Reading Ferdowsi Ep20
Amir Khadem
بیستم: داستان نبرد هاماوران
سازنده: امیر خادم، پژوهشگر ادبیات در دانشگاه تورنتو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سازنده: امیر خادم، پژوهشگر ادبیات در دانشگاه تورنتو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🔸محمدرضا پهلوی: یک شاه وقتی برای کارهايی که انجام میدهد و چيزهايی که می گويد مجبور است به کسی اعتماد نکند، به ناچار تنها خواهد شد، ولی من کاملا تنها نيستم ، چون من به وسيله نيروی ديگری همراهی میشوم که ديگران آن را حس نمیکنند. همان نيروی مرموز در من ، و من همچنين پيام هايی نيز دريافت میکنم . پيامهای مذهبی و من خيلی خيلی مذهبی هستم و من به خدا ايمان دارم و هميشه هم گفتهام که اگر خدا نبود، ما مجبور بوديم که او را خلق کنیم! من واقعا برای بيچارههايی که به خدا ايمان ندارند ، متاسفم. شما نمیتوانيد بدون خدا زندگی کنيد. من با خدا از زمانی که خدا آن روياها را به من داد..
⚪️فالاچی:رويا ؟ اعليحضرت؟ از چه و از کجا؟
🔸محمدرضا پهلوی: از امامان . آه من متاسفم که شما در باره آن چيزی نمیدانيد... اولين بار من اماممان علی را ديدم . يک پيش آمدی برای من اتفاق افتاد. از روی سنگی زمين خوردم و او نجاتم داد. او خودش را بين من و سنگ قرار داد. می دانم، برای اين که او را ديدم . شخصی که با من بود او را نديد و هيچکس ديگر هم او را نديد به جز من، برای اين که …میترسم شما حرفهای مرا نفهميد.
⚪️فالاچی: و حقيقتا هم نمیفهمم اعليحضرت!
🔸محمدرضا پهلوی: برای اينکه شما ايمان نداريد . شما به خدا ايمان نداريد ، شما به من هم ايمان نداريد. خيلی از مردم به آن عقيده ندارند. حتا پدرم هم آن را قبول نداشت. او هيچوقت آن را قبول نکرد. او هميشه در اين مورد میخنديد. ... من به وسيله خدا انتخاب شدهام که ماموريتی را به پايان برسانم. روياهای من معجزههايی بودهاند که کشور را نجات دادهاند. دوران سلطنت من کشور را نجات بخشيده و اين به خاطر اين بوده که خداوند در کنارم بوده. مقصودم اين است که اين عادلانه نيست که اعتبار تمام کارهايی را که برای ايران کردهام به خودم نسبت دهم. در حقيقت میتوانستم اين کار را بکنم . ولی نخواستم . برای اين که میدانستم که کس ديگری پشتيبان من است و او خدا بود. منظورم را می فهميد ؟
⚪️فالاچی : نه اعليحضرت !
اوریانا فالاچی – مصاحبه با تاریخ
🔴در روزی چون امروز(57)محمدرضا پهلوی ، شاه ایران برای همیشه ایران را ترک کرد.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🔸محمدرضا پهلوی: یک شاه وقتی برای کارهايی که انجام میدهد و چيزهايی که می گويد مجبور است به کسی اعتماد نکند، به ناچار تنها خواهد شد، ولی من کاملا تنها نيستم ، چون من به وسيله نيروی ديگری همراهی میشوم که ديگران آن را حس نمیکنند. همان نيروی مرموز در من ، و من همچنين پيام هايی نيز دريافت میکنم . پيامهای مذهبی و من خيلی خيلی مذهبی هستم و من به خدا ايمان دارم و هميشه هم گفتهام که اگر خدا نبود، ما مجبور بوديم که او را خلق کنیم! من واقعا برای بيچارههايی که به خدا ايمان ندارند ، متاسفم. شما نمیتوانيد بدون خدا زندگی کنيد. من با خدا از زمانی که خدا آن روياها را به من داد..
⚪️فالاچی:رويا ؟ اعليحضرت؟ از چه و از کجا؟
🔸محمدرضا پهلوی: از امامان . آه من متاسفم که شما در باره آن چيزی نمیدانيد... اولين بار من اماممان علی را ديدم . يک پيش آمدی برای من اتفاق افتاد. از روی سنگی زمين خوردم و او نجاتم داد. او خودش را بين من و سنگ قرار داد. می دانم، برای اين که او را ديدم . شخصی که با من بود او را نديد و هيچکس ديگر هم او را نديد به جز من، برای اين که …میترسم شما حرفهای مرا نفهميد.
⚪️فالاچی: و حقيقتا هم نمیفهمم اعليحضرت!
🔸محمدرضا پهلوی: برای اينکه شما ايمان نداريد . شما به خدا ايمان نداريد ، شما به من هم ايمان نداريد. خيلی از مردم به آن عقيده ندارند. حتا پدرم هم آن را قبول نداشت. او هيچوقت آن را قبول نکرد. او هميشه در اين مورد میخنديد. ... من به وسيله خدا انتخاب شدهام که ماموريتی را به پايان برسانم. روياهای من معجزههايی بودهاند که کشور را نجات دادهاند. دوران سلطنت من کشور را نجات بخشيده و اين به خاطر اين بوده که خداوند در کنارم بوده. مقصودم اين است که اين عادلانه نيست که اعتبار تمام کارهايی را که برای ايران کردهام به خودم نسبت دهم. در حقيقت میتوانستم اين کار را بکنم . ولی نخواستم . برای اين که میدانستم که کس ديگری پشتيبان من است و او خدا بود. منظورم را می فهميد ؟
⚪️فالاچی : نه اعليحضرت !
اوریانا فالاچی – مصاحبه با تاریخ
🔴در روزی چون امروز(57)محمدرضا پهلوی ، شاه ایران برای همیشه ایران را ترک کرد.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
حمید فرخنژاد در نامه ای به نماینده مشهد در مجلس: «در همصدایی با مردم عزادار و معترض ایران» و نیز «در جهت حمایت از همکاران» خود جشنواره فجر را تحریم میکنم.
«باشد که یاد بگیرید با اصحاب هنر با زبان زور و تهدید صحبت ننمایید»
پیش تر نصرالله پژمانفر، عضو جبهه پایداری و سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی، در واکنش به موج کنارهگیری اعتراضی هنرمندان از جشنوارههای دولتی و حکومتی، تهدید کرد که هنرمندان معترض را با ارائه طرحی به مجلس برای همیشه از فعالیت هنری در ایران محروم میکند./رسانه
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
«باشد که یاد بگیرید با اصحاب هنر با زبان زور و تهدید صحبت ننمایید»
پیش تر نصرالله پژمانفر، عضو جبهه پایداری و سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی، در واکنش به موج کنارهگیری اعتراضی هنرمندان از جشنوارههای دولتی و حکومتی، تهدید کرد که هنرمندان معترض را با ارائه طرحی به مجلس برای همیشه از فعالیت هنری در ایران محروم میکند./رسانه
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
☘☘☘
کانفورمیست کیست؟
#ایمان_آقایاری:
-چای یا قهوه؟
-بله، لطفا.
[ضربالمثل انگلیسی]
کانفورمیست در لغت به معنای کسی است که خود را تطبیق می دهد، همرنگ میشود. منظور همان کسی است که در تداول عام «حزب بادی» خوانده می شود.
چنان سیالیتی در ذات این مفهوم هست که تن به هیچ تعریف مشخصی نمیدهد. میتوان گفت هویتی بوقلمونصفتانه است. سیره انسانی فرصت طلب است؛ کسی که هیچ اصول و مشرب مشخصی ندارد و چون «بت عیار» هر لحظه به شکلی در میآید. باری به هر جهت است و در نهایت امر نیز همنواییاش با صاحبان «زر و زور و تزویر».
به صحنه سیاسی جامعهمان که نیک بنگریم، عده زیادی از این بازیگران را میبینیم. «خروسکهای باد نشانی» که فورا جهت عوض میکنند. تو گویی هیچ اصل سیاسی، فکری و حتی انسانیای در ضمیرشان موجود نیست. نه تنها پا بر موضع اصیلی نمیفشارند، که حتی کفشهاشان نیز عاریهای است.
نیروها و افراد و احزابی که یک روز منتقد ماجراجویی و مداخله منطقهای و بین المللیاند، روز دیگر از «عمق استراتژیک» نظام حرف میزنند. در نکوهش امپریالیسم سخنها میگویند و در عین حال مداح امپریالیسم جمهوری اسلامی میشوند. آن گاه که ذائقه عصر را متمایل به ناسیونالیسم میبینند، چاشنی ملیت را هم به «امت» میافزایند و «شتر گاو پلنگی» از مفاهیم در جهت توسعه قدرت لگام گسیخته میسازند.
از «نظارت استصوابی» بد میگویند و «بد»هاشان را از این صافی گذرانده در معرض رأی ملت قرار میدهند. یک روز در اعلام سوگواری و همدردی با حکومت تا به آنجا پیش میروند که از «انتقام سخت» سخن بگویند و سختترین لایههای نظام را تشجیع کنند. روز دیگر با سوختگان آتشی که معلول همین جو بود همذاتپنداری مینمایند؛ آتشی که هواپیمایی را در بر گرفت و ملتی را سوزاند.
کانفورمیست همیشه و همه جا هست. کانفورمیست بوی نفع و «نفت» را از فرسخها فاصله میشناسد. کانفورمیست همه انسانها را لشگر بالقوه خود میداند، حتی انسانهای مرده را. کانفورمیستها و کانفورمیسم، از رگ گردن به ما نزدیکترند. با احتیاط زندگی کنیم.
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
☘☘☘
کانفورمیست کیست؟
#ایمان_آقایاری:
-چای یا قهوه؟
-بله، لطفا.
[ضربالمثل انگلیسی]
کانفورمیست در لغت به معنای کسی است که خود را تطبیق می دهد، همرنگ میشود. منظور همان کسی است که در تداول عام «حزب بادی» خوانده می شود.
چنان سیالیتی در ذات این مفهوم هست که تن به هیچ تعریف مشخصی نمیدهد. میتوان گفت هویتی بوقلمونصفتانه است. سیره انسانی فرصت طلب است؛ کسی که هیچ اصول و مشرب مشخصی ندارد و چون «بت عیار» هر لحظه به شکلی در میآید. باری به هر جهت است و در نهایت امر نیز همنواییاش با صاحبان «زر و زور و تزویر».
به صحنه سیاسی جامعهمان که نیک بنگریم، عده زیادی از این بازیگران را میبینیم. «خروسکهای باد نشانی» که فورا جهت عوض میکنند. تو گویی هیچ اصل سیاسی، فکری و حتی انسانیای در ضمیرشان موجود نیست. نه تنها پا بر موضع اصیلی نمیفشارند، که حتی کفشهاشان نیز عاریهای است.
نیروها و افراد و احزابی که یک روز منتقد ماجراجویی و مداخله منطقهای و بین المللیاند، روز دیگر از «عمق استراتژیک» نظام حرف میزنند. در نکوهش امپریالیسم سخنها میگویند و در عین حال مداح امپریالیسم جمهوری اسلامی میشوند. آن گاه که ذائقه عصر را متمایل به ناسیونالیسم میبینند، چاشنی ملیت را هم به «امت» میافزایند و «شتر گاو پلنگی» از مفاهیم در جهت توسعه قدرت لگام گسیخته میسازند.
از «نظارت استصوابی» بد میگویند و «بد»هاشان را از این صافی گذرانده در معرض رأی ملت قرار میدهند. یک روز در اعلام سوگواری و همدردی با حکومت تا به آنجا پیش میروند که از «انتقام سخت» سخن بگویند و سختترین لایههای نظام را تشجیع کنند. روز دیگر با سوختگان آتشی که معلول همین جو بود همذاتپنداری مینمایند؛ آتشی که هواپیمایی را در بر گرفت و ملتی را سوزاند.
کانفورمیست همیشه و همه جا هست. کانفورمیست بوی نفع و «نفت» را از فرسخها فاصله میشناسد. کانفورمیست همه انسانها را لشگر بالقوه خود میداند، حتی انسانهای مرده را. کانفورمیستها و کانفورمیسم، از رگ گردن به ما نزدیکترند. با احتیاط زندگی کنیم.
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
مجادلهی ما آدمیان بر سر مصادیق است، چنانکه انگار و ناخودآگاه بر تعریفِ مشترکی از مفاهیم دست یافتهایم .
در جمعهایی با کثرت تخصصِ اعضا، بسیار نادر خواهد بود که گفتگوها از مفاهیم آغاز و به مصادیق ختم شود و البته هرگاه چنین نشود، جهتگیریهایِ ذهنی، همچنان بر باور پیشین (پیش از گفتگو) استوار میماند...
برای مثال واژهی دروغ را در نظر بگیریم، اساسن همهی ما براین نظریم که دروغ امریست ناپسند. اما، مجادلهی ما از لحظهای شکل میگیرد که، اولا: آیا مشخصن فلان گفتار مصداقِ دروغ است یا خیر؟ و دوما: آیا فلانی مصداق دروغگوست یا خیر؟ حال این تبیین قابل تعمیم است به مفاهیم گستردهای که در زندگی با آنها مواجهایم همچون ظلم، خیانت، عدالت، ایثار، عقل، عشق و....
مفاهیم به مثابهی کیفیتها، غیرقابل توضیحاند ولیکن مبتنی بر تجربههای زیستهی افراد و اجتماع، صرفن، تاکید میکنم، صرفن، قابل توصیفاند...
گاهی بر سرِ رفتارهایی، واژههایی و مفاهیمی چنان مجادله میکنیم که حتا مطمئن نیستیم با مخاطب، بر سرِ تعریف مشترکی از آن، اتفاق نظر داریم یا خیر! حال آنکه اگر چنین نباشد، باید به عقب برگردیم و اگرنه توضیحی، بلکه لااقل توصیفی، با طرف مقابل در گقتگو، به تعریفی مشترک از مفاهیم در کانتکسِ مشخص، توافق کنیم (تاکید میکنم، توافق) آنگاه گفتگو را بر سر مصادیق ادامه دهیم...
اصولن تحلیلِ مفاهیم، در دامنهی مصادیق شکل میگیرد، مصادیقی که گاه هرکدام کانتکسی متمایز از مصداقِ دیگر است تا جایی که ناچار به تقسیمبندیها در تعریفِ مفاهیم خواهیم بود...
همچنین هر کانتکسی به اقتضای ساختارش، منطقی را میسازد که شیوهی استدلال در آن کانتکس را کنترل میکند...
پس بر این اساس، باید هماره آگاه باشیم، تحلیلِ مسائل، امری ساده و پیشِ پا افتاده نیست...
این که ما تخصص یا تجربهای را به همراه داریم٬ اصلا به این معنا نیست که اصولا بتوانیم در آن دامنهی گفتگو، درست استدلال و تحلیل کنیم...
پس، جدا از دانشی که ما از علمِ یک موضوع داریم، بایسته است که با شیوههای گفتگو، تحلیل و بحث آشنا شویم، حتا گاهی در حد و اندازههای یک تخصص. آن هنگام است که قادر به تمرین در عرصهٔ گفتگو خواهیم بود...
ممکن است این نکات، بدیهی به نظر برسد اما، خود پرسشی را در ذهن شکل میدهد که آیا من، مخاطبِ نقدِ شیوهی استدلال هستم یا خیر....
#محمدرضا_سروش
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
@flith
مجادلهی ما آدمیان بر سر مصادیق است، چنانکه انگار و ناخودآگاه بر تعریفِ مشترکی از مفاهیم دست یافتهایم .
در جمعهایی با کثرت تخصصِ اعضا، بسیار نادر خواهد بود که گفتگوها از مفاهیم آغاز و به مصادیق ختم شود و البته هرگاه چنین نشود، جهتگیریهایِ ذهنی، همچنان بر باور پیشین (پیش از گفتگو) استوار میماند...
برای مثال واژهی دروغ را در نظر بگیریم، اساسن همهی ما براین نظریم که دروغ امریست ناپسند. اما، مجادلهی ما از لحظهای شکل میگیرد که، اولا: آیا مشخصن فلان گفتار مصداقِ دروغ است یا خیر؟ و دوما: آیا فلانی مصداق دروغگوست یا خیر؟ حال این تبیین قابل تعمیم است به مفاهیم گستردهای که در زندگی با آنها مواجهایم همچون ظلم، خیانت، عدالت، ایثار، عقل، عشق و....
مفاهیم به مثابهی کیفیتها، غیرقابل توضیحاند ولیکن مبتنی بر تجربههای زیستهی افراد و اجتماع، صرفن، تاکید میکنم، صرفن، قابل توصیفاند...
گاهی بر سرِ رفتارهایی، واژههایی و مفاهیمی چنان مجادله میکنیم که حتا مطمئن نیستیم با مخاطب، بر سرِ تعریف مشترکی از آن، اتفاق نظر داریم یا خیر! حال آنکه اگر چنین نباشد، باید به عقب برگردیم و اگرنه توضیحی، بلکه لااقل توصیفی، با طرف مقابل در گقتگو، به تعریفی مشترک از مفاهیم در کانتکسِ مشخص، توافق کنیم (تاکید میکنم، توافق) آنگاه گفتگو را بر سر مصادیق ادامه دهیم...
اصولن تحلیلِ مفاهیم، در دامنهی مصادیق شکل میگیرد، مصادیقی که گاه هرکدام کانتکسی متمایز از مصداقِ دیگر است تا جایی که ناچار به تقسیمبندیها در تعریفِ مفاهیم خواهیم بود...
همچنین هر کانتکسی به اقتضای ساختارش، منطقی را میسازد که شیوهی استدلال در آن کانتکس را کنترل میکند...
پس بر این اساس، باید هماره آگاه باشیم، تحلیلِ مسائل، امری ساده و پیشِ پا افتاده نیست...
این که ما تخصص یا تجربهای را به همراه داریم٬ اصلا به این معنا نیست که اصولا بتوانیم در آن دامنهی گفتگو، درست استدلال و تحلیل کنیم...
پس، جدا از دانشی که ما از علمِ یک موضوع داریم، بایسته است که با شیوههای گفتگو، تحلیل و بحث آشنا شویم، حتا گاهی در حد و اندازههای یک تخصص. آن هنگام است که قادر به تمرین در عرصهٔ گفتگو خواهیم بود...
ممکن است این نکات، بدیهی به نظر برسد اما، خود پرسشی را در ذهن شکل میدهد که آیا من، مخاطبِ نقدِ شیوهی استدلال هستم یا خیر....
#محمدرضا_سروش
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
Reading Ferdowsi Ep21
Amir Khadem
بیستویکم: داستان رستم و هفت گردان در شکارگاه افراسیاب
سازنده: امیر خادم، پژوهشگر ادبیات در دانشگاه تورنتو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سازنده: امیر خادم، پژوهشگر ادبیات در دانشگاه تورنتو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 دیالوگ ماندگار فیلم ستارخان
•حیدرخان: این مملکت از دوسو داره غارت میشه
یکی انگلیسیها و روس ها ، یکی هم خودی ها !
• ستار خان: دسته سوم رو فراموش کردید، بی طرفها، بلاتکلیفها، آدمهایی که سکوت می کنند و فقط ناظرند، بی تفاوتها، اونا بیشتر از همه من رو رنج می دن وگرنه آدم تکلیفش با دوست و دشمن روشنه...
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
•حیدرخان: این مملکت از دوسو داره غارت میشه
یکی انگلیسیها و روس ها ، یکی هم خودی ها !
• ستار خان: دسته سوم رو فراموش کردید، بی طرفها، بلاتکلیفها، آدمهایی که سکوت می کنند و فقط ناظرند، بی تفاوتها، اونا بیشتر از همه من رو رنج می دن وگرنه آدم تکلیفش با دوست و دشمن روشنه...
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
چطور به گرم نشدن زمین کمک کنیم؟
✊ دست از مبارزه از خانه برداریم. فقط گذاشتن پست اینستاگرام کارساز نیست. از خودمان شروع کنیم. انگشت اتهام را از سمت دیگران به سمت خودمان برگردانیم و نقش خودمان را در ماجرا ببینیم.
🍂 هر کاری را که در اطرافمان موجب #گرمایش_زمین یا نابودی طبیعت میشود از همین حالا قطع کنیم
(مصرف گوشت و لبنیات را به حداقل برسانیم. به کیسه پلاستیکی و هر چیز یک بار مصرف نه بگوییم. تا میتوانیم درخت و گیاه بکاریم و...)
✋ به #مصرف_گرایی نه بگوییم. صنعت مد و لباس از آلایندهترین صنایع است که تاثیر ویران کنندهای بر طبیعت دارد. این صنعت با تبلیغات و ایجاد نیاز ما را به سمت خرید بیشتر و بیشتر چیزی که نیاز نداریم سوق میدهد.
🧣🧤دمای خانه و محل کار را با باز کردن پنجره تنظیم نکنیم بلکه با کم و زیاد کردن وسایل گرمایشی و تعوصش لباس تنظیم کنیم.
از همین امروز شروع کنیم و اطلاعات و آگاهیمان را با دیگران تقسیم کنیم.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
چطور به گرم نشدن زمین کمک کنیم؟
✊ دست از مبارزه از خانه برداریم. فقط گذاشتن پست اینستاگرام کارساز نیست. از خودمان شروع کنیم. انگشت اتهام را از سمت دیگران به سمت خودمان برگردانیم و نقش خودمان را در ماجرا ببینیم.
🍂 هر کاری را که در اطرافمان موجب #گرمایش_زمین یا نابودی طبیعت میشود از همین حالا قطع کنیم
(مصرف گوشت و لبنیات را به حداقل برسانیم. به کیسه پلاستیکی و هر چیز یک بار مصرف نه بگوییم. تا میتوانیم درخت و گیاه بکاریم و...)
✋ به #مصرف_گرایی نه بگوییم. صنعت مد و لباس از آلایندهترین صنایع است که تاثیر ویران کنندهای بر طبیعت دارد. این صنعت با تبلیغات و ایجاد نیاز ما را به سمت خرید بیشتر و بیشتر چیزی که نیاز نداریم سوق میدهد.
🧣🧤دمای خانه و محل کار را با باز کردن پنجره تنظیم نکنیم بلکه با کم و زیاد کردن وسایل گرمایشی و تعوصش لباس تنظیم کنیم.
از همین امروز شروع کنیم و اطلاعات و آگاهیمان را با دیگران تقسیم کنیم.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بوی عیدی
#فرهاد_مهراد
#شهیار_قنبری
۲۹ دیماه، سالروز تولد #فرهاد_مهراد
۱۳۲۲-۱۳۸۱
یاد و نامش گرامی باد
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#فرهاد_مهراد
#شهیار_قنبری
۲۹ دیماه، سالروز تولد #فرهاد_مهراد
۱۳۲۲-۱۳۸۱
یاد و نامش گرامی باد
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#برشی_از_کتاب
#دموکراسی_یا_دموقراضه
پادشاهی به نام ممول در کشوری خیالی به نام غربستان پادشاهی میکرد.
او مرد و وصیت کرده بود مردم با انتخاباتی هر دو سال یکبار یکی از ۲۵ پسرش را برای پادشاهی انتخاب کنند.
مردم هر دو سال یکبار یکی از فرزندان او را انتخاب و فرد برگزیده به شیوه ای حکومت کرد.
اما در دور آخر پسری که عقب مانده بود و مشکلات ظاهری داشت به نام دموقراضه به سلطنت رسید.
اما او طور دیگری عمل کرد. افرادی مانند خود را به پست و مقام رساند ولی دیالوگ هایی که با همین افراد داشت برگ برنده این داستان است:
مردم همه گوسفندند و ما چوپان:
حواستان باشد! بزرگترین اشتباه در حکومت، بها دادن به مردم، یا ارزش قائل شدن برای مردم است. شما مطمئن باشید که اگر برای مردم، ارزشی بیش از گوسفند قائل شوید، نمیتوانید بر آنها حکومت کنید.
بهای مردم را شما معین میکنید، نه خودشان. اگر شما بر مردم قیمت نگذارید، آنها قیمتی بر خودشان میگذارند که هیچجور نمیتوانید بخرید. و تازه این گوسفند که من گفتم بالاترین قیمت است؛ قیمت آدمهای اندیشمند چاق و چله. قیمت بقیهی مردم، حداکثر در حد پشگل گوسفند است و نه بیشتر.
طوری برنامهریزی کنید که مردم از صبح تا شب بدوند و آخر شب هم نرسند. مردم اگر مایحتاج خود را آسان به دست بیاورند، اگر وقت اضافه داشته باشند، عصیان میکنند، بداخلاقی میکنند و به فکر اعتراض و انقلاب و این حرفها میافتند.
یک تشکیلاتی را تأسیس کنید که کارش چرخاندن مردم باشد، یا چرخاندن لقمه دور سر مردم. کارش چیدن موانع مختلف، پیش پای مردم باشد. فرض کنید که آب دریا فاصلهاش با مردم به اندازه دراز کردن یک دست است. جای دریا را نمیتوان عوض کرد، اما راه مردم را که میشود دور کرد. هزار جور قانون میشود وضع کرد که مردم دور کرهٔ زمین بچرخند و دست آخر به همان نقطهای برسند که قبلاً بودهاند. و از شما به خاطر رسیدن به همان نقطه، تشکر هم بکنند.
مردم را به دو دسته تقسیم کنید و به یک دسته حقوق و مواجب بدهید که مراقب آن دستهی دیگر باشند. دسته اول، به طمع مواجب یا از ترس قطع شدن مواجب، مرید شما میشوند و دستهی دوم، از ترس دستهی اول، مطیع و مِنقاد شما. به این ترتیب، مملکت، خود به خود اداره میشود، بیآنکه شما زحمتی بکشید یا دغدغهای داشته باشید.
مردم به دو دستهی خیلی نامساوی تقسیم میشوند: عوام و خواص. نسبت این دو با هم، نسبت ۹۹ به ۱ است. یعنی از هر ۱۰۰ نفر، ۹۹ نفر عواماند – عین خودمان – و یک نفر خواص است. و هیچ آدم عاقلی، ۹۹ را نمیگذارد، یک را بردارد. پس خواص را در شمار هیچیک از اعضای بدن خود به حساب نیاورید و در صورت لزوم، فقط به جلب رضایت عوام فکر کنید، چرا که:
اولاً: جلب رضایت عوام، بسیار آسانتر از خواص است.
ثانیاً: رضایت عوام را فلهای میشود جلب کرد ولی خواص را یکی یکی؛ آن هم اگر بشود.
ثالثاً: عقل عوام به چشمشان است ولی عقل خواص، هر کدام، یک جایشان است که با زحمت هم نمیتوان جایش را پیدا کرد.
و از همه مهمتر، در انتخابات و رأیگیری، رأی خواص و عوام یکاندازه است. رأی آدم خاص که بیشتر یا بزرگتر از آدم عوام نیست. پس آدم باید مغز خر خورده باشد که خواص را با همهی مشکلاتشان جدی بگیرد.
خلاصه این که: این عواماند که سرنوشت و تقدیر خواص را رقم میزنند. پس خود خواص را نباید جدی گرفت، ولی خطر خواص را چرا. خیلی باید مراقب بود. این خواص، موجودات پلید و ناشناختهای هستند که اگر ازشان غافل شوید، کار دستتان میدهند.
عوام، هزارتایش کم است و خواص یکدانهاش زیاد. اگر توانستید سرشان را زیر آب بکنید، وگرنه لااقل مراقب باشید که یکیشان دوتا نشود.
#سید_مهدی_شجاعی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#برشی_از_کتاب
#دموکراسی_یا_دموقراضه
پادشاهی به نام ممول در کشوری خیالی به نام غربستان پادشاهی میکرد.
او مرد و وصیت کرده بود مردم با انتخاباتی هر دو سال یکبار یکی از ۲۵ پسرش را برای پادشاهی انتخاب کنند.
مردم هر دو سال یکبار یکی از فرزندان او را انتخاب و فرد برگزیده به شیوه ای حکومت کرد.
اما در دور آخر پسری که عقب مانده بود و مشکلات ظاهری داشت به نام دموقراضه به سلطنت رسید.
اما او طور دیگری عمل کرد. افرادی مانند خود را به پست و مقام رساند ولی دیالوگ هایی که با همین افراد داشت برگ برنده این داستان است:
مردم همه گوسفندند و ما چوپان:
حواستان باشد! بزرگترین اشتباه در حکومت، بها دادن به مردم، یا ارزش قائل شدن برای مردم است. شما مطمئن باشید که اگر برای مردم، ارزشی بیش از گوسفند قائل شوید، نمیتوانید بر آنها حکومت کنید.
بهای مردم را شما معین میکنید، نه خودشان. اگر شما بر مردم قیمت نگذارید، آنها قیمتی بر خودشان میگذارند که هیچجور نمیتوانید بخرید. و تازه این گوسفند که من گفتم بالاترین قیمت است؛ قیمت آدمهای اندیشمند چاق و چله. قیمت بقیهی مردم، حداکثر در حد پشگل گوسفند است و نه بیشتر.
طوری برنامهریزی کنید که مردم از صبح تا شب بدوند و آخر شب هم نرسند. مردم اگر مایحتاج خود را آسان به دست بیاورند، اگر وقت اضافه داشته باشند، عصیان میکنند، بداخلاقی میکنند و به فکر اعتراض و انقلاب و این حرفها میافتند.
یک تشکیلاتی را تأسیس کنید که کارش چرخاندن مردم باشد، یا چرخاندن لقمه دور سر مردم. کارش چیدن موانع مختلف، پیش پای مردم باشد. فرض کنید که آب دریا فاصلهاش با مردم به اندازه دراز کردن یک دست است. جای دریا را نمیتوان عوض کرد، اما راه مردم را که میشود دور کرد. هزار جور قانون میشود وضع کرد که مردم دور کرهٔ زمین بچرخند و دست آخر به همان نقطهای برسند که قبلاً بودهاند. و از شما به خاطر رسیدن به همان نقطه، تشکر هم بکنند.
مردم را به دو دسته تقسیم کنید و به یک دسته حقوق و مواجب بدهید که مراقب آن دستهی دیگر باشند. دسته اول، به طمع مواجب یا از ترس قطع شدن مواجب، مرید شما میشوند و دستهی دوم، از ترس دستهی اول، مطیع و مِنقاد شما. به این ترتیب، مملکت، خود به خود اداره میشود، بیآنکه شما زحمتی بکشید یا دغدغهای داشته باشید.
مردم به دو دستهی خیلی نامساوی تقسیم میشوند: عوام و خواص. نسبت این دو با هم، نسبت ۹۹ به ۱ است. یعنی از هر ۱۰۰ نفر، ۹۹ نفر عواماند – عین خودمان – و یک نفر خواص است. و هیچ آدم عاقلی، ۹۹ را نمیگذارد، یک را بردارد. پس خواص را در شمار هیچیک از اعضای بدن خود به حساب نیاورید و در صورت لزوم، فقط به جلب رضایت عوام فکر کنید، چرا که:
اولاً: جلب رضایت عوام، بسیار آسانتر از خواص است.
ثانیاً: رضایت عوام را فلهای میشود جلب کرد ولی خواص را یکی یکی؛ آن هم اگر بشود.
ثالثاً: عقل عوام به چشمشان است ولی عقل خواص، هر کدام، یک جایشان است که با زحمت هم نمیتوان جایش را پیدا کرد.
و از همه مهمتر، در انتخابات و رأیگیری، رأی خواص و عوام یکاندازه است. رأی آدم خاص که بیشتر یا بزرگتر از آدم عوام نیست. پس آدم باید مغز خر خورده باشد که خواص را با همهی مشکلاتشان جدی بگیرد.
خلاصه این که: این عواماند که سرنوشت و تقدیر خواص را رقم میزنند. پس خود خواص را نباید جدی گرفت، ولی خطر خواص را چرا. خیلی باید مراقب بود. این خواص، موجودات پلید و ناشناختهای هستند که اگر ازشان غافل شوید، کار دستتان میدهند.
عوام، هزارتایش کم است و خواص یکدانهاش زیاد. اگر توانستید سرشان را زیر آب بکنید، وگرنه لااقل مراقب باشید که یکیشان دوتا نشود.
#سید_مهدی_شجاعی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Reading Ferdowsi Ep22
Amir Khadem
بیستودوم: شروع داستان رستم و سهراب
سازنده: امیر خادم، پژوهشگر ادبیات در دانشگاه تورنتو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سازنده: امیر خادم، پژوهشگر ادبیات در دانشگاه تورنتو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
خیال به مثابهٔ حقیقت و خیال در مقامِ حس باطنی
مولانا در فیه ما فیه چنین میگوید:
مهندسی خانهای در دل برانداز کند و خیال بندد که عرضش چندین باشد و طولش چندین باشد و صُفّهاش چندین و صحنش چندین. این را خیال نگویند ٬ که آن حقیقت از این خیال میزایدو فرع این خیال است. آری ٬ اگر غیر مهندس در دل چنین صورت به خیال آورد و تصور کند ٬ آن را خیال گویند. و عرفاً ٬ مردم چنین کس را که بنّا نیست و علمِ آن ندارد٬ گویندش که «تورا خیال است».
...
این خیال که در ذهنِ عالِم به علم٬ جهت یا تحقّق در عالم واقع٬ عبور میکند با آن خیال که از عناصر ادارک است نزد حکیمان و عرفا تفاوت دارد...
از منظر فلاسفهی قدیم و عرفا٬ ادراک توسط پنج حسّ باطنی صورت میگیرد که یکی از آن حواسِ باطنی «خیال یا تصوّر» نام دارد....
اینکه حکما و عرفا در توصیف و تفسیر شکل ارتباط٬ میان حواسِ باطن و ظاهر و میزانِ نقشِ هریک در ادراک چه تشابهات و اختلافاتی در آرا دارند خود مجالی کافی میطلبد....
اما خیال یا تصور٬ خزانهٔ صُوَر جزئی میباشد. از مواجههٔ حواس بیرونی با عین، شئ و محسوساتِ عالم مشهود و محسوس (ظاهر)، حسِّ مشترک که یکی از پنج حسّ باطنیست٬ تصاویر را به خیال یا تصوّر منتقل میکند تا در آن مکان ذخیره شود...
اندکی پس از قطع ارتباط با خارج، آن صورت نیز از حسِّ مشترک محو میشود اما اثری از آن صورت٬ در خیال یا تصوّر ذخیره میشود که نباید با حافظه خلط شود...
به این مختصر بسنده میکنم که این صُوَر جزئی سپس توسط «واهمه» درک میشود و آنچه توسطِ واهمه درک شد در حافظه ذخیره میشود ...
این توضیح بدان جهت بود که نخست تفاوت خیالِ منتهی به تحقق در عالمِ واقع با خیالِ حسِ ادراکی بیان شود و سپس چنین ادعا نشود که ادراک از منظرِ عرفا و خصوصا مولانا توسطِ دل صورت میگیرد...
دل کاری دیگر دارد از منظرِ مولانا...
#محمدرضا_سروش
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
@flith
خیال به مثابهٔ حقیقت و خیال در مقامِ حس باطنی
مولانا در فیه ما فیه چنین میگوید:
مهندسی خانهای در دل برانداز کند و خیال بندد که عرضش چندین باشد و طولش چندین باشد و صُفّهاش چندین و صحنش چندین. این را خیال نگویند ٬ که آن حقیقت از این خیال میزایدو فرع این خیال است. آری ٬ اگر غیر مهندس در دل چنین صورت به خیال آورد و تصور کند ٬ آن را خیال گویند. و عرفاً ٬ مردم چنین کس را که بنّا نیست و علمِ آن ندارد٬ گویندش که «تورا خیال است».
...
این خیال که در ذهنِ عالِم به علم٬ جهت یا تحقّق در عالم واقع٬ عبور میکند با آن خیال که از عناصر ادارک است نزد حکیمان و عرفا تفاوت دارد...
از منظر فلاسفهی قدیم و عرفا٬ ادراک توسط پنج حسّ باطنی صورت میگیرد که یکی از آن حواسِ باطنی «خیال یا تصوّر» نام دارد....
اینکه حکما و عرفا در توصیف و تفسیر شکل ارتباط٬ میان حواسِ باطن و ظاهر و میزانِ نقشِ هریک در ادراک چه تشابهات و اختلافاتی در آرا دارند خود مجالی کافی میطلبد....
اما خیال یا تصور٬ خزانهٔ صُوَر جزئی میباشد. از مواجههٔ حواس بیرونی با عین، شئ و محسوساتِ عالم مشهود و محسوس (ظاهر)، حسِّ مشترک که یکی از پنج حسّ باطنیست٬ تصاویر را به خیال یا تصوّر منتقل میکند تا در آن مکان ذخیره شود...
اندکی پس از قطع ارتباط با خارج، آن صورت نیز از حسِّ مشترک محو میشود اما اثری از آن صورت٬ در خیال یا تصوّر ذخیره میشود که نباید با حافظه خلط شود...
به این مختصر بسنده میکنم که این صُوَر جزئی سپس توسط «واهمه» درک میشود و آنچه توسطِ واهمه درک شد در حافظه ذخیره میشود ...
این توضیح بدان جهت بود که نخست تفاوت خیالِ منتهی به تحقق در عالمِ واقع با خیالِ حسِ ادراکی بیان شود و سپس چنین ادعا نشود که ادراک از منظرِ عرفا و خصوصا مولانا توسطِ دل صورت میگیرد...
دل کاری دیگر دارد از منظرِ مولانا...
#محمدرضا_سروش
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
جمعیت باشکوه!
▪️گزارش امروز روزنامه شرق از فاجعه کرمان از همه نظر هولناک است. در بخشهایی از این گزارش میخوانیم:
«نردههایی که برای بازرسی ایجاد شده بودند، حالا سدی در مقابل موج جمعیت شد؛ چند نفر پشت میلهها در یک حالت ۹۰ درجه پرس شدند. یعنی از کمر روی میلهها خم شده بودند از پشت هم موج جمعیت فشار میآورد. نه راه پیش بود و نه راه پس. پشت نردهها هم چند جوان بسیجی ایستاده که شوکه شده بودند. نمیتوانستند داربست را باز کنند، چون آچار نداشتند/مسئول اصلی اعلام آمار میگوید: قربانیان حدود ۶۰ نفر بودند؛ ۶۲-۶۳ نفر بودند/حدود ۵۰ کودک هم در اولین دقایق به دو آمبولانس منتقل شدند، اگر این کار نمیشد، شاید الان تلفات ۵۰ نفر بیشتر بود/از فرمانداری مدارک خواستند و برایشان بردیم. گفتند قرار است که هزینهای برای کفنودفن پرداخت شود/بحث مقصر یا مقصران احتمالی چندان جدی مطرح نشد و حتی مسئولانی هم از بیتقصیری اجراکنندگان سخن به میان آوردند».
▪️ترازوهای نظام هم مثل شعارهایش وارونه است. به انتخابات که میرسد فقط «انتخابات پرشور» برایش مهم است نه «انتخابات آزاد». به جمعیت که میرسد فقط «باشکوه» بودنش مهم است نه «امنیت»اش.
بار اولشان هم نیست؛ ۱۹سال پیش در اول اردیبهشت ۷۹ نیز «دهها هزارنفر» را در مصلای تهران جمع کردند تا خامنهای دستور «توقیف فلهای مطبوعات» را اعلام کند و چون نگران پیامدهای تعطیلی دهها رسانه در یک شب بودند برای حمایت از این دستور، نیاز به «جمعیت باشکوه» داشتند. چنان با عجله «مردم» را از پایگاهها و مدارس سراسر کشور به تهران آوردند که حواسشان به ظرفیت صحن سخنرانی در مصلای تهران نبود. تعدادی از شرکتکنندگان از جمله برخی دانشآموزان زیر دست و پا کشته شدند و تلویزیون آنها را «شهدای دیدار با ولایت» نامید و حتی با «خانوادههای شهدا» مصاحبه کرد!
▪️پس عجیب نیست که مسئول رسمی اعلام آمار قربانیان تشییع در کرمان میگوید «حدود ۶۰ نفر بودند؛ ۶۲-۶۳ نفر بودند». اگر جان آدم ارزش داشت مسئول رسمی، عدد دقیق میداد و قربانیان را فلّهای حساب نمیکرد. اگر جان آدم ارزش داشت در طول دو ماه بعد از فاجعه آبان، حداقل یک نفر، مسئولانه درباره تعداد قربانیان آمار میداد. این یعنی ما هنوز در الفبای اعلام آمار ماندهایم چه رسد به محاکمه مجرمان! مشکل در نداشتن «آچار» برای بازکردن داربستهای کرمان نیست، مشکل در نداشتن وجدان است.
✍محمد جواد اکبرین
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
▪️گزارش امروز روزنامه شرق از فاجعه کرمان از همه نظر هولناک است. در بخشهایی از این گزارش میخوانیم:
«نردههایی که برای بازرسی ایجاد شده بودند، حالا سدی در مقابل موج جمعیت شد؛ چند نفر پشت میلهها در یک حالت ۹۰ درجه پرس شدند. یعنی از کمر روی میلهها خم شده بودند از پشت هم موج جمعیت فشار میآورد. نه راه پیش بود و نه راه پس. پشت نردهها هم چند جوان بسیجی ایستاده که شوکه شده بودند. نمیتوانستند داربست را باز کنند، چون آچار نداشتند/مسئول اصلی اعلام آمار میگوید: قربانیان حدود ۶۰ نفر بودند؛ ۶۲-۶۳ نفر بودند/حدود ۵۰ کودک هم در اولین دقایق به دو آمبولانس منتقل شدند، اگر این کار نمیشد، شاید الان تلفات ۵۰ نفر بیشتر بود/از فرمانداری مدارک خواستند و برایشان بردیم. گفتند قرار است که هزینهای برای کفنودفن پرداخت شود/بحث مقصر یا مقصران احتمالی چندان جدی مطرح نشد و حتی مسئولانی هم از بیتقصیری اجراکنندگان سخن به میان آوردند».
▪️ترازوهای نظام هم مثل شعارهایش وارونه است. به انتخابات که میرسد فقط «انتخابات پرشور» برایش مهم است نه «انتخابات آزاد». به جمعیت که میرسد فقط «باشکوه» بودنش مهم است نه «امنیت»اش.
بار اولشان هم نیست؛ ۱۹سال پیش در اول اردیبهشت ۷۹ نیز «دهها هزارنفر» را در مصلای تهران جمع کردند تا خامنهای دستور «توقیف فلهای مطبوعات» را اعلام کند و چون نگران پیامدهای تعطیلی دهها رسانه در یک شب بودند برای حمایت از این دستور، نیاز به «جمعیت باشکوه» داشتند. چنان با عجله «مردم» را از پایگاهها و مدارس سراسر کشور به تهران آوردند که حواسشان به ظرفیت صحن سخنرانی در مصلای تهران نبود. تعدادی از شرکتکنندگان از جمله برخی دانشآموزان زیر دست و پا کشته شدند و تلویزیون آنها را «شهدای دیدار با ولایت» نامید و حتی با «خانوادههای شهدا» مصاحبه کرد!
▪️پس عجیب نیست که مسئول رسمی اعلام آمار قربانیان تشییع در کرمان میگوید «حدود ۶۰ نفر بودند؛ ۶۲-۶۳ نفر بودند». اگر جان آدم ارزش داشت مسئول رسمی، عدد دقیق میداد و قربانیان را فلّهای حساب نمیکرد. اگر جان آدم ارزش داشت در طول دو ماه بعد از فاجعه آبان، حداقل یک نفر، مسئولانه درباره تعداد قربانیان آمار میداد. این یعنی ما هنوز در الفبای اعلام آمار ماندهایم چه رسد به محاکمه مجرمان! مشکل در نداشتن «آچار» برای بازکردن داربستهای کرمان نیست، مشکل در نداشتن وجدان است.
✍محمد جواد اکبرین
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Telegram
attach 📎
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
نظامهای توتالیتر ، تا پیش از فروپاشی غالبا دو دوره اصلی را طی میکنند.
دوره نخست این نظامها، دوران "ریاکاری" است. در این دوره، فساد در زیر پرده ای از رفتارهای ریاکارانه سران نظام، مشغول تجمیع قدرت و ثروت و تحمیق ملت است. مناسبات مردم و قدرت سیاسی در این دوران، تابعی از خوداگاهی مردم از ماهیت ریاکارانه نظام حاکم در این دوران است. آنها که پی به ماهیت ریاکارانه نظام میبرند، می کوشند همان مناسبات را در پیش گیرند و ریاکاری نیز به مثابه مهمترین ابزار پیشرفت و ارتقاء در نهادِ تک تک شهروندان این جامعه ریاپرور جا میگیرد. هرکس ریاکارتر، موفق تر و مقرب تر خواهد بود.
اما پس از تجمیع قدرت و تحمیق کامل ملت، دوران "وقاحت" شروع میشود. هر قدرت و ثروت انباشته شده ای نیاز به تظاهر وخودنمایی دارد. دوران وقاحت نظامهای توتالیتر، دقیقا آپ دورانی است که آن قدرت و ثروت انباشته شده، به شکل لخت و عریان، خودنمایی میکند. نظام فاسد در این دوران، دیگر نیازی به ریاکاری ندارد. انچه هست را بطور آشکار عیان میسازد. چراکه هم قدرت کافی برای سرکوب دارد و هم ثروت کافی برای عیاشی. عیاشی نظام در دوران وقاحت، هیچ حد و مرزی نمیشناسد. اگر در دوران ریاکاری، این عیاشی در شکل و شمایلی از معنویت و امرقدسی ظاهر میشد، در دوران وقاحت، از لندن تا مسکو، و از ژوهانسبورگ تا تورنتو، و از پکن تا کربلا، میتواند پهنهٔ ظهور و بروز این عیاشی باشد.
مناسبات مردم با قدرت سیاسی نیز در دوران وقاحت، تغییر میکند. آن مردمی که هنوز در دامن این نظام ارتزاق میکنند، رو به وقاحت می اورند. اگر نظام وقیح در دوران وقاحت، برغم فقر گسترده و بحران اقتصادی مردمانش، مانور قدرت در کشورهای دیگر راه می اندازد، مردم وقیحش نیز با همان وقاحت در سواحل آنتالیا با گرفتن عکس سلفی و ارسال آن به دیگران در فضای مجازی، مینویسند: «در جوار ساحل آنتالیا، دعاگویتان هستیم» و تجریه معنوی و قدسی خود در پیاده روی در سواحل آنتالیا را با وقاحت تمام، به رخ کسی میکشد که در خیابانهای شهر برای معالجه فرزند بیمارش، کلیه اش را به حراجگذاشته است!
اما این وقاحت امرقدسی، به زودی بدل به وقاحتی دیگر خواهد شد که میتوان انرا طغیان گرسنگان علیه امرقدسی وقیح نامید.
✍دکتر اکبر جباری
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
نظامهای توتالیتر ، تا پیش از فروپاشی غالبا دو دوره اصلی را طی میکنند.
دوره نخست این نظامها، دوران "ریاکاری" است. در این دوره، فساد در زیر پرده ای از رفتارهای ریاکارانه سران نظام، مشغول تجمیع قدرت و ثروت و تحمیق ملت است. مناسبات مردم و قدرت سیاسی در این دوران، تابعی از خوداگاهی مردم از ماهیت ریاکارانه نظام حاکم در این دوران است. آنها که پی به ماهیت ریاکارانه نظام میبرند، می کوشند همان مناسبات را در پیش گیرند و ریاکاری نیز به مثابه مهمترین ابزار پیشرفت و ارتقاء در نهادِ تک تک شهروندان این جامعه ریاپرور جا میگیرد. هرکس ریاکارتر، موفق تر و مقرب تر خواهد بود.
اما پس از تجمیع قدرت و تحمیق کامل ملت، دوران "وقاحت" شروع میشود. هر قدرت و ثروت انباشته شده ای نیاز به تظاهر وخودنمایی دارد. دوران وقاحت نظامهای توتالیتر، دقیقا آپ دورانی است که آن قدرت و ثروت انباشته شده، به شکل لخت و عریان، خودنمایی میکند. نظام فاسد در این دوران، دیگر نیازی به ریاکاری ندارد. انچه هست را بطور آشکار عیان میسازد. چراکه هم قدرت کافی برای سرکوب دارد و هم ثروت کافی برای عیاشی. عیاشی نظام در دوران وقاحت، هیچ حد و مرزی نمیشناسد. اگر در دوران ریاکاری، این عیاشی در شکل و شمایلی از معنویت و امرقدسی ظاهر میشد، در دوران وقاحت، از لندن تا مسکو، و از ژوهانسبورگ تا تورنتو، و از پکن تا کربلا، میتواند پهنهٔ ظهور و بروز این عیاشی باشد.
مناسبات مردم با قدرت سیاسی نیز در دوران وقاحت، تغییر میکند. آن مردمی که هنوز در دامن این نظام ارتزاق میکنند، رو به وقاحت می اورند. اگر نظام وقیح در دوران وقاحت، برغم فقر گسترده و بحران اقتصادی مردمانش، مانور قدرت در کشورهای دیگر راه می اندازد، مردم وقیحش نیز با همان وقاحت در سواحل آنتالیا با گرفتن عکس سلفی و ارسال آن به دیگران در فضای مجازی، مینویسند: «در جوار ساحل آنتالیا، دعاگویتان هستیم» و تجریه معنوی و قدسی خود در پیاده روی در سواحل آنتالیا را با وقاحت تمام، به رخ کسی میکشد که در خیابانهای شهر برای معالجه فرزند بیمارش، کلیه اش را به حراجگذاشته است!
اما این وقاحت امرقدسی، به زودی بدل به وقاحتی دیگر خواهد شد که میتوان انرا طغیان گرسنگان علیه امرقدسی وقیح نامید.
✍دکتر اکبر جباری
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سخنرانی تکان دهنده و شنیدنی دختری که در ۱۴ سالگی از کره شمالی گریخت و قطعا شنیدن این افشاگری ها نفس شما را در سینه حبس می کند!
این دختر هم اکنون در آمریکا به سر می برد و با بیان خاطرات فرار خود از کره شمالی و چگونه زندگی کردن در آن کشور، اشک از چشمان تمام آمریکایی های حاضر جاری کرد!
کره شمالی انگار یک سیاره دیگر است، در آنجا عشق فقط یک مفهوم دارد و آن هم دوست داشتن رهبر کیم است! مردم کره شمالی باور دارند که رهبرشان خدای مطلق قادر است که حتی می تواند افکار ملت را بخواند! ما در کره شمالی حتی از فکر کردن هم می ترسیدیم! تا انتها ببینید!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
این دختر هم اکنون در آمریکا به سر می برد و با بیان خاطرات فرار خود از کره شمالی و چگونه زندگی کردن در آن کشور، اشک از چشمان تمام آمریکایی های حاضر جاری کرد!
کره شمالی انگار یک سیاره دیگر است، در آنجا عشق فقط یک مفهوم دارد و آن هم دوست داشتن رهبر کیم است! مردم کره شمالی باور دارند که رهبرشان خدای مطلق قادر است که حتی می تواند افکار ملت را بخواند! ما در کره شمالی حتی از فکر کردن هم می ترسیدیم! تا انتها ببینید!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
از آن پس نمیـــــرم که مـن زندهام
که تخـم سخـــن مــــن پراگـندهام
هر آنکس که دارد هش و رای و دین
پـس از مـــــرگ بر مـن کند آفرین
#زاد_روز_ابوالقاسم_فردوسی_گرامی_باد
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
که تخـم سخـــن مــــن پراگـندهام
هر آنکس که دارد هش و رای و دین
پـس از مـــــرگ بر مـن کند آفرین
#زاد_روز_ابوالقاسم_فردوسی_گرامی_باد
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
رودابه وزال
همایون شجریان
"رودابه و زال"
کنسرت سیمرغ
با صدای #همایون_شجریان
آهنگساز: #حمید_متبسم
اثرماندگار #فردوسی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کنسرت سیمرغ
با صدای #همایون_شجریان
آهنگساز: #حمید_متبسم
اثرماندگار #فردوسی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
حاکمان ما هرگز نه به مجلس اعتقادی داشتهاند نه به حقوق بشر نه به انتخابات و نه حتی به تفکیک قوا. چنانکه مصباح یزدی یکبار گفته بود همۀ این اساس بنا بر مصلحت و برای بستن دهان مردم در قانون اساسی آمده. اینان هنوز که هنوز است میخواهند با مردم رابطۀ مفتی و مقلّد داشته باشند و انتظار دارند فتوای آنان قانون شمارده شود و مردم بدان گردن نهند ....
اینان همچون داعشیان از اعماق تاریک تاریخ به دنیای مدرن امروز پرتاب شدند و گمان میکنند با فقه عبوس و دیانت ناسنجیدۀ خویش از عهدۀ گشودن تمام گرههای جامعۀ مدرن بر میآیند و اینک هم که طشت ناتوانیشان از بام تاریخ افتاده میکوشند با جمع کردن قمه کشان و اوباشان به دور خود آبروی نداشته را به ظاهر حفظ کنند. لکن اگر سفینۀ نجاتی هست که به ساحل سعادت برسد قطعا ناخدایش این بیخدایان نیستند و به این محتسبان خشونت پرور هیچ امید و اعتمادی نیست.
پهلوی اگر مملکت را آباد نکرد ویرانش هم نکرد اما این آقایان با سخن و رفتارشان نه فقط مملکت، حتی همان دینی که خودشان آورندهٔ آن بودند نیز از بین بردند و برای مردم دینی باقی نگذاشتند ...
#عبدالکریم_سروش
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
حاکمان ما هرگز نه به مجلس اعتقادی داشتهاند نه به حقوق بشر نه به انتخابات و نه حتی به تفکیک قوا. چنانکه مصباح یزدی یکبار گفته بود همۀ این اساس بنا بر مصلحت و برای بستن دهان مردم در قانون اساسی آمده. اینان هنوز که هنوز است میخواهند با مردم رابطۀ مفتی و مقلّد داشته باشند و انتظار دارند فتوای آنان قانون شمارده شود و مردم بدان گردن نهند ....
اینان همچون داعشیان از اعماق تاریک تاریخ به دنیای مدرن امروز پرتاب شدند و گمان میکنند با فقه عبوس و دیانت ناسنجیدۀ خویش از عهدۀ گشودن تمام گرههای جامعۀ مدرن بر میآیند و اینک هم که طشت ناتوانیشان از بام تاریخ افتاده میکوشند با جمع کردن قمه کشان و اوباشان به دور خود آبروی نداشته را به ظاهر حفظ کنند. لکن اگر سفینۀ نجاتی هست که به ساحل سعادت برسد قطعا ناخدایش این بیخدایان نیستند و به این محتسبان خشونت پرور هیچ امید و اعتمادی نیست.
پهلوی اگر مملکت را آباد نکرد ویرانش هم نکرد اما این آقایان با سخن و رفتارشان نه فقط مملکت، حتی همان دینی که خودشان آورندهٔ آن بودند نیز از بین بردند و برای مردم دینی باقی نگذاشتند ...
#عبدالکریم_سروش
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مبصر چهار ساله، به یاد مرحوم #حسین_محب_اهری که خالق بهترین خاطرات برای دهه شصتیها بود🌹
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینجا انجمن تاجیکستان است و
آن فرهیخته هم که در برابر رهبر ارجمند تاجیکستان سخنرانی میکند و "با سربلندی و بالندگی از #کوروش و #ایران و #فردوسی سخن میگوید و باورهای #ایرانشهری را برای همگان و بلندپایگانِ تاجیکستان بازگو میکند" یکی از نمایندگان انجمن
میهنی تاجیکستان است.
فرزندان ایران:!!!
تاجیکستان بیشتر از ما ارج به بزرگان، زبان و فرهنگ مادری خود میگذارند.!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
آن فرهیخته هم که در برابر رهبر ارجمند تاجیکستان سخنرانی میکند و "با سربلندی و بالندگی از #کوروش و #ایران و #فردوسی سخن میگوید و باورهای #ایرانشهری را برای همگان و بلندپایگانِ تاجیکستان بازگو میکند" یکی از نمایندگان انجمن
میهنی تاجیکستان است.
فرزندان ایران:!!!
تاجیکستان بیشتر از ما ارج به بزرگان، زبان و فرهنگ مادری خود میگذارند.!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️