@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
"بعضی توریست ها فکر میکنند آمستردام شهر گناهه، اما راستش اینجا شهر آزادیه،ولی تو آزادی، بیشتر مردم گناه رو انتخاب می کنند."
#خطای_ستارگان_بخت_ما
#جان_گرین
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
"بعضی توریست ها فکر میکنند آمستردام شهر گناهه، اما راستش اینجا شهر آزادیه،ولی تو آزادی، بیشتر مردم گناه رو انتخاب می کنند."
#خطای_ستارگان_بخت_ما
#جان_گرین
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
🌿
۸ مارس ، روز جهانی زن است. نه روز جهانی مادر است، نه روز جهانی خواهر است و نه روز جهانی همسر و پارتنر و ...!
شاید بپرسید که چه فرقی میکند و مادر و خواهر و همسر یک مرد نیز زن هستند. اما فرق دارد. برای مردی که به مادر و یا همسر خودش تبریک میگوید در واقعا به نسبتی که آن زن با خودش دارد هم تبریک میگوید.
زن، ورای مادربودن و خواهربودن و همسر بودن یک «زن» است. وقتی شما میگویید "مادرم روز زن مبارک"، شما به نقش مادری تبریک میگویید که از قضا عظیم و برجسته کردنش از سوی مردان دقیقا همان تبعیض است که باید در روز جهانی زن به آن توجه داشت.
گویا زن آن است که بزاید و مادری کند و یا همسری کند تا مرد خانه پادشاه بشود. دفاع از زن دفاع از مادری و همسری و خواهری نیست. دفاع از حق زن دفاع از زن است بدون نقشهایی که محیط و جامعه میخواهد بر دوش او بگذارد.
برجستهشدن زن بدون توجه به این نقشها به همان نقشها نیز توان میبخشد .یعنی برجستهکردن مادری و همسری لزوما به ایفای حقوق «زن» منجر نمیشود. در همهی فرهنگهای مردسالارانه از مادر و مادری تمجید شده است اما زن همواره و همواره درون این فرهنگ مردسالارانه آسیب دیده است.
«روز زن فقط و فقط روز زن است.»
۸ مارس، روز جهانی زن در راه است...
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
🌿
۸ مارس ، روز جهانی زن است. نه روز جهانی مادر است، نه روز جهانی خواهر است و نه روز جهانی همسر و پارتنر و ...!
شاید بپرسید که چه فرقی میکند و مادر و خواهر و همسر یک مرد نیز زن هستند. اما فرق دارد. برای مردی که به مادر و یا همسر خودش تبریک میگوید در واقعا به نسبتی که آن زن با خودش دارد هم تبریک میگوید.
زن، ورای مادربودن و خواهربودن و همسر بودن یک «زن» است. وقتی شما میگویید "مادرم روز زن مبارک"، شما به نقش مادری تبریک میگویید که از قضا عظیم و برجسته کردنش از سوی مردان دقیقا همان تبعیض است که باید در روز جهانی زن به آن توجه داشت.
گویا زن آن است که بزاید و مادری کند و یا همسری کند تا مرد خانه پادشاه بشود. دفاع از زن دفاع از مادری و همسری و خواهری نیست. دفاع از حق زن دفاع از زن است بدون نقشهایی که محیط و جامعه میخواهد بر دوش او بگذارد.
برجستهشدن زن بدون توجه به این نقشها به همان نقشها نیز توان میبخشد .یعنی برجستهکردن مادری و همسری لزوما به ایفای حقوق «زن» منجر نمیشود. در همهی فرهنگهای مردسالارانه از مادر و مادری تمجید شده است اما زن همواره و همواره درون این فرهنگ مردسالارانه آسیب دیده است.
«روز زن فقط و فقط روز زن است.»
۸ مارس، روز جهانی زن در راه است...
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
(به مناسبت هشتم مارس، روز جهانی زن)
تو یک روز نیستی
تمامِ سالی.
تو یک شب
یا یک کتاب و یک قطره نیستی
تو یک نقاشی یا تابلویی بر دیوار نیستی.
اگر دقیقه ای نباشی
ساعت ها از کار می افتند
خانه ها برهوت می شوند
کوچه ها اشک می ریزند
پرندگان، سیَه پوش وُ
شعرها هم نیست می شوند.
.
تو فقط باد و باران هشتمِ ماه مارس نیستی
تو ای دل انگیزِ شب های تابستانی
گیسوان شب های پاییزی
تو ای سوز بوران عشق
تو نباشی
چه کسی باشد؟!
زن، زن، زن، زن
تو زندگی هستی..
#شیرکو_بیکس
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
(به مناسبت هشتم مارس، روز جهانی زن)
تو یک روز نیستی
تمامِ سالی.
تو یک شب
یا یک کتاب و یک قطره نیستی
تو یک نقاشی یا تابلویی بر دیوار نیستی.
اگر دقیقه ای نباشی
ساعت ها از کار می افتند
خانه ها برهوت می شوند
کوچه ها اشک می ریزند
پرندگان، سیَه پوش وُ
شعرها هم نیست می شوند.
.
تو فقط باد و باران هشتمِ ماه مارس نیستی
تو ای دل انگیزِ شب های تابستانی
گیسوان شب های پاییزی
تو ای سوز بوران عشق
تو نباشی
چه کسی باشد؟!
زن، زن، زن، زن
تو زندگی هستی..
#شیرکو_بیکس
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
زن در ایران پیش از این گوئی که ایرانی نبود
پیشه اش جز تیره روزی و پریشانی نبود
کس چو زن اندر سیاهی قرنها منزل نکرد
کس چو زن در معبد سالوس قربانی نبود
#پروین_اعتصامی
پس از آزادی زنان توسط رضاشاه
#روز_جهانی_زن
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
زن در ایران پیش از این گوئی که ایرانی نبود
پیشه اش جز تیره روزی و پریشانی نبود
کس چو زن اندر سیاهی قرنها منزل نکرد
کس چو زن در معبد سالوس قربانی نبود
#پروین_اعتصامی
پس از آزادی زنان توسط رضاشاه
#روز_جهانی_زن
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#خشونت_علیه_زنان
خانم کارگردانی چند هفته پیش در مصاحبهای به جای نقد عملکرد یک مجری، واژه ها و القابی مثلِ وزوزی، بدریخت و چندش آور را در مورد مجری زن به کار برد.
در واقع او در نقش باز تولید کننده خشونت مردسالارانه علیه زنان قرار گرفت و همان کاری را کرد که احتمالاً خود بدان معترض است.
آیا تا به حال دقت کردهاید که کلمات و القاب زشتی که برای یک مرد و زن به کار برده می شود چه تفاوت هایی باهم دارند؟
اغلب کلمات زشتی که علیه زنان به کار برده می شود جنبه ظاهری و بدنی دارد؛ مانند:
زشت، چاق و بدریخت
اما الفاظ زشتی که برای مردان به کار برده می شوند بیشتر جنبه عملکردی دارند
مثل: بی عرضه، خنگ و بی غیرت.
یعنی بدترین چیزی که به یک زن می تواند گفته شود آن است که ظاهرش زیر سوال برده شود و بدن او مورد تمسخر قرار گیرد.
این همان نگاه تاریخی است که مردان به زنان داشته اند و آنها را جنس دست دوم و صرفاً موجودی برای لذت طلبی خود در نظر گرفته اند.
نکته تلخ تر اما آن است که زنان نیز این نگاه را پذیرفتهاند و خود نیز ارزشمندی خویشتن را از نگاه مردانه ارزیابی میکنند
یعنی "من زمانی ارزشمندم که از نظر مردان جذاب باشم"
این همان چیزی است که جنبش های زنان سالهاست علیه آن مبارزه می کنند و سعی دارند ارزش فردی و اجتماعی زنان را مستقل از مردان به آنها یادآور شوند.
در جامعه ما متاسفانه بخش عمده ای از این جنس خشونت ها از طرف زنان علیه زنان اعمال می شود
زنان بیشترین حد از تمسخر ظاهر و بدن را علیه یکدیگر به کار میبرند
خودشان مدام به زبان پنهانی به همجنس های خود می فهماند که "ایییکبیری تو انقدر زشت، چاق و بد ریخت هستی که هیچ مردی تو را نمیخواهد"
و خود همان خشونت تاریخی را علیه یکدیگر به کار میبرند و نمی دانند تا چه حد موجب آسیب پذیری و ضعف خودشان می شوند.
رواج این نوع خشونت در زنان جامعه ایران به حدی است که خانم کارگردان که فردی فرهنگی است نیز به ویژگی های ظاهری همجنس خود می تازد
جای آنکه او را نقد کند(نقد کردن انسان ها بر اساس ویژگی های ظاهری سخیف ترین نوع نقد است).
مادری که چنین کلماتی علیه همجنس خود به کار می برد متوجه نیست که چگونه دختر خود را نیز تضعیف می کند
نمی داند که چگونه دختر خود را دچار وسواس به جنبه های بدنی خود می کند
و به جای آنکه دختر به رشد و شکوفایی خود توجه کند معطوف به بدن و ظاهرش می گردد که خود باعث انواع اضطراب ها و افسردگی ها می شود.
نمی داند که به پسرش نیز چه آموزه ی خشونت باری در ارتباط او با زنان جامعه تعلیم می دهد.
حتی این خشونت را علیه خود نیز اعمال می کند چون بیشتر به خود یادآور می شود که تو چیزی نیستی جز تایید گرفتن از نگاه مردان.
و این یعنی وابستگی و ضعف بیشتر زنان در جامعه ی ایران،یعنی همسرانی که عزت نفس سالم ندارند
و مادرانی که چیزی ندارند که به فرزند خود منتقل کنند
و خودباختگیِ بخشی از جامعه که بیشترین تاثیر را در پرورش نسل های اجتماع دارند یعنی جامعه ای بیمار و غیرشکوفا
#ناصر_سبزیان_پور
#روان_درمانگر
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#خشونت_علیه_زنان
خانم کارگردانی چند هفته پیش در مصاحبهای به جای نقد عملکرد یک مجری، واژه ها و القابی مثلِ وزوزی، بدریخت و چندش آور را در مورد مجری زن به کار برد.
در واقع او در نقش باز تولید کننده خشونت مردسالارانه علیه زنان قرار گرفت و همان کاری را کرد که احتمالاً خود بدان معترض است.
آیا تا به حال دقت کردهاید که کلمات و القاب زشتی که برای یک مرد و زن به کار برده می شود چه تفاوت هایی باهم دارند؟
اغلب کلمات زشتی که علیه زنان به کار برده می شود جنبه ظاهری و بدنی دارد؛ مانند:
زشت، چاق و بدریخت
اما الفاظ زشتی که برای مردان به کار برده می شوند بیشتر جنبه عملکردی دارند
مثل: بی عرضه، خنگ و بی غیرت.
یعنی بدترین چیزی که به یک زن می تواند گفته شود آن است که ظاهرش زیر سوال برده شود و بدن او مورد تمسخر قرار گیرد.
این همان نگاه تاریخی است که مردان به زنان داشته اند و آنها را جنس دست دوم و صرفاً موجودی برای لذت طلبی خود در نظر گرفته اند.
نکته تلخ تر اما آن است که زنان نیز این نگاه را پذیرفتهاند و خود نیز ارزشمندی خویشتن را از نگاه مردانه ارزیابی میکنند
یعنی "من زمانی ارزشمندم که از نظر مردان جذاب باشم"
این همان چیزی است که جنبش های زنان سالهاست علیه آن مبارزه می کنند و سعی دارند ارزش فردی و اجتماعی زنان را مستقل از مردان به آنها یادآور شوند.
در جامعه ما متاسفانه بخش عمده ای از این جنس خشونت ها از طرف زنان علیه زنان اعمال می شود
زنان بیشترین حد از تمسخر ظاهر و بدن را علیه یکدیگر به کار میبرند
خودشان مدام به زبان پنهانی به همجنس های خود می فهماند که "ایییکبیری تو انقدر زشت، چاق و بد ریخت هستی که هیچ مردی تو را نمیخواهد"
و خود همان خشونت تاریخی را علیه یکدیگر به کار میبرند و نمی دانند تا چه حد موجب آسیب پذیری و ضعف خودشان می شوند.
رواج این نوع خشونت در زنان جامعه ایران به حدی است که خانم کارگردان که فردی فرهنگی است نیز به ویژگی های ظاهری همجنس خود می تازد
جای آنکه او را نقد کند(نقد کردن انسان ها بر اساس ویژگی های ظاهری سخیف ترین نوع نقد است).
مادری که چنین کلماتی علیه همجنس خود به کار می برد متوجه نیست که چگونه دختر خود را نیز تضعیف می کند
نمی داند که چگونه دختر خود را دچار وسواس به جنبه های بدنی خود می کند
و به جای آنکه دختر به رشد و شکوفایی خود توجه کند معطوف به بدن و ظاهرش می گردد که خود باعث انواع اضطراب ها و افسردگی ها می شود.
نمی داند که به پسرش نیز چه آموزه ی خشونت باری در ارتباط او با زنان جامعه تعلیم می دهد.
حتی این خشونت را علیه خود نیز اعمال می کند چون بیشتر به خود یادآور می شود که تو چیزی نیستی جز تایید گرفتن از نگاه مردان.
و این یعنی وابستگی و ضعف بیشتر زنان در جامعه ی ایران،یعنی همسرانی که عزت نفس سالم ندارند
و مادرانی که چیزی ندارند که به فرزند خود منتقل کنند
و خودباختگیِ بخشی از جامعه که بیشترین تاثیر را در پرورش نسل های اجتماع دارند یعنی جامعه ای بیمار و غیرشکوفا
#ناصر_سبزیان_پور
#روان_درمانگر
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به برچسب های تبعیض آمیز جنسیتی علیه زنان در گفتار و نوشتار پایان دهیم.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سست مکن زه که من تیر توام چارپر
روی مگردان که من یک دلهام نی دوسر
از تو زدن تیغ تیز وز دل و جان صد رضا
یک سخنم چون قضا نی اگرم نی مگر
گر بکشی ذوالفقار ثابتم و پایدار
نی بگریزم چو باد نی بمرم چون شرر
جان بسپارم به تیغ هیچ نگویم دریغ
از جهت زخم تیغ ساخت حقم چون سپر
تیغ زن ای آفتاب گردن شب را به تاب
ظلمت شبها ز چیست کوره خاک کدر
معدن صبرست تن معدن شکر است دل
معدن خندهست شش معدن رحمت جگر
بر سر من چون کلاه ساز شها تختگاه
در بر خود چون قبا تنگ بگیرم به بر
گفت کسی عشق را صورت و دست از کجا
منبت هر دست و پا عشق بود در صور
نی پدر و مادرت یک دمهای عشق باخت
چونک یگانه شدند چون تو کسی کرد سر
عشق که بیدست او دست تو را دست ساخت
بیسر و دستش مبین شکل دگر کن نظر
رنگ همه رویها آب همه جویها
مفخر تبریز دان شمس حق ای دیده ور
#مولانا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
روی مگردان که من یک دلهام نی دوسر
از تو زدن تیغ تیز وز دل و جان صد رضا
یک سخنم چون قضا نی اگرم نی مگر
گر بکشی ذوالفقار ثابتم و پایدار
نی بگریزم چو باد نی بمرم چون شرر
جان بسپارم به تیغ هیچ نگویم دریغ
از جهت زخم تیغ ساخت حقم چون سپر
تیغ زن ای آفتاب گردن شب را به تاب
ظلمت شبها ز چیست کوره خاک کدر
معدن صبرست تن معدن شکر است دل
معدن خندهست شش معدن رحمت جگر
بر سر من چون کلاه ساز شها تختگاه
در بر خود چون قبا تنگ بگیرم به بر
گفت کسی عشق را صورت و دست از کجا
منبت هر دست و پا عشق بود در صور
نی پدر و مادرت یک دمهای عشق باخت
چونک یگانه شدند چون تو کسی کرد سر
عشق که بیدست او دست تو را دست ساخت
بیسر و دستش مبین شکل دگر کن نظر
رنگ همه رویها آب همه جویها
مفخر تبریز دان شمس حق ای دیده ور
#مولانا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Telegram
attach 📎
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مردی با دوچرخه به خط مرزی میرسد. او دو کیسه بزرگ همراه خود دارد. مأمور مرزی میپرسد:
در کیسه ها چه داری؟
او میگوید: #شن.
مأمور او را از دوچرخه پیاده میکند و چون به او مشکوک بود، یک شبانه روز او را بازداشت میکند. ولی پس از بازرسی فراوان، واقعاً جز شن چیز دیگری نمییابد. بنابراین به او اجازه عبور میدهد. هفته بعد دوباره سر و کله همان شخص پیدا میشود و مشکوک بودن و بقیه ماجرا. این موضوع به مدت سه سال هر هفته یک بار تکرار میشود و پس از آن مرد دیگر در مرز دیده نمیشود.
یک روز آن مأمور در شهر او را میبیند و پس از سلام و احوالپرسی، به او میگوید:
من هنوز هم به تو مشکوکم و میدانم که در کار قاچاق بودی. راستش را بگو چه چیزی را از مرز رد میکردی؟
مرد میگوید:
#دوچرخه!
گاهی وقتها موضوعات فرعی ما را به کلی از موضوعات اصلی غافل میکنند
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مردی با دوچرخه به خط مرزی میرسد. او دو کیسه بزرگ همراه خود دارد. مأمور مرزی میپرسد:
در کیسه ها چه داری؟
او میگوید: #شن.
مأمور او را از دوچرخه پیاده میکند و چون به او مشکوک بود، یک شبانه روز او را بازداشت میکند. ولی پس از بازرسی فراوان، واقعاً جز شن چیز دیگری نمییابد. بنابراین به او اجازه عبور میدهد. هفته بعد دوباره سر و کله همان شخص پیدا میشود و مشکوک بودن و بقیه ماجرا. این موضوع به مدت سه سال هر هفته یک بار تکرار میشود و پس از آن مرد دیگر در مرز دیده نمیشود.
یک روز آن مأمور در شهر او را میبیند و پس از سلام و احوالپرسی، به او میگوید:
من هنوز هم به تو مشکوکم و میدانم که در کار قاچاق بودی. راستش را بگو چه چیزی را از مرز رد میکردی؟
مرد میگوید:
#دوچرخه!
گاهی وقتها موضوعات فرعی ما را به کلی از موضوعات اصلی غافل میکنند
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سال های سکوت
برای نواختن پیانو انگشتانی جادویی داشت. نت ها را گوش می کرد ، می نواخت ومی خواند .زنگ صدایش عجیب بود. در هر سبکی می خواند همه با لذت سکوت می کردند. مشهور شده بود، دیگر داشتن تبدیل به ستاره ی موسیقی می شد. وقتی برای اولین بار رو در رویش ایستادم ،دیدم قدم از او کوتاه تر است.
زیبایی چشمانش مرابه درون خود می کشید وموهای لخت وشب رنگش را با حرکتی مواج از روی پیشانی کنار می زد.
به نظر می آمد او تصویر آرمانی یک مرد برای تمام زنان است. وقتی به من پیشنهاد ازدواج داد به او گفتم باید میان من وموسیقی یکی را انتخاب کند . و او ....
دیگر مدت هاست موسیقی گوش نکرده ام. در خانه ما فقط صدای گریه دخترم وفریاد های پسرم وگاه جاروبرقی ،سشوار،چرخ گوشت وزنگ تلفن و... شنیده میشود. بچه ها گاهی دوست دارند موزیک گوش کنند ولی در خانه من شنیدن موسیقی ممنوع است. دیگر مدت هاست صدایش را با تحریر نشنیده ام. وقتی به چروک های زودرس صورتش، خط های کنار لبش خیره میشوم، آرزو میکنم کاش... کاش هیچ وقت ندیده بودمش!
#بهاره_رضایی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سال های سکوت
برای نواختن پیانو انگشتانی جادویی داشت. نت ها را گوش می کرد ، می نواخت ومی خواند .زنگ صدایش عجیب بود. در هر سبکی می خواند همه با لذت سکوت می کردند. مشهور شده بود، دیگر داشتن تبدیل به ستاره ی موسیقی می شد. وقتی برای اولین بار رو در رویش ایستادم ،دیدم قدم از او کوتاه تر است.
زیبایی چشمانش مرابه درون خود می کشید وموهای لخت وشب رنگش را با حرکتی مواج از روی پیشانی کنار می زد.
به نظر می آمد او تصویر آرمانی یک مرد برای تمام زنان است. وقتی به من پیشنهاد ازدواج داد به او گفتم باید میان من وموسیقی یکی را انتخاب کند . و او ....
دیگر مدت هاست موسیقی گوش نکرده ام. در خانه ما فقط صدای گریه دخترم وفریاد های پسرم وگاه جاروبرقی ،سشوار،چرخ گوشت وزنگ تلفن و... شنیده میشود. بچه ها گاهی دوست دارند موزیک گوش کنند ولی در خانه من شنیدن موسیقی ممنوع است. دیگر مدت هاست صدایش را با تحریر نشنیده ام. وقتی به چروک های زودرس صورتش، خط های کنار لبش خیره میشوم، آرزو میکنم کاش... کاش هیچ وقت ندیده بودمش!
#بهاره_رضایی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#درگذشت_نویسنده
هجدهم اسفند ماه
#سیمین_دانشور
«لذت یعنی همین که در متن کاری باشی که آن را دوست داری.»
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
هجدهم اسفند ماه
#سیمین_دانشور
«لذت یعنی همین که در متن کاری باشی که آن را دوست داری.»
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#درگذشت_نویسنده
هجدهم اسفند
#سیمین_دانشور
نویسنده و مترجم
سیمین دانشوردرهشتم اردیبهشت سال 1300 در یک خانواده ی فرهیخته و تحصیل کرده در شیراز به دنیا آمد. پدرش محمد علی دانشور پزشک و مادرش قمرالسلطنه حکمت مدیر هنرستان دخترانه بود. هوش سرشار و علاقه ی دانشور به ادبیات از همان کودکی مشخص بود، او هر شعری را که یک بار می خواند از بر می شد با چنین هوش و حافظه ای دانشور در امتحانات نهایی دیپلم در کشور شاگرد اول شد .
او در دانشگاه رشته ی ادبیات فارسی را برای ادامه ی تحصیل انتخاب کرده و از شیراز به تهران آمد .از سال 1320 دانشور با نام مستعار شیرازی بی نام برای رادیو تهران و روزنامه ایران مقالاتی می نوشت.
دانشور به تشویق فاطمه سیاح و صادق هدایت اولین مجموعه ی داستانی خود را تحت عنوان "آتش خاموش" در سال 1327 منتشر کرد، این کتاب اولین مجموعه ی داستانی در ادبیات فارسی است که نویسنده ی آن یک زن بود.
در همین سال دانشور در اتوبوسی که از شیراز به تهران می رفت با جلال آل احمد نویسنده ی سرشناس آشنا شد و دو سال بعد با او ازدواج کرد . دانشور در سال 1328 دکترای ادبیات فارسی خود را از دانشگاه تهران می گیرد و در سال 1331 برای گرفتن فوق دکترای خود در رشته ی زیباشناسی به دانشگاه استنفورد آمریکا می رود و در آنجا به مدت یکسال تحصیل می کند، در این مدت او با چند نویسنده و نمایش نامه نویس آمریکایی آشنا شده و حتی خودش دو داستان به زبان انگلیسی می نویسد. دانشور بعد از بازگشت از آمریکا از سال 1338 به عنوان استاد رشته ی باستان شناسی و تاریخ هنر دانشگاه تهران مشغول به کار می شود.
در مدتی که دانشور در آمریکا بود ،آل احمد زمینی را در نزدیکی خانه ی نیمایوشیج خریداری می کند و با دست خودش خانه ای را در آن زمین می سازد. این زوج بایکدیگر دراین خانه تا زمان مرگ ناگهانی آل احمد زندگی می کنند ،بعد از آن هم دانشور تا اخرعمرش در آن به زندگی ادامه داد.
مهمترین اثر سیمین دانشور "سووشون" نام دارد که کمی پیش از مرگ آل احمد در سال 1348 منتشر شد، این کتاب تا به امروز به هفده زبان زنده ی دنیا ترجمه شده است و یکی از پرفروش ترین رمان های معاصر ایران است.
دانشور پس از مرگ آل احمد و بازنشستگی از دانشگاه تهران همچنان به نوشتن ادامه می دهد و حتی در سال 1386 بعد از یک دوره ی بیماری داستانی به نام "برو به شاه بگو" را می نگارد. سیمین دانشور سرانجام بر اثر کهولت سن در هجدهم اسفند سال 1390 درتهران چشم از جهان فرو بست.
برخی از #آثار
آتش خاموش،1327
شهری چون بهشت،1340
سووشون، 1348
به کی سلام کنم؟،1359
جزیره ی سرگردانی،1372
ازپرنده های مهاجربپرس، 1376
ساربان سرگردان، 1380
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#درگذشت_نویسنده
هجدهم اسفند
#سیمین_دانشور
نویسنده و مترجم
سیمین دانشوردرهشتم اردیبهشت سال 1300 در یک خانواده ی فرهیخته و تحصیل کرده در شیراز به دنیا آمد. پدرش محمد علی دانشور پزشک و مادرش قمرالسلطنه حکمت مدیر هنرستان دخترانه بود. هوش سرشار و علاقه ی دانشور به ادبیات از همان کودکی مشخص بود، او هر شعری را که یک بار می خواند از بر می شد با چنین هوش و حافظه ای دانشور در امتحانات نهایی دیپلم در کشور شاگرد اول شد .
او در دانشگاه رشته ی ادبیات فارسی را برای ادامه ی تحصیل انتخاب کرده و از شیراز به تهران آمد .از سال 1320 دانشور با نام مستعار شیرازی بی نام برای رادیو تهران و روزنامه ایران مقالاتی می نوشت.
دانشور به تشویق فاطمه سیاح و صادق هدایت اولین مجموعه ی داستانی خود را تحت عنوان "آتش خاموش" در سال 1327 منتشر کرد، این کتاب اولین مجموعه ی داستانی در ادبیات فارسی است که نویسنده ی آن یک زن بود.
در همین سال دانشور در اتوبوسی که از شیراز به تهران می رفت با جلال آل احمد نویسنده ی سرشناس آشنا شد و دو سال بعد با او ازدواج کرد . دانشور در سال 1328 دکترای ادبیات فارسی خود را از دانشگاه تهران می گیرد و در سال 1331 برای گرفتن فوق دکترای خود در رشته ی زیباشناسی به دانشگاه استنفورد آمریکا می رود و در آنجا به مدت یکسال تحصیل می کند، در این مدت او با چند نویسنده و نمایش نامه نویس آمریکایی آشنا شده و حتی خودش دو داستان به زبان انگلیسی می نویسد. دانشور بعد از بازگشت از آمریکا از سال 1338 به عنوان استاد رشته ی باستان شناسی و تاریخ هنر دانشگاه تهران مشغول به کار می شود.
در مدتی که دانشور در آمریکا بود ،آل احمد زمینی را در نزدیکی خانه ی نیمایوشیج خریداری می کند و با دست خودش خانه ای را در آن زمین می سازد. این زوج بایکدیگر دراین خانه تا زمان مرگ ناگهانی آل احمد زندگی می کنند ،بعد از آن هم دانشور تا اخرعمرش در آن به زندگی ادامه داد.
مهمترین اثر سیمین دانشور "سووشون" نام دارد که کمی پیش از مرگ آل احمد در سال 1348 منتشر شد، این کتاب تا به امروز به هفده زبان زنده ی دنیا ترجمه شده است و یکی از پرفروش ترین رمان های معاصر ایران است.
دانشور پس از مرگ آل احمد و بازنشستگی از دانشگاه تهران همچنان به نوشتن ادامه می دهد و حتی در سال 1386 بعد از یک دوره ی بیماری داستانی به نام "برو به شاه بگو" را می نگارد. سیمین دانشور سرانجام بر اثر کهولت سن در هجدهم اسفند سال 1390 درتهران چشم از جهان فرو بست.
برخی از #آثار
آتش خاموش،1327
شهری چون بهشت،1340
سووشون، 1348
به کی سلام کنم؟،1359
جزیره ی سرگردانی،1372
ازپرنده های مهاجربپرس، 1376
ساربان سرگردان، 1380
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Forwarded from Science For Life (Sona)
💢 از شما علاقه مندان گرامی برای حضور در گروه علمی معتبرscience 4 life با انتشار مطالب روز و مفاهیم علمی ( science ) در محیطی آرام دعوت می شود.⬇️
♻️https://t.me/joinchat/BZy-gUdU58C2yDi3O47P1Q
♻️https://t.me/joinchat/BZy-gUdU58C2yDi3O47P1Q
Science For Life
💢 از شما علاقه مندان گرامی برای حضور در گروه علمی معتبرscience 4 life با انتشار مطالب روز و مفاهیم علمی ( science ) در محیطی آرام دعوت می شود.⬇️ ♻️https://t.me/joinchat/BZy-gUdU58C2yDi3O47P1Q
پیشنهاد ادمین👆👆👆
امشب هم ساعت ۲۲:۰۰ برای دوستان علاقهمند به فیزیک اولین کنفرانس از سری کنفرانسهای فیزیک به زبان ساده ارائه خواهد شد و بعد هم به پرسشها پاسخ داده خواهد شد.
امشب هم ساعت ۲۲:۰۰ برای دوستان علاقهمند به فیزیک اولین کنفرانس از سری کنفرانسهای فیزیک به زبان ساده ارائه خواهد شد و بعد هم به پرسشها پاسخ داده خواهد شد.