ریگان: بعد از 9 سال میدونی آخر به چی رسیدم؟
مأمور اسمیت: چی؟
ریگان: سعادت در جهالتِ!!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مأمور اسمیت: چی؟
ریگان: سعادت در جهالتِ!!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✅ آینده ای ناگوار در انتظار حسن روحانی
#احمد_زیدآبادی
در سال 96 پیشبینی اینکه رئیسجمهورِ دورۀ دوازدهم، زیر بار مشکلاتِ بهمنوار کشور غرق میشود؛ چندان سخت و دشوار نبود. با این حال، بسیاری از کنشگران سیاسی این نوع پیشبینی را بدبینانه و حتی توهمآمیز دانستند و برای تسخیر نهاد ریاستجمهوری به رقابت پرداختند.
آنچه سال قبل، صرفاً پیشبینی تلقی میشد؛ امروز صورت واقعیت به خود گرفته و حسن روحانی عملاً در مشکلات ریز و درشت داخلی و خارجی گرفتار آمده است.
من به روحانی رأی ندادهام و طبعاً برای حمایت از او هم تعهدی و مسئولیتی بر دوش خود احساس نمیکنم؛ اما از آنجا که میکوشم منصف باشم؛ نقش و عملکرد او را در پدید آمدن وضع کنونی چندان پررنگ نمیبینم و نسبت دادن همۀ مشکلات به او را عادلانه نمیدانم.
از این رو، در مورد آخر و عاقبت کار او نگران شدهام. تا آنجا که من میدانم اکثریت افرادی که در انتخابات سال 96 به روحانی رأی دادهاند؛ از کردۀ خود پشیماناند. اصلاحطلبان و بخصوص چهرههای مؤثر آنان، به سرعت در حال فاصله گرفتن از اویند و حمایت لفظی تعدادی از آنها از دولت نیز به نظرم از سر رفع تکلیف است. "اصولگرایان" نیز که گمان میرود روحانی به سوی آنان چرخیده است؛ بعضاً روشی کجدار و مریز در برابر او برگزیدهاند در حالی که جناح های تندروتر آنان همچنان تیغ حملات خود علیه او را تیزتر میکنند.
با این حساب، حسن روحانی ضمن آنکه در برابر کوهی از مشکلات قرار گرفته، عملاً #بی_پناهترین_رئیس_جمهور دوران پس از انقلاب است. او هر از چندی "بستهای اقتصادی" برای درمان گرفتاریها ارائه میکند، اما این "بستهها" امکان "باز" کردن گرهی از معضلات کشور را ندارد.
به گمانم روحانی بیش از دیگران بداند که اقتصاد ایران به سیاست گرهای ناگشودنی خورده است و بدون حل معضل سیاسی، "بستهها" فقط به در بسته برخورد می کنند.
روحانی اما چه قدرتی برای گشودن مشکل سیاسی دارد؟ هوادارانش می گویند که او #حداکثر_20_درصد_قدرت_را_در_اختیار_دارد. به فرض صحت این موضوع، اما 20 درصد قدرت در کجای دنیا از پس مسئولیت صد در صدی برای حل مشکلات بر آمده است؟
به نظرم منتقدان روزافزون روحانی که تا همین ماههای اخیر بر قلّت بضاعت و امکانات او تأکید میکردند این روزها به کلی این مسئله را نادیده می گیرند و از او انتظار گره گشایی بحران های بزرگ را دارند.
با این روند، روحانی به زودی به هدف سهل و مشروعی برای شکستن تمام کاسه کوزهها بر سرش در میآید و از این جهت به نظرم آیندهای ناگوار در انتظار اوست. آیا او که گفته می شود فردی "زیرک" است، از شرایط خود آگاه است؟ یا اینکه با چسبیدن به صندلی ریاستجمهوری سرنوشت "قربانی" را برای خود انتخاب کرده است؟
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✅ آینده ای ناگوار در انتظار حسن روحانی
#احمد_زیدآبادی
در سال 96 پیشبینی اینکه رئیسجمهورِ دورۀ دوازدهم، زیر بار مشکلاتِ بهمنوار کشور غرق میشود؛ چندان سخت و دشوار نبود. با این حال، بسیاری از کنشگران سیاسی این نوع پیشبینی را بدبینانه و حتی توهمآمیز دانستند و برای تسخیر نهاد ریاستجمهوری به رقابت پرداختند.
آنچه سال قبل، صرفاً پیشبینی تلقی میشد؛ امروز صورت واقعیت به خود گرفته و حسن روحانی عملاً در مشکلات ریز و درشت داخلی و خارجی گرفتار آمده است.
من به روحانی رأی ندادهام و طبعاً برای حمایت از او هم تعهدی و مسئولیتی بر دوش خود احساس نمیکنم؛ اما از آنجا که میکوشم منصف باشم؛ نقش و عملکرد او را در پدید آمدن وضع کنونی چندان پررنگ نمیبینم و نسبت دادن همۀ مشکلات به او را عادلانه نمیدانم.
از این رو، در مورد آخر و عاقبت کار او نگران شدهام. تا آنجا که من میدانم اکثریت افرادی که در انتخابات سال 96 به روحانی رأی دادهاند؛ از کردۀ خود پشیماناند. اصلاحطلبان و بخصوص چهرههای مؤثر آنان، به سرعت در حال فاصله گرفتن از اویند و حمایت لفظی تعدادی از آنها از دولت نیز به نظرم از سر رفع تکلیف است. "اصولگرایان" نیز که گمان میرود روحانی به سوی آنان چرخیده است؛ بعضاً روشی کجدار و مریز در برابر او برگزیدهاند در حالی که جناح های تندروتر آنان همچنان تیغ حملات خود علیه او را تیزتر میکنند.
با این حساب، حسن روحانی ضمن آنکه در برابر کوهی از مشکلات قرار گرفته، عملاً #بی_پناهترین_رئیس_جمهور دوران پس از انقلاب است. او هر از چندی "بستهای اقتصادی" برای درمان گرفتاریها ارائه میکند، اما این "بستهها" امکان "باز" کردن گرهی از معضلات کشور را ندارد.
به گمانم روحانی بیش از دیگران بداند که اقتصاد ایران به سیاست گرهای ناگشودنی خورده است و بدون حل معضل سیاسی، "بستهها" فقط به در بسته برخورد می کنند.
روحانی اما چه قدرتی برای گشودن مشکل سیاسی دارد؟ هوادارانش می گویند که او #حداکثر_20_درصد_قدرت_را_در_اختیار_دارد. به فرض صحت این موضوع، اما 20 درصد قدرت در کجای دنیا از پس مسئولیت صد در صدی برای حل مشکلات بر آمده است؟
به نظرم منتقدان روزافزون روحانی که تا همین ماههای اخیر بر قلّت بضاعت و امکانات او تأکید میکردند این روزها به کلی این مسئله را نادیده می گیرند و از او انتظار گره گشایی بحران های بزرگ را دارند.
با این روند، روحانی به زودی به هدف سهل و مشروعی برای شکستن تمام کاسه کوزهها بر سرش در میآید و از این جهت به نظرم آیندهای ناگوار در انتظار اوست. آیا او که گفته می شود فردی "زیرک" است، از شرایط خود آگاه است؟ یا اینکه با چسبیدن به صندلی ریاستجمهوری سرنوشت "قربانی" را برای خود انتخاب کرده است؟
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
« ایران مملو از نعمات خداداد است، چیزی که همه این نعمات را باطل گذاشته نبودن قانون است. هیچکس در ایران مالک هیچ چیز نیست زیرا که قانون نیست. حاکم تعیین می کنیم بدون قانون،سرتیپ معزول می کنیم بدون قانون، حقوق دولت را می فروشیم بدون قانون، خزانه می بخشیم بدون قانون،بندگان خدا را حبس می کنیم بدون قانون، شکم پاره می کنیم بدون قانون. در هند، پاریس، در تفلیس، در مصر، در اسلامبول، حتی در میان ترکمن هر کسی می داند که حقوق و وظایف او چیست. در ایران احدی نیست که بداند تقصیر چیست و خدمت کدام.
فلان مجتهد را به چه قانون اخراج کردند؟
مواجب فلان سرتیپ را به چه قانون قطع نمودند ؟
فلان به کدام قانون معزول شد؟
فلان سفیه به چه قانون خلعت پوشید؟
هیچ امیر و هیچ شاهزاده ای نیست که از شرط زندگی خود به قدر غلامان سفرای خارجه اطمینان داشته باشد. حتی برادران و پسرهای پادشاه نمی دانند فردا صبح به عراق منتقل خواهند شد یا به مملکت روس فرار خواهند کرد ... »
✔️میرزا ملکم خان در سرمقاله نخستین شماره روزنامه قانونً
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
« ایران مملو از نعمات خداداد است، چیزی که همه این نعمات را باطل گذاشته نبودن قانون است. هیچکس در ایران مالک هیچ چیز نیست زیرا که قانون نیست. حاکم تعیین می کنیم بدون قانون،سرتیپ معزول می کنیم بدون قانون، حقوق دولت را می فروشیم بدون قانون، خزانه می بخشیم بدون قانون،بندگان خدا را حبس می کنیم بدون قانون، شکم پاره می کنیم بدون قانون. در هند، پاریس، در تفلیس، در مصر، در اسلامبول، حتی در میان ترکمن هر کسی می داند که حقوق و وظایف او چیست. در ایران احدی نیست که بداند تقصیر چیست و خدمت کدام.
فلان مجتهد را به چه قانون اخراج کردند؟
مواجب فلان سرتیپ را به چه قانون قطع نمودند ؟
فلان به کدام قانون معزول شد؟
فلان سفیه به چه قانون خلعت پوشید؟
هیچ امیر و هیچ شاهزاده ای نیست که از شرط زندگی خود به قدر غلامان سفرای خارجه اطمینان داشته باشد. حتی برادران و پسرهای پادشاه نمی دانند فردا صبح به عراق منتقل خواهند شد یا به مملکت روس فرار خواهند کرد ... »
✔️میرزا ملکم خان در سرمقاله نخستین شماره روزنامه قانونً
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
گفتم صنما لاله رخا دلدارا
در خواب نمای چهره باری یارا
گفتا که روی به خواب بی ما وانگه
خواهی که دگر به خواب بینی ما را
#ابوسعید_ابوالخیر
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
خروج بانوان نخبه بدون اذن شوهر!
🔸 سیاوشی نماینده تهران در مجلس: اعضای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس امروز طرحی را تصویب کردند که در صورت تصویب نهایی بانوان نخبه علمی، فرهنگی، و ورزشی بدون اذن همسر و تنها با اذن دادستان یا دادگاه صالحه یا سازمان مورد فعالیت شان می تواند از کشور خارج شوند./ ایرنا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
خروج بانوان نخبه بدون اذن شوهر!
🔸 سیاوشی نماینده تهران در مجلس: اعضای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس امروز طرحی را تصویب کردند که در صورت تصویب نهایی بانوان نخبه علمی، فرهنگی، و ورزشی بدون اذن همسر و تنها با اذن دادستان یا دادگاه صالحه یا سازمان مورد فعالیت شان می تواند از کشور خارج شوند./ ایرنا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✅ طرح خدمت سربازی دخترها در مجلس
🔸 طیبه سیاوشی: دختران اسلحه به دست نخواهند گرفت / قرار است از آنها در مسائل آموزشی و بهداشتی و رویکرد نرم افزاری استفاده شود.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🔸 طیبه سیاوشی: دختران اسلحه به دست نخواهند گرفت / قرار است از آنها در مسائل آموزشی و بهداشتی و رویکرد نرم افزاری استفاده شود.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✅ چرا به نام اسلام و ولایت فقیه ، در حق مردم تصرف غیرقانونی میشود؟
🔸محمود صادقی در سوال از مسعود کرباسیان وزیر اقتصاد در صحن علنی مجلس:
🔹 قوه قضاییه اموال متعلق به مردم را سپردهگذاری میکند و با سود آن برای قضات مسکن میخرد
🔹این سوال درباره این بود که مبنای قانونی و شرعی افتتاح حسابهای سپرده توسط قوه قضاییه چیست؟
🔹 افتتاح حسابهای قوه قضایی به سال 78 برمیگردد و صاحبان امضا روسای قوه قضاییه بودند. برخلاف آیین نامه داخلی مجلس با صدور اطلاعیهای به دستور رییس مجلس سوال بنده از دستور خارج شد که با تلاشهای زیادی سوال به دستور بازگشت. این سوال مربوط به سوال قبلی است و بارها به تاخیر افتاد.
🔹در اردیبهشت ماه نوبت طرح سوال بود که رییس مجلس از من خواستند با توجه به شرایط کشور سوال به تاخیر بیفتد. حالا شکاف بین مردم و حاکمیت و عدم اعتماد مردم به بالاترین حد خود رسیده است.
🔹 آیا قاضیای که مال مردم را به خوردش میدهید میتواند با فساد مبارزه کند؟
🔹وزیر یا اختیار ندارد یا نمی تواند توضیح دهد. من سوال را به رای نمیگذارم اما به تحقیق و تفحص ادامه میدهم.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✅ چرا به نام اسلام و ولایت فقیه ، در حق مردم تصرف غیرقانونی میشود؟
🔸محمود صادقی در سوال از مسعود کرباسیان وزیر اقتصاد در صحن علنی مجلس:
🔹 قوه قضاییه اموال متعلق به مردم را سپردهگذاری میکند و با سود آن برای قضات مسکن میخرد
🔹این سوال درباره این بود که مبنای قانونی و شرعی افتتاح حسابهای سپرده توسط قوه قضاییه چیست؟
🔹 افتتاح حسابهای قوه قضایی به سال 78 برمیگردد و صاحبان امضا روسای قوه قضاییه بودند. برخلاف آیین نامه داخلی مجلس با صدور اطلاعیهای به دستور رییس مجلس سوال بنده از دستور خارج شد که با تلاشهای زیادی سوال به دستور بازگشت. این سوال مربوط به سوال قبلی است و بارها به تاخیر افتاد.
🔹در اردیبهشت ماه نوبت طرح سوال بود که رییس مجلس از من خواستند با توجه به شرایط کشور سوال به تاخیر بیفتد. حالا شکاف بین مردم و حاکمیت و عدم اعتماد مردم به بالاترین حد خود رسیده است.
🔹 آیا قاضیای که مال مردم را به خوردش میدهید میتواند با فساد مبارزه کند؟
🔹وزیر یا اختیار ندارد یا نمی تواند توضیح دهد. من سوال را به رای نمیگذارم اما به تحقیق و تفحص ادامه میدهم.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Audio
کانال تلگرامی کتابخانه گویا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Audio
کانال تلگرامی کتابخانه گویا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و بیست
#کمک_شنگل_شاه_هند_به_تورانیان
دلیران ایران با رستم به سوی کوه هماون بازگشتند و پوشش خون آلود خود را شستند . چون از شستن رها شدند ، رستم به ایرانیان گفت اکنون رو به درگاه خدا آورید و سر بر خاک نهید و او را نیایش کنید که پروردگار به ما پیروزی داد. آن چنان که یکی از یلان ایران کشته نشده است. چون پاسی از شب گذشت رستم پهلوانان را در پرده سرای خود جمع کرد و به آنان گفت از پیران خبری نیست و به هر سو به دنبالش فرستاد. بیژن به دشت نبرد رفت و زنده کسی را آنجا نیافت. چون رستم از فرار پیران آگاه شد ؛ زبان را به دشنام بگشاد و گفت خرد با مغزتان جفت نیست.
شما خواب بودید و دشمن از میان دو کوه فرار کرد . بعدا رستم دبیر جهان دیده را پیش خواند، نامه ای به کیخسرو نوشت و تمام داستان جنگ را برای او تعریف کرد. نامه را به فریبرز سپرد و آنچه از خاقان چین به دست آورده بود و همچنان خود خاقان چین را برای کیخسرو فرستاد. کیخسرو آنچه را که رستم فرستاده بود نیمی بر مردم مستمند پخش کرد و بقیه را به خزانه سپرد.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و بیست
#کمک_شنگل_شاه_هند_به_تورانیان
دلیران ایران با رستم به سوی کوه هماون بازگشتند و پوشش خون آلود خود را شستند . چون از شستن رها شدند ، رستم به ایرانیان گفت اکنون رو به درگاه خدا آورید و سر بر خاک نهید و او را نیایش کنید که پروردگار به ما پیروزی داد. آن چنان که یکی از یلان ایران کشته نشده است. چون پاسی از شب گذشت رستم پهلوانان را در پرده سرای خود جمع کرد و به آنان گفت از پیران خبری نیست و به هر سو به دنبالش فرستاد. بیژن به دشت نبرد رفت و زنده کسی را آنجا نیافت. چون رستم از فرار پیران آگاه شد ؛ زبان را به دشنام بگشاد و گفت خرد با مغزتان جفت نیست.
شما خواب بودید و دشمن از میان دو کوه فرار کرد . بعدا رستم دبیر جهان دیده را پیش خواند، نامه ای به کیخسرو نوشت و تمام داستان جنگ را برای او تعریف کرد. نامه را به فریبرز سپرد و آنچه از خاقان چین به دست آورده بود و همچنان خود خاقان چین را برای کیخسرو فرستاد. کیخسرو آنچه را که رستم فرستاده بود نیمی بر مردم مستمند پخش کرد و بقیه را به خزانه سپرد.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
«نگرانی از آینده»، ایرانی ها را عصبانی کرده است!
یک جامعهشناس گفت:
نبود شادی و نشاط، محدودیتها و محرومیتهایی که در جامعه وجود دارد، خشونت جسمی علیه بخشی از جامعه بویژه زنان، آزار روحی و روانی، آزار اقتصادی، بیکاری، فقر، ناامیدی نسبت به آینده، نگرانی و استرس باعث ایجاد خشونت و عصبانیت میشود.
امانالله قراییمقدم با تایید اینکه مردم ایران عصبانیترین مردم جهان هستند، گفت: متاسفانه درون جامعه عاملی برای کاهش عصبانیت وجود ندارد.
او ادامه داد: وقتی که کودک وارد محیط خارج از خانه میشود حتی در محیط مدرسه برخوردهای معلم با شاگرد همه چیز در جهت عصبانی شدن کودک است. همچنین نبود شادی و نشاط، محدودیتها و محرومیتهایی که در جامعه وجود دارد
این جامعهشناس با بیان اینکه به اصطلاح ابر و باد و مه و خورشید در جامعه ما در کارند تا آرامش را از جامعه ببرند، خاطرنشان کرد:
همه اخباری که در تلویزیون ملی نشان داده میشود، عصبانیت میآورد.
نمایش دائم صحنههای جنگ و خونریزی باعث ایجاد عصبانیت میشود.
همچنین نبود موسیقی و برنامههای شادیآور باعث فرار عده ی زیادی از تلویزیون ملی شده است.
قراییمقدم تاکید کرد:
استفاده از رنگهای سیاه در جامعه از دیگر علل عصبانیت در جامعه ماست.
از آن طرف نیز ماهوارهها هم شرایطی خلاف جامعه ما را نشان میدهند و مردم آن شرایط را میخواهند
و این موضوع باعث عصبانیت در جامعه میشود.
او در پاسخ به این سوال که زنان در جامعه ما عصبانیتر هستند یا مردان گفت: هر دو از هم عصبانیت را میپذیرند، اما اصولا در حال حاضر در جامعه ما مردان به دلیل برخوردهای اجتماعی بیشتر عصبانی هستند
و در شهرها به ویژه تهران عصبانیت بیشتر است
او در پاسخ به این سوال که برای رفع عصبانیت چه راهکاری باید انجام داد، گفت: تنها راه برطرف کردن عصبانیت این است که شادی و نشاط را به جامعه بیاوریم جامعه هند را در نظر بگیرید برخی مردم در کنار خیابان متولد میشوند
در کنار خیابان بزرگ میشوند و در کنار خیابان میمیرند
اما در سینمای هند چقدر شادی وجود دارد و خوش عاقبت است، اما سینمای ما یا درباره فقر و مستاجر است و یا وضعیت اسفبار جامعه را به تصویر میکشد.
قراییمقدم تاکید کرد:
نارضایتی از عملکرد دولتمردان، برخوردهای نامناسب بین آنها و همچنین برخوردهای نامناسب دولتمردان با مردم باعث ایجاد افزایش عصبانیت در جامعه میشود.
او با بیان اینکه جامعهشناسان معتقدند اگر یک دلار در راه شادی و نشاط جامعه هزینه شود بیش از هزار دلار سود حاصل میشود گفت:
وقتی جامعهای شاد باشد سلامتی جسمی در آن جامعه است.
جامعه ما سالهاست به سمت عصبانیت رفته است
اما شادی بیخودی نباید ایجاد شود وقتی مردم شغل و امید به آینده داشته باشند، شاد هستند.
افراد در جامعه اکنون تنها و بیهویت هستند.
در حالی که در یک جامعه شاد مردم اینگونه نیستند.
شادی در جامعه به جلوگیری از انواع آسیبهای اجتماعی، بهبود مسائل سیاسی و دلبستگی به حکومت میانجامد.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
«نگرانی از آینده»، ایرانی ها را عصبانی کرده است!
یک جامعهشناس گفت:
نبود شادی و نشاط، محدودیتها و محرومیتهایی که در جامعه وجود دارد، خشونت جسمی علیه بخشی از جامعه بویژه زنان، آزار روحی و روانی، آزار اقتصادی، بیکاری، فقر، ناامیدی نسبت به آینده، نگرانی و استرس باعث ایجاد خشونت و عصبانیت میشود.
امانالله قراییمقدم با تایید اینکه مردم ایران عصبانیترین مردم جهان هستند، گفت: متاسفانه درون جامعه عاملی برای کاهش عصبانیت وجود ندارد.
او ادامه داد: وقتی که کودک وارد محیط خارج از خانه میشود حتی در محیط مدرسه برخوردهای معلم با شاگرد همه چیز در جهت عصبانی شدن کودک است. همچنین نبود شادی و نشاط، محدودیتها و محرومیتهایی که در جامعه وجود دارد
این جامعهشناس با بیان اینکه به اصطلاح ابر و باد و مه و خورشید در جامعه ما در کارند تا آرامش را از جامعه ببرند، خاطرنشان کرد:
همه اخباری که در تلویزیون ملی نشان داده میشود، عصبانیت میآورد.
نمایش دائم صحنههای جنگ و خونریزی باعث ایجاد عصبانیت میشود.
همچنین نبود موسیقی و برنامههای شادیآور باعث فرار عده ی زیادی از تلویزیون ملی شده است.
قراییمقدم تاکید کرد:
استفاده از رنگهای سیاه در جامعه از دیگر علل عصبانیت در جامعه ماست.
از آن طرف نیز ماهوارهها هم شرایطی خلاف جامعه ما را نشان میدهند و مردم آن شرایط را میخواهند
و این موضوع باعث عصبانیت در جامعه میشود.
او در پاسخ به این سوال که زنان در جامعه ما عصبانیتر هستند یا مردان گفت: هر دو از هم عصبانیت را میپذیرند، اما اصولا در حال حاضر در جامعه ما مردان به دلیل برخوردهای اجتماعی بیشتر عصبانی هستند
و در شهرها به ویژه تهران عصبانیت بیشتر است
او در پاسخ به این سوال که برای رفع عصبانیت چه راهکاری باید انجام داد، گفت: تنها راه برطرف کردن عصبانیت این است که شادی و نشاط را به جامعه بیاوریم جامعه هند را در نظر بگیرید برخی مردم در کنار خیابان متولد میشوند
در کنار خیابان بزرگ میشوند و در کنار خیابان میمیرند
اما در سینمای هند چقدر شادی وجود دارد و خوش عاقبت است، اما سینمای ما یا درباره فقر و مستاجر است و یا وضعیت اسفبار جامعه را به تصویر میکشد.
قراییمقدم تاکید کرد:
نارضایتی از عملکرد دولتمردان، برخوردهای نامناسب بین آنها و همچنین برخوردهای نامناسب دولتمردان با مردم باعث ایجاد افزایش عصبانیت در جامعه میشود.
او با بیان اینکه جامعهشناسان معتقدند اگر یک دلار در راه شادی و نشاط جامعه هزینه شود بیش از هزار دلار سود حاصل میشود گفت:
وقتی جامعهای شاد باشد سلامتی جسمی در آن جامعه است.
جامعه ما سالهاست به سمت عصبانیت رفته است
اما شادی بیخودی نباید ایجاد شود وقتی مردم شغل و امید به آینده داشته باشند، شاد هستند.
افراد در جامعه اکنون تنها و بیهویت هستند.
در حالی که در یک جامعه شاد مردم اینگونه نیستند.
شادی در جامعه به جلوگیری از انواع آسیبهای اجتماعی، بهبود مسائل سیاسی و دلبستگی به حکومت میانجامد.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
پرشدن زندانهاي يك كشور نشان اجراي
عدالت نيست تنها نشانگر بيماري آن
كشوراست كه بايد به درمان آن پرداخت.
عيبهاي ديگران را نبايد با انگشت
كثيف نشان داد كسي كه درخصوص
مردم قضاوت ميكند بايد پاك و منزه باشد.
كسي كه قدرت را با پول بخرد
عدالت را هم به پول ميفروشد
قدرت باد آورده آثار مخرب تري از
ثروت باد آورده دارد .
#دكتر_كاتوزيان
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
پرشدن زندانهاي يك كشور نشان اجراي
عدالت نيست تنها نشانگر بيماري آن
كشوراست كه بايد به درمان آن پرداخت.
عيبهاي ديگران را نبايد با انگشت
كثيف نشان داد كسي كه درخصوص
مردم قضاوت ميكند بايد پاك و منزه باشد.
كسي كه قدرت را با پول بخرد
عدالت را هم به پول ميفروشد
قدرت باد آورده آثار مخرب تري از
ثروت باد آورده دارد .
#دكتر_كاتوزيان
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#استخاره_فال_آخوندیست. استخاره آناست که کسیکه میخواهد به سفری رود، یا خانهای خرد، یا زنی گیرد به نزد ملایی رود و او به دستیاری استخاره از خدا بپرسد که آیا آنکار نیک یا بد خواهد درآمد. یکی از کارهای ملایان در ایران استخاره کردن است. انبوه مردم باوری به استخاره میدارند و از خداشناسی دور میشمارند که در کارهای خود از خدا شور نخواهند. ولی شما اگر نیک نگرید این همان رفتاریست که بتپرستان یونان با خدایان خود داشتهاند و درکارها از آنها شور میخواستهاند.
هزاران کسان از استخاره زیان بینند و به تاویل پرداخته چنین گویند: صلاحم بوده که این ضرر را بکشم. ولی اگر یکی در یکجا کاری با استخاره کرد و سودی دید آنرا داستانی گرداند و در اینجا و آنجا نشسته چنین گوید: (من به استخاره فلان آقا عقیده دارم، خودم تجربه کردهام.)
به هرحال استخاره بدتر از فالاست. زیرا در اینجا دروغ آشکار بهخدا بسته میشود. اگر کسی بجوید هزارها کار سراپا زیان که با استخاره انجام گرفته، هزارها دختران که خواستاران نیکی میداشتهاند چون پدرانشان پابستگی به استخاره نمودهاند زناشویی رخ نداده. هزارها کارهای نیک که چون تسبیح کور راه نداده از آنها چشم پوشیده شد
#پندارها_موهومات_خرافات
#احمد_کسروی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#استخاره_فال_آخوندیست. استخاره آناست که کسیکه میخواهد به سفری رود، یا خانهای خرد، یا زنی گیرد به نزد ملایی رود و او به دستیاری استخاره از خدا بپرسد که آیا آنکار نیک یا بد خواهد درآمد. یکی از کارهای ملایان در ایران استخاره کردن است. انبوه مردم باوری به استخاره میدارند و از خداشناسی دور میشمارند که در کارهای خود از خدا شور نخواهند. ولی شما اگر نیک نگرید این همان رفتاریست که بتپرستان یونان با خدایان خود داشتهاند و درکارها از آنها شور میخواستهاند.
هزاران کسان از استخاره زیان بینند و به تاویل پرداخته چنین گویند: صلاحم بوده که این ضرر را بکشم. ولی اگر یکی در یکجا کاری با استخاره کرد و سودی دید آنرا داستانی گرداند و در اینجا و آنجا نشسته چنین گوید: (من به استخاره فلان آقا عقیده دارم، خودم تجربه کردهام.)
به هرحال استخاره بدتر از فالاست. زیرا در اینجا دروغ آشکار بهخدا بسته میشود. اگر کسی بجوید هزارها کار سراپا زیان که با استخاره انجام گرفته، هزارها دختران که خواستاران نیکی میداشتهاند چون پدرانشان پابستگی به استخاره نمودهاند زناشویی رخ نداده. هزارها کارهای نیک که چون تسبیح کور راه نداده از آنها چشم پوشیده شد
#پندارها_موهومات_خرافات
#احمد_کسروی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
قابل توجه مسئولین ایرانی!
شهردار شهر "ریزه" در ترکیه در پاسخ به فراخوان اردوغان برای فروش ارز و طلا در بازار به منظور کاهش قیمت ارز خارجی، طلاهای همسرش را فروخت
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
شهردار شهر "ریزه" در ترکیه در پاسخ به فراخوان اردوغان برای فروش ارز و طلا در بازار به منظور کاهش قیمت ارز خارجی، طلاهای همسرش را فروخت
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Forwarded from پرواز فکر و اندیشه (M Dadvand)
پرواز فکر و اندیشه
#هویت_ایرانی #بانو_هلن_افشار @flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
زرتشت یکی از صد انسان تاثیر گذار بر تاریخ بشریت شناخته شده . او که در هزاره های پیش از تاریخِ نانوشته های ایران شناور است ، اندیشه هایش همچنان با قوانین حقوق بشر جهانِ امروز همخوانی دارد . گات ها که سروده ی اوست ، از نظر ادبی ، کهن ترین سند ایرانیان است . در گفتارش از تهدید ، خشونت و نگاه طبقاتی به انسان اثری نیست . گاتها بیان نابسامانی انسان است و آرزوی یافتن راه حل برای کاهش آلام بشیریت .
#هویت_ایرانی
#بانو_هلن_افشار
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
زرتشت یکی از صد انسان تاثیر گذار بر تاریخ بشریت شناخته شده . او که در هزاره های پیش از تاریخِ نانوشته های ایران شناور است ، اندیشه هایش همچنان با قوانین حقوق بشر جهانِ امروز همخوانی دارد . گات ها که سروده ی اوست ، از نظر ادبی ، کهن ترین سند ایرانیان است . در گفتارش از تهدید ، خشونت و نگاه طبقاتی به انسان اثری نیست . گاتها بیان نابسامانی انسان است و آرزوی یافتن راه حل برای کاهش آلام بشیریت .
#هویت_ایرانی
#بانو_هلن_افشار
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
آخه مطربی هم شد کار؟!
زنده ياد استاد «اسماعیل مهرتاش» در كودكی با کدوی حلوايی و موی اسب و یک سیخ کباب برای خود کمانچهای ساخته بود و خانواده چون متوجه استعداد او میشوند، برای آموختن تار وی را به نزد استاد «درویش خان» میبرند.
استاد مهرتاش در جوانی کلاسهايی در زمینهٔ فن بیان و تئاتر و هنرپیشگی تاسیس میکند، کلاسهایی که بعدتر به «جامعهٔ باربُد» معروف شد.
مرضیه، ملوک ضرابی، عبدالوهاب شهیدی، محمدرضا شجریان، محمد منتشری و دهها استاد دیگر موسيقی از شاگردان اسماعیل مهرتاش بودهاند.
وی ۴۵۰ آهنگ فولکلور ساخت که تا امروز هم در ایام نوروز یا شب یلدا بارها توسط تلوزیون پخش شده است. بسیاری از افرادی که در ایران در عرصهٔ موسیقی، تئاتر و هنرپیشگی به جايی رسیدهاند، حتماً به جامعه باربُد سری زدهاند.
جامعهٔ باربُد همان تئاتری بود در لاله زار که مسعود کیمیايی در فیلم معروفش «گوزنها» از بازیگران آن استفاده کرد. همچنین صحنههایی که بهروز وثوقی اعلام برنامه میکرد، درواقع همان تئاتر جامعهٔ باربد است.
سال ۱۳۵۷ و در هنگامهٔ انقلاب، تئاتر جامعهٔ باربد به همراه تمامی صفحههات استاد مهرتاش توسط انقلابیون به آتش کشیده شد.
در ادامه خاطرهٔ رویدادی از استاد مهرتاش نقل میشود، رویدادی که به گفتهٔ خود استاد، عمیقاً وی را متأثر ساخت:
«سیگارفروشی در راهروی جامعهٔ باربد بساط میکرد، گهگاه پاسبانها میآمدند و بساط سیگارهایش را میبردند.
یک روز مرد سیگارفروش پیش من آمد که: ‹‹زن و بچه دار هستم و خواهش میكنم به پاسبانها بگویید که شما اجازه دادهاید تا من این جا بساط کنم.››
من هم پذیرفتم، به پاسبانها گفتم این آقا از ابواب جمعی ما است و از طرف من اجازه دارد.
دیگر کسی مزاحم او نشد و بیست سال با همان سیگارفروشی جلوی در تئاتر زندگیاش را اداره میکرد.
سالها گذشت تا این که انقلاب شد و روزی به من خبر دادند كه می خواهند تئاتر را آتش بزنند! سریعاً خودم را رساندم. دیدم که اولین کوکتل مولوتوف را همین مرد سیگارفروش پرتاب کرد.
خير خيره نگاهش كردم. رو به من كرد و گفت: ‹‹آخه مطربی هم شد کار؟ برو یک کار دیگر برای خودت پیدا کن››.
تمام زندگیام سوخت، لباسها، دکورها، صفحهها و نوارهايی که از موسیقی ملی يا موسيقی محلی شهرها و نواحی مختلف ایران جمعآوری کرده بودم. همه چیز سوخت اما همهٔ آن سوختنها و نابود شدنها آن قدری مرا متأثر نکرد که گفتهٔ آن شخص»سیگار فروش
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
آخه مطربی هم شد کار؟!
زنده ياد استاد «اسماعیل مهرتاش» در كودكی با کدوی حلوايی و موی اسب و یک سیخ کباب برای خود کمانچهای ساخته بود و خانواده چون متوجه استعداد او میشوند، برای آموختن تار وی را به نزد استاد «درویش خان» میبرند.
استاد مهرتاش در جوانی کلاسهايی در زمینهٔ فن بیان و تئاتر و هنرپیشگی تاسیس میکند، کلاسهایی که بعدتر به «جامعهٔ باربُد» معروف شد.
مرضیه، ملوک ضرابی، عبدالوهاب شهیدی، محمدرضا شجریان، محمد منتشری و دهها استاد دیگر موسيقی از شاگردان اسماعیل مهرتاش بودهاند.
وی ۴۵۰ آهنگ فولکلور ساخت که تا امروز هم در ایام نوروز یا شب یلدا بارها توسط تلوزیون پخش شده است. بسیاری از افرادی که در ایران در عرصهٔ موسیقی، تئاتر و هنرپیشگی به جايی رسیدهاند، حتماً به جامعه باربُد سری زدهاند.
جامعهٔ باربُد همان تئاتری بود در لاله زار که مسعود کیمیايی در فیلم معروفش «گوزنها» از بازیگران آن استفاده کرد. همچنین صحنههایی که بهروز وثوقی اعلام برنامه میکرد، درواقع همان تئاتر جامعهٔ باربد است.
سال ۱۳۵۷ و در هنگامهٔ انقلاب، تئاتر جامعهٔ باربد به همراه تمامی صفحههات استاد مهرتاش توسط انقلابیون به آتش کشیده شد.
در ادامه خاطرهٔ رویدادی از استاد مهرتاش نقل میشود، رویدادی که به گفتهٔ خود استاد، عمیقاً وی را متأثر ساخت:
«سیگارفروشی در راهروی جامعهٔ باربد بساط میکرد، گهگاه پاسبانها میآمدند و بساط سیگارهایش را میبردند.
یک روز مرد سیگارفروش پیش من آمد که: ‹‹زن و بچه دار هستم و خواهش میكنم به پاسبانها بگویید که شما اجازه دادهاید تا من این جا بساط کنم.››
من هم پذیرفتم، به پاسبانها گفتم این آقا از ابواب جمعی ما است و از طرف من اجازه دارد.
دیگر کسی مزاحم او نشد و بیست سال با همان سیگارفروشی جلوی در تئاتر زندگیاش را اداره میکرد.
سالها گذشت تا این که انقلاب شد و روزی به من خبر دادند كه می خواهند تئاتر را آتش بزنند! سریعاً خودم را رساندم. دیدم که اولین کوکتل مولوتوف را همین مرد سیگارفروش پرتاب کرد.
خير خيره نگاهش كردم. رو به من كرد و گفت: ‹‹آخه مطربی هم شد کار؟ برو یک کار دیگر برای خودت پیدا کن››.
تمام زندگیام سوخت، لباسها، دکورها، صفحهها و نوارهايی که از موسیقی ملی يا موسيقی محلی شهرها و نواحی مختلف ایران جمعآوری کرده بودم. همه چیز سوخت اما همهٔ آن سوختنها و نابود شدنها آن قدری مرا متأثر نکرد که گفتهٔ آن شخص»سیگار فروش
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
گویند که در شهر نیشابور موشی به نام «زیرک» در خانهی مردی زندگی میکرد.
زیرک دربارهی زندگی خود چنین میگوید:
«هرگاه مرد صاحبخانه خوراکی برای روز دیگر نگه میداشت، من آن را ربوده و میخوردم و مرد هرچه تلاش میکرد تا مرا بگیرد، کاری از پیش نمیبرد.
تا اینکه شبی مهمانی برای مرد آمد.
او انسانی جهاندیده و سرد و گرم روزگارچشیده بود.
هنگامی که مهمان برای مرد سخن میگفت، صاحب خانه برای آنکه ما را از میان اتاق رفت وآمد میکردیم براند(فراری دهد)، دستهایش را بههم میزد.
مهمان از این کار مرد خشمگین شد و گفت:
من سخن میگویم آنگاه تو کف میزنی؟ مرا مسخره میکنی؟
مرد گفت:
برای آن دست میزنم که موشها بر سر سفره نریزند و آنچه آوردهایم را ببرند.
مهمان پرسید:
آیا هرچه موش در این خانهاند همگی جرات و توان چنین کاری را دارند؟
مرد گفت:
نه! یکی از ایشان از همه دلیرتر است.
مهمان گفت:
بیگمان این جرات او دلیلی دارد و من گمان میکنم که این کار را به پشتیبانی چیزی انجام میدهد. پس تیشهای برداشت و لانهی مرا کند. من در لانهی دیگری بودم و گفتههای او را میشنیدم.
در لانهی من ١٠٠٠ دینار بود که نمیدانم چهکسی آنجا گذاشته بود اما هرگاه آنها را میدیدم و یا به آنها میاندیشیدم، شادی و نشاط و جرات من چندبرابر میشد.
مهمان زمین را کند تا به زر رسید
و آن را برداشت و به مرد گفت:
که دلیل دلیری موش این زر بود. زیرا که مال پشتوانهای بس نیرومند است. خواهی دید که از این پس موش دیگر زیانی به تو نخواهد رسانید.
من این سخنها را میشنیدم و در خود احساس ناتوانی و شکست میکردم. دانستم که دیگر باید از آن سوراخ، به جایی دیگر رفت.
چندی نگذشت که در بین موشهای دیگر کوچک شمرده شدم و جایگاه خود را از دست دادم و دیگر مانند گذشته بزرگ نبودم. کار به جایی رسید که دوستان مرا رها کردند و به دشمنانم پیوستند.
پس من با خود گفتم؛
که هرکس مال ندارد، دوست، برادر و یار ندارد.
مهمان و صاحبخانه، زر را بین خود بخش کردند. صاحبخانه زر را در کیسهای کرد و بالای سر خود گذاشت و خوابید، من خواستم از آن چیزی باز آرم تا شاید از این بدبختی رهایی یابم،
هنگامی که به بالای سر او رفتم، مهمان بیدار بود و یک چوب بر من زد که از درد آن بر خود پیچیدم و توان بازگشت به لانه را نداشتم. به سختی خود را به لانه رساندم و پس از آنکه دردم اندکی کاسته شد، دوباره آز مرا برانگیخت و بیرون آمدم.
مهمان چشم به راه من بود، چوبی دیگر بر سر من کوفت، آنچنان که از پای درآمدم و افتادم. با هزار نیرنگ خود را به سوراخ رساندم.
درد آن زخمها، همهی جهان را بر من تاریک ساخت و دل از مال و دارایی کندم. آنجا بود که دریافتم، پیشآهنگ همهی بلاها طمع است.
پس از آن، به ناچار کار من به جایی رسید که به آنچه در سرنوشت است خشنود شدم. بنابراین از خانهی آن مرد رفتم و در بیابانی لانه ساختم.
#کلیله_و_دمنه
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
گویند که در شهر نیشابور موشی به نام «زیرک» در خانهی مردی زندگی میکرد.
زیرک دربارهی زندگی خود چنین میگوید:
«هرگاه مرد صاحبخانه خوراکی برای روز دیگر نگه میداشت، من آن را ربوده و میخوردم و مرد هرچه تلاش میکرد تا مرا بگیرد، کاری از پیش نمیبرد.
تا اینکه شبی مهمانی برای مرد آمد.
او انسانی جهاندیده و سرد و گرم روزگارچشیده بود.
هنگامی که مهمان برای مرد سخن میگفت، صاحب خانه برای آنکه ما را از میان اتاق رفت وآمد میکردیم براند(فراری دهد)، دستهایش را بههم میزد.
مهمان از این کار مرد خشمگین شد و گفت:
من سخن میگویم آنگاه تو کف میزنی؟ مرا مسخره میکنی؟
مرد گفت:
برای آن دست میزنم که موشها بر سر سفره نریزند و آنچه آوردهایم را ببرند.
مهمان پرسید:
آیا هرچه موش در این خانهاند همگی جرات و توان چنین کاری را دارند؟
مرد گفت:
نه! یکی از ایشان از همه دلیرتر است.
مهمان گفت:
بیگمان این جرات او دلیلی دارد و من گمان میکنم که این کار را به پشتیبانی چیزی انجام میدهد. پس تیشهای برداشت و لانهی مرا کند. من در لانهی دیگری بودم و گفتههای او را میشنیدم.
در لانهی من ١٠٠٠ دینار بود که نمیدانم چهکسی آنجا گذاشته بود اما هرگاه آنها را میدیدم و یا به آنها میاندیشیدم، شادی و نشاط و جرات من چندبرابر میشد.
مهمان زمین را کند تا به زر رسید
و آن را برداشت و به مرد گفت:
که دلیل دلیری موش این زر بود. زیرا که مال پشتوانهای بس نیرومند است. خواهی دید که از این پس موش دیگر زیانی به تو نخواهد رسانید.
من این سخنها را میشنیدم و در خود احساس ناتوانی و شکست میکردم. دانستم که دیگر باید از آن سوراخ، به جایی دیگر رفت.
چندی نگذشت که در بین موشهای دیگر کوچک شمرده شدم و جایگاه خود را از دست دادم و دیگر مانند گذشته بزرگ نبودم. کار به جایی رسید که دوستان مرا رها کردند و به دشمنانم پیوستند.
پس من با خود گفتم؛
که هرکس مال ندارد، دوست، برادر و یار ندارد.
مهمان و صاحبخانه، زر را بین خود بخش کردند. صاحبخانه زر را در کیسهای کرد و بالای سر خود گذاشت و خوابید، من خواستم از آن چیزی باز آرم تا شاید از این بدبختی رهایی یابم،
هنگامی که به بالای سر او رفتم، مهمان بیدار بود و یک چوب بر من زد که از درد آن بر خود پیچیدم و توان بازگشت به لانه را نداشتم. به سختی خود را به لانه رساندم و پس از آنکه دردم اندکی کاسته شد، دوباره آز مرا برانگیخت و بیرون آمدم.
مهمان چشم به راه من بود، چوبی دیگر بر سر من کوفت، آنچنان که از پای درآمدم و افتادم. با هزار نیرنگ خود را به سوراخ رساندم.
درد آن زخمها، همهی جهان را بر من تاریک ساخت و دل از مال و دارایی کندم. آنجا بود که دریافتم، پیشآهنگ همهی بلاها طمع است.
پس از آن، به ناچار کار من به جایی رسید که به آنچه در سرنوشت است خشنود شدم. بنابراین از خانهی آن مرد رفتم و در بیابانی لانه ساختم.
#کلیله_و_دمنه
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️