Goohag h.t
40 subscribers
9.58K photos
5.94K videos
832 files
2.43K links
Download Telegram
اگر به طبیعت احترام بگذاریم و با آن مسئولانه رفتار کنیم، طبیعت نیز در آینده با هوای پاک‌تر، منابع پایدارتر و محیطی سالم‌تر لطف ما را جبران خواهد کرد. اما اگر به آن آسیب بزنیم، نتیجه‌اش تخریب محیط زیست، آلودگی و شرایط سخت‌تر برای زندگی خواهد بود. این جمله ما را به قدردانی و مراقبت از طبیعت دعوت می‌کند، چون سرنوشت ما به آن گره خورده است.
Forwarded from Instagram Download Story
⬡مفهوم و تحلیل:
۱.منظر علمی:
•نظریه نسبیت ادراکی: ایده‌‌ای که در این ویدیو مطرح شد شباهت زیادی به اصولی در علم روانشناسی و عصب‌شناسی داره که میگه ذهن ما اطلاعات رو فیلتر و تفسیر می‌کنه. مثلاً دو نفر ممکنه به یه منظره نگاه کنن، اما هرکدوم براساس تجربه، احساسات یا حتی نور محیط، برداشت متفاوتی داشته باشن. این مفهوم به خصوص در #روانشناسی_گشتالت که میگه "کل، بیشتر از مجموع اجزاست" هم مطرح میشه.
•نوروساینس: مغز ما اطلاعات حسی رو پردازش می‌کنه و یک نسخه‌ی "ذهنی" از جهان می‌سازه. مثلاً چیزهایی که می‌بینیم، صداهایی که می‌شنویم یا بویی که حس می‌کنیم، همه پردازش مغز ماست.
•مکانیک کوانتومی: در دنیای ذرات زیراتمی، "واقعیت" به مشاهده وابسته‌ست. تا وقتی ما به ذره نگاه نکنیم، اون می‌تونه توی چند حالت باشه (اصل سوپرپوزیشن). این یعنی خود عمل مشاهده، واقعیت رو تعیین می‌کنه.
اینشتین گفته: واقعیت صرفا یه توهمه، هرچند که توهمی بسیار پایداره.
۲.منظر فلسفی:
•پلورالیسم: در فلسفه، بحث‌های عمیقی درباره‌ی اینه که آیا واقعیت یکیه یا چندگانه‌ست. #ویلیام_جیمز ، فیلسوف معروف، از #پلورالیسم (تعدد واقعیت‌ها) حرف میزنه و میگه هر کس براساس زاویه‌ی دیدش یه واقعیت متفاوت می‌سازه. پس ما برای فهم درست باید به "تصویر کلی" برسیم، نه اینکه در یه زاویه گیر کنیم
•ایده‌آلیسم: واقعیت چیزی نیست جز آنچه که ذهن ما می‌سازه. یعنی هر چیزی که ما می‌بینیم یا تجربه می‌کنیم، به‌شدت وابسته به ادراک و تعبیر ذهن ماست.
۳.منظر معنوی:
جهان، آیینه‌ی ذهن ماست یا به عبارتی جهان، بازتاب درونه. جوری که ما جهان رو می‌بینیم، از درون خودمون نشأت می‌گیره. #بودا میگه:
"هر چیزی که می‌بینیم، نتیجه‌ی آن چیزیست که فکر می‌کنیم."
#مولانا در #مثنوی_معنوی با داستان فیل در تاریکی به این موضوع پرداخته:
پیل اندر خانهٔ تاریک بود
عرضه را آورده بودندش هُنود
از برای دیدنش مَردم بسی
اندر آن ظلمت همی‌شد هر کسی
دیدنش با چشم چون ممکن نبود
اندر آن تاریکیش کف می‌بِسود
آن یکی را کف به خرطوم اوفتاد
گفت همچون ناودانست این نهاد
آن یکی را دست بر گوشش رسید
آن برو چون بادبیزن شد پدید
آن یکی را کف چو بر پایش بسود
گفت شکل پیل دیدم چون عمود
آن یکی بر پشت او بنهاد دست
گفت خود این پیل چون تختی بدست
همچنین هر یک به جزوی که رسید
فهم آن می‌کرد هر جا می‌شنید
از نظرگه گفتشان شد مختلف
آن یکی دالش لقب داد این الف
در کف هر کس اگر شمعی بدی
اختلاف از گفتشان بیرون شدی
چشم حس همچون کف دستست و بس
نیست کف را بر همهٔ او دست‌رس
چشم دریا دیگرست و کف دگر
کف بهل وز دیدهٔ دریا نگر