کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
🔻تنها 0.25% جمعیت جهان یهودی هستند اما حدودا 28% برندگان نوبل فیزیک، شیمی، پزشکی و اقتصاد را تشکیل میدهند. این اعداد در آمریکا 2% جمعیت و 40% برندگان هستند. همچنین در آمریکا درآمد یهودیان 1.72 برابر میانگین است. یهودیان اشکونازی امتیاز مهارت ریاضی و کلامی یک انحراف معیار بالاتر از میانگین نشان میدهند. حدود 27% دانشجویان کارشناسی دانشگاه ییل و 25% هاروارد در سال 2018 یهودی بوده اند.
➖➖➖➖➖➖
🔻تشخیص الگوها: تشریح علمی تئوری توطئه
به گفته استیو نوولا، عصب شناس و استاد دانشگاه ییل، تئوری توطئه در اصل همان متصل کردن نقطه ها بهم و دیدن دست نامرئی پشت صحنه است. ویژگی تشخیص الگو خصوصا وقتی افراد احساس ضعف (powerless) میکنند تقویت می شود، که این فرضیه را تقویت می کند که کاربرد تئوری توطئه نوعی نیاز احساسی است. حتی pareidolia (دیدن تصاویر در اشیا مانند تصور وجود چهره انسان در ماه یا ابر) در زمانیکه سوژه های مطالعاتی احساس ضعف بیشتری میکردند شدیدتر میشد.
یکی از تعصبات شناختی مرتبط attribution error است، یعنی تمایل به سرزنش کردن رفتار افراد و عدم توجه به عوامل بیرونی. این تصور که تمام وقایع محصول اعمال تعمدی بوده و نه ناشی از شانس. تعصب شناختی مرتبط دیگر confirmation bias است یعنی تمرکز بر شواهد تایید کننده نظر خود و ندیده گرفتن دلایل مخالف. به دلیل این دو نوع تعصب، تئوری های توطئه بشدت در مقابل نقض شدن مقاوم هستند.
به گفته جوزف اوزینسکی، استاد فلسفه سیاسی دانشگاه میامی تئوری توطئه برای افرادی که در موضع ضغف هستند بعنوان روشی "برای توجیه شکست شان" بیشترین جذابیت را دارد. او کلاسی تحت عنوان تئوری توطئه تدریس میکند که در آن به گفته او "ما تئوری های خودمان را طراحی میکنیم. به دانشجویانم میگویم هرچه احمقانه تر بهتر. ایده هایی مثل اینکه دونالد ترامپ یک ربات است و خیلی چیزهای عجیب دیگر. سپس آن ها به سراغ اینترنت میرفتند تا برای ادعای خود شواهد بیابند. در انتها اکثر آنها داستان کاملا باورپذیری را ارائه می دادند."
"سپس پروژه ها دست به دست میشد و دانشجویان دیگر وظیفه داشتند تئوری همدیگر را زیر سوال ببرند و آن را نقض کنند. جالب است که دانشجویانی که طراح تئوری بودند اکثرا وقتی درستی تئوری شان زیر سوال میرفت واقعا ناراحت میشدند! مردم دوست ندارند بشنوند که آنچه می گویند اشتباه است. وقتی شما شروع به جمع آوری شواهد برای موضوعی می کنید تبدیل به ذهنیت شما می شود و باورش می کنید. البته همه همینطور هستند، و مشابه همین وضعیت در مورد جناج بندی سیاسی و مذهب هم وجود دارد. "
#مسعود
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
🔻تنها 0.25% جمعیت جهان یهودی هستند اما حدودا 28% برندگان نوبل فیزیک، شیمی، پزشکی و اقتصاد را تشکیل میدهند. این اعداد در آمریکا 2% جمعیت و 40% برندگان هستند. همچنین در آمریکا درآمد یهودیان 1.72 برابر میانگین است. یهودیان اشکونازی امتیاز مهارت ریاضی و کلامی یک انحراف معیار بالاتر از میانگین نشان میدهند. حدود 27% دانشجویان کارشناسی دانشگاه ییل و 25% هاروارد در سال 2018 یهودی بوده اند.
➖➖➖➖➖➖
🔻تشخیص الگوها: تشریح علمی تئوری توطئه
به گفته استیو نوولا، عصب شناس و استاد دانشگاه ییل، تئوری توطئه در اصل همان متصل کردن نقطه ها بهم و دیدن دست نامرئی پشت صحنه است. ویژگی تشخیص الگو خصوصا وقتی افراد احساس ضعف (powerless) میکنند تقویت می شود، که این فرضیه را تقویت می کند که کاربرد تئوری توطئه نوعی نیاز احساسی است. حتی pareidolia (دیدن تصاویر در اشیا مانند تصور وجود چهره انسان در ماه یا ابر) در زمانیکه سوژه های مطالعاتی احساس ضعف بیشتری میکردند شدیدتر میشد.
یکی از تعصبات شناختی مرتبط attribution error است، یعنی تمایل به سرزنش کردن رفتار افراد و عدم توجه به عوامل بیرونی. این تصور که تمام وقایع محصول اعمال تعمدی بوده و نه ناشی از شانس. تعصب شناختی مرتبط دیگر confirmation bias است یعنی تمرکز بر شواهد تایید کننده نظر خود و ندیده گرفتن دلایل مخالف. به دلیل این دو نوع تعصب، تئوری های توطئه بشدت در مقابل نقض شدن مقاوم هستند.
به گفته جوزف اوزینسکی، استاد فلسفه سیاسی دانشگاه میامی تئوری توطئه برای افرادی که در موضع ضغف هستند بعنوان روشی "برای توجیه شکست شان" بیشترین جذابیت را دارد. او کلاسی تحت عنوان تئوری توطئه تدریس میکند که در آن به گفته او "ما تئوری های خودمان را طراحی میکنیم. به دانشجویانم میگویم هرچه احمقانه تر بهتر. ایده هایی مثل اینکه دونالد ترامپ یک ربات است و خیلی چیزهای عجیب دیگر. سپس آن ها به سراغ اینترنت میرفتند تا برای ادعای خود شواهد بیابند. در انتها اکثر آنها داستان کاملا باورپذیری را ارائه می دادند."
"سپس پروژه ها دست به دست میشد و دانشجویان دیگر وظیفه داشتند تئوری همدیگر را زیر سوال ببرند و آن را نقض کنند. جالب است که دانشجویانی که طراح تئوری بودند اکثرا وقتی درستی تئوری شان زیر سوال میرفت واقعا ناراحت میشدند! مردم دوست ندارند بشنوند که آنچه می گویند اشتباه است. وقتی شما شروع به جمع آوری شواهد برای موضوعی می کنید تبدیل به ذهنیت شما می شود و باورش می کنید. البته همه همینطور هستند، و مشابه همین وضعیت در مورد جناج بندی سیاسی و مذهب هم وجود دارد. "
#مسعود
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
☘☘☘
اوضاع کی درست می شود؟!
«اینها کی میروند؟» در زمان حکومت هر رژیمی بارها این جمله به گوش میخورد. یا از خود میپرسیم: «اوضاع کی درست میشود؟» اما برای «درست شدن» تعریف روشن و مشخصی نداریم.
یکی از آثار بیتفاوتی در زندگی سیاسی و اجتماعی این است که برای تحولات تاریخی «منتظر وقایع نشین» و منفعل هستیم و فعالانه برای متحول کردن سرنوشت و بهبود شرایط زندگی خود گام بر نمیداریم.
من بارها در پاسخ افرادی که میپرسند اوضاع کی درست میشود؟ میپرسم: منظور شما از درست شدن چیست؟ اغلب از نگاه و لحن صحبت آنها پیداست که تعریف خاصی از درست شدن ندارند یا از آنها میپرسم شما کی درست میشوید؟ آیا حاضرید روزی چند ساعت کار سیاسی بکنید یا اگر به سیاست باور ندارید، آیا حاضرید در فعالیتهای اجتماعی یا خیریه شرکت کنید؟ آیا مثلا حاضرید مسئولیت نگهداری از درختهای محله خود را بپذیرید یا نهالی بکارید؟
تحلیل و تجویز راهبردی:
آنچه در بالا خواندیم بخشی از کتاب بالندگی و بازندگی ایرانیان (دلایل عقب ماندگی ایرانیان و آسیب شناسی جامعه ایران) نوشته جمال هاشمی است. چه با اندیشه ایشان مخالف باشیم یا موافق، دو نکته عمیق در همین نوشته کوتاه وجود دارد که شایسته است همه ما صادقانه در مورد آن فکر کنیم.
نکته اول: سالهاست که داریم یک سوال غلط می پرسیم و به همین خاطر هم هست که به جواب نمی رسیم. سوال این است: اوضاع کِی درست می شود؟ در صورتی که می توانستیم بپرسیم «من چه کاری می توانم بکنم؟» اولی انتظار و ایستایی می آورد و دومی اقدام و پویایی می آفریند.
نکته دوم: که از نکته اول هم عمیق تر و مهم است. ما هیچ «مانیفست ساختاریافتهِ مکتوبِ تفاهم شده» در مورد «اوضاع درست» نداریم. به همین خاطر هم هست که وقتی در پاسخ کسانی که می پرسند اوضاع کِی درست می شود؟ سوال می کنید منظور شما از درست یعنی چه؟ یا به افق خیره می شوند یا چند جمله کلی می گویند. تا آنجا که من اطلاع دارم در اوایل دهه نود دست کم 223 حزب و تشکل سیاسی داشتیم. اما دریغ از یک برنامه منسجمِ مکتوبِ تعهد شده و منتشر شده. اکثرا در جستجوی آن هستند که قدرت را به دست بگیرند. در انتخاب شوراها و پارلمانی و اصناف نماینده داشته باشند. اما دریغ از یک برنامه راهبردیِ زمان بندی شدهِ که به کسانی که رای می دهند تعهد کنند که آن ها را اجرا خواهیم کرد. من حتی یک مورد! تاکید می کنم یک مورد هم ندیده ام. راست و چپ و اصول گرا و اصلاح طلب و اعتدالی، پوزیسيون و اپوزیسيون هم ندارد.
چه می توان کرد؟
1- در مورد هر چیزی که به آن انتقاد داریم و می گویم نادرست است، «درست» را تعریف کنیم! هر کدام از ما در یک حوزه متخصص و آگاه است. یا خودمان می توانیم درست را تعریف کنیم یا دست کم می توانیم افرادی که توانایی فکری خلق آینده مطلوب را دارند را تشویق و حمایت کنیم. اگر به نظام کشورداری، نظام انتخابات، نظام مدیریت منابع آب، نظام ارزی، نظام تامین آتیه (بازنشستگی) و نظام بانکی انتقاد داریم. اول راه حل مکتوبِ عملی طراحی کنیم و سپس سعی کنیم که آن را به اجرا نزدیک کنیم.
2- ممکن است بگویید گوش شنوا نیست. بن بست سیاستی وجود دارد. امیدی به اصلاح نیست. در جواب باید گفت که همه جای دنیا همین است. تئوری ها و تجارب می گویند که برای آنکه یک راه حل/ایده/برنامه ملی به نتیجه برسد. ممکن است برای مدت ها، راه حل وجود داشته باشد اما امکان تصویب و اجرای آن وجود نداشته باشد. فاکتورهای متعددی باید در کنار هم قرار بگیرند تا یک پنجره فرصت باز شود تا آن راه حل/ایده/سیاست/برنامه، تصویب و اجرا شود. بنابراین به قول خارجی ها ما باید Homework (مشق شب) مان را انجام دهیم و آنگاه فعالانه منتظر پنجره فرصتی باشیم تا راه حل/ایده/برنامه مان را در زمان مناسب به فرد مناسب عرضه کنیم.
حالا بگذارید به این سوال پاسخ دهم که اوضاع کی درست می شود؟ جواب: هیچوقت! هیچوقت اوضاع درست نخواهد شد تا زمانی که ما این سوال اشتباه را می پرسیم و هیچ جایگزینی برای شرایط فعلی نداریم و تا زمانی که خودمان درست نشویم. این را من نمی گویم. خداوند در کتاب آسمانی به صراحت فرمود من سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهم مگر آن که آنچه را در خودشان است تغییر دهند.
مجتبی لشکربلوکی
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
☘☘☘
اوضاع کی درست می شود؟!
«اینها کی میروند؟» در زمان حکومت هر رژیمی بارها این جمله به گوش میخورد. یا از خود میپرسیم: «اوضاع کی درست میشود؟» اما برای «درست شدن» تعریف روشن و مشخصی نداریم.
یکی از آثار بیتفاوتی در زندگی سیاسی و اجتماعی این است که برای تحولات تاریخی «منتظر وقایع نشین» و منفعل هستیم و فعالانه برای متحول کردن سرنوشت و بهبود شرایط زندگی خود گام بر نمیداریم.
من بارها در پاسخ افرادی که میپرسند اوضاع کی درست میشود؟ میپرسم: منظور شما از درست شدن چیست؟ اغلب از نگاه و لحن صحبت آنها پیداست که تعریف خاصی از درست شدن ندارند یا از آنها میپرسم شما کی درست میشوید؟ آیا حاضرید روزی چند ساعت کار سیاسی بکنید یا اگر به سیاست باور ندارید، آیا حاضرید در فعالیتهای اجتماعی یا خیریه شرکت کنید؟ آیا مثلا حاضرید مسئولیت نگهداری از درختهای محله خود را بپذیرید یا نهالی بکارید؟
تحلیل و تجویز راهبردی:
آنچه در بالا خواندیم بخشی از کتاب بالندگی و بازندگی ایرانیان (دلایل عقب ماندگی ایرانیان و آسیب شناسی جامعه ایران) نوشته جمال هاشمی است. چه با اندیشه ایشان مخالف باشیم یا موافق، دو نکته عمیق در همین نوشته کوتاه وجود دارد که شایسته است همه ما صادقانه در مورد آن فکر کنیم.
نکته اول: سالهاست که داریم یک سوال غلط می پرسیم و به همین خاطر هم هست که به جواب نمی رسیم. سوال این است: اوضاع کِی درست می شود؟ در صورتی که می توانستیم بپرسیم «من چه کاری می توانم بکنم؟» اولی انتظار و ایستایی می آورد و دومی اقدام و پویایی می آفریند.
نکته دوم: که از نکته اول هم عمیق تر و مهم است. ما هیچ «مانیفست ساختاریافتهِ مکتوبِ تفاهم شده» در مورد «اوضاع درست» نداریم. به همین خاطر هم هست که وقتی در پاسخ کسانی که می پرسند اوضاع کِی درست می شود؟ سوال می کنید منظور شما از درست یعنی چه؟ یا به افق خیره می شوند یا چند جمله کلی می گویند. تا آنجا که من اطلاع دارم در اوایل دهه نود دست کم 223 حزب و تشکل سیاسی داشتیم. اما دریغ از یک برنامه منسجمِ مکتوبِ تعهد شده و منتشر شده. اکثرا در جستجوی آن هستند که قدرت را به دست بگیرند. در انتخاب شوراها و پارلمانی و اصناف نماینده داشته باشند. اما دریغ از یک برنامه راهبردیِ زمان بندی شدهِ که به کسانی که رای می دهند تعهد کنند که آن ها را اجرا خواهیم کرد. من حتی یک مورد! تاکید می کنم یک مورد هم ندیده ام. راست و چپ و اصول گرا و اصلاح طلب و اعتدالی، پوزیسيون و اپوزیسيون هم ندارد.
چه می توان کرد؟
1- در مورد هر چیزی که به آن انتقاد داریم و می گویم نادرست است، «درست» را تعریف کنیم! هر کدام از ما در یک حوزه متخصص و آگاه است. یا خودمان می توانیم درست را تعریف کنیم یا دست کم می توانیم افرادی که توانایی فکری خلق آینده مطلوب را دارند را تشویق و حمایت کنیم. اگر به نظام کشورداری، نظام انتخابات، نظام مدیریت منابع آب، نظام ارزی، نظام تامین آتیه (بازنشستگی) و نظام بانکی انتقاد داریم. اول راه حل مکتوبِ عملی طراحی کنیم و سپس سعی کنیم که آن را به اجرا نزدیک کنیم.
2- ممکن است بگویید گوش شنوا نیست. بن بست سیاستی وجود دارد. امیدی به اصلاح نیست. در جواب باید گفت که همه جای دنیا همین است. تئوری ها و تجارب می گویند که برای آنکه یک راه حل/ایده/برنامه ملی به نتیجه برسد. ممکن است برای مدت ها، راه حل وجود داشته باشد اما امکان تصویب و اجرای آن وجود نداشته باشد. فاکتورهای متعددی باید در کنار هم قرار بگیرند تا یک پنجره فرصت باز شود تا آن راه حل/ایده/سیاست/برنامه، تصویب و اجرا شود. بنابراین به قول خارجی ها ما باید Homework (مشق شب) مان را انجام دهیم و آنگاه فعالانه منتظر پنجره فرصتی باشیم تا راه حل/ایده/برنامه مان را در زمان مناسب به فرد مناسب عرضه کنیم.
حالا بگذارید به این سوال پاسخ دهم که اوضاع کی درست می شود؟ جواب: هیچوقت! هیچوقت اوضاع درست نخواهد شد تا زمانی که ما این سوال اشتباه را می پرسیم و هیچ جایگزینی برای شرایط فعلی نداریم و تا زمانی که خودمان درست نشویم. این را من نمی گویم. خداوند در کتاب آسمانی به صراحت فرمود من سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهم مگر آن که آنچه را در خودشان است تغییر دهند.
مجتبی لشکربلوکی
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
🔴 چشمانداز زیبایی که مرگ میآفریند! 🔴
✍️ محمد درویش
1⃣ سیل گلستان و بندر ترکمن نمادی تمامنما از مصیبتی به نام مدیریت زمین در ایران است! همه چیز زیبا به نظر میرسد و گاوهایی که در چراگاه نصیحت روزی میگیرند در لکهای جامانده از هیرکانی ... چه شکوهمند، رویایی و مفید برای همه، درست مثل شعرهای ناب سهراب! نه؟
2⃣ روزی که مروجانِ اصل ۴ ترومن با موتورپمپهای اهدایی آمریکایی به جان زمین افتادند تا دوران جدید شکوفایی کشاورزی و صنعت را در پی انقلاب شاه و ملت رقم بزنند، کسی فکر نمیکرد #مکتب_نوسازی با مرگ کاریزهایی که شیره زمین را میدوشیدند، چاههایی را بنیان نهادند که خون زمین را تا آخرین جرعه مکیدند و آغازگرِ دورانی شدند که حاصلش ثبت بزرگترین فروچالههای کره زمین در ایران و متروکهشدن حدود ۴۰هزار روستا بود! نبود؟
3⃣ آن روزی که کارخانه #ذوبآهن اصفهان در دوره پهلوی دوم و #فولاد_مبارکه در سالهای نخستین پس از جنگ ۸ساله راهاندازی شد، قراربود تا آغازگرِ دوران جدیدی از آقایی و شوکت نصفجهان رقم بخورد؛ اما زمین در زرینشهر فرو رفت، آلودگی در اصفهان بیداد کرد و رسیدن زایندهرود به پلخواجو در شمار روزهای رویایی و آرزوهای دستنایافتنی اصفهانیها باقی ماند! نماند؟
4⃣ آن زمانی که #سد_استقلال در دوره #میرحسین_موسوی آبگیری شد، قراربود زنگ پایانی باشد بر کابوس دسترسی به آب شیرین برای مردم #میناب و #بندرعباس. آمده بودند تا با ساز و دهل اجازه هدررفت آب شیرین به دریا را ندهند؛ اما بیش از یک میلیون پایه نخل، انبه و مرکبات را خشکاندیم و پرشمارترین فروچالهها را تا نزدیکیهای خلیج فارس و دریای عمان گستراندیم! نگستراندیم؟
5⃣ آن روزی که نیروگاه حرارتی شهید مفتح #همدان هم با حضور #هاشمی_رفسنجانی در #دشت_فامنین افتتاح شد، قرار بود یک روز افسانهای برای همدان باشد؛ اینک اما دهها فروچاله و متروکهشدن روستاها فرجامش شده! نشده؟
6⃣ آن زمانی که در دوره #سیدمحمد_خاتمی #سد_کریت آبگیری شد، قراربود زنگ پایانی باشد بر کابوس مردمان صبور کویرنشین در #طبس تا از نبود آب نلرزند، اما فقط یک کهنسازه غرورآفرین و هفتصدساله که مرتفعترین سازه دستساخت بشر تا قرن بیستم محسوب میشد را محو کردیم تا پرچم حماقت در بالاترین سطح ممکن در اهتزاز بماند.
7⃣ آن زمانی که #پل_شهیدکلانتری رونمایی و #سد_سیوند و #گتوند در دوره #محمود_احمدینژاد آبگیری شد، میخواستند آغاز دوره شکوفایی در آذربایجان، فارس و خوزستان را در دوره صدارت فرزند بر حق کوروش بزرگ! رونمایی کرده و بر زیباییهای چشم آبی گربهنشان وطن تا بختگان و شادگان بیافزایند. اما این بختِ ایران بود که رفت، کویر ارومیه در کتابهای دانشآموزان استرالیایی رونمایی شد و سرزمینی ناشاد بود که در جلگه زرخیز کارون آفریده شد! نشد؟
8⃣ و تاسفبارتر آنکه اینک هم نهتنها از حدود ششدهه تجربه زیبانمایی به بهای فروپاشی درس نگرفتهایم، بلکه برخوردار از رییسجمهوری شدهایم که میگوید: هیاهو برای انتشار گازهای گلخانهای ترفند غربیها برای جلوگیری از پیشرفت ماست! خوشمزهتر آنکه #ترامپ هم میگوید: جنجال تغییرات اقلیمی ترفند چینیها برای سبقتگرفتن از آمریکا و متحدینش در غرب است!! #حسن_روحانی حتی پیام نهفته در این واقعیت را درک نکرد که چرا بدهکاری بومشناختی کرمان و یزد بعد از دو رییسجمهور کرمانی و یزدی بیشتر شد؟ وگرنه اینک مانند منتقد مشهورش - محمود احمدینژاد - بر طرح انتقال آب از #کاسپین به #سمنان اصرار نمیکرد! میکرد؟
9⃣ دوباره برگردیم به آن تصویر زیبا ... مهمترین کارکرد هیرکانی حفظ آب و خاک، تولید اکسیژن، حراست از زیگونگی و جلوگیری از رخداد سیلهایی ویرانگر است که اینک عدم توجه به آن، مردم عزیز ما در دو استان گلستان - #گنبدکاووس - و مازندران را داغدار کرده است. نباید اجازه دهیم به بهانه توسعه کشاورزی، دامداری و تامین معیشت برای مردم محلی، همان مردم را قربانی خشم طبیعت کنیم. به حریم سیلابی رودخانهها احترام نهیم، اجازه قطع درختان را به بهانه آفتاب بیشتر برای تولید علوفه افزونتر ندهیم و فاجعهای چون #چوبر_تالش در غرب گیلان را نیافرینیم. جنگل سبزی که تنوع ندارد، مثل زن زیبایی است با تنپوشهایی گرانقیمت از برندهای مشهور جهان که تاکنون یک کتاب هم نخوانده، مهارتی کسب نکرده و سوادی ندارد.
#هر_زیبایی_زیبا_نیست
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
🔴 چشمانداز زیبایی که مرگ میآفریند! 🔴
✍️ محمد درویش
1⃣ سیل گلستان و بندر ترکمن نمادی تمامنما از مصیبتی به نام مدیریت زمین در ایران است! همه چیز زیبا به نظر میرسد و گاوهایی که در چراگاه نصیحت روزی میگیرند در لکهای جامانده از هیرکانی ... چه شکوهمند، رویایی و مفید برای همه، درست مثل شعرهای ناب سهراب! نه؟
2⃣ روزی که مروجانِ اصل ۴ ترومن با موتورپمپهای اهدایی آمریکایی به جان زمین افتادند تا دوران جدید شکوفایی کشاورزی و صنعت را در پی انقلاب شاه و ملت رقم بزنند، کسی فکر نمیکرد #مکتب_نوسازی با مرگ کاریزهایی که شیره زمین را میدوشیدند، چاههایی را بنیان نهادند که خون زمین را تا آخرین جرعه مکیدند و آغازگرِ دورانی شدند که حاصلش ثبت بزرگترین فروچالههای کره زمین در ایران و متروکهشدن حدود ۴۰هزار روستا بود! نبود؟
3⃣ آن روزی که کارخانه #ذوبآهن اصفهان در دوره پهلوی دوم و #فولاد_مبارکه در سالهای نخستین پس از جنگ ۸ساله راهاندازی شد، قراربود تا آغازگرِ دوران جدیدی از آقایی و شوکت نصفجهان رقم بخورد؛ اما زمین در زرینشهر فرو رفت، آلودگی در اصفهان بیداد کرد و رسیدن زایندهرود به پلخواجو در شمار روزهای رویایی و آرزوهای دستنایافتنی اصفهانیها باقی ماند! نماند؟
4⃣ آن زمانی که #سد_استقلال در دوره #میرحسین_موسوی آبگیری شد، قراربود زنگ پایانی باشد بر کابوس دسترسی به آب شیرین برای مردم #میناب و #بندرعباس. آمده بودند تا با ساز و دهل اجازه هدررفت آب شیرین به دریا را ندهند؛ اما بیش از یک میلیون پایه نخل، انبه و مرکبات را خشکاندیم و پرشمارترین فروچالهها را تا نزدیکیهای خلیج فارس و دریای عمان گستراندیم! نگستراندیم؟
5⃣ آن روزی که نیروگاه حرارتی شهید مفتح #همدان هم با حضور #هاشمی_رفسنجانی در #دشت_فامنین افتتاح شد، قرار بود یک روز افسانهای برای همدان باشد؛ اینک اما دهها فروچاله و متروکهشدن روستاها فرجامش شده! نشده؟
6⃣ آن زمانی که در دوره #سیدمحمد_خاتمی #سد_کریت آبگیری شد، قراربود زنگ پایانی باشد بر کابوس مردمان صبور کویرنشین در #طبس تا از نبود آب نلرزند، اما فقط یک کهنسازه غرورآفرین و هفتصدساله که مرتفعترین سازه دستساخت بشر تا قرن بیستم محسوب میشد را محو کردیم تا پرچم حماقت در بالاترین سطح ممکن در اهتزاز بماند.
7⃣ آن زمانی که #پل_شهیدکلانتری رونمایی و #سد_سیوند و #گتوند در دوره #محمود_احمدینژاد آبگیری شد، میخواستند آغاز دوره شکوفایی در آذربایجان، فارس و خوزستان را در دوره صدارت فرزند بر حق کوروش بزرگ! رونمایی کرده و بر زیباییهای چشم آبی گربهنشان وطن تا بختگان و شادگان بیافزایند. اما این بختِ ایران بود که رفت، کویر ارومیه در کتابهای دانشآموزان استرالیایی رونمایی شد و سرزمینی ناشاد بود که در جلگه زرخیز کارون آفریده شد! نشد؟
8⃣ و تاسفبارتر آنکه اینک هم نهتنها از حدود ششدهه تجربه زیبانمایی به بهای فروپاشی درس نگرفتهایم، بلکه برخوردار از رییسجمهوری شدهایم که میگوید: هیاهو برای انتشار گازهای گلخانهای ترفند غربیها برای جلوگیری از پیشرفت ماست! خوشمزهتر آنکه #ترامپ هم میگوید: جنجال تغییرات اقلیمی ترفند چینیها برای سبقتگرفتن از آمریکا و متحدینش در غرب است!! #حسن_روحانی حتی پیام نهفته در این واقعیت را درک نکرد که چرا بدهکاری بومشناختی کرمان و یزد بعد از دو رییسجمهور کرمانی و یزدی بیشتر شد؟ وگرنه اینک مانند منتقد مشهورش - محمود احمدینژاد - بر طرح انتقال آب از #کاسپین به #سمنان اصرار نمیکرد! میکرد؟
9⃣ دوباره برگردیم به آن تصویر زیبا ... مهمترین کارکرد هیرکانی حفظ آب و خاک، تولید اکسیژن، حراست از زیگونگی و جلوگیری از رخداد سیلهایی ویرانگر است که اینک عدم توجه به آن، مردم عزیز ما در دو استان گلستان - #گنبدکاووس - و مازندران را داغدار کرده است. نباید اجازه دهیم به بهانه توسعه کشاورزی، دامداری و تامین معیشت برای مردم محلی، همان مردم را قربانی خشم طبیعت کنیم. به حریم سیلابی رودخانهها احترام نهیم، اجازه قطع درختان را به بهانه آفتاب بیشتر برای تولید علوفه افزونتر ندهیم و فاجعهای چون #چوبر_تالش در غرب گیلان را نیافرینیم. جنگل سبزی که تنوع ندارد، مثل زن زیبایی است با تنپوشهایی گرانقیمت از برندهای مشهور جهان که تاکنون یک کتاب هم نخوانده، مهارتی کسب نکرده و سوادی ندارد.
#هر_زیبایی_زیبا_نیست
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
☘☘☘
سال جدید، لطفاً مرا به دریا بیانداز!
دکتر مجتبی لشکربلوکی
آغاز سال جدید بهانه ای است برای اینکه در مورد سال آینده نقشه بکشیم. راستش را بخواهید می خواستم چند پیشنهاد «باکلاس!» برای سال جدید بدهم. از این قبیل:
پیشنهاد اول: امسال برخی جملات را بیشتر به کار بگیریم، این جملات عبارتند از: نمی دانم! اطلاع ندارم! و بلد نیستم! باید بیشتر فکر کنم و باید در این زمینه مطالعه کنم. این ها باعث می شود که راجع به هر چیزی اظهار نظر نکنیم. و ما چقدر به این نگفتن ها احتیاج داریم.
پیشنهاد دوم: امسال برخی جملات را از دایره زبان خود خارج کنیم مانند: آب از آب تکون نخواهد خورد، ما نه سر پیازیم نه ته پیاز، سنگ بزرگ علامت نزدن است! و اصولا تمام تکیه کلام ها و جملاتی که بی عملی، بی تفاوتی و بی کنشی را توجیه می کند.
پیشنهاد سوم: امسال کتاب های غیردرسی و و از غیر رشته خودمان بیشتر بخوانیم.
و .... اما راستش را بخواهید احساس کردم این ها خوب است و لازم و نسبتا با کلاس! اما ويژه سال پیش رو نیست. متاسفم از اینکه بگویم پیش بینی ها نشان می دهد احتمالا سال پیش رو سال سختی است (از عمق جانم آرزومندم پیش بینی ها بالکل غلط از آب در بیاید). فقر و بیکاری و نااطمینانی شرایط سختی را برای همه ما رقم خواهد زد. خانواده های بسیاری آسیب خواهند دید. آرزوهای بسیاری بر باد خواهد رفت. فکر می کنم امسال مهم ترین کاری که باید بکنیم این است که .. بگذارید اول یک داستان را با هم مرور کنیم:
نویسنده ای بود که برای نوشتن مطالبش به لب دریا میرفت، او عادت داشت که قبل از شروع کارش در ساحل قدم بزند. یک روز که در ساحل راه میرفت هنگامیکه به پایین ساحل نگاه میکرد، کسی را دید که حرکاتش شبیه رقص بود. او از اینکه فردی در آن موقع برقصد تعجب کرد، بنابراین تندتر حرکت کرد تا به او برسد. وقتی نزدیکتر شد دید آن مرد جوان نمیرقصد. او خم میشود و از روی ساحل چیزی بر میدارد و آن را به اقیانوس پرتاب میکند. گفت: صبح بخیر، می توانم بپرسم چه کار میکنید؟ مرد جوان پاسخ داد: ستاره دریایی به دریا میاندازم.
پرسید چرا؟ جوان پاسخ داد: خورشید بالا آمده و آب دریا دارد می رود پایین و اگر آنها را به اقیانوس نیاندازم خواهند مرد. نویسنده گفت: طول این ساحل ده ها کیلومتر است و در کنارش میلیونها ستاره دریایی؟ ممکن نیست که بتوانی تاثیر بگذاری. مرد جوان گوش کرد و خم شد، ستاره دریایی دیگری برداشت و آن را به پشت امواج پرتاب کرد و برگشت و گفت: برای آن یکی که موثر بود.
او آشفته شده بود و نمیدانست چطور جواب دهد. بنابراین به خانه اش بازگشت تا نوشتههایش را از سر بگیرد. در تمام طول روز، وقتی مینوشت تصویر آن جوان در ذهنش بود. سعی کرد اعتنایی نکند ولی آن تصویر پابرجا ماند. او فهمید مرد جوان با آن کارش، تصمیم گرفته بود که تنها نظاره گر گذر زندگی در دنیا نباشد بلکه تصمیم گرفته بود در جهان عامل و منشا اثر باشد. از خودش خجالت کشید، آن شب آشفته حال به رخت خواب رفت، صبح از خواب بیدار شد و می دانست باید کاری بکند! بنابراین بلند شد، لباسش را پوشید، به ساحل رفت و مرد جوان را پیدا کرد و همراه او به انداختن ستاره دریایی به اقیانوس سپری کرد.
امسال ستاره های دریایی زیادی هستند که در این جزر و مد لعنتی، روی ساحل جا می مانند و نیاز دارند دوباره به دریا انداخته شوند [دوباره به زندگی بازگردند]: مادر سرپرست خانواری که دیگر نای کار کردن در خانه مردم را ندارد. زن جوانی که از شوهر معتاد و بیکارش طلاق گرفته و خانه پدری نیز برای بازگشت ندارد. جوان بیکاری که باید خرج مادر پیر و دو خواهر معصومش را بدهد. صنعت گری که به خاطر رکود و تورم چرخش نمی چرخد و ده ها طلبکار و شاکی دارد و صدها کارگر که چشمشان به دست های اوست و ...
نگوییم حالا فرضا ما به این فرد کمک کردیم، آیا وضعیت کشور تغییر خواهد کرد؟ هر گاه چنین ابهامی در ذهن تان ایجاد شد به این دیالوگ فکر کنید؛ «طول این ساحل ده ها کیلومتر است و در کنارش میلیون ها ستاره دریایی؟ ممکن نیست که بتوانی تاثیر بگذاری. مرد جوان گوش کرد و خم شد، ستاره دریایی دیگری برداشت و آن را به پشت امواج پرتاب کرد و برگشت و گفت: برای آن یکی که موثر بود!» قرار هم نیست همه حمایت ها مالی باشد، گاهی اوقات با یک سفارش، یک ضامن شدن، یک جمله، یک لبخند، می شود به یک ستاره دریایی جا مانده دوباره زندگی بخشید.
خود من تصمیم گرفته ام، امسال بیشتر از گذشته از طریق موسسات نیکوکاری و خیریه سهمم را ایفا کنم. همه ما می توانیم نقش کوچکی در تحقق این زیباترین نیایش آغاز سال داشته باشیم؛ حول حالنا الی احسن الحال! با انداختن یک ستاره کوچک دریایی به آغوش دریا!
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
☘☘☘
سال جدید، لطفاً مرا به دریا بیانداز!
دکتر مجتبی لشکربلوکی
آغاز سال جدید بهانه ای است برای اینکه در مورد سال آینده نقشه بکشیم. راستش را بخواهید می خواستم چند پیشنهاد «باکلاس!» برای سال جدید بدهم. از این قبیل:
پیشنهاد اول: امسال برخی جملات را بیشتر به کار بگیریم، این جملات عبارتند از: نمی دانم! اطلاع ندارم! و بلد نیستم! باید بیشتر فکر کنم و باید در این زمینه مطالعه کنم. این ها باعث می شود که راجع به هر چیزی اظهار نظر نکنیم. و ما چقدر به این نگفتن ها احتیاج داریم.
پیشنهاد دوم: امسال برخی جملات را از دایره زبان خود خارج کنیم مانند: آب از آب تکون نخواهد خورد، ما نه سر پیازیم نه ته پیاز، سنگ بزرگ علامت نزدن است! و اصولا تمام تکیه کلام ها و جملاتی که بی عملی، بی تفاوتی و بی کنشی را توجیه می کند.
پیشنهاد سوم: امسال کتاب های غیردرسی و و از غیر رشته خودمان بیشتر بخوانیم.
و .... اما راستش را بخواهید احساس کردم این ها خوب است و لازم و نسبتا با کلاس! اما ويژه سال پیش رو نیست. متاسفم از اینکه بگویم پیش بینی ها نشان می دهد احتمالا سال پیش رو سال سختی است (از عمق جانم آرزومندم پیش بینی ها بالکل غلط از آب در بیاید). فقر و بیکاری و نااطمینانی شرایط سختی را برای همه ما رقم خواهد زد. خانواده های بسیاری آسیب خواهند دید. آرزوهای بسیاری بر باد خواهد رفت. فکر می کنم امسال مهم ترین کاری که باید بکنیم این است که .. بگذارید اول یک داستان را با هم مرور کنیم:
نویسنده ای بود که برای نوشتن مطالبش به لب دریا میرفت، او عادت داشت که قبل از شروع کارش در ساحل قدم بزند. یک روز که در ساحل راه میرفت هنگامیکه به پایین ساحل نگاه میکرد، کسی را دید که حرکاتش شبیه رقص بود. او از اینکه فردی در آن موقع برقصد تعجب کرد، بنابراین تندتر حرکت کرد تا به او برسد. وقتی نزدیکتر شد دید آن مرد جوان نمیرقصد. او خم میشود و از روی ساحل چیزی بر میدارد و آن را به اقیانوس پرتاب میکند. گفت: صبح بخیر، می توانم بپرسم چه کار میکنید؟ مرد جوان پاسخ داد: ستاره دریایی به دریا میاندازم.
پرسید چرا؟ جوان پاسخ داد: خورشید بالا آمده و آب دریا دارد می رود پایین و اگر آنها را به اقیانوس نیاندازم خواهند مرد. نویسنده گفت: طول این ساحل ده ها کیلومتر است و در کنارش میلیونها ستاره دریایی؟ ممکن نیست که بتوانی تاثیر بگذاری. مرد جوان گوش کرد و خم شد، ستاره دریایی دیگری برداشت و آن را به پشت امواج پرتاب کرد و برگشت و گفت: برای آن یکی که موثر بود.
او آشفته شده بود و نمیدانست چطور جواب دهد. بنابراین به خانه اش بازگشت تا نوشتههایش را از سر بگیرد. در تمام طول روز، وقتی مینوشت تصویر آن جوان در ذهنش بود. سعی کرد اعتنایی نکند ولی آن تصویر پابرجا ماند. او فهمید مرد جوان با آن کارش، تصمیم گرفته بود که تنها نظاره گر گذر زندگی در دنیا نباشد بلکه تصمیم گرفته بود در جهان عامل و منشا اثر باشد. از خودش خجالت کشید، آن شب آشفته حال به رخت خواب رفت، صبح از خواب بیدار شد و می دانست باید کاری بکند! بنابراین بلند شد، لباسش را پوشید، به ساحل رفت و مرد جوان را پیدا کرد و همراه او به انداختن ستاره دریایی به اقیانوس سپری کرد.
امسال ستاره های دریایی زیادی هستند که در این جزر و مد لعنتی، روی ساحل جا می مانند و نیاز دارند دوباره به دریا انداخته شوند [دوباره به زندگی بازگردند]: مادر سرپرست خانواری که دیگر نای کار کردن در خانه مردم را ندارد. زن جوانی که از شوهر معتاد و بیکارش طلاق گرفته و خانه پدری نیز برای بازگشت ندارد. جوان بیکاری که باید خرج مادر پیر و دو خواهر معصومش را بدهد. صنعت گری که به خاطر رکود و تورم چرخش نمی چرخد و ده ها طلبکار و شاکی دارد و صدها کارگر که چشمشان به دست های اوست و ...
نگوییم حالا فرضا ما به این فرد کمک کردیم، آیا وضعیت کشور تغییر خواهد کرد؟ هر گاه چنین ابهامی در ذهن تان ایجاد شد به این دیالوگ فکر کنید؛ «طول این ساحل ده ها کیلومتر است و در کنارش میلیون ها ستاره دریایی؟ ممکن نیست که بتوانی تاثیر بگذاری. مرد جوان گوش کرد و خم شد، ستاره دریایی دیگری برداشت و آن را به پشت امواج پرتاب کرد و برگشت و گفت: برای آن یکی که موثر بود!» قرار هم نیست همه حمایت ها مالی باشد، گاهی اوقات با یک سفارش، یک ضامن شدن، یک جمله، یک لبخند، می شود به یک ستاره دریایی جا مانده دوباره زندگی بخشید.
خود من تصمیم گرفته ام، امسال بیشتر از گذشته از طریق موسسات نیکوکاری و خیریه سهمم را ایفا کنم. همه ما می توانیم نقش کوچکی در تحقق این زیباترین نیایش آغاز سال داشته باشیم؛ حول حالنا الی احسن الحال! با انداختن یک ستاره کوچک دریایی به آغوش دریا!
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
در دور ما از آتش بیداد ظالمان
چون دود و سیل تیره شد آب و هوای خاک
#سیف_فرغانی
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
چون دود و سیل تیره شد آب و هوای خاک
#سیف_فرغانی
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
سیلاب در حال خروج از کانالهای زیرزمینی تخت جمشید/ هنر ایرانیان باستان باعث تخلیه سیلاب از این میراث جهانی در عرض یکساعت شد/ تخت جمشید و نقش رستم از بارندگیها آسیب ندیدند.
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
🔹درود بر دکتر محبی با این مطلب فوق زیبایش
✅ «لزوم احترام به عقاید دیگران» کلیشه ومغلطه است
📌محمد محبی؛ حقوقدان و کارشناس علوم سیاسی؛ مدرس دانشگاه
✍این جمله کلیشهای را حتماً زیاد شنیدهاید که میگویند: «به عقاید هم احترام بگذاریم»! این جمله، مغالطه محض است و هیچ مبنایی ندارد. هیچ عقیدهای (تأکید میکنم هیچ عقیدهای) محترم نیست و هر عقیده و نظری، قابل نقد و رد و طنز و حتی در صورت لزوم قابل تمسخر است، من چرا باید به عقیدهای که صدر تا ذیل آن را بیپایه و خلاف خِرَد و دانش میدانم، احترام بگذارم؟! این کار عین بیاحترامی به خودم است. یک انسان اول باید برای خودش احترام قائل باشد تا بتواند برای دیگران هم احترام قائل شود. عقاید محترم نیستند، بلکه حق آزادی عقیده و بیان انسانها محترم است. ما باید برای حق آزادی عقیده و بیان انسانها احترام بگذاریم و عقاید آنها را بشنویم و با خِرَد و دانش روز بسنجیم و به آنها واکنش نشان دهیم تا «گفتگو» شکل بگیرد و از خلال این گفتگو، بقول هابرماس، به یک «فهم بینالاذهانی» رسید.
✍ تمام این کلیشهها و بدفهمیها، اعم از «دینخویی»، «باجخواهی عاطفی در بحثهای جدی»، «وسطبازی ناشی از تعارف و بلاتکلیفی و عدم صراحت»، «کلیشه و مغلطه لزوم احترام به عقاید»، «دوری از فردیت و فرهنگ شهروندی» و امثالهم، فقط ناشی از یک چیز است. و آن این است که، باشندگان سیاسی و اجتماعی ایرانی، بجای حقوقمحوری، همچنان در بند «هویتمحوری» هستند. بجای نگاه حقوقی به وقایع و پدیدهها و شخصیتها، به آنها نگاه هویتی دارند.
✍مثلاً این قبیل افراد، شخصیتهای سیاسی چون مصدق، خمینی، شریعتی، سروش، پهلوی و ... و یا گرایشهای سیاسی و عقیدتی و ...، را به «هویت» خود و چیزی شبیه به گزارههای دینواره تبدیل کردهاند و مقابل هرگونه نقد و حمله به آنها برمیآشوبند، و حمله به آنها را، حمله به «خود» تلقی میکنند. کسانی که با تاریخ اندیشه در جهان آشنایی دارند، میدانند که این سبک از «هویتسازی» چه فجایعی را خلق میکند؟! در حالیکه باید از افکار و شخصیتها و گرایشات، و حتی ادیان و مذاهب، به عنوان ابزاری برای بهبودِ کیفیتِ حقوق خود و هممیهنان و ارتقاء وضعیت میهن استفاده کرد! اما این کار را نمیکنند و از هویت ساختگی خود دفاع میکنند چون نزد این افراد «میهن» اصالت ندارد، بلکه ایدئولوژی و کلیشه اصالت دارد. چون در جای سفتی بنام «میهن» نایستادهاند.
✍ بگذارید یک مثال جالب بزنم. جامعه آمریکا، یکی از مذهبیترین جامعه در میان جوامع غربی است. خصوصاً مردمان ایالتهای جنوبی و مرکزی. آنها مسیحیان معتقد و دوستدار خدا، عیسی، مریم و ... هستند، جالب اینجاست که یکی از سوژههای کنسرتهای طنز در این ایالتها، تمسخر دین است. اما مردم حاضر در این کنسرتها، هرگز مقابل تمسخر دین و اعتقادات دینی برنمیآشوبند. بلکه میخندند و میروند خانههای خودشان و یکشنبهها هم به کلیسا و مراسم مذهبی خودشان میرسند. اما در خاورمیانه، پاسخ تمسخر دین را با خون میدهند، چرا؟ دلیلش روشن است، چون آمریکاییها در زمین سفت «میهن» خود ایستادهاند و به دین فقط نگاه ابزاری دارند، و نگاه هویتی ندارند، با دیانت خود سعی میکنند به آرامش و رفع نیازهای معنوی خود برسند، نه اینکه با تعصب دینی، آرامش دیگران را هم سلب کنند. اما در خاورمیانه برعکس این است. به همه چیز از جمله دین نگاه هویتی دارند.
✍تجربه حضور در دورههای کارشناسی و کارشناسی ارشد و دکتری رشته علوم سیاسی، و دورههای کارشناسی و کارشناسی ارشد رشته حقوق، و چند سالی درسهای حوزوی (که تکتک جلسات درسها را به امید بحث و گفتگو و نقد میرفتم، نه نتبرداری و جزوهنویسی!)، به بنده یاد داده است که، از هیچ شخصیت و دین و مذهبی، «هویت» نسازم، و فقط میهن و هممیهن، و دانش و خرد برایم اصالت داشته باشند.
✍تنها هویت ما، «ملیت» ما، یعنی «ایرانیت» ماست. و همین هویت هم جنبه حقوقی و سیاسی و فرهنگی دارد. تنها ملات پیونددهنده ما ایرانیان ودلیل اینکه، علیرغم این تکثر حیرتانگیز هیچ مرزی بین خودمان نکشیم و خوشبختانه امکان هیچ مرزکشی بین ما وجود ندارد، همین «ایرانیت» است. و هویت ما هم فقط همین است و بس.
فربه کردن پدیده «هویت»، و اضافه کردن موارد دیگر به هویت، به مراتب خطرناکتر از فربه کردن دین است. تمام شخصیتهای سیاسی و اجتماعی، تمام گروهها و احزاب سیاسی، تمام جنبشها، تمام ادیان، آیینها، همه و همه «ابزار» هستند و اصالت هویتی ندارند. باید نگاه ابزاری به آنها داشت، نه نگاه «هویتی»!
یک «شهروند» حق دارد هر کدام از آنها را که خواست و با منافع فردی و جمعی، و خِرَد او سازگاری نسبی داشت انتخاب کرده، و هر لحظه که اراده کرد، انتخابش را تغییر دهد، و هرکدام را هم که خواست، نقد و رد کند. به همین سادگی!
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
🔹درود بر دکتر محبی با این مطلب فوق زیبایش
✅ «لزوم احترام به عقاید دیگران» کلیشه ومغلطه است
📌محمد محبی؛ حقوقدان و کارشناس علوم سیاسی؛ مدرس دانشگاه
✍این جمله کلیشهای را حتماً زیاد شنیدهاید که میگویند: «به عقاید هم احترام بگذاریم»! این جمله، مغالطه محض است و هیچ مبنایی ندارد. هیچ عقیدهای (تأکید میکنم هیچ عقیدهای) محترم نیست و هر عقیده و نظری، قابل نقد و رد و طنز و حتی در صورت لزوم قابل تمسخر است، من چرا باید به عقیدهای که صدر تا ذیل آن را بیپایه و خلاف خِرَد و دانش میدانم، احترام بگذارم؟! این کار عین بیاحترامی به خودم است. یک انسان اول باید برای خودش احترام قائل باشد تا بتواند برای دیگران هم احترام قائل شود. عقاید محترم نیستند، بلکه حق آزادی عقیده و بیان انسانها محترم است. ما باید برای حق آزادی عقیده و بیان انسانها احترام بگذاریم و عقاید آنها را بشنویم و با خِرَد و دانش روز بسنجیم و به آنها واکنش نشان دهیم تا «گفتگو» شکل بگیرد و از خلال این گفتگو، بقول هابرماس، به یک «فهم بینالاذهانی» رسید.
✍ تمام این کلیشهها و بدفهمیها، اعم از «دینخویی»، «باجخواهی عاطفی در بحثهای جدی»، «وسطبازی ناشی از تعارف و بلاتکلیفی و عدم صراحت»، «کلیشه و مغلطه لزوم احترام به عقاید»، «دوری از فردیت و فرهنگ شهروندی» و امثالهم، فقط ناشی از یک چیز است. و آن این است که، باشندگان سیاسی و اجتماعی ایرانی، بجای حقوقمحوری، همچنان در بند «هویتمحوری» هستند. بجای نگاه حقوقی به وقایع و پدیدهها و شخصیتها، به آنها نگاه هویتی دارند.
✍مثلاً این قبیل افراد، شخصیتهای سیاسی چون مصدق، خمینی، شریعتی، سروش، پهلوی و ... و یا گرایشهای سیاسی و عقیدتی و ...، را به «هویت» خود و چیزی شبیه به گزارههای دینواره تبدیل کردهاند و مقابل هرگونه نقد و حمله به آنها برمیآشوبند، و حمله به آنها را، حمله به «خود» تلقی میکنند. کسانی که با تاریخ اندیشه در جهان آشنایی دارند، میدانند که این سبک از «هویتسازی» چه فجایعی را خلق میکند؟! در حالیکه باید از افکار و شخصیتها و گرایشات، و حتی ادیان و مذاهب، به عنوان ابزاری برای بهبودِ کیفیتِ حقوق خود و هممیهنان و ارتقاء وضعیت میهن استفاده کرد! اما این کار را نمیکنند و از هویت ساختگی خود دفاع میکنند چون نزد این افراد «میهن» اصالت ندارد، بلکه ایدئولوژی و کلیشه اصالت دارد. چون در جای سفتی بنام «میهن» نایستادهاند.
✍ بگذارید یک مثال جالب بزنم. جامعه آمریکا، یکی از مذهبیترین جامعه در میان جوامع غربی است. خصوصاً مردمان ایالتهای جنوبی و مرکزی. آنها مسیحیان معتقد و دوستدار خدا، عیسی، مریم و ... هستند، جالب اینجاست که یکی از سوژههای کنسرتهای طنز در این ایالتها، تمسخر دین است. اما مردم حاضر در این کنسرتها، هرگز مقابل تمسخر دین و اعتقادات دینی برنمیآشوبند. بلکه میخندند و میروند خانههای خودشان و یکشنبهها هم به کلیسا و مراسم مذهبی خودشان میرسند. اما در خاورمیانه، پاسخ تمسخر دین را با خون میدهند، چرا؟ دلیلش روشن است، چون آمریکاییها در زمین سفت «میهن» خود ایستادهاند و به دین فقط نگاه ابزاری دارند، و نگاه هویتی ندارند، با دیانت خود سعی میکنند به آرامش و رفع نیازهای معنوی خود برسند، نه اینکه با تعصب دینی، آرامش دیگران را هم سلب کنند. اما در خاورمیانه برعکس این است. به همه چیز از جمله دین نگاه هویتی دارند.
✍تجربه حضور در دورههای کارشناسی و کارشناسی ارشد و دکتری رشته علوم سیاسی، و دورههای کارشناسی و کارشناسی ارشد رشته حقوق، و چند سالی درسهای حوزوی (که تکتک جلسات درسها را به امید بحث و گفتگو و نقد میرفتم، نه نتبرداری و جزوهنویسی!)، به بنده یاد داده است که، از هیچ شخصیت و دین و مذهبی، «هویت» نسازم، و فقط میهن و هممیهن، و دانش و خرد برایم اصالت داشته باشند.
✍تنها هویت ما، «ملیت» ما، یعنی «ایرانیت» ماست. و همین هویت هم جنبه حقوقی و سیاسی و فرهنگی دارد. تنها ملات پیونددهنده ما ایرانیان ودلیل اینکه، علیرغم این تکثر حیرتانگیز هیچ مرزی بین خودمان نکشیم و خوشبختانه امکان هیچ مرزکشی بین ما وجود ندارد، همین «ایرانیت» است. و هویت ما هم فقط همین است و بس.
فربه کردن پدیده «هویت»، و اضافه کردن موارد دیگر به هویت، به مراتب خطرناکتر از فربه کردن دین است. تمام شخصیتهای سیاسی و اجتماعی، تمام گروهها و احزاب سیاسی، تمام جنبشها، تمام ادیان، آیینها، همه و همه «ابزار» هستند و اصالت هویتی ندارند. باید نگاه ابزاری به آنها داشت، نه نگاه «هویتی»!
یک «شهروند» حق دارد هر کدام از آنها را که خواست و با منافع فردی و جمعی، و خِرَد او سازگاری نسبی داشت انتخاب کرده، و هر لحظه که اراده کرد، انتخابش را تغییر دهد، و هرکدام را هم که خواست، نقد و رد کند. به همین سادگی!
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پرواز فکر و اندیشه
Photo
درود به کلیه هم وطنانم ،،،
بی دلیل نیست که شیراز را پایتخت فرهنگی ایران مینامند،،،
به نقل از شاهدان عینی کلیه هتل داران شیراز اسکان و غذای مجانی در اختیار میهمانان نوروزی قرار میدهند ، حتی خانه های شخصی حاضرند و پذیرای مردم گرفتار در سیل و باران شدند ، جالب است بدانید حتی فروشگاهای تعمیر موبایل به صورت مجانی خدمات ارایه میدهند...
تا کنون هیچگونه دزدی یا تعرضی گزارش نشده ،،،
این است معنی پایتخت فرهنگی
درود به هموطنان عزیز شیرازی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بی دلیل نیست که شیراز را پایتخت فرهنگی ایران مینامند،،،
به نقل از شاهدان عینی کلیه هتل داران شیراز اسکان و غذای مجانی در اختیار میهمانان نوروزی قرار میدهند ، حتی خانه های شخصی حاضرند و پذیرای مردم گرفتار در سیل و باران شدند ، جالب است بدانید حتی فروشگاهای تعمیر موبایل به صورت مجانی خدمات ارایه میدهند...
تا کنون هیچگونه دزدی یا تعرضی گزارش نشده ،،،
این است معنی پایتخت فرهنگی
درود به هموطنان عزیز شیرازی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و هشتادوهفت
#رزم_ارجاسب
فرشیدورد با کهرم در آویخت و با تنی مجروح به گوشه ای افتاد. سرانجام گشتاسب پشت به دشمن کرد و به کوهی که تنها یک راه داشت و آن راه را فقط شاه می دانست رفت و با سپاهیانش در آن کوه پناه جست. آنجا در حالیکه گشتاسب از کرده خود با اسفندیار پشیمان شده بود به جاماسب گفت:
برو و به اسفندیار بگو اگر به این رزمگاه بیاید و مرا نجات دهد، تاج و تخت را به او خواهم بخشید.
بدین گفته یزدان گوای منست
چو جاماسب کو رهنمای منست
جاماسب یک قبای توزی مثل ترکها پوشید و از کوه پایین آمد و بسوی دژ گنبدان تاخت. نوش آذر پسر اسفندیار که بر بام دژ ایستاده بود، جاماسب را شناخت و او را نزد پدرش برد. جاماسب بر اسفندیار نماز برد و پیام پدر را به او داد.
اسفندیار پاسخ داد:
ای خردمند چرا بر دست بسته و کسی که دست و پایش در آهنست درود شاهنشاه را میدهی؟
جاماسب گفت:
اگر دلت از پدر خیره است ولی کشتن لهراسب و هشتاد موبد که از خونشان آتش آتشکده خاموش شد را نتوان خوار شمرد.
اسفندیار پاسخ داد که من بسته بودم چنین زار و خوار و ایشان از من هیچ یاد نکردند.
جاماسب گفت:
سی و هشت برادرت را ترکان کشتند.
اسفندیار گفت:
وقتی من در بند بودم آنها همه شاد و در رامش بودند.
جاماسب از پاسخ های اسفندیار دل آزرده شد و از زخم و جوشن بریده و فرشیدورد سخن به میان آورد که اشک از چشمان اسفندیار جاری شد و آهنگر را صدا زد تا زنجیر پایش را باز کند.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و هشتادوهفت
#رزم_ارجاسب
فرشیدورد با کهرم در آویخت و با تنی مجروح به گوشه ای افتاد. سرانجام گشتاسب پشت به دشمن کرد و به کوهی که تنها یک راه داشت و آن راه را فقط شاه می دانست رفت و با سپاهیانش در آن کوه پناه جست. آنجا در حالیکه گشتاسب از کرده خود با اسفندیار پشیمان شده بود به جاماسب گفت:
برو و به اسفندیار بگو اگر به این رزمگاه بیاید و مرا نجات دهد، تاج و تخت را به او خواهم بخشید.
بدین گفته یزدان گوای منست
چو جاماسب کو رهنمای منست
جاماسب یک قبای توزی مثل ترکها پوشید و از کوه پایین آمد و بسوی دژ گنبدان تاخت. نوش آذر پسر اسفندیار که بر بام دژ ایستاده بود، جاماسب را شناخت و او را نزد پدرش برد. جاماسب بر اسفندیار نماز برد و پیام پدر را به او داد.
اسفندیار پاسخ داد:
ای خردمند چرا بر دست بسته و کسی که دست و پایش در آهنست درود شاهنشاه را میدهی؟
جاماسب گفت:
اگر دلت از پدر خیره است ولی کشتن لهراسب و هشتاد موبد که از خونشان آتش آتشکده خاموش شد را نتوان خوار شمرد.
اسفندیار پاسخ داد که من بسته بودم چنین زار و خوار و ایشان از من هیچ یاد نکردند.
جاماسب گفت:
سی و هشت برادرت را ترکان کشتند.
اسفندیار گفت:
وقتی من در بند بودم آنها همه شاد و در رامش بودند.
جاماسب از پاسخ های اسفندیار دل آزرده شد و از زخم و جوشن بریده و فرشیدورد سخن به میان آورد که اشک از چشمان اسفندیار جاری شد و آهنگر را صدا زد تا زنجیر پایش را باز کند.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥کنایه سنگین خواننده سنتی (همای) در کنسرت زنده در کانادا، هنگامی که متوجه شد خاوری در میان تماشاچیان نشسته است
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Forwarded from پرواز فکر و اندیشه
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
سکانس اول:
رسانههای سپاه پاسداران همچون فارس، دانشجو، تسنیم، جوان و... خبر از فعالیت هکر جوان و انقلابی دادند که موفق شده صفحات مریم رجوی، مسیح علینژاد، عرب اسپرت و چندین صفحه از جریانهای پادشاهیخواه و پانایرانیسم و ... را در کمتر از یک هفته هک کند، حالا هکر این صفحات باافتخار به خبرگزاری بسیج دانشجویی میگوید: «بیش از چندین هزار صفحه هتاک به انقلاب و اسلام و آقا را بهطور کامل از صفحه مجازی محو کردهام.»
«آرمین راد» مدام به برنامههای تلویزیونی و نشستهای گروههای اقماری سایبری سپاه دعوت میشود او از «پیشنهادهای میلیون دلاری آنور آبیها» میگوید از اینکه «حتی هکرهای روسی و چینی هم حریفش نیستند» و یا «عربها به او پیشنهادهای پرآبوتاب دادهاند» از اینکه او هیچچیزی نمیخواهد جز «دیدار با آقا» و «حضرت آقا خیلی مظلوم هستند، خیلی قلبشان را میشکنند من نمیتوانم به چشم ببینم رهبر این مملکت که واقعاً مدیونش هستیم اینقدر مظلوم باشد اینقدر در مجازی به ایشان بیاحترامی کنند.»
سکانس دوم:
آرمین راد حالا از «بنیاد علوموفنون» دکترا گرفته است و بلافاصله هم دکترایش را بهعنوان «سرباز صفر آقا» به او تقدیم میکند. در مرداد ۱۳۹۷ چندین باگ و خطا در پورتال وزارت جهاد کشاورزی مییابد و به آنها اطلاع میدهد و عنوان میکند سازمان سیا قصد نفوذ به این پورتال را داشته و در مراسمی در وزارت جهاد کشاورزی از وی تقدیر میشود، محمود حجتی او را «مشاور جوان» وزارتخانه معرفی و برایش دفتری در موسسه پژوهشهای برنامهریزی و اقتصاد کشاورزی فراهم میآورند. طبق آنچه در فضای مجازی منتشر شده و حتی در صفحه آرمینراد نیز موجود است قرار میشود در تابستان ۱۳۹۷ یک دوره آموزش سایبری در سپاه محمد رسولالله تهران بزرگ برای بسیجیان در ۱۰ جلسه برگزار نماید و خبرگزاری بسیج این دورههای آموزشی را موفقیتآمیز اعلام میکند و سرهنگ پاسدار جواد یعقوبی از مسئولان سایبری سپاه محمد رسولالله تهران بزرگ میگوید حالا هر یک بسیجی ما یک لشکر سایبری است!
سازمان فرهنگی بسیج دانشجویی سردار دکتر رضا سراج مدام آرمینراد را دعوت میکند و او با سرفصلهایی چون «نگاه سایبری استکبار جهانی - خرداد ۱۳۹۷»، «چرا فضای مجازی فضای امن ضدانقلاب است؟- آذر ۱۳۹۷»، سمپوزیوم و نشستهای علمی برگزار میکند.
سکانس سوم:
ابراهیم رئیسی در بهار ۱۳۹۶ سایت انتخاباتی و تبلیغاتی خود را راه میاندازد: مسئول و صاحب سایت ماجده علمالهدی است و شرکت پویاسازان فناوری اطلاعات کار ساخت و طراحی آن را بر عهده داشتهاست. آرمینراد برای خوشخدمتی یا عرضاندام برای رقبای رئیسی یا شاید هم برای خودنمایی جلوی رئیسی در شب تائید صلاحیت رئیسی از سوی شورای نگهبان موفق میشود برای ساعاتی سایت را پائین بیاورد که خبر آن در همان ایام جنجالی شد، او از سوی نهادهای امنیتی رهگیری نشد اما خودش اعلام کرد داوطلبانه محافظ سایت بوده و وقتی دیده است سایت را دشمنان مورد حمله قرار دادهاند بازسازی و ترمیم کرده ادعایی که در آن شلوغی انتخابات گم شد اما ظاهراً فراموش نشد! بعدها مشخص شد روش کار آرمینراد اینگونه بوده که ابتدا در اینستاگرام صفحات فیک به نام مریم رجوی یا مسیح علینژاد و دیگر گروهها و افراد سیاسی مخالف جمهوری اسلامی درست میکرده و پس از گذشت مدتی که فالورهای نسبتاً بالایی جذب میکرده عکس پروفایل آنها را عوض میکرد و خبر از هک انقلابی میداد!
مشخص شد او صفحه دیگری را با اضافه کردن یک o انگلیسی به arabsport جعل کرده و در واقع صفحه فیک arabspoort را جعل و سپس هک کرده است!
اینجا دیگر کمکم همه مدافعین او سعی میکردند ماجرا را با سکوت به فراموشی بگذرانند اما بودند کسانی مثل «زهرا طباخی» از فعالان سایبری اصولگرا که شیاد بودن او را گوشزد میکردند یا «محسن امینی» که مطرح میکردند عاقبت دستمزدها و سکههایی که به او دادند چه میشود؟ جالب اینجاست همه منتقدان به او از نزدیکان ابراهیم رئیسی هستند هنوز هم این احتمال مطرح است که او در هک کردن سایت رئیسی از جای دیگری دستور گرفته بودهاست.
سکانس پایانی، ایوب تیغزن:
در آغازین روزهای ریاست ابراهیم رئیسی بر قوه قضائیه مشخص میشود رئیسی فراموشکار نیست! آرمینراد که سپاه پاسداران وی را «بسیجی واقعی» و بسیج دانشجویی نیز او را «هکر انقلابی» معرفی کرده بود بازداشت میشود؛ طبق گفته مقام قضایی در ۴۳ پرونده اخاذی، جعل عنوان، دریافت رشوه، کلاهبرداری اینترنتی و... متهم است، حالا مشخص شده حتی نام آرمینراد هم جعلی بوده و نام او ایوب فروغیراد است، حالا آرمینراد در فضای مجازی مشهور شده به ایوب تیغزن و مشخص شده او که دکترای خود را تقدیم به آقای خامنهای کرده تحصیلاتش تا نهم متوسطه است!
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
سکانس اول:
رسانههای سپاه پاسداران همچون فارس، دانشجو، تسنیم، جوان و... خبر از فعالیت هکر جوان و انقلابی دادند که موفق شده صفحات مریم رجوی، مسیح علینژاد، عرب اسپرت و چندین صفحه از جریانهای پادشاهیخواه و پانایرانیسم و ... را در کمتر از یک هفته هک کند، حالا هکر این صفحات باافتخار به خبرگزاری بسیج دانشجویی میگوید: «بیش از چندین هزار صفحه هتاک به انقلاب و اسلام و آقا را بهطور کامل از صفحه مجازی محو کردهام.»
«آرمین راد» مدام به برنامههای تلویزیونی و نشستهای گروههای اقماری سایبری سپاه دعوت میشود او از «پیشنهادهای میلیون دلاری آنور آبیها» میگوید از اینکه «حتی هکرهای روسی و چینی هم حریفش نیستند» و یا «عربها به او پیشنهادهای پرآبوتاب دادهاند» از اینکه او هیچچیزی نمیخواهد جز «دیدار با آقا» و «حضرت آقا خیلی مظلوم هستند، خیلی قلبشان را میشکنند من نمیتوانم به چشم ببینم رهبر این مملکت که واقعاً مدیونش هستیم اینقدر مظلوم باشد اینقدر در مجازی به ایشان بیاحترامی کنند.»
سکانس دوم:
آرمین راد حالا از «بنیاد علوموفنون» دکترا گرفته است و بلافاصله هم دکترایش را بهعنوان «سرباز صفر آقا» به او تقدیم میکند. در مرداد ۱۳۹۷ چندین باگ و خطا در پورتال وزارت جهاد کشاورزی مییابد و به آنها اطلاع میدهد و عنوان میکند سازمان سیا قصد نفوذ به این پورتال را داشته و در مراسمی در وزارت جهاد کشاورزی از وی تقدیر میشود، محمود حجتی او را «مشاور جوان» وزارتخانه معرفی و برایش دفتری در موسسه پژوهشهای برنامهریزی و اقتصاد کشاورزی فراهم میآورند. طبق آنچه در فضای مجازی منتشر شده و حتی در صفحه آرمینراد نیز موجود است قرار میشود در تابستان ۱۳۹۷ یک دوره آموزش سایبری در سپاه محمد رسولالله تهران بزرگ برای بسیجیان در ۱۰ جلسه برگزار نماید و خبرگزاری بسیج این دورههای آموزشی را موفقیتآمیز اعلام میکند و سرهنگ پاسدار جواد یعقوبی از مسئولان سایبری سپاه محمد رسولالله تهران بزرگ میگوید حالا هر یک بسیجی ما یک لشکر سایبری است!
سازمان فرهنگی بسیج دانشجویی سردار دکتر رضا سراج مدام آرمینراد را دعوت میکند و او با سرفصلهایی چون «نگاه سایبری استکبار جهانی - خرداد ۱۳۹۷»، «چرا فضای مجازی فضای امن ضدانقلاب است؟- آذر ۱۳۹۷»، سمپوزیوم و نشستهای علمی برگزار میکند.
سکانس سوم:
ابراهیم رئیسی در بهار ۱۳۹۶ سایت انتخاباتی و تبلیغاتی خود را راه میاندازد: مسئول و صاحب سایت ماجده علمالهدی است و شرکت پویاسازان فناوری اطلاعات کار ساخت و طراحی آن را بر عهده داشتهاست. آرمینراد برای خوشخدمتی یا عرضاندام برای رقبای رئیسی یا شاید هم برای خودنمایی جلوی رئیسی در شب تائید صلاحیت رئیسی از سوی شورای نگهبان موفق میشود برای ساعاتی سایت را پائین بیاورد که خبر آن در همان ایام جنجالی شد، او از سوی نهادهای امنیتی رهگیری نشد اما خودش اعلام کرد داوطلبانه محافظ سایت بوده و وقتی دیده است سایت را دشمنان مورد حمله قرار دادهاند بازسازی و ترمیم کرده ادعایی که در آن شلوغی انتخابات گم شد اما ظاهراً فراموش نشد! بعدها مشخص شد روش کار آرمینراد اینگونه بوده که ابتدا در اینستاگرام صفحات فیک به نام مریم رجوی یا مسیح علینژاد و دیگر گروهها و افراد سیاسی مخالف جمهوری اسلامی درست میکرده و پس از گذشت مدتی که فالورهای نسبتاً بالایی جذب میکرده عکس پروفایل آنها را عوض میکرد و خبر از هک انقلابی میداد!
مشخص شد او صفحه دیگری را با اضافه کردن یک o انگلیسی به arabsport جعل کرده و در واقع صفحه فیک arabspoort را جعل و سپس هک کرده است!
اینجا دیگر کمکم همه مدافعین او سعی میکردند ماجرا را با سکوت به فراموشی بگذرانند اما بودند کسانی مثل «زهرا طباخی» از فعالان سایبری اصولگرا که شیاد بودن او را گوشزد میکردند یا «محسن امینی» که مطرح میکردند عاقبت دستمزدها و سکههایی که به او دادند چه میشود؟ جالب اینجاست همه منتقدان به او از نزدیکان ابراهیم رئیسی هستند هنوز هم این احتمال مطرح است که او در هک کردن سایت رئیسی از جای دیگری دستور گرفته بودهاست.
سکانس پایانی، ایوب تیغزن:
در آغازین روزهای ریاست ابراهیم رئیسی بر قوه قضائیه مشخص میشود رئیسی فراموشکار نیست! آرمینراد که سپاه پاسداران وی را «بسیجی واقعی» و بسیج دانشجویی نیز او را «هکر انقلابی» معرفی کرده بود بازداشت میشود؛ طبق گفته مقام قضایی در ۴۳ پرونده اخاذی، جعل عنوان، دریافت رشوه، کلاهبرداری اینترنتی و... متهم است، حالا مشخص شده حتی نام آرمینراد هم جعلی بوده و نام او ایوب فروغیراد است، حالا آرمینراد در فضای مجازی مشهور شده به ایوب تیغزن و مشخص شده او که دکترای خود را تقدیم به آقای خامنهای کرده تحصیلاتش تا نهم متوسطه است!
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
ترامپ رفتني نيست،ايران بايد طرحي نو بيافكند
احساناقبالسعید
دونالد ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده از اتهام تبانی و رابطه با فدراسیون روسیه در جریان انتخابات ریاست جمهوری تبرئه شد. بازپرس مولر در تحقیقات خود به مدرک متقنی در این باره دست نیافته است. در پیوند با این گزاره و ارتباطش با ایران می توان نکاتی را یادآور شد:
دونالد ترامپ تا پایان دوره معمول خود را در کاخ سفید سپری خواهد کرد و احتمال استیضاح و برکناری او نزدیک به صفر است. خطر استیضاح را به دست آوردن مدارک مستدل درباره ارتباط با مسکو پررنگ می کرد و اکنون برای اقدامی به بزرگی برکناری پرزیدنت دلیل و مستند کافی و بزرگ وجود ندارد.
-
مواردی چون رسوایی های اخلاقی ترامپ در جامعه آمریکایی کم اهمیت تر از آن هستند که دوره چهارساله ترامپ را به مخاطره بیندازند. بیل کلینتون رئیسجمهور اسبق ایالات متحده حتی با اثبات رابطه خارج از خانواده با مونیکا لوینسکی کارآموز کاخ سفید تنها مجبور به عذرخواهی به دلیل دروغگویی شد و به گفته دخترش چلسی کلینتون یک شب را بیرون از خانه گذراند چون خانم هیلاری و چلسی او را راه نداده اند!
ترامپ در داخل ایالات متحده عملکرد متوسطی داشته و به نسبت اسلافش در کاخ سفید چندان بهتر یا بدتر نبوده و به مدد شغل های متوسطی که ایجاد کرده و سنت روسای جمهوری دودوره ای احتمالا پنج سال دیگر هم در کاخ سفید ماندگار خواهد بود.
در فضای ایالات متحده و متوسط مردم این سرزمین سیاست خارجه چندان اهمیتی ندارد،پس آنچه ترامپ در اقصا نقاط جهان مرتکب می شود برای جمهور مردم ایالات متحده که روزگاری به شوخی گفته می شد نیم مغزشان همبرگر ونیم دیگرش فوتبال آمریکاییست اهمیتی ندارد.
احتمالا در داخل ایران بخشی از سیاستگزاران امید دارند که ترامپ برکنار شود و یا در انتخابات آتی رای نیاورد و با همین ذهنیت سیاست دفع الوقت را در پیش گرفته اند تا طوفان بگذرد وبه همان کج دار ومریز سابق بازگردند .حالا باید بدانند که این مستاجر کاخ سفید انگار سررفتن ندارد پس باید طرحی نو بیفکنند وسیاستی مستمرو مستدل پیش بگیرند.
روسای جمهور ایالات متحده همواره حامی رژیم تل آویو هستند اما حد نگاه می داشتند و هر دیوانگی نمی کردند. ترامپ رسما بلندی های جولان که همه کشورهای دنیا وسازمان ملل جزئی از خاک سوریه می دانند را متعلق به تلآویو و بیبی دانست و نتانیاهو هم برای تشکر شراب برایش آورد،به همین راحتی. ترامپ برای اسرائیل هرکاری می کند وانتظار هر نامتعارفی را از این رابطه باید داشت و نتانیاهو بخوبی می داند که کمتر فرصتی چون دوران ترامپ برایش مهیا می شود تا قدرت های منطقه را مستهلک کند و ترامپ هم نشانداده اعتنایی از نهی ها و معاهدات و عرفها ندارد، پس بیخیال و آسانگیر نباشند آنان که می توانند تصمیم بسازند واثر بگذارند.
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
ترامپ رفتني نيست،ايران بايد طرحي نو بيافكند
احساناقبالسعید
دونالد ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده از اتهام تبانی و رابطه با فدراسیون روسیه در جریان انتخابات ریاست جمهوری تبرئه شد. بازپرس مولر در تحقیقات خود به مدرک متقنی در این باره دست نیافته است. در پیوند با این گزاره و ارتباطش با ایران می توان نکاتی را یادآور شد:
دونالد ترامپ تا پایان دوره معمول خود را در کاخ سفید سپری خواهد کرد و احتمال استیضاح و برکناری او نزدیک به صفر است. خطر استیضاح را به دست آوردن مدارک مستدل درباره ارتباط با مسکو پررنگ می کرد و اکنون برای اقدامی به بزرگی برکناری پرزیدنت دلیل و مستند کافی و بزرگ وجود ندارد.
-
مواردی چون رسوایی های اخلاقی ترامپ در جامعه آمریکایی کم اهمیت تر از آن هستند که دوره چهارساله ترامپ را به مخاطره بیندازند. بیل کلینتون رئیسجمهور اسبق ایالات متحده حتی با اثبات رابطه خارج از خانواده با مونیکا لوینسکی کارآموز کاخ سفید تنها مجبور به عذرخواهی به دلیل دروغگویی شد و به گفته دخترش چلسی کلینتون یک شب را بیرون از خانه گذراند چون خانم هیلاری و چلسی او را راه نداده اند!
ترامپ در داخل ایالات متحده عملکرد متوسطی داشته و به نسبت اسلافش در کاخ سفید چندان بهتر یا بدتر نبوده و به مدد شغل های متوسطی که ایجاد کرده و سنت روسای جمهوری دودوره ای احتمالا پنج سال دیگر هم در کاخ سفید ماندگار خواهد بود.
در فضای ایالات متحده و متوسط مردم این سرزمین سیاست خارجه چندان اهمیتی ندارد،پس آنچه ترامپ در اقصا نقاط جهان مرتکب می شود برای جمهور مردم ایالات متحده که روزگاری به شوخی گفته می شد نیم مغزشان همبرگر ونیم دیگرش فوتبال آمریکاییست اهمیتی ندارد.
احتمالا در داخل ایران بخشی از سیاستگزاران امید دارند که ترامپ برکنار شود و یا در انتخابات آتی رای نیاورد و با همین ذهنیت سیاست دفع الوقت را در پیش گرفته اند تا طوفان بگذرد وبه همان کج دار ومریز سابق بازگردند .حالا باید بدانند که این مستاجر کاخ سفید انگار سررفتن ندارد پس باید طرحی نو بیفکنند وسیاستی مستمرو مستدل پیش بگیرند.
روسای جمهور ایالات متحده همواره حامی رژیم تل آویو هستند اما حد نگاه می داشتند و هر دیوانگی نمی کردند. ترامپ رسما بلندی های جولان که همه کشورهای دنیا وسازمان ملل جزئی از خاک سوریه می دانند را متعلق به تلآویو و بیبی دانست و نتانیاهو هم برای تشکر شراب برایش آورد،به همین راحتی. ترامپ برای اسرائیل هرکاری می کند وانتظار هر نامتعارفی را از این رابطه باید داشت و نتانیاهو بخوبی می داند که کمتر فرصتی چون دوران ترامپ برایش مهیا می شود تا قدرت های منطقه را مستهلک کند و ترامپ هم نشانداده اعتنایی از نهی ها و معاهدات و عرفها ندارد، پس بیخیال و آسانگیر نباشند آنان که می توانند تصمیم بسازند واثر بگذارند.
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و هشتاد و هشت
#رزم_ارجاسب
سپس اسفندیار با تنی دردمند به گرمابه رفت و رنگ زنجیر را از تن زدود و جوشن پهلوانی را پوشید.
چون شب شد تیغ هندی در دست گرفت و با پسرانش نوش آذر و بهمن و مهرنوش و با راهنمایی جاماسب به طرف هامون تاختند. اسفندیار رو به سوی آسمان کرد و گفت:
خداوندا، اگر در جنگ پیروز شوم و انتقام خون نیای پیرم و برادرانم را بگیرم، می پذیرم که کینه ای از پدر در دل نگیرم. صد آتشکده برپا می کنم، در بیابانها صد کاروانسرا می سازم، در بیابانی که حتی کرکس پرواز نمیکند، صد هزار چاه حفر میکنم و کشاورزان بیچاره را توانگر میکنم و مردم را براه راست هدایت میکنم.
این را بگفت و بر بالین فرشیدورد رفت. فرشیدورد در آخرین لحظات زندگی به اسفندیار گفت:
آنچه به سرمان آمده همه تقصیر گشتاسب بود. ای برادر خروشنده، من رفتنی هستم به سرای دیگر ولی تو باید همیشه بر جای باشی و روان مرا به بخشش یاد کن.
تو پدرود باش ای جهان پهلوان
که جاوید بادی و روشن روان
این را گفت و رخسارش زرد شد و جان داد.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و هشتاد و هشت
#رزم_ارجاسب
سپس اسفندیار با تنی دردمند به گرمابه رفت و رنگ زنجیر را از تن زدود و جوشن پهلوانی را پوشید.
چون شب شد تیغ هندی در دست گرفت و با پسرانش نوش آذر و بهمن و مهرنوش و با راهنمایی جاماسب به طرف هامون تاختند. اسفندیار رو به سوی آسمان کرد و گفت:
خداوندا، اگر در جنگ پیروز شوم و انتقام خون نیای پیرم و برادرانم را بگیرم، می پذیرم که کینه ای از پدر در دل نگیرم. صد آتشکده برپا می کنم، در بیابانها صد کاروانسرا می سازم، در بیابانی که حتی کرکس پرواز نمیکند، صد هزار چاه حفر میکنم و کشاورزان بیچاره را توانگر میکنم و مردم را براه راست هدایت میکنم.
این را بگفت و بر بالین فرشیدورد رفت. فرشیدورد در آخرین لحظات زندگی به اسفندیار گفت:
آنچه به سرمان آمده همه تقصیر گشتاسب بود. ای برادر خروشنده، من رفتنی هستم به سرای دیگر ولی تو باید همیشه بر جای باشی و روان مرا به بخشش یاد کن.
تو پدرود باش ای جهان پهلوان
که جاوید بادی و روشن روان
این را گفت و رخسارش زرد شد و جان داد.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#قدرت_وارونه
ظهور حکومت ها و رفتارشان با مردم، همواره انتخاب خود مردم است.
تنها تفاوت این است که در فرهنگ های پیشرفته، این انتخاب به صورت ارادی و آگاهانه صورت می گیرد و در فرهنگ های عقب مانده، به طور ناخواسته و ناآگاهانه. در حقیقت، مردمان آگاه، از قدرت خود به شکل درست بهره می گیرند و مردم ناآگاه، به شکل وارونه.
این واقعیت، درست بر خلاف آن چیزی است که عموم تصور می کنند - و چنان که می بینیم، بهای سنگینی برای چنین تصوری می پردازند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ظهور حکومت ها و رفتارشان با مردم، همواره انتخاب خود مردم است.
تنها تفاوت این است که در فرهنگ های پیشرفته، این انتخاب به صورت ارادی و آگاهانه صورت می گیرد و در فرهنگ های عقب مانده، به طور ناخواسته و ناآگاهانه. در حقیقت، مردمان آگاه، از قدرت خود به شکل درست بهره می گیرند و مردم ناآگاه، به شکل وارونه.
این واقعیت، درست بر خلاف آن چیزی است که عموم تصور می کنند - و چنان که می بینیم، بهای سنگینی برای چنین تصوری می پردازند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سال 1350 مهندس حامی در کلاس درس جمله زیر رو به دانشجوها گفت:
" رودخونه " یعنی خونه رود! اگه خونه اش رو خراب کنی، خونه تون رو خراب میکنه"!
روحش شاد❤️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
" رودخونه " یعنی خونه رود! اگه خونه اش رو خراب کنی، خونه تون رو خراب میکنه"!
روحش شاد❤️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Forwarded from دست های آلوده
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✍️ چرخش مناسبات ما با طبیعت و محیط زیست، چرخه های زندگی دیگر ساکنان زمین را دگرگون ساخته. ما به سودای سود بیشتر آب و هوا و خاک را تباه می کنیم و آنها به امید بقا با سرزمین تباه شده کنار آمده اند. 🎥 آغاز پخش مجموعه مستند " دست های آلوده " ، شنبه هفدهم فروردین ساعت 21 از شبکه مستند.تهیه کننده و کارگردان: لیلا فولادوند، محمد حسین نظری
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
واکنش #کاوه_مدنی به کسانی که میگویند وارد دوره ترسالی شدیم
وقوع سیل در ایران سوالهای زیادی را پیش روی شهروندان این کشور قرار داده است. اینکه تا چه میزان میشد از وقوع تلفات در سیل اخیر جلوگیری کرد و چه نهادهایی کارشان را به درستی انجام ندادند؟ اینکه آیا با این سیل و بارندگی ایران از چرخه خشکسالی خارج خواهد شد یا نه؟ آیا سدها در سیل اخیر کارشان را به درستی انجام دادند و اینکه تَرسالی و خشکسالی و تغییر اقلیم چیست.
یورونیوز گفتوگوی مفصلی با کاوه مدنی کارشناس آب و محیط زیست و استاد دانشگاه داشته و از او درباره محورهای مختلفی مرتبط با سیل اخیر و حاشیه های آن پرسیده است.
آقای مدنی بر این باور است که حتی بارندگیهای اخیر نیز ایران را از ورشکستگی آب نرهانیده و مدیریت کاهش مصرف آب باید کماکان در دستور کار باشد. این استاد دانشگاه همچنین پیشنهاد داده که لازم است مقصران حوادث اخیر معرفی و محاکمه و تنبیه شده و گزارش کاملی در اختیار مردم قرار گیرد. او میگوید: «مشکل ایران تنها اختلاس نیست. این چیزها از اختلاس هم بدتر است. پای جان مردم در میان است.»
او همچنین معتقد است در حوادث مرگ بار دروازه قرآن شیراز و در سیل آققلا نقش عوامل انسانی و سوء مدیریت قابل مشاهده است.
دلیل اینکه درباره سیل و تبعات آن سخنان متفاوتی به گوش میرسد چیست؟
متاسفانه با فضای خیلی بدی مواجه هستیم و اظهار نظرهای غیر کارشناسی خیلی زیاد شده است. یکسری مطالبی که کارشناسان میگویند یا خوب برای مردم و مطبوعات تشریح نمیشود یا اینکه گاهی اوقات خیلی از حرفها اشتباه گفته میشود. اینطور حرفها آسیبپذیری را بالا میبرد چرا که افراد از حرف آنها به نتایج اشتباه میرسند و در جامعه عمومی و تخصصی روایتهای غیردرستی شکل میگیرد.
آیا آنطور که برخی گفتهاند دوره خشکسالی ۳۰ساله ایران به پایان رسیده است؟
من سالها است توضیح دادهام که ما چیزی به نام خشکسالی ۳۰ ساله نداریم. کسی نمیتواند تَرسالی و خشکسالی ۳۰ ساله برای ایران پبشبینی کند. باور به اینکه تَرسالی یا خشکسالی ۳۰ ساله داریم تنها آسیب پذیری ما را بالا میبرد. اگر باور کنیم خشکسالی دایمی است همین اتفاقهای امروز میافتد. اینکه حواسمان نیست که پایین دست سدها آسیبپذیرند و ریسک سیل وجود دارد و میتواند اتفاقهای بدی برای مردم بیفتد.
اصلا چرا این ترم خشکسالی و تَرسالی ۳۰ ساله در جامعه ایران مطرح شد؟
این یک نمونه از باورهای غلطی است که به خاطر اشتباه برخی متخصصان و برداشت نادرست آنها از برخی مقالات و گفتن آنها به مطبوعات شکل گرفته و بسیار به جامعه تخصصی، مردم و محیط زیست آسیب میزند.
باور به اینکه خشکسالی دایمی است موجب میشود که در یکسری حوزهها و مناطقی که پیشتر دستخوش سیل بوده ساکن شویم. با این ایده که دیگر سیلی در کار نخواهد بود. در همین حال در پاییندست سدها توسعه اراضی داده و مردم را ساکن کرده و کاربری اراضی را تغییر داده و به حریم رودخانهها وارد شده و در بستر رودخانهها کارهایی کردیم که در نهایت جز دردسر برای مردم نفع دیگری به دنبال نخواهد داشت.
برخی هم گفتهاند که ایران وارد دوره تَرسالی شده است. به لحاظ علمی این حرف چقدر دقیق است؟
ما از نظر علمی توان چنین پیشبینی را نداریم. برخی خیلی سریع نتیجهگیری کردهاند که ما وارد دوره تَرسالی شده ایم، درست نیست. ما حتی نمیدانیم سال آینده تَر خواهد بود یا خشک و نرمال. مهمتر اینکه باید برخی نکات تخصصی به زبان ساده برای مردم توضیح داده شود و آنها را به اشتباه نیندازیم. وقتی اینها تنها در تیتر مطبوعات میآیند میتوانند مردم را گمراه کنند.
اینکه شما میگویید سال تر یا خشک یا نرمال داریم به چه معنا است؟
معمولا منظور از خشکسالی یا سال خشک این است که در یک سال خاص نسبت به متوسط درازمدت میزان موجودی آبی که طبیعت به ما داده کمتر از یک دوره بلند مدت است که دست کم این دوره بلندمدت ۳۰ سال است. اگر در یک سال خاص میزان آبی که داریم نزدیک میانگین بلندمدت باشد آن سال نرمال است. اگر این میزان از میانگین بلندمدت بیشتر باشدما آن را تَرسالی مینامیم.
دوره تَرسالی با تَرسالی یا سال ترفرق دارد. وقتی میگوییم دوره از مجموعه سالهای پشت سر هم حرف میزنیم. وقتی میگوییم دوره خشکسالی یعنی چندین سال خشک پشت سر هم و وقتی میگوییم دوره تَرسالی یعنی چندین سال تر پشت سرهم. ایران امسال دچار تر سالی است اما این به معنی ورود به دوره تر سالی نیست هر چند که امیدوارم اینگونه باشد.
گزینه مدیریت آب را در بروز وضعیت سیل اخیر چطور ارزیابی میکنید؟
مدیریت آب و طبیعت همیشه تحت تاثیر عدم قطعیت است و همیشه یکسری عدم قطعیتها و پیشبینیها وجود دارد که لزوما دقیق نیست و ما آخرین لحظه باید بهترین تصمیمها را بگیریم.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
واکنش #کاوه_مدنی به کسانی که میگویند وارد دوره ترسالی شدیم
وقوع سیل در ایران سوالهای زیادی را پیش روی شهروندان این کشور قرار داده است. اینکه تا چه میزان میشد از وقوع تلفات در سیل اخیر جلوگیری کرد و چه نهادهایی کارشان را به درستی انجام ندادند؟ اینکه آیا با این سیل و بارندگی ایران از چرخه خشکسالی خارج خواهد شد یا نه؟ آیا سدها در سیل اخیر کارشان را به درستی انجام دادند و اینکه تَرسالی و خشکسالی و تغییر اقلیم چیست.
یورونیوز گفتوگوی مفصلی با کاوه مدنی کارشناس آب و محیط زیست و استاد دانشگاه داشته و از او درباره محورهای مختلفی مرتبط با سیل اخیر و حاشیه های آن پرسیده است.
آقای مدنی بر این باور است که حتی بارندگیهای اخیر نیز ایران را از ورشکستگی آب نرهانیده و مدیریت کاهش مصرف آب باید کماکان در دستور کار باشد. این استاد دانشگاه همچنین پیشنهاد داده که لازم است مقصران حوادث اخیر معرفی و محاکمه و تنبیه شده و گزارش کاملی در اختیار مردم قرار گیرد. او میگوید: «مشکل ایران تنها اختلاس نیست. این چیزها از اختلاس هم بدتر است. پای جان مردم در میان است.»
او همچنین معتقد است در حوادث مرگ بار دروازه قرآن شیراز و در سیل آققلا نقش عوامل انسانی و سوء مدیریت قابل مشاهده است.
دلیل اینکه درباره سیل و تبعات آن سخنان متفاوتی به گوش میرسد چیست؟
متاسفانه با فضای خیلی بدی مواجه هستیم و اظهار نظرهای غیر کارشناسی خیلی زیاد شده است. یکسری مطالبی که کارشناسان میگویند یا خوب برای مردم و مطبوعات تشریح نمیشود یا اینکه گاهی اوقات خیلی از حرفها اشتباه گفته میشود. اینطور حرفها آسیبپذیری را بالا میبرد چرا که افراد از حرف آنها به نتایج اشتباه میرسند و در جامعه عمومی و تخصصی روایتهای غیردرستی شکل میگیرد.
آیا آنطور که برخی گفتهاند دوره خشکسالی ۳۰ساله ایران به پایان رسیده است؟
من سالها است توضیح دادهام که ما چیزی به نام خشکسالی ۳۰ ساله نداریم. کسی نمیتواند تَرسالی و خشکسالی ۳۰ ساله برای ایران پبشبینی کند. باور به اینکه تَرسالی یا خشکسالی ۳۰ ساله داریم تنها آسیب پذیری ما را بالا میبرد. اگر باور کنیم خشکسالی دایمی است همین اتفاقهای امروز میافتد. اینکه حواسمان نیست که پایین دست سدها آسیبپذیرند و ریسک سیل وجود دارد و میتواند اتفاقهای بدی برای مردم بیفتد.
اصلا چرا این ترم خشکسالی و تَرسالی ۳۰ ساله در جامعه ایران مطرح شد؟
این یک نمونه از باورهای غلطی است که به خاطر اشتباه برخی متخصصان و برداشت نادرست آنها از برخی مقالات و گفتن آنها به مطبوعات شکل گرفته و بسیار به جامعه تخصصی، مردم و محیط زیست آسیب میزند.
باور به اینکه خشکسالی دایمی است موجب میشود که در یکسری حوزهها و مناطقی که پیشتر دستخوش سیل بوده ساکن شویم. با این ایده که دیگر سیلی در کار نخواهد بود. در همین حال در پاییندست سدها توسعه اراضی داده و مردم را ساکن کرده و کاربری اراضی را تغییر داده و به حریم رودخانهها وارد شده و در بستر رودخانهها کارهایی کردیم که در نهایت جز دردسر برای مردم نفع دیگری به دنبال نخواهد داشت.
برخی هم گفتهاند که ایران وارد دوره تَرسالی شده است. به لحاظ علمی این حرف چقدر دقیق است؟
ما از نظر علمی توان چنین پیشبینی را نداریم. برخی خیلی سریع نتیجهگیری کردهاند که ما وارد دوره تَرسالی شده ایم، درست نیست. ما حتی نمیدانیم سال آینده تَر خواهد بود یا خشک و نرمال. مهمتر اینکه باید برخی نکات تخصصی به زبان ساده برای مردم توضیح داده شود و آنها را به اشتباه نیندازیم. وقتی اینها تنها در تیتر مطبوعات میآیند میتوانند مردم را گمراه کنند.
اینکه شما میگویید سال تر یا خشک یا نرمال داریم به چه معنا است؟
معمولا منظور از خشکسالی یا سال خشک این است که در یک سال خاص نسبت به متوسط درازمدت میزان موجودی آبی که طبیعت به ما داده کمتر از یک دوره بلند مدت است که دست کم این دوره بلندمدت ۳۰ سال است. اگر در یک سال خاص میزان آبی که داریم نزدیک میانگین بلندمدت باشد آن سال نرمال است. اگر این میزان از میانگین بلندمدت بیشتر باشدما آن را تَرسالی مینامیم.
دوره تَرسالی با تَرسالی یا سال ترفرق دارد. وقتی میگوییم دوره از مجموعه سالهای پشت سر هم حرف میزنیم. وقتی میگوییم دوره خشکسالی یعنی چندین سال خشک پشت سر هم و وقتی میگوییم دوره تَرسالی یعنی چندین سال تر پشت سرهم. ایران امسال دچار تر سالی است اما این به معنی ورود به دوره تر سالی نیست هر چند که امیدوارم اینگونه باشد.
گزینه مدیریت آب را در بروز وضعیت سیل اخیر چطور ارزیابی میکنید؟
مدیریت آب و طبیعت همیشه تحت تاثیر عدم قطعیت است و همیشه یکسری عدم قطعیتها و پیشبینیها وجود دارد که لزوما دقیق نیست و ما آخرین لحظه باید بهترین تصمیمها را بگیریم.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️