Forwarded from FactNameh | فکتنامه
❌ خبر تحریفشده درباره آمار زایمان اتباع غیرایرانی در کرج
🔹شماری از مطبوعات و سایتهای خبری به نقل از داود زارع، مدیرکل بیمه سلامت استان البرز، نوشتند: «نیمی از زایمانهای کرج متعلق به مادران افغانستانی است.»
🔹این خبر در شبکههای اجتماعی بازتاب گستردهای داشت. برخی از صفحات اینستاگرامی این خبر را با عناوینی همچون «آمار هولناک» و «فاجعه بزرگ» بازنشر کردند.
🔹خبرگزاری تسنیم در خبر مربوط به نشست داود زارع به نقل از او نوشته که «بالغ بر ۷۳ درصد زایمانها سزارین بوده است و از این زایمانهای سزارین بالغ بر از ۵۰ درصد مربوط به اتباع بوده است.»
🔹اما حتی همین روایت متفاوت تسنیم از خبر منتشر شده از سوی دیگر رسانهها و صفحات مجازی، دقیق و درست نیست.
🔹بر اساس آنچه در وبسایت اداره کل بیمه سلامت استان البرز منتشر شده، داود زارع ضمن اشاره به اینکه «بالغ بر ۷۳ درصد زایمان های استان با عمل سزارین اتفاق افتاده است»، توضیح داده که «در یکی از بیمارستانهای البرز بالغ بر ۵۰ درصد این زایمانها توسط اتباع اتفاق افتاده است.»
🔹آن یک بیمارستان مورد نظر مدیر کل بیمه سلامت استان البرز، بیمارستان کمالی است که به گفته زارع، یک بیمارستان دولتی است و برابر هماهنگیهای استان اتباع خارجی جهت انجام زایمان به این بیمارستان ارجاع می شوند.
🔹در واقع آمار مدیرکل فقط درباره سهم اتباع خارجی از زایمانهای سزارینی سال ۱۴۰۲، در تنها بیمارستانی است که در استان البرز برای این افراد در نظر گرفته شده است و نه تمام زایمانهای استان البرز طی سال ۱۴۰۲.
🔹ضمن آنکه این مقام بیمه سلامت استان البرز بدون تفکیک ملیت و بیان جزییات از سهم اتباع خارجی یاد میکند که میتواند شامل افغانستانیها یا دیگر غیر ایرانیان ساکن در استان هم بشود.
🔹بنابراین این ادعای رسانهها و مطبوعات که نیمی از زایمانهای کرج، متعلق به مادران افغانستانی است، از فکتنامه نشان «شاخدار» میگیرد.
👈 در فکتنامه بخوانید
👈 در تلگرام بخوانید
🌐 @Factnameh
🔹شماری از مطبوعات و سایتهای خبری به نقل از داود زارع، مدیرکل بیمه سلامت استان البرز، نوشتند: «نیمی از زایمانهای کرج متعلق به مادران افغانستانی است.»
🔹این خبر در شبکههای اجتماعی بازتاب گستردهای داشت. برخی از صفحات اینستاگرامی این خبر را با عناوینی همچون «آمار هولناک» و «فاجعه بزرگ» بازنشر کردند.
🔹خبرگزاری تسنیم در خبر مربوط به نشست داود زارع به نقل از او نوشته که «بالغ بر ۷۳ درصد زایمانها سزارین بوده است و از این زایمانهای سزارین بالغ بر از ۵۰ درصد مربوط به اتباع بوده است.»
🔹اما حتی همین روایت متفاوت تسنیم از خبر منتشر شده از سوی دیگر رسانهها و صفحات مجازی، دقیق و درست نیست.
🔹بر اساس آنچه در وبسایت اداره کل بیمه سلامت استان البرز منتشر شده، داود زارع ضمن اشاره به اینکه «بالغ بر ۷۳ درصد زایمان های استان با عمل سزارین اتفاق افتاده است»، توضیح داده که «در یکی از بیمارستانهای البرز بالغ بر ۵۰ درصد این زایمانها توسط اتباع اتفاق افتاده است.»
🔹آن یک بیمارستان مورد نظر مدیر کل بیمه سلامت استان البرز، بیمارستان کمالی است که به گفته زارع، یک بیمارستان دولتی است و برابر هماهنگیهای استان اتباع خارجی جهت انجام زایمان به این بیمارستان ارجاع می شوند.
🔹در واقع آمار مدیرکل فقط درباره سهم اتباع خارجی از زایمانهای سزارینی سال ۱۴۰۲، در تنها بیمارستانی است که در استان البرز برای این افراد در نظر گرفته شده است و نه تمام زایمانهای استان البرز طی سال ۱۴۰۲.
🔹ضمن آنکه این مقام بیمه سلامت استان البرز بدون تفکیک ملیت و بیان جزییات از سهم اتباع خارجی یاد میکند که میتواند شامل افغانستانیها یا دیگر غیر ایرانیان ساکن در استان هم بشود.
🔹بنابراین این ادعای رسانهها و مطبوعات که نیمی از زایمانهای کرج، متعلق به مادران افغانستانی است، از فکتنامه نشان «شاخدار» میگیرد.
👈 در فکتنامه بخوانید
👈 در تلگرام بخوانید
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
مطالباتی از وزیران
هنگامی که این یادداشت را نوشتم و خواستههایم را از رییس دستگاه اجرایی کشور بیان کردم، هنوز اسامی نامزدهای ریاست جمهوری اعلام نشده بود. اما اکنون که دولت جدید تشکیل شده، با توجه به پیشینه و چشمانداز وزیران با صدای بلندتر و امیدوارتری این مطالبات را اعلام میکنم.
امیدوارم وزیر رفاه (میدری) و وزیر شهرسازی (صادق) و معاونت زنان و خانواده (بهروزآذر) پیگیر مناسبسازی خیابانها برای ویلچر و واکر و کالسکه باشند. از سوابق میدری و بهروزآذر روشن است که دغدغهٔ اقشار کمتر برخوردار -- مانند دهکهای پایین اقتصادی یا افراد دارای معلولیت -- را داشتهاند.
حالا که یکی از فنیترین وزارتخانهها تحت مدیریت یکی از زنان متخصص است، امیدوارم نگاه قدرتمحور و خودرومحور در خیابانها کاهش پیدا کند.
مبارزه با خودرومحوری در خیابان را رییس سازمان محیط زیست (انصاری) نیز میتواند پیگیری کند.
وزیر کشور (مؤمنی) با پیشینه در پلیس احتمالاً بهخوبی بتواند سازوکارهای اجرای قویتر قوانین ترافیکی را پیگیری کند.
نیز خوشحالم که برای اولین بار پس از انقلاب وزیر علوم، تحقیقات و فناوری (سیمایی صراف) از اهالی علوم انسانی است. امیدوارم وضعیت اسفبار علوم انسانی با حضور ایشان کمی بهبود یابد.
@ftofighi
هنگامی که این یادداشت را نوشتم و خواستههایم را از رییس دستگاه اجرایی کشور بیان کردم، هنوز اسامی نامزدهای ریاست جمهوری اعلام نشده بود. اما اکنون که دولت جدید تشکیل شده، با توجه به پیشینه و چشمانداز وزیران با صدای بلندتر و امیدوارتری این مطالبات را اعلام میکنم.
امیدوارم وزیر رفاه (میدری) و وزیر شهرسازی (صادق) و معاونت زنان و خانواده (بهروزآذر) پیگیر مناسبسازی خیابانها برای ویلچر و واکر و کالسکه باشند. از سوابق میدری و بهروزآذر روشن است که دغدغهٔ اقشار کمتر برخوردار -- مانند دهکهای پایین اقتصادی یا افراد دارای معلولیت -- را داشتهاند.
حالا که یکی از فنیترین وزارتخانهها تحت مدیریت یکی از زنان متخصص است، امیدوارم نگاه قدرتمحور و خودرومحور در خیابانها کاهش پیدا کند.
مبارزه با خودرومحوری در خیابان را رییس سازمان محیط زیست (انصاری) نیز میتواند پیگیری کند.
وزیر کشور (مؤمنی) با پیشینه در پلیس احتمالاً بهخوبی بتواند سازوکارهای اجرای قویتر قوانین ترافیکی را پیگیری کند.
نیز خوشحالم که برای اولین بار پس از انقلاب وزیر علوم، تحقیقات و فناوری (سیمایی صراف) از اهالی علوم انسانی است. امیدوارم وضعیت اسفبار علوم انسانی با حضور ایشان کمی بهبود یابد.
@ftofighi
Telegram
یادداشتهای فاطمه توفیقی
⭕️ از رییس جمهور آینده چه میخواهم؟
در آستانهی کارزارهای انتخاباتی با توجه به مشکلات روزمره خودم، زن دانشگاهی مادر دو کودک، خواستههایی را مطرح میکنم و امیدوارم در برنامههای انتخاباتی دیده شود. این خواستهها کارهای عجیب و غریبی نیست و هر رییسجمهوری از…
در آستانهی کارزارهای انتخاباتی با توجه به مشکلات روزمره خودم، زن دانشگاهی مادر دو کودک، خواستههایی را مطرح میکنم و امیدوارم در برنامههای انتخاباتی دیده شود. این خواستهها کارهای عجیب و غریبی نیست و هر رییسجمهوری از…
Forwarded from فکتپرس
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
درباره فیلم موسی کلیمالله، به وقت طلوع
(خطر لوث شدن)
فیلمی که بناست رخدادی قرآنی را روایت کند، ناچار افزودنیهایی هنری دربردارد. خود متن و حتی بازگوییهای آن در سنت اسلامی بسیار موجز بوده و چارهای نیست جز اینکه جاهای خالی متن با چیزی پر شود. در اینجا من از منظر دینپژوهانه بیان میکنم که در فیلم موسی کلیم الله (به وقت طلوع) اثر ابراهیم حاتمیکیا، جاهای خالی چگونه پر شده یا میشد بشود.
تأکید فراوان فیلم بر وعده یوسف، چشمه یوسف، خدای یوسف، تابوت یوسف و ... بسیار تازه است. خود قرآن ضمن اینکه در موارد فراوانی ضمن محکوم کردن رفتارهای یهودیان معاصر پیامبر یا بنیاسرائیل در زمان موسی، خود موسی را در زمینه این قوم جای میدهد. اما فیلم تعمدی دارد که اسم یعقوب یا بنیاسرائیل کمرنگ شود.
فیلم نشان میدهد که ستارهشناس دربار خیلی از چیزها را به خوبی میداند و تشخیص میدهد. او گویا حتی از پیر بنیاسرائیل داناتر است. (اینکه یک نفر یعنی فرهاد آییش برای بازی کردن هر دو شخصیت انتخاب شده است، حتی گویی اینهمانی آنها را بازتاب می دهد.) ستارهشناس دربار نه در کتاب مقدس آمده است و نه در قرآن کریم. در آثار ثانوی دینی دیگر آن هم به صورت کمرنگ آمده است. البته این تلقی که ستارهشناسی یا علوم غریبه یا اجنه در فهم وقایع حتی وقایع سیاسی روزگار ما بسیار کامیاباند، در دین عامیانه بسیار رایج است و فیلم هم به آن دامن می زند.
فیلم منجیباوری شدید جامعه محل تولد موسی را بازتاب می دهد. چنین منجیباوریای در زمینهٔ ستمبار عبرانیان به خوبی مینشیند. اما عاملیت را هم از آنها میگیرد. لحظهای که به دروغ مرگ منجی اعلام میشود، جامعه انگار به همبستگی میرسد. این همبستگی دربار را میترساند و سرکوب میشوند. اما در همین لحظه سرکوب عمران دست به فلاخن میبرد (یعنی همان جنگافزاری که داود بعداً برای مقابله با جالوت به کار برد و همان جنگافزار سادهای که فلسطینیان امروز به کار میبرند).
فیلم سرشار از عوامل ماورائی است که قرآن گویا از ذکرشان پرهیز دارد. در فیلم هر جا کار به جای باریک میکشد چیزی ماورائی پیدا میشود که جان کودک را نجات میدهد. حتی توطئه قابله برای زنده نگه داشتن کودک هم نه به عللی مادی و حتی قبیلهگرایانه یا غریزی، بلکه بر اساس تأثیری ماورائی است. اما در قرآن تنها رخداد خارقالعاده در این اپیزود آن است که زنی کودکش را به آب بیندازد. این رخدادهای ماورائی فاصله موسی و مادرش با بیننده امروزی را زیاد میکند، آن هم در شرایطی که بسیاری از چیزهای دیگر فیلم مانند ساختار خانواده هستهای یا استبداد بوروکراتیک و زیستسیاسی بسیار شبیه روزگار ماست.
اما دوست داشتم جای خالی فیلم با چه چیزی پر میشد؟
دوست داشتم فیلمی که حتی به نجات موسای کودک از آب هم نمیرسد و روایتگر وحی به مادر موسی است، «مادر موسی» نام داشت. حال مادرانه پیش از آنکه عشق باشد، غریزه مراقبت است و مادر موسی هم در گیر و دار این غریزه مراقبت است. وحی او را به دوراهی شک و ایمان هم میکشد و نهایتاً ایمان او را به جایی دیگر میبرد. من دوست داشتم این فیلم تنها بودن مادر موسی در مخاطراتش را بازتاب میداد، نه اینکه حمایتهای آشکار و پنهان شوهر را نشان بدهد (گرچه عمران فیلم هم دیگر در جایی کم میآورد و تردید میکند و البته بازهم در پشت صحنه با او همراه میشود). در قرآن پدر موسی جز نام هیچ نقشی در داستان ندارد. مادر موسی در قرآن زنی تنهاست، خودش هست و کودکانش و ایمانش. (در جایی دیگر به این اشاره کردهام که غیبت پدر در خانواده احتمالا برای مخاطب آغازین قرآن که در آن مردان بازرگان یا جنگاور بودند، غریب نمیبود. اما حتی در روزگار ما هم چه بسیار زنانی که باید دستتنها تدبیر امور را به دست گیرند.)
@ftofighi
(خطر لوث شدن)
فیلمی که بناست رخدادی قرآنی را روایت کند، ناچار افزودنیهایی هنری دربردارد. خود متن و حتی بازگوییهای آن در سنت اسلامی بسیار موجز بوده و چارهای نیست جز اینکه جاهای خالی متن با چیزی پر شود. در اینجا من از منظر دینپژوهانه بیان میکنم که در فیلم موسی کلیم الله (به وقت طلوع) اثر ابراهیم حاتمیکیا، جاهای خالی چگونه پر شده یا میشد بشود.
تأکید فراوان فیلم بر وعده یوسف، چشمه یوسف، خدای یوسف، تابوت یوسف و ... بسیار تازه است. خود قرآن ضمن اینکه در موارد فراوانی ضمن محکوم کردن رفتارهای یهودیان معاصر پیامبر یا بنیاسرائیل در زمان موسی، خود موسی را در زمینه این قوم جای میدهد. اما فیلم تعمدی دارد که اسم یعقوب یا بنیاسرائیل کمرنگ شود.
فیلم نشان میدهد که ستارهشناس دربار خیلی از چیزها را به خوبی میداند و تشخیص میدهد. او گویا حتی از پیر بنیاسرائیل داناتر است. (اینکه یک نفر یعنی فرهاد آییش برای بازی کردن هر دو شخصیت انتخاب شده است، حتی گویی اینهمانی آنها را بازتاب می دهد.) ستارهشناس دربار نه در کتاب مقدس آمده است و نه در قرآن کریم. در آثار ثانوی دینی دیگر آن هم به صورت کمرنگ آمده است. البته این تلقی که ستارهشناسی یا علوم غریبه یا اجنه در فهم وقایع حتی وقایع سیاسی روزگار ما بسیار کامیاباند، در دین عامیانه بسیار رایج است و فیلم هم به آن دامن می زند.
فیلم منجیباوری شدید جامعه محل تولد موسی را بازتاب می دهد. چنین منجیباوریای در زمینهٔ ستمبار عبرانیان به خوبی مینشیند. اما عاملیت را هم از آنها میگیرد. لحظهای که به دروغ مرگ منجی اعلام میشود، جامعه انگار به همبستگی میرسد. این همبستگی دربار را میترساند و سرکوب میشوند. اما در همین لحظه سرکوب عمران دست به فلاخن میبرد (یعنی همان جنگافزاری که داود بعداً برای مقابله با جالوت به کار برد و همان جنگافزار سادهای که فلسطینیان امروز به کار میبرند).
فیلم سرشار از عوامل ماورائی است که قرآن گویا از ذکرشان پرهیز دارد. در فیلم هر جا کار به جای باریک میکشد چیزی ماورائی پیدا میشود که جان کودک را نجات میدهد. حتی توطئه قابله برای زنده نگه داشتن کودک هم نه به عللی مادی و حتی قبیلهگرایانه یا غریزی، بلکه بر اساس تأثیری ماورائی است. اما در قرآن تنها رخداد خارقالعاده در این اپیزود آن است که زنی کودکش را به آب بیندازد. این رخدادهای ماورائی فاصله موسی و مادرش با بیننده امروزی را زیاد میکند، آن هم در شرایطی که بسیاری از چیزهای دیگر فیلم مانند ساختار خانواده هستهای یا استبداد بوروکراتیک و زیستسیاسی بسیار شبیه روزگار ماست.
اما دوست داشتم جای خالی فیلم با چه چیزی پر میشد؟
دوست داشتم فیلمی که حتی به نجات موسای کودک از آب هم نمیرسد و روایتگر وحی به مادر موسی است، «مادر موسی» نام داشت. حال مادرانه پیش از آنکه عشق باشد، غریزه مراقبت است و مادر موسی هم در گیر و دار این غریزه مراقبت است. وحی او را به دوراهی شک و ایمان هم میکشد و نهایتاً ایمان او را به جایی دیگر میبرد. من دوست داشتم این فیلم تنها بودن مادر موسی در مخاطراتش را بازتاب میداد، نه اینکه حمایتهای آشکار و پنهان شوهر را نشان بدهد (گرچه عمران فیلم هم دیگر در جایی کم میآورد و تردید میکند و البته بازهم در پشت صحنه با او همراه میشود). در قرآن پدر موسی جز نام هیچ نقشی در داستان ندارد. مادر موسی در قرآن زنی تنهاست، خودش هست و کودکانش و ایمانش. (در جایی دیگر به این اشاره کردهام که غیبت پدر در خانواده احتمالا برای مخاطب آغازین قرآن که در آن مردان بازرگان یا جنگاور بودند، غریب نمیبود. اما حتی در روزگار ما هم چه بسیار زنانی که باید دستتنها تدبیر امور را به دست گیرند.)
@ftofighi
Forwarded from آقامون سعدی
گویا جناب سعدی نیز تجربهای شبیه ما داشتهاند که دیشب، شب قدر بوده و امروز عید نوروز؛ فلذا به دُهلزن میگوید: امروز دوبار طبل شادی را بنواز.
دهلزن گو دو نوبت زن بشارت
که دوشم قدر بود امروز نوروز
البته باتوجه به محور عمودی غزل و سخنگفتن از وصالِ پس از فراق، میتوان شب قدر را استعاره از فراق دانست و نوروز را استعاره از وصال.
گر آن شبهای با وحشت نمیبود
نمیدانست سعدی، قدر این روز
بههر روی، هر روزتان نوروز 🍀
@aaghaamoonsadii
دهلزن گو دو نوبت زن بشارت
که دوشم قدر بود امروز نوروز
البته باتوجه به محور عمودی غزل و سخنگفتن از وصالِ پس از فراق، میتوان شب قدر را استعاره از فراق دانست و نوروز را استعاره از وصال.
گر آن شبهای با وحشت نمیبود
نمیدانست سعدی، قدر این روز
بههر روی، هر روزتان نوروز 🍀
@aaghaamoonsadii
Forwarded from هامِش (علی سلطانی)
غذا کو؟ ساعت چند است؟
بچهها عصر که به خانه میرسند، گرسنهاند. یا باید چیزی ببرم که در حدفاصل مهد تا خانه، بخورند. یا باید بلافاصله بعد از آمدن به خانه چیزکی آماده کنم که رفع گرسنگی کنند. اگر فراموش کنم که خوراکیای برای راه ببرم، یا اگر فراهمشدن بیدرنگِ خوراکی پس از رسیدن، طول بکشد، آرام نمیگیرند. چنان بیقرار و پرسروصدا و هرولهکنان خواهند شد، چنان از گرسنگی رقصپا میکنند، که منگ میشوی و خون به مغز تو هم نمیرسد. آنقدر که گرسنگی به خودت هیچگاه چنین فشار نمیآورد. غذا و خوراکی که بهشان میرسد، چون آب سردی است بر آتش بیقراری. یکهو آرام میشوند و خون به مغزشان میرسد! به همین منطق ما دوبرابر آرام میشویم.
کسانی که کودک دارند، کسانی که تجربهٔ سروکلهزدن با بچه را ساعتها از سر گذراندهاند، میدانند بیقراریِ گرسنگی و تشنگی یعنی چه. بچه به معنای دقیق کلمه در هنگامهٔ گرسنگی، هیچ جمله و توصیهای را معادل خوراکی نمیداند و برایش هیچ توجیهی در نبود غذا پذیرفتنی نیست. او گرسنه است و تشنه. فقط و فقط هم با آب و غذا آرام میگیرد. بیهیچ صبری، بیهیچ قراری، بیهیچ متانتی.
بر این تأکید میکنم که داشتن فرزند یا تجربهٔ فرزنداری شرط فهم این موقعیت است. کسانی که کودک خردسال ندارند، تجربهٔ زیستهای از بیقراری بیدرمانِ کودک هم در هنگام گرسنگی ندارند و معنای عینیِ این واژههای ساده و سخت را نمیفهمند. در همین دقیقهای که من این کلمات بهنظر بدیهی را مینویسم، در باریکهٔ محصور غزه نزدیک به ۱۴ هزار کودک به روایت مستند منابع بینالمللی، احوالاتی چندبرابر شدیدتر از گرسنگیِ کودکان ما دارند.۱۴ هزار کودک در آستانهٔ جاندادناند. گلوله نه، خمپاره نه، بمب خوشهای نه، آنها سر جای خودشان؛ در اثر نبود غذا و آب.
در همین دقیقه و ثانیهای که تقویم میلادیاش ۲۱ می سال شرمگین ۲۰۲۵ را نشان میدهد، در همین دقیقه و ثانیهای که در صدسال گذشتهاش دو جنگ خونین جهانی رخ داده و انسان مثلاً از آنها درس گرفته است و حقوقبشر آفریده و قوانین بینالمللی تدوین کرده و نهادهای جهانی ساخته، هیچ عمل بازدارندهای رخ نمیدهد. تکرار کنیم، تا ساعاتی آینده در اثر نرسیدنِ همچنانِ غذا و آب، ۱۴ هزار کودک خواهند مرد. به همین سادگیِ متعفن. آشِ نکبتِ پاکساژی نژادی آنقدر شور شده، که زبان ترامپ هم حتی به حمایت اسرائیل و تهدید فلسطینیها نمیچرخد، که دولت انگلیس سفیر اسرائیل را فرامیخواند، که نخستوزیر ایتالیا در مجلس به جهت سکوتش در برابر فاجعهٔ غزه زیر رگبار حمله میرود، که اتحادیه اروپا تهدید به قطع روابط تجاری با اسرائیل میکند، که آلمان بر ضرورت پایان محاصره تأکید میکند، که برخی از ارتشیهای داخل اسرائیل دولت را به نسلکشی و کشتن از سر تفریح خردسالان محکوم میکنند.
به سر سخن برگردم. در هر بار کلافگی ویرانگرِ بچهها در اثر گرسنگیهای کوتاه و اتفاقی، به معادل گرسنگیِ کودکان در غزه فکر میکنم. اینکه پدر و مادرهای خسته و ویران و آواره، که خود غذایی برای رفع گرسنگی ندارند و حتی به خوردن لاکپشت از دریا رو آوردهاند، در این ساعتها و دقیقهها با بیتابیِ بچهها چه میکنند؟ ما از پس ده دقیقهٔ این وضعیت برنمیآییم. آنان چه میکنند؟ با مثل شمع آبشدن کودکان خردسالِ گرسنه چه میکنند؟ ساعتها و دقیقههای این درد بیدرمان را چگونه میگذرانند؟
بدیِ دوران همذاتپندار ما این است که ما نخستین نسلی از انسانها هستیم که آنلاین و بر صفحهٔ گوشیهای خود، تماشاگر نسلکشیِ تاریخیم؛ تماشاگرانی دستبسته و صرفاً متأسف. فاجعهٔ آشویتس که دستمایهٔ مظلومنمایی و مایهٔ بنیان کشور اسرائیل است، هیچگاه تماشاگرِ فراگیر معاصر به این اندازه نداشت. به همین نسبت، تاریخ هم بیرحمتر از داوری دربارهٔ هلوکاست، دربارهٔ سکوت و کمک وسیع دیگران به رخدادن این فاجعه، داوری خواهد کرد. از میان میلیاردها انسان تماشاگرِ زندهٔ نسلکشی و گرسنهکشیِ امروزه غزه، انگشتشمارند کسانی چون گرتا توتبرگ که دست به کاری بزنند. بقیه چون ما نگاه میکنند و فقط لحظهلحظههای زندگیِ روزمرهشان زهر میشود. شاید اگر اندک نشانی از حیات اخلاقی برای ما مانده باشد، همین زهرشدنِ شریفِ زندگی روزانه است. اما بدانیم که این زهر برای کودکان گرسنهٔ امروزِ غزه غذا نمیشود! غذا کو؟ ساعت چند است؟
#یادداشت
@Hamesh1
بچهها عصر که به خانه میرسند، گرسنهاند. یا باید چیزی ببرم که در حدفاصل مهد تا خانه، بخورند. یا باید بلافاصله بعد از آمدن به خانه چیزکی آماده کنم که رفع گرسنگی کنند. اگر فراموش کنم که خوراکیای برای راه ببرم، یا اگر فراهمشدن بیدرنگِ خوراکی پس از رسیدن، طول بکشد، آرام نمیگیرند. چنان بیقرار و پرسروصدا و هرولهکنان خواهند شد، چنان از گرسنگی رقصپا میکنند، که منگ میشوی و خون به مغز تو هم نمیرسد. آنقدر که گرسنگی به خودت هیچگاه چنین فشار نمیآورد. غذا و خوراکی که بهشان میرسد، چون آب سردی است بر آتش بیقراری. یکهو آرام میشوند و خون به مغزشان میرسد! به همین منطق ما دوبرابر آرام میشویم.
کسانی که کودک دارند، کسانی که تجربهٔ سروکلهزدن با بچه را ساعتها از سر گذراندهاند، میدانند بیقراریِ گرسنگی و تشنگی یعنی چه. بچه به معنای دقیق کلمه در هنگامهٔ گرسنگی، هیچ جمله و توصیهای را معادل خوراکی نمیداند و برایش هیچ توجیهی در نبود غذا پذیرفتنی نیست. او گرسنه است و تشنه. فقط و فقط هم با آب و غذا آرام میگیرد. بیهیچ صبری، بیهیچ قراری، بیهیچ متانتی.
بر این تأکید میکنم که داشتن فرزند یا تجربهٔ فرزنداری شرط فهم این موقعیت است. کسانی که کودک خردسال ندارند، تجربهٔ زیستهای از بیقراری بیدرمانِ کودک هم در هنگام گرسنگی ندارند و معنای عینیِ این واژههای ساده و سخت را نمیفهمند. در همین دقیقهای که من این کلمات بهنظر بدیهی را مینویسم، در باریکهٔ محصور غزه نزدیک به ۱۴ هزار کودک به روایت مستند منابع بینالمللی، احوالاتی چندبرابر شدیدتر از گرسنگیِ کودکان ما دارند.۱۴ هزار کودک در آستانهٔ جاندادناند. گلوله نه، خمپاره نه، بمب خوشهای نه، آنها سر جای خودشان؛ در اثر نبود غذا و آب.
در همین دقیقه و ثانیهای که تقویم میلادیاش ۲۱ می سال شرمگین ۲۰۲۵ را نشان میدهد، در همین دقیقه و ثانیهای که در صدسال گذشتهاش دو جنگ خونین جهانی رخ داده و انسان مثلاً از آنها درس گرفته است و حقوقبشر آفریده و قوانین بینالمللی تدوین کرده و نهادهای جهانی ساخته، هیچ عمل بازدارندهای رخ نمیدهد. تکرار کنیم، تا ساعاتی آینده در اثر نرسیدنِ همچنانِ غذا و آب، ۱۴ هزار کودک خواهند مرد. به همین سادگیِ متعفن. آشِ نکبتِ پاکساژی نژادی آنقدر شور شده، که زبان ترامپ هم حتی به حمایت اسرائیل و تهدید فلسطینیها نمیچرخد، که دولت انگلیس سفیر اسرائیل را فرامیخواند، که نخستوزیر ایتالیا در مجلس به جهت سکوتش در برابر فاجعهٔ غزه زیر رگبار حمله میرود، که اتحادیه اروپا تهدید به قطع روابط تجاری با اسرائیل میکند، که آلمان بر ضرورت پایان محاصره تأکید میکند، که برخی از ارتشیهای داخل اسرائیل دولت را به نسلکشی و کشتن از سر تفریح خردسالان محکوم میکنند.
به سر سخن برگردم. در هر بار کلافگی ویرانگرِ بچهها در اثر گرسنگیهای کوتاه و اتفاقی، به معادل گرسنگیِ کودکان در غزه فکر میکنم. اینکه پدر و مادرهای خسته و ویران و آواره، که خود غذایی برای رفع گرسنگی ندارند و حتی به خوردن لاکپشت از دریا رو آوردهاند، در این ساعتها و دقیقهها با بیتابیِ بچهها چه میکنند؟ ما از پس ده دقیقهٔ این وضعیت برنمیآییم. آنان چه میکنند؟ با مثل شمع آبشدن کودکان خردسالِ گرسنه چه میکنند؟ ساعتها و دقیقههای این درد بیدرمان را چگونه میگذرانند؟
بدیِ دوران همذاتپندار ما این است که ما نخستین نسلی از انسانها هستیم که آنلاین و بر صفحهٔ گوشیهای خود، تماشاگر نسلکشیِ تاریخیم؛ تماشاگرانی دستبسته و صرفاً متأسف. فاجعهٔ آشویتس که دستمایهٔ مظلومنمایی و مایهٔ بنیان کشور اسرائیل است، هیچگاه تماشاگرِ فراگیر معاصر به این اندازه نداشت. به همین نسبت، تاریخ هم بیرحمتر از داوری دربارهٔ هلوکاست، دربارهٔ سکوت و کمک وسیع دیگران به رخدادن این فاجعه، داوری خواهد کرد. از میان میلیاردها انسان تماشاگرِ زندهٔ نسلکشی و گرسنهکشیِ امروزه غزه، انگشتشمارند کسانی چون گرتا توتبرگ که دست به کاری بزنند. بقیه چون ما نگاه میکنند و فقط لحظهلحظههای زندگیِ روزمرهشان زهر میشود. شاید اگر اندک نشانی از حیات اخلاقی برای ما مانده باشد، همین زهرشدنِ شریفِ زندگی روزانه است. اما بدانیم که این زهر برای کودکان گرسنهٔ امروزِ غزه غذا نمیشود! غذا کو؟ ساعت چند است؟
#یادداشت
@Hamesh1
Forwarded from Ali Abdi
این چند خط را در حالی مینویسم که صدای گلوله و بمب از پشت پنجره از چند کیلومتر آنسو تر میآید. بعد از سالها برگشتم ایران و پنج ماه انفرادی بودم و هنوز هم این احتمال وجود دارد که به زندان برگردم اما اگر ده سال هم در انفرادی میماندم لحظهای تردید نمیکردم که در این لحظه علیه شرورترین دولت زمانه صدایم را بلند کنم. دولت نژادپرست و آدمکش اسرائیل به مردم ایران حمله کرده و زیرساختهای ایران را هدف قرار دادهاست. رهبری این تجاوز با مردی است که به شهادت نهادهای موجه بینالمللی مرتکب جنایت علیه بشریت شده و دیوان کیفری بینالمللی حکم بازداشت او را صادر کردهاست. همان جنگندههایی که انسانهای غیریهودی را در فلسطین و لبنان کشتهاند حالا بر فراز آسمان شهرهای ایراناند و از کشتن ایرانیها هیچ ابایی ندارند. در واقع برای آنها تفاوتی بین انسان فلسطینی و لبنانی و ایرانی نیست. خطکشی بین مردم و حکومت ایران شاید در ساحت گفتمانی ممکن باشد اما حقهی دستگاه پروپاگاندای اسرائیل است که توسط رسانههای فارسیزبان ضد ایرانی تبلیغ میشود. با توسل به همین حقهبازی و تمایز بین حماس و غیرحماس فاجعهی انسانی در فلسطین را به بخشی از افکار عمومی دنیا فروختهاند. شهروندانی که کشته شدهاند آدمهای با پوست و گوشت و استخوان مثل من و شما بودهاند و خانوادههایی دارند که عزادارند. اگر دل نتانیاهو آنطور که در بیانیهاش آمده برای «زن، زندگی و آزادی» میسوخت زندگی سی هزار زن فلسطینی و لبنانی را تنها در دو سال نمیگرفت. طرف ایرانی در میانهی مذاکره با دولتی بود که برجام را پاره کردهبود، اما حالا جنگ تمامعیاری به ایران تحمیل شده که زندگی همهی ایرانیها را سوای باورهای سیاسیشان متأثر میکند. کمترین کار این است که کنار متجاوزان نایستیم. بیشتر آنکه با یکدیگر همدلی کنیم به هر راه که در توان و مهارتمان است.
اینستاگرام (حساب جدید)
https://www.instagram.com/p/DK7lAv9soz-/?igsh=NTc4MTIwNjQ2YQ==
اینستاگرام (حساب جدید)
https://www.instagram.com/p/DK7lAv9soz-/?igsh=NTc4MTIwNjQ2YQ==
در جایگاه ایرانی ساکن اروپا از مواضع حاکمان اروپایی و بهویژه فرانسه و آلمان در دفاع از کشور متجاوز خشمگین هستم و از ابراز این انزجار خودداری نخواهم کرد. البته این رویکرد دولتهای اروپایی اصلاً عجیب و خارج از رویه نیست. شعارهای آزادی و برابری و حقوق بینالملل که دانشمندان (اغلب با نیتهای خوب) ساختند، ابزاری برای مرزگذاری با دیگری و --بدتر-- نابودی کشورهای جنوب جهانی بوده است، درست مانند دستاوردهای فیزیک و شیمی که در مواردی به ساخت جنگافزارها منجر شدند. بعداً در روزگار صلح -- که زود باد -- بیشتر در این باره خواهم نوشت.
پاینده باد ایران عزیز!🇮🇷
@ftofighi
پاینده باد ایران عزیز!🇮🇷
@ftofighi
راستش این روزها قلبم مچالهتر از آن است که بخواهم بنویسم. این فجایع اولین بار در تاریخ نیست. ولی شاید اولین بار جلوی دوربینهاست. و ما باید تا آخر دنیا به خودمان بپیچیم که این روزها در روزهای حیات ما گذشت و ما در رسانهها با چشممان دیدیم و کاری نکردیم.
سلام بر هاجر! مادری ستمدیده که دوید و دوید تا در زمین خشک برای کودکش آب پیدا کند. مادران غزه از او هم تنهاترند! همراه با هاجر و مادران غزه، و با صدایی ضعیفتر و لرزانتر فریاد میزنیم: خدایا به داد ما برس!
@ftofighi
سلام بر هاجر! مادری ستمدیده که دوید و دوید تا در زمین خشک برای کودکش آب پیدا کند. مادران غزه از او هم تنهاترند! همراه با هاجر و مادران غزه، و با صدایی ضعیفتر و لرزانتر فریاد میزنیم: خدایا به داد ما برس!
@ftofighi
Forwarded from Inekas | انعکاس
🔵 پنجمین مدرسهٔ تابستانی انعکاس به چه کار پژوهشگران جوان مطالعات اسلامی میآید؟
💠 مسألهٔ عینیت در سالهای اخیر کانون مهمترین مناقشات روششناختی و نظری در مطالعات اسلامی بوده و روششناسی مطالعات اسلامی در جستوجوی عینیّت تحولی ژرف یافته است.
🔺 «آیا باور به منشأ وحیانی قرآن، نشانهای از سوگیری است که عینیّت پژوهش را تهدید میکند؟ یا فرضی است که درک عمیقتر و همدلانهتر قرآن را ممکن میسازد؟»
🔺 «آیا صرف خاستگاه شرقشناسانه یک برنامه پژوهشی، استعماری بودن نتایج آن پژوهش را نتیجه میدهد؟ و آیا میتوانیم مطالعهٔ آکادمیک اسلام را بدون میراث شرقشناسی تصور کنیم؟»
و مهمتر از همه
🔺 «چگونه میتوانیم با مبانی نظریِ بنا شده توسط پژوهشهای گذشته، به طور انتقادی تعامل کنیم تا چارچوبهای خودمان را -چارچوبهایی که دقیق، موجّه و مرتبط با امروز باشند- بسازیم؟»
💠 سالها، این پرسشها بیسروصدا در پاورقیها و حاشیههای آثار دانشگاهی مطرح میشدند. اما اخیراً، بحثهای روششناختی در مرکز توجه قرار گرفتهاند و الهامبخش محققین بودهاند تا آثاری مستقل را به کاوش در مبانی مطالعات اسلامی اختصاص دهند.
توسعهٔ روششناسی در مطالعات اسلامی، بیشک مهمترین و تأثیرگذارترین اتفاق سالهای اخیر در این حوزه به شمار میآید، اتفاقی که اهمیت آن به مراتب فراتر از کشف نسخهای کهن از قرآن در مسجد صنعاء یا یافتن سنگنوشتههای تازه در بیابان سیاه اردن است.
🎛 پنجمین مدرسهٔ تابستانی انعکاس امکان مواجههٔ نزدیک و مستقیم را با پژوهشگرانی فراهم میکند که در سالهای گذشته نقشی اساسی در شکلگیری بحثهای آکادمیک در زمینهٔ روششناسی مطالعات اسلامی داشتهاند. سخنرانان مدرسهٔ تابستانی یا خود مستقیماً در توسعهٔ چهارچوب نظری مطالعات اسلامی نقش داشتهاند، یا با کاربست روشهای جدید در موارد مطالعاتی، تاثیر روششناسی در پژوهشها را برجسته کردهاند.
محور اصلی این مدرسه، توانمندسازی پژوهشگران در مواجههٔ انتقادی با روششناسیهای پیشین مطالعات اسلامی و یادگیری چگونگی طراحی و توسعهٔ یک روششناسی موجّه، کارآمد و معتبر است.
🗂 فهرست عناوین ارائهها:
۱. سهیره صدیقی: «پژوهش خوب/ پژوهش بد: پیامدهای راهبردِ تقاطعگرایی در مطالعاتِ اسلامی»
۲. دوین استوارت: «یک طرح میانهرو برای مطالعاتِ اسلامی»
۳. کوین راینهارت: «اسلام زیسته: دینی عامیانه در سنتی جهانوطنی»
۴. آلیس فیندن: «نقشهبرداریِ معکوس از آرشیو: رویکرد پژوهشیِ فمینیستیِ پسااستعماری»
۵. فرید العطاس: «هژمونهای دانشی و دانشِ خودمختار: فراتر از پسااستعمارگرایی»
۶. لنا سلیمه: «استعمارزداییِ مطالعاتِ اسلامی
۷. ایرن هیوز: «چرا باید
۸. نعمان نقوی: «استعمارزدایی، ملیگرایی و دین»
۹. سجاد رضوی: «استعمارزدایی از
۱۰. فاطمه توفیقی: «مناسک دینی بهمثابهٔ ملکهٔ مدنی»
۱۱. مت ملوین کوشکی: «راهِ غریبه: اسلام بهعنوان افلاطونیگرایی و روحباوری، عینیت را به عبارتی استعماریِ سنتی تبدیل میکند—که بهطورِ شگفتآوری افلاطونی است»
۱۲. عزه حسین: «سیاستِ فقه اسلامی: ملاحظات روششناختی»
◀️ دفترچه مدرسه
⏺ تمام ارائهها به زبان انگلیسی و همراه با ترجمهٔ همزمان خواهد بود.
🔺 ساعتهای جدول به وقت تهران است.
📊 مهلت ثبتنام: تا ۶ شهریور ۱۴۰۴
ثبتنام زودهنگام تا ۲۷ مرداد ۱۴۰۴
🌐 کسب اطلاعات بیشتر:
https://inekas.org/en/2025ss/
📎 برای ثبتنام به اینجا مراجعه کنید یا به @Inekas_admin پیام بدهید.
#رویداد_انعکاس
🔵 @Inekas
«عینیّت در علوم اجتماعی و انسانی به معنای حذف تمام داوریهای ارزشی نیست، بلکه به معنای شناسایی و تعامل انتقادی با آنهاست.»
- ماکس وبر
و مهمتر از همه
توسعهٔ روششناسی در مطالعات اسلامی، بیشک مهمترین و تأثیرگذارترین اتفاق سالهای اخیر در این حوزه به شمار میآید، اتفاقی که اهمیت آن به مراتب فراتر از کشف نسخهای کهن از قرآن در مسجد صنعاء یا یافتن سنگنوشتههای تازه در بیابان سیاه اردن است.
محور اصلی این مدرسه، توانمندسازی پژوهشگران در مواجههٔ انتقادی با روششناسیهای پیشین مطالعات اسلامی و یادگیری چگونگی طراحی و توسعهٔ یک روششناسی موجّه، کارآمد و معتبر است.
۱. سهیره صدیقی: «پژوهش خوب/ پژوهش بد: پیامدهای راهبردِ تقاطعگرایی در مطالعاتِ اسلامی»
۲. دوین استوارت: «یک طرح میانهرو برای مطالعاتِ اسلامی»
۳. کوین راینهارت: «اسلام زیسته: دینی عامیانه در سنتی جهانوطنی»
۴. آلیس فیندن: «نقشهبرداریِ معکوس از آرشیو: رویکرد پژوهشیِ فمینیستیِ پسااستعماری»
۵. فرید العطاس: «هژمونهای دانشی و دانشِ خودمختار: فراتر از پسااستعمارگرایی»
۶. لنا سلیمه: «استعمارزداییِ مطالعاتِ اسلامی
۷. ایرن هیوز: «چرا باید
نظریه و روش را مطالعه کرد؟»۸. نعمان نقوی: «استعمارزدایی، ملیگرایی و دین»
۹. سجاد رضوی: «استعمارزدایی از
اسلام»۱۰. فاطمه توفیقی: «مناسک دینی بهمثابهٔ ملکهٔ مدنی»
۱۱. مت ملوین کوشکی: «راهِ غریبه: اسلام بهعنوان افلاطونیگرایی و روحباوری، عینیت را به عبارتی استعماریِ سنتی تبدیل میکند—که بهطورِ شگفتآوری افلاطونی است»
۱۲. عزه حسین: «سیاستِ فقه اسلامی: ملاحظات روششناختی»
ثبتنام زودهنگام تا ۲۷ مرداد ۱۴۰۴
https://inekas.org/en/2025ss/
#رویداد_انعکاس
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
⚪ بزرگداشت کتاب تاریخ قرآن اثر روانشاد محمود رامیار،
در مجموعه صد کتاب ماندگار قرن کتابخانه ملی ایران،
با حضور فاطمه توفیقی و محمدهادی گرامی
https://www.aparat.com/v/rth7750
معرفی محمود رامیار
https://www.aparat.com/v/rth7750
برای مطالعه بیشتر، نک. مرتضی کریمینیا، «پیش و پس از تئودور نولدکه: تاریخ قرآن نویسی در جهان اسلام» صحیفه مبین (۱۳۹۱):
https://quran.isca.ac.ir/fa/Article/Detail/13932/
@ftofighi
در مجموعه صد کتاب ماندگار قرن کتابخانه ملی ایران،
با حضور فاطمه توفیقی و محمدهادی گرامی
https://www.aparat.com/v/rth7750
معرفی محمود رامیار
https://www.aparat.com/v/rth7750
برای مطالعه بیشتر، نک. مرتضی کریمینیا، «پیش و پس از تئودور نولدکه: تاریخ قرآن نویسی در جهان اسلام» صحیفه مبین (۱۳۹۱):
https://quran.isca.ac.ir/fa/Article/Detail/13932/
@ftofighi
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
ویدئو کامل بررسی کتاب «تاریخ قرآن» |بیستوهشتمین نشست «صدکتاب ماندگار قرن»
کتاب «تاریخ قرآن» تألیف محمود رامیار به عنوان بیست و هشتمین صد کتاب ماندگار قرن در اسفند ماه 1403 معرفی شد.
🌀 منع پذیرایی در جلسات دفاع در دانشگاهها خبری خوش بود. لازم نیست زیاد درباره آن بنویسم، از دغدغهای ذهنی که شب جلسه برای دانشجو ایجاد میکرد، از دشواری آن وقتی خود دانشجو با فشار اقتصادی کارش را تمام کرده و از همه مهمتر برای مشخص نبودن مرز میان یک جلسه علمی پرچالش و یک ضیافت به صرف شام و شیرینی. چطور هم نمک سفرهات را بخورم و هم نوشتهات را نقد کنم؟
@ftofighi
@ftofighi
Forwarded from DinOnline دینآنلاین
🔻گزارشی از کتاب تاریخ تحریفباوری در اسلام
✔️در گزارش فاطمه توفیقی از کتاب «تاریخ تحریفباوری در اسلام» اثر محمدعلی طباطبایی، این اثر پژوهشیِ عمیق، به چالشی جسورانه با یکی از باورهای رایج اما کمبررسیشده در تاریخ اسلامی تبدیل شده است. توفیقی در گزارش خود بر این نکته تأکید میکند که طباطبایی با روشی تحلیلی و با استناد به معناشناسی قرآنی، این نظریه را رد میکند که قرآن، تورات و انجیل موجود را تحریفشده میداند. به گزارش او، نویسنده کتاب استدلال میکند که قرآن کتابهای پیشین را تصدیق کرده و مفهوم «تحریف» در آیات، نه به متن نوشتاری، که به تفسیر و کجفهمی شفاهی آن اشاره دارد. این گزارش، مسیر پیچیده تبدیل این انگاره از یک ابزار کلامی در مجادلات به یک باور تثبیتشده در سنت اسلامی را نیز دنبال میکند.
📎 پیوند به متن کامل این گزارش در سایت دینآنلاین
https://www.dinonline.com/45476/
🆔 @dinonline
✔️در گزارش فاطمه توفیقی از کتاب «تاریخ تحریفباوری در اسلام» اثر محمدعلی طباطبایی، این اثر پژوهشیِ عمیق، به چالشی جسورانه با یکی از باورهای رایج اما کمبررسیشده در تاریخ اسلامی تبدیل شده است. توفیقی در گزارش خود بر این نکته تأکید میکند که طباطبایی با روشی تحلیلی و با استناد به معناشناسی قرآنی، این نظریه را رد میکند که قرآن، تورات و انجیل موجود را تحریفشده میداند. به گزارش او، نویسنده کتاب استدلال میکند که قرآن کتابهای پیشین را تصدیق کرده و مفهوم «تحریف» در آیات، نه به متن نوشتاری، که به تفسیر و کجفهمی شفاهی آن اشاره دارد. این گزارش، مسیر پیچیده تبدیل این انگاره از یک ابزار کلامی در مجادلات به یک باور تثبیتشده در سنت اسلامی را نیز دنبال میکند.
📎 پیوند به متن کامل این گزارش در سایت دینآنلاین
https://www.dinonline.com/45476/
🆔 @dinonline
دینآنلاین
گزارشی از کتاب تاریخ تحریفباوری در اسلام
در گزارش فاطمه توفیقی از کتاب «تاریخ تحریفباوری در اسلام» اثر محمدعلی طباطبایی، این اثر پژوهشیِ عمیق، به چالشی جسورانه با یکی از باورهای رایج اما کمبررسیشده در تاریخ اسلامی تبدیل شده است. توفیقی در گزارش خود بر این نکته تأکید میکند که طباطبایی با روشی…
Forwarded from Hekmat International Academy
📖 کتاب «تفسیرپژوهی»
✨ برگرفته از درسگفتارهای دوره تخصصی تفسیرپژوهی آکادمی حکمت، با حضور برترین اساتید علوم قرآن و حدیث
📘 این اثر با نگاهی نو و طبقهبندی دقیق موضوعات، دریچهای تازه به فهم نظاممند قرآن کریم میگشاید.
🔹 در ۴ بخش اصلی:
مقدمات و کلیات تفسیر | دانشهای پیرامونی | رویکردهای تفسیری معاصر | تفسیرپژوهی در غرب
📌 منبعی ارزشمند برای دانشجویان، طلاب، پژوهشگران و همه علاقهمندان به علوم قرآنی
🎁 هدیه ویژه: با خرید این کتاب، تقویم و پلنر دیواری رایگان دریافت کنید!
📦 ارسال به سراسر کشور
#کتاب
🔗 اطلاعات بیشتر و ثبت سفارش:
https://hekmat.academy/product/tafsir-studies
📲 با ما همراه باشید:
تلگرام I اینستاگرام I ایتا I آپارات
✨ برگرفته از درسگفتارهای دوره تخصصی تفسیرپژوهی آکادمی حکمت، با حضور برترین اساتید علوم قرآن و حدیث
📘 این اثر با نگاهی نو و طبقهبندی دقیق موضوعات، دریچهای تازه به فهم نظاممند قرآن کریم میگشاید.
🔹 در ۴ بخش اصلی:
مقدمات و کلیات تفسیر | دانشهای پیرامونی | رویکردهای تفسیری معاصر | تفسیرپژوهی در غرب
📌 منبعی ارزشمند برای دانشجویان، طلاب، پژوهشگران و همه علاقهمندان به علوم قرآنی
🎁 هدیه ویژه: با خرید این کتاب، تقویم و پلنر دیواری رایگان دریافت کنید!
📦 ارسال به سراسر کشور
#کتاب
🔗 اطلاعات بیشتر و ثبت سفارش:
https://hekmat.academy/product/tafsir-studies
📲 با ما همراه باشید:
تلگرام I اینستاگرام I ایتا I آپارات
⭐ در جایگاه یک دینپژوه با دلمشغولی مسائل جنسیتی، طبعاً به این توجه داشتهام که باید متون و نهادهای دینی را با خطکش آزادی و عدالت و کرامت انسانی سنجید و از نگاههای نو نپرهیزید. ولی از آن مهمتر این بوده که بسیاری از دولتها چیزی را تجویز کردهاند و به نام دین و شریعت تثبیت کردهاند که از قضا در متون دینی نبوده یا در شرع رخصتها و انعطافهایی داشته که در قوانین مبتنی بر دین دیده نمیشود. یعنی آن قوانین به استناد به دین تثبیت میشوند، درحالیکه حتی در سختگیرانهترین متون دینی هم خبری از آنها به این شکل نیست. روزی هم که سخن از تغییر قوانین میآید، به تقدس دین ارجاع میشود، باز هم درحالیکه سخن آن متون دینی چیزی دیگر است.
برای نمونه هنگامی که سخن از اجازه شوهر برای دریافت گذرنامه میشود، به حکم تمکین زن از مرد در شرع ارجاع میشود. بعد هم گروهی سعی میکنند بدون اینکه در برداشت شرعی دست ببرند، اختیار زن (معمولاً زنان نخبه) را به حاکم شرع بدهند و گروهی دیگر میکوشند نقادانه بپرسند که چه مبناهای انسانشناختی درباره روابط زن و مرد و کرامت انسانی وجود داشته که از روز اول تمکین برای زن تجویز شده است. اما در متون دینی که نگاه کنیم تمکین متوقف بر نفقه است. یعنی اگر کسی برای حتی مدتی نفقه نگیرد، تمکین هم در آن مدت بر او واجب نیست. چطور یک کشور میتواند با استناد به دین برای همه زنان متأهل چیزی را تصویب کند که خود شرع هم آن را برای همه زنان تصویب نکرده است؟ (در ضمن توجه داشته باشیم که قوانین تمکین و نفقه با قوانین ازدواج و طلاق داستانی جدا دارد و آن را هم باید جداگانه بحث کرد.)
در اینجا از این سخن نمیگویم که آیا آن قانون شرعی قابلدفاع یا قابلنقد است یا باید اصولاً مبنای قانونگذاری باشد. سخنم این است که حتی روزی که قانونگذار بخواهد به آن ارجاع بدهد، بهدقت ارجاع نداده است. قبلاً هم به این اشاره کرده بودم که قوانین شرعی تمکین ناظر به خانه است و بسط آن به کشور و دولت پیچیدگیهایی دارد که قانونگذار نادیده گرفته است. قانون گذرنامه (و الزام زن به کسب اجازه از شوهر برای کسب گذرنامه) مصوب سال ۱۳۵۱ است و خوب است بدانیم قانونگذاران با چه مبنایی این الزام را برای زنان گذاشتند؟
نمونههای دیگر را در این یادداشت ببینید که البته مدعای اصلی آن هم چیزی دیگر است، ولی نمونههای خوبی گنجانده است.
@ftofighi
برای نمونه هنگامی که سخن از اجازه شوهر برای دریافت گذرنامه میشود، به حکم تمکین زن از مرد در شرع ارجاع میشود. بعد هم گروهی سعی میکنند بدون اینکه در برداشت شرعی دست ببرند، اختیار زن (معمولاً زنان نخبه) را به حاکم شرع بدهند و گروهی دیگر میکوشند نقادانه بپرسند که چه مبناهای انسانشناختی درباره روابط زن و مرد و کرامت انسانی وجود داشته که از روز اول تمکین برای زن تجویز شده است. اما در متون دینی که نگاه کنیم تمکین متوقف بر نفقه است. یعنی اگر کسی برای حتی مدتی نفقه نگیرد، تمکین هم در آن مدت بر او واجب نیست. چطور یک کشور میتواند با استناد به دین برای همه زنان متأهل چیزی را تصویب کند که خود شرع هم آن را برای همه زنان تصویب نکرده است؟ (در ضمن توجه داشته باشیم که قوانین تمکین و نفقه با قوانین ازدواج و طلاق داستانی جدا دارد و آن را هم باید جداگانه بحث کرد.)
در اینجا از این سخن نمیگویم که آیا آن قانون شرعی قابلدفاع یا قابلنقد است یا باید اصولاً مبنای قانونگذاری باشد. سخنم این است که حتی روزی که قانونگذار بخواهد به آن ارجاع بدهد، بهدقت ارجاع نداده است. قبلاً هم به این اشاره کرده بودم که قوانین شرعی تمکین ناظر به خانه است و بسط آن به کشور و دولت پیچیدگیهایی دارد که قانونگذار نادیده گرفته است. قانون گذرنامه (و الزام زن به کسب اجازه از شوهر برای کسب گذرنامه) مصوب سال ۱۳۵۱ است و خوب است بدانیم قانونگذاران با چه مبنایی این الزام را برای زنان گذاشتند؟
نمونههای دیگر را در این یادداشت ببینید که البته مدعای اصلی آن هم چیزی دیگر است، ولی نمونههای خوبی گنجانده است.
@ftofighi
Telegram
تداعیات
عِرض خود میبری و زحمت ما میداری!
دربارهی تبعیض جنسیتی و مردانِ همیشه متهم
١. زن میانسال که تیپ اسپرت دارد، میآید پشت باجه و درخواست تمدید گذرنامه میدهد. کارهایش پیش میرود تا آنجا که میشنود: «همسرتون باید اجازه بدن برای خروج...» زن میگوید بار قبل…
دربارهی تبعیض جنسیتی و مردانِ همیشه متهم
١. زن میانسال که تیپ اسپرت دارد، میآید پشت باجه و درخواست تمدید گذرنامه میدهد. کارهایش پیش میرود تا آنجا که میشنود: «همسرتون باید اجازه بدن برای خروج...» زن میگوید بار قبل…
Forwarded from Ehsan
مدرنیته پس از نسلکشی: بازنگری نسبت ما و تجدّد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سید کوهزاد اسماعیلی
الهیات سیاسی نسلکشی
فاطمه توفیقی
علوم انسانی در ایران در سایهی هژمونی علمی
احسان راستان
از نگاهی دیگر: در پاسداشت روشنگری
علیرضا سمنانی
هانری کربن و نقد مدرنیته
یاسر میردامادی
نیهیلیسم ایرانی: روزگار فروریزش جملهمکتبها
بابک مینا
نسبت جوامع پیرامونی با تضادهای روشنگری
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در کلابهاوس و گوگلمیت «حلقۀ دیدگاه نو»
شنبه، ۸ آذر ۱۴۰۴ / ۲۹ نوامبر ۲۰۲۵
۲۲:۳۰ به وقت تهران
۱۹:۰۰ به وقت لندن
۱۴:۰۰ به وقت تورنتو
لینک کلابهاوس
لینک گوگلمیت
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سید کوهزاد اسماعیلی
الهیات سیاسی نسلکشی
فاطمه توفیقی
علوم انسانی در ایران در سایهی هژمونی علمی
احسان راستان
از نگاهی دیگر: در پاسداشت روشنگری
علیرضا سمنانی
هانری کربن و نقد مدرنیته
یاسر میردامادی
نیهیلیسم ایرانی: روزگار فروریزش جملهمکتبها
بابک مینا
نسبت جوامع پیرامونی با تضادهای روشنگری
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در کلابهاوس و گوگلمیت «حلقۀ دیدگاه نو»
شنبه، ۸ آذر ۱۴۰۴ / ۲۹ نوامبر ۲۰۲۵
۲۲:۳۰ به وقت تهران
۱۹:۰۰ به وقت لندن
۱۴:۰۰ به وقت تورنتو
لینک کلابهاوس
لینک گوگلمیت
کیش غنوصی فاطمه در اسلام شیعی.pdf
979.6 KB
بازنشر:
📎 ترجمه «کیش غنوصی فاطمه در اسلام شیعی» به قلم لویی ماسینیون
برای آشنایی با کاربست رویکرد پدیدارشناسانه در فهم شخصیتهای تاریخی نک:
https://www.dinonline.com/32306/
@ftofighi
📎 ترجمه «کیش غنوصی فاطمه در اسلام شیعی» به قلم لویی ماسینیون
برای آشنایی با کاربست رویکرد پدیدارشناسانه در فهم شخصیتهای تاریخی نک:
https://www.dinonline.com/32306/
@ftofighi
Forwarded from مدرسانۀ دورنما
▪️پایان پادکست راوی
🔹نخستین شمارۀ راوی، کاری از #ایمان_تاجی، همزمان با کریسمسِ دو سال پیش در #رادیو_دورنما منتشر شد و حالا در روزهای پایانیِ سال میلادی جاری به ایستگاه آخر رسیده است. #راوی روایتی است از مقالههای اسلامپژوهان غربی در موضوع قرآن و اسلام آغازین. در طی دو سال گذشته، قسمتهای دهگانۀ راوی بهتدریج و تقریباً منظم در صفحات مجازی دورنما منتشر شدهاند و اینک فهرست و پیوند دسترسی به آنها یکجا تقدیم علاقهمندان میشود.
۱. کریسمس در قرآن
مقالهای از استیون شومیکر
تلگرام | کستباکس | یوتوب
۲. مؤمنان یا مسلمانان؟ نخستین پیروان محمد
مقالهای از ایلکا لینستِت
تلگرام | کستباکس | یوتوب
۳. ابلیس و خاستگاه شر
مقالهای از آنگلیکا نویورت و دیرک هارتویگ
تلگرام | کستباکس | یوتوب
۴. فتح بهشت
مقالهای از شان آنتونی
تلگرام | کستباکس | یوتوب
۵. ازدواجهای سیاسی در اسلام آغازین
مقالهای از کریستین سانر
تلگرام | کستباکس | یوتوب
۶. عیسای قرآن: مرده یا زنده؟
مقالهای از گابریل رینولدز
تلگرام | کستباکس | یوتوب
۷. رهبانیت: از روحانیت تا عزوبت
مقالهای از عمران البدَوی
تلگرام | کستباکس | یوتوب
۸. روایت کربلا در حافظۀ تاریخی مسلمانان
مقالهای از آنتوان بورو
تلگرام | کستباکس | یوتوب
۹. مصر در نخستین سدههای اسلامی
مقالهای از پترا سَیپستاین
تلگرام | کستباکس | یوتوب
۱۰. مشق تاریخ: مروری بر پادکست راوی
بهروایت ایمان تاجی
تلگرام | کستباکس | یوتوب
🔻پادکست راوی در شنوتو و آپارات هم در دسترس است.
#پادکست_راوی #گزارش_مقاله
#اسلام_آغازین #مطالعات_قرآن
#مطالعات_آکادمیک_اسلام
#اسلام_پژوهی_غربیان
#مدرسانۀ_دورنما
@doornamaa
🔹نخستین شمارۀ راوی، کاری از #ایمان_تاجی، همزمان با کریسمسِ دو سال پیش در #رادیو_دورنما منتشر شد و حالا در روزهای پایانیِ سال میلادی جاری به ایستگاه آخر رسیده است. #راوی روایتی است از مقالههای اسلامپژوهان غربی در موضوع قرآن و اسلام آغازین. در طی دو سال گذشته، قسمتهای دهگانۀ راوی بهتدریج و تقریباً منظم در صفحات مجازی دورنما منتشر شدهاند و اینک فهرست و پیوند دسترسی به آنها یکجا تقدیم علاقهمندان میشود.
۱. کریسمس در قرآن
مقالهای از استیون شومیکر
تلگرام | کستباکس | یوتوب
۲. مؤمنان یا مسلمانان؟ نخستین پیروان محمد
مقالهای از ایلکا لینستِت
تلگرام | کستباکس | یوتوب
۳. ابلیس و خاستگاه شر
مقالهای از آنگلیکا نویورت و دیرک هارتویگ
تلگرام | کستباکس | یوتوب
۴. فتح بهشت
مقالهای از شان آنتونی
تلگرام | کستباکس | یوتوب
۵. ازدواجهای سیاسی در اسلام آغازین
مقالهای از کریستین سانر
تلگرام | کستباکس | یوتوب
۶. عیسای قرآن: مرده یا زنده؟
مقالهای از گابریل رینولدز
تلگرام | کستباکس | یوتوب
۷. رهبانیت: از روحانیت تا عزوبت
مقالهای از عمران البدَوی
تلگرام | کستباکس | یوتوب
۸. روایت کربلا در حافظۀ تاریخی مسلمانان
مقالهای از آنتوان بورو
تلگرام | کستباکس | یوتوب
۹. مصر در نخستین سدههای اسلامی
مقالهای از پترا سَیپستاین
تلگرام | کستباکس | یوتوب
۱۰. مشق تاریخ: مروری بر پادکست راوی
بهروایت ایمان تاجی
تلگرام | کستباکس | یوتوب
🔻پادکست راوی در شنوتو و آپارات هم در دسترس است.
#پادکست_راوی #گزارش_مقاله
#اسلام_آغازین #مطالعات_قرآن
#مطالعات_آکادمیک_اسلام
#اسلام_پژوهی_غربیان
#مدرسانۀ_دورنما
@doornamaa