کانال پروازفکرو اندیشه
@flith
کسی که فقط چکُش در اختیار دارد،
همه ی دنیا را میخ میبیند.
تماشای مداوم یک رسانه یا شبکه خبری خاص، مطالعه ی پیوسته کتابها یا نشریات خاص، گوش کردنِ مداوم یک سخنرانی خاص، شرکت کردن مداوم در یک گروه سیاسی یا فکری یا مذهبی خاص، و به تعبیر بهتر، مسدود کردن ورودیهای مغز به روی تنوعات فکریِ عالم، و فقط یک مجرا را برای طرز فکر خاصی باز گذاشتن، به تدریج و چهبسا ناخواسته و نادانسته، فرد را به یک ربات برنامهریزی شده توسط دیگران (به ویژه صاحبان زَر و زور) تبدیل میکند...!
زندگی انسانی، یعنی باز کردن مجراهای مختلف در ذهن، و مواجهی آگاهانه و فعالانه و نقادانه با طرز تفکرات مختلف...
✍️آبراهام مزلو/روانشناس
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
کسی که فقط چکُش در اختیار دارد،
همه ی دنیا را میخ میبیند.
تماشای مداوم یک رسانه یا شبکه خبری خاص، مطالعه ی پیوسته کتابها یا نشریات خاص، گوش کردنِ مداوم یک سخنرانی خاص، شرکت کردن مداوم در یک گروه سیاسی یا فکری یا مذهبی خاص، و به تعبیر بهتر، مسدود کردن ورودیهای مغز به روی تنوعات فکریِ عالم، و فقط یک مجرا را برای طرز فکر خاصی باز گذاشتن، به تدریج و چهبسا ناخواسته و نادانسته، فرد را به یک ربات برنامهریزی شده توسط دیگران (به ویژه صاحبان زَر و زور) تبدیل میکند...!
زندگی انسانی، یعنی باز کردن مجراهای مختلف در ذهن، و مواجهی آگاهانه و فعالانه و نقادانه با طرز تفکرات مختلف...
✍️آبراهام مزلو/روانشناس
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
تف سربالا
#رضا_بابایی
نقد حاکمان چندان فایدهبخش نیست؛ چون آنان تافتههای جدابافته نیستند. وقتی رفتارها و گفتارهای آنان، بیشوکم همان رفتارها و گفتارهای رایج در میان مردم است، نقد حکومت تف سربالا است. ما از حکومت و حاکمان، مدارا و عدالت و انصاف و پایبندی به منافع ملی و رفتار دموکراتیک را گدایی میکنیم؛ غافل از آنکه هیچ حکومتی بهتر از مردم خود نیست. حکومت چرا باید اهل مدارا و انصاف باشد، وقتی بر مردمی حکم میراند که مدارا و انصاف و فداکاری را نمیشناسند؟ منافع ملی چیست که پاسداری از آن را تنها به حاکمان سپردهایم؟ اگر دیپلماسی خارجی در دست حکومت است، بخشی از محیط زیست که در اختیار ما است. منافع ملی مگر تنها در دیپلماسی است؟ محیط زیست، جزء منافع و منابع ملی نیست؟ مردمی که جنگلها و رودخانهها را زبالهدانی میکنند و زهر در کام طبیعت میریزند، چرا خود را سزاوار حکومتی میدانند که پاسدار منافع ملی است؟ دولتمردان را طعن میزنیم که گرد منقل توهمات نشستهاند و نشئۀ سخنان خویشاند. بله؛ اما آنان چرا نشئگی را رها کنند و از خماری بترسند، وقتی صادرات ملت به دولت، ذغال خوب است؟ از مسئولان میخواهیم که به حریم خصوصی شهروندان احترام بگذارند؛ اما اگر دری را به سوی زندگی خصوصی کسی باز ببینیم، تا کنج خانهاش را شخم میزنیم. حقوق همسایۀ بیآزار را نمیشناسیم، اما توقع داریم که حکومت، حقوق زندانی و متهم را مراعات کند. مگر ما در خانه و مغازه و اداره و سفرهای خانوادگی و انتخاب غذا، دموکراسی را مراعات میکنیم که توقع داریم حکومتمان دموکراتیک باشد؟
دیروز در خبرها عکسی دیدم که کشف آلات جرم را در یکی از شهرها نشان میداد: مواد مخدر، چاقو، قمه، پاسپورتهای جعلی و... در میان آنها یک گیتار خوشرنگ هم بود! کسانی که گیتار را در میان آلات جرم میگذارند، نمیدانند که بیشتر مردم ایران به موسیقی عشق میورزند؟ میدانند؛ اما لجبازی میکنند و این لجبازی، بازتابی از لجبازی مردم با یکدیگر در کوچه و بازار و خیابان است.
بله؛ حاکمان و سیاستهای آنان بر فرهنگ جامعه اثر میگذارند؛ اما شیوه و شخصیت آنان را خوی و خصلت مردم میسازد. هر حکومتی، عصارۀ فضایل یا رذایل مردم خویش است. در جهان، کدام حکومت بهتر از مردم خود بوده است؟ در تاریخ، کدام مردم بدتر از حاکمان خویش بودهاند؟ ما کی و کجا کوشیدهایم که باری از دوش دولت و حکومت برداریم و برای آن دل بسوزانیم که همین توقع را از حکومتها داریم؟ تاریخ ایران، تاریخ براندازی حکومتها و دولتها است، نه اصلاح و یاری آنها. به همین دلیل حکومتها در ایران هیچگاه به مردم اعتماد نمیکنند و از تلگرام تا سایت لغتنامۀ دهخدا را فیلتر میکنند.
از آنان نیستم که تأثیر ساختارهای سیاسی را بر فرهنگ ناچیز میشمارند. ساختارهای سیاسی بیشوکم بر منش و رویکردهای فرهنگی جامعه اثر میگذارند؛ اما در عصر حاضر، اگر ساختارهای سیاسی در کمتر از ۲۰ سال رو به بهبود و اصلاح نگذارند، عیب از فرهنگ عمومی است. ۲۰ سال کم است؟ بگو ۳۰ سال؛ بگو ۷۰ سال. از مشروطه تا امروز نتوانستهایم نخستین گام را برداریم. گام نخست، دستیابی به مهارت در کار گروهی و بیرون آمدن از فردیتهای پراکنده است، که آن نیز بهشدت نیازمند تساهل و تسامح با دیگری است. چند دزد دریایی میتوانند صد جزیزۀ پراکنده را یکیک غارت کنند، اما فوج دزدان دریایی نمیتوانند بر شهری کوچک دست یازند. ما در شهر زندگی میکنیم؛ اما شهری نشدهایم تا کسی نتواند ما را از حقوق شهروندی محروم کند.
تأثیر فرهنگ عمومی بر سرنوشت کشور بسیار بیش از تأثیر فلانالدوله و بهمانالسلطنه است؛ اما فرهنگ عمومی کمتر از فلان و بهمان نقد میشود. پرسشی که ما همیشه باید پیش روی خود بگذاریم و به آن بیندیشیم، این است که ما را چه میزیبد و سزای ما چیست و ما چرا باید چیزی را بخواهیم که لایق آن نیستیم.
به طواف کعبه رفتم، به حرم رهم ندادند
که تو در برون چه کردی که درون خانه آیی
۹۷/۸/۳۰
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
تف سربالا
#رضا_بابایی
نقد حاکمان چندان فایدهبخش نیست؛ چون آنان تافتههای جدابافته نیستند. وقتی رفتارها و گفتارهای آنان، بیشوکم همان رفتارها و گفتارهای رایج در میان مردم است، نقد حکومت تف سربالا است. ما از حکومت و حاکمان، مدارا و عدالت و انصاف و پایبندی به منافع ملی و رفتار دموکراتیک را گدایی میکنیم؛ غافل از آنکه هیچ حکومتی بهتر از مردم خود نیست. حکومت چرا باید اهل مدارا و انصاف باشد، وقتی بر مردمی حکم میراند که مدارا و انصاف و فداکاری را نمیشناسند؟ منافع ملی چیست که پاسداری از آن را تنها به حاکمان سپردهایم؟ اگر دیپلماسی خارجی در دست حکومت است، بخشی از محیط زیست که در اختیار ما است. منافع ملی مگر تنها در دیپلماسی است؟ محیط زیست، جزء منافع و منابع ملی نیست؟ مردمی که جنگلها و رودخانهها را زبالهدانی میکنند و زهر در کام طبیعت میریزند، چرا خود را سزاوار حکومتی میدانند که پاسدار منافع ملی است؟ دولتمردان را طعن میزنیم که گرد منقل توهمات نشستهاند و نشئۀ سخنان خویشاند. بله؛ اما آنان چرا نشئگی را رها کنند و از خماری بترسند، وقتی صادرات ملت به دولت، ذغال خوب است؟ از مسئولان میخواهیم که به حریم خصوصی شهروندان احترام بگذارند؛ اما اگر دری را به سوی زندگی خصوصی کسی باز ببینیم، تا کنج خانهاش را شخم میزنیم. حقوق همسایۀ بیآزار را نمیشناسیم، اما توقع داریم که حکومت، حقوق زندانی و متهم را مراعات کند. مگر ما در خانه و مغازه و اداره و سفرهای خانوادگی و انتخاب غذا، دموکراسی را مراعات میکنیم که توقع داریم حکومتمان دموکراتیک باشد؟
دیروز در خبرها عکسی دیدم که کشف آلات جرم را در یکی از شهرها نشان میداد: مواد مخدر، چاقو، قمه، پاسپورتهای جعلی و... در میان آنها یک گیتار خوشرنگ هم بود! کسانی که گیتار را در میان آلات جرم میگذارند، نمیدانند که بیشتر مردم ایران به موسیقی عشق میورزند؟ میدانند؛ اما لجبازی میکنند و این لجبازی، بازتابی از لجبازی مردم با یکدیگر در کوچه و بازار و خیابان است.
بله؛ حاکمان و سیاستهای آنان بر فرهنگ جامعه اثر میگذارند؛ اما شیوه و شخصیت آنان را خوی و خصلت مردم میسازد. هر حکومتی، عصارۀ فضایل یا رذایل مردم خویش است. در جهان، کدام حکومت بهتر از مردم خود بوده است؟ در تاریخ، کدام مردم بدتر از حاکمان خویش بودهاند؟ ما کی و کجا کوشیدهایم که باری از دوش دولت و حکومت برداریم و برای آن دل بسوزانیم که همین توقع را از حکومتها داریم؟ تاریخ ایران، تاریخ براندازی حکومتها و دولتها است، نه اصلاح و یاری آنها. به همین دلیل حکومتها در ایران هیچگاه به مردم اعتماد نمیکنند و از تلگرام تا سایت لغتنامۀ دهخدا را فیلتر میکنند.
از آنان نیستم که تأثیر ساختارهای سیاسی را بر فرهنگ ناچیز میشمارند. ساختارهای سیاسی بیشوکم بر منش و رویکردهای فرهنگی جامعه اثر میگذارند؛ اما در عصر حاضر، اگر ساختارهای سیاسی در کمتر از ۲۰ سال رو به بهبود و اصلاح نگذارند، عیب از فرهنگ عمومی است. ۲۰ سال کم است؟ بگو ۳۰ سال؛ بگو ۷۰ سال. از مشروطه تا امروز نتوانستهایم نخستین گام را برداریم. گام نخست، دستیابی به مهارت در کار گروهی و بیرون آمدن از فردیتهای پراکنده است، که آن نیز بهشدت نیازمند تساهل و تسامح با دیگری است. چند دزد دریایی میتوانند صد جزیزۀ پراکنده را یکیک غارت کنند، اما فوج دزدان دریایی نمیتوانند بر شهری کوچک دست یازند. ما در شهر زندگی میکنیم؛ اما شهری نشدهایم تا کسی نتواند ما را از حقوق شهروندی محروم کند.
تأثیر فرهنگ عمومی بر سرنوشت کشور بسیار بیش از تأثیر فلانالدوله و بهمانالسلطنه است؛ اما فرهنگ عمومی کمتر از فلان و بهمان نقد میشود. پرسشی که ما همیشه باید پیش روی خود بگذاریم و به آن بیندیشیم، این است که ما را چه میزیبد و سزای ما چیست و ما چرا باید چیزی را بخواهیم که لایق آن نیستیم.
به طواف کعبه رفتم، به حرم رهم ندادند
که تو در برون چه کردی که درون خانه آیی
۹۷/۸/۳۰
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Telegram
attach 📎
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و چهل و هشتم
#نبرد_رخ_به_رخ
چون خورشید بردمید بیژن به آن مرغزار رسید . بیژن زخم های گستهم را بست و او را سوار بر اسب کرده همراه کشتگان به سوب لشکر ایران حرکت کردند. وقتی کیخسرو به سپاه ایران رسید ، بر پهلوانان آفرین کرد و جنگاوریشان را ستود . دستور داد تا سر و تن پیران را با گلاب آمیخته و قبای رومی بر تن او پوشاندند و با دیگر سران توران ، چنانکه شایسته بود در دخمه نهادند.
سپس کیخسرو بر گروی زره که خون سیاوش را بیگناه بر زمین ریخته بود نفرین کرد و فرمود تا او را همچنان که او سیاوش را کشته ، مانند گوسفند سر ببرند ، بند از بدنش جدا کنند و در آب افکنند.
سپاهیان تورانی را که زنهار خواسته بودند ، بخشید و گفت : از این پس در پناه من هستید هرکه از شما بخواهد میتواند به توران بازگردد و هرکه بخواهد میتواند نزد ما بماند.
خروش دیده بان برخاست که سه اسب و سه کشته از دور دیده میشوند. بیژن بر دو اسب کشته لهاک و فرشیدورد را بسته و بر اسبی دیگر گستهم خسته و مجروح را در ترک خود جای داده بود.
بیژن بی درنگ نزد شاه شتافت . کیخسرو مهره ای را که درمان زخم بود و از هوشنگ و طهمورث و جمشید به او رسیده بود از دستش گشود و بر بازوی گستهم بست. پزشکان هندی و چینی خود را فراخواند تا به مداوای او بپردازند. خود نیز به نیایش ایستاد و از یزدان شفای او را طلب کرد.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و چهل و هشتم
#نبرد_رخ_به_رخ
چون خورشید بردمید بیژن به آن مرغزار رسید . بیژن زخم های گستهم را بست و او را سوار بر اسب کرده همراه کشتگان به سوب لشکر ایران حرکت کردند. وقتی کیخسرو به سپاه ایران رسید ، بر پهلوانان آفرین کرد و جنگاوریشان را ستود . دستور داد تا سر و تن پیران را با گلاب آمیخته و قبای رومی بر تن او پوشاندند و با دیگر سران توران ، چنانکه شایسته بود در دخمه نهادند.
سپس کیخسرو بر گروی زره که خون سیاوش را بیگناه بر زمین ریخته بود نفرین کرد و فرمود تا او را همچنان که او سیاوش را کشته ، مانند گوسفند سر ببرند ، بند از بدنش جدا کنند و در آب افکنند.
سپاهیان تورانی را که زنهار خواسته بودند ، بخشید و گفت : از این پس در پناه من هستید هرکه از شما بخواهد میتواند به توران بازگردد و هرکه بخواهد میتواند نزد ما بماند.
خروش دیده بان برخاست که سه اسب و سه کشته از دور دیده میشوند. بیژن بر دو اسب کشته لهاک و فرشیدورد را بسته و بر اسبی دیگر گستهم خسته و مجروح را در ترک خود جای داده بود.
بیژن بی درنگ نزد شاه شتافت . کیخسرو مهره ای را که درمان زخم بود و از هوشنگ و طهمورث و جمشید به او رسیده بود از دستش گشود و بر بازوی گستهم بست. پزشکان هندی و چینی خود را فراخواند تا به مداوای او بپردازند. خود نیز به نیایش ایستاد و از یزدان شفای او را طلب کرد.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
جنگ های مذهبی میان کاتولیکها وپروتستان ها، که در قرن شانزده وهفده به سراسر اروپا کشید زبانزد است. همه کسانی که در این جنگ ها در گیر بودند به الوهیت مسیح وبشارت عشق وشفقتش اعتقاد داشتند. اما درباره ماهیت این عشق با هم توافق نداشتند. پروتستانها معتقد بودند که عشق الهی چنان عظیم است که خداوند در گوشت وخون تجسد یافت و گذاشت تا به صلیبش بکشند وشکنجه شود واز این طریق تاوان گناهکاری ذاتی یاگناه نخستین رابپردازد و درهای رحمت آسمانی را به روی کسانی که به او ایمان آوردند بگشاید. کاتولیکها معتقد بودند که ایمان مهم است اما کافی نیست. برای ورود به بهشت، مؤمنان باید در مراسم کلیسا شرکت کنند واعمال نیک انجام دهند. وعشق خدارا خفیف می کند.
این اختلافات مذهبی در طی قرون شانزدهم وهفدهم به چنان خشونتی بدل شد که کاتولیک ها وپروتستان هایکدیگر را هزار هزار می کشتند.
در 23اوت1572کاتولیکهای فرانسوی که بر اهمیت اعمال نیک تاکید داشتند به جوامع پروتستان فرانسه، که بر عشق خدا به بشر اصرار می ورزیدند حمله بردند که به قتل عام سنت بارتولومیو معروف است.
عده مسیحیانی که در آن 24ساعت به دست هم کیشان مسیحی شان کشته شدن بیش از کل مسیحیانی بود که امپراتوری چند خدا پرست روم در سراسر حیاتش کشت.
#انسان_خردمند
#یووال_نوح_هراری
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
جنگ های مذهبی میان کاتولیکها وپروتستان ها، که در قرن شانزده وهفده به سراسر اروپا کشید زبانزد است. همه کسانی که در این جنگ ها در گیر بودند به الوهیت مسیح وبشارت عشق وشفقتش اعتقاد داشتند. اما درباره ماهیت این عشق با هم توافق نداشتند. پروتستانها معتقد بودند که عشق الهی چنان عظیم است که خداوند در گوشت وخون تجسد یافت و گذاشت تا به صلیبش بکشند وشکنجه شود واز این طریق تاوان گناهکاری ذاتی یاگناه نخستین رابپردازد و درهای رحمت آسمانی را به روی کسانی که به او ایمان آوردند بگشاید. کاتولیکها معتقد بودند که ایمان مهم است اما کافی نیست. برای ورود به بهشت، مؤمنان باید در مراسم کلیسا شرکت کنند واعمال نیک انجام دهند. وعشق خدارا خفیف می کند.
این اختلافات مذهبی در طی قرون شانزدهم وهفدهم به چنان خشونتی بدل شد که کاتولیک ها وپروتستان هایکدیگر را هزار هزار می کشتند.
در 23اوت1572کاتولیکهای فرانسوی که بر اهمیت اعمال نیک تاکید داشتند به جوامع پروتستان فرانسه، که بر عشق خدا به بشر اصرار می ورزیدند حمله بردند که به قتل عام سنت بارتولومیو معروف است.
عده مسیحیانی که در آن 24ساعت به دست هم کیشان مسیحی شان کشته شدن بیش از کل مسیحیانی بود که امپراتوری چند خدا پرست روم در سراسر حیاتش کشت.
#انسان_خردمند
#یووال_نوح_هراری
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
حتی امکان تبدیل سکس به رستگاری هم وجود دارد.
چنانکه فاحشه های قرن پانزدهم در ازای دریافت پول با مردان می خوابیدند و بعد از همان پول برای خرید آمرزش از کلیسای کاتولیک استفاده می کردند .
فیلسوفان و متفکران و پیامبران در طی ده ها هزار سال ، پول را بد نام کرده اند، وآن را منشا تمام پلیدی ها شمرده اند.
پول هر چه هست ، اوج تحمل و رواداری انسانی هم هست .
پول از زبان ، از قوانین دولتی ، از موازین فرهنگی ، از باورهای دینی و عادات اجتماعی سعه صدر بیشتری دارد.
#انسان_خردمند
#یووال_نوح_هراری
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
حتی امکان تبدیل سکس به رستگاری هم وجود دارد.
چنانکه فاحشه های قرن پانزدهم در ازای دریافت پول با مردان می خوابیدند و بعد از همان پول برای خرید آمرزش از کلیسای کاتولیک استفاده می کردند .
فیلسوفان و متفکران و پیامبران در طی ده ها هزار سال ، پول را بد نام کرده اند، وآن را منشا تمام پلیدی ها شمرده اند.
پول هر چه هست ، اوج تحمل و رواداری انسانی هم هست .
پول از زبان ، از قوانین دولتی ، از موازین فرهنگی ، از باورهای دینی و عادات اجتماعی سعه صدر بیشتری دارد.
#انسان_خردمند
#یووال_نوح_هراری
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Forwarded from تار و پود خیال
صدا_زهره_زرکشان_شعر__ابوسعید_ابوالخیر.m4a
1.3 MB
نازار دلی را که تو جانش باشی
معشوقه پیدا و نهـــــــانش باشی
زان میترسم که از دل آزردن تو
دل خون شود و تو در میانش باشی
#ابوسعید_ابوالخیر
#صدا_زهره_زرکشان
@taropoudekhiyal زهره_زرکشان
معشوقه پیدا و نهـــــــانش باشی
زان میترسم که از دل آزردن تو
دل خون شود و تو در میانش باشی
#ابوسعید_ابوالخیر
#صدا_زهره_زرکشان
@taropoudekhiyal زهره_زرکشان
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#اصلاح خود بر اصلاح #جامعه اولویت دارید.
اصلاح جامعه جز از راه خوداصلاحگری ممکن نیست.
آکویناس وصیت کرد که بر روی سنگ قبرش بنویسند:
"اینجا کسی خفته است که زمانی در نظر داشت جهان را تغییر دهد، بعد متوجه شد که جهان را نمیتوان تغییر داد، پس تصمیم گرفت کشور خود را تغییر دهد. بعد از آن فهمید که کشورش را هم نمیتواند تغییر دهد، لذا تصمیم بر تغییر خانوادهاش گرفت. در نهایت متوجه شد که خانوادهاش را هم نمیتواند تغییر دهد، لذا تصمیم گرفت خود را تغییر دهد و تا پایان عمر نیز موفق نشد!"
ویتگنشتاین میگوید:
"زندگی به من آموخته است که تنها کاری که برای جامعه میتوانم بکنم، این است که خود را اصلاح کنم."
#مصطفی_ملکیان
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#اصلاح خود بر اصلاح #جامعه اولویت دارید.
اصلاح جامعه جز از راه خوداصلاحگری ممکن نیست.
آکویناس وصیت کرد که بر روی سنگ قبرش بنویسند:
"اینجا کسی خفته است که زمانی در نظر داشت جهان را تغییر دهد، بعد متوجه شد که جهان را نمیتوان تغییر داد، پس تصمیم گرفت کشور خود را تغییر دهد. بعد از آن فهمید که کشورش را هم نمیتواند تغییر دهد، لذا تصمیم بر تغییر خانوادهاش گرفت. در نهایت متوجه شد که خانوادهاش را هم نمیتواند تغییر دهد، لذا تصمیم گرفت خود را تغییر دهد و تا پایان عمر نیز موفق نشد!"
ویتگنشتاین میگوید:
"زندگی به من آموخته است که تنها کاری که برای جامعه میتوانم بکنم، این است که خود را اصلاح کنم."
#مصطفی_ملکیان
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
آدم با خوندن این خبر ، بیشتر به این واقعیت پی میبری که تو آلمان، سیاستمدار شدن، نون و آب نداره. قبول یک مسئولیت خیلی بزرگه که افراد برای ایجاد تغییر و بهبود وضعیت موجود کشورشون، قبولش میکنن:
#آنگلا_مرکل به دلیل نقص فنی هواپیمای دولتی ناچار شد با یک پرواز تجاری عادی و از طریق مادرید خود را به اجلاس سران بیست کشور جهان در آرژانتین برساند.
در این سفر مردی که از مادرید به بوئنوس آیرس میرفت، هنگامی که خود را همسفر صدراعظم آلمان (قدرتمندترین زن جهان) و همراهانش یافت، بسیار غافلگیر شد.
آگوستین آگوئرو، همسفر ۲۸ ساله مرکل در این پرواز ۱۳ ساعته، تصویر خود را که در کنار مرکل نشسته بود، در توییترش منتشر کرد و گفت: انتظار نداشته "قدرتمندترین زن جهان" یک فرد عادی باشد! او ماست خورد، کتاب خواند و کمی خوابید. هیچ درخواست خاصی نداشت. سپس یک ساعت قبل از فرود هواپیما به کابین خلبان رفت و با کارکنان این پرواز عکس یادگاری گرفت.
آگوئرو گفت: جرات نکردم با او صحبت کنم اما او چند بار به من نگاه کرد و لبخند زد. او خیلی آرام بود.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#آنگلا_مرکل به دلیل نقص فنی هواپیمای دولتی ناچار شد با یک پرواز تجاری عادی و از طریق مادرید خود را به اجلاس سران بیست کشور جهان در آرژانتین برساند.
در این سفر مردی که از مادرید به بوئنوس آیرس میرفت، هنگامی که خود را همسفر صدراعظم آلمان (قدرتمندترین زن جهان) و همراهانش یافت، بسیار غافلگیر شد.
آگوستین آگوئرو، همسفر ۲۸ ساله مرکل در این پرواز ۱۳ ساعته، تصویر خود را که در کنار مرکل نشسته بود، در توییترش منتشر کرد و گفت: انتظار نداشته "قدرتمندترین زن جهان" یک فرد عادی باشد! او ماست خورد، کتاب خواند و کمی خوابید. هیچ درخواست خاصی نداشت. سپس یک ساعت قبل از فرود هواپیما به کابین خلبان رفت و با کارکنان این پرواز عکس یادگاری گرفت.
آگوئرو گفت: جرات نکردم با او صحبت کنم اما او چند بار به من نگاه کرد و لبخند زد. او خیلی آرام بود.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
از نظر آنها ، یک هنرمند همچون زنی است که غیر از ابراز محبت نسبت به مردان کار دیگری بلد نیست و برای رسیدن به هدفش حاضر به انجام هر کار غیر اخلاقی است .
بنابراین هنرمند و زن مناسب ترین وسیله برای استثمار هستند
عقاید یک دلقک
هاینریش بل
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بنابراین هنرمند و زن مناسب ترین وسیله برای استثمار هستند
عقاید یک دلقک
هاینریش بل
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خلاصه ای کوتاه از زندگی #آنجلینا_جولی وخدمتی که به بشریت کرد
مجله ارزش آنجلینا را یکی از بیست وپنج انسان بشردوست جهان معرفی کرده و تخمین زده تا الان یک سوم ثروتش را خرج مردم آواره وگرسنه کرده است
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مجله ارزش آنجلینا را یکی از بیست وپنج انسان بشردوست جهان معرفی کرده و تخمین زده تا الان یک سوم ثروتش را خرج مردم آواره وگرسنه کرده است
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
🛐 ایمان را میشود به عنوان یک اعتقاد راسخ به چیزی که برای آن هیچگونه شواهدی وجود ندارد تعریف کرد.
وقتی شواهد (علمی_منطقی) وجود دارد، کسی از
"ایمان داشتن" حرف نمیزند.
هیچوقت هم گفته نمیشود که: به "دو به علاوه دو میشود چهار" یا به گرد بودن زمین "باید" ایمان بیاورید.
تنها زمانی گفته میشود باید ایمان داشت که بخواهیم بجای ارائه مدارک، احساسات را بیان کنیم... __________________________________________________
سخن روز👌
☘️ در جوامعی که به لحاظ فکری پیشرفت نکردهاند (حتا با درصد بالای قشر تحصیل کرده) جامعه به راحتی گرایش به #خرافه خواهد داشت و تنها حلقه گمشده آن جامعه #تفکر_انتقادی است.
☘️ چرا که در جامعهای که سیستم و ایدئولوژی فکری از قبل تعریف و تحمیل شده باشد، متقابلن در سیستم آموزشی نیز برههایی پرورش خواهیم داد که بدون به چالش کشیدن آن نظام فکری دنباله رو آن آرمان و ایدئولوژی باشند!!..
#دکتر_علی_نیری
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
@flith
🛐 ایمان را میشود به عنوان یک اعتقاد راسخ به چیزی که برای آن هیچگونه شواهدی وجود ندارد تعریف کرد.
وقتی شواهد (علمی_منطقی) وجود دارد، کسی از
"ایمان داشتن" حرف نمیزند.
هیچوقت هم گفته نمیشود که: به "دو به علاوه دو میشود چهار" یا به گرد بودن زمین "باید" ایمان بیاورید.
تنها زمانی گفته میشود باید ایمان داشت که بخواهیم بجای ارائه مدارک، احساسات را بیان کنیم... __________________________________________________
سخن روز👌
☘️ در جوامعی که به لحاظ فکری پیشرفت نکردهاند (حتا با درصد بالای قشر تحصیل کرده) جامعه به راحتی گرایش به #خرافه خواهد داشت و تنها حلقه گمشده آن جامعه #تفکر_انتقادی است.
☘️ چرا که در جامعهای که سیستم و ایدئولوژی فکری از قبل تعریف و تحمیل شده باشد، متقابلن در سیستم آموزشی نیز برههایی پرورش خواهیم داد که بدون به چالش کشیدن آن نظام فکری دنباله رو آن آرمان و ایدئولوژی باشند!!..
#دکتر_علی_نیری
کانال پرواز فکر و اندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مرگ بر کارگر !!!؟؟؟
#رضا_بابایی
امشب در مغازهای مواد غذایی میخریدم که جوانی سیوچند ساله وارد مغازه شد و کارتی را به صاحب مغازه نشان داد. گفت: قیمت این کارت پارک، ۱۰ تومن است، من ۹ تومن میفروشم. صاحب مغازه گفت من متأسفانه ماشین ندارم که این کارت به دردم بخورد. جوان بیچاره بیرون رفت. دنبالش رفتم و گفتم: چرا میخواهی این کارت را بفروشی؟ با دست به داروخانۀ نزدیک مغازه اشاره کرد و گفت: میخواهم برای بچهام شیرخشک بخرم. من چون نمیتوانستم به حرف او اعتماد کنم، گفتم: جسارت نیست که من برای شما مقداری شیرخشک بخرم؟ گفت: دستتان درد نکند.
با هم رفتیم داخل داروخانه و یک کارتن شیرخشک خریدیم. بیرون که آمدیم، من توقع داشتم که او را خوشحال ببینم، ولی موقع خداحافظی، وقتی چشمش به چشمم افتاد، بغضش ترکید. چنان گریهای کرد که من هم... کارتن شیرخشک را از دستش گرفتم که راحتتر گریه کند. سرش را روی شانهام گذاشت و زار زار گریه کرد. آرامتر که شد، با هم به گوشهای رفتیم.
گفتم چرا گریه میکنی جوان؟ بریدهبریده و با صدایی که میلرزید، گفت: دانشجوی فنی بودم ولی نتوانستم ادامه بدهم. مدتی سرایدار یک آپارتمان در بالای شهر قم بودم که بعد از مدتی گفتند به سرایدار نیاز نداریم. حدود هفت ماه است که در یک گارگاه تولیدی کار میکنم. چند ماه پیش، کارگاه ورشکست شد و حقوق ندادند. در این چند ماه از هر کس که میشناختم قرض کردم. الان باید شیرخشک میخریدم و جز این کارت پارک که مال من هم نیست، چیزی برای فروختن نداشتم.
گفتم: خرجهای دیگر را چه میکنی؟ گفت: مدتی است که مهمان پدرخانمم هستیم. امشب که خانمم گفت برو شیرخشک بخر، نتوانستم بگویم پول ندارم. مقداری وسایل خانه و فرش دارم که فردا میفروشم.
گفتم: شیرخشک بچهات با من. هر وقت لازم شد به این شماره زنگ بزن. قبول نکرد. گفتم: شماره را حفظ کن شاید لازم بشود. گفت باشد؛ ولی میدانم که به خاطر نسپرد. تشکر کرد و رفت.
وقتی گریه میکرد، چند بار گفت: لعنت بر من! لعنت بر من! انگار دیگر نفرین دیگران هم دلش را آرام نمیکرد؛ مثل کارگران اهوازی که شعار میدادند: مرگ بر کارگر.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مرگ بر کارگر !!!؟؟؟
#رضا_بابایی
امشب در مغازهای مواد غذایی میخریدم که جوانی سیوچند ساله وارد مغازه شد و کارتی را به صاحب مغازه نشان داد. گفت: قیمت این کارت پارک، ۱۰ تومن است، من ۹ تومن میفروشم. صاحب مغازه گفت من متأسفانه ماشین ندارم که این کارت به دردم بخورد. جوان بیچاره بیرون رفت. دنبالش رفتم و گفتم: چرا میخواهی این کارت را بفروشی؟ با دست به داروخانۀ نزدیک مغازه اشاره کرد و گفت: میخواهم برای بچهام شیرخشک بخرم. من چون نمیتوانستم به حرف او اعتماد کنم، گفتم: جسارت نیست که من برای شما مقداری شیرخشک بخرم؟ گفت: دستتان درد نکند.
با هم رفتیم داخل داروخانه و یک کارتن شیرخشک خریدیم. بیرون که آمدیم، من توقع داشتم که او را خوشحال ببینم، ولی موقع خداحافظی، وقتی چشمش به چشمم افتاد، بغضش ترکید. چنان گریهای کرد که من هم... کارتن شیرخشک را از دستش گرفتم که راحتتر گریه کند. سرش را روی شانهام گذاشت و زار زار گریه کرد. آرامتر که شد، با هم به گوشهای رفتیم.
گفتم چرا گریه میکنی جوان؟ بریدهبریده و با صدایی که میلرزید، گفت: دانشجوی فنی بودم ولی نتوانستم ادامه بدهم. مدتی سرایدار یک آپارتمان در بالای شهر قم بودم که بعد از مدتی گفتند به سرایدار نیاز نداریم. حدود هفت ماه است که در یک گارگاه تولیدی کار میکنم. چند ماه پیش، کارگاه ورشکست شد و حقوق ندادند. در این چند ماه از هر کس که میشناختم قرض کردم. الان باید شیرخشک میخریدم و جز این کارت پارک که مال من هم نیست، چیزی برای فروختن نداشتم.
گفتم: خرجهای دیگر را چه میکنی؟ گفت: مدتی است که مهمان پدرخانمم هستیم. امشب که خانمم گفت برو شیرخشک بخر، نتوانستم بگویم پول ندارم. مقداری وسایل خانه و فرش دارم که فردا میفروشم.
گفتم: شیرخشک بچهات با من. هر وقت لازم شد به این شماره زنگ بزن. قبول نکرد. گفتم: شماره را حفظ کن شاید لازم بشود. گفت باشد؛ ولی میدانم که به خاطر نسپرد. تشکر کرد و رفت.
وقتی گریه میکرد، چند بار گفت: لعنت بر من! لعنت بر من! انگار دیگر نفرین دیگران هم دلش را آرام نمیکرد؛ مثل کارگران اهوازی که شعار میدادند: مرگ بر کارگر.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اشتهایت چه شد قلم؟
ضیافت حالاست.
سفره کاغذ پهن، قدح مرکب پر
اشتهایت چه شد قلم؟
بنوش...
بنوش و به نوشتن درآ،
ای تشنه ایام محبس برقص بر این سرد سفید لغزنده ، صفحه کاغذ،
سوز دل کن، آتش بزن این برگ خشک سوزنده را،
یک جرقه کبریت تو ، اجاق سرد گذشته را مشتعل میکند.
تو راوی باش ،
حدیث از یاد رفتهی رضای پریشان احوال را ، رضا را که پیش از این سرش به سیاهی مشق ها بود
#سریال_هزار_دستان
#علی_حاتمی
به مناسبت ۱۴ آذر سالروز در گذشت بزرگ سینمای ایران #علی_حاتمی
یادش گرامی🌹🌹
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اشتهایت چه شد قلم؟
ضیافت حالاست.
سفره کاغذ پهن، قدح مرکب پر
اشتهایت چه شد قلم؟
بنوش...
بنوش و به نوشتن درآ،
ای تشنه ایام محبس برقص بر این سرد سفید لغزنده ، صفحه کاغذ،
سوز دل کن، آتش بزن این برگ خشک سوزنده را،
یک جرقه کبریت تو ، اجاق سرد گذشته را مشتعل میکند.
تو راوی باش ،
حدیث از یاد رفتهی رضای پریشان احوال را ، رضا را که پیش از این سرش به سیاهی مشق ها بود
#سریال_هزار_دستان
#علی_حاتمی
به مناسبت ۱۴ آذر سالروز در گذشت بزرگ سینمای ایران #علی_حاتمی
یادش گرامی🌹🌹
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و چهل و نهم
#نبرد_رخ_به_رخ
گستهم پس از دو هفته مداوا تندرست از جای برخواست . نزد شاه آمد. کیخسرو یک هفته دیگر آنجا ماند و به هر سو برای بازرگانان پیام فرستاد تا با ساز و برگشان به پشتیبانی بشتابند که زمان کین افراسیاب فرا رسیده است.
ببار آورد شاخ دین و خرد
گمانش بدانش خرد پرورد
چنین سال بگذاشتم شصت و پنج
بدرویشی و زندگانی برنج
بدان گه که بد سال پنجاه و هفت
توانتر شدم چون جوانی برفت
بناهای آباد گردد خراب
زباران وز تابش آفتاب
پی افکندم از نظم کاخی بلند
که از باد و بارانش ناید گزند
برین نامه بر سالها بگذرد
همی خواند آنکس که دارد خرد
تو از کار کیخسرو اندازه گیر
کهن گشته کار جهان تازه گیر
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و چهل و نهم
#نبرد_رخ_به_رخ
گستهم پس از دو هفته مداوا تندرست از جای برخواست . نزد شاه آمد. کیخسرو یک هفته دیگر آنجا ماند و به هر سو برای بازرگانان پیام فرستاد تا با ساز و برگشان به پشتیبانی بشتابند که زمان کین افراسیاب فرا رسیده است.
ببار آورد شاخ دین و خرد
گمانش بدانش خرد پرورد
چنین سال بگذاشتم شصت و پنج
بدرویشی و زندگانی برنج
بدان گه که بد سال پنجاه و هفت
توانتر شدم چون جوانی برفت
بناهای آباد گردد خراب
زباران وز تابش آفتاب
پی افکندم از نظم کاخی بلند
که از باد و بارانش ناید گزند
برین نامه بر سالها بگذرد
همی خواند آنکس که دارد خرد
تو از کار کیخسرو اندازه گیر
کهن گشته کار جهان تازه گیر
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
نقل است که شبی خیام با دوستان خود در فروغ مهتاب کنار جویی نشسته بود و مست شراب و سماع بودند.ناگهان بادی وزیدن گرفت،شمع را خاموش کرد و سَبو را انداخت و فرو شکست...خیام که از این واقعه خشم آلود شده بود،بر سَبیل عَتاب،رباعی ذِیل را خطاب به خداوند که بَزمِ عِیشِ او را بر هم زده بود سرود...
اِبریقِ مِیِ مَرا شکستی،رَبّی
بر من دَرِ عِیش را بِبَستی،رَبی
بر خاک بِریختی مِیِ نابِ مَرا
خاکم به دهان،مگر تو مَستی،رَبی ؟!
خیام که تازه از گفتن این عبارات کُفر آمیز فارغ گشته بود،ناگهان به خود آمد، پشیمان شُد و نَفسِ خود را سیاه دید و فریاد بر آورد و رباعیِ زیر را به قَصدِ توبه سرود...
ناکرده گُنَه در این جهان کیست بگو ؟!
آن کَس که گُنَه نکرد،چون زیست بگو ؟!
من بَد کُنَم و تو بد مکافات دَهی !
پس فرقِ میانِ من و تو چیست بگو ؟!
#دفترایام
"عبدالحسین_زرین کوب"
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اِبریقِ مِیِ مَرا شکستی،رَبّی
بر من دَرِ عِیش را بِبَستی،رَبی
بر خاک بِریختی مِیِ نابِ مَرا
خاکم به دهان،مگر تو مَستی،رَبی ؟!
خیام که تازه از گفتن این عبارات کُفر آمیز فارغ گشته بود،ناگهان به خود آمد، پشیمان شُد و نَفسِ خود را سیاه دید و فریاد بر آورد و رباعیِ زیر را به قَصدِ توبه سرود...
ناکرده گُنَه در این جهان کیست بگو ؟!
آن کَس که گُنَه نکرد،چون زیست بگو ؟!
من بَد کُنَم و تو بد مکافات دَهی !
پس فرقِ میانِ من و تو چیست بگو ؟!
#دفترایام
"عبدالحسین_زرین کوب"
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اولین اسکناس عمودی با تصویر زن رنگین پوستی که زندانی شده بود، بعد از دوسال و کش و قوسهای فراوان وارد چرخه مالی دلار کانادا میشود. تصویر ویولا دزموند بر روی وجه رایج کانادا اسکناس ده دلاری قرار گرفت.
ویولا دزموند، تاجر سیاه پوست موفقی بود که شهرتش به واسطه نشستن وی بر روی صندلیهای مخصوص به سفید پوستان در سالن تاتر (در سال 1946) و به دنبال آن دستگیر شدن وی و در نهایت پیروزی او در دادگاه علیه این اقدام میباشد.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ویولا دزموند، تاجر سیاه پوست موفقی بود که شهرتش به واسطه نشستن وی بر روی صندلیهای مخصوص به سفید پوستان در سالن تاتر (در سال 1946) و به دنبال آن دستگیر شدن وی و در نهایت پیروزی او در دادگاه علیه این اقدام میباشد.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اهل هنر، این فرصت را از دست ندهند
#رضا_بابایی
محسن قرائتی: اگر برای نماز همان اندازه که برای موسیقی هزینه میشد، هزینه میکردیم الان وضعیت اینگونه نبود.
من اگر متولی موسیقی در ایران بودم، همین الان نامهای به آقای قرائتی مینوشتم و به او پیشنهاد میدادم که حاضریم همۀ هزینه و بودجۀ دولتی موسیقی و سینما و تئاتر و نقاشی را با یکهزارم امکانات و بودجهای که دولت و صداوسیما و ستاد احیای نماز و سازمان تبلیغات اسلامی و ستاد ائمه جمعه و همایش سالانۀ نماز در سالن کنفرانس سران و اعتبار مالی مخصوص نماز در همۀ ادارات و اماکن عمومی و... که صرف تبلیغ و برگزاری نماز میشود، معاوضه کنیم.
و اگر جای آقای قرائتی بودم، برای تبلیغ نماز و هیچ عبادت دیگری به پول و بودجه و کمکهای دولتی و تبلیغات رسمی دخیل نمیبستم.
اما حالا که جای خودم هستم، خدمت ایشان عرض میکنم که شما اگرچه رئیس ستاد احیای نماز در کشور هستید، اما از سخنانتان پیداست که بیش از دیگران نیاز به آشنایی با ماهیت عبادات دینی دارید.
از پیامبر نشنیدهاید که اگر نان نباشد، نماز و روزه هم نیست(لولا الخُبز ماصلینا و ماصمنا)؟
نمیدانید وظیفۀ عالمان دینی، ابلاغ است، نه تبلیغ و نه تبلیغات، آن هم از جیب مردم؟
نمازی که متولی آن جز به تبلیغات رسمی و برنامههای هزینهبر و سخنرانیهای تکراری و تلقینی و ساختن مسجدهای بیشمار نمیاندیشد، نماز نیست؛ چیزی در مایههای مراسم صبحگاهی پادگانها است.
آقای قرائتی، میدانید در شهرهای چندصدهزار نفری ایران، بیش از یک یا دو سالن سینما فعال یا نیمهفعال نیست؟
میدانید در غیبت سینما و موسیقی و تئاتر و ورزشگاه، میدان به دست اعتیاد و بیفرهنگی میافتد؟
من در میان اطرافیان و آشنایان خود، تا امروز کسی را ندیدم که بر اثر تبلیغات رسمی، نمازخوان شده باشد، اما نمازخوانهای بسیاری را دیدهام که تبلیغات شما، آنان را در نماز کاهل و مردد کرده است.
نمیدانم شما چه تصوری از دین و نماز دارید که گمان کردهاید با پول و بودجۀ بیشتر میتوانید شمار نمازخوانها را بیشتر کنید؛ اما میدانم که پیشوایان دینی هیچ اهتمامی به تبلیغ و تبلیغات نداشتند و بیش از آنکه بخواهند دیگران را نمازخوان کنند، برای کیفیت نمازهای خود میکوشیدند و دل میسوزاندند
. اگر نماز شما و دوستان شما نماز بود، بینماز کردن این مردم نیاز به بودجه و تبلیغات داشت، نه عکس آن.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اهل هنر، این فرصت را از دست ندهند
#رضا_بابایی
محسن قرائتی: اگر برای نماز همان اندازه که برای موسیقی هزینه میشد، هزینه میکردیم الان وضعیت اینگونه نبود.
من اگر متولی موسیقی در ایران بودم، همین الان نامهای به آقای قرائتی مینوشتم و به او پیشنهاد میدادم که حاضریم همۀ هزینه و بودجۀ دولتی موسیقی و سینما و تئاتر و نقاشی را با یکهزارم امکانات و بودجهای که دولت و صداوسیما و ستاد احیای نماز و سازمان تبلیغات اسلامی و ستاد ائمه جمعه و همایش سالانۀ نماز در سالن کنفرانس سران و اعتبار مالی مخصوص نماز در همۀ ادارات و اماکن عمومی و... که صرف تبلیغ و برگزاری نماز میشود، معاوضه کنیم.
و اگر جای آقای قرائتی بودم، برای تبلیغ نماز و هیچ عبادت دیگری به پول و بودجه و کمکهای دولتی و تبلیغات رسمی دخیل نمیبستم.
اما حالا که جای خودم هستم، خدمت ایشان عرض میکنم که شما اگرچه رئیس ستاد احیای نماز در کشور هستید، اما از سخنانتان پیداست که بیش از دیگران نیاز به آشنایی با ماهیت عبادات دینی دارید.
از پیامبر نشنیدهاید که اگر نان نباشد، نماز و روزه هم نیست(لولا الخُبز ماصلینا و ماصمنا)؟
نمیدانید وظیفۀ عالمان دینی، ابلاغ است، نه تبلیغ و نه تبلیغات، آن هم از جیب مردم؟
نمازی که متولی آن جز به تبلیغات رسمی و برنامههای هزینهبر و سخنرانیهای تکراری و تلقینی و ساختن مسجدهای بیشمار نمیاندیشد، نماز نیست؛ چیزی در مایههای مراسم صبحگاهی پادگانها است.
آقای قرائتی، میدانید در شهرهای چندصدهزار نفری ایران، بیش از یک یا دو سالن سینما فعال یا نیمهفعال نیست؟
میدانید در غیبت سینما و موسیقی و تئاتر و ورزشگاه، میدان به دست اعتیاد و بیفرهنگی میافتد؟
من در میان اطرافیان و آشنایان خود، تا امروز کسی را ندیدم که بر اثر تبلیغات رسمی، نمازخوان شده باشد، اما نمازخوانهای بسیاری را دیدهام که تبلیغات شما، آنان را در نماز کاهل و مردد کرده است.
نمیدانم شما چه تصوری از دین و نماز دارید که گمان کردهاید با پول و بودجۀ بیشتر میتوانید شمار نمازخوانها را بیشتر کنید؛ اما میدانم که پیشوایان دینی هیچ اهتمامی به تبلیغ و تبلیغات نداشتند و بیش از آنکه بخواهند دیگران را نمازخوان کنند، برای کیفیت نمازهای خود میکوشیدند و دل میسوزاندند
. اگر نماز شما و دوستان شما نماز بود، بینماز کردن این مردم نیاز به بودجه و تبلیغات داشت، نه عکس آن.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Telegram
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
مملکتی که روز دانشجویش، درگذشت آن سه آذر اهریمنی باشد که سال ۳۲ دانشگاه را به آشوب کشیدند، و نه مثلا روز تاسیس دانشگاه توسط رضاشاه، باید هم نه سیاستش مفید به حال مصالح عمومی باشد و نه دانشگاهش کارکردی برای علم داشته باشد.
برای سیاست نیاز به فرهنگ سیاسی داریم و برای دانشگاه نیاز به فرهنگ دانشگاهی. وقتی هیچکدام را نداشته باشیم و صرفا به تقلیدی کاریکاتوری از فرانسه دست بزنیم، همین میشود.
مملکتی که دانشجوی لیسانس فنی و ریاضی میخواهد سیاست را تشخیص و ترویج کند، وضعش بهتر از این نمیگردد. امروز هم با وجود تمام مشکلات سیاسی کشور، نباید اشتباهات گذشته را تکرار کنیم.
جنبش دانشجویی یعنی چه؟ در دهه ۲۰ و ۳۰ که متوسط سواد مملکت ششم ابتدایی بود، وقتی کسی به دانشگاه میرفت کل خاندانش تصور میکردند که او علامه دهر است و چیزفهم! درحالیکه دانشجوی ۱۸-۲۲ ساله مثلا مهدی شریعت رضوی ۲۱ ساله دانشجوی سال سوم ریاضی، واقعا چیزی از سیاست میدانست؟
بماند که شوهرخواهر او علی شریعتی که در فرانسه یک مدرک ادبیات هاجیولوژی (قدیس شناسی) گرفته و در ایران خود را جامعه شناس جا زده درباره همه چیز از دین تا سیاست نسخه میپیچید هم، چیزی نمیفهمید و نمیدانست.
۱۶ آذر اتفاقا فرصت خوبیست برای بازاندیشی درباره وظایف و جایگاه دانشگاه و ارتباط آن با سیاست.
از خود بپرسیم چرا همیشه سیاسی ترین دانشکده های ما فنی و پزشکی بوده و نه حتی علوم انسانی؟
#مانوک_خدابخشیان
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
مملکتی که روز دانشجویش، درگذشت آن سه آذر اهریمنی باشد که سال ۳۲ دانشگاه را به آشوب کشیدند، و نه مثلا روز تاسیس دانشگاه توسط رضاشاه، باید هم نه سیاستش مفید به حال مصالح عمومی باشد و نه دانشگاهش کارکردی برای علم داشته باشد.
برای سیاست نیاز به فرهنگ سیاسی داریم و برای دانشگاه نیاز به فرهنگ دانشگاهی. وقتی هیچکدام را نداشته باشیم و صرفا به تقلیدی کاریکاتوری از فرانسه دست بزنیم، همین میشود.
مملکتی که دانشجوی لیسانس فنی و ریاضی میخواهد سیاست را تشخیص و ترویج کند، وضعش بهتر از این نمیگردد. امروز هم با وجود تمام مشکلات سیاسی کشور، نباید اشتباهات گذشته را تکرار کنیم.
جنبش دانشجویی یعنی چه؟ در دهه ۲۰ و ۳۰ که متوسط سواد مملکت ششم ابتدایی بود، وقتی کسی به دانشگاه میرفت کل خاندانش تصور میکردند که او علامه دهر است و چیزفهم! درحالیکه دانشجوی ۱۸-۲۲ ساله مثلا مهدی شریعت رضوی ۲۱ ساله دانشجوی سال سوم ریاضی، واقعا چیزی از سیاست میدانست؟
بماند که شوهرخواهر او علی شریعتی که در فرانسه یک مدرک ادبیات هاجیولوژی (قدیس شناسی) گرفته و در ایران خود را جامعه شناس جا زده درباره همه چیز از دین تا سیاست نسخه میپیچید هم، چیزی نمیفهمید و نمیدانست.
۱۶ آذر اتفاقا فرصت خوبیست برای بازاندیشی درباره وظایف و جایگاه دانشگاه و ارتباط آن با سیاست.
از خود بپرسیم چرا همیشه سیاسی ترین دانشکده های ما فنی و پزشکی بوده و نه حتی علوم انسانی؟
#مانوک_خدابخشیان
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith