✳️ مستضعفین، علیه مستضعفین
.
یک کلیپ چند روزی است در فضای مجازی داغ شده است. کلیپی که نشان می دهد یک مامور سد معبر شهرداری، بی رحمانه دست فروشی را با چماق ضرب و جرح می کند.
🔶قبلا هم از این کلیپ ها، از نزاع صیاد و قربانی گون مامور و دست فروش منتشر شده و واکنش عمومی را علیه ماموران قسی القلب شهرداری برانگیخته بود.
🔶اما به راستی بیایید فکر کنیم که این دو نقش اول این کلیپ، یکی صیاد است و دیگری صید؟ یکی بی رحم است و دیگری مظلوم؟
🔶بیایید کمی بیشتر فکر کنیم. آن مامور سد معبر کیست؟ زندگیش چگونه است؟
او هم جوانی مثل آن دست فروش نگون بخت. کسی که در یکی از شرکت های پیمانکاری شهرداری، با هزار دعا و التماس برای ماهی یک ملیون و خرده ای استخدام شده است. حقوقی که جوابگوی بدیهیات زندگیش هم نیست چه رسد به لذت بردن از زندگی. یک چماق دستش داده اند به علاوه یک وانت و او را گفته اند که اگر میخواهی کارت را از دست ندهی، اگر می خواهی زن و فرزندت شب گرسنه نخوابند، از می خواهی در جرگه انسان ها باشی، پس دست فروشان را خوب جمع و جور کن. و در این راه، بی رحمی لازمه موفقیت است.
🔶این حقیقت زندگی مامورین سد معبر است. کارگرانی با قراردادی سست و بدون امنیت شغلی که از یک انسان، یک پدر و یک همسر، یک مزدور بی رحم می سازد.
🔶و نگویم از آن دست فروش که او هم اگر می توانست در همان شرکت پیمان کاری مزدور پرور کاری دست و پا می کرد، گاری به دست نمی گرفت و اینچنین برای سیر کردن شکم زن و فرزندش، به جنگ هر روزه چماق ها و لگدها نمی رفت.
🔶این کلیپ، نزاع شکار و شکارچی، قصاب و قربانی نیست. این جنگ محرومین علیه محرومین است. نزاع مستضعفین علیه مستضعفین و آوردگاه ناچیزان و پایمال شدگان علیه یکدیگر است.
🔶اینها هر دو قربانی سیستم ارباب و بردگی است که شکل و شمایلی مدرن و امروزی به خود گرفته اما در حقیقت همان است. اینها قربانی سرمایه دارانی هستند که از شمایل قارون و فرعون و اشراف قریش، به شکل تازه شهرداری و اداره کار و سازمان برنامه و بودجه و ... درآمده اند.
🔶و ما این نبرد را نه فقط در اقتصاد که در فرهنگ هم می بینیم. آنجا که زنان و دخترانی یک جا جمع می شوند و علیه زنان و دختران دیگر، چون که پوششان مغایر نظر آنهاست شعار می دهند. پویش تحریم اسنپ راه می اندازند و مسئله استثمار انسانی را به درگیری راننده و دختر بی حجاب تقلیل می دهند، پویش صاحبخانه خوب ترند می کنند که دستان زالو صفت مافیای مسکن را پنهان سازند.
#سلمان_کدیور
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
.
یک کلیپ چند روزی است در فضای مجازی داغ شده است. کلیپی که نشان می دهد یک مامور سد معبر شهرداری، بی رحمانه دست فروشی را با چماق ضرب و جرح می کند.
🔶قبلا هم از این کلیپ ها، از نزاع صیاد و قربانی گون مامور و دست فروش منتشر شده و واکنش عمومی را علیه ماموران قسی القلب شهرداری برانگیخته بود.
🔶اما به راستی بیایید فکر کنیم که این دو نقش اول این کلیپ، یکی صیاد است و دیگری صید؟ یکی بی رحم است و دیگری مظلوم؟
🔶بیایید کمی بیشتر فکر کنیم. آن مامور سد معبر کیست؟ زندگیش چگونه است؟
او هم جوانی مثل آن دست فروش نگون بخت. کسی که در یکی از شرکت های پیمانکاری شهرداری، با هزار دعا و التماس برای ماهی یک ملیون و خرده ای استخدام شده است. حقوقی که جوابگوی بدیهیات زندگیش هم نیست چه رسد به لذت بردن از زندگی. یک چماق دستش داده اند به علاوه یک وانت و او را گفته اند که اگر میخواهی کارت را از دست ندهی، اگر می خواهی زن و فرزندت شب گرسنه نخوابند، از می خواهی در جرگه انسان ها باشی، پس دست فروشان را خوب جمع و جور کن. و در این راه، بی رحمی لازمه موفقیت است.
🔶این حقیقت زندگی مامورین سد معبر است. کارگرانی با قراردادی سست و بدون امنیت شغلی که از یک انسان، یک پدر و یک همسر، یک مزدور بی رحم می سازد.
🔶و نگویم از آن دست فروش که او هم اگر می توانست در همان شرکت پیمان کاری مزدور پرور کاری دست و پا می کرد، گاری به دست نمی گرفت و اینچنین برای سیر کردن شکم زن و فرزندش، به جنگ هر روزه چماق ها و لگدها نمی رفت.
🔶این کلیپ، نزاع شکار و شکارچی، قصاب و قربانی نیست. این جنگ محرومین علیه محرومین است. نزاع مستضعفین علیه مستضعفین و آوردگاه ناچیزان و پایمال شدگان علیه یکدیگر است.
🔶اینها هر دو قربانی سیستم ارباب و بردگی است که شکل و شمایلی مدرن و امروزی به خود گرفته اما در حقیقت همان است. اینها قربانی سرمایه دارانی هستند که از شمایل قارون و فرعون و اشراف قریش، به شکل تازه شهرداری و اداره کار و سازمان برنامه و بودجه و ... درآمده اند.
🔶و ما این نبرد را نه فقط در اقتصاد که در فرهنگ هم می بینیم. آنجا که زنان و دخترانی یک جا جمع می شوند و علیه زنان و دختران دیگر، چون که پوششان مغایر نظر آنهاست شعار می دهند. پویش تحریم اسنپ راه می اندازند و مسئله استثمار انسانی را به درگیری راننده و دختر بی حجاب تقلیل می دهند، پویش صاحبخانه خوب ترند می کنند که دستان زالو صفت مافیای مسکن را پنهان سازند.
#سلمان_کدیور
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Telegram
attach 📎
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
حجاب
مدتیست سوزن همه گیر کرده روی حجاب!
مخالفان خارجی و موافقان داخلی پشت به پشت هم دادهاند و یارگیری میکنند تا به بهانهی حجاب، زنان را به جان هم بیندازند!
آن زن مو پتپتو از آن سوی آبها، بیحجابها را تشویق میکند به فرستادن فیلم و عکس!
امام جمعه و بسیج، موافقین را دعوت میکنند به راهپیمایی حجاب و عفاف!
استدلال مدافعان این است که حجاب بگذارید، چون مردها زیبایی شما زنها را میبینند و دلشان میخواهد!
رویم به دیفال دلشان غلط میکند!
مگر من که ماشین آخرین مدل شما را میبینم، دلم نمیخواهد؟
مگر من پشت ویترین مغازه لباس مدروز میبینم، نمیخواهم؟
مگر بچههای ما وقتی در تلویزیون غذاهای رنگارنگ میبینند، هوس نمیکنند!؟
خوب بکنند!
چه کسی ضامن است؟
چرا فقط نگران تحریک یک شهوت، آن هم از نوع مردانهاش هستید!؟
مگر زنها طعمهی نمایشها وتبلیغات نمیشوند؟
اگر انسانها را انقدر بیاختیار و بیاراده دیدهاید که هر چه ببینند، میخواهند، باید فکر اساسیتری کنیم!
بیاییدمعامله کنیم.
هر نمایشی ممنوع! یا نمایش هر چیز زیبا و دلانگیز یا هوسانگیزی ممنوع!
شما خانههای لاکچری و برجها و آپارتمانهای کاخ نمایی که هوش از سر مستاجرها میبرد را ویران کنید، ما قول میدهیم پایمان را به خیابان نگذاریم.
شما ویترین مغازههایی که لباس و کیف و کفش و لوازم خانه را به نمایش گذاشتهاند تخته کنید، ما روبنده به رویمان میبندیم!
شما پخش تبلیغات رستوران و انواع غذا و ماهی و کباب را تعطیل کنید تا ما شاهد برق چشمان فرزندانمان نباشیم، ما به جای چادر، کارتن یخچال میپوشیم که حجم هیچ جایمان معلوم نباشد!
شما حجم شکمتان را پنهان کنید، ما هم مویمان را پنهان میکنیم!
شما دست از پرخوری بردارید و بر شکم مبارک حریف شوید، تا ما از خودنمایی دست بکشیم و برخوی زنانهمان چیره شویم!
به نظرم معاملهی منصفانه ایست!
دیگر عقبماندهترینهای جهان هم فهمیدهاند که دوران جنگ و چوب و چماق گذشته!
بیایید بنشینیم و مذاکره کنیم!
شما مردان پولدار را قلع و قمع کنید تا دل زنان فقیر نلرزد ، ما چنان گره روسریمان را سفت میکنیم که زبانمان از حلقمان آویزان شود!
امتیاز میدهیم و امتیاز میگیریم!
نمیشود تمام حلوای اسلام به کام شما باشد و چوب و چماقش برای ما!
چماق و هویجی اگر هست، با هم نوشجان میکنیم!
عادلانه و منصفانه!
طاهره جمشیدی
۲۲ تیر ۹۸
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
حجاب
مدتیست سوزن همه گیر کرده روی حجاب!
مخالفان خارجی و موافقان داخلی پشت به پشت هم دادهاند و یارگیری میکنند تا به بهانهی حجاب، زنان را به جان هم بیندازند!
آن زن مو پتپتو از آن سوی آبها، بیحجابها را تشویق میکند به فرستادن فیلم و عکس!
امام جمعه و بسیج، موافقین را دعوت میکنند به راهپیمایی حجاب و عفاف!
استدلال مدافعان این است که حجاب بگذارید، چون مردها زیبایی شما زنها را میبینند و دلشان میخواهد!
رویم به دیفال دلشان غلط میکند!
مگر من که ماشین آخرین مدل شما را میبینم، دلم نمیخواهد؟
مگر من پشت ویترین مغازه لباس مدروز میبینم، نمیخواهم؟
مگر بچههای ما وقتی در تلویزیون غذاهای رنگارنگ میبینند، هوس نمیکنند!؟
خوب بکنند!
چه کسی ضامن است؟
چرا فقط نگران تحریک یک شهوت، آن هم از نوع مردانهاش هستید!؟
مگر زنها طعمهی نمایشها وتبلیغات نمیشوند؟
اگر انسانها را انقدر بیاختیار و بیاراده دیدهاید که هر چه ببینند، میخواهند، باید فکر اساسیتری کنیم!
بیاییدمعامله کنیم.
هر نمایشی ممنوع! یا نمایش هر چیز زیبا و دلانگیز یا هوسانگیزی ممنوع!
شما خانههای لاکچری و برجها و آپارتمانهای کاخ نمایی که هوش از سر مستاجرها میبرد را ویران کنید، ما قول میدهیم پایمان را به خیابان نگذاریم.
شما ویترین مغازههایی که لباس و کیف و کفش و لوازم خانه را به نمایش گذاشتهاند تخته کنید، ما روبنده به رویمان میبندیم!
شما پخش تبلیغات رستوران و انواع غذا و ماهی و کباب را تعطیل کنید تا ما شاهد برق چشمان فرزندانمان نباشیم، ما به جای چادر، کارتن یخچال میپوشیم که حجم هیچ جایمان معلوم نباشد!
شما حجم شکمتان را پنهان کنید، ما هم مویمان را پنهان میکنیم!
شما دست از پرخوری بردارید و بر شکم مبارک حریف شوید، تا ما از خودنمایی دست بکشیم و برخوی زنانهمان چیره شویم!
به نظرم معاملهی منصفانه ایست!
دیگر عقبماندهترینهای جهان هم فهمیدهاند که دوران جنگ و چوب و چماق گذشته!
بیایید بنشینیم و مذاکره کنیم!
شما مردان پولدار را قلع و قمع کنید تا دل زنان فقیر نلرزد ، ما چنان گره روسریمان را سفت میکنیم که زبانمان از حلقمان آویزان شود!
امتیاز میدهیم و امتیاز میگیریم!
نمیشود تمام حلوای اسلام به کام شما باشد و چوب و چماقش برای ما!
چماق و هویجی اگر هست، با هم نوشجان میکنیم!
عادلانه و منصفانه!
طاهره جمشیدی
۲۲ تیر ۹۸
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
چرا روشنفکران ما بی بو و بی خاصیت اند
۱.چندی پیش از دوستی فیلسوف پرسیدم در این شرایط سخت سیاسی- اجتماعی من باید چه کنم که هم بتوانم کار کنم و هم اینقدر گرفتار افسردگی نباشم.وقتی پاسخ او را شنیدم برای چند لحظه احساس خنگی کردم و فکر کردم نمیدونم توصیه او به من چیست.پاسخ این دوست فیلسوف این بود:"زمانتو عوض کن".چند لحظه مکث کردم و گفتم منظورت اینه برم درباره قرون وسطی اروپا یا قرن پانزدهم اروپا یا عصر صفوی کار کنم.گفت بله منظور من دقیقا همین است:زمانی که با اون درگیری فکری داری را عوض کن و دیگه در این "زمان" زندگی نکن.
۲.تصور کنید من در کنار این توصیه،توصیه دوستان دیگرم را هم گوش میدادم که به من میگن:"مهاجرت کن،چرا مهاجرت نمیکنی".اگر اون دوست فیلسوف میگفت "زمانتو" عوض کن،این گروه از دوستان توصیه میکنن "مکانتو" عوض کن.
۳.حال تصور کنید ما با اهل فکری روبروییم که یا مکان خود را عوض می کنند و به کشورهای دیگر می روند که به طبع خودبخود زمان آنها هم عوض می شود؛یا با اهل فرهنگی روبروییم که هم مکان خود و هم زمان خود را عوض کرده اند و به کارهای لاکچری فکری مشغول اند؛یا در ایران هستند اما زمان خود را عوض کرده اند؛و یا در ایران هستند و بدلیل مقاومت در برابر ایجاد تغییر در زمان و مکان زندگی خود هیچ کاری نمی کنند و در گوشه ای پناه گرفته اند.
۴.عبدالکریم سروش در آمریکا به زندگی و زمانه مولوی پناه برده است،مصطفی ملکیان در ایران و کانادا گرفتار تفکر در زمان وجودی است و اصولا تاریخ را به کنار گذاشته است،حسین بشیریه در آمریکا در زمانه هابز زندگی می کند،رامین جهانبگلو در کانادا به زمانه گاندی می اندیشد،و.....روحانیون بزرگ کشور نیز در ایران اند اما در هزار سال پیش زندگی می کنند.
۵.آنچه که اصولا اندیشیده نمی شود وضعیت حال ماست.گویی در وضعیت کنونی ما هیچ مساله ای وجود ندارد و اصولا این وضعیت نیازمند تفکر نیست.من اینقدر می دانم که بفهمم متفکری می تواند در درگیری با زمانه حال رو به تاریخ خود یا تاریخ دیگر سرزمین ها کند.من اینقدر هم می دانم که متفکران حق دارند به تفکر انتزاعی و فارغ از مسائل روز بپردازند.اما این را هم می دانم که نخست مسایل حال ما نااندیشیده باقی مانده اند ودوم اینکه اندیشه ای که در عین گرایش به جاودانگی نتواند به افق اجتماعی زمانه خود بپردازد اندیشه ای بی رنگ و بو است.شاید به قول آن دوست فیلسوف بهترین کار برای ما هم این است که زمان خود را عوض کنیم و بی هیچ ترس از برخورد امنیتی آرام زندگی کنیم.
مصطفی مهر ایین
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
چرا روشنفکران ما بی بو و بی خاصیت اند
۱.چندی پیش از دوستی فیلسوف پرسیدم در این شرایط سخت سیاسی- اجتماعی من باید چه کنم که هم بتوانم کار کنم و هم اینقدر گرفتار افسردگی نباشم.وقتی پاسخ او را شنیدم برای چند لحظه احساس خنگی کردم و فکر کردم نمیدونم توصیه او به من چیست.پاسخ این دوست فیلسوف این بود:"زمانتو عوض کن".چند لحظه مکث کردم و گفتم منظورت اینه برم درباره قرون وسطی اروپا یا قرن پانزدهم اروپا یا عصر صفوی کار کنم.گفت بله منظور من دقیقا همین است:زمانی که با اون درگیری فکری داری را عوض کن و دیگه در این "زمان" زندگی نکن.
۲.تصور کنید من در کنار این توصیه،توصیه دوستان دیگرم را هم گوش میدادم که به من میگن:"مهاجرت کن،چرا مهاجرت نمیکنی".اگر اون دوست فیلسوف میگفت "زمانتو" عوض کن،این گروه از دوستان توصیه میکنن "مکانتو" عوض کن.
۳.حال تصور کنید ما با اهل فکری روبروییم که یا مکان خود را عوض می کنند و به کشورهای دیگر می روند که به طبع خودبخود زمان آنها هم عوض می شود؛یا با اهل فرهنگی روبروییم که هم مکان خود و هم زمان خود را عوض کرده اند و به کارهای لاکچری فکری مشغول اند؛یا در ایران هستند اما زمان خود را عوض کرده اند؛و یا در ایران هستند و بدلیل مقاومت در برابر ایجاد تغییر در زمان و مکان زندگی خود هیچ کاری نمی کنند و در گوشه ای پناه گرفته اند.
۴.عبدالکریم سروش در آمریکا به زندگی و زمانه مولوی پناه برده است،مصطفی ملکیان در ایران و کانادا گرفتار تفکر در زمان وجودی است و اصولا تاریخ را به کنار گذاشته است،حسین بشیریه در آمریکا در زمانه هابز زندگی می کند،رامین جهانبگلو در کانادا به زمانه گاندی می اندیشد،و.....روحانیون بزرگ کشور نیز در ایران اند اما در هزار سال پیش زندگی می کنند.
۵.آنچه که اصولا اندیشیده نمی شود وضعیت حال ماست.گویی در وضعیت کنونی ما هیچ مساله ای وجود ندارد و اصولا این وضعیت نیازمند تفکر نیست.من اینقدر می دانم که بفهمم متفکری می تواند در درگیری با زمانه حال رو به تاریخ خود یا تاریخ دیگر سرزمین ها کند.من اینقدر هم می دانم که متفکران حق دارند به تفکر انتزاعی و فارغ از مسائل روز بپردازند.اما این را هم می دانم که نخست مسایل حال ما نااندیشیده باقی مانده اند ودوم اینکه اندیشه ای که در عین گرایش به جاودانگی نتواند به افق اجتماعی زمانه خود بپردازد اندیشه ای بی رنگ و بو است.شاید به قول آن دوست فیلسوف بهترین کار برای ما هم این است که زمان خود را عوض کنیم و بی هیچ ترس از برخورد امنیتی آرام زندگی کنیم.
مصطفی مهر ایین
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#مهم
#FaceApp
عزیزانی که از تماشای قیافه خود، ان شاء الله در پنجاه سال بعد لذت می برید و به یکدیگر می خندید و حال می کنید که چه پیرمرد دماغو یا پیرزن نقلی خواهید شد، استحضار داشته باشید که با این اپلیکیشن همه اطلاعات ذخیره شده روی تلفن همراهتان را، از عکسها گرفته تا پیغامهای خصوصی سخاوتمندانه در اختیار شرکتی روسی قرار می دهید. تاکید می کنم: شرکت روسی
بنابر قوانین روسیه اگرسازمان اطلاعاتی این کشور بخواهد که به اطلاعات شرکتها دسترسی پیدا کند، این شرکتها موظف به همکاری اند. این اپلیکیشن را مفت و مجانی محض تفریح شما نساخته اند بلکه با فروختن اطلاعات شما به شرکتهای تبلیغاتی پول در می آورند اما باز هم در همین کشور شریف روسیه هر خدانشناس یا خدابشناسی از هر جای دنیا می تواند پول بدهد واطلاعات شما را از این شرکت بخرد، از جمله برادران سرباز گمنام
مهرداد فرهمند
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#FaceApp
عزیزانی که از تماشای قیافه خود، ان شاء الله در پنجاه سال بعد لذت می برید و به یکدیگر می خندید و حال می کنید که چه پیرمرد دماغو یا پیرزن نقلی خواهید شد، استحضار داشته باشید که با این اپلیکیشن همه اطلاعات ذخیره شده روی تلفن همراهتان را، از عکسها گرفته تا پیغامهای خصوصی سخاوتمندانه در اختیار شرکتی روسی قرار می دهید. تاکید می کنم: شرکت روسی
بنابر قوانین روسیه اگرسازمان اطلاعاتی این کشور بخواهد که به اطلاعات شرکتها دسترسی پیدا کند، این شرکتها موظف به همکاری اند. این اپلیکیشن را مفت و مجانی محض تفریح شما نساخته اند بلکه با فروختن اطلاعات شما به شرکتهای تبلیغاتی پول در می آورند اما باز هم در همین کشور شریف روسیه هر خدانشناس یا خدابشناسی از هر جای دنیا می تواند پول بدهد واطلاعات شما را از این شرکت بخرد، از جمله برادران سرباز گمنام
مهرداد فرهمند
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
👈تلویزیون و ترویج فرهنگ بی اخلاقی!!
🔸اخبار شبکه دو در مورد بیماری لرزش انگلا مرکل میگه: مرکل دوباره روی ویبره رفت! این ادبیات سخیف سالهاست در تلویزیون ملی شنیده میشود.
🔹بگذریم. این تصویر را ببیند. تصویری از قوی ترین زن سیاستمدار جهان خانم انگلا مرکل در حال خرید.
🔹ایشان در راس حکومتی است که فقط یک شرکت خودرو سازان صرف نظر از سایر در آمدها سالانه 1550 میلیارد دلار درآمد صادراتی دارد.
🔹با این حال خانم مرکل هیچ گونه امتیازی در استفاده از خدمات عمومی ازجمله آب و برق و گاز و مسکن و موبایل که منبع تامین آن بودجه دولتی است بر سایر شهروندان آلمانی ندارد. خودش مایحتاج روزمره اش را تهیه می کند.
🔹رانندگی را شخصا با خودروی شخصی انجام می دهد و راننده خصوصی ندارد و مانند بقیه مردم مالیات می پردازد و در صورت تخلف نیز مشمول پرداخت جریمه می شود و از جیب خودش می پردازد.
🔹یکی از خبرنگاران عکاس از خانم مرکل سوال کرد: خاطرم هست که ده سال پیش ازشما عکسی گرفتم که در آن شما همین لباس را برتن داشتید
🔹خانم مرکل درپاسخ گفت: وظیفه من خدمت به ملت آلمان است مانکن لباس نیستم.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🔸اخبار شبکه دو در مورد بیماری لرزش انگلا مرکل میگه: مرکل دوباره روی ویبره رفت! این ادبیات سخیف سالهاست در تلویزیون ملی شنیده میشود.
🔹بگذریم. این تصویر را ببیند. تصویری از قوی ترین زن سیاستمدار جهان خانم انگلا مرکل در حال خرید.
🔹ایشان در راس حکومتی است که فقط یک شرکت خودرو سازان صرف نظر از سایر در آمدها سالانه 1550 میلیارد دلار درآمد صادراتی دارد.
🔹با این حال خانم مرکل هیچ گونه امتیازی در استفاده از خدمات عمومی ازجمله آب و برق و گاز و مسکن و موبایل که منبع تامین آن بودجه دولتی است بر سایر شهروندان آلمانی ندارد. خودش مایحتاج روزمره اش را تهیه می کند.
🔹رانندگی را شخصا با خودروی شخصی انجام می دهد و راننده خصوصی ندارد و مانند بقیه مردم مالیات می پردازد و در صورت تخلف نیز مشمول پرداخت جریمه می شود و از جیب خودش می پردازد.
🔹یکی از خبرنگاران عکاس از خانم مرکل سوال کرد: خاطرم هست که ده سال پیش ازشما عکسی گرفتم که در آن شما همین لباس را برتن داشتید
🔹خانم مرکل درپاسخ گفت: وظیفه من خدمت به ملت آلمان است مانکن لباس نیستم.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
و گفت:
همه یک بیماری داریم
چون بیماری یکی بود
دارو هم یکی باشد.
جمله بیماری غفلت داریم!
بیایید تا "بیدار" شویم...
#ابوالحسن_خرقانی
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
و گفت:
همه یک بیماری داریم
چون بیماری یکی بود
دارو هم یکی باشد.
جمله بیماری غفلت داریم!
بیایید تا "بیدار" شویم...
#ابوالحسن_خرقانی
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
امیریحیی آیتاللهی، پژوهشگر فلسفه در یادداشتی برای صفحه ناظران با اشاره به سخنان محمدرضا پهلوی درباره حزب رستاخیز به تاثیرش بر فضای سیاسی ایران پیش از انقلاب پرداخته است.
https://bbc.in/2XX7Dcm
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
امیریحیی آیتاللهی، پژوهشگر فلسفه در یادداشتی برای صفحه ناظران با اشاره به سخنان محمدرضا پهلوی درباره حزب رستاخیز به تاثیرش بر فضای سیاسی ایران پیش از انقلاب پرداخته است.
https://bbc.in/2XX7Dcm
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
BBC News فارسی
افسانه رستاخیز: آیا شاه گفت پاسپورت بگیرید و بروید؟
کنایه شاه از جهت جایگاهش بهعنوان پادشاه کشور از منطق سیاستورزی بسیار دور بود. رتوریک او فارغ از تحریف اپوزیسیونش، مهر تاییدی بود بر شخصیسازی سیاست توسط شاه. چنانکه مخالفانش نیز مسئله ایران را با نفرتپراکنی ضد شاه شخصیسازی کردند. حکمران در اوج احساس قدرت…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سوسن تسلیمی تنها بازیگر زن مطرحی بود که پس از انقلاب بدون حجاب ایفای نقش کرد. او بخاطر محدودیت در ایفای نقش در سال ۶۶ ایران را ترک کرد. اولین بازیگر غیر اروپایی بود که در سوئد بعنوان نقش اول روی صحنه رفت و بهترین بازیگر سال از سوی آکادمی سوئد در سال ۱۹۹۹ شد.
ایفای نقش او را در فیلم مرگ یزدگرد (۱۳۵۸) از بهرام بیضایی میبینید.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ایفای نقش او را در فیلم مرگ یزدگرد (۱۳۵۸) از بهرام بیضایی میبینید.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
زیباترین وصیت نامه جهان از گابریل گارسیا مارکز ، خطاب به کل انسانها
همراه با تصاویری ناگهانی از فوت انسانهایی که هرگز فکر نمی کردند اینگونه بمیرند !
دیدن این تصاویر و شنیدن این صحبتها بی شک شما را شوکه می کند ! انتخاب سختی است دیدن این کلیپ ولی بسیار تاثیر گذار است.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
همراه با تصاویری ناگهانی از فوت انسانهایی که هرگز فکر نمی کردند اینگونه بمیرند !
دیدن این تصاویر و شنیدن این صحبتها بی شک شما را شوکه می کند ! انتخاب سختی است دیدن این کلیپ ولی بسیار تاثیر گذار است.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Telegram
attach 📎
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بدحجابهای ایران را باید بگذارید روی سر و حلوا و حلوایشان کنید !
چند بار شده که از مردم به خصوص از زنها بابت رعایت حجاب تشکر کنید؟ توی این گرما، زنان و دختران، حتی آنها که مسلمان نیستند، حتی آنها که به هر دلیلی اعتقاد سفت و سخت به حجاب ندارند، محض احترام به قانون، محض پرهیز از تنش و درگیری روسری سر میکنند، مانتو میپوشند، یک جاهایی چادر دربرمیگیرند.
اما حتی یک بار نشده که علما، ائمه جمعه، مسوولان مملکتی در برابر اینها تواضع کنند، لطفشان را قدر بدانند و برای سلامتی و سعادتشان دعا کنند.
هر کس فکر میکند زنان و دختران ایرانی دور از جانشان «ولنگار» یا ««عوضی» هستند بیشک یا توقعش زیادی بالاست یا از دنیا زیادی بیخبر است. به همین لبنان که دوستش دارید و به سوریه که متحدمان است سر بزنید، به ترکیه ی مسلمان مسافرت کنید تا ببینید در ایران با چه دختران و زنان نجیب و بزرگواری طرفید.
با حجابها که هیچ حتی شلحجابها و بدحجابها را هم در مقایسه با وضعیت نرمال در هند و ترکیه و همین شیخنشینهای امارات باید بگذارید روی سر و حلوا و حلوایشان کنید و قدرشان را بدانید.
اولا اینها تمام و کمال حاصل دسترنج 40 سال فعالیت فرهنگی خودتان هستند. بیاحترامی به اینها یعنی بیاحترامی به تمام تلاش 40 سالهتان. این متانت و بزرگواری دختران ایرانی را انبیا بیشتر قدر میدانند تا شما. نوح نهصد سال تبلیغ کرد حتی زن و پسرش به او نگرویدند. اما در انقلاب اسلامی ایران قاطبه مردم با جان و دل پذیرای عدالت و حقیقت شدند، محض ادب رعایت شرع را نیز داوطلبانه پذیرفتند. توقع بیش از حد که نباید داشت.
ندیدهاید ضد انقلاب چه تلاش گستردهای میکند برای غائله درست کردن سر حجاب تا مردم را به جان هم بیندازد و دولت را در این میان ضایع کند؟
توپخانههای رسانهایشان را نشانه رفتهاند سمت دخترهای ایرانی که به آنها القا کنند که حجاب زور است و باید جلوی زور ایستاد و... به جای اینکه تلاش کنید، نقشه شوم وزارت خارجه امریکا را خنثی کنید، آب به آسیابشان میریزید و دختران را به نام زشت میخوانید؟ از ادبیات نامناسب تبلیغ دین و از منزجر کردن مردم از تبلیغات و ادبیات دینی و از موضع بالا سخن گفتن با عیالالله و...
آن حرفها را میگذارم برای وقت دیگر. اما حالا که بحثش پیش آمده باید بگویم که کسی در این موقعیت حساس تاریخی حق ندارد به مردم توهین کند. حتی به بیحجابها هم نباید توهین کرد. این مردم پای این انقلاب ایستادهاند، شهید دادهاند، هزینه دادهاند، حتی اینها که به ظاهر با نمونههای ایدهآل شما فرق دارند، سرجمع بزرگوارند و شایسته تکریم. به چشم شما بیحجابها میآیند اما در عالم واقع اینها جزو مردم عزیز ایرانند که وطنشان را دوست دارند و با وجود بیاعتقادیشان به حجاب، دعوت وزارت خارجه امریکا و شبکه فلان را لبیک نگفتهاند و بیحجابی و شل حجابیشان را به نماد سیاسی تبدیل نکردهاند.
سیدعلی میرفتاح سردبیر روزنامه اعتماد
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بدحجابهای ایران را باید بگذارید روی سر و حلوا و حلوایشان کنید !
چند بار شده که از مردم به خصوص از زنها بابت رعایت حجاب تشکر کنید؟ توی این گرما، زنان و دختران، حتی آنها که مسلمان نیستند، حتی آنها که به هر دلیلی اعتقاد سفت و سخت به حجاب ندارند، محض احترام به قانون، محض پرهیز از تنش و درگیری روسری سر میکنند، مانتو میپوشند، یک جاهایی چادر دربرمیگیرند.
اما حتی یک بار نشده که علما، ائمه جمعه، مسوولان مملکتی در برابر اینها تواضع کنند، لطفشان را قدر بدانند و برای سلامتی و سعادتشان دعا کنند.
هر کس فکر میکند زنان و دختران ایرانی دور از جانشان «ولنگار» یا ««عوضی» هستند بیشک یا توقعش زیادی بالاست یا از دنیا زیادی بیخبر است. به همین لبنان که دوستش دارید و به سوریه که متحدمان است سر بزنید، به ترکیه ی مسلمان مسافرت کنید تا ببینید در ایران با چه دختران و زنان نجیب و بزرگواری طرفید.
با حجابها که هیچ حتی شلحجابها و بدحجابها را هم در مقایسه با وضعیت نرمال در هند و ترکیه و همین شیخنشینهای امارات باید بگذارید روی سر و حلوا و حلوایشان کنید و قدرشان را بدانید.
اولا اینها تمام و کمال حاصل دسترنج 40 سال فعالیت فرهنگی خودتان هستند. بیاحترامی به اینها یعنی بیاحترامی به تمام تلاش 40 سالهتان. این متانت و بزرگواری دختران ایرانی را انبیا بیشتر قدر میدانند تا شما. نوح نهصد سال تبلیغ کرد حتی زن و پسرش به او نگرویدند. اما در انقلاب اسلامی ایران قاطبه مردم با جان و دل پذیرای عدالت و حقیقت شدند، محض ادب رعایت شرع را نیز داوطلبانه پذیرفتند. توقع بیش از حد که نباید داشت.
ندیدهاید ضد انقلاب چه تلاش گستردهای میکند برای غائله درست کردن سر حجاب تا مردم را به جان هم بیندازد و دولت را در این میان ضایع کند؟
توپخانههای رسانهایشان را نشانه رفتهاند سمت دخترهای ایرانی که به آنها القا کنند که حجاب زور است و باید جلوی زور ایستاد و... به جای اینکه تلاش کنید، نقشه شوم وزارت خارجه امریکا را خنثی کنید، آب به آسیابشان میریزید و دختران را به نام زشت میخوانید؟ از ادبیات نامناسب تبلیغ دین و از منزجر کردن مردم از تبلیغات و ادبیات دینی و از موضع بالا سخن گفتن با عیالالله و...
آن حرفها را میگذارم برای وقت دیگر. اما حالا که بحثش پیش آمده باید بگویم که کسی در این موقعیت حساس تاریخی حق ندارد به مردم توهین کند. حتی به بیحجابها هم نباید توهین کرد. این مردم پای این انقلاب ایستادهاند، شهید دادهاند، هزینه دادهاند، حتی اینها که به ظاهر با نمونههای ایدهآل شما فرق دارند، سرجمع بزرگوارند و شایسته تکریم. به چشم شما بیحجابها میآیند اما در عالم واقع اینها جزو مردم عزیز ایرانند که وطنشان را دوست دارند و با وجود بیاعتقادیشان به حجاب، دعوت وزارت خارجه امریکا و شبکه فلان را لبیک نگفتهاند و بیحجابی و شل حجابیشان را به نماد سیاسی تبدیل نکردهاند.
سیدعلی میرفتاح سردبیر روزنامه اعتماد
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مبارزه با حجاب اجباری یا بازی با آبنبات چوبی!
انتخاب نوع پوشش بانوان، دوچرخه سواری بانوان، حضور بانوان در میادین ورزشی، برگزاری کنسرت و امثال اینها گرچه الفبای حقوق شهروندی هم محسوب نمیشوند ولی آنقدر برای مردم ایران بویژه بانوان محترم مهم و عقده شدهاند که مهمترین حقوق شهروندی خود که در قانون اساسی آمده را به کلی فراموش کردهاند. خواستههای فوق گرچه به حق هستند ولی در مقابل حقوق شهروندی مندرج در قانون اساسی که به یکایک ایرانیان تعلق دارد و تاکنون نادیده انگاشته شده یا حتی نقض شدهاند در حد آبنبات چوبی هم نیستند.
برخی از حقوق شهروندان ایرانی که در قانون اساسی بیان شده به اختصار بیان میشود:
حق تعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی (اصل 3 و 56)،
اعلام نظر و تصمیمگیری در مورد مسایل مهم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی از راه همهپرسی (اصل 59)،
آموزش و پرورش رایگان برای همه تا پایان دوره متوسطه (اصل 30)،
ایجاد رفاه و رفع فقر و برطرف ساختن هر نوع محرومیت در زمینههای تغذیه و مسکن و کار و بهداشت و تعمیم بیمه (اصل 3)
تأمین نیازهای اساسی: مسکن، خوراک، پوشاک، بهداشت، درمان، آموزش و پرورش و امکانات لازم برای تشکیل خانواده برای همه (اصل 43)،
آزادی نشریات و مطبوعات (اصل 24)،
تشکیل احزاب، جمعیتها، انجمنهای سیاسی و صنفی (اصل 26)،
آزادی بیان و نشر افکار در صدا و سیما!!! (اصل 175)،
برگزاری اجتماعات و راهپیمایی (اصل 27)،
تفهیم اتهام ظرف 24 ساعت در صورت بازداشت (اصل 32)،
اینها فقط بخش کوچکی از حقوق شهروندی است که در قانون اساسی بیان شده ولی با گذشت چهل سال از تصویب این قانون هنوز مردم از حقوق قانونی خود محرومند! باید پرسید چرا با گذشت این همه سال و با وجود این همه ثروت و امکانات خدادادی شهروندان ایرانی از حقوق اساسی خویش محرومند؟!
مسئله حجاب و موسیقی فقط یک بازی موش و گربه بازی است که حاکمیت راه انداخته تا مردم را با آن سرگرم کند. بانوان تصور میکنند با برداشتن روسری یا حضور در میادین ورزشی با قیافه بدلی مردانه با ظلم مبارزه میکنند. در حالی که این دقیقاً بازی در همان نقشی است که حاکمیت سناریوی آن را طراحی کرده تا مردم را با آن سرگرم کند و فراموش کنند که از چه حقوق اساسی سالهاست که محرومند!
حتماً حکایت "آروغ زدن ممنوع" را شنیدهاید. خلاصه داستان این است که پادشاهی قانونی وضع کرد که به موجب آن اعلام شد: (1) پادشاه مالک جان و مال مردم است؛ (2) دستوراتش لازمالاتباع است؛ و (3) مالیات هم سه برابر میشود. وزیر زیرک "آروغ زدن ممنوع" را هم به عنوان بند چهارم به آنها افزود. پادشاه پرسید این دیگر چیست؟ وزیر پاسخ داد بعداً خاصیت آن را خواهید فهمید! بعد از ابلاغ قانون، مردم به شدت ناراضی شدند و برای اعلام نارضایتی خود و تمرد از این قانون ظالمانه، تخطی از بند چهارم را سهلالحصولتر از بقیه تشخیص دادند. لذا در هر فرصتی در اماکن عمومی آروغ میزدند و تا مأمورین سرمیرسیدند فرار میکردند. حتی میتینگ تشکیل میدادند تا در آنجا به نشانه اعتراض دست جمعی آروغ بزنند. مأمورین هم این میتینگها را برهم میزدند. مبارزه مردم با پادشاه سالیان سال ادامه داشت. روزی وزیر به پادشاه گفت فهمیدید خاصیت آن بندی که افزودم چه بود؟! تا روزی که مردم برای رفع ممنوعیت آروغ مبارزه میکنند دنبال سایر حقوق مهمتر و اساسیتر خویش نخواهند نرفت!!!
در دی ماه 96 دامنه اعتراضات مردمی به قدری گسترده شد که موجودیت جمهوری اسلامی مورد تهدید قرار گرفت. بلافاصله مسئولین نظام به تکاپو افتادند و با مردم همصدا شدند و فریاد زدند که این حقِ مردم است که از گرانی و اوضاع بدِ اقتصادی ناراضی باشند. در واقع این یک ترفند بود تا خود را همدرد مردم جا بزدند تا خشم عمومی فروکش کند. اما همین که آب از آسیب افتاد دوباره مردم فراموش شدند!
این خاصیت تمام حکومتهایی است که فقط به بقای خویش میاندیشند و مردم را به چشم وسیلهای مینگرند تا با آن ویترین جمهوری را تزیین کنند و ژست دموکراسی بگیرند فقط همین! در حالی که همه میدانند سرنوشتی که امروز مردم به آنها دچار شدهاند نه حاصل عملکرد دولتها بلکه حاصل سیاستهای کلان نظام است که تمام زندگی و معیشت مردم را تحتالشعاع خود قرار داده است.
مردم باید هوشیار باشند و وارد بازی "تفرقه بنداز و حکومت کن" نشوند. حکومت میخواهد به بهانه امر به معروف و نهی از منکر، عدهای را بخاطر حجاب به جان عدهای دیگر بیاندازد؛ و مردم را مشغول هم کند. در حالی که هم موافقین و مخالفین حجاب اجباری تا خرخره در ظلم فرو رفتهاند و حقوق اساسیشان را فراموش کردهاند. این بهترین گزینه برای حاکمیت و بدترین گزینه برای تحقق حقوق شهروندی است.
دکتر جلال پورالعجل ـ 24 تیر 1398
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مبارزه با حجاب اجباری یا بازی با آبنبات چوبی!
انتخاب نوع پوشش بانوان، دوچرخه سواری بانوان، حضور بانوان در میادین ورزشی، برگزاری کنسرت و امثال اینها گرچه الفبای حقوق شهروندی هم محسوب نمیشوند ولی آنقدر برای مردم ایران بویژه بانوان محترم مهم و عقده شدهاند که مهمترین حقوق شهروندی خود که در قانون اساسی آمده را به کلی فراموش کردهاند. خواستههای فوق گرچه به حق هستند ولی در مقابل حقوق شهروندی مندرج در قانون اساسی که به یکایک ایرانیان تعلق دارد و تاکنون نادیده انگاشته شده یا حتی نقض شدهاند در حد آبنبات چوبی هم نیستند.
برخی از حقوق شهروندان ایرانی که در قانون اساسی بیان شده به اختصار بیان میشود:
حق تعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی (اصل 3 و 56)،
اعلام نظر و تصمیمگیری در مورد مسایل مهم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی از راه همهپرسی (اصل 59)،
آموزش و پرورش رایگان برای همه تا پایان دوره متوسطه (اصل 30)،
ایجاد رفاه و رفع فقر و برطرف ساختن هر نوع محرومیت در زمینههای تغذیه و مسکن و کار و بهداشت و تعمیم بیمه (اصل 3)
تأمین نیازهای اساسی: مسکن، خوراک، پوشاک، بهداشت، درمان، آموزش و پرورش و امکانات لازم برای تشکیل خانواده برای همه (اصل 43)،
آزادی نشریات و مطبوعات (اصل 24)،
تشکیل احزاب، جمعیتها، انجمنهای سیاسی و صنفی (اصل 26)،
آزادی بیان و نشر افکار در صدا و سیما!!! (اصل 175)،
برگزاری اجتماعات و راهپیمایی (اصل 27)،
تفهیم اتهام ظرف 24 ساعت در صورت بازداشت (اصل 32)،
اینها فقط بخش کوچکی از حقوق شهروندی است که در قانون اساسی بیان شده ولی با گذشت چهل سال از تصویب این قانون هنوز مردم از حقوق قانونی خود محرومند! باید پرسید چرا با گذشت این همه سال و با وجود این همه ثروت و امکانات خدادادی شهروندان ایرانی از حقوق اساسی خویش محرومند؟!
مسئله حجاب و موسیقی فقط یک بازی موش و گربه بازی است که حاکمیت راه انداخته تا مردم را با آن سرگرم کند. بانوان تصور میکنند با برداشتن روسری یا حضور در میادین ورزشی با قیافه بدلی مردانه با ظلم مبارزه میکنند. در حالی که این دقیقاً بازی در همان نقشی است که حاکمیت سناریوی آن را طراحی کرده تا مردم را با آن سرگرم کند و فراموش کنند که از چه حقوق اساسی سالهاست که محرومند!
حتماً حکایت "آروغ زدن ممنوع" را شنیدهاید. خلاصه داستان این است که پادشاهی قانونی وضع کرد که به موجب آن اعلام شد: (1) پادشاه مالک جان و مال مردم است؛ (2) دستوراتش لازمالاتباع است؛ و (3) مالیات هم سه برابر میشود. وزیر زیرک "آروغ زدن ممنوع" را هم به عنوان بند چهارم به آنها افزود. پادشاه پرسید این دیگر چیست؟ وزیر پاسخ داد بعداً خاصیت آن را خواهید فهمید! بعد از ابلاغ قانون، مردم به شدت ناراضی شدند و برای اعلام نارضایتی خود و تمرد از این قانون ظالمانه، تخطی از بند چهارم را سهلالحصولتر از بقیه تشخیص دادند. لذا در هر فرصتی در اماکن عمومی آروغ میزدند و تا مأمورین سرمیرسیدند فرار میکردند. حتی میتینگ تشکیل میدادند تا در آنجا به نشانه اعتراض دست جمعی آروغ بزنند. مأمورین هم این میتینگها را برهم میزدند. مبارزه مردم با پادشاه سالیان سال ادامه داشت. روزی وزیر به پادشاه گفت فهمیدید خاصیت آن بندی که افزودم چه بود؟! تا روزی که مردم برای رفع ممنوعیت آروغ مبارزه میکنند دنبال سایر حقوق مهمتر و اساسیتر خویش نخواهند نرفت!!!
در دی ماه 96 دامنه اعتراضات مردمی به قدری گسترده شد که موجودیت جمهوری اسلامی مورد تهدید قرار گرفت. بلافاصله مسئولین نظام به تکاپو افتادند و با مردم همصدا شدند و فریاد زدند که این حقِ مردم است که از گرانی و اوضاع بدِ اقتصادی ناراضی باشند. در واقع این یک ترفند بود تا خود را همدرد مردم جا بزدند تا خشم عمومی فروکش کند. اما همین که آب از آسیب افتاد دوباره مردم فراموش شدند!
این خاصیت تمام حکومتهایی است که فقط به بقای خویش میاندیشند و مردم را به چشم وسیلهای مینگرند تا با آن ویترین جمهوری را تزیین کنند و ژست دموکراسی بگیرند فقط همین! در حالی که همه میدانند سرنوشتی که امروز مردم به آنها دچار شدهاند نه حاصل عملکرد دولتها بلکه حاصل سیاستهای کلان نظام است که تمام زندگی و معیشت مردم را تحتالشعاع خود قرار داده است.
مردم باید هوشیار باشند و وارد بازی "تفرقه بنداز و حکومت کن" نشوند. حکومت میخواهد به بهانه امر به معروف و نهی از منکر، عدهای را بخاطر حجاب به جان عدهای دیگر بیاندازد؛ و مردم را مشغول هم کند. در حالی که هم موافقین و مخالفین حجاب اجباری تا خرخره در ظلم فرو رفتهاند و حقوق اساسیشان را فراموش کردهاند. این بهترین گزینه برای حاکمیت و بدترین گزینه برای تحقق حقوق شهروندی است.
دکتر جلال پورالعجل ـ 24 تیر 1398
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خیلی از ایرانیان با این دو چهره و آهنگ هایشان خاطرات زیادی دارند و عاشقی ها کرده اند! استاد هوشمند عقیلی و فائزه در این سن پیری به یاد جوانی یکی از زیباترین و ماندگارترین آهنگ هایشان را بازخوانی کردند و جمعیت را غرق در خاطره بازی و عشق کردند! بردی از یادم را این بار با هم بشنویم!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
عروسیهای مختلط!!!؟؟؟
در خبرها آمده که مسئولان انتظامی کشورمان، به مدیران تالارهای جشن و عروسی در خصوص بر پا شدنِ عروسیهای مختلط هشدار دادهاند.
هنگامی که عبارت «عروسیهای مختلط» به کار میرود دو تلقی از این تعبیر در اذهان شکل میگیرد: برخی که زندگی را با وسواس بر اساس حلال و حرام نگاه میکنند مراد از آن را «مجالس قاطیپاطی که در مظانّ گناه و فساد است» میدانند و برخی دیگر که به طبیعت زندگی توجه دارند مراد از آن را «مجالس جشن خانوادگی و دورهمی که شادباش آغاز زندگی زوجی جوان است» میدانند.
خانههایی که مردم در آن زندگی میکنند به علت متراژ کوچکشان گنجایش حدود ۲۰۰ نفر مهمانان عروسی را ندارد و ناچار به جای چاردیواریِ خودشان مراسم جشن عروسی را در تالارها برگزار میکنند و در نتیجه تالار حکم همان خانه را دارد که برای چند ساعت کرایه میشود تا ۶۰ ، ۷۰ خانواده مرکب از دهها زن و شوهر و فرزند، در کنار هم شبی خوش را با شربت و شیرینی و میوه و شادی سپری کنند تا آغازی خوش برای زوج جوانی باشد که این مراسم به افتخار آنها برپا گردیده است.
پرسش- در شب موصوف آیا احتمال هیچ فساد و گناهی در چنان جمع بزرگ خانوادگی حتی به ذهن مریضترین افراد هم خطور میکند؟ مگر نه این است که هر فردی در آن محفل شاد، چندین و چند تن از اعضای خانواده و محارم و نزدیکانش حضور دارند!؟ پس آیا وسواسِ گناهیابی در چنان جمعی، خود گناهی بزرگ نیست!؟
در کودکی و نوجوانی که برای عروسی بستگان به روستای پدر و مادر دعوت میشدیم، آن مجالسِ جشن تماماً از نوع «عروسیهای مختلط» بود و زن و مرد در کنار هم، دایرهوار رقص لُری و محلّی اجرا میکردند و هیچ حاضری (که تقریباً عمومشان اهل نماز و روزه بودند)، از آن مجلس، نگاه گناهآلود به ذهنش هم خطور نمیکرد.
به نظر شما آیا عروسیهای صدر اسلام با محدودیتهای انتظامیِ کنونی روبرو بود؟ آیا زنان و مردان همدیگر را نمیدیدند و صدای شادی هم را نمیشنیدند؟ و یا مجالسشان خانوادگی و در کنار یکدیگر برگزار میشد؟
دقیقاً چهل سال پیش در همین روز (۱۳۵۸/۴/۳۰) امام خمینی در دیدار با کارکنان رادیو خواهان این شد که موسیقی "به کلی"! از رادیو تلویزیون حذف شود: «اینکه میگویند که اگر چنانچه موسیقی در رادیو نباشد آنها میروند از جای دیگر میگیرند موسیقی را، بگذار بگیرند از جای دیگر، شما عجالتاً آلوده نباشید؛ آنها هم کمکم برمیگردند به اینجا. این عذر نیست که اگر موسیقی در رادیو نباشد، آنها میروند از جای دیگر موسیقی میگیرند. حالا اگر از جای دیگر موسیقی بگیرند، ما باید به آنها موسیقی بدهیم؟! ما باید خیانت بکنیم؟! این خیانت است به یک مملکتی، خیانت است به جوانهای ما. این موسیقی را حذفش کنید بکلی»
دو روز پیش از آن نیز به گلایه از رئیس رادیو تلویزیون پرداخت که چرا همچنان از موسیقی در میانبرنامهها استفاده میشود: «موسیقی خراب میکند دِماغ بچههای ما را؛ مغز بچههای ما را فاسد میکند. دائماً تو گوش یک جوان موسیقی باشد، این دیگر به کار نمیرسد؛ این دیگر نمیتواند فکر جدی بکند. اینکه ما میگوییم که اینها را از بین ببرید و مکرر من گفتهام، شاید تا حالا ده مرتبه بیشتر من به آقای قطبزاده گفتهام که آقا این را بردارید از آن، میگوید نمیشود. من نمیدانم این «نمیشود» یعنی چه؟».
امروز (۱۳۹۸/۴/۳۰) چهل سال پس از آن تاریخ نه تنها موسیقی حذف نشده و تازه در تمام شبکههای قدیمی و جدیدالولادهٔ صدا و سیما گسترش! یافته بلکه یک رادیوی مستقل به نامِ «رادیو آوا» تأسیس شده که شبانهروز کارش فقط پخش موسیقی است!!! و عموم مردم و افراد مذهبی از آن استقبال کرده و شنوندهٔ آن هستند و هیچ احساس گناهی با شنیدن موسیقیهای آن در خود احساس نمیکنند.
آیا چهل سال باید صبر کرد و سپس گزارش رسمی شدنِ جشنهای خانوادگی و در کنارِ همِ خانوادهها را نوشت؟ و یا بهتر است از داستانِ «حذف به کلیِ موسیقی» و سپس تجویزِ «رادیو آوا»!! درس گرفت و زندگی طبیعی را سدّ نکرد.
عاقبت، «نمیشودِ» صادق قطبزاده به کرسی نشست و سالهاست سیاست نظاممان شده؛ پس چرا با مقاومتِ نسلسوز، مانع شادی دستهجمعی و خانوادگی مردممان شویم؟
بیتردید تغییر سیاست فقهی امام خمینی و شاگردانش در خصوص موسیقی به معنای عقبنشینی ایشان از دستورات اسلام نیست بلکه میتوان آن را حاصلِ: مراجعهٔ مجدد به منابع دینی و استخراج نتیجهای جدید و یا قبول تفاوت ناشی از مدخلیّتِ عناصر زمانی و مکانی از دیدگاه آنان دانست
لطفاً جشنهای خانوادگی و دستهجمعیِ مردم و اقوام که هیچ گناهی (جز گرانی سرسامآور پذیرایی) در آن متصور نیست را با تعبیرِ غلطاندازِ «عروسی مختلط» به گناه نیالایید.
امیر ترکاشوند
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
عروسیهای مختلط!!!؟؟؟
در خبرها آمده که مسئولان انتظامی کشورمان، به مدیران تالارهای جشن و عروسی در خصوص بر پا شدنِ عروسیهای مختلط هشدار دادهاند.
هنگامی که عبارت «عروسیهای مختلط» به کار میرود دو تلقی از این تعبیر در اذهان شکل میگیرد: برخی که زندگی را با وسواس بر اساس حلال و حرام نگاه میکنند مراد از آن را «مجالس قاطیپاطی که در مظانّ گناه و فساد است» میدانند و برخی دیگر که به طبیعت زندگی توجه دارند مراد از آن را «مجالس جشن خانوادگی و دورهمی که شادباش آغاز زندگی زوجی جوان است» میدانند.
خانههایی که مردم در آن زندگی میکنند به علت متراژ کوچکشان گنجایش حدود ۲۰۰ نفر مهمانان عروسی را ندارد و ناچار به جای چاردیواریِ خودشان مراسم جشن عروسی را در تالارها برگزار میکنند و در نتیجه تالار حکم همان خانه را دارد که برای چند ساعت کرایه میشود تا ۶۰ ، ۷۰ خانواده مرکب از دهها زن و شوهر و فرزند، در کنار هم شبی خوش را با شربت و شیرینی و میوه و شادی سپری کنند تا آغازی خوش برای زوج جوانی باشد که این مراسم به افتخار آنها برپا گردیده است.
پرسش- در شب موصوف آیا احتمال هیچ فساد و گناهی در چنان جمع بزرگ خانوادگی حتی به ذهن مریضترین افراد هم خطور میکند؟ مگر نه این است که هر فردی در آن محفل شاد، چندین و چند تن از اعضای خانواده و محارم و نزدیکانش حضور دارند!؟ پس آیا وسواسِ گناهیابی در چنان جمعی، خود گناهی بزرگ نیست!؟
در کودکی و نوجوانی که برای عروسی بستگان به روستای پدر و مادر دعوت میشدیم، آن مجالسِ جشن تماماً از نوع «عروسیهای مختلط» بود و زن و مرد در کنار هم، دایرهوار رقص لُری و محلّی اجرا میکردند و هیچ حاضری (که تقریباً عمومشان اهل نماز و روزه بودند)، از آن مجلس، نگاه گناهآلود به ذهنش هم خطور نمیکرد.
به نظر شما آیا عروسیهای صدر اسلام با محدودیتهای انتظامیِ کنونی روبرو بود؟ آیا زنان و مردان همدیگر را نمیدیدند و صدای شادی هم را نمیشنیدند؟ و یا مجالسشان خانوادگی و در کنار یکدیگر برگزار میشد؟
دقیقاً چهل سال پیش در همین روز (۱۳۵۸/۴/۳۰) امام خمینی در دیدار با کارکنان رادیو خواهان این شد که موسیقی "به کلی"! از رادیو تلویزیون حذف شود: «اینکه میگویند که اگر چنانچه موسیقی در رادیو نباشد آنها میروند از جای دیگر میگیرند موسیقی را، بگذار بگیرند از جای دیگر، شما عجالتاً آلوده نباشید؛ آنها هم کمکم برمیگردند به اینجا. این عذر نیست که اگر موسیقی در رادیو نباشد، آنها میروند از جای دیگر موسیقی میگیرند. حالا اگر از جای دیگر موسیقی بگیرند، ما باید به آنها موسیقی بدهیم؟! ما باید خیانت بکنیم؟! این خیانت است به یک مملکتی، خیانت است به جوانهای ما. این موسیقی را حذفش کنید بکلی»
دو روز پیش از آن نیز به گلایه از رئیس رادیو تلویزیون پرداخت که چرا همچنان از موسیقی در میانبرنامهها استفاده میشود: «موسیقی خراب میکند دِماغ بچههای ما را؛ مغز بچههای ما را فاسد میکند. دائماً تو گوش یک جوان موسیقی باشد، این دیگر به کار نمیرسد؛ این دیگر نمیتواند فکر جدی بکند. اینکه ما میگوییم که اینها را از بین ببرید و مکرر من گفتهام، شاید تا حالا ده مرتبه بیشتر من به آقای قطبزاده گفتهام که آقا این را بردارید از آن، میگوید نمیشود. من نمیدانم این «نمیشود» یعنی چه؟».
امروز (۱۳۹۸/۴/۳۰) چهل سال پس از آن تاریخ نه تنها موسیقی حذف نشده و تازه در تمام شبکههای قدیمی و جدیدالولادهٔ صدا و سیما گسترش! یافته بلکه یک رادیوی مستقل به نامِ «رادیو آوا» تأسیس شده که شبانهروز کارش فقط پخش موسیقی است!!! و عموم مردم و افراد مذهبی از آن استقبال کرده و شنوندهٔ آن هستند و هیچ احساس گناهی با شنیدن موسیقیهای آن در خود احساس نمیکنند.
آیا چهل سال باید صبر کرد و سپس گزارش رسمی شدنِ جشنهای خانوادگی و در کنارِ همِ خانوادهها را نوشت؟ و یا بهتر است از داستانِ «حذف به کلیِ موسیقی» و سپس تجویزِ «رادیو آوا»!! درس گرفت و زندگی طبیعی را سدّ نکرد.
عاقبت، «نمیشودِ» صادق قطبزاده به کرسی نشست و سالهاست سیاست نظاممان شده؛ پس چرا با مقاومتِ نسلسوز، مانع شادی دستهجمعی و خانوادگی مردممان شویم؟
بیتردید تغییر سیاست فقهی امام خمینی و شاگردانش در خصوص موسیقی به معنای عقبنشینی ایشان از دستورات اسلام نیست بلکه میتوان آن را حاصلِ: مراجعهٔ مجدد به منابع دینی و استخراج نتیجهای جدید و یا قبول تفاوت ناشی از مدخلیّتِ عناصر زمانی و مکانی از دیدگاه آنان دانست
لطفاً جشنهای خانوادگی و دستهجمعیِ مردم و اقوام که هیچ گناهی (جز گرانی سرسامآور پذیرایی) در آن متصور نیست را با تعبیرِ غلطاندازِ «عروسی مختلط» به گناه نیالایید.
امیر ترکاشوند
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ما در ایران اصلا چیزی به اسم دولت نداریم -
صحبتهای جنجالی و افشاگرانه استاد برجسته دانشگاه الزهرا درباره پشت پرده بسیاری از تصمیمات دولت و مجلس که زندگی را برای مردم دشوار کرده اند! دولت دهم ۶۰ میلیارد دلار بدهی داشت که با یک سوم کردن ریال و سه برابر شدن دلار بدهی هایش به ۲۰ میلیارد دلار کاهش پیدا کرد! فاجعه در کشور رخ داده و تاکنون بی سابقه بوده است! در بالا شهر تهران ماشین لاکچری به قیمت ۳۲ میلیارد تومان معامله می کنند و در پایین شهر همان شهر کودک ۲ ساله را را به خاطر فقر ۱ میلیون تومان می فروشند! در بریتانیای استعمارگر بانک ها وام مسکن را با کمترین بهره به صورت کامل می دهند، اما در ایران ۵ درصد قیمت خانه هم وام به جوانان نمی دهند که آن هم با بهره های نجومی به نفع خودشان است! امروز با این وضعیت خانه گیر کسی نمی آید!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
صحبتهای جنجالی و افشاگرانه استاد برجسته دانشگاه الزهرا درباره پشت پرده بسیاری از تصمیمات دولت و مجلس که زندگی را برای مردم دشوار کرده اند! دولت دهم ۶۰ میلیارد دلار بدهی داشت که با یک سوم کردن ریال و سه برابر شدن دلار بدهی هایش به ۲۰ میلیارد دلار کاهش پیدا کرد! فاجعه در کشور رخ داده و تاکنون بی سابقه بوده است! در بالا شهر تهران ماشین لاکچری به قیمت ۳۲ میلیارد تومان معامله می کنند و در پایین شهر همان شهر کودک ۲ ساله را را به خاطر فقر ۱ میلیون تومان می فروشند! در بریتانیای استعمارگر بانک ها وام مسکن را با کمترین بهره به صورت کامل می دهند، اما در ایران ۵ درصد قیمت خانه هم وام به جوانان نمی دهند که آن هم با بهره های نجومی به نفع خودشان است! امروز با این وضعیت خانه گیر کسی نمی آید!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
از دختران گرگ تا رقصنده های جامائیکا
✍️ احسان محمدی
🌎 ما فرزندان جغرافیا هستیم. محصول اتفاق. گاهی فکر می کنم وقتی یک کودک در سوئیس سراغ یخچال می رود تا شکلات صبحانه اش را بردارد، کودک
ی در یک قبیله آفریقایی با این ترس بیدار می شود که نکند امروز با تبر مردان قبیله دیگر که به دین و آیین آنها نیستند کُشته شود!
🇸🇦 اگر در عربستان به دنیا می آمدیم احتمالاَ اسممان عبدالعزیز می شد، جوراب نمی پوشیدیم، بنز سوار می شدیم و از ایرانی ها بدمان می آمد!
🇯🇲 اگر در جامائیکا بودیم مسیحی می شدیم، غذاهای تند می خوردیم، می رقصیدیم و اگر کسی می گفت میای بریم شمال جوج بزنیم! نمی فهمیدیم چه می گوید!
🇩🇰 اگر در دانمارک به دنیا می آمدیم اسطوره هایمان وایکینگ ها بودند، پیرو کلیسای پروتستان می شدیم، احتمالاً به ازدواج همجنسگرایان رای می دادیم وبه جای شجریان از یورن_اینگمن لذت می بردیم.
وقتی همه چیز می تواند در عین سادگی، این همه پیچیده و خارج از کنترل ما باشد، یقه دریدن و خود را حق مطلق فرض کردن روی کره زمین چقدر عقلانی است؟
🐺 در سال1920یعنی کمتر از صد سال پیش در میرناپور هند، روستاییان دو دختر هشت و یک و نیم ساله را پیدا کردند که با گله ای از گرگ ها زندگی می کردند. هوا را بو می کشیدند، آنقدر چهار دست و پا راه رفته بودند که تاندون ها و مفصل هایشان کوتاه شده بودو نمی توانستند قامتشان را راست کنند.
🐺 عاشق خوردن گوشت خام مخصوصا" لاشه بودند (آنها را دیده بودند که به شکل تهاجمی کرکس های بزرگ را دنبال می کردند و از اطراف لاشه حیوانات می تاراندند تا خودشان آن گوشت فاسد را بخورند).
🐺 اسم شان را آمالا و کامالا گذاشتند. آنها را به پرورشگاه انتقال دادند. دخترها فقط با دهان (بی استفاده از دست) غذا می خوردند. مثل سگ ها آب را با لیس زدن می خوردند. وقتی هوا گرم بود، زبانشان را بیرون می آوردند و له له می زدند. وقتی می ترسیدند یا احساس تهدید می کردند، غرش می کردند و دندان نشان می دادند.
به هنگام خواب به یكدیگر میپیچیدند و خرناس میكشیدند. از شب و تاریکی خوششان می آمد، رو به ماه زوزه می کشیدند و ...
🐺 کمی بعد آمالا مریض شد و مرد. کامالا ولی پس از چند سال سرانجام یاد گرفت با کمک دست بخورد و در روشنایی روز احساس راحتی کند. چند کلمه هم یاد گفت. اما او هم در هفده سالگی، مریض شد و مرد.
🌏گاهی فکر می کنم اگر در کنار گرگ ها بزرگ می شدم، الان این گوشی موبایل را با دستم گرفته بودم یا دندانم؟ موسیقی مورد علاقه ام زوزه بود یا چهچه زدن های قمرالملوک وزیری؟! اگر در آمازون زندگی می کردم نگران مارهای پیتون بودم یا سقوط یک پلاسکوی دیگر؟
می گفتم ایران ای مرز پرگهر یا نپال ای نامت سرچشمه هنر؟! اگر در کره_شمالی بودم قلبم را با حرف های کیم_جونگ_اون کوک می کردم یا در واتیکان وقتی پاپ حرف می زد به آن کار دیگر که کشیشان چون به خلوت می روند می کنند فکر می کردم...
⛔️ نمایندگان خودخوانده پروردگار روی زمین! هرکجا که هستید! از پورتوریکو تا سریلانکا، از گینه بیسائو تا فنلاند! تشنگان و شیفتگان صاحبان قدرت؛ شاهان، امپراطوران، خلیفه ها و پریزیدنت ها! دست از این مطلق بودن بردارید! دست از این خود را یگانه بودن و بت پرستی مدرن بردارید ... زندگی تا این اندازه می تواند روی هوا باشد.
حال شما چطور است فرزندان جغرافیا..
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
از دختران گرگ تا رقصنده های جامائیکا
✍️ احسان محمدی
🌎 ما فرزندان جغرافیا هستیم. محصول اتفاق. گاهی فکر می کنم وقتی یک کودک در سوئیس سراغ یخچال می رود تا شکلات صبحانه اش را بردارد، کودک
ی در یک قبیله آفریقایی با این ترس بیدار می شود که نکند امروز با تبر مردان قبیله دیگر که به دین و آیین آنها نیستند کُشته شود!
🇸🇦 اگر در عربستان به دنیا می آمدیم احتمالاَ اسممان عبدالعزیز می شد، جوراب نمی پوشیدیم، بنز سوار می شدیم و از ایرانی ها بدمان می آمد!
🇯🇲 اگر در جامائیکا بودیم مسیحی می شدیم، غذاهای تند می خوردیم، می رقصیدیم و اگر کسی می گفت میای بریم شمال جوج بزنیم! نمی فهمیدیم چه می گوید!
🇩🇰 اگر در دانمارک به دنیا می آمدیم اسطوره هایمان وایکینگ ها بودند، پیرو کلیسای پروتستان می شدیم، احتمالاً به ازدواج همجنسگرایان رای می دادیم وبه جای شجریان از یورن_اینگمن لذت می بردیم.
وقتی همه چیز می تواند در عین سادگی، این همه پیچیده و خارج از کنترل ما باشد، یقه دریدن و خود را حق مطلق فرض کردن روی کره زمین چقدر عقلانی است؟
🐺 در سال1920یعنی کمتر از صد سال پیش در میرناپور هند، روستاییان دو دختر هشت و یک و نیم ساله را پیدا کردند که با گله ای از گرگ ها زندگی می کردند. هوا را بو می کشیدند، آنقدر چهار دست و پا راه رفته بودند که تاندون ها و مفصل هایشان کوتاه شده بودو نمی توانستند قامتشان را راست کنند.
🐺 عاشق خوردن گوشت خام مخصوصا" لاشه بودند (آنها را دیده بودند که به شکل تهاجمی کرکس های بزرگ را دنبال می کردند و از اطراف لاشه حیوانات می تاراندند تا خودشان آن گوشت فاسد را بخورند).
🐺 اسم شان را آمالا و کامالا گذاشتند. آنها را به پرورشگاه انتقال دادند. دخترها فقط با دهان (بی استفاده از دست) غذا می خوردند. مثل سگ ها آب را با لیس زدن می خوردند. وقتی هوا گرم بود، زبانشان را بیرون می آوردند و له له می زدند. وقتی می ترسیدند یا احساس تهدید می کردند، غرش می کردند و دندان نشان می دادند.
به هنگام خواب به یكدیگر میپیچیدند و خرناس میكشیدند. از شب و تاریکی خوششان می آمد، رو به ماه زوزه می کشیدند و ...
🐺 کمی بعد آمالا مریض شد و مرد. کامالا ولی پس از چند سال سرانجام یاد گرفت با کمک دست بخورد و در روشنایی روز احساس راحتی کند. چند کلمه هم یاد گفت. اما او هم در هفده سالگی، مریض شد و مرد.
🌏گاهی فکر می کنم اگر در کنار گرگ ها بزرگ می شدم، الان این گوشی موبایل را با دستم گرفته بودم یا دندانم؟ موسیقی مورد علاقه ام زوزه بود یا چهچه زدن های قمرالملوک وزیری؟! اگر در آمازون زندگی می کردم نگران مارهای پیتون بودم یا سقوط یک پلاسکوی دیگر؟
می گفتم ایران ای مرز پرگهر یا نپال ای نامت سرچشمه هنر؟! اگر در کره_شمالی بودم قلبم را با حرف های کیم_جونگ_اون کوک می کردم یا در واتیکان وقتی پاپ حرف می زد به آن کار دیگر که کشیشان چون به خلوت می روند می کنند فکر می کردم...
⛔️ نمایندگان خودخوانده پروردگار روی زمین! هرکجا که هستید! از پورتوریکو تا سریلانکا، از گینه بیسائو تا فنلاند! تشنگان و شیفتگان صاحبان قدرت؛ شاهان، امپراطوران، خلیفه ها و پریزیدنت ها! دست از این مطلق بودن بردارید! دست از این خود را یگانه بودن و بت پرستی مدرن بردارید ... زندگی تا این اندازه می تواند روی هوا باشد.
حال شما چطور است فرزندان جغرافیا..
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️