یادداشت‌های فاطمه توفیقی
981 subscribers
69 photos
16 videos
4 files
107 links
دین‌پژوه
ارتباط با نویسنده از طریق ایمیل: fatimat@gmail.com
Download Telegram
Channel name was changed to «یادداشت‌های فاطمه توفیقی»
پس از فیلترینگ تلگرام، همه از فيلترشكن استفاده نخواهند كرد (چون جایگزینی برای تلگرام ایجاد شده). سه گروه داریم: ۱) عده‌ای اندک فقط از تلگرام استفاده می‌کنند و به هیچ عنوان حاضر نیستند از پیام‌رسان‌های داخلی استفاده کنند، ۲) عده‌ای که مایلند فقط از پيام‌رسانهاي داخلي استفاده کنند و ۳) عده‌ای هم از هر دو پيام‌رسان استفاده خواهند كرد. در اين شرايط يك فرد براي ارتباط با فاميل، دوستان، همكاران، گروه همكلاسيها، كانالهاي خبري و آموزشي و جز آن، دو نوع شبكه اجتماعي در دسترس خواهد داشت: داخلي و خارجي. شبکه های داخلي همه نيازهايش رابرطرف نمي كند چون برخي از موارد فوق فقط در تلگرام موجود است (به دليل وجود گروه ١)، پس مجبور است از تلگرام هم استفاده كند. پس ضمن استفاده از پيامرسان داخلي، ناچار از فيلترشكن استفاده خواهد كرد. به عبارت دیگر گروه ٣ بیشترین جمعیت را خواهد داشت و استفاده انحصاری از پیامرسان داخلی خیالی بیش نیست. در این شرایط همه معایب مفروض تلگرام سر جایش مانده است.

خب ممكن است كسي بگويد ديري نمي پايد و حتي آنهايي هم كه خوششان نمي آيد از پيام رسان داخلي استفاده كنند، ناچار به استفاده از آن خواهند شد. و باز گرچه وابستگي به تلگرام باعث مي شود مدتي از فيلترشكن استفاده كنند، پس از مدتي اين كار برايشان طاقت فرسا خواهد شد و از تلگرام دست برخواهند داشت. اين كاملا ممكن است و در مورد فيسبوك و وي چت و حتي وايبر اتفاق افتاد (گرچه نوع امكانات و فراگيري اينترنت درزمان فيلترينگ عوامل جانبي مهم و تاثيرگذاري بودند). اما بايد توجه داشت حتي اگر اين اتفاق بيفتد (كه البته به دليل عوامل بالا به سادگي قبل نخواهد بود)، اين زمان مياني فيلترينگ تلگرام و حذف كامل آن از زندگي ايرانيان، زمان زندگي با فيلترشكن خواهد بود و در بهترین حالت زمان سیطره دو نوع پیامرسان داخلی و خارجی خواهد بود. تهدید مفروض تلگرام سر جایش مانده، شکاف اجتماعی بر مبنای ترجیح پیامرسانهای داخلی یا خارجی افزایش یافته و بلای فیلترشکن هم به همه اینها اضافه شده. اما فیلترشکن حتی یک روزش هم زیانبار است. نه تنها امنیت مفروض فیلترکنندگان را مخدوش می‌کند، روحیه دور زدن قوانین را تقویت می‌کند و از همه بدتر راه را برای دسترسی به هر نوع داده‌ای آسان می‌سازد. فیلتر کردن یک شبکه گسترده عملا به معنای باز کردن راه برای استفاده گسترده از فیلترشکن توسط افراد گوناگون است. احتمالا مدافعان فیلترینگ تلگرام از دسترسی آزاد به مواد هرزه یا خشونت آمیز راضي نيستند، آنهم در شرايطي كه امنيت سياسي مدنظرشان هم تأمين نمي شود.
#نه_به_فيلترينگ_تلگرام
در مدت اقامتم در #برلین افراد زیادی را دیده‌ام که از شهرهای دیگر اروپایی برای زندگی به این شهر می‌آیند. برلین هم از نظر فرهنگی نسبتا برای گنجایش فرهنگ‌های گوناگون و سبک‌های مختلف زندگی گشوده است و هم در ازای این آسودگی هزینه‌های سرسام‌آوری نمی‌گیرد. (این وضعیت شاید حاصل دخالت مسئولان معمولا سوسیالیست شهر هم بوده است.) در چند سال اخیر به دلیل مهاجرت‌های گسترده هم از خاور میانه جنگ‌زده بی‌ثبات و هم از اروپای غربی و شمالی گران‌قیمت، تقاضا برای خانه بیش از عرضه شده است. سرِ کی بی‌کلاه (یا به عبارت بهتر، بی‌سقف) می‌ماند؟ اقلیت‌ها و افراد به حاشیه‌کشیده‌شده. نتیجه‌اش می‌شود این گفت‌وگوی واقعی:
- برای یک نفر خونه می‌خوام. دانشگاهیه و دانشگاه می‌تونه تایید کنه که کرایه‌هاشو به موقع بده.
- خب، رشته‌اش چیه؟
- اِم، دین پژوهی.
- نه، مرسی. نمی‌خوایم.
- باشه، هر طور میلتونه. ولی یادتون باشه دین‌پژوه با بنیادگرای دینی فرق داره‌ها.
-اوکی. من از دین خوشم نمیاد. من خیلی دوستای مسلمون دارم، [این جمله «من خیلی دوستای .... دارم» یعنی من خیلی روادارم] ولی دوستای مسلمونم دکتر و مهندسند.
-اینی که شما می‌گید مثل اینه که بگید اونایی که در مورد میکروب‌ها تحقیق می‌کنند، میکروب دارند و اونایی که در مورد سرطان تحقیق می‌کنند، سرطان دارند و اونایی که در مورد پُل تحقیق می‌کنند، پل دارند.
#مسلمان‌زیستن
💫
خدایا! باشد که از همه کس و همه چیز ببُرم و به تو بپیوندم! چشمان دلمان به دیدن تو روشن شود! چشم دل پرده‌های نور را بدرد و به کانِ بزرگی برسد! روحمان در بزرگیِ قدس تو درآویزد! خدایا! من یکی از آنهایی باشم که صدایشان می‌کنی و پاسخت می‌دهند، یکی از آنهایی که نگاهشان می‌کنی و پیشِ بزرگی‌ات میخکوب می‌شوند، يكي از آنهايي كه پنهانی با ايشان زمزمه می‌كني و آنان آشکارا برایت کار می‌کنند.
(مناجات شعبانیه)
#خیلی‌دور‌خیلی‌نزدیک
♦️معماهای عدالت (۱)
«عدالت خلاف طبیعت و نظم است»

فاطمه توفیقی @fatimatofighi

❇️ اگر به داستان‌های مربوط به عدالت‌خواهی و حق‌خواهی و ستم‌ستیزی در طول تاریخ و در نقاط گوناگون دنیا توجه کنیم، می‌بینیم که گویا «طبیعت» و «نظم» مهم‌ترین مانع در مسیر آنها بوده است. مثلا اگر از همه کسانی که طبق نگاه تاریخی و جغرافیایی‌مان حقوق دیگران را زیر پا گذاشته‌اند، بپرسیم که چرا حق دیگری را زیر پا گذاشته‌اند، از سخن ما تعجب می‌کنند. اگر پادشاهی دیکتاتور بوده‌اند، نمی‌دانند چرا باید رعیتی که همواره به فکرشان بوده‌اند و برای رفاهشان زحمت کشیده‌اند، از ایشان ناراضی باشد؟ آیا غیر از این بوده که تمام همت پادشاه وقف زندگی رعیت بوده و سعی کرده دشمنان داخلی و خارجی را از طریق قانون و دفاع از مردم دور کند؟ از این منظر کسانی که با برنامه‌های آن پادشاه مخالفت کنند، بیشتر شبیه همان دشمنانی هستند که او در پی مبارزه با آنها بوده است. همه آنها می‌خواهند نظم زندگی مردم را به هم بزنند. چیزی جز این مخالف طبیعت و نظم است.

اگر از سفیدپوستان برخی ایالت‌های امریکا قبل از جنبش حقوق مدنی، می‌پرسیدید که «چرا به سیاه‌پوستان ظلم می‌کنند، چرا حتی درِ ورود و خروج آنها جداست و چرا در اتوبوس هم نباید یک جا بروند؟» پاسخ می‌دادند: «بی‌عدالتی کجا بود؟ اینها با ما مساوی‌اند، ولی از ما تفکیک شده‌اند تا هم نظم عمومی به هم نخورد و هم به بیماری‌هایشان دچار نشویم. ما سابقه‌اش را داریم و دیده‌ایم جاهایی که دو نژاد قاطی شده‌اند، بلاهای عجیب و غریبی سرشان آمده است. سیاه‌پوستان هم اصلا از وضعیت ناراحت نیستند. در این سرزمین زندگی می‌کنند و ازشان حمایت می‌کنیم. چیزی جز این مخالف طبیعت و نظم است.»

کسانی که از اروپا و امریکا به نقاط مختلف جهان می‌رفتند و استعمارشان می‌کردند، به فکر این بودند کشورهایی را بسازند که خود مردمشان به فکر ساختنش نبوده‌اند. آنها قصد ستم نداشتند و صرفا بر مبنای آنچه طبیعی یا منظم می‌دانستند، با ملت‌های استعمارشده رفتار می‌کردند. روزی هم که ملت بومی به فکر می‌افتادند که استعمارگران را از کشورشان دور کنند، این سوال پیش می‌آمد که آخر چرا باید این ملت‌های استعمارشده ناراضی باشند؟ چیزی جز این مخالف طبیعت و نظم بود.

روزگاری زنان از شرکت در امتحانات دانشگاه در انگلستان منع می‌شدند، چون درس خواندن باعث می‌شد خونشان به مغزشان برود و زهدانشان خشک شود و نتوانند بچه‌دار شوند. در همان زمان دختران ایرانی وقتی از مدرسه برمی‌گشتند، مردانی دم در مدرسه مسخره‌شان می‌کردند و آزارشان می‌دادند. پیامی روشن درکار بود: «اگر می‌خواهید دخترانتان آزار نبینند، چرا به مدرسه می‌فرستیدشان؟» نه جای زنان انگلیسی در دانشگاه بود و نه جای دختران ایرانی در مدرسه. چیزی جز این مخالف طبیعت و نظم است.

سخت‌ترین بخش یک تفکر رهایی بخش در هم ریختن این روایت‌ها و نشان دادن این است که این طبیعی‌سازی نظام سلطه از طریق علم و نظم عمومی غیرواقعی و غیردقیق است. این فقط سلطه‌گران نیستند که این روایت‌ها به نفعشان است و به همین خاطر به سادگی به نقض آنها تن نمی‌دهند. بلکه خود کسانی که به حاشیه کشیده شده‌اند و به حقوقشان نمی‌رسند، وضعیت را کاملا طبیعی می‌دانند و از به هم ریختن آن می‌هراسند. اگر به نظام‌های گوناگون در جهان نگاه کنیم، می‌بینیم در بیشتر این نظام‌ها بنا بوده که حق به حق‌دار برسد، ولی حق‌دار به گونه‌ای برمبنای تفاوت تعریف شده است که عملا از حقوقی بی‌بهره می‌ماند. یعنی دیکتاتورهای نظام‌های سیاسی، مردانِ نظام‌های مردسالار، سفیدپوستان نظام‌های مبتنی بر برتری نژادی، استعمارگران نظام جهانی و خیلی از گروه‌های برتر دیگر اتفاقا در پی ظلم و کار غیراخلاقی نبوده‌اند. بلکه مرزبندی‌هایی ایجاد می‌کردند که بر مبنای آن دیگران حیثیت اخلاقی یکسانی ندارند. بنابراین کارشان کاملا طبیعی و قانونی قلمداد می‌شد. و چه بسا کسی که رابطه رفتارهای مرسوم با طبیعت و نظم را زیر سوال ببرد، نادان و شورشی و فاقد حیثیت اخلاقی دانسته شود.

در اینجا گرچه می‌گویم بسیاری از عدالتخواهان با تلقی عمومی از طبیعت و نظم مبارزه کرده‌اند، به هیچ وجه نمی‌گویم همه کسانی که طبیعت و نظم را به هم می‌زنند، عدالتخواهند. (۱) پس تفاوت این دو گروه (علی الادعا مخالف نظم و طبیعت) چیست؟ همچنین (۲) اگر این تعریف‌های رایج از نظم و طبیعت را با نظام سلطه مرتبط بدانیم، آیا هیچ چیز علمی‌ای می‌ماند که بر مبنایش نظامی عادلانه بچینیم؟ و (۳) اگر بپذیریم نظام سلطه با استناد به طبیعت و نظم توجیه می‌شده، آیا این به معنای این نیست که مدافع هرج و مرج باشیم و بگوییم که هر نوع نظمی دلبخواهی تعریف شده است؟ در یادداشت‌هایی دیگر به این پرسش‌ها پاسخ می‌دهم.
#عدالت
برای اعلام همبستگی با ایران و مخالفت با اقدامات امریکا علیه معاهده‌های بین‌المللی در اینجا جمع می‌شویم:

تجمع بر ضد اقدامات دولت آمریکا علیه برجام
در مقابل دروازه براندربورگ برلین (روبروی سفارت آمریکا)
جمعه ۱۱ ماه می، ساعت ۱۵-۱۷
نشانی: Pariser Platz 2, 10117 Berlin