار بدهند. مثلا وقتی هوای شهری آلوده است، مسؤولین باید فکری به حال آن کنند. وقتی گرانی از در و دیوار شهر مثل مرد عنکبوتی بالا می‌رود باید فکری به حال آن کنند. وقتی سیل می‌آید و خانه‌ها را تبدیل به استخر می‌کند، فکری به حال آن کنند. وقتی بیکاری تبدیل به مهم‌ترین دغدغه خانواده‌ها شده است، فکری به حال آن کنند.

در کشور ما اما مسؤولین انتخاب می‌شوند که حرف بزنند. مثل مردم غُربزنند. از ناکارآمدی‌‎ها بنالند و مشکلات را به گردن دیگری بیندازند.

گویا آنها فراموش کرده‌اند که قرار است آنها مشکل را حل کنند. آلودگی هوا هر سال پاییز و زمستان مهمان کشور است. زودتر از ننه سرما می‌آید تا باد و باران نیاید، بیخیال ما هم نمی‌شود. این داستان مثل سریال‌های شبکه آی‌فیلم هر سال تکرار می‌شود و مسؤولان محترم کشور هم نگاه می‌کنند و در افق محو می‌شوند.

در این همه سال چه فکری به جز تعطیل کردن مدارس و دانشگاه‌ها برای آلودگی هوا شده است؟ چه فکری به حال اوضاع نابسامان خوزستان شده است؟ دلیل آلودگی چیست؟ بنزین نامناسب، خودروهای غیر استاندار، معماری عجیب و غریب شهرها و ...

بالاخره می‌شود در تمام این سال‌ها دلیل را پیدا کرد و به فکر درمان آن بود. پزشکان وقتی بیماری به آنها مراجعه می‌کنند ابتدا مریضی او را تشخیص بعد به درمان می‌پردازند.

واقعا سخت است بفهمیم تا وقتی خودروهای غیر استاندارد کشور را فراگرفته هیچ طرح ترافیکی نمی‌تواند آلودگی هوا را حل کند. طرح ترافیک اجرا می‌کنیم بعد هر روز خودرو می‌فروشیم.

اگر آلودگی هوا به خاطر بنزین و ماشین‌های غیر استاندارد است، جلوی آن را بگیرید. به خدا که جان آدم‌ها مهم است. آدم‌ها در هوای آلوده می‌میرند. غرق شدن در دود، مرگ تلخی است.

ما از مسؤولین نمی‌خواهیم از مشکلات بگویند. ما می‌خواهیم آنها گرفتاری‌های مردم را حل کنند. اگر قرار به حرف زدن بود ما بهتر از آنها حرف و غُر می‌زنیم.

قول می‌دهم آنهایی که الان به فکر رسیدن به صندلی‌های سبز پارلمان هستند در روزهای انتخاب چنان صدای وا اسلاما و وامشکلات‌ها سر می‌دهند که بیا و ببین. وقتی به بهارستان راه پیدا می‌کنند به جای اینکه راهکار ارائه بدهند، می‌نشیند و رژه مشکلات را جلوی چشمان‌شان می‌بینند.

الان مهم‌ترین مشکل کشور این است که ما دچار مسؤولین شده‌ایم که جای مردم را گرفته‌اند. مردم از شرایط گلایه می‌کنند، مسؤولین گلایه می‌کنند و گویی دستی از غیب باید مشکلات کشور را حل کند که البته می‌‎کند مثل بادی که به ما در میان آلودگی هوا جان دوباره می‌دهد.

شهرهای ایران تنها شهرهای آلوده جهان نیستند. بسیاری از شهرها در دنیا دچار این مشکل هستند اما مسؤولین آن شهرها به جای اینکه حرف بزنند، طرح‌هایی کاربردی اجرا می‌کنند که آلودگی را کم کند.

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
تو از قاسم چی میدونی؟!
فِک کردی قاتلِ؟
قاچاقچیه؟!
دزده؟!
آدمکشه؟!
اونم برای این مملکت زحمت کشیده.
تو که خوزستانی نیستی!
جنگ که تموم شده برگشتی سر خونه زندگیت. ولی اون موقع تازه اول بدبختی ما بود.
نه کار بود؛
نه آب بود؛
نه برق بود.

دیالوگ ارتفاع پست

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith


❓چرا ما توانستیم ۴۸ ساعته اعتراضات را جمع کنیم؛ اما فرانسوی‌ها شش ماهه نتوانستند؟

✅پاسخ از هانا آرنت:


🔗قاطع‌ترین دستور از لوله تفنگ بیرون می‌آید که به آنی‌ترین و کامل‌ترین اطاعت می‌انجامد. چیزی که هیچگاه از این لوله در نمی‌آید قدرت است.

🔗هرجا قدرت از دست برود؛ حکومت با خشونت عریان به میدان می‌آید. خشونت که پیروز می‌شود یعنی حکومت با قدرتش خداحافظی کرده است.

🔗قدرت هیچگاه مال فرد نیست؛ به گروه تعلق دارد و فقط تا زمانی وجود خواهد داشت که گروه گردهم بماند. وقتی از شخصی که در قدرت است سخن می‌گوییم در واقع به این اشاره می‌کنیم که گروهی از مردم به او قدرت داده‌اند تا به نام‌شان عمل کند. لحظه‌ای که صدای تفنگ‌ها بلند شود سیمای گروه، که خاستگاه قدرت است، محو می‌شود.

🔗خلاصه کنم: قدرت و خشونت اضدادند؛ جایی که یکی از آنها ظاهر می‌شود، دیگری ناپدید می‌شود. خشونت زمانی ظاهر می‌شود که قدرت در مخاطره است، اما هرچه خشونت جلوتر بیاید قدرت عقب‌تر می‌رود.

"در میدان جنگ؛ تیرها که به هدف می‌خورند پیروزی قطعی؛ اما در میدان شهر؛ تیرها که به بدن بخورند؛ شکست حتمی هست."

✍دکتر نظام بهرامی کمیل
26 آذر 1398

کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
‍ @flith کانال پروازفکرواندیشه❄️

یاد استاد

▪️ده سال گذشت از مرگ استاد! اما این هشدارِ ناشنیده‌اش هر سال زنده‌تر می‌شود: «بزرگترین جنایتی که در جمهوری اسلامی شده و تاریخ ما را محکوم می‌کند به دست شما انجام شده و نام شما را در آینده جزء جنایتکاران در تاریخ می‌نویسند».
‏این را خطاب به هیئت اعدام‌های بی‌محاکمه در تابستان سال۶۷ گفت. پای اعتراضش ایستاد و از قدرت کناره‌گیری کرد و حالا یکی از اعضای همان هیئت، رئیس قوه قضائیه است.
▪️آیت‌الله منتظری همان سال در نامه‌ای به بنیانگذار جمهورى اسلامى نیز، هم از حق‌الناس نوشت و هم از قضاوت تاریخ. آیت‌الله خمینی هشدار ایمانی و انسانیِ او را ناشنیده گذاشت اما در واکنش به اشاره‌اش به قضاوت تاریخ در پیامى عمومى (۳ اسفند ۶۷) نوشت: «ما باید تمام عشق‌‌مان به خدا باشد نه تاریخ»! مسئله اما اصلا «عشق» نبود که متعلّقِ آن خدا یا تاریخ باشد؛ خدا را جز در زمین و تاریخ و بندگانش نمى‌توان جُست و عجب از حاکمی که گمان کند اگر مردم از او ناراضى و شاکى باشند او مى‌تواند شکایت خلق را ناشنیده بگذارد و به خدا واگذار کند.
▪️تاریخ، داورِ زمین است و در صداقتِ حاکمانى که شکایتِ زمینیان را به آسمان ارجاع مى‌دهند باید تردید کرد.
📎حسین‌علی منتظری| ۱مهر ۱۳۰۱ - ۲۹آذر ۱۳۸۸

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"به رهی دیدم برگ خزان"

با صدای #بانو_مرضیه

‌@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گریبان پاره کن! هان ای برادر، وقت فریاد است،
سکوتت چیست یعنی؟ غیرتت چون شد؟ دهانت کو؟!!
‌
برون انداز مارا زین وطن، ما سخت تنهاییم،
نبینم سر به زانو مانده ای آرش! کمانت کو؟

دوای درد ما اشک است...آری اشک....آری اشک
شراب آورده ام، بنشین برادر! استکانت کو؟!
‌
‌ به هر فصلی غمی، هر صفحه ای انبوهِ اندوهی، 
وطن جان! خسته ام، پایانِ خوبِ داستانت کو؟!
‌
#حسین_جنتی
#وطن
‌
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️

شعرطنز

یارب، از بالا به ما هم اعتنا کن لااقل!
بخت ما را هم از آن بالا صدا کن لااقل!

نصف کشورهای دنیای تو از ما بهترند؛
وضع ما را نصف آنها باصفا کن لااقل!

دیش عرش کبریایی گیر کرده سمت غرب؛
چند روزی روی دیشت را به ما کن لااقل!

در اتوبان جهان پت پت کنیم عین پراید؛
بنز نه، ما را شبیه پرشیا کن لااقل!

به اروپا این همه حال اساسی می دهی؛
یک کم از آن حال هم بر ما عطا کن لااقل!

هرچه نعمت بود دادی به "یو اس آ"ی خبیث؛
پنج شش درصد از آن را سهم ما کن لااقل!

وضع ما را که تمام هفته مثل گامبیاست،
هفته ای یک روز چون آنتالیا کن لااقل!

کشور ما را که در "تاریخ" سوتی داده است،
جابه جا در نقشه ی "جغرافیا" کن لااقل!

مرز ایران را جدا کن از عراق و روسیه،
مدتی همسایه ایتالیا کن لااقل!

رتبه ی ما را که در دنیا از آخر سومیم
از همان آخر، ششم در آسیا کن لااقل!

وقتی اینجا بین ما قانون جنگل حاکم است،
وضع ما را سوژه ی راز بقا کن لااقل!

هرکه آمد یک گره وا کرد؛ ده تا بست روش؛
آن گره های درشتش را تو وا کن لااقل!

این عصایی که تو دادی نیل را نشکافت خوب؛
محض خنده گاه آن را اژدها کن لااقل


✍ شروين سليماني


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
‍ @flith کانال پروازفکرواندیشه❄️

داستان این دو برادر نفسم را بریده. چه نام‌های زیبایی دارند: آزاد و فرهاد. اشک و بغض تماشای تصویر فرهاد چهارده‌ساله یک ساعت است امانم نمی‌دهد و نمی‌توانم کار دیگری کنم. جزئیات داستان‌شان چه غمی بر دل آوار می‌کند: دو برادر در سنینی که نباید کار کنند، برای نان، در این هوای سرد کوهستان مجبور به کولبری‌اند؛ کار جان‌فرسا و پرخطری که هیچ بزرگسالی هم نباید مجبور به انجامش باشد. چه غمی دارند مردم مریوان که سه روز در این هوای سرد به امید یافتن فرهاد کوهستان را گشتند و تن هم‌شهری زیبا و جوان‌شان را بی‌جان یافتند. هم‌کلاسی‌هایش می‌گویند آرزو داشته با پول کولبری‌اش لباس ورزشی بخرد. زندگی‌جو و اهل فوتبال بوده و طرفدار رئال. چه معرفتی هم داشته که کاپشنش را روی بدن برادرش آزاد کشیده و وقتی پیکرش را در گردنهٔ ژالانهٔ هورامان پیدا می‌کنند کاپشنی به تن نداشته. پدر و مادرشان معلول بوده‌اند و ناتوان از تامین مخارج زندگی و کمک‌هزینهٔ بهزیستی هم کفایت معاششان را نمی‌کرده. مریوانی‌‌ها در تشییع دو برادر نان به دست گرفتند و روی تابوتش نان گذاشتند. چه تکان‌دهنده. چه غم‌بار. چه بیدارکننده. تمرکزگرایی در تهران و شهرهای بزرگ، بی‌توجهی به سیاست‌های جایگزین پیشنهادشده برای حل ریشه‌ای مساله‌ٔ کولبری، کم‌توجهی دولت و همه‌ٔ جریان‌های سیاسی به اقتضائات متوازن‌سازی و عادلانه‌کردنِ توسعه و ضعف دولت و همه‌ٔ جریان‌های سیاسی در توجه به سیاست‌های رفاه عدالت‌گستر از جمله علل رفع‌شدنی این مصائب نفس‌گیر اند. چرا صداوسیما مراسم تشییع فرهاد و آزاد که میلیون‌ها هم‌وطنشان را عزادار کرده مستقیم پخش نکرد؟ چرا صدای پدر و مادر فرهاد و نیمی از هم‌روستایی‌هایشان که فقیر و کولبر ند را منعکس نمی‌کند؟ چرا علاوه بر موج غم و همدردی‌ای که از سراسر ایران شبکه‌های اجتماعی را فرا گرفته، رئيس جمهور هم پیام تسلیت نمی‌دهد؟ مگر فقط باید برای فوت مشاهیر مرکزنشین پیام تسلیت داد؟ کاش به تسلیت هم اکتفا نکند و کمیته‌ای برای بررسی و کمک به اجرای فوری سیاست‌های حل ریشه‌ای مسالهٔ کولبری تشکیل دهد. کاش معاون اول رئيس جمهور و دبیران کل احزاب در این زمینه بیانیه بدهند و در مراسم ختم فرهاد و آزاد خسروی شرکت کنند و بگویند برای پیشگیری از چنین مصائبی چه برنامه‌ای دارند. کاش متخصصان، دانشگاه‌ها و اندیشکده‌ها و رسانه‌ها برای پیشنهادات سیاستیِ کاهنده‌ٔ فقر و بیکاری در این شهرها و روستاهای مرزی و پیشگیری‌کننده از کولبری و قربانی گرفتن‌اش در همین هفته‌ها فعال‌تر شوند. ‌جامعهٔ مدنی، دولت و شهروندان ایران حق ندارند بسیج نشوند تا دیگر کسی برای نان جان ندهد.

✍محمدرضا جلالی پور
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️

#خودزنی_ملی

در صدا و سيماى جمهورى اسلامی و شبکه "افق"
مستندی تاریخی ازمنطقه نهاوند(همدان) پخش شد.
مستندی با ایرادات مشهود و تلخ‌ترین بخش از این مستند آنجایی است که به تپه تاریخی نهاو‌ند اختصاص دارد
تپه‌ای که در سال ۲۱ هجری جنگ میان لشگر متجاوز اعراب و سپاه ساسانی در آنجا روی داد.
«جنگ نهاوند» دومین جنگ بزرگ اعراب و ایرانیان
پس از «جنگ قادسیه» بود.
اعراب پیروزی در این جنگ را «فتح‌الفتوح» می‌نامند.
چرا که پس از آن تمام شهرهای ایران در مقابل لشگر متجاوزین بی‌پناه ماند و به زودی کل ایران
زیر سُمِ اسبان تازی لگدمال گردید.
از این زمان بود که در هر شهر گردن مردان و سربازان ایرانی به زیر تیغ رفته‌
دختران ایرانی اسیر و در بازار برده‌فروشان به فروش رسیدند
به پسران نوجوان تجاوز شد و زن‌های شوهردار از دامانِ خانواده دزدیده شده و میان سران عرب تقسیم گردیدند.
اتفاقی که امروز پس از گذشت چهارده قرن بار دیگر تکرار شد و اعرابِ داعشی فرزندان همان اعرابِ صدر اسلام همان بلا را بر سر زن و فرزندان اقوام عراقی تکرار کردند.
در جنگ نهاوند بسیاری از سرداران و سربازان دلیر ایرانی کشته شدند.
امروزه از آرامگاه هیچ‌ یک از این شهیدان مدافع وطن نشانی در دست نیست.
اما طی رویدادی عجیب مقبره یکی از فرماندهان عرب به نام "نعمان بن مقرن" که توسط "پیروزان" سردار رشید ایرانی به درک واصل گردید و در پنج کیلومتری شمال‌غربی شهر دفن شد.
امروزه با عنوان "آرامگاه باباپیر" به زیارتگاه هموطنان ناآگاه ما تبدیل شده است!
عجیب‌تر آن‌که در گوشه‌ای از آن مستند فوق‌الذکر
از مقبره نعمان گزارشی تهیه شده و فرمانده‌ی ،فاتح نهاوند
با عنوان دلاور اسلام ستوده شده است!
راوی مستند با هیجانی توام با افتخار می‌گوید:
«اینجا محلی است که سپاهیان سردرگم ساسانی
شکست خوردند و سپاه مسلمین به "فتح الفتوح"
دست یافت...!
در هیچ‌کجای زمین ملتی را نخواهید یافت که
چنین بی خردانه متجاوزین و قاتلان سرزمین خود را تقدیس کند.
آیا ما مشغول یک خودزنی ملی/فرهنگی هستیم؟
یا این وقایع به دلیل فقدان شعور و خِرَد به وقوع می‌پیوندد؟


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
موزیک ویدیو ترانه «یلدا»
ملودی، شعر، صدا: شمس لنگرودی
تنظیم: محمد فرمانیان
ساکسیفون: هومن نامداری
سوپرانو: آیسان بحری

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کاربرهای مسلمان افغانستانی در فیسبوک تصویر این کودک ۱۳ساله را منتشر کرده و نوشته اند اگر سالم هستید و گردنت آویزان نیست کامنت بگذارید خدایا شکرت

این بانوی غیر مسلمان به آنان آموخت بجای دعا برای خود میتوان معرفت داشت؛ ۱۲،۰۰۰ پوند هزینه عمل این کودک را پرداخت کرد و مشکل حل شد.
این بانوی خوش قلب یک کودک را از "درس عبرت بودن" نجات داد.👌


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️