🛑به نام یزدان پاک
ای که بوی مرگ داری نیست فردایی تو را
ای که پیری و ز قدرت نیست سیرایی تو را
شیخِ با ایمان و دین گر حرصِ دنیا میزند
بی شک از تزویر هر دم حرفِ عقبا میزند
گر زبان خالق دنیا تو باشی ننگ بر آن کردگار
بس که گلهای وطن پرپر نمودی روی دار
بی گمان آئینتان را اهرمن بینان نهاد
کاین چنین آتش از این آئین در دنیا فتاد
بس عجب دارم خداتان از چه رویی با زنان
پر ز کین و خشم نفرت راه را دادی نشان
راه و رسمش همچو مردانی ز قومِ تازی است
جان و هستیِ زنان در دست او چون بازی است
ارث زن نیم است و از اندیشه نیم اَستی ز مرد
سنگسار از بهر زنها هر جزا هر قهر و درد
او پیام خود به زنها را به مردان داده است
ننگ دارد با زنان گوید بدین سان داده است
هر چه را آموختی ز این مذهبت کردی روا
شد وطن ویرانه از دینت همی از آن خدا
باورت گر بود آن دوزخ همی فردوس و حور
این چنین وحشت نمیکردی ز مُردن هم ز گور
در خیالت آمدی ویران کنی ایرانمان
تا رود فرهنگ ما ،جاوید مانَد دینتان
آنچنان غفلت نمودی تا که ذاتِ مذهبت
شد عیان و قلب ما لبریز شد از نفرتت
گر چه ویران کرده ای ایران ما ای بد سگال
دینِ ننگت هم همانندت شده اندر زوال
ای عدو گشتی سبب بر خیر خود بر ملتی
تا رها گردند از افیونِ دین و ذلتی
این حقیقت را بدان از لشکرت چون بگذریم
بعد از آن هر پرچمی از دینتان را بر دریم
ما ز شیخ و واعظ و ملا گذشتیم و چو کوه
پشت شاه هستیم تا ایران نشیند در شکوه
ما ز قوم آریا هستیم ما اُمّت نه ایم
ما ز هر قومی در مرزیم با هم ملتیم
ملت ایران بدون شَه ز هم پاشیده است
نور فرهنگ و هنر از شَه به ما تابیده است
#صادق_مبارکی
ارسالی از همراهان میهنپرست و پادشاهیخواه
#کانال_قیام_ملی
https://t.me/ghyam_meli
ای که بوی مرگ داری نیست فردایی تو را
ای که پیری و ز قدرت نیست سیرایی تو را
شیخِ با ایمان و دین گر حرصِ دنیا میزند
بی شک از تزویر هر دم حرفِ عقبا میزند
گر زبان خالق دنیا تو باشی ننگ بر آن کردگار
بس که گلهای وطن پرپر نمودی روی دار
بی گمان آئینتان را اهرمن بینان نهاد
کاین چنین آتش از این آئین در دنیا فتاد
بس عجب دارم خداتان از چه رویی با زنان
پر ز کین و خشم نفرت راه را دادی نشان
راه و رسمش همچو مردانی ز قومِ تازی است
جان و هستیِ زنان در دست او چون بازی است
ارث زن نیم است و از اندیشه نیم اَستی ز مرد
سنگسار از بهر زنها هر جزا هر قهر و درد
او پیام خود به زنها را به مردان داده است
ننگ دارد با زنان گوید بدین سان داده است
هر چه را آموختی ز این مذهبت کردی روا
شد وطن ویرانه از دینت همی از آن خدا
باورت گر بود آن دوزخ همی فردوس و حور
این چنین وحشت نمیکردی ز مُردن هم ز گور
در خیالت آمدی ویران کنی ایرانمان
تا رود فرهنگ ما ،جاوید مانَد دینتان
آنچنان غفلت نمودی تا که ذاتِ مذهبت
شد عیان و قلب ما لبریز شد از نفرتت
گر چه ویران کرده ای ایران ما ای بد سگال
دینِ ننگت هم همانندت شده اندر زوال
ای عدو گشتی سبب بر خیر خود بر ملتی
تا رها گردند از افیونِ دین و ذلتی
این حقیقت را بدان از لشکرت چون بگذریم
بعد از آن هر پرچمی از دینتان را بر دریم
ما ز شیخ و واعظ و ملا گذشتیم و چو کوه
پشت شاه هستیم تا ایران نشیند در شکوه
ما ز قوم آریا هستیم ما اُمّت نه ایم
ما ز هر قومی در مرزیم با هم ملتیم
ملت ایران بدون شَه ز هم پاشیده است
نور فرهنگ و هنر از شَه به ما تابیده است
#صادق_مبارکی
ارسالی از همراهان میهنپرست و پادشاهیخواه
#کانال_قیام_ملی
https://t.me/ghyam_meli
Telegram
کانال : قیام ملی
پادشاهی مشروطه پارلمانی
سکولاریسم
دموکراسی
ملی گرایی
سکولاریسم
دموکراسی
ملی گرایی
🥰18👏12❤5👍3
🛑به نام یزدان پاک
از آمدنِ شاه فلک دست فشان است
زاین مژده همی مامِ وطن دُرد کشان است
اشک از سر شوق آید و دل در تب و تاب است
این فصلِ بهارِ خردِ اهل جهان است
دژخیم عبا پوشِ ستمکار هراسان
خود بُرده امان از فلک و فکر امان است
از چرخ فلک جز رَوِش عدل ندیدم
هر بذر فشانی به جهان حاصل همان است
چون شمع همه عمر ز غم سوختگانیم
خوش باش کنون وقت کم و عمر گران است
از کار جهان شکوه ندارم که چنین است
اقبال گَهی دست شَه و دست شبان است
در دست شبان بود به جز رنج ندیدیم
حقّا که وطن ناموَر از نامِ شهان است
خواهم که شوم مست همی نعره برآرم
آن نامِ نکویی که مرا وِرد زبان است
کای اهلِ جهان پای بکوبید و بخوانید
سیروسِ شَهَنشاه کنون شاهِ زمان است
#صادق_مبارکی
ارسالی هموطنان میهنپرست و پادشاهیخواه
#کانال_قیام_ملی
https://t.me/ghyam_meli
از آمدنِ شاه فلک دست فشان است
زاین مژده همی مامِ وطن دُرد کشان است
اشک از سر شوق آید و دل در تب و تاب است
این فصلِ بهارِ خردِ اهل جهان است
دژخیم عبا پوشِ ستمکار هراسان
خود بُرده امان از فلک و فکر امان است
از چرخ فلک جز رَوِش عدل ندیدم
هر بذر فشانی به جهان حاصل همان است
چون شمع همه عمر ز غم سوختگانیم
خوش باش کنون وقت کم و عمر گران است
از کار جهان شکوه ندارم که چنین است
اقبال گَهی دست شَه و دست شبان است
در دست شبان بود به جز رنج ندیدیم
حقّا که وطن ناموَر از نامِ شهان است
خواهم که شوم مست همی نعره برآرم
آن نامِ نکویی که مرا وِرد زبان است
کای اهلِ جهان پای بکوبید و بخوانید
سیروسِ شَهَنشاه کنون شاهِ زمان است
#صادق_مبارکی
ارسالی هموطنان میهنپرست و پادشاهیخواه
#کانال_قیام_ملی
https://t.me/ghyam_meli
Telegram
کانال : قیام ملی
پادشاهی مشروطه پارلمانی
سکولاریسم
دموکراسی
ملی گرایی
سکولاریسم
دموکراسی
ملی گرایی
❤19👍6👏3