@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
آیا داروهای اعصاب و روان، اعتیادآور هستند؟
کافی است که به تعریف اعتیاد و احتیاج دقیقتر توجه کنیم. انسان زمانی به چیزی معتاد میشود و زمانی به چیزی دیگر محتاج.
اعتیاد و احتیاج با هم خیلی فرق دارند. انسان وقتی معتاد تلقی میشود که بدنش به مادهای که مصرف میکند احتیاج نداشته باشد؛ مانند سیگار، هروئین، الکل و داروهای غیرضروری.
خود فرد آنها را مصرف میکند و رفته رفته به آن معتاد میشود و به هر قیمتی آن را تهیه میکند.
در صورت مصرف این نوع مواد، در مکانیزم طبیعی بدن انسان نوسان و عدم تعادل به وجود میآید. به این دلیل که بدن برای ادامهی عملکرد طبیعیاش، به آن ماده نیازمند میشود؛ این نیاز کاذبی که فرد مبتلا، به دست خودش برای بدنش به وجود آورده، اعتیاد نامیده میشود.
یعنی سراغ مادهای میرود که به آن احتیاج نداشته و خودش، آن را به بدنش تحمیل کرده است.
اما داروی فشار خون یا داروی ضد افسردگی یا هر داروی شفابخش، چنین وضعی ندارند.
این داروها بر خلاف مواد اعتیادآور عمل میکنند. یعنی که، اشکالی در کارکرد بدن به وجود آمده که با کمک این داروها برطرف میشود.
مثلاً آنتی بیوتیکها بیماری عفونی را درمان میکنند و عوامل عفونت را از بدن دور یا نابود میکنند. بعضی اوقات، از آنتی بیوتیکها هم کاری برنمیآید.
در مورد افسردگی و اضطراب هم دقیقاً همینگونه است. بعضی اوقات داروها برای درمان بیماریهای روانی هم کاملاً جواب نمیدهند.
از سوی دیگر، گاهی اگر دارو را کم کنیم، فشار بالا میرود و اگر دارو را قطع کنیم، افسردگی عود میکند. چنانچه دارو را بیموقع کم کنیم، افسردگی تا حدودی دوباره خود را نشان میدهد.
گاهی ضرورت دارد بیمار برای تداوم تندرستی و سلامتش، دارویی را تا آخر عمر مصرف کند. این را میگوییم احتیاج. اگر به مفهوم اعتیاد و احتیاج و تفاوت بین آنها توجه کنیم، دیگر نمیگوییم کسی به دارو معتاد شده است.
فرض کنیم کسی با تشخیص خودش رفته قرص والیوم خریده و هر شب میخورد و میخوابد.
حالا اگر چنین فردی به مرحلهای برسد که اگر شبی، ده، پانزده یا بیست عدد والیوم نخورد خوابش نمیبرد، این دیگر اعتیاد محسوب میشود.
اما اگر پزشک متخصص، با توجه به نیاز بدن و نوع مشکل بیمار، قرص والیوم تجویز کرده باشد، این دیگر اعتیاد نیست. بلکه به تشخیص پزشک، این نیاز بدن بیمار برای رسیدن به یک تعادل نسبی است.
#شناخت_بیماریهای_روانی #دکتر_احمد_جلیلی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
آیا داروهای اعصاب و روان، اعتیادآور هستند؟
کافی است که به تعریف اعتیاد و احتیاج دقیقتر توجه کنیم. انسان زمانی به چیزی معتاد میشود و زمانی به چیزی دیگر محتاج.
اعتیاد و احتیاج با هم خیلی فرق دارند. انسان وقتی معتاد تلقی میشود که بدنش به مادهای که مصرف میکند احتیاج نداشته باشد؛ مانند سیگار، هروئین، الکل و داروهای غیرضروری.
خود فرد آنها را مصرف میکند و رفته رفته به آن معتاد میشود و به هر قیمتی آن را تهیه میکند.
در صورت مصرف این نوع مواد، در مکانیزم طبیعی بدن انسان نوسان و عدم تعادل به وجود میآید. به این دلیل که بدن برای ادامهی عملکرد طبیعیاش، به آن ماده نیازمند میشود؛ این نیاز کاذبی که فرد مبتلا، به دست خودش برای بدنش به وجود آورده، اعتیاد نامیده میشود.
یعنی سراغ مادهای میرود که به آن احتیاج نداشته و خودش، آن را به بدنش تحمیل کرده است.
اما داروی فشار خون یا داروی ضد افسردگی یا هر داروی شفابخش، چنین وضعی ندارند.
این داروها بر خلاف مواد اعتیادآور عمل میکنند. یعنی که، اشکالی در کارکرد بدن به وجود آمده که با کمک این داروها برطرف میشود.
مثلاً آنتی بیوتیکها بیماری عفونی را درمان میکنند و عوامل عفونت را از بدن دور یا نابود میکنند. بعضی اوقات، از آنتی بیوتیکها هم کاری برنمیآید.
در مورد افسردگی و اضطراب هم دقیقاً همینگونه است. بعضی اوقات داروها برای درمان بیماریهای روانی هم کاملاً جواب نمیدهند.
از سوی دیگر، گاهی اگر دارو را کم کنیم، فشار بالا میرود و اگر دارو را قطع کنیم، افسردگی عود میکند. چنانچه دارو را بیموقع کم کنیم، افسردگی تا حدودی دوباره خود را نشان میدهد.
گاهی ضرورت دارد بیمار برای تداوم تندرستی و سلامتش، دارویی را تا آخر عمر مصرف کند. این را میگوییم احتیاج. اگر به مفهوم اعتیاد و احتیاج و تفاوت بین آنها توجه کنیم، دیگر نمیگوییم کسی به دارو معتاد شده است.
فرض کنیم کسی با تشخیص خودش رفته قرص والیوم خریده و هر شب میخورد و میخوابد.
حالا اگر چنین فردی به مرحلهای برسد که اگر شبی، ده، پانزده یا بیست عدد والیوم نخورد خوابش نمیبرد، این دیگر اعتیاد محسوب میشود.
اما اگر پزشک متخصص، با توجه به نیاز بدن و نوع مشکل بیمار، قرص والیوم تجویز کرده باشد، این دیگر اعتیاد نیست. بلکه به تشخیص پزشک، این نیاز بدن بیمار برای رسیدن به یک تعادل نسبی است.
#شناخت_بیماریهای_روانی #دکتر_احمد_جلیلی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#مناظره #اکبر_اعلمی و #حمید_رسایی
چرا بعد از 40 سال فساد در کشور روز به روز بیشتر میشود؟
اکبر اعلمی در مناظره با رسایی:
✔️ آقای رسایی 40 سال است که حکومت در اختیار شما روحانیون است، 500حوزه علمیه در کشور وجود دارد، 100 شبکه تلویزیونی، رادیویی، ماهوارهای، استانی و سراسری و به تعداد شهرهای ایران تریبون نماز جمعه دراختیار شما است. در تمام دانشگاهها حضور دارید. وزارت آموزش و پرورش و سازمان تبلیغات نیز زیر نظر شما است. نزدیک به 150 تا 200 هزار نفر روحانی در کشور وجود دارد و 6 تا 7 هزار میلیارد تومان به این نهادها داده میشود، نهادهایی که استحقاق دریافت بودجه عمومی را ندارند.
✔️چرا بعد از 40 سال ما روز به روز شاهد گسترش فساد هستیم،به این سوال چند پاسخ میتوان داد. یک، اسلام جوابگو نیست و ناکارآمد است که ما به این اعتقاد نداریم. مذهب اسلام برترین دینها است پس اسلام مشکلی ندارد، دو، سیستم خراب است. سه، قوانینی که در این سیستم به تصویب میرسد و چهار مجریان از پاسخهایی است که میتوان به این سوال داد. مشکل ما یا در سیستم است که جوابگو نیست یا قوانینی که تصویب میشود و یا مجریان که تمام اینها نیز از فیلتر روحانیت میگذرد.
✔️ جمهوری اسلامی زیر نظر ولی فقیه روحانی است. رئیس قوه قضاییه و خبرگان رهبری، روحانی هستند. نمایندگانی که میخواهند وارد مجلس شوند باید از فیلتر شورای نگهبان بگذرند. رئیس جمهوری نیز زیر نظر شورای نگهبان است. مشکل از اسلام نیست، مشکل را باید بررسی کرد. اگر سیستم مشکل دارد باید رفع شود و باید زمینه فراهم و قانون اساسی اصلاح شود. نهادهایی که در کشور وجود دارند باید این موارد را اصلاح کنند.
✔️ اگر مشکل در قوانین است باید قوانین متناسب با نیازهای جامعه تصویب شود و شورای نگهبانی نیز خلاف شرع و خلاف قانون اساسی را بیان نکند. اگر مشکل مجریان هستند که از فیلتر شورای نگهبان میگذرند. به غیر از شورای شهر بقیه افرادی که در این کشور هستند توسط نهادهای انتسابی انتخاب میشوند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#مناظره #اکبر_اعلمی و #حمید_رسایی
چرا بعد از 40 سال فساد در کشور روز به روز بیشتر میشود؟
اکبر اعلمی در مناظره با رسایی:
✔️ آقای رسایی 40 سال است که حکومت در اختیار شما روحانیون است، 500حوزه علمیه در کشور وجود دارد، 100 شبکه تلویزیونی، رادیویی، ماهوارهای، استانی و سراسری و به تعداد شهرهای ایران تریبون نماز جمعه دراختیار شما است. در تمام دانشگاهها حضور دارید. وزارت آموزش و پرورش و سازمان تبلیغات نیز زیر نظر شما است. نزدیک به 150 تا 200 هزار نفر روحانی در کشور وجود دارد و 6 تا 7 هزار میلیارد تومان به این نهادها داده میشود، نهادهایی که استحقاق دریافت بودجه عمومی را ندارند.
✔️چرا بعد از 40 سال ما روز به روز شاهد گسترش فساد هستیم،به این سوال چند پاسخ میتوان داد. یک، اسلام جوابگو نیست و ناکارآمد است که ما به این اعتقاد نداریم. مذهب اسلام برترین دینها است پس اسلام مشکلی ندارد، دو، سیستم خراب است. سه، قوانینی که در این سیستم به تصویب میرسد و چهار مجریان از پاسخهایی است که میتوان به این سوال داد. مشکل ما یا در سیستم است که جوابگو نیست یا قوانینی که تصویب میشود و یا مجریان که تمام اینها نیز از فیلتر روحانیت میگذرد.
✔️ جمهوری اسلامی زیر نظر ولی فقیه روحانی است. رئیس قوه قضاییه و خبرگان رهبری، روحانی هستند. نمایندگانی که میخواهند وارد مجلس شوند باید از فیلتر شورای نگهبان بگذرند. رئیس جمهوری نیز زیر نظر شورای نگهبان است. مشکل از اسلام نیست، مشکل را باید بررسی کرد. اگر سیستم مشکل دارد باید رفع شود و باید زمینه فراهم و قانون اساسی اصلاح شود. نهادهایی که در کشور وجود دارند باید این موارد را اصلاح کنند.
✔️ اگر مشکل در قوانین است باید قوانین متناسب با نیازهای جامعه تصویب شود و شورای نگهبانی نیز خلاف شرع و خلاف قانون اساسی را بیان نکند. اگر مشکل مجریان هستند که از فیلتر شورای نگهبان میگذرند. به غیر از شورای شهر بقیه افرادی که در این کشور هستند توسط نهادهای انتسابی انتخاب میشوند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
🔴آقای روحانی تشریف دارید؟ چرا شما را نمیبینم؟
✍️لیلی گلستان:
🔺اجازه میخواهم چند سوال ساده ومعمولی و بدون هیچ ترتیب و اولویتی از شما بکنم:
🔺رقص محمود دولت آبادی بزرگ را در کنسرت گروه بوشهری "لیان" دیدید؟ من که حظ کردم و معنایش این بود که تمام سانسورها و اصلاحیهها و ممیزیها و افستیهای غیرقانونی و همه بگیر و ببندهای فرهنگی و هنری، انگار نه انگار .... بگذار در کوزه و آبش را بخور ...
🔺اصغر فرهادی را دیدید؟ تکریمها و احترامها و تعریفها و تشویقها را دیدید؟ شاید به هنگام برگشت به خاک وطن، او را هم مجبور کنند مثل کیارستمی نازنین از در عقب فرودگاه جیم شود! حالا میخواهد جایزه گرفته باشد یا نگرفته باشد.
🔺به کنسرت علیزاده رفتید؟ علیزاده و خلج و بوستان. کیف نکردید؟ افتخار نکردید که این سه تن از خاک پاک ایراناند؟ میدانید چهها کشیدهاند تا به اینجا رسیدهاند. و با چه مشقتی توانستهاند دو شب کنسرت بدهند؟
🔺فیلم مثله شده "عصبانی نیستم" را بعد از چندین سال که در محاق توقیف بود، دیدید؟ استقبال مردم را هم دیدید؟ صورت تکیده رضا درمیشیان را هم دیدید؟
🔺جعفر پناهی را دیدید که فیلمش در فستیوال کن در بخش مسابقه پذیرفته شد و خودش را اجازه ندادند که برود؟ یک دقیقه سر پا ایستادن حضار و کف زدنشان را برای صندلی خالیاش دیدید؟ که اعتراضی بود به ممنوعالکاری و ممنوعالخروجیاش. حالا چه جایزه بگیرد و چه نگیرد، دیگر مهم نیست. این خودش بهترین جایزه بود. حالا بگویید روسیاهی به کی میماند . به ذغال؟؟
🔺دختران برنده اول مسابقه فوتسال را دیدید؟ دخترانی که برای بار دوم برنده اول شدند و صدا و سیما اصلا خبر را منعکس نکرد. صورتهای ماه شان را دیدید؟ شادی و شور و شو ق شان را دیدید؟ تحقیرها و تمسخرها و اعتراضها را هم بر ضدشان خواندید؟
🔹حالا برعکس !!!
🔺درگیریهای کازرون را پیگیری کردید؟ الان خواندم که وزیر کشور طی بیانیه ای گفته: "تا تامین خواستههای کارشناسی و منطقی مردم منطقه، تقسیمات کشوری متوقف خواهد شد." می شد پیش از این آشوبها و این همه زخمی و کشته، از مردم منطقی و کارشناس منطقه در این مورد پرسش میشد. نمیشد؟ به همین سادگی.
🔺کتک زدن معلمهای شریفمان را دیدید که برای خواستههایشان جمع شده بودند؟ بازداشتشان را هم ملاحظه کردید؟ جگر من که کباب شد.
🔺آتش زدن حقارت آمیز پرچم آمریکا را در مجلس دیدید؟ که یک پرچم یک وجبی را خواستند با فندک آتش بزنند و آتش نمیگرفت؟ آن هم در خانه ملت! و روبروی رییس خانه ملت که مانعشان نشد و فقط با تمسخر گفت: آتش هم نمیگیرد! و بعد مسبب این کار با افتخار و سرافرازی تمام گفت خواستیم نشان بدهیم که ما اینیم! عجب "این"ی ... وای بر ما با این "این"ها.
🔺دیدید رییس بانک مرکزی گفت بهتر است مردم این قدر سفر نروند! و ملت هم گفتند فضول را بردند جهنم ...! از این فضولی بی جا و سرخود احساس بدی به شما دست نداد؟
🔺این خبر را خواندید که معلم مدرسه موی دخترک را برید به این بهانه که ناظم مرد مدرسه شاید از دیدن موی او تحریک شود؟
🔺خواندید که اورهان پاموک با دعوت ناشرش به ایران آمد و تمام برنامههایش را لغو کردند؟ اورهان پاموک برنده جایزه نوبل را میگویم. میشناسیدش؟
🔺خواندید که پیشنهاد کردهاند طلاق زن را از این پس در شناسنامه ننویسند، چون به او به چشم حقارت نگاه خواهد شد. وای بر من از این چشم حقارت یک عده عامی و جاهل و بیفرهنگ که قانون گزارمان هستند. وای از این چشم حقارتی که باعث میشود زنهایمان تمام عمر، زندگی نابهسامانشان را تحمل کنند و دم برنیاورند. عوض این که فرهنگ را عوض کنند و بزنند این چشم حقارت را کور کنند، فرهنگ ریا کاری و پنهان کاری را اشاعه میدهند.
🔺دیدید دخترک را به زمین انداختند و موهایش را گرفتند و توی خاک و خل او را کشان کشان بردند طرف ماشین گشت؟ فریادها و ضجههایش همیشه در گوشم خواهد ماند. بعد از دیدن فیلم چه احساسی داشتید؟
🔺آقای روحانی، من دیدهها و خواندههایم را فقط در یک ماه اردیبهشت برایتان گفتم. که حتما خیلی موارد هم از نظرم افتاده است. تمام اینها فقط مال یک ماه بود! حالا این را ضرب در دوازده کنید تا حال و روز ما را متوجه شوید.
🔺راستی آقای رییس جمهور کجا هستید؟ در تمام مدت این یک ماه عقبتان گشتم و پیدایتان نکردم. کجایید؟
👈برای خواندن متن کامل این یادداشت روی دکمه "INSTANT" بزنید:
👉 https://goo.gl/2iuZW9
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
🔴آقای روحانی تشریف دارید؟ چرا شما را نمیبینم؟
✍️لیلی گلستان:
🔺اجازه میخواهم چند سوال ساده ومعمولی و بدون هیچ ترتیب و اولویتی از شما بکنم:
🔺رقص محمود دولت آبادی بزرگ را در کنسرت گروه بوشهری "لیان" دیدید؟ من که حظ کردم و معنایش این بود که تمام سانسورها و اصلاحیهها و ممیزیها و افستیهای غیرقانونی و همه بگیر و ببندهای فرهنگی و هنری، انگار نه انگار .... بگذار در کوزه و آبش را بخور ...
🔺اصغر فرهادی را دیدید؟ تکریمها و احترامها و تعریفها و تشویقها را دیدید؟ شاید به هنگام برگشت به خاک وطن، او را هم مجبور کنند مثل کیارستمی نازنین از در عقب فرودگاه جیم شود! حالا میخواهد جایزه گرفته باشد یا نگرفته باشد.
🔺به کنسرت علیزاده رفتید؟ علیزاده و خلج و بوستان. کیف نکردید؟ افتخار نکردید که این سه تن از خاک پاک ایراناند؟ میدانید چهها کشیدهاند تا به اینجا رسیدهاند. و با چه مشقتی توانستهاند دو شب کنسرت بدهند؟
🔺فیلم مثله شده "عصبانی نیستم" را بعد از چندین سال که در محاق توقیف بود، دیدید؟ استقبال مردم را هم دیدید؟ صورت تکیده رضا درمیشیان را هم دیدید؟
🔺جعفر پناهی را دیدید که فیلمش در فستیوال کن در بخش مسابقه پذیرفته شد و خودش را اجازه ندادند که برود؟ یک دقیقه سر پا ایستادن حضار و کف زدنشان را برای صندلی خالیاش دیدید؟ که اعتراضی بود به ممنوعالکاری و ممنوعالخروجیاش. حالا چه جایزه بگیرد و چه نگیرد، دیگر مهم نیست. این خودش بهترین جایزه بود. حالا بگویید روسیاهی به کی میماند . به ذغال؟؟
🔺دختران برنده اول مسابقه فوتسال را دیدید؟ دخترانی که برای بار دوم برنده اول شدند و صدا و سیما اصلا خبر را منعکس نکرد. صورتهای ماه شان را دیدید؟ شادی و شور و شو ق شان را دیدید؟ تحقیرها و تمسخرها و اعتراضها را هم بر ضدشان خواندید؟
🔹حالا برعکس !!!
🔺درگیریهای کازرون را پیگیری کردید؟ الان خواندم که وزیر کشور طی بیانیه ای گفته: "تا تامین خواستههای کارشناسی و منطقی مردم منطقه، تقسیمات کشوری متوقف خواهد شد." می شد پیش از این آشوبها و این همه زخمی و کشته، از مردم منطقی و کارشناس منطقه در این مورد پرسش میشد. نمیشد؟ به همین سادگی.
🔺کتک زدن معلمهای شریفمان را دیدید که برای خواستههایشان جمع شده بودند؟ بازداشتشان را هم ملاحظه کردید؟ جگر من که کباب شد.
🔺آتش زدن حقارت آمیز پرچم آمریکا را در مجلس دیدید؟ که یک پرچم یک وجبی را خواستند با فندک آتش بزنند و آتش نمیگرفت؟ آن هم در خانه ملت! و روبروی رییس خانه ملت که مانعشان نشد و فقط با تمسخر گفت: آتش هم نمیگیرد! و بعد مسبب این کار با افتخار و سرافرازی تمام گفت خواستیم نشان بدهیم که ما اینیم! عجب "این"ی ... وای بر ما با این "این"ها.
🔺دیدید رییس بانک مرکزی گفت بهتر است مردم این قدر سفر نروند! و ملت هم گفتند فضول را بردند جهنم ...! از این فضولی بی جا و سرخود احساس بدی به شما دست نداد؟
🔺این خبر را خواندید که معلم مدرسه موی دخترک را برید به این بهانه که ناظم مرد مدرسه شاید از دیدن موی او تحریک شود؟
🔺خواندید که اورهان پاموک با دعوت ناشرش به ایران آمد و تمام برنامههایش را لغو کردند؟ اورهان پاموک برنده جایزه نوبل را میگویم. میشناسیدش؟
🔺خواندید که پیشنهاد کردهاند طلاق زن را از این پس در شناسنامه ننویسند، چون به او به چشم حقارت نگاه خواهد شد. وای بر من از این چشم حقارت یک عده عامی و جاهل و بیفرهنگ که قانون گزارمان هستند. وای از این چشم حقارتی که باعث میشود زنهایمان تمام عمر، زندگی نابهسامانشان را تحمل کنند و دم برنیاورند. عوض این که فرهنگ را عوض کنند و بزنند این چشم حقارت را کور کنند، فرهنگ ریا کاری و پنهان کاری را اشاعه میدهند.
🔺دیدید دخترک را به زمین انداختند و موهایش را گرفتند و توی خاک و خل او را کشان کشان بردند طرف ماشین گشت؟ فریادها و ضجههایش همیشه در گوشم خواهد ماند. بعد از دیدن فیلم چه احساسی داشتید؟
🔺آقای روحانی، من دیدهها و خواندههایم را فقط در یک ماه اردیبهشت برایتان گفتم. که حتما خیلی موارد هم از نظرم افتاده است. تمام اینها فقط مال یک ماه بود! حالا این را ضرب در دوازده کنید تا حال و روز ما را متوجه شوید.
🔺راستی آقای رییس جمهور کجا هستید؟ در تمام مدت این یک ماه عقبتان گشتم و پیدایتان نکردم. کجایید؟
👈برای خواندن متن کامل این یادداشت روی دکمه "INSTANT" بزنید:
👉 https://goo.gl/2iuZW9
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
Telegraph
آقای روحانی تشریف دارید؟ چرا شما را نمیبینم؟
لیلی گلستان: اجازه میخواهم چند سوال ساده ومعمولی و بدون هیچ ترتیب و اولویتی از شما بکنم: رقص محمود دولت آبادی بزرگ را در کنسرت گروه بوشهری "لیان" دیدید؟ من که حظ کردم و معنایش این بود که تمام سانسورها و اصلاحیهها و ممیزیها و افستیهای غیرقانونی و همه…
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
به دست خود درختی مینشانم
به پایش جوی آبی میكشانم
كمی تخم چمن بر روی خاكش
برای یادگاری میفشانم
درختم كمكم آرد برگ و باری
بسازد بر سر خود شاخساری...
امروز زادروز عباس #یمینی_شریف شاعر کودکان و کسی است که در ذهن ما رد و خاطره اشعار کودکانه اش همچنان باقی است. هومن یمینی شریف فرزند عباس یمینی شریف در مهرماه 94 و در پاسخ به یادداشت محمدرضا سرشار (11شهریور94) در روزنامه کیهان درمورد پدرش چنین نوشت:
سالها پیش از آنکه جنبشهای منجر به انقلاب و تغییر حکومت هنوز شکل گرفته باشند. او تمام حواس و تلاش خود را برای بهبود ادبیات و آموزش و پرورش کودکان بهکار برد و نتیجه بیش از نیم قرن تلاش صمیمانهاش آن شد که نام و کار عباس یمینی شریف در ذهن مردم ما یادآور دوران شیرین کودکی و اولین تجربیات یادگیری اولین حروف، نخستین کلمات و اولین اشعار گردید. او شاعر درختکاری، سخنگوی یار مهربان و منادی مهر به ایران بود. من نمیدانم این حد خصومت آقای سرشار نسبت به عباس یمینی شریف و افرادی نظیر خانم توران میرهادی، مرحوم یحیی مافی، خانم نوش آفرین انصاری و آقای پرویز کلانتری، که هرکدام عمری را برای ادبیات کودک صرف کردهاند از کجاست ولی به ایشان توصیه میکنم اگر آنطور که ادعا میکنند، واقعا دل برای نظام میسوزانند قدری عمیقتر فکر کنند و بجای توهین و کینهورزی به کسانی که خواندن و قلم بدست گرفتن را به ایشان و میلیونها نفر مانند ایشان آموختند، نیروی خود را صرف تقویت و انسجام پشتوانههای فرهنگی و تاریخی برای مردم بنمایند نه سعی در تخریب کسانی چون عباس یمینی شریف که از سال ۱۳۲۴ چنین اشعار جاودانی را برای کودکان ایران سرود:
ما گلهای خندانیم/ فرزندان ایرانیم/ ایران پاک خود را/ مانند جان میدانیم/ ماباید دانا باشیم / هشیار و بینا باشیم/ از بهر حفظ ایران/ باید توانا باشیم/ آباد باشی ای ایران/ آزادباشی ای ایران/ از ما فرزندان خود/ دلشاد باشی ای ایران.
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
به دست خود درختی مینشانم
به پایش جوی آبی میكشانم
كمی تخم چمن بر روی خاكش
برای یادگاری میفشانم
درختم كمكم آرد برگ و باری
بسازد بر سر خود شاخساری...
امروز زادروز عباس #یمینی_شریف شاعر کودکان و کسی است که در ذهن ما رد و خاطره اشعار کودکانه اش همچنان باقی است. هومن یمینی شریف فرزند عباس یمینی شریف در مهرماه 94 و در پاسخ به یادداشت محمدرضا سرشار (11شهریور94) در روزنامه کیهان درمورد پدرش چنین نوشت:
سالها پیش از آنکه جنبشهای منجر به انقلاب و تغییر حکومت هنوز شکل گرفته باشند. او تمام حواس و تلاش خود را برای بهبود ادبیات و آموزش و پرورش کودکان بهکار برد و نتیجه بیش از نیم قرن تلاش صمیمانهاش آن شد که نام و کار عباس یمینی شریف در ذهن مردم ما یادآور دوران شیرین کودکی و اولین تجربیات یادگیری اولین حروف، نخستین کلمات و اولین اشعار گردید. او شاعر درختکاری، سخنگوی یار مهربان و منادی مهر به ایران بود. من نمیدانم این حد خصومت آقای سرشار نسبت به عباس یمینی شریف و افرادی نظیر خانم توران میرهادی، مرحوم یحیی مافی، خانم نوش آفرین انصاری و آقای پرویز کلانتری، که هرکدام عمری را برای ادبیات کودک صرف کردهاند از کجاست ولی به ایشان توصیه میکنم اگر آنطور که ادعا میکنند، واقعا دل برای نظام میسوزانند قدری عمیقتر فکر کنند و بجای توهین و کینهورزی به کسانی که خواندن و قلم بدست گرفتن را به ایشان و میلیونها نفر مانند ایشان آموختند، نیروی خود را صرف تقویت و انسجام پشتوانههای فرهنگی و تاریخی برای مردم بنمایند نه سعی در تخریب کسانی چون عباس یمینی شریف که از سال ۱۳۲۴ چنین اشعار جاودانی را برای کودکان ایران سرود:
ما گلهای خندانیم/ فرزندان ایرانیم/ ایران پاک خود را/ مانند جان میدانیم/ ماباید دانا باشیم / هشیار و بینا باشیم/ از بهر حفظ ایران/ باید توانا باشیم/ آباد باشی ای ایران/ آزادباشی ای ایران/ از ما فرزندان خود/ دلشاد باشی ای ایران.
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان نود و سه
#کشته_شدن_بهرام
گیو وبیژن که از تاخیر بهرام نگران شده بودند به میدان آمدند. چون بهرام را زخمی روی زمین دیدند ، گیو کمندی به سوی تژاو انداخت و اورا گرفت و با تازیانه دویست بار به او زد واورا تا کنار بدن نیمه جان بهرام کشید و سر از بدنش جدا کرد در حالیکه بهرام هم جان به جان به جهان آفرین داد. بهرام را بر آئین شاهان دور از جایگاه نبرد دخمه کردند. وقتی پیران نزد افراسیاب بازگشت دو هفته جشن گرفتند و بعد از گرفتن خلعت به سوی ختن روانه شد.
دلیران ایران زار و آزرده نزد رستم رفتند . او به پوزش خواهی نزد کیخسرو آمد و گفت اگرچه از طوس و لشکر او آزرده ای ولی آنها را به من ببخشای.
بدو گفت خسرو که ای پهلوان
دلم پر زتیمار شد زان جوان
کیخسرو به خواهش رستم طوس را که بار دیگر به پوزش خواهی آمده بود پذیرفت و او را دوباره به جنگ تورانیان فرستاد ولی بشرط آنکه در کارهایش با گیو مشورت کند و رو به گیو کرده ،
بدو گفت کاندر جهان رنج من
تو بودی و بی بهره از رنج من
نباید که بی رای تو پیل و کوس
سوی جنگ راند سپهدار طوس
بتندی مکن سهمگین کار خرد
که روشن روان باد بهرام گرد
به این ترتیب گیو وطوس با لشکری بزرگ از مقابل شاه گذشته عازم رودشهد شدند. در آنجا سپاه ایران آماده جنگ شد و پیغام به پیران رسانیدند.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان نود و سه
#کشته_شدن_بهرام
گیو وبیژن که از تاخیر بهرام نگران شده بودند به میدان آمدند. چون بهرام را زخمی روی زمین دیدند ، گیو کمندی به سوی تژاو انداخت و اورا گرفت و با تازیانه دویست بار به او زد واورا تا کنار بدن نیمه جان بهرام کشید و سر از بدنش جدا کرد در حالیکه بهرام هم جان به جان به جهان آفرین داد. بهرام را بر آئین شاهان دور از جایگاه نبرد دخمه کردند. وقتی پیران نزد افراسیاب بازگشت دو هفته جشن گرفتند و بعد از گرفتن خلعت به سوی ختن روانه شد.
دلیران ایران زار و آزرده نزد رستم رفتند . او به پوزش خواهی نزد کیخسرو آمد و گفت اگرچه از طوس و لشکر او آزرده ای ولی آنها را به من ببخشای.
بدو گفت خسرو که ای پهلوان
دلم پر زتیمار شد زان جوان
کیخسرو به خواهش رستم طوس را که بار دیگر به پوزش خواهی آمده بود پذیرفت و او را دوباره به جنگ تورانیان فرستاد ولی بشرط آنکه در کارهایش با گیو مشورت کند و رو به گیو کرده ،
بدو گفت کاندر جهان رنج من
تو بودی و بی بهره از رنج من
نباید که بی رای تو پیل و کوس
سوی جنگ راند سپهدار طوس
بتندی مکن سهمگین کار خرد
که روشن روان باد بهرام گرد
به این ترتیب گیو وطوس با لشکری بزرگ از مقابل شاه گذشته عازم رودشهد شدند. در آنجا سپاه ایران آماده جنگ شد و پیغام به پیران رسانیدند.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
چون تو جانان منی جان بی تو خرم کی شود
چون تو در کس ننگری کس با تو همدم کی شود
🍃
گر جمال جانفزای خویش بنمایی به ما
جان ما گر در فزاید حسن تو کم کی شود
🍃
دل ز من بردی و پرسیدی که دل گم کردهای
این چنین طراریت با من مسلم کی شود
🍃
عهد کردی تا من دلخسته را مرهم کنی
چون تو گویی یا کنی این عهد محکم کی شود
چون مرا دلخستگی از آرزوی روی توست
این چنین دل خستگی زایل به مرهم کی شود
🍃
غم از آن دارم که بی تو همچو حلقه بر درم
تا تو از در در نیایی از دلم غم کی شود
🍃
خلوتی میبایدم با تو زهی کار کمال
ذرهای همخلوت خورشید عالم کی شود
🍃
نیستی عطار مرد او که هر تر دامنی
گر به میدان لاشه تازد رخش رستم کی شود
#غزل_حضرت_عطار🌹
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
👇👇👇👇
چون تو جانان منی جان بی تو خرم کی شود
چون تو در کس ننگری کس با تو همدم کی شود
🍃
گر جمال جانفزای خویش بنمایی به ما
جان ما گر در فزاید حسن تو کم کی شود
🍃
دل ز من بردی و پرسیدی که دل گم کردهای
این چنین طراریت با من مسلم کی شود
🍃
عهد کردی تا من دلخسته را مرهم کنی
چون تو گویی یا کنی این عهد محکم کی شود
چون مرا دلخستگی از آرزوی روی توست
این چنین دل خستگی زایل به مرهم کی شود
🍃
غم از آن دارم که بی تو همچو حلقه بر درم
تا تو از در در نیایی از دلم غم کی شود
🍃
خلوتی میبایدم با تو زهی کار کمال
ذرهای همخلوت خورشید عالم کی شود
🍃
نیستی عطار مرد او که هر تر دامنی
گر به میدان لاشه تازد رخش رستم کی شود
#غزل_حضرت_عطار🌹
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
👇👇👇👇
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#فایل_تصویری🌹
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
چون تو جانان منی، جان بی تو خرم کی شود؟!
#غزل_حضرت_عطار
کاری از چهار شگفت انگیز دنیای موسیقی سنتی ایران🌹
#کنسرت_بم
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
چون تو جانان منی، جان بی تو خرم کی شود؟!
#غزل_حضرت_عطار
کاری از چهار شگفت انگیز دنیای موسیقی سنتی ایران🌹
#کنسرت_بم
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✅ كساني مدعي حفظ حريم خصوصي مردمند كه اصول اوليه اخلاق حرفه اي را نقض مي كنند
پیامرسان سروش توسط شرکت «توسعه فناوری رسانه سروش» پشتیبانی میشود
مدیرعامل این شرکت محمدرضا علی عسگری فرزند رییس صداوسیماست
تلگرام فيلتر شده تا #ژن_خوب رييس صداوسيما با سروش جايگزين پاول دوروف شود
#ياشار_سلطاني
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✅ كساني مدعي حفظ حريم خصوصي مردمند كه اصول اوليه اخلاق حرفه اي را نقض مي كنند
پیامرسان سروش توسط شرکت «توسعه فناوری رسانه سروش» پشتیبانی میشود
مدیرعامل این شرکت محمدرضا علی عسگری فرزند رییس صداوسیماست
تلگرام فيلتر شده تا #ژن_خوب رييس صداوسيما با سروش جايگزين پاول دوروف شود
#ياشار_سلطاني
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✅ رئيسی از رايزنیها درباره تلگرام آگاه بوده و به گفته وزير ارتباطات مذاكرات با مسئولان تلگرام با مجوز دادستان وقت يعنی ابراهيم رئيسی برگزار شده است
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
#فلسفه_روانشناسی
📝#معرفى_يك_نويسنده
🎯#كريستين_بوبن
من خدا را در قمقمه آب یافتهام در عطر یک گل در خلوص برخی کتابها و حتی نزد بیدینان اما تقریباً هیچگاه وی را نزد آنانی که کارشان سخن گفتن از اوست نیافتهام...!
"کریستین بوبن"
کریستین بوبن، نویسنده فرانسوی زاده ۲۴ آوریل ۱۹۵۱ است. او پس از تحصیل در رشته فلسفه به نویسندگی روی آورد و تاکنون بیش از ۳۰ اثر از او منتشر شدهاست.
آثار بوبن مانند زنجیر به هم پیوستهاند، هر یک تصویر دیگری را روشن ساخته و در کنار هم، تابلوی زندگی و افکار نویسنده را شکل میدهند.
برای او تجربههای ساده زندگی ـ کودکی، عشق، تنهایی ـ دستمایه خلق آثاری عاشقانه است. بوبن بیش از آن که به مضامین و کلمات اهمیت دهد، به آوا و لحن کلام میپردازد؛ با این حال نوشتههای او سرشار از اندیشهاند. اندیشهای که از زندگی عاشقانه اش و از عشقش به زندگی سرچشمه میگیرد. برای بوبن نوشتن، سراییدنِ آواهاست.
اولین نوشته او در اوایل سال ۱۹۸۰ به نشر درآمد که مورد توجه افراد زیادی قرار نگرفت.
موفقیت او بعدها به لطف کتاب ؛
"بسیار فروتن" (The Very Low)
در سال ۱۹۹۲ حاصل شد.
کتاب ؛ "فراتر از بودن" او ادای احترام به یکی از دوستان مؤنث خود میباشد که بر اثر پارگی آنورسیم در سن ۴۴ سالگی درگذشت.
کریستین بوبن ، در سال ۱۹۹۷ پس از ۲۰ سال سبیلهای خود را تراشید.
گزيده اى چند ، از آثار كريستين بوبن :
▪️ ترس "نشدن" اگر بر ما غلبه كند، به بيماري "نيمه كاره رها كردن" مبتلا می شويم...!
▪️ما انسانها بر روی کره یِ زمین زندگی نمی کنیم ! بلکه سرزمینِ واقعی ما قلبِ کسانی است که دوستشان داریم ...
▪️در نقاشی لحظه ای فرا می رسد که نقاش می داند تابلویش تمام شده. چرایش را نمی داند. تنها به ناتوانی ناگهانی اش از ایجاد هر گونه تغییر در تابلو معترف می شود. تابلو و نقاش وقتی از هم جدا می شوند که دیگر به هم کمک نمی کنند. وقتی که تابلو دیگر نمی تواند به نقاش چیزی ببخشد. وقتی که نقاش دیگر نمی تواند به تابلو چیزی ببخشد. یک اثر وقتی تمام می شود که نقاش در برابرش به تنهایی مطلق رسیده باشد.
▪️زنی بود روستایی، تنها زن باسواد دهکده اش. درتمام عمر بدبختی به سرش باریده بود. یک روز از او پرسیدم مامان بزرگ چه چیزی در زندگی از همه مهم تر است؟ جوابش را فراموش نکرده ام، فقط یک چیز در زندگی به حساب می آید آن نشاط است. هیچ وقت اجازه نده کسی آن را از تو بگیرد.
▪️برای این که عاشق زنی بشویم، می بایست درون او، فضایی تهی و بیابانی وجود داشته باشد، چیزی که در جستجوی رنج و لذت است... می بایست منطقه ای از زندگی که هنوز دست نخورده است، زمینی نسوخته که نه او می شناسد و نه شما، وجود داشته باشد!
▪️ وقتی آدم کسی را دوست نداشته باشد، نه در این سوی زندگی و نه در آن سو، اهمیتی ندارد که نمیتواند او را ببیند. وقتی آدم کسی را دوست دارد، همیشه چیزی برای گفتن یا نوشتن به او پیدا میکند، تا آخر عمر. آنچه ترس را برمیانگیزد، ناشناختههاست. شما حقیقت را می گوئید و حقیقت سیلی یا تبریک و تحسین برایتان به ارمغان می آورد. از همه بدتر اینکه در هر صورت هیچکس حرفتان را باور نمی کند. حقیقت، باور نکردنی است. یک زن به تنهایی وقتی که عاشق باشد، زمین و آسمان را پر می کند، حتی اگر دخترکی هشت ساله باشد ...
▪️خوشحالم که به حرفم گوش نمی کنی، این رفتارت را می پسندم، نشانه ی خوبی است، خوب بزرگت کرده ایم، کوچولو، به تو یاد داده ایم که فقط حرفهای دلت را گوش کنی و بس راه درست برای بچه ها، هیچ وقت راه پدر و مادرشان نیست، هیچ وقت...
▪️ در زندگی کسانی هستند که مثل کتاب ها حرف میزنند،این افراد تصور میکنند برای این که دیگران به حرف هایشان گوش دهند باید لحنی جدی به کار ببرند. با صدایی وحی مانند حرف بزنند. از این آدم ها باید دوری کرد،بیشتر از یک دقیقه نمیتوان مودبانه به حرف هایشان گوش داد... حتی وقتی از حقیقت حرف میزنند حقیقت را با آنچه میگویند میکشند. ولی شگفت آور ترین شگفتی ها برخورد این جا و آنجا با آدم هایی است که بلدند مثل کتاب ها ساکت بمانند. آدم از نشست و برخاست با این افراد خسته نمیشود. چنان خودمانی اند که انگار آدم با خودش تنهاست ، رها ، آرام و دستخوش سکوت که حقیقت همه چیز است.
▪️هیچ چیز به اندازه یک کوه شبیه پدر نیست
▪️ همه ی ما به شکلی در زندگی یکدیگر موثریم و من فکر می کنم که اصلی ترین هنر این است که همیشه فاصله ها را حفظ کنیم. اگر بیش از حد به هم نزدیک شویم می سوزیم و اگر بیش ازحداز یکدیگردورشویم،یخ می زنیم.بایدبیاموزیم که فاصله مناسب راحفظ کنیم و ازآن جا تکان نخوریم.این آموختن نیزهماننددیگر چیزهایی که ازاعماق وجود می آموزیم، تنهاباتجربه ای سخت امکان پذیر است. بایدبابت آن بهایی بپردازیم تا متوجهش شویم.
✍️#محمدعظيمى
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
#فلسفه_روانشناسی
📝#معرفى_يك_نويسنده
🎯#كريستين_بوبن
من خدا را در قمقمه آب یافتهام در عطر یک گل در خلوص برخی کتابها و حتی نزد بیدینان اما تقریباً هیچگاه وی را نزد آنانی که کارشان سخن گفتن از اوست نیافتهام...!
"کریستین بوبن"
کریستین بوبن، نویسنده فرانسوی زاده ۲۴ آوریل ۱۹۵۱ است. او پس از تحصیل در رشته فلسفه به نویسندگی روی آورد و تاکنون بیش از ۳۰ اثر از او منتشر شدهاست.
آثار بوبن مانند زنجیر به هم پیوستهاند، هر یک تصویر دیگری را روشن ساخته و در کنار هم، تابلوی زندگی و افکار نویسنده را شکل میدهند.
برای او تجربههای ساده زندگی ـ کودکی، عشق، تنهایی ـ دستمایه خلق آثاری عاشقانه است. بوبن بیش از آن که به مضامین و کلمات اهمیت دهد، به آوا و لحن کلام میپردازد؛ با این حال نوشتههای او سرشار از اندیشهاند. اندیشهای که از زندگی عاشقانه اش و از عشقش به زندگی سرچشمه میگیرد. برای بوبن نوشتن، سراییدنِ آواهاست.
اولین نوشته او در اوایل سال ۱۹۸۰ به نشر درآمد که مورد توجه افراد زیادی قرار نگرفت.
موفقیت او بعدها به لطف کتاب ؛
"بسیار فروتن" (The Very Low)
در سال ۱۹۹۲ حاصل شد.
کتاب ؛ "فراتر از بودن" او ادای احترام به یکی از دوستان مؤنث خود میباشد که بر اثر پارگی آنورسیم در سن ۴۴ سالگی درگذشت.
کریستین بوبن ، در سال ۱۹۹۷ پس از ۲۰ سال سبیلهای خود را تراشید.
گزيده اى چند ، از آثار كريستين بوبن :
▪️ ترس "نشدن" اگر بر ما غلبه كند، به بيماري "نيمه كاره رها كردن" مبتلا می شويم...!
▪️ما انسانها بر روی کره یِ زمین زندگی نمی کنیم ! بلکه سرزمینِ واقعی ما قلبِ کسانی است که دوستشان داریم ...
▪️در نقاشی لحظه ای فرا می رسد که نقاش می داند تابلویش تمام شده. چرایش را نمی داند. تنها به ناتوانی ناگهانی اش از ایجاد هر گونه تغییر در تابلو معترف می شود. تابلو و نقاش وقتی از هم جدا می شوند که دیگر به هم کمک نمی کنند. وقتی که تابلو دیگر نمی تواند به نقاش چیزی ببخشد. وقتی که نقاش دیگر نمی تواند به تابلو چیزی ببخشد. یک اثر وقتی تمام می شود که نقاش در برابرش به تنهایی مطلق رسیده باشد.
▪️زنی بود روستایی، تنها زن باسواد دهکده اش. درتمام عمر بدبختی به سرش باریده بود. یک روز از او پرسیدم مامان بزرگ چه چیزی در زندگی از همه مهم تر است؟ جوابش را فراموش نکرده ام، فقط یک چیز در زندگی به حساب می آید آن نشاط است. هیچ وقت اجازه نده کسی آن را از تو بگیرد.
▪️برای این که عاشق زنی بشویم، می بایست درون او، فضایی تهی و بیابانی وجود داشته باشد، چیزی که در جستجوی رنج و لذت است... می بایست منطقه ای از زندگی که هنوز دست نخورده است، زمینی نسوخته که نه او می شناسد و نه شما، وجود داشته باشد!
▪️ وقتی آدم کسی را دوست نداشته باشد، نه در این سوی زندگی و نه در آن سو، اهمیتی ندارد که نمیتواند او را ببیند. وقتی آدم کسی را دوست دارد، همیشه چیزی برای گفتن یا نوشتن به او پیدا میکند، تا آخر عمر. آنچه ترس را برمیانگیزد، ناشناختههاست. شما حقیقت را می گوئید و حقیقت سیلی یا تبریک و تحسین برایتان به ارمغان می آورد. از همه بدتر اینکه در هر صورت هیچکس حرفتان را باور نمی کند. حقیقت، باور نکردنی است. یک زن به تنهایی وقتی که عاشق باشد، زمین و آسمان را پر می کند، حتی اگر دخترکی هشت ساله باشد ...
▪️خوشحالم که به حرفم گوش نمی کنی، این رفتارت را می پسندم، نشانه ی خوبی است، خوب بزرگت کرده ایم، کوچولو، به تو یاد داده ایم که فقط حرفهای دلت را گوش کنی و بس راه درست برای بچه ها، هیچ وقت راه پدر و مادرشان نیست، هیچ وقت...
▪️ در زندگی کسانی هستند که مثل کتاب ها حرف میزنند،این افراد تصور میکنند برای این که دیگران به حرف هایشان گوش دهند باید لحنی جدی به کار ببرند. با صدایی وحی مانند حرف بزنند. از این آدم ها باید دوری کرد،بیشتر از یک دقیقه نمیتوان مودبانه به حرف هایشان گوش داد... حتی وقتی از حقیقت حرف میزنند حقیقت را با آنچه میگویند میکشند. ولی شگفت آور ترین شگفتی ها برخورد این جا و آنجا با آدم هایی است که بلدند مثل کتاب ها ساکت بمانند. آدم از نشست و برخاست با این افراد خسته نمیشود. چنان خودمانی اند که انگار آدم با خودش تنهاست ، رها ، آرام و دستخوش سکوت که حقیقت همه چیز است.
▪️هیچ چیز به اندازه یک کوه شبیه پدر نیست
▪️ همه ی ما به شکلی در زندگی یکدیگر موثریم و من فکر می کنم که اصلی ترین هنر این است که همیشه فاصله ها را حفظ کنیم. اگر بیش از حد به هم نزدیک شویم می سوزیم و اگر بیش ازحداز یکدیگردورشویم،یخ می زنیم.بایدبیاموزیم که فاصله مناسب راحفظ کنیم و ازآن جا تکان نخوریم.این آموختن نیزهماننددیگر چیزهایی که ازاعماق وجود می آموزیم، تنهاباتجربه ای سخت امکان پذیر است. بایدبابت آن بهایی بپردازیم تا متوجهش شویم.
✍️#محمدعظيمى
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
#بریده کتاب
آسودگی خیال در همه جا حضور دارد . در شور ونشاط جسورانه ی باران تابستان ، در ورق ورق کتابی که نیمه خوانده گوشه ای رها شده ، در زمزمه دعای سحرگاهی ، در صدای خش خش برگها ....
بنابراین اسودگی خیال در همه جا وجود دارد و اگر با کمبود ان مواجهید . به این دلیل است که شما هنر پذیرفتن ان را در خودکشف نکرده اید . پذیرفتن انچه به راحتی و همه جا در اطراف شما قرار دارد ...
#دیوانه وار
#کریستین بوبن
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
#بریده کتاب
آسودگی خیال در همه جا حضور دارد . در شور ونشاط جسورانه ی باران تابستان ، در ورق ورق کتابی که نیمه خوانده گوشه ای رها شده ، در زمزمه دعای سحرگاهی ، در صدای خش خش برگها ....
بنابراین اسودگی خیال در همه جا وجود دارد و اگر با کمبود ان مواجهید . به این دلیل است که شما هنر پذیرفتن ان را در خودکشف نکرده اید . پذیرفتن انچه به راحتی و همه جا در اطراف شما قرار دارد ...
#دیوانه وار
#کریستین بوبن
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
🌿 قصه ی قشنگ کارآفرینی " ايرواني " !
فعالیت 37 ساله ی بابام ( حاج حسن آقای حلاجیان در کفش ملی ) باعث شده که دوستانم ( ازجمله آمهدی گازر ) از سر لطف ، مطالبی رو برام بفرستن . این متن هم خیلی عالی بود :
در سال 1330کفش ایرانی ها گیوه و نعلین و گالش بود و از طرفی شهر نشینی باب شده بود. یک جوان اصالتا شیرازی،به نام محمد تقی ایروانی، پیش خودش فکر کرد که مردم ممکن است بی نان سر کنند، اما بی کفش نمیتوانند دنبال نان بدوند!
به قول او نمیتوان شهرنشینی کرد، آن هم بدون کفش و پابرهنه؛ پس مردم به دوچیز نیاز دارند. یکی نان و یکی کفش! با این فکر به کشور چکسلواکی رفت و دو کارشناس چک استخدام کرد و یک دستگاه اتوکلاو کفش خرید و به ایران آمد و در خیابان گلوبندک پاساژی ساخت که کفش تولید کند.
ایروانی کارش با 35 کارگر کارش را شروع کرد؛ او کمر همت بست و چون سوداهای بزرگ در سر داشت، با وام و پس انداز و ارث و ..، زمین بزرگ تری در مهرآباد کرج خرید و در آن محل اول یک مسجد ساخت و بعد کارخانه ی تولید کفشش را هم به آنجا منتقل کرد. محمد تقی کم و بیش، از این و آن، سرزنش میشنید که ،"تا وقتی کفش خارجی هست، چه کسی گیوه و گالش ایرانی میخرد؟؟".
اما این حرفها او را دلسرد نکرد و کم کم طوری شد که در سال 1337 ، کفش چرمی ای تولید کرد که مرگ نداشت!!!! او کفش ها را با قیمت 4تومان میفروخت. این در حالی بود که کفش خارجی آن زمان ده تومان بود و آن دوام و زیبایی را نداشت!!!!!
جالب اینکه ایروانی، در سال 1343 شرکتی با هدف پرورش 22 کودک دو ماهه تا 2ساله تاسیس کرد تا در آینده، این کودکان، از مدیران کارخانه اش و مدیران ایرانی بشنود. " نی نی پرارین" قرار بر این شد بخشی از درآمدش به مصارف تحصیلی این22 کودک برسد و خوارک، پوشاک و وسایل زندگی ساده و کم خرج آنها همه به عهده ی خودش باشد.
قانونی هم وضع کرد که هیچ کدام از این کودکانِ تحت سرپرستی او، بعد از رسیدن به سن 18 سالگی، هیچ تعهدی نسبت به او ندارند و آزادند که هرجور دلشان خواست زندگی کنند!! فقط انتظار او اینست که نسبت به "تحصیل" جدی باشند و "اسلام" و "حسن اخلاق" را اساس کارشان قرار بدهند.
ایروانی، طی سال های 35 تا 1357 بیش از 50 شرکت تاسیس کرد و برای کارگرانش خانه ی سازمانی ساخت و سرویس رایگان ایاب و ذهاب در نظر گرفت!!!
القصه کسب و کار او توسعه پیدا کرد و در سال 57، شرکت کفش محمد تقی ایروانی، با وقوع انقلاب مصادره شد و متاسفانه به دلایلی مثل ضعف مدیریت و واگذار نکردن آن به بخش خصوصی، کارخانه ای که روزگاری، 10هزار خانوار کارگری را به خوبی اداره میکرد، 4 میلیارد و هشتصد میلیون تومانِ آن زمان، ضرر داد!!!!!!!!!! قلب کارخانه از تپش ایستاد و کارخانه ی او هم به مرور، تبدیل به انبار ماشین ها و خودروهای سایپا شد!
ایروانی، با دل شکسته به آمریکا رفت و کودکان تحت نظرش، که آن زمان 14 تا 16 ساله شده بودند را هم، با هزینه ی خودش به خارج از کشور برد؛ و در آنجا کارخانه ی چرمسازی بوستون را تاسیس کرد و باز هم کفش تولید کرد! و سرانجام در 12بهمن ماه سال 1384 بعد از یک روزِ کاملِ کاری در غربت از دنیا رفت.
محمد تقی ایروانی، همان موسس کفش "ملی" بود. همان کفشی که در کودکیِ خیلی از ما، مرگ نداشت. همه ی ماها از آن کفش ها پوشیده ایم و از کفش ملی خاطره داریم! تنگ میشد اما خراب نمیشد! هم اکنون از پرسنل 10 هزار نفریِ کفشِ ملی، فقط و فقط 700 نفر باقی مانده اند که در کفش گنجه و بخشهای بازرگانی مشغول به کارند.
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
🌿 قصه ی قشنگ کارآفرینی " ايرواني " !
فعالیت 37 ساله ی بابام ( حاج حسن آقای حلاجیان در کفش ملی ) باعث شده که دوستانم ( ازجمله آمهدی گازر ) از سر لطف ، مطالبی رو برام بفرستن . این متن هم خیلی عالی بود :
در سال 1330کفش ایرانی ها گیوه و نعلین و گالش بود و از طرفی شهر نشینی باب شده بود. یک جوان اصالتا شیرازی،به نام محمد تقی ایروانی، پیش خودش فکر کرد که مردم ممکن است بی نان سر کنند، اما بی کفش نمیتوانند دنبال نان بدوند!
به قول او نمیتوان شهرنشینی کرد، آن هم بدون کفش و پابرهنه؛ پس مردم به دوچیز نیاز دارند. یکی نان و یکی کفش! با این فکر به کشور چکسلواکی رفت و دو کارشناس چک استخدام کرد و یک دستگاه اتوکلاو کفش خرید و به ایران آمد و در خیابان گلوبندک پاساژی ساخت که کفش تولید کند.
ایروانی کارش با 35 کارگر کارش را شروع کرد؛ او کمر همت بست و چون سوداهای بزرگ در سر داشت، با وام و پس انداز و ارث و ..، زمین بزرگ تری در مهرآباد کرج خرید و در آن محل اول یک مسجد ساخت و بعد کارخانه ی تولید کفشش را هم به آنجا منتقل کرد. محمد تقی کم و بیش، از این و آن، سرزنش میشنید که ،"تا وقتی کفش خارجی هست، چه کسی گیوه و گالش ایرانی میخرد؟؟".
اما این حرفها او را دلسرد نکرد و کم کم طوری شد که در سال 1337 ، کفش چرمی ای تولید کرد که مرگ نداشت!!!! او کفش ها را با قیمت 4تومان میفروخت. این در حالی بود که کفش خارجی آن زمان ده تومان بود و آن دوام و زیبایی را نداشت!!!!!
جالب اینکه ایروانی، در سال 1343 شرکتی با هدف پرورش 22 کودک دو ماهه تا 2ساله تاسیس کرد تا در آینده، این کودکان، از مدیران کارخانه اش و مدیران ایرانی بشنود. " نی نی پرارین" قرار بر این شد بخشی از درآمدش به مصارف تحصیلی این22 کودک برسد و خوارک، پوشاک و وسایل زندگی ساده و کم خرج آنها همه به عهده ی خودش باشد.
قانونی هم وضع کرد که هیچ کدام از این کودکانِ تحت سرپرستی او، بعد از رسیدن به سن 18 سالگی، هیچ تعهدی نسبت به او ندارند و آزادند که هرجور دلشان خواست زندگی کنند!! فقط انتظار او اینست که نسبت به "تحصیل" جدی باشند و "اسلام" و "حسن اخلاق" را اساس کارشان قرار بدهند.
ایروانی، طی سال های 35 تا 1357 بیش از 50 شرکت تاسیس کرد و برای کارگرانش خانه ی سازمانی ساخت و سرویس رایگان ایاب و ذهاب در نظر گرفت!!!
القصه کسب و کار او توسعه پیدا کرد و در سال 57، شرکت کفش محمد تقی ایروانی، با وقوع انقلاب مصادره شد و متاسفانه به دلایلی مثل ضعف مدیریت و واگذار نکردن آن به بخش خصوصی، کارخانه ای که روزگاری، 10هزار خانوار کارگری را به خوبی اداره میکرد، 4 میلیارد و هشتصد میلیون تومانِ آن زمان، ضرر داد!!!!!!!!!! قلب کارخانه از تپش ایستاد و کارخانه ی او هم به مرور، تبدیل به انبار ماشین ها و خودروهای سایپا شد!
ایروانی، با دل شکسته به آمریکا رفت و کودکان تحت نظرش، که آن زمان 14 تا 16 ساله شده بودند را هم، با هزینه ی خودش به خارج از کشور برد؛ و در آنجا کارخانه ی چرمسازی بوستون را تاسیس کرد و باز هم کفش تولید کرد! و سرانجام در 12بهمن ماه سال 1384 بعد از یک روزِ کاملِ کاری در غربت از دنیا رفت.
محمد تقی ایروانی، همان موسس کفش "ملی" بود. همان کفشی که در کودکیِ خیلی از ما، مرگ نداشت. همه ی ماها از آن کفش ها پوشیده ایم و از کفش ملی خاطره داریم! تنگ میشد اما خراب نمیشد! هم اکنون از پرسنل 10 هزار نفریِ کفشِ ملی، فقط و فقط 700 نفر باقی مانده اند که در کفش گنجه و بخشهای بازرگانی مشغول به کارند.
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
_آیا با حذف یک نفر مشکلات دیگری ایجاد نخواهد کرد؟هر کشتاری پلیس را باهوش تر میکند و مردم را به طرف تجاوز و وحشیگری می کشاند.در آخر کار اوضاع از اول هم بدتر می شود.
_فکر میکنی وقتی #انقلاب شود چه اتفاقی بیفتد؟مردم به وحشیگری عادت نخواهد کرد؟جنگ جنگ است.
_آری،اما #انقلاب واقعی مسئله دیگری است.زندگی مردم یک لحظه تغییر میکند و قیمتی است که ما باید برای #پیشرفت خود بپردازیم.
مطالعه گروهی #خرمگس #اتل_لیلیان_وینیچ
#برگ232
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
_آیا با حذف یک نفر مشکلات دیگری ایجاد نخواهد کرد؟هر کشتاری پلیس را باهوش تر میکند و مردم را به طرف تجاوز و وحشیگری می کشاند.در آخر کار اوضاع از اول هم بدتر می شود.
_فکر میکنی وقتی #انقلاب شود چه اتفاقی بیفتد؟مردم به وحشیگری عادت نخواهد کرد؟جنگ جنگ است.
_آری،اما #انقلاب واقعی مسئله دیگری است.زندگی مردم یک لحظه تغییر میکند و قیمتی است که ما باید برای #پیشرفت خود بپردازیم.
مطالعه گروهی #خرمگس #اتل_لیلیان_وینیچ
#برگ232
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مردی سوارکار به سرعت در حال تازیدن بود. به نظر میرسید به جای مهمی میرود.
مرد دیگری در کنار جاده ایستاده بود فریاد زد: کجا می روی؟
مرد سواره پاسخ داد: نمیدانم از اسب بپرس!
این داستان زندگی اغلب مردم است، کسانی که سوار بر اسب عادتهایشان هستند بدون هیچ ایدهای...!
اثر مرکب | #دارن_هاردی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مردی سوارکار به سرعت در حال تازیدن بود. به نظر میرسید به جای مهمی میرود.
مرد دیگری در کنار جاده ایستاده بود فریاد زد: کجا می روی؟
مرد سواره پاسخ داد: نمیدانم از اسب بپرس!
این داستان زندگی اغلب مردم است، کسانی که سوار بر اسب عادتهایشان هستند بدون هیچ ایدهای...!
اثر مرکب | #دارن_هاردی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️