@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و هفتاد
#گشتاسب_در_روم_و_کتایون
وقتی اژدها سست شد با شمشیر برسرش آنچنان زد که مغزش بر سنگها ریخت. اهرن هدایای بسیار و اسبان آراسته به گشتاسب پیشکش کرد . ولی گشتاسب جز یک اسب و یک کمان و چند تیر بقیه را به هیشوی داد. و شادان نزد کتایون بازگشت. اهرن اژدها را با چندین گاو و گردون از کوه پایین کشید و سرافراز در پیشاپیش گردون به قصر قیصر آمد.
قیصر با شادی جشنی آراست و اسقف را به قصر خواند و دخترش را به اهرن داد. قیصر از خوشحالی بخاطر داشتن آن داماد سر به آسمان می سائید. جشنی بزرگ آراست دو داماد قبل از همه شروع به هنرنمایی در چوگان و تیر و نیزه کردند.
از آنسو کتایون نزد گشتاسب آمد و گفت: تا کی چنین اندوهگین به گوشه ای بنشینی. بلند شو و به میدان قصر به تماشای دو داماد پدرم برو و ببین این دو پهلوان یکی گرگ و دیگری اژدها را کشتند.
گشتاسب زین بر اسب گذاشت و به میدان رفت. چندی به نظاره ایستادو آنگاه گوی و چوگان خواست و وارد میدان شد و چنان هنری در بازی نشان داد که پای دیگر یلان سست شد. هنگامی که نوبت تیر و کمان رسید باز همه در شگفت ماندند.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و هفتاد
#گشتاسب_در_روم_و_کتایون
وقتی اژدها سست شد با شمشیر برسرش آنچنان زد که مغزش بر سنگها ریخت. اهرن هدایای بسیار و اسبان آراسته به گشتاسب پیشکش کرد . ولی گشتاسب جز یک اسب و یک کمان و چند تیر بقیه را به هیشوی داد. و شادان نزد کتایون بازگشت. اهرن اژدها را با چندین گاو و گردون از کوه پایین کشید و سرافراز در پیشاپیش گردون به قصر قیصر آمد.
قیصر با شادی جشنی آراست و اسقف را به قصر خواند و دخترش را به اهرن داد. قیصر از خوشحالی بخاطر داشتن آن داماد سر به آسمان می سائید. جشنی بزرگ آراست دو داماد قبل از همه شروع به هنرنمایی در چوگان و تیر و نیزه کردند.
از آنسو کتایون نزد گشتاسب آمد و گفت: تا کی چنین اندوهگین به گوشه ای بنشینی. بلند شو و به میدان قصر به تماشای دو داماد پدرم برو و ببین این دو پهلوان یکی گرگ و دیگری اژدها را کشتند.
گشتاسب زین بر اسب گذاشت و به میدان رفت. چندی به نظاره ایستادو آنگاه گوی و چوگان خواست و وارد میدان شد و چنان هنری در بازی نشان داد که پای دیگر یلان سست شد. هنگامی که نوبت تیر و کمان رسید باز همه در شگفت ماندند.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اکثر مسئولین و مدیران حاکم بر جامعه ما یا در جلسه هست یا در حال رفتن به جلسه و یا خسته از جلسات و احتیاج به استراحت.
با این همه جلسه پس چرا اوضاع این جامعه اینگونه است ؟
بعضا در فضای مجازی تصاویری از مسئولین بلند مرتبه کشورهای #پیشرفته دیده اید که یا خود شخصا به خرید می روند و یا به راحتی در بین مردم جامعه خود تردد می کنند .
هیچکس آویزان آنها نیست .
دورشان مملو از جمعیت نیست .
وقتی با خانواده خود بیرون می روند کسی مزاحمشان نمی شود .
کسی آن وسط نامه ایی به طرفشان دراز نمی کند تا برای فرزندانشان کار پیدا کرده و یا دستور وام دهند .
از مردمشان فراری نیستند .
می دانید چرا ؟
خوب می دانید که خدا آنها را بیشتر از مردم جامعه ما دوست ندارد.
اگر می بینید آنها به این رفتارهای درست خو گرفته اند به خاطر این است که حاکمینشان افراد متخصص و مشاوران متخصص را اطراف خود جمع کرده اند .
افراد چاپلوس و نان به نرخ روز خور در کشورهای پیشرفته جایگاهی ندارند .
اطاقهای فکرشان مملو از افراد متخصص است .
برای همین کارها به متخصصین واگذار شده است .
در جامعه های پیشرفته ، مسئولان هیچگاه نگران نیستند .
مانند مسئولین ما مو سفید نمی کنند
تمام کارها بر یک برنامه ریزی حساب شده بر عهده متخصصین است. ملتشان برای احقا حق و حقوقشان گیج نیستند .
اگر هم مشکلی برایشان پیش بیاید سخنگوی اصنافشان پیگیری مطالباتشان هستند.
چقدر فاجعه است که پشت اطاق اکثر مسئولین ما مملو از جمعیت است.
جامعه ایی که ملتش دنبال این است که فلان وزیر و رییس و مسئول را ببیند یعنی جامعه ی بی درو پیکر.
پس معاونین و متخصصین در حال چه غلطی هستند ؟
گویا این افراد تنها برای این ساخته شده اند که وقتی پدر ، مادر ، آبجی ، پدر و مادر همسر فلان رییس درگذشتند این معاونین و مشاورین صف اول مراسم های تشییع و ختم باشند تا مدیرانشان آنها را ببینند .
جامعه ایی که گوشی تلفن مسئولش دائم خاموش و یا در دسترس نباشد و یا فرصت جواب دادن به مخاطبینش را نداشته باشد. و یا دائم در جلسات بی خاصیت مشغول باشد بدان معنی است که سر کار هستیم و خودمان را مسخره عام و خاص کرده ایم.
جامعه ایی که دانشجویش برای وام دانشگاهش پشت در اطاق رییس دانشگاه بنشیند یعنی اینکه راه را اشتباه نشانمان داده اند.
بزرگی می گفت :
تقریباً همه میتونن در برابر فلاکت و بدبختی مقاومت کنن. اگه میخوای کسی رو امتحان کنی به او قدرت بده.
در این سالها هزاران قدرتمند در غرب آمدند و رفتند و هیچگاه نامشان دیگر مطرح نیست .
مثلا کسی خبر دارد آقای بوش رییس جمهور آمریکا الان مشغول چه کاریست ؟
برای مردم آمریکا مهم نیست که ایشان چه می کند .
ولی در جامعه بی دروپیکر ما برخی از مردم وقتی آقای #احمدی_نژاد و یا امثال ایشان را جایی می بینند همچنان به دنبال این هستند تا به ایشان نامه درخواست کار برای خود و یا فرزندان شان را بدهند.
#داش_فریدصلواتی
#روزنامه_نگار
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اکثر مسئولین و مدیران حاکم بر جامعه ما یا در جلسه هست یا در حال رفتن به جلسه و یا خسته از جلسات و احتیاج به استراحت.
با این همه جلسه پس چرا اوضاع این جامعه اینگونه است ؟
بعضا در فضای مجازی تصاویری از مسئولین بلند مرتبه کشورهای #پیشرفته دیده اید که یا خود شخصا به خرید می روند و یا به راحتی در بین مردم جامعه خود تردد می کنند .
هیچکس آویزان آنها نیست .
دورشان مملو از جمعیت نیست .
وقتی با خانواده خود بیرون می روند کسی مزاحمشان نمی شود .
کسی آن وسط نامه ایی به طرفشان دراز نمی کند تا برای فرزندانشان کار پیدا کرده و یا دستور وام دهند .
از مردمشان فراری نیستند .
می دانید چرا ؟
خوب می دانید که خدا آنها را بیشتر از مردم جامعه ما دوست ندارد.
اگر می بینید آنها به این رفتارهای درست خو گرفته اند به خاطر این است که حاکمینشان افراد متخصص و مشاوران متخصص را اطراف خود جمع کرده اند .
افراد چاپلوس و نان به نرخ روز خور در کشورهای پیشرفته جایگاهی ندارند .
اطاقهای فکرشان مملو از افراد متخصص است .
برای همین کارها به متخصصین واگذار شده است .
در جامعه های پیشرفته ، مسئولان هیچگاه نگران نیستند .
مانند مسئولین ما مو سفید نمی کنند
تمام کارها بر یک برنامه ریزی حساب شده بر عهده متخصصین است. ملتشان برای احقا حق و حقوقشان گیج نیستند .
اگر هم مشکلی برایشان پیش بیاید سخنگوی اصنافشان پیگیری مطالباتشان هستند.
چقدر فاجعه است که پشت اطاق اکثر مسئولین ما مملو از جمعیت است.
جامعه ایی که ملتش دنبال این است که فلان وزیر و رییس و مسئول را ببیند یعنی جامعه ی بی درو پیکر.
پس معاونین و متخصصین در حال چه غلطی هستند ؟
گویا این افراد تنها برای این ساخته شده اند که وقتی پدر ، مادر ، آبجی ، پدر و مادر همسر فلان رییس درگذشتند این معاونین و مشاورین صف اول مراسم های تشییع و ختم باشند تا مدیرانشان آنها را ببینند .
جامعه ایی که گوشی تلفن مسئولش دائم خاموش و یا در دسترس نباشد و یا فرصت جواب دادن به مخاطبینش را نداشته باشد. و یا دائم در جلسات بی خاصیت مشغول باشد بدان معنی است که سر کار هستیم و خودمان را مسخره عام و خاص کرده ایم.
جامعه ایی که دانشجویش برای وام دانشگاهش پشت در اطاق رییس دانشگاه بنشیند یعنی اینکه راه را اشتباه نشانمان داده اند.
بزرگی می گفت :
تقریباً همه میتونن در برابر فلاکت و بدبختی مقاومت کنن. اگه میخوای کسی رو امتحان کنی به او قدرت بده.
در این سالها هزاران قدرتمند در غرب آمدند و رفتند و هیچگاه نامشان دیگر مطرح نیست .
مثلا کسی خبر دارد آقای بوش رییس جمهور آمریکا الان مشغول چه کاریست ؟
برای مردم آمریکا مهم نیست که ایشان چه می کند .
ولی در جامعه بی دروپیکر ما برخی از مردم وقتی آقای #احمدی_نژاد و یا امثال ایشان را جایی می بینند همچنان به دنبال این هستند تا به ایشان نامه درخواست کار برای خود و یا فرزندان شان را بدهند.
#داش_فریدصلواتی
#روزنامه_نگار
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شما دوستان را دعوت میکنم به تماشای قسمتى از فیلم بسیار زیبای "اشباح گویا" به کارگردانی میلوش فورمن.
فیلم در مورد دختر جوانی در قرون وسطى است که به سبب امتناع از خوردن گوشت خوک به یهودیت متهم شده. دادگاه تفتیش عقاید پس از شکنجه سنگین و گرفتن اعتراف دختر بیچاره را محکوم به حبس مینماید.
کشیشى که در شكنجه دادن دختر نقش داشته توسط پدر دختر به دام میافتد. پدر دختر از او ميخواهد كه اعتراف كند كه ميمون است وگرنه او را شكنجه ميدهد...
ادامه را ببينيد...
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
فیلم در مورد دختر جوانی در قرون وسطى است که به سبب امتناع از خوردن گوشت خوک به یهودیت متهم شده. دادگاه تفتیش عقاید پس از شکنجه سنگین و گرفتن اعتراف دختر بیچاره را محکوم به حبس مینماید.
کشیشى که در شكنجه دادن دختر نقش داشته توسط پدر دختر به دام میافتد. پدر دختر از او ميخواهد كه اعتراف كند كه ميمون است وگرنه او را شكنجه ميدهد...
ادامه را ببينيد...
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
زادروز بزرگ علوی
شاید کمتر کسی باشد که با خواندن سر و کار داشته باشد و لااقل نام رمان «چشمهایش» را نشنیده باشد. داستان کوتاه «چمدان» نیز از داستانهای معروف این نویسندهی نامآشنای ایرانی است؛ بزرگ علوی.
بزرگ علوی در سیزدهم بهمنماه ۱۲۸۲در تهران و در خانهی پدربزرگش که از بازرگانان سرشناس تهران و از فعالان دورهی انقلاب مشروطه بود چشم بر جهان گشود.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
شاید کمتر کسی باشد که با خواندن سر و کار داشته باشد و لااقل نام رمان «چشمهایش» را نشنیده باشد. داستان کوتاه «چمدان» نیز از داستانهای معروف این نویسندهی نامآشنای ایرانی است؛ بزرگ علوی.
بزرگ علوی در سیزدهم بهمنماه ۱۲۸۲در تهران و در خانهی پدربزرگش که از بازرگانان سرشناس تهران و از فعالان دورهی انقلاب مشروطه بود چشم بر جهان گشود.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سیزدهم بهمن زادروز نویسنده گرانقدر سرزمینمان زنده یاد #بزرگ_علوی
گرامیباد😊🌹
در چشم هاى من دقيق تر نگاه كن!
جز تو هيچ چيزى در آن نيست...
#بزرگ_علوی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
گرامیباد😊🌹
در چشم هاى من دقيق تر نگاه كن!
جز تو هيچ چيزى در آن نيست...
#بزرگ_علوی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
قانون اساسی نتیجه #ناآگاهی، #غفلت، بی تجربگی و #تعصب بود!
تدوین، تصویب و بازنگری قانون اساسی
آمارها نشان می دهند که در فروردین 58 بیش از 20 میلیون نفر یعنی 99% شرکت کنندگان به استقرار "جمهوری اسلامی" رأی مثبت دادند.
با این وجود، پس از تدوین قانون اساسی، در آذر 58 حدود 5 میلیون نفر یعنی 25% از افرادی که به استقرار جمهوری اسلامی رأی مثبت داده بودند، به قانون اساسی رأی ندادند؛ احتمالاً آن را مغایر با اساس جمهوریت و در تضاد با آرمانهای انقلاب یافته بودند.
جالبتر این که پس از اصلاح قانون اساسی در مرداد 68؛ حدود 14 میلیون نفر یعنی 45% افراد واجد شرایط در همه پرسی بازنگری قانون اساسی شرکت نکردند. این نشان میدهد که جمهوری اسلامی در عمر 10 ساله خود بسیاری از طرفداران اولیه خود را از دست داده است.
حال تصور کنید اگر در حال حاضر قانون اساسی به رأی گذاشته شود چند درصد مردم به آن رأی مثبت خواهند داد؟! به همین دلیل است که اجرای اصل 177 مبنی بر بازنگری و اصلاح قانون اساسی و برگزاری همه پرسی برای مسئولین نظام به یک کابوس دهشتناک تبدیل شده است!
ترکیب اعضای مجلس خبرگان قانون اساسی (مجلس مؤسسان)
جالب است بدانید که از مجموع 73 عضو مجلس خبرگان قانون اساسی، 53 نفر (73%) از روحانیون بودند و فقط 5 نفر دارای درجه دکترای دانشگاهی بودند! شاید این ترکیب برای تدوین "رساله عملیه" مناسب باشد ولی برای تدوین "قانون اساسی" یک کشور به هیچوجه ترکیب مناسبی نبوده است. متأسفانه غایب بزرگ مجلس خبرگان قانون اساسی دانشگاهیان، حقوقدانان و جامعه شناسان بودند.
ترکیب اعضای مجلس خبرگان قانون اساسی باعث شد تا روحانیون حداکثر بهره برداری را از تدوین قانون اساسی ببرند و تمام پستهای کلیدی و حساس را به نفع خود مصادره نمایند. قانون اساسی به گونه ای تدوین شده که شاهرگ اصلی تمام قوانین و امور اجرایی کشور در اختیار و انحصار روحانیون قرار داشته باشد! به نحوی که بدون اجازه آنها هیچ قانونی در کشور تصویب نخواهد شد و هیچ اقدامی، چه در حوزه سیاست داخلی و چه در حوزه سیاست خارجی بدون اذن آنها صورت نخواهد گرفت! در واقع، ثمره اصلی این شیوه قانون نگاری مرگ "جمهوریت" و سلب "اراده مردم" و استیلای بلامنازع روحانیون بر تمام مقدرات و امور کشور به شیوه قرون وسطایی بود.
با توجه به محدودیت دسترسی به رسانه ها در سال 58 و غفلت ناشی از شور و اشتیاق بعد از پیروزی انقلاب به نظر می رسد که بخش عظیمی از رأی دهندگان حتی از محتوای قانون اساسی بی اطلاع بوده اند و به صرف اعتمادی که به مسئولین و بویژه روحانیون داشتند به این قانون رأی مثبت داده اند و حتی کسانی هم که آن را مطالعه کرده بودند، یا در رأی گیری شرکت نکردند (5 میلیون نفر) یا هرگز تصور نمیکردند که قانون اساسی به شیوه کنونی تفسیر و اجرا شود. جای بسی تأسف است که در حال حاضر، بسیاری از طرفداران جمهوری اسلامی حتی یک بار هم قانون اساسی را مطالعه نکرده اند و از محتوی و نواقص آن بی خبرند!
هیچیک از تدوین کنندگان قانون اساسی سابقه کار اجرایی و کشورداری نداشتند. اجرایی ترین فرد در بین انقلابیون مهندس بازرگان بود که پس از کودتای 28 مرداد 1332 برای مدتی رییس شرکت آب و فاضلاب تهران بود! تصور کنید ترکیبی ازافراد فاقد تجربه با چاشنی تعصبات دینی و انقلابی به تدوین قانون اساسی مبادرت نمایند چه فاجعه ای خواهد شد که اکنون شاهد آن هستیم! تدوین کنندگان قانون اساسی حتی نمیدانستند که باید اصلی را برای بازنگری واصلاح قانون اساسی درنظر بگیرند وبازنگری قانون اساسی درسال 68 بادستور بنیانگذار جمهوری اسلامی صورت گرفت.
در حال حاضر، بر اساس اصل 177، بازنگری درقانون اساسی در "موارد ضروری" صرفاً با اذن رهبری امکانپذیر است. مع الأسف، درذیل همین اصل، بندی آورده شده که عملاً امکان اصلاحات بنیادین در قانون اساسی که امروز موضوعات اصلی موردمناقشه ومخالفت آحادمردم است را غیرممکن واصلاح ناپذیر نموده است.
در ذیل اصل 177 چنین آمده است: "محتوای اصول مربوط به اسلامی بودن نظام و ابتنای کلیه قوانین ومقررات براساس موازین اسلامی وپایههای ایمانی واهداف جمهوری اسلامی ایران و جمهوری بودن حکومت و ولایت امر و امامت امت ونیز اداره امور کشور با اتکاء به آراء عمومی ودین ومذهب رسمی ایران تغییرناپذیر است."
این بندحاوی این پیام است که حتی اگرهمه کسانی که قانون اساسی را تدوین نموده اند یابه آن رأی مثبت داده اند فوت کنندبازهم این قانون قابل اصلاح نیست وبه نسلهای بعدی تسری خواهد یافت!
در واقع جمود وتغییرناپذیری قانون اساسی نه تنها کمکی به بقای جمهوری اسلامی نمیکند بلکه آن را شکننده تر هم ساخته است. هنگامی که راه اصلاحات مسدود شود؛ مسیر براندازی گشوده خواهد شد! این درس بزرگ تاریخ است.
#دکتر_جلال_پورالعجل ـ 3 بهمن 1397
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
قانون اساسی نتیجه #ناآگاهی، #غفلت، بی تجربگی و #تعصب بود!
تدوین، تصویب و بازنگری قانون اساسی
آمارها نشان می دهند که در فروردین 58 بیش از 20 میلیون نفر یعنی 99% شرکت کنندگان به استقرار "جمهوری اسلامی" رأی مثبت دادند.
با این وجود، پس از تدوین قانون اساسی، در آذر 58 حدود 5 میلیون نفر یعنی 25% از افرادی که به استقرار جمهوری اسلامی رأی مثبت داده بودند، به قانون اساسی رأی ندادند؛ احتمالاً آن را مغایر با اساس جمهوریت و در تضاد با آرمانهای انقلاب یافته بودند.
جالبتر این که پس از اصلاح قانون اساسی در مرداد 68؛ حدود 14 میلیون نفر یعنی 45% افراد واجد شرایط در همه پرسی بازنگری قانون اساسی شرکت نکردند. این نشان میدهد که جمهوری اسلامی در عمر 10 ساله خود بسیاری از طرفداران اولیه خود را از دست داده است.
حال تصور کنید اگر در حال حاضر قانون اساسی به رأی گذاشته شود چند درصد مردم به آن رأی مثبت خواهند داد؟! به همین دلیل است که اجرای اصل 177 مبنی بر بازنگری و اصلاح قانون اساسی و برگزاری همه پرسی برای مسئولین نظام به یک کابوس دهشتناک تبدیل شده است!
ترکیب اعضای مجلس خبرگان قانون اساسی (مجلس مؤسسان)
جالب است بدانید که از مجموع 73 عضو مجلس خبرگان قانون اساسی، 53 نفر (73%) از روحانیون بودند و فقط 5 نفر دارای درجه دکترای دانشگاهی بودند! شاید این ترکیب برای تدوین "رساله عملیه" مناسب باشد ولی برای تدوین "قانون اساسی" یک کشور به هیچوجه ترکیب مناسبی نبوده است. متأسفانه غایب بزرگ مجلس خبرگان قانون اساسی دانشگاهیان، حقوقدانان و جامعه شناسان بودند.
ترکیب اعضای مجلس خبرگان قانون اساسی باعث شد تا روحانیون حداکثر بهره برداری را از تدوین قانون اساسی ببرند و تمام پستهای کلیدی و حساس را به نفع خود مصادره نمایند. قانون اساسی به گونه ای تدوین شده که شاهرگ اصلی تمام قوانین و امور اجرایی کشور در اختیار و انحصار روحانیون قرار داشته باشد! به نحوی که بدون اجازه آنها هیچ قانونی در کشور تصویب نخواهد شد و هیچ اقدامی، چه در حوزه سیاست داخلی و چه در حوزه سیاست خارجی بدون اذن آنها صورت نخواهد گرفت! در واقع، ثمره اصلی این شیوه قانون نگاری مرگ "جمهوریت" و سلب "اراده مردم" و استیلای بلامنازع روحانیون بر تمام مقدرات و امور کشور به شیوه قرون وسطایی بود.
با توجه به محدودیت دسترسی به رسانه ها در سال 58 و غفلت ناشی از شور و اشتیاق بعد از پیروزی انقلاب به نظر می رسد که بخش عظیمی از رأی دهندگان حتی از محتوای قانون اساسی بی اطلاع بوده اند و به صرف اعتمادی که به مسئولین و بویژه روحانیون داشتند به این قانون رأی مثبت داده اند و حتی کسانی هم که آن را مطالعه کرده بودند، یا در رأی گیری شرکت نکردند (5 میلیون نفر) یا هرگز تصور نمیکردند که قانون اساسی به شیوه کنونی تفسیر و اجرا شود. جای بسی تأسف است که در حال حاضر، بسیاری از طرفداران جمهوری اسلامی حتی یک بار هم قانون اساسی را مطالعه نکرده اند و از محتوی و نواقص آن بی خبرند!
هیچیک از تدوین کنندگان قانون اساسی سابقه کار اجرایی و کشورداری نداشتند. اجرایی ترین فرد در بین انقلابیون مهندس بازرگان بود که پس از کودتای 28 مرداد 1332 برای مدتی رییس شرکت آب و فاضلاب تهران بود! تصور کنید ترکیبی ازافراد فاقد تجربه با چاشنی تعصبات دینی و انقلابی به تدوین قانون اساسی مبادرت نمایند چه فاجعه ای خواهد شد که اکنون شاهد آن هستیم! تدوین کنندگان قانون اساسی حتی نمیدانستند که باید اصلی را برای بازنگری واصلاح قانون اساسی درنظر بگیرند وبازنگری قانون اساسی درسال 68 بادستور بنیانگذار جمهوری اسلامی صورت گرفت.
در حال حاضر، بر اساس اصل 177، بازنگری درقانون اساسی در "موارد ضروری" صرفاً با اذن رهبری امکانپذیر است. مع الأسف، درذیل همین اصل، بندی آورده شده که عملاً امکان اصلاحات بنیادین در قانون اساسی که امروز موضوعات اصلی موردمناقشه ومخالفت آحادمردم است را غیرممکن واصلاح ناپذیر نموده است.
در ذیل اصل 177 چنین آمده است: "محتوای اصول مربوط به اسلامی بودن نظام و ابتنای کلیه قوانین ومقررات براساس موازین اسلامی وپایههای ایمانی واهداف جمهوری اسلامی ایران و جمهوری بودن حکومت و ولایت امر و امامت امت ونیز اداره امور کشور با اتکاء به آراء عمومی ودین ومذهب رسمی ایران تغییرناپذیر است."
این بندحاوی این پیام است که حتی اگرهمه کسانی که قانون اساسی را تدوین نموده اند یابه آن رأی مثبت داده اند فوت کنندبازهم این قانون قابل اصلاح نیست وبه نسلهای بعدی تسری خواهد یافت!
در واقع جمود وتغییرناپذیری قانون اساسی نه تنها کمکی به بقای جمهوری اسلامی نمیکند بلکه آن را شکننده تر هم ساخته است. هنگامی که راه اصلاحات مسدود شود؛ مسیر براندازی گشوده خواهد شد! این درس بزرگ تاریخ است.
#دکتر_جلال_پورالعجل ـ 3 بهمن 1397
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
تمسخر روزنامههای عربی :
كه ايران بعد از ٤ دهه انقلاب اسلامی برای دست يابی به مواد غذايی صف میكشند🤦♂
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
كه ايران بعد از ٤ دهه انقلاب اسلامی برای دست يابی به مواد غذايی صف میكشند🤦♂
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
تاریکیِ روشنفکری
بهتازگی عبدالکریم سروش سخنرانی گذاشته که به علم و دین بپردازد در صورتی که به هیچ عنوان طرفدار علم نیست، حتی با علم سرِ ستیز دارد.
من او را ده سال از نزدیک روانشناسی کردهام، دین و علم هیچ سازگاری با هم ندارند. اگر در این سخنرانی از علم طرفداری کرد دال بر این است که بازهم دورویی میکند. در واقع دوستی ده سالهی ما دقیقن بر سر همین مسئله بههم خورد. او به صراحت مطالعهی کتب علمی را که با دین سرستیز دارند برای دنبالهرو هاش ممنوع کرد و گفت فقط کتابهایی را باید خواند که مراد فرقه آنها را تجویز میکند. گفت از خواندن کتابهای متعدد و گوناگون دوری کنید. فقط یک سری کتاب را که در بارهی موضوعات مورد نظر اوست دهها بار بخوانید تا هضمشان کنید.
سروش و نواندیشهای دینی سعی دارند این دین آبرو بر باد رفته را به هر طریقی زنده نگه دارند و شکست علی شریعتی را جبران کنند. او یک بار گفت که میتواند شکست شریعتی را جبران کند. اگر کسی در این سخنرانیها شرکت کرد از او مستقیمن سوال کند که چرا خواندن کتابهای مرا ممنوع کرد.
من شاید بیش از هر کسی دیگر به سروش و خانوادهاش در واشنگتون کمک همه جانبه کردم و ده سال سعی کردم هم او را عمیقن بشناسم و هم شاید نرمشی در تعصباتش نه تنها در دین بلکه در باورهای خرافیش منجمله در باره ی طب سنتی ایجاد کنم. او بارها از من بطور مستقیم و غیرمستقیم خواست در مورد موضوعاتی که در ذهن دارم چیزی ننویسم.
اما ضربهی آخر وقتی وارد شد که در یکی از سخنرانیهایش در واشنگتون که فکر نمیکرد من در آنجا باشم بطور اهانتآمیز از همه خواست که از خواندن نوشتههای من احتراز کنند و بعد طبق معمول یک شعر توهینآمیز خواند. بعدا از او خواستم که در جلسهی بعد عذرخواهی کند که بطور نیمبند این کار را کرد. اما فهمیدم که سروش همان سروش انقلاب فرهنگی است و تظاهر ریا کارانهای به آزادی تفکری دارد.
نشست و برخاست با او و گروه اطرافش بیش از هر چیزی باطلبودن دین و اصول و فروع آن و ریاکاری ابواب جمعی به اصطلاح متفکران نوین دینی و همهی آنها را برایم تهیه دیدند تا آستین بالا بزنم و علیرغم گرفتاریهای زیاد تا آنجا که میتوانم دست به روشنگری در مورد باطل بودن دین و مروجان آن بپردازم.
همیشه این گفته آویزهی ذهنم هست که بهترین منبع برای مبارزهی تفکری مخالفان هستند، موافقان که موافقند.
- دکتر تقی کیمیاییاسدی (متخصص مغز و اعصاب)
@Mehbaang 🌱بانگِ خرَد و دانش
bit.ly/2RDrc6o
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
تاریکیِ روشنفکری
بهتازگی عبدالکریم سروش سخنرانی گذاشته که به علم و دین بپردازد در صورتی که به هیچ عنوان طرفدار علم نیست، حتی با علم سرِ ستیز دارد.
من او را ده سال از نزدیک روانشناسی کردهام، دین و علم هیچ سازگاری با هم ندارند. اگر در این سخنرانی از علم طرفداری کرد دال بر این است که بازهم دورویی میکند. در واقع دوستی ده سالهی ما دقیقن بر سر همین مسئله بههم خورد. او به صراحت مطالعهی کتب علمی را که با دین سرستیز دارند برای دنبالهرو هاش ممنوع کرد و گفت فقط کتابهایی را باید خواند که مراد فرقه آنها را تجویز میکند. گفت از خواندن کتابهای متعدد و گوناگون دوری کنید. فقط یک سری کتاب را که در بارهی موضوعات مورد نظر اوست دهها بار بخوانید تا هضمشان کنید.
سروش و نواندیشهای دینی سعی دارند این دین آبرو بر باد رفته را به هر طریقی زنده نگه دارند و شکست علی شریعتی را جبران کنند. او یک بار گفت که میتواند شکست شریعتی را جبران کند. اگر کسی در این سخنرانیها شرکت کرد از او مستقیمن سوال کند که چرا خواندن کتابهای مرا ممنوع کرد.
من شاید بیش از هر کسی دیگر به سروش و خانوادهاش در واشنگتون کمک همه جانبه کردم و ده سال سعی کردم هم او را عمیقن بشناسم و هم شاید نرمشی در تعصباتش نه تنها در دین بلکه در باورهای خرافیش منجمله در باره ی طب سنتی ایجاد کنم. او بارها از من بطور مستقیم و غیرمستقیم خواست در مورد موضوعاتی که در ذهن دارم چیزی ننویسم.
اما ضربهی آخر وقتی وارد شد که در یکی از سخنرانیهایش در واشنگتون که فکر نمیکرد من در آنجا باشم بطور اهانتآمیز از همه خواست که از خواندن نوشتههای من احتراز کنند و بعد طبق معمول یک شعر توهینآمیز خواند. بعدا از او خواستم که در جلسهی بعد عذرخواهی کند که بطور نیمبند این کار را کرد. اما فهمیدم که سروش همان سروش انقلاب فرهنگی است و تظاهر ریا کارانهای به آزادی تفکری دارد.
نشست و برخاست با او و گروه اطرافش بیش از هر چیزی باطلبودن دین و اصول و فروع آن و ریاکاری ابواب جمعی به اصطلاح متفکران نوین دینی و همهی آنها را برایم تهیه دیدند تا آستین بالا بزنم و علیرغم گرفتاریهای زیاد تا آنجا که میتوانم دست به روشنگری در مورد باطل بودن دین و مروجان آن بپردازم.
همیشه این گفته آویزهی ذهنم هست که بهترین منبع برای مبارزهی تفکری مخالفان هستند، موافقان که موافقند.
- دکتر تقی کیمیاییاسدی (متخصص مغز و اعصاب)
@Mehbaang 🌱بانگِ خرَد و دانش
bit.ly/2RDrc6o
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
✍️ کلمات انجماد واقعیت هستند
وقتی کلمهای را میآموزید و معنای لغوی احساسیش را یاد میگیرید، تا پایان عمر به آن کلمه وابسته میشوید بدینگونه دنیای کلمات شما ساخته میشود، تابع کلمات، هر اتفاقى از صافی این نظام منجمد میگذرد و مانع رشد ما میگردد. مثلا میگوییم (او کمونیست است اه) و بعد در ذهنمان او را خاموش میکنیم. دیگر به صحبت او گوش نمیدهیم . میگوییم (یهودى است اه) و بعد در ذهن خاموش میشود، دیگر به او احترام نمیگذاریم. مرتب برچسب میزنیم، برچسب، برچسب و بازهم برچسب. چند کودک تا به حال به دلیل برچسبهایی که بعضیها در مسیر راه بر آنها زدهاند از تحصیل بازماندهاند؟ بیشعور، کودن، خل، نادان
اما من هرگز به عمرم کودک بیشعور ندیدهام هرگز، هرگز. من تنها بچهها را میشناسم و میدانم که هیچکدام از آنها مثل هم نیستند.
برچسبها پدیدهای فاصله اندازند ما را از هم دور میکنند، سیاهپوست؟؟ سیاهپوست یعنی چه؟
من هرگز دو مرد سیاهپوست مثل هم ندیدهام، آیا او عشق میورزد؟ آیا او اهمیت میدهد؟ درباره فرزندانش چه میگوید؟آیا تا بحال گریسته؟ آیا تنهاست؟ آیا خوشبخت است؟ آیا به کسی چیزی میدهد؟ مهم اینها هستند، مهم نیست کسی سیاه باشد یا یهودى یا کمونیست یا دمکرات.
👤 #لئوبوسکالیا
📕 #زندگی_عشق_و_دیگرهیچ
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
✍️ کلمات انجماد واقعیت هستند
وقتی کلمهای را میآموزید و معنای لغوی احساسیش را یاد میگیرید، تا پایان عمر به آن کلمه وابسته میشوید بدینگونه دنیای کلمات شما ساخته میشود، تابع کلمات، هر اتفاقى از صافی این نظام منجمد میگذرد و مانع رشد ما میگردد. مثلا میگوییم (او کمونیست است اه) و بعد در ذهنمان او را خاموش میکنیم. دیگر به صحبت او گوش نمیدهیم . میگوییم (یهودى است اه) و بعد در ذهن خاموش میشود، دیگر به او احترام نمیگذاریم. مرتب برچسب میزنیم، برچسب، برچسب و بازهم برچسب. چند کودک تا به حال به دلیل برچسبهایی که بعضیها در مسیر راه بر آنها زدهاند از تحصیل بازماندهاند؟ بیشعور، کودن، خل، نادان
اما من هرگز به عمرم کودک بیشعور ندیدهام هرگز، هرگز. من تنها بچهها را میشناسم و میدانم که هیچکدام از آنها مثل هم نیستند.
برچسبها پدیدهای فاصله اندازند ما را از هم دور میکنند، سیاهپوست؟؟ سیاهپوست یعنی چه؟
من هرگز دو مرد سیاهپوست مثل هم ندیدهام، آیا او عشق میورزد؟ آیا او اهمیت میدهد؟ درباره فرزندانش چه میگوید؟آیا تا بحال گریسته؟ آیا تنهاست؟ آیا خوشبخت است؟ آیا به کسی چیزی میدهد؟ مهم اینها هستند، مهم نیست کسی سیاه باشد یا یهودى یا کمونیست یا دمکرات.
👤 #لئوبوسکالیا
📕 #زندگی_عشق_و_دیگرهیچ
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
دانمارک و سوئد در قرن هفده میلادی درگیر جنگ دامنه داری با یکدیگر بودند.
در یکی از این جنگ ها و پس از عقب نشینی سوئدی ها، یکی از سربازان دانمارکی که جراحت مختصری برداشته بود احساس تشنگی کرد. وقتی دست به قمقه برد تا آب بنوشد، صدایی ضعیف به گوشش رسید. این صدای یک سرباز مجروح سوئدی بود که تقاضای آب می کرد.
سرباز دانمارکی به سویش رفت، کنارش زانو زد تا از آب قمقمۀ خود به او بدهد. درست در همین لحظه سرباز سوئدی به روی سرباز دانمارکی شلیک کرد. گلوله مختصر خراشی در شانه اش ایجاد کرد. او گفت: می خواستم به تو آب بدهم ولی تو خواستی مرا به قتل برسانی. آیا پاداش من این بود؟
من قصد داشتم تمام آب قمقمه را به تو بدهم. ولی حالا که این کار را کردی فقط نصف آن را به تو می دهم.
یکی از افسران ارتش دانمارک که از نزدیک شاهد این ماجرا بود پادشاه دانمارک را از آنچه دیده بود آگاه ساخت. پادشاه، سرباز را به حضور طلبید.
- چرا نیمی از آب قمقمه ی خود را به دشمنی دادی که قصد کشتن تو را داشت؟
سرباز پاسخ داد: هر چند او قصد جان مرا کرده بود ولی به هر حال، انسانی مجروح بود و انسانیت به من حکم می کرد که به یک فرد تشنه و مجروح آب برسانم.
پادشاه گفت: تو لایق آن هستی که سردار ارتش من باشی.
نکته: با هرکس مطابق شأن خود رفتار کن نه شأن مخاطبت. این اصل که با هر کس مطابق آنچه او عمل کرده رفتار کنید، شما را تبدیل به یک اثرپذیر مطلق و بی اراده می کند.
به دنیا آمده ایم تا آن را تغییر دهیم
#مسعود_لعلی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
دانمارک و سوئد در قرن هفده میلادی درگیر جنگ دامنه داری با یکدیگر بودند.
در یکی از این جنگ ها و پس از عقب نشینی سوئدی ها، یکی از سربازان دانمارکی که جراحت مختصری برداشته بود احساس تشنگی کرد. وقتی دست به قمقه برد تا آب بنوشد، صدایی ضعیف به گوشش رسید. این صدای یک سرباز مجروح سوئدی بود که تقاضای آب می کرد.
سرباز دانمارکی به سویش رفت، کنارش زانو زد تا از آب قمقمۀ خود به او بدهد. درست در همین لحظه سرباز سوئدی به روی سرباز دانمارکی شلیک کرد. گلوله مختصر خراشی در شانه اش ایجاد کرد. او گفت: می خواستم به تو آب بدهم ولی تو خواستی مرا به قتل برسانی. آیا پاداش من این بود؟
من قصد داشتم تمام آب قمقمه را به تو بدهم. ولی حالا که این کار را کردی فقط نصف آن را به تو می دهم.
یکی از افسران ارتش دانمارک که از نزدیک شاهد این ماجرا بود پادشاه دانمارک را از آنچه دیده بود آگاه ساخت. پادشاه، سرباز را به حضور طلبید.
- چرا نیمی از آب قمقمه ی خود را به دشمنی دادی که قصد کشتن تو را داشت؟
سرباز پاسخ داد: هر چند او قصد جان مرا کرده بود ولی به هر حال، انسانی مجروح بود و انسانیت به من حکم می کرد که به یک فرد تشنه و مجروح آب برسانم.
پادشاه گفت: تو لایق آن هستی که سردار ارتش من باشی.
نکته: با هرکس مطابق شأن خود رفتار کن نه شأن مخاطبت. این اصل که با هر کس مطابق آنچه او عمل کرده رفتار کنید، شما را تبدیل به یک اثرپذیر مطلق و بی اراده می کند.
به دنیا آمده ایم تا آن را تغییر دهیم
#مسعود_لعلی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 #فیلم_کوتاه
فیلم كوتاه On Time کلاً یک سکانس و یک صحنه دارد. کل ماجرا در یک اتاق انتظار فرودگاه از گفتگوی یک پسر جوان و یک مرد حاصل میشود؛ بدین ترتیب: مردی که کیف جادویی دارد (این کیف 30 ثانیه بعد از زمان حال زندگی افراد را نشان میدهد) به پسر حکم میکند راه تازهای را در زندگی انتخاب و تجربه کند. پسر با دیدن 30 ثانیه بعد زندگیاش محکوم به انتخاب میشود... بهنظر میرسد این فیلم را باید بارها و بارها ببینیم تا به مفاهیم اگزیستانسیالیستی آن پی ببریم.
#عباس_ناظری
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
فیلم كوتاه On Time کلاً یک سکانس و یک صحنه دارد. کل ماجرا در یک اتاق انتظار فرودگاه از گفتگوی یک پسر جوان و یک مرد حاصل میشود؛ بدین ترتیب: مردی که کیف جادویی دارد (این کیف 30 ثانیه بعد از زمان حال زندگی افراد را نشان میدهد) به پسر حکم میکند راه تازهای را در زندگی انتخاب و تجربه کند. پسر با دیدن 30 ثانیه بعد زندگیاش محکوم به انتخاب میشود... بهنظر میرسد این فیلم را باید بارها و بارها ببینیم تا به مفاهیم اگزیستانسیالیستی آن پی ببریم.
#عباس_ناظری
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و هفتاد و یک
#گشتاسب_در_روم_و_کتایون
قیصر او را نزد خود خواند و وقتی از او نام و نشانش را پرسید ،
چنین گفت کان خوار بیگانه مرد
که از شهر قیصر ورا دور کرد
چو داماد گشتم زشهرم براند
کس از دفترش نام من بر نخواند
به بیشه درون آن زیانکار گرگ
به کوه بزرگ اژدهای سترگ
سرانشان به زخم من آمد بپای
بران کار هیشوی بد رهنمای
هیشوی با شتاب به خانه رفت و دندانهای گرگ و اژدها را اورد و قیصر تازه دانست چه ستمی بر گشتاسب و کتایون رفته و از اهرن و میرین برآشفت و گفت، که هرگز نماند سخن در نهفت.
سوار بر اسب شد و به پوزش نزد کتایون آمد و دختر فرزانه خود را در بر گرفت و از او و شویش دلجویی کرد . آنها را به قصر باز آورد و چهل خادم به خدمتشان گمارد. قیصر بعدا از کتایون نام و نشان شویش را پرسید.
کتایون پاسخ داد: بی گمان او از خاندان بزرگی ست ولی تا کنون رازش را بر من نگشوده. او خود را فرخزاد می نامد و بیش از این چیزی به من نگفته.
قیصر گنج و انگشتر به گشتاسب بخشید و تاج پر گهر بر سرش نهاد و به همه فرمان داد تا از فرخزاد فرمان ببرند.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و هفتاد و یک
#گشتاسب_در_روم_و_کتایون
قیصر او را نزد خود خواند و وقتی از او نام و نشانش را پرسید ،
چنین گفت کان خوار بیگانه مرد
که از شهر قیصر ورا دور کرد
چو داماد گشتم زشهرم براند
کس از دفترش نام من بر نخواند
به بیشه درون آن زیانکار گرگ
به کوه بزرگ اژدهای سترگ
سرانشان به زخم من آمد بپای
بران کار هیشوی بد رهنمای
هیشوی با شتاب به خانه رفت و دندانهای گرگ و اژدها را اورد و قیصر تازه دانست چه ستمی بر گشتاسب و کتایون رفته و از اهرن و میرین برآشفت و گفت، که هرگز نماند سخن در نهفت.
سوار بر اسب شد و به پوزش نزد کتایون آمد و دختر فرزانه خود را در بر گرفت و از او و شویش دلجویی کرد . آنها را به قصر باز آورد و چهل خادم به خدمتشان گمارد. قیصر بعدا از کتایون نام و نشان شویش را پرسید.
کتایون پاسخ داد: بی گمان او از خاندان بزرگی ست ولی تا کنون رازش را بر من نگشوده. او خود را فرخزاد می نامد و بیش از این چیزی به من نگفته.
قیصر گنج و انگشتر به گشتاسب بخشید و تاج پر گهر بر سرش نهاد و به همه فرمان داد تا از فرخزاد فرمان ببرند.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 فیلم کوتاه " بی عرضه"
فیلمی بسیار آموزنده و تاثيرگذار نوشته آنتوان چخوف
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
فیلمی بسیار آموزنده و تاثيرگذار نوشته آنتوان چخوف
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
یاد بگیریم..
اول: اطرافیان محمدرضا شاه گفته اند پول نفت که سرازیر شد شاه دیگر به حرف کسی گوش نمی داد.
یاد بگیریم که پول زیاد را با عقل زیاد عوضی نگیریم.
دوم: مردم میگفتند تا شاه کفن نشود این وطن وطن نشود.
یاد بگیریم که کفن کردن هیچکس, هیچ مساله ای را حل نمی کند.
سوم: به روایت عَلَم، محمدرضا شاه یکبار در جواب او که خواسته بود کمیسیونی تشکیل شود برای مسایل مملکت گفته بود کمیسیون لازم نیست خودم کافی هستم.
یاد بگیریم خیلی وقت ها خودمان کافی نیستیم.
چهارم: عده ای هم بودند که به امید اب و برق مجانی انقلاب کردند.
یاد بگیریم ارزوی مفتخوری را کنار بگذاریم, چون آخر عاقبت ندارد.
پنجم: کتاب ولایت فقیه هشت سال قبل از انقلاب چاپ شد.
یاد بگیریم کتاب بخوانیم تا گرفتار توهم نشویم.
ششم: ایت الله خمینی ابتدای انقلاب گفت شما را به مقام انسانیت میرسانیم.
یاد بگیریم خودمان راهی برای رسیدن به مقام انسانیت پیدا کنیم.
هفتم: دکتر بختیار میخواست دورِ قم را مثل واتیکان دیوار بکشد. مساحت قم هزار وششصد برابر واتیکان است.
یاد بگیریم حساب و کتاب را جدی بگیریم.
هشتم: در اولین انتخابات مجلس شیخ صادق خلخالی جز نامزدهای حزب توده بود.
یاد بگیریم کار نشد ندارد.
نهم: قطب زاده قبل از تصمیم به کودتا گفته بود از شنا در حوض خسته شده دلش هوای اقیانوس کرده. قطب زاده به اقیانوس نرسیده غرق شد.
یاد بگیریم جاه طلبی بیش از حد خطرناک است.
دهم: بنی صدر قبل از انقلاب به شوخی به دوستانش میگفت اولین رییس جمهور ایران خواهد بود.
یاد بگیریم بعضی شوخی ها را جدی بگیریم.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
یاد بگیریم..
اول: اطرافیان محمدرضا شاه گفته اند پول نفت که سرازیر شد شاه دیگر به حرف کسی گوش نمی داد.
یاد بگیریم که پول زیاد را با عقل زیاد عوضی نگیریم.
دوم: مردم میگفتند تا شاه کفن نشود این وطن وطن نشود.
یاد بگیریم که کفن کردن هیچکس, هیچ مساله ای را حل نمی کند.
سوم: به روایت عَلَم، محمدرضا شاه یکبار در جواب او که خواسته بود کمیسیونی تشکیل شود برای مسایل مملکت گفته بود کمیسیون لازم نیست خودم کافی هستم.
یاد بگیریم خیلی وقت ها خودمان کافی نیستیم.
چهارم: عده ای هم بودند که به امید اب و برق مجانی انقلاب کردند.
یاد بگیریم ارزوی مفتخوری را کنار بگذاریم, چون آخر عاقبت ندارد.
پنجم: کتاب ولایت فقیه هشت سال قبل از انقلاب چاپ شد.
یاد بگیریم کتاب بخوانیم تا گرفتار توهم نشویم.
ششم: ایت الله خمینی ابتدای انقلاب گفت شما را به مقام انسانیت میرسانیم.
یاد بگیریم خودمان راهی برای رسیدن به مقام انسانیت پیدا کنیم.
هفتم: دکتر بختیار میخواست دورِ قم را مثل واتیکان دیوار بکشد. مساحت قم هزار وششصد برابر واتیکان است.
یاد بگیریم حساب و کتاب را جدی بگیریم.
هشتم: در اولین انتخابات مجلس شیخ صادق خلخالی جز نامزدهای حزب توده بود.
یاد بگیریم کار نشد ندارد.
نهم: قطب زاده قبل از تصمیم به کودتا گفته بود از شنا در حوض خسته شده دلش هوای اقیانوس کرده. قطب زاده به اقیانوس نرسیده غرق شد.
یاد بگیریم جاه طلبی بیش از حد خطرناک است.
دهم: بنی صدر قبل از انقلاب به شوخی به دوستانش میگفت اولین رییس جمهور ایران خواهد بود.
یاد بگیریم بعضی شوخی ها را جدی بگیریم.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Forwarded from پرواز فکر و اندیشه (M Dadvand)
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
قانون اساسی نتیجه #ناآگاهی، #غفلت، بی تجربگی و #تعصب بود!
تدوین، تصویب و بازنگری قانون اساسی
آمارها نشان می دهند که در فروردین 58 بیش از 20 میلیون نفر یعنی 99% شرکت کنندگان به استقرار "جمهوری اسلامی" رأی مثبت دادند.
با این وجود، پس از تدوین قانون اساسی، در آذر 58 حدود 5 میلیون نفر یعنی 25% از افرادی که به استقرار جمهوری اسلامی رأی مثبت داده بودند، به قانون اساسی رأی ندادند؛ احتمالاً آن را مغایر با اساس جمهوریت و در تضاد با آرمانهای انقلاب یافته بودند.
جالبتر این که پس از اصلاح قانون اساسی در مرداد 68؛ حدود 14 میلیون نفر یعنی 45% افراد واجد شرایط در همه پرسی بازنگری قانون اساسی شرکت نکردند. این نشان میدهد که جمهوری اسلامی در عمر 10 ساله خود بسیاری از طرفداران اولیه خود را از دست داده است.
حال تصور کنید اگر در حال حاضر قانون اساسی به رأی گذاشته شود چند درصد مردم به آن رأی مثبت خواهند داد؟! به همین دلیل است که اجرای اصل 177 مبنی بر بازنگری و اصلاح قانون اساسی و برگزاری همه پرسی برای مسئولین نظام به یک کابوس دهشتناک تبدیل شده است!
ترکیب اعضای مجلس خبرگان قانون اساسی (مجلس مؤسسان)
جالب است بدانید که از مجموع 73 عضو مجلس خبرگان قانون اساسی، 53 نفر (73%) از روحانیون بودند و فقط 5 نفر دارای درجه دکترای دانشگاهی بودند! شاید این ترکیب برای تدوین "رساله عملیه" مناسب باشد ولی برای تدوین "قانون اساسی" یک کشور به هیچوجه ترکیب مناسبی نبوده است. متأسفانه غایب بزرگ مجلس خبرگان قانون اساسی دانشگاهیان، حقوقدانان و جامعه شناسان بودند.
ترکیب اعضای مجلس خبرگان قانون اساسی باعث شد تا روحانیون حداکثر بهره برداری را از تدوین قانون اساسی ببرند و تمام پستهای کلیدی و حساس را به نفع خود مصادره نمایند. قانون اساسی به گونه ای تدوین شده که شاهرگ اصلی تمام قوانین و امور اجرایی کشور در اختیار و انحصار روحانیون قرار داشته باشد! به نحوی که بدون اجازه آنها هیچ قانونی در کشور تصویب نخواهد شد و هیچ اقدامی، چه در حوزه سیاست داخلی و چه در حوزه سیاست خارجی بدون اذن آنها صورت نخواهد گرفت! در واقع، ثمره اصلی این شیوه قانون نگاری مرگ "جمهوریت" و سلب "اراده مردم" و استیلای بلامنازع روحانیون بر تمام مقدرات و امور کشور به شیوه قرون وسطایی بود.
با توجه به محدودیت دسترسی به رسانه ها در سال 58 و غفلت ناشی از شور و اشتیاق بعد از پیروزی انقلاب به نظر می رسد که بخش عظیمی از رأی دهندگان حتی از محتوای قانون اساسی بی اطلاع بوده اند و به صرف اعتمادی که به مسئولین و بویژه روحانیون داشتند به این قانون رأی مثبت داده اند و حتی کسانی هم که آن را مطالعه کرده بودند، یا در رأی گیری شرکت نکردند (5 میلیون نفر) یا هرگز تصور نمیکردند که قانون اساسی به شیوه کنونی تفسیر و اجرا شود. جای بسی تأسف است که در حال حاضر، بسیاری از طرفداران جمهوری اسلامی حتی یک بار هم قانون اساسی را مطالعه نکرده اند و از محتوی و نواقص آن بی خبرند!
هیچیک از تدوین کنندگان قانون اساسی سابقه کار اجرایی و کشورداری نداشتند. اجرایی ترین فرد در بین انقلابیون مهندس بازرگان بود که پس از کودتای 28 مرداد 1332 برای مدتی رییس شرکت آب و فاضلاب تهران بود! تصور کنید ترکیبی ازافراد فاقد تجربه با چاشنی تعصبات دینی و انقلابی به تدوین قانون اساسی مبادرت نمایند چه فاجعه ای خواهد شد که اکنون شاهد آن هستیم! تدوین کنندگان قانون اساسی حتی نمیدانستند که باید اصلی را برای بازنگری واصلاح قانون اساسی درنظر بگیرند وبازنگری قانون اساسی درسال 68 بادستور بنیانگذار جمهوری اسلامی صورت گرفت.
در حال حاضر، بر اساس اصل 177، بازنگری درقانون اساسی در "موارد ضروری" صرفاً با اذن رهبری امکانپذیر است. مع الأسف، درذیل همین اصل، بندی آورده شده که عملاً امکان اصلاحات بنیادین در قانون اساسی که امروز موضوعات اصلی موردمناقشه ومخالفت آحادمردم است را غیرممکن واصلاح ناپذیر نموده است.
در ذیل اصل 177 چنین آمده است: "محتوای اصول مربوط به اسلامی بودن نظام و ابتنای کلیه قوانین ومقررات براساس موازین اسلامی وپایههای ایمانی واهداف جمهوری اسلامی ایران و جمهوری بودن حکومت و ولایت امر و امامت امت ونیز اداره امور کشور با اتکاء به آراء عمومی ودین ومذهب رسمی ایران تغییرناپذیر است."
این بندحاوی این پیام است که حتی اگرهمه کسانی که قانون اساسی را تدوین نموده اند یابه آن رأی مثبت داده اند فوت کنندبازهم این قانون قابل اصلاح نیست وبه نسلهای بعدی تسری خواهد یافت!
در واقع جمود وتغییرناپذیری قانون اساسی نه تنها کمکی به بقای جمهوری اسلامی نمیکند بلکه آن را شکننده تر هم ساخته است. هنگامی که راه اصلاحات مسدود شود؛ مسیر براندازی گشوده خواهد شد! این درس بزرگ تاریخ است.
#دکتر_جلال_پورالعجل ـ 3 بهمن 1397
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
قانون اساسی نتیجه #ناآگاهی، #غفلت، بی تجربگی و #تعصب بود!
تدوین، تصویب و بازنگری قانون اساسی
آمارها نشان می دهند که در فروردین 58 بیش از 20 میلیون نفر یعنی 99% شرکت کنندگان به استقرار "جمهوری اسلامی" رأی مثبت دادند.
با این وجود، پس از تدوین قانون اساسی، در آذر 58 حدود 5 میلیون نفر یعنی 25% از افرادی که به استقرار جمهوری اسلامی رأی مثبت داده بودند، به قانون اساسی رأی ندادند؛ احتمالاً آن را مغایر با اساس جمهوریت و در تضاد با آرمانهای انقلاب یافته بودند.
جالبتر این که پس از اصلاح قانون اساسی در مرداد 68؛ حدود 14 میلیون نفر یعنی 45% افراد واجد شرایط در همه پرسی بازنگری قانون اساسی شرکت نکردند. این نشان میدهد که جمهوری اسلامی در عمر 10 ساله خود بسیاری از طرفداران اولیه خود را از دست داده است.
حال تصور کنید اگر در حال حاضر قانون اساسی به رأی گذاشته شود چند درصد مردم به آن رأی مثبت خواهند داد؟! به همین دلیل است که اجرای اصل 177 مبنی بر بازنگری و اصلاح قانون اساسی و برگزاری همه پرسی برای مسئولین نظام به یک کابوس دهشتناک تبدیل شده است!
ترکیب اعضای مجلس خبرگان قانون اساسی (مجلس مؤسسان)
جالب است بدانید که از مجموع 73 عضو مجلس خبرگان قانون اساسی، 53 نفر (73%) از روحانیون بودند و فقط 5 نفر دارای درجه دکترای دانشگاهی بودند! شاید این ترکیب برای تدوین "رساله عملیه" مناسب باشد ولی برای تدوین "قانون اساسی" یک کشور به هیچوجه ترکیب مناسبی نبوده است. متأسفانه غایب بزرگ مجلس خبرگان قانون اساسی دانشگاهیان، حقوقدانان و جامعه شناسان بودند.
ترکیب اعضای مجلس خبرگان قانون اساسی باعث شد تا روحانیون حداکثر بهره برداری را از تدوین قانون اساسی ببرند و تمام پستهای کلیدی و حساس را به نفع خود مصادره نمایند. قانون اساسی به گونه ای تدوین شده که شاهرگ اصلی تمام قوانین و امور اجرایی کشور در اختیار و انحصار روحانیون قرار داشته باشد! به نحوی که بدون اجازه آنها هیچ قانونی در کشور تصویب نخواهد شد و هیچ اقدامی، چه در حوزه سیاست داخلی و چه در حوزه سیاست خارجی بدون اذن آنها صورت نخواهد گرفت! در واقع، ثمره اصلی این شیوه قانون نگاری مرگ "جمهوریت" و سلب "اراده مردم" و استیلای بلامنازع روحانیون بر تمام مقدرات و امور کشور به شیوه قرون وسطایی بود.
با توجه به محدودیت دسترسی به رسانه ها در سال 58 و غفلت ناشی از شور و اشتیاق بعد از پیروزی انقلاب به نظر می رسد که بخش عظیمی از رأی دهندگان حتی از محتوای قانون اساسی بی اطلاع بوده اند و به صرف اعتمادی که به مسئولین و بویژه روحانیون داشتند به این قانون رأی مثبت داده اند و حتی کسانی هم که آن را مطالعه کرده بودند، یا در رأی گیری شرکت نکردند (5 میلیون نفر) یا هرگز تصور نمیکردند که قانون اساسی به شیوه کنونی تفسیر و اجرا شود. جای بسی تأسف است که در حال حاضر، بسیاری از طرفداران جمهوری اسلامی حتی یک بار هم قانون اساسی را مطالعه نکرده اند و از محتوی و نواقص آن بی خبرند!
هیچیک از تدوین کنندگان قانون اساسی سابقه کار اجرایی و کشورداری نداشتند. اجرایی ترین فرد در بین انقلابیون مهندس بازرگان بود که پس از کودتای 28 مرداد 1332 برای مدتی رییس شرکت آب و فاضلاب تهران بود! تصور کنید ترکیبی ازافراد فاقد تجربه با چاشنی تعصبات دینی و انقلابی به تدوین قانون اساسی مبادرت نمایند چه فاجعه ای خواهد شد که اکنون شاهد آن هستیم! تدوین کنندگان قانون اساسی حتی نمیدانستند که باید اصلی را برای بازنگری واصلاح قانون اساسی درنظر بگیرند وبازنگری قانون اساسی درسال 68 بادستور بنیانگذار جمهوری اسلامی صورت گرفت.
در حال حاضر، بر اساس اصل 177، بازنگری درقانون اساسی در "موارد ضروری" صرفاً با اذن رهبری امکانپذیر است. مع الأسف، درذیل همین اصل، بندی آورده شده که عملاً امکان اصلاحات بنیادین در قانون اساسی که امروز موضوعات اصلی موردمناقشه ومخالفت آحادمردم است را غیرممکن واصلاح ناپذیر نموده است.
در ذیل اصل 177 چنین آمده است: "محتوای اصول مربوط به اسلامی بودن نظام و ابتنای کلیه قوانین ومقررات براساس موازین اسلامی وپایههای ایمانی واهداف جمهوری اسلامی ایران و جمهوری بودن حکومت و ولایت امر و امامت امت ونیز اداره امور کشور با اتکاء به آراء عمومی ودین ومذهب رسمی ایران تغییرناپذیر است."
این بندحاوی این پیام است که حتی اگرهمه کسانی که قانون اساسی را تدوین نموده اند یابه آن رأی مثبت داده اند فوت کنندبازهم این قانون قابل اصلاح نیست وبه نسلهای بعدی تسری خواهد یافت!
در واقع جمود وتغییرناپذیری قانون اساسی نه تنها کمکی به بقای جمهوری اسلامی نمیکند بلکه آن را شکننده تر هم ساخته است. هنگامی که راه اصلاحات مسدود شود؛ مسیر براندازی گشوده خواهد شد! این درس بزرگ تاریخ است.
#دکتر_جلال_پورالعجل ـ 3 بهمن 1397
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و هفتاد و دو
#گشتاسب_در_روم_و_کتایون
در سرزمین خزر ، الیاس پادشاه بود. قیصر نامه ای به الیاس نوشت و از او بازخواست و گفت: وگرنه فرخزاد کشورت را زیر و رو خواهد کرد.
الیاس پاسخ داد اگر به این یک سوار می نازی ، من آماده نبردم. پس آتش جنگ افروخته شد و دو لشکر به هامون آمدند.
الیاس سواری را نزد فرخزاد فرستاد و به او پیشنهاد گنج و یاری کرد . ولی فرخزاد قبول نکرد و چون خورشید برآمد دو سپاه آراسته در برابر یکدیگر صف کشیدند و گشتاسب اسب خود را تازید و پیش الیاس آمد و او را به نبرد خواند.
نخست الیاس بر فرخزاد تیر بارید ولی گشتاسب نیزه اش را با چنان نیرویی بر جوشن الیاس زد که او از اسب به زمین افتاد. دستش را بست و کشان کشان نزد قیصر برد و آنگاه با لشکر بر سپاه دشمن تاخت و بسیاری از آنها را کشت و بقیه را به اسیری گرفت.
قیصر با شادی به پیشواز فرخ زاد شتافت و آن پیروزی بزرگ را جشن گرفتند.
چندی گذشت تا آنکه قیصر که از پیروزی بر الیاس مغرور شده بود به فکر افتاد که از لهراسب نیز باژ بخواهد. پس مردی خردمند به نام قالوس را با نامه نزد لهراسب فرستاد.
لهراسب با احترام فراوان قالوس را نزد خود نشاند و از او سوال کرد: قیصر پیش شاهان دیگر زبون بود. حالا او از هر کشوری دیگر باژ می خواهد. به دلگرمی کدام پشتیبان باژ میخواهد؟
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و هفتاد و دو
#گشتاسب_در_روم_و_کتایون
در سرزمین خزر ، الیاس پادشاه بود. قیصر نامه ای به الیاس نوشت و از او بازخواست و گفت: وگرنه فرخزاد کشورت را زیر و رو خواهد کرد.
الیاس پاسخ داد اگر به این یک سوار می نازی ، من آماده نبردم. پس آتش جنگ افروخته شد و دو لشکر به هامون آمدند.
الیاس سواری را نزد فرخزاد فرستاد و به او پیشنهاد گنج و یاری کرد . ولی فرخزاد قبول نکرد و چون خورشید برآمد دو سپاه آراسته در برابر یکدیگر صف کشیدند و گشتاسب اسب خود را تازید و پیش الیاس آمد و او را به نبرد خواند.
نخست الیاس بر فرخزاد تیر بارید ولی گشتاسب نیزه اش را با چنان نیرویی بر جوشن الیاس زد که او از اسب به زمین افتاد. دستش را بست و کشان کشان نزد قیصر برد و آنگاه با لشکر بر سپاه دشمن تاخت و بسیاری از آنها را کشت و بقیه را به اسیری گرفت.
قیصر با شادی به پیشواز فرخ زاد شتافت و آن پیروزی بزرگ را جشن گرفتند.
چندی گذشت تا آنکه قیصر که از پیروزی بر الیاس مغرور شده بود به فکر افتاد که از لهراسب نیز باژ بخواهد. پس مردی خردمند به نام قالوس را با نامه نزد لهراسب فرستاد.
لهراسب با احترام فراوان قالوس را نزد خود نشاند و از او سوال کرد: قیصر پیش شاهان دیگر زبون بود. حالا او از هر کشوری دیگر باژ می خواهد. به دلگرمی کدام پشتیبان باژ میخواهد؟
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
الاف الاف الاف
نصف جونامون الافن و بیکارن
[ بازخوانی یکی اهنگهای 22 بهمن ]
فوق العادست ببینید
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
نصف جونامون الافن و بیکارن
[ بازخوانی یکی اهنگهای 22 بهمن ]
فوق العادست ببینید
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️