Forwarded from Reza Pahlavi | رضا پهلوی
٢٢ بهمن برای ما ایرانیان، سرآغاز سقوطی دردناک به قعر جهنم جمهوری اسلامی است: کشور از مسیر پیشرفت و شکوفایی خارج شد؛ امت جای ملت را گرفت؛ به نام دین، آزادی به قتل رسید؛ بوستانها نابود و قبرستانها آباد شد؛ ناامنی و سرکوب و تبعیض به جای امنیت و نظم و قانون حاکم شد؛ زنان، شهروند درجه دو شدند؛ آزادی مذهب از دست رفت؛ و توهمات آخرالزمانی گروهی مرتجع، نام ارجمند ایران را به آشوب و تروریسم پیوند زد؛ پول ملی ایران را روزبهروز بیارزشتر و مردم ما را روزبهروز فقیرتر کرد. آنچه در بهمن ۵۷ رخ داد، شورش اتحاد نامبارک ارتجاع سرخ و سیاه علیه خردگرایی و میهنپرستی بود.
آن سقوط تلخ اما یادآور این نکته نیز است که اینجا که هستیم بر خلاف آنچه پایمردان دیو در گوش ما میخوانند جایگاه حقیقی ما نیست. هنوز در میان ما بسیاری هستند که ایرانی دیگر، ایرانی مرفه، ایرانی امن، ایرانی محترم، ایرانی آزاد را تجربه کردهاند.
در گذشته نمیتوان زیست اما برای ساخت آیندهای تحسینبرانگیز، از گذشته میتوان آموخت و الهام گرفت.
ما، هم شایسته وضعی بهتریم و هم نشان دادهایم توانایی ساختن ایرانی متفاوت را داریم. چنانکه پیش از این یک بار همراه یکدیگر، به عنوان ملتی متحد، ایرانی را که در آستانه فروپاشی قرار گرفته بود به کشوری مدرن و مرفه تبدیل کردیم. ما همان ملت کبیریم و از تبار همان مردان و زنان سختکوش.
از پیوند آن تجربه موفق گذشته با باور به آیندهای بهتر است که بازپسگیری ایران از رژیم غیرایرانی تبدیل به خواست ملی شده است.
هممیهنان،
جمهوری اسلامی در ضعیفترین و ناکارآمدترین روزهای خود به سر میبرد و تحولات منطقهای و جهانی نیز فرصتی تاریخی را پیش روی ما قرار داده است. اما این پنجره فرصت همیشگی نیست.
من با پشتیبانی و خواست شما هممیهنانم برای به زیر کشیدن ضحاک زمانه و رژیمش در این میدان ایستادهام و برای پس گرفتن ایران و دوباره ساختن آن برنامهای مشخص و مدون دارم: طرحی پنجگانه که هم مسیر پیروزی را مشخص میکند و هم نقشه راه فردای پیروزی را. ما این کارزار برای رهایی و نجات میهنمان را با هم در ایران و چهارگوشه جهان پیش خواهیم برد. همانطور که بارها گفتهام، ما اگرچه در پایتختهای خارجی به دنبال دوستان و متحدانی برای این راه هستیم، اما میدانیم که آزادیمان تنها به دست خود ما رقم خواهد خورد.
اینک زمان اقدام است. زمان آن است که همراه هم مام میهن را روستا به روستا، محله به محله، شهر به شهر، استان به استان از چنگال اهریمنی جمهوری اسلامی آزاد کنیم و نجات دهیم. اگر آمادهاید، هر جا که هستید، داخل یا خارج، روستا یا شهر، شرق یا غرب، شمال یا جنوب یک گام برای پیروزی، برای فشار بر رژیم، برای حمایت از انقلاب ملی مردم ایران بردارید؛ هر کس به سهم خود و به هر اندازه که میتواند. انقلاب ملی برای پیروزی به تکتک ما نیاز دارد، ایران به تکتک ما نیاز دارد.
پاینده ایران،
رضا پهلوی
@OfficialRezaPahlavi
آن سقوط تلخ اما یادآور این نکته نیز است که اینجا که هستیم بر خلاف آنچه پایمردان دیو در گوش ما میخوانند جایگاه حقیقی ما نیست. هنوز در میان ما بسیاری هستند که ایرانی دیگر، ایرانی مرفه، ایرانی امن، ایرانی محترم، ایرانی آزاد را تجربه کردهاند.
در گذشته نمیتوان زیست اما برای ساخت آیندهای تحسینبرانگیز، از گذشته میتوان آموخت و الهام گرفت.
ما، هم شایسته وضعی بهتریم و هم نشان دادهایم توانایی ساختن ایرانی متفاوت را داریم. چنانکه پیش از این یک بار همراه یکدیگر، به عنوان ملتی متحد، ایرانی را که در آستانه فروپاشی قرار گرفته بود به کشوری مدرن و مرفه تبدیل کردیم. ما همان ملت کبیریم و از تبار همان مردان و زنان سختکوش.
از پیوند آن تجربه موفق گذشته با باور به آیندهای بهتر است که بازپسگیری ایران از رژیم غیرایرانی تبدیل به خواست ملی شده است.
هممیهنان،
جمهوری اسلامی در ضعیفترین و ناکارآمدترین روزهای خود به سر میبرد و تحولات منطقهای و جهانی نیز فرصتی تاریخی را پیش روی ما قرار داده است. اما این پنجره فرصت همیشگی نیست.
من با پشتیبانی و خواست شما هممیهنانم برای به زیر کشیدن ضحاک زمانه و رژیمش در این میدان ایستادهام و برای پس گرفتن ایران و دوباره ساختن آن برنامهای مشخص و مدون دارم: طرحی پنجگانه که هم مسیر پیروزی را مشخص میکند و هم نقشه راه فردای پیروزی را. ما این کارزار برای رهایی و نجات میهنمان را با هم در ایران و چهارگوشه جهان پیش خواهیم برد. همانطور که بارها گفتهام، ما اگرچه در پایتختهای خارجی به دنبال دوستان و متحدانی برای این راه هستیم، اما میدانیم که آزادیمان تنها به دست خود ما رقم خواهد خورد.
اینک زمان اقدام است. زمان آن است که همراه هم مام میهن را روستا به روستا، محله به محله، شهر به شهر، استان به استان از چنگال اهریمنی جمهوری اسلامی آزاد کنیم و نجات دهیم. اگر آمادهاید، هر جا که هستید، داخل یا خارج، روستا یا شهر، شرق یا غرب، شمال یا جنوب یک گام برای پیروزی، برای فشار بر رژیم، برای حمایت از انقلاب ملی مردم ایران بردارید؛ هر کس به سهم خود و به هر اندازه که میتواند. انقلاب ملی برای پیروزی به تکتک ما نیاز دارد، ایران به تکتک ما نیاز دارد.
پاینده ایران،
رضا پهلوی
@OfficialRezaPahlavi
❤13
Forwarded from Farah Pahlavi - فرح پهلوی
نقاشی دیواری جکسون پولاک “بر روی زمین سرخپوست”
نقاشی دیواری جکسون پولاک بر روی زمین سرخپوست (1950) توسط ملکه فرح پهلوی در سال 1977 به قیمت حدود 850,000 دلار به عنوان بخشی از تلاش او برای ساخت یک مجموعه هنری مدرن در سطح جهانی در ایران خریداری شد. پس از انقلاب ۱۳۵۷، این نقاشی برای دهه ها در زیرزمین موزه هنرهای معاصر تهران پنهان بود. در سال 2005، این نقاشی سرانجام دوباره به نمایش گذاشته شد و در سال 2012، برای مرور گذشته پولاک به ژاپن قرض داده شد. تا سال 2010، ارزش آن 250 میلیون دلار تخمین زده شد. امروزه، نقاشی دیواری بر روی زمین سرخپوست در موزه تهران باقی مانده است.
نقاشی دیواری جکسون پولاک بر روی زمین سرخپوست (1950) توسط ملکه فرح پهلوی در سال 1977 به قیمت حدود 850,000 دلار به عنوان بخشی از تلاش او برای ساخت یک مجموعه هنری مدرن در سطح جهانی در ایران خریداری شد. پس از انقلاب ۱۳۵۷، این نقاشی برای دهه ها در زیرزمین موزه هنرهای معاصر تهران پنهان بود. در سال 2005، این نقاشی سرانجام دوباره به نمایش گذاشته شد و در سال 2012، برای مرور گذشته پولاک به ژاپن قرض داده شد. تا سال 2010، ارزش آن 250 میلیون دلار تخمین زده شد. امروزه، نقاشی دیواری بر روی زمین سرخپوست در موزه تهران باقی مانده است.
👍5😍2👎1
- خزان ۵۷ و دستاوردهایی که بر باد رفتند!
جای آن داشت که داستان زندگی محمدرضاشاه را در شاهنامه بنویسند، کتابی حماسی-ادبی که توسط فردوسی نوشته شده و اوجگیری و سقوط سلسلهٔ پادشاهی ایران را در طول قرنها شرح میدهد.
شاه بعد از نشستن بر تخت پادشاهی در سال ۱۳۲۰ و از همان اوج جوانی، تهدیدات خطرناکی را از سر گذرانید که کمتر مردی قادر به تحملشان بود؛ جنگ جهانی و اشغال کشورش، تهدیدات کمونیستها، سقوط هواپیما، سوءقصدهای متعدد به جانش، توطئهٔ کودتا، شورشهای مذهبی، و حتی تبعید برای مدتی کوتاه.
در دورهای که دیگر شاهان و ملکهها مجبور به ترک قدرت میشدند و یا مسؤلیتشان به بریدن یک روبان و دست دادنهای نمایشی محدود میشد، شاه ایران توانست اصالت پادشاهی را در قرن بیستم حفظ کند. او تصمیم گرفت تا در سال ۱۳۴۲ انقلاب سفید را کلید بزند. انقلاب سفید طرحی بلندپروازانه برای اصلاحات اجتماعی و اقتصادی و تبدیل ایران از یک کشور نیمهفئودال به کشوری صنعتی، مدرن و قدرتمند بود.طی این انقلاب کشاورزان از اسارت اربابان آزاد شدند؛ مراتع، جنگلها و رودخانهها و دریاچهها ملی شدند و به زنان حقوق شهروندی و قانونی داده شد.
چهار سال بعدتر یعنی سال ۴۶ ، مراسم تاجگذاری رو انجام داد. محمدرضاشاه ۲۶ سال مراسم تاجگذاری را به تعویق انداخته تا پیشرفت ایران درخور برگزاری چنین جشنی باشد. زمانی که شاه مراسم دیرهنگام تاجگذاری خود را انجام داد، نرخ رشد اقتصادی ایران حتی از آمریکا، بریتانیا و فرانسه هم پیشی گرفته بود. منتقدانی که سابقاً به شاه میتاختند، حالا تیزهوشی و دستاوردهای او را تحسین میکردند.
روزنامهٔ دیلی میل انگلستان در همین دوران مینویسد: «ما خوشحالیم که در تاجگذاری شاه به او ادای احترام کنیم. شاه هرگز کشورش را وارد جنگ نکرد. او نشان داد که چگونه میتوان به نبرد با گرسنگی، قحطی، آلودگی و بیماری رفت و از این جهت سرمشقی برای بسیاری از دیگر کشورهای جهان فراهم آورد.»
شاه فقط به این حد قانع نبود. در اواخر دههٔ ۴۰ و آغاز دههٔ ۵۰ از تنشهای جنگ سرد اوج استفاده را کرد و مسؤلیت حفظ امنیت منطقهٔ خلیج فارس را بدست گرفت، بعد بهترین نقشهٔ خود را رو کرد و برنامهٔ شوک نفتی را طی دیماه ۱۳۵۲ اجرایی کرد، بدینترتیب قیمت نفت یکشبه دو برابر شد و بزرگترین انتقال ثروت بین کشورهای مستقل در تاریخ دنیا رقم خورد.
شاه در قامت رهبر اوپک میلیاردها دلار را از سراسر دنیا به خزانهٔ کشورش سرازیر کرد و این منبع درآمد جدید را صرف گسترش صنایع، تحصیلات، بهداشت، رفاه، هنر و نیروی نظامی در ایران کرد.
در قلب برنامههای اصلاحگرانهٔ او تعهد راسخ به تحصیلات ایرانیان قرار داشت. مابین سالهای ۴۶ تا ۵۶، شمار دانشگاههای پیشرفتهٔ ایران از ۷ به ۲۲، تعداد مراکز آموزشی تخصصی از ۴۰ به ۲۰۰، و تعداد دانشجویان مراکز آموزش عالی از ۳۶،۷۴۲ به ۱۰۰،۰۰۰ نفر رسید.
شاه همچنین اقدام به تجهیز ارتش کرد، ساخت نیروگاههای هستهای مدرن را کلید زد و اعلام کرد که دوران ترکتازی قدرتهای خارجی در ایران و منطقه به سر آمده است. او میگفت: «هیچکسی نمیتواند به ما دیکته کند که باید چه کنیم و چه نکنیم؛ هیچکسی نمیتواند انگشت تهدیدش را بهسوی ما نشانه بگیرد، چون ما نیز قادریم آنها را نشانه بگیرم.»
در سال ۱۳۵۳ نشریهٔ تایمز شاه را «امپراتور نفت» لقب داد و اعلام کرد که شاه کشورش را در آستانهٔ رسیدن به عظمتی قرار داده که همپای عظمتی است که کورش کبیر برای ایران باستان به ارمغان آورده بود.
شرکتهای آمریکایی، اروپایی و ژاپنی برای راهاندازی دفاتر مرکزی در ایران از یکدیگر سبقت میگرفتند و شتابان با شرکتهای ایرانی وارد سرمایهگذاریهای مشترک میشدند. یکی از سرمایهداران آمریکایی میگفت: «رونق؟ تازه اول کار است. فعلاً آنها به تکنولوژی غربی نیاز دارند اما فکر کنید چه اتفاقی میافتد وقتی که آنها خودشان به تولید و صادرات آهن و مس دست بزنند؟ و یا مشکلات کشاورزیشان را حل کنند؛ در اینصورت آنها باقی کشورهای خاورمیانه را هم خواهند بلعيد.»
ارقام پشتپرده، نشانگر توسعهٔ خیرهکنندهٔ ایران بودند و به گفتهٔ روزنامه شیکاگو تریبیون بسیاری تردیدی نداشتند که «مردم ایران خیلی بهتر از مردمان کشورهای همسایهشان زندگی میکنند.»
از سال ۱۳۲۰ درآمد ملی ایرانیان ۴۲۳ برابر شده بود و از سال ۱۳۴۲ تولید ناخالص ملی کشور ۱۴ برابر افزایش یافته بود. ایران در خاورمیانه مطلقاً بیرقیب بود و پس از آنکه صدام در مواجه با پادشاهی ایران تحقیر شد و با پذیرش قراردادی که بهضررش بود، عقب نشست، دیگر هیچ حاکمی در منطقه به خود جرئت نمیداد تا آشکارا علیه شاه موضعگیری کند.
همهٔ این روندهای صعودی درنتیجهٔ انقلاب ۵۷ متوقف شدند و ایران از آن زمان، تاکنون دیگر هیچگاه نتوانست جایگاه پیشینش در منطقه و جهان را بازیابد.
جای آن داشت که داستان زندگی محمدرضاشاه را در شاهنامه بنویسند، کتابی حماسی-ادبی که توسط فردوسی نوشته شده و اوجگیری و سقوط سلسلهٔ پادشاهی ایران را در طول قرنها شرح میدهد.
شاه بعد از نشستن بر تخت پادشاهی در سال ۱۳۲۰ و از همان اوج جوانی، تهدیدات خطرناکی را از سر گذرانید که کمتر مردی قادر به تحملشان بود؛ جنگ جهانی و اشغال کشورش، تهدیدات کمونیستها، سقوط هواپیما، سوءقصدهای متعدد به جانش، توطئهٔ کودتا، شورشهای مذهبی، و حتی تبعید برای مدتی کوتاه.
در دورهای که دیگر شاهان و ملکهها مجبور به ترک قدرت میشدند و یا مسؤلیتشان به بریدن یک روبان و دست دادنهای نمایشی محدود میشد، شاه ایران توانست اصالت پادشاهی را در قرن بیستم حفظ کند. او تصمیم گرفت تا در سال ۱۳۴۲ انقلاب سفید را کلید بزند. انقلاب سفید طرحی بلندپروازانه برای اصلاحات اجتماعی و اقتصادی و تبدیل ایران از یک کشور نیمهفئودال به کشوری صنعتی، مدرن و قدرتمند بود.طی این انقلاب کشاورزان از اسارت اربابان آزاد شدند؛ مراتع، جنگلها و رودخانهها و دریاچهها ملی شدند و به زنان حقوق شهروندی و قانونی داده شد.
چهار سال بعدتر یعنی سال ۴۶ ، مراسم تاجگذاری رو انجام داد. محمدرضاشاه ۲۶ سال مراسم تاجگذاری را به تعویق انداخته تا پیشرفت ایران درخور برگزاری چنین جشنی باشد. زمانی که شاه مراسم دیرهنگام تاجگذاری خود را انجام داد، نرخ رشد اقتصادی ایران حتی از آمریکا، بریتانیا و فرانسه هم پیشی گرفته بود. منتقدانی که سابقاً به شاه میتاختند، حالا تیزهوشی و دستاوردهای او را تحسین میکردند.
روزنامهٔ دیلی میل انگلستان در همین دوران مینویسد: «ما خوشحالیم که در تاجگذاری شاه به او ادای احترام کنیم. شاه هرگز کشورش را وارد جنگ نکرد. او نشان داد که چگونه میتوان به نبرد با گرسنگی، قحطی، آلودگی و بیماری رفت و از این جهت سرمشقی برای بسیاری از دیگر کشورهای جهان فراهم آورد.»
شاه فقط به این حد قانع نبود. در اواخر دههٔ ۴۰ و آغاز دههٔ ۵۰ از تنشهای جنگ سرد اوج استفاده را کرد و مسؤلیت حفظ امنیت منطقهٔ خلیج فارس را بدست گرفت، بعد بهترین نقشهٔ خود را رو کرد و برنامهٔ شوک نفتی را طی دیماه ۱۳۵۲ اجرایی کرد، بدینترتیب قیمت نفت یکشبه دو برابر شد و بزرگترین انتقال ثروت بین کشورهای مستقل در تاریخ دنیا رقم خورد.
شاه در قامت رهبر اوپک میلیاردها دلار را از سراسر دنیا به خزانهٔ کشورش سرازیر کرد و این منبع درآمد جدید را صرف گسترش صنایع، تحصیلات، بهداشت، رفاه، هنر و نیروی نظامی در ایران کرد.
در قلب برنامههای اصلاحگرانهٔ او تعهد راسخ به تحصیلات ایرانیان قرار داشت. مابین سالهای ۴۶ تا ۵۶، شمار دانشگاههای پیشرفتهٔ ایران از ۷ به ۲۲، تعداد مراکز آموزشی تخصصی از ۴۰ به ۲۰۰، و تعداد دانشجویان مراکز آموزش عالی از ۳۶،۷۴۲ به ۱۰۰،۰۰۰ نفر رسید.
شاه همچنین اقدام به تجهیز ارتش کرد، ساخت نیروگاههای هستهای مدرن را کلید زد و اعلام کرد که دوران ترکتازی قدرتهای خارجی در ایران و منطقه به سر آمده است. او میگفت: «هیچکسی نمیتواند به ما دیکته کند که باید چه کنیم و چه نکنیم؛ هیچکسی نمیتواند انگشت تهدیدش را بهسوی ما نشانه بگیرد، چون ما نیز قادریم آنها را نشانه بگیرم.»
در سال ۱۳۵۳ نشریهٔ تایمز شاه را «امپراتور نفت» لقب داد و اعلام کرد که شاه کشورش را در آستانهٔ رسیدن به عظمتی قرار داده که همپای عظمتی است که کورش کبیر برای ایران باستان به ارمغان آورده بود.
شرکتهای آمریکایی، اروپایی و ژاپنی برای راهاندازی دفاتر مرکزی در ایران از یکدیگر سبقت میگرفتند و شتابان با شرکتهای ایرانی وارد سرمایهگذاریهای مشترک میشدند. یکی از سرمایهداران آمریکایی میگفت: «رونق؟ تازه اول کار است. فعلاً آنها به تکنولوژی غربی نیاز دارند اما فکر کنید چه اتفاقی میافتد وقتی که آنها خودشان به تولید و صادرات آهن و مس دست بزنند؟ و یا مشکلات کشاورزیشان را حل کنند؛ در اینصورت آنها باقی کشورهای خاورمیانه را هم خواهند بلعيد.»
ارقام پشتپرده، نشانگر توسعهٔ خیرهکنندهٔ ایران بودند و به گفتهٔ روزنامه شیکاگو تریبیون بسیاری تردیدی نداشتند که «مردم ایران خیلی بهتر از مردمان کشورهای همسایهشان زندگی میکنند.»
از سال ۱۳۲۰ درآمد ملی ایرانیان ۴۲۳ برابر شده بود و از سال ۱۳۴۲ تولید ناخالص ملی کشور ۱۴ برابر افزایش یافته بود. ایران در خاورمیانه مطلقاً بیرقیب بود و پس از آنکه صدام در مواجه با پادشاهی ایران تحقیر شد و با پذیرش قراردادی که بهضررش بود، عقب نشست، دیگر هیچ حاکمی در منطقه به خود جرئت نمیداد تا آشکارا علیه شاه موضعگیری کند.
همهٔ این روندهای صعودی درنتیجهٔ انقلاب ۵۷ متوقف شدند و ایران از آن زمان، تاکنون دیگر هیچگاه نتوانست جایگاه پیشینش در منطقه و جهان را بازیابد.
👍12👏2
Forwarded from ناصر کرمی
⁉️ #پرسمان
چرا حتی دو جایزه نوبل، برخورداری انحصاری از ساحت رسانههای جریان اصلی، سالانه 65 میلیون دلار فاند و پشتیبانی ضمنی لشگرهای سایبری برای تخریب اردوگاه رقیب، نتوانست برای جمهوریخواهان ایران هیچ چهره محبوب و مردمی که توانایی ایجاد یک اتحاد فراگیر داشته باشد ایجاد کند؟
سوال میپرسم دوستان جمهوریخواه. قصد طعنه زدن و مجادله ندارم.
@nasserkaramii
چرا حتی دو جایزه نوبل، برخورداری انحصاری از ساحت رسانههای جریان اصلی، سالانه 65 میلیون دلار فاند و پشتیبانی ضمنی لشگرهای سایبری برای تخریب اردوگاه رقیب، نتوانست برای جمهوریخواهان ایران هیچ چهره محبوب و مردمی که توانایی ایجاد یک اتحاد فراگیر داشته باشد ایجاد کند؟
سوال میپرسم دوستان جمهوریخواه. قصد طعنه زدن و مجادله ندارم.
@nasserkaramii
👍7
Forwarded from Reza Pahlavi | رضا پهلوی
کنفرانس امنیتی مونیخ برای دومین بار در دو هفته گذشته، به دستور دولت آلمان و تحت تهدید رژیم جمهوری اسلامی، دعوت خود از من را برای شرکت در این کنفرانس پس گرفت. این نشان میدهد که خامنهای برای برلین تصمیم میگیرد.
این یک خیانت به مردم ایران و ارزشهای دموکراتیک آلمان است. دولت آلمان نه تنها صدای ملت ایران را خاموش کرده، بلکه فعالانه خواستههای جمهوری اسلامی را اجرا کرده است.
به جای پشتیبانی از کسانی که برای آزادی مبارزه میکنند، آلمان ترجیح داده است یک رژیم دیکتاتوری را راضی نگه دارد؛ رژیمی که شهروندان خود را میکشد، اروپاییها را گروگان میگیرد، و از تروریسم حمایت میکند.
در حالی که وزارت امور خارجه آلمان ادعا کرده بود که دخالتی در تصمیمات کنفرانس امنیتی مونیخ نداشته، بیانیه اخیر کنفرانس امنیتی نشان میدهد که این ادعا دروغ بوده است؛ دروغی که آنها مکررا به مردم آلمان و به رسانههای آلمان گفتند.
درماندگی رژیم در جلوگیری از حضور من در کنفرانس مونیخ، نشاندهنده ضعف آن است، تا جایی که اکنون برلین به نیابت از آنها به سانسور مشغول است.
اما مردم ایران مقاوم و قدرتمند هستند. آنها به یاد خواهند داشت که چه کسانی با سرکوبگرانشان همدست شدند. با وجود رفتار تزویرآمیز آلمان، ایران آزاد خواهد شد.
The Munich Security Conference (MSC) has disinvited me for the second time in two weeks at the behest of the German Government, under threat from the Islamic regime in Iran. The Ayatollah is pulling the strings in Berlin.
This is a betrayal of both the Iranian people and Germany’s democratic values. This German government has not only silenced the voice of the Iranian people but has actively done the Islamic Republic’s bidding.
Instead of supporting those fighting for freedom, Germany has chosen to appease a dictatorship that murders its citizens, takes Europeans hostage, and sponsors terrorism.
While the Foreign Ministry denied influencing MSC's decisions, the MSC’s latest statement exposes this as a lie. A lie the German government repeated to the German people and the German media.
The regime's desperation to block my participation shows its weakness— they're now outsourcing censorship to Berlin.
But the Iranian people are resilient and strong. They will remember who sided with their oppressors. Despite Germany's duplicity, Iran will be free.
@OfficialRezaPahlavi
این یک خیانت به مردم ایران و ارزشهای دموکراتیک آلمان است. دولت آلمان نه تنها صدای ملت ایران را خاموش کرده، بلکه فعالانه خواستههای جمهوری اسلامی را اجرا کرده است.
به جای پشتیبانی از کسانی که برای آزادی مبارزه میکنند، آلمان ترجیح داده است یک رژیم دیکتاتوری را راضی نگه دارد؛ رژیمی که شهروندان خود را میکشد، اروپاییها را گروگان میگیرد، و از تروریسم حمایت میکند.
در حالی که وزارت امور خارجه آلمان ادعا کرده بود که دخالتی در تصمیمات کنفرانس امنیتی مونیخ نداشته، بیانیه اخیر کنفرانس امنیتی نشان میدهد که این ادعا دروغ بوده است؛ دروغی که آنها مکررا به مردم آلمان و به رسانههای آلمان گفتند.
درماندگی رژیم در جلوگیری از حضور من در کنفرانس مونیخ، نشاندهنده ضعف آن است، تا جایی که اکنون برلین به نیابت از آنها به سانسور مشغول است.
اما مردم ایران مقاوم و قدرتمند هستند. آنها به یاد خواهند داشت که چه کسانی با سرکوبگرانشان همدست شدند. با وجود رفتار تزویرآمیز آلمان، ایران آزاد خواهد شد.
The Munich Security Conference (MSC) has disinvited me for the second time in two weeks at the behest of the German Government, under threat from the Islamic regime in Iran. The Ayatollah is pulling the strings in Berlin.
This is a betrayal of both the Iranian people and Germany’s democratic values. This German government has not only silenced the voice of the Iranian people but has actively done the Islamic Republic’s bidding.
Instead of supporting those fighting for freedom, Germany has chosen to appease a dictatorship that murders its citizens, takes Europeans hostage, and sponsors terrorism.
While the Foreign Ministry denied influencing MSC's decisions, the MSC’s latest statement exposes this as a lie. A lie the German government repeated to the German people and the German media.
The regime's desperation to block my participation shows its weakness— they're now outsourcing censorship to Berlin.
But the Iranian people are resilient and strong. They will remember who sided with their oppressors. Despite Germany's duplicity, Iran will be free.
@OfficialRezaPahlavi
❤10👍2
حساسیت بر سر ورود شاهزاده به کنفرانس مونیخ نشان دهنده چیست؟
اینکه رهبر اصلی اپوزیسیون جمهوری اسلامی که بود و نبودش مهم است کیست!!؟
کدام فرد از اپوزیسیون قدرتی دارد که میتواند دو قطبی راه حل ایران را برای قدرتهای بین المللی در مذاکرات ایجاد کند
@flith
اینکه رهبر اصلی اپوزیسیون جمهوری اسلامی که بود و نبودش مهم است کیست!!؟
کدام فرد از اپوزیسیون قدرتی دارد که میتواند دو قطبی راه حل ایران را برای قدرتهای بین المللی در مذاکرات ایجاد کند
@flith
👌7🔥2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نکبت ۵۷ به راستی واژگونی تمدنی سرزمینی کهن بود، انقلابی جهت تکیه زدن مستضعفین بر مسند قدرت.
این ویروسهای عفونی جامعه برخلاف حساب بانکیشان در تمامی شئون مستضعفاند.
@flith
این ویروسهای عفونی جامعه برخلاف حساب بانکیشان در تمامی شئون مستضعفاند.
@flith
🤮5
حملات کوبنده جی دی ونس در کنفرانس مونیخ به گلوبالیست های حاکم بر اروپا و اختناق و سانسور و حذف و مقابله با آزادی بیان در اروپا و حمایت ضمنیاش از ولیعهد در تبعید ایران #شاهزاده_رضاپهلوی :
او در بخشی از صحبت هایش گفت : «تهدیدی که من بیشتر از همه نگران آن هستم، نه روسیه است، نه چین، و نه هیچ عامل خارجی دیگر. نگرانی من از درون اروپا است؛ از عقبنشینی اروپا از برخی از مهمترین ارزشهایش مثل آزادی بیان
در بریتانیا و نیز سراسر اروپا، آزادی بیان در حال کاهش است و این مسئله برای من نگرانکننده است
او گفت ما در نقطه ای قرار داریم که وضعیت انقدر بد شده که در همین کنفرانس مونیخ اجازه ندادند برخی بیایند و در اینجا شرکت بکنند
وقتی که رهبران سیاسی نماینده بخش مهمی از مردم هستند
ما موظفیم که بگذاریم آنها بیایند و مشارکت کنند و با آنها صحبت کنیم»
https://t.me/flith/13726
@flith
او در بخشی از صحبت هایش گفت : «تهدیدی که من بیشتر از همه نگران آن هستم، نه روسیه است، نه چین، و نه هیچ عامل خارجی دیگر. نگرانی من از درون اروپا است؛ از عقبنشینی اروپا از برخی از مهمترین ارزشهایش مثل آزادی بیان
در بریتانیا و نیز سراسر اروپا، آزادی بیان در حال کاهش است و این مسئله برای من نگرانکننده است
او گفت ما در نقطه ای قرار داریم که وضعیت انقدر بد شده که در همین کنفرانس مونیخ اجازه ندادند برخی بیایند و در اینجا شرکت بکنند
وقتی که رهبران سیاسی نماینده بخش مهمی از مردم هستند
ما موظفیم که بگذاریم آنها بیایند و مشارکت کنند و با آنها صحبت کنیم»
https://t.me/flith/13726
@flith
👍15
#ناهید_شیربیشه در زندان اقدام به خودکشی کرد
برای مادری که فرزندش را مقابل چشمانش کشتند،چه عذابی ست،زندان،تبعید و دوری از مزار
فرزند و آغوش فرزند دیگرش.
زندان جمهوری اسلامی برای بعضیها رقصگاه است و برای خیلیها قتلگاه
#مرگ_بر_جمهوری_اسلامی
@flith
برای مادری که فرزندش را مقابل چشمانش کشتند،چه عذابی ست،زندان،تبعید و دوری از مزار
فرزند و آغوش فرزند دیگرش.
زندان جمهوری اسلامی برای بعضیها رقصگاه است و برای خیلیها قتلگاه
#مرگ_بر_جمهوری_اسلامی
@flith
👍7
#یکصدمثانیه
از «رضا شاه روحت شاد» آغاز نشده. شروع آن از «الهی نور به قبرش بباره» بوده است.
پانوشت: چپها و جمهوری طلبها می گویند در #انقلاب_ملی خلل بیندازیم تا وقتی که محتمل باشد خلق از آن سوی توپخانه به این سوی سرریز شوند و شعار بدهند استالین (یا مصدق) روحت شاد. اما نکته اینجاست ای دوستان! که باید از قبل یک الهی نور به قبرش ببارد باشد که در نهایت منتهی بشود به فلانی روحش شاد. آزادی ایران را تعویق به محال می کنید برای مردگانی که گورشان در تاریکنای فراموشی است.
#ناصر_کرمی
@flith
از «رضا شاه روحت شاد» آغاز نشده. شروع آن از «الهی نور به قبرش بباره» بوده است.
پانوشت: چپها و جمهوری طلبها می گویند در #انقلاب_ملی خلل بیندازیم تا وقتی که محتمل باشد خلق از آن سوی توپخانه به این سوی سرریز شوند و شعار بدهند استالین (یا مصدق) روحت شاد. اما نکته اینجاست ای دوستان! که باید از قبل یک الهی نور به قبرش ببارد باشد که در نهایت منتهی بشود به فلانی روحش شاد. آزادی ایران را تعویق به محال می کنید برای مردگانی که گورشان در تاریکنای فراموشی است.
#ناصر_کرمی
@flith
👏4
Forwarded from پرواز فکر و اندیشه
ولادیمیر لنین : " بهترین راه برای کنترل اپوزیسیون اینست که خودمان آن را رهبری کنیم "
رهبران شوروی 100 سال پیش باورمند بودند برای مهار مخالفان بایست چندین اپوزیسیون جعلی در داخل و خارج برای مهار اندیشه ای همه گان و جلوگیری از همازوری مخالفان داشته و آرمان های خود را از زبان افرادی که با مخالفت های بی کارآی ( بی اثر ) خود، نقش اپوزیسیون را بازی می کنند به اذهان مردم تزریق کنیم.
حکایت آشناییست
@flith
رهبران شوروی 100 سال پیش باورمند بودند برای مهار مخالفان بایست چندین اپوزیسیون جعلی در داخل و خارج برای مهار اندیشه ای همه گان و جلوگیری از همازوری مخالفان داشته و آرمان های خود را از زبان افرادی که با مخالفت های بی کارآی ( بی اثر ) خود، نقش اپوزیسیون را بازی می کنند به اذهان مردم تزریق کنیم.
حکایت آشناییست
@flith
👍2
بهمن انصاری:
این سکه در دوره پهلوی و به مناسبت جشن #اسفندگان (#سپندارمذگان) در #پنج_اسفند ارائه شده بود.
ـ #زن_زمین_زندگی داشتیم، پیش از آن که شعار تروریستهای پیرو عبدالله اوجلان زن زندگی آزادی) را به عنوان شعار ملی به ما قالب کنند!
@flith
این سکه در دوره پهلوی و به مناسبت جشن #اسفندگان (#سپندارمذگان) در #پنج_اسفند ارائه شده بود.
ـ #زن_زمین_زندگی داشتیم، پیش از آن که شعار تروریستهای پیرو عبدالله اوجلان زن زندگی آزادی) را به عنوان شعار ملی به ما قالب کنند!
@flith
❤7👎1
جشن سپندارمذگان، ٢٩ بهمن یا ۵ اسفند؟
تا پیش از حمله اعراب و از دسترفتنِ شکوه ایران، بیش از ٢٠ جشن ملی و دهها جشن محلی در تقویم ایران باستان وجود داشت. این جشنها اغلب به مناسبت گرامیداشتِ ایزدان گوناگون که مظاهری از طبیعت بودند برگزار میشد.
در تقویم ایرانیان، هر یک از ٣٠ روزِ ماه، به نام یک ایزد مُزیّن بود. برای مثال برخی از روزهای سال بدینگونه نامیده میشد:
روز اول ماه: هرمزدروز (اهورامزدا روز)،
روز دوم: بهمن روز،
روز سوم: اردیبهشت روز،
روز چهارم: شهریور روز،
روز پنجم: سپندارمز روز (اسفند روز)،
روز دهم: آبان روز،
روز سیزدهم: تیر روز،
روز شانزدهم: مهر روز،
روز بیستم: بهرام روز،
و...
هرگاه نام روز و نام ماه با هم برخورد میکرد، آن روز را جشن میگرفتند. مثلا روز شانزدهم (مهر روز) از ماه مهر، جشن مهرگان یا روز سیزدهم (تیر روز) از ماه تیر، جشن تیرگان و یا روز دوم (بهمن روز) از ماه بهمن، جشن بهمنگان برگزار میشد.
بدینترتیب در روز پنجم (اسفند روز یا سپندارمذ روز) از ماه اسفند/سپندارمذ، جشن اسفندگان/سپندارمذگان برگزار میشد.
سپندارمذ ایزدبانوی نگهبان زمین بود. این نام در دوران هخامنشی به گونه سپنتهآرمَئیتی تلفظ میشد. در دوران بعدی به تدریج به سپندارمذ و سپند و اسپند و اسفند تغییر پیدا کرد. بر پایه گزارش ابوریحان بیرونی در
کتاب آثارالباقیه، در این روز مردان ایرانی به زنان خود هدایایی میدادند و او را سپاس میگفتند. نام دیگر این جشن در دوران ساسانی، جشن «مَرد گیران» بود که اشاره به اخذ هدایا از مردان داشت. از هدایای مرسوم این روز، «نبشته شادباش» بود که امروز به آن کارت تبریک میگوییم.
اخیرا عدهای طی یک نظریه بیاساس و مضحک، معتقدند که با توجه به ٣٠روزه بودنِ تقویم ساسانی و ٣١روزه بودنِ تقویم خورشیدی در ۶ماهه دوم سال، بایستی جشن سپندارمذگان را ۶ روز زودتر و در تاریخ ٢٩بهمن برگزار کرد! البته این عقیدهای بیبنیاد است و همانگونه
که جشن مهرگان در «مهر روز از مهر ماه» یا جشن تیرگان در «تیر روز از تیرماه» برگزار میشود، جشن سپندارمذگان (اسفندگان) هم بایستی در روز مخصوص به خود یعنی «سپندارمذ روز از سپندارمذ ماه» (اسفند روز از اسفند ماه) برگزار شود.
ظاهرا این تغییر خندهدار جشن از ۵اسفند به ٢٩بهمن، برای نزدیکتر کردنِ این روز به جشن ولنتاین غربی است که در ٢۵بهمن برگزار میشود!
در اینجا لازم به توضیح است که همانگونه که غرب تقریبا تمام مظاهر فرهنگی خود را از ایران گرفته است (مثل جشن یلدا که به کریسمس تغییر پیدا کرد) جشن ولنتاین نیز برگرفته از جشن سپندارمذگان ایرانی است که غربیان بدون اشاره به ریشه آن، از آن استفاده میکنند.
#بهمن_انصاری
https://t.me/flith/13734
@flith
تا پیش از حمله اعراب و از دسترفتنِ شکوه ایران، بیش از ٢٠ جشن ملی و دهها جشن محلی در تقویم ایران باستان وجود داشت. این جشنها اغلب به مناسبت گرامیداشتِ ایزدان گوناگون که مظاهری از طبیعت بودند برگزار میشد.
در تقویم ایرانیان، هر یک از ٣٠ روزِ ماه، به نام یک ایزد مُزیّن بود. برای مثال برخی از روزهای سال بدینگونه نامیده میشد:
روز اول ماه: هرمزدروز (اهورامزدا روز)،
روز دوم: بهمن روز،
روز سوم: اردیبهشت روز،
روز چهارم: شهریور روز،
روز پنجم: سپندارمز روز (اسفند روز)،
روز دهم: آبان روز،
روز سیزدهم: تیر روز،
روز شانزدهم: مهر روز،
روز بیستم: بهرام روز،
و...
هرگاه نام روز و نام ماه با هم برخورد میکرد، آن روز را جشن میگرفتند. مثلا روز شانزدهم (مهر روز) از ماه مهر، جشن مهرگان یا روز سیزدهم (تیر روز) از ماه تیر، جشن تیرگان و یا روز دوم (بهمن روز) از ماه بهمن، جشن بهمنگان برگزار میشد.
بدینترتیب در روز پنجم (اسفند روز یا سپندارمذ روز) از ماه اسفند/سپندارمذ، جشن اسفندگان/سپندارمذگان برگزار میشد.
سپندارمذ ایزدبانوی نگهبان زمین بود. این نام در دوران هخامنشی به گونه سپنتهآرمَئیتی تلفظ میشد. در دوران بعدی به تدریج به سپندارمذ و سپند و اسپند و اسفند تغییر پیدا کرد. بر پایه گزارش ابوریحان بیرونی در
کتاب آثارالباقیه، در این روز مردان ایرانی به زنان خود هدایایی میدادند و او را سپاس میگفتند. نام دیگر این جشن در دوران ساسانی، جشن «مَرد گیران» بود که اشاره به اخذ هدایا از مردان داشت. از هدایای مرسوم این روز، «نبشته شادباش» بود که امروز به آن کارت تبریک میگوییم.
اخیرا عدهای طی یک نظریه بیاساس و مضحک، معتقدند که با توجه به ٣٠روزه بودنِ تقویم ساسانی و ٣١روزه بودنِ تقویم خورشیدی در ۶ماهه دوم سال، بایستی جشن سپندارمذگان را ۶ روز زودتر و در تاریخ ٢٩بهمن برگزار کرد! البته این عقیدهای بیبنیاد است و همانگونه
که جشن مهرگان در «مهر روز از مهر ماه» یا جشن تیرگان در «تیر روز از تیرماه» برگزار میشود، جشن سپندارمذگان (اسفندگان) هم بایستی در روز مخصوص به خود یعنی «سپندارمذ روز از سپندارمذ ماه» (اسفند روز از اسفند ماه) برگزار شود.
ظاهرا این تغییر خندهدار جشن از ۵اسفند به ٢٩بهمن، برای نزدیکتر کردنِ این روز به جشن ولنتاین غربی است که در ٢۵بهمن برگزار میشود!
در اینجا لازم به توضیح است که همانگونه که غرب تقریبا تمام مظاهر فرهنگی خود را از ایران گرفته است (مثل جشن یلدا که به کریسمس تغییر پیدا کرد) جشن ولنتاین نیز برگرفته از جشن سپندارمذگان ایرانی است که غربیان بدون اشاره به ریشه آن، از آن استفاده میکنند.
#بهمن_انصاری
https://t.me/flith/13734
@flith
Telegram
پرواز فکر و اندیشه
بهمن انصاری:
این سکه در دوره پهلوی و به مناسبت جشن #اسفندگان (#سپندارمذگان) در #پنج_اسفند ارائه شده بود.
ـ #زن_زمین_زندگی داشتیم، پیش از آن که شعار تروریستهای پیرو عبدالله اوجلان زن زندگی آزادی) را به عنوان شعار ملی به ما قالب کنند!
@flith
این سکه در دوره پهلوی و به مناسبت جشن #اسفندگان (#سپندارمذگان) در #پنج_اسفند ارائه شده بود.
ـ #زن_زمین_زندگی داشتیم، پیش از آن که شعار تروریستهای پیرو عبدالله اوجلان زن زندگی آزادی) را به عنوان شعار ملی به ما قالب کنند!
@flith
❤5