یادداشت‌های فاطمه توفیقی
981 subscribers
69 photos
16 videos
4 files
107 links
دین‌پژوه
ارتباط با نویسنده از طریق ایمیل: fatimat@gmail.com
Download Telegram
Forwarded from حسین قتیب
شهریاران و دولت‌ها غالباً نه از آن‌جا می‌شکنند که دشمن نیرومند است، بلکه از آن‌جا که در بنای خویش شکافی را دیر دیده‌اند، یا دیدن آن را به مصلحت ندانسته‌اند. دشمن، دیوار استوار را نمی‌شکافد؛ رخنه را می‌جوید.
مسئله زنان در ایران سال‌ها یکی از همین رخنه‌ها بود. زن ایرانی در آموزش، دانشگاه، تخصص، فرهنگ، اقتصاد و ارتباط با جهان پیش رفت، اما حقوق مدنی و سهم او در قدرت سیاسی و بسیاری از عرصه‌های تصمیم‌گیری به همان اندازه پیش نرفت. شکافی پدید آمد میان آنچه زن ایرانی در واقعیت جامعه شده بود و جایگاهی که قانون و سیاست برای او به رسمیت می‌شناخت.
این شکاف فقط مسئله‌ای درباره زنان نبود؛ مسئله‌ای درباره قدرت ملی ایران بود. هیچ کشوری نمی‌تواند نیمی از جامعه خود را توانمند کند، آموزش دهد، به عرصه عمومی بیاورد، اما در حقوق و مشارکت سیاسی همچنان با منطق روزگاری دیگر با او رفتار کند و انتظار داشته باشد این فاصله بی‌هزینه بماند.
با این همه، هنگامی که جنگ و خطر بیرونی فرا رسید، بسیاری از همان زنان نشان دادند که مطالبه حق، به معنای بریدن از ایران نیست. بسیاری از آنان که از تبعیض، محدودیت و نابرابری ناراضی بودند، در لحظه تهدید در کنار کشور خود ایستادند. این شاید مهم‌ترین درس باشد: شهروندی که حق می‌خواهد، لزوماً دشمن دولت یا وطن نیست. چه‌بسا کسی که برای حق خویش سخت‌تر سخن می‌گوید، هنگام خطر نیز سخت‌تر پای سرزمینش بایستد.
خرد کشورداری در آن است که این سرمایه را علیه خود نکنیم. حقوق زنان امتیازی نیست که دولت در روزهای آسودگی ببخشد؛ بخشی از استحکام ملی است. ایران هنگامی نیرومندتر است که زن ایرانی احساس کند همان سرزمینی که در روز خطر از آن دفاع می‌کند، در روز آرامش نیز شأن، آزادی، حق و سهم او را به رسمیت می‌شناسد.
منافع ملی فقط با موشک، مرز و ارتش حفظ نمی‌شود. استحکام ایران به پیوند میان دولت و جامعه نیز بسته است. دشمن رخنه را می‌جوید؛ هنر مُلک‌داری آن است که آن رخنه را نه با خاموش کردن مطالبه، بلکه با برطرف کردن بی‌عدالتی ببندد.