پرواز فکر و اندیشه
1.18K subscribers
4.2K photos
2.09K videos
84 files
981 links
‏جاویدشاه فقط یه شعار نیست…

عهد ما با ایران و هزاران سال پادشاهی‌ست…
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سوسن تسلیمی تنها بازیگر زن مطرحی بود که پس از انقلاب بدون حجاب ایفای نقش کرد. او بخاطر محدودیت در ایفای نقش در سال ۶۶ ایران را ترک کرد. اولین بازیگر غیر اروپایی بود که در سوئد بعنوان نقش اول روی صحنه رفت و بهترین بازیگر سال از سوی آکادمی سوئد در سال ۱۹۹۹ شد.

ایفای نقش او را در فیلم مرگ یزدگرد (۱۳۵۸) از بهرام بیضایی میبینید.


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
‍ زیباترین وصیت نامه جهان از گابریل گارسیا مارکز ، خطاب به کل انسانها

همراه با تصاویری ناگهانی از فوت انسانهایی که هرگز فکر نمی کردند اینگونه بمیرند !
دیدن این تصاویر و شنیدن این صحبتها بی شک شما را شوکه می کند ! انتخاب سختی است دیدن این کلیپ ولی بسیار تاثیر گذار است.


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


بدحجاب‌های ایران را باید بگذارید روی سر و حلوا و حلوایشان کنید !

چند بار شده که از مردم به خصوص از زن‌ها بابت رعایت حجاب تشکر کنید؟ توی این گرما، زنان و دختران، حتی آن‌ها که مسلمان نیستند، حتی آن‌ها که به هر دلیلی اعتقاد سفت و سخت به حجاب ندارند، محض احترام به قانون، محض پرهیز از تنش و درگیری روسری سر می‌کنند، مانتو می‌پوشند، یک جا‌هایی چادر دربرمی‌گیرند.

اما حتی یک بار نشده که علما، ائمه جمعه، مسوولان مملکتی در برابر این‌ها تواضع کنند، لطفشان را قدر بدانند و برای سلامتی و سعادتشان دعا کنند.

هر کس فکر می‌کند زنان و دختران ایرانی دور از جان‌شان «ولنگار» یا ««عوضی» هستند بی‌شک یا توقعش زیادی بالاست یا از دنیا زیادی بی‌خبر است. به همین لبنان که دوستش دارید و به سوریه که متحدمان است سر بزنید، به ترکیه ی مسلمان مسافرت کنید تا ببینید در ایران با چه دختران و زنان نجیب و بزرگواری طرفید.

با حجاب‌ها که هیچ حتی شل‌حجاب‌ها و بدحجاب‌ها را هم در مقایسه با وضعیت نرمال در هند و ترکیه و همین شیخ‌نشین‌های امارات باید بگذارید روی سر و حلوا و حلوایشان کنید و قدرشان را بدانید.

اولا اینها تمام و کمال حاصل دسترنج 40 سال فعالیت فرهنگی خودتان هستند. بی‌احترامی به اینها یعنی بی‌احترامی به تمام تلاش 40 ساله‌تان. این متانت و بزرگواری دختران ایرانی را انبیا بیشتر قدر می‌دانند تا شما. نوح نهصد سال تبلیغ کرد حتی زن و پسرش به او نگرویدند. اما در انقلاب اسلامی ایران قاطبه مردم با جان و دل پذیرای عدالت و حقیقت شدند، محض ادب رعایت شرع را نیز داوطلبانه پذیرفتند. توقع بیش از حد که نباید داشت.

ندیده‌اید ضد انقلاب چه تلاش گسترده‌ای می‌کند برای غائله درست کردن سر حجاب تا مردم را به جان هم بیندازد و دولت را در این میان ضایع کند؟

توپخانه‌های رسانه‌ای‌شان را نشانه رفته‌اند سمت دخترهای ایرانی که به آنها القا کنند که حجاب زور است و باید جلوی زور ایستاد و... به جای اینکه تلاش کنید، نقشه شوم وزارت خارجه امریکا را خنثی کنید، آب به آسیاب‌شان می‌ریزید و دختران را به نام زشت می‌خوانید؟ از ادبیات نامناسب تبلیغ دین و از منزجر کردن مردم از تبلیغات و ادبیات دینی و از موضع بالا سخن گفتن با عیال‌الله و...

آن حرف‌ها را می‌گذارم برای وقت دیگر. اما حالا که بحثش پیش آمده باید بگویم که کسی در این موقعیت حساس تاریخی حق ندارد به مردم توهین کند. حتی به بی‌حجاب‌ها هم نباید توهین کرد. این مردم پای این انقلاب ایستاده‌اند، شهید داده‌اند، هزینه داده‌اند، حتی اینها که به ظاهر با نمونه‌های ایده‌آل شما فرق دارند، سرجمع بزرگوارند و شایسته تکریم. به چشم شما بی‌حجاب‌ها می‌آیند اما در عالم واقع اینها جزو مردم عزیز ایرانند که وطن‌شان را دوست دارند و با وجود بی‌اعتقادی‌شان به حجاب، دعوت وزارت خارجه امریکا و شبکه فلان را لبیک نگفته‌اند و بی‌حجابی و شل حجابی‌شان را به نماد سیاسی تبدیل نکرده‌اند.

سیدعلی میرفتاح سردبیر روزنامه اعتماد


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ای بلبل شوریده

دیوانه توئی یا ما ....


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


مبارزه با حجاب اجباری یا بازی با آبنبات چوبی!

انتخاب نوع پوشش بانوان، دوچرخه سواری بانوان، حضور بانوان در میادین ورزشی، برگزاری کنسرت و امثال اینها گرچه الفبای حقوق شهروندی هم محسوب نمی‌شوند ولی آنقدر برای مردم ایران بویژه بانوان محترم مهم و عقده شده‌اند که مهمترین حقوق شهروندی خود که در قانون اساسی آمده را به کلی فراموش کرده‌اند. خواسته‌های فوق گرچه به حق هستند ولی در مقابل حقوق شهروندی مندرج در قانون اساسی که به یکایک ایرانیان تعلق دارد و تاکنون نادیده انگاشته شده‌ یا حتی نقض شده‌اند در حد آبنبات چوبی هم نیستند.

برخی از حقوق شهروندان ایرانی که در قانون اساسی بیان شده به اختصار بیان می‌شود:

حق تعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی (اصل 3 و 56)،

اعلام نظر و تصمیم‌گیری در مورد مسایل مهم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی از راه همه‌پرسی (اصل 59)،

آموزش و پرورش رایگان برای همه تا پایان دوره متوسطه (اصل 30)،

ایجاد رفاه و رفع فقر و برطرف ساختن هر نوع محرومیت در زمینه‌های تغذیه و مسکن و کار و بهداشت و تعمیم بیمه (اصل 3)

تأمین نیازهای اساسی: مسکن، خوراک، پوشاک، بهداشت، درمان، آموزش و پرورش و امکانات لازم برای تشکیل خانواده برای همه (اصل 43)،

آزادی نشریات و مطبوعات (اصل 24)،

تشکیل احزاب، جمعیت‌ها، انجمن‌های سیاسی و صنفی (اصل 26)،

آزادی بیان و نشر افکار در صدا و سیما!!! (اصل 175)،

برگزاری اجتماعات و راه‌پیمایی‌ (اصل 27)،

تفهیم اتهام ظرف 24 ساعت در صورت بازداشت (اصل 32)،

اینها فقط بخش کوچکی از حقوق شهروندی است که در قانون اساسی بیان شده ولی با گذشت چهل سال از تصویب این قانون هنوز مردم از حقوق قانونی خود محرومند! باید پرسید چرا با گذشت این همه سال و با وجود این همه ثروت و امکانات خدادادی شهروندان ایرانی از حقوق اساسی خویش محرومند؟!

مسئله حجاب و موسیقی فقط یک بازی موش و گربه بازی است که حاکمیت راه انداخته تا مردم را با آن سرگرم کند. بانوان تصور می‌کنند با برداشتن روسری یا حضور در میادین ورزشی با قیافه بدلی مردانه با ظلم مبارزه می‌کنند. در حالی که این دقیقاً بازی در همان نقشی است که حاکمیت سناریوی آن را طراحی کرده تا مردم را با آن سرگرم کند و فراموش کنند که از چه حقوق اساسی سالهاست که محرومند!

حتماً حکایت "آروغ زدن ممنوع" را شنیده‌اید. خلاصه داستان این است که پادشاهی قانونی وضع کرد که به موجب آن اعلام شد: (1) پادشاه مالک جان و مال مردم است؛ (2) دستوراتش لازم‌الاتباع است؛ و (3) مالیات هم سه برابر می‌شود. وزیر زیرک "آروغ زدن ممنوع" را هم به عنوان بند چهارم به آنها افزود. پادشاه پرسید این دیگر چیست؟ وزیر پاسخ داد بعداً خاصیت آن را خواهید فهمید! بعد از ابلاغ قانون، مردم به شدت ناراضی شدند و برای اعلام نارضایتی خود و تمرد از این قانون ظالمانه، تخطی از بند چهارم را سهل‌الحصول‌تر از بقیه تشخیص دادند. لذا در هر فرصتی در اماکن عمومی آروغ می‌زدند و تا مأمورین سرمی‌رسیدند فرار می‌کردند. حتی میتینگ تشکیل می‌دادند تا در آنجا به نشانه اعتراض دست جمعی آروغ بزنند. مأمورین هم این میتینگ‌ها را برهم می‌زدند. مبارزه مردم با پادشاه سالیان سال ادامه داشت. روزی وزیر به پادشاه گفت فهمیدید خاصیت آن بندی که افزودم چه بود؟! تا روزی که مردم برای رفع ممنوعیت آروغ مبارزه می‌کنند دنبال سایر حقوق مهمتر و اساسی‌تر خویش نخواهند نرفت!!!

در دی ماه 96 دامنه اعتراضات مردمی به قدری گسترده شد که موجودیت جمهوری اسلامی مورد تهدید قرار گرفت. بلافاصله مسئولین نظام به تکاپو افتادند و با مردم همصدا شدند و فریاد زدند که این حقِ مردم است که از گرانی و اوضاع بدِ اقتصادی ناراضی باشند. در واقع این یک ترفند بود تا خود را همدرد مردم جا بزدند تا خشم عمومی فروکش کند. اما همین که آب از آسیب افتاد دوباره مردم فراموش شدند!

این خاصیت تمام حکومت‌هایی است که فقط به بقای خویش می‌اندیشند و مردم را به چشم وسیله‌ای می‌نگرند تا با آن ویترین جمهوری را تزیین کنند و ژست دموکراسی بگیرند فقط همین! در حالی که همه می‌دانند سرنوشتی که امروز مردم به آنها دچار شده‌اند نه حاصل عملکرد دولتها بلکه حاصل سیاست‌های کلان نظام است که تمام زندگی و معیشت مردم را تحت‌الشعاع خود قرار داده است.

مردم باید هوشیار باشند و وارد بازی "تفرقه بنداز و حکومت کن" نشوند. حکومت می‌خواهد به بهانه امر به معروف و نهی از منکر، عده‌ای را بخاطر حجاب به جان عده‌ای دیگر بیاندازد؛ و مردم را مشغول هم کند. در حالی که هم موافقین و مخالفین حجاب اجباری تا خرخره در ظلم فرو رفته‌اند و حقوق اساسی‌شان را فراموش کرده‌اند. این بهترین گزینه برای حاکمیت و بدترین گزینه برای تحقق حقوق شهروندی است.

دکتر جلال پورالعجل ـ 24 تیر 1398


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خیلی از ایرانیان با این دو چهره و آهنگ هایشان خاطرات زیادی دارند و عاشقی ها کرده اند! استاد هوشمند عقیلی و فائزه در این سن پیری به یاد جوانی یکی از زیباترین و ماندگارترین آهنگ هایشان را بازخوانی کردند و جمعیت را غرق در خاطره بازی و عشق کردند! بردی از یادم را این بار با هم بشنویم!


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
41_انسان_خردمند-AVAYeBUF-Wordpress-Com
@AVAYeBUF
انسان خردمند
قسمت چهل و یک

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
42_انسان_خردمند-AVAYeBUF-Wordpress-Com
@AVAYeBUF
انسان خردمند
قسمت چهل و دو

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


عروسی‌های مختلط!!!؟؟؟

در خبرها آمده که مسئولان انتظامی کشورمان، به مدیران تالارهای جشن و عروسی در خصوص بر پا شدنِ عروسی‌های مختلط هشدار داده‌اند.

هنگامی که عبارت «عروسی‌های مختلط» به کار می‌رود دو تلقی از این تعبیر در اذهان شکل می‌گیرد: برخی که زندگی را با وسواس بر اساس حلال و حرام نگاه می‌کنند مراد از آن را «مجالس قاطی‌پاطی که در مظانّ گناه و فساد است» می‌دانند و برخی دیگر که به طبیعت زندگی توجه دارند مراد از آن را «مجالس جشن خانوادگی و دورهمی که شادباش آغاز زندگی زوجی جوان است» می‌دانند.

خانه‌هایی که مردم در آن زندگی می‌کنند به علت متراژ کوچک‌شان گنجایش حدود ۲۰۰ نفر مهمانان عروسی را ندارد و ناچار به جای چاردیواریِ خودشان مراسم جشن عروسی را در تالارها برگزار می‌کنند و در نتیجه تالار حکم همان خانه را دارد که برای چند ساعت کرایه می‌شود تا ۶۰ ، ۷۰ خانواده مرکب از ده‌ها زن و شوهر و فرزند، در کنار هم شبی خوش را با شربت و شیرینی و میوه و شادی سپری کنند تا آغازی خوش برای زوج جوانی باشد که این مراسم به افتخار آن‌ها برپا گردیده است.

پرسش- در شب موصوف آیا احتمال هیچ فساد و گناهی در چنان جمع بزرگ خانوادگی حتی به ذهن مریض‌ترین افراد هم خطور می‌کند؟ مگر نه این است که هر فردی در آن محفل شاد، چندین و چند تن از اعضای خانواده و محارم و نزدیکانش حضور دارند!؟ پس آیا وسواسِ گناه‌یابی در چنان جمعی، خود گناهی بزرگ نیست!؟

در کودکی و نوجوانی که برای عروسی بستگان به روستای پدر و مادر دعوت می‌شدیم، آن مجالسِ جشن تماماً از نوع «عروسی‌های مختلط» بود و زن و مرد در کنار هم، دایره‌وار رقص لُری و محلّی اجرا می‌کردند و هیچ حاضری (که تقریباً عموم‌شان اهل نماز و روزه بودند)، از آن مجلس، نگاه گناه‌آلود به ذهنش هم خطور نمی‌کرد.

به نظر شما آیا عروسی‌های صدر اسلام با محدودیت‌های انتظامیِ کنونی روبرو بود؟ آیا زنان و مردان همدیگر را نمی‌دیدند و صدای شادی هم را نمی‌شنیدند؟ و یا مجالس‌شان خانوادگی و در کنار یکدیگر برگزار می‌شد؟

دقیقاً چهل سال پیش در همین روز (۱۳۵۸/۴/۳۰) امام خمینی در دیدار با کارکنان رادیو خواهان این شد که موسیقی "به کلی"! از رادیو تلویزیون حذف شود: «این‌که می‏گویند که اگر چنانچه موسیقی در رادیو نباشد آنها می‏روند از جای دیگر می‏گیرند موسیقی را، بگذار بگیرند از جای دیگر، شما عجالتاً آلوده نباشید؛ آنها هم کم‌کم برمی‏گردند به اینجا. این عذر نیست که اگر موسیقی در رادیو نباشد، آنها می‏روند از جای دیگر موسیقی می‏گیرند. حالا اگر از جای دیگر موسیقی بگیرند، ما باید به آنها موسیقی بدهیم؟! ما باید خیانت بکنیم؟! این خیانت است به یک مملکتی، خیانت است به جوان‌های ما. این موسیقی را حذفش کنید بکلی»

دو روز پیش از آن نیز به گلایه از رئیس رادیو تلویزیون پرداخت که چرا همچنان از موسیقی در میان‌برنامه‌ها استفاده می‌شود: «موسیقی خراب می‏کند دِماغ بچه‌های ما را؛ مغز بچه‌های ما را فاسد می‏کند. دائماً تو گوش یک جوان موسیقی باشد، این دیگر به کار نمی‏رسد؛ این دیگر نمی‏تواند فکر جدی بکند. اینکه ما می‏گوییم که اینها را از بین ببرید و مکرر من گفته‌ام، شاید تا حالا ده مرتبه بیشتر من به آقای قطب‌زاده گفته‌ام که آقا این را بردارید از آن، می‏گوید نمی‏شود. من نمی‏دانم این «نمی‏شود» یعنی چه؟».

امروز (۱۳۹۸/۴/۳۰) چهل سال پس از آن تاریخ نه تنها موسیقی حذف نشده و تازه در تمام شبکه‌های قدیمی و جدید‌الولادهٔ صدا و سیما گسترش! یافته بلکه یک رادیوی مستقل به نامِ «رادیو آوا» تأسیس شده که شبانه‌روز کارش فقط پخش موسیقی است!!! و عموم مردم و افراد مذهبی از آن استقبال کرده و شنوندهٔ آن هستند و هیچ احساس گناهی با شنیدن موسیقی‌های آن در خود احساس نمی‌کنند.

آیا چهل سال باید صبر کرد و سپس گزارش رسمی شدنِ جشن‌های خانوادگی و در کنارِ همِ خانواده‌ها را نوشت؟ و یا بهتر است از داستانِ «حذف به کلیِ موسیقی» و سپس تجویزِ «رادیو آوا»!! درس گرفت و زندگی طبیعی را سدّ نکرد.

عاقبت، «نمی‌شودِ» صادق قطب‌زاده به کرسی نشست و سال‌هاست سیاست نظام‌مان شده؛ پس چرا با مقاومتِ نسل‌سوز، مانع شادی دسته‌جمعی و خانوادگی مردم‌مان شویم؟

بی‌تردید تغییر سیاست فقهی امام خمینی و شاگردانش در خصوص موسیقی به معنای عقب‌نشینی ایشان از دستورات اسلام نیست بلکه می‌توان آن را حاصلِ: مراجعهٔ مجدد به منابع دینی و استخراج نتیجه‌ای جدید و یا قبول تفاوت ناشی از مدخلیّتِ عناصر زمانی و مکانی از دیدگاه آنان دانست

لطفاً جشن‌های خانوادگی و دسته‌جمعیِ مردم و اقوام که هیچ گناهی (جز گرانی سرسام‌آور پذیرایی) در آن متصور نیست را با تعبیرِ غلط‌اندازِ «عروسی مختلط» به گناه نیالایید.

امیر ترکاشوند


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ما در ایران اصلا چیزی به اسم دولت نداریم -
صحبتهای جنجالی و افشاگرانه استاد برجسته دانشگاه الزهرا درباره پشت پرده بسیاری از تصمیمات دولت و مجلس که زندگی را برای مردم دشوار کرده اند! دولت دهم ۶۰ میلیارد دلار بدهی داشت که با یک سوم کردن ریال و سه برابر شدن دلار بدهی هایش به ۲۰ میلیارد دلار کاهش پیدا کرد! فاجعه در کشور رخ داده و تاکنون بی سابقه بوده است! در بالا شهر تهران ماشین لاکچری به قیمت ۳۲ میلیارد تومان معامله می کنند و در پایین شهر همان شهر کودک ۲ ساله را را به خاطر فقر ۱ میلیون تومان می فروشند! در بریتانیای استعمارگر بانک ها وام مسکن را با کمترین بهره به صورت کامل می دهند، اما در ایران ۵ درصد قیمت خانه هم وام به جوانان نمی دهند که آن هم با بهره های نجومی به نفع خودشان است! امروز با این وضعیت خانه گیر کسی نمی آید!

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


از دختران گرگ تا رقصنده های جامائیکا

✍️ احسان محمدی

🌎 ما فرزندان جغرافیا هستیم. محصول اتفاق. گاهی فکر می کنم وقتی یک کودک در سوئیس سراغ یخچال می رود تا شکلات صبحانه اش را بردارد، کودک
ی در یک قبیله آفریقایی با این ترس بیدار می شود که نکند امروز با تبر مردان قبیله دیگر که به دین و آیین آنها نیستند کُشته شود!

‏🇸🇦 اگر در عربستان به دنیا می آمدیم احتمالاَ اسممان عبدالعزیز می شد، جوراب نمی پوشیدیم، بنز سوار می شدیم و از ایرانی ها بدمان می آمد!

‏🇯🇲 اگر در جامائیکا بودیم مسیحی می شدیم، غذاهای تند می خوردیم، می رقصیدیم و اگر کسی می گفت میای بریم شمال جوج بزنیم! نمی فهمیدیم چه می گوید!

‏🇩🇰 اگر در دانمارک به دنیا می آمدیم اسطوره هایمان وایکینگ ها بودند، پیرو کلیسای پروتستان می شدیم، احتمالاً به ازدواج همجنسگرایان رای می دادیم وبه جای شجریان از یورن_اینگمن لذت می بردیم.

وقتی همه چیز می تواند در عین سادگی، این همه پیچیده و خارج از کنترل ما باشد، یقه دریدن و خود را حق مطلق فرض کردن روی کره زمین چقدر عقلانی است؟

🐺 در سال1920یعنی کمتر از صد سال پیش در میرناپور هند، روستاییان دو دختر هشت و یک و نیم ساله را پیدا کردند که با گله ای از گرگ ها زندگی می کردند. هوا را بو می کشیدند، آنقدر چهار دست و پا راه رفته بودند که تاندون ها و مفصل هایشان کوتاه شده بودو نمی توانستند قامتشان را راست کنند.

🐺 عاشق خوردن گوشت خام مخصوصا" لاشه بودند (آنها را دیده بودند که به شکل تهاجمی کرکس های بزرگ را دنبال می کردند و از اطراف لاشه حیوانات می تاراندند تا خودشان آن گوشت فاسد را بخورند).

🐺 اسم شان را آمالا و کامالا گذاشتند. آنها را به پرورشگاه انتقال دادند. دخترها فقط با دهان (بی استفاده از دست) غذا می خوردند. مثل سگ ها آب را با لیس زدن می خوردند. وقتی هوا گرم بود، زبانشان را بیرون می آوردند و له له می زدند. وقتی می ترسیدند یا احساس تهدید می کردند، غرش می کردند و دندان نشان می دادند.

به هنگام خواب به یكدیگر می‌‌پیچیدند و خرناس می‌‌كشیدند. از شب و تاریکی خوششان می آمد، رو به ماه زوزه می کشیدند و ...

🐺 کمی بعد آمالا مریض شد و مرد. کامالا ولی پس از چند سال سرانجام یاد گرفت با کمک دست بخورد و در روشنایی روز احساس راحتی کند. چند کلمه هم یاد گفت. اما او هم در هفده سالگی، مریض شد و مرد.

🌏گاهی فکر می کنم اگر در کنار گرگ ها بزرگ می شدم، الان این گوشی موبایل را با دستم گرفته بودم یا دندانم؟ موسیقی مورد علاقه ام زوزه بود یا چهچه زدن های قمرالملوک وزیری؟! اگر در آمازون زندگی می کردم نگران مارهای پیتون بودم یا سقوط یک پلاسکوی دیگر؟

می گفتم ایران ای مرز پرگهر یا نپال ای نامت سرچشمه هنر؟! اگر در کره_شمالی بودم قلبم را با حرف های کیم_جونگ_اون کوک می کردم یا در واتیکان وقتی پاپ حرف می زد به آن کار دیگر که کشیشان چون به خلوت می روند می کنند فکر می کردم...

⛔️ نمایندگان خودخوانده پروردگار روی زمین! هرکجا که هستید! از پورتوریکو تا سریلانکا، از گینه بیسائو تا فنلاند! تشنگان و شیفتگان صاحبان قدرت؛ شاهان، امپراطوران، خلیفه ها و پریزیدنت ها! دست از این مطلق بودن بردارید! دست از این خود را یگانه بودن و بت پرستی مدرن بردارید ... زندگی تا این اندازه می تواند روی هوا باشد.

حال شما چطور است فرزندان جغرافیا..


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروز به بهانه سالگرد در گذشت شاملو که کمترین اعجازش چینش واژگان و رقص آنان در قالب چامه بود و ارادت ویژه او به لئوناردو آلیشان برآن شدم تا با گذاردن چامه ای بی مانند از او در ستایش آلیشان، به معرفی این نویسنده و چامه سرای بی مانند و کمتر شناخته شده ای نیز بپردازم.


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
لئوناردو آلیشان در سال ۱۹۵۱ در تهران دیده به جهان گشود. در ۲۲ سالگی پس دریافت مدرک کارشناسی از دانشگاه ملّی راهی آمریکا شد و در دانشگاه تکزاس درس خواند. وی سالها به عنوان استاد دانشگاه سالت لیک سیتی در ایالت یوتا به آموزش ادبیات تطبیقی و فارسی می پرداخت و در کلاسهایش به نقد و بررسی چامه های شاملو، فروغ و دیگر چامه سرایان معاصر ایران می پرداخت.
نسل‌کشی ارامنه به شیوه خودش از دغدغه‌هایش بود و پژوهش‌های گسترده ای پیرامون "ساسونتسی داویت"، قهرمان حماسی ارامنه دارد.
او در نوشته‌ها و برخی آثارش از سوختن خود در میان شعله‌های آتش سخن گفته است و شگفت این که به همین سان نیز آپارتمان کوچکس طعمه آتش و در میان شعله آتش از دیده از جهان فروبست.
وی از آن دست نویسندگانی است که آثارش کم‌شمار، امّا بسیار برجسته است. از آن نویسندگانی که دشوار در طبقه‌بندی‌ها می‌گنجد و با این که دست کم از سه زبان و فرهنگ تغذیه کرده است، انگار به هیچ یک از آن‌ها تعلقی ندارد.
وی به زبان انگلیسی می نوشت اما دغدغه‌ها یش به قدری شرقی و شخص است که کسی او را جزو شاعران آمریکایی نمی‌داند. پیرامون گذشته ایرانی- ارمنی خود و خانواده‌اش می‌نویسد، اما نه فارسی زبان او را میشناسند و نه در میان ارامنه به عنوان یک نویسنده جایگاه درستی دارد. استعاره های نو و شیوه نگارش او و بهره گیری از زبان به عنوان ابزاری برای ارتباط و دغدغه هایش در حفظ زمان مادری و تعلق وی به چند زبان و فرهنگ، به جای آنکه منتهی به شناخت او در جهان شود، سبب شده در هیچ جامعه‌ای او را دست کم جزو فرهنگ رسمی خود نشناسند.
آلیشان در زمان حیاتش دو دفتر چامه "رقص پابرهنه روی خرده شیشه‌ها" در سال 1991 و "از میان شبنم" مجموعه ای از چامه های کوتاه هایکو مانندش که به لحاظ نوآوری، قوت عاطفی و حس تراژیکشان بیمانندند را در سال 2000 منتشر کرد.
پس از مرگش مجموعه چامه های دیگرش به نام “سایه مرد مرده” و مجموعه داستانهایش به نام “سقوط آزاد” در سال 2011 به کوشش دوست نزدیکش گورگن آرزومانیان به چاپ رسید.

در گلوگاه من
درخت سیبی هست
که از آن
مردی را
بر دار کرده‌اند.
اگر دهان می‌گشایم و روی می‌گردانی
بگردان،
اما به قدمت عشق سوگند
که تباهیِ من از می و افیون نیست.
اوست که در گلوگاهم آویخته است و
می‌پوسد
آرام آرام...

#لئوناردو_آلیشان
#شکوفه_های_گیلاس
#برگردان_احمد_شاملو


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
به لئوناردو آلیشان

دلم کَپَک زده، آه
که سطری بنویسم از تنگیِ‌ دل،
همچون مهتاب‌زده‌یی از قبیله‌ی آرش بر چَکادِ صخره‌یی
زِهِ جان کشیده تا بُنِ گوش
به رها کردنِ فریادِ آخرین.


کاش دلتنگی نیز نامِ کوچکی می‌داشت
تا به جانش می‌خواندی:
نامِ کوچکی
تا به مهر آوازش می‌دادی،
همچون مرگ
که نامِ کوچکِ زندگی‌ست
و بر سکّوبِ وداع‌اش به زبان می‌آوری
هنگامی که قطاربان
آخرین سوتش را بدمد
و فانوسِ سبز
به تکان درآید:
نامی به کوتاهیِ‌ آهی
که در غوغای آهنگینِ غلتیدنِ سنگینِ پولاد بر پولاد
به لب‌جُنبه‌یی بَدَل می‌شود:
به کلامی گفته و ناشنیده انگاشته
یا ناگفته‌یی شنیده پنداشته.


سطری
شَطری
شعری
نجوایی یا فریادی گلودَر
که به گوشی برسد یا نرسد
و مخاطبی بشنود یا نشنود
و کسی دریابد یا نه
که چرا فریاد؟
یا با چه مایه از نیاز؟
و کسی دریابد یا نه
که مفهومی بود این یا مصداقی؟
صوت‌واژه‌یی بود این در آستانه‌ی زایشی یا فرسایشی؟
ناله‌ی مرگی بود این یا میلادی؟
فرمانِ رحیلِ قبیله‌مردی بود این یا نامردی؟
خانی که به وادی برکت راه می‌نماید
یا خائنی که به کج‌راهه‌ی نامرادی می‌کشاند؟
و چه بر جای می‌مانَد آنگاه
که پیکانِ فریاد
از چِله
رها شود؟

نیازی ارضا شده؟
پرتابه‌یی
به در از خویش
یا زخمی دیگر
به آماجِ خویشتن؟

و بگو با من بگو با من:
که می‌شنود
و تازه
چه تفسیر می‌کند؟

غریوی رعدآسا
از اعماقِ نهانگاهِ طاقت‌زدگی
غریوِ شوریده‌حال‌گونه‌یی گریخته از خویش
از بُرج‌واره‌ی بامی بی‌حفاظ...
غریوی
بی‌هیچ مفهومِ آشکار در گمان
بی‌هیچ معادلی در قاموسی، بی‌هیچ اشارتی به مصداقی.

به یکی «نه»
غریوکشِ شوریده‌حال را غُربت‌گیرتر می‌کنی
به یکی «آری» اما
چون با غرورِ همزبانی در او نظر کنی
خود به پژواکِ غریوی رهاتر از او بَدَل می‌شوی
به شیهه‌واره‌ی دردی بی‌مرزتر از غریوِ شوریده‌سرِ به بام و بارو گریخته‌ـ
و بیگارِ دلتنگی را
به مشغله‌ی جنون‌اش
میخ‌کوب می‌کنی.

#احمد_شاملو


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


یک میلیارد یوروی دیگر!
محمدرضا ستوده
#طنز

خب! اگر از نشنیدن خبر یک اختلاس بزرگ رنج می‌برید، اگر فکر می‌کنید چرا جدیدا اختلاس نمی‌شود، اگر این موضوع شما را نگران کرده، اگر شرایط را مشکوک می‌دانید، لطفا نگران نباشید زیرا دولت خبر داد: یک میلیارد یورو ارز گم شده است. این نشان می‌دهد که همه چیز عادی است و طبق روال معمول دزدی‌ها ادامه دارد و جای هیچ‌گونه نگرانی نیست.

تنها چیزی که باقی می‌ماند تعجب من است. تعجب از اینکه واقعا ایران چگونه کشوری است؟ مگر می‌شود که یک مملکت تا این اندازه مرموز، ناشناخته و پارادوکسیکال باشد؟ چند جوان خیلی چراغ‌خاموش و در خلوتی کامل در یک قایق بادی بر روی سد لفور حرکت می‌کنند ولی بلافاصله شناسایی و پیدا می‌شوند.

عبدالمالک ریگی که حتی خانواده‌اش هم نمی‌توانستند جایش را پیدا کنند، پیدا می‌شود و روی آسمان دستگیر می‌شود. چند جوان یک گوشه‌ای از پارک با تفنگ آبپاش به هم آب می‌پاشند و در کسری از ثانیه پیدا می‌شوند.


شما الان اگر بروید وسط دشت کویر و شلوارک بپوشید، بعد از ۱۰ دقیقه یک خودروی ون امنیت اخلاقی شما را پیدا می‌کند و قانون را رویتان اعمال می‌کند یا اگر بروید روی نوک قله دماوند بایستید و حرفی علیه منافع ملی بزنید، احتمالا ۵ دقیقه بعد یک هلیکوپتر به سراغتان می‌آید و پیدایتان می‌کند.

اگر روی پشت‌بام خانه‌تان برقصید که مثل آب خوردن شناسایی می‌شوید. در ایران حتی اگر زیر زمین هم بروید پیدا خواهید شد. چه بسیار خوانندگانی که از زیر زمین بیرون آورده شده‌اند. اما یک میلیارد دلار یورو یا یک دکل نفتی گم می‌شود ولی کسی نمی‌تواند آن را پیدا کند. واقعا پیدا کردن یک دختر رقصنده در شهری به بزرگی تهران سخت‌تر است یا یک دکل نفتی؟!

اینجاست که عقل آدمی درمی‌ماند و نمی‌تواند بفهمد واقعا ایران چگونه کشوری است! /جهان صنعت


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رقص با آهنگ #زوربای_یونانی

بسیار زیبا و دیدنی!!


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مزدک میرزایی بخشی از آرشیو صدا و سیما را هم با خودش برد/ جزییات تازه از مهاجرت مجری و گزارشگر ورزشی شبکه سه

اعتماد‌آنلاین درباره دلیل مهاجرت مزدک میرزایی نوشت: ماجرای خروج مزدک میرزایی از ایران و پیوستنش به شبکه ایران اینترنشنال در سکوت خبری اتفاق افتاد و به گفته برخی افراد نزدیک به این مجری تلویزیون، او درباره پیشنهاد این شبکه ماهواره‌ای هیچ صحبتی با دوستانش نکرد. مزدک بعد از خروج از ایران هم پاسخ تماس دوستانش از جمله عادل فردوسی‌پور را نمی‌دهد و تلاش دارد در سکوت خبری به کارش ادامه دهد. شنیده‌ها حکایت از آن دارد که تمام مراحل حضور این مجری تلویزیون در کشور انگلیس به پایان رسیده و تنها نکته باقی‌مانده صدور اجازه کار مزدک میرزایی است.

شنیده‌ها حاکی است، اولین برنامه مزدک میرزایی در ماه جاری، یعنی مردادماه، روی آنتن شبکه ایران اینترنشنال خواهد رفت. مزدک میرزایی بخش بزرگی از آرشیو صداوسیما را هم با خودش از ایران خارج کرده و با استفاده از این آرشیوها به برنامه سازی بپردازد.


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
43_انسان_خردمند-AVAYeBUF-Wordpress-Com
@AVAYeBUF
انسان خردمند
قسمت چهل و سه

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
44_انسان_خردمند-AVAYeBUF-Wordpress-Com
@AVAYeBUF
انسان خردمند
قسمت چهل و چهار

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️

الاغ یا خر ؟

استاد دانشگاهم می گفت :
در حال رانندگی بودم و حواسم پرت بود.
یه دفعه یک ماشین با سرعت از کنارم
رد شد و با بوق ممتد داد زد و گفت:
هی الاغ حواست کجاست؟!
همانطور با سرعت رفت پشت چراغ قرمز ایستاد. چون خیابان خلوت بود منم رفتم کنارش ایستادم. شیشه های هر دو تامون پائین بود. یواشکی از کنار چشماش به من نگاه میکرد.
منم مستقیم بهش نگاه میکردم.
گفتم: آقا میدونستی الاغ ماده هست و
خرها، نر هستند؟!! تو باید به من میگفتی خر !!!
دوم اینکه اگه من الاغم، حتما تو هم حضرت سلیمان هستی چون الان داری زبان الاغها رو میفهمی که باهات صحبت میکنم !!!
سوم اینکه اصلا حواسم به تو
نبود تو عالم خودم بودم ...
یک لبخندی زد و سه بار گفت معذرت میخوام. منم تو ماشین شکلات داشتم
پرت کردم تو ماشینش.
بااشاره اون، هر دو تا کناری ایستادیم و
الان که با هم دوستیم یادمون نمیره
که یک الاغ ما رو با هم آشنا کرد !
این ماجرا میخواد بگه یک واکنش
آنی وعجولانه را می توان به خلاقیت تبدیل کرد.
یک دعوای خیابانی که آخرش هم منجر میشه به آشتی. هم وقتمونو می گیره وهم هزینه سازه.
وقتی آخرش تو کلانتری باهم آشتی می کنیم چرا الان آشتی نکنیم؟!
میلیونها انسان در جنگ جهانی دوم کشته شدن ولی امروز کل اروپا هوای هم رو دارن و متحدن.
٨ سال با عراقی ها جنگ کردیم الان برادر ما شدن !
١)آخر هر جنگی صلحه
٢)عاقل کسی است که از تهدید فرصت
میسازه. ما هر دو تامون عاقل بودیم.
٣)فحش دادن دلیل کسانی است
که حق با آنها نیست !
٤)وقتی کسی عصبانیت میکنه
یعنی تونسته برتو چیره بشه.

این داستان رو هر ترمی واسه دانشجوهام
تعریف می کنم و باهم لحظه الاغ شدنم
رو می خندیم !!!


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️