This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Reading Ferdowsi Ep7
Amir Khadem
هفتم: داستان کینخواهی از ایرج
سازنده: امیر خادم، پژوهشگر ادبیات در دانشگاه تورنتو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سازنده: امیر خادم، پژوهشگر ادبیات در دانشگاه تورنتو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
⚠️کاهش وحشتناک سن ورود #دختران به بازار #کارگری_جنسی
عامل تشدیدکننده فقر، توزیع ناعادلانه درآمدهاست
شمس محمدی گفت: متاسفانه گاهی #دخترانی را میبینیم که در سنین بسیار کم، حدود ۱۲ سالگی به این مسائل کشیده میشوند. از طرفی بر اساس آمارهایی که سازمان بهزیستی ایران اعلام کرده است، 50%از کارگران جنسی ایران را #زنان_متاهل تشکیل میدهند که به دلیل مشکلات اقتصادی به این کار روی میآورند.
به گزارش گروه اجتماعی خبرگزاری برنا؛ شهین شمسمحمدی، مددکار اجتماعی و فعال حوزه زنان، در خصوص افزایش کارگران جنسی در سطح شهر گفت: مهمترین دلیلی که میتوان برای افزایش این آسیب اجتماعی عنوان کرد، فقر است.
او ادامه داد: فقر روی تندرستی، چگونگی فرهنگ خانواده و امکانات تحصیلی اثر میگذارد. به علاوه این فقر است که از حضور یک فرد به عنوان عضوی فعال در جامعه جلوگیری کرده و در نتیجه او را از گرفتن حقوق اجتماعی، سیاسی و اقتصادی منصرف میکند.
این فعال حوزه زنان با تاکید بر اینکه افزایش کارگران جنسی در هر جامعهای میتواند متاثر از عوامل گوناگونی باشد، عنوان کرد: از عمدهترین این عوامل، بالا رفتن خط فقر و عدم مهارت و تواناییهای لازم در جهت تامین مایحتاج زندگی، از سوی زنان است که این مساله نیز به نبود برنامهریزیهای اساسی از سوی دولتمردان برای توانمندسازی زنان و همچنین نبود بستری مناسب در جامعه، در راستای کسب مهارت، درآمدزایی و استقلال مالی، این قشر تاثیرگذار در جامعه باز میگردد.
شمس محمدی اضافه کرد: با وجود سیر رو به رشد تحصیل زنان، به دلیل بستر سنتی جامعه و اینکه توجه به توانمندسازی و کسب مهارت برای استقلال مالی برای مردان در درجه اول اهمیت قرار دارد، هنوز آن طور که باید و شاید به این مساله مهم پرداخته نشده و ما غافل از اهمیت و تاثیرگذاری این عامل، به دنبال رفع آسیبهای اجتماعی ناشی از کارگران جنسی در جامعه هستیم.
این مددکار اجتماعی با اشاره به اینکه کارشناس مسائل اجتماعی به رابطه متقابل میان فقر و پیدایش کارگران جنسی در جامعه تاکید فراوان دارند، توضیح داد: جامعه شرایط را با ایجاد تورم، بیکاری و فقر به نحوی ساخته است که زنان بی سرپرست و بد سرپرست به خاطر درماندگی در تامین هزینههای جاری خود و فرزندانشان، به این کار روی می آورند، در نتیجه کارگران جنسی نیز افزایش پیدا میکنند.
او از کاهش وحشتناک سن ورود دختران به بازار کارگری جنسی خبر داد و گفت: متاسفانه گاهی دخترانی را میبینیم که در سنین بسیار کم، حدود 12 سالگی به این مسائل کشیده میشوند. از طرفی بر اساس آمارهایی که سازمان بهزیستی ایران اعلام کرده است، 50%از کارگران جنسی ایران را زنان متاهل تشکیل میدهند که به دلیل مشکلات اقتصادی به این کار روی میآورند که پس از ورود این زنان به بازار کارگری جنسی، در معرض آسیبهای چون ایدز، مواد مخدر و خشونت قرار میگیرند، که به نوبه خود به آسیبهای اجتماعی دامن میزند.
این فعال حوزه زنان ادامه داد: بخش عظیمی از قشر فقیر جامعه را زنان تشکیل میدهند. متاسفانه فلاکت و فقر با ستم جنسی و طبقاتی گره خورده و آسیبها را تشدید کرده است. باید تاکید کنم کارگری جنسی، آزار جنسی محسوب میشود و هیچ زنی راضی نخواهد بود به این کار تن دهد، اما به دلیل نیاز و تامین مایحتاج خود به این کار روی می آورد.
شمس محمدی در پایان توضیح داد: برای جلوگیری از انحرافات و آسیبهای اجتماعی باید به توزیع درآمدها در جامعه توجه داشت چراکه یکی از مهم ترین عوامل به وجود آورنده و تشدید کننده فقر، توزیع ناعادلانه درآمدها در جامعه است که این نابرابریهای اقتصادی زاینده فساد، تباهی و انواع کجرویها خواهد بود.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
⚠️کاهش وحشتناک سن ورود #دختران به بازار #کارگری_جنسی
عامل تشدیدکننده فقر، توزیع ناعادلانه درآمدهاست
شمس محمدی گفت: متاسفانه گاهی #دخترانی را میبینیم که در سنین بسیار کم، حدود ۱۲ سالگی به این مسائل کشیده میشوند. از طرفی بر اساس آمارهایی که سازمان بهزیستی ایران اعلام کرده است، 50%از کارگران جنسی ایران را #زنان_متاهل تشکیل میدهند که به دلیل مشکلات اقتصادی به این کار روی میآورند.
به گزارش گروه اجتماعی خبرگزاری برنا؛ شهین شمسمحمدی، مددکار اجتماعی و فعال حوزه زنان، در خصوص افزایش کارگران جنسی در سطح شهر گفت: مهمترین دلیلی که میتوان برای افزایش این آسیب اجتماعی عنوان کرد، فقر است.
او ادامه داد: فقر روی تندرستی، چگونگی فرهنگ خانواده و امکانات تحصیلی اثر میگذارد. به علاوه این فقر است که از حضور یک فرد به عنوان عضوی فعال در جامعه جلوگیری کرده و در نتیجه او را از گرفتن حقوق اجتماعی، سیاسی و اقتصادی منصرف میکند.
این فعال حوزه زنان با تاکید بر اینکه افزایش کارگران جنسی در هر جامعهای میتواند متاثر از عوامل گوناگونی باشد، عنوان کرد: از عمدهترین این عوامل، بالا رفتن خط فقر و عدم مهارت و تواناییهای لازم در جهت تامین مایحتاج زندگی، از سوی زنان است که این مساله نیز به نبود برنامهریزیهای اساسی از سوی دولتمردان برای توانمندسازی زنان و همچنین نبود بستری مناسب در جامعه، در راستای کسب مهارت، درآمدزایی و استقلال مالی، این قشر تاثیرگذار در جامعه باز میگردد.
شمس محمدی اضافه کرد: با وجود سیر رو به رشد تحصیل زنان، به دلیل بستر سنتی جامعه و اینکه توجه به توانمندسازی و کسب مهارت برای استقلال مالی برای مردان در درجه اول اهمیت قرار دارد، هنوز آن طور که باید و شاید به این مساله مهم پرداخته نشده و ما غافل از اهمیت و تاثیرگذاری این عامل، به دنبال رفع آسیبهای اجتماعی ناشی از کارگران جنسی در جامعه هستیم.
این مددکار اجتماعی با اشاره به اینکه کارشناس مسائل اجتماعی به رابطه متقابل میان فقر و پیدایش کارگران جنسی در جامعه تاکید فراوان دارند، توضیح داد: جامعه شرایط را با ایجاد تورم، بیکاری و فقر به نحوی ساخته است که زنان بی سرپرست و بد سرپرست به خاطر درماندگی در تامین هزینههای جاری خود و فرزندانشان، به این کار روی می آورند، در نتیجه کارگران جنسی نیز افزایش پیدا میکنند.
او از کاهش وحشتناک سن ورود دختران به بازار کارگری جنسی خبر داد و گفت: متاسفانه گاهی دخترانی را میبینیم که در سنین بسیار کم، حدود 12 سالگی به این مسائل کشیده میشوند. از طرفی بر اساس آمارهایی که سازمان بهزیستی ایران اعلام کرده است، 50%از کارگران جنسی ایران را زنان متاهل تشکیل میدهند که به دلیل مشکلات اقتصادی به این کار روی میآورند که پس از ورود این زنان به بازار کارگری جنسی، در معرض آسیبهای چون ایدز، مواد مخدر و خشونت قرار میگیرند، که به نوبه خود به آسیبهای اجتماعی دامن میزند.
این فعال حوزه زنان ادامه داد: بخش عظیمی از قشر فقیر جامعه را زنان تشکیل میدهند. متاسفانه فلاکت و فقر با ستم جنسی و طبقاتی گره خورده و آسیبها را تشدید کرده است. باید تاکید کنم کارگری جنسی، آزار جنسی محسوب میشود و هیچ زنی راضی نخواهد بود به این کار تن دهد، اما به دلیل نیاز و تامین مایحتاج خود به این کار روی می آورد.
شمس محمدی در پایان توضیح داد: برای جلوگیری از انحرافات و آسیبهای اجتماعی باید به توزیع درآمدها در جامعه توجه داشت چراکه یکی از مهم ترین عوامل به وجود آورنده و تشدید کننده فقر، توزیع ناعادلانه درآمدها در جامعه است که این نابرابریهای اقتصادی زاینده فساد، تباهی و انواع کجرویها خواهد بود.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
هرکس حق دارد که احمق باشد
اما برخی مردم
از مزایای آن استفاده میکنند ...
#ژوزف_استالین
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اما برخی مردم
از مزایای آن استفاده میکنند ...
#ژوزف_استالین
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✍ پیش بینی دکتر صدیقی درباره آینده انقلاب اسلامی
در یکی از روزهای بهار ۵۷ دکتر صدیقی، استاد جامعه شناسی در کلاس درس سرگرم درس بود که یکی از دانشجویان میپرسد:
«استاد! این روزها در كشور انقلابی آغاز شده است، شما چرا مثل دكتر شریعتی از انقلاب سخن نمی گویید و فقط به جزوه های خودتان چسبیدهاید؟»
استاد كه انتظار چنین رفتاری را نداشت، همچنان كه گوش می داد، آرایش دیگری گرفت و خطابه درس را رها كرد و گفت :
«آقای مهدوی! میتوانید بگویید آقای شریعتی و آن انقلابی كه شما میگویید، چه میگویند و چه میخواهند؟»
آقای مهدوی گفت:
«استاد! آن ها همه همراه مردم و رهبران روحانی به دنبال انقلاب هستند و آزادی و #عدالت میخواهند! »
استاد گفت:
« آقای مهدوی! از درون هیچ انقلابی آزادی و عدالت بیرون نیامده است، انقلابها شبیه جنگهای داخلی میمانند كه اگر گروهی به گروهی دیگر پیروز شوند، آن گروه شكست خورده را سركوب خواهند كرد و سپس هر كس كه منتقد یا مخالف شان باشد، آنان را نیز سركوب خواهند كرد تا از بین بروند؛ زیرا كه همراه انقلاب نه عدالتی پدید میآید و نیز امكان ظهور آزادی!
و سپس با حالت پرسشی به آقای مهدوی نگاه كرد و گفت:
«آقای مهدوی !میدانی اگر این آقایانی كه شما از آن ها نام میبرید، به حكومت برسند،چه خواهند كرد؟ من میگویم:
"آنچه اعراب و مغولها جدا جدا كردند، اینان یك جا خواهند كرد"
و همه را حتا آقای دكتر شریعتی را كه من شخصا توصیه كردم در دانشگاه مشهد استخدامش كنند را نیز از تیغ خواهند گذراند.
این ها را من از روی تجارب تاریخی ایران و جهان میگویم و حتی خواهم كوشید كه از وقوع چنین حادثهای پیشگیری شود.
#غلامحسین_صدیقی در ۱۲ آذرماه ۱۲۸۴ در محله سرچشمه تهران به دنیا آمد.
دکتر صدیقی در اسفند ۱۳۱۶ درجه دکتری را از دانشگاه پاریس دریافت کرد.
مهم ترین خدمت علمی و فرهنگی دکتر صدیقی تأسیس موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی در دانشگاه تهران در ۱۳۲۷ بود که در ۱۳۵۱ به دانشکده علوم اجتماعی تبدیل شد.
او از بنیانگذاران کنگرهٔ هزاره ابوعلی سینا بود.
در روزهای انقلاب، شاه به او پیشنهاد نخستوزیری داد. دکتر صدیقی از شاه خواست که از سلطنت کناره بگیرد و قدرت خود را به شورای سلطنت واگذار کند. شاه این پیشنهاد را قبول نکرد و صدیقی نیز نخستوزیری را نپذیرفت.
پس از پیروزی انقلاب مهندس بازرگان از دکتر صدیقی برای شرکت در دولت موقت دعوت به عمل آورد که مورد قبول استاد قرار نگرفت.
دکتر غلامحسین صدیقی در روز دوشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۷۱ در تهران در گذشت.
او بزرگ ترین کاستی این ملت را چنین ترسیم کرد:
«بزرگ ترین عیب ما بیانصافی است. بیانصافی دردآور دربارهٔ دیگران».
در جای دیگری نوشت:«جامعهای شایستهٔ بقاست که در آن انسان ،ارجمند و عزیز و گرامی باشد.»
وی در بحبوحه انقلاب در مورد وضعیت آینده ایران چنین گفته بود:
«روزی خواهد آمد که شما در عرصه بینالمللی از آوردن نام ایران و ایرانی خجل و شرمسار باشید».
ما، نه به دوست، بلکه نیاز به دشمن داریم!
این یکی از تزهای معروف جوزف گوبلز، وزیر تبلیغات و روشنگری ملی حکومت آدولف هیتلر بود. گوبلز می گفت:
وقتی یک حکومت دچار ضعف مدیریتی و فساد و ناکارآمدی و فلاکت اقتصادی شود، و وقتی نتواند نیازهای ابتدایی مردمش - از قبیل نان و کار و رفاه و امنیت و اعتبار و آسایش شان - را تامین کند، با موجی از نارضایتی و خشم و اعتراض عمومی مواجه می شود و کشور به سوی انقلاب و سقوط حکومت پیش می رود .
جوزف گوبلز می گفت: در چنین حالتی، حکومت باید اذهان عمومی را به سوی یک موضوع فرعی، اما بزرگ، منحرف کند. باید وارد یک جنگ شود. حکومت باید برای ملت دشمن بتراشد. دشمنان خارجی، دشمنان داخلی. اگر دشمن واقعی پیدا نشد، حتی دشمن خیالی. باید دایماً از توطئهها گفت، از نقشه هایی که دشمنان برای ما می کشند. باید از هر فرصتی و هر حادثه ای برای راه انداختن یک جنگ تبلیغاتی استفاده کرد. باید دایماً درگیر بود، درگیر جنگ، درگیر تبلیغات علیه همسایگان، علیه کشورهای قدرتمند، علیه سازمان های جهانی. باید بحران ساخت. رمز موفقیت و ماندگاری حکومت های ضعیف در وضعیت جنگی و بحران هاست. در جنگ ها و بحران ها هست که مردم بدبختی های مالی و شغلی و شخصی و معیشتی شان را فراموش می کنند و با حکومت همدل می شوند، و این بهترین فرصت برای سرکوب منتقدین داخلی است. کشور که آرام شود، مردم طلبکار حکومت می شوند. باید کشور را دایماً در حالت جنگی نگه داشت. باید کاری کرد که مردم وقتی به هم میرسند، دایماً از جنگ و از دشمن بگویند.
جوزف گوبلز دوازده سال وزیر تبلیغات آلمان نازی بود
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✍ پیش بینی دکتر صدیقی درباره آینده انقلاب اسلامی
در یکی از روزهای بهار ۵۷ دکتر صدیقی، استاد جامعه شناسی در کلاس درس سرگرم درس بود که یکی از دانشجویان میپرسد:
«استاد! این روزها در كشور انقلابی آغاز شده است، شما چرا مثل دكتر شریعتی از انقلاب سخن نمی گویید و فقط به جزوه های خودتان چسبیدهاید؟»
استاد كه انتظار چنین رفتاری را نداشت، همچنان كه گوش می داد، آرایش دیگری گرفت و خطابه درس را رها كرد و گفت :
«آقای مهدوی! میتوانید بگویید آقای شریعتی و آن انقلابی كه شما میگویید، چه میگویند و چه میخواهند؟»
آقای مهدوی گفت:
«استاد! آن ها همه همراه مردم و رهبران روحانی به دنبال انقلاب هستند و آزادی و #عدالت میخواهند! »
استاد گفت:
« آقای مهدوی! از درون هیچ انقلابی آزادی و عدالت بیرون نیامده است، انقلابها شبیه جنگهای داخلی میمانند كه اگر گروهی به گروهی دیگر پیروز شوند، آن گروه شكست خورده را سركوب خواهند كرد و سپس هر كس كه منتقد یا مخالف شان باشد، آنان را نیز سركوب خواهند كرد تا از بین بروند؛ زیرا كه همراه انقلاب نه عدالتی پدید میآید و نیز امكان ظهور آزادی!
و سپس با حالت پرسشی به آقای مهدوی نگاه كرد و گفت:
«آقای مهدوی !میدانی اگر این آقایانی كه شما از آن ها نام میبرید، به حكومت برسند،چه خواهند كرد؟ من میگویم:
"آنچه اعراب و مغولها جدا جدا كردند، اینان یك جا خواهند كرد"
و همه را حتا آقای دكتر شریعتی را كه من شخصا توصیه كردم در دانشگاه مشهد استخدامش كنند را نیز از تیغ خواهند گذراند.
این ها را من از روی تجارب تاریخی ایران و جهان میگویم و حتی خواهم كوشید كه از وقوع چنین حادثهای پیشگیری شود.
#غلامحسین_صدیقی در ۱۲ آذرماه ۱۲۸۴ در محله سرچشمه تهران به دنیا آمد.
دکتر صدیقی در اسفند ۱۳۱۶ درجه دکتری را از دانشگاه پاریس دریافت کرد.
مهم ترین خدمت علمی و فرهنگی دکتر صدیقی تأسیس موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی در دانشگاه تهران در ۱۳۲۷ بود که در ۱۳۵۱ به دانشکده علوم اجتماعی تبدیل شد.
او از بنیانگذاران کنگرهٔ هزاره ابوعلی سینا بود.
در روزهای انقلاب، شاه به او پیشنهاد نخستوزیری داد. دکتر صدیقی از شاه خواست که از سلطنت کناره بگیرد و قدرت خود را به شورای سلطنت واگذار کند. شاه این پیشنهاد را قبول نکرد و صدیقی نیز نخستوزیری را نپذیرفت.
پس از پیروزی انقلاب مهندس بازرگان از دکتر صدیقی برای شرکت در دولت موقت دعوت به عمل آورد که مورد قبول استاد قرار نگرفت.
دکتر غلامحسین صدیقی در روز دوشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۷۱ در تهران در گذشت.
او بزرگ ترین کاستی این ملت را چنین ترسیم کرد:
«بزرگ ترین عیب ما بیانصافی است. بیانصافی دردآور دربارهٔ دیگران».
در جای دیگری نوشت:«جامعهای شایستهٔ بقاست که در آن انسان ،ارجمند و عزیز و گرامی باشد.»
وی در بحبوحه انقلاب در مورد وضعیت آینده ایران چنین گفته بود:
«روزی خواهد آمد که شما در عرصه بینالمللی از آوردن نام ایران و ایرانی خجل و شرمسار باشید».
ما، نه به دوست، بلکه نیاز به دشمن داریم!
این یکی از تزهای معروف جوزف گوبلز، وزیر تبلیغات و روشنگری ملی حکومت آدولف هیتلر بود. گوبلز می گفت:
وقتی یک حکومت دچار ضعف مدیریتی و فساد و ناکارآمدی و فلاکت اقتصادی شود، و وقتی نتواند نیازهای ابتدایی مردمش - از قبیل نان و کار و رفاه و امنیت و اعتبار و آسایش شان - را تامین کند، با موجی از نارضایتی و خشم و اعتراض عمومی مواجه می شود و کشور به سوی انقلاب و سقوط حکومت پیش می رود .
جوزف گوبلز می گفت: در چنین حالتی، حکومت باید اذهان عمومی را به سوی یک موضوع فرعی، اما بزرگ، منحرف کند. باید وارد یک جنگ شود. حکومت باید برای ملت دشمن بتراشد. دشمنان خارجی، دشمنان داخلی. اگر دشمن واقعی پیدا نشد، حتی دشمن خیالی. باید دایماً از توطئهها گفت، از نقشه هایی که دشمنان برای ما می کشند. باید از هر فرصتی و هر حادثه ای برای راه انداختن یک جنگ تبلیغاتی استفاده کرد. باید دایماً درگیر بود، درگیر جنگ، درگیر تبلیغات علیه همسایگان، علیه کشورهای قدرتمند، علیه سازمان های جهانی. باید بحران ساخت. رمز موفقیت و ماندگاری حکومت های ضعیف در وضعیت جنگی و بحران هاست. در جنگ ها و بحران ها هست که مردم بدبختی های مالی و شغلی و شخصی و معیشتی شان را فراموش می کنند و با حکومت همدل می شوند، و این بهترین فرصت برای سرکوب منتقدین داخلی است. کشور که آرام شود، مردم طلبکار حکومت می شوند. باید کشور را دایماً در حالت جنگی نگه داشت. باید کاری کرد که مردم وقتی به هم میرسند، دایماً از جنگ و از دشمن بگویند.
جوزف گوبلز دوازده سال وزیر تبلیغات آلمان نازی بود
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Reading Ferdowsi Ep8
Amir Khadem
هشتم: داستان پادشاهی منوچهر و تولد زال
سازنده: امیر خادم، پژوهشگر ادبیات در دانشگاه تورنتو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سازنده: امیر خادم، پژوهشگر ادبیات در دانشگاه تورنتو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صحبتهای کمتر شنیده شده #مرحوم_طالقانی درباره نقش فدائیان اسلام در شکست دولت #دکترمصدق و حمایت آیت الله کاشانی از کودتای ۲۸ مرداد 👌
در طول تاریخ مصدق ها همیشه کم یابند اما #کاشانی و #نوابصفوی......
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
در طول تاریخ مصدق ها همیشه کم یابند اما #کاشانی و #نوابصفوی......
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آنتونی کوئین در ۹۵ سالگی و تکرار رقص فیلم جاودانی " زوربای یونانی"
رقصی چنین میان میدانم آرزوست ....
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
رقصی چنین میان میدانم آرزوست ....
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Reading Ferdowsi Ep9
Amir Khadem
نهم: شروع داستان زال و رودابه
سازنده: امیر خادم، پژوهشگر ادبیات در دانشگاه تورنتو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سازنده: امیر خادم، پژوهشگر ادبیات در دانشگاه تورنتو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اتاق تاریک بود. ننه پیرهن چراغ را درآورد و پایه اش را برد که نفت بخرد. بوی عطر آبگوشت لیمو عمانی خانه همسایه، اتاق مان را پر کرده بود. بابام با بوی ترشیده نان آمد. به من گفت: امشب شب جمعه س. یه سوره قرآن برای مرده هامان بخوان.
گفتم: گلوم خیلی درد میکنه.
بابا به اصغر گفت که بخواند. می دانستم که اصغر بلد نیست. بابا قلک را که دید، آن را برداشت و تکان داد و به من گفت: وقتی زیاد شد، به من بدش قرض، باشد؟
گفتم: باشد.
از دور صدای اذان می آمد. بابا صلوات فرستاد. فاطی به آهنگ گوشت کوب خانه همسایه می رقصید. جاده های حاشیه گلیم تاریک بود و ماشین اصغر چراغ نداشت. ننه هنوز نیامده بود. شاید به او نسیه نداده بودند ...
● داستان: فصل نان
● نویسنده: علی اشرف درویشیان
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اتاق تاریک بود. ننه پیرهن چراغ را درآورد و پایه اش را برد که نفت بخرد. بوی عطر آبگوشت لیمو عمانی خانه همسایه، اتاق مان را پر کرده بود. بابام با بوی ترشیده نان آمد. به من گفت: امشب شب جمعه س. یه سوره قرآن برای مرده هامان بخوان.
گفتم: گلوم خیلی درد میکنه.
بابا به اصغر گفت که بخواند. می دانستم که اصغر بلد نیست. بابا قلک را که دید، آن را برداشت و تکان داد و به من گفت: وقتی زیاد شد، به من بدش قرض، باشد؟
گفتم: باشد.
از دور صدای اذان می آمد. بابا صلوات فرستاد. فاطی به آهنگ گوشت کوب خانه همسایه می رقصید. جاده های حاشیه گلیم تاریک بود و ماشین اصغر چراغ نداشت. ننه هنوز نیامده بود. شاید به او نسیه نداده بودند ...
● داستان: فصل نان
● نویسنده: علی اشرف درویشیان
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Reading Ferdowsi Ep10
Amir Khadem
دهم: ادامهی داستان زال و رودابه
سازنده: امیر خادم، پژوهشگر ادبیات در دانشگاه تورنتو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سازنده: امیر خادم، پژوهشگر ادبیات در دانشگاه تورنتو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
هر چه این مادرمرده میهن را بزک کنند و سرخاب و سفیداب بمالند و توی بغل یک آلکاپن بیندازند دیگر فایده ندارد ، چون علائم تجزیه و تعفن از سر و رویش می بارد . زمامداران امروز ما دوره شاه سلطان حسین را روسفید کردند، در تاریخ ، ننگ این دوره را به آب زمزم و کوثر هم نمی شود شست ، ما در چاهک دنیا داریم زندگی می کنیم و مثل کرم در فقر و ناخوشی و کثافت می لولیم و به ننگین ترین طرزی در قید حیاتیم و مضحک آنجاست که تصور می کنیم بهترین زندگی را داریم.
#حاجی_آقا
#صادق_هدایت
کانال پرواز فکر واندیشه
@flith
@flith
هر چه این مادرمرده میهن را بزک کنند و سرخاب و سفیداب بمالند و توی بغل یک آلکاپن بیندازند دیگر فایده ندارد ، چون علائم تجزیه و تعفن از سر و رویش می بارد . زمامداران امروز ما دوره شاه سلطان حسین را روسفید کردند، در تاریخ ، ننگ این دوره را به آب زمزم و کوثر هم نمی شود شست ، ما در چاهک دنیا داریم زندگی می کنیم و مثل کرم در فقر و ناخوشی و کثافت می لولیم و به ننگین ترین طرزی در قید حیاتیم و مضحک آنجاست که تصور می کنیم بهترین زندگی را داریم.
#حاجی_آقا
#صادق_هدایت
کانال پرواز فکر واندیشه
@flith
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اجرای زیبای دو ترانه گیلکی و
خراسانی "رعنا" و "عزیز بشین به کنارم"
با اجرای بانو سیما بینا
به بهانه زاد روز بانو "سیما بینا"
هنرمند خوش آوا و گران مایه ی
موسیقی ایران
با آرزوی سلامتی و طول عمر برای ایشان
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
خراسانی "رعنا" و "عزیز بشین به کنارم"
با اجرای بانو سیما بینا
به بهانه زاد روز بانو "سیما بینا"
هنرمند خوش آوا و گران مایه ی
موسیقی ایران
با آرزوی سلامتی و طول عمر برای ایشان
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Reading Ferdowsi Ep11
Amir Khadem
یازدهم: پایان داستان زال و رودابه
سازنده: امیر خادم، پژوهشگر ادبیات در دانشگاه تورنتو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سازنده: امیر خادم، پژوهشگر ادبیات در دانشگاه تورنتو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ایران در شوک: عصر پساسردار
✍️محمد فاضلی
شهادت سردار قاسم سلیمانی، جمهوری اسلامی ایران را وارد دوران جدیدی کرد. من نیز مثل بسیاری معتقدم ایران و جمهوری اسلامی ایران، جدای از یکدیگر نیستند و بنابراین شناخت این عصر نه فقط برای حاکمان و علاقمندان ج.ا.ا، بلکه برای ایراندوستان نیز حائز اهمیت است.
اول، سیل کامنتها در فضای مجازی، له و علیه هر کسی که شهادت سردار را تسلیت گفته است، عمق شکاف اجتماعی جامعه ایرانی را نشان میدهد. برخی نوشتهها، سرشار از نفرت هستند. این سطح از نفرت، بسیار هشدارآمیز است. از منظری جامعهشناختی، مهم نیست عاشقان سردار درست میگویند یا مخالفان او، شکاف اجتماعی موجود خطرناک است.
دوم، از دیروز تا به حال، همه را نگران دیدهام و بیمناک از آیندهای که جنگ در افق آن خودنمایی میکند. مقامات هر دو کشور میکوشند نشان دهند دنبال جنگ نیستند، اما از راهبرد «نه جنگ و نه مذاکره» در چارچوب تلاش برای انتقامی که یک نماینده مجلس آنرا «فقط انتقام» بدون تمایل به جنگ خوانده، مردم بوی جنگ حس میکنند. هر تصمیمی که در فردای آن جنگی در بگیرد که زیرساختها و امکانات تمدنی این کشور را ویران کند، سرمایه نمادین و اجتماعی حاصل از زندگی و شهادت سردار را نابود خواهد کرد.
سوم، میگویند سردار فروتنانه اهل گفتوگو و مدارا بوده است. میلیونها ایرانی سردار شهید را از آن خود میدانند، اما شماری از سخنانی که طرفداران دارای گرایشات خاص و رسمی او به زبان میآورند، این ظرفیت را دارد که سردار را به عوض نماد انسجام اجتماعی، به موضوع شکاف در سیاست و جامعه مبدل سازد.
چهارم، در خاورمیانه بلاخیز، در جایی که دولتها فروریختهاند و ممالک بیصاحب بسیارند، انجام اقدامات تند و تمام کردن آنها به نام انتقام ایران، ظاهراً دشوار نیست. تأکید دائم بر امکان واکنش در گسترهای به اندازه منطقه خاورمیانه، به همان اندازه که برای آمریکاییها نظیر سوزان رایس ترسناک است، برای ایران که ممکن است در دام بیفتد نیز خطرناک جلوه میکند.
پنجم، شکاف اجتماعی بر محور شهادت سردار سلیمانی، بار دیگر نشان داد ج.ا.ا نمیتواند صرفاً بر وجوه نظامی و امنیتی موفقیتهایش تأکید کند. هر موفقیت نظامی و امنیتی در سایه رخدادهای داخلی و از جمله کارآمدی نظام سیاسی در حل مشکلات توسعهای و کیفیت حکومت قرائت میشود. سیاست خارجی، تداوم سیاست داخلی است. نمیشود مشت آهنین علیه داعش را با مشت آهنین علیه معترضان آبانماه با هم جمع کرد. مشت آهنین علیه داعش باید با مدارا و کیفیت حکومت در سیاست داخلی در هم آمیزد تا موفقیت تلقی شود و باعث شکاف اجتماعی نشود
ششم، شبح جنگ وقتی درازمدت دوام بیاورد، خسارتی عظیم البته در صورتهایی متفاوت از خسارات جنگ به بار میآورد. تصور میکنم حمله به سردار سلیمانی، چیزی شبیه به حمله علیه برجهای دوقلوی نیویورک در یازده سپتامبر است. به همان اندازه تروریستی جامعه آمریکا در شوک فرو رفته بود و اکنون جامعه ایران نیز در شوک است. آرامش عمیقتر از آنچه تصور میشود، رخت بربسته است. عدم واکنش آمریکا به انهدام پهپادش، آرامشی خلق کرده بود که اکنون از میان رفته است. جامعه به اندازه انتقام، اطمینان هم طلب میکند
هفتم جامعه سرشار از پرسش است. این پرسشها اگر بهانه گفتوگو نشوند و پاسخ نگیرند، آن شوک، بیاطمینانی و شکاف به نحو فزایندهای عمیقتر خواهد شد. نمیدانم در هیاهوی صداهای انتقام، کسی به آنچه زیر پوست شهر میگذرد فکر میکند و برای فردا طرحی دارد. ج.ا.ا اگر فقط بخواهد جامعه در شوک را به شیوه و سنت گذشته، با روایتی بیگفتوگو، اداره کند، بر دشواریها خواهد افزود
هشتم، سردار شهید، نماد و عامل همبستگی میلیونها ایرانی شده است؛ و شهادتش همه حتی آنها که دوستش ندارند را در حیرت و شوک فرو برده است. تصمیمگیران حواسشان باشد که زنجیره رخدادهای پس از شهادت او، عامل گسست، و شوک بیشتر نشود. جامعه هنوز از شوک آبان بیرون نیامده است
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ایران در شوک: عصر پساسردار
✍️محمد فاضلی
شهادت سردار قاسم سلیمانی، جمهوری اسلامی ایران را وارد دوران جدیدی کرد. من نیز مثل بسیاری معتقدم ایران و جمهوری اسلامی ایران، جدای از یکدیگر نیستند و بنابراین شناخت این عصر نه فقط برای حاکمان و علاقمندان ج.ا.ا، بلکه برای ایراندوستان نیز حائز اهمیت است.
اول، سیل کامنتها در فضای مجازی، له و علیه هر کسی که شهادت سردار را تسلیت گفته است، عمق شکاف اجتماعی جامعه ایرانی را نشان میدهد. برخی نوشتهها، سرشار از نفرت هستند. این سطح از نفرت، بسیار هشدارآمیز است. از منظری جامعهشناختی، مهم نیست عاشقان سردار درست میگویند یا مخالفان او، شکاف اجتماعی موجود خطرناک است.
دوم، از دیروز تا به حال، همه را نگران دیدهام و بیمناک از آیندهای که جنگ در افق آن خودنمایی میکند. مقامات هر دو کشور میکوشند نشان دهند دنبال جنگ نیستند، اما از راهبرد «نه جنگ و نه مذاکره» در چارچوب تلاش برای انتقامی که یک نماینده مجلس آنرا «فقط انتقام» بدون تمایل به جنگ خوانده، مردم بوی جنگ حس میکنند. هر تصمیمی که در فردای آن جنگی در بگیرد که زیرساختها و امکانات تمدنی این کشور را ویران کند، سرمایه نمادین و اجتماعی حاصل از زندگی و شهادت سردار را نابود خواهد کرد.
سوم، میگویند سردار فروتنانه اهل گفتوگو و مدارا بوده است. میلیونها ایرانی سردار شهید را از آن خود میدانند، اما شماری از سخنانی که طرفداران دارای گرایشات خاص و رسمی او به زبان میآورند، این ظرفیت را دارد که سردار را به عوض نماد انسجام اجتماعی، به موضوع شکاف در سیاست و جامعه مبدل سازد.
چهارم، در خاورمیانه بلاخیز، در جایی که دولتها فروریختهاند و ممالک بیصاحب بسیارند، انجام اقدامات تند و تمام کردن آنها به نام انتقام ایران، ظاهراً دشوار نیست. تأکید دائم بر امکان واکنش در گسترهای به اندازه منطقه خاورمیانه، به همان اندازه که برای آمریکاییها نظیر سوزان رایس ترسناک است، برای ایران که ممکن است در دام بیفتد نیز خطرناک جلوه میکند.
پنجم، شکاف اجتماعی بر محور شهادت سردار سلیمانی، بار دیگر نشان داد ج.ا.ا نمیتواند صرفاً بر وجوه نظامی و امنیتی موفقیتهایش تأکید کند. هر موفقیت نظامی و امنیتی در سایه رخدادهای داخلی و از جمله کارآمدی نظام سیاسی در حل مشکلات توسعهای و کیفیت حکومت قرائت میشود. سیاست خارجی، تداوم سیاست داخلی است. نمیشود مشت آهنین علیه داعش را با مشت آهنین علیه معترضان آبانماه با هم جمع کرد. مشت آهنین علیه داعش باید با مدارا و کیفیت حکومت در سیاست داخلی در هم آمیزد تا موفقیت تلقی شود و باعث شکاف اجتماعی نشود
ششم، شبح جنگ وقتی درازمدت دوام بیاورد، خسارتی عظیم البته در صورتهایی متفاوت از خسارات جنگ به بار میآورد. تصور میکنم حمله به سردار سلیمانی، چیزی شبیه به حمله علیه برجهای دوقلوی نیویورک در یازده سپتامبر است. به همان اندازه تروریستی جامعه آمریکا در شوک فرو رفته بود و اکنون جامعه ایران نیز در شوک است. آرامش عمیقتر از آنچه تصور میشود، رخت بربسته است. عدم واکنش آمریکا به انهدام پهپادش، آرامشی خلق کرده بود که اکنون از میان رفته است. جامعه به اندازه انتقام، اطمینان هم طلب میکند
هفتم جامعه سرشار از پرسش است. این پرسشها اگر بهانه گفتوگو نشوند و پاسخ نگیرند، آن شوک، بیاطمینانی و شکاف به نحو فزایندهای عمیقتر خواهد شد. نمیدانم در هیاهوی صداهای انتقام، کسی به آنچه زیر پوست شهر میگذرد فکر میکند و برای فردا طرحی دارد. ج.ا.ا اگر فقط بخواهد جامعه در شوک را به شیوه و سنت گذشته، با روایتی بیگفتوگو، اداره کند، بر دشواریها خواهد افزود
هشتم، سردار شهید، نماد و عامل همبستگی میلیونها ایرانی شده است؛ و شهادتش همه حتی آنها که دوستش ندارند را در حیرت و شوک فرو برده است. تصمیمگیران حواسشان باشد که زنجیره رخدادهای پس از شهادت او، عامل گسست، و شوک بیشتر نشود. جامعه هنوز از شوک آبان بیرون نیامده است
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کنایهی سنگین زائری به صداوسیما:
آقاي صدا و سيما، حتما بايد سردار سليماني به شهادت مي رسيد تا فكلي و كراواتي و زن بي حجاب و خانم با آرايش غليظ رو شهروند خودت حساب كني و از اخبار رسمي نشان بدهي؟؟
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
آقاي صدا و سيما، حتما بايد سردار سليماني به شهادت مي رسيد تا فكلي و كراواتي و زن بي حجاب و خانم با آرايش غليظ رو شهروند خودت حساب كني و از اخبار رسمي نشان بدهي؟؟
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Reading Ferdowsi Ep12
Amir Khadem
دوازدهم: داستان تولد رستم
سازنده: امیر خادم، پژوهشگر ادبیات در دانشگاه تورنتو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سازنده: امیر خادم، پژوهشگر ادبیات در دانشگاه تورنتو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
قاسم سلیمانی؛ سرباز وطن یا «سرباز صفر ولایت»؟
✍حسن یوسفی اشکوری
کسانی که این روزها (احتمالا تحت تأثیر فضای پدید آمده) عصبیت امپریالیسمستیزی و آن هم با چاشنی ایرانخواهی و وطنپرستی از کسی و یا کسانی که استکبارستیز از نوع احمدینژادی را سیاست خود کرده اند باید توضیح دهند که با کدامین استدلال چنین مویه میکنند و حتی به افراد و یا گروههایی که با آنان همصدا نمیشوند مارک بیگانهپرستی و یا وادادگی میزنند و یا آنان را به تأیید جنایات ترامپ و همپالگیهایش متهم میکنند؟ آیا بهراستی اینان میپندارند قهرمانان مورد تأییدشان با انگیزه دفاع از عدالت و دموکراسی و حقوق بشر و یا از این سو با هدف دفاع از ملیت و ایران و منافع ملی در عراق و سوریه و لبنان و یمن و دهها جای شناخته و ناشناخته دیگر با القاعده و داعش و عربستان و اسرائیل میجنگند؟ وقتی که خود طرف با افتخار و احیانا صادقانه خود را «سرباز صفر ولایت» میخواند و اذعان دارد هرچه دارد از مقام ولایت و نظام ولایی دارد، چگونه میتواند «سرباز صفر وطن» باشد؟ مگر این که استدلال کنیم از آنجا که ایران به صورت تصادفی فعلا در امالقرای امپراتوری ولایت قرار گرفته است بالملازمه به سود ایران هم هست. اما چنین استدلال سستی به کلی مردود است و حداقل به کار وطنپرستان نمیآید. در هرحال این قهرمانپرستان شبه ملیگرا اول باید مقدمات استدلال را ثابت کنند و آنگاه استدلال خود را به نحو معقول ارائه کنند.
شگفت از کسانی است که یک بار در عصر انقلاب مرتکب این خبط شده که پنداشتند هرکس با دیکتاتوری مبارزه و مخالفت کند، لزوما آزادیخواه است ولی دیدیم و دیدند که در عالم واقع همیشه چنین نیست. زیرا که ممکن است دیکتاتوری با انگیزههای فردی و یا عوامل دیگر با دیکتاتور حاکم مخالفت کند و حتی شجاعانه بجنگد ولی در نهایت به جایگزینی نظامی بسی ظالمانهتر منتهی شود. من جرّب المجرب حلّت به الندامه
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
قاسم سلیمانی؛ سرباز وطن یا «سرباز صفر ولایت»؟
✍حسن یوسفی اشکوری
کسانی که این روزها (احتمالا تحت تأثیر فضای پدید آمده) عصبیت امپریالیسمستیزی و آن هم با چاشنی ایرانخواهی و وطنپرستی از کسی و یا کسانی که استکبارستیز از نوع احمدینژادی را سیاست خود کرده اند باید توضیح دهند که با کدامین استدلال چنین مویه میکنند و حتی به افراد و یا گروههایی که با آنان همصدا نمیشوند مارک بیگانهپرستی و یا وادادگی میزنند و یا آنان را به تأیید جنایات ترامپ و همپالگیهایش متهم میکنند؟ آیا بهراستی اینان میپندارند قهرمانان مورد تأییدشان با انگیزه دفاع از عدالت و دموکراسی و حقوق بشر و یا از این سو با هدف دفاع از ملیت و ایران و منافع ملی در عراق و سوریه و لبنان و یمن و دهها جای شناخته و ناشناخته دیگر با القاعده و داعش و عربستان و اسرائیل میجنگند؟ وقتی که خود طرف با افتخار و احیانا صادقانه خود را «سرباز صفر ولایت» میخواند و اذعان دارد هرچه دارد از مقام ولایت و نظام ولایی دارد، چگونه میتواند «سرباز صفر وطن» باشد؟ مگر این که استدلال کنیم از آنجا که ایران به صورت تصادفی فعلا در امالقرای امپراتوری ولایت قرار گرفته است بالملازمه به سود ایران هم هست. اما چنین استدلال سستی به کلی مردود است و حداقل به کار وطنپرستان نمیآید. در هرحال این قهرمانپرستان شبه ملیگرا اول باید مقدمات استدلال را ثابت کنند و آنگاه استدلال خود را به نحو معقول ارائه کنند.
شگفت از کسانی است که یک بار در عصر انقلاب مرتکب این خبط شده که پنداشتند هرکس با دیکتاتوری مبارزه و مخالفت کند، لزوما آزادیخواه است ولی دیدیم و دیدند که در عالم واقع همیشه چنین نیست. زیرا که ممکن است دیکتاتوری با انگیزههای فردی و یا عوامل دیگر با دیکتاتور حاکم مخالفت کند و حتی شجاعانه بجنگد ولی در نهایت به جایگزینی نظامی بسی ظالمانهتر منتهی شود. من جرّب المجرب حلّت به الندامه
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فائزه هاشمی رفسنجانی :
از #قاسم_سلیمانی خوشم نمی آید
از مسیح علی نژاد خوشم می آید
این مصاحبه در زمان حیات سردار سلیمانی ضبط شده است
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
از #قاسم_سلیمانی خوشم نمی آید
از مسیح علی نژاد خوشم می آید
این مصاحبه در زمان حیات سردار سلیمانی ضبط شده است
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️