#معرفی_کتاب
کتاب #انجمن_شاعران_مرده داستانِ این کتاب درباره تغییر است. نانسی اچ.کلاینبام، روزنامهنگار و نویسنده آمریکایی است. او رمانهای متعددی نوشته که بیشترشان در سینما مورد اقتباس قرار گرفتهاند. فیلم «انجمن شاعران مرده» در سال 1989 به کارگردانی پیتر ویر و پیش از چاپ رمان آن ساخته شد و توانست جایزه بهترین فیلم مراسم اسکار آن سال را به خود اختصاص دهد
👇👇👇
کتاب #انجمن_شاعران_مرده داستانِ این کتاب درباره تغییر است. نانسی اچ.کلاینبام، روزنامهنگار و نویسنده آمریکایی است. او رمانهای متعددی نوشته که بیشترشان در سینما مورد اقتباس قرار گرفتهاند. فیلم «انجمن شاعران مرده» در سال 1989 به کارگردانی پیتر ویر و پیش از چاپ رمان آن ساخته شد و توانست جایزه بهترین فیلم مراسم اسکار آن سال را به خود اختصاص دهد
👇👇👇
کتاب انجمن شاعران مرده
داستان کتاب انجمن شاعران مرده در سال 1959 و در آمریکا میگذرد. بیشتر اتفاقات این داستان در دبیرستانی به نام ولتون اتفاق میافتد. در دبیرستان ولتون قوانین خشک و سختگیرانهای اجرا میشود و اساسنامه دبیرستان بر چهار شعار استوار است:
سنت
افتخار
انضباط
سرافرازی
در گردهمایی که هم برای شروع سال تحصیلی جدید و هم برای صدمین سال تاسیس دبیرستان ترتیب داده شده بود، مدیر مدرسه – آقای نولان – که مدیر سختگیر و منظمیست، جان کیتینگ را به عنوان معلم جدید ادبیات مدرسه معرفی میکند.
معلم جدید برخلاف اساسنامه و قواعد ثابت مدرسه رفتار کرده و دانش آموزان را به تالار تشریفات مدرسه میبرد و عکسهایی را به آنها نشان میدهد که شصت، هفتاد سال پیش در وجود داشتهاند و به آنها گوشزد میکند که دیگر زنده نیستند. این اولین درس بچههای مدرسه ولتون است: «مرگ آگاهی». بعد از درس مرگ آگاهی، معلم شعری برای آنها میخواند تا اهمیت استفاده از فرصتها و لحظه حال را به آنان یادآوری کند.
شکوفههای سرخ را
همین حالا که میتوانی
از جا برچین
زمان کهن سال
آرام در گذر است
همین گل که کنون به روی تو لبخند میزند
فردا روز
عمرش فانی خواهد بود. (کتاب انجمن شاعران مرده – صفحه 32)
و در ادامه به کلمه لاتین کارپه دیم اشاره میکند: «کارپه دیم یعنی دم را غنیمت بشمار.» جان کیتینگ منظور خودش را اینگونه توضیح میدهد: «چون ما غذای کرمها خواهیم شد، پسرها! چون فقط قراره تعداد محدودی از بهار و تابستان و پاییز رو تجربه کنیم. با این که باور کردنش سخته اما یک روز هر کدوم از ما از نفس خواهیم افتاد، تنمون سرد خواهد شد و خواهیم مرد.»
انجمن شاعران مرده اسم گردهمایی است که پنهانی در زمان تحصیل کیتینگ بر پا میشد و دختران و پسران جوان مخفیانه در یک غار دور هم جمع میشدند و شعرهای مورد علاقه خود یا اشعاری را که خودشان سروده بودند میخواندند. حال بچههای مدرسه ولتون به فکر میافتند دوباره آن انجمن را برپا کنند که این کار باعث میشود به خود حرکتی بدهند و از سکون خارج شوند. باعث میشود سراغ کارهایی بروند که به آنها علاقه شدید دارند. در این رمان خانوادهها و مراکز تربیتی بر روحیه فرزندان خود حاکم هستند به طوری که بچهها در مقابل رفتار تند آنها تظاهر به اطاعت میکنند ولی دنبال دلبستگیهای خود میروند.
انجمن شاعران مرده از آن دسته کتابهایی هست که امید و تکاپو را در دل آدم زنده نگاه میدارد. عاشق شخصیت جان کیتینگ شدم که توانست شیوه درست زندگی کردن و تبدیل کردن لحظهها به طلا را به خوبی به بچهها یاد بدهد.
داستان سراسر پر از جملههای زیبا و ناب است و شعرهایی که در این رمان استفاده شده بسیار زیبا و امیددهنده هستند. این موضوع برای عاشقان ادبیات نکته مثبتی است و هر کسی کتاب را بخواند عاشق آن خواهد شد. ترجمه کتاب هم خوب بود ولی این رمان هم مثل بیشتر رمانها در سایه مانده و دیده نشده است. به دوستان پیشنهاد میکنم کتاب را بخوانند و لذت ببرند.
@flith
داستان کتاب انجمن شاعران مرده در سال 1959 و در آمریکا میگذرد. بیشتر اتفاقات این داستان در دبیرستانی به نام ولتون اتفاق میافتد. در دبیرستان ولتون قوانین خشک و سختگیرانهای اجرا میشود و اساسنامه دبیرستان بر چهار شعار استوار است:
سنت
افتخار
انضباط
سرافرازی
در گردهمایی که هم برای شروع سال تحصیلی جدید و هم برای صدمین سال تاسیس دبیرستان ترتیب داده شده بود، مدیر مدرسه – آقای نولان – که مدیر سختگیر و منظمیست، جان کیتینگ را به عنوان معلم جدید ادبیات مدرسه معرفی میکند.
معلم جدید برخلاف اساسنامه و قواعد ثابت مدرسه رفتار کرده و دانش آموزان را به تالار تشریفات مدرسه میبرد و عکسهایی را به آنها نشان میدهد که شصت، هفتاد سال پیش در وجود داشتهاند و به آنها گوشزد میکند که دیگر زنده نیستند. این اولین درس بچههای مدرسه ولتون است: «مرگ آگاهی». بعد از درس مرگ آگاهی، معلم شعری برای آنها میخواند تا اهمیت استفاده از فرصتها و لحظه حال را به آنان یادآوری کند.
شکوفههای سرخ را
همین حالا که میتوانی
از جا برچین
زمان کهن سال
آرام در گذر است
همین گل که کنون به روی تو لبخند میزند
فردا روز
عمرش فانی خواهد بود. (کتاب انجمن شاعران مرده – صفحه 32)
و در ادامه به کلمه لاتین کارپه دیم اشاره میکند: «کارپه دیم یعنی دم را غنیمت بشمار.» جان کیتینگ منظور خودش را اینگونه توضیح میدهد: «چون ما غذای کرمها خواهیم شد، پسرها! چون فقط قراره تعداد محدودی از بهار و تابستان و پاییز رو تجربه کنیم. با این که باور کردنش سخته اما یک روز هر کدوم از ما از نفس خواهیم افتاد، تنمون سرد خواهد شد و خواهیم مرد.»
انجمن شاعران مرده اسم گردهمایی است که پنهانی در زمان تحصیل کیتینگ بر پا میشد و دختران و پسران جوان مخفیانه در یک غار دور هم جمع میشدند و شعرهای مورد علاقه خود یا اشعاری را که خودشان سروده بودند میخواندند. حال بچههای مدرسه ولتون به فکر میافتند دوباره آن انجمن را برپا کنند که این کار باعث میشود به خود حرکتی بدهند و از سکون خارج شوند. باعث میشود سراغ کارهایی بروند که به آنها علاقه شدید دارند. در این رمان خانوادهها و مراکز تربیتی بر روحیه فرزندان خود حاکم هستند به طوری که بچهها در مقابل رفتار تند آنها تظاهر به اطاعت میکنند ولی دنبال دلبستگیهای خود میروند.
انجمن شاعران مرده از آن دسته کتابهایی هست که امید و تکاپو را در دل آدم زنده نگاه میدارد. عاشق شخصیت جان کیتینگ شدم که توانست شیوه درست زندگی کردن و تبدیل کردن لحظهها به طلا را به خوبی به بچهها یاد بدهد.
داستان سراسر پر از جملههای زیبا و ناب است و شعرهایی که در این رمان استفاده شده بسیار زیبا و امیددهنده هستند. این موضوع برای عاشقان ادبیات نکته مثبتی است و هر کسی کتاب را بخواند عاشق آن خواهد شد. ترجمه کتاب هم خوب بود ولی این رمان هم مثل بیشتر رمانها در سایه مانده و دیده نشده است. به دوستان پیشنهاد میکنم کتاب را بخوانند و لذت ببرند.
@flith
👍1
پرواز فکر و اندیشه
#سده؛ روزیکه هوشنگ آتش را یافت. این آیین، بازتاب باور قدیمی و سنتی ایرانیان به پیروزی بر اهریمن است. مهمترین نماد آن هم آتشیست که فریدون پس از برانداختن ضحاک برافروخت و دگرباره ایرانزمین را روشن ساخت. یادکرد و پاسداشت این آیینهای پرطنین ملی، نویدیست…
#جشن_سده، آغاز فرا رسیدن نور،
روشنایی و نوروز بر ایرانیان گرامی باد🔥🔥🔥🔥
بیارایید این آتش زردهشت
بگیرد همی زند و اوستا به مشت
نگهدار این فال جشن سده
همین فر نوروز و آتشکده
اشاره #شاهنامه_فردوسی به کشف آتش و #جشن_سده:
بر آمد به سنگ گران سنگ خرد
هم آن و هم این سنگ گردید خرد
فروغی پدید آمد از هر دو سنگ
دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ
که او را فروغی چنین هدیه داد
همین #آتش آن گاه قبله نهاد
#فردوسی_بزرگ
از پی تهنیت روز نو آمد بر شاه
سده فرخ روز، دهم بهمن ماه
#فرخی_سیستانی
@flith
روشنایی و نوروز بر ایرانیان گرامی باد🔥🔥🔥🔥
بیارایید این آتش زردهشت
بگیرد همی زند و اوستا به مشت
نگهدار این فال جشن سده
همین فر نوروز و آتشکده
اشاره #شاهنامه_فردوسی به کشف آتش و #جشن_سده:
بر آمد به سنگ گران سنگ خرد
هم آن و هم این سنگ گردید خرد
فروغی پدید آمد از هر دو سنگ
دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ
که او را فروغی چنین هدیه داد
همین #آتش آن گاه قبله نهاد
#فردوسی_بزرگ
از پی تهنیت روز نو آمد بر شاه
سده فرخ روز، دهم بهمن ماه
#فرخی_سیستانی
@flith
پرواز فکر و اندیشه
من فهرستی از آنچه در مدرسه به ما یاد نمی دهند را تهیه کرده ام: . آنها به ما یاد نمی دهند که چگونه کسی را دوست بداریم . آنها به ما یاد نمی دهند که چگونه در شهرت به درستی زندگی کنیم . آنها به ما یاد نمی دهند که چگونه در گمنامی از زندگی لذت ببریم . آنها به ما…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▪️پیش بینی بچه ها در سال 1966 برای سال 2000
چرا همیشه دولت ها، رسانه ها، والدین، مدارس و… جوری رفتار می کنن و تفسیر می کنن و نگاه می کنن که این فکر به بچه ها و نسل آینده القا بشه که همه چیز در جهت بدتر شدن پیش خواهد رفت؟
یعنی وقتی این بچه ها صحبت از ماشین می کنن، به عنوان چیزی که انسان رو نابود می کنه بهش نگاه می کنن و نه چیزی که زندگی انسان رو بهبود خواهد داد.
امروز همین نگاه رو هم در مورد هوش مصنوعی و 5G داریم.
@flith
چرا همیشه دولت ها، رسانه ها، والدین، مدارس و… جوری رفتار می کنن و تفسیر می کنن و نگاه می کنن که این فکر به بچه ها و نسل آینده القا بشه که همه چیز در جهت بدتر شدن پیش خواهد رفت؟
یعنی وقتی این بچه ها صحبت از ماشین می کنن، به عنوان چیزی که انسان رو نابود می کنه بهش نگاه می کنن و نه چیزی که زندگی انسان رو بهبود خواهد داد.
امروز همین نگاه رو هم در مورد هوش مصنوعی و 5G داریم.
@flith
میگفت هیچ فرودگاهی اندازه فرودگاه امام اشک و خداحافظی تلخ نداشته، چون تنها فرودگاهیه که بیشتر مسافراش برای همیشه میروند.
@flith
@flith
👍1
⚫️ خاکم به سر، ز غصه به سر، خاک اگر کنم
خاک وطن که رفت، چه خاکی به سر کنم؟
آوخ کلاه نیست وطن تا که از سرم
برداشتند و فکر کلاهی دگر کنم
من آن نیم به مرگ طبیعی شوم هلاک
وین کاسه خون به بستر راحت هدر کنم
معشوق #عشقی ای وطن ای عشق پاک من
ای آن که ذکر عشق تو شام و سحر کنم
«عشقت نه سرسری است که از سر به در شود»
«مهرت نه عارضیست که جای دگر کنم »
«عشق تو در وجودم و مهر تو در دلم »
«با شیر اندرون شد و با جان به در کنم »
#میرزاده_عشقی
@flith
خاک وطن که رفت، چه خاکی به سر کنم؟
آوخ کلاه نیست وطن تا که از سرم
برداشتند و فکر کلاهی دگر کنم
من آن نیم به مرگ طبیعی شوم هلاک
وین کاسه خون به بستر راحت هدر کنم
معشوق #عشقی ای وطن ای عشق پاک من
ای آن که ذکر عشق تو شام و سحر کنم
«عشقت نه سرسری است که از سر به در شود»
«مهرت نه عارضیست که جای دگر کنم »
«عشق تو در وجودم و مهر تو در دلم »
«با شیر اندرون شد و با جان به در کنم »
#میرزاده_عشقی
@flith
جایی که منجلاب گوه است دم از اصلاح زدن خیانت است. اگر به یک تکهٔ آن انتقاد بشود قسمت های دیگرش تبرئه خواهد شد. تبرئه شدنی نیست. باید همهاش را دربست محکوم کرد و با یک تیپا توی خلا پرت کرد. چیز اصلاح شدنی نمی بینم.
#صادق_هدایت
@flith
#صادق_هدایت
@flith
کپی از فیسبوک مرجان مرجانی
اثر تماشاگر ( Bystander Effect ) یعنی چه؟
چگونه پخش شدن مسئولیت روی رفتار ما تأثیر میگذارد؟
فرض کنید صبح زود در یک جادهی خلوت در حال رانندگی هستید. در کنار جاده ماشینی حامل یک خانواده را میبینید که از جاده خارج شده و چپ کرده و به نظر میرسد که سرنشینان نیاز به کمک فوری دارند.
چقدر احتمال دارد که به آنها کمک کنید یا با گروههای امداد تماس بگیرید؟
حالا فرض کنید همین اتفاق در طول روز در یک جادهی شلوغ و پرترافیک میافتد. این بار عکسالعمل شما چیست؟
آیا باز هم به کمک میشتابید و با گروههای امداد تماس میگیرید؟ یا با خودتان میگویید: «بالاخره در میان کسانی که از اینجا عبور میکنند، کسی هست که بایستد و کمک کند.»
به نظر میرسد با زیاد شدن تعداد تماشاگران، احتمال و انگیزهی کمک کردن کاهش پیدا میکند. این همان چیزی است که به عنوان اثر تماشاگر یا Bystander Effect شناخته میشود.
بسیاری از ما، مردمِ موبایل به دست را دیدهایم که در رویدادها و سانحهها، به عکسبرداری و فیلمبرداری مشغول میشوند و برای کمک پا پیش نمیگذارند (خصوصاً اگر حس کنند دیگران هستند و کمک خواهند کرد).
در بحث اثر تماشاگر، به قتلی در سال ۱۹۶۴ اشاره میکنیم (+) :
در آن سال، زنی آمریکایی به نام کیتی جنویز (Kitty Genovese) در خیابان مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفت و با ضربات چاقو کشته شد.
حدود ۳۸ خانواده از پنجرهها شاهد این قتل بودند یا صدای فریادهای زن را میشنیدند،
اما جز یک مورد و آن هم با تأخیر، هیچکس با پلیس تماس نگرفت
قاتل، توانست سر فرصت طعمهی خود را آزار داده و به قتل برساند.
پس از این رویداد، برای نخستین بار در سال ۱۹۶۸ به پدیدهی اثر تماشاگر توجه شد.
https://t.me/flith/12519
@flith
اثر تماشاگر ( Bystander Effect ) یعنی چه؟
چگونه پخش شدن مسئولیت روی رفتار ما تأثیر میگذارد؟
فرض کنید صبح زود در یک جادهی خلوت در حال رانندگی هستید. در کنار جاده ماشینی حامل یک خانواده را میبینید که از جاده خارج شده و چپ کرده و به نظر میرسد که سرنشینان نیاز به کمک فوری دارند.
چقدر احتمال دارد که به آنها کمک کنید یا با گروههای امداد تماس بگیرید؟
حالا فرض کنید همین اتفاق در طول روز در یک جادهی شلوغ و پرترافیک میافتد. این بار عکسالعمل شما چیست؟
آیا باز هم به کمک میشتابید و با گروههای امداد تماس میگیرید؟ یا با خودتان میگویید: «بالاخره در میان کسانی که از اینجا عبور میکنند، کسی هست که بایستد و کمک کند.»
به نظر میرسد با زیاد شدن تعداد تماشاگران، احتمال و انگیزهی کمک کردن کاهش پیدا میکند. این همان چیزی است که به عنوان اثر تماشاگر یا Bystander Effect شناخته میشود.
بسیاری از ما، مردمِ موبایل به دست را دیدهایم که در رویدادها و سانحهها، به عکسبرداری و فیلمبرداری مشغول میشوند و برای کمک پا پیش نمیگذارند (خصوصاً اگر حس کنند دیگران هستند و کمک خواهند کرد).
در بحث اثر تماشاگر، به قتلی در سال ۱۹۶۴ اشاره میکنیم (+) :
در آن سال، زنی آمریکایی به نام کیتی جنویز (Kitty Genovese) در خیابان مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفت و با ضربات چاقو کشته شد.
حدود ۳۸ خانواده از پنجرهها شاهد این قتل بودند یا صدای فریادهای زن را میشنیدند،
اما جز یک مورد و آن هم با تأخیر، هیچکس با پلیس تماس نگرفت
قاتل، توانست سر فرصت طعمهی خود را آزار داده و به قتل برساند.
پس از این رویداد، برای نخستین بار در سال ۱۹۶۸ به پدیدهی اثر تماشاگر توجه شد.
https://t.me/flith/12519
@flith
Telegram
پرواز فکر و اندیشه
#اثر_تماشگر یا #بی_تفاوتهای_نظاره_گر
برگرفته از صفحه فیس بوک مرجان مرجانی
@flith
برگرفته از صفحه فیس بوک مرجان مرجانی
@flith
بیانیه 25 شاعر و نویسنده در ارتباط با روز قدس: «ما از انقلاب فلسطین و مبارزهی مستمر تمام خلقهای جهان علیه سرمایهداری جهانی، امپریالیسم آمریکا و صهیونیسم بینالملل حمایت میکنیم و در راهپیمایی روز قدس در کنار همهی مبارزان راه آزادی و دموکراسی شرکت خواهیم کرد، باشد که امپریالیسم آمریکا همچون سلطنت شاه روانه زبالهدان تاریخ شود.» امضاءکنندگان: امیرحسین آریانپور، داریوش آشوری، داریوش شایگان، رضا براهنی، مهرداد بهار، غلامحسین ساعدی، باقر پرهام، اسماعیل خوئی، نجف دریابندری، سیمین دانشور، محمد قاضی، داریوش مهرجویی، احمد شاملو و غیره...
روزنامهی اطلاعات، مرداد 1358
@flith
روزنامهی اطلاعات، مرداد 1358
@flith
روایت دکتر #شفیعی_کدکنی از تلاش تاریخی انگلیس در هند و پاکستان برای از بین بردن زبان فارسی و تسلط زبانهای محلی!
شفیعی کدکنی در این ۶ دقیقه به خوبی میگوید که چرا انگلیس و از آنطرف روسیه سالها برای برجسته کردن زبانهای محلی تلاش کردند و میکنند"
حمله به زبان ملى، زمينه سازى براى حمله به يگانگى ملى و يكپارچگى سرزمينى ماست. زيان فارسى ستونى از هويت ايرانى است. بدون آن اين بنا فرو مى ريزد. ايران مانند ليبى و افغانستان و پاكستان، كشور اقوام متحد نيست. كشور ملت "ايران" است.
#هوشیار_باشیم
@flith
شفیعی کدکنی در این ۶ دقیقه به خوبی میگوید که چرا انگلیس و از آنطرف روسیه سالها برای برجسته کردن زبانهای محلی تلاش کردند و میکنند"
حمله به زبان ملى، زمينه سازى براى حمله به يگانگى ملى و يكپارچگى سرزمينى ماست. زيان فارسى ستونى از هويت ايرانى است. بدون آن اين بنا فرو مى ريزد. ايران مانند ليبى و افغانستان و پاكستان، كشور اقوام متحد نيست. كشور ملت "ايران" است.
#هوشیار_باشیم
@flith
📚جلال آلاحمد كتاب «غرب زدگي» را نوشت و خيامي كارخانه «ايران خودرو» را ساخت
كدام يك به حال مردم ايران مفيد تر بودند؟
▪️از ادعاهای اصلی آلاحمد در کتاب«غربزدگی» این است که غربیها در جنگهای صلیبی با اقتباس از فنون و معارف اسلامی پس از «پنج شش قرن» به خداوندان فن و سرمایه و معرفت تبدیل شدند و پس از هشت قرن به خداوندان صنعت و ماشین و تکنولوژی. حتماً انتظار دارید او اثبات کند چگونه این فرایند رخ داد؟ واقعاً منتظرید آلاحمد ادعایش را اثبات کند؟ مگر قرار است روشنفکر خودپیامبرپندارِ جهانسومی فرض بنیادین نظریههایش را اثبات کند؟ او فقط از جایگاهی جبروتی امر میکند چنین و چنان است.او بر همین مبنا مطالبۀ اصلیاش را مطرح میکند. میگوید غرب به دلیل ترس از نیستی در برابر شرق بیدار شد و تعرض کرد، حالا ما باید از ترس نیستی بیدار شویم و تعرض کنیم یعنی حالا ما باید به غرب حمله کنیم. اما چگونه؟
⬛️کلیدواژۀ آلاحمد مفهوم «ماشین» است. کلاً ماشین و هر چیز ماشینی را غربی میداند. بزرگترین مشکل او این است که ماشین را غربیها ساختهاند. میگوید ماشین طلسمی است که غربیها بر سینۀ ما آویختند تا ما را بترسانند و بدوشند! چاره را چه میداند؟ میگوید خودمان باید ماشین بسازیم! در واقع خودمان باید از نو چرخ را اختراع کنیم. به صراحت میگوید ماشین مانند اسب است، باید رام شود و ما تا خودمان ماشین را نسازیم راممان نمیشود. میگوید باید اقتصاد و آموزش و روشی «مستقل» ایجاد کنیم. اما وقتی میپرسیم چگونه؟ پاسخ میدهد: «دیگر از من نخواهید وارد جزئیات بشوم که من اینکاره نیستم...»
◾️آلاحمد یا خواب است یا خود را به خواب زده است! میگوید ما باید ترس را کنار بگذاریم و این طلسم را بگشاییم. اما صد سال پیش از او کسانی به این ضرورت پی بردند و برای همین دارالفنون تأسیس شد و دانشجو به غرب فرستادند، اما او اتفاقاً دشمن متعصب همان دولتمردانی است که در پی بومیسازی ماشین و علومند! او از هر ازفرنگبرگشتهای سخت بیزار است! از خودشان و علمشان! و تهوعآورترین مسئله برایش این است که ما از مستشاران غربی راهوچاه چیزی را بپرسیم. درست در زمانی که آلاحمدِ همهچیزدان متن «غربزدگی» را مینوشت، برادران خیامی ایرانخودرو را پایهگذاری میکردند و چشموچراغ صنایع ایران شدند، البته آلاحمد قطعاً به این غربزدهها به دیدۀ تحقیر مینگریست، و از نظر او مشتي ارازل و بيكاره و بي بخار بر ايران حاكم بودند!
آلاحمد نویسندۀ بسیار توانایی است، و به جای استدلال، به شیوۀ ادبی آسمانوریسمان به هم میبافد. او شعبدهبازی است که در میانۀ نمایش فکر میکند پیامبر است! عصا میاندازد تا اژدها شود، اما نمیشود؛ عصا بر نیل میزند تا رود بشکافد، اما آب از آب تکان نمیخورد، برای همین از همه خشمگین است و راهش تاختن به همه است!
مهدی تدینی
@flith
كدام يك به حال مردم ايران مفيد تر بودند؟
▪️از ادعاهای اصلی آلاحمد در کتاب«غربزدگی» این است که غربیها در جنگهای صلیبی با اقتباس از فنون و معارف اسلامی پس از «پنج شش قرن» به خداوندان فن و سرمایه و معرفت تبدیل شدند و پس از هشت قرن به خداوندان صنعت و ماشین و تکنولوژی. حتماً انتظار دارید او اثبات کند چگونه این فرایند رخ داد؟ واقعاً منتظرید آلاحمد ادعایش را اثبات کند؟ مگر قرار است روشنفکر خودپیامبرپندارِ جهانسومی فرض بنیادین نظریههایش را اثبات کند؟ او فقط از جایگاهی جبروتی امر میکند چنین و چنان است.او بر همین مبنا مطالبۀ اصلیاش را مطرح میکند. میگوید غرب به دلیل ترس از نیستی در برابر شرق بیدار شد و تعرض کرد، حالا ما باید از ترس نیستی بیدار شویم و تعرض کنیم یعنی حالا ما باید به غرب حمله کنیم. اما چگونه؟
⬛️کلیدواژۀ آلاحمد مفهوم «ماشین» است. کلاً ماشین و هر چیز ماشینی را غربی میداند. بزرگترین مشکل او این است که ماشین را غربیها ساختهاند. میگوید ماشین طلسمی است که غربیها بر سینۀ ما آویختند تا ما را بترسانند و بدوشند! چاره را چه میداند؟ میگوید خودمان باید ماشین بسازیم! در واقع خودمان باید از نو چرخ را اختراع کنیم. به صراحت میگوید ماشین مانند اسب است، باید رام شود و ما تا خودمان ماشین را نسازیم راممان نمیشود. میگوید باید اقتصاد و آموزش و روشی «مستقل» ایجاد کنیم. اما وقتی میپرسیم چگونه؟ پاسخ میدهد: «دیگر از من نخواهید وارد جزئیات بشوم که من اینکاره نیستم...»
◾️آلاحمد یا خواب است یا خود را به خواب زده است! میگوید ما باید ترس را کنار بگذاریم و این طلسم را بگشاییم. اما صد سال پیش از او کسانی به این ضرورت پی بردند و برای همین دارالفنون تأسیس شد و دانشجو به غرب فرستادند، اما او اتفاقاً دشمن متعصب همان دولتمردانی است که در پی بومیسازی ماشین و علومند! او از هر ازفرنگبرگشتهای سخت بیزار است! از خودشان و علمشان! و تهوعآورترین مسئله برایش این است که ما از مستشاران غربی راهوچاه چیزی را بپرسیم. درست در زمانی که آلاحمدِ همهچیزدان متن «غربزدگی» را مینوشت، برادران خیامی ایرانخودرو را پایهگذاری میکردند و چشموچراغ صنایع ایران شدند، البته آلاحمد قطعاً به این غربزدهها به دیدۀ تحقیر مینگریست، و از نظر او مشتي ارازل و بيكاره و بي بخار بر ايران حاكم بودند!
آلاحمد نویسندۀ بسیار توانایی است، و به جای استدلال، به شیوۀ ادبی آسمانوریسمان به هم میبافد. او شعبدهبازی است که در میانۀ نمایش فکر میکند پیامبر است! عصا میاندازد تا اژدها شود، اما نمیشود؛ عصا بر نیل میزند تا رود بشکافد، اما آب از آب تکان نمیخورد، برای همین از همه خشمگین است و راهش تاختن به همه است!
مهدی تدینی
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بابات بفهمه خون به پا میکنه (مادر)
آبرومون رو بردی چرا نمیمیری از دستت راحت شیم (خواهر)
فکر نکن نمی فهمیم داری چه غلطی میکنی به موقعش حالیت میکنیم (برادر)
اصلا دیدی سر و شکل خواهرت رو نمیخواهی چیزی بهش بگی (زنداداش)
اگه بابات عرضه نداره خودم جلوی خواهرت رو بگیرم (شوهرخواهر)
با این سرووضع میره بیرون شوهرت بهش چیزی نمیگه (خاله)
تف به غیرتت مرد( عمو)
کشتمش تا حرف پشتم نباشه (پدر)
🚫در قتل های ناموسی شریک نباشیم همه مقصریم🚫
#دختر بودن و زندگی کردن تو این جامعه ی شجاعت تمام ناشدنی میخواد
خبر کوتاه بود و دردناک
"در یک روز عادی، یک مرد در اهواز سر همسر نوجوانش را بریده و آن را در شهر به نمایش گذاشته است"
مغزهای کوچک زنگ زده
@flith
آبرومون رو بردی چرا نمیمیری از دستت راحت شیم (خواهر)
فکر نکن نمی فهمیم داری چه غلطی میکنی به موقعش حالیت میکنیم (برادر)
اصلا دیدی سر و شکل خواهرت رو نمیخواهی چیزی بهش بگی (زنداداش)
اگه بابات عرضه نداره خودم جلوی خواهرت رو بگیرم (شوهرخواهر)
با این سرووضع میره بیرون شوهرت بهش چیزی نمیگه (خاله)
تف به غیرتت مرد( عمو)
کشتمش تا حرف پشتم نباشه (پدر)
🚫در قتل های ناموسی شریک نباشیم همه مقصریم🚫
#دختر بودن و زندگی کردن تو این جامعه ی شجاعت تمام ناشدنی میخواد
خبر کوتاه بود و دردناک
"در یک روز عادی، یک مرد در اهواز سر همسر نوجوانش را بریده و آن را در شهر به نمایش گذاشته است"
مغزهای کوچک زنگ زده
@flith
شعار مرگ بر دیکتاتور سرآغاز فروپاشی.
روزی که مردم بفهمند از رهبر قویترند کار تمام است . چائوشسکو، دیکتاتور کمونیست رومانی، تظاهرات گستردهای را جهت حمایت از حکومت خود در مرکز بخارست ترتیب داد. چائو برای اثبات محبوبیت خود به رومانیایی ها و مردم جهان تظاهراتی را ترتیب داد. طرفدارانش حدود ۸۰ هزار نفر را به میدان مرکزی بخارست آورد.چائو روی بالکن مشرف به میدان قرار گرفت، شروع به سخنرانی کرد. او هشت دقیقه از شکوه سوسیالیسم رومانیایی گفت. جمعیت هم او را تشویق میکردند. بعد یک اتفاق عجیب افتاد. چائو میگفت: «من میخواهم از بانیان و سازمان دهندگان این رویداد بزرگ تشکر کنم که آن را...» که ناگهان با چشمانی گشاده ساکت ماند و با ناباوری به جمعیت خیره شد. او هیچگاه جملهاش را کامل نکرد. یک نفر در جمعیت او را هو کرد. هنوز هم معلوم نیست چه کسی اولین بار جرأت این کار را پیدا کرد ظرف چند دقیقه جمعیت سوت کشیدند، شعار میدادند و فریاد میزدند: «تیمیشوارا تیمیشوارا» او با هو کردنهای مردم و شعار «مرگ بر دیکتاتور» روبرو شد.کل رومانی صدای هو کردن جمعیت را شنید. و سرآغاز سقوط شد .
@flith
روزی که مردم بفهمند از رهبر قویترند کار تمام است . چائوشسکو، دیکتاتور کمونیست رومانی، تظاهرات گستردهای را جهت حمایت از حکومت خود در مرکز بخارست ترتیب داد. چائو برای اثبات محبوبیت خود به رومانیایی ها و مردم جهان تظاهراتی را ترتیب داد. طرفدارانش حدود ۸۰ هزار نفر را به میدان مرکزی بخارست آورد.چائو روی بالکن مشرف به میدان قرار گرفت، شروع به سخنرانی کرد. او هشت دقیقه از شکوه سوسیالیسم رومانیایی گفت. جمعیت هم او را تشویق میکردند. بعد یک اتفاق عجیب افتاد. چائو میگفت: «من میخواهم از بانیان و سازمان دهندگان این رویداد بزرگ تشکر کنم که آن را...» که ناگهان با چشمانی گشاده ساکت ماند و با ناباوری به جمعیت خیره شد. او هیچگاه جملهاش را کامل نکرد. یک نفر در جمعیت او را هو کرد. هنوز هم معلوم نیست چه کسی اولین بار جرأت این کار را پیدا کرد ظرف چند دقیقه جمعیت سوت کشیدند، شعار میدادند و فریاد میزدند: «تیمیشوارا تیمیشوارا» او با هو کردنهای مردم و شعار «مرگ بر دیکتاتور» روبرو شد.کل رومانی صدای هو کردن جمعیت را شنید. و سرآغاز سقوط شد .
@flith
"فیلم «باشو غریبه کوچک» روایتگر داستان کودکی از جنوب ایران است که در پی جنگ بصورت اتفاقی سر از شمال ایران درمیآورد، اما هیچ کدام از دو طرف زبان یکدیگر را متوجه نمیشوند و این باعث مشکلات فراوانی برای او می شود.
باشو با خواندن برگی از کتاب فارسی باعث میشود تا توجه کودکان شمالی به او جلب شود..."
بیشتر کسانی که از «زبان پارسی» دفاع میکنند؛ از همین اقوام ایرانی با زبانهای محلی خود هستند و طبیعتا هدف این دفاع و پشتیبانی، هرگز نابودی زبانهای محلی نبوده و نیست.
مگر میشود با زبان مادری دشمنی کرد؟
مگر میشود باعث نابودی لالاییها و کودکانههای خود شد؟
و اساسا مگر زبان پارسی قرار است باعث از میان رفتن زبانهای محلی شود؟
پس چرا در این صدها سال، زبانهای کردی، لری، مازنی، ترکی و ... از میان نرفتند و گویشوران آنها بیشتر هم شده است؟
اینکه باید از زبانهای مادری خود حمایت کرد و ادبیات آن را در مدارس آموزش دید کاملا بجاست است، اما اجرای این امر تنها در کنار آموزش زبان پارسی درست میباشد، نه در نبود آن...
زبان پارسی بخشی از هویت ایرانی ماست و دفاع از آن بر هر کسی که خود را ایرانی میداند واجب است. افزون بر جایگاه «پیوند دهنده زبان پارسی»؛ بیش از ۹۰درصد تاریخ و ادبیات ۲۰۰۰ سال اخیر ایران به زبان پارسی نوشته شده و فراموشی زبان پارسی، یعنی دوری از تاریخ و ادبیات ایران، یعنی خداحافظی با هویت ایرانی!
پرسش مهم ما این است که چرا «خواستهی آموزش زبان مادری» نخست از رسانهها و جریانهای ایرانستیز شنیده میشود و این موضوع ِ ثابت برنامههای آنها است؟
چه رابطهای میان ایرانستیزی و زبانهای محلی وجود دارد؟
در واقع هدف اصلی اینها نه «آموزش زبانهای مادری» که «به حاشیه بردن زبان پارسی» و کمرنگ کردن نقش پیوند دهندهی آن در میان ایرانیان است؛ شما به افراد، جریانها و شبکههایی که پیوسته از «آموزش زبان مادری» دفاع میکنند، نگاه کنید! بیشتر آنها افراد سرشناس ِ جریانهای تجزیهطلب و قومگرا هستند...
(برگرفته از سایت ایرانزمین)
@flith
باشو با خواندن برگی از کتاب فارسی باعث میشود تا توجه کودکان شمالی به او جلب شود..."
بیشتر کسانی که از «زبان پارسی» دفاع میکنند؛ از همین اقوام ایرانی با زبانهای محلی خود هستند و طبیعتا هدف این دفاع و پشتیبانی، هرگز نابودی زبانهای محلی نبوده و نیست.
مگر میشود با زبان مادری دشمنی کرد؟
مگر میشود باعث نابودی لالاییها و کودکانههای خود شد؟
و اساسا مگر زبان پارسی قرار است باعث از میان رفتن زبانهای محلی شود؟
پس چرا در این صدها سال، زبانهای کردی، لری، مازنی، ترکی و ... از میان نرفتند و گویشوران آنها بیشتر هم شده است؟
اینکه باید از زبانهای مادری خود حمایت کرد و ادبیات آن را در مدارس آموزش دید کاملا بجاست است، اما اجرای این امر تنها در کنار آموزش زبان پارسی درست میباشد، نه در نبود آن...
زبان پارسی بخشی از هویت ایرانی ماست و دفاع از آن بر هر کسی که خود را ایرانی میداند واجب است. افزون بر جایگاه «پیوند دهنده زبان پارسی»؛ بیش از ۹۰درصد تاریخ و ادبیات ۲۰۰۰ سال اخیر ایران به زبان پارسی نوشته شده و فراموشی زبان پارسی، یعنی دوری از تاریخ و ادبیات ایران، یعنی خداحافظی با هویت ایرانی!
پرسش مهم ما این است که چرا «خواستهی آموزش زبان مادری» نخست از رسانهها و جریانهای ایرانستیز شنیده میشود و این موضوع ِ ثابت برنامههای آنها است؟
چه رابطهای میان ایرانستیزی و زبانهای محلی وجود دارد؟
در واقع هدف اصلی اینها نه «آموزش زبانهای مادری» که «به حاشیه بردن زبان پارسی» و کمرنگ کردن نقش پیوند دهندهی آن در میان ایرانیان است؛ شما به افراد، جریانها و شبکههایی که پیوسته از «آموزش زبان مادری» دفاع میکنند، نگاه کنید! بیشتر آنها افراد سرشناس ِ جریانهای تجزیهطلب و قومگرا هستند...
(برگرفته از سایت ایرانزمین)
@flith
خودت باش نگذار حکومت ها از تو گله بسازند متفکر میتواند فکر کُند برای همین سیاست میخواهد که نابودش کُند دیانت میخواهد از هستی ساقطاش کُند. به فرد میگوید کافر! در حالی که او انکار نمیکند تردید میکند!همیشه تردید، سیاست و دیانت را خلع سلاح کرده. تردید میخواهد بداند پس راه میرود سوال میکند، و سوال تنها چیزیست که دیانت را ناکارمیکند! متاسفانه اغلبِ دولتهای اکنونی دایه مهربان تر از مادری به نامِ دمکراسی ست که چیزی جز دیکتاتوری اکثریت نیست. اگر چه دمکراتها این کشیشانِ مُدرن معتقدند که خواست و ارادهی مردم خطِ مشی دولتها را تعیین کرده آنها را کنترل میکند اما این تنها موعظهای بالای مَنبر است و افسانهای بیش نیست. ارادهی مردمی دائم دچار تغییر است و رسانهها این فرمان بَرانِ مراکزِ بانکی با کیشّی به فیشی میتوانند مثلِ موم آنها را به هر شکلی که میخواهند درآورند. از طرفی در طولِ تاریخ همیشه عدهای که در اقلیت بودند از بقیه آگاهی بیشتری داشتند امّا دمکراسی کمک میکند که دائم جماعتِ نادان تصمیم گرفته آن اقلیتِ مفلوک در برابرِ یک انتخابِ ابلهانه قرار بگیرد .
@flith
@flith