هنگام مواجه شدن با ابلهان، انسان تنها یک راه برای نشان دادن شعور دارد که
همکلام نشدن با آنهاست !
#در_باب_حکمت_زندگی
#آرتور_شوپنهاور
@flith
همکلام نشدن با آنهاست !
#در_باب_حکمت_زندگی
#آرتور_شوپنهاور
@flith
☘☘☘
يک كشور با تمام ساكنين آن بايد در آتش بدبختی و فقر و گرسنگی و تنگنای جا برای زيستن ناله اش به آسمان برود اما در كشور ديگر بقدری زمين و فضای فراخ باشد كه قسمتی از آن را برای سگ ها قصر مجلل بنا كنند، براي سگ ها پاسپان بگذارند و نان و شيرينی را بجای استخوان بخورند در حاليكه در كشور ديگر يا در نقطهای هم مرز آن يک نفر كارگر برای خوابيدن جا نداشته باشد.
آخرين مهلت
ژان پل سارتر
@flith
يک كشور با تمام ساكنين آن بايد در آتش بدبختی و فقر و گرسنگی و تنگنای جا برای زيستن ناله اش به آسمان برود اما در كشور ديگر بقدری زمين و فضای فراخ باشد كه قسمتی از آن را برای سگ ها قصر مجلل بنا كنند، براي سگ ها پاسپان بگذارند و نان و شيرينی را بجای استخوان بخورند در حاليكه در كشور ديگر يا در نقطهای هم مرز آن يک نفر كارگر برای خوابيدن جا نداشته باشد.
آخرين مهلت
ژان پل سارتر
@flith
هردوی ما دیکتاتور را دست انداختهبودیم و قاهقاه خندیدیم.
خندیدن جزو لوازم بقا و ماندگاری است.
#اولیس_از_بغداد
#اریک_امانوئل_اشمیت
ترجمه #پویان_غفاری
@flith
خندیدن جزو لوازم بقا و ماندگاری است.
#اولیس_از_بغداد
#اریک_امانوئل_اشمیت
ترجمه #پویان_غفاری
@flith
✳️ بر طبل شادانه نکوب!
....
....
دیروز در جمع گروه های مختلفی که برایشان درصد مشارکت مهم بود به یک پدیده برخوردم و آن دعای آنان برای رسیدن مشارکت به 50 درصد بود.
دائم حرص و جوش می خوردند که وای اگر زیر پنجاه بشود، چه می شود. مثل دانش آموز تنبلی که برای نمره 10 دخیل می بندد.
برای من این رفتارها بسیار آزار دهنده بود که کار انقلاب ما که با 98 درصد آغاز شد، حالا به جایی رسیده که نذر میکنیم 50 درصد مشارکت داشته باشیم و از اینکه نصف مردم هم همراهی نکنند، ککمان هم نمی گزد.
آن هم 50 درصد با چه کیفیت رأیی؟
حاصل ترساندن ملت از دشمن، و ترساندنشان از بدتر شدن اوضاع و فتوا منتشر کردن و قسم دادن و التماس کردن و خون حاج قاسم را خرج کردن و از امام زمان مایه گذاشتن و دعوت کروبی و سروش و گوگوش و...
نه رایی بر اساس شور عمومی، عشق و عاطفه ای که ناشی از کارآمدی است.
رای نه برای یک رویا، بلکه از ترس یک کابوس.
درصد مشارکتی با آمار رای باطله بی سابقه. که اگر آن را از آمار کم کنیم، مشارکت به زیر 50 هم ممکن است سقوط کند. (آمار نهایی منتشر نشده تا الان که این مطلب را می نویسم)
هرچند من میدانم اگر مشارکت بالای 90 درصد هم بشود ، برداشت حاکمیت، تایید هرچه بیشتر وضع موجود بود و اگر 20 هم می شد، اصلاح و تغییر رویه کلانی در عدالت و آزادی در کار نبود بلکه سبب مسدود شدن همین کمترین منافذ موجود می شد.
و به همین دلیل علارغم اینکه شخصا شرکت کردم، اما به کسی رای ندادم و ترجیح دادم در این شور تصنعی و خالی از معرفت که حداقل های تقویت جمهوریت را هم دنبال نمی کند، و باعث رشد عمومی جامعه نمی شود هم ندمم. و واگذار کردم به تصمیم و نظر شخص کسی که از من پرسش می کرد.
حالا انتخابات هم تمام شد در حالی که نظام جمهوری اسلامی تمام تخم مرغ هایش را در سبد سید ابراهیم رئیسی قرار داده است و ما به سوی یکدست ترین ترکیب قدرت ممکن رفته ایم.
و البته من، شخصا، از این روند از جهتی ناراحت نیستم، چرا که دیگر نمی توانند ناکارآمدی ها، تبعیض و ستم ها را بر گردن غرب گرایان و لیبرال ها و ضدولایت ها و... بیفکنند.
تمام سه قوا، نهادهای انتخابی و انتصابی و... در دست یک جناح و یک تفکر است که چشم مردم به آنها دوخته شده.
اما این انتخابات یک اتفاق مهم را هم در بر داشته و آن خلاف آنان که ادعا می کنند، تحریم انتخابات شکست خورد
فراگیری عمومی و موفقیت نسبی گفتمان تحریم انتخابات بود که بنظرم در انتخابات های آتی، در صورت ادامه روند فعلی، بسیار قدرتمندتر از اینی که ظاهر شد، بر عرصه سیاسی کشور سایه خواهد افکند.
#سلمان_کدیور
@flith
....
....
دیروز در جمع گروه های مختلفی که برایشان درصد مشارکت مهم بود به یک پدیده برخوردم و آن دعای آنان برای رسیدن مشارکت به 50 درصد بود.
دائم حرص و جوش می خوردند که وای اگر زیر پنجاه بشود، چه می شود. مثل دانش آموز تنبلی که برای نمره 10 دخیل می بندد.
برای من این رفتارها بسیار آزار دهنده بود که کار انقلاب ما که با 98 درصد آغاز شد، حالا به جایی رسیده که نذر میکنیم 50 درصد مشارکت داشته باشیم و از اینکه نصف مردم هم همراهی نکنند، ککمان هم نمی گزد.
آن هم 50 درصد با چه کیفیت رأیی؟
حاصل ترساندن ملت از دشمن، و ترساندنشان از بدتر شدن اوضاع و فتوا منتشر کردن و قسم دادن و التماس کردن و خون حاج قاسم را خرج کردن و از امام زمان مایه گذاشتن و دعوت کروبی و سروش و گوگوش و...
نه رایی بر اساس شور عمومی، عشق و عاطفه ای که ناشی از کارآمدی است.
رای نه برای یک رویا، بلکه از ترس یک کابوس.
درصد مشارکتی با آمار رای باطله بی سابقه. که اگر آن را از آمار کم کنیم، مشارکت به زیر 50 هم ممکن است سقوط کند. (آمار نهایی منتشر نشده تا الان که این مطلب را می نویسم)
هرچند من میدانم اگر مشارکت بالای 90 درصد هم بشود ، برداشت حاکمیت، تایید هرچه بیشتر وضع موجود بود و اگر 20 هم می شد، اصلاح و تغییر رویه کلانی در عدالت و آزادی در کار نبود بلکه سبب مسدود شدن همین کمترین منافذ موجود می شد.
و به همین دلیل علارغم اینکه شخصا شرکت کردم، اما به کسی رای ندادم و ترجیح دادم در این شور تصنعی و خالی از معرفت که حداقل های تقویت جمهوریت را هم دنبال نمی کند، و باعث رشد عمومی جامعه نمی شود هم ندمم. و واگذار کردم به تصمیم و نظر شخص کسی که از من پرسش می کرد.
حالا انتخابات هم تمام شد در حالی که نظام جمهوری اسلامی تمام تخم مرغ هایش را در سبد سید ابراهیم رئیسی قرار داده است و ما به سوی یکدست ترین ترکیب قدرت ممکن رفته ایم.
و البته من، شخصا، از این روند از جهتی ناراحت نیستم، چرا که دیگر نمی توانند ناکارآمدی ها، تبعیض و ستم ها را بر گردن غرب گرایان و لیبرال ها و ضدولایت ها و... بیفکنند.
تمام سه قوا، نهادهای انتخابی و انتصابی و... در دست یک جناح و یک تفکر است که چشم مردم به آنها دوخته شده.
اما این انتخابات یک اتفاق مهم را هم در بر داشته و آن خلاف آنان که ادعا می کنند، تحریم انتخابات شکست خورد
فراگیری عمومی و موفقیت نسبی گفتمان تحریم انتخابات بود که بنظرم در انتخابات های آتی، در صورت ادامه روند فعلی، بسیار قدرتمندتر از اینی که ظاهر شد، بر عرصه سیاسی کشور سایه خواهد افکند.
#سلمان_کدیور
@flith
☘☘☘
اصلاحطلبان به شیشههایِ دودیِ خودروهایشان، و به خانههایِ شمالِ شهریشان که نمایی برای دیدنِ باقیِ مردم نداشت، باختند.
اصلاحطلبان به سمعکهای معیوبی که حتی شنوای نقدهای نسل جوانِ خودشان هم نبود، باختند.
اصلاحطلبان به ذوقمرگی از پُرشُدن اتاقهای هشتهزارنفری در کلاب هاوس و غفلت از خواستههای جمعیت هشتاد میلیون نفری باختند.
اصلاحطلبان به مسخرهکردن حریف دل بسته بودند و خود را در آینه نمیدیدند که چه بسیار مسخرهترند.
اصلاحطلبان تعداد صفحهی برنامههای رقیب را دست میانداختند ولی دست خودشان از هر کارنامه و برنامهای خالی بود.
اصلاحطلبان در هر اشکالی که از سوی مقابل میگرفتند، خود شریکِ جُرم بودند.
اصلاحطلبان ثباتِ شخصیت نداشتند، با هر نسیمی حرفشان عوض میشد. هواداران مسخرهی پدرشان که نبودند.
اصلاحطلبان به معجزه معتقد و به نظرسنجیها بیاعتنا بودند.
اصلاحطلبان خبر از کهنه و ضدتبلیغ شدنِ حصر کروبی و خندهی ظریف و قدخمیدهی نبوی و تکرار خاتمی و دعوت کرباسچی نداشتند.
اصلاحطلبان، همّتی را هم بدبخت کردند. با حمایتشان از او همهی نفرتی که مردم از جهانگیری و لاریجانی و روحانی داشتند، بر سرش هوار کردند.
اصلاحطلبان مهندس موسوی را هم ضایع کردند. نشان دادند میرحسین مطلوب برایشان، میرحسین محصور و مظلوم و لال است.
اصلاحطلبان گرچه با دعوت به انتخابات، میزان مشارکت را بالاتر از نصفِ واجدان شرایط برده و در صحنهی جهانی به ساز و کارِ نظارت استصوابی و عملکرد شورای نگهبان، مشروعیت دادند، ولی به اصلاحطلبی خنجر از پشت زدند.
اصلاحطلبان از چشم مردم گزینهی بدتر بودند. چونان طبلِ غازی، بلندآواز و میانتهی.
اصلاحطلبان به آرای باطله هم باختند. بد هم باختند!
حسین دهباشی
@flith
اصلاحطلبان به شیشههایِ دودیِ خودروهایشان، و به خانههایِ شمالِ شهریشان که نمایی برای دیدنِ باقیِ مردم نداشت، باختند.
اصلاحطلبان به سمعکهای معیوبی که حتی شنوای نقدهای نسل جوانِ خودشان هم نبود، باختند.
اصلاحطلبان به ذوقمرگی از پُرشُدن اتاقهای هشتهزارنفری در کلاب هاوس و غفلت از خواستههای جمعیت هشتاد میلیون نفری باختند.
اصلاحطلبان به مسخرهکردن حریف دل بسته بودند و خود را در آینه نمیدیدند که چه بسیار مسخرهترند.
اصلاحطلبان تعداد صفحهی برنامههای رقیب را دست میانداختند ولی دست خودشان از هر کارنامه و برنامهای خالی بود.
اصلاحطلبان در هر اشکالی که از سوی مقابل میگرفتند، خود شریکِ جُرم بودند.
اصلاحطلبان ثباتِ شخصیت نداشتند، با هر نسیمی حرفشان عوض میشد. هواداران مسخرهی پدرشان که نبودند.
اصلاحطلبان به معجزه معتقد و به نظرسنجیها بیاعتنا بودند.
اصلاحطلبان خبر از کهنه و ضدتبلیغ شدنِ حصر کروبی و خندهی ظریف و قدخمیدهی نبوی و تکرار خاتمی و دعوت کرباسچی نداشتند.
اصلاحطلبان، همّتی را هم بدبخت کردند. با حمایتشان از او همهی نفرتی که مردم از جهانگیری و لاریجانی و روحانی داشتند، بر سرش هوار کردند.
اصلاحطلبان مهندس موسوی را هم ضایع کردند. نشان دادند میرحسین مطلوب برایشان، میرحسین محصور و مظلوم و لال است.
اصلاحطلبان گرچه با دعوت به انتخابات، میزان مشارکت را بالاتر از نصفِ واجدان شرایط برده و در صحنهی جهانی به ساز و کارِ نظارت استصوابی و عملکرد شورای نگهبان، مشروعیت دادند، ولی به اصلاحطلبی خنجر از پشت زدند.
اصلاحطلبان از چشم مردم گزینهی بدتر بودند. چونان طبلِ غازی، بلندآواز و میانتهی.
اصلاحطلبان به آرای باطله هم باختند. بد هم باختند!
حسین دهباشی
@flith
☘☘☘
فراموش نخواهیم کرد درد را که تا مغز استخوانهامان رسیده بود، مرگ را که پشت شیشه ایستاده بود و نگاهمان میکرد...
ما فراموش نخواهیم کرد زخمهایی که از خودی خوردیم و سلاحی که با دستانی آشنا هربار یکی از ما را نشانه میگرفت...
ما فراموش نخواهیم کرد که در پیکار با زمین و زمان بودیم برای سادهترین حقوق زیستن، که کسی به فکر ما نبود، که هیچکس به فکر ما نبود...
ما فراموش نخواهیم کرد که این ما بودیم که به خاک و خون کشیده، در خیابانها میافتادیم، که در آسمان بودیم و تکههامان را بعد از سقوط، از زمین بر میداشتند.
ما فراموش نخواهیم کرد ...
نرگس_صرافیان_طوفان
@flith
فراموش نخواهیم کرد درد را که تا مغز استخوانهامان رسیده بود، مرگ را که پشت شیشه ایستاده بود و نگاهمان میکرد...
ما فراموش نخواهیم کرد زخمهایی که از خودی خوردیم و سلاحی که با دستانی آشنا هربار یکی از ما را نشانه میگرفت...
ما فراموش نخواهیم کرد که در پیکار با زمین و زمان بودیم برای سادهترین حقوق زیستن، که کسی به فکر ما نبود، که هیچکس به فکر ما نبود...
ما فراموش نخواهیم کرد که این ما بودیم که به خاک و خون کشیده، در خیابانها میافتادیم، که در آسمان بودیم و تکههامان را بعد از سقوط، از زمین بر میداشتند.
ما فراموش نخواهیم کرد ...
نرگس_صرافیان_طوفان
@flith
☘☘☘
نظام کاملا اسلامی
رحیم قمیشی
بالاخره جناب آقای رئیسی، پست ریاست جمهوری را با درصد بالایی از شرکت کنندگان در انتخابات به دست آورد.
یادم هست در دوره قبل فردی خوشذوق، برای آقای روحانی پیام نوشته بود که؛ "شما آخرین روحانی هستید که به او اعتماد کرده و به او رأی میدهیم، پس مواظب رأیهای ما باش."
و امسال حتما دید، پیش بینیاش چه اشتباه درآمد.
من از اینکه دشمنان انقلاب به نظام ما رژیم ملاها میگویند بسیار بدم میآید، اما خوبست به مقامات در همین ابتدای راه جدید و خطیر یادآوری کنم؛
وفتی رهبر، رئیس جمهور، رئیس قوه قضائیه، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، رئیس شورای نگهبان، رئیس مجلس خبرگان رهبری، وزیر اطلاعات، رئیس اطلاعات سپاه و... همه روحانی هستند، چرا چهار سال دیگر که دخترم و پسرم از من میپرسد "آیا این اسلام است؟" نگویم "بله!"
دختر عزیزم، پسر خوبم، همین اسلام است. همین نظام اسلامی است.
عزیزانم دیگر نه لیبرالها کارهای هستند، نه غربزدهها، نه خائنها، نه منحرفین.
حالا چهار سال اسلام ناب و نظام پاک حاکمیتیاش را و اشراف روحانیون وارسته بر تقدیرات مردم کشور را به تماشا بنشینید... و از زندگی لذت ببرید.
هر کس هم به شما گفت؛ نه! اسلام چیز دیگریست بدانید به شما دروغ گفته.
در این ماهها و سالها، دیگر حتما همیشه خنده بر لبانتان خواهد بود. حتما ارزانی را هم تجربه خواهیم کرد، حتما سیل بازگشت متخصصان به ایران، شغل به اندازه همه ایرانیان، عدالت، رفع تبعیض، در نظر گرفتن خدا در همه امور، پیشرفت، اخلاق و راستگویی، شفافیت، خلاقیت، اهمیت به امور مردم، و همنشینی بزرگان با طبقات پایین جامعه را، همه خواهیم دید.
و خواهیم دید آنچه از صدر اسلام میشنیدیم داستان نبوده، رؤیا نبوده، حکایت نبوده.
اگر امروز با آمدن آیتالله رئیسی و سایر آیتاللههای حاکم، بگویند این نظام اسلامی نیست، دیگر دروغی بیش نیست.
دیگر حقهبازی است، دیگر شیره مالیدن به سر مردم است.
شکوفایی جمهوری اسلامی، حکومت سراسر استقلال، آزادی، حقمداری، مردمداری و توسعه همهجانبه، از امروز آغاز شد.
برای همه دستاندکاران نظام اسلامی، در نمایش موفقیت اسلام در همه زمینهها، آرزوی موفقیت میکنم.
@flith
نظام کاملا اسلامی
رحیم قمیشی
بالاخره جناب آقای رئیسی، پست ریاست جمهوری را با درصد بالایی از شرکت کنندگان در انتخابات به دست آورد.
یادم هست در دوره قبل فردی خوشذوق، برای آقای روحانی پیام نوشته بود که؛ "شما آخرین روحانی هستید که به او اعتماد کرده و به او رأی میدهیم، پس مواظب رأیهای ما باش."
و امسال حتما دید، پیش بینیاش چه اشتباه درآمد.
من از اینکه دشمنان انقلاب به نظام ما رژیم ملاها میگویند بسیار بدم میآید، اما خوبست به مقامات در همین ابتدای راه جدید و خطیر یادآوری کنم؛
وفتی رهبر، رئیس جمهور، رئیس قوه قضائیه، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، رئیس شورای نگهبان، رئیس مجلس خبرگان رهبری، وزیر اطلاعات، رئیس اطلاعات سپاه و... همه روحانی هستند، چرا چهار سال دیگر که دخترم و پسرم از من میپرسد "آیا این اسلام است؟" نگویم "بله!"
دختر عزیزم، پسر خوبم، همین اسلام است. همین نظام اسلامی است.
عزیزانم دیگر نه لیبرالها کارهای هستند، نه غربزدهها، نه خائنها، نه منحرفین.
حالا چهار سال اسلام ناب و نظام پاک حاکمیتیاش را و اشراف روحانیون وارسته بر تقدیرات مردم کشور را به تماشا بنشینید... و از زندگی لذت ببرید.
هر کس هم به شما گفت؛ نه! اسلام چیز دیگریست بدانید به شما دروغ گفته.
در این ماهها و سالها، دیگر حتما همیشه خنده بر لبانتان خواهد بود. حتما ارزانی را هم تجربه خواهیم کرد، حتما سیل بازگشت متخصصان به ایران، شغل به اندازه همه ایرانیان، عدالت، رفع تبعیض، در نظر گرفتن خدا در همه امور، پیشرفت، اخلاق و راستگویی، شفافیت، خلاقیت، اهمیت به امور مردم، و همنشینی بزرگان با طبقات پایین جامعه را، همه خواهیم دید.
و خواهیم دید آنچه از صدر اسلام میشنیدیم داستان نبوده، رؤیا نبوده، حکایت نبوده.
اگر امروز با آمدن آیتالله رئیسی و سایر آیتاللههای حاکم، بگویند این نظام اسلامی نیست، دیگر دروغی بیش نیست.
دیگر حقهبازی است، دیگر شیره مالیدن به سر مردم است.
شکوفایی جمهوری اسلامی، حکومت سراسر استقلال، آزادی، حقمداری، مردمداری و توسعه همهجانبه، از امروز آغاز شد.
برای همه دستاندکاران نظام اسلامی، در نمایش موفقیت اسلام در همه زمینهها، آرزوی موفقیت میکنم.
@flith
"پیامی از قعر جهان"
#یاسر_اسلامی_نوکنده
یکی دو روز قبل آمریکا دامنه com. شبکه پرستیوی ایران و چند وبسایت مرتبط را مسدود کرد. مقامات دفتر ایران در سازمان ملل این اقدام را تلاش برای محدود کردن آزادی بیان دانستند و گفتند از طرق قانونی این مسئله را پیگیری خواهند کرد. بله قطعا محدود کردن آزادی بیان قابل قبول نیست باید هم اعتراض کرد لیکن بنده اینجا به یاد بیتی از خیام میافتم (بهرام که گور میگرفتی همه عمر،. دیدی که چگونه گور بهرام گرفت؟) و همچنین به یاد مردم ایران میافتم که عمریست آزادیشان محدود و سانسور و فیلتر و شیلتر و پیلتر میگردد کسی هم نیست به مردم بگوید خرت به چند؟ باز جای شکرش باقیست که شما میتوانید بروید از آمریکا شکایت کنید، مسئله این است وقتی آزادی مردم محدود و فیلتر و سانسور میشود آنها در این دنیای پهناور به چه کسی شکایت ببرند؟ به خدا؟ به کدام پاسگاه و دادگاه و قاضی و مرجع قانونی؟ چه کشکی چه پشمی اینها که وسط چشمت زل میزنند و با یک امضا جای ظالم و مظلوم را عوض میکنند.
مناسفانه این ملت به لحاظ آزادیهای فردی همچنان در قعر جهان قرار دارد و بر اساس شاخص رفاه جهانی "لگاتوم" در بین ۱۶۷ کشور جهان در رتبه ۱۶۵ دست و پا میزند. چند سال قبل در مطلبی اشاره کرده بودم به شاخص لگاتوم آن موقع جزو ۵ کشور آخر بودیم و الان جزو سه کشور آخر دنیا در موضوع آزادیهای فردی. تاریخ را مطالعه کنید مدام همین آش و همین کاسه این چه وضع کشورداریست؟ این چه وضع مردم داریست؟ بجای ذلیل کردن آمریکا و اسرائیل و دیگر دشمنان، چرا مردم ایران را خار و ذلیل کردید مردمان آنها در اثر رفاه و آزادی روز به روز گردن کلفت تر میشوند بعد اکثریت مردم ایران در انتظار واکسن کرونا، با شکم گرسنه و جیب خالی در قعر دنیا نشسته و با استوانه کوروش و رکورد علی دایی و مرگ بر این و آن گفتن دل خوش میکند. باری، برمیگردم به ابتدای بحث؛ اگر منطق ما این باشد که آمریکا دشمن ایران است زیرا زورگویی و تحریم و فیلتر و مسدود میکند، بر پایه همین منطق آیا شما هم دشمن ملت ایران هستید که آنها را مدام فیلتر و سانسور و تحریم و تحقیر میکنید؟ در این مورد رابطه شما با آمریکا مانند رابطه میان مردم با شماست یک طرف ظالم و یک طرف مظلوم ولاغیر.
۳ تیر ۱۴۰۰
@flith
#یاسر_اسلامی_نوکنده
یکی دو روز قبل آمریکا دامنه com. شبکه پرستیوی ایران و چند وبسایت مرتبط را مسدود کرد. مقامات دفتر ایران در سازمان ملل این اقدام را تلاش برای محدود کردن آزادی بیان دانستند و گفتند از طرق قانونی این مسئله را پیگیری خواهند کرد. بله قطعا محدود کردن آزادی بیان قابل قبول نیست باید هم اعتراض کرد لیکن بنده اینجا به یاد بیتی از خیام میافتم (بهرام که گور میگرفتی همه عمر،. دیدی که چگونه گور بهرام گرفت؟) و همچنین به یاد مردم ایران میافتم که عمریست آزادیشان محدود و سانسور و فیلتر و شیلتر و پیلتر میگردد کسی هم نیست به مردم بگوید خرت به چند؟ باز جای شکرش باقیست که شما میتوانید بروید از آمریکا شکایت کنید، مسئله این است وقتی آزادی مردم محدود و فیلتر و سانسور میشود آنها در این دنیای پهناور به چه کسی شکایت ببرند؟ به خدا؟ به کدام پاسگاه و دادگاه و قاضی و مرجع قانونی؟ چه کشکی چه پشمی اینها که وسط چشمت زل میزنند و با یک امضا جای ظالم و مظلوم را عوض میکنند.
مناسفانه این ملت به لحاظ آزادیهای فردی همچنان در قعر جهان قرار دارد و بر اساس شاخص رفاه جهانی "لگاتوم" در بین ۱۶۷ کشور جهان در رتبه ۱۶۵ دست و پا میزند. چند سال قبل در مطلبی اشاره کرده بودم به شاخص لگاتوم آن موقع جزو ۵ کشور آخر بودیم و الان جزو سه کشور آخر دنیا در موضوع آزادیهای فردی. تاریخ را مطالعه کنید مدام همین آش و همین کاسه این چه وضع کشورداریست؟ این چه وضع مردم داریست؟ بجای ذلیل کردن آمریکا و اسرائیل و دیگر دشمنان، چرا مردم ایران را خار و ذلیل کردید مردمان آنها در اثر رفاه و آزادی روز به روز گردن کلفت تر میشوند بعد اکثریت مردم ایران در انتظار واکسن کرونا، با شکم گرسنه و جیب خالی در قعر دنیا نشسته و با استوانه کوروش و رکورد علی دایی و مرگ بر این و آن گفتن دل خوش میکند. باری، برمیگردم به ابتدای بحث؛ اگر منطق ما این باشد که آمریکا دشمن ایران است زیرا زورگویی و تحریم و فیلتر و مسدود میکند، بر پایه همین منطق آیا شما هم دشمن ملت ایران هستید که آنها را مدام فیلتر و سانسور و تحریم و تحقیر میکنید؟ در این مورد رابطه شما با آمریکا مانند رابطه میان مردم با شماست یک طرف ظالم و یک طرف مظلوم ولاغیر.
۳ تیر ۱۴۰۰
@flith
☘☘☘
دلایل کاهش مشارکت!
فرهاد قنبری
در روزهای اخیر محافظه کاران دلایل عجیبی برای کاهش مشارکت مردم در انتخابات دارند. این دلایل نشان می دهد که آنها علاقه چندانی به پذیرش واقعیت حاکم بر جامعه نداشته و در نگاه آنها «در هنوز بر همان پاشنه سابق می چرخد» و هیچ دلخوری و ناراحتی از عملکرد آنها وجود ندارد و هر آنچه هست یا از انتخاب نادرست مردم در هشت سال پیش است و یا ریشه در تبلیغات و بزرگنمایی دشمنان و رسانه های بیگانه دارد.
حال نگاهی بیندازیم به دلایل محافظه کاران بر علت و چرایی کاهش مشارکت مردم در انتخابات و بررسی میزان درستی این ادله:
۱- بسیاری از محافظه کاران اخلال دولت روحانی در روند رای گیری در ساعات اولیه انتخابات در برخی حوزه ها را عامل کاهش مشارکت می دانند.
این دلیل برای کاهش مشارکت چندان منطقی به نظر نمی رسد. نگاه به انتخابات چهار سال پیش نشان می دهد که مردم گاهی برای دادن رای ، ساعت ها در صف انتظار می کشیدند و به نظر نمی رسد اختلال نیم یا یک ساعته در رای گیری آن هم در برخی حوزه های تاثیری در کاهش مشارکت داشته باشد. مسئله دیگر آنکه عموم افرادی که اول صبح به حوزه رای گیری مراجعه می کنند اغلب حامیان جناح محافظه کار هستند که مشارکت و رای دادن را تکلیف دینی می دانند و به راحتی حاضر به صرف نظر از مشارکت نبوده و سختی ماندن در صف را به انجام گناه کبیره ترجیح می دهند (و عقلانی هم نیست که تصور کنیم ۱۲ درصد رای باطله ها یا ۵ درصد حامیان همتی بودند که اول صبح خود را به حوزه های رای گیری رسانده باشند)
۲- دلیل دیگری که بیان می شود این است که چون مردم چون از پیروزی آقای رئیسی مطمئن بودند حاضر به مشارکت بیشتر نشدند..
اگر به روایت خبرگزاری فارس و روزنامه کیهان از انتخابات سال ۸۸ برگردیم، هر دو بر این باور بودند که پیروزی آقای احمدی نژاد از هفته ها قبل از انتخابات آن هم با اختلاف بالا امری بدیهی بوده است. حال پس چرا این دلیل نه تنها باعث نشد که مشارکت مردم در آن سال کم باشد، بلکه رکورد تاریخ مشارکت نیز شکسته شد؟
۳- دلیل دیگر محافظه کاران برای کم بودن مشارکت، ترس مردم از ویروس کروناست.
به نظر این مسئله هم [به چند دلیل] نمی تواند تاثیر چندانی در کاهش مشارکت داشته باشد. اول آنکه به گزارش رسانه های مختلف، اکثر حوزه های انتخاباتی خلوت بوده و اثر انگشتی هم از افراد گرفته نمی شد و تهدید چندانی از جهت انتقال ویروس کرونا نبوده است. دوم آنکه در همین ایام کرونا در بسیاری از کشورهای جهان انتخابات با مشارکت بالا برگزار شده است و سوم اینکه برای کسی که رای دادن را وظیفه شرعی می داند، ویروس کرونا نمی تواند دلیل موجهی برای عدم مشارکت باشد.
۴- دلیل دیگر محافظه کاران عدم رضایت بخش بزرگی از جامعه از عملکرد دولت روحانی است.
نقش ضعف عملکرد روحانی در کاهش مشارکت نیز به دو دلیل عمده چندان منطقی به نظر نمی رسد.
اول آنکه بخش هایی از مردم در سال ۷۶ و ۹۲ نارضایتی خود از عملکرد دولت آقای هاشمی و احمدی نژاد را با مشارکت بالای هفتاد درصد در انتخابات نشان دادند و دیگر آنکه میزان مشارکت در سه استان محروم ایلام و خراسان جنوبی و سیستان و بلوچستان مشارکتی بالای شصت درصد است و نشان می دهد که محرومیت و فقر و نارضایتی از عملکرد دولت تاثیری در کاهش مشارکت ندارد و باعث افزایش مشارکت نیز می شود.
@flith
دلایل کاهش مشارکت!
فرهاد قنبری
در روزهای اخیر محافظه کاران دلایل عجیبی برای کاهش مشارکت مردم در انتخابات دارند. این دلایل نشان می دهد که آنها علاقه چندانی به پذیرش واقعیت حاکم بر جامعه نداشته و در نگاه آنها «در هنوز بر همان پاشنه سابق می چرخد» و هیچ دلخوری و ناراحتی از عملکرد آنها وجود ندارد و هر آنچه هست یا از انتخاب نادرست مردم در هشت سال پیش است و یا ریشه در تبلیغات و بزرگنمایی دشمنان و رسانه های بیگانه دارد.
حال نگاهی بیندازیم به دلایل محافظه کاران بر علت و چرایی کاهش مشارکت مردم در انتخابات و بررسی میزان درستی این ادله:
۱- بسیاری از محافظه کاران اخلال دولت روحانی در روند رای گیری در ساعات اولیه انتخابات در برخی حوزه ها را عامل کاهش مشارکت می دانند.
این دلیل برای کاهش مشارکت چندان منطقی به نظر نمی رسد. نگاه به انتخابات چهار سال پیش نشان می دهد که مردم گاهی برای دادن رای ، ساعت ها در صف انتظار می کشیدند و به نظر نمی رسد اختلال نیم یا یک ساعته در رای گیری آن هم در برخی حوزه های تاثیری در کاهش مشارکت داشته باشد. مسئله دیگر آنکه عموم افرادی که اول صبح به حوزه رای گیری مراجعه می کنند اغلب حامیان جناح محافظه کار هستند که مشارکت و رای دادن را تکلیف دینی می دانند و به راحتی حاضر به صرف نظر از مشارکت نبوده و سختی ماندن در صف را به انجام گناه کبیره ترجیح می دهند (و عقلانی هم نیست که تصور کنیم ۱۲ درصد رای باطله ها یا ۵ درصد حامیان همتی بودند که اول صبح خود را به حوزه های رای گیری رسانده باشند)
۲- دلیل دیگری که بیان می شود این است که چون مردم چون از پیروزی آقای رئیسی مطمئن بودند حاضر به مشارکت بیشتر نشدند..
اگر به روایت خبرگزاری فارس و روزنامه کیهان از انتخابات سال ۸۸ برگردیم، هر دو بر این باور بودند که پیروزی آقای احمدی نژاد از هفته ها قبل از انتخابات آن هم با اختلاف بالا امری بدیهی بوده است. حال پس چرا این دلیل نه تنها باعث نشد که مشارکت مردم در آن سال کم باشد، بلکه رکورد تاریخ مشارکت نیز شکسته شد؟
۳- دلیل دیگر محافظه کاران برای کم بودن مشارکت، ترس مردم از ویروس کروناست.
به نظر این مسئله هم [به چند دلیل] نمی تواند تاثیر چندانی در کاهش مشارکت داشته باشد. اول آنکه به گزارش رسانه های مختلف، اکثر حوزه های انتخاباتی خلوت بوده و اثر انگشتی هم از افراد گرفته نمی شد و تهدید چندانی از جهت انتقال ویروس کرونا نبوده است. دوم آنکه در همین ایام کرونا در بسیاری از کشورهای جهان انتخابات با مشارکت بالا برگزار شده است و سوم اینکه برای کسی که رای دادن را وظیفه شرعی می داند، ویروس کرونا نمی تواند دلیل موجهی برای عدم مشارکت باشد.
۴- دلیل دیگر محافظه کاران عدم رضایت بخش بزرگی از جامعه از عملکرد دولت روحانی است.
نقش ضعف عملکرد روحانی در کاهش مشارکت نیز به دو دلیل عمده چندان منطقی به نظر نمی رسد.
اول آنکه بخش هایی از مردم در سال ۷۶ و ۹۲ نارضایتی خود از عملکرد دولت آقای هاشمی و احمدی نژاد را با مشارکت بالای هفتاد درصد در انتخابات نشان دادند و دیگر آنکه میزان مشارکت در سه استان محروم ایلام و خراسان جنوبی و سیستان و بلوچستان مشارکتی بالای شصت درصد است و نشان می دهد که محرومیت و فقر و نارضایتی از عملکرد دولت تاثیری در کاهش مشارکت ندارد و باعث افزایش مشارکت نیز می شود.
@flith
خدا ما را شبیه خود نمی سازد، ما او را شبیه خود می سازیم. ما تصور می کنیم که او موجودی شبیه ماست و دعاهای زمزمه وار ما را می شنود و به آنچه آرزو می کنیم اهمیت میدهد.
📕 مسئله اسپینوزا
🖋 اروین د یالوم
↔️ زهرا حسینیان
ص ۱۵۳
@flith
📕 مسئله اسپینوزا
🖋 اروین د یالوم
↔️ زهرا حسینیان
ص ۱۵۳
@flith
#بریده_کتاب
به نظر می رسد که مدتی طولانی از بروز افکار خود جلوگیری کرده ای؟
برای خانواده یا خاخام ها که تماما از من ناراضی هستند، کافی نیست.
خواهان جامعه ای هستم که اسیر باورهای غلط نباشد.
تو دنیا را خواهی جست و جامعه ای غیرخرافاتی نخواهی یافت. مادامیکه جهل و غفلت وجود دارد، پیروی از خرافات هم وجود دارد. از میان بردن جهل یگانه راه حل است. به همین علت آموزش میدهم.
بنتو پاسخ داد: نگرانم نبردی از پیش باخته باشد. جهل و باورهای خرافی به سرعت شایع می شوند و من باور دارم که رهبران مذهبی برای حفظ موقعیت خود به آتش آن دامن می زنند .
📕 مسئله اسپینوزا
🖋 اروین د یالوم
↔️ زهرا حسینیان
صص ۱۵۴ و ۱۵۵
@flith
به نظر می رسد که مدتی طولانی از بروز افکار خود جلوگیری کرده ای؟
برای خانواده یا خاخام ها که تماما از من ناراضی هستند، کافی نیست.
خواهان جامعه ای هستم که اسیر باورهای غلط نباشد.
تو دنیا را خواهی جست و جامعه ای غیرخرافاتی نخواهی یافت. مادامیکه جهل و غفلت وجود دارد، پیروی از خرافات هم وجود دارد. از میان بردن جهل یگانه راه حل است. به همین علت آموزش میدهم.
بنتو پاسخ داد: نگرانم نبردی از پیش باخته باشد. جهل و باورهای خرافی به سرعت شایع می شوند و من باور دارم که رهبران مذهبی برای حفظ موقعیت خود به آتش آن دامن می زنند .
📕 مسئله اسپینوزا
🖋 اروین د یالوم
↔️ زهرا حسینیان
صص ۱۵۴ و ۱۵۵
@flith
#بریده_کتاب
بنابراین در خاطر داشته باشید که آنچه مقدس است و آنچه مقدس نیست، صرفا گردآوری دیدگاه های برخی از خاخام ها و کاتبان است، برخی از آنها اهل عمل و مصمم بودند، مردانی مقدس، در حالی که دیگران ممكن است برای وجهة شخصی خود به سختی تلاش کرده باشند، با تازه به دوران رسیده ها در گردهمایی های مذهبی خود نزاع کرده باشند، درد شدید گرسنگی گرفته باشند، درباره شام فکر کرده باشند و درباره همسر و کودکانشان نگران بوده باشند. کتاب مقدس به دست انسان گردآوري شده است. هیچ توضيح ممکن دیگری برای این ناهماهنگی ها وجود ندارد . انسان منطقی نمی تواند تصور کند که نویسنده دانای کل قدسی ای با هدف تکذیب آزادانه خویش عمدا این کتاب را نوشته باشد.
📕 مسئله اسپینوزا
🖋 اروین د یالوم
↔️ زهرا حسینیان
ص ۱۷۳
@flith
بنابراین در خاطر داشته باشید که آنچه مقدس است و آنچه مقدس نیست، صرفا گردآوری دیدگاه های برخی از خاخام ها و کاتبان است، برخی از آنها اهل عمل و مصمم بودند، مردانی مقدس، در حالی که دیگران ممكن است برای وجهة شخصی خود به سختی تلاش کرده باشند، با تازه به دوران رسیده ها در گردهمایی های مذهبی خود نزاع کرده باشند، درد شدید گرسنگی گرفته باشند، درباره شام فکر کرده باشند و درباره همسر و کودکانشان نگران بوده باشند. کتاب مقدس به دست انسان گردآوري شده است. هیچ توضيح ممکن دیگری برای این ناهماهنگی ها وجود ندارد . انسان منطقی نمی تواند تصور کند که نویسنده دانای کل قدسی ای با هدف تکذیب آزادانه خویش عمدا این کتاب را نوشته باشد.
📕 مسئله اسپینوزا
🖋 اروین د یالوم
↔️ زهرا حسینیان
ص ۱۷۳
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"لطفی بوشناق" خواننده تونسی - بوسنیایی چطور گریست و التماس کرد برای وطن:
من فقط یک رویا دارم
این که وطنم را برایم بگذارید
بدون جنگ، بدون ویرانی، بدون مصیبت، بدون رنج ...
@flith
من فقط یک رویا دارم
این که وطنم را برایم بگذارید
بدون جنگ، بدون ویرانی، بدون مصیبت، بدون رنج ...
@flith
#بریده_کتاب
دوباره به شما یادآور می شوم که همه اینها دیدگاه های انسان هستند. اینها هیچ ارتباطی با قوانین طبیعت ندارند و ممكن نیست بر خلاف قوانین ثابت طبيعت هیچ اتفاقی روی بدهد. طبیعت، که نامتناهی و جاودانه است و تمام جوهرهٔ هستی را در بر دارد، بر اساس قوانین منظم عمل می کند و ممکن نیست شیوه های فراطبیعی جایگزین آن شود. جسم فاسد شده ای که به خاک بازگشته است، ممکن نیست دوباره احیا شود. در سفر پیدایش این مسئله را به روشنی گفته اند : تا آخر عمر به عرق پیشانی ات نان خواهی خورد و سرانجام به همان خاکی باز خواهی گشت که از آن گرفته شدی، زیرا تو از خاک سرشته شدی و به خاک هم برخواهی گشت فرانکم پرسید: یعنی هرگز به پدر شهیدم نخواهم پیوست ؟
📕 مسئله اسپینوزا
🖋 اروین د یالوم
↔️ زهرا حسینیان
ص ۱۸۱
@flith
دوباره به شما یادآور می شوم که همه اینها دیدگاه های انسان هستند. اینها هیچ ارتباطی با قوانین طبیعت ندارند و ممكن نیست بر خلاف قوانین ثابت طبيعت هیچ اتفاقی روی بدهد. طبیعت، که نامتناهی و جاودانه است و تمام جوهرهٔ هستی را در بر دارد، بر اساس قوانین منظم عمل می کند و ممکن نیست شیوه های فراطبیعی جایگزین آن شود. جسم فاسد شده ای که به خاک بازگشته است، ممکن نیست دوباره احیا شود. در سفر پیدایش این مسئله را به روشنی گفته اند : تا آخر عمر به عرق پیشانی ات نان خواهی خورد و سرانجام به همان خاکی باز خواهی گشت که از آن گرفته شدی، زیرا تو از خاک سرشته شدی و به خاک هم برخواهی گشت فرانکم پرسید: یعنی هرگز به پدر شهیدم نخواهم پیوست ؟
📕 مسئله اسپینوزا
🖋 اروین د یالوم
↔️ زهرا حسینیان
ص ۱۸۱
@flith
Forwarded from •| #نرگس_صرافیان_طوفان |•
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چرا تمام نمیشود این درد؟ چرا خوب نمیشویم؟!
ایرانم! نجاتدهندگانت کو؟ که اندوه بیپایان سیستانت، غمِ بی امانِ زاهدانت ما را کشت... تو را کدامین دلشکستهای نفرین کرد که به این روز گرفتار شدی؟ که هر بار بیدار میشویم و تکهای از پیکر تو زخم برداشته، که هربار بیدار میشویم و چشمهای بیشتری در تو گریه میکند، امیدهای بیشتری در تو میمیرد، که هر بار بیدار میشویم و شرایطِ در آغوش تو ماندن سختتر میشود. چه کار کنم برای بهبود تو؟ چه کار کنم که خوب شوی؟ چه کار کنم که دیگر کودکانی در تو بغض نکنند؟ چهکار کنم که اوضاع تمام فرزندان تو خوب باشد؟ که دخترکان معصوم تو بخاطر نجات مردمشان التماس نکنند؟ که هیچکس در تو التماس نکند، که حال همه خوب باشد؟ چه کار میتوانم بکنم برای تو؟؟؟! که آباد باشی، که آزاد باشی، که آغوش تو خوشبختترین آغوش جهان باشد.
#نرگس_صرافیان_طوفان
@narges_sarrafian_toofan
ایرانم! نجاتدهندگانت کو؟ که اندوه بیپایان سیستانت، غمِ بی امانِ زاهدانت ما را کشت... تو را کدامین دلشکستهای نفرین کرد که به این روز گرفتار شدی؟ که هر بار بیدار میشویم و تکهای از پیکر تو زخم برداشته، که هربار بیدار میشویم و چشمهای بیشتری در تو گریه میکند، امیدهای بیشتری در تو میمیرد، که هر بار بیدار میشویم و شرایطِ در آغوش تو ماندن سختتر میشود. چه کار کنم برای بهبود تو؟ چه کار کنم که خوب شوی؟ چه کار کنم که دیگر کودکانی در تو بغض نکنند؟ چهکار کنم که اوضاع تمام فرزندان تو خوب باشد؟ که دخترکان معصوم تو بخاطر نجات مردمشان التماس نکنند؟ که هیچکس در تو التماس نکند، که حال همه خوب باشد؟ چه کار میتوانم بکنم برای تو؟؟؟! که آباد باشی، که آزاد باشی، که آغوش تو خوشبختترین آغوش جهان باشد.
#نرگس_صرافیان_طوفان
@narges_sarrafian_toofan
☘☘☘
پایان عصر مرغُمسما/ سلام بر اشکنه
مصطفی داننده
محمود احمدیبیغش که نماینده مجلس است در اظهارنظری از مردم خواسته مانند گاندی ساده زندگی کنند تا تحریمها قابل تحمل شود.
او گفته است:« مرحوم گاندی چگونه زندگی کرد؟ ما هم باید همینطور باشیم، اگر به سمت زندگی برویم که به خودمان متکی باشیم (با هزاران سختی که دارد) و تحریمها را تحمل کنیم، میتوانیم.»
خوب تکلیف معلوم شد. همین که دولت تازه از راه رسید و قرار است کمتر از یک ماه دیگر جناب رئیسی بر کرسی ریاست جمهوری تکیه بزنند، منتقدان وضع زندگی مردم در دولت روحانی به مدافعان زندگی ساده بدل شدهاند.
همین افراد از دولت روحانی انتظار داشتند که هر روز بر سر سفره مردم مرغُمسما باشد و سطح زندگی ایرانیها به سطح زندگی مردمان لسآنجلس آمریکا به ویژه اهالی بورلی هیلز برسد.
هیچ کس از مردم انتظار زندگی گاندیوار نداشت. میخواستند مردم مثل شیوخ عرب زندگی کنند. چون رئیس جمهوری که از جنس آنها نبود در راس قدرت بود.
این افراد تا از روحانی یک هواپیما برای هر ایرانی نمیگرفتند راضی نمیشدند و آن را نشان بیکفایتی دولت میدانستند اما حالا شاید در آینده سفر با چهارپایان را هم خالی از لطف ندانند.
حالا اما داستان فرق کرده است. دوباره باید به سمت روزهایی برویم که از تریبونهای مختلف ما را دعوت به اشکنه خوردن میکردند. در سال 91 از خطبههای نماز جمعه مشهد خطاب به مردم گفته شد:« اگر مرغ در دسترس نيست آن را با يک ماده پروتئيني ديگر جايگزين كنيد. مشهديها مگر اشكنه پياز داغ را يادتان رفته و آن زندگي را فراموش كردهايد؛ مگر قرار است برنامه همان باشد كه قبلاً بوده است.»
رفتن برق در این روزها حسابی روی اعصابمان است. صداوسیما، نمایندگان مجلس و خیلی از چهرههای مشهور سیاسی هم هم زبان با مردم از این وضعیت گلایه مند هستند اما دور نباشد که همین منتقدان، برق رفتن را یک مسئله عادی بنمانند که در همه کشورها اتفاق میافتد.
دیر نباشد که صداوسیما گزارش برود که در بیبرقی به چه درجههای معنوی خواهیم رسید و به سلوک عرفانی دست پیدا خواهیم کرد.
بله، داستان سیاست این است. تا وقتی رقیب بر سرکار است باید انتظارها به بالاترین حد خود برسد اما وقتی دوست به قدرت رسید، اشکنه هم غذایی دلچسب است.
اینکه بتوانیم با توجه به شرایطی اقتصادی که داریم، زندگی کنیم یک تصمیم درست است. اینکه بدانیم دخل و خرجمان چقدر است، اتفاق نکویی است اما این تصمیم نباید مربوط به یک دوره خاص باشد. شاید بد نبود در اوج تحریمهای ترامپ علیه ایران هم کمی از این حرفها میشنیدیم. کاش آن موقع هم برخی به یاد گاندی میافتادند.
نکته پایانی اینکه گاندی در مبارزه منفی و برای رهایی از استعمار هند به آن شیوه روی آورد نه آن که به عنوان استراتژی همیشگی انتخاب کند و دیگران را هم به آن توصیه کند.
@flith
پایان عصر مرغُمسما/ سلام بر اشکنه
مصطفی داننده
محمود احمدیبیغش که نماینده مجلس است در اظهارنظری از مردم خواسته مانند گاندی ساده زندگی کنند تا تحریمها قابل تحمل شود.
او گفته است:« مرحوم گاندی چگونه زندگی کرد؟ ما هم باید همینطور باشیم، اگر به سمت زندگی برویم که به خودمان متکی باشیم (با هزاران سختی که دارد) و تحریمها را تحمل کنیم، میتوانیم.»
خوب تکلیف معلوم شد. همین که دولت تازه از راه رسید و قرار است کمتر از یک ماه دیگر جناب رئیسی بر کرسی ریاست جمهوری تکیه بزنند، منتقدان وضع زندگی مردم در دولت روحانی به مدافعان زندگی ساده بدل شدهاند.
همین افراد از دولت روحانی انتظار داشتند که هر روز بر سر سفره مردم مرغُمسما باشد و سطح زندگی ایرانیها به سطح زندگی مردمان لسآنجلس آمریکا به ویژه اهالی بورلی هیلز برسد.
هیچ کس از مردم انتظار زندگی گاندیوار نداشت. میخواستند مردم مثل شیوخ عرب زندگی کنند. چون رئیس جمهوری که از جنس آنها نبود در راس قدرت بود.
این افراد تا از روحانی یک هواپیما برای هر ایرانی نمیگرفتند راضی نمیشدند و آن را نشان بیکفایتی دولت میدانستند اما حالا شاید در آینده سفر با چهارپایان را هم خالی از لطف ندانند.
حالا اما داستان فرق کرده است. دوباره باید به سمت روزهایی برویم که از تریبونهای مختلف ما را دعوت به اشکنه خوردن میکردند. در سال 91 از خطبههای نماز جمعه مشهد خطاب به مردم گفته شد:« اگر مرغ در دسترس نيست آن را با يک ماده پروتئيني ديگر جايگزين كنيد. مشهديها مگر اشكنه پياز داغ را يادتان رفته و آن زندگي را فراموش كردهايد؛ مگر قرار است برنامه همان باشد كه قبلاً بوده است.»
رفتن برق در این روزها حسابی روی اعصابمان است. صداوسیما، نمایندگان مجلس و خیلی از چهرههای مشهور سیاسی هم هم زبان با مردم از این وضعیت گلایه مند هستند اما دور نباشد که همین منتقدان، برق رفتن را یک مسئله عادی بنمانند که در همه کشورها اتفاق میافتد.
دیر نباشد که صداوسیما گزارش برود که در بیبرقی به چه درجههای معنوی خواهیم رسید و به سلوک عرفانی دست پیدا خواهیم کرد.
بله، داستان سیاست این است. تا وقتی رقیب بر سرکار است باید انتظارها به بالاترین حد خود برسد اما وقتی دوست به قدرت رسید، اشکنه هم غذایی دلچسب است.
اینکه بتوانیم با توجه به شرایطی اقتصادی که داریم، زندگی کنیم یک تصمیم درست است. اینکه بدانیم دخل و خرجمان چقدر است، اتفاق نکویی است اما این تصمیم نباید مربوط به یک دوره خاص باشد. شاید بد نبود در اوج تحریمهای ترامپ علیه ایران هم کمی از این حرفها میشنیدیم. کاش آن موقع هم برخی به یاد گاندی میافتادند.
نکته پایانی اینکه گاندی در مبارزه منفی و برای رهایی از استعمار هند به آن شیوه روی آورد نه آن که به عنوان استراتژی همیشگی انتخاب کند و دیگران را هم به آن توصیه کند.
@flith
☘☘☘
نمود چهار دهه شعار و تحریم!
حبیب رمضانخانی
در شرایطی که موج گرمای بی سابقه نیمکره شمالی زمین را فرا گرفته و کشورهای این حوزه را درگیر تبعات عدیده آن نموده، در کشورمان اما مشکلات پررنگتر و عمیق تر نمود دارد. ترکیبی از کم آبی و قطعی های مکرر برق، در کنار مشکلات معیشتی عمده ای که وجود داشته، چالش بزرگی را برای کشور در این تابستان داغ ایجاد کرده است.
سال ها ماندن در حد شعار و آرمان های ایدئولوژیک در کنار تحریم کشور و استقبال برخی، که آن را نعمت و فرصت قلمداد کردند، آرام آرام گلوی کشور را فشرد و نهایت امروز به جایی رساند که کمبودها چنان برجسته و تاثیرگذار شده که تمام امورات زندگی مردم را دچار چالش و بحران کرده است.
امروز تقریبا در بیشتر مناطق کشور با کمبود و قطعی برق گسترده مواجه هستیم. دولتمردان افزایش مصرف و گرمایی هوا را دخیل در آن می دانند! بی شک کسی منکر این موارد نیست، ولی مشکل اصلی در عدم توان و مدیریت در ساخت نیروگاه های جدید طبق برنامه و متناسب با افزایش جمعیت و مصرف است.
با مقایسه کشورهای توانمند می توان دلیل این غفلت و کمبود در تولید را به خاطر عدم وجود سرمایه و جذب سرمایه گذاری خارجی و بخش خصوصی در احداث نیروگاه های جدید و شبکه انتقال آن دانست که عامل اصلی آن وجود تحریم ها و مشکلات در این بخش است. از طرفی باز به خاطر تحریم ها و عدم تجارت خارجی و انتقال ارز، تامین مالی از طریق رمزارزها یکی از موارد اصلی دور زدن تحریم ها شد که با گسترش آن بخش قابل توجهی از مصرف برق را به خود اختصاص داده است.
در کنار مشکل برق، اما مشکل بزرگتر و حادتری در کشور بروز یافته؛ خشکسالی و کمبود شدید آب. این خود نه تنها از باب عدم دسترسی مردم به آب شرب، بلکه تولید محصولات کشاورزی را کاهش و بیابان زایی و فرونشست زمین را باعث شده است.
رد پای تحریم در این عامل هم تاثیرگذار بوده و تفکر مسئولین که خودکفایی را عامل مقاومت در برابر تحریم کنندگان قلمداد کرده اند، تولید به هر قیمتی خود موجبات برداشت بی رویه از منابع زیر زمینی و آب های جاری را باعث شده است. از طرفی سو مدیریت و ناکارآمدی مسئولین امر در طی دهه های گذشته باعث اجرای طرح های غلط و هزینه بر، چون طرح های انتقال آب از سرچشمه ها به فلات مرکزی و سدسازی، باعث خشک شدن رودها و تالاب ها و موجبات اختلاف و درگیری بر سر آب شده است. تا جایی که امروز بیشتر شهرها و روستاهای کشور با چالش کم آبی مواجه بوده و داستان قطعی و جیره بندی برق در این حوزه نیز انجام و بر رنج های مضاعف مردم افزوده است.
بحران بعدی که با ترکیب قطعی برق و کمبود آب به پیش می راند، همه گیری کرونا در موج پنجم آن هست که با شیوع گسترده نوع جدید آن، دلتا، تابستانی سخت و ناگوار را برای مردم رقم زده است. با وجود اینکه در بسیاری از کشورهای توسعه یافته واکسیناسیون درصد و سرعت بالایی دارد، ولی همان سومدیریت و تحریم که دو بازوی اصلی مشکلات ما بوده اند باعث شده نه آن قول و وعده های تولید انبوه واکسن داخلی و واکسیناسیون عمومی از طریق آن انجام و نه واردات واکسن خارجی به خاطر تحریم و مراودات مالی به داخل کشور با آسانی صورت پذیرد.
دست آخر؛ برخی از مسئولین به جای عذرخواهی و پاسخگویی، چون همیشه شروع به فرافکنی کرده، یکی مردم را به تحمل و الگوی «گاندی» فراخوانده و دیگری زیست در سایه نظام مقدس را غنیمتی بزرگ می داند! اما یادمان باشد در سال های گذشته وجود بحران قطعی برق در عراق و انباشت زباله در لبنان چگونه زمینه و موجبات آشوب و اعتراضات مردمی شد. مسلما اگر امروز با وجود مشکلات عدیده، از تبدیل شدن به مشابه کره شمالی دور بوده ایم، نه از توان و مدیریت مسئولین، بلکه شرایط جغرافیایی و مردمان ایران بوده است. اینکه فکر کنیم می شود تا ابد با شعار و دمیدن در اهداف آرمانی ذهنیت مردم را رضایت داد و همراه کرد، اشتباه بزرگی است. مردم شرایط امروز جامعه را نمود و
نماد چند دهه مدیریت مسئولین می دانند و ارزیابی می کنند. پس اگر همچنان دلسوزانی هستند و امید به توسعه و رفاه این کشور دارند، بایستی دست به کار شده و ضمن دست یازیدن به اصلاحات بزرگ و رفع مشکلات، موجبات کسب اعتماد مردمی و جامعه را فراهم آورند.
@flith
نمود چهار دهه شعار و تحریم!
حبیب رمضانخانی
در شرایطی که موج گرمای بی سابقه نیمکره شمالی زمین را فرا گرفته و کشورهای این حوزه را درگیر تبعات عدیده آن نموده، در کشورمان اما مشکلات پررنگتر و عمیق تر نمود دارد. ترکیبی از کم آبی و قطعی های مکرر برق، در کنار مشکلات معیشتی عمده ای که وجود داشته، چالش بزرگی را برای کشور در این تابستان داغ ایجاد کرده است.
سال ها ماندن در حد شعار و آرمان های ایدئولوژیک در کنار تحریم کشور و استقبال برخی، که آن را نعمت و فرصت قلمداد کردند، آرام آرام گلوی کشور را فشرد و نهایت امروز به جایی رساند که کمبودها چنان برجسته و تاثیرگذار شده که تمام امورات زندگی مردم را دچار چالش و بحران کرده است.
امروز تقریبا در بیشتر مناطق کشور با کمبود و قطعی برق گسترده مواجه هستیم. دولتمردان افزایش مصرف و گرمایی هوا را دخیل در آن می دانند! بی شک کسی منکر این موارد نیست، ولی مشکل اصلی در عدم توان و مدیریت در ساخت نیروگاه های جدید طبق برنامه و متناسب با افزایش جمعیت و مصرف است.
با مقایسه کشورهای توانمند می توان دلیل این غفلت و کمبود در تولید را به خاطر عدم وجود سرمایه و جذب سرمایه گذاری خارجی و بخش خصوصی در احداث نیروگاه های جدید و شبکه انتقال آن دانست که عامل اصلی آن وجود تحریم ها و مشکلات در این بخش است. از طرفی باز به خاطر تحریم ها و عدم تجارت خارجی و انتقال ارز، تامین مالی از طریق رمزارزها یکی از موارد اصلی دور زدن تحریم ها شد که با گسترش آن بخش قابل توجهی از مصرف برق را به خود اختصاص داده است.
در کنار مشکل برق، اما مشکل بزرگتر و حادتری در کشور بروز یافته؛ خشکسالی و کمبود شدید آب. این خود نه تنها از باب عدم دسترسی مردم به آب شرب، بلکه تولید محصولات کشاورزی را کاهش و بیابان زایی و فرونشست زمین را باعث شده است.
رد پای تحریم در این عامل هم تاثیرگذار بوده و تفکر مسئولین که خودکفایی را عامل مقاومت در برابر تحریم کنندگان قلمداد کرده اند، تولید به هر قیمتی خود موجبات برداشت بی رویه از منابع زیر زمینی و آب های جاری را باعث شده است. از طرفی سو مدیریت و ناکارآمدی مسئولین امر در طی دهه های گذشته باعث اجرای طرح های غلط و هزینه بر، چون طرح های انتقال آب از سرچشمه ها به فلات مرکزی و سدسازی، باعث خشک شدن رودها و تالاب ها و موجبات اختلاف و درگیری بر سر آب شده است. تا جایی که امروز بیشتر شهرها و روستاهای کشور با چالش کم آبی مواجه بوده و داستان قطعی و جیره بندی برق در این حوزه نیز انجام و بر رنج های مضاعف مردم افزوده است.
بحران بعدی که با ترکیب قطعی برق و کمبود آب به پیش می راند، همه گیری کرونا در موج پنجم آن هست که با شیوع گسترده نوع جدید آن، دلتا، تابستانی سخت و ناگوار را برای مردم رقم زده است. با وجود اینکه در بسیاری از کشورهای توسعه یافته واکسیناسیون درصد و سرعت بالایی دارد، ولی همان سومدیریت و تحریم که دو بازوی اصلی مشکلات ما بوده اند باعث شده نه آن قول و وعده های تولید انبوه واکسن داخلی و واکسیناسیون عمومی از طریق آن انجام و نه واردات واکسن خارجی به خاطر تحریم و مراودات مالی به داخل کشور با آسانی صورت پذیرد.
دست آخر؛ برخی از مسئولین به جای عذرخواهی و پاسخگویی، چون همیشه شروع به فرافکنی کرده، یکی مردم را به تحمل و الگوی «گاندی» فراخوانده و دیگری زیست در سایه نظام مقدس را غنیمتی بزرگ می داند! اما یادمان باشد در سال های گذشته وجود بحران قطعی برق در عراق و انباشت زباله در لبنان چگونه زمینه و موجبات آشوب و اعتراضات مردمی شد. مسلما اگر امروز با وجود مشکلات عدیده، از تبدیل شدن به مشابه کره شمالی دور بوده ایم، نه از توان و مدیریت مسئولین، بلکه شرایط جغرافیایی و مردمان ایران بوده است. اینکه فکر کنیم می شود تا ابد با شعار و دمیدن در اهداف آرمانی ذهنیت مردم را رضایت داد و همراه کرد، اشتباه بزرگی است. مردم شرایط امروز جامعه را نمود و
نماد چند دهه مدیریت مسئولین می دانند و ارزیابی می کنند. پس اگر همچنان دلسوزانی هستند و امید به توسعه و رفاه این کشور دارند، بایستی دست به کار شده و ضمن دست یازیدن به اصلاحات بزرگ و رفع مشکلات، موجبات کسب اعتماد مردمی و جامعه را فراهم آورند.
@flith
☘☘☘
کرونا و افسردگی ملی
دکتر نظام بهرامی کمیل
به سلامتی کم کم کافه رستورانهای کشورهای اروپایی باز میشود و انگلیسیها قانون ماسک اجباری را برمیدارند. دوستم از سَن دیگو آمریکا خبر میدهد که در شهرشان جشن پایان کرونا گرفتهاند و تصاویر شبکههای معاند سراسر جهان هم این ادعا را ثابت میکند. تقریبا همزمان با روز بغل کردن و بوسیدن؛ افرادی که هم را دوست داشتند؛ دوباره همدیگر را در آغوش گرفته و اینبار محکمتر یکدیگر را فشار میدهند و میبوسند و تازه میفهمند چه نعمتی داشتند و قدر آن را نمیدانستند. خوب به سلامتی ما که بخیل نیستیم.
منتقدانی که تا چند ماه پیش کرونا را پایان نظام سرمایهداری غربی میدانستند و از چامسکی و ژیژک و هاروی تا هزارتا استاد چپ و بومی و ارزشی دیگه نقل و رفرنس میآوردند که مدرنیته روبه افول است و تمدن و دموکراسی غربی در حال فروپاشیست و کرونا حکومتهای غربی را زیر سئوال برده و انقلابی در راه است و عنقریب نظام سلامت نئولیبرالیستی غربیها سرنگون خواهد شد (و حتما نسخههای بدلیل حکمرانی غیرغربی که جهان به خود دیده از نوع داعشی و چینی تا پوتینی و اردوغانی عالمگیر خواهند شد)؛ همه سکوت کرده و صدایشان در نمیآید.
صدا و سیما که در ابتدای شیوع کرونا به ترامپ حمله میکرد که چرا با اغراض سیاسی به کرونا میگوید «ویروس چینی»؛ خودش چند ماه بعد با چنان غلظت و تکیه کلامی میگفت «کرونای انگلیسی» که انگار انگلیسیها ویروس کووید ۱۹ را با هدف نابودی ایرانیها باز طراحی و ارسال کردهاند؛ اما حالا تٓبش فروکش کرده است. حیف که دیگر آمار چندان دندانگیری از مرگ و میر سایر کشورها ندارد تا به صورت مخاطب بزند و باید منتظر بماند تا با خبر تیراندازی در یک مدرسه در آمریکا و یا شیوع آتشسوزیهای فصلی در کالیفرنیا ساز جدید را کوک کند.
لشگر سایبری که ممنوعیت صادرات ماسک آمریکا به کانادا را راهزنی یانکیها میدانست و سکته یک پزشک آمریکایی، به دلیل زدن واکسن فایزر را سوژه خبری کرده بود، با دیدن پیشتازی آمریکا در اهدا واکسن به جهانیان و بدقولی چینیها در دادن واکسن به ایرانیان، شیپورها را غلاف کرده است.
اما ما ماندهایم و پیک پنجم کرونا. ما ماندهایم و وزیر تراز انقلابی که مدام میگوید: «بزک نمیر بهار میاد؛ واکسن ما از راه میاد.» آقای دکتر میداند دیدن قیافش مزید استرس و افسردگی ملت درمانده است؛ اما استعفا نمیدهد که نمیدهد. استعفای وزیر جهنم، دلخوشیمونو بردند! حتی دیگر نمیتوانیم با شمردن درگذشتگان آمریکایی و ایتالیایی و هندی و برزیلی کمی خُنک شویم.
میخواستیم هفتا واکسن اختراع کنیم تا حداقل عربستان و اسراییل و سایر بدخواهان را که یک واکسن هم اختراع نکردند، هفت هیچ کُت کنیم.
میخواستیم بمب خبری در کنیم.
یکی نیست بگه؛ اصلا چرا باید سوژه خبری جهانیان باشیم؟
چرا همه دنیا باید درباره ما صحبت کنند؟
مگه خودشون ناموس ندارند؟
چرا ما باید همیشه تیتر اول اخبار جهان باشیم؟
چرا نمیتوانیم مانند بقیه مردم دنیا زندگی کنیم؟
دلمان گرفته برای کمی زندگی. افسرده شدیم.
@flith
کرونا و افسردگی ملی
دکتر نظام بهرامی کمیل
به سلامتی کم کم کافه رستورانهای کشورهای اروپایی باز میشود و انگلیسیها قانون ماسک اجباری را برمیدارند. دوستم از سَن دیگو آمریکا خبر میدهد که در شهرشان جشن پایان کرونا گرفتهاند و تصاویر شبکههای معاند سراسر جهان هم این ادعا را ثابت میکند. تقریبا همزمان با روز بغل کردن و بوسیدن؛ افرادی که هم را دوست داشتند؛ دوباره همدیگر را در آغوش گرفته و اینبار محکمتر یکدیگر را فشار میدهند و میبوسند و تازه میفهمند چه نعمتی داشتند و قدر آن را نمیدانستند. خوب به سلامتی ما که بخیل نیستیم.
منتقدانی که تا چند ماه پیش کرونا را پایان نظام سرمایهداری غربی میدانستند و از چامسکی و ژیژک و هاروی تا هزارتا استاد چپ و بومی و ارزشی دیگه نقل و رفرنس میآوردند که مدرنیته روبه افول است و تمدن و دموکراسی غربی در حال فروپاشیست و کرونا حکومتهای غربی را زیر سئوال برده و انقلابی در راه است و عنقریب نظام سلامت نئولیبرالیستی غربیها سرنگون خواهد شد (و حتما نسخههای بدلیل حکمرانی غیرغربی که جهان به خود دیده از نوع داعشی و چینی تا پوتینی و اردوغانی عالمگیر خواهند شد)؛ همه سکوت کرده و صدایشان در نمیآید.
صدا و سیما که در ابتدای شیوع کرونا به ترامپ حمله میکرد که چرا با اغراض سیاسی به کرونا میگوید «ویروس چینی»؛ خودش چند ماه بعد با چنان غلظت و تکیه کلامی میگفت «کرونای انگلیسی» که انگار انگلیسیها ویروس کووید ۱۹ را با هدف نابودی ایرانیها باز طراحی و ارسال کردهاند؛ اما حالا تٓبش فروکش کرده است. حیف که دیگر آمار چندان دندانگیری از مرگ و میر سایر کشورها ندارد تا به صورت مخاطب بزند و باید منتظر بماند تا با خبر تیراندازی در یک مدرسه در آمریکا و یا شیوع آتشسوزیهای فصلی در کالیفرنیا ساز جدید را کوک کند.
لشگر سایبری که ممنوعیت صادرات ماسک آمریکا به کانادا را راهزنی یانکیها میدانست و سکته یک پزشک آمریکایی، به دلیل زدن واکسن فایزر را سوژه خبری کرده بود، با دیدن پیشتازی آمریکا در اهدا واکسن به جهانیان و بدقولی چینیها در دادن واکسن به ایرانیان، شیپورها را غلاف کرده است.
اما ما ماندهایم و پیک پنجم کرونا. ما ماندهایم و وزیر تراز انقلابی که مدام میگوید: «بزک نمیر بهار میاد؛ واکسن ما از راه میاد.» آقای دکتر میداند دیدن قیافش مزید استرس و افسردگی ملت درمانده است؛ اما استعفا نمیدهد که نمیدهد. استعفای وزیر جهنم، دلخوشیمونو بردند! حتی دیگر نمیتوانیم با شمردن درگذشتگان آمریکایی و ایتالیایی و هندی و برزیلی کمی خُنک شویم.
میخواستیم هفتا واکسن اختراع کنیم تا حداقل عربستان و اسراییل و سایر بدخواهان را که یک واکسن هم اختراع نکردند، هفت هیچ کُت کنیم.
میخواستیم بمب خبری در کنیم.
یکی نیست بگه؛ اصلا چرا باید سوژه خبری جهانیان باشیم؟
چرا همه دنیا باید درباره ما صحبت کنند؟
مگه خودشون ناموس ندارند؟
چرا ما باید همیشه تیتر اول اخبار جهان باشیم؟
چرا نمیتوانیم مانند بقیه مردم دنیا زندگی کنیم؟
دلمان گرفته برای کمی زندگی. افسرده شدیم.
@flith
_________________________
قدری در پیامدهای این توییت تامل کنید!
بیچاره سادهدلهایی که برای فرزندآوری معطل دو دَم میثم مطیعی هستند و به امید شهادت ازدیاد نسل میکنند،
ولی موقع تامین پوشک و آب و برق که میشود برایشان روضه اسارت میخوانند.
@flith
قدری در پیامدهای این توییت تامل کنید!
بیچاره سادهدلهایی که برای فرزندآوری معطل دو دَم میثم مطیعی هستند و به امید شهادت ازدیاد نسل میکنند،
ولی موقع تامین پوشک و آب و برق که میشود برایشان روضه اسارت میخوانند.
@flith