پرواز فکر و اندیشه
1.18K subscribers
4.2K photos
2.09K videos
84 files
982 links
‏جاویدشاه فقط یه شعار نیست…

عهد ما با ایران و هزاران سال پادشاهی‌ست…
Download Telegram
Forwarded from پرواز فکر و اندیشه (Dadvand)
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


بیست و هشتم اردیبهشت
#عمر_خیام
ریاضی دان، اخترشناس ، فیلسوف و شاعر

#زندگینامه

خیام با نام کامل "غیاث الدین ابوالفتح عمر بن ابراهیم خیام نیشابوری"در بیست و هشتم اردیبهشت سال 427 هجری شمسی در نیشابور زاده شد.

او فقه، را در نزد" امام موفق نیشابوری" آموخت، در برخی روایات نامعتبر خیام را شاگرد "ابو علی سینا "نیز می دادند، که با توجه به فاصله زمانی این دو چنین امری ممکن نیست، ولی خیام همیشه از نظر معنوی خود را شاگرد ابن سینا می دانست.

خیام در ریاضیات، ستاره شناسی، حکمت، فقه و تفسیر به درجه استادی رسید و به او لقب "حجة الحق "داده شد. او در سال 449 هجری قمری تحت سرپرستی و حمایت "ابوطاهر قاضی القضات سمرقندی "اولین کتاب خویش را تحت عنوان "رساله فی البراهین علی مسائل الجبر و المقابله "به زبان عربی نگاشت ، که در مورد جبر و حل معادلات درجه سوم است، خیام اولین کسی است که نشان داد معادلات درجه سوم می توانند بیش از یک جواب داشته باشند و یا اصلا جوابی نداشته باشند.

خیام این کتاب را به دیگر ریاضی دان و وزیر سرشناس ایرانی "خواجه نظام الملک "تقدیم کرد، همین امر موجب دوستی این دو ریاضی دان و نزدیک شدن خیام به دربار "جلال الدین ملک شاه سلجوقی "شد، و به در خواست "خواجه نظام الملک "خیام برای بر عهده گرفتن ریاست رصدخانه اصفهان از نیشابور به اصفهان می رود.

او هجده سال در اصفهان زندگی می کند، و مهمترین اقدام او در این دوره تدوین تقویم هجری شمسی یا تقویم جلالی است که دقیق ترین تقویم در جهان است و میزان خطا آن در هر 10 هزار سال یک ثانیه است. خیام به احترام جلال الدین ملک شاه، این نام را برتقویم خویش می نهد.

با مرگ شاه و قتل خواجه نظام الملک موقعیت خیام هم در دربار متزلزل می شود و خیام اصفهان را ترک کرده و به سوی مرو می رود، زمان مرگ او به طور دقیق معلوم نیست و به احتمال زیاد در فاصله سال های 516 تا 520 هجری قمری در زادگاهش نیشابور چشم از جهان فرو بسته است .

جایگاه علمی خیام بسیار بالاتر از جایگاه ادبی اوست، هر چند که در حال حاضر همه او را بیشتر به عنوان رباعی سرای مشهوری می شناسند،اولین تحقیق علمی در مورد اصالت اشعار او توسط "صادق هدایت "صورت گرفته که او در دو کتاب به بررسی اشعار خیام می پردازد و در واقع تنها پنجاه و هفت رباعی به طور قطع متعلق به خیام است.

در سال 1857میلادی "ادوارد فیتزجرالد "انگلیسی ، با ترجمه اشعار خیام، سبب شهرت جهانی او به عنوان یک شاعر و فیلسوف شرقی می شود.

در ستاره شناسی هم یکی از گودال های سطح ماه و سیارکی به نام او نامگذاری شده است.


متن از لیلا دلارستاقی


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith

"فیتزجرالد و خیام"


غوغای خیّام را در غرب ادوارد فیتزجرالد (1883-1809)
شاعر و نویسندۀ نامی انگلیس در قرن نوزده برانگیخت.
فیتزجرالد شاعری لطیف طبع و مشکل پسند
و پژوهنده ای پر تلاش و خردمند بود
و به فتوای جان کیتس (John Keats)
در کار هنر دل در سودای اثری داشت که
هرچه بیشتر به کمال محض نزدیک باشد
و دعایش مانند آنا ویکم، شاعر معاصر، آن بود که :

"خدایا به جای همۀ نعمتها مرا یک چیز کامل عطا کن".

داستان آشنایی فیتزجرالد با خیّام و ادب پارسی
در این مختصر نمی گنجد.

اما بی گمان فیتزجرالد در همین جستجوی کمال
وقتی به خیّام رسیده و از شراب سخن او مست شده
دریغش آمده است که صاحبدلان دیار خویش را


از این شراب بی نصیب گذارد.

اما چون جام سخن خیّام را برای مردم دیار و روزگار خویش
که در فضای فرهنگی دیگری پرورش یافته بودند مناسب نمی دید
آن شراب نیشابور را ابتدا در هفتاد و پنج
و نهایتاً در یکصد و چهار جام پرشکوه
از ذوق و فرهنگ عهد ویکتوریا
و آراسته به نقوش سنّت های دیرین ادبی مغرب زمین
بریخت و به بازار ادب آورد

اما به گفتۀ مولانا:

آن باده همان است اگر جام بَدَل شد
بنگر که چه خوش بر سر خَمّار برآمد

یک رباعی از خیّام با ترجمه فیتزجرالد
برای شاهد مثال در تمثیل باده و جام
از نظر می گذرد.

ای رفته به چوگان ِ قضا همچون گو
چپ می خور و راست میرو و هیچ مگو
کانکس که تو را فکند اندر تک و پو
او دانــد و او دانــد و او دانــد و او
خیّام

The Ball no question makes of Ayes and Noes,
But Right or Left as strikes the Player goes;
And He that tossed you down into the Field,
He knows about it all- He knows – He knows!




بر گرفته از مقدمه کتاب "رباعیات حکیم عمر خیّام"
به قلم حسین الهی قمشه اي


⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith


شراب گس و تلخ‌مزه‌ی خیام هر چه کهنه‌تر می‌شود بر گیرندگی‌اش بیشتر می‌افزاید. به همین جهت ترانه‌های او در همه جای دنیا و در محیط‌های گوناگون و بین نژاد‌های مختلف طرف توجه شده. هر کدام از افکار خیام را جداگانه می‌شود نزد شعرا و فلاسفه‌ی بزرگ پیدا کرد. ولی روی‌هم‌رفته هیچکدام از آن‌ها را نمی‌شود با خیام سنجید و خیام در سبک خودش از اغلب آن‌ها جلو افتاده. قیافه‌ی متین خیام او را بیش از همه چیز یک فیلسوف و شاعر بزرگ همدوش لوکرتیوس، اپیکور، گوته، شکسپیر و #شوپنهاور معرفی می‌کند.

#صادق_هدایت
#ترانه_های_خیام


⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith


تاثیر خیام بر ادبیات ،سینما و موسیقی جهان

بدون تردید عمر خیام شناخته شده ترین چهره ی ادبیات ایران در مغرب زمین است . اغراق نیست اگر بگوییم وی سهم قابل توجهی از این شهرت را مدیون ادوارد فیتزجرالد (Edward FitzGerald)، نویسنده، شاعر و مترجم بریتانیایی است که 150 سال پیش رباعیات خیام را به انگلیسی ترجمه کرد.

هرچند خود فیتزجرالد نیز معتقد بود، ترجمه ی او نمی تواند نشانگر عظمت کلام خیام باشد، قدرت ترجمه ی وی به حدی بالا بود که تاثیرش پس از 150 سال همچنان بر شاخه های مختلف هنر و ادبیات بریتانیا و دیگر کشورها پدیدار است.
جملات و اصطلاحاتی که فیتزجرالد در ترجمه ی رباعیات استفاده کرده بود، بعدها در نوشته های بسیاری از نویسندگان متاخر وی استفاده شد. از جمله در کتاب «قتل با انگشتان لرزان» اثر «آگاتا کریستی» رد پای ترجمه ی فیتزجرالد وجود دارد. داستانهای کوتاه «ویلیام سیدنی پورتر» (William Sydney Porter) که با نام O. Henry شهرت دارد نیز سرشار است از جملات ترجمه ی فیتزجرالد. در یکی از داستانهای پل مارلو (Paul Marlowe’s) نویسنده ی داستانهای علمی-تخیلی، یکی از شخصیتهای داستان تنها قادر است با ابیات خیام با دیگران صحبت کند.
عمر خیام بر موسیقی غرب نیز اثرگذار بوده است. «گرنویل بن‌توک» (Granville Bantock) موسیقی دان بریتانیایی آلبوم عمر خیام را با الهام از اشعار وی، در اوایل قرن بیستم ساخت. الن هوهانس (Alan Hovhaness) موسیقیدان ارمنی نیز در کارهای خود از رباعیات خیام الهام گرفته است.
ادموند دولاک (Edmund Dulac) هنرمند فرانسوی بخشی از شهرتش را مدیون تصویرگری کتاب رباعیات خیام است.
محبوبیت رباعیات خیام در غرب به قدری زیاد است که نسخه های طنز رباعیات (Parody)، به تقلید از رباعیات وی سروده شده است. رباعیات یک گربه ی ایرانی، رباعیات یک اتوموبیل و رباعیات یک گلف باز از این جمله اند.
گستره ی تاثیر خیام بر هنر مغرب زمین محدود به ادبیات و موسیقی نبوده است. حتی هالیوود هم خیام را می شناسد.

در قسمتی از فیلم سینمایی «بی‌وفا» (Unfaithful) محصول سال 2002 به کارگردانی نویسنده و کارگردان مشهور هالیوود، «آدریان لین» (Adrian Lyne). در این صحنه شخصیت اول فیلم پس از این که رباعیات خیام را از قفسه ی کتابخانه برمی دارد، رباعی مشهور زیر را میخواند :

می نوش که عمر جاودانی این است
خود حاصلت از دور جوانی این است
هنگام گل و باده و یاران سرمست
خوش باش دمی که زندگانی ان است

البته استفاده از اشعار خیام در هالیوود به مدتها پیشتر برمی گردد. در فیلم وسترنی «دوئل زیر آفتاب» (Duel in the Sun) با بازی گریگوری پک، محصول سال 1946، یکی از رباعیات خیام نقل می شود. آخرین حضور خیام در صنعت سینما و تلویزیون آمریکا مربوط به سریال تلویزیونی «آمستردام جدید» (New Amsterdam) محصول سال 2008 شبکه ی فاکس نیوز است. در این سریال کتاب خیام کتاب مورد علاقه ی یکی از شخصیتهای داستان است.


⚜کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
Forwarded from پرواز فکر و اندیشه (Maryam)
کانال پرواز فکرواندیشه
@flith


#خیام؛ برگرفتن فلسفه شخصی از سنت فلسفی
(به مناسبت 28 اردیبهشت یادروز خیام)
✍️ #علی_غزالی‌فر

🔅عموم مردم خیام (440-536 ه.ق) را شاعری بزرگ می‌دانند و خواص او را دانشمندی سترگ. هر دو گروه درست می‌گویند، اما ناقص. خیام فیلسوف هم هست و آثار فلسفی متعددی دارد، اما جنبه فلسفی او به محاق رفته است. دو چیز به این امر دامن زده. اول این‌که خیام انسان منزوی و گوشه‌گیری بود و مایل نبود که درس و بحث رسمی فلسفی مفصلی داشته باشد. او از پذیرفتن شاگردان امتناع می‌کرد و نمی‌خواست خلوت خود را از دست بدهد. دوم این‌که سرشت تفکر فلسفی خاص او اقتضا می‌کرد که در فلسفه رسمی به‌طور جدی شلوغ‌کاری نکند. فلسفه‌های رسمی در دوران پیشامدرن غالبا باید محکم، بلندپروازانه، یقینی و با جنگ و دعوا همراه باشند تا جدی گرفته شوند. فلیسوفی که در شناخت حقایق عالم ادعاهای بلندپروازانه نداشته باشد، مشتری پیدا نمی‌کند و صد البته خود چنین فیلسوفی پیشاپیش از مرید و مشتری فرار می‌کند. خیام نیز شاگرد نمی‌پذیرفت و به این چیزها اعتقادی نداشت و لذا طبیعی است که وارد نزاع و کارزار فلسفی نشود.

🔅با وجود این، او هم به سنت رسمی و تاریخی فلسفه توجه کرد و هم فلسفه خاص خود را داشت، و البته این دو در ارتباط با یکدیگر. این مطلب درسی است که می‌توان از خیام آموخت. از این جهت او یک الگوی حقیقتا خوب برای اهل فلسفه است؛ چراکه هم یک نسبت وثیق با سنت فلسفی بزرگ روزگار خود داشت و هم بهره خاص خویش را از آن گرفت. بیشتر اهل فلسفه فراموش می‌کنند که داد خود را از فلسفه بستانند. آنان همه آگاهی فلسفی خود را وقف یک جریان فلسفی می‌کنند و در نهایت فلسفه‌دانی می‌شوند مبلغ فلان فیلسوف و بهمان فلسفه و عمر خود را در دوستی و دشمنی واهی با این و آن تلف می‌کنند.

خیام متعلق به سنت فلسفی مشاء است. به‌طور مشخص او به فلسفه مشائی ابن‌سینا (370-428 ه.ق) گرایش داشت و نه، مثلا، فلسفه مشائی فارابی (259-339 ه.ق). چند شاهد برای این مدعا وجود دارد: 1-خیام فلسفه ابن‌سینا را تدریس می‌کرد. 2-خیام برخی از رساله‌های ابن‌سینا را شرح کرده است. 3- او دست‌کم یکی از رساله‌های ابن‌سینا را ترجمه کرد.

🔅به‌نظر نگارنده فلسفه شکاکانه خیام از فلسفه ابن‌سینا نشأت می‌گیرد. فلسفه سینوی علی‌رغم عقل‌گرایی، منطقی بودن و اهتمام فراوان به برهان، بذرهای یک شکاکیت رادیکال را در دل خود دارد. خیام نیز این رگه را دنبال کرد و به نتایج نهایی رساند. چه بسا بتوان ادعا کرد که در دل هر فلسفه‌ای رگه‌ای از شکاکیت هست که اگر دنبال شود، باعث می‌شود کل آن فلسفه ترک بخورد و در نهایت بشکافد. همچنین، هیچ فلسفه‌ای یک امر تمام‌شده نیست. نظام‌های بزرگ فلسفی چارچوب‌های بسته و نهایی نیستند، بلکه افقی باز به روی امکان‌های متعددی هستند. اما چگونه اندیشه فلسفی خیام از فلسفه ابن‌سینا سرچشمه می‌گیرد؟

سخت‌گیری‌های معرفت‌شناختی ابن‌سینا در منطق که شرایط بسیار دشوار و پیچیده‌ای را در دو مبحث تعریف و استدلال بنیان گذاشت، سبب شد که برای برخی این مطلب محرز شود که اساسا حد تام و برهان دست‌یافتنی نیست و لذا باید از یقین دست شست و همه معرفت‌های بشری را ظنی به‌شمار آورد. خیام در این‌باره می‌نویسد: «فیلسوفان به ادله عقلی صرف در قوانین منطقی طلب شناخت کردند و هیچ‌گونه به ادله اقناعی قناعت نکردند. لیکن ایشان نیز به قوانین منطق وفا نتوانستند کرد و از آن عاجز آمدند.» این مطلبی است که نه‌تنها کسانی همچون خیام به آن رسیدند، بلکه حتی خود ابن‌سینا نیز در برخی از آثار خود، همچون "التعلیقات"، صریحا آن را اعلام می‌کند؛ چیزی که بیشتر اهل فلسفه اسلامی نمی‌خواهند بپذیرند یا حتی آن را ببیند. فلسفه‌های سفت و سخت و بلندپروازانه غالبا به ضد خود بدل می‌شوند. از این روی می‌توان گفت که فلسفه خیام یکی از بسط‌های ممکن فلسفه سینوی است و رباعیات او نیز یکی از محصولات فلسفه شخصی او.

🔅با این همه، همین معرفت ناقص، محدود و ظنی تنها و حداکثر چیز ارزشمندی است که انسان می‌تواند به آن دست پیدا کند، آن هم با تلاش فراوان. خیام نیز به همین امر باور داشت.

🔅در تذکره‌ها به نقل از داماد خیام گفته‌اند که او مشغول تدریس کتاب الهیات شفای ابن‌سینا به جمع کوچکی از علاقمندان بود. در حین تدریس نیز خلال دندانی را به دهان گرفته بود. در بحث وحدت و کثرت بود که یک‌باره خلال را از دهان بیرون کشید و لای صفحات نهاد. کتاب را بست و دست‌ها را گشود. دعا کرد: «اللهم انی عرفتك علی مبلغ امکانی، فاغفر لی. فان معرفتی ایاك وسیلتی الیك.»** گفت و درگذشت.

🔅**ترجمه: «بار خدایا، من تو را به اندازه توانایی‌ام شناختم، پس مرا بیامرز؛ چراکه شناختم از تو راه من به سوی توست.»

کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️

دین شناسی وارونه و معرفی #بدحجابی_گناهی_بدتر_از_اختلاس
احمدحیدری

آیت‌الله علم‌الهدی امام جمعه مشهد در مورد علت تأکیدات همیشگی‌اش بر بدحجابی، گفت: «انسانی که مالِ مردم را می‌خورد، حرف حرامی می‌زند یا نگاه حرامی می‌کند، فقط خودش مرتکب گناه شده در حالی که بدحجاب ابزار شیطان است تا دیگران را منحرف سازد. بدحجاب و آرایش کرده وقتی با موی پریشان ظاهر می‌شود، علاوه بر گناهکاری خودش، ابزاری برای وادار کردن حداقل 100 نفر دیگر به کار حرام می‌شود، از این‌رو از بدترین گناهان است.» به بیان ایشان «بدحجابی» گمراهی است و «گمراه‌گری شدید» و به این جهت مورد عنایت ویژه ولی مثل اختلاس و ... فقط گمراهی است. آیا استدلال ایشان با قرآن و سنت همراستا است؟

با مراجعه به آیات قرآن می‌بینیم که خداوند برای ترویج عفت و حیا در جامعه، بر مردان و زنان دو تکلیف را بار کرده:

1. خودداری از چشم چرانی؛ 2. حفظ عفت و پاکدامنی؛(نور31) و زنان را دو تکلیف دیگر هم اضافه کرده: 1. خودداری از «تبرّج» و خودنمایی و چشم‌ها را به سوی خود کشیدن و فریبایی کردن؛ چون جسم زن مطلوب مرد است و مرد در پی شکار و تصاحب آن می‌باشد، تبرّج زن حسّ شکار را در مرد تقویت و اشتهای سیری‌ناپذیر او را تحریک می‌کند و او را از حالت طبیعی و عادی خارج ساخته و به وادی شهوت و گناه سوق می‌دهد.

2. پوشاندن زینت‌های طبیعی و عاریتی از نامحرمان تا به عفت و ایمان شناخته شوند و در حریم امن قرار گرفته، از تعرض افراد فاسد و لاابالی در امان باشند زیرا لاابالی‌ها دنبال همرنگ خود هستند.

تبرّج و فریبایی معمولا از سوی زنان و دخترانی است که همسر ندارند و نیاز جنسی آنان تأمین نشده و با دلربایی و فریبایی در صدد شکار جنس مخالف و اشباع نیاز جنسی خود هستند و معمولا خریدار بازار تبرّج هم جوانانی هستند که ازدواج نکرده و نیاز جنسی آنان فوران دارد. قرآن با توجه به این حقیقت و برای حل مشکل، هم خود زنان و مردان را به ازدواج و اشباع نیاز جنسی از راه حلال امر کرده و هم حکومت و جامعه را به ازدواج دادن آنان مأمور می‌کند(نور32).

وقتی حکومت و جامعه نابسامان است و در اثر بی تدبیری‌ها، ندانم‌کاری‏ها، صرف بودجه در امور کم اهمیت‌تر، و ...، امکان ازدواج فراهم نمی‌شود و جوانان نمی‌توانند با گذشت بیش از دو دهه از عمر شغل مناسب یافته و ازدواج کنند و نیاز جنسی هم در اوج و فضاهای تحریک بی‌شمار، طبیعی است که دختران جوان به خودآرایی و فریبایی و تبرج رومی‌آورند و پسران هم هرزه می‌گردند و مسبب اصلی، حکومت و حاکمانی هستد که نتوانسته‌اند اسباب اشتغال و ازدواج را فراهم کنند علاوه زمینه‌های کثرت طلاق را فراهم آورده‌اند.

زنان با تبرّج یا بدحجابی در صدد منحرف، کافر یا مشرک ساختن دیگران و بازداشتن آنان از راه خدا و بندگی نیستند و حداکثر آنان را به سوی فسق و گناه سوق می‌دهند از این رو مبارزه شدید با بدحجابی و بی‌حجابی این گونه که بین ما مرسوم شده، در حکومت پیامبران و معصومان سابقه ندارد و گزارش نشده است.

این گناه عامل دین گریزی هم نیست اما جرم‌هایی چون اختلاس و دست‌بردن در بیت المال که از نگاه ایشان کم‌اهمیت‌تر است، مصداق فسادگری در زمین و بستن راه خدا و برگرداندن جامعه از یاد خدا است(اعراف86-85). خداوند هیچ امتی را به خاطر بدحجابی زنانشان به عذاب استیصال نابود نکرده حال آن که امت شعیب به کیفر گناه اختلاس و دستبرد در اموال دیگران نابود شدند.

امام علی که گزارشی از برخورد قهرآمیزش با بدحجابی سراغ نداریم، با دست اندازان به بیت‌المال برخوردی بسیار شدید دارند از جمله برخورد ایشان با «ابن هرمه» که نظارت بر بازار اهواز را عهده دار بود، عبرت‌آموز تاریخ است(دعائم الاسلام2/532) در نگاه امام علی اختلاس و دست اندازی در اموال عمومی از جانب مسئولان و منسوبانشان، آن قدر قبیح و بد است که دو فرزند دلبندش را به خاطر تصرفی اندک که ممکن بود از نگاه بهانه‌جویان، تصرف غیر مجاز و رانت تلقی شود، به شدت توبیخ می‌کند(مناقب1/312 و تهذیب10/151)

تأثیر منفی اختلاس و رانت خواری یک مسئول و منسوبانش در حکومت دینی و در دینداری جامعه با هیچ بدحجابی و بی‌حجابی‌ای_حتی در سطح گسترده آن_ قابل قیاس نیست. با توجه به این توضیحات مختصر معلوم می‌شود وقتی در نگاه بعض مربیان جامعه «بدحجابی بدتر از اختلاس» باشد و بر اساس این بینش، مشی و سیاست کنند، چه نتایج وحشتناکی حاصل می‌شود.

آنچه امروز از دین‌گریزی گسترده در جامعه می‌بینیم یکی از مهمترین عواملش همین بینش و برخورد مبتنی بر آن می‌باشد. وقتی با جرم‌های «دین بر باد ده» مسامحه می‌شود ولی با جرمی چون بدحجابی با این شدت و حدّت برخورد می‎گردد، انتظاری جز دین گریزی نمی‌توان داشت.


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


چهار جمله از چهار کودک که در تاریخ بشر به خط سیاه حک شده است


1️⃣ دختر سوری بود که در وقت جان کندن یعنی آخرین مرحله زندگیش گفت : همه چیز را به خداوند خواهم گفت

2️⃣ دختر معصومی که از وحشت جنگ سوریه از صحنه جنگ فرار میکرد خطاب به خبرنگاری که می خواست ازش فیلم بگیرد در حالت گریه وزاری گفت :
عمو به خاطر خدا عکسم را نگیر چون بی حجاب ام

3️⃣ دختری کوچکی بود که از گرسنگی چنین گفت:
ای الله چیزی نمانده از گرسنگی بمیرم نان خوردن نداریم مرا به جنت خود ببر که در آنجا نان بخورم

4️⃣ دختر افغانی بود که در انفجار دستش زخمی شده بود
دکتر در حال آمادگی برای عمل جراحی بود تا دستش را قطع کند دخترک گفت: آقا دکتر آستینم را پاره نکن جز این لباس دیگر ندارم

این نتیجه تمام جنگهاست چه ببری چه ببازی‼️


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ای شیر پیر بسته‌به‌زنجیر
کز بندت هیچ عار نیامد،
دیری گذشت و چون تو دلیری
در صفّ کارزار نیامد...

شعر #مهدی_اخوان‌ثالث در ستایش #دکتر_محمد_مصدق

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
📸 سند ملی شدن صنعت نفت

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
#فدرالیسم، در مورد ایران کنونی، هیچ موضوعیتی ندارد.

🔻واقعاً این همه جهل درباره مفاهیم اساسی سیاسی و حقوقی در ایران، شگفت‌انگیز است! برخی در نهایت جهالت (و یا شاید خباثت)، ایده فدرالیسم را برای ایران مطرح می کنند! این افراد مطلقاً معنا و مفهوم فدرالیسم را نفهمیده‌اند و به طرز بچگانه‌ای در مورد فدرالیسم حرف می‌زنند و بسیاری از آنها دقیقاً فدرالیسم را عین دوست داشتن آب‌نبات چوبی توسط کودکان دو سه ساله، دوست دارند! یکبار برای همیشه، باید به این افراد فهماند که:
فدرالیسم برای حل مشکل اقوام ابداع نشده است.
فدرالیسم برای عدالت و رفع تبعیض ابداع نشده است.
فدرالیسم برای تمرکززدایی از قدرت و ثروت ابداع نشده است.
فدرالیسم برای ایران اساساً موضوعیت ندارد، معنا ندارد، دخلی ندارد!
خیلی‌ها مرا در فضای مجازی و فضای حقیقی، به عنوان مخالف فدرالیسم می‌شناسند، در حالیکه این تصور غلط است، من چرا باید مخالف فدرالیسم باشم؟! سیستم فدرال ایالات متحده آمریکا را ببینید، آیا ساختاری پراحتشام تر از آن سراغ دارید؟! فدرالیسم نه تنها بد نیست که بسیار عالیست، اما برای آمریکا و موارد مشابه آن بسیار عالیست، برای ایران موضوعیت ندارد. اصلاً اینجا بحث خوبی و بدی، حسن و قبح و کلاً ارزش‌یابی مطرح نیست. یک مثال خیلی ساده می‌زنم. یک سر کچل را تصور کنید، هیچ مویی در آن نیست، آیا من باید مخالف شانه زدن به این سر باشم یا نباشم؟! اصلاً اینجا مخالفت و یا موافقت من با زدن شانه به آن سر کچل، معنا و مفهومی ندارد! در مورد فدرالیسم در ایران هم همین است، موافقت یا مخالفت من با آن معنایی ندارد! چون موضوعیت ندارد!
لذا کسی که در مورد ایران، حرف از فدرالیسم می‌زند، یا معنای فدرالیسم را مطلقاً نفهمیده است، یا اینکه دنبال تجزیه و نابودی ایران است. فدرالیسم یک حرکت تدریجی از کثرت به وحدت است، نه بالعکس! مورد بلژیک یک استثناء در تاریخ است که فدرالیسم آن با توجه به ملزومات اروپای عصر جدید بر مبنای حرکت از وحدت به کثرت ایجاد شد.
فدرالیسم از بعد حقوقی و سیاسی، بدین صورت است که چند قدرت و نهاد برساخته، با هم متحد می‌شوند و دولت فدرال تشکیل می‌دهند، مانند مهاجرنشین های آمریکای شمالی که در اواسط قرن هجدهم و با یک روند تدریجی با هم متحد شدند و یا شاهزاده نشین های آلمانی که با یک روند تدریجی باهم متحد شدند و دولت فدرال تشکیل دادند. تا تبدیل به قدرتی بزرگ تر و دارای منزلتی بیشتر در محیط منطقه‌ای و بین‌المللی شوند. فدرالیسم یعنی اینکه چند ساختار قدرت تصمیم میگیرند و بخشی از قدرت خود را به یک قدرت مرکزی (فدرال) تفویض می‌کنند تا تبدیل به یک قدرت بزرگتر شوند! نه اینکه یک قدرت مرکزی اختیارات بیشتر به تقسیمات خود در پهنه جغرافیایی کشور بدهد، که این فدرالیسم نیست! تقسیمات کشوری است. تقسیمات کشوری توسط حکومت می‌تواند به هر صورتی باشد و دولت مرکزی با توجه به خیر و مصلحیت عمومی، هرچقدر اختیار حاکمیتی که بخواهد می‌تواند به استان‌ها، شهرستان‌ها، شهرها و روستاها و بخشداری‌ها و دهداری ها و ... واگذار کند و این فقره، هیچ ارتباطی با فدرالیسم ندارد. حتی اگر اسم تقسیمات کشوری بجای «استان»، «ایالت» هم باشد، دلالتی بر فدرالیسم نمی‌کند! در ایران قبل از انقلاب قانونی تحت نام «... انجمنهای ایالتی و ولایتی» وجود داشت، آیا کلمه «ایالت» در این قانون نشانگر وجود حکومت «فدرال» در ایران قبل از انقلاب دارد؟! معلوم است که ندارد! 👇👇👇

کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith

لذا برای ایران کنونی، جهت حل مشکلاتی چون تمرکز قدرت و تبعیض و نابرابری و ... و گسترش عدالت سیاسی و اقتصادی، راه‌حل وجود دارد و فدرالیسم راه آن نیست، چون فدرالیسم اولاً برای ایران موضوعیت ندارد و ثانیاً برای این مسایل ابداع نشده است! فدرالیسم زمانی معنا دارد که بر فرض، مناطق جدا شده از ایران (که اکنون کشور مستقل هستند، از جمله جمهوری ارمنستان، جمهوری آذربایجان، بحرین، بخش هایی از عراق و افغانستان و تاجیکستان و پاکستان کنونی و ... ) بخواهند به ایران ملحق شوند، در این فرض، راه‌حل اتحاد فقط فدرالیسم است، بدین صورت که ملت_دولت‌های یاد شده به همراه ملت_دولت کنونی ایران، یک قرارداد کنفدراسیون منعقد کنند و یک دولت فدرال جدید و متحد تشکیل دهند. و قسمتی از اقتدار و حاکمیت خود را به دولت فدرال جدید تفویض کنند.
غیر از این مورد، همانطوری که در قسمت‌های قبلی شرح داده شد، فدرالیسم برای ایران کنونی و با جغرافیای فعلی، هیچ موضوعیتی ندارد.

#محمد_محبی

کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
این عکس‌ها مربوط به هفته مُد نیویورک و چند شوی لباس دیگر است. همان‌طور که می‌بینید بسیاری از مدل‌های لباس، قبل از رفتن روی استیج و زمانی که در حال میک‌آپ هستند، کتاب می‌خوانند.

مانکن پایینی سمت راست، داره کتاب "کافکا در کرانه" نوشتۀ "هاروکی موراکامی" رو می‌خونه، با هم قسمتی از این کتاب رو بخونیم:

" بستن چشم‌هایت چیزی را عوض نمی‌کند.
چون نمی‌خواهی شاهد اتفاقی باشی که می‌افتد، آن ‌چیز ناپدید نمی‌شود.
درواقع دفعه بعد که چشم واکنی، اوضاع بدتر می‌شود.
دنیایی که تویش زندگی می‌کنیم این‌جور است، آقای ناکاتا، چشمانت را باز کن.
فقط بزدل چشم‌هایش را می‌بندد.
چشم بستن و پنبه در گوش چپاندن باعث نمی‌شود زمان از حرکت بایستد."


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔹ویدیو همخوانی کودکان فرانسوی از آواز «شیدا شدم» شهرام ناظری در مدرسه‌ای در شهر لیون، حسابی مورد توجه قرار گرفته. مربی این بچه‌ها یک فرانسوی عاشق موسیقی و فرهنگ ایرانی به نام دیوید بروله (David Bruley) است.

اگر واقعاً نگران ساسی مانکن خواندن دانش‌آموزها هستیم، راهش این است که خواندن چنین آثاری را در مدارس رواج دهیم

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


💎دین‌تان برای خودتان!

من دقیقا یاد دارم در یکی از عملیات‌ها که ماه رمضان هم بود، در حالی که پشت به قبله در حال راه رفتن بودم مجبور شدم بدون وضو و حتی بدون امکان رکوع و سجده نماز صبح‌ام را بخوانم. نه تنها من، که همه دوستانم.
خیلی‌ها لباس‌هایشان خونی بود. یا از جراحت خودشان یا از جراحت دوستان‌شان. تازه بدون آب خیلی‌ها رفع حاجت هم کرده بودند.
هوا در حال روشن شدن بود و در حال عقب‌نشینی بودیم و کم‌کم خورشید بالا می‌آمد.
بعدها به توصیه دوستم اسماعیل هرگز آن نماز را اعاده نکردم. یعنی احتیاطا قضایش را نخواندم. اسماعیل می‌گفت اگر یک نماز صحیح خوانده باشیم همین یکی است!
او راست می‌گفت.

یک بار هم یادم هست در عراق نگهبان‌ها به دلیلی قبل از غروب آفتاب اعلام خاموشی کردند. آنجا که چراغ‌ها هرگز خاموش نمی‌شد ولی باید می‌خوابیدیم و رفت و آمد اکیدا ممنوع بود. حتی برای وضو گرفتن یا نماز خواندن. آن شب هم یادم هست نماز مغرب و عشا را بدون وضو و به حالت دراز کشیده و فقط با اشاره خواندیم. خیلی هم چسبید.
شاید هم آن شب بعضی خودشان را به خطر انداختند و به دور از چشم نگهبان‌ها نمازشان را با کلیه آدابش، مثل وضو و رکوع و سجود خوانده باشند، اما ما فکر کردیم خدای ما آنقدر رحیم و بخشنده است که کاری به ما ندارد و فقط به نوع نماز خواندن ما لبخند می‌زند و لذت می‌برد.
صد نفر دراز‌کش در حال نماز برای او بودیم!
من آن نماز را هم هرگز اعاده نکردم. این هر دو نماز را گذاشتم یادگاری بین خودم و خدا.
که ببیند نماز قشنگ هم وجود دارد.
مسلمانیِ واقعی هم هست!

دکتر به من گفته برای درد کمرم باید هفته‌ای دو بار استخر بروم. رفتم استخر تعطیل بود. پرسیدم چرا؟ بخشنامه‌ای را نشانم دادند که در ماه رمضان، در طول روز و تا اذان مغرب هر گونه فعالیت استخر ممنوع می‌باشد. اتفاقا در همان بخشنامه نوشته بود بیمارانی که گواهی پزشکی ارائه دهند می‌توانند استثنائا استفاده کنند، ولی بازرسان تربیت‌بدنی آن گواهی‌ها را با دقت چک خواهند کرد!
عملا هیچ استخری باز نیست.
از خودم خجالت کشیدم.
از کشوری که در آن زندگی می‌کنم.
از اینکه حکومت می‌خواهد مسلمانم کند...
من مسلمانم، من می‌دانم چطور باید روزه بگیرم، می‌دانم چطور باید نماز بخوانم، به هیچ کس هم مربوط نیست چه چیز روزه یا نماز مرا باطل می‌کند یا نمی‌کند.
همه‌اش احساس می‌کنم حاکمان امروز، ایرانی بی‌دین و آتش‌پرست را تصرف کرده‌اند و می‌خواهند روش انسانی و دینی زیستن را به مردمش بیاموزند!
من احساس حقارت می‌کنم از این همه بی‌خردی.

فرزندانم به دانشگاه تهران می‌روند، همه به دلخواه خودشان روزه‌اند. با ناراحتی آمده و می‌گویند نگهبان‌های خانم بسیار بد‌اخلاقی این روزها اضافه شده و چپ و راست گیر می‌دهند به لباس‌شان و به نوع پوشش‌شان. آن نگهبان‌های خانم معلوم نیست روزه باشند، اما به فرزندان روزه‌دار من دارند دستور می‌دهند چطور باید مسلمان باشند و چطور باید رعایت حرمت ماه مبارک را نگه دارند!
همه‌اش احساس می‌کنم عده‌ای ایران متمدن و موحد مرا گرفته و با افکار کودکانه خود می‌خواهند ما را و فرزندان تحصیلکرده‌مان را به زور مسلمان کنند!
احساس شرم می‌کنم.
از فرزندانم خجالت می‌کشم.

خدای ما خیلی مهربان‌تر از خدای آن‌هاست.
خدای ما خیلی فهمیده‌تر از خدای آن‌هاست.
خدای ما خیلی دوست‌داشتنی‌تر از خدای آن‌هاست.
خدای ما کاری به استخر ندارد!
کاری به نگهبانی دین‌اش ندارد!
کاری به چشم‌های عده‌ای بیمار ندارد!
خدای ما نماینده ویژه‌ای ندارد!
خدای ما قشنگ است
خدای ما مهربان است
خدای ما خنده‌مان را دوست دارد
روزه‌مان و نمازمان را هر طور بتوانیم ادا کنیم دوست دارد
اصلا خدای ما بدش می‌آید از شما
و از نگاه‌تان و از رفتارتان
بگذارید دین‌مان را خودمان حفظ کنیم!
لَکُم دینُکُم و لِیَ دین...


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰 ۳۱ اردیبهشت زادروز #همایون_شجریان گرامی باد.

سخنان استاد #محمدرضا_شجریان‌ در جمع شاگردان در چنین شبی در سال ۱۳۸۵ که همایون شجریان در آن سال ۳۱ ساله میشد و او امروز ۴۴ ساله شد.

با آرزوی سلامتی و موفقیت روزافزون برای فرزند خلف آواز ایران

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وسعت صدای همایون شجریان
۴ می‌بمل؛ برابر با ۳ اُکتاو
‌
در این ویدیو تعداد اندکی از شاهکارهای این حنجرهٔ همایونی را میشنوید... ‌

‌ ‌‌
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


مدرسه مسوول مکتب ساسی مانکنیسم نیست!

مهین برخورداری دکترای فلسفه تربیت

رواج موسیقی مبتذل در بین مردم مربوط به امروز نیست. امروز فقط به لطف شبکه‌های اجتماعی ابتذال سلیقه موسیقیایی، فرهنگی و سیاسی ما بولد و نشان داده می‌شود.

دهسال پیش در یک نهاد دولتی مهم جشن نوروز برپا بود. از کودکان کارکنان آن نهاد دعوت شد بروند روی سن و هر کدام یک شعر زیبا از کتاب درسیشان را بخوانند. (بگذریم که هیچ کدام نتوانستند دو بیت شعر فارسی را پشت سر هم و درست بخوانند)
فرزند رییس آن نهاد دولتی که طبیعتا پدری مذهبی داشت و کلاس پنجم بود به مجری برنامه گفت: من به جای شعر از کتاب درسی، یک شعرِ دیگر می‌خوانم. مجری برنامه هم متملقانه فرزند رییس را تشویق کرد که بخواند. پسرک میکروفون را گرفت و خواند: سوسن خانم! خوشگل خانم! ابرو کمون! می‌خوام بیام در خونتون و ناگهان یکپارچه جمعیت سالن دم گرفت که حالا نمه نمه بیا تو بغلم و .... (در آن سالها سوار هر خودرویی می‌شدی آهنگ سوسن خانم با صدای بلند در حال پخش بود)

مگر در این سال‌ها متن نوحه‌های عزاداری و مداحی‌های اهل بیت علیهم السلام از باز این چه شورش است که در خلق عالم است به سطح محتوای نازل آهنگهای لس آنجلسی و دوبس دوبس و سین سین سین و ... تغییر و تنزل نیافته است؟

مگر مردم ما رکورد تماشای فیلم اخراجیها یک و دو و سه را نشکستند؟ مگر خواننده ارزشی ما حامد زمانی نشد که می‌خواند مرگ بر حقوق بی بشر!
ما درگیر مواجهه دو ابتذالیم. افراط و تفریطی که قربانی آن موسیقی اصیل، فیلم با کیفیت و هنر فاخر است.

انسان نیازمند شادی؛ رقص و ریتم است. همانگونه که با سرکوب و نادیده گرفتن نیاز جنسی نسل نو، نیازشان از بین نرفت بلکه به روابط زیرزمینی و خارج از عرف و هنجار تبدیل شد. به ازدواج سفید و به قول تئوریسین‌های دولتی به همباشی سیاه منجر شد. علاقه و نیاز موسیقیایی و هنری مردم نیز حذف نشد فقط مبتذل شد.

لذا به عنوان یک ناقد همیشگی نظام آموزشی اینبار معتقدم کسی حق ندارد یقه نظام آموزشی را بگیرد که مروج فساد و ابتذال است. این نظام آموزشی محصول دیدگاه ایدولوژیک حاکمیت به مساله هنر و فرهنگ است. مدرسه‌ای که در آن موسیقی و نواختن و شناختن آلات موسیقی ممنوع است. چه نقشی در شکل گیری ذائقه موسیقیایی و هنری دارد؟
تنها کار مدرسه این است که در مناسبت‌ها و جشن‌ها واقعیتهای این مملکت را _در قالب جامعه مینیاتوری که دیویی از آن یاد می‌کند_ بازنمایی می‌کند.
آینه چون عیب تو بنمود راست خودشکن آیینه شکستن خطاست!


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️

جنگ چیست؟

«جنگ نخواهد شد.»
خبر خوبی است.
اما مگر گرانی‌های کمرشکن، کمتر از جنگ است؟
نابودی ریال، اگر جنگ نیست، پس چیست؟
آیا سفره‌های خالی روسفیدتر از جنگ است؟
پیرمرد رنجوری که مثل من از بیمارستان برمی‌گشت، از راننده پرسید: مگر جنگ با ما چه می‌کند که گرانی‌ها نکرده است؟
اگر جنگ، مرگ دفعی است، تورمِ صددرصد مرگ تدریجی است.
گفت: آمریکا از جنگ چه می‌خواهد که از راه تحریم به دست نیاورده است؟
کدام جنگ می‌توانست قیمت گوشت را به ۱۲۰ هزارتومان برساند و ریال را جزء بی‌ارزش‌ترین پول‌های دنیا کند و اقتصاد ایران را در شمار ۵ اقتصاد فاسد و فشل دنیا درآورد؟
گفتم پدرجان باز باید خدا را شکر کرد که بر سرمان بمب نمی‌ریزند.
کیسۀ داروهایش را تا جلو چشم من بالا آورد و گفت: برای من دیگر فرقی نمی‌کند.

رضا بابایی ۹۸/۲/۳۰


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


مواردی که از فردوسی بزرگ شاعر حماسه سرای ایرانی نمیدانیم


🌸 اسمش حسن بود، پسر علی، پدر قاسم. اهل روستا ی پاژ nv توس بود و به خاطر باغ‌های پدری به «فردوسی» معروف شد. بجز «شاهنامه» اثر دیگری از او نمی‌شناسیم. بقیه آثاری که به ا و نسبت داده‌اند (مثل مثنوی «یوسف و زلیخا») از او نیست. از همسرش در مقدمه داستان «بیژن و منیژه» یاد کرده و در بخش پادشاهی خسروپرویز، از مرگ پسرش در ۳۷سالگی نالیده. وقتی که درگذشت، فقط یک دختر از او مانده بود و کتابش.

🌸«شاهنامه» زمانی سروده شد که چهار قرن از بعثت پیامبر اسلام(ص) گذشته بود و خلفای اموی و عباسی، تعالیم او را واژگونه کرده بودند. از برادری و مساوات اسلامی دیگر نشانی نمانده بود و عرب خود را سرور عجم می‌دانست. همه حرکت‌های استقلال‌طلبانه ایرانیان سرکوب‌ شده و ابومسلم خراسانی هم مدت‌ها پیش به قتل رسیده بود. دولت فرهنگ‌پرور سامانی رو به افول گذاشته و ایران درگیر هرج و مرج امیران کوچکی بود که همه هم از جانب خلیفه تایید می‌شدند. در چنین اوضاعی فردوسی یک روش جدید را برای مقابله با خلیفه عربی و دست‌نشاندگانش امتحان کرد.

🌸 سرودن شاهنامه، یک جور ادای دین به رفیق و رفاقت هم هست. حدود هزار بیت از «شاهنامه» را که مربوط به پادشاهی گشتاسپ و ظهور دین زرتشت است، دوستِ فردوسی، محمد بن احمد توسی معروف به «دقیقی» سروده. اول قرار بود او «شاهنامه» را تبدیل به شعر کند، اما این دوست در جوانی کشته شد و فردوسی باقی عمر را برای تمام کردن کار این دوست صرف کرد.

🌸 بخش عمده شاهنامه، داستان جنگ و جنگیدن است، یعنی عینی‌ترین صورت تلاش بشر. در شاهنامه، جز در زمان ضحاک که شیطان شانه‌هایش را می‌بوسد و از جای بوسه شیطان، مارها سر برمی‌آورند، دیگر خبری از موجودات ماورایی نیست. همه جا خود انسان‌ها هستند با خوبی‌ها و بدی‌هایشان. فقط «دیو»ها هستند که در چند مورد با رستم پهلوان می‌جنگند. اما همین موجود غیرطبیعی را هم فردوسی می‌گوید که «تو مر دیو را مردم بد شناس/ کسی کو ندارد ز یزدان سپاس» تا داستان را باز هم زمینی‌تر کند.

🌸 شاهنامه، بر خلاف اسمش، خیلی هم کتابِ شاهان نیست. شخصیت مورد علاقه خود فردوسی، رستم است که هرگز شاهی نمی‌کند و محبوترین شخصیت کل کتاب هم سیاوش است که به شاهی نمی‌رسد. اعتراض‌های مردمی به شاهان، تقریبا همگی بجا و درست هستند و آن دسته از شاهان شاهنامه که در خارج از محیط دربار بزرگ شده‌اند (فریدون، کیقباد، کیخسرو، سهراب) شاهانی عادل و بادرایت هستند. در عوض کسانی که شاهی از پدر به آن‌ها به ارث رسیده (نوذر، کیکاووس و گشتاسب) بی‌عرضه و کم‌خرد هستند.

🌸 شاهنامه دو ویرایش دارد. فردوسی در چهل سالگی و در حدود ۳۷۰ قمری، نظم شاهنامه را شروع می‌کند و چهارده سال بعد (۳۸۴ ق) اولین ویرایش کتاب را به پایان می‌رساند. ویرایش دوم را سال ۴۰۰ قمری تمام کرد، در ۷ جلد و ۶۰هزار بیت. اینکه شاعر گفته «بسی رنج بردم در این سال سی» درباره همین ویرایش دوم است. از روی این تاریخها می‌بینیم که وقتی محمود به سلطنت رسید (۳۸۹ ق) کار فردوسی تمام شده بود و سرودن «شاهنامه» ربطی به این شاه ندارد.

🌸 فردوسی بعد از پایان کارش به فکر افتاد کتابش را به نام محمود غزنوی کند. این‌طوری می‌شد از امکانات دربار برای نسخه‌برداری و تکثیر کتاب استفاده کرد. اما «شاهنامه» مورد پسند شاه محمود قرار نگیرد. هم به این خاطر که شاهنامه به اقوام مهاجم شمالی - که اجداد محمود بودند - نگاه مثبتی ندارد. هم به خاطر رقابت‌های درباری. فردوسی مورد حمایتِ خواجه حسن میکال (همان «حسنک وزیر» معروف) بود و سیاستمداران رقیب او، به فردوسی هم حمله می‌کردند و بدش را می‌گفتند. آخر سر، محمود دستور داد که برای هر بیت، یک درهم (سکۀ نقره) به فردوسی بدهند، در حالی‌که برای هر بیت خوب یک دینار (سکه نقره) می‌داد. وقتی فردوسی از این بی‌احترامی آزرده شد و هجونامه را سرود، وضع بدتر هم شد.

🌸 در آخرین جنگِ «شاهنامه» سردار ایران، کسی است به اسم رستم فرخزاد. او در نامه‌ای که به برادرش می‌نویسد پیشگویی می‌کند که چهارصد سال بعد (یعنی زمان خود فردوسی) ایران سرنوشت بدی پیدا خواهد کرد و کسانی بر ایران مسلط می‌شوند که «زیان کسان از پی سود خویش/ بجویند و دین اندر آرند پیش». این حرف که در واقع موضع‌گیری خود فردوسی در مورد زمانه‌اش بود، برای فردوسی گران تمام شد. تا حدی که پایان عمرش را در حال فرار از محمود غزنوی گذراند. اما شاهنامه برای ایرانیان، کتاب بسیار مهم و مبارکی از آب درآمد؛ زبانشان را زنده کرد و هویت‌شان را یادآوری. شاهنامه آخرِ آخرش خوش بود.


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
02_انسان_خردمند-AVAYeBUF-Wordpress-Com
@AVAYeBUF
انسان خردمند
قسمت دوم

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️