پرواز فکر و اندیشه
1.18K subscribers
4.14K photos
2.04K videos
84 files
964 links
‏جاویدشاه فقط یه شعار نیست…

عهد ما با ایران و هزاران سال پادشاهی‌ست…
Download Telegram
چرا روز زن" مادر" ایرانی، از نظر فمینیستی پذیرفته شده نیست؟
آیا این مخالفت بدلیل مخالفت فمینیسم با نقش مادری زنان است؟

شاید در نگاه عده زیادی پذیرش "8 مارس" بعنوان روز زن، از طرف فمینیست ها به نوعی تقلید از غرب و المان های خارجی باشد، اما بیایید بررسی کنیم آنچه که به عنوانِ روز زن یا روز مادر در کشور ما نام‌گذاری شده، چه تفاوتی با 8 مارس دارد؟
روز زن در تقویم ایرانی روزی ست مختص زنان "متاهل" هر زن ایرانی که تن به ازدواج داده باشد، در این روز شایسته بزرگداشت است؛ زنان فداکاری که هویت شان در زيرمجموعه اعضای خانواده گم شده و بار اصلی مشکلات خانواده بر دوش انان است بدون اینکه دم برآوردند و شکایتی داشته باشند می سوزند و می سازند و خانه داری و همسرداری و مادری و فرزندپروری تنها مدال افتخار این زنان است، مدالی که وابسته به حضور دیگری ست و زن صرفا با پیوند با مردی به این مرتبه خواهد رسید. و تا حد زیادی قبح کودک همسری و کودک مادری را نیز با قداست بخشیدن به همسری و مادری از بین می‌برد.
مردان برای همسران و مادرانشان در این روز هدایایی تهیه می کنند، بدون اینکه هیچ برنامه مدون یا سیاستگذاری در این روز برای بهبود زندگی و حل مشکلات این قشر از زنان تدبیر شده باشد، مردانی که گمان میکنند صرفا با خرید یک دسته گل و نهایتاً خرید طلا و جواهرات میتوانند کاملا از عهده این تبریک و تکریم برآیند! همان ها که بلافاصله، فردای روز زن، فحش خواهر و مادر نثار هم میکنند یا جوک های جنسیتی تعریف میکنند به رانندگی زنان میخندند و یا زن بودن را بزرگترین دون شأنی میدانند و حتی از تشییه همدیگر به زنان بعنوان توهین استفاده می کنند!
در این روز منتسب به زنان، زنان مجرد، طلاق گرفته بیوه بدون فرزند هیچ جایگاهی ندارند، و صرفا زنان ناقصی هستند که پازل زندگی شان تکمیل نشده گویی چنین سیستمی اصلا انها را زن نمی بیند و زن صرفا خلاصه شده در مونث مزدوج که بالاترین مرتبه آن زنی ست که کارکرد باروری داشته و در خدمت سیاست‌های افزایش جمعیت بوده است و لاغیر.
از خلال همین دیدگاه ها به زن، زنان نازا، زنانی هستند پراز حسرت و معیوب و ناقص که زنانگی شان با مادرانگی پیوند نخورده و زن مجرد، طلاق گرفته و بیوه هرکدام به نوعی بی هویت و بی ارزش میشوند و به درجات پایین مقام شامخ زن بودگی (که همان زن متأهل مادر است) سقوط می کند چراکه در حال حاضر یا در خدمت یک مرد نیست یا خاصیت زایایی برای وی نداشته اند و بطور خلاصه " در خدمت ایدئولوژی مردسالاری نیست".
این رویکرد ها کاملا در جهت تفکیک وچندگانه سازی نوع زن است که کلیشه های تفرقه برانداز را بین زنان رقم می زند و به نسبت کارایی انها برای مردان و سیستم مردسالاری ارزش گذاری کرده و ارج مینهد و پاداش می‌دهد و یا حتی با نادیده انگاری اش مجازات میکند!
روز زن در تقویم ایرانی یادآوری لزوم ازدواج و مادر شدن و وقف کردن خود برای دیگران است و به میزانی که زن از خودگذشتگی و خودفراموشی اش نسبت به هویت مستقلش بیشتر باشد و در خدمت دیگران بیشتر غرق شده باشد عزیزتر است و روز دختر روزی ست در جهت تقدیس و بزرگداشت بکارت زنان. در حالی که روز جهانی دختر ( 11 اکتبر) در پشتیبانی از فرصت‌های بیشتر برای زنان زیر 18 سال و بالا بردن آگاهی در مورد نابرابری جنسیتی که دختران در سطح جهان به دلیل جنسیتشان مواجه‌اند، برگزار میشود.
روز 8 مارس روزی ست برای تمامی زنان، روزی که در آن خط کشی های کلیشه ای بین زنان اعم از بررسی وضعیت تأهل و تجرد و زایمان و نقش های همسری و مادری ندارد و این موارد در حیطه اختیارات شخصی زنان است، و آنچه که مهم است هویت خود زنان است که ارزشمند است نه میزان خدمتشان به ایدئولوژی مردسالاری.
در این روز از مشکلات جنسیتی زنان گفته میشود، از کلیشه‌های جنسیتی، خشونت علیه زنان، نابرابری جنسیتی، و از رفع و حل معضلات قوانین ضدزن و ناقض حقوق زنان و تمهیدات اجتماعی و آموزشی و بهداشتی لازم برای زندگی بهتر زنان گفته میشود؛ درست برعکس انچه که در جامعه ما رواج دارد‌؛
دستان پینه بسته زنی در هاله ای از نور که قداست مادرانه را یادآور می‌شود نماد و الگوی زن بودن است که به این زن نمی‌توان هیچ انتقادی داشت چراکه تقدس مادری چنان چشمها را کور میکند که کلیشه" مادر اشتباه نمی کند" را به گونه ای دیگر به شکل آسیبی دیگر بر سر جامعه خراب میکند.
بنابراین مخالفت و اعتراض فمینیست ها به روز زن ( مادر) ایرانی در مخالفت با نقش مادری نیست، بلکه در مخالفت با تقویت و تشدید کلیشه هایی ست که نه تنها در جهت بهبود وضعیت زندگی زنان نیست بلکه حتی مشکلات آنها را با اعطای مرتبه آسمانی و فرازمینی و اسطوره‌ای به مادران، پنهان می کند.
#روز_زن
#مادری
نوشته ی #پرستو_فرخی .
@flith
#بریده_کتاب

چقده آدم زیر این خاکا خوابیده!
بُوایِ بوای بوام و ننیه ننیه ننیه ننم همشون زیر این خاکند.
یه زندگی اینجوری، چرا باید مثل گرگ و کفتار به جون هم بیفتیم؟ چرا آخه اینا بایس پولای من را بخورن؟
مگه خیال می‌کُنن که جای دیگه هم غیر از اینجا هس که بخوابن؟


📕 #تنگسیر
✍ #صادق_چوبک

@flith
سقوط ممتد

آرمان امیری ✍
یکی از دستاوردهایی که اصلاح‌طلبان برای موثر نشان دادن کارنامه خود بدان اشاره می‌کنند، تغییر در فضای اجتماعی و تنوع در شیوه پوشش و سبک زندگی شهروندان است. در واقع، تحول از فضای بسته اجتماعی دهه‌های ۶۰و۷۰ به فضای نسبتا بازتر دهه‌های ۸۰و۹۰ را دستاورد سیاسی جریان خود می‌دانند؛ من اما در این مورد میان دو مساله تفکیک قائل می‌شوم: یکی «وضعیت حقیقی» جامعه و دیگری «وضعیت حقوقی حکومت».

در پس تغییر گفتمان کلانی که همراه با انقلاب ۵۷ از راه رسید، بخش بزرگی از جامعه ایرانی خیلی زود خودش را با گفتمان حکومت اسلامی حاکم همراه کرد. بدین ترتیب، بسیاری از سخت‌گیری‌های حکومتی در دهه‌های ۶۰و ۷۰، هرچند برای بخش‌هایی از مردم آزاردهنده بود، اما در عین حال با حمایت ضمنی و گاه آشکار بخش‌های بزرگی از جامعه همراه بود.

این مساله به ویژه در مورد وضعیت زنان چشم‌گیر و قابل شناسایی است. تابوی رابطه جنسی دختران، درست به مانند تابوی آرایش و اصلاح آنان پیش از ازدواج، فقط تحمیل‌های حکومتی نبودند. در بخش‌های بزرگی از جامعه، خود خانواده‌ها نقش بازوهای کنترل‌گر اجتماعی را بر عهده داشتند. نقشی که با تغییرات اجتماعی دهه‌های اخیر به شدت تغییر کرد و تعدیل شد؛ اما در برابر این تحولات در ساختار حقیقی جامعه، شواهد آشکاری وجود دارد که هیچ تحول مثبتی در ساختار حقوقی و سیاسی کشور رخ نداده است.

مورد اخیر ممنوعیت فیلم «قاتل و وحشی» به دلیل گریم خاص «لیلا حاتمی» یک اتفاق خارق‌العاده نیست، هرچند که می‌دانیم در سال‌های گذشته بارها فیلم‌هایی به همین ترتیب ساخته و پخش شده بودند. (نمونه‌اش فیلم «سرب» مسعود کیمیایی) واقعیت این است که بسیاری از آثار سینمایی و حتی تلویزیونی دهه‌های ۶۰ و ۷۰ امروز غیرقابل اکران هستند. سریال‌های «سربه‌داران» یا «سلطان و شبان» از معروف‌ترین نمونه‌هایی هستند که بدون ممیزی جدید امکان پخش ندارند، اما دایره این تنگ‌نظری‌ها حتی تا تصویر انیمیشنی گاو مادر در تبلیغات بستنی میهن هم کشیده شده است.

صرف نظر از مصادیق خاص، تنها در صورتی می‌توان مدعی تغییر در ساختار حقوقی کشور شد که حداقل یک قانون یا یک بخش‌نامه ساده را بتوان استناد کرد که در راستای دفاع از حقوق و گسترش آزادی‌های شهروندی تغییر کرده باشد. مساله‌ای که قطعا نه تنها پیدا نمی‌شود، بلکه به صورت متقابل می‌توان نشان داد که در تمام طول ۴۰ سال گذشته، هرگاه نهادهای حکومتی (از مجلس گرفته تا دولت یا حتی شورای عالی انقلاب فرهنگی) قانون و یا بخش‌نامه‌ای در مورد حقوق شهروندی و به ویژه آزادی‌های مربوط به زنان تصویب کرده‌اند، یکسره در راستای محدودسازی و افزایش سانسور و خفقان بوده است.

در عرصه‌های دیگر نیز دقیقا همین وضعیت قابل مشاهده است. افزایش دست‌رسی شهروندان به اطلاعات، مربوط به بازتر شدن فضای رسانه‌ای کشور نیست. اتفاقا ما در اوج خفقان رسانه‌ای و گورستان مطبوعاتی به سر می‌بریم. اینکه جایی آن سوی مرزها اینترنتی اختراع شده که با هزار فیلتر هم نمی‌شود ریشه‌اش را خشکاند را نمی‌توان به پای دستاوردهای داخلی گذاشت؛ بلکه باید گفت: جامعه ایرانی، طی دهه‌های گذشته هر روز «غیر رسمی‌تر» شده است!

حال می‌توان پرسید که آیا این مقاومت شهروندی و این تمرّد عمومی که به زیست غیررسمی اما متداول جامعه ایرانی بدل شده، امکان تغییر در قوانین حقوقی و نهادینه شدن به صورت یک زیست رسمی را دارد؟ به باورم معنای یک «اصلاحات واقعی» دقیقا می‌توانست همین رسمیت بخشی به زیست غیررسمی شهروندان باشد؛ اما به هزار و یک دلیل این اتفاقی نبود که ما شاهدش باشیم؛ من اینجا فقط دو تلنگر کوچک می‌زنم:

نخست اینکه، نیروهای جریان اصلاحات، هرگز نمایندگان این زیست غیررسمی نبودند. از نظر خاستگاه و باورهای مذهبی بیشتر به هسته قدرت شباهت داشتند و در نتیجه به جای آنکه برای رسمی‌ شدن مقاومت روزمره مردم با حکومت چانه‌زنی کنند، به صورت مداوم سعی می‌‌کردند که با قربانی کردن مردم، برادری و نزدیکی خود را به حکومت ثابت کنند! به همین علت است که فیلم «قاتل و وحشی» هم از جانب وزارت فرهنگ دولتی ممنوع شده که اتفاقا با رای و حمایت همین گروه‌های اجتماعی به قدرت رسیده است.

تلنگر دوم را باید به جامعه هنری (و به ویژه سلبریتی‌های سینما) زد. این گروه هم در برخورد با حاکمیت سانسور، وارد نوعی بازی «باج‌گیرانه» شدند. یک جور توافق ضمنی که بر اساس آن حکومت در زیست این قشر نازک «سلبریتی» چندان ورود نکند و فضایی آکواریومی در اختیارشان قرار دهد؛ در مقابل آن‌ها هم تلاش نکنند که برای رسمیت یافتن این سبک زندگی به نمایندگان سیاسی جامعه بدل شوند. یک جور زیست انگلی و رانت غیرمستقیم که بر یک «سقوط ممتد» سرپوش بگذارد و توهمی از آزادی‌های نیم‌بند را شبیه‌سازی کند.

@flith
☘☘☘
ماه‌ها و شاید هم سال‌ها عمر خود را پای مردتان گذاشته‌اید، نسبت به او وفادار و متعهد بوده‌اید، همیشه حامی او بوده‌اید، تمام توجه و زندگی‌تان را وقف او کرده‌اید و هنوز هم نمی‌دانید چرا او نمی‌تواند به شما متعهد باشد. اما چرا باید متعهد باشد وقتی همه‌چیز را برایش مهیا ساخته‌اید؟ او با این شرایط احساس راحتی می‌کند، چون می‌داند حتی اگر نسبت به شما متعهد نباشد، باز هم با تمام وجود به او اهمیت می‌دهید. برای این‌که با احساسات‌تان بازی کرده است، آماده‌اید او را سرزنش کنید، اما در حقیقت باید خود را سرزنش کنید، زیرا هر کاری را که انجام داده است، پذیرفته‌اید. این خودتان هستید که در این رابطه مانده‌اید، هیچ‌کس شما را مجبور نکرده است. گاهی اوقات سریع آماده‌ایم که مردان را سرزنش کنیم، فقط برای این‌که نمی‌خواهیم بپذیریم اشتباه دقیقاً از خود ما بوده است. چراکه خودمان قبول کرده‌ایم این‌گونه با ما رفتار کنند...
.
#اشتباهات_یک_زن
#ام_سوسا
#ترجمه #نجمه_سالاری
#نشر_مجید

کتابي که پيش رو داريد، اثري از نويسنده‌ي کتاب «دوراهي» است. او با قلم تأثيربرانگيز خود، افکار و تجربه‌هاي خويش را در اولين کتابش به نام «اشتباهات يک زن» با ديگران به اشتراک گذاشته است تا شايد زن‌ها ارزش ازدست‌رفته‌ي خويش را دوباره بازيابند.
اين کتاب اين قدرت را به شما مي‌دهد تا بتوانيد کنترل بيش‌تري بر عواطف و احساسات خود داشته باشيد و شايد سبب شود خاطرات دردناک‌تان را دوباره به‌ياد آوريد و حتا ممکن است به شما نشان دهد که در ازدواج‌ قبلي کجاي راه را اشتباه رفته‌ايد، اما درس مهم و ارزشمندي به شما مي‌دهد: عشق به خويشتن.

#اشتباهات_یک_زن
#ام_سوسا
#ترجمه_نجمه_سالاری
#نشر_مجید

@flith
دیالوگ فیلم

+ به خاطر مسیح اونارو ببخش
- بخشیدنشون بین خودشون و خداست...
کار من اینه که ترتیب ملاقاتشون با هم رو بدم


Man on Fire (2004)
Tony Scott

@flith
#بریده_کتاب

آیا خدا وجود دارد؟

اگر خدا وجود نداشت، برای ما ضروری بود که او را ابداع کنیم.

ولتر

شکستن طلسم

دنیل دنت

برگردان : امیر منیعی

صص ۲۹۷ و ۲۹۸

@flith
#بریده_کتاب

اوه، دروزها مردمان خیلی غمگینی هستند. اولین اصل دین دروز این است که به اغیار در مورد باورهایتان دروغ بگویید__هرگز حقیقت را به یک کافر نگو! بنابراین هرآنچه که یک دروز به شما می گوید از درجه اعتبار ساقط است. در واقع یکسری از ما اینطور فکر می کنند که دروزها کتاب مقدس خودشان را در قدیم داشته اند، ولی آنرا گم کردند، و چون از این موضوع خیلی خجالت زده بودند، مجموعه ای از رفتارهای به ظاهر پر ابهت دینی از خودشان ابداع کردند که مانع از درز این خبر به بیرون بشوند . خواهید دید که زنان اصلا نمیتوانند در مراسمات شرکت کنند به خاطر اینکه این نوع رازها را نمی توانند نزد خود نگه دارند!”

شکستن طلسم

#دنیل_دنت

برگردان : امیر منیعی

ص ۲۹۵
@flith
#بریده_کتاب

خالی از لطف نیست که یادآور شویم کلمه عربی “اسلام ” به معنای “سرسپردگی” است. این نظر که
مسلمانان باید گسترش اسلام را مقدم تر از منافع شخصی خود بدانند ریشه در واژه ی اسلام دارد و البته اسلام در این رهگذر تنها نیست.


شکستن طلسم

#دنیل_دنت

برگردان : امیر منیعی

ص ۲۳۵
@flith
#بریده_کتاب

چه چیزی برای مسیحیان دوآتشه از رفاه و زندگی مهمتر است؟ به شما خواهند گفت: “کلام خدا "

بسط کلام خدا همان هدف غایی است. و اگر برای گسترش کلام خدا از آنها خواسته شود تا فرزند آوری کنند و شاهد افزایش نوادگان خود باشند، آنها نهایت تلاش خود را جهت اطاعت از این دستور بکار خواهند بست.


شکستن طلسم

#دنیل_دنت

برگردان : امیر منیعی

ص ۲۳۵
@flith
عکس زیرخاکی
‏منارجنبان، اصفهان _ ١٣۵٢



@flith
#بریده_کتاب

روی سنگفرش ایستاد. سخت کوشید به زنده بودن بیندیشد؛ که فراموش کند روزی می‌میرد، ولی نمی‌توانست.
به محض آنکه به زنده بودن فکر میکرد، فکر مردن نیز به ذهنش می‌آمد و برعکس؛ زیرا زمانی که غرق فکر مرگ بود، به ارزش زندگی پِی می‌برد.

مرگ و زندگی دوروی یک سکه بودند که دائم در ذهن می‌چرخاند، و هرچه یک روی سکه بزرگتر و روشن‌تر میشد، روی دیگر هم بزرگتر و روشن‌تر جلوه می‌نمود.

فکر کرد، اگر ندانیم که می‌میریم، طعم زنده بودن را نمی‌توانیم بچشیم، و بدون دریافت شگفتی زندگی، تصور مرگ نیز ناممکن است.

📕 دنیای سوفی
✍ #یوسِتین_گُردِر

@flith
#بریده_کتاب

زمان، آدم‌ها را دگرگون می‌کند اما تصویری را که از آن‌ها داریم ثابت نگه می‌دارد.
هیچ‌چیز دردناک‌تر از این تضادِ میانِ دگرگونیِ آدم‌ها و ثبات خاطره‌ها نیست.

✍ #مارسل_پروست
📕درجستجوی زمانِ از دست رفته

@flith
#بریده_کتاب
‍
یه چیزی که خیلی روم تأثیر گذاشت این خانومه بود که بغلم نشسته بود و همه ش گریه می‌کرد. آدم فکر می‌کرد چون آدم مهربونیه داره گریه میکنه ولی از این خبرا نبود. من بغلش نشسته بودم و خوب می دونم. یه بچه همراهش بود که طفلک خیلی خسته شده بود و می‌خواست بره دستشویی ولی خانوم هی بهش می‌گفت آروم بگیره ومواظب رفتارش باشه. اندازه یه گرگ مهربون بود. بعضی‌ها اینطورین واسه یه فیلم چرت وپرت اشک میریزن ولی تو بیشتر موارد حرومزاده های پستن.

#ناطور_دشت
#جی_دی_سلینجر

@flith
#بریده_کتاب

چیزی که نمی‌توانم تحمل کنم آدم‌های توخالی است. وقتی با آن‌ها روبرو می‌شوم نمی‌توانم تحملشان کنم و آخرش حرف‌هایی را می‌زنم که نباید بزنم.
تنگ نظرهای عاری از تخیل، مدارا نکردن، نظریه‌های بریده از واقعیت، اصطلاحات توخالی، آرمان‌های عاریتی، نظام‌های انعطاف ناپذیر، این‌ها چیزهایی هستند که واقعاً باعث ترسم می‌شوند. آنچه راستی راستی ازش می‌ترسم و بیزارم. دلم می‌خواست می‌توانستم به اینجور آدم‌ها بخندم، اما نمی‌توانم!

کافکا در کرانه_ هاروکی موراکامی

@flith
بهتر است برای چیزی كه هستی، مورد نفرت باشی تا اینكه برای چیزی كه نیستی محبوب باشی ...!

✍ #آندره_ژید

@flith
#بریده_کتاب

خدایا
میدانم زمان زیادی است به درگاهت دعا نكرده‌ام. راستش مطمئن نیستم هنوز به حرف‌هایم گوش می‌كنی یا نه...!
اما حال و روزم را می‌بینی. حالتم بحرانی است. به من یا عشقی حقیقی بده تا از این دلزدگی و فشار نجات پیدا كنم یا كاری كن چنان بی‌احساس بشوم كه بی‌عشق زندگی كردن برایم مهم نباشد!

📕 ملت عشق
✍ #الیف_شافاک

@flith
ای چراغ آسمان و رحمت حق بر زمین
ناله من گوش دار و دردِ حالِ من ببین

یا مُـرادِ من بده یا فارغم کن از مُـراد
وعده فردا رها کن، یا چنان کن یا چنین

✍ #مولانا

@flith
☘☘☘
⁣چیزی از عشق های ناب می دونی؟
بدون بوسه و نه هیچ اضافه دیگه ای، خیلی ناب و خالص... به همین خاطر هم هست که خیلی بزرگن!
احساسات بیان نشده هیچ وقت فراموش نمی شن
درست مثل روسیه
ولی نمی دونم چرا ... می دونی ... من خیلی خوب ایتالیایی صحبت نمی کنم
می خوام یک داستان واسه ات تعریف کنم.
یه روز یک مردی دید که یه نفر توی باتلاقی داره غرق می شه، پس نجاتش داد و به همین خاطر جون خودش رو هم به خطر انداخت... وقتی از باتلاق در اومدن، هر دو از نفس افتاده بودن... اون مرده که داشت غرق می شد به کسی که نجاتش داد گفت: احمق دیوانه!
چرا من رو از باتلاق در آوردی من اونجا زندگی می کنم!

#دیالوگ
#نوستالژیا
#آندری_تارکوفسکی

@flith
دیالوگ فیلم

+ چرا مدام دارم می بازم !؟
_چون اشتياق بردن نداری...


Shadows in Paradise
Aki Kaurismäki

@flith