🔻شمال و جنوب در تیررس:
نقشه آسیبپذیری صنعت نیمههادی اسرائیل
#پژوهش_اختصاصی
▪️صنعت نیمههادی در اسرائیل یکی از ستونهای حیاتی اقتصاد و قدرت راهبردی این رژیم به شمار میرود؛ صنعتی که فراتر از یک بخش اقتصادی، بهعنوان زیرساختی کلیدی برای فناوریهای پیشرفته، توان نظامی و جایگاه ژئوپلیتیکی آن عمل میکند. تراشهها در واقع «مغز» تمامی سامانههای مدرن از ارتباطات و رایانش ابری تا تسلیحات هوشمند هستند و نقش تعیینکنندهای در آینده اقتصاد دیجیتال و موازنههای نظامی دارند.
▪️رژیم صهیونیستی با وجود جمعیتی کمتر از ۱۰ میلیون نفر، توانسته به جایگاهی برجسته در این صنعت دست یابد. وجود بیش از ۲۵۰ شرکت فعال، نزدیک به ۵۰ هزار نیروی متخصص، صادرات سالانه بیش از ۱۰ میلیارد دلار و کسب جایگاه دوم جهان از نظر تعداد استارتاپهای حوزه تراشه، نشاندهنده عمق و پویایی این اکوسیستم است. علاوه بر این، صنعت نیمههادی سهم قابل توجهی از اشتغال فناوری را نیز به خود اختصاص داده و بخش مهمی از صادرات پیشرفته این رژیم را تشکیل میدهد.
▪️با اینحال، این تصویر قدرتمند، آسیبپذیریهای عمیقی را نیز در خود پنهان کرده است. مهمترین این آسیبپذیریها به تمرکز جغرافیایی زیرساختها و تأسیسات حیاتی بازمیگردد؛ تمرکزی که در شرایط جنگ منطقهای میتواند به یک نقطه ضعف تعیینکننده تبدیل شود. در چنین شرایطی، هدف قرار دادن چند نقطه کلیدی میتواند بخش قابلتوجهی از ظرفیت تولید و حتی تحقیق و توسعه را مختل کند.
▪️در این میان، شرکتهایی که دارای زیرساختهای فیزیکی حیاتی مانند کارخانههای تولید هستند، بیشترین میزان آسیبپذیری را دارند.
✅️ در رأس این فهرست، شرکت Intel قرار دارد. این شرکت با حدود ۹۳۰۰ کارمند مستقیم در اسرائیل، یکی از بزرگترین کارفرمایان بخش خصوصی بهشمار میرود و نقش مهمی در اقتصاد این رژیم ایفا میکند. کارخانه Fab 28 در «کریات گات» که در فاصلهای حدود ۴۰ کیلومتری از نوار غزه قرار دارد، یکی از مهمترین مراکز تولیدی اینتل است. صادرات این شرکت از اسرائیل حدود ۹ میلیارد دلار برآورد میشود که معادل نزدیک به ۵ درصد کل صادرات این رژیم است.
✅️ پس از آن، Tower Semiconductor بهعنوان تنها تولیدکننده سفارشی در داخل اسرائیل، جایگاهی بسیار حساس دارد. این شرکت با ارزش بازار حدود ۲۲ میلیارد دلار، نقش کلیدی در تولید تراشههای تخصصی برای کاربردهای صنعتی و دفاعی ایفا میکند. تأسیسات اصلی آن در «میگدال هائمک» در شمال سرزمینهای اشغالی قرار دارد؛ منطقهای که بهدلیل نزدیکی به جبهههای بالقوه درگیری، در معرض تهدیدات امنیتی است. نبود جایگزین داخلی برای این شرکت، اهمیت و در عین حال آسیبپذیری آن را دوچندان کرده است.
▪️در مجموع، یک ضربه موفق به زیرساختهای نیمههادی اسرائیل میتواند پیامدهایی فراتر از سطح ملی داشته باشد و حتی اکوسیستم فناوری غرب را تحت تأثیر قرار دهد. تمرکز جغرافیایی تأسیسات کلیدی، بهویژه در شمال و جنوب، این صنعت را در برابر تهدیدات فیزیکی و اختلالات لجستیکی بهشدت آسیبپذیر کرده و آن را به یکی از مهمترین نقاط حساس راهبردی این رژیم تبدیل کرده است.
برای درک ابعاد کامل این موضوع و جزئیات بیشتر، گزارش کامل را مطالعه کنید.
#اندیشکده_قرار
وبسایت | بله | ایتا
@gharar_tt
نقشه آسیبپذیری صنعت نیمههادی اسرائیل
#پژوهش_اختصاصی
▪️صنعت نیمههادی در اسرائیل یکی از ستونهای حیاتی اقتصاد و قدرت راهبردی این رژیم به شمار میرود؛ صنعتی که فراتر از یک بخش اقتصادی، بهعنوان زیرساختی کلیدی برای فناوریهای پیشرفته، توان نظامی و جایگاه ژئوپلیتیکی آن عمل میکند. تراشهها در واقع «مغز» تمامی سامانههای مدرن از ارتباطات و رایانش ابری تا تسلیحات هوشمند هستند و نقش تعیینکنندهای در آینده اقتصاد دیجیتال و موازنههای نظامی دارند.
▪️رژیم صهیونیستی با وجود جمعیتی کمتر از ۱۰ میلیون نفر، توانسته به جایگاهی برجسته در این صنعت دست یابد. وجود بیش از ۲۵۰ شرکت فعال، نزدیک به ۵۰ هزار نیروی متخصص، صادرات سالانه بیش از ۱۰ میلیارد دلار و کسب جایگاه دوم جهان از نظر تعداد استارتاپهای حوزه تراشه، نشاندهنده عمق و پویایی این اکوسیستم است. علاوه بر این، صنعت نیمههادی سهم قابل توجهی از اشتغال فناوری را نیز به خود اختصاص داده و بخش مهمی از صادرات پیشرفته این رژیم را تشکیل میدهد.
▪️با اینحال، این تصویر قدرتمند، آسیبپذیریهای عمیقی را نیز در خود پنهان کرده است. مهمترین این آسیبپذیریها به تمرکز جغرافیایی زیرساختها و تأسیسات حیاتی بازمیگردد؛ تمرکزی که در شرایط جنگ منطقهای میتواند به یک نقطه ضعف تعیینکننده تبدیل شود. در چنین شرایطی، هدف قرار دادن چند نقطه کلیدی میتواند بخش قابلتوجهی از ظرفیت تولید و حتی تحقیق و توسعه را مختل کند.
▪️در این میان، شرکتهایی که دارای زیرساختهای فیزیکی حیاتی مانند کارخانههای تولید هستند، بیشترین میزان آسیبپذیری را دارند.
✅️ در رأس این فهرست، شرکت Intel قرار دارد. این شرکت با حدود ۹۳۰۰ کارمند مستقیم در اسرائیل، یکی از بزرگترین کارفرمایان بخش خصوصی بهشمار میرود و نقش مهمی در اقتصاد این رژیم ایفا میکند. کارخانه Fab 28 در «کریات گات» که در فاصلهای حدود ۴۰ کیلومتری از نوار غزه قرار دارد، یکی از مهمترین مراکز تولیدی اینتل است. صادرات این شرکت از اسرائیل حدود ۹ میلیارد دلار برآورد میشود که معادل نزدیک به ۵ درصد کل صادرات این رژیم است.
✅️ پس از آن، Tower Semiconductor بهعنوان تنها تولیدکننده سفارشی در داخل اسرائیل، جایگاهی بسیار حساس دارد. این شرکت با ارزش بازار حدود ۲۲ میلیارد دلار، نقش کلیدی در تولید تراشههای تخصصی برای کاربردهای صنعتی و دفاعی ایفا میکند. تأسیسات اصلی آن در «میگدال هائمک» در شمال سرزمینهای اشغالی قرار دارد؛ منطقهای که بهدلیل نزدیکی به جبهههای بالقوه درگیری، در معرض تهدیدات امنیتی است. نبود جایگزین داخلی برای این شرکت، اهمیت و در عین حال آسیبپذیری آن را دوچندان کرده است.
▪️در مجموع، یک ضربه موفق به زیرساختهای نیمههادی اسرائیل میتواند پیامدهایی فراتر از سطح ملی داشته باشد و حتی اکوسیستم فناوری غرب را تحت تأثیر قرار دهد. تمرکز جغرافیایی تأسیسات کلیدی، بهویژه در شمال و جنوب، این صنعت را در برابر تهدیدات فیزیکی و اختلالات لجستیکی بهشدت آسیبپذیر کرده و آن را به یکی از مهمترین نقاط حساس راهبردی این رژیم تبدیل کرده است.
برای درک ابعاد کامل این موضوع و جزئیات بیشتر، گزارش کامل را مطالعه کنید.
#اندیشکده_قرار
وبسایت | بله | ایتا
@gharar_tt
👍2
🔻آسیبپذیرترین حلقه: چرا جنگ منطقهای صنعت نیمههادی اسرائیل را از کار میاندازد؟
#پژوهش_اختصاصی
🟢 صنعت نیمههادی اسرائیل را باید در چارچوب یک شبکه پیچیده و فراملی از تأمین، حملونقل و وابستگیهای متقابل تحلیل کرد؛ شبکهای که در شرایط عادی کارآمد و سودآور است، اما در سناریوی بروز یک جنگ گسترده منطقهای میتواند به نقطه ضعف راهبردی تبدیل شود.
▪️برخلاف تصور رایج از «خودکفایی فناورانه»، این صنعت در لایههای لجستیک و تأمین مواد اولیه به شدت شکننده و وابسته به محیط پیرامونی است. شرایطی که در آن همزمان صادرات هلیوم قطر قطع شده و فرودگاه بنگوریون در وضعیت نیمهتعطیل قرار دارد، بهمعنای ورود صنعت نیمههادی اسرائیل به یک وضعیت بحرانی ساختاری است؛ وضعیتی که در آن، اختلال نه در یک حلقه، بلکه در چندین گلوگاه همزمان رخ داده و امکان جایگزینی سریع عملاً از بین میرود.
▫️نخستین سطح آسیبپذیری به گلوگاههای لجستیک هوایی و دریایی بازمیگردد. فرودگاه بنگوریون عملاً بهعنوان دروازه اصلی ورود تجهیزات حساس، قطعات یدکی و حتی نیروهای متخصص خارجی عمل میکند. بسیاری از تجهیزات پیشرفته، بهویژه ماشینهای لیتوگرافی ساخت شرکت ASML، نیازمند حضور مهندسان خارجی برای نصب، راهاندازی و تعمیرات دورهای هستند. در صورت بسته شدن یا محدود شدن حریم هوایی این چرخه حیاتی متوقف میشود و خطوط تولید عملاً از کار میافتند.
▪️در بعد دریایی نیز وضعیت مشابهی وجود دارد. بخش عمدهای از مواد اولیه موردنیاز، از جمله ویفرهای سیلیکونی، گازهای صنعتی و مواد شیمیایی از طریق مسیرهای دریایی و از مبادی آسیایی و آفریقایی وارد میشوند. تنگههای راهبردی مانند هرمز و بابالمندب، شریانهای اصلی این زنجیره هستند. در شرایط تشدید تنش، افزایش ریسک در این آبراهها بهسرعت هزینههای بیمه را بالا برده و شرکتهای کشتیرانی را به تغییر مسیر پوادار میکند؛ مسیری که میتواند تا حدود ۳۰ روز به زمان حمل اضافه کند. برای صنعتی که به تحویل بهموقع و زنجیره تأمین دقیق وابسته است، چنین تأخیری میتواند به اختلال عملیاتی منجر شود.
▫️لایه دوم آسیبپذیری به وابستگی حیاتی به مواد اولیه وارداتی مربوط میشود. یکی از نقاط شکننده کلیدی، تأمین هلیوم است. بخش اعظمی از هلیوم مصرفی صنعت نیمههادی اسرائیل بهطور غیرمستقیم از قطر تأمین میشود. هلیوم مایع در خنکسازی تجهیزات حساس، بهویژه در فرآیندهای مرتبط با لیتوگرافی و کنترل دما، نقشی غیرقابل جایگزین دارد. نبود ذخایر استراتژیک کافی در داخل اسرائیل، این وابستگی را به یک «نقطه فشار ژئوپلیتیکی» تبدیل کرده است؛ بهگونهای که هرگونه اختلال در جریان تأمین میتواند به توقف خطوط تولید بینجامد.
▪️علاوه بر هلیوم، ویفرهای سیلیکونی و گازهای خاص صنعتی نیز از خارج تأمین میشوند. ویفرها عمدتاً از کشورهایی مانند آلمان، ژاپن و تایوان وارد میشوند؛ کشورهایی که در شرایط بحران ممکن است اولویتهای داخلی یا راهبردی خود را بر صادرات ترجیح دهند. همچنین گازهای ویژهای مانند NF3 و WF6 که در فرآیندهای لایهنشانی و اچینگ استفاده میشوند، عمدتاً از آمریکا و ژاپن تأمین شده و فاقد جایگزین داخلی هستند. این وابستگیها در شرایط اختلال جهانی، میتوانند بهصورت همزمان چند حلقه از زنجیره تولید را دچار وقفه کنند.
▪️آنچه در این وضعیت مشاهده میشود، نه صرفاً یک اختلال مقطعی، بلکه نوعی «فروپاشی همزمان گلوگاهها» است. ترکیب بسته شدن مسیرهای دریایی، محدودیت حملونقل هوایی و قطع منابع کلیدی باعث میشود صنعت نیمههادی اسرائیل با یک بحران چندلایه مواجه شود؛ بحرانی که در آن، حتی در صورت حفظ بخشی از ظرفیت تولید داخلی، امکان تداوم پایدار فعالیتها بهشدت محدود میشود.
▪️در چنین شرایطی، زنجیره تأمین دیگر بهعنوان یک مزیت رقابتی عمل نمیکند، بلکه به یک عامل تعیینکننده در تابآوری یا فروپاشی تبدیل میشود. از این منظر، صنعت نیمههادی اسرائیل نشان میدهد که در غیاب دسترسی پایدار به مسیرهای لجستیکی و منابع خارجی، برتری فناورانه بهتنهایی قادر به تضمین استمرار تولید نیست.
برای بررسی جزئیتر ساختار این وابستگیها، بازیگران کلیدی و سناریوهای محتمل، مطالعه گزارش کامل در سایت اندیشکده توصیه میشود.
#اندیشکده_قرار
وبسایت | بله | ایتا
@gharar_tt
#پژوهش_اختصاصی
🟢 صنعت نیمههادی اسرائیل را باید در چارچوب یک شبکه پیچیده و فراملی از تأمین، حملونقل و وابستگیهای متقابل تحلیل کرد؛ شبکهای که در شرایط عادی کارآمد و سودآور است، اما در سناریوی بروز یک جنگ گسترده منطقهای میتواند به نقطه ضعف راهبردی تبدیل شود.
▪️برخلاف تصور رایج از «خودکفایی فناورانه»، این صنعت در لایههای لجستیک و تأمین مواد اولیه به شدت شکننده و وابسته به محیط پیرامونی است. شرایطی که در آن همزمان صادرات هلیوم قطر قطع شده و فرودگاه بنگوریون در وضعیت نیمهتعطیل قرار دارد، بهمعنای ورود صنعت نیمههادی اسرائیل به یک وضعیت بحرانی ساختاری است؛ وضعیتی که در آن، اختلال نه در یک حلقه، بلکه در چندین گلوگاه همزمان رخ داده و امکان جایگزینی سریع عملاً از بین میرود.
▫️نخستین سطح آسیبپذیری به گلوگاههای لجستیک هوایی و دریایی بازمیگردد. فرودگاه بنگوریون عملاً بهعنوان دروازه اصلی ورود تجهیزات حساس، قطعات یدکی و حتی نیروهای متخصص خارجی عمل میکند. بسیاری از تجهیزات پیشرفته، بهویژه ماشینهای لیتوگرافی ساخت شرکت ASML، نیازمند حضور مهندسان خارجی برای نصب، راهاندازی و تعمیرات دورهای هستند. در صورت بسته شدن یا محدود شدن حریم هوایی این چرخه حیاتی متوقف میشود و خطوط تولید عملاً از کار میافتند.
▪️در بعد دریایی نیز وضعیت مشابهی وجود دارد. بخش عمدهای از مواد اولیه موردنیاز، از جمله ویفرهای سیلیکونی، گازهای صنعتی و مواد شیمیایی از طریق مسیرهای دریایی و از مبادی آسیایی و آفریقایی وارد میشوند. تنگههای راهبردی مانند هرمز و بابالمندب، شریانهای اصلی این زنجیره هستند. در شرایط تشدید تنش، افزایش ریسک در این آبراهها بهسرعت هزینههای بیمه را بالا برده و شرکتهای کشتیرانی را به تغییر مسیر پوادار میکند؛ مسیری که میتواند تا حدود ۳۰ روز به زمان حمل اضافه کند. برای صنعتی که به تحویل بهموقع و زنجیره تأمین دقیق وابسته است، چنین تأخیری میتواند به اختلال عملیاتی منجر شود.
▫️لایه دوم آسیبپذیری به وابستگی حیاتی به مواد اولیه وارداتی مربوط میشود. یکی از نقاط شکننده کلیدی، تأمین هلیوم است. بخش اعظمی از هلیوم مصرفی صنعت نیمههادی اسرائیل بهطور غیرمستقیم از قطر تأمین میشود. هلیوم مایع در خنکسازی تجهیزات حساس، بهویژه در فرآیندهای مرتبط با لیتوگرافی و کنترل دما، نقشی غیرقابل جایگزین دارد. نبود ذخایر استراتژیک کافی در داخل اسرائیل، این وابستگی را به یک «نقطه فشار ژئوپلیتیکی» تبدیل کرده است؛ بهگونهای که هرگونه اختلال در جریان تأمین میتواند به توقف خطوط تولید بینجامد.
▪️علاوه بر هلیوم، ویفرهای سیلیکونی و گازهای خاص صنعتی نیز از خارج تأمین میشوند. ویفرها عمدتاً از کشورهایی مانند آلمان، ژاپن و تایوان وارد میشوند؛ کشورهایی که در شرایط بحران ممکن است اولویتهای داخلی یا راهبردی خود را بر صادرات ترجیح دهند. همچنین گازهای ویژهای مانند NF3 و WF6 که در فرآیندهای لایهنشانی و اچینگ استفاده میشوند، عمدتاً از آمریکا و ژاپن تأمین شده و فاقد جایگزین داخلی هستند. این وابستگیها در شرایط اختلال جهانی، میتوانند بهصورت همزمان چند حلقه از زنجیره تولید را دچار وقفه کنند.
▪️آنچه در این وضعیت مشاهده میشود، نه صرفاً یک اختلال مقطعی، بلکه نوعی «فروپاشی همزمان گلوگاهها» است. ترکیب بسته شدن مسیرهای دریایی، محدودیت حملونقل هوایی و قطع منابع کلیدی باعث میشود صنعت نیمههادی اسرائیل با یک بحران چندلایه مواجه شود؛ بحرانی که در آن، حتی در صورت حفظ بخشی از ظرفیت تولید داخلی، امکان تداوم پایدار فعالیتها بهشدت محدود میشود.
▪️در چنین شرایطی، زنجیره تأمین دیگر بهعنوان یک مزیت رقابتی عمل نمیکند، بلکه به یک عامل تعیینکننده در تابآوری یا فروپاشی تبدیل میشود. از این منظر، صنعت نیمههادی اسرائیل نشان میدهد که در غیاب دسترسی پایدار به مسیرهای لجستیکی و منابع خارجی، برتری فناورانه بهتنهایی قادر به تضمین استمرار تولید نیست.
برای بررسی جزئیتر ساختار این وابستگیها، بازیگران کلیدی و سناریوهای محتمل، مطالعه گزارش کامل در سایت اندیشکده توصیه میشود.
#اندیشکده_قرار
وبسایت | بله | ایتا
@gharar_tt
👍2
🔻تراشهها در خط مقدم امنیت
رشد Tower و بازتعریف اهمیت صنعت نیمههادی
#پایش
📈 رشد چشمگیر سهام شرکت Tower Semiconductor در هفته اخیر علیرغم وضعیت امنیتی پیچیده توجه بازارهای مالی و تحلیلگران حوزه فناوری را به خود جلب کرده است؛ بهگونهای که ارزش بازار این شرکت برای نخستینبار از مرز ۲۰ میلیارد دلار عبور کرده و به حدود ۲۲ میلیارد دلار رسیده است.
▪️این جهش که با افزایش قابلتوجه قیمت سهام در بازههای کوتاهمدت و رشد چند صددرصدی در یک سال گذشته همراه بوده، نشاندهنده بازتفسیر جایگاه این شرکت در اکوسیستم جهانی نیمههادی است.
▪️در گذشته، Tower بهعنوان یک تولیدکننده تخصصی و نسبتاً کمحاشیه شناخته میشد، اما اکنون در کانونتوجه سرمایهگذاران قرار گرفته است؛ بهویژه به دلیل نقش آن در حوزههایی که مستقیماً با زیرساختهای هوش مصنوعی و پردازش داده مرتبط هستند. یکی از مهمترین محورهای فعالیت این شرکت، توسعه فناوری فوتونیک سیلیکونی است؛ فناوریای که امکان انتقال داده با استفاده از نور را فراهم میکند و نسبت به زیرساختهای سنتی مبتنیبر مس، سرعت بالاتر و مصرف انرژی کمتری دارد. این ویژگیها در شرایطی که حجم دادهها و نیازهای پردازشی سامانههای هوش مصنوعی بهطور تصاعدی در حال افزایش است، اهمیت راهبردی پیدا میکند.
✅️ اهمیت واقعی محصولات Tower را باید در پیوند آن با امنیت ملی و زیرساختهای حیاتی جستوجو کرد. تراشهها و فناوریهای تولیدی این شرکت در مراکز داده، شبکههای ارتباطی پیشرفته و سامانههای پردازشی حساس مورد استفاده قرار میگیرند؛ زیرساختهایی که عملکرد آنها برای تداوم عملیات نظامی، ارتباطات امن و پردازش اطلاعات حیاتی ضروری است. در این چارچوب، کیفیت، پایداری و امنیت سختافزارهای نیمههادی به یک مؤلفه کلیدی در تضمین تابآوری سامانههای راهبردی تبدیل شده است.
▪️وابستگی روزافزون سامانههای امنیتی و دفاعی به زیرساختهای نیمههادی نشان میدهد که شرکتهایی مانند Tower عملاً در لایهای فعالیت میکنند که بهطور غیرمستقیم با امنیت ملی گره خورده است. هرگونه اختلال در زنجیره تأمین یا زیرساخت تولید این نوع تراشهها میتواند اثرات زنجیرهای بر عملکرد سیستمهای پیشرفته داشته باشد. این موضوع در شرایط تنشهای منطقهای، اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ جایی که ریسکهای ژئوپلیتیکی میتوانند بر تصمیمات سرمایهگذاری، محل استقرار تولید و حتی جهتگیری فناوری شرکتها اثرگذار باشند.
▪️در عینحال، بازار سرمایه جهانی نشان میدهد که سرمایهگذاران علیرغم این ریسکها، بیش از پیش بر تقاضای ساختاری ناشی از رشد هوش مصنوعی و نیاز به زیرساختهای پردازشی متمرکز شدهاند. در این میان، فوتونیک سیلیکونی و تراشههای پیشرفته بهعنوان حلقههای کلیدی این زنجیره، نقش تعیینکنندهای در آینده فناوری و امنیت ایفا خواهند کرد.
▪️رشد ارزش Tower Semiconductor را میتوان بازتابی از افزایش اهمیت راهبردی صنعت نیمههادی دانست؛ صنعتی که در تقاطع اقتصاد، فناوری و امنیت قرار گرفته و به یکی از ارکان اصلی قدرت در رقابتهای ژئوپلیتیکی تبدیل شده است.
مطالعه در سایت اندیشکده قرار
#اندیشکده_قرار
وبسایت | بله | ایتا
@gharar_tt
رشد Tower و بازتعریف اهمیت صنعت نیمههادی
#پایش
📈 رشد چشمگیر سهام شرکت Tower Semiconductor در هفته اخیر علیرغم وضعیت امنیتی پیچیده توجه بازارهای مالی و تحلیلگران حوزه فناوری را به خود جلب کرده است؛ بهگونهای که ارزش بازار این شرکت برای نخستینبار از مرز ۲۰ میلیارد دلار عبور کرده و به حدود ۲۲ میلیارد دلار رسیده است.
▪️این جهش که با افزایش قابلتوجه قیمت سهام در بازههای کوتاهمدت و رشد چند صددرصدی در یک سال گذشته همراه بوده، نشاندهنده بازتفسیر جایگاه این شرکت در اکوسیستم جهانی نیمههادی است.
▪️در گذشته، Tower بهعنوان یک تولیدکننده تخصصی و نسبتاً کمحاشیه شناخته میشد، اما اکنون در کانونتوجه سرمایهگذاران قرار گرفته است؛ بهویژه به دلیل نقش آن در حوزههایی که مستقیماً با زیرساختهای هوش مصنوعی و پردازش داده مرتبط هستند. یکی از مهمترین محورهای فعالیت این شرکت، توسعه فناوری فوتونیک سیلیکونی است؛ فناوریای که امکان انتقال داده با استفاده از نور را فراهم میکند و نسبت به زیرساختهای سنتی مبتنیبر مس، سرعت بالاتر و مصرف انرژی کمتری دارد. این ویژگیها در شرایطی که حجم دادهها و نیازهای پردازشی سامانههای هوش مصنوعی بهطور تصاعدی در حال افزایش است، اهمیت راهبردی پیدا میکند.
✅️ اهمیت واقعی محصولات Tower را باید در پیوند آن با امنیت ملی و زیرساختهای حیاتی جستوجو کرد. تراشهها و فناوریهای تولیدی این شرکت در مراکز داده، شبکههای ارتباطی پیشرفته و سامانههای پردازشی حساس مورد استفاده قرار میگیرند؛ زیرساختهایی که عملکرد آنها برای تداوم عملیات نظامی، ارتباطات امن و پردازش اطلاعات حیاتی ضروری است. در این چارچوب، کیفیت، پایداری و امنیت سختافزارهای نیمههادی به یک مؤلفه کلیدی در تضمین تابآوری سامانههای راهبردی تبدیل شده است.
▪️وابستگی روزافزون سامانههای امنیتی و دفاعی به زیرساختهای نیمههادی نشان میدهد که شرکتهایی مانند Tower عملاً در لایهای فعالیت میکنند که بهطور غیرمستقیم با امنیت ملی گره خورده است. هرگونه اختلال در زنجیره تأمین یا زیرساخت تولید این نوع تراشهها میتواند اثرات زنجیرهای بر عملکرد سیستمهای پیشرفته داشته باشد. این موضوع در شرایط تنشهای منطقهای، اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ جایی که ریسکهای ژئوپلیتیکی میتوانند بر تصمیمات سرمایهگذاری، محل استقرار تولید و حتی جهتگیری فناوری شرکتها اثرگذار باشند.
▪️در عینحال، بازار سرمایه جهانی نشان میدهد که سرمایهگذاران علیرغم این ریسکها، بیش از پیش بر تقاضای ساختاری ناشی از رشد هوش مصنوعی و نیاز به زیرساختهای پردازشی متمرکز شدهاند. در این میان، فوتونیک سیلیکونی و تراشههای پیشرفته بهعنوان حلقههای کلیدی این زنجیره، نقش تعیینکنندهای در آینده فناوری و امنیت ایفا خواهند کرد.
▪️رشد ارزش Tower Semiconductor را میتوان بازتابی از افزایش اهمیت راهبردی صنعت نیمههادی دانست؛ صنعتی که در تقاطع اقتصاد، فناوری و امنیت قرار گرفته و به یکی از ارکان اصلی قدرت در رقابتهای ژئوپلیتیکی تبدیل شده است.
مطالعه در سایت اندیشکده قرار
#اندیشکده_قرار
وبسایت | بله | ایتا
@gharar_tt
🔻ضربه به آینده: جنگ چگونه چرخه سرمایهگذاری در اکوسیستم نوآوری اسرائیل را مختل کرد
#پایش
🟢 گزارش اخیر «سازمان نوآوری اسرائیل» که در هفته چهارم جنگ منتشر شد، تصویری متفاوت از روایتهای رسمی درباره تابآوری اقتصاد فناوری این رژیم ارائه میدهد. برخلاف تأکید رسانههای عبری بر تداوم فعالیتها، دادهها نشان میدهد که جنگ ایران، آمریکا و اسرائیل بهتدریج در حال ایجاد یک فرسایش چندلایه در اکوسیستم نوآوری است؛ فرسایشی که نه از مسیر تخریب مستقیم، بلکه از درون ساختار این زیستبوم عمل میکند.
🔸️ نخستین نشانه این وضعیت، اختلال گسترده در نیروی انسانی است. حدود ۴۸ درصد شرکتها بیش از یکچهارم کارکنان خود را به دلایل مختلف مانند فراخوان نیروهای ذخیره تا محدودیتهای امنیتی و اختلالات اجتماعی از دست دادهاند و تنها ۱۱ درصد بدون غیبت بودهاند. این یعنی بحران، صرفاً در سطح میدان جنگ نیست، بلکه به عمق زندگی روزمره و ساختار تولید دانش نفوذ کرده است. در اقتصادی که سرمایه اصلی آن نیروی انسانی متخصص است، این سطح از غیبت بهمعنای اختلال مستقیم در تولید فناوری است.
🔸️ اما اگر این را نخستین ضربه بدانیم، ضربه راهبردیتر در حوزه سرمایهگذاری وارد شده است. ۷۱ درصد شرکتها اعلام کردهاند که جنگ بر فرآیند جذب سرمایه اثر گذاشته و بخشی از آنها ناچار به لغو کامل این فرآیند شدهاند. این مسئله بهویژه برای استارتاپهای کوچک و مناطق نزدیک به کانونهای تنش شدیدتر است. در واقع، ریسک ژئوپلیتیکی اکنون بهطور مستقیم در تصمیمات سرمایهگذاران عمدتاً آمریکایی وارد شده است. نتیجه، نه فقط خروج سرمایه، بلکه شکلگیری وضعیتی از «تعلیق سرمایه» است؛ جایی که تصمیمها به تعویق میافتد و آینده شرکتها در ابهام باقی میماند.
🔸️ پیامد مستقیم این وضعیت، کند شدن موتور نوآوری است. ۴۲ درصد شرکتها از تأخیر جدی در توسعه و ۲۲ درصد از تعویق قابلتوجه در عرضه محصولات خبر دادهاند؛ رقمی که در شرکتهای کوچک به بیش از ۵۰ درصد میرسد. این یعنی جنگ، بیش از آنکه شرکتهای بزرگ را هدف قرار دهد، در حال تضعیف لایههای اولیه و شکننده نوآوری است، جایی که فناوریهای آینده شکل میگیرند.
🔸️ در سطح زیرساختی نیز آسیبپذیری لجستیکی بهوضوح آشکار شده است. محدودیت پروازهای بینالمللی بر ۳۵ درصد شرکتها اثر جدی گذاشته و ۲۰ درصد را با اختلال در واردات مواد اولیه مواجه کرده است؛ حتی بخشی از شرکتها از توقف زنجیره تأمین خبر دادهاند. این ارقام نشان میدهد که در صورت تشدید تنش در کریدورهای هوایی، اقتصاد دانشبنیان اسرائیل میتواند در مدت کوتاهی با اختلال جدی مواجه شود.
🔸️ چشمانداز پیشرو نیز چندان امیدوارکننده نیست. ۱۸ درصد شرکتها احتمال کوچکسازی و ۱۲ درصد خطر تعطیلی را مطرح کردهاند. همزمان، ۳۱ درصد در حال بررسی انتقال فعالیت به خارج هستند نشانهای روشن از آغاز مهاجرت سرمایه و نخبگان در بستر نااطمینانی. این روند، اگر تداوم یابد، میتواند به تخلیه تدریجی ظرفیت راهبردی این اکوسیستم منجر شود.
🔸️ در نهایت جنگ جاری، بیش از آنکه با تخریب فیزیکی عمل کند، از طریق اختلال در نیروی انسانی، تعلیق سرمایه، تضعیف زنجیره تأمین و افزایش ریسک ساختاری در حال فرسایش اکوسیستم نوآوری اسرائیل است. در چنین شرایطی، حتی اگر در میدان نظامی برتریهایی حاصل شود، در میدان فرسایشیِ اقتصاد فناوری، یکی از مهمترین پایههای قدرت ملی این رژیم در معرض آسیب جدی قرار گرفته است.
مطالعه در سایت اندیشکده قرار
#اندیشکده_قرار
وبسایت | بله | ایتا
@gharar_tt
#پایش
🟢 گزارش اخیر «سازمان نوآوری اسرائیل» که در هفته چهارم جنگ منتشر شد، تصویری متفاوت از روایتهای رسمی درباره تابآوری اقتصاد فناوری این رژیم ارائه میدهد. برخلاف تأکید رسانههای عبری بر تداوم فعالیتها، دادهها نشان میدهد که جنگ ایران، آمریکا و اسرائیل بهتدریج در حال ایجاد یک فرسایش چندلایه در اکوسیستم نوآوری است؛ فرسایشی که نه از مسیر تخریب مستقیم، بلکه از درون ساختار این زیستبوم عمل میکند.
🔸️ نخستین نشانه این وضعیت، اختلال گسترده در نیروی انسانی است. حدود ۴۸ درصد شرکتها بیش از یکچهارم کارکنان خود را به دلایل مختلف مانند فراخوان نیروهای ذخیره تا محدودیتهای امنیتی و اختلالات اجتماعی از دست دادهاند و تنها ۱۱ درصد بدون غیبت بودهاند. این یعنی بحران، صرفاً در سطح میدان جنگ نیست، بلکه به عمق زندگی روزمره و ساختار تولید دانش نفوذ کرده است. در اقتصادی که سرمایه اصلی آن نیروی انسانی متخصص است، این سطح از غیبت بهمعنای اختلال مستقیم در تولید فناوری است.
🔸️ اما اگر این را نخستین ضربه بدانیم، ضربه راهبردیتر در حوزه سرمایهگذاری وارد شده است. ۷۱ درصد شرکتها اعلام کردهاند که جنگ بر فرآیند جذب سرمایه اثر گذاشته و بخشی از آنها ناچار به لغو کامل این فرآیند شدهاند. این مسئله بهویژه برای استارتاپهای کوچک و مناطق نزدیک به کانونهای تنش شدیدتر است. در واقع، ریسک ژئوپلیتیکی اکنون بهطور مستقیم در تصمیمات سرمایهگذاران عمدتاً آمریکایی وارد شده است. نتیجه، نه فقط خروج سرمایه، بلکه شکلگیری وضعیتی از «تعلیق سرمایه» است؛ جایی که تصمیمها به تعویق میافتد و آینده شرکتها در ابهام باقی میماند.
🔸️ پیامد مستقیم این وضعیت، کند شدن موتور نوآوری است. ۴۲ درصد شرکتها از تأخیر جدی در توسعه و ۲۲ درصد از تعویق قابلتوجه در عرضه محصولات خبر دادهاند؛ رقمی که در شرکتهای کوچک به بیش از ۵۰ درصد میرسد. این یعنی جنگ، بیش از آنکه شرکتهای بزرگ را هدف قرار دهد، در حال تضعیف لایههای اولیه و شکننده نوآوری است، جایی که فناوریهای آینده شکل میگیرند.
🔸️ در سطح زیرساختی نیز آسیبپذیری لجستیکی بهوضوح آشکار شده است. محدودیت پروازهای بینالمللی بر ۳۵ درصد شرکتها اثر جدی گذاشته و ۲۰ درصد را با اختلال در واردات مواد اولیه مواجه کرده است؛ حتی بخشی از شرکتها از توقف زنجیره تأمین خبر دادهاند. این ارقام نشان میدهد که در صورت تشدید تنش در کریدورهای هوایی، اقتصاد دانشبنیان اسرائیل میتواند در مدت کوتاهی با اختلال جدی مواجه شود.
🔸️ چشمانداز پیشرو نیز چندان امیدوارکننده نیست. ۱۸ درصد شرکتها احتمال کوچکسازی و ۱۲ درصد خطر تعطیلی را مطرح کردهاند. همزمان، ۳۱ درصد در حال بررسی انتقال فعالیت به خارج هستند نشانهای روشن از آغاز مهاجرت سرمایه و نخبگان در بستر نااطمینانی. این روند، اگر تداوم یابد، میتواند به تخلیه تدریجی ظرفیت راهبردی این اکوسیستم منجر شود.
🔸️ در نهایت جنگ جاری، بیش از آنکه با تخریب فیزیکی عمل کند، از طریق اختلال در نیروی انسانی، تعلیق سرمایه، تضعیف زنجیره تأمین و افزایش ریسک ساختاری در حال فرسایش اکوسیستم نوآوری اسرائیل است. در چنین شرایطی، حتی اگر در میدان نظامی برتریهایی حاصل شود، در میدان فرسایشیِ اقتصاد فناوری، یکی از مهمترین پایههای قدرت ملی این رژیم در معرض آسیب جدی قرار گرفته است.
مطالعه در سایت اندیشکده قرار
#اندیشکده_قرار
وبسایت | بله | ایتا
@gharar_tt
❤1
🔻سیسکو در آستانه خرید استارتاپ امنیت سایبری اسرائیلی «استریکس»؛ نشانهای از تغییر نظم هویتی در عصر هوش مصنوعی
#پایش
🔹️ به گزارش خبرگزاری عبری کالکالیست، شرکت Cisco در مراحل نهایی مذاکره برای خرید استارتاپ اسرائیلی Astrix Security قرار دارد. این معامله که ارزش آن بین ۲۵۰ تا ۳۵۰ میلیون دلار تخمین زده میشود، حکایت از تحولی بنیادین در نگرش به امنیت عاملهای هوشمند دارد.
🔹️ استریکس که در سال ۲۰۲۱ توسط آلون جکسون (Alon Jackson) و ایدن گور (Idan Gour) دو تن از فارغالتحصیلان یگان ۸۲۰۰ ارتش اسرائیل تأسیس شد، بر روی شکاف امنیتی مهمی تمرکز دارد: «هویتهای غیرانسانی».
🔹️ در عصری که عاملهای خودمختار هوش مصنوعی و رباتهای نرمافزاری دسترسیهای گستردهای به سیستمهای سازمانی پیدا میکنند، ابزارهای سنتی مدیریت دسترسی دیگر کارآمد نیستند. پلتفرم Astrix دیدگاه جامعی بر رفتار این هویتهای ماشینی ارائه داده و از دسترسیهای بیشازحد یا مخرب جلوگیری میکند.
🔹️ نکته حائز اهمیت، سرمایهگذاری قبلی صندوق مشترک Menlo Ventures و شرکت Anthropic (توسعهدهنده Claude) در این استارتاپ است که نشاندهنده همگرایی امنیت و توسعه مدلهای زبانی بزرگ است. استریکس پیشتر در دور سری B خود ۴۵ میلیون دلار جذب کرده بود و مشتریانی نظیر Workday، NetApp و Priceline را در کارنامه دارد.
🔹️ این خرید تأیید میکند که آینده حملات سایبری نه صرفاً از طریق هویتهای انسانی، بلکه از رهگذر سوءاستفاده از عاملهای هوش مصنوعی و کلیدهای برنامهنویسی (API) خواهد بود. غفلت سازمانها از مدیریت «هویتهای غیرانسانی» به منزله بازگذاشتن درب پشتی به روی خرابکاران سایبری است.
🔹️ همچنین این معامله نشان میدهد که رژیم صهیونیستی با وجود چالشهای ژئوپلیتیک، همچنان بهعنوان یکی از قطبهای نوآوری در شاخه «امنیت عاملهای هوشمند» باقی مانده است. سیسکو با این خرید عملاً در حال بومیسازی فناوری مقابله با تهدیدات نسل جدید AI است.
🔹️ با گسترش استفاده از APIها و رباتهای خودکار در زیرساختهای حساس کشور، ضرورت تدوین چارچوب «مدیریت هویت ماشین» بیش از پیش احساس میشود. تجربه استریکس نشان میدهد که امنیت در عصر هوش مصنوعی دیگر محدود به انسان نیست؛ بلکه نظارتبر رفتار عاملهای دیجیتال به یک الزام راهبردی تبدیل شده است.
مطالعه در سایت اندیشکده قرار
#اندیشکده_قرار
وبسایت | بله | ایتا
@gharar_tt
#پایش
🔹️ به گزارش خبرگزاری عبری کالکالیست، شرکت Cisco در مراحل نهایی مذاکره برای خرید استارتاپ اسرائیلی Astrix Security قرار دارد. این معامله که ارزش آن بین ۲۵۰ تا ۳۵۰ میلیون دلار تخمین زده میشود، حکایت از تحولی بنیادین در نگرش به امنیت عاملهای هوشمند دارد.
🔹️ استریکس که در سال ۲۰۲۱ توسط آلون جکسون (Alon Jackson) و ایدن گور (Idan Gour) دو تن از فارغالتحصیلان یگان ۸۲۰۰ ارتش اسرائیل تأسیس شد، بر روی شکاف امنیتی مهمی تمرکز دارد: «هویتهای غیرانسانی».
🔹️ در عصری که عاملهای خودمختار هوش مصنوعی و رباتهای نرمافزاری دسترسیهای گستردهای به سیستمهای سازمانی پیدا میکنند، ابزارهای سنتی مدیریت دسترسی دیگر کارآمد نیستند. پلتفرم Astrix دیدگاه جامعی بر رفتار این هویتهای ماشینی ارائه داده و از دسترسیهای بیشازحد یا مخرب جلوگیری میکند.
🔹️ نکته حائز اهمیت، سرمایهگذاری قبلی صندوق مشترک Menlo Ventures و شرکت Anthropic (توسعهدهنده Claude) در این استارتاپ است که نشاندهنده همگرایی امنیت و توسعه مدلهای زبانی بزرگ است. استریکس پیشتر در دور سری B خود ۴۵ میلیون دلار جذب کرده بود و مشتریانی نظیر Workday، NetApp و Priceline را در کارنامه دارد.
🔹️ این خرید تأیید میکند که آینده حملات سایبری نه صرفاً از طریق هویتهای انسانی، بلکه از رهگذر سوءاستفاده از عاملهای هوش مصنوعی و کلیدهای برنامهنویسی (API) خواهد بود. غفلت سازمانها از مدیریت «هویتهای غیرانسانی» به منزله بازگذاشتن درب پشتی به روی خرابکاران سایبری است.
🔹️ همچنین این معامله نشان میدهد که رژیم صهیونیستی با وجود چالشهای ژئوپلیتیک، همچنان بهعنوان یکی از قطبهای نوآوری در شاخه «امنیت عاملهای هوشمند» باقی مانده است. سیسکو با این خرید عملاً در حال بومیسازی فناوری مقابله با تهدیدات نسل جدید AI است.
🔹️ با گسترش استفاده از APIها و رباتهای خودکار در زیرساختهای حساس کشور، ضرورت تدوین چارچوب «مدیریت هویت ماشین» بیش از پیش احساس میشود. تجربه استریکس نشان میدهد که امنیت در عصر هوش مصنوعی دیگر محدود به انسان نیست؛ بلکه نظارتبر رفتار عاملهای دیجیتال به یک الزام راهبردی تبدیل شده است.
مطالعه در سایت اندیشکده قرار
#اندیشکده_قرار
وبسایت | بله | ایتا
@gharar_tt
👍1
🔻همکاری تسلیحاتی بلگراد-تلآویو؛ بازآرایی زنجیره تامین نظامی اسرئیل در قلب اروپا
#پایش
▫️ همکاری جدید صربستان با شرکت تسلیحاتی اسرائیلی «البیت سیستمز» برای تولید پهپاد، نشانهای معنادار از گسترش زنجیره تأمین نظامی اسرائیل به خارج از محیط پرتنش خاورمیانه و نفوذ فزاینده آن در اروپا است.
▫️ براساس افشای مشترک پایگاه خبری BIRN و هاآرتص، بلگراد در آستانه راهاندازی کارخانهای مشترک با مشارکت شرکت دولتی SDPR صربستان (متولی واردات و صادرات تجهیزات دفاعی) و البیت سیستمز قرار دارد. البیت سیستمز با در اختیار داشتن ۵۱ درصد سهام، نقش مسلط در این پروژه را ایفا خواهد کرد.
▫️ اسناد منتشرشده نشان میدهد این پروژه فراتر از یک همکاری صنعتی ساده، بر انتقال فناوری و مشارکت مستقیم مهندسان صربستانی (از جمله شرکت هوافضای UTVA) در فرآیند طراحی و تولید متمرکز است.
▫️ طبق جزئیات فنی، این کارخانه دو نوع پهپاد تولید خواهد کرد: نخست، یک پهپاد عمودپرواز (Rotary-Wing) برای مأموریتهای کوتاهبرد که توان حمل محمولههای سنگین مهمات را داشته و برای پشتیبانی نزدیک در محیطهای شهری و پیچیده طراحی شده است؛ و دوم، یک پهپاد پیشرفته دوربرد با سقف پرواز حدود ۶۰۰۰ متر و سطح بالاتری از خودمختاری عملیاتی. منابع صنعتی تأکید کردهاند که این مدل از نمونه بومی «پگاسوس» صربستان پیشرفتهتر بوده و در واقع «تاج پروژه» و نقطه اصلی انتقال دانش فنی محسوب میشود.
▫️ این همکاری در امتداد تعمیق روابط دفاعی دو طرف است: صادرات تسلیحاتی صربستان به اسرائیل از ۲۰۲۳ تاکنون ۴۲ برابر شده و به ۱۱۴ میلیون یورو رسیده است. در مقابل، البیت قراردادهایی به ارزش میلیاردها دلار برای فروش سامانههای توپخانه، موشکهای دوربرد و جنگ الکترونیک به بلگراد منعقد کرده است.
▫️ از منظر راهبردی، اسرائیل به دنبال برونسپاری بخشی از تولیدات نظامی خود به خارج از منطقهای است که بهطور مزمن درگیر تنش و جنگ است؛ در حالیکه صربستان با هدف ارتقای ظرفیت صنعتی-نظامی و دسترسی به فناوریهای پیشرفته وارد این همکاری شده است. برخی تحلیلگران نیز این نزدیکی را در چارچوب تلاش بلگراد برای تقویت روابط غیرمستقیم با ایالات متحده ارزیابی میکنند.
▫️ با اینحال، البیت سیستمز در گزارشهای بینالمللی، از جمله گزارش گزارشگر ویژه سازمان ملل، بهعنوان یکی از شرکتهای فعال در تأمین سامانههای مورد استفاده در عملیات نظامی غزه معرفی شده است.
▫️ با وجود فشارهای سیاسی و لغو برخی قراردادها در اروپا، درآمد سالانه البیت در ۲۰۲۵ به ۷.۹ میلیارد دلار رسید که ۱۶.۳ درصد رشد نسبت به سال قبل را نشان میدهد. پروژه مشترک صربستان و البیت نمونهای از بازآرایی جغرافیای تولید تسلیحات است؛ جایی که انتقال فناوری، ملاحظات ژئوپلیتیکی و تجربه میدانی جنگ، شبکهای فراملی از تولید ابزارهای پیشرفته نظامی را شکل میدهد.
مطالعه در سایت اندیشکده قرار
وبسایت | بله | ایتا
@gharar_tt
#پایش
▫️ همکاری جدید صربستان با شرکت تسلیحاتی اسرائیلی «البیت سیستمز» برای تولید پهپاد، نشانهای معنادار از گسترش زنجیره تأمین نظامی اسرائیل به خارج از محیط پرتنش خاورمیانه و نفوذ فزاینده آن در اروپا است.
▫️ براساس افشای مشترک پایگاه خبری BIRN و هاآرتص، بلگراد در آستانه راهاندازی کارخانهای مشترک با مشارکت شرکت دولتی SDPR صربستان (متولی واردات و صادرات تجهیزات دفاعی) و البیت سیستمز قرار دارد. البیت سیستمز با در اختیار داشتن ۵۱ درصد سهام، نقش مسلط در این پروژه را ایفا خواهد کرد.
▫️ اسناد منتشرشده نشان میدهد این پروژه فراتر از یک همکاری صنعتی ساده، بر انتقال فناوری و مشارکت مستقیم مهندسان صربستانی (از جمله شرکت هوافضای UTVA) در فرآیند طراحی و تولید متمرکز است.
▫️ طبق جزئیات فنی، این کارخانه دو نوع پهپاد تولید خواهد کرد: نخست، یک پهپاد عمودپرواز (Rotary-Wing) برای مأموریتهای کوتاهبرد که توان حمل محمولههای سنگین مهمات را داشته و برای پشتیبانی نزدیک در محیطهای شهری و پیچیده طراحی شده است؛ و دوم، یک پهپاد پیشرفته دوربرد با سقف پرواز حدود ۶۰۰۰ متر و سطح بالاتری از خودمختاری عملیاتی. منابع صنعتی تأکید کردهاند که این مدل از نمونه بومی «پگاسوس» صربستان پیشرفتهتر بوده و در واقع «تاج پروژه» و نقطه اصلی انتقال دانش فنی محسوب میشود.
▫️ این همکاری در امتداد تعمیق روابط دفاعی دو طرف است: صادرات تسلیحاتی صربستان به اسرائیل از ۲۰۲۳ تاکنون ۴۲ برابر شده و به ۱۱۴ میلیون یورو رسیده است. در مقابل، البیت قراردادهایی به ارزش میلیاردها دلار برای فروش سامانههای توپخانه، موشکهای دوربرد و جنگ الکترونیک به بلگراد منعقد کرده است.
▫️ از منظر راهبردی، اسرائیل به دنبال برونسپاری بخشی از تولیدات نظامی خود به خارج از منطقهای است که بهطور مزمن درگیر تنش و جنگ است؛ در حالیکه صربستان با هدف ارتقای ظرفیت صنعتی-نظامی و دسترسی به فناوریهای پیشرفته وارد این همکاری شده است. برخی تحلیلگران نیز این نزدیکی را در چارچوب تلاش بلگراد برای تقویت روابط غیرمستقیم با ایالات متحده ارزیابی میکنند.
▫️ با اینحال، البیت سیستمز در گزارشهای بینالمللی، از جمله گزارش گزارشگر ویژه سازمان ملل، بهعنوان یکی از شرکتهای فعال در تأمین سامانههای مورد استفاده در عملیات نظامی غزه معرفی شده است.
▫️ با وجود فشارهای سیاسی و لغو برخی قراردادها در اروپا، درآمد سالانه البیت در ۲۰۲۵ به ۷.۹ میلیارد دلار رسید که ۱۶.۳ درصد رشد نسبت به سال قبل را نشان میدهد. پروژه مشترک صربستان و البیت نمونهای از بازآرایی جغرافیای تولید تسلیحات است؛ جایی که انتقال فناوری، ملاحظات ژئوپلیتیکی و تجربه میدانی جنگ، شبکهای فراملی از تولید ابزارهای پیشرفته نظامی را شکل میدهد.
مطالعه در سایت اندیشکده قرار
وبسایت | بله | ایتا
@gharar_tt
❤1
🔻واکاوی اتحاد نظامی و آکادمیک مراکش و رژیم صهیونیستی
#پژوهش_اختصاصی
🔸️ توافقنامه ابراهیم در دسامبر ۲۰۲۰ میان مراکش، ایالات متحده و رژیم صهیونیستی، فراتر از یک عادیسازی دیپلماتیک صرف، نقطه آغاز شکلگیری یک نظم امنیتی نوظهور در شمال آفریقا بود. در ازای این عادیسازی، واشنگتن حاکمیت مراکش بر صحرای غربی را به رسمیت شناخت؛ امتیازی که زمینهساز تعمیق سریع روابط رباط و تلآویو شد. با اینحال، آنچه امروز در این مناسبات مشاهده میشود، عبور تدریجی از «صلح سرد» و حرکت به سمت یک اتحاد راهبردی چندلایه است که دو ستون اصلی آن را همکاریهای نظامی پیشرفته و پیوندهای عمیق دانشگاهی-فناورانه تشکیل میدهد.
▫️ در این میان، همکاریهای نظامی را میتوان «هسته سخت» این روابط دانست. مراکش در سالهای اخیر به یکی از مهمترین خریداران تسلیحات رژیم صهیونیستی در جهان عرب تبدیل شده است. بر اساس دادههای SIPRI، حدود ۱۱ درصد واردات دفاعی مراکش از اسرائیل تأمین میشود و مجموع قراردادهای نظامی دو طرف از زمان عادیسازی تاکنون به حدود ۲ میلیارد دلار رسیده است. خرید سامانه دفاع موشکی Barak MX به ارزش ۵۰۰ میلیون دلار، سامانههای راکتی PULS و توپخانههای Atmos 2000 نشاندهنده همگرایی ساختاری ارتش مراکش با استانداردهای تسلیحاتی صهیونیستی است.
▫️ نکته کلیدی در این روند، صرفاً خرید تسلیحات نیست، بلکه انتقال فناوری و حرکت به سمت بومیسازی تولید است. شرکتهایی مانند BlueBird Aero Systems در حال ایجاد خطوط تولید پهپاد در خاک مراکش هستند؛ اقدامی که وابستگی دفاعی را به سطحی عمیقتر از وابستگی صنعتی ارتقا میدهد.ت همچنین قرارداد یک میلیارد دلاری برای خرید ماهواره جاسوسی Ofek 13، علاوه بر تقویت توان اطلاعاتی مراکش در رقابت منطقهای با الجزایر، این کشور را در زیرساختهای فضایی نیز به فناوری صهیونیستی پیوند میزند. مشارکت افسران اسرائیلی در رزمایشهای بزرگی مانند African Lion نیز عملاً به سطحی از همکاری عملیاتی انجامیده که پیشتر در روابط عربی-اسرائیلی کمسابقه بوده است.
▫️ در کنار حوزه نظامی، همکاری در امنیت سایبری نیز به یکی از محورهای حساس این اتحاد تبدیل شده است. گزارشهای متعدد از استفاده مراکش از نرمافزار جاسوسی پگاسوس (تولید NSO اسرائیل) علیه برخی فعالان و روزنامهنگاران حکایت دارد؛ موضوعی که نشان میدهد همکاری امنیتی دو طرف از سطح دولتها فراتر رفته و به حوزه کنترل اجتماعی نیز تسری یافته است.
▫️ در مقابل، مراکش برخلاف بسیاری از کشورهای عضو توافقنامه ابراهیم، مسیر ادغام با رژیم صهیونیستی را از طریق نهادهای علمی و دانشگاهی نیز دنبال کرده است. دانشگاه پلیتکنیک محمد ششم (UM6P) به محور اصلی این روند تبدیل شده و از طریق بازوی سرمایهگذاری خود، در استارتاپهای صهیونیستی فعال در حوزههای کشاورزی، بیوتکنولوژی و انرژی مشارکت میکند. این پیوند علمی- اقتصادی، عملاً زیرساختی برای همگرایی فناورانه بلندمدت ایجاد کرده است.
▫️ در سطح فرهنگی و آکادمیک نیز، رباط تلاش کرده با بازسازی کنیسهها، گنجاندن تاریخ یهودیان در نظام آموزشی و ایجاد کرسی مطالعات مراکش در دانشگاه قدس، بستر اجتماعی عادیسازی روابط را تقویت کند.
▫️ همچنین تفاهمنامههای میان دانشگاه بنگوریون و مؤسسات علمی مراکش، فراتر از همکاریهای آموزشی، بخشی از یک «دیپلماسی علمی» هدفمند محسوب میشود؛ دیپلماسیای که به دنبال شکلدهی به نسل جدیدی از نخبگان مراکشی است که پیوندهای فناورانه با رژیم صهیونیستی را در چارچوب منافع ملی تعریف میکنند.
🔹️ در مجموع، اتحاد مراکش و رژیم صهیونیستی را میتوان نمونهای از مدل نوین نفوذ ساختاری دانست؛ الگویی که در آن نظامیگری، توسعه علمی و امنیت اطلاعاتی در هم تنیده شدهاند. این همگرایی چندلایه، موازنه قدرت در شمال آفریقا را دگرگون کرده و چالشهای جدیدی را برای جریانهای ضدصهیونیستی ایجاد کرده است.
▫️ در چنین شرایطی، رصد دقیق لایههای نخبگانی و دانشگاهی این همکاریها، برای درک مسیر آینده نفوذ رژیم صهیونیستی در قاره آفریقا اهمیت تعیینکنندهای خواهد داشت.
برای مطالعه گزارش کامل و جزئیات این همکاری کلیک کنید.
#اندیشکده_قرار
وبسایت | بله | ایتا
@gharar_tt
#پژوهش_اختصاصی
🔸️ توافقنامه ابراهیم در دسامبر ۲۰۲۰ میان مراکش، ایالات متحده و رژیم صهیونیستی، فراتر از یک عادیسازی دیپلماتیک صرف، نقطه آغاز شکلگیری یک نظم امنیتی نوظهور در شمال آفریقا بود. در ازای این عادیسازی، واشنگتن حاکمیت مراکش بر صحرای غربی را به رسمیت شناخت؛ امتیازی که زمینهساز تعمیق سریع روابط رباط و تلآویو شد. با اینحال، آنچه امروز در این مناسبات مشاهده میشود، عبور تدریجی از «صلح سرد» و حرکت به سمت یک اتحاد راهبردی چندلایه است که دو ستون اصلی آن را همکاریهای نظامی پیشرفته و پیوندهای عمیق دانشگاهی-فناورانه تشکیل میدهد.
▫️ در این میان، همکاریهای نظامی را میتوان «هسته سخت» این روابط دانست. مراکش در سالهای اخیر به یکی از مهمترین خریداران تسلیحات رژیم صهیونیستی در جهان عرب تبدیل شده است. بر اساس دادههای SIPRI، حدود ۱۱ درصد واردات دفاعی مراکش از اسرائیل تأمین میشود و مجموع قراردادهای نظامی دو طرف از زمان عادیسازی تاکنون به حدود ۲ میلیارد دلار رسیده است. خرید سامانه دفاع موشکی Barak MX به ارزش ۵۰۰ میلیون دلار، سامانههای راکتی PULS و توپخانههای Atmos 2000 نشاندهنده همگرایی ساختاری ارتش مراکش با استانداردهای تسلیحاتی صهیونیستی است.
▫️ نکته کلیدی در این روند، صرفاً خرید تسلیحات نیست، بلکه انتقال فناوری و حرکت به سمت بومیسازی تولید است. شرکتهایی مانند BlueBird Aero Systems در حال ایجاد خطوط تولید پهپاد در خاک مراکش هستند؛ اقدامی که وابستگی دفاعی را به سطحی عمیقتر از وابستگی صنعتی ارتقا میدهد.ت همچنین قرارداد یک میلیارد دلاری برای خرید ماهواره جاسوسی Ofek 13، علاوه بر تقویت توان اطلاعاتی مراکش در رقابت منطقهای با الجزایر، این کشور را در زیرساختهای فضایی نیز به فناوری صهیونیستی پیوند میزند. مشارکت افسران اسرائیلی در رزمایشهای بزرگی مانند African Lion نیز عملاً به سطحی از همکاری عملیاتی انجامیده که پیشتر در روابط عربی-اسرائیلی کمسابقه بوده است.
▫️ در کنار حوزه نظامی، همکاری در امنیت سایبری نیز به یکی از محورهای حساس این اتحاد تبدیل شده است. گزارشهای متعدد از استفاده مراکش از نرمافزار جاسوسی پگاسوس (تولید NSO اسرائیل) علیه برخی فعالان و روزنامهنگاران حکایت دارد؛ موضوعی که نشان میدهد همکاری امنیتی دو طرف از سطح دولتها فراتر رفته و به حوزه کنترل اجتماعی نیز تسری یافته است.
▫️ در مقابل، مراکش برخلاف بسیاری از کشورهای عضو توافقنامه ابراهیم، مسیر ادغام با رژیم صهیونیستی را از طریق نهادهای علمی و دانشگاهی نیز دنبال کرده است. دانشگاه پلیتکنیک محمد ششم (UM6P) به محور اصلی این روند تبدیل شده و از طریق بازوی سرمایهگذاری خود، در استارتاپهای صهیونیستی فعال در حوزههای کشاورزی، بیوتکنولوژی و انرژی مشارکت میکند. این پیوند علمی- اقتصادی، عملاً زیرساختی برای همگرایی فناورانه بلندمدت ایجاد کرده است.
▫️ در سطح فرهنگی و آکادمیک نیز، رباط تلاش کرده با بازسازی کنیسهها، گنجاندن تاریخ یهودیان در نظام آموزشی و ایجاد کرسی مطالعات مراکش در دانشگاه قدس، بستر اجتماعی عادیسازی روابط را تقویت کند.
▫️ همچنین تفاهمنامههای میان دانشگاه بنگوریون و مؤسسات علمی مراکش، فراتر از همکاریهای آموزشی، بخشی از یک «دیپلماسی علمی» هدفمند محسوب میشود؛ دیپلماسیای که به دنبال شکلدهی به نسل جدیدی از نخبگان مراکشی است که پیوندهای فناورانه با رژیم صهیونیستی را در چارچوب منافع ملی تعریف میکنند.
🔹️ در مجموع، اتحاد مراکش و رژیم صهیونیستی را میتوان نمونهای از مدل نوین نفوذ ساختاری دانست؛ الگویی که در آن نظامیگری، توسعه علمی و امنیت اطلاعاتی در هم تنیده شدهاند. این همگرایی چندلایه، موازنه قدرت در شمال آفریقا را دگرگون کرده و چالشهای جدیدی را برای جریانهای ضدصهیونیستی ایجاد کرده است.
▫️ در چنین شرایطی، رصد دقیق لایههای نخبگانی و دانشگاهی این همکاریها، برای درک مسیر آینده نفوذ رژیم صهیونیستی در قاره آفریقا اهمیت تعیینکنندهای خواهد داشت.
برای مطالعه گزارش کامل و جزئیات این همکاری کلیک کنید.
#اندیشکده_قرار
وبسایت | بله | ایتا
@gharar_tt
👍2
🔻 کاسبان جنگ: پسران ترامپ یازده روز قبل از آغاز حملات به ایران حداقل یک و نیم میلیارد دلار در شرکت اسرائیلی «Xtend» سرمایهگذاری کردند.
#پژوهش_اختصاصی
💲«اریک ترامپ»، پسر دونالد ترامپ، در تاریخ ۱۷ فوریه ۱.۵ میلیارد دلار در شرکت اسرائیلی تولیدکننده پهپاد «Xtend» سرمایهگذاری کرد. هدف این سرمایهگذاری عرضه سهام «Xtend» در بورس نزدک از طریق ادغام این شرکت در هلدینگ آمریکایی «JFB Construction» بوده که اعلام شده تا نیمه سال 2026 محقق خواهد شد. در بیانیه شرکت «JFB Construction» اعلام شده که شرکت «Unusual Machines» سازنده پهپاد آمریکایی که پسر دیگر ترامپ، «دونالد ترامپ جونیور» سهامدار آن بوده و از سال 2024 به عنوان مشاور در آن استخدام شده نیز در این ادغام سرمایهگذاری میکند.
🔸حدود سه هفته بعد از مورد «Xtend» رسانهها خبر دادند که پسران ترامپ در حال ادغام شرکت پهپادی «Powerus» در هلدینگ خودشان به نام «Aureus Greenway» هستند. «Powerus» در حال پیگیری عقد قرارداد 1.1 میلیارد دلاری با پنتاگون است. هلدینگ «Aureus Greenway» که پیش از این در زمینه ورزش گلف و معاملات املاک و مستقلات فعالیت میکرد، با این ادغام قرار است به «Powerus Corporation» تغییر نام دهد و به نظر میرسد مسیر متفاوتی را در پیش بگیرد.
▪️در سالهای اخیر پهپادها به یکی از اقلام پرفروش پنتاگون تبدیل شدهاند و نقش محوری در میدان نبرد ایفا میکنند. با سرمایهگذاری میلیاردی پسران ترامپ در شرکتهای پهپادی در آستانه درگیری با ایران انتقادات زیادی درباره منافع شخصی ترامپ و نزدیکانش در جنگ ایران مطرح شده است. اما انتقادات از «Xtend» سابقه طولانیتری دارد.
👤 شرکت «Xtend» در سال 2018 توسط «آویو شاپیرا» (Aviv Shapira) افسر نیروی هوایی رژیم صهیونیستی و کارمند سابق شرکت «البیت» و «تالس»، تأسیس شد ، اما رشد سریع این شرکت پس از مشارکت در نسلکشی غزه و به طور خاص مشارکت ادعایی آن در قتل شهید یحیی سنوار آغاز شد. در این رابطه شاپیرا در مصاحبه با پایگاه گلوبز ازعان میکند: «قبل از جنگ جذب سرمایه سخت بود، اما با جنگ ناگهان همه درها باز شد.»
⭕ اساساً سنگ بنای بازاریابی «Xtend» -مانند دیگر شرکتهای نظامی-امنیتی صهیونیستی- استفاده از برچسب «combat-proven» یا «اثباتشده در میدان نبرد» است و به عبارت دیگر روی خون مردم مستضعف غرب آسیا موجسواری میکند. بر همین اساس اندکی پس از قتل یحیی سنوار «Xtend» توانست برندسازی گستردهای انجام دهد؛ جذب 40 میلیون دلار سرمایه از وزارت جنگ، قرارداد برای تامین 5 هزار پهپاد پیشرفته برای ارتش اسرائیلی و وضع قرارداد با دولت آمریکا به ارزش 8.8 میلیون دلار از جمله موفقیتهای تجاری این شرکت پس از قتل عام غزه است.
🔸در جولای 2025 «Xtend» دفتر و خط تولید خود را در فلوریدای آمریکا افتتاح کرد و اندکی بعد در «برنامه برتری پهپادیِ» (Drone Dominance Program) وزارت جنگ ترامپ یکی از 25 تأمینکننده ارتش آمریکا شد.
❗در مارس 2026 در میانه جنگ رمضان «Xtend» یک قرارداد 8 میلیون دلاری برای تحویل 5000 پهپاد به «یکی از کشورهای خاورمیانه» منعقد کرد که تا 25 میلیون دلار و 15 هزار پهپاد قابل گسترش است.
🌐 شرکت «Xtend» غیر از تأسیسات خود در فلسطین اشغالی و آمریکا، در انگلیس، لتونی و سنگاپور هم فعالیت دارد.
مطالعه در سایت اندیشکده قرار
#اندیشکده_قرار
وبسایت | بله | ایتا
@gharar_tt
#پژوهش_اختصاصی
💲«اریک ترامپ»، پسر دونالد ترامپ، در تاریخ ۱۷ فوریه ۱.۵ میلیارد دلار در شرکت اسرائیلی تولیدکننده پهپاد «Xtend» سرمایهگذاری کرد. هدف این سرمایهگذاری عرضه سهام «Xtend» در بورس نزدک از طریق ادغام این شرکت در هلدینگ آمریکایی «JFB Construction» بوده که اعلام شده تا نیمه سال 2026 محقق خواهد شد. در بیانیه شرکت «JFB Construction» اعلام شده که شرکت «Unusual Machines» سازنده پهپاد آمریکایی که پسر دیگر ترامپ، «دونالد ترامپ جونیور» سهامدار آن بوده و از سال 2024 به عنوان مشاور در آن استخدام شده نیز در این ادغام سرمایهگذاری میکند.
🔸حدود سه هفته بعد از مورد «Xtend» رسانهها خبر دادند که پسران ترامپ در حال ادغام شرکت پهپادی «Powerus» در هلدینگ خودشان به نام «Aureus Greenway» هستند. «Powerus» در حال پیگیری عقد قرارداد 1.1 میلیارد دلاری با پنتاگون است. هلدینگ «Aureus Greenway» که پیش از این در زمینه ورزش گلف و معاملات املاک و مستقلات فعالیت میکرد، با این ادغام قرار است به «Powerus Corporation» تغییر نام دهد و به نظر میرسد مسیر متفاوتی را در پیش بگیرد.
▪️در سالهای اخیر پهپادها به یکی از اقلام پرفروش پنتاگون تبدیل شدهاند و نقش محوری در میدان نبرد ایفا میکنند. با سرمایهگذاری میلیاردی پسران ترامپ در شرکتهای پهپادی در آستانه درگیری با ایران انتقادات زیادی درباره منافع شخصی ترامپ و نزدیکانش در جنگ ایران مطرح شده است. اما انتقادات از «Xtend» سابقه طولانیتری دارد.
👤 شرکت «Xtend» در سال 2018 توسط «آویو شاپیرا» (Aviv Shapira) افسر نیروی هوایی رژیم صهیونیستی و کارمند سابق شرکت «البیت» و «تالس»، تأسیس شد ، اما رشد سریع این شرکت پس از مشارکت در نسلکشی غزه و به طور خاص مشارکت ادعایی آن در قتل شهید یحیی سنوار آغاز شد. در این رابطه شاپیرا در مصاحبه با پایگاه گلوبز ازعان میکند: «قبل از جنگ جذب سرمایه سخت بود، اما با جنگ ناگهان همه درها باز شد.»
⭕ اساساً سنگ بنای بازاریابی «Xtend» -مانند دیگر شرکتهای نظامی-امنیتی صهیونیستی- استفاده از برچسب «combat-proven» یا «اثباتشده در میدان نبرد» است و به عبارت دیگر روی خون مردم مستضعف غرب آسیا موجسواری میکند. بر همین اساس اندکی پس از قتل یحیی سنوار «Xtend» توانست برندسازی گستردهای انجام دهد؛ جذب 40 میلیون دلار سرمایه از وزارت جنگ، قرارداد برای تامین 5 هزار پهپاد پیشرفته برای ارتش اسرائیلی و وضع قرارداد با دولت آمریکا به ارزش 8.8 میلیون دلار از جمله موفقیتهای تجاری این شرکت پس از قتل عام غزه است.
🔸در جولای 2025 «Xtend» دفتر و خط تولید خود را در فلوریدای آمریکا افتتاح کرد و اندکی بعد در «برنامه برتری پهپادیِ» (Drone Dominance Program) وزارت جنگ ترامپ یکی از 25 تأمینکننده ارتش آمریکا شد.
❗در مارس 2026 در میانه جنگ رمضان «Xtend» یک قرارداد 8 میلیون دلاری برای تحویل 5000 پهپاد به «یکی از کشورهای خاورمیانه» منعقد کرد که تا 25 میلیون دلار و 15 هزار پهپاد قابل گسترش است.
🌐 شرکت «Xtend» غیر از تأسیسات خود در فلسطین اشغالی و آمریکا، در انگلیس، لتونی و سنگاپور هم فعالیت دارد.
مطالعه در سایت اندیشکده قرار
#اندیشکده_قرار
وبسایت | بله | ایتا
@gharar_tt
👍2
🔻 چرا حفظ حاکمیت ایران بر تنگه هرمز قابل مذاکره نیست؟
حاکمیت بر تنگه هرمز بسیار فراتر از گرفتن عوارض و درآمدزایی، شاهراه ثبات و توسعه پایدار ایران در جهان پرآشوب کنونی است.
#خلاصه_سیاستی
(بخش یک از دو)
🔸 جهان و شاید مهمتر از آن، «خود ما» باید بپذیریم که دیگر وضعیت ایران به قبل از جنگ باز نمیگردد. دشمنان ما میخواستند نظم نوینی بر منطقه حکمفرما کنند و اکنون در دل این بزرگترین تهدید وجودی، یگانه فرصت ژئوپولتیک توسعۀ ایران قرار گرفته است. با فروپاشی ساختارهای سیاسی و نهادهای بین المللی، در جهان امروز غیر از قدرت سخت نظامی، تنها حضور فعالانه و پایدار در اقتصاد جهانی است که مرجعیت دارد. برای ایران که سالها تحت شدیدترین تحریمها و جنگ اقتصادی قرار گرفته است، حاکمیت بر تنگه هرمز تنها دارایی امروز ایران در آشفته بازار اقتصاد جهانی است که میتواند ضامن بقا، استقلال و توسعه کشور ما در یک گذار سخت تاریخی باشد. تنگه هرمز نقطهای است که جغرافیا، اقتصاد، فناوری و امنیت به یکدیگر گره خورده است.
🔹 روزانه حدود ۲۱ میلیون بشکه نفت خام و میعانات گازی از تنگه هرمز عبور میکند که نزدیک به ۲۰ درصد تقاضای جهانی را پوشش میدهد. اما وابستگی زنجیرههای تأمین جهانی به این گذرگاه، تنها در حوزه انرژی نیست. حدود یکسوم محمولههای جهانی کودهای شیمیایی و نیمی از تجارت گوگرد نیز از مسیر تنگه هرمز عبور میکند؛ رقمی که مستقیماً بر امنیت غذایی نیمکره شمالی اثر میگذارد. همزمان، زیرساختهای دیجیتال جهان نیز به این تنگه وابستهاند: بیش از ۹۰ درصد ترافیک اینترنت جهانی از طریق کابلهای فیبر نوری زیردریایی منتقل میشود که بخشی از شبکههای اصلی آن در بستر خلیج فارس متمرکز است. افزون بر این، حدود یکسوم هلیوم تصفیهشده جهان، که برای خنکسازی تجهیزات صنعت نیمهرساناها حیاتی است، از طریق همین آبراه صادر میشود.
🔹 اما نباید با تقلیل دادن اهمیت تنگه هرمز به این اعداد، لایههای پنهان قدرت در معادلات جهانی را نادیده گرفت. ارزش راهبردی تنگه هرمز «توان تنظیمی» آن است. کنترل تنگه هرمز میتواند این آبراه را به ابزاری برای بازتعریف موازنه در جنگ اقتصادی و خنثیسازی تحریمهای فراسرزمینی تبدیل کند. کنترل عملیاتی بر تنگه، بهمعنای نفوذ در شریانهای انرژی، اقتصاد دیجیتال، کشاورزی و صنایع پیشرفته است. با تثبیت تسلط بر تنگه هرمز (ولو عوارضی نیز گرفته نشود) ایران جایگه ویژهای در معادلات اقتصادی جهانی پیدا میکند و از کشوری که در جنگهای جهانی، موضوع مذاکره قدرتهای بزرگ بود، به کشوری بدل خواهد شد که در مناسبات قدرتهای جهان نقش ایفا میکند. کنترل تنگه هرمز شاید در کوتاه مدت خسارات عدیدهای به ایران وارد کند، اما موازنه قدرت و در نتیجه امنیت پایدار ایران و توسعه فردای کشور تا اندازه زیادی به آن وابسته است. بنابراین اگر قرار باشد ایران روزی با ایالات متحده به آتش بس پایدار برسد، آن روز زمانی خواهد بود که حاکمیت ایران بر تنگه هرمز پذیرفته شده و نوعی از موازنه قدرت ایجاد شده باشد.
🔸 پرونده تنگه هرمز را نباید حتی با پروندههای دیگر مانند برنامه هستهای یا توان موشکی مقایسه کرد؛ برنامههای هستهای و موشکی ممکن است از منظر «حقوق فروپاشیده بینالملل» مورد مناقشه قرار بگیرد، اما تنگه هرمز بخشی از قلمرو جغرافیایی و حاکمیت سرزمینی ایران است. این آبراه در آبهای بینالمللی قرار ندارد؛ بلکه در محدوده ۱۲ مایل دریایی آبهای سرزمینی ایران و عمان واقع شده و عرض حداقلی آن در باریکترین نقطه، تنها ۲۱ مایل دریایی است. این واقعیت، امکان وجود گذرگاه مستقل از حاکمیت ساحلی را منتفی میسازد. از سوی دیگر وقتی کشوری سالها با تحریمهای اقتصادی روبروست که هیچ پایه حقوقی ندارد، طبیعتاً حق دارد برای به دست آوردن حاکمیت اقتصادی خود دست به اقدام متقابل بزند. وقایع سالهای اخیر در صحنه بینالمللی هر ذهن بیدار و چشم بینایی را بر این واقعیت واقف کرده است که ادغام شدن ایران در بازارهای جهانی عاقبت خوشی برای این کشور نخواهد داشت؛ در چنین شرایطی کنترل تنگه هرمز میتواند ابزار به دست آوردن حاکمیت اقتصادی ایران باشد؛ حاکمیتی که با تحریمهای اولیه و ثانویه در سالهای اخیر ضربه جدی دیده است و تسلیم شدن دربرابر خواستههای ایالات متحده تنها به فروپاشی کامل این حاکمیت و به هرجومرج اقتصادی منجر خواهد شد.
مطالعه متن کامل
وبسایت | بله | ایتا
@gharar_tt
حاکمیت بر تنگه هرمز بسیار فراتر از گرفتن عوارض و درآمدزایی، شاهراه ثبات و توسعه پایدار ایران در جهان پرآشوب کنونی است.
#خلاصه_سیاستی
(بخش یک از دو)
🔸 جهان و شاید مهمتر از آن، «خود ما» باید بپذیریم که دیگر وضعیت ایران به قبل از جنگ باز نمیگردد. دشمنان ما میخواستند نظم نوینی بر منطقه حکمفرما کنند و اکنون در دل این بزرگترین تهدید وجودی، یگانه فرصت ژئوپولتیک توسعۀ ایران قرار گرفته است. با فروپاشی ساختارهای سیاسی و نهادهای بین المللی، در جهان امروز غیر از قدرت سخت نظامی، تنها حضور فعالانه و پایدار در اقتصاد جهانی است که مرجعیت دارد. برای ایران که سالها تحت شدیدترین تحریمها و جنگ اقتصادی قرار گرفته است، حاکمیت بر تنگه هرمز تنها دارایی امروز ایران در آشفته بازار اقتصاد جهانی است که میتواند ضامن بقا، استقلال و توسعه کشور ما در یک گذار سخت تاریخی باشد. تنگه هرمز نقطهای است که جغرافیا، اقتصاد، فناوری و امنیت به یکدیگر گره خورده است.
🔹 روزانه حدود ۲۱ میلیون بشکه نفت خام و میعانات گازی از تنگه هرمز عبور میکند که نزدیک به ۲۰ درصد تقاضای جهانی را پوشش میدهد. اما وابستگی زنجیرههای تأمین جهانی به این گذرگاه، تنها در حوزه انرژی نیست. حدود یکسوم محمولههای جهانی کودهای شیمیایی و نیمی از تجارت گوگرد نیز از مسیر تنگه هرمز عبور میکند؛ رقمی که مستقیماً بر امنیت غذایی نیمکره شمالی اثر میگذارد. همزمان، زیرساختهای دیجیتال جهان نیز به این تنگه وابستهاند: بیش از ۹۰ درصد ترافیک اینترنت جهانی از طریق کابلهای فیبر نوری زیردریایی منتقل میشود که بخشی از شبکههای اصلی آن در بستر خلیج فارس متمرکز است. افزون بر این، حدود یکسوم هلیوم تصفیهشده جهان، که برای خنکسازی تجهیزات صنعت نیمهرساناها حیاتی است، از طریق همین آبراه صادر میشود.
🔹 اما نباید با تقلیل دادن اهمیت تنگه هرمز به این اعداد، لایههای پنهان قدرت در معادلات جهانی را نادیده گرفت. ارزش راهبردی تنگه هرمز «توان تنظیمی» آن است. کنترل تنگه هرمز میتواند این آبراه را به ابزاری برای بازتعریف موازنه در جنگ اقتصادی و خنثیسازی تحریمهای فراسرزمینی تبدیل کند. کنترل عملیاتی بر تنگه، بهمعنای نفوذ در شریانهای انرژی، اقتصاد دیجیتال، کشاورزی و صنایع پیشرفته است. با تثبیت تسلط بر تنگه هرمز (ولو عوارضی نیز گرفته نشود) ایران جایگه ویژهای در معادلات اقتصادی جهانی پیدا میکند و از کشوری که در جنگهای جهانی، موضوع مذاکره قدرتهای بزرگ بود، به کشوری بدل خواهد شد که در مناسبات قدرتهای جهان نقش ایفا میکند. کنترل تنگه هرمز شاید در کوتاه مدت خسارات عدیدهای به ایران وارد کند، اما موازنه قدرت و در نتیجه امنیت پایدار ایران و توسعه فردای کشور تا اندازه زیادی به آن وابسته است. بنابراین اگر قرار باشد ایران روزی با ایالات متحده به آتش بس پایدار برسد، آن روز زمانی خواهد بود که حاکمیت ایران بر تنگه هرمز پذیرفته شده و نوعی از موازنه قدرت ایجاد شده باشد.
🔸 پرونده تنگه هرمز را نباید حتی با پروندههای دیگر مانند برنامه هستهای یا توان موشکی مقایسه کرد؛ برنامههای هستهای و موشکی ممکن است از منظر «حقوق فروپاشیده بینالملل» مورد مناقشه قرار بگیرد، اما تنگه هرمز بخشی از قلمرو جغرافیایی و حاکمیت سرزمینی ایران است. این آبراه در آبهای بینالمللی قرار ندارد؛ بلکه در محدوده ۱۲ مایل دریایی آبهای سرزمینی ایران و عمان واقع شده و عرض حداقلی آن در باریکترین نقطه، تنها ۲۱ مایل دریایی است. این واقعیت، امکان وجود گذرگاه مستقل از حاکمیت ساحلی را منتفی میسازد. از سوی دیگر وقتی کشوری سالها با تحریمهای اقتصادی روبروست که هیچ پایه حقوقی ندارد، طبیعتاً حق دارد برای به دست آوردن حاکمیت اقتصادی خود دست به اقدام متقابل بزند. وقایع سالهای اخیر در صحنه بینالمللی هر ذهن بیدار و چشم بینایی را بر این واقعیت واقف کرده است که ادغام شدن ایران در بازارهای جهانی عاقبت خوشی برای این کشور نخواهد داشت؛ در چنین شرایطی کنترل تنگه هرمز میتواند ابزار به دست آوردن حاکمیت اقتصادی ایران باشد؛ حاکمیتی که با تحریمهای اولیه و ثانویه در سالهای اخیر ضربه جدی دیده است و تسلیم شدن دربرابر خواستههای ایالات متحده تنها به فروپاشی کامل این حاکمیت و به هرجومرج اقتصادی منجر خواهد شد.
مطالعه متن کامل
وبسایت | بله | ایتا
@gharar_tt
👍1
اندیشکده قرار
🔻 چرا حفظ حاکمیت ایران بر تنگه هرمز قابل مذاکره نیست؟ حاکمیت بر تنگه هرمز بسیار فراتر از گرفتن عوارض و درآمدزایی، شاهراه ثبات و توسعه پایدار ایران در جهان پرآشوب کنونی است. #خلاصه_سیاستی (بخش یک از دو) 🔸 جهان و شاید مهمتر از آن، «خود ما» باید بپذیریم که…
🔻 چرا حفظ حاکمیت ایران بر تنگه هرمز قابل مذاکره نیست؟
حاکمیت بر تنگه هرمز بسیار فراتر از گرفتن عوارض و درآمدزایی، شاهراه ثبات و توسعه پایدار ایران در جهان پرآشوب کنونی است.
#خلاصه_سیاستی
(بخش دو از دو)
🔹 اعمال حاکمیت مؤثر بر این آبراه به این معناست که بخشی حیاتی از اقتصاد جهانی، از کنترل انحصاری یک قدرت فرامنطقهای خارج شده است. همین واقعیت را باید دلیل مواضع محتاطانه اخیر کشورهای اروپایی دانست: اروپا به ثبات انرژی و زنجیرههای تأمین از خلیج فارس وابسته است. مواضع دولت اسپانیا، نخست وزیر ایتالیا، رئیس جمهور فرانسه و موضع شرکت نفتی توتال که حاضر به پرداخت عوارض به ایران هستند تا تنگه باز بماند، ناشی از همین واقعیت است. با از دست رفتن تسلط عملیاتی ایران بر تنگه هرمز، اروپا قطعا به سمت همگرایی کامل با واشنگتن سوق خواهد یافت؛ چرا که هزینههای جایگزین و بیثباتی بازارها برایش غیرقابل تحمل است.
🔸 در مقابل سناریوهای محاصره دریایی ایالات متحده، علاوه بر پاسخ نظامی که در شرایط و زمان مناسب باید ارائه شود، باید تلاش شود از اهرمهای اقتصادی استفاده شود. بخش عمدهای از نفت خلیج فارس از تنگه هرمز به مقصد بازارهای مصرف آسیایی صادر میشود؛ استقامت ایران بر خواستههایش و فشار این کشورها به ایالات متحده میتواند مکمل واکنش بازارها باشد و معادله بازدارندگی را ترسیم کند. به عنوان مثال کشور چین با در اختیار داشتن ظرفیت فرآوری عناصر معدنی کمیاب که برای صنایع دفاعی، هوش مصنوعی و صنعت نیمهرساناها حیاتی است توانایی اعمال فشار متقابل بر ساختار تحریمی و تجاری واشنگتن را داراست.
🔸 باید در نظر گرفت توان کنونی ایران در تثبیت کنترل عملیاتی بر تنگه هرمز، تصادفی یا صرفاً ناشی از موقعیت جغرافیایی نیست؛ این امر به سادگی به دست نیامده و برای آن هزینه های بسیاری متحمل شدیم تا توانستیم پایگاههای آمریکا و زیرساختهای پشتیبانی آنها در منطقه را با کاهش چشمگیر توان عملیاتی روبرو کنیم. اگر امروز تنگه را به راحتی رها کنیم، هیچ تضمینی وجود ندارد که فردا دوباره بتوانیم این حاکمیت را بر آن اعمال کنیم و یقیناً دشمن برای آن برنامهریزی خواهد کرد.
🔸 در این گذار راهبردی، آمادگی برای مقابله با سناریوهای درگیری یا اقدامات خرابکارانه ضروری است، اما همچنین یکی از متغیرهای تعیینکننده، «آمادگی شناختی» و انسجام ذهنی جامعه و نهادهای تصمیمگیرنده است. تجربه جنگ اخیر و قدرت نظامی ایران نشان داد مولفههای اصلی پیش از آنکه در میدان فیزیکی تعیین تکلیف شوند، در ادراک هزینه-فرصتها و ظرفیتهای روانی طرفین شکل میگیرند.
🔹 کسانی که امروز از معاملهپذیر بودن کنترل تنگه هرمز سخن میگویند، از این واقعیت غافلاند که آنچه ساختار نظامی و اقتصادی ایالات متحده را از ورود به درگیری تمامعیار باز داشته، نه صرفاً توان متعارف، بلکه همچنین آسیبپذیری آنها در برابر اختلال جریانهای حیاتی جهانی است که از طریق همین آبراه امکانپذیر میشود. تنگه هرمز یک دارایی نقدشونده نیست، بلکه ستون فقرات امنیت، استقلال و توسعه ایران است و حفظ آن، ضامن ایجاد بازدارندگی پایدار در چهانی است که بهتدریج از نظم تکقطبی به سوی نظم چندمرکزی در حرکت است.
مطالعه متن کامل
وبسایت | بله | ایتا
@gharar_tt
حاکمیت بر تنگه هرمز بسیار فراتر از گرفتن عوارض و درآمدزایی، شاهراه ثبات و توسعه پایدار ایران در جهان پرآشوب کنونی است.
#خلاصه_سیاستی
(بخش دو از دو)
🔹 اعمال حاکمیت مؤثر بر این آبراه به این معناست که بخشی حیاتی از اقتصاد جهانی، از کنترل انحصاری یک قدرت فرامنطقهای خارج شده است. همین واقعیت را باید دلیل مواضع محتاطانه اخیر کشورهای اروپایی دانست: اروپا به ثبات انرژی و زنجیرههای تأمین از خلیج فارس وابسته است. مواضع دولت اسپانیا، نخست وزیر ایتالیا، رئیس جمهور فرانسه و موضع شرکت نفتی توتال که حاضر به پرداخت عوارض به ایران هستند تا تنگه باز بماند، ناشی از همین واقعیت است. با از دست رفتن تسلط عملیاتی ایران بر تنگه هرمز، اروپا قطعا به سمت همگرایی کامل با واشنگتن سوق خواهد یافت؛ چرا که هزینههای جایگزین و بیثباتی بازارها برایش غیرقابل تحمل است.
🔸 در مقابل سناریوهای محاصره دریایی ایالات متحده، علاوه بر پاسخ نظامی که در شرایط و زمان مناسب باید ارائه شود، باید تلاش شود از اهرمهای اقتصادی استفاده شود. بخش عمدهای از نفت خلیج فارس از تنگه هرمز به مقصد بازارهای مصرف آسیایی صادر میشود؛ استقامت ایران بر خواستههایش و فشار این کشورها به ایالات متحده میتواند مکمل واکنش بازارها باشد و معادله بازدارندگی را ترسیم کند. به عنوان مثال کشور چین با در اختیار داشتن ظرفیت فرآوری عناصر معدنی کمیاب که برای صنایع دفاعی، هوش مصنوعی و صنعت نیمهرساناها حیاتی است توانایی اعمال فشار متقابل بر ساختار تحریمی و تجاری واشنگتن را داراست.
🔸 باید در نظر گرفت توان کنونی ایران در تثبیت کنترل عملیاتی بر تنگه هرمز، تصادفی یا صرفاً ناشی از موقعیت جغرافیایی نیست؛ این امر به سادگی به دست نیامده و برای آن هزینه های بسیاری متحمل شدیم تا توانستیم پایگاههای آمریکا و زیرساختهای پشتیبانی آنها در منطقه را با کاهش چشمگیر توان عملیاتی روبرو کنیم. اگر امروز تنگه را به راحتی رها کنیم، هیچ تضمینی وجود ندارد که فردا دوباره بتوانیم این حاکمیت را بر آن اعمال کنیم و یقیناً دشمن برای آن برنامهریزی خواهد کرد.
🔸 در این گذار راهبردی، آمادگی برای مقابله با سناریوهای درگیری یا اقدامات خرابکارانه ضروری است، اما همچنین یکی از متغیرهای تعیینکننده، «آمادگی شناختی» و انسجام ذهنی جامعه و نهادهای تصمیمگیرنده است. تجربه جنگ اخیر و قدرت نظامی ایران نشان داد مولفههای اصلی پیش از آنکه در میدان فیزیکی تعیین تکلیف شوند، در ادراک هزینه-فرصتها و ظرفیتهای روانی طرفین شکل میگیرند.
🔹 کسانی که امروز از معاملهپذیر بودن کنترل تنگه هرمز سخن میگویند، از این واقعیت غافلاند که آنچه ساختار نظامی و اقتصادی ایالات متحده را از ورود به درگیری تمامعیار باز داشته، نه صرفاً توان متعارف، بلکه همچنین آسیبپذیری آنها در برابر اختلال جریانهای حیاتی جهانی است که از طریق همین آبراه امکانپذیر میشود. تنگه هرمز یک دارایی نقدشونده نیست، بلکه ستون فقرات امنیت، استقلال و توسعه ایران است و حفظ آن، ضامن ایجاد بازدارندگی پایدار در چهانی است که بهتدریج از نظم تکقطبی به سوی نظم چندمرکزی در حرکت است.
مطالعه متن کامل
وبسایت | بله | ایتا
@gharar_tt
👍3
🔻 افزایش ارزش پول داخلی چطور میتواند تهدیدی مهم برای اقتصاد اسرائیل باشد؟
#تحلیل_کوتاه
🔸اقتصاد اسرائیل نیز مانند خود این رژیم ماهیتی سرطانگونه دارد و کاهش ارزش دلار نسبت به شِکِل، منجر به کاهش درآمدها در عین ثابت ماندن هزینهها خواهد شد.
🔹وابستگی بسیار زیاد اقتصاد رژیم صهیونیستی به دلار و درآمد حاصل از صادرات به ایالات متحده باعث میشود رشد ارزش پول داخلی پدیدهای کاملاً مثبت برای اقتصاد کلان به حساب نیاید. کارآفرینان و صادرکنندگان اسرائیلی نگران هستند که کاهش ارزش دلار نسبت به شِکِل به پایینترین سطح خود در دهههای اخیر، تهدیدی جدی برای صادرات و چشم انداز رشد اقتصادی اسرائیل باشد. شرکتهای فناورانه اسرائیلی عمده درآمدشان به دلار است و از سوی دیگر هزینه های عملیاتی آنها شامل حقوق پرسنل، اجاره و مالیات به شکل پرداخت می شود. وقتی ارزش شِکِل بالا می رود، درآمد دلاری این شرکتها درواقع کمتر شده است اما هزینه های اجراییشان ثابت باقی می ماند و این باعث کم شدن حاشیه سود آنها میشود.
🔹ارزش دلار نسبت به شِکِل پیش از جنگ 3.13 بود و تا 18 آوریل به 2.96 نیز رسید که این کمترین سطح قیمت دلار نسبت به شکل از سال 1995 است. کاهش 5.7 درصدی ارزش دلار در طی جنگ و کاهش حدود 19 درصدی نسبت به سال گذشته نشاندهنده چالشهای مهم صادرکنندگان اسرائیلی است که عمده آنها بازار ایالات متحده را هدف قرار دادهاند.
🔸افزایش ارزش شکل نسبت به دلار برای مصرفکنندگان اسرائیلی اتفاق خوبی خواهد بود و واردکنندگان نیز در کوتاه مدت با افزایش درآمد روبرو خواهند شد. اما تولیدکنندگان و صادرکنندگان اسرائیلی که منابع درآمدی آنها دلاری است، با چالشهای مهمی روبرو خواهند شد. با افزایش نرخ هزینه نیروی کار در اراضی اشغالی، رژیم صهیونیستی به شکلی جدیتر با مهمترین چالش اقتصادش یعنی نداشتن نیروی کار روبرو خواهد شد.
وبسایت | بله | ایتا
@gharar_tt
#تحلیل_کوتاه
🔸اقتصاد اسرائیل نیز مانند خود این رژیم ماهیتی سرطانگونه دارد و کاهش ارزش دلار نسبت به شِکِل، منجر به کاهش درآمدها در عین ثابت ماندن هزینهها خواهد شد.
🔹وابستگی بسیار زیاد اقتصاد رژیم صهیونیستی به دلار و درآمد حاصل از صادرات به ایالات متحده باعث میشود رشد ارزش پول داخلی پدیدهای کاملاً مثبت برای اقتصاد کلان به حساب نیاید. کارآفرینان و صادرکنندگان اسرائیلی نگران هستند که کاهش ارزش دلار نسبت به شِکِل به پایینترین سطح خود در دهههای اخیر، تهدیدی جدی برای صادرات و چشم انداز رشد اقتصادی اسرائیل باشد. شرکتهای فناورانه اسرائیلی عمده درآمدشان به دلار است و از سوی دیگر هزینه های عملیاتی آنها شامل حقوق پرسنل، اجاره و مالیات به شکل پرداخت می شود. وقتی ارزش شِکِل بالا می رود، درآمد دلاری این شرکتها درواقع کمتر شده است اما هزینه های اجراییشان ثابت باقی می ماند و این باعث کم شدن حاشیه سود آنها میشود.
🔹ارزش دلار نسبت به شِکِل پیش از جنگ 3.13 بود و تا 18 آوریل به 2.96 نیز رسید که این کمترین سطح قیمت دلار نسبت به شکل از سال 1995 است. کاهش 5.7 درصدی ارزش دلار در طی جنگ و کاهش حدود 19 درصدی نسبت به سال گذشته نشاندهنده چالشهای مهم صادرکنندگان اسرائیلی است که عمده آنها بازار ایالات متحده را هدف قرار دادهاند.
🔹صادرات رژیم صهیونیستی در سال 2025 به حدود 164 میلیارد دلار رسید (با افزایش 10 درصدی)؛ برطبق آمارها حدود 40 درصد از کل صادرات فناوریهای پیشرفته بهطور مستقیم به بازار آمریکا هدایت میشود. حدفاصل 2020 – 2025 صادرات هایتک اسرائیل به آمریکا رشد 180 درصدی داشته است. این وابستگی شدید به بازار آمریکا، افزایش قیمت شکل و به تبع آن هزینههای کار در اراضی اشغالی باعث خواهد شد انگیزه شرکتها برای انتقال فعالیتها به خاک آمریکا افزایش پیدا کند. با کاهش ارزش دلار سود شرکتهای فناوری آمریکایی کاهش پیدا خواهد کرد؛ سرعت تشکیل استارتاپهای جدید کاهش بیشتری پیدا می کند. نرخ اشتغال در حوزه تحقیق وتوسعه نیز کنون نسبت به سال گذشته 6.5 درصد کاهش داشته است .
🔸افزایش ارزش شکل نسبت به دلار برای مصرفکنندگان اسرائیلی اتفاق خوبی خواهد بود و واردکنندگان نیز در کوتاه مدت با افزایش درآمد روبرو خواهند شد. اما تولیدکنندگان و صادرکنندگان اسرائیلی که منابع درآمدی آنها دلاری است، با چالشهای مهمی روبرو خواهند شد. با افزایش نرخ هزینه نیروی کار در اراضی اشغالی، رژیم صهیونیستی به شکلی جدیتر با مهمترین چالش اقتصادش یعنی نداشتن نیروی کار روبرو خواهد شد.
وبسایت | بله | ایتا
@gharar_tt
👍2
🔻 تلاش اسرائیل و آذربایجان برای ایجاد مسیرهای جایگزین عبور انرژی از تنگه هرمز
مدیرعامل شرکت نیومد انرژی، اصلی ترین پیمانکار میدان گازی اسرائیل، معتقد است اسرائیل و آذربایجان میتوانند مسیرهایی جدید جهت انتقال نفت و گاز به کشورهای اروپایی فراهم کنند.
#پایش
🔸 یوسی ابو (Yossi Abu)، مدیرعامل شرکت نیومد انرژی (NewMed Energy) — بزرگترین پیمانکار میدان گازی لویاتان در مصاحبه با رسانه صهیونیستی گلوبز تأکید کرد که جنگ اخیر با ایران، فرصتهای جدیدی برای همکاریهای راهبردی انرژی میان اسرائیل و کشورهای حاشیه خلیج فارس ایجاد کرده است. وی با اشاره به تماسهای مستقیم با مقامات انرژی امارات و عربستان در طول جنگ، اظهار داشت: «اسرائیل میتواند کریدور انتقال نفت و گاز به مدیترانه باشد».
🔹 مدیرعامل این شرکت مهم انرژی اسرائیل با ترسیم «مثلث انرژی منطقهای» متشکل از کشورهای خلیج فارس، اسرائیل-مصر و آذربایجان، بر نقش کلیدی مسیرهای جایگزین تنگه هرمز برای عبور انرژی تأکید کرد: مسیر شمالی از طریق آذربایجان و ترکیه به اروپا (از طریق خط لوله گاز طبیعی ترانس-آناتولین - TANAP) و مسیر جنوبی از طریق مصر و اسرائیل به مدیترانه. وی همچنین به اهمیت میدان گازی آفرودیت (Aphrodite) در آبهای قبرس که نیومد انرژی سهامدار آن است، بهعنوان منبع امن انرژی در شرایط بستهشدن تنگه هرمز اشاره نمود.
▪️ در همین راستا، شرکت نیومد انرژی قراردادی برای صادرات سالانه ۸ میلیارد مترمکعب گاز از میدان گازی آفرودیت به مصر امضا کرده و هدفگذاری کرده است که جریان گاز از سال ۲۰۳۱ آغاز شود. مدیرعامل نیومد همچنین از احتمال سرمایهگذاری شرکتهای عربی مانند صندوق مبادله امارات و شرکت ملی نفت آذربایجان (SOCAR) در پروژههای گازی اسرائیل خبر داد و افزود: «همانطور که پس از پیمان ابراهیم، مبادله در میدان تامار (Tamar) سرمایهگذاری کرد، اکنون نیز شاهد ورود سرمایههای جدید خواهیم بود.»
🔸 یوسی ابو در پاسخ به پرسش درباره روابط با ترکیه و سوریه، با احتیاط اظهار داشت که اسرائیل میتواند با تقویت جریانهای صلحطلب در سوریه و لبنان، به ثبات مرزی دست یابد. وی همچنین به نقش راهبردی محمد بن زاید، در تحکیم همکاریهای منطقهای اشاره کرد و گفت: «رفتار امارات در جنگ اخیر نشان داد که پیمان ابراهیم یک مشارکت راهبردی واقعی است، نه صرفاً نمایشی.»
▪️ شرکت نیومد انرژی (NewMed Energy) یکی از شرکتهای پیشرو در بخش انرژی اسرائیل است که علاوه بر مدیریت سهام در میدانهای گازی لویاتان و تامار، در پروژههای اکتشافی مشترک با شرکتهای بینالمللی مانند بریتیش پترولیوم (BP) و شرکت ملی نفت آذربایجان (SOCAR) فعالیت دارد. این شرکت نقش محوری در صادرات گاز اسرائیل به مصر و اردن ایفا میکند و در سالهای اخیر تلاش کرده است با گسترش همکاریهای منطقهای، موقعیت اسرائیل را بهعنوان هاب انرژی شرق مدیترانه تثبیت نماید. با توجه به وابستگی فزاینده بازارهای آسیایی به گاز مایع (LNG) و آسیبپذیری مسیرهای دریایی در شرایط تنش، پروژههای نیومد انرژی میتوانند در معادلات امنیتی-اقتصادی منطقه نقش تعیینکنندهای ایفا کنند.
#اندیشکده_قرار
وبسایت | بله | ایتا
@gharar_tt
مدیرعامل شرکت نیومد انرژی، اصلی ترین پیمانکار میدان گازی اسرائیل، معتقد است اسرائیل و آذربایجان میتوانند مسیرهایی جدید جهت انتقال نفت و گاز به کشورهای اروپایی فراهم کنند.
#پایش
🔸 یوسی ابو (Yossi Abu)، مدیرعامل شرکت نیومد انرژی (NewMed Energy) — بزرگترین پیمانکار میدان گازی لویاتان در مصاحبه با رسانه صهیونیستی گلوبز تأکید کرد که جنگ اخیر با ایران، فرصتهای جدیدی برای همکاریهای راهبردی انرژی میان اسرائیل و کشورهای حاشیه خلیج فارس ایجاد کرده است. وی با اشاره به تماسهای مستقیم با مقامات انرژی امارات و عربستان در طول جنگ، اظهار داشت: «اسرائیل میتواند کریدور انتقال نفت و گاز به مدیترانه باشد».
🔹 مدیرعامل این شرکت مهم انرژی اسرائیل با ترسیم «مثلث انرژی منطقهای» متشکل از کشورهای خلیج فارس، اسرائیل-مصر و آذربایجان، بر نقش کلیدی مسیرهای جایگزین تنگه هرمز برای عبور انرژی تأکید کرد: مسیر شمالی از طریق آذربایجان و ترکیه به اروپا (از طریق خط لوله گاز طبیعی ترانس-آناتولین - TANAP) و مسیر جنوبی از طریق مصر و اسرائیل به مدیترانه. وی همچنین به اهمیت میدان گازی آفرودیت (Aphrodite) در آبهای قبرس که نیومد انرژی سهامدار آن است، بهعنوان منبع امن انرژی در شرایط بستهشدن تنگه هرمز اشاره نمود.
▪️ در همین راستا، شرکت نیومد انرژی قراردادی برای صادرات سالانه ۸ میلیارد مترمکعب گاز از میدان گازی آفرودیت به مصر امضا کرده و هدفگذاری کرده است که جریان گاز از سال ۲۰۳۱ آغاز شود. مدیرعامل نیومد همچنین از احتمال سرمایهگذاری شرکتهای عربی مانند صندوق مبادله امارات و شرکت ملی نفت آذربایجان (SOCAR) در پروژههای گازی اسرائیل خبر داد و افزود: «همانطور که پس از پیمان ابراهیم، مبادله در میدان تامار (Tamar) سرمایهگذاری کرد، اکنون نیز شاهد ورود سرمایههای جدید خواهیم بود.»
🔸 یوسی ابو در پاسخ به پرسش درباره روابط با ترکیه و سوریه، با احتیاط اظهار داشت که اسرائیل میتواند با تقویت جریانهای صلحطلب در سوریه و لبنان، به ثبات مرزی دست یابد. وی همچنین به نقش راهبردی محمد بن زاید، در تحکیم همکاریهای منطقهای اشاره کرد و گفت: «رفتار امارات در جنگ اخیر نشان داد که پیمان ابراهیم یک مشارکت راهبردی واقعی است، نه صرفاً نمایشی.»
▪️ شرکت نیومد انرژی (NewMed Energy) یکی از شرکتهای پیشرو در بخش انرژی اسرائیل است که علاوه بر مدیریت سهام در میدانهای گازی لویاتان و تامار، در پروژههای اکتشافی مشترک با شرکتهای بینالمللی مانند بریتیش پترولیوم (BP) و شرکت ملی نفت آذربایجان (SOCAR) فعالیت دارد. این شرکت نقش محوری در صادرات گاز اسرائیل به مصر و اردن ایفا میکند و در سالهای اخیر تلاش کرده است با گسترش همکاریهای منطقهای، موقعیت اسرائیل را بهعنوان هاب انرژی شرق مدیترانه تثبیت نماید. با توجه به وابستگی فزاینده بازارهای آسیایی به گاز مایع (LNG) و آسیبپذیری مسیرهای دریایی در شرایط تنش، پروژههای نیومد انرژی میتوانند در معادلات امنیتی-اقتصادی منطقه نقش تعیینکنندهای ایفا کنند.
#اندیشکده_قرار
وبسایت | بله | ایتا
@gharar_tt
👍1
⭕️ 17 آوریل 2026: بازگشت بازار سهام آمریکا به روندهای پیش از جنگ
#تحلیل_کوتاه
🔹 اکثر بازارهای سهام ایالات متحده روز پنجشنبه با ثبت قلههای جدید به روند رشد پیش از جنگ خود بازگشتند و روز جمعه نیز علیرغم مبهم بودن سرنوشت جنگ، شوک عرضه نفت و پیشبینیهای حاکی از کاهش رشد اقتصادی، به روند صعودی خود ادامه دادند. اما چرا؟
🔹 دلیل اصلی این است که نوسانات بازار سهام، صرفا بر اساس وضعیت فعلی شکل نمیگیرد، بلکه بازتابی است از آنچه سرمایهگذاران فکر میکنند در آینده اتفاق خواهد افتاد. به نظر میرسد سرمایهگذاران آمریکا با تحولات چند روز اخیر به این نتیجه رسیدهاند که درگیری غرب آسیا گره نهچندان کوری است که به سرعت باز خواهد شد و بنابراین آن را در افق 6 ماهه تا یکساله نادیده میگیرند. اما چرا؟
🔹 پایگاه خبری آمریکایی «CNBC» به نقل از اقتصاددانان آمریکایی گزارش میکند که خوشبینی سرمایهگذاران عمدتاً به این دلیل است که بارفتارهای ترامپ شرطی شدهاند و باور دارند اگر درد اقتصادی بیش از حد شدید شود، ترامپ عقبنشینی خواهد کرد؛ الگویی که در جنگ تعرفهها نیز اجرا شد و میان تحلیلگران به نام «TACO» مشهور شده که مخفف این عبارت است: «ترامپ همیشه جا میزند!» (Trump always chickens out!).
🔹 در کنار تصور فوق، تحلیلگران این دلیل را نیز مطرح میکنند که «حباب هوش مصنوعی» در حال گسترش است و اشتیاق سرمایهگذاران در سهام هوش مصنوعی و فناوری که برای مثال تقریباً نیمی از ارزش شاخص «S&P500» را تشکیل میدهد، آنقدر به آینده امیدوارند که از تکانههایی در حد جنگ رمضان چندان نگران نیستند. «وینتا سالاله» استراتژیست سبد سهام در «GMO» به یورونیوز گفت: «ما میتوانیم شواهدی از سرخوشی، به ویژه در لایه کاربردی اکوسیستم هوش مصنوعی، ببینیم. اما برخلاف حبابهای فناوری قبلی، این سرخوشی در بازار خصوصی تأمین مالی این حوزه به طور واضحتری وجود دارد.»
🔹 در کنار همه این موارد از نوع کنشگری ایران نیز نباید غافل شد. پس از یک شروع طوفانی، ایران به تدریج چهره یک بازیگر معاملهپذیر را به نمایش گذاشت و این برداشت ایجاد شد که ایران هم، شاید نه به اندازه ترامپ، ولی به هر حال به دنبال راه خروج و عقبنشینی است. در واقع ترامپ آنقدر ضد و نقیض به هم میبافد که اظهارات او تنها تا جایی برای تحلیلگران قابل اعتماد است که طرف مقابل او صراحتاً یا تلویحاً آن را تأیید کند. بنابراین نبض بازارها و روایتها، خواسته یا ناخواسته، تا حد زیادی در دست ایران است و این فرصت بزرگی است که باید از آن با دقت استفاده کرد و حداقل اجازه نداد که ترامپ بر اساس بازوبستهشدن هفتگی و ماهانه بازارها از مواضع ما بهرهبرداری کند.
(برای مطالعه گزارش به سایت قرار مراجعه کنید.)
⏬ در ادامه وضعیت سه شاخص «S&P500»، «NASDAQ» و «Dow Jones» را اجمالاً بررسی میکنیم:
#اندیشکده_قرار
وبسایت | بله | ایتا
@gharar_tt
#تحلیل_کوتاه
🔹 اکثر بازارهای سهام ایالات متحده روز پنجشنبه با ثبت قلههای جدید به روند رشد پیش از جنگ خود بازگشتند و روز جمعه نیز علیرغم مبهم بودن سرنوشت جنگ، شوک عرضه نفت و پیشبینیهای حاکی از کاهش رشد اقتصادی، به روند صعودی خود ادامه دادند. اما چرا؟
🔹 دلیل اصلی این است که نوسانات بازار سهام، صرفا بر اساس وضعیت فعلی شکل نمیگیرد، بلکه بازتابی است از آنچه سرمایهگذاران فکر میکنند در آینده اتفاق خواهد افتاد. به نظر میرسد سرمایهگذاران آمریکا با تحولات چند روز اخیر به این نتیجه رسیدهاند که درگیری غرب آسیا گره نهچندان کوری است که به سرعت باز خواهد شد و بنابراین آن را در افق 6 ماهه تا یکساله نادیده میگیرند. اما چرا؟
🔹 پایگاه خبری آمریکایی «CNBC» به نقل از اقتصاددانان آمریکایی گزارش میکند که خوشبینی سرمایهگذاران عمدتاً به این دلیل است که بارفتارهای ترامپ شرطی شدهاند و باور دارند اگر درد اقتصادی بیش از حد شدید شود، ترامپ عقبنشینی خواهد کرد؛ الگویی که در جنگ تعرفهها نیز اجرا شد و میان تحلیلگران به نام «TACO» مشهور شده که مخفف این عبارت است: «ترامپ همیشه جا میزند!» (Trump always chickens out!).
🔹 در کنار تصور فوق، تحلیلگران این دلیل را نیز مطرح میکنند که «حباب هوش مصنوعی» در حال گسترش است و اشتیاق سرمایهگذاران در سهام هوش مصنوعی و فناوری که برای مثال تقریباً نیمی از ارزش شاخص «S&P500» را تشکیل میدهد، آنقدر به آینده امیدوارند که از تکانههایی در حد جنگ رمضان چندان نگران نیستند. «وینتا سالاله» استراتژیست سبد سهام در «GMO» به یورونیوز گفت: «ما میتوانیم شواهدی از سرخوشی، به ویژه در لایه کاربردی اکوسیستم هوش مصنوعی، ببینیم. اما برخلاف حبابهای فناوری قبلی، این سرخوشی در بازار خصوصی تأمین مالی این حوزه به طور واضحتری وجود دارد.»
🔹 در کنار همه این موارد از نوع کنشگری ایران نیز نباید غافل شد. پس از یک شروع طوفانی، ایران به تدریج چهره یک بازیگر معاملهپذیر را به نمایش گذاشت و این برداشت ایجاد شد که ایران هم، شاید نه به اندازه ترامپ، ولی به هر حال به دنبال راه خروج و عقبنشینی است. در واقع ترامپ آنقدر ضد و نقیض به هم میبافد که اظهارات او تنها تا جایی برای تحلیلگران قابل اعتماد است که طرف مقابل او صراحتاً یا تلویحاً آن را تأیید کند. بنابراین نبض بازارها و روایتها، خواسته یا ناخواسته، تا حد زیادی در دست ایران است و این فرصت بزرگی است که باید از آن با دقت استفاده کرد و حداقل اجازه نداد که ترامپ بر اساس بازوبستهشدن هفتگی و ماهانه بازارها از مواضع ما بهرهبرداری کند.
(برای مطالعه گزارش به سایت قرار مراجعه کنید.)
⏬ در ادامه وضعیت سه شاخص «S&P500»، «NASDAQ» و «Dow Jones» را اجمالاً بررسی میکنیم:
#اندیشکده_قرار
وبسایت | بله | ایتا
@gharar_tt
👍1
اندیشکده قرار
⭕️ 17 آوریل 2026: بازگشت بازار سهام آمریکا به روندهای پیش از جنگ #تحلیل_کوتاه 🔹 اکثر بازارهای سهام ایالات متحده روز پنجشنبه با ثبت قلههای جدید به روند رشد پیش از جنگ خود بازگشتند و روز جمعه نیز علیرغم مبهم بودن سرنوشت جنگ، شوک عرضه نفت و پیشبینیهای حاکی…
🔻 شاخص «S&P500» که از اوج 6900 در اواخر فوریه به 6300 در پایان مارس نزول کرده بود، با جبران این شکست به روند رشد قبلی خود بازگشته و در 17 آوریل به کانال 7100 رسید. نزدیکترین شکست بزرگ این بازار در اوج جنگ تعرفهای آمریکا و چین در مارس و آوریل 2025 بود که تقریبا 1100 واحد تنزل داشت و تا رسیدن به قله قبلی 4 ماه زمان برد. در مقایسه با آن شوک جنگ ایران تا اکنون تقریباً نیمی از آن فشار را به بازار وارد آورده است، هرچند اگر این تنزل پیشلرزه بوده و زلزلهها ادامهدار باشد قطعا درههای عمیقتر و عریضتری روی نمودار ظاهر خواهد شد. اما به هر حال تا اینجای کار روند بازیابی این بازار خوشبینانهتر از جنگ تعرفهها بوده است.
(برای مطالعه گزارش به سایت قرار مراجعه کنید.)
#اندیشکده_قرار
وبسایت | بله | ایتا
@gharar_tt
(برای مطالعه گزارش به سایت قرار مراجعه کنید.)
#اندیشکده_قرار
وبسایت | بله | ایتا
@gharar_tt
👍1
اندیشکده قرار
⭕️ 17 آوریل 2026: بازگشت بازار سهام آمریکا به روندهای پیش از جنگ #تحلیل_کوتاه 🔹 اکثر بازارهای سهام ایالات متحده روز پنجشنبه با ثبت قلههای جدید به روند رشد پیش از جنگ خود بازگشتند و روز جمعه نیز علیرغم مبهم بودن سرنوشت جنگ، شوک عرضه نفت و پیشبینیهای حاکی…
🔻 شاخص «NASDAQ» از اوج حدود 24 هزارتایی خود در 28 ژانویه، در پایان مارس به حدود 21 هزار واحد تنزل کرد و تا 17 آوریل به کانال 24 هزار وارد شد. در جنگ تعرفهها این بازار از اوج 20 هزارتایی در اواسط فوریه 2025، در ابتدای آوریل به 15 هزار و پانصد واحد سقوط کرد و بیش از چهار ماه طول کشید تا به کانال 20 هزار بازگردد. بنابراین جنگ رمضان تا اینجای کار در بازار «NASDAQ» تقریبا دو سوم فشار جنگ تعرفهها را وارد آورده است.
(برای مطالعه گزارش به سایت قرار مراجعه کنید.)
#اندیشکده_قرار
وبسایت | بله | ایتا
@gharar_tt
(برای مطالعه گزارش به سایت قرار مراجعه کنید.)
#اندیشکده_قرار
وبسایت | بله | ایتا
@gharar_tt
👍1
اندیشکده قرار
⭕️ 17 آوریل 2026: بازگشت بازار سهام آمریکا به روندهای پیش از جنگ #تحلیل_کوتاه 🔹 اکثر بازارهای سهام ایالات متحده روز پنجشنبه با ثبت قلههای جدید به روند رشد پیش از جنگ خود بازگشتند و روز جمعه نیز علیرغم مبهم بودن سرنوشت جنگ، شوک عرضه نفت و پیشبینیهای حاکی…
🔻 اما شاخص میانگین صنعتی «Dow Jones» از اوج 50 هزارتایی خود در اوایل فوریه، در اواخر مارس به حدود 45 هزار واحد نزول کرد و تا 17 آوریل خود را تا حدود 49 هزار و پانصد واحد بالا کشیده و هنوز بازیابی کاملی نداشته است. در جنگ تعرفهها این بازار از اوج 44 هزار و هفتصدتایی در اواخر ژانویه 2025، در اوایل آوریل به حدود 38 هزار واحد تنزل کرد و حدود هفت ماه گذشت تا بتواند به اعداد قبل بازگردد. در مقایسه این دو بازه حجم ریزش تقریباً یکسان بوده ولی بازار در مورد جنگ رمضان با سرعت بیشتری خوشبین شده است.
(برای مطالعه گزارش به سایت قرار مراجعه کنید.)
#اندیشکده_قرار
وبسایت | بله | ایتا
@gharar_tt
(برای مطالعه گزارش به سایت قرار مراجعه کنید.)
#اندیشکده_قرار
وبسایت | بله | ایتا
@gharar_tt
👍1
🔻قرارداد مهم شرکت اسرائیلی تاور با انویدیا
مدیرعامل شرکت تاور معتقد است فناوری فوتونیک سیلیکونی این شرکت، چالش تأمین انرژی در زیرساختهای هوش مصنوعی را حل کرده است.
#پایش
🔸 ارزش سهام شرکت نیمه هادی تاور (Tower Semiconductor) از اوت ۲۰۲۵ تاکنون حدود ۳۲۹ درصد افزایش داشته و ارزش بازار آن را به ۲۲ میلیارد دلار رسانده است. راسل الانگر (Russell Ellwanger)، مدیرعامل این شرکت تأکید دارد که رشد اخیر قیمت سهام این شرکت ناشی از موقعیت راهبردی تاور در تأمین قطعات فوتونیک سیلیکونی برای زیرساختهای هوش مصنوعی است. وی با اشاره به قرارداد اخیر با شرکت انویدیا (Nvidia) برای تأمین ماژولهای ارتباط نوری ۱.۶ ترابیت بر ثانیه، اظهار داشت: «فناوری ما کارایی پردازش انرژی برای تراشههای هوش مصنوعی را بهبود میبخشد و هزینهای پایینتر از محصولات موجود دارد».
🔹 بر اساس گزارشها، فروش تاور در حوزه فوتونیک سیلیکونی از ۲۸ میلیون دلار در سال ۲۰۲۳ به ۲۳۸ میلیون دلار در سال ۲۰۲۵ رسیده و نرخ فروش سالانه در سهماهه چهارم به ۳۸۰ میلیون دلار رسیده است. مدیرعامل تاور معتقد است این شرکت ظرفیت تولید خود در این حوزه را پنج برابر خواهد کرد و همزمان در حال گسترش کارخانه ۳۰۰ میلیمتری خود در ژاپن (Fab 7) است. وی همچنین به همکاری با شرکت کوهیرنت (Coherent Corp) برای توسعه فناوری ارتباطات نوری اشاره نمود که بر پایه پلتفرم فوتونیک سیلیکونی تاور طراحی شده است.
جالب آن که شرکت تاور در سال 2023 در حال فروش به شرکت آمریکایی اینتل بود؛ اما در نهایت این معامله لغو شد. به گفته مدیرعامل تاور بازار پس از لغو معامله، سهام این شرکت را «بهطور ناعادلانه» تنبیه کرد و ارزش بازار آن از ۴.۷ میلیارد دلار به ۲.۳ میلیارد دلار کاهش یافت. با این حال، وی تأکید کرد که ساختار قرارداد اجازه داد تاور مستقل از اینتل به سرمایهگذاری در کسبوکار فوتونیک سیلیکونی ادامه دهد؛ استراتژیای که امروزه این شرکت را به یکی از تأمینکنندگان اصلی هشت مورد از ده تولیدکننده بزرگ جهان در این حوزه تبدیل کرده است. وی همچنین به موجودی نقدینگی ۱.۲ میلیارد دلاری شرکت اشاره کرد که امکان سرمایهگذاریهای کلان را فراهم میسازد.
▪️ شرکت تاور سمیکاندکتور (Tower Semiconductor) یکی از تولیدکنندگان پیشرو در زمینه تراشههای آنالوگ و تخصصی است که در سال ۱۹۹۳ در میگدال هاعمک (فلسطین اشغالی) تأسیس شد و امروزه در بورس تلآویو و نزدک معامله میشود. این شرکت علاوه بر همکاری با انویدیا و کوهیرنت، در پروژههای مشترک با شرکتهایی مانند پاناسونیک (Panasonic) و نووتون (Nuvoton) در ژاپن فعالیت دارد و کارخانههای تولیدی آن در اسرائیل، ایالات متحده، ژاپن و سنگاپور مستقر هستند. تاور در حوزههای فوتونیک سیلیکونی، تراشههای فرکانس رادیویی (RF) و فناوریهای سیلیکون-ژرمانیوم (SiGe) تخصص دارد و مشتریان آن شامل شرکتهای بزرگ فناوری و مراکز داده جهانی هستند. با توجه به رشد سریع تقاضا برای زیرساختهای هوش مصنوعی و وابستگی فزاینده مراکز داده به ارتباطات نوری پرسرعت، موقعیت تاور در زنجیره تأمین این فناوریها میتواند نقش تعیینکنندهای در معادلات رقابتی صنعت نیمههادی ایفا کند.
مطالعه در سایت اندیشکده قرار
وبسایت | بله | ایتا
@gharar_tt
مدیرعامل شرکت تاور معتقد است فناوری فوتونیک سیلیکونی این شرکت، چالش تأمین انرژی در زیرساختهای هوش مصنوعی را حل کرده است.
#پایش
🔸 ارزش سهام شرکت نیمه هادی تاور (Tower Semiconductor) از اوت ۲۰۲۵ تاکنون حدود ۳۲۹ درصد افزایش داشته و ارزش بازار آن را به ۲۲ میلیارد دلار رسانده است. راسل الانگر (Russell Ellwanger)، مدیرعامل این شرکت تأکید دارد که رشد اخیر قیمت سهام این شرکت ناشی از موقعیت راهبردی تاور در تأمین قطعات فوتونیک سیلیکونی برای زیرساختهای هوش مصنوعی است. وی با اشاره به قرارداد اخیر با شرکت انویدیا (Nvidia) برای تأمین ماژولهای ارتباط نوری ۱.۶ ترابیت بر ثانیه، اظهار داشت: «فناوری ما کارایی پردازش انرژی برای تراشههای هوش مصنوعی را بهبود میبخشد و هزینهای پایینتر از محصولات موجود دارد».
🔹 بر اساس گزارشها، فروش تاور در حوزه فوتونیک سیلیکونی از ۲۸ میلیون دلار در سال ۲۰۲۳ به ۲۳۸ میلیون دلار در سال ۲۰۲۵ رسیده و نرخ فروش سالانه در سهماهه چهارم به ۳۸۰ میلیون دلار رسیده است. مدیرعامل تاور معتقد است این شرکت ظرفیت تولید خود در این حوزه را پنج برابر خواهد کرد و همزمان در حال گسترش کارخانه ۳۰۰ میلیمتری خود در ژاپن (Fab 7) است. وی همچنین به همکاری با شرکت کوهیرنت (Coherent Corp) برای توسعه فناوری ارتباطات نوری اشاره نمود که بر پایه پلتفرم فوتونیک سیلیکونی تاور طراحی شده است.
جالب آن که شرکت تاور در سال 2023 در حال فروش به شرکت آمریکایی اینتل بود؛ اما در نهایت این معامله لغو شد. به گفته مدیرعامل تاور بازار پس از لغو معامله، سهام این شرکت را «بهطور ناعادلانه» تنبیه کرد و ارزش بازار آن از ۴.۷ میلیارد دلار به ۲.۳ میلیارد دلار کاهش یافت. با این حال، وی تأکید کرد که ساختار قرارداد اجازه داد تاور مستقل از اینتل به سرمایهگذاری در کسبوکار فوتونیک سیلیکونی ادامه دهد؛ استراتژیای که امروزه این شرکت را به یکی از تأمینکنندگان اصلی هشت مورد از ده تولیدکننده بزرگ جهان در این حوزه تبدیل کرده است. وی همچنین به موجودی نقدینگی ۱.۲ میلیارد دلاری شرکت اشاره کرد که امکان سرمایهگذاریهای کلان را فراهم میسازد.
▪️ شرکت تاور سمیکاندکتور (Tower Semiconductor) یکی از تولیدکنندگان پیشرو در زمینه تراشههای آنالوگ و تخصصی است که در سال ۱۹۹۳ در میگدال هاعمک (فلسطین اشغالی) تأسیس شد و امروزه در بورس تلآویو و نزدک معامله میشود. این شرکت علاوه بر همکاری با انویدیا و کوهیرنت، در پروژههای مشترک با شرکتهایی مانند پاناسونیک (Panasonic) و نووتون (Nuvoton) در ژاپن فعالیت دارد و کارخانههای تولیدی آن در اسرائیل، ایالات متحده، ژاپن و سنگاپور مستقر هستند. تاور در حوزههای فوتونیک سیلیکونی، تراشههای فرکانس رادیویی (RF) و فناوریهای سیلیکون-ژرمانیوم (SiGe) تخصص دارد و مشتریان آن شامل شرکتهای بزرگ فناوری و مراکز داده جهانی هستند. با توجه به رشد سریع تقاضا برای زیرساختهای هوش مصنوعی و وابستگی فزاینده مراکز داده به ارتباطات نوری پرسرعت، موقعیت تاور در زنجیره تأمین این فناوریها میتواند نقش تعیینکنندهای در معادلات رقابتی صنعت نیمههادی ایفا کند.
مطالعه در سایت اندیشکده قرار
وبسایت | بله | ایتا
@gharar_tt
👍1