زندگی یعنی امیدوار بودن محبوب من
زندگی
مشغله ای جدی است
درست مثل دوست داشتن تو
#ناظم_حکمت
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
زندگی
مشغله ای جدی است
درست مثل دوست داشتن تو
#ناظم_حکمت
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بندر #لنگه،مادر شهر #دوبی
#دکتر_محمود_رئوفی
🔹کتاب " دوبی سریع ترین شهر دنیا " نوشته : #جیم_کرین باترجمه هرمز همایون پور در سال ۹۱ منتشر شده است . این کتاب چگونگی شکل گیری بندر دوبی را به تفصیل شرح می دهد .جیم کرین می نویسد:"کسی تصور نمی کرد که این دهکده کوچک روزی به شهری بدل شود که لقب سریع ترین شهر دنیا را به خود اختصاص دهد . در ۱۹۶۰ دوبی سفری آغاز کرد که از هر آنچه عرب ها در چندین صد سال انجام داده بودند هیجان انگیزتر بود . شهر با گذشت زمان بزرگ تر ودرخشان تر شد . دهکده نشینان که پدران شان ملخ می خوردند حال رداهای شفاف گلدوزی شده به تن میکردندوسالمندان بی سواد با جت های شخصی به خرید می رفتند ."به قول نویسنده کتاب ،مادر شهر این دهکده که امروز مدرن ترین شهر دنیا محسوب میشود"بندرلنگه"بوده است . بندر لنگه،همان طور که از نامش پیداست بندری لنگه وبی همتا وبی نظیر بوده است که نام دیگرش بندر مروارید است . نویسنده در فصل دوم تحت عنوان:سرازیر شدن ثروت ایران به سمت دوبی می نویسد :"لنگه بندری سرزنده بامردمانی هوشمند بود که میدانستند چگونه پول بسازند اما با سخت گیری دولت تهران ووضع عوارض ومالیات فضای بی قید وبندی که ان مردم را جذب کرده بود از میان رفت.
🔹در سال ۱۸۹۴ میلادی که شیخ مکتوم در دوبی به تخت حکومت نشست می خواست کارهایی برای جذب بازرگانان از ایران انجام دهد . در سال ۱۹۰۰ ایرانی ها کار اورا آسان کردند . آنها مالیات ها را در لنگه وبوشهر افزایش دادند ،مهاجرت ها شدت گرفت . شیخ مکتوم مراقب میوه های رسیده بود . پس طرحی در انداخت تا دوبی به مناسب ترین بندر برای کسب وکار در ناحیه سفلای خلیج فارس تبدیل شود . پنج درصد مالیات موجود ونیز عوارض گمرکی را ملغی کرد و دوبی را به صورت یک بندر آزاد در آورد.
🔹در همان حال کارگزاران خود را به همه سوی خلیج فارس فرستاد تا بزرگترین بازرگانان را چه عرب وچه ایرانی به اقامت در دوبی برانگیزند . این کارگزاران به تجار وعده زمین رایگان گوش دادن به خواسته های آنان در مجلس فرمانروا وسیاست عدم دخالت دولت در امور تجارتی می دادند . این مشوق ها کارگر افتاد ، سران تعدادی از بزرگترین خانواده های بازرگان ایرانی پذیرفتند که به دوبی بروند .
🔹سرشماری سال ۱۹۰۱ نشان داد که پانصد ایرانی در دوبی اقامت گزیده اند . ظرف چند سال بعد روشن شد که بیش تر ایرانیانی که لنگه را ترک کرده اند در دوبی ساکن شده اند . "در ادامه جیم کرین می نویسد : ایرانیان در دوبی محله بستکیه را ساختند که نامش را از بستک شهر آبا واجدادی شان در جنوب مرکزی ایران گرفته بودند . ایرانی ها علاوه بر کسب وکارخود زبان،غداهای متنوع،موسیقی وآداب اجتماعی شان را نظیر مراسم عروسی که چندین روز طول می کشید را به دوبی آوردند . ایرانی ها رونق ودنیا دیدگی را به شهری آوردند که از هیچ یک از آنها آگاهی چندانی نداشت.
🔹بیش تر اهالی دوبی هنوز در کلبه های سقف پوشالی زندگی می کردند وآب آشامیدنی خودرا از چاه های عمومی می گرفتند . اما شهر دارای محله مدرنی شد همان بستکیه که تازه ترین فناوری تهویه را وارد کرد : بادگیر در ادامه مطلب کرین می نویسد :"رهبران دوبی از تجارت آزاد ومشوق های کسب وکارشیخ مکتوم درسها آموختند . آنان می دانند که صرفا با تغییراتی اندک در اوضاع واحوال وخردمندی ها بخت واقبال بندر لنگه ودوبی می تواند جابه جا شود".استان هرمزگان به ویژه غرب استان ، در ۱۱۷ سال قبل یعنی یک قرن و۱۷ سال پیش بنیانگذار مدرنیسم در بندر دوبی بوده اند.
🔹جالب اینجاست که استاندار هرمزگان در اواخر دوره قاجار واوایل دوران پهلوی سدیدالسلطنه بوده است که خود نویسنده ومحقق ومورخ بود وکتاب های تاریخی بسیاری از وی بجا مانده است که هنوز برخی از کتب ایشان منبع دست اول خلیج فارس وبنادر وسواحل جنوب ایران محسوب میگردد . این مختصر را بدین منظور آوردم که غافلان فهم کنند که استان هرمزگان همچون سایر مناطق ایران زمین از ازمنه دور ، مهد دانش وارزش وبینش وصنعت وتجارت ومدنیت وشهرنشینی وابادانی بوده است.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بندر #لنگه،مادر شهر #دوبی
#دکتر_محمود_رئوفی
🔹کتاب " دوبی سریع ترین شهر دنیا " نوشته : #جیم_کرین باترجمه هرمز همایون پور در سال ۹۱ منتشر شده است . این کتاب چگونگی شکل گیری بندر دوبی را به تفصیل شرح می دهد .جیم کرین می نویسد:"کسی تصور نمی کرد که این دهکده کوچک روزی به شهری بدل شود که لقب سریع ترین شهر دنیا را به خود اختصاص دهد . در ۱۹۶۰ دوبی سفری آغاز کرد که از هر آنچه عرب ها در چندین صد سال انجام داده بودند هیجان انگیزتر بود . شهر با گذشت زمان بزرگ تر ودرخشان تر شد . دهکده نشینان که پدران شان ملخ می خوردند حال رداهای شفاف گلدوزی شده به تن میکردندوسالمندان بی سواد با جت های شخصی به خرید می رفتند ."به قول نویسنده کتاب ،مادر شهر این دهکده که امروز مدرن ترین شهر دنیا محسوب میشود"بندرلنگه"بوده است . بندر لنگه،همان طور که از نامش پیداست بندری لنگه وبی همتا وبی نظیر بوده است که نام دیگرش بندر مروارید است . نویسنده در فصل دوم تحت عنوان:سرازیر شدن ثروت ایران به سمت دوبی می نویسد :"لنگه بندری سرزنده بامردمانی هوشمند بود که میدانستند چگونه پول بسازند اما با سخت گیری دولت تهران ووضع عوارض ومالیات فضای بی قید وبندی که ان مردم را جذب کرده بود از میان رفت.
🔹در سال ۱۸۹۴ میلادی که شیخ مکتوم در دوبی به تخت حکومت نشست می خواست کارهایی برای جذب بازرگانان از ایران انجام دهد . در سال ۱۹۰۰ ایرانی ها کار اورا آسان کردند . آنها مالیات ها را در لنگه وبوشهر افزایش دادند ،مهاجرت ها شدت گرفت . شیخ مکتوم مراقب میوه های رسیده بود . پس طرحی در انداخت تا دوبی به مناسب ترین بندر برای کسب وکار در ناحیه سفلای خلیج فارس تبدیل شود . پنج درصد مالیات موجود ونیز عوارض گمرکی را ملغی کرد و دوبی را به صورت یک بندر آزاد در آورد.
🔹در همان حال کارگزاران خود را به همه سوی خلیج فارس فرستاد تا بزرگترین بازرگانان را چه عرب وچه ایرانی به اقامت در دوبی برانگیزند . این کارگزاران به تجار وعده زمین رایگان گوش دادن به خواسته های آنان در مجلس فرمانروا وسیاست عدم دخالت دولت در امور تجارتی می دادند . این مشوق ها کارگر افتاد ، سران تعدادی از بزرگترین خانواده های بازرگان ایرانی پذیرفتند که به دوبی بروند .
🔹سرشماری سال ۱۹۰۱ نشان داد که پانصد ایرانی در دوبی اقامت گزیده اند . ظرف چند سال بعد روشن شد که بیش تر ایرانیانی که لنگه را ترک کرده اند در دوبی ساکن شده اند . "در ادامه جیم کرین می نویسد : ایرانیان در دوبی محله بستکیه را ساختند که نامش را از بستک شهر آبا واجدادی شان در جنوب مرکزی ایران گرفته بودند . ایرانی ها علاوه بر کسب وکارخود زبان،غداهای متنوع،موسیقی وآداب اجتماعی شان را نظیر مراسم عروسی که چندین روز طول می کشید را به دوبی آوردند . ایرانی ها رونق ودنیا دیدگی را به شهری آوردند که از هیچ یک از آنها آگاهی چندانی نداشت.
🔹بیش تر اهالی دوبی هنوز در کلبه های سقف پوشالی زندگی می کردند وآب آشامیدنی خودرا از چاه های عمومی می گرفتند . اما شهر دارای محله مدرنی شد همان بستکیه که تازه ترین فناوری تهویه را وارد کرد : بادگیر در ادامه مطلب کرین می نویسد :"رهبران دوبی از تجارت آزاد ومشوق های کسب وکارشیخ مکتوم درسها آموختند . آنان می دانند که صرفا با تغییراتی اندک در اوضاع واحوال وخردمندی ها بخت واقبال بندر لنگه ودوبی می تواند جابه جا شود".استان هرمزگان به ویژه غرب استان ، در ۱۱۷ سال قبل یعنی یک قرن و۱۷ سال پیش بنیانگذار مدرنیسم در بندر دوبی بوده اند.
🔹جالب اینجاست که استاندار هرمزگان در اواخر دوره قاجار واوایل دوران پهلوی سدیدالسلطنه بوده است که خود نویسنده ومحقق ومورخ بود وکتاب های تاریخی بسیاری از وی بجا مانده است که هنوز برخی از کتب ایشان منبع دست اول خلیج فارس وبنادر وسواحل جنوب ایران محسوب میگردد . این مختصر را بدین منظور آوردم که غافلان فهم کنند که استان هرمزگان همچون سایر مناطق ایران زمین از ازمنه دور ، مهد دانش وارزش وبینش وصنعت وتجارت ومدنیت وشهرنشینی وابادانی بوده است.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
دیروز سالمرگ تامس پین بود، اندیشمند بزرگی که بسیاری از مفاهیم امروزی مثل حقوق بشر، عدالت اجتماعی، دولت رفاه و..را برای اولین بار مطرح کرد. چند جمله جالب ازش مینویسم:
۱-استبداد مثل جهنم بسادگی مغلوب نمیشود اما ما این تسلای خاطر را داریم که ستیز هر چه سختتر، پیروزی باشکوهتر
۲- جهل ماهیت عجیبی دارد. میتوان بسیاری را جاهل نگهداشت اما نمیتوان کسی را جاهل کرد.
-کسی که آزادی خود را تامین کرده باید از آزادی دشمنش هم محافظت کند، اگر او این وظیفه را ادا نکند سابقهای می شود که گریبان خودش را خواهد گرفت
۳-وقتی بتوان گفت فقرا خوشحالند و خبری از جهل و رنج نیست، زندانها از زندانی خالیاند و خیابانها از گدا، سالمندان نیازمند نیستند و مالیات ظالمانه نیست، کشور من میتواند به قانون اساسی و دولتش ببالد.
۴-در تمام کشورهای دنیا افراد بسیاری زندگیشان را از راه جنگ و ادامه دعوای ملل میگذرانند، حقیقتی که همانقدر که تکان دهنده است راست هم هست- اما از همه نابخشودنیتر وقتی است که آنها که در دولت کشوری هستند پاشیدن بذر نفاق را هم و غم خود میکنند و تعصب را بین ملتها پرورش میدهند.
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
دیروز سالمرگ تامس پین بود، اندیشمند بزرگی که بسیاری از مفاهیم امروزی مثل حقوق بشر، عدالت اجتماعی، دولت رفاه و..را برای اولین بار مطرح کرد. چند جمله جالب ازش مینویسم:
۱-استبداد مثل جهنم بسادگی مغلوب نمیشود اما ما این تسلای خاطر را داریم که ستیز هر چه سختتر، پیروزی باشکوهتر
۲- جهل ماهیت عجیبی دارد. میتوان بسیاری را جاهل نگهداشت اما نمیتوان کسی را جاهل کرد.
-کسی که آزادی خود را تامین کرده باید از آزادی دشمنش هم محافظت کند، اگر او این وظیفه را ادا نکند سابقهای می شود که گریبان خودش را خواهد گرفت
۳-وقتی بتوان گفت فقرا خوشحالند و خبری از جهل و رنج نیست، زندانها از زندانی خالیاند و خیابانها از گدا، سالمندان نیازمند نیستند و مالیات ظالمانه نیست، کشور من میتواند به قانون اساسی و دولتش ببالد.
۴-در تمام کشورهای دنیا افراد بسیاری زندگیشان را از راه جنگ و ادامه دعوای ملل میگذرانند، حقیقتی که همانقدر که تکان دهنده است راست هم هست- اما از همه نابخشودنیتر وقتی است که آنها که در دولت کشوری هستند پاشیدن بذر نفاق را هم و غم خود میکنند و تعصب را بین ملتها پرورش میدهند.
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
ساده است زندگی مطابق نظردنیا،
ساده است در انزوا زندگی کردن
مطابق میل شخصی
ولی مردبزرگ کسی است که
درمیانه جمع قادراست،
ازاستقلال وتنهاییش لذت ببرد
جز از کل
استیو تولتز
@flith کانال پروازفکرواندیشه
ساده است در انزوا زندگی کردن
مطابق میل شخصی
ولی مردبزرگ کسی است که
درمیانه جمع قادراست،
ازاستقلال وتنهاییش لذت ببرد
جز از کل
استیو تولتز
@flith کانال پروازفکرواندیشه
Audio
کانال تلگرامی کتابخانه گویا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Audio
کانال تلگرامی کتابخانه گویا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان نود و هشت
#ازدواج_فریبرز_و_فرنگیس
از سوی دیگر دلاوران ایرانی که بر جای مانده بودند از به درازا کشیدن پیکار نگران شدند و دانستند که به یاری آنان نیاز است. پس گرز ها را به دست گرفته به رزمگاه تاختندو تا سر زدن خورشید جنگیدند و آنگاه دست از نبرد برداشتند و به کوه بازگشتند. چون اخبار به کیخسرو رسید موبد نامدار را با پیام نزد رستم فرستاد.
به رستم چنین گفت کای سرافراز
بترسم که این دولت دیرباز
همی برگرایدبسوی نشیب
دلم شد زکردار او پر نهیب
امید سپاه و سپهبد بتوست
که روشن روان بادی و تن درست
به پاسخ چنین گفت رستم به شاه
که بی تو مبادا نگین و کلاه
تهمتن سپاه را آماده کردو با شتاب آرایش جنگی آغاز نمود و به فریبرز گفت : تو سپاه را بردار و از پیش برو و به طوس بگو در جنگ شتاب مکن تا من از پشت برسم. فریبرز به رستم گفت : ای پهلوان آرزویی دارم که جز تو برکسی نتوانم گفت. من و سیاوش برادر از یک بنیاد و گوهریم و زنی که از او بازمانده زیبنده من است. رستم نزد کیخسرو رفت و گفت : شهریارا حاجتی دارم . فریبرز کاوس، خواستار فرنگیس است. خسرو پاسخ داد: ای نامدار میدانم که گفتار تو جز از راه خیر نیست. اما میدانی که مادرم به رای من نیست ولی به او می گویم تا چه پیش آید. سپس تهمتن و کیخسرو نزد فرنگیس رفتند. خسرو مادر را ستود و گفت ای تنها یادگار پدر و ای پشت و پناه من ، اکنون که رستم را به یاری سپاه میفرستم و فریبرز سرکردگی سپاه را دارد ،رستم بر این است که تو همسر فریبرز باشی . اکنون رای و فرمان تو چیست .
فرنگیس با دیدگانی اشکبار گفت : از من گذشته ، هیچ مردی در جهان چون سیاوش نخواهد بود ولی گفتار تو زبانم را بسته و هرچه شاه بفرماید فرمانبردارم. رستم بی درنگ موبدی را فراخواند ، فرنگیس و فریبرز را به همسری هم در آوردند و پس از سه روز فریبرز چون اختری فروزان در پیشاپیش لشکر به حرکت در آمد.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان نود و هشت
#ازدواج_فریبرز_و_فرنگیس
از سوی دیگر دلاوران ایرانی که بر جای مانده بودند از به درازا کشیدن پیکار نگران شدند و دانستند که به یاری آنان نیاز است. پس گرز ها را به دست گرفته به رزمگاه تاختندو تا سر زدن خورشید جنگیدند و آنگاه دست از نبرد برداشتند و به کوه بازگشتند. چون اخبار به کیخسرو رسید موبد نامدار را با پیام نزد رستم فرستاد.
به رستم چنین گفت کای سرافراز
بترسم که این دولت دیرباز
همی برگرایدبسوی نشیب
دلم شد زکردار او پر نهیب
امید سپاه و سپهبد بتوست
که روشن روان بادی و تن درست
به پاسخ چنین گفت رستم به شاه
که بی تو مبادا نگین و کلاه
تهمتن سپاه را آماده کردو با شتاب آرایش جنگی آغاز نمود و به فریبرز گفت : تو سپاه را بردار و از پیش برو و به طوس بگو در جنگ شتاب مکن تا من از پشت برسم. فریبرز به رستم گفت : ای پهلوان آرزویی دارم که جز تو برکسی نتوانم گفت. من و سیاوش برادر از یک بنیاد و گوهریم و زنی که از او بازمانده زیبنده من است. رستم نزد کیخسرو رفت و گفت : شهریارا حاجتی دارم . فریبرز کاوس، خواستار فرنگیس است. خسرو پاسخ داد: ای نامدار میدانم که گفتار تو جز از راه خیر نیست. اما میدانی که مادرم به رای من نیست ولی به او می گویم تا چه پیش آید. سپس تهمتن و کیخسرو نزد فرنگیس رفتند. خسرو مادر را ستود و گفت ای تنها یادگار پدر و ای پشت و پناه من ، اکنون که رستم را به یاری سپاه میفرستم و فریبرز سرکردگی سپاه را دارد ،رستم بر این است که تو همسر فریبرز باشی . اکنون رای و فرمان تو چیست .
فرنگیس با دیدگانی اشکبار گفت : از من گذشته ، هیچ مردی در جهان چون سیاوش نخواهد بود ولی گفتار تو زبانم را بسته و هرچه شاه بفرماید فرمانبردارم. رستم بی درنگ موبدی را فراخواند ، فرنگیس و فریبرز را به همسری هم در آوردند و پس از سه روز فریبرز چون اختری فروزان در پیشاپیش لشکر به حرکت در آمد.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
دهکده امید ۱۷خرداد۱۳۹۷
https://www.instagram.com/p/BjuKEcdhs0z/
ابتدا بنا داشتیم چهارشنبه نهم خرداد بهاتفاق خانمها مهشید خاکباز، دکتر فاطمه قوانلو و مهندس علی کولیوند بعد از دیدار با خانم دکتر هایده شیرزادی -که با کمک آلمانیها در کرمانشاه یک واحد بزرگ بازیافت زباله و یک واحد تبدیل نخالهها و ضایعات ساختمان به مصالح جدید ساختمانی نمودهاند- عازم امید شویم. علت ملاقات با خانم دکتر شیرزادی آن بود که یکی از برنامههایمان برای «دهکده امید» بازیافت پسماندها است. ازآنجاکه خانم شیرزادی نزدیک ۲۰سال است که در کرمانشاه به کمک شهرداری و محیطزیست به چنین امری اهتمام ورزیدهاند و حاضرشدهاند آموزش و کمکهای دیگر را برای امید انجام دهند لذا دوستان هماهنگ کرده بودند تا دیداری با ایشان داشته باشیم.
آن دیدار همه برنامههایمان را برهم زد. دیداری که قرار بود نیم ساعت طول بکشد، چهار ساعت به درازا کشید و همه بالأخص خود من تحت تأثیر شخصیت خانم دکتر شیرزادی و کار دشوار و با عظمتی که یکتنه در کرمانشاه انجام میدهد قرار گرفتیم. این خانم از یک خانواده اشرافی کرد کرمانشاهی است و سالها در آلمان در مهندسی کشاورزی و محیطزیست درس خوانده و کار میکرده و در حدود بیست سال پیش به ایران بازگشته و به کمک همسر آلمانیشان بعلاوه تکنولوژی آلمان زندگیشان را وقف نجات محیطزیست زادگاهش کرمانشاه نمودند. او دهها تن زباله را که شهرداریها یا میسوزانند و جو را آلوده میکنند و یا اینکه بدتر آن را در زمین دفن میکنند و آبوخاک و محیطزیست را باهم به لجن کشیده و نابود میکنند، بازیافت میکند. مواد پلاستیک، کاغذ، مقوا، شیشه و فلزات را جدا نموده و مورد بهرهبرداری مجدد قرار میدهد؛ و مهمتر از همه اینها، مواد غذایی که بیش از ۷۰٪زبالههایمان را تشکیل میدهند تبدیل به کود اورگانیک یا کمپوست مینماید.
اینکه چرا تحت تأثیر عظمت شخصیت این بانوی بزرگ قرار گرفتم، فقط یک موردش را بگویم که مثل باران که از آسمان میبارد در محل کار ایشان مگس بود. بماند بوی شدید تعفن تپههایی از زباله که جانوران را هم فراری داده بود؛ اما این همه همت او نبود. به فاصله ۵کیلومتری آنجا واحد دیگری به کمک تکنولوژی آلمان راهاندازی نموده که نخالههای ساختمانی را تبدیل به موادی میکردند که میتواند مورد استفاده مجدد قرار بگیرد. فقط در منطقه زلزلهزده کرمانشاه تصور میکنم میلیونها تن نخالههای ساختمانی پخششده؛ بماند مابقی مملکت.
وقتی داشتیم خارج میشدیم و دفتر یادبودشان را آوردند بیاختیار نوشتم «خانم شیرزادی درد و بلای شما بخورد بر فرق سر صادق زیباکلام و همه آنهایی که زن را مصداق رجل سیاسی نمیدانند.»
#صادق_زیبا_کلام
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
دهکده امید ۱۷خرداد۱۳۹۷
https://www.instagram.com/p/BjuKEcdhs0z/
ابتدا بنا داشتیم چهارشنبه نهم خرداد بهاتفاق خانمها مهشید خاکباز، دکتر فاطمه قوانلو و مهندس علی کولیوند بعد از دیدار با خانم دکتر هایده شیرزادی -که با کمک آلمانیها در کرمانشاه یک واحد بزرگ بازیافت زباله و یک واحد تبدیل نخالهها و ضایعات ساختمان به مصالح جدید ساختمانی نمودهاند- عازم امید شویم. علت ملاقات با خانم دکتر شیرزادی آن بود که یکی از برنامههایمان برای «دهکده امید» بازیافت پسماندها است. ازآنجاکه خانم شیرزادی نزدیک ۲۰سال است که در کرمانشاه به کمک شهرداری و محیطزیست به چنین امری اهتمام ورزیدهاند و حاضرشدهاند آموزش و کمکهای دیگر را برای امید انجام دهند لذا دوستان هماهنگ کرده بودند تا دیداری با ایشان داشته باشیم.
آن دیدار همه برنامههایمان را برهم زد. دیداری که قرار بود نیم ساعت طول بکشد، چهار ساعت به درازا کشید و همه بالأخص خود من تحت تأثیر شخصیت خانم دکتر شیرزادی و کار دشوار و با عظمتی که یکتنه در کرمانشاه انجام میدهد قرار گرفتیم. این خانم از یک خانواده اشرافی کرد کرمانشاهی است و سالها در آلمان در مهندسی کشاورزی و محیطزیست درس خوانده و کار میکرده و در حدود بیست سال پیش به ایران بازگشته و به کمک همسر آلمانیشان بعلاوه تکنولوژی آلمان زندگیشان را وقف نجات محیطزیست زادگاهش کرمانشاه نمودند. او دهها تن زباله را که شهرداریها یا میسوزانند و جو را آلوده میکنند و یا اینکه بدتر آن را در زمین دفن میکنند و آبوخاک و محیطزیست را باهم به لجن کشیده و نابود میکنند، بازیافت میکند. مواد پلاستیک، کاغذ، مقوا، شیشه و فلزات را جدا نموده و مورد بهرهبرداری مجدد قرار میدهد؛ و مهمتر از همه اینها، مواد غذایی که بیش از ۷۰٪زبالههایمان را تشکیل میدهند تبدیل به کود اورگانیک یا کمپوست مینماید.
اینکه چرا تحت تأثیر عظمت شخصیت این بانوی بزرگ قرار گرفتم، فقط یک موردش را بگویم که مثل باران که از آسمان میبارد در محل کار ایشان مگس بود. بماند بوی شدید تعفن تپههایی از زباله که جانوران را هم فراری داده بود؛ اما این همه همت او نبود. به فاصله ۵کیلومتری آنجا واحد دیگری به کمک تکنولوژی آلمان راهاندازی نموده که نخالههای ساختمانی را تبدیل به موادی میکردند که میتواند مورد استفاده مجدد قرار بگیرد. فقط در منطقه زلزلهزده کرمانشاه تصور میکنم میلیونها تن نخالههای ساختمانی پخششده؛ بماند مابقی مملکت.
وقتی داشتیم خارج میشدیم و دفتر یادبودشان را آوردند بیاختیار نوشتم «خانم شیرزادی درد و بلای شما بخورد بر فرق سر صادق زیباکلام و همه آنهایی که زن را مصداق رجل سیاسی نمیدانند.»
#صادق_زیبا_کلام
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Instagram
صادق زیباکلام
. ابتدا بنا داشتیم چهارشنبه نهم خرداد بهاتفاق خانمها مهشید خاکباز، دکتر فاطمه قوانلو و مهندس علی کولیوند بعد از دیدار با خانم دکتر هایده شیرزادی -که با کمک آلمانیها در کرمانشاه یک واحد بزرگ بازیافت زباله و یک واحد تبدیل نخالهها و ضایعات ساختمان به مصالح…
خدا ، قدرت ، زور
قسمت اول
اگر در جامعهای سه مفهوم «خدا»، «قدرت» و «زور» با یکدیگر درآمیخته شوند، در آن جامعه پایههای استبداد سیاسی – دینی محکم و رنجهای فراوان بر مردم آن جامعه وارد خواهد شد.
هرکدام از این مفهومهای سه گانه به قلمروهای ویژهای متعلق است. و تحلیل عقلانی هریک از آنها با دیگری به کلی متفاوت است و آثاری که بر هر کدام متربت است و انواع برخوردهایی که انسانها با مصداقهای هرکدام از آنها باید داشته باشند از بنیان با یکدیگر تفاوت دارد. توجه کردن به تمایزهای و تفاوتهای اساسی موجب میشود که خدا در ساحت قداست و تعالی خود که بدون آن خدایی را نتوان تصور کرد، باقی بماند. قدرت موضوعی انسانی تلقی شود که در عین حال که برای دوام جامعه اجتنابناپذیر است میتواند منشاء شر و فساد فراوان شود و باید با نقد دائمی آن و با سازوکارهای عقلانی کوشش کرد این شر و فساد به حداقل برسد. زور پدیدهای دیده میشود که هر کجا ظاهر شود آزادی مسئولانه انسان را تخریب میکند و انسانیت او را انکار میکند. توضیح مختصر این تمایز و تفکیک این چنین است:
خدا آن حقیقت نهایی است که انسان او را جستوجو میکند. خدا «اِله» است یعنی معبود است. و عبادات، نهایت خضوع دربرابر معبود و نهایت خدمتکاری برای تحقق اراده اوست. خدا مخدوم است و انسان خادم او. خدا کسی است که همه حمد از آن اوست. «شکر» دربرابر اوست و «صبر» برای اوست. «امید» تنها به او میتوان بست. «توکل» تنها به او میتوان کرد. به هیچ مطلوب و مقصود نهایی دیگر جز او نمیتوان رضایت داد. هم و غم نهایی دیگری غیر از او نباید داشت. او شفای دردهای انسان و معنابخش وی است. انسان با رویکردن به او از تباهی نجات مییابد. هیچ گزارهای نمیتواند حقیقت او را بیان کند. همگان باید در تعبیرها و گزارههایی که درباره او بهکار میبرند، دائما تجدید نظر کنند و تعبیر و تفسیر جدیدی بیابند، سخن گفتن از او جز یک تفسیرگری دائمی و پایانناپذیر از او نیست. این تفسیرگری میتواند راهنما داشته باشد، امام ممکن نیست که متولی داشته باشد.
اما قدرت (سیاسی)؛ قدرت سیاسی یک واقعیت اجتماعی است که انسانها آن را پدید میآورند. قدرت سیاسی هم منشاء نظم اجتماعی است و هم منشاء تاثیرگذاری حکومت در تفکر و اعمال افراد جامعه است. خانواده یا پدر ومادر هم نسبت به فرزندان خود منشاء قدرت و اثرگذارند. انسانهای الگو هم چه در ساحت علم و چه در ساحت هنر یا اخلاق در افراد اثر میگذارد. این قدرتهای گوناگون «سرمشق گرفتن»، «دانستن» و «توانستن» افراد را شکل میدهند اما قدرتهای سیاسی خصوصا در جامعهها و دولتهای جدید بیش از قدرتهای دیگر در دامنهای بسیار وسیعتر اثر میگذارد و با سرنوشت تودههای عظیم انسانی ارتباط سازنده یا تخریبکننده برقرار میکند. قدرت سیاسی در صورتی میتواند سازنده باشد که در خدمت نیازهای اساسی جامعه چون معنویت، علم، صنعت، هنر و مانند اینها قرار بگیرد. در این صورت است که قدرت مشروع میشود.
سخنرانی دکتر #محمد_مجتهد_شبستری
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
قسمت اول
اگر در جامعهای سه مفهوم «خدا»، «قدرت» و «زور» با یکدیگر درآمیخته شوند، در آن جامعه پایههای استبداد سیاسی – دینی محکم و رنجهای فراوان بر مردم آن جامعه وارد خواهد شد.
هرکدام از این مفهومهای سه گانه به قلمروهای ویژهای متعلق است. و تحلیل عقلانی هریک از آنها با دیگری به کلی متفاوت است و آثاری که بر هر کدام متربت است و انواع برخوردهایی که انسانها با مصداقهای هرکدام از آنها باید داشته باشند از بنیان با یکدیگر تفاوت دارد. توجه کردن به تمایزهای و تفاوتهای اساسی موجب میشود که خدا در ساحت قداست و تعالی خود که بدون آن خدایی را نتوان تصور کرد، باقی بماند. قدرت موضوعی انسانی تلقی شود که در عین حال که برای دوام جامعه اجتنابناپذیر است میتواند منشاء شر و فساد فراوان شود و باید با نقد دائمی آن و با سازوکارهای عقلانی کوشش کرد این شر و فساد به حداقل برسد. زور پدیدهای دیده میشود که هر کجا ظاهر شود آزادی مسئولانه انسان را تخریب میکند و انسانیت او را انکار میکند. توضیح مختصر این تمایز و تفکیک این چنین است:
خدا آن حقیقت نهایی است که انسان او را جستوجو میکند. خدا «اِله» است یعنی معبود است. و عبادات، نهایت خضوع دربرابر معبود و نهایت خدمتکاری برای تحقق اراده اوست. خدا مخدوم است و انسان خادم او. خدا کسی است که همه حمد از آن اوست. «شکر» دربرابر اوست و «صبر» برای اوست. «امید» تنها به او میتوان بست. «توکل» تنها به او میتوان کرد. به هیچ مطلوب و مقصود نهایی دیگر جز او نمیتوان رضایت داد. هم و غم نهایی دیگری غیر از او نباید داشت. او شفای دردهای انسان و معنابخش وی است. انسان با رویکردن به او از تباهی نجات مییابد. هیچ گزارهای نمیتواند حقیقت او را بیان کند. همگان باید در تعبیرها و گزارههایی که درباره او بهکار میبرند، دائما تجدید نظر کنند و تعبیر و تفسیر جدیدی بیابند، سخن گفتن از او جز یک تفسیرگری دائمی و پایانناپذیر از او نیست. این تفسیرگری میتواند راهنما داشته باشد، امام ممکن نیست که متولی داشته باشد.
اما قدرت (سیاسی)؛ قدرت سیاسی یک واقعیت اجتماعی است که انسانها آن را پدید میآورند. قدرت سیاسی هم منشاء نظم اجتماعی است و هم منشاء تاثیرگذاری حکومت در تفکر و اعمال افراد جامعه است. خانواده یا پدر ومادر هم نسبت به فرزندان خود منشاء قدرت و اثرگذارند. انسانهای الگو هم چه در ساحت علم و چه در ساحت هنر یا اخلاق در افراد اثر میگذارد. این قدرتهای گوناگون «سرمشق گرفتن»، «دانستن» و «توانستن» افراد را شکل میدهند اما قدرتهای سیاسی خصوصا در جامعهها و دولتهای جدید بیش از قدرتهای دیگر در دامنهای بسیار وسیعتر اثر میگذارد و با سرنوشت تودههای عظیم انسانی ارتباط سازنده یا تخریبکننده برقرار میکند. قدرت سیاسی در صورتی میتواند سازنده باشد که در خدمت نیازهای اساسی جامعه چون معنویت، علم، صنعت، هنر و مانند اینها قرار بگیرد. در این صورت است که قدرت مشروع میشود.
سخنرانی دکتر #محمد_مجتهد_شبستری
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Telegram
خدا، قدرت، زور
قسمت دوم
هرگاه قدرت سیاسی در خدمت منافع حاکمان درآید و حفظ قدرت برای عدهای اصالت پیدا کند، از مشروعیت میافتد و ضد خود را پرورش میدهد و جامعه را دچار رنج و آسیب میسازد. بدین ترتیب قدرت سیاسی همیشه باید خادم باشد و نه مخدوم؛ با صراحت مورد نقد قرار گیرد وهاله قداست از پیرامون آن دائما زدوده شود. اگر قدرت سیاسی از خدام بودن به مخدوم بودن تبدیل شود، «زور» پا به صحنه میگذارد با همه عواقب شومی که دارد.
زور چیست؟ زور عبارت است از اِعمال قدرتِ نامشروع. اعمال چنان قدرتی که نه تنها به تأمین نیازهای اساسی افراد جامعه خدمت نمیکند بلکه انسانیت آنها را با نفی آزادی مسئولانه آنها تکذیب و تخریب میکند. زور به جای اقناع انسانها آنها را به تفکر معین و رفتار معین مجبور میسازد.
«هانا آرنت» فیلسوف سیاسی معروف در باب قدرت و زور مینویسد: «زور انسانها را مکلف و مجبور میکند آنچه را غیر قابل اندیشیدن است، بیاندیشد».
دولتهای زورمدار عصر حاضر ظاهراً دولت هستند، ولی جوهر آنها ضد دولت مشروع است که از قدرت سیاسی مشروع نشات میگیرد. زور نه تنها علیه اشخاص است، بلکه علیه قانون هم هست. زور قانون را نابود میکند. زور نه تنها زاده تنفر است، بلکه در سراسر جامعه تنفر تولید و پخش میکند. زور مطلقاً باید نفی شود.
اگر در آگاهی افراد جامعه میان مفهوم خدا، قدرت سیاسی و زور مرزبندی کاملاً روشن وجود داشته باشد و آنان در مقام عمل با هر کدام از این سه مقوله برخوردهای کاملاً متفاوت و متناسب با آنها نکنند، در آن جامعه خدا از قداست میافتد. زور، قداست پیدا میکند. قدرت مشروع سیاسی تخریب میشود و قانون فدای منافع اشخاص و گروهها میگردد. کار به جایی میرسد که زور به جای خدا پرستش میشود. جامعهشناسان دین میگویند: سمبلهای دینی ممکن است در اثر اوضاع و احوال اجتماعی و سیاسی «فرسودگی» پیدا کنند و دیگر پیام معنوی ندهند. در این صورت ممکن است در همه جا واژه خدا به کار برده شود و سر و صدای خداپرستی و خداخواهی و خداجویی گوش فلک را کر کند، اما همه اینها واقعاً از پیام معنوی خالی باشد و چیزی جز برای اعمال زور نباشد.
افراد جامعه باید بتوانند با آزادی مسئولانه خود، خدا را پرستش و تقدیس کنند، قدرت سیاسی را با صراحت نقد و عملاً کنترل کنند، اما زور را در همه انواع آن نفی و عملاً طرد کنند. درحال حاضر در عصر ما اصول بنیادین اعلامیه حقوق بشر ۱۹۴۸، تعیین کننده مرزهای قدرت سیاسی مشروع و زور است.
سخنرانی دکتر #محمد_مجتهد_شبستری
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
قسمت دوم
هرگاه قدرت سیاسی در خدمت منافع حاکمان درآید و حفظ قدرت برای عدهای اصالت پیدا کند، از مشروعیت میافتد و ضد خود را پرورش میدهد و جامعه را دچار رنج و آسیب میسازد. بدین ترتیب قدرت سیاسی همیشه باید خادم باشد و نه مخدوم؛ با صراحت مورد نقد قرار گیرد وهاله قداست از پیرامون آن دائما زدوده شود. اگر قدرت سیاسی از خدام بودن به مخدوم بودن تبدیل شود، «زور» پا به صحنه میگذارد با همه عواقب شومی که دارد.
زور چیست؟ زور عبارت است از اِعمال قدرتِ نامشروع. اعمال چنان قدرتی که نه تنها به تأمین نیازهای اساسی افراد جامعه خدمت نمیکند بلکه انسانیت آنها را با نفی آزادی مسئولانه آنها تکذیب و تخریب میکند. زور به جای اقناع انسانها آنها را به تفکر معین و رفتار معین مجبور میسازد.
«هانا آرنت» فیلسوف سیاسی معروف در باب قدرت و زور مینویسد: «زور انسانها را مکلف و مجبور میکند آنچه را غیر قابل اندیشیدن است، بیاندیشد».
دولتهای زورمدار عصر حاضر ظاهراً دولت هستند، ولی جوهر آنها ضد دولت مشروع است که از قدرت سیاسی مشروع نشات میگیرد. زور نه تنها علیه اشخاص است، بلکه علیه قانون هم هست. زور قانون را نابود میکند. زور نه تنها زاده تنفر است، بلکه در سراسر جامعه تنفر تولید و پخش میکند. زور مطلقاً باید نفی شود.
اگر در آگاهی افراد جامعه میان مفهوم خدا، قدرت سیاسی و زور مرزبندی کاملاً روشن وجود داشته باشد و آنان در مقام عمل با هر کدام از این سه مقوله برخوردهای کاملاً متفاوت و متناسب با آنها نکنند، در آن جامعه خدا از قداست میافتد. زور، قداست پیدا میکند. قدرت مشروع سیاسی تخریب میشود و قانون فدای منافع اشخاص و گروهها میگردد. کار به جایی میرسد که زور به جای خدا پرستش میشود. جامعهشناسان دین میگویند: سمبلهای دینی ممکن است در اثر اوضاع و احوال اجتماعی و سیاسی «فرسودگی» پیدا کنند و دیگر پیام معنوی ندهند. در این صورت ممکن است در همه جا واژه خدا به کار برده شود و سر و صدای خداپرستی و خداخواهی و خداجویی گوش فلک را کر کند، اما همه اینها واقعاً از پیام معنوی خالی باشد و چیزی جز برای اعمال زور نباشد.
افراد جامعه باید بتوانند با آزادی مسئولانه خود، خدا را پرستش و تقدیس کنند، قدرت سیاسی را با صراحت نقد و عملاً کنترل کنند، اما زور را در همه انواع آن نفی و عملاً طرد کنند. درحال حاضر در عصر ما اصول بنیادین اعلامیه حقوق بشر ۱۹۴۸، تعیین کننده مرزهای قدرت سیاسی مشروع و زور است.
سخنرانی دکتر #محمد_مجتهد_شبستری
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Telegram
بی قانون چاپ امروز:
با قيمت دلار نميشه ازدواج كرد
با قيمت سكه نميشه جدا شد
سیف :این حبابش (سکه) از این حباب خارجیاست حالا حالاها نمیترکه !
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
با قيمت دلار نميشه ازدواج كرد
با قيمت سكه نميشه جدا شد
سیف :این حبابش (سکه) از این حباب خارجیاست حالا حالاها نمیترکه !
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
برابر چشمهای آسمان
ابر را
در برابر چشمهای ابر
باد را
در برابر چشمهای باد
باران را
در برابر چشمهای باران
خاک را
دزدیدند،
و سرانجام در برابر همه چشمها
دو چشم زنده را زنده به گور کردند
چشمهایی که #دزدها را دیده بود.
#شیرکو_بیکس
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
برابر چشمهای آسمان
ابر را
در برابر چشمهای ابر
باد را
در برابر چشمهای باد
باران را
در برابر چشمهای باران
خاک را
دزدیدند،
و سرانجام در برابر همه چشمها
دو چشم زنده را زنده به گور کردند
چشمهایی که #دزدها را دیده بود.
#شیرکو_بیکس
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
📃 چهار سناریو درباره ی توافق هسته ایی کره شمالی با امریکا
# دیدار کیم و ترامپ؛ صحنهگردان کیست؟ (بخش 1)
روز سهشنبه ۱۲ ژوئن (۲۲ خرداد) توجه دنیا روی دیدار تاریخی بین دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا و کیم_جونگ_اون، رهبر کره_شمالی متمرکز خواهد بود.
ماهها چرخش دیپلماتیک اوضاع را به این نقطه رساند و چهار نفر از رهبران جهانی میتوانند مدعی شوند که در عملی کردن این دیدار دور از ذهن تاثیر گذاربودهاند.
اما کدامیک از آنها واقعا این نمایش را کارگردانی کرده است؟ در ادامه مطلب چهار سناریو بررسی میشود.
1️⃣ کیم جونگ اون: استاد خیمهشب بازی!
رهبر کره شمالی میخواهد کاری را به انجام برساند که پدر و پدربزرگش هرگز نتوانستند؛ ملاقات با رئیس جمهوری آمریکا، کاری که احتمالا از نظر کیم جونگ اون باعث تحکیم و تثبیت مشروعیت رهبری او بر کره شمالی خواهد شد. در عین حال نکته دیگری که میتواند ضامن میراث کیم جونگ اون باشد توسعه اقتصادی است که کره شمالی به شدت به آن نیاز دارد و رهبر این کشور چشمی هم به عواید اقتصادی این دیدار دارد.
برای دستیابی به این آرزوی دیرینه کیم جونگ اون شخصیت خود را از رهبری قدرتمند و عصبانی که در انزوا به سر میبرد به دولتمردی در صحنه سیاست بینالملل تغییر داد.
رهبر کره شمالی پس از ماهها لفاظی آتشین و پیشرفت پایدار هستهای، از فرصت سخنرانی سال نو برای بازکردن باب گفتوگو با کره جنوبی استفاده کرد. روابط دو کشور به سرعت گرم شد و با دیدار رهبران دو کره به اوج خود رسید. کره شمالی با فرستادن نماینده به بازیهای المپیک زمستانی کمک بزرگی به اصلاح تصویر این کشور در جهان کرد. پس از آن هم کیم جونگ اون در اولین دیدار با رهبر کره جنوبی در مرز دو کشور با گرفتن دست او و راهنمایی او به سمت شمال، تصویری به یاد ماندنی را از این دیدار ترسیم کرد.
پس از انصراف ترامپ از تصمیم برای دیدار با رهبر کره شمالی به دلیل عصبانیت از ادبیات یکی از مقامات ارشد کره شمالی که معاون ترامپ را "احمق" خطاب کرده بود، نامه کیم جونگ اون به ترامپ، که اندازه به طرز تقریبا خندهآوری بزرگ بود، روزنه امیدی را در بهبود روابط دو کشور گشود.
دو نکته تازه رهبر جوان کره شمالی را به مرکز توجه جهان کشاند: ظرفیت بیسابقه هستهای و به قدرت رسیدن ترامپ در آمریکا. با بهرهگیری از این دو نکته کیم جونگ اون آمریکا را به پای میز مذاکره کشاند. رهبر کره شمالی در عین حال با تاکید بر اولویت سلاحهای هسته ای برای جامعه جهانی توانست تضمین بگیرد که در این دیدارها حرفی از حقوق بشر به میان نیاید.
با همه اینها خیلی از ناظران در تمایل کیم جونگ اون به صلح شک دارند. مدیر امنیت بینالملل موسسه لوی در استرالیا میگوید که کیم جونگ اون بر الگوی سیاسی قدیمی کره شمالی تکیه کرده است و چرخشهایش از تحریک به تعامل و بر عکس قابل پیشبینی بوده است و هنوز هم میتواند ادامه داشته باشد.
پایان بخش اول مقاله ی تحلیلی درباره ی توافق تاریخی ترامپ و اون
🔗http://latestnews24.unaux.com/trump-kim-summit-whos-pulling-the-strings/?i=1
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
📃 چهار سناریو درباره ی توافق هسته ایی کره شمالی با امریکا
# دیدار کیم و ترامپ؛ صحنهگردان کیست؟ (بخش 1)
روز سهشنبه ۱۲ ژوئن (۲۲ خرداد) توجه دنیا روی دیدار تاریخی بین دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا و کیم_جونگ_اون، رهبر کره_شمالی متمرکز خواهد بود.
ماهها چرخش دیپلماتیک اوضاع را به این نقطه رساند و چهار نفر از رهبران جهانی میتوانند مدعی شوند که در عملی کردن این دیدار دور از ذهن تاثیر گذاربودهاند.
اما کدامیک از آنها واقعا این نمایش را کارگردانی کرده است؟ در ادامه مطلب چهار سناریو بررسی میشود.
1️⃣ کیم جونگ اون: استاد خیمهشب بازی!
رهبر کره شمالی میخواهد کاری را به انجام برساند که پدر و پدربزرگش هرگز نتوانستند؛ ملاقات با رئیس جمهوری آمریکا، کاری که احتمالا از نظر کیم جونگ اون باعث تحکیم و تثبیت مشروعیت رهبری او بر کره شمالی خواهد شد. در عین حال نکته دیگری که میتواند ضامن میراث کیم جونگ اون باشد توسعه اقتصادی است که کره شمالی به شدت به آن نیاز دارد و رهبر این کشور چشمی هم به عواید اقتصادی این دیدار دارد.
برای دستیابی به این آرزوی دیرینه کیم جونگ اون شخصیت خود را از رهبری قدرتمند و عصبانی که در انزوا به سر میبرد به دولتمردی در صحنه سیاست بینالملل تغییر داد.
رهبر کره شمالی پس از ماهها لفاظی آتشین و پیشرفت پایدار هستهای، از فرصت سخنرانی سال نو برای بازکردن باب گفتوگو با کره جنوبی استفاده کرد. روابط دو کشور به سرعت گرم شد و با دیدار رهبران دو کره به اوج خود رسید. کره شمالی با فرستادن نماینده به بازیهای المپیک زمستانی کمک بزرگی به اصلاح تصویر این کشور در جهان کرد. پس از آن هم کیم جونگ اون در اولین دیدار با رهبر کره جنوبی در مرز دو کشور با گرفتن دست او و راهنمایی او به سمت شمال، تصویری به یاد ماندنی را از این دیدار ترسیم کرد.
پس از انصراف ترامپ از تصمیم برای دیدار با رهبر کره شمالی به دلیل عصبانیت از ادبیات یکی از مقامات ارشد کره شمالی که معاون ترامپ را "احمق" خطاب کرده بود، نامه کیم جونگ اون به ترامپ، که اندازه به طرز تقریبا خندهآوری بزرگ بود، روزنه امیدی را در بهبود روابط دو کشور گشود.
دو نکته تازه رهبر جوان کره شمالی را به مرکز توجه جهان کشاند: ظرفیت بیسابقه هستهای و به قدرت رسیدن ترامپ در آمریکا. با بهرهگیری از این دو نکته کیم جونگ اون آمریکا را به پای میز مذاکره کشاند. رهبر کره شمالی در عین حال با تاکید بر اولویت سلاحهای هسته ای برای جامعه جهانی توانست تضمین بگیرد که در این دیدارها حرفی از حقوق بشر به میان نیاید.
با همه اینها خیلی از ناظران در تمایل کیم جونگ اون به صلح شک دارند. مدیر امنیت بینالملل موسسه لوی در استرالیا میگوید که کیم جونگ اون بر الگوی سیاسی قدیمی کره شمالی تکیه کرده است و چرخشهایش از تحریک به تعامل و بر عکس قابل پیشبینی بوده است و هنوز هم میتواند ادامه داشته باشد.
پایان بخش اول مقاله ی تحلیلی درباره ی توافق تاریخی ترامپ و اون
🔗http://latestnews24.unaux.com/trump-kim-summit-whos-pulling-the-strings/?i=1
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
تحلیلگران مسائل بین الملل معتقدند کیم جونگ اون یک خیمه شب باز حرفه ایی است. باید منتظر ماند و بازی او را زیر نظر گرفت...
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
📃 چهار سناریو درباره ی توافق تاریخی کره شمالی و امریکا
# دیدار کیم و ترامپ؛ صحنهگردان کیست؟ (بخش 2)
2️⃣ دونالد ترامپ: آخرین دلال حرفه ایی در جهان!
دونالد ترامپ خودش را به عنوان تنها کسی معرفی کرده است که میتواند با تهدید کره شمالی تقابل کند و در این راستا گفته است که صلح جهانی در دسترس است. ترامپ رویکرد خود مبنی بر اعمال "حداکثر فشار" بر کره شمالی را نقطه قوت سیاست آمریکا در قبال کره شمالی میداند چیزی که رئیسجمهورهای پیش از او قادر به انجامش نبودند.
ترامپ به عنوان کسی که در هنر معامله کردن هرگز دچار سرگردانی نمیشود میگوید که اگر احساس کند که این دیدار به سمتی که او میخواهد نمیرود از آن خارج خواهد شد؛ کاری که کرد. رئیس جمهور آمریکا مدعی شد که "دشمنی آشکار" کره شمالی او را از ادامه برنامهریزی برای دیدار با کیم جونگ اون منصرف کرد.
ترامپ نه تنها توانست با تصویر کردن تلاش کره شمالی برای متقاعد کردن آمریکا به ماندن در مذاکرات، از این ماجرا به عنوان برگ برندهای برای خود بهرهبرداری کند بلکه از موقعیت به وجود آمده برای بازتعریف شرایط مذاکرات استفاده کرد. این موقعیت همچنین به ترامپ فرصت داد که درخواستش از کره شمالی را از انهدام یکجای تسلیحات هستهای به خلع سلاح مرحله به مرحله تغییر دهد.
برگرداندن سه زندانی آمریکایی به کشور پس از آزادی از زندان کره شمالی و ویرانی تنها سایت آزمایش هستهای این کشور ساعاتی پیش از انصراف آمریکا از دیدار در سنگاپور، برای ترامپ دو پیروزی بزرگ بوده که در جریان مذاکره با پیونگ_یانگ به دست آمده است.
اعداد و ارقام نظرسنجیها نشان میدهد که بیشتر آمریکاییها در دو جناح سیاسی این کشور توانایی ترامپ بر اداره رابطه با کره شمالی را تایید میکنند.
پایان بخش دوم مقاله تحلیلی درباره توافق هسته ایی آمریکا و کره شمالی
🔗http://latestnews24.unaux.com/trump-kim-summit-whos-pulling-the-strings/?i=1
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
📃 چهار سناریو درباره ی توافق تاریخی کره شمالی و امریکا
# دیدار کیم و ترامپ؛ صحنهگردان کیست؟ (بخش 2)
2️⃣ دونالد ترامپ: آخرین دلال حرفه ایی در جهان!
دونالد ترامپ خودش را به عنوان تنها کسی معرفی کرده است که میتواند با تهدید کره شمالی تقابل کند و در این راستا گفته است که صلح جهانی در دسترس است. ترامپ رویکرد خود مبنی بر اعمال "حداکثر فشار" بر کره شمالی را نقطه قوت سیاست آمریکا در قبال کره شمالی میداند چیزی که رئیسجمهورهای پیش از او قادر به انجامش نبودند.
ترامپ به عنوان کسی که در هنر معامله کردن هرگز دچار سرگردانی نمیشود میگوید که اگر احساس کند که این دیدار به سمتی که او میخواهد نمیرود از آن خارج خواهد شد؛ کاری که کرد. رئیس جمهور آمریکا مدعی شد که "دشمنی آشکار" کره شمالی او را از ادامه برنامهریزی برای دیدار با کیم جونگ اون منصرف کرد.
ترامپ نه تنها توانست با تصویر کردن تلاش کره شمالی برای متقاعد کردن آمریکا به ماندن در مذاکرات، از این ماجرا به عنوان برگ برندهای برای خود بهرهبرداری کند بلکه از موقعیت به وجود آمده برای بازتعریف شرایط مذاکرات استفاده کرد. این موقعیت همچنین به ترامپ فرصت داد که درخواستش از کره شمالی را از انهدام یکجای تسلیحات هستهای به خلع سلاح مرحله به مرحله تغییر دهد.
برگرداندن سه زندانی آمریکایی به کشور پس از آزادی از زندان کره شمالی و ویرانی تنها سایت آزمایش هستهای این کشور ساعاتی پیش از انصراف آمریکا از دیدار در سنگاپور، برای ترامپ دو پیروزی بزرگ بوده که در جریان مذاکره با پیونگ_یانگ به دست آمده است.
اعداد و ارقام نظرسنجیها نشان میدهد که بیشتر آمریکاییها در دو جناح سیاسی این کشور توانایی ترامپ بر اداره رابطه با کره شمالی را تایید میکنند.
پایان بخش دوم مقاله تحلیلی درباره توافق هسته ایی آمریکا و کره شمالی
🔗http://latestnews24.unaux.com/trump-kim-summit-whos-pulling-the-strings/?i=1
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
تحلیلگران بر این باورند که ترامپ استعداد عجیبی در هنر معامله کردن دارد. ترامپ خود را تنها رئیس جمهوری میداند که توانایی حل بحران هسته ایی کره شمالی را دارد.
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith