🏛سروش اَمُرداد#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻🏛
t.me/inssoa1
استاد شجریان در دانشگاه تبریز .
.
اگر مهری رخشد تو آن مهری
اگر ماهی تابد، تو آن ماهی
اگر هستی پايد، تو هستی
اگر بودی بايد تو بودی
بی لطف و صفا، باشد به خدا، بی تو هستی ها
از ديدارت، از رخسارت، ای جان بينم، سرمستی ها
شميم روح افزايی، مشکی، عودی، چنگی رودی
@inssoa1 Ⓜ️
#شجریان #استاد_شجریان #محمد_رضا_شجریان
.
اگر مهری رخشد تو آن مهری
اگر ماهی تابد، تو آن ماهی
اگر هستی پايد، تو هستی
اگر بودی بايد تو بودی
بی لطف و صفا، باشد به خدا، بی تو هستی ها
از ديدارت، از رخسارت، ای جان بينم، سرمستی ها
شميم روح افزايی، مشکی، عودی، چنگی رودی
@inssoa1 Ⓜ️
#شجریان #استاد_شجریان #محمد_رضا_شجریان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This time-lapse video from Sept. 14, 2017, takes us from northwest Africa, across the Mediterranean Sea to Italy and out over the border between Russia and Kazakhstan
t.me/inssoa1
t.me/inssoa1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آفتاب مهر ، با زادروزِ خسرو آواز ایران طلوع میکند.
خداوندا ، به حق این آفتاب ، سلامت و صدایش را به ما هدیه ببخش.
آمین
#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻
@inssoa1
خداوندا ، به حق این آفتاب ، سلامت و صدایش را به ما هدیه ببخش.
آمین
#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻
@inssoa1
❤️👇🏻
بانوی من!
زبان پُر خباثت را تنها باید برای دشمن خبیث بهکار گرفت،و این بسیار ابلهانه است که ما گهگاه ،گمان بریم که در خانهی خود و در اتاق خود،زیر یک سقف ،با دشمنی بدنهاد زندگی میکنیم . من اعتقاد راسخ دارم که در چنین حالی ، زندگی نکردن،به مراتب شرافتمندانهتر ، انسانیتر،و جوانمردانهتر از زیستنیست توام با ضربه و زخم .
بانوی بزرگوار من!
بیرحمی...بیرحمی...این تنها عاملی است که زندگی مشترک را ،به آسانی ، به جهنم تبدیل میکند . سختترین انتقادها اگر با شقاوت همراه نباشد ، آنطور نمیکوبد که مرمّت ناپذیر باشد .
زمانی که عدالتِ در بیانِ حقیقت از میان میرود،حقیقت از میان میرود .
ما باید برای پایدار نگه داشتنِ خلوص و شفافیتِ زندگیِ مشترکمان، بیرحمانه تاختن را ،تا دم مرگ،از یاد ببریم .
ما باید در جمیع لحظههای خشم و افسردگی به خود بگوییم: بدون زهر...بدون زهر... چرا که هیچ چیز همچون زهر کلام، زندگی مشترک را سرشار از بیزاری نمیکند .
✍🏻نادر ابراهیمی
t.me/inssoa1
بانوی من!
زبان پُر خباثت را تنها باید برای دشمن خبیث بهکار گرفت،و این بسیار ابلهانه است که ما گهگاه ،گمان بریم که در خانهی خود و در اتاق خود،زیر یک سقف ،با دشمنی بدنهاد زندگی میکنیم . من اعتقاد راسخ دارم که در چنین حالی ، زندگی نکردن،به مراتب شرافتمندانهتر ، انسانیتر،و جوانمردانهتر از زیستنیست توام با ضربه و زخم .
بانوی بزرگوار من!
بیرحمی...بیرحمی...این تنها عاملی است که زندگی مشترک را ،به آسانی ، به جهنم تبدیل میکند . سختترین انتقادها اگر با شقاوت همراه نباشد ، آنطور نمیکوبد که مرمّت ناپذیر باشد .
زمانی که عدالتِ در بیانِ حقیقت از میان میرود،حقیقت از میان میرود .
ما باید برای پایدار نگه داشتنِ خلوص و شفافیتِ زندگیِ مشترکمان، بیرحمانه تاختن را ،تا دم مرگ،از یاد ببریم .
ما باید در جمیع لحظههای خشم و افسردگی به خود بگوییم: بدون زهر...بدون زهر... چرا که هیچ چیز همچون زهر کلام، زندگی مشترک را سرشار از بیزاری نمیکند .
✍🏻نادر ابراهیمی
t.me/inssoa1
Telegram
🏛سروش اَمُرداد#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻🏛
امیرفریدون نصرتی
#سروش_امرداد
درس هایی از زندگی پژوهی های من
instagram.com/inssoa
#سروش_امرداد
درس هایی از زندگی پژوهی های من
instagram.com/inssoa
Forwarded from 🏛سروش اَمُرداد#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻🏛
Audio
با تو نگفته بودم...(2)
سندروم #پلاسکو
#امیرفریدون_نصرتی
پلاسکو نماد فروپاشی درونی
درسهایی که پلاسکو برای زندگی شخصی مان داشت. به دیگران این درس رو هدیه بدید.
@inssoa1
instagram.com/inssoa
سندروم #پلاسکو
#امیرفریدون_نصرتی
پلاسکو نماد فروپاشی درونی
درسهایی که پلاسکو برای زندگی شخصی مان داشت. به دیگران این درس رو هدیه بدید.
@inssoa1
instagram.com/inssoa
🏛سروش اَمُرداد#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻🏛
با تو نگفته بودم...(2) سندروم #پلاسکو #امیرفریدون_نصرتی پلاسکو نماد فروپاشی درونی درسهایی که پلاسکو برای زندگی شخصی مان داشت. به دیگران این درس رو هدیه بدید. @inssoa1 instagram.com/inssoa
امروز یکی از شاگردانم ، در گروه خصوصی ای که داریم ، فایل صوتی #سندرم_پلاسکو رو به مناسبت ۷ مهرماه ، روز #آتش_نشان مجدد ارسال کرد.
شنیدن دوباره آن خالی از لطف نیست
روز آتش نشان رو به همه قهرمانان از جان گذشته کشورم تبریک عرض میکنم.
#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻
شنیدن دوباره آن خالی از لطف نیست
روز آتش نشان رو به همه قهرمانان از جان گذشته کشورم تبریک عرض میکنم.
#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻
ما برای اشتباهات دیگران قاضیهایی دقیق
و برای اشتباهات خودمان وکیل مدافعانی چشمپوش هستیم!
- وین دایر
t.me/inssoa1 Ⓜ️
و برای اشتباهات خودمان وکیل مدافعانی چشمپوش هستیم!
- وین دایر
t.me/inssoa1 Ⓜ️
🏛سروش اَمُرداد#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻🏛
Video
ناصر تقوايي
اولين فيلمساز ايراني كه دوربينش را به ميان مردم برد و هجده فيلم مستند مردم شناسانه ساخت.
رهايي كه برنده ي بهترين فيلم كوتاه جشنواره ونيز شد اولين فيلم داستاني ست كه مضمون جهاني آزادي را با نگاه بومي روايت ميكند و فيلمسازان را ترغيب كرد به زيست بومي خود توجه نشان دهند. او هرگز با گرايش حزبي و ايدئولوژيك فيلم نساخت. بلكه در دهه ي چهل و پنجاه كه اغلب هنرمندان ايدئولوژيك كار هنري كردند نگاه انساني او به مضاميني چون انسانيت، آزادي، قانون و فرا قانون به گونه اي بود كه راه كار را بر او بعد از انقلاب بسيار دشوارتر كرد. چرا كه او همچنان آلوده به گرايش ايدئوژيك نشد.
در فيلم اربعين مراسم آئيني مردم بوشهر همراه با حواشي زيستي اجراي آئين روايت ميشود كه در آن سالها بسيار پيشرو و تأمل برانگيز بوده .اما هشدارها از چشم مخاطبان پنهان ماند.
دو دهه ي بعد نوحه ي "ليلا بگفتا" كه با صداي بخشو در مستند اربعين شنيده ميشود تغيير مي كند به "ممد نبودي ببيني" و ميشود نوحه اي در رثاي جوانان از كف رفته در جنگ.
در اين ويديو بخشي از فيلم مستند اربعين با صداي بخشو را مي بينيد .
#ناصرتقوايي #ناخداسينما
t.me/inssoa1
اولين فيلمساز ايراني كه دوربينش را به ميان مردم برد و هجده فيلم مستند مردم شناسانه ساخت.
رهايي كه برنده ي بهترين فيلم كوتاه جشنواره ونيز شد اولين فيلم داستاني ست كه مضمون جهاني آزادي را با نگاه بومي روايت ميكند و فيلمسازان را ترغيب كرد به زيست بومي خود توجه نشان دهند. او هرگز با گرايش حزبي و ايدئولوژيك فيلم نساخت. بلكه در دهه ي چهل و پنجاه كه اغلب هنرمندان ايدئولوژيك كار هنري كردند نگاه انساني او به مضاميني چون انسانيت، آزادي، قانون و فرا قانون به گونه اي بود كه راه كار را بر او بعد از انقلاب بسيار دشوارتر كرد. چرا كه او همچنان آلوده به گرايش ايدئوژيك نشد.
در فيلم اربعين مراسم آئيني مردم بوشهر همراه با حواشي زيستي اجراي آئين روايت ميشود كه در آن سالها بسيار پيشرو و تأمل برانگيز بوده .اما هشدارها از چشم مخاطبان پنهان ماند.
دو دهه ي بعد نوحه ي "ليلا بگفتا" كه با صداي بخشو در مستند اربعين شنيده ميشود تغيير مي كند به "ممد نبودي ببيني" و ميشود نوحه اي در رثاي جوانان از كف رفته در جنگ.
در اين ويديو بخشي از فيلم مستند اربعين با صداي بخشو را مي بينيد .
#ناصرتقوايي #ناخداسينما
t.me/inssoa1
Telegram
🏛سروش اَمُرداد#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻🏛
امیرفریدون نصرتی
#سروش_امرداد
درس هایی از زندگی پژوهی های من
instagram.com/inssoa
#سروش_امرداد
درس هایی از زندگی پژوهی های من
instagram.com/inssoa
⚔️⛔️❤️
باید از جنگیدن با مرد اجتناب کرد، نه صرفاً به خاطر حفظ غرور او بلکه همچنین به خاطر حراست از شأن و منزلت خود!
هیچ چیز به اندازه ی زن شوریده حال و دیوانه؛ بی جاذبه و ناخوشایند نیست، زنی که به جای قدرت زنانه، از قدرت زبانش استفاده می کند شهره ی آفاق است.
جنگیدن، زن را نزد مرد و نزد خودش زشت و ناخوشایند می کند.
به زنی باهوش و قوی نیاز است تا مردش را خلع سلاح کند، نه با خشم بلکه با عشق.
مردان خصوصیات زنانه را به دلیل نرمی و لطافت زن قبول می کنند و نه به دلیل قدرت او.
(منبع: کتاب زن بودن، تونی گرنت)
t.me/inssoa1
instagram.com/inssoa
#سروش_امرداد
باید از جنگیدن با مرد اجتناب کرد، نه صرفاً به خاطر حفظ غرور او بلکه همچنین به خاطر حراست از شأن و منزلت خود!
هیچ چیز به اندازه ی زن شوریده حال و دیوانه؛ بی جاذبه و ناخوشایند نیست، زنی که به جای قدرت زنانه، از قدرت زبانش استفاده می کند شهره ی آفاق است.
جنگیدن، زن را نزد مرد و نزد خودش زشت و ناخوشایند می کند.
به زنی باهوش و قوی نیاز است تا مردش را خلع سلاح کند، نه با خشم بلکه با عشق.
مردان خصوصیات زنانه را به دلیل نرمی و لطافت زن قبول می کنند و نه به دلیل قدرت او.
(منبع: کتاب زن بودن، تونی گرنت)
t.me/inssoa1
instagram.com/inssoa
#سروش_امرداد
Telegram
🏛سروش اَمُرداد#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻🏛
امیرفریدون نصرتی
#سروش_امرداد
درس هایی از زندگی پژوهی های من
instagram.com/inssoa
#سروش_امرداد
درس هایی از زندگی پژوهی های من
instagram.com/inssoa
#شور_بی_شعور 🖤
#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻
(۱)
🏴
سال ۸۲ بود ( شاید یکسال کمتر یا بیشتر ) ، دوربین هندی کم را باتفاق همسرم برداشتم و با ماشین راهی خیابان شدم.
شب عاشورا بود.
تازه آن سال مُد شده بود روی ماشین ها با رنگ ، مضامین مرتبط با عاشورا و تاسوعا و نام بزرگان رو مینوشتند.
چند سالی هم بود که ایستگاه های صلواتی چای و شربت و شیر راه افتاده بود.
نمیدانم چرا ، ولی آن زمان که حدودا ۲۵ سال داشتم ، برایم سوالات بسیاری وجود داشت که باید درباره آن پژوهش میکردم.
از کودکی رفتار انسان ها برایم جذاب بود و از ۱۸ سالگی رسما روی انسان و رفتار و شکل گیری اندیشه هایش مطالعه میکردم .
آن سالها تازه درس تاثیرگذار و شگفت انگیزی را با عنوان متدلوژی اندیشه به پایان رسانده بودم و علاقه عجیبی داشتم تا در صحنه زندگی آن را بهره برداری کنم.
موضوع این دانش ، تفکیک ، جهل و علم و شناسایی فاکتورهای رفتاری و اندیشمندانه ناشرین جهل و علم بود .
حالا فکر کنید با سری پر از سوال و فیلتر های شناسایی جهل و علم در ذهن و یک دوربین راهی خیابان هایی شدم که سرشار از هیجان و شور و اشتیاق برای برگزاری یک مراسم آئینی و مذهبی بود.
بماند چقدر مضطرب بودم ، که این دوربین و سوالات چه تعریفی در نگاه ناظرینِ مذهبی و امنیتی آن زمان دارد!
آن وقت ها موبایل های دوربین دار و هوشمندی در کار نبود که بدون جلب توجه بتوانی با گوشی ، به کار و برنامه ات برسی.
القصه با همه محدودیت ها و اضطراب ها از عدم شناخت تجربه ای که در پیش داشتم ، پا در راهی گذاشتم که نمیدانستم چه چیزهایی در انتظارم است.
سوالاتم خیلی خلاصه بود.
از آدمهایی که مشغول فعالیت برای برپایی ایستگاه های صلواتی بودند ،دو سوال ساده میپرسیدم .
سوال اول این بود که مشغول چه کاری هستند و چرا ؟
در پاسخ به این سوال با هیجان از حرکتشان و فلسفه ای که داشتند و ارادتی که به حضرت عباس و حضرت اباعبدلله حسین ( ع ) داشتند سخن میگفتند.
آنقدر پر شور از ارادت خود به امام حسین علیه السلام و قمربنی هاشم میگفتند که هر شنونده ای به وجد می آمد.
پس از طرح بخش اول سوال که طبیعتا در حوزه شور آن شب های عزیز بود ، سوال دوم را میپرسیدم.
سوال دوم ، مخاطب را از وضعیت اتوپایلوت شور خارج میکرد و به حالت دستی یا آگاهانه شعور سوئیچ میکرد.
پس از آنکه با هیجان از آن بزرگان سخن میگفت ، با این خواسته مواجه میشد : لطفا یک جمله از امام حسین (ع) و سپس یک جمله از حضرت ابالفضل (ع) یا اندیشه اش ، مرا میهمان کنید.
اینجا بود که شور مخاطب ناگهان متوقف میشد و به لکنت یا سکوت تبدیل میشد.
برخی هم سعی میکردند به نوعی ، من و سوال را با هم بپیچانند.
به همین سادگی فرد را از منطقه شور به وادی شعور هدایت میکردم و میخواستم از ذخایر شعور و آگاهی اش به من پاسخ بدهد.
در میان آن همه آدمهایی که با آنها مصاحبه میکردم ، شاید چند نفری بودند که برای سوال پاسخی داشتند و جمله ای از امام حسین بیان میکردند.
آن زمان ها شبکه های اجتماعی نبود که بشود چالش ایجاد کرد.
مثلا از کاربران بخواهیم یک جمله از اندیشه کسانی که برایشان عزاداری میکنند را بنویسند.
عزاداری ، بخشی از هیجانی است که از مرور و تکرار داستان یک واقعه تاریخی تکان دهنده شکل میگیرد.
اما شما هم مانند من این را میدانید که هیجان مطلق فضا را برای انحراف از ارزش های انسانی دور میسازد.
این روزها تصاویری از برخی مداحان منتشر میشود که روی استیج چنان بی خود میشوند که کنسرت های هِوی متال را در ذهن مجسم میکند.
و یا تصاویری از قمه زنی و خودزنی منتشر میشود که تاثیر خوشایندی از یک مراسم آئینی تداعی نمیکند.
مجموعه این رویداد ها نشان میدهد ، شعور حسینی نادیده گرفته شده و آنچه باقی مانده ، شور حسینی است که بسیاری شورش را در آورده اند.
واقعه عاشورا یک واقعه معناگرایانه است که میتوان از آن روان آدمی را سیراب کرد.
میتوان به مخاطب متدین نشان داد که روند زندگی ، روند آرام و قرار داری نیست.
حتی با اولیاالله نیز تعارف ندارد و همه چیز را به نتیجه انتخاب های آدمی واگذار میکند.
اگر جز این بود ، باید همه مقربان درگاه خداوند در ناز و نعمت و صحت و عافیت ، جاودانه میزیستند.
ولی واقعیت این است که زندگی سرشار از فراز و نشیب است.
و این فراز و نشیب هاست که ضرورت معنا بخشی را بالا میبرد.
عاشورا سرشار از مضامین معنا بخشی است که میتواند روح آدمی را رشد بدهد.
با این حال عده ای کاسب و گاه عده ای جاسوس ( اشاره به دستگیری برخی مداحان مشهور به اتهام جاسوسی ) با توجه به منافع خود ، شعور را از مراسم آئینی جدا میکنند و موجی از هیجان را به حلق مردم میریزند.
یک نگاه گذرا به داستان عاشورا ، ما را با فاکتور های مهمی آشنا میکند . برای نمونه داستانی از بخش اسارت بازماندگان نقل میشود که به نوبه خود تکان دهنده است .
ادامه در پایین
t.me/inssoa1
instagram.com/inssoa
#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻
(۱)
🏴
سال ۸۲ بود ( شاید یکسال کمتر یا بیشتر ) ، دوربین هندی کم را باتفاق همسرم برداشتم و با ماشین راهی خیابان شدم.
شب عاشورا بود.
تازه آن سال مُد شده بود روی ماشین ها با رنگ ، مضامین مرتبط با عاشورا و تاسوعا و نام بزرگان رو مینوشتند.
چند سالی هم بود که ایستگاه های صلواتی چای و شربت و شیر راه افتاده بود.
نمیدانم چرا ، ولی آن زمان که حدودا ۲۵ سال داشتم ، برایم سوالات بسیاری وجود داشت که باید درباره آن پژوهش میکردم.
از کودکی رفتار انسان ها برایم جذاب بود و از ۱۸ سالگی رسما روی انسان و رفتار و شکل گیری اندیشه هایش مطالعه میکردم .
آن سالها تازه درس تاثیرگذار و شگفت انگیزی را با عنوان متدلوژی اندیشه به پایان رسانده بودم و علاقه عجیبی داشتم تا در صحنه زندگی آن را بهره برداری کنم.
موضوع این دانش ، تفکیک ، جهل و علم و شناسایی فاکتورهای رفتاری و اندیشمندانه ناشرین جهل و علم بود .
حالا فکر کنید با سری پر از سوال و فیلتر های شناسایی جهل و علم در ذهن و یک دوربین راهی خیابان هایی شدم که سرشار از هیجان و شور و اشتیاق برای برگزاری یک مراسم آئینی و مذهبی بود.
بماند چقدر مضطرب بودم ، که این دوربین و سوالات چه تعریفی در نگاه ناظرینِ مذهبی و امنیتی آن زمان دارد!
آن وقت ها موبایل های دوربین دار و هوشمندی در کار نبود که بدون جلب توجه بتوانی با گوشی ، به کار و برنامه ات برسی.
القصه با همه محدودیت ها و اضطراب ها از عدم شناخت تجربه ای که در پیش داشتم ، پا در راهی گذاشتم که نمیدانستم چه چیزهایی در انتظارم است.
سوالاتم خیلی خلاصه بود.
از آدمهایی که مشغول فعالیت برای برپایی ایستگاه های صلواتی بودند ،دو سوال ساده میپرسیدم .
سوال اول این بود که مشغول چه کاری هستند و چرا ؟
در پاسخ به این سوال با هیجان از حرکتشان و فلسفه ای که داشتند و ارادتی که به حضرت عباس و حضرت اباعبدلله حسین ( ع ) داشتند سخن میگفتند.
آنقدر پر شور از ارادت خود به امام حسین علیه السلام و قمربنی هاشم میگفتند که هر شنونده ای به وجد می آمد.
پس از طرح بخش اول سوال که طبیعتا در حوزه شور آن شب های عزیز بود ، سوال دوم را میپرسیدم.
سوال دوم ، مخاطب را از وضعیت اتوپایلوت شور خارج میکرد و به حالت دستی یا آگاهانه شعور سوئیچ میکرد.
پس از آنکه با هیجان از آن بزرگان سخن میگفت ، با این خواسته مواجه میشد : لطفا یک جمله از امام حسین (ع) و سپس یک جمله از حضرت ابالفضل (ع) یا اندیشه اش ، مرا میهمان کنید.
اینجا بود که شور مخاطب ناگهان متوقف میشد و به لکنت یا سکوت تبدیل میشد.
برخی هم سعی میکردند به نوعی ، من و سوال را با هم بپیچانند.
به همین سادگی فرد را از منطقه شور به وادی شعور هدایت میکردم و میخواستم از ذخایر شعور و آگاهی اش به من پاسخ بدهد.
در میان آن همه آدمهایی که با آنها مصاحبه میکردم ، شاید چند نفری بودند که برای سوال پاسخی داشتند و جمله ای از امام حسین بیان میکردند.
آن زمان ها شبکه های اجتماعی نبود که بشود چالش ایجاد کرد.
مثلا از کاربران بخواهیم یک جمله از اندیشه کسانی که برایشان عزاداری میکنند را بنویسند.
عزاداری ، بخشی از هیجانی است که از مرور و تکرار داستان یک واقعه تاریخی تکان دهنده شکل میگیرد.
اما شما هم مانند من این را میدانید که هیجان مطلق فضا را برای انحراف از ارزش های انسانی دور میسازد.
این روزها تصاویری از برخی مداحان منتشر میشود که روی استیج چنان بی خود میشوند که کنسرت های هِوی متال را در ذهن مجسم میکند.
و یا تصاویری از قمه زنی و خودزنی منتشر میشود که تاثیر خوشایندی از یک مراسم آئینی تداعی نمیکند.
مجموعه این رویداد ها نشان میدهد ، شعور حسینی نادیده گرفته شده و آنچه باقی مانده ، شور حسینی است که بسیاری شورش را در آورده اند.
واقعه عاشورا یک واقعه معناگرایانه است که میتوان از آن روان آدمی را سیراب کرد.
میتوان به مخاطب متدین نشان داد که روند زندگی ، روند آرام و قرار داری نیست.
حتی با اولیاالله نیز تعارف ندارد و همه چیز را به نتیجه انتخاب های آدمی واگذار میکند.
اگر جز این بود ، باید همه مقربان درگاه خداوند در ناز و نعمت و صحت و عافیت ، جاودانه میزیستند.
ولی واقعیت این است که زندگی سرشار از فراز و نشیب است.
و این فراز و نشیب هاست که ضرورت معنا بخشی را بالا میبرد.
عاشورا سرشار از مضامین معنا بخشی است که میتواند روح آدمی را رشد بدهد.
با این حال عده ای کاسب و گاه عده ای جاسوس ( اشاره به دستگیری برخی مداحان مشهور به اتهام جاسوسی ) با توجه به منافع خود ، شعور را از مراسم آئینی جدا میکنند و موجی از هیجان را به حلق مردم میریزند.
یک نگاه گذرا به داستان عاشورا ، ما را با فاکتور های مهمی آشنا میکند . برای نمونه داستانی از بخش اسارت بازماندگان نقل میشود که به نوبه خود تکان دهنده است .
ادامه در پایین
t.me/inssoa1
instagram.com/inssoa
Telegram
🏛سروش اَمُرداد#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻🏛
امیرفریدون نصرتی
#سروش_امرداد
درس هایی از زندگی پژوهی های من
instagram.com/inssoa
#سروش_امرداد
درس هایی از زندگی پژوهی های من
instagram.com/inssoa
🖤 ادامه #شور_بی_شعور
(۲)
نقل است از خانم زینب سلام الله میپرسند در آن وادی چه دیدی ؟و او پاسخ میدهد چیزی جز زیبایی ندیدم.
انگار او یک معناگراست که در تمام لحظات آن واقعه تلخ مشغول معنا بخشی به اجزای مصیبت است .
و از حاصل این معنا بخشی آنقدر درس و پند میگیرد که بلافاصله آن را به زیبایی ،معنا میکند.
شرایط غیرقابل باوری است که با گذشتن اندک زمانی از فاجعه ، بتوانی به آن معنا ببخشی.
معمولا باید چند رویداد کنار هم قرار بگیرند تا بشود از نشانه های آن ، معنایی متناسب و راهبردی بیرون کشید.
قصه ها و شعور هایی از این دست بسیار است.
اما آنچه در جامعه ما رخ میدهد ، شعار و شوری بی سر انجام است که مردم ، خود نیز به آن دامن میزنند.
اکنون که در دنیای گردش آزاد اطلاعات زندگی میکنیم و چالش های بسیاری در برابر باورهای متدینانه وجود دارد ، بیش از هر زمانی نیازمند بیرون کشیدن شعور از دل آئین های مذهبی و ارائه آن به مخاطب هستیم.
شور و هیجان در مراسم مذهبی ، در حال حاضر به دلیل نبودن فضایی برای تخلیه هیجانات ، تبدیل به جایگزینی اجباری شده است و مردم بیش از پیش به آن اقبال نشان میدهند.
شور بی شعور ، در دراز مدت از دهان می افتد و حتی اگر جذابیتش برای فرد باقی بماند ، چیزی به او اضافه نمیکند.
خوبست از خودمان بپرسیم با این همه هزینه ای که برای بزرگداشت آئین های دینی و مراسم مذهبی در کشور ما میشود ، چرا وضعیت اخلاقی و بدیهیات انسانی در ایران ، اسفناک و متزلزل است؟
آیا جز این است که شعور و اندیشه مفید و لازم از این آئین ها استخراج نمیشود؟
بار احساسی بالایی که در مراسم مذهبی موج میزند ، مخاطبین را از اندیشه متدینانه به حوزه تظاهر و ریا سوق میدهد.
و این دوری از تفکر و خردمندی ، رشد اخلاقی ای که لازمه آئین های دینیست را متوقف میکند.
نظر من اینست که در مناسبت های مذهبی به جای شوآف های بی اثری که انجام میدهیم ، از ماشین نویسی گرفته تا سیاه و سرخ کردن پروفایل ها یا پست ها ، کمی درباره اندیشه صاحب آن مناسبت جستجو کنیم و کلامی ارزشمند و سودبخش را نشر دهیم.
اکنون پس از حدود ۱۵ سال از ساخت آن مستند ، اعتقاد عمیق تری پیدا کرده ام که تلاش زیادی میشود تا شور بر شعور غلبه کند و عده ای از این بساط برای خود منافع شخصی ، که هیچ سودی برای آحاد جامعه ندارد ، دشت کنند.
به یاد داشته باشید ، ناشرین جهل ، تلاش زیادی دارند تا آگاهی را پشت هیجانات پنهان کنند و شعور را در انزوا نگه دارند.
همه ما وظیفه داریم به آنچه انجام میدهیم ، مسئولانه نگاه کنیم و به صِرفِ شور و هیجان ، از وادی شعور دور نمانیم.
عاشورای ۹۶
۹مهرماه
#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻
t.me/inssoa1
instagram.com/inssoa
(۲)
نقل است از خانم زینب سلام الله میپرسند در آن وادی چه دیدی ؟و او پاسخ میدهد چیزی جز زیبایی ندیدم.
انگار او یک معناگراست که در تمام لحظات آن واقعه تلخ مشغول معنا بخشی به اجزای مصیبت است .
و از حاصل این معنا بخشی آنقدر درس و پند میگیرد که بلافاصله آن را به زیبایی ،معنا میکند.
شرایط غیرقابل باوری است که با گذشتن اندک زمانی از فاجعه ، بتوانی به آن معنا ببخشی.
معمولا باید چند رویداد کنار هم قرار بگیرند تا بشود از نشانه های آن ، معنایی متناسب و راهبردی بیرون کشید.
قصه ها و شعور هایی از این دست بسیار است.
اما آنچه در جامعه ما رخ میدهد ، شعار و شوری بی سر انجام است که مردم ، خود نیز به آن دامن میزنند.
اکنون که در دنیای گردش آزاد اطلاعات زندگی میکنیم و چالش های بسیاری در برابر باورهای متدینانه وجود دارد ، بیش از هر زمانی نیازمند بیرون کشیدن شعور از دل آئین های مذهبی و ارائه آن به مخاطب هستیم.
شور و هیجان در مراسم مذهبی ، در حال حاضر به دلیل نبودن فضایی برای تخلیه هیجانات ، تبدیل به جایگزینی اجباری شده است و مردم بیش از پیش به آن اقبال نشان میدهند.
شور بی شعور ، در دراز مدت از دهان می افتد و حتی اگر جذابیتش برای فرد باقی بماند ، چیزی به او اضافه نمیکند.
خوبست از خودمان بپرسیم با این همه هزینه ای که برای بزرگداشت آئین های دینی و مراسم مذهبی در کشور ما میشود ، چرا وضعیت اخلاقی و بدیهیات انسانی در ایران ، اسفناک و متزلزل است؟
آیا جز این است که شعور و اندیشه مفید و لازم از این آئین ها استخراج نمیشود؟
بار احساسی بالایی که در مراسم مذهبی موج میزند ، مخاطبین را از اندیشه متدینانه به حوزه تظاهر و ریا سوق میدهد.
و این دوری از تفکر و خردمندی ، رشد اخلاقی ای که لازمه آئین های دینیست را متوقف میکند.
نظر من اینست که در مناسبت های مذهبی به جای شوآف های بی اثری که انجام میدهیم ، از ماشین نویسی گرفته تا سیاه و سرخ کردن پروفایل ها یا پست ها ، کمی درباره اندیشه صاحب آن مناسبت جستجو کنیم و کلامی ارزشمند و سودبخش را نشر دهیم.
اکنون پس از حدود ۱۵ سال از ساخت آن مستند ، اعتقاد عمیق تری پیدا کرده ام که تلاش زیادی میشود تا شور بر شعور غلبه کند و عده ای از این بساط برای خود منافع شخصی ، که هیچ سودی برای آحاد جامعه ندارد ، دشت کنند.
به یاد داشته باشید ، ناشرین جهل ، تلاش زیادی دارند تا آگاهی را پشت هیجانات پنهان کنند و شعور را در انزوا نگه دارند.
همه ما وظیفه داریم به آنچه انجام میدهیم ، مسئولانه نگاه کنیم و به صِرفِ شور و هیجان ، از وادی شعور دور نمانیم.
عاشورای ۹۶
۹مهرماه
#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻
t.me/inssoa1
instagram.com/inssoa
#مولانا
بشنو این نی چون شکایت میکند
از جداییها حکایت میکند
کز نیستان تا مرا ببریدهاند
در نفیرم مرد و زن نالیدهاند
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
تا بگویم شرح درد اشتیاق
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش
من به هر جمعیتی نالان شدم
جفت بدحالان و خوشحالان شدم
هرکسی از ظن خود شد یار من
از درون من نجست اسرار من
سر من از نالهٔ من دور نیست
لیک چشم و گوش را آن نور نیست
تن ز جان و جان ز تن مستور نیست
لیک کس را دید جان دستور نیست
آتشست این بانگ نای و نیست باد
هر که این آتش ندارد نیست باد
آتش عشقست کاندر نی فتاد
جوشش عشقست کاندر می فتاد
نی حریف هرکه از یاری برید
پردههااش پردههای ما درید
همچو نی زهری و تریاقی کی دید
همچو نی دمساز و مشتاقی کی دید
نی حدیث راه پر خون میکند
قصههای عشق مجنون میکند
محرم این هوش جز بیهوش نیست
مر زبان را مشتری جز گوش نیست
در غم ما روزها بیگاه شد
روزها با سوزها همراه شد
روزها گر رفت گو رو باک نیست
تو بمان ای آنک چون تو پاک نیست
هر که جز ماهی ز آبش سیر شد
هرکه بی روزیست روزش دیر شد
در نیابد حال پخته هیچ خام
پس سخن کوتاه باید والسلام
بند بگسل باش آزاد ای پسر
چند باشی بند سیم و بند زر
گر بریزی بحر را در کوزهای
چند گنجد قسمت یک روزهای
کوزهٔ چشم حریصان پر نشد
تا صدف قانع نشد پر در نشد
هر که را جامه ز عشقی چاک شد
او ز حرص و عیب کلی پاک شد
شاد باش ای عشق خوش سودای ما
ای طبیب جمله علتهای ما
ای دوای نخوت و ناموس ما
ای تو افلاطون و جالینوس ما
جسم خاک از عشق بر افلاک شد
کوه در رقص آمد و چالاک شد
عشق جان طور آمد عاشقا
طور مست و خر موسی صاعقا
با لب دمساز خود گر جفتمی
همچو نی من گفتنیها گفتمی
هر که او از همزبانی شد جدا
بی زبان شد گرچه دارد صد نوا
چونک گل رفت و گلستان درگذشت
نشنوی زان پس ز بلبل سر گذشت
جمله معشوقست و عاشق پردهای
زنده معشوقست و عاشق مردهای
چون نباشد عشق را پروای او
او چو مرغی ماند بیپر وای او
من چگونه هوش دارم پیش و پس
چون نباشد نور یارم پیش و پس
عشق خواهد کین سخن بیرون بود
آینه غماز نبود چون بود
آینت دانی چرا غماز نیست
زانک زنگار از رخش ممتاز نیست
t.me/inssoa1
instagram.com/inssoa
بشنو این نی چون شکایت میکند
از جداییها حکایت میکند
کز نیستان تا مرا ببریدهاند
در نفیرم مرد و زن نالیدهاند
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
تا بگویم شرح درد اشتیاق
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش
من به هر جمعیتی نالان شدم
جفت بدحالان و خوشحالان شدم
هرکسی از ظن خود شد یار من
از درون من نجست اسرار من
سر من از نالهٔ من دور نیست
لیک چشم و گوش را آن نور نیست
تن ز جان و جان ز تن مستور نیست
لیک کس را دید جان دستور نیست
آتشست این بانگ نای و نیست باد
هر که این آتش ندارد نیست باد
آتش عشقست کاندر نی فتاد
جوشش عشقست کاندر می فتاد
نی حریف هرکه از یاری برید
پردههااش پردههای ما درید
همچو نی زهری و تریاقی کی دید
همچو نی دمساز و مشتاقی کی دید
نی حدیث راه پر خون میکند
قصههای عشق مجنون میکند
محرم این هوش جز بیهوش نیست
مر زبان را مشتری جز گوش نیست
در غم ما روزها بیگاه شد
روزها با سوزها همراه شد
روزها گر رفت گو رو باک نیست
تو بمان ای آنک چون تو پاک نیست
هر که جز ماهی ز آبش سیر شد
هرکه بی روزیست روزش دیر شد
در نیابد حال پخته هیچ خام
پس سخن کوتاه باید والسلام
بند بگسل باش آزاد ای پسر
چند باشی بند سیم و بند زر
گر بریزی بحر را در کوزهای
چند گنجد قسمت یک روزهای
کوزهٔ چشم حریصان پر نشد
تا صدف قانع نشد پر در نشد
هر که را جامه ز عشقی چاک شد
او ز حرص و عیب کلی پاک شد
شاد باش ای عشق خوش سودای ما
ای طبیب جمله علتهای ما
ای دوای نخوت و ناموس ما
ای تو افلاطون و جالینوس ما
جسم خاک از عشق بر افلاک شد
کوه در رقص آمد و چالاک شد
عشق جان طور آمد عاشقا
طور مست و خر موسی صاعقا
با لب دمساز خود گر جفتمی
همچو نی من گفتنیها گفتمی
هر که او از همزبانی شد جدا
بی زبان شد گرچه دارد صد نوا
چونک گل رفت و گلستان درگذشت
نشنوی زان پس ز بلبل سر گذشت
جمله معشوقست و عاشق پردهای
زنده معشوقست و عاشق مردهای
چون نباشد عشق را پروای او
او چو مرغی ماند بیپر وای او
من چگونه هوش دارم پیش و پس
چون نباشد نور یارم پیش و پس
عشق خواهد کین سخن بیرون بود
آینه غماز نبود چون بود
آینت دانی چرا غماز نیست
زانک زنگار از رخش ممتاز نیست
t.me/inssoa1
instagram.com/inssoa
Telegram
🏛سروش اَمُرداد#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻🏛
امیرفریدون نصرتی
#سروش_امرداد
درس هایی از زندگی پژوهی های من
instagram.com/inssoa
#سروش_امرداد
درس هایی از زندگی پژوهی های من
instagram.com/inssoa
📌ويليام گلاسر در كتاب تئوری انتخاب می گويد
افراد نيازشان به قدرت را به سه شكل برآورده مي كنند:
🔮شکل اول: power on
يعنی قدرتشان را بر ديگری اعمال می كنند و با كنترل ديگری يا ديگران احساس قدرت می كنند.
تذكر دادن به ديگران، غر زدن، ايراد گرفتن و مجبور كردن ديگران به كارهايی كه به گمان اين افراد به صلاح آنهاست نمونه اين رفتارهاست.
🔮شكل دوم: power with
يعنی قدرت را با ديگران تجربه می كنند مثل وقتی كه شما قرار است تصميمی بگيريد كه نتيجه آن بر روی همسر يا فرزندتان هم اثر می گذارد، آنگاه نظر و خواست آنها را هم در نظر می گيريد و حتی به نظر آنها عمل می كنيد.
در واقع به ديگری هم فرصت مخالفت و اظهارنظر و تصميم گيری می دهيد.
🔮شكل سوم: power within
در اين شكل از ارضاء نيازقدرت، فرد نه قدرتش را بر ديگران اعمال مي كند و نه با آنها، بلكه قدرت درونی خويش را افزايش می دهد.
مثل وقتی كه فردی با بالا بردن دانش يا مهارتی در خود احساس توانمندی و قدرت می كند حتی اگر از ديگران هم تحسينی دريافت نكند اهميتی نمی دهد.
📌افرادی كه در ارتقاء دانش و فرهنگ بشر نقش مهمی بازی كرده اند، نياز به قدرتشان را اينگونه برآورده كردهاند.
افرادی مثل اديسون، انيشتين، سقراط، نويسندهها، شاعران و هنرمندان بسياری در طول تاريخ و یا كساني كه حتی مشهور هم نشدهاند اما قدرتمند بوده اند.
تئوری انتخاب
ویلیام گلاسر
t.me/inssoa1
instagram.com/inssoa
افراد نيازشان به قدرت را به سه شكل برآورده مي كنند:
🔮شکل اول: power on
يعنی قدرتشان را بر ديگری اعمال می كنند و با كنترل ديگری يا ديگران احساس قدرت می كنند.
تذكر دادن به ديگران، غر زدن، ايراد گرفتن و مجبور كردن ديگران به كارهايی كه به گمان اين افراد به صلاح آنهاست نمونه اين رفتارهاست.
🔮شكل دوم: power with
يعنی قدرت را با ديگران تجربه می كنند مثل وقتی كه شما قرار است تصميمی بگيريد كه نتيجه آن بر روی همسر يا فرزندتان هم اثر می گذارد، آنگاه نظر و خواست آنها را هم در نظر می گيريد و حتی به نظر آنها عمل می كنيد.
در واقع به ديگری هم فرصت مخالفت و اظهارنظر و تصميم گيری می دهيد.
🔮شكل سوم: power within
در اين شكل از ارضاء نيازقدرت، فرد نه قدرتش را بر ديگران اعمال مي كند و نه با آنها، بلكه قدرت درونی خويش را افزايش می دهد.
مثل وقتی كه فردی با بالا بردن دانش يا مهارتی در خود احساس توانمندی و قدرت می كند حتی اگر از ديگران هم تحسينی دريافت نكند اهميتی نمی دهد.
📌افرادی كه در ارتقاء دانش و فرهنگ بشر نقش مهمی بازی كرده اند، نياز به قدرتشان را اينگونه برآورده كردهاند.
افرادی مثل اديسون، انيشتين، سقراط، نويسندهها، شاعران و هنرمندان بسياری در طول تاريخ و یا كساني كه حتی مشهور هم نشدهاند اما قدرتمند بوده اند.
تئوری انتخاب
ویلیام گلاسر
t.me/inssoa1
instagram.com/inssoa
Telegram
🏛سروش اَمُرداد#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻🏛
امیرفریدون نصرتی
#سروش_امرداد
درس هایی از زندگی پژوهی های من
instagram.com/inssoa
#سروش_امرداد
درس هایی از زندگی پژوهی های من
instagram.com/inssoa