دربارۀ سخنرانی دکتر سروش
سخنان دکتر عبدالکریم سروش در بارۀ آیتالله خمینی با استقبال برخی رسانههای نزدیک به اصولگرایان در داخل و حملات بیسابقۀ نیروهای براندار در خارج روبرو شده است.
واقعیت اما این است که دکتر سروش طی یک سخنرانی طولانی، پارهای از ویژگیها و صفات شخصی آیتالله خمینی را ستوده و در مقابل، کل اندیشه و کارنامۀ حکومتی او را نقد کرده و نهایتاً مردود دانسته است.
بنابراین با توجه به متن و کلیت سخنان سروش، نه آن حملات محلی از اعراب پیدا میکند و نه آن استقبال وجهی دارد!
#احمد_زیدآبادی
لینک تمام سخنرانی های دکتر سروش 👇
https://t.me/sokhanranihaa/19187
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سخنان دکتر عبدالکریم سروش در بارۀ آیتالله خمینی با استقبال برخی رسانههای نزدیک به اصولگرایان در داخل و حملات بیسابقۀ نیروهای براندار در خارج روبرو شده است.
واقعیت اما این است که دکتر سروش طی یک سخنرانی طولانی، پارهای از ویژگیها و صفات شخصی آیتالله خمینی را ستوده و در مقابل، کل اندیشه و کارنامۀ حکومتی او را نقد کرده و نهایتاً مردود دانسته است.
بنابراین با توجه به متن و کلیت سخنان سروش، نه آن حملات محلی از اعراب پیدا میکند و نه آن استقبال وجهی دارد!
#احمد_زیدآبادی
لینک تمام سخنرانی های دکتر سروش 👇
https://t.me/sokhanranihaa/19187
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✍️ مهدی تدینی
«برای دختران مسلمان دست تکان ندهید!»
در جریان جنگ جهانی دوم، نیروهای آلمانی در نبرد با متفقین وارد سرزمینهای اسلامی شدند، از شمال آفریقا تا بالکان و قفقاز. اینکه رضاشاه در ایران به آلمانیها علاقهمند بود هیچ تصادفی نبود. نیروهای سیاسی فراوانی در کل خاورمیانۀ بزرگ، از شمال آفریقا تا هند به پیروزی آلمانیها امید بسته بودند تا بلکه این قدرت نورسته و خوشسابقه دست و پای بریتانیا را ببندد. آلمان خیلی دیر به باشگاه استعمارگران پیوسته بود و اواخر قرن نوزدهم چند مستعمره در آفریقای مرکزی و جنوبی و اقیانوس آرام دستوپا کرده بود، اما آنها را هم پس از جنگ جهانی اول از دست داده بود. به همین دلیل، جهان اسلام ذهنیت خوبی نسبت به آلمانیها داشت.
امید جهان سومیها این بود که اگر هیتلر پیروز شود سلطۀ بریتانیا را در هم میشکند، برای همین در جریان جنگ جهانی دوم هیتلر متحدانی ثابتقدم در دنیای اسلام، عرب و هند یافت. وقتی ژنرال رومل، فرمانده محبوب آلمانی در شمال آفریقا به سوی مصر پیشروی میکرد، مصریها در اسکندریه شعار میدادند: «ما همه سرباز توییم رومل!» کمی آنسوتر، امین الحسینی، مفتی بیتالمقدس، با تمام توان برای پیروزی هیتلر تلاش میکرد و سرباز میگرفت. باز هم کمی آنسوتر، رشید الکَیلانی در بغداد کودتا کرد تا با کمک هیتلر بریتانیا را از عراق بیرون کند، هیتلر تعلل کرد و کیلانی شکست خورد و به برلین گریخت و رادیویی راه انداخت. رضاشاه و ایران هم که قربانی آلمانیدوستی شدند. در هند هم سُبهاش چندرا بوس، از رهبران جنبش استقلال هند، برای پیروزی هیتلر سخت میکوشید تا دست بریتانیا را از هند قطع کند.
در این میان، فرماندهان آلمان فکر این را کرده بودند که سربازان آلمانی باید برای مواجهه با مسلمانان آموزش ببینند و برای این منظور کتابچههای آموزشی در اختیار سربازان قرار میدادند. در این میان، جالبترین مورد کتابچهای بود با نام «اسلام» که به عنوان «کولهپشتینامه» به همۀ سربازان آلمانی در شمال آفریقا داده میشد. جزئیات بسیار دقیقی از نحوۀ برخورد با مسلمانان در این جزوه آمده بود که برخی را در اینجا ذکر میکنم.
در این کتابچه ابتدا خاستگاه و عقاید اسلام را توضیح میداد و بعد سرباز را خطاب قرار میداد و اصولی را در برخورد با مسلمانان توصیه میکرد. از جمله این موارد:
ــ اگر در مورد دین با مسلمانان صحبت کردی، به هیچ عنوان ابراز برتری نکن! از موضعی کاملاً برابر حرف بزن!
ــ سعی کن «حاجیها» را بشناسی و از آنها در مورد سفر حج بپرس، دوست دارند با علاقه و افتخار دربارۀ سفر حج صحبت کنند.
ــ به گداها حتماً پول بده، حتا اگر شده سکهای کمارزش. با آنها اصلاً برخورد تند نکن! اگر نمیخواهی کمک کنی به زبان محلی بگو «خدا به تو خواهد داد».
ــ به مساجد، قبور و اماکن متبرکه احترام بگذار و به هیچ عنوان بدون اجازه یا دعوت وارد مسجد نشو. به هیچ عنوان قبری را تخریب نکن!
ــ اگر مسلمانی را در حال عبادت دیدی، به هیچ عنوان مزاحمش نشو، تماشایش نکن، از او فیلم و عکس نگیر!
ــ به هیچ عنوان به مسلمانان الکل یا غذای حرام تعارف نکن! در مورد غذایی هم که به او تعارف میکنی به هیچ عنوان دروغ نگو!
ــ دعوت به مراسم ختنهسوران افتخار به حساب میآید و اگر دعوت شدی یعنی تو را دوست اسلام میدانند.
ــ وقتی وارد شهری میشوی چشمهای زنها و دختران زیادی شما را از پشت پنجرهها تماشا میکنند، به هیچ عنوان به آنها سلام نده یا برایشان دست تکان نده!
ــ به هیچ عنوان با زن یا دختری در خیابان یا در مغازهای سر صحبت را باز نکن!
ــ هیچ موقع از یک مسلمان درباره زنش سوال نکن!
ــ اگر لازم شد برای کسب اطلاعات به خانهای مراجعه کنی، در بزن یا زنگ بزن، اما پشتت را به در کن تا اگر زنی در را باز کرد تو او را نبینی!
رابطۀ هیتلر با جهان اسلام یکی از فصول فراموششدۀ تاریخ است که یادآوری آن برای فهم بخشی از تاریخ مهم است. آقای دیوید مُعتدل، تاریخنگار جوان و موفق ایرانیـآلمانی در سال 2014 در این باره کتاب مفصلی با عنوان «دنیای اسلام و آلمان نازی» به زبان انگلیسی نوشت که به آلمانی و فرانسوی هم ترجمه شد و به زودی نسخۀ فارسی آن هم با ترجمۀ آقای ایرج معتدل در نشر ثالث منتشر خواهد شد. به لطف این کتاب با آن کتابچهای که شرحش را دادم آشنا شدم.
📺فایل ویدیو
در ویدئوی پیوست گزارشی از پیشروی آلمان در شمال آفریقا به سمت بنغازی را ببینید. آلمانیها در مسیر، پایگاه انگلیسیها را تصرف میکنند و نیروهای انگلیسی را اسیر میگیرند و به آنها نان و آب میدهند. فرماندهای که میبینید، همان ژنرال رومل است. آنها که در بنغازی به استقبال آلمانیها میآیند، ایتالیاییاند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✍️ مهدی تدینی
«برای دختران مسلمان دست تکان ندهید!»
در جریان جنگ جهانی دوم، نیروهای آلمانی در نبرد با متفقین وارد سرزمینهای اسلامی شدند، از شمال آفریقا تا بالکان و قفقاز. اینکه رضاشاه در ایران به آلمانیها علاقهمند بود هیچ تصادفی نبود. نیروهای سیاسی فراوانی در کل خاورمیانۀ بزرگ، از شمال آفریقا تا هند به پیروزی آلمانیها امید بسته بودند تا بلکه این قدرت نورسته و خوشسابقه دست و پای بریتانیا را ببندد. آلمان خیلی دیر به باشگاه استعمارگران پیوسته بود و اواخر قرن نوزدهم چند مستعمره در آفریقای مرکزی و جنوبی و اقیانوس آرام دستوپا کرده بود، اما آنها را هم پس از جنگ جهانی اول از دست داده بود. به همین دلیل، جهان اسلام ذهنیت خوبی نسبت به آلمانیها داشت.
امید جهان سومیها این بود که اگر هیتلر پیروز شود سلطۀ بریتانیا را در هم میشکند، برای همین در جریان جنگ جهانی دوم هیتلر متحدانی ثابتقدم در دنیای اسلام، عرب و هند یافت. وقتی ژنرال رومل، فرمانده محبوب آلمانی در شمال آفریقا به سوی مصر پیشروی میکرد، مصریها در اسکندریه شعار میدادند: «ما همه سرباز توییم رومل!» کمی آنسوتر، امین الحسینی، مفتی بیتالمقدس، با تمام توان برای پیروزی هیتلر تلاش میکرد و سرباز میگرفت. باز هم کمی آنسوتر، رشید الکَیلانی در بغداد کودتا کرد تا با کمک هیتلر بریتانیا را از عراق بیرون کند، هیتلر تعلل کرد و کیلانی شکست خورد و به برلین گریخت و رادیویی راه انداخت. رضاشاه و ایران هم که قربانی آلمانیدوستی شدند. در هند هم سُبهاش چندرا بوس، از رهبران جنبش استقلال هند، برای پیروزی هیتلر سخت میکوشید تا دست بریتانیا را از هند قطع کند.
در این میان، فرماندهان آلمان فکر این را کرده بودند که سربازان آلمانی باید برای مواجهه با مسلمانان آموزش ببینند و برای این منظور کتابچههای آموزشی در اختیار سربازان قرار میدادند. در این میان، جالبترین مورد کتابچهای بود با نام «اسلام» که به عنوان «کولهپشتینامه» به همۀ سربازان آلمانی در شمال آفریقا داده میشد. جزئیات بسیار دقیقی از نحوۀ برخورد با مسلمانان در این جزوه آمده بود که برخی را در اینجا ذکر میکنم.
در این کتابچه ابتدا خاستگاه و عقاید اسلام را توضیح میداد و بعد سرباز را خطاب قرار میداد و اصولی را در برخورد با مسلمانان توصیه میکرد. از جمله این موارد:
ــ اگر در مورد دین با مسلمانان صحبت کردی، به هیچ عنوان ابراز برتری نکن! از موضعی کاملاً برابر حرف بزن!
ــ سعی کن «حاجیها» را بشناسی و از آنها در مورد سفر حج بپرس، دوست دارند با علاقه و افتخار دربارۀ سفر حج صحبت کنند.
ــ به گداها حتماً پول بده، حتا اگر شده سکهای کمارزش. با آنها اصلاً برخورد تند نکن! اگر نمیخواهی کمک کنی به زبان محلی بگو «خدا به تو خواهد داد».
ــ به مساجد، قبور و اماکن متبرکه احترام بگذار و به هیچ عنوان بدون اجازه یا دعوت وارد مسجد نشو. به هیچ عنوان قبری را تخریب نکن!
ــ اگر مسلمانی را در حال عبادت دیدی، به هیچ عنوان مزاحمش نشو، تماشایش نکن، از او فیلم و عکس نگیر!
ــ به هیچ عنوان به مسلمانان الکل یا غذای حرام تعارف نکن! در مورد غذایی هم که به او تعارف میکنی به هیچ عنوان دروغ نگو!
ــ دعوت به مراسم ختنهسوران افتخار به حساب میآید و اگر دعوت شدی یعنی تو را دوست اسلام میدانند.
ــ وقتی وارد شهری میشوی چشمهای زنها و دختران زیادی شما را از پشت پنجرهها تماشا میکنند، به هیچ عنوان به آنها سلام نده یا برایشان دست تکان نده!
ــ به هیچ عنوان با زن یا دختری در خیابان یا در مغازهای سر صحبت را باز نکن!
ــ هیچ موقع از یک مسلمان درباره زنش سوال نکن!
ــ اگر لازم شد برای کسب اطلاعات به خانهای مراجعه کنی، در بزن یا زنگ بزن، اما پشتت را به در کن تا اگر زنی در را باز کرد تو او را نبینی!
رابطۀ هیتلر با جهان اسلام یکی از فصول فراموششدۀ تاریخ است که یادآوری آن برای فهم بخشی از تاریخ مهم است. آقای دیوید مُعتدل، تاریخنگار جوان و موفق ایرانیـآلمانی در سال 2014 در این باره کتاب مفصلی با عنوان «دنیای اسلام و آلمان نازی» به زبان انگلیسی نوشت که به آلمانی و فرانسوی هم ترجمه شد و به زودی نسخۀ فارسی آن هم با ترجمۀ آقای ایرج معتدل در نشر ثالث منتشر خواهد شد. به لطف این کتاب با آن کتابچهای که شرحش را دادم آشنا شدم.
📺فایل ویدیو
در ویدئوی پیوست گزارشی از پیشروی آلمان در شمال آفریقا به سمت بنغازی را ببینید. آلمانیها در مسیر، پایگاه انگلیسیها را تصرف میکنند و نیروهای انگلیسی را اسیر میگیرند و به آنها نان و آب میدهند. فرماندهای که میبینید، همان ژنرال رومل است. آنها که در بنغازی به استقبال آلمانیها میآیند، ایتالیاییاند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Telegram
attach 📎
"حلیمه یعقوب" رییس جمهور مسلمان سنگاپور است که هنگام تصدی پست دولتی گفت:
"من حلیمه یعقوب، بنده ای از بندگان خدا هستم و از خدا می ترسم. هر کسب می خواهد با من برای مردم سنگاپور کار کند، من به خاطر خدا، خواهر او هستم. تصمیم و هم و غم من، بالا بردن سطح زندگی شهروندان سنگاپور است و نه چیز دیگر".
دستاوردهای دوران ریاست جمهوری ایشان:
🔸افزایش درآمد سنگاپور به ۲تریلیون دلار
🔸افزایش درآمد هر شهروند در سال به ۸۵ هزار دلار
🔸 گذرنامه سنگاپور ارزشمندترین گذرنامه در جهان
🔸کاهش بیکاری به یک درصد
🔸انجام ده هزار پروژه بسیار بزرگ
به صفر رساندن فساد
🔸حذف مالیات از تمام محصولات
🔸افزایش درآمد ملی به نسبت ۵ تریلیون مازاد
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
"من حلیمه یعقوب، بنده ای از بندگان خدا هستم و از خدا می ترسم. هر کسب می خواهد با من برای مردم سنگاپور کار کند، من به خاطر خدا، خواهر او هستم. تصمیم و هم و غم من، بالا بردن سطح زندگی شهروندان سنگاپور است و نه چیز دیگر".
دستاوردهای دوران ریاست جمهوری ایشان:
🔸افزایش درآمد سنگاپور به ۲تریلیون دلار
🔸افزایش درآمد هر شهروند در سال به ۸۵ هزار دلار
🔸 گذرنامه سنگاپور ارزشمندترین گذرنامه در جهان
🔸کاهش بیکاری به یک درصد
🔸انجام ده هزار پروژه بسیار بزرگ
به صفر رساندن فساد
🔸حذف مالیات از تمام محصولات
🔸افزایش درآمد ملی به نسبت ۵ تریلیون مازاد
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
🔷در باب یک خرده پوپولیست
در دوران جوانی نگارنده یک کلیپ بامزه ای از گروه مشهور "پینک فلوید" به نام "دیوار" گل کرده بود که یحتمل خیلی ها ان را دیده اند، مضمون آن از قرار نقد سیستم آموزشی انگلستان بود که بچه ها را مواد خامی می دید که باید به شکل از پیش تعیین شده درآیند. کل سیستم آموزشی به خط تولیدی تشبیه شده بود که مواد خام (انسان ها) وارد آن می شدند و پشت سر هم در ترتیبی مشخص پیش می رفتند، همه یک شکل و یک اندازه به چیزی بدل می شدند که طراح سیستم می خواست. عجالتا همین جا این را نگه داریم تا به معرفی یک پدیده متاخر بپردازیم:
چندی است بزرگواری به نام دکتر مجید حسینی با حضور در رسانه ها و بد وبیراه گفتن به مافیای کنکور و سهمیه ها و ... بسیار سروصدا کرده است، نگارنده این سطور که ناله و غر را حق مسلم همه 80 میلیون نفر ایرانی می داند، البته مخالفتی با هرگونه نالیدن از جور دنیا ندارد، ولی حرف های که با مایه های دولت و اقتصاد از او شنیدم پیداست با یک خرده پوپولیست روبه رو هستیم. البته در این میان سرمایه داری هم طفل حرامزاده ای است که هرکس نقدی دارد باید به او لگدی بپراند که در مورد آموزش هم به زعم ایشان و خیلی های دیگر مقصر سرمایه داری است!
بزرگوار فرموده اند "وقتی همه چیز پول باشد؛ وقتی آموزش را، درمان را و خدمت به مردم را باید سنجید که صرفه دارد یا نه؟ وقتی که دانشجو، دانش آموز و حتی یک مریض؛ یک مشتری چرب برای دستگاه عظیم دکانداری ماست؛ انگاه اولین سوال اینست که حفظ جان انسانها صرفه دارد یا نه؟ آیا هر جان انسانی ارزش اقتصادی دارد که هزینه امنیت، راحتی، آرامش و ... ان را بدهیم، یا فقط یک مشتری چرب است؟ ... باید برگردیم به احترام به جان انسانها، باید دانشجو، دانشجو شود نه مشتری؛ باید آموزش از گروگان سرمایه داری نابرابر و مافیای آموزشی بدر آید؛ باید زندگی با ارزش انسانی جای پول به مردمان برگردد؛ چاره دیگری نیست". تا جایی که از حرف های پراکنده هم بر می آید پیشنهاد عملی هم دولتی کردن آموزش است، از جمله ممنوعیت مدارس غیرانتفاعی و معلم خصوصی را هم در محفلی پیشنهاد داده اند!
باری، وقتی شما فکر میکنید چیزی مجانی است، ان چیز به خودی خود رایگان نمی شود؛ فرقی نمی کند شما به کسی که خدمات آموزشی دریافت می کند بگویید انسان، مشتری یا دانشجو یا آینده ساز مملکت، منابعی باید صرف کرد تا ان خدمت ارائه شود! وقتی هم که خود طرف نپردازد باید کس دیگری در جای دیگری آن را پرداخت کند، پس ما چه بخواهیم مقاومت کنیم یا نکنیم با یک فرایند اقتصادی روبه رو هستیم که باید به صرفه اش فکر کرد؛ برای کار نیاز به استاد و معلم کاربلد و نرم افزار و سخت افزار مناسب است، اینها هم نیازمند صرف هزینه اند؛ نوآوری و ارتقای سطح ارائه خدمات و افزایش کارایی و کاهش هزینه ها همه در آموزش و تحصیلات هم به همان اندازه هر حوزه اقتصادی دیگر اهمیت دارند (لازم است تکرار کنیم مدیریت دولتی در چنین اموری چقدر کاستی دارد؟).
از همه خنک تر پیشنهاد بزرگوار برای جمع کردن همین به این اصطلاح موسسه ها و دانشگاه های پولی و "خصوصی" فعلی است، بعید می دانم کسی آنقدر خجسته دل باشد که نداند مثلا دانشگاه آزاد ما به هر چیز شبیه باشد به بخش خصوصی شباهتی ندارد، اساسا در بخش خصوصی واقعی سهمیه به شکل رایج آن در ایران نمی تواند به وجود آید. یادمان نرود در هیچ کشوری دولت کار آموزش را به طور کامل به حال خود نمی گذارد، ولی هر کسی ساختار سیاسی ایران را بشناسد می داند که خصوصی سازی آموزش و این حرف ها در ایران چیزی در مایه های قصه کلثوم ننه است، وقتی دولتی حتی به آموزش زبان در پیش دبستانی ها هم کار دارد، شوخی است فکر کنیم کار به بازار سپرده شده است. آموزش دولتی که دولت محتوا و سطح و شیوه آموزش را تعیین می کند به واقع کمتر از فاجعه نیست؛ آدم هایی متوسط با دانش نصفه و نیمه و ملاحظاتی سیاسی قرار است چه فتح الفتوحی را باعث شوند؟
به کارخانه ادم سازی پینک فلوید برگردیم، خود کارخانه مصیبت کمی نیست، حال فرض کنید که مسئولیتش را هم می خواهیم به یک مسئول نالایق بسپاریم که کاری به بازار ندارد، بلکه می خواهد محصولاتش چیزی باشد که خود می پسندد، کار نور علی نور است. در این حال و هوا از قضا باید تلاش کنیم تا هرچه می شود کار را از دست دولت در آورد، از تنوع حداکثری در محتوا و شیوه آموزشی دفاع کرد و به دشمن اصلی (یعنی دولت) تاخت، نه اینکه مافیا و سرمایه داری آموزشی را متهم کرد و از این راه کاسبی کرد. اگر تلاش برای حتی اندکی دور شدن از این ماشین خرفت سازی دولت قرار است انجام گیرد، چرا ناراحت باشیم و بدتر از آن بخواهیم همه کارها به زیر نظر دولت برگردد؟ والله اعلم.
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
🔷در باب یک خرده پوپولیست
در دوران جوانی نگارنده یک کلیپ بامزه ای از گروه مشهور "پینک فلوید" به نام "دیوار" گل کرده بود که یحتمل خیلی ها ان را دیده اند، مضمون آن از قرار نقد سیستم آموزشی انگلستان بود که بچه ها را مواد خامی می دید که باید به شکل از پیش تعیین شده درآیند. کل سیستم آموزشی به خط تولیدی تشبیه شده بود که مواد خام (انسان ها) وارد آن می شدند و پشت سر هم در ترتیبی مشخص پیش می رفتند، همه یک شکل و یک اندازه به چیزی بدل می شدند که طراح سیستم می خواست. عجالتا همین جا این را نگه داریم تا به معرفی یک پدیده متاخر بپردازیم:
چندی است بزرگواری به نام دکتر مجید حسینی با حضور در رسانه ها و بد وبیراه گفتن به مافیای کنکور و سهمیه ها و ... بسیار سروصدا کرده است، نگارنده این سطور که ناله و غر را حق مسلم همه 80 میلیون نفر ایرانی می داند، البته مخالفتی با هرگونه نالیدن از جور دنیا ندارد، ولی حرف های که با مایه های دولت و اقتصاد از او شنیدم پیداست با یک خرده پوپولیست روبه رو هستیم. البته در این میان سرمایه داری هم طفل حرامزاده ای است که هرکس نقدی دارد باید به او لگدی بپراند که در مورد آموزش هم به زعم ایشان و خیلی های دیگر مقصر سرمایه داری است!
بزرگوار فرموده اند "وقتی همه چیز پول باشد؛ وقتی آموزش را، درمان را و خدمت به مردم را باید سنجید که صرفه دارد یا نه؟ وقتی که دانشجو، دانش آموز و حتی یک مریض؛ یک مشتری چرب برای دستگاه عظیم دکانداری ماست؛ انگاه اولین سوال اینست که حفظ جان انسانها صرفه دارد یا نه؟ آیا هر جان انسانی ارزش اقتصادی دارد که هزینه امنیت، راحتی، آرامش و ... ان را بدهیم، یا فقط یک مشتری چرب است؟ ... باید برگردیم به احترام به جان انسانها، باید دانشجو، دانشجو شود نه مشتری؛ باید آموزش از گروگان سرمایه داری نابرابر و مافیای آموزشی بدر آید؛ باید زندگی با ارزش انسانی جای پول به مردمان برگردد؛ چاره دیگری نیست". تا جایی که از حرف های پراکنده هم بر می آید پیشنهاد عملی هم دولتی کردن آموزش است، از جمله ممنوعیت مدارس غیرانتفاعی و معلم خصوصی را هم در محفلی پیشنهاد داده اند!
باری، وقتی شما فکر میکنید چیزی مجانی است، ان چیز به خودی خود رایگان نمی شود؛ فرقی نمی کند شما به کسی که خدمات آموزشی دریافت می کند بگویید انسان، مشتری یا دانشجو یا آینده ساز مملکت، منابعی باید صرف کرد تا ان خدمت ارائه شود! وقتی هم که خود طرف نپردازد باید کس دیگری در جای دیگری آن را پرداخت کند، پس ما چه بخواهیم مقاومت کنیم یا نکنیم با یک فرایند اقتصادی روبه رو هستیم که باید به صرفه اش فکر کرد؛ برای کار نیاز به استاد و معلم کاربلد و نرم افزار و سخت افزار مناسب است، اینها هم نیازمند صرف هزینه اند؛ نوآوری و ارتقای سطح ارائه خدمات و افزایش کارایی و کاهش هزینه ها همه در آموزش و تحصیلات هم به همان اندازه هر حوزه اقتصادی دیگر اهمیت دارند (لازم است تکرار کنیم مدیریت دولتی در چنین اموری چقدر کاستی دارد؟).
از همه خنک تر پیشنهاد بزرگوار برای جمع کردن همین به این اصطلاح موسسه ها و دانشگاه های پولی و "خصوصی" فعلی است، بعید می دانم کسی آنقدر خجسته دل باشد که نداند مثلا دانشگاه آزاد ما به هر چیز شبیه باشد به بخش خصوصی شباهتی ندارد، اساسا در بخش خصوصی واقعی سهمیه به شکل رایج آن در ایران نمی تواند به وجود آید. یادمان نرود در هیچ کشوری دولت کار آموزش را به طور کامل به حال خود نمی گذارد، ولی هر کسی ساختار سیاسی ایران را بشناسد می داند که خصوصی سازی آموزش و این حرف ها در ایران چیزی در مایه های قصه کلثوم ننه است، وقتی دولتی حتی به آموزش زبان در پیش دبستانی ها هم کار دارد، شوخی است فکر کنیم کار به بازار سپرده شده است. آموزش دولتی که دولت محتوا و سطح و شیوه آموزش را تعیین می کند به واقع کمتر از فاجعه نیست؛ آدم هایی متوسط با دانش نصفه و نیمه و ملاحظاتی سیاسی قرار است چه فتح الفتوحی را باعث شوند؟
به کارخانه ادم سازی پینک فلوید برگردیم، خود کارخانه مصیبت کمی نیست، حال فرض کنید که مسئولیتش را هم می خواهیم به یک مسئول نالایق بسپاریم که کاری به بازار ندارد، بلکه می خواهد محصولاتش چیزی باشد که خود می پسندد، کار نور علی نور است. در این حال و هوا از قضا باید تلاش کنیم تا هرچه می شود کار را از دست دولت در آورد، از تنوع حداکثری در محتوا و شیوه آموزشی دفاع کرد و به دشمن اصلی (یعنی دولت) تاخت، نه اینکه مافیا و سرمایه داری آموزشی را متهم کرد و از این راه کاسبی کرد. اگر تلاش برای حتی اندکی دور شدن از این ماشین خرفت سازی دولت قرار است انجام گیرد، چرا ناراحت باشیم و بدتر از آن بخواهیم همه کارها به زیر نظر دولت برگردد؟ والله اعلم.
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و هشتادو چهار
#زندانی_شدن_اسفندیار
بزرگان گفتند:
ای شهریار چنان که تو گفته ای هرگز نبوده است. اسفندیار سر بر آورد و گفت:
ای شاه آزاده خو، هرگز مرگ تو آرزوی من نیست، من هر چه توانسته ام به فرمان تو کرده ام، و لیکن تو شاهی و فرمان تور است. کنون بند بفرما و اگر می خواهی بکش.
گشتاسب گفت، بند آوردند، آهنگران آمدند، زنجیرهای گران بر دست و پای اسفندیار بستند، پیل آوردند، اسفندیار را بر پشت پیل نشاندند و او را به سوی گنبدان دژ بردند. چهار ستون آهن آوردند و پای او را بستند.
اسفندیار در زندان بود و در آن میان گشتاسب برای رواج دین زرتشت به سیستان رفت. رستم شاه نیمروز و زال پیر، گشتاسب را به شادی پذیرا شدند و مردم گروه گروه به دیدن گشتاسب آمده و از دین بهی آگاهی یافتند.
گشتاسب دو سال مهمان رستم بود. کم کم به بزرگان ایران خبر رسید که اسفندیار در زندان است. فرمانداران و شهریاران از گشتاسب رو گردانیده و به بهمن خبر دادند که پدرت بیگناه به زنجیر کشیده شده است. به ارجاسب نیز آگاهی رسید که گشتاسب بر اسفندیار خشم گرفته و او را در گنبدان دژ زندانی کرده. ارجاسب یکی از پلیدان دستگاه خود را بنام ستوه برای آگاهی از اوضاع ایران روانه کرد.
وقتی او دید گشتاسب از بلخ رفته و لهراسب و موبدان به نیایش مشغولند، به سرعت بازگشت و ارجاسب سران کشور را پیش خواند و گفت:
بروید و سپاه پراکنده را گرد آورید.
برفتند گردان لشکر همه
بکوه و بیابان و جای رمه
بدو باز خواندند لشکرش را
گزیده سواران کشورش را
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و هشتادو چهار
#زندانی_شدن_اسفندیار
بزرگان گفتند:
ای شهریار چنان که تو گفته ای هرگز نبوده است. اسفندیار سر بر آورد و گفت:
ای شاه آزاده خو، هرگز مرگ تو آرزوی من نیست، من هر چه توانسته ام به فرمان تو کرده ام، و لیکن تو شاهی و فرمان تور است. کنون بند بفرما و اگر می خواهی بکش.
گشتاسب گفت، بند آوردند، آهنگران آمدند، زنجیرهای گران بر دست و پای اسفندیار بستند، پیل آوردند، اسفندیار را بر پشت پیل نشاندند و او را به سوی گنبدان دژ بردند. چهار ستون آهن آوردند و پای او را بستند.
اسفندیار در زندان بود و در آن میان گشتاسب برای رواج دین زرتشت به سیستان رفت. رستم شاه نیمروز و زال پیر، گشتاسب را به شادی پذیرا شدند و مردم گروه گروه به دیدن گشتاسب آمده و از دین بهی آگاهی یافتند.
گشتاسب دو سال مهمان رستم بود. کم کم به بزرگان ایران خبر رسید که اسفندیار در زندان است. فرمانداران و شهریاران از گشتاسب رو گردانیده و به بهمن خبر دادند که پدرت بیگناه به زنجیر کشیده شده است. به ارجاسب نیز آگاهی رسید که گشتاسب بر اسفندیار خشم گرفته و او را در گنبدان دژ زندانی کرده. ارجاسب یکی از پلیدان دستگاه خود را بنام ستوه برای آگاهی از اوضاع ایران روانه کرد.
وقتی او دید گشتاسب از بلخ رفته و لهراسب و موبدان به نیایش مشغولند، به سرعت بازگشت و ارجاسب سران کشور را پیش خواند و گفت:
بروید و سپاه پراکنده را گرد آورید.
برفتند گردان لشکر همه
بکوه و بیابان و جای رمه
بدو باز خواندند لشکرش را
گزیده سواران کشورش را
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
شهرداری برازجان :
#صندلی_برای_کارگران_قدغن!
🔻 ۱. این، بهترین تصویر از یک نظم و نظام سرمایهداری است: انسان در این نظام با کار معنا پیدا میکند و او هیچگاه، به ماهو انسان بودنش ارجمند نیست. ارزش او در حد کاری است که انجام میدهد!
🔻 ۲. در این نظام، "طبقه" مهم است. درست مثل این تصویر: طبقهای فرادست میشود و طبقهای فرودست! طبقهای حاکم و طبقهای محکوم!
ملاک دست یازیدن به طبقه بالا و محکوم بودن به طبقه پایین، اساسا سرمایه و فقر است!
🔻 ۳. انسان بیثروت در این نظام، در حد یک اشیا تقلیل مییابد: اشیایی که باید کارکرد داشته باشد و هرگاه سرمایهدار اراده کند، دم ِ دست اش باشد یا پایین پایش قرارگیرد!
🔻 ۴. آنچه در این نظام موضوعیت ندارد، شان، غرور و عزت طبقه فرودست است؛ راست از آنگونه که "اشیا" و "چیز" ، فاقد اینانند؛ پس طبیعی است که انسان سقوط کرده به "چیزوارگی" در این نظام نیز، میتواند بسهولت فاقد هرگونه عزت و شان تصور شود.
✍️ امین_جباری
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#صندلی_برای_کارگران_قدغن!
🔻 ۱. این، بهترین تصویر از یک نظم و نظام سرمایهداری است: انسان در این نظام با کار معنا پیدا میکند و او هیچگاه، به ماهو انسان بودنش ارجمند نیست. ارزش او در حد کاری است که انجام میدهد!
🔻 ۲. در این نظام، "طبقه" مهم است. درست مثل این تصویر: طبقهای فرادست میشود و طبقهای فرودست! طبقهای حاکم و طبقهای محکوم!
ملاک دست یازیدن به طبقه بالا و محکوم بودن به طبقه پایین، اساسا سرمایه و فقر است!
🔻 ۳. انسان بیثروت در این نظام، در حد یک اشیا تقلیل مییابد: اشیایی که باید کارکرد داشته باشد و هرگاه سرمایهدار اراده کند، دم ِ دست اش باشد یا پایین پایش قرارگیرد!
🔻 ۴. آنچه در این نظام موضوعیت ندارد، شان، غرور و عزت طبقه فرودست است؛ راست از آنگونه که "اشیا" و "چیز" ، فاقد اینانند؛ پس طبیعی است که انسان سقوط کرده به "چیزوارگی" در این نظام نیز، میتواند بسهولت فاقد هرگونه عزت و شان تصور شود.
✍️ امین_جباری
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
ما اهل تخم مرغ نیستیم، اما حق داریم به مسئولان بگوییم "اینطور کنید و آنطور نکنید"
سهند ایرانمهر
نکته اول:
فریز انینگ، سناتور افراطی استرالیایی با تخم مرغ مورد حمله قرار گرفت. فریز آنینگ بعد از حادثه تروریستی در نیوزیلند طی بیانیه ای گفته بود علت بروز حادثه نیوزیلند سیاستهای مهاجرتی است که باعث مهاجرت تندروهای مسلمان به نیوزیلند شده است . او اسلام را معادل دینی فاشیسم دانسته و گفته است که:" قربانیان چندان هم بیگناه نیستند". این اظهارات سبب شده است که یک جوان استرالیایی (غیر مسلمان) به هنگام مصاحبه او با یک شبکه تلویزیونی با تخم مرغ به او حمله کند. محافظان سناتور، جوان را دستگیر و تحویل پلیس داده اند اما به گفته پلیس این جوان لحظاتی بعد آزاد شد. بیست و پنج هزار رای دهنده استرالیایی هم با امضای بیانیه ای خواستار استعفای این نماینده شده اند.
نکته دوم:
ایلنا نوشت: یک عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به اعمال فشارهایی که به تصمیمگیران کشور جهت بررسی کنوانسونهای زیرمجموعه FATF اعمال میشود، گفت: چطور بسیاری از مردم به خودشان اجازه میدهند که به نمایندگان مجلس و اعضای شورای نگهبان یا مجمع تشخیص مصلحت نظام تکلیف کنند که این کار را بکنید یا نکنید؟ البته ما به مردممان حق میدهیم که دغدغه مسائل نظام وآنچه در جریان تصمیمگیری کشور است را داشته باشند چرا که زخم خوردهاند و این زخم خوردنها موجب حساسیت آنها شده اما آیا نباید به ساختاری که نظام ایجاد کرده اعتماد کنند؟
نتیجه: نکته اول اینکه این سخن راست است که از مردم لیبرال و دموکرات حکومت دموکرات پدید می آید. در نتیجه وقتی نماینده ای خلاف دموکراسی و آزادی سخنی به میان می آورد خود آن مردم صرف نظر از عقیده و مذهبشان با او برخورد می کنند . نکته دیگر اینکه در کشورهای دموکرات مردم نه تنها حق دارند بر نمایندگان خود نظارت و مطالبات خود و حسن اجرای اصول قانون اساسی را پیگیری کنند که حتا برخی اقدامات توام با خشم آنان علیه این افراد تحمل می شود و پلیس از شدت عمل در مورد این سطح از اقدامات اجتناب میکند. مردم ما البته این حد از رفتار را در مورد تخطی مسئولان نشان نداده اند و شخصا چنین رفتاری را نادرست می دانم اما خوب است، مسئولانی که مشروعیت و موقعیت آنان مرهون رای مردم است دست کم در بدیهیاتی مثل حق مردم در بیان اینکه به نمایندگان خود بگویند "اینطور کنید یا آنطور نکنید" اندکی انصاف به خرج دهند و حالا که تحمل و نجابت مردم زیاد است حیای قدردانی را حفظ کنند و به مردم نفرمایند که "اینطور کنید و انطور نکنید!"
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
ما اهل تخم مرغ نیستیم، اما حق داریم به مسئولان بگوییم "اینطور کنید و آنطور نکنید"
سهند ایرانمهر
نکته اول:
فریز انینگ، سناتور افراطی استرالیایی با تخم مرغ مورد حمله قرار گرفت. فریز آنینگ بعد از حادثه تروریستی در نیوزیلند طی بیانیه ای گفته بود علت بروز حادثه نیوزیلند سیاستهای مهاجرتی است که باعث مهاجرت تندروهای مسلمان به نیوزیلند شده است . او اسلام را معادل دینی فاشیسم دانسته و گفته است که:" قربانیان چندان هم بیگناه نیستند". این اظهارات سبب شده است که یک جوان استرالیایی (غیر مسلمان) به هنگام مصاحبه او با یک شبکه تلویزیونی با تخم مرغ به او حمله کند. محافظان سناتور، جوان را دستگیر و تحویل پلیس داده اند اما به گفته پلیس این جوان لحظاتی بعد آزاد شد. بیست و پنج هزار رای دهنده استرالیایی هم با امضای بیانیه ای خواستار استعفای این نماینده شده اند.
نکته دوم:
ایلنا نوشت: یک عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به اعمال فشارهایی که به تصمیمگیران کشور جهت بررسی کنوانسونهای زیرمجموعه FATF اعمال میشود، گفت: چطور بسیاری از مردم به خودشان اجازه میدهند که به نمایندگان مجلس و اعضای شورای نگهبان یا مجمع تشخیص مصلحت نظام تکلیف کنند که این کار را بکنید یا نکنید؟ البته ما به مردممان حق میدهیم که دغدغه مسائل نظام وآنچه در جریان تصمیمگیری کشور است را داشته باشند چرا که زخم خوردهاند و این زخم خوردنها موجب حساسیت آنها شده اما آیا نباید به ساختاری که نظام ایجاد کرده اعتماد کنند؟
نتیجه: نکته اول اینکه این سخن راست است که از مردم لیبرال و دموکرات حکومت دموکرات پدید می آید. در نتیجه وقتی نماینده ای خلاف دموکراسی و آزادی سخنی به میان می آورد خود آن مردم صرف نظر از عقیده و مذهبشان با او برخورد می کنند . نکته دیگر اینکه در کشورهای دموکرات مردم نه تنها حق دارند بر نمایندگان خود نظارت و مطالبات خود و حسن اجرای اصول قانون اساسی را پیگیری کنند که حتا برخی اقدامات توام با خشم آنان علیه این افراد تحمل می شود و پلیس از شدت عمل در مورد این سطح از اقدامات اجتناب میکند. مردم ما البته این حد از رفتار را در مورد تخطی مسئولان نشان نداده اند و شخصا چنین رفتاری را نادرست می دانم اما خوب است، مسئولانی که مشروعیت و موقعیت آنان مرهون رای مردم است دست کم در بدیهیاتی مثل حق مردم در بیان اینکه به نمایندگان خود بگویند "اینطور کنید یا آنطور نکنید" اندکی انصاف به خرج دهند و حالا که تحمل و نجابت مردم زیاد است حیای قدردانی را حفظ کنند و به مردم نفرمایند که "اینطور کنید و انطور نکنید!"
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#گذری_کوتاه_بر_هفت_سین
هفت سین ها باید دارای این ویژگی ها باشند:
۱- نام آنها پارسی باشد.
۲- با حرف سین آغاز شود.
۳- دارای ریشه گیاهی باشند.
۴- خوردنی باشند.
۵-ترکیبی نباشد(ترکیبی از دو واژه نباشد مثل :سیب زمینی)
بر این پایه :
_ ُسنبل ( نه خوراکی است نه پارسی ) تازی است.
_ سکه ( نه خوراکی است نه پارسی ) تازی است.
_ سماور ( نه خوراکی است نه پارسی ) روسی است.
و جزو هفت سین نیستند.
گفته اند هر یک از سین های هفت سین، نماد اهورامزدا، شش امشاسپندان ( هفت فرشته بزرگ ) کیش زرتشت هستند:
سیر : نماد اهورا مزدا
سبزه : فرشته اردیبهشت نماد آبهای پاک است
سیب : فرشته سپندارمذ، فرشته زن ، نماد بارداری و پرستاری است
سنجد : فرشته خرداد نماد دلبستگی
سرکه : فرشته امرداد نماد جاودانگی
سمنو : فرشته شهریور نماد خواربار
سماق : فرشته بهمن نماد باران
علاوه بر اینها روی سفره هفت سین کتاب مقدس ( قرآن، اوستا و ...)، شمعدان روشن ( آتش مقدس) ، اسپند ( نماد مادر زمین)، آینه ( نماد پاکی دل و روشنایی ضمیر و وسیله ای برای دیدن آنچه به چشم دیدینی نیست مانند ارواح پاک گذشتگان. رجوع کنید به فیلمهای سینمای وحشت که افراد معمولاً ارواح را در آینه می بینند!) ماهی (نماد برج اسفند و صورت فلکی حوت و نشانه حلول سال از اسفند به برج فروردین و صورت فلکی حَمَل یا بز) ، قطعه ای نان تزیین شده با پنیر و نمک ( نماد روزی و برکت. همان اصطلاح ما نون نمک شما رو خورده ایم...) شیرینی و نقل و نبات نیز قرار میگیرد.
متاسفانه در چند سال اخیر به خصوص با کج سلیقگی رسانه ها و بویژه رسانه ملی سکه نیز به سفره هفت سین تحمیل شده!! در واقع در سالیان اخیر برای تزیین سفره از سکه های زرد و سفید ( نماد طلا و نقره یا شاید شب و روز) استفاده شده که برخی به اشتباه آن را جزیی از هفت سین دانسته با حذف «سرکه» ، سکه را جایگزین آن نموده اند. عزیزان باید توجه داشته باشند که سکه جنبه تزیینی داشته و بخشی از اجزای هفتگانه سفره نیست. شایسته است جلوی این تحریف گرفته شود.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#گذری_کوتاه_بر_هفت_سین
هفت سین ها باید دارای این ویژگی ها باشند:
۱- نام آنها پارسی باشد.
۲- با حرف سین آغاز شود.
۳- دارای ریشه گیاهی باشند.
۴- خوردنی باشند.
۵-ترکیبی نباشد(ترکیبی از دو واژه نباشد مثل :سیب زمینی)
بر این پایه :
_ ُسنبل ( نه خوراکی است نه پارسی ) تازی است.
_ سکه ( نه خوراکی است نه پارسی ) تازی است.
_ سماور ( نه خوراکی است نه پارسی ) روسی است.
و جزو هفت سین نیستند.
گفته اند هر یک از سین های هفت سین، نماد اهورامزدا، شش امشاسپندان ( هفت فرشته بزرگ ) کیش زرتشت هستند:
سیر : نماد اهورا مزدا
سبزه : فرشته اردیبهشت نماد آبهای پاک است
سیب : فرشته سپندارمذ، فرشته زن ، نماد بارداری و پرستاری است
سنجد : فرشته خرداد نماد دلبستگی
سرکه : فرشته امرداد نماد جاودانگی
سمنو : فرشته شهریور نماد خواربار
سماق : فرشته بهمن نماد باران
علاوه بر اینها روی سفره هفت سین کتاب مقدس ( قرآن، اوستا و ...)، شمعدان روشن ( آتش مقدس) ، اسپند ( نماد مادر زمین)، آینه ( نماد پاکی دل و روشنایی ضمیر و وسیله ای برای دیدن آنچه به چشم دیدینی نیست مانند ارواح پاک گذشتگان. رجوع کنید به فیلمهای سینمای وحشت که افراد معمولاً ارواح را در آینه می بینند!) ماهی (نماد برج اسفند و صورت فلکی حوت و نشانه حلول سال از اسفند به برج فروردین و صورت فلکی حَمَل یا بز) ، قطعه ای نان تزیین شده با پنیر و نمک ( نماد روزی و برکت. همان اصطلاح ما نون نمک شما رو خورده ایم...) شیرینی و نقل و نبات نیز قرار میگیرد.
متاسفانه در چند سال اخیر به خصوص با کج سلیقگی رسانه ها و بویژه رسانه ملی سکه نیز به سفره هفت سین تحمیل شده!! در واقع در سالیان اخیر برای تزیین سفره از سکه های زرد و سفید ( نماد طلا و نقره یا شاید شب و روز) استفاده شده که برخی به اشتباه آن را جزیی از هفت سین دانسته با حذف «سرکه» ، سکه را جایگزین آن نموده اند. عزیزان باید توجه داشته باشند که سکه جنبه تزیینی داشته و بخشی از اجزای هفتگانه سفره نیست. شایسته است جلوی این تحریف گرفته شود.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
عملیات تروریستی در نیوزیلند جو عمومی اروپا و استرالیا را به نفع مسلمانان تغییر داده است.
این مرد در منچستر در کنار مسجد خطاب به مسلمانان نوشته است:« شما دوست من هستید ومن به هنگام نمازخواندن مراقبتان خواهم بود»(گاردین).
نخست وزیر نیوزیلند گفته است که قربانیان مسلمان از ما بودند وفرد تروریست از ما نبود.
برج ایفل به احترام قربانیان لحظاتی خاموش شد.
یهودیان نیوزیلند در همبستگی با مسلمانان کنیسهها را یک روز تعطیل کردند
وکلیساها اعلامکردند که مسلمانان میتوانند آیینهای عبادی خود را در آنجا برگزار کنند.
دیروز نیز دهها تن از شهروندان مسیحی نیوزیلندی بدون اینکه نماز خواندن بدانند برای اعلام همبستگی در نماز جماعت مسلمانان نیوزیلند شرکت کردند که فیلم آن بازتاب فراوانی یافت.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
این مرد در منچستر در کنار مسجد خطاب به مسلمانان نوشته است:« شما دوست من هستید ومن به هنگام نمازخواندن مراقبتان خواهم بود»(گاردین).
نخست وزیر نیوزیلند گفته است که قربانیان مسلمان از ما بودند وفرد تروریست از ما نبود.
برج ایفل به احترام قربانیان لحظاتی خاموش شد.
یهودیان نیوزیلند در همبستگی با مسلمانان کنیسهها را یک روز تعطیل کردند
وکلیساها اعلامکردند که مسلمانان میتوانند آیینهای عبادی خود را در آنجا برگزار کنند.
دیروز نیز دهها تن از شهروندان مسیحی نیوزیلندی بدون اینکه نماز خواندن بدانند برای اعلام همبستگی در نماز جماعت مسلمانان نیوزیلند شرکت کردند که فیلم آن بازتاب فراوانی یافت.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینم فال سال جدیدتون
اول نیت کنین بعد اسكرين شات بگیرین
ای حافظ شیرازی!
تو کاشف هر رازی....
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اول نیت کنین بعد اسكرين شات بگیرین
ای حافظ شیرازی!
تو کاشف هر رازی....
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
چه کسی قیمه من را خورده است؟
امروز برای ناهار خورش قیمه دارم. رابطه من با خورش قیمه شبیه به رابطه فرهاد است با شیرین. خیلی دراماتیک و عاشقانه. امروز صبح رئیسم چهارصد و بیست صفحه نقشه سیاه و سفید را گذاشت روی میزم تا غلطهایش را پیدا کنم؛ ملالآور و طاقتفرسا و آزاردهنده. بدترین قسمت قضیه هم این بود که رئیسم گردنش را کمی کج کرد و با حالتی بین التماس و دستور بهم گفت که تا قبل از ناهار نتیجه را میخواهد. من آدم دلگندهای نیستم و اینطور مواقع یکی با صدای ناصر ملکمطیعی توی سرم داد میزد که گند بخوره به این زندگی. امروز هم دقیقا همین اتفاق افتاد. اما با یک تفاوت بزرگ. یک جایی ته ذهنم یاد خورش قیمهای افتادم که برای ناهار آوردهام. خلاصه داستان این شد که قیمه، انگیزه ادامه راه تا ظهر را فراهم کرد. هر صفحه را که ورق میزدم، یک فحش به روزگار میدادم اما یاد قیمه که میافتادم، دلم غنج میرفت و فحشم را پس میگرفتم.
سر کوچه ما یک زن و شوهر زندگی میکنند. جیسون و لارا. پسرشان معلول است. در حدی معلول که غذا هم نمیتواند بخورد. چند باری با آنها حرف زدم. جیسون درشت و چهارشانه است و سرش را با تیغ میتراشد و هر روز برای رسیدن به محل کارش باید نود دقیقه رانندگی کند. به اندازه یک بازی فوتبال. هر ماه چهل درصد درآمدش را میگذارد کنار بابت خرج پسرشان. لارا هم گویا منشی یک وکیل الدنگ است که هر روز او را میچلاند. پارسال درخت کاج افتاد روی خانهشان و سقف را جر داد. سال قبلتر هم شهرداری گیر داد و مالیاتشان را دوبرابر کرد. لارا حساسیت ناجوری به گل و گیاه دارد و شش ماه از سال را عطسه میکند. یک شورلت کهنه دارند که لااقل ده تا رئیسجمهور را به چشم خودش دیده. پول ندارند عوضش کنند و یک هفته درمیان میروند مکانیکی. چند تا فاجعه دیگر هم هست که حوصله گفتنشان را ندارم. در عوض هر بار که میبینمشان، انگار نه انگار این مشکلات مال آنهاست. انگار نشستهاند روی روشنترین نقطهی جهان هستی. مرکز پرگار امید. گاهی وقتها که از جلوی خانهشان رد میشوم، میبینم که نشستهاند روی پله در ورودی. در واقع لارا دراز کشیده و سرش را ول داده روی پای جیسون و انگشتهای جیسون هم لای موهای لارا. پسرشان هم روی صندلیچرخدار به یک جای دوری خیره شده. این صحنه را هزار بار دیدهام. دقیقا مشخص است که یکی چهارصد و بیست صفحه نقشه گذاشته توی کاسهشان. اما شانس آوردهاند و یک قابلمه قیمه ته یخچال دارند. یک انگیزه بزرگ برای ادامه راه. دقیقا این انگیزه را میشود توی چشمهای لارا، وقتی که شوهرش حرف میزند، دید. یا توی چشمهای جیسون وقتی که دستش را میبرد دور کمر لارا. مشخص و واضح (منبع:فهیم عطار مقیم خارج از کشور)
تحلیل و تجویز راهبردی:
آنچه نویسنده در متن بالا به آن پرداخته است سطحی از لوگوتراپی یا معنادرمانی است. دکتر ویکتور فرانکل در سالهای ۱۹۴۲ تا ۱۹۴۵ به وسیله نازیها ابتدا در اردوگاه مرگ آشویتس و سپس در اردوگاه کار اجباری داخاو زندانی شد. او نجات پیدا کرد و بر اساس تجاربش کتابی منتشر کرد به نام: انسان در جستجوی معنا. او از ۱۲۰ دانشگاه جهان دکترای افتخاری گرفت!
در آن اردوگاه افراد واقعا رنج می کشیدند و هر لحظه سایه اعدام و مرگ بالای سرشان بود. پس در چنین شرایطی، کاهش دادن رنج از راه نادیده گرفتن آنها، با تصورات واهی و خوش بینی ساختگی، بی فایده است. فرانکل در خاطراتش به دو زندانی که قصد خودکشی داشتند اشاره می کند و هر دو علت خودکشی را همان جمله معمول که «دیگر چیزی از زندگی نمی خواهم» می گفتند. فرانکل فهمید یکی از این دو زندانی فرزندی دارد که در انتظار او بود، و دومی مرد دانشمندی بود که چند کتاب نوشته بود و باید آنها را به پایان می برد. هیچ کس دیگری نمی توانست این کار را بکند، همان طور که هیچ کس نمی توانست جای آن پدر را برای فرزند پر کند. بنابراین سعی کرد آنان هدف این لحظه از زندگی خود را بیابند و زندگی شان بامعنا شود.
در زندگی یک سرباز، عشقی وجود دارد که او را به آینده پیوند می دهد. در زندگی یک بچه دبیرستانی، استعداد موسیقی که می خواهد آن را شکوفا کند، در زندگی فرد سوم یک کار علمی ناتمام. در زندگی چهارمی، مبارزه سیاسی برای تغییر وضعیت موجود. در پنجمی به دانشگاه فرستادن تنها فرزندش.
به باور من، چند سال آینده، شرایط سختی از نظر معیشت پیش روی همه ماست. و ما پیش از هر چیز نیاز به قیمه داریم! بالاخره هر فردی که می خواهد این دوران سخت را پشت سر بگذارد، باید یک ظرف قیمه ته یخچال ذهنش داشته باشد! چیزی که زنده نگاهش دارد، امید ببخشد و او را به فردا پیوند بزند. مواظب باشید کسی قیمه های ما را نخورد!
مجتبی لشکربلوکی
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
چه کسی قیمه من را خورده است؟
امروز برای ناهار خورش قیمه دارم. رابطه من با خورش قیمه شبیه به رابطه فرهاد است با شیرین. خیلی دراماتیک و عاشقانه. امروز صبح رئیسم چهارصد و بیست صفحه نقشه سیاه و سفید را گذاشت روی میزم تا غلطهایش را پیدا کنم؛ ملالآور و طاقتفرسا و آزاردهنده. بدترین قسمت قضیه هم این بود که رئیسم گردنش را کمی کج کرد و با حالتی بین التماس و دستور بهم گفت که تا قبل از ناهار نتیجه را میخواهد. من آدم دلگندهای نیستم و اینطور مواقع یکی با صدای ناصر ملکمطیعی توی سرم داد میزد که گند بخوره به این زندگی. امروز هم دقیقا همین اتفاق افتاد. اما با یک تفاوت بزرگ. یک جایی ته ذهنم یاد خورش قیمهای افتادم که برای ناهار آوردهام. خلاصه داستان این شد که قیمه، انگیزه ادامه راه تا ظهر را فراهم کرد. هر صفحه را که ورق میزدم، یک فحش به روزگار میدادم اما یاد قیمه که میافتادم، دلم غنج میرفت و فحشم را پس میگرفتم.
سر کوچه ما یک زن و شوهر زندگی میکنند. جیسون و لارا. پسرشان معلول است. در حدی معلول که غذا هم نمیتواند بخورد. چند باری با آنها حرف زدم. جیسون درشت و چهارشانه است و سرش را با تیغ میتراشد و هر روز برای رسیدن به محل کارش باید نود دقیقه رانندگی کند. به اندازه یک بازی فوتبال. هر ماه چهل درصد درآمدش را میگذارد کنار بابت خرج پسرشان. لارا هم گویا منشی یک وکیل الدنگ است که هر روز او را میچلاند. پارسال درخت کاج افتاد روی خانهشان و سقف را جر داد. سال قبلتر هم شهرداری گیر داد و مالیاتشان را دوبرابر کرد. لارا حساسیت ناجوری به گل و گیاه دارد و شش ماه از سال را عطسه میکند. یک شورلت کهنه دارند که لااقل ده تا رئیسجمهور را به چشم خودش دیده. پول ندارند عوضش کنند و یک هفته درمیان میروند مکانیکی. چند تا فاجعه دیگر هم هست که حوصله گفتنشان را ندارم. در عوض هر بار که میبینمشان، انگار نه انگار این مشکلات مال آنهاست. انگار نشستهاند روی روشنترین نقطهی جهان هستی. مرکز پرگار امید. گاهی وقتها که از جلوی خانهشان رد میشوم، میبینم که نشستهاند روی پله در ورودی. در واقع لارا دراز کشیده و سرش را ول داده روی پای جیسون و انگشتهای جیسون هم لای موهای لارا. پسرشان هم روی صندلیچرخدار به یک جای دوری خیره شده. این صحنه را هزار بار دیدهام. دقیقا مشخص است که یکی چهارصد و بیست صفحه نقشه گذاشته توی کاسهشان. اما شانس آوردهاند و یک قابلمه قیمه ته یخچال دارند. یک انگیزه بزرگ برای ادامه راه. دقیقا این انگیزه را میشود توی چشمهای لارا، وقتی که شوهرش حرف میزند، دید. یا توی چشمهای جیسون وقتی که دستش را میبرد دور کمر لارا. مشخص و واضح (منبع:فهیم عطار مقیم خارج از کشور)
تحلیل و تجویز راهبردی:
آنچه نویسنده در متن بالا به آن پرداخته است سطحی از لوگوتراپی یا معنادرمانی است. دکتر ویکتور فرانکل در سالهای ۱۹۴۲ تا ۱۹۴۵ به وسیله نازیها ابتدا در اردوگاه مرگ آشویتس و سپس در اردوگاه کار اجباری داخاو زندانی شد. او نجات پیدا کرد و بر اساس تجاربش کتابی منتشر کرد به نام: انسان در جستجوی معنا. او از ۱۲۰ دانشگاه جهان دکترای افتخاری گرفت!
در آن اردوگاه افراد واقعا رنج می کشیدند و هر لحظه سایه اعدام و مرگ بالای سرشان بود. پس در چنین شرایطی، کاهش دادن رنج از راه نادیده گرفتن آنها، با تصورات واهی و خوش بینی ساختگی، بی فایده است. فرانکل در خاطراتش به دو زندانی که قصد خودکشی داشتند اشاره می کند و هر دو علت خودکشی را همان جمله معمول که «دیگر چیزی از زندگی نمی خواهم» می گفتند. فرانکل فهمید یکی از این دو زندانی فرزندی دارد که در انتظار او بود، و دومی مرد دانشمندی بود که چند کتاب نوشته بود و باید آنها را به پایان می برد. هیچ کس دیگری نمی توانست این کار را بکند، همان طور که هیچ کس نمی توانست جای آن پدر را برای فرزند پر کند. بنابراین سعی کرد آنان هدف این لحظه از زندگی خود را بیابند و زندگی شان بامعنا شود.
در زندگی یک سرباز، عشقی وجود دارد که او را به آینده پیوند می دهد. در زندگی یک بچه دبیرستانی، استعداد موسیقی که می خواهد آن را شکوفا کند، در زندگی فرد سوم یک کار علمی ناتمام. در زندگی چهارمی، مبارزه سیاسی برای تغییر وضعیت موجود. در پنجمی به دانشگاه فرستادن تنها فرزندش.
به باور من، چند سال آینده، شرایط سختی از نظر معیشت پیش روی همه ماست. و ما پیش از هر چیز نیاز به قیمه داریم! بالاخره هر فردی که می خواهد این دوران سخت را پشت سر بگذارد، باید یک ظرف قیمه ته یخچال ذهنش داشته باشد! چیزی که زنده نگاهش دارد، امید ببخشد و او را به فردا پیوند بزند. مواظب باشید کسی قیمه های ما را نخورد!
مجتبی لشکربلوکی
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
پرویز پرستویی:
❗️کاپشن مدیر شبکه سه شما را یاد کسی نمیاندازد؟
❗️تقاضا میکنم ورزشکارانی که برنامه ۹۰ را دوست دارند، در ایام عید در هیچکدام از برنامههای صداوسیما شرکت نکنند؛ از استیلی گرفته تا بیرانوند
❗️باید کرکره صداوسیما را پایین کشید
❗️تکلیف من مشخص است؛ نمیخواهم صداوسیما حتی مرگ مرا هم از رسانه اش اعلام کند
مشروح صحبتهای آقای پرستویی 👇
http://sornakhabar.com/news/40714
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
❗️کاپشن مدیر شبکه سه شما را یاد کسی نمیاندازد؟
❗️تقاضا میکنم ورزشکارانی که برنامه ۹۰ را دوست دارند، در ایام عید در هیچکدام از برنامههای صداوسیما شرکت نکنند؛ از استیلی گرفته تا بیرانوند
❗️باید کرکره صداوسیما را پایین کشید
❗️تکلیف من مشخص است؛ نمیخواهم صداوسیما حتی مرگ مرا هم از رسانه اش اعلام کند
مشروح صحبتهای آقای پرستویی 👇
http://sornakhabar.com/news/40714
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مرا مست کردی
شرابی مگر ؟
گرفتی مرا
شعر نابی مگر ؟
گرفتم سراغ تو را از نسیم
گل نورس من
گلابی مگر ؟
رهاندی مرا از غم تشنگی
چه سبزم به یاد تو
آبی مگر ؟
ز برق نگاهت چنان کوه برف
دلم آب شد
آفتابی مگر ؟
تویی روشنی بخش شبهای من
گل نورس من
تو ماهی مگر؟
به سوی تو می آیم اما دریغ
مرا میفریبی
سرابی مگر !
#حسين_منزوی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مرا مست کردی
شرابی مگر ؟
گرفتی مرا
شعر نابی مگر ؟
گرفتم سراغ تو را از نسیم
گل نورس من
گلابی مگر ؟
رهاندی مرا از غم تشنگی
چه سبزم به یاد تو
آبی مگر ؟
ز برق نگاهت چنان کوه برف
دلم آب شد
آفتابی مگر ؟
تویی روشنی بخش شبهای من
گل نورس من
تو ماهی مگر؟
به سوی تو می آیم اما دریغ
مرا میفریبی
سرابی مگر !
#حسين_منزوی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✍️ مصطفی ملکیان
تقویت عقلانیت دراز مدت برای اخلاقی زیستن از منظر راسل
🔹راسل مدعی بود برای اخلاقی کردن انسانها کافی است عقلانیت دراز مدت را در آنان تقویت کرد.خود او مثال معروف اسب در اسطبل را ارائه می کرد.فرض کنید که من در اسطبل خودم ده اسب دارم و همسایه ام نیز در اسطبل خودش ده اسب دارد.در وهله ی نخست،من تمایل دارم اسب های همسایه ام را نیز مالک شوم و همین مرا انگیزه مند میکند که به دزدی دست بزنم.عقلانیت کوتاه مدت نیز می گوید بیست اسب از ده اسب بهتر است و مرا تشویق به دزدی می کند.اما،عقلانیت دراز مدت میگوید که اگر بنا باشد هر کسی بر اساس همین استدلال دست به دزدی بزند،آنگاه سنگ روی سنگ بنا نمی شود و نتیجه اش این میشود که دیگری نیز بر اساس همان عقلانیت کوتاه مدت محق می شود اسب های مرا بدزدد.
نتیجه ی نهایی این است که زورمندترین انسان همه ی اسب ها را میبرد و چون هیچ استدلالی اقامه نشده که زورمندترین انسان جامعه من ام پس ممکن است روزی همین ده اسبی را هم که دارم از دست بدهم.معنایش این است که تزی که در عقلانیت کوتاه مدت به سود انسان است در عقلانیت دراز مدت به زیان انسان منجر می شود.بنابراین بهتر است انسان به ده اسب خودش قانع باشد زیرا ممکن است این ده اسب را به تدریج و با همان عقلاینت کوتاه مدت زیاد کند و به 100 اسب برساند.اما بر اساس همان عقلانیت ممکن است روزی فردی زورمندتر پیدا شود و همه ی 100 اسب را به زور و فریب از من بگیرد.
🔹راسل این سخن را در باب همه ی امور اخلاقی صادق می دانست و می گفت این عقلانیت کوتاه مدت است که انسان را از اخلاق دور میکند.در عقلانیت کوتاه مدت ما تنها تا نوک بینی مان را می بینیم و به دزدی و اختلاس و کم کاری و رشوه و احتکار و فریبکاری دست می زنیم.اما در عقلانیت دراز مدت در می یابیم که بالمآل زیان می بینیم.
🔹معنایش این است که برای اخلاقی بودن دو چیز که دیگران به آن قائل بودند لازم نیست:نخست اینکه دیگران تصور میکردند که انسانی که میخواهد اخلاقی باشد باید منافع خودش را فراموش کند.راسل میگوید که اتفاقا چنین نیست بلکه باید منافع خودمان را کوتاه مدت در نظر نگیریم و در درازمدت به منافع خودمان بیندیشیم.بنابراین به نظر راسل برای اخلاقی بودن از خودگذشتگی لازم نیست.دوم اینکه اخلاقی بودن فضیلت نیست؛ضرورت است.از نظر راسل انسانهای اخلاقی انسانهای فضیلتمندی نیستند بلکه انسانهایی اند که ضرورتهای زندگی را دریافته اند.
💢مصطفی ملکیان،کتاب زمین از دریچه آسمان،صفحه154، انتشارات سروش مولانا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✍️ مصطفی ملکیان
تقویت عقلانیت دراز مدت برای اخلاقی زیستن از منظر راسل
🔹راسل مدعی بود برای اخلاقی کردن انسانها کافی است عقلانیت دراز مدت را در آنان تقویت کرد.خود او مثال معروف اسب در اسطبل را ارائه می کرد.فرض کنید که من در اسطبل خودم ده اسب دارم و همسایه ام نیز در اسطبل خودش ده اسب دارد.در وهله ی نخست،من تمایل دارم اسب های همسایه ام را نیز مالک شوم و همین مرا انگیزه مند میکند که به دزدی دست بزنم.عقلانیت کوتاه مدت نیز می گوید بیست اسب از ده اسب بهتر است و مرا تشویق به دزدی می کند.اما،عقلانیت دراز مدت میگوید که اگر بنا باشد هر کسی بر اساس همین استدلال دست به دزدی بزند،آنگاه سنگ روی سنگ بنا نمی شود و نتیجه اش این میشود که دیگری نیز بر اساس همان عقلانیت کوتاه مدت محق می شود اسب های مرا بدزدد.
نتیجه ی نهایی این است که زورمندترین انسان همه ی اسب ها را میبرد و چون هیچ استدلالی اقامه نشده که زورمندترین انسان جامعه من ام پس ممکن است روزی همین ده اسبی را هم که دارم از دست بدهم.معنایش این است که تزی که در عقلانیت کوتاه مدت به سود انسان است در عقلانیت دراز مدت به زیان انسان منجر می شود.بنابراین بهتر است انسان به ده اسب خودش قانع باشد زیرا ممکن است این ده اسب را به تدریج و با همان عقلاینت کوتاه مدت زیاد کند و به 100 اسب برساند.اما بر اساس همان عقلانیت ممکن است روزی فردی زورمندتر پیدا شود و همه ی 100 اسب را به زور و فریب از من بگیرد.
🔹راسل این سخن را در باب همه ی امور اخلاقی صادق می دانست و می گفت این عقلانیت کوتاه مدت است که انسان را از اخلاق دور میکند.در عقلانیت کوتاه مدت ما تنها تا نوک بینی مان را می بینیم و به دزدی و اختلاس و کم کاری و رشوه و احتکار و فریبکاری دست می زنیم.اما در عقلانیت دراز مدت در می یابیم که بالمآل زیان می بینیم.
🔹معنایش این است که برای اخلاقی بودن دو چیز که دیگران به آن قائل بودند لازم نیست:نخست اینکه دیگران تصور میکردند که انسانی که میخواهد اخلاقی باشد باید منافع خودش را فراموش کند.راسل میگوید که اتفاقا چنین نیست بلکه باید منافع خودمان را کوتاه مدت در نظر نگیریم و در درازمدت به منافع خودمان بیندیشیم.بنابراین به نظر راسل برای اخلاقی بودن از خودگذشتگی لازم نیست.دوم اینکه اخلاقی بودن فضیلت نیست؛ضرورت است.از نظر راسل انسانهای اخلاقی انسانهای فضیلتمندی نیستند بلکه انسانهایی اند که ضرورتهای زندگی را دریافته اند.
💢مصطفی ملکیان،کتاب زمین از دریچه آسمان،صفحه154، انتشارات سروش مولانا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Telegram
attach 📎
♦️هشدار درباره ماهیهای «زبرا»
سازمان محیط زیست:
🔹ماهیهای زبرا که در شیشههای در بسته به فروش میرسند مثل ماهیهای قرمز یک معضل بزرگ برای محیط زیست کشور به حساب میآیند.
🔹زبرا ماهی گوشتخواری است که نباید در آب های آزاد رها شوند زیرا ممکن است به سایر گونه های ماهی در پیرامون خود حمله کنند.
🔹این گونه از ماهی از تخم و لارو سایر ماهیها تغذیه میکند و به راحتی می تواند حیات و بقای سایر گونه ها رو تحت تاثیر قرار دهد.
🔹قرار دادن ماهی سر سفره هفت سین اصلا سنتی ایرانی نیست و یک سنت چینی وارداتی به ایران است./ایسنا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سازمان محیط زیست:
🔹ماهیهای زبرا که در شیشههای در بسته به فروش میرسند مثل ماهیهای قرمز یک معضل بزرگ برای محیط زیست کشور به حساب میآیند.
🔹زبرا ماهی گوشتخواری است که نباید در آب های آزاد رها شوند زیرا ممکن است به سایر گونه های ماهی در پیرامون خود حمله کنند.
🔹این گونه از ماهی از تخم و لارو سایر ماهیها تغذیه میکند و به راحتی می تواند حیات و بقای سایر گونه ها رو تحت تاثیر قرار دهد.
🔹قرار دادن ماهی سر سفره هفت سین اصلا سنتی ایرانی نیست و یک سنت چینی وارداتی به ایران است./ایسنا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✍️ مهران صولتی
هشت دعا برای تحول در سال ۹۸
🌱 خدایا!
به ما عدالت همراه با آزادی،
پیشرفت همراه با اخلاق،
سیاست همراه با اصول،
و دیانت همراه با آزادگی عنایت کن!
🌱 خدایا!
به ما بیاموز که سیاست نه منحصر به انتخابات
بلکه به معنای مقاومت در مقابل هر چیزی است
که جامعه را به یکسانی و حذف تفاوت ها فرا می خواند!
🌱 خدایا!
به مسئولین ما قدرت درک پیچیدگی های جهان امروز را عنایت کن تا دریابند که زیستن در انزوا نه نشانه استقلال است و نه پیشرفت!
🌱 خدایا!
به مردمی که بعد از گذشت یکصد سال همچنان در پیچ و خم قانون، آزادی و عدالت سرگردان اند، امید، صبوری و تلاش عنایت کن!
🌱 خدایا!
به ما که همچنان اصلاح جامعه را از دولت می خواهیم بیاموز که حتی اصلاح دولت هم از جامعه ساخته است!
🌱 خدایا!
به مسئولین ما بیاموز که ایرانیت، اسلامیت و مدرنیت چنان در هم آمیخته اند که نمی توان یکی را به زیان دیگران مصادره کرد!
🌱 خدایا!
به ما که در توهم داشتن امنیت از تعقیب اهداف توسعه بازمانده ایم، شجاعت واقع بینی، جهان نگری و گریز از روزمره گی ها عطا کن!
🌱 خدایا!
به ما یادآوری کن که تنها یک زمین برای زیستن داریم تا بتوانیم بر بحران های آب، ریزگردها و محیط زیست فائق آییم!
نوروز
#نوروز 98
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✍️ مهران صولتی
هشت دعا برای تحول در سال ۹۸
🌱 خدایا!
به ما عدالت همراه با آزادی،
پیشرفت همراه با اخلاق،
سیاست همراه با اصول،
و دیانت همراه با آزادگی عنایت کن!
🌱 خدایا!
به ما بیاموز که سیاست نه منحصر به انتخابات
بلکه به معنای مقاومت در مقابل هر چیزی است
که جامعه را به یکسانی و حذف تفاوت ها فرا می خواند!
🌱 خدایا!
به مسئولین ما قدرت درک پیچیدگی های جهان امروز را عنایت کن تا دریابند که زیستن در انزوا نه نشانه استقلال است و نه پیشرفت!
🌱 خدایا!
به مردمی که بعد از گذشت یکصد سال همچنان در پیچ و خم قانون، آزادی و عدالت سرگردان اند، امید، صبوری و تلاش عنایت کن!
🌱 خدایا!
به ما که همچنان اصلاح جامعه را از دولت می خواهیم بیاموز که حتی اصلاح دولت هم از جامعه ساخته است!
🌱 خدایا!
به مسئولین ما بیاموز که ایرانیت، اسلامیت و مدرنیت چنان در هم آمیخته اند که نمی توان یکی را به زیان دیگران مصادره کرد!
🌱 خدایا!
به ما که در توهم داشتن امنیت از تعقیب اهداف توسعه بازمانده ایم، شجاعت واقع بینی، جهان نگری و گریز از روزمره گی ها عطا کن!
🌱 خدایا!
به ما یادآوری کن که تنها یک زمین برای زیستن داریم تا بتوانیم بر بحران های آب، ریزگردها و محیط زیست فائق آییم!
نوروز
#نوروز 98
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قدم میگذاریم
به سالی نو
به شروعی تازه ..
به دور ریختن تمام خستگی ها و کهنگی هایی که گاه رخنه میکنند در جانمان
و چه صدایی خوش تر از بهارخوانی
#استادـشجریان
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
به سالی نو
به شروعی تازه ..
به دور ریختن تمام خستگی ها و کهنگی هایی که گاه رخنه میکنند در جانمان
و چه صدایی خوش تر از بهارخوانی
#استادـشجریان
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نرمنرمک میرسد اینک بهار
خوش بهحالِ روزگار...
ای دریغ از تو اگر چون گُل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار...
موسیقی: استاد حسین علیزاده
طراحی و پرفورمنس: بنفشه امیری
آواز: پوریا اخواص، افسانه رثایی
خوش بهحالِ روزگار...
ای دریغ از تو اگر چون گُل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار...
موسیقی: استاد حسین علیزاده
طراحی و پرفورمنس: بنفشه امیری
آواز: پوریا اخواص، افسانه رثایی
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
خبر هیجانانگیزی که امروز منتشر شده، این است که کتابخانه کنگره آمریکا، مجموعه بسیار جالبی از کتابهای خطی نفیس فارسی را برای مشاهده آنلاین و دانلود، در وبسایت خود قرار داده است.
بیشتر ما، هرگز این امکان را نداشتهایم که یک کتاب خطی باارزش با آن نگارگریها و تذهیبها و صحافیها را ورق بزنیم. اما حالا میتوانیم PDF تعداد قابل توجهی از آنها را دانلود کنیم و در خطاطی و معانی و رنگها و شکلهای آن غرق شویم و لذت ببریم.
سه سال طول کشیده تا این مجموعه فراهم شود و در گام نخست ۱۷۰ اثر، دیجیتال شدهاند و «در مراحل بعدی حداقل ۶۰۰ جلد #کتاب چاپ سنگی و بعد کتاب های چاپ سربی از جمله انجیل های نفیسی که در اروپا به فارسی چاپ شده اند به طور مجازی در اختیار عموم قرار خواهد گرفت.»
قرآن نفیس، مثنوی معنوی مولوی، خمسه نظامی گنجوی و شاهنامه فردوسی در میان این کتابها جلوهگری میکنند. از دیگر کتابهای مهم این مجموعه میتوان به کتاب یوسف و زلیخا و کلیات سعدی اشاره کرد.
https://www.loc.gov/collections/persian-language-rare-materials/about-this-collection/
http://www.1pezeshk.com/archives/2019/03/library-of-congress-persian-language-rare-books.html?utm_source=dlvr.it&utm_medium=twitter
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
خبر هیجانانگیزی که امروز منتشر شده، این است که کتابخانه کنگره آمریکا، مجموعه بسیار جالبی از کتابهای خطی نفیس فارسی را برای مشاهده آنلاین و دانلود، در وبسایت خود قرار داده است.
بیشتر ما، هرگز این امکان را نداشتهایم که یک کتاب خطی باارزش با آن نگارگریها و تذهیبها و صحافیها را ورق بزنیم. اما حالا میتوانیم PDF تعداد قابل توجهی از آنها را دانلود کنیم و در خطاطی و معانی و رنگها و شکلهای آن غرق شویم و لذت ببریم.
سه سال طول کشیده تا این مجموعه فراهم شود و در گام نخست ۱۷۰ اثر، دیجیتال شدهاند و «در مراحل بعدی حداقل ۶۰۰ جلد #کتاب چاپ سنگی و بعد کتاب های چاپ سربی از جمله انجیل های نفیسی که در اروپا به فارسی چاپ شده اند به طور مجازی در اختیار عموم قرار خواهد گرفت.»
قرآن نفیس، مثنوی معنوی مولوی، خمسه نظامی گنجوی و شاهنامه فردوسی در میان این کتابها جلوهگری میکنند. از دیگر کتابهای مهم این مجموعه میتوان به کتاب یوسف و زلیخا و کلیات سعدی اشاره کرد.
https://www.loc.gov/collections/persian-language-rare-materials/about-this-collection/
http://www.1pezeshk.com/archives/2019/03/library-of-congress-persian-language-rare-books.html?utm_source=dlvr.it&utm_medium=twitter
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith