ديدبان آزار
🟠 دیدبان آزار: در پی افشاگریهای فعال آلمانی، پائولا مایر، درباره تجربه خشونت جنسی در بازداشتگاه ترکیه، فعالان فمینیست در استانبول و ازمیر تجمع کردند. این فعالان در اعتراض به خشونت جنسی علیه زنان در مراکز بازگرداندن مهاجران، بازداشتگاههای پلیس و زندانهای…
🟠 سیمای آدا کارت، که بیانیه را از طرف ائتلاف قرائت کرد گفت که از زمان تأسیس مراکز اخراج و بازگرداندن مهاجران در ترکیه، این مراکز به مکانهایی تبدیل شدهاند که در آن سیاستهای ضد پناهجویان و زنان با نژادپرستی و شکنجه درهم میآمیزند. او خاطرنشان کرد که مهاجران در معرض انواع فشارها قرار میگیرند؛ فشارهایی که با هدف وادار کردن آنان به ترک کشور یا تن دادن به اخراج و بازگرداندن اجباری اعمال میشوند.
🟠 به گفته ائتلاف، خشونت جنسیای که از سوی مأموران دولتی اعمال میشود نباید بهعنوان مجموعهای از موارد جداگانه و منفرد از سوءاستفاده تلقی شود. این گروه همچنین روایتهای منتشرشده از خشونت جنسی در دوران بازداشت را که آنا، یکی از شرکتکنندگان در «ناوگان سومود» در همبستگی با فلسطین، و آلما، از اعضای «کاروان دفاع از بشریت»، مطرح کرده بودند، یادآوری کرد.
🟠کارت گفت: «در زندانها، کلانتریها و مراکز اخراج و بازگرداندن مهاجران، بازرسی بدنیِ برهنه، آزار جنسی و خشونت جنسی عملاً به رویههایی معمول تبدیل شدهاند که هدفشان درهم شکستن اراده زنانی است که مقاومت و مبارزه میکنند و این خشونتها ابزار مجازات آنان است.»
🟠 پائولا مایر، از اعضای فدراسیون سازمانهای مبارزه طبقاتی، چندی پیش اعلام کرد که در زمان بازداشت در ترکیه مورد تجاوز جنسی قرار گرفته است. در ژانویه ۲۰۲۶، یک هیئت بینالمللی جوانان در چارچوب حمایت از روژاوا به باکور/کردستان شمالی سفر کرد تا از نزدیک در جریان اعتراضات قرار گیرد و با نیروهای دموکراتیک محلی دیدار و تبادل نظر کند. این هیئت بخشی از ابتکار «کاروان مردمی» بود؛ طرحی برای اعلام همبستگی مستقیم بینالمللی با انقلاب روژاوا که در همان ماه هدف حملات گسترده دولت سوریه قرار گرفته بود. در پنجمین روز سفر، ۱۶ فعال از سوی ارتش ترکیه بازداشت شدند. شماری از بازداشتشدگان بعداً از اعمال خشونت جسمی، روانی و جنسی در دوران بازداشت خود خبر دادند.
«از شدت درد بیهوش شدم»
🟠 پائولا مایر درباره آنچه بر او و دیگر بازداشتشدگان گذشته است، میگوید: «به ما اجازه نمیدادند چشمهایمان را ببندیم یا بخوابیم، به چیزی تکیه بدهیم یا بنشینیم. ما را لگد میزدند و کتک میزدند، گاهی آنقدر شدید که بیهوش میشدیم. به ما توهین میکردند و آب دهان به صورتمان میانداختند. بافت موهایمان را به اندام تناسلی مأموران میمالیدند یا موهایمان را میکندند. ما را مجبور میکردند ویدئوهایی از شکنجه و آزار مبارزان را تماشا کنیم.» او اضافه میکند: «در مدتی که در سلول انفرادی بودم، یکی از مأموران ترکیه به من تعرض جنسی کرد.»
@harasswatch
🟠 به گفته ائتلاف، خشونت جنسیای که از سوی مأموران دولتی اعمال میشود نباید بهعنوان مجموعهای از موارد جداگانه و منفرد از سوءاستفاده تلقی شود. این گروه همچنین روایتهای منتشرشده از خشونت جنسی در دوران بازداشت را که آنا، یکی از شرکتکنندگان در «ناوگان سومود» در همبستگی با فلسطین، و آلما، از اعضای «کاروان دفاع از بشریت»، مطرح کرده بودند، یادآوری کرد.
🟠کارت گفت: «در زندانها، کلانتریها و مراکز اخراج و بازگرداندن مهاجران، بازرسی بدنیِ برهنه، آزار جنسی و خشونت جنسی عملاً به رویههایی معمول تبدیل شدهاند که هدفشان درهم شکستن اراده زنانی است که مقاومت و مبارزه میکنند و این خشونتها ابزار مجازات آنان است.»
🟠 پائولا مایر، از اعضای فدراسیون سازمانهای مبارزه طبقاتی، چندی پیش اعلام کرد که در زمان بازداشت در ترکیه مورد تجاوز جنسی قرار گرفته است. در ژانویه ۲۰۲۶، یک هیئت بینالمللی جوانان در چارچوب حمایت از روژاوا به باکور/کردستان شمالی سفر کرد تا از نزدیک در جریان اعتراضات قرار گیرد و با نیروهای دموکراتیک محلی دیدار و تبادل نظر کند. این هیئت بخشی از ابتکار «کاروان مردمی» بود؛ طرحی برای اعلام همبستگی مستقیم بینالمللی با انقلاب روژاوا که در همان ماه هدف حملات گسترده دولت سوریه قرار گرفته بود. در پنجمین روز سفر، ۱۶ فعال از سوی ارتش ترکیه بازداشت شدند. شماری از بازداشتشدگان بعداً از اعمال خشونت جسمی، روانی و جنسی در دوران بازداشت خود خبر دادند.
«از شدت درد بیهوش شدم»
🟠 پائولا مایر درباره آنچه بر او و دیگر بازداشتشدگان گذشته است، میگوید: «به ما اجازه نمیدادند چشمهایمان را ببندیم یا بخوابیم، به چیزی تکیه بدهیم یا بنشینیم. ما را لگد میزدند و کتک میزدند، گاهی آنقدر شدید که بیهوش میشدیم. به ما توهین میکردند و آب دهان به صورتمان میانداختند. بافت موهایمان را به اندام تناسلی مأموران میمالیدند یا موهایمان را میکندند. ما را مجبور میکردند ویدئوهایی از شکنجه و آزار مبارزان را تماشا کنیم.» او اضافه میکند: «در مدتی که در سلول انفرادی بودم، یکی از مأموران ترکیه به من تعرض جنسی کرد.»
@harasswatch
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟠 تولد پخشان عزیزی است؛ مددکار اجتماعی و زندانی سیاسی محکوم به اعدام در ایران که بیش از سه سال است که در زندان به سر میبرد.
پخشان اخیرا در نامهای که از زندان اوین منتشر کرد علیه حملات نظامی آمریکا و اسرائیل موضع گرفته اتهامات منجر به صدور حکم اعدام خود را ساختگی خواند و از رنجی که در این سالها بر خود و خانوادهاش تحمیل شده گفت. او در دوران بازداشت مورد شکنجه قرار گرفته و وکلایش میگویند به مستندات ارائهشده در پرونده اصلا اعتنایی نشده است. به امید رهایی او از اعدام و زندان.
تولدت مبارک پخشان
@harasswatch
پخشان اخیرا در نامهای که از زندان اوین منتشر کرد علیه حملات نظامی آمریکا و اسرائیل موضع گرفته اتهامات منجر به صدور حکم اعدام خود را ساختگی خواند و از رنجی که در این سالها بر خود و خانوادهاش تحمیل شده گفت. او در دوران بازداشت مورد شکنجه قرار گرفته و وکلایش میگویند به مستندات ارائهشده در پرونده اصلا اعتنایی نشده است. به امید رهایی او از اعدام و زندان.
تولدت مبارک پخشان
@harasswatch
🟠 دیدبان آزار: گزارششده دختری شانزدهساله در استرالیا احتمالا بهدلیل خفهسازی جنسی جان خود را از دست داده است. پژوهشها نشان میدهند که خفهسازی نمیتواند رفتاری ایمن باشد. اگرچه این کار اغلب هیچ آسیب ظاهری و قابلمشاهدهای بر جای نمیگذارد، محرومیت مغز از اکسیژن، حتی برای مدت بسیار کوتاه، باعث ایجاد تغییراتی در ساختارهای ظریف و حساس مغز میشود. چندین مطالعه بهطور مشخص تغییرات مغزی را در زنانی که بهدفعات در جریان رابطه جنسی «خفه» شدهاند نشان دادهاند؛ از جمله نشانههایی از آسیب مغزی و اختلال در عملکرد نیمکرههای مغز که با افسردگی و اضطراب ارتباط دارد. انگلیس چندی پیش بهدلیل همین آسیبها، اعلام کرد پورنوگرافی حاوی خفهسازی جنسی را جرمانگاری میکند. بر اساس اصلاحیه جدید، پلتفرمها موظف خواهند بود بهصورت پیشگیرانه اقداماتی انجام دهند تا کاربران از مشاهده محتوای غیرقانونی مربوط به خفهسازی و خفگی در امان بمانند. با مرگ دختر شانزدهساله، دوباره بحث عواقب و آثار این رفتار جنسی بهویژه در زندگی نوجوانان بالا گرفته است.
@harasswatch
@harasswatch
بیست سال از کمپینی که بخشی از تاریخ جنبش زنان ایران را میسازد گذشت. کمپین یک میلیون امضا در شهریورماه ۱۳۸۵ آغاز به کار کرد و هدفش جمعآوری دستکم یک میلیون امضا برای رفع قوانین تبعیضآمیز جنسیتی بود.
حال در بیستمین سالگرد کمپین، توسط جمعی از اعضای سابق این کمپین، گفتوگوی جمعی ترتیب داده شده تا دربارهٔ میراث آن و تجربههایش بحث شود.
🔹کمپین یک میلیون امضا چه میراثی از خود به جای گذاشت؟
🔹کدام بخش از دستاوردهای این حرکت مدنی، همچنان در جامعه امروز زنده است؟
🔹نسل جدید فعالان جنبش زنان، چه نگاهی به این جنبش برابریخواهانه دارند؟
✨از شما هم دعوت میکنیم از طریق اسکن QR کد موجود در پوستر به این گفتوگو بپیوندید.
📅 پنجشنبه ۱۲ شهریور / ۳ سپتامبر
🕡 ساعت ۱۸:۳۰ به وقت ایران
💻 نشست آنلاین در https://meet.google.com/fme-zyea-fuj
🔗برای اطلاعات بیشتر درباره این برنامه و آشنایی با آرشیو و روایتهای جنبش زنان ایران:
https://iwmarchive.org/
حال در بیستمین سالگرد کمپین، توسط جمعی از اعضای سابق این کمپین، گفتوگوی جمعی ترتیب داده شده تا دربارهٔ میراث آن و تجربههایش بحث شود.
🔹کمپین یک میلیون امضا چه میراثی از خود به جای گذاشت؟
🔹کدام بخش از دستاوردهای این حرکت مدنی، همچنان در جامعه امروز زنده است؟
🔹نسل جدید فعالان جنبش زنان، چه نگاهی به این جنبش برابریخواهانه دارند؟
✨از شما هم دعوت میکنیم از طریق اسکن QR کد موجود در پوستر به این گفتوگو بپیوندید.
📅 پنجشنبه ۱۲ شهریور / ۳ سپتامبر
🕡 ساعت ۱۸:۳۰ به وقت ایران
💻 نشست آنلاین در https://meet.google.com/fme-zyea-fuj
🔗برای اطلاعات بیشتر درباره این برنامه و آشنایی با آرشیو و روایتهای جنبش زنان ایران:
https://iwmarchive.org/
جنگ با زنان افغانستان؛
از حذف و سرکوب تا برچسبزنی
نویسندگان: سائمه سلطانی، مزدا مهرگان، هلن فرمان
🟠 در روزگاری که صدای حدود ۱۵ میلیون زن در داخل افغانستان با ستم و سرکوب طالبانی خاموش شده، هر صدا، روایت، نوشته و کنش اجتماعی آگهیبخش، ارزنده و مهم است. در این برهه زمانی زنان آگاه و فمینسیتهای افغانستانی با نشر مقالات و تحلیلهای روشنگرانه، پادکستها، گفتگوها، مصاحبهها، نشستهای مجازی و … همواره تلاش کردهاند تا نقشی اثرگذار در تغییر رویکرد سازمانیافته فرودستسازی عمدی زنان در جامعه سنتی و مردسالار افغانستان داشته باشند.
@harasswatch
از حذف و سرکوب تا برچسبزنی
نویسندگان: سائمه سلطانی، مزدا مهرگان، هلن فرمان
🟠 در روزگاری که صدای حدود ۱۵ میلیون زن در داخل افغانستان با ستم و سرکوب طالبانی خاموش شده، هر صدا، روایت، نوشته و کنش اجتماعی آگهیبخش، ارزنده و مهم است. در این برهه زمانی زنان آگاه و فمینسیتهای افغانستانی با نشر مقالات و تحلیلهای روشنگرانه، پادکستها، گفتگوها، مصاحبهها، نشستهای مجازی و … همواره تلاش کردهاند تا نقشی اثرگذار در تغییر رویکرد سازمانیافته فرودستسازی عمدی زنان در جامعه سنتی و مردسالار افغانستان داشته باشند.
@harasswatch
afghan_feminism.pdf
6.4 MB
جنگ با فمینیستهای افغانستان، از حذف و سرکوب تا برچسپزنی
🟠 نویسندگان: سائمه سلطانی، مزدا مهرگان، و هلن فرمان
گروهی از کنشگران و فمینیستان افغانستانی با نوشتن این مقاله تحلیلی مفصل و استناد به منابع معتبر به واکاوی پهلوهای پیدا و پنهان این موضوع پرداخته و علت بروز واکنشهای انتقادی علیه فمینیستهای افغانستانی را برجسته ساختهاند. با توجه به نقش مهم رسانه و پایگاههای خبری در جهتدهی افکار عامه، رسانه راوی زن به عنوان پایگاه اطلاعرسانی و روایتگری متعهد و رسالتمند، با نشر و همگانیسازی تحلیلها و روایتهای عدالتطلب و برابریخواهانه اینچنینی در کنار زنان افغانستان میایستد و مخاطبانش را به مطالعه آنان فرامیخواند. متن کامل مقاله را از اینجا دانلود کنید.
@harasswatch
🟠 نویسندگان: سائمه سلطانی، مزدا مهرگان، و هلن فرمان
گروهی از کنشگران و فمینیستان افغانستانی با نوشتن این مقاله تحلیلی مفصل و استناد به منابع معتبر به واکاوی پهلوهای پیدا و پنهان این موضوع پرداخته و علت بروز واکنشهای انتقادی علیه فمینیستهای افغانستانی را برجسته ساختهاند. با توجه به نقش مهم رسانه و پایگاههای خبری در جهتدهی افکار عامه، رسانه راوی زن به عنوان پایگاه اطلاعرسانی و روایتگری متعهد و رسالتمند، با نشر و همگانیسازی تحلیلها و روایتهای عدالتطلب و برابریخواهانه اینچنینی در کنار زنان افغانستان میایستد و مخاطبانش را به مطالعه آنان فرامیخواند. متن کامل مقاله را از اینجا دانلود کنید.
@harasswatch
مفهوم «مبارزه کاناپهای» را میتوان بهمثابه مفهومی انتقادی برای تحلیل شکل خاصی از کنشگری معاصر در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی به کار گرفت؛ شکلی از کنشگری که در آن فاصله میان «تجربه زیسته» و «بازنمایی رسانهای» افزایش یافته و احساس مشارکت سیاسی الزاماً با مشارکت واقعی در فرایندهای اجتماعی و سیاسی متناظر نیست. در این وضعیت، سوژه از موقعیتی نسبتاً امن و دور از میدان مستقیم تعارض، خود را در مقام کنشگر، مبارز یا حتی سوژه تغییر اجتماعی بازنمایی میکند، بیآنکه لزوماً در معرض هزینهها، مخاطرات و مسئولیتهای ناشی از کنش جمعی قرار گرفته باشد.
متن کامل:
https://harasswatch.com/news/2644/
@harasswatch
متن کامل:
https://harasswatch.com/news/2644/
@harasswatch
چرا با وجود دههها پژوهش، آموزش، کمپینهای عمومی و تغییرات قانونی، خشونت جنسی علیه زنان همچنان در چنین ابعادی ادامه دارد؟ این پرسش، نقطه آغاز پژوهشی است که بهتازگی در Journal of Interpersonal Violence منتشر شده است. این مقاله بحث را از یک نظرسنجی از حدودا ۲۶۸۹ مرد جوان شروع میکند که تصویری تکاندهنده از میزان عادیشدن اجبار جنسی ارائه میدهد.
پژوهشگران با استفاده از پاسخهای کاملاً ناشناس ۲۶۸۹ مرد ۱۸ تا ۳۴ ساله در آمریکا و کانادا، استدلال میکنند که بسیاری از موارد رابطه جنسی اجباری و تجاوز در جمعیت عمومی، نه اتفاقاتی تصادفی یا ناشی از سوءتفاهم، بلکه رفتارهایی هدفمند و مبتنی بر نوعی «اسکریپت اجتماعی» هستند؛ الگویی که در آن فرد، زنی را که تمایلی به رابطه ندارد یا رضایت نداده، شناسایی میکند، او را از دیگران جدا میکند، تحت فشار یا ارعاب قرار میدهد و در نهایت تلاش میکند مقاومت او را بشکند. نکته نگرانکنندهتر این است که در برخی از این موقعیتها، افراد دیگری نیز از آنچه در حال رخ دادن است آگاهاند.
متن کامل:
https://harasswatch.com/news/2646/
@harasswatch
پژوهشگران با استفاده از پاسخهای کاملاً ناشناس ۲۶۸۹ مرد ۱۸ تا ۳۴ ساله در آمریکا و کانادا، استدلال میکنند که بسیاری از موارد رابطه جنسی اجباری و تجاوز در جمعیت عمومی، نه اتفاقاتی تصادفی یا ناشی از سوءتفاهم، بلکه رفتارهایی هدفمند و مبتنی بر نوعی «اسکریپت اجتماعی» هستند؛ الگویی که در آن فرد، زنی را که تمایلی به رابطه ندارد یا رضایت نداده، شناسایی میکند، او را از دیگران جدا میکند، تحت فشار یا ارعاب قرار میدهد و در نهایت تلاش میکند مقاومت او را بشکند. نکته نگرانکنندهتر این است که در برخی از این موقعیتها، افراد دیگری نیز از آنچه در حال رخ دادن است آگاهاند.
متن کامل:
https://harasswatch.com/news/2646/
@harasswatch
استاد متعرض دانشگاه شریف.pdf
663.5 KB
بازگشت کریم مظاهری، عضو هیئت علمی دانشکده مهندسی هوافضای دانشگاه صنعتی شریف، به تدریس درس اجباری در مقطع کارشناسی، با اعتراض دانشجویان روبهرو شده است. مظاهری پیشتر دستکم از سوی یک دانشجوی تحصیلات تکمیلی با اتهام «تعرض، تماس و پیامکهای آزاردهنده» مواجه شده است.
@harasswatch
@harasswatch
🔹رد اعاده دادرسی ارغوان فلاحی، زندانی ۲۴ ساله زیرحکم اعدام
به گزارش امتداد با رد اعاده دادرسی ارغوان فلاحی حالا این زن جوان ۲۴ ساله در آستانه اجرای حکم اعدام قرار دارد.
ارغوان فلاحی متولد سال ۱۳۸۰ است و یک بار در جریان اعتراضات زن زندگی آزادی و بار دیگر در تاریخ ۱۴۰۳/۱۱/۶ در جریان پرونده ترور قضات دیوان عالی کشور (رازینی و مقیسه) دستگیر شد. در نهایت اثبات شد که او هیچ نقشی در جریان پرونده ترور نداشته، اما نهایتا با اتهام بغی، توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی به اعدام محکوم و این حکم در شعبه ۴۱ دیوان عالی کشور تایید و اعتراض وکیل او رد شد.
ارغوان فلاحی در شرایطی به اتهام بغی (قیام مسلحانه) به اعدام محکوم شده که به گفته وکیل او، هیچ سلاحی از وی کشف نشده است؛ همچنین او در جریان جنگ ۱۲ روزه و بمباران زندان اوین، در شرایطی که با بمباران در و نگهبانی زندان، حتی امکان فرارش میسر بوده، مانده و به کمک زندانبانان مصدوم شتافته و حتی با لباس خود، شاهرگ بریده شده یکی از پرسنل زندان اوین را بسته و تا رسیدن نیروهای امدادی، عملا باعث نجات جان وی شده است.
#ارغوان_فلاحی
#نه_به_اعدام
@harasswatch
به گزارش امتداد با رد اعاده دادرسی ارغوان فلاحی حالا این زن جوان ۲۴ ساله در آستانه اجرای حکم اعدام قرار دارد.
ارغوان فلاحی متولد سال ۱۳۸۰ است و یک بار در جریان اعتراضات زن زندگی آزادی و بار دیگر در تاریخ ۱۴۰۳/۱۱/۶ در جریان پرونده ترور قضات دیوان عالی کشور (رازینی و مقیسه) دستگیر شد. در نهایت اثبات شد که او هیچ نقشی در جریان پرونده ترور نداشته، اما نهایتا با اتهام بغی، توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی به اعدام محکوم و این حکم در شعبه ۴۱ دیوان عالی کشور تایید و اعتراض وکیل او رد شد.
ارغوان فلاحی در شرایطی به اتهام بغی (قیام مسلحانه) به اعدام محکوم شده که به گفته وکیل او، هیچ سلاحی از وی کشف نشده است؛ همچنین او در جریان جنگ ۱۲ روزه و بمباران زندان اوین، در شرایطی که با بمباران در و نگهبانی زندان، حتی امکان فرارش میسر بوده، مانده و به کمک زندانبانان مصدوم شتافته و حتی با لباس خود، شاهرگ بریده شده یکی از پرسنل زندان اوین را بسته و تا رسیدن نیروهای امدادی، عملا باعث نجات جان وی شده است.
#ارغوان_فلاحی
#نه_به_اعدام
@harasswatch
در گزارش نشست، تصویرِ شیرین کریمی، مترجم و سخنرانِ زن حذف شده و نام او تنها در انتها و بهاشارهای گذرا آمده است؛ آنهم در گردهماییای که برای گفتوگو دربارۀ کتابی برگزار شده که محتوایش نقدِ اندیشمندان چپ به جنبش ووک است. این جنبش بر هشیاریِ همیشگی در برابر بیعدالتی، تبعیض و نابرابری پای میفشارد. نقدهای وارد بر این جنبش هر چه باشد، بیانصافی است اگر دستاوردهای آن را برای افراد و گروههای بهحاشیهراندهشده در جهان نادیده بگیریم. اندیشۀ چپی که ادعا میکند «ووک» نیست، لازم است دربارۀ حضور زنان در عرصۀ عمومی حساسیت و مسئولیت بیشتری نشان دهد، بهویژه در جامعۀ پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی»، و شاید بد نباشد کمی هم «ووک» باشد. در گردهماییای که اندیشمندان و هنرمندان در کنار شمار زیادی از روزنامهنگاران، پژوهشگران و دانشجویان حضور دارند، چنین حذفی چه معنایی دارد؟ مترجمی که بیش از همۀ حاضرانِ آن نشست برای برگردان موضوع بحث به زبان فارسی وقت گذاشته و کار فکری انجام داده است اینگونه حذف و حضورش بی اهمیت جلوه داده میشود.
https://harasswatch.com/news/2647
@harasswatch
https://harasswatch.com/news/2647
@harasswatch
داستان کاساندرا، زنی که حقیقت را میگفت اما کسی حرفهایش را باور نمیکرد، در فرهنگ ما به اندازۀ قصۀ «چوپان دروغگو»، همان پسری که تا چند بار اول دروغش را باور میکردند، جا نیفتاده است. شاید باید جا بیفتد. کاساندرا، دختر پادشاه تروا، گرفتار نفرینی بود که ماحصل موهبتی عجیب بود: پیشگوییهایش درست از آب درمیآمدند، اما هیچکس به آنها اعتنا نمیکرد. مردمش او را هم دیوانه و هم دروغگو میدانستند و بنا بر برخی روایتها، پیش از آنکه آگاممنون او را به همبالینی خود درآورد، زندانیاش کردند؛ زنی که سرانجام، بیهیچ اهمیتی، همراه با آگاممنون کشته شد.
این روزها، در حالی که از آبهای متلاطم جنگهای جنسیتی عبور میکنیم، بسیار به کاساندرا فکر کردهام؛ چراکه در این جنگها، «باورپذیری» یکی از بنیادیترین اشکال قدرت است و زنان چه بسیار که متهم میشوند از اساس فاقد آناند. کم پیش نمیآید که وقتی زنی حرفی میزند که به اعتبار یک مرد لطمه میزند، واکنشها نه فقط معطوف به درستی یا نادرستی ادعای او، بلکه متوجه تواناییاش برای سخن گفتن و اساساً حق او برای چنین کاری میشوند.
https://harasswatch.com/news/2648/
@harasswatch
این روزها، در حالی که از آبهای متلاطم جنگهای جنسیتی عبور میکنیم، بسیار به کاساندرا فکر کردهام؛ چراکه در این جنگها، «باورپذیری» یکی از بنیادیترین اشکال قدرت است و زنان چه بسیار که متهم میشوند از اساس فاقد آناند. کم پیش نمیآید که وقتی زنی حرفی میزند که به اعتبار یک مرد لطمه میزند، واکنشها نه فقط معطوف به درستی یا نادرستی ادعای او، بلکه متوجه تواناییاش برای سخن گفتن و اساساً حق او برای چنین کاری میشوند.
https://harasswatch.com/news/2648/
@harasswatch
این پژوهش پویاییهای درونی جنبشهای زنان در سودان جنوبی را بررسی میکند و بر تقاطعهای سن، قومیت و طبقه تمرکز دارد. هدف پژوهش نشان دادن چگونگی همبستگی و چندپارگی این هویتهای درهمتنیده در درون جنبش زنان در شرایط پساجنگ سودان جنوبی است. این مطالعه بر مبنای چارچوب نظری فمینیسم اینترسکشنال (متقاطع) انجام شد و روشهای کیفی و کمی را برای تجزیه و تحلیل دادههای حاصل از مصاحبههای عمیق، بحثهای گروهی متمرکز و تحلیل اسناد ترکیب کرد. یافتهها نشان داد که جنبشهای زنان در سودان جنوبی از طیفی متنوع از سازمانها، شبکهها و گروهبندیهای غیررسمی تشکیل شدهاند که منعکسکننده چشمانداز اجتماعی و سیاسی این کشور است. با این حال، این جنبشها با چالشهای چشمگیری نیز مواجه بودند، از جمله اختلافات سنی، قومی و طبقاتی. این مطالعه نشان داد که ۶۵ درصد از زنان زیر ۳۵ سال احساس میکردند که به طور سیستماتیک از سمتهای رهبری کنار گذاشته شدهاند، در حالی که ۷۰ درصد از سازمانهای زنان در مناطق شهری مستقر بودند که این امر به کم توجهی به مناطق روستایی منجر میشد.
https://harasswatch.com/news/2649/
@harasswatch
https://harasswatch.com/news/2649/
@harasswatch
ديدبان آزار
Video
🔹سهم بلوچ از ایران
روز شنبه ۲۱ شهریور ۱۴۰۵ خبرگزاری رسانک گزارش داد که دستکم هفت زندانی بلوچ محکوم به اعدام در زندان مرکزی زابل به بخش قرنطینه منتقل شدهاند و ویدئویی هم از خانوادههایشان منتشر کرد که در مقابل زندان جمع شدهاند تا برای آخرین بار با عزیزانشان ملاقات کنند. امروز یکشنبه ۲۲ شهریور اعلام شد که دو تن از این زندانیان اعدام شدهاند: هاشم رخشانی ۳۴ ساله، متأهل و پدر دو فرزند اهل زهک؛ امانالله نظرخانی اهل روستای دِهنادر از توابع زهک. هاشم رخشانی حدود سه سال پیش با اتهامات مرتبط با مواد مخدر در زابل بازداشت و به اعدام محکوم شده بود و امانالله نظرخانی نیز اوایل سال ۱۴۰۲ نزدیک مرز میلک دستگیر و پس از سه سال زندان در زابل به حکم اعدام محکوم شده بود.
در طول سال ۲۰۲۵، دستکم ۱۳۷ زندانی بلوچ در ۲۷ زندان مختلف ایران اعدام شده اند و که زندان زاهدان با ۳۴ مورد بیشترین تعداد را داشته است. در این میان، حدود ۶۸٫۶ درصد با اتهامات مرتبط با جرائم مواد مخدر، ۲۶٫۳ درصد به اتهام قتل، و مابقی با اتهامات سیاسی و عقیدتی، تجاوز، یا نامشخص اعدام شدهاند. این ها البته آمارهایی که تنها شامل موارد احراز هویتشده است و بسیاری از اعدامشدگان گمنام در آن ثبت نشدهاند. بهطور کلی، بر اساس آمارهای سازمان حقوق بشر ایران ۲۵ درصد از اعدامیهای کل کشور مربوط به سیستان و بلوچستان است که با توجه به جمعیت استان نسبت به کل کشور، رقمی بسیار قابلتأمل است.
به گفته دسگوهاران، گروه فمینیستی متشکل از زنان بلوچ، وضعیت اعدامها در بلوچستان از آنجا که با سیاستهای ناامنسازی و فقیرسازی پیوند مستقیم دارد، باعث شده است تا چرخههای خشونت علیه زنان گسترش یابد. اگرچه این خشونت پیشاپیش توسط جریانهای مرکزگرا بهسرعت برچسب «فرهنگی و سنتی» به خود میگیرند، اما نتیجه و حاصل مستقیم سیاستهای خشونتگرایانه، سلبمالکیتها و فقیرسازیها در بلوچستان است. در طول قیام ژینا و پس از آن، زنان بلوچ مدام بر گسترش «سیاست زندگی» در مقابل سیاست مرگ تاکید کردهاند. آنها با دفاع از این سیاست، به عنوان ابزار مقاومت، توانستند هفتهها مقاومت کنند و خیابان را زنده نگه دارند.
https://harasswatch.com/news/2650/
@harasswatch
روز شنبه ۲۱ شهریور ۱۴۰۵ خبرگزاری رسانک گزارش داد که دستکم هفت زندانی بلوچ محکوم به اعدام در زندان مرکزی زابل به بخش قرنطینه منتقل شدهاند و ویدئویی هم از خانوادههایشان منتشر کرد که در مقابل زندان جمع شدهاند تا برای آخرین بار با عزیزانشان ملاقات کنند. امروز یکشنبه ۲۲ شهریور اعلام شد که دو تن از این زندانیان اعدام شدهاند: هاشم رخشانی ۳۴ ساله، متأهل و پدر دو فرزند اهل زهک؛ امانالله نظرخانی اهل روستای دِهنادر از توابع زهک. هاشم رخشانی حدود سه سال پیش با اتهامات مرتبط با مواد مخدر در زابل بازداشت و به اعدام محکوم شده بود و امانالله نظرخانی نیز اوایل سال ۱۴۰۲ نزدیک مرز میلک دستگیر و پس از سه سال زندان در زابل به حکم اعدام محکوم شده بود.
در طول سال ۲۰۲۵، دستکم ۱۳۷ زندانی بلوچ در ۲۷ زندان مختلف ایران اعدام شده اند و که زندان زاهدان با ۳۴ مورد بیشترین تعداد را داشته است. در این میان، حدود ۶۸٫۶ درصد با اتهامات مرتبط با جرائم مواد مخدر، ۲۶٫۳ درصد به اتهام قتل، و مابقی با اتهامات سیاسی و عقیدتی، تجاوز، یا نامشخص اعدام شدهاند. این ها البته آمارهایی که تنها شامل موارد احراز هویتشده است و بسیاری از اعدامشدگان گمنام در آن ثبت نشدهاند. بهطور کلی، بر اساس آمارهای سازمان حقوق بشر ایران ۲۵ درصد از اعدامیهای کل کشور مربوط به سیستان و بلوچستان است که با توجه به جمعیت استان نسبت به کل کشور، رقمی بسیار قابلتأمل است.
به گفته دسگوهاران، گروه فمینیستی متشکل از زنان بلوچ، وضعیت اعدامها در بلوچستان از آنجا که با سیاستهای ناامنسازی و فقیرسازی پیوند مستقیم دارد، باعث شده است تا چرخههای خشونت علیه زنان گسترش یابد. اگرچه این خشونت پیشاپیش توسط جریانهای مرکزگرا بهسرعت برچسب «فرهنگی و سنتی» به خود میگیرند، اما نتیجه و حاصل مستقیم سیاستهای خشونتگرایانه، سلبمالکیتها و فقیرسازیها در بلوچستان است. در طول قیام ژینا و پس از آن، زنان بلوچ مدام بر گسترش «سیاست زندگی» در مقابل سیاست مرگ تاکید کردهاند. آنها با دفاع از این سیاست، به عنوان ابزار مقاومت، توانستند هفتهها مقاومت کنند و خیابان را زنده نگه دارند.
https://harasswatch.com/news/2650/
@harasswatch
دیدبان آزار
سهم بلوچ از ایران
به گفته دسگوهاران، گروه فمینیستی متشکل از زنان بلوچ، وضعیت اعدامها در بلوچستان از آنجا که با سیاستهای ناامنسازی و فقیرسازی پیوند مستقیم دارد، باعث شده است تا چرخههای خشونت علیه زنان گسترش یابد.
آنچه در شهریور سال ۱۴۰۱ بر سر مزار ژینا امینی اتفاق افتاد، تنها سوگواری بر بدن یک زن کشتهشده به دست حکومت ایران نبود، لحظهای بود که در آن، بخشی پنهان از تاریخ مبارزۀ زنان کُرد در عرصۀ جهانی پدیدار شد، تاریخی کمتر دیدهشده که در آن، زنان بدن مرده را به میدان مبارزه برمیگردانند و مادامی که در حال سوگواری هستند، مرگ، نام و حافظه را بهم پیوند میزنند. از این منظر، اگر بخواهیم لحظۀ آیچی را بفهمیم، لازم است به عقب برگردیم؛ به تاریخی که در آن سیاستِ رابطه با مردگان و معناگذاری مرگ، بخشی از میدان مبارزۀ سیاسی جنبش زنان کردستان شد و زنان با بسط این مبارزه به میدان پدرسالاری فرم جدیدی از مبارزه برای حق بر بدن را شکل دادند.
https://harasswatch.com/news/2654/
@harasswatch
https://harasswatch.com/news/2654/
@harasswatch
ما دادخواهیم؛ اما پشت سد سوگواریهای ناممکن توان نامیدن «ما»ی دادخواه را نداریم. توان به خاطر سپردن و فریاد زدن نامشان، نام تمامشان را. برای دادخواه شدن نیاز به یک سوگواری جمعی داریم. نیاز به حقی که بیش از هرچیز با تسخیر خیابان سلب شده است و با هجومهای خشونتبار دیگر مسدودتر هم میشود. با تغییر نام کشتار و جنگ و ویرانی، به نقطهزنی، به مقاومت، به تلفات. با مصادره تصاویر. با بازی عددها، وزنکشی موضعهای سیاسی. در میان همه ابهامها و تردیدها یک چیز شفاف است: آنها مردهاند و راه به گورستان بسته است. این اولین بار نیست که پشت درهای بسته گورستان سوگواری ناممکن میشود. اولینبار هم نیست که گورستان سیاسیترین زمین زندگان میشود.
https://harasswatch.com/news/2652/
https://harasswatch.com/news/2652/
هیچ تصویر واحدی نمیتواند نمایندۀ تمام «زن، زندگی، آزادی» باشد. هیچ قهرمان واحدی نمیتواند حامل تمام تاریخ آن باشد. و هیچ آرشیوی نمیتواند ادعا کند که حافظه را کامل کرده است. آینده بدون حافظه ساخته نمیشود. اما حافظه نیز چیزی ثابت و آماده نیست؛ حافظه ساخته میشود، تمرین میشود و بین اذهان و آدمها گردش میکند. شاید امروز، در میانۀ خستگی، جنگ، فقر، خشونت و پراکندگی، و در عین حال تلاش جامعه برای ادامه دادن، جسور ماندن و امیدوار بودن، سوال این باشد که چگونه دوباره و چندباره به یاد بیاوریم کنار هم بمانیم و از گذشته مراقبت کنیم؟ و چگونه آنچه را زمانی تخیل کردیم در زندگی روزمره ادامه دهیم، تا از دل حافظه، امکان جهانی دیگر همچنان گشوده بماند؟ بگو زن. بگو زندگی. بگو آزادی.
https://harasswatch.com/news/2655/
https://harasswatch.com/news/2655/