🏛سروش اَمُرداد#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻🏛
Video
ناصر تقوايي
اولين فيلمساز ايراني كه دوربينش را به ميان مردم برد و هجده فيلم مستند مردم شناسانه ساخت.
رهايي كه برنده ي بهترين فيلم كوتاه جشنواره ونيز شد اولين فيلم داستاني ست كه مضمون جهاني آزادي را با نگاه بومي روايت ميكند و فيلمسازان را ترغيب كرد به زيست بومي خود توجه نشان دهند. او هرگز با گرايش حزبي و ايدئولوژيك فيلم نساخت. بلكه در دهه ي چهل و پنجاه كه اغلب هنرمندان ايدئولوژيك كار هنري كردند نگاه انساني او به مضاميني چون انسانيت، آزادي، قانون و فرا قانون به گونه اي بود كه راه كار را بر او بعد از انقلاب بسيار دشوارتر كرد. چرا كه او همچنان آلوده به گرايش ايدئوژيك نشد.
در فيلم اربعين مراسم آئيني مردم بوشهر همراه با حواشي زيستي اجراي آئين روايت ميشود كه در آن سالها بسيار پيشرو و تأمل برانگيز بوده .اما هشدارها از چشم مخاطبان پنهان ماند.
دو دهه ي بعد نوحه ي "ليلا بگفتا" كه با صداي بخشو در مستند اربعين شنيده ميشود تغيير مي كند به "ممد نبودي ببيني" و ميشود نوحه اي در رثاي جوانان از كف رفته در جنگ.
در اين ويديو بخشي از فيلم مستند اربعين با صداي بخشو را مي بينيد .
#ناصرتقوايي #ناخداسينما
t.me/inssoa1
اولين فيلمساز ايراني كه دوربينش را به ميان مردم برد و هجده فيلم مستند مردم شناسانه ساخت.
رهايي كه برنده ي بهترين فيلم كوتاه جشنواره ونيز شد اولين فيلم داستاني ست كه مضمون جهاني آزادي را با نگاه بومي روايت ميكند و فيلمسازان را ترغيب كرد به زيست بومي خود توجه نشان دهند. او هرگز با گرايش حزبي و ايدئولوژيك فيلم نساخت. بلكه در دهه ي چهل و پنجاه كه اغلب هنرمندان ايدئولوژيك كار هنري كردند نگاه انساني او به مضاميني چون انسانيت، آزادي، قانون و فرا قانون به گونه اي بود كه راه كار را بر او بعد از انقلاب بسيار دشوارتر كرد. چرا كه او همچنان آلوده به گرايش ايدئوژيك نشد.
در فيلم اربعين مراسم آئيني مردم بوشهر همراه با حواشي زيستي اجراي آئين روايت ميشود كه در آن سالها بسيار پيشرو و تأمل برانگيز بوده .اما هشدارها از چشم مخاطبان پنهان ماند.
دو دهه ي بعد نوحه ي "ليلا بگفتا" كه با صداي بخشو در مستند اربعين شنيده ميشود تغيير مي كند به "ممد نبودي ببيني" و ميشود نوحه اي در رثاي جوانان از كف رفته در جنگ.
در اين ويديو بخشي از فيلم مستند اربعين با صداي بخشو را مي بينيد .
#ناصرتقوايي #ناخداسينما
t.me/inssoa1
Telegram
🏛سروش اَمُرداد#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻🏛
امیرفریدون نصرتی
#سروش_امرداد
درس هایی از زندگی پژوهی های من
instagram.com/inssoa
#سروش_امرداد
درس هایی از زندگی پژوهی های من
instagram.com/inssoa
⚔️⛔️❤️
باید از جنگیدن با مرد اجتناب کرد، نه صرفاً به خاطر حفظ غرور او بلکه همچنین به خاطر حراست از شأن و منزلت خود!
هیچ چیز به اندازه ی زن شوریده حال و دیوانه؛ بی جاذبه و ناخوشایند نیست، زنی که به جای قدرت زنانه، از قدرت زبانش استفاده می کند شهره ی آفاق است.
جنگیدن، زن را نزد مرد و نزد خودش زشت و ناخوشایند می کند.
به زنی باهوش و قوی نیاز است تا مردش را خلع سلاح کند، نه با خشم بلکه با عشق.
مردان خصوصیات زنانه را به دلیل نرمی و لطافت زن قبول می کنند و نه به دلیل قدرت او.
(منبع: کتاب زن بودن، تونی گرنت)
t.me/inssoa1
instagram.com/inssoa
#سروش_امرداد
باید از جنگیدن با مرد اجتناب کرد، نه صرفاً به خاطر حفظ غرور او بلکه همچنین به خاطر حراست از شأن و منزلت خود!
هیچ چیز به اندازه ی زن شوریده حال و دیوانه؛ بی جاذبه و ناخوشایند نیست، زنی که به جای قدرت زنانه، از قدرت زبانش استفاده می کند شهره ی آفاق است.
جنگیدن، زن را نزد مرد و نزد خودش زشت و ناخوشایند می کند.
به زنی باهوش و قوی نیاز است تا مردش را خلع سلاح کند، نه با خشم بلکه با عشق.
مردان خصوصیات زنانه را به دلیل نرمی و لطافت زن قبول می کنند و نه به دلیل قدرت او.
(منبع: کتاب زن بودن، تونی گرنت)
t.me/inssoa1
instagram.com/inssoa
#سروش_امرداد
Telegram
🏛سروش اَمُرداد#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻🏛
امیرفریدون نصرتی
#سروش_امرداد
درس هایی از زندگی پژوهی های من
instagram.com/inssoa
#سروش_امرداد
درس هایی از زندگی پژوهی های من
instagram.com/inssoa
#شور_بی_شعور 🖤
#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻
(۱)
🏴
سال ۸۲ بود ( شاید یکسال کمتر یا بیشتر ) ، دوربین هندی کم را باتفاق همسرم برداشتم و با ماشین راهی خیابان شدم.
شب عاشورا بود.
تازه آن سال مُد شده بود روی ماشین ها با رنگ ، مضامین مرتبط با عاشورا و تاسوعا و نام بزرگان رو مینوشتند.
چند سالی هم بود که ایستگاه های صلواتی چای و شربت و شیر راه افتاده بود.
نمیدانم چرا ، ولی آن زمان که حدودا ۲۵ سال داشتم ، برایم سوالات بسیاری وجود داشت که باید درباره آن پژوهش میکردم.
از کودکی رفتار انسان ها برایم جذاب بود و از ۱۸ سالگی رسما روی انسان و رفتار و شکل گیری اندیشه هایش مطالعه میکردم .
آن سالها تازه درس تاثیرگذار و شگفت انگیزی را با عنوان متدلوژی اندیشه به پایان رسانده بودم و علاقه عجیبی داشتم تا در صحنه زندگی آن را بهره برداری کنم.
موضوع این دانش ، تفکیک ، جهل و علم و شناسایی فاکتورهای رفتاری و اندیشمندانه ناشرین جهل و علم بود .
حالا فکر کنید با سری پر از سوال و فیلتر های شناسایی جهل و علم در ذهن و یک دوربین راهی خیابان هایی شدم که سرشار از هیجان و شور و اشتیاق برای برگزاری یک مراسم آئینی و مذهبی بود.
بماند چقدر مضطرب بودم ، که این دوربین و سوالات چه تعریفی در نگاه ناظرینِ مذهبی و امنیتی آن زمان دارد!
آن وقت ها موبایل های دوربین دار و هوشمندی در کار نبود که بدون جلب توجه بتوانی با گوشی ، به کار و برنامه ات برسی.
القصه با همه محدودیت ها و اضطراب ها از عدم شناخت تجربه ای که در پیش داشتم ، پا در راهی گذاشتم که نمیدانستم چه چیزهایی در انتظارم است.
سوالاتم خیلی خلاصه بود.
از آدمهایی که مشغول فعالیت برای برپایی ایستگاه های صلواتی بودند ،دو سوال ساده میپرسیدم .
سوال اول این بود که مشغول چه کاری هستند و چرا ؟
در پاسخ به این سوال با هیجان از حرکتشان و فلسفه ای که داشتند و ارادتی که به حضرت عباس و حضرت اباعبدلله حسین ( ع ) داشتند سخن میگفتند.
آنقدر پر شور از ارادت خود به امام حسین علیه السلام و قمربنی هاشم میگفتند که هر شنونده ای به وجد می آمد.
پس از طرح بخش اول سوال که طبیعتا در حوزه شور آن شب های عزیز بود ، سوال دوم را میپرسیدم.
سوال دوم ، مخاطب را از وضعیت اتوپایلوت شور خارج میکرد و به حالت دستی یا آگاهانه شعور سوئیچ میکرد.
پس از آنکه با هیجان از آن بزرگان سخن میگفت ، با این خواسته مواجه میشد : لطفا یک جمله از امام حسین (ع) و سپس یک جمله از حضرت ابالفضل (ع) یا اندیشه اش ، مرا میهمان کنید.
اینجا بود که شور مخاطب ناگهان متوقف میشد و به لکنت یا سکوت تبدیل میشد.
برخی هم سعی میکردند به نوعی ، من و سوال را با هم بپیچانند.
به همین سادگی فرد را از منطقه شور به وادی شعور هدایت میکردم و میخواستم از ذخایر شعور و آگاهی اش به من پاسخ بدهد.
در میان آن همه آدمهایی که با آنها مصاحبه میکردم ، شاید چند نفری بودند که برای سوال پاسخی داشتند و جمله ای از امام حسین بیان میکردند.
آن زمان ها شبکه های اجتماعی نبود که بشود چالش ایجاد کرد.
مثلا از کاربران بخواهیم یک جمله از اندیشه کسانی که برایشان عزاداری میکنند را بنویسند.
عزاداری ، بخشی از هیجانی است که از مرور و تکرار داستان یک واقعه تاریخی تکان دهنده شکل میگیرد.
اما شما هم مانند من این را میدانید که هیجان مطلق فضا را برای انحراف از ارزش های انسانی دور میسازد.
این روزها تصاویری از برخی مداحان منتشر میشود که روی استیج چنان بی خود میشوند که کنسرت های هِوی متال را در ذهن مجسم میکند.
و یا تصاویری از قمه زنی و خودزنی منتشر میشود که تاثیر خوشایندی از یک مراسم آئینی تداعی نمیکند.
مجموعه این رویداد ها نشان میدهد ، شعور حسینی نادیده گرفته شده و آنچه باقی مانده ، شور حسینی است که بسیاری شورش را در آورده اند.
واقعه عاشورا یک واقعه معناگرایانه است که میتوان از آن روان آدمی را سیراب کرد.
میتوان به مخاطب متدین نشان داد که روند زندگی ، روند آرام و قرار داری نیست.
حتی با اولیاالله نیز تعارف ندارد و همه چیز را به نتیجه انتخاب های آدمی واگذار میکند.
اگر جز این بود ، باید همه مقربان درگاه خداوند در ناز و نعمت و صحت و عافیت ، جاودانه میزیستند.
ولی واقعیت این است که زندگی سرشار از فراز و نشیب است.
و این فراز و نشیب هاست که ضرورت معنا بخشی را بالا میبرد.
عاشورا سرشار از مضامین معنا بخشی است که میتواند روح آدمی را رشد بدهد.
با این حال عده ای کاسب و گاه عده ای جاسوس ( اشاره به دستگیری برخی مداحان مشهور به اتهام جاسوسی ) با توجه به منافع خود ، شعور را از مراسم آئینی جدا میکنند و موجی از هیجان را به حلق مردم میریزند.
یک نگاه گذرا به داستان عاشورا ، ما را با فاکتور های مهمی آشنا میکند . برای نمونه داستانی از بخش اسارت بازماندگان نقل میشود که به نوبه خود تکان دهنده است .
ادامه در پایین
t.me/inssoa1
instagram.com/inssoa
#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻
(۱)
🏴
سال ۸۲ بود ( شاید یکسال کمتر یا بیشتر ) ، دوربین هندی کم را باتفاق همسرم برداشتم و با ماشین راهی خیابان شدم.
شب عاشورا بود.
تازه آن سال مُد شده بود روی ماشین ها با رنگ ، مضامین مرتبط با عاشورا و تاسوعا و نام بزرگان رو مینوشتند.
چند سالی هم بود که ایستگاه های صلواتی چای و شربت و شیر راه افتاده بود.
نمیدانم چرا ، ولی آن زمان که حدودا ۲۵ سال داشتم ، برایم سوالات بسیاری وجود داشت که باید درباره آن پژوهش میکردم.
از کودکی رفتار انسان ها برایم جذاب بود و از ۱۸ سالگی رسما روی انسان و رفتار و شکل گیری اندیشه هایش مطالعه میکردم .
آن سالها تازه درس تاثیرگذار و شگفت انگیزی را با عنوان متدلوژی اندیشه به پایان رسانده بودم و علاقه عجیبی داشتم تا در صحنه زندگی آن را بهره برداری کنم.
موضوع این دانش ، تفکیک ، جهل و علم و شناسایی فاکتورهای رفتاری و اندیشمندانه ناشرین جهل و علم بود .
حالا فکر کنید با سری پر از سوال و فیلتر های شناسایی جهل و علم در ذهن و یک دوربین راهی خیابان هایی شدم که سرشار از هیجان و شور و اشتیاق برای برگزاری یک مراسم آئینی و مذهبی بود.
بماند چقدر مضطرب بودم ، که این دوربین و سوالات چه تعریفی در نگاه ناظرینِ مذهبی و امنیتی آن زمان دارد!
آن وقت ها موبایل های دوربین دار و هوشمندی در کار نبود که بدون جلب توجه بتوانی با گوشی ، به کار و برنامه ات برسی.
القصه با همه محدودیت ها و اضطراب ها از عدم شناخت تجربه ای که در پیش داشتم ، پا در راهی گذاشتم که نمیدانستم چه چیزهایی در انتظارم است.
سوالاتم خیلی خلاصه بود.
از آدمهایی که مشغول فعالیت برای برپایی ایستگاه های صلواتی بودند ،دو سوال ساده میپرسیدم .
سوال اول این بود که مشغول چه کاری هستند و چرا ؟
در پاسخ به این سوال با هیجان از حرکتشان و فلسفه ای که داشتند و ارادتی که به حضرت عباس و حضرت اباعبدلله حسین ( ع ) داشتند سخن میگفتند.
آنقدر پر شور از ارادت خود به امام حسین علیه السلام و قمربنی هاشم میگفتند که هر شنونده ای به وجد می آمد.
پس از طرح بخش اول سوال که طبیعتا در حوزه شور آن شب های عزیز بود ، سوال دوم را میپرسیدم.
سوال دوم ، مخاطب را از وضعیت اتوپایلوت شور خارج میکرد و به حالت دستی یا آگاهانه شعور سوئیچ میکرد.
پس از آنکه با هیجان از آن بزرگان سخن میگفت ، با این خواسته مواجه میشد : لطفا یک جمله از امام حسین (ع) و سپس یک جمله از حضرت ابالفضل (ع) یا اندیشه اش ، مرا میهمان کنید.
اینجا بود که شور مخاطب ناگهان متوقف میشد و به لکنت یا سکوت تبدیل میشد.
برخی هم سعی میکردند به نوعی ، من و سوال را با هم بپیچانند.
به همین سادگی فرد را از منطقه شور به وادی شعور هدایت میکردم و میخواستم از ذخایر شعور و آگاهی اش به من پاسخ بدهد.
در میان آن همه آدمهایی که با آنها مصاحبه میکردم ، شاید چند نفری بودند که برای سوال پاسخی داشتند و جمله ای از امام حسین بیان میکردند.
آن زمان ها شبکه های اجتماعی نبود که بشود چالش ایجاد کرد.
مثلا از کاربران بخواهیم یک جمله از اندیشه کسانی که برایشان عزاداری میکنند را بنویسند.
عزاداری ، بخشی از هیجانی است که از مرور و تکرار داستان یک واقعه تاریخی تکان دهنده شکل میگیرد.
اما شما هم مانند من این را میدانید که هیجان مطلق فضا را برای انحراف از ارزش های انسانی دور میسازد.
این روزها تصاویری از برخی مداحان منتشر میشود که روی استیج چنان بی خود میشوند که کنسرت های هِوی متال را در ذهن مجسم میکند.
و یا تصاویری از قمه زنی و خودزنی منتشر میشود که تاثیر خوشایندی از یک مراسم آئینی تداعی نمیکند.
مجموعه این رویداد ها نشان میدهد ، شعور حسینی نادیده گرفته شده و آنچه باقی مانده ، شور حسینی است که بسیاری شورش را در آورده اند.
واقعه عاشورا یک واقعه معناگرایانه است که میتوان از آن روان آدمی را سیراب کرد.
میتوان به مخاطب متدین نشان داد که روند زندگی ، روند آرام و قرار داری نیست.
حتی با اولیاالله نیز تعارف ندارد و همه چیز را به نتیجه انتخاب های آدمی واگذار میکند.
اگر جز این بود ، باید همه مقربان درگاه خداوند در ناز و نعمت و صحت و عافیت ، جاودانه میزیستند.
ولی واقعیت این است که زندگی سرشار از فراز و نشیب است.
و این فراز و نشیب هاست که ضرورت معنا بخشی را بالا میبرد.
عاشورا سرشار از مضامین معنا بخشی است که میتواند روح آدمی را رشد بدهد.
با این حال عده ای کاسب و گاه عده ای جاسوس ( اشاره به دستگیری برخی مداحان مشهور به اتهام جاسوسی ) با توجه به منافع خود ، شعور را از مراسم آئینی جدا میکنند و موجی از هیجان را به حلق مردم میریزند.
یک نگاه گذرا به داستان عاشورا ، ما را با فاکتور های مهمی آشنا میکند . برای نمونه داستانی از بخش اسارت بازماندگان نقل میشود که به نوبه خود تکان دهنده است .
ادامه در پایین
t.me/inssoa1
instagram.com/inssoa
Telegram
🏛سروش اَمُرداد#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻🏛
امیرفریدون نصرتی
#سروش_امرداد
درس هایی از زندگی پژوهی های من
instagram.com/inssoa
#سروش_امرداد
درس هایی از زندگی پژوهی های من
instagram.com/inssoa
🖤 ادامه #شور_بی_شعور
(۲)
نقل است از خانم زینب سلام الله میپرسند در آن وادی چه دیدی ؟و او پاسخ میدهد چیزی جز زیبایی ندیدم.
انگار او یک معناگراست که در تمام لحظات آن واقعه تلخ مشغول معنا بخشی به اجزای مصیبت است .
و از حاصل این معنا بخشی آنقدر درس و پند میگیرد که بلافاصله آن را به زیبایی ،معنا میکند.
شرایط غیرقابل باوری است که با گذشتن اندک زمانی از فاجعه ، بتوانی به آن معنا ببخشی.
معمولا باید چند رویداد کنار هم قرار بگیرند تا بشود از نشانه های آن ، معنایی متناسب و راهبردی بیرون کشید.
قصه ها و شعور هایی از این دست بسیار است.
اما آنچه در جامعه ما رخ میدهد ، شعار و شوری بی سر انجام است که مردم ، خود نیز به آن دامن میزنند.
اکنون که در دنیای گردش آزاد اطلاعات زندگی میکنیم و چالش های بسیاری در برابر باورهای متدینانه وجود دارد ، بیش از هر زمانی نیازمند بیرون کشیدن شعور از دل آئین های مذهبی و ارائه آن به مخاطب هستیم.
شور و هیجان در مراسم مذهبی ، در حال حاضر به دلیل نبودن فضایی برای تخلیه هیجانات ، تبدیل به جایگزینی اجباری شده است و مردم بیش از پیش به آن اقبال نشان میدهند.
شور بی شعور ، در دراز مدت از دهان می افتد و حتی اگر جذابیتش برای فرد باقی بماند ، چیزی به او اضافه نمیکند.
خوبست از خودمان بپرسیم با این همه هزینه ای که برای بزرگداشت آئین های دینی و مراسم مذهبی در کشور ما میشود ، چرا وضعیت اخلاقی و بدیهیات انسانی در ایران ، اسفناک و متزلزل است؟
آیا جز این است که شعور و اندیشه مفید و لازم از این آئین ها استخراج نمیشود؟
بار احساسی بالایی که در مراسم مذهبی موج میزند ، مخاطبین را از اندیشه متدینانه به حوزه تظاهر و ریا سوق میدهد.
و این دوری از تفکر و خردمندی ، رشد اخلاقی ای که لازمه آئین های دینیست را متوقف میکند.
نظر من اینست که در مناسبت های مذهبی به جای شوآف های بی اثری که انجام میدهیم ، از ماشین نویسی گرفته تا سیاه و سرخ کردن پروفایل ها یا پست ها ، کمی درباره اندیشه صاحب آن مناسبت جستجو کنیم و کلامی ارزشمند و سودبخش را نشر دهیم.
اکنون پس از حدود ۱۵ سال از ساخت آن مستند ، اعتقاد عمیق تری پیدا کرده ام که تلاش زیادی میشود تا شور بر شعور غلبه کند و عده ای از این بساط برای خود منافع شخصی ، که هیچ سودی برای آحاد جامعه ندارد ، دشت کنند.
به یاد داشته باشید ، ناشرین جهل ، تلاش زیادی دارند تا آگاهی را پشت هیجانات پنهان کنند و شعور را در انزوا نگه دارند.
همه ما وظیفه داریم به آنچه انجام میدهیم ، مسئولانه نگاه کنیم و به صِرفِ شور و هیجان ، از وادی شعور دور نمانیم.
عاشورای ۹۶
۹مهرماه
#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻
t.me/inssoa1
instagram.com/inssoa
(۲)
نقل است از خانم زینب سلام الله میپرسند در آن وادی چه دیدی ؟و او پاسخ میدهد چیزی جز زیبایی ندیدم.
انگار او یک معناگراست که در تمام لحظات آن واقعه تلخ مشغول معنا بخشی به اجزای مصیبت است .
و از حاصل این معنا بخشی آنقدر درس و پند میگیرد که بلافاصله آن را به زیبایی ،معنا میکند.
شرایط غیرقابل باوری است که با گذشتن اندک زمانی از فاجعه ، بتوانی به آن معنا ببخشی.
معمولا باید چند رویداد کنار هم قرار بگیرند تا بشود از نشانه های آن ، معنایی متناسب و راهبردی بیرون کشید.
قصه ها و شعور هایی از این دست بسیار است.
اما آنچه در جامعه ما رخ میدهد ، شعار و شوری بی سر انجام است که مردم ، خود نیز به آن دامن میزنند.
اکنون که در دنیای گردش آزاد اطلاعات زندگی میکنیم و چالش های بسیاری در برابر باورهای متدینانه وجود دارد ، بیش از هر زمانی نیازمند بیرون کشیدن شعور از دل آئین های مذهبی و ارائه آن به مخاطب هستیم.
شور و هیجان در مراسم مذهبی ، در حال حاضر به دلیل نبودن فضایی برای تخلیه هیجانات ، تبدیل به جایگزینی اجباری شده است و مردم بیش از پیش به آن اقبال نشان میدهند.
شور بی شعور ، در دراز مدت از دهان می افتد و حتی اگر جذابیتش برای فرد باقی بماند ، چیزی به او اضافه نمیکند.
خوبست از خودمان بپرسیم با این همه هزینه ای که برای بزرگداشت آئین های دینی و مراسم مذهبی در کشور ما میشود ، چرا وضعیت اخلاقی و بدیهیات انسانی در ایران ، اسفناک و متزلزل است؟
آیا جز این است که شعور و اندیشه مفید و لازم از این آئین ها استخراج نمیشود؟
بار احساسی بالایی که در مراسم مذهبی موج میزند ، مخاطبین را از اندیشه متدینانه به حوزه تظاهر و ریا سوق میدهد.
و این دوری از تفکر و خردمندی ، رشد اخلاقی ای که لازمه آئین های دینیست را متوقف میکند.
نظر من اینست که در مناسبت های مذهبی به جای شوآف های بی اثری که انجام میدهیم ، از ماشین نویسی گرفته تا سیاه و سرخ کردن پروفایل ها یا پست ها ، کمی درباره اندیشه صاحب آن مناسبت جستجو کنیم و کلامی ارزشمند و سودبخش را نشر دهیم.
اکنون پس از حدود ۱۵ سال از ساخت آن مستند ، اعتقاد عمیق تری پیدا کرده ام که تلاش زیادی میشود تا شور بر شعور غلبه کند و عده ای از این بساط برای خود منافع شخصی ، که هیچ سودی برای آحاد جامعه ندارد ، دشت کنند.
به یاد داشته باشید ، ناشرین جهل ، تلاش زیادی دارند تا آگاهی را پشت هیجانات پنهان کنند و شعور را در انزوا نگه دارند.
همه ما وظیفه داریم به آنچه انجام میدهیم ، مسئولانه نگاه کنیم و به صِرفِ شور و هیجان ، از وادی شعور دور نمانیم.
عاشورای ۹۶
۹مهرماه
#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻
t.me/inssoa1
instagram.com/inssoa
#مولانا
بشنو این نی چون شکایت میکند
از جداییها حکایت میکند
کز نیستان تا مرا ببریدهاند
در نفیرم مرد و زن نالیدهاند
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
تا بگویم شرح درد اشتیاق
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش
من به هر جمعیتی نالان شدم
جفت بدحالان و خوشحالان شدم
هرکسی از ظن خود شد یار من
از درون من نجست اسرار من
سر من از نالهٔ من دور نیست
لیک چشم و گوش را آن نور نیست
تن ز جان و جان ز تن مستور نیست
لیک کس را دید جان دستور نیست
آتشست این بانگ نای و نیست باد
هر که این آتش ندارد نیست باد
آتش عشقست کاندر نی فتاد
جوشش عشقست کاندر می فتاد
نی حریف هرکه از یاری برید
پردههااش پردههای ما درید
همچو نی زهری و تریاقی کی دید
همچو نی دمساز و مشتاقی کی دید
نی حدیث راه پر خون میکند
قصههای عشق مجنون میکند
محرم این هوش جز بیهوش نیست
مر زبان را مشتری جز گوش نیست
در غم ما روزها بیگاه شد
روزها با سوزها همراه شد
روزها گر رفت گو رو باک نیست
تو بمان ای آنک چون تو پاک نیست
هر که جز ماهی ز آبش سیر شد
هرکه بی روزیست روزش دیر شد
در نیابد حال پخته هیچ خام
پس سخن کوتاه باید والسلام
بند بگسل باش آزاد ای پسر
چند باشی بند سیم و بند زر
گر بریزی بحر را در کوزهای
چند گنجد قسمت یک روزهای
کوزهٔ چشم حریصان پر نشد
تا صدف قانع نشد پر در نشد
هر که را جامه ز عشقی چاک شد
او ز حرص و عیب کلی پاک شد
شاد باش ای عشق خوش سودای ما
ای طبیب جمله علتهای ما
ای دوای نخوت و ناموس ما
ای تو افلاطون و جالینوس ما
جسم خاک از عشق بر افلاک شد
کوه در رقص آمد و چالاک شد
عشق جان طور آمد عاشقا
طور مست و خر موسی صاعقا
با لب دمساز خود گر جفتمی
همچو نی من گفتنیها گفتمی
هر که او از همزبانی شد جدا
بی زبان شد گرچه دارد صد نوا
چونک گل رفت و گلستان درگذشت
نشنوی زان پس ز بلبل سر گذشت
جمله معشوقست و عاشق پردهای
زنده معشوقست و عاشق مردهای
چون نباشد عشق را پروای او
او چو مرغی ماند بیپر وای او
من چگونه هوش دارم پیش و پس
چون نباشد نور یارم پیش و پس
عشق خواهد کین سخن بیرون بود
آینه غماز نبود چون بود
آینت دانی چرا غماز نیست
زانک زنگار از رخش ممتاز نیست
t.me/inssoa1
instagram.com/inssoa
بشنو این نی چون شکایت میکند
از جداییها حکایت میکند
کز نیستان تا مرا ببریدهاند
در نفیرم مرد و زن نالیدهاند
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
تا بگویم شرح درد اشتیاق
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش
من به هر جمعیتی نالان شدم
جفت بدحالان و خوشحالان شدم
هرکسی از ظن خود شد یار من
از درون من نجست اسرار من
سر من از نالهٔ من دور نیست
لیک چشم و گوش را آن نور نیست
تن ز جان و جان ز تن مستور نیست
لیک کس را دید جان دستور نیست
آتشست این بانگ نای و نیست باد
هر که این آتش ندارد نیست باد
آتش عشقست کاندر نی فتاد
جوشش عشقست کاندر می فتاد
نی حریف هرکه از یاری برید
پردههااش پردههای ما درید
همچو نی زهری و تریاقی کی دید
همچو نی دمساز و مشتاقی کی دید
نی حدیث راه پر خون میکند
قصههای عشق مجنون میکند
محرم این هوش جز بیهوش نیست
مر زبان را مشتری جز گوش نیست
در غم ما روزها بیگاه شد
روزها با سوزها همراه شد
روزها گر رفت گو رو باک نیست
تو بمان ای آنک چون تو پاک نیست
هر که جز ماهی ز آبش سیر شد
هرکه بی روزیست روزش دیر شد
در نیابد حال پخته هیچ خام
پس سخن کوتاه باید والسلام
بند بگسل باش آزاد ای پسر
چند باشی بند سیم و بند زر
گر بریزی بحر را در کوزهای
چند گنجد قسمت یک روزهای
کوزهٔ چشم حریصان پر نشد
تا صدف قانع نشد پر در نشد
هر که را جامه ز عشقی چاک شد
او ز حرص و عیب کلی پاک شد
شاد باش ای عشق خوش سودای ما
ای طبیب جمله علتهای ما
ای دوای نخوت و ناموس ما
ای تو افلاطون و جالینوس ما
جسم خاک از عشق بر افلاک شد
کوه در رقص آمد و چالاک شد
عشق جان طور آمد عاشقا
طور مست و خر موسی صاعقا
با لب دمساز خود گر جفتمی
همچو نی من گفتنیها گفتمی
هر که او از همزبانی شد جدا
بی زبان شد گرچه دارد صد نوا
چونک گل رفت و گلستان درگذشت
نشنوی زان پس ز بلبل سر گذشت
جمله معشوقست و عاشق پردهای
زنده معشوقست و عاشق مردهای
چون نباشد عشق را پروای او
او چو مرغی ماند بیپر وای او
من چگونه هوش دارم پیش و پس
چون نباشد نور یارم پیش و پس
عشق خواهد کین سخن بیرون بود
آینه غماز نبود چون بود
آینت دانی چرا غماز نیست
زانک زنگار از رخش ممتاز نیست
t.me/inssoa1
instagram.com/inssoa
Telegram
🏛سروش اَمُرداد#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻🏛
امیرفریدون نصرتی
#سروش_امرداد
درس هایی از زندگی پژوهی های من
instagram.com/inssoa
#سروش_امرداد
درس هایی از زندگی پژوهی های من
instagram.com/inssoa
📌ويليام گلاسر در كتاب تئوری انتخاب می گويد
افراد نيازشان به قدرت را به سه شكل برآورده مي كنند:
🔮شکل اول: power on
يعنی قدرتشان را بر ديگری اعمال می كنند و با كنترل ديگری يا ديگران احساس قدرت می كنند.
تذكر دادن به ديگران، غر زدن، ايراد گرفتن و مجبور كردن ديگران به كارهايی كه به گمان اين افراد به صلاح آنهاست نمونه اين رفتارهاست.
🔮شكل دوم: power with
يعنی قدرت را با ديگران تجربه می كنند مثل وقتی كه شما قرار است تصميمی بگيريد كه نتيجه آن بر روی همسر يا فرزندتان هم اثر می گذارد، آنگاه نظر و خواست آنها را هم در نظر می گيريد و حتی به نظر آنها عمل می كنيد.
در واقع به ديگری هم فرصت مخالفت و اظهارنظر و تصميم گيری می دهيد.
🔮شكل سوم: power within
در اين شكل از ارضاء نيازقدرت، فرد نه قدرتش را بر ديگران اعمال مي كند و نه با آنها، بلكه قدرت درونی خويش را افزايش می دهد.
مثل وقتی كه فردی با بالا بردن دانش يا مهارتی در خود احساس توانمندی و قدرت می كند حتی اگر از ديگران هم تحسينی دريافت نكند اهميتی نمی دهد.
📌افرادی كه در ارتقاء دانش و فرهنگ بشر نقش مهمی بازی كرده اند، نياز به قدرتشان را اينگونه برآورده كردهاند.
افرادی مثل اديسون، انيشتين، سقراط، نويسندهها، شاعران و هنرمندان بسياری در طول تاريخ و یا كساني كه حتی مشهور هم نشدهاند اما قدرتمند بوده اند.
تئوری انتخاب
ویلیام گلاسر
t.me/inssoa1
instagram.com/inssoa
افراد نيازشان به قدرت را به سه شكل برآورده مي كنند:
🔮شکل اول: power on
يعنی قدرتشان را بر ديگری اعمال می كنند و با كنترل ديگری يا ديگران احساس قدرت می كنند.
تذكر دادن به ديگران، غر زدن، ايراد گرفتن و مجبور كردن ديگران به كارهايی كه به گمان اين افراد به صلاح آنهاست نمونه اين رفتارهاست.
🔮شكل دوم: power with
يعنی قدرت را با ديگران تجربه می كنند مثل وقتی كه شما قرار است تصميمی بگيريد كه نتيجه آن بر روی همسر يا فرزندتان هم اثر می گذارد، آنگاه نظر و خواست آنها را هم در نظر می گيريد و حتی به نظر آنها عمل می كنيد.
در واقع به ديگری هم فرصت مخالفت و اظهارنظر و تصميم گيری می دهيد.
🔮شكل سوم: power within
در اين شكل از ارضاء نيازقدرت، فرد نه قدرتش را بر ديگران اعمال مي كند و نه با آنها، بلكه قدرت درونی خويش را افزايش می دهد.
مثل وقتی كه فردی با بالا بردن دانش يا مهارتی در خود احساس توانمندی و قدرت می كند حتی اگر از ديگران هم تحسينی دريافت نكند اهميتی نمی دهد.
📌افرادی كه در ارتقاء دانش و فرهنگ بشر نقش مهمی بازی كرده اند، نياز به قدرتشان را اينگونه برآورده كردهاند.
افرادی مثل اديسون، انيشتين، سقراط، نويسندهها، شاعران و هنرمندان بسياری در طول تاريخ و یا كساني كه حتی مشهور هم نشدهاند اما قدرتمند بوده اند.
تئوری انتخاب
ویلیام گلاسر
t.me/inssoa1
instagram.com/inssoa
Telegram
🏛سروش اَمُرداد#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻🏛
امیرفریدون نصرتی
#سروش_امرداد
درس هایی از زندگی پژوهی های من
instagram.com/inssoa
#سروش_امرداد
درس هایی از زندگی پژوهی های من
instagram.com/inssoa
#کودکان در هر لباس و موقعیت و خانواده و فرهنگی که باشند ، فقط یک #کودک هستند .
آنها جهان را از نگاه ما می آموزند و با تجربه خود درک میکنند .
کودکان ، مظهر معصومیت و سرشت پاک هستند.
قلبهای کوچک آنها ، آماده تجربه های بزرگ است . به شرط آنکه ما بزرگسالان ، درون خود و جامعه و فرهنگ بزرگسالی مان ، چیزی در خور و شایسته تحویل و تقدیم به آنها داشته باشیم .
من بعنوان یک بزرگسال ،نگرانم که چه کودکانی را برای اداره جهان پرورش میدهیم .
نگرانم جهانی را که به آنها تحویل میدهیم ، چگونه جهانی باشد.
نگرانم تصویری که آنها از ما در نگاهشان دارند ، چگونه تصویری است .
این نگرانی باید برای همه ما وجود داشته باشد.
سالهای کهنسالی مان را با جهانی که کودکان امروز میسازند سپری خواهیم کرد .
برای همین باید مراقب باشیم چه کسانی را برای این مسئولیت پرورش میدهیم.
و از دیگر سو باید مراقب باشیم ، چگونه جهانی را به آنها تحویل میدهیم.
کودکان ، دنیای زیبا و سرشار از عشقی دارند که بی دخالت ما بزرگسالان ، جای زیباتر و ارزشمندتریست.
و همین نکته مسئولیت ما را برای ورود به دنیای بچه ها سنگین میکند . چه با نقش پدر ، مادر ، معلم ، خاله ، عمه ، عمو ، دایی ، پدر بزرگ ، مادر بزرگ و هر نقشی که میخواهد به بخشی از زندگی کودکان معنا ببخشد ، مسئولیت سنگینی دارد.
#روز_جهانی_کودک یک تذکر و یاد آوری مهم برای همه ماست که اندیشه و کردارمان را برای ورود به دنیای #مقدس کودکان پاکیزه و ارزشمند کنیم.
دنیای کودکان ، کعبه ایست که بی احرام عشق ، نمیشود بدان پای گذاشت .
روز جهانی #کودک گرامی باد
#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻
🛎👇🏻🏅
t.me/inssoa1
t.me/inssoa2
instagram.com/inssoa
آنها جهان را از نگاه ما می آموزند و با تجربه خود درک میکنند .
کودکان ، مظهر معصومیت و سرشت پاک هستند.
قلبهای کوچک آنها ، آماده تجربه های بزرگ است . به شرط آنکه ما بزرگسالان ، درون خود و جامعه و فرهنگ بزرگسالی مان ، چیزی در خور و شایسته تحویل و تقدیم به آنها داشته باشیم .
من بعنوان یک بزرگسال ،نگرانم که چه کودکانی را برای اداره جهان پرورش میدهیم .
نگرانم جهانی را که به آنها تحویل میدهیم ، چگونه جهانی باشد.
نگرانم تصویری که آنها از ما در نگاهشان دارند ، چگونه تصویری است .
این نگرانی باید برای همه ما وجود داشته باشد.
سالهای کهنسالی مان را با جهانی که کودکان امروز میسازند سپری خواهیم کرد .
برای همین باید مراقب باشیم چه کسانی را برای این مسئولیت پرورش میدهیم.
و از دیگر سو باید مراقب باشیم ، چگونه جهانی را به آنها تحویل میدهیم.
کودکان ، دنیای زیبا و سرشار از عشقی دارند که بی دخالت ما بزرگسالان ، جای زیباتر و ارزشمندتریست.
و همین نکته مسئولیت ما را برای ورود به دنیای بچه ها سنگین میکند . چه با نقش پدر ، مادر ، معلم ، خاله ، عمه ، عمو ، دایی ، پدر بزرگ ، مادر بزرگ و هر نقشی که میخواهد به بخشی از زندگی کودکان معنا ببخشد ، مسئولیت سنگینی دارد.
#روز_جهانی_کودک یک تذکر و یاد آوری مهم برای همه ماست که اندیشه و کردارمان را برای ورود به دنیای #مقدس کودکان پاکیزه و ارزشمند کنیم.
دنیای کودکان ، کعبه ایست که بی احرام عشق ، نمیشود بدان پای گذاشت .
روز جهانی #کودک گرامی باد
#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻
🛎👇🏻🏅
t.me/inssoa1
t.me/inssoa2
instagram.com/inssoa
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
👫ما یک خانواده ایم.
خانواده #سروش_امرداد
ما جهان را جای زیباتری برای زندگی می سازیم.🔻📮
t.me/inssoa1
t.me/inssoa2
instagram.com/inssoa
خانواده #سروش_امرداد
ما جهان را جای زیباتری برای زندگی می سازیم.🔻📮
t.me/inssoa1
t.me/inssoa2
instagram.com/inssoa
🏛سروش اَمُرداد#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻🏛
👫ما یک خانواده ایم. خانواده #سروش_امرداد ما جهان را جای زیباتری برای زندگی می سازیم.🔻📮 t.me/inssoa1 t.me/inssoa2 instagram.com/inssoa
🔴 خطاب به بچه های #سروش_امرداد در لوح یادبودشان :🔻
پسرم / دخترم .....
روزی موج دریا ، ماهی های زیادی را روی ساحل انداخته بود و ماهی ها در حال جان دادن بودند.
مردی در ساحل قدم میزد و هر ماهی ای را که سر راهش بود ، به آب می انداخت . رهگذری عبور میکرد و با طعنه به مرد گفت : فکر کردی با این کارت میتوانی دنیا را تغییر بدهی ؟
مرد خم شد و ماهی دیگری را برداشت ، به رهگذر نشان داد و گفت : شاید نتوانم دنیا را تغییر دهم ، اما دنیای این ماهی را میتوانم تغییر دهم و سپس ماهی را به دریا انداخت.
و تو به همراه دوستانت ، در رویدادی مهم ، تلاش کردی تا دنیای تعداد اندکی از کودکان نیازمند را تغییر بدهی .
ارزشمندی انسان به رنگ و نژاد و مذهب و ثروت نیست.
ارزشمندی انسان ، از ارزشی که به جهان اضافه میکند ، نمایان میشود.
تو در این تجربه فهمیدی ، آنقدر ارزش های نهفته در وجودت داری که میتوانی دنیا را با ارزش تر و
زیبا تر از گذشته کنی.
تو با تلاشت ،
به کودکانی که موج زندگی ، آنها را از دریا دور ساخته ، عزت و احترام و لبخند بخشیدی.
و میدانم این تجربه سرآغاز کارهایی بزرگ و موثرتر در آینده خواهد بود .
هر چه احساس ارزشمندی در تو بیشتر شود ، تو با جهان در صلح و دوستی بیشتری خواهی بود و دنیا با حضورت گرامی تر میشود.
هر روز از خودت بپرس ، چگونه میتوانم جهان را جای بهتری برای زندگی کنم؟ جایی که آدمها ، حیوانات ، گیاهان و طبیعت ، زیباترین جلوه خود را نمایان کنند.
به پاس حضور در رویداد فروش خیابانی به هدف تهیه لوازم التحریر کودکان نیازمند ، این لوح یادبود به شما تقدیم میشود.
#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻
مدیرعامل انستیتومطالعات خلاقیت سروش امرداد
مهرماه ۱۳۹۶
t.me/inssoa1
instgram.com/inssoa
پسرم / دخترم .....
روزی موج دریا ، ماهی های زیادی را روی ساحل انداخته بود و ماهی ها در حال جان دادن بودند.
مردی در ساحل قدم میزد و هر ماهی ای را که سر راهش بود ، به آب می انداخت . رهگذری عبور میکرد و با طعنه به مرد گفت : فکر کردی با این کارت میتوانی دنیا را تغییر بدهی ؟
مرد خم شد و ماهی دیگری را برداشت ، به رهگذر نشان داد و گفت : شاید نتوانم دنیا را تغییر دهم ، اما دنیای این ماهی را میتوانم تغییر دهم و سپس ماهی را به دریا انداخت.
و تو به همراه دوستانت ، در رویدادی مهم ، تلاش کردی تا دنیای تعداد اندکی از کودکان نیازمند را تغییر بدهی .
ارزشمندی انسان به رنگ و نژاد و مذهب و ثروت نیست.
ارزشمندی انسان ، از ارزشی که به جهان اضافه میکند ، نمایان میشود.
تو در این تجربه فهمیدی ، آنقدر ارزش های نهفته در وجودت داری که میتوانی دنیا را با ارزش تر و
زیبا تر از گذشته کنی.
تو با تلاشت ،
به کودکانی که موج زندگی ، آنها را از دریا دور ساخته ، عزت و احترام و لبخند بخشیدی.
و میدانم این تجربه سرآغاز کارهایی بزرگ و موثرتر در آینده خواهد بود .
هر چه احساس ارزشمندی در تو بیشتر شود ، تو با جهان در صلح و دوستی بیشتری خواهی بود و دنیا با حضورت گرامی تر میشود.
هر روز از خودت بپرس ، چگونه میتوانم جهان را جای بهتری برای زندگی کنم؟ جایی که آدمها ، حیوانات ، گیاهان و طبیعت ، زیباترین جلوه خود را نمایان کنند.
به پاس حضور در رویداد فروش خیابانی به هدف تهیه لوازم التحریر کودکان نیازمند ، این لوح یادبود به شما تقدیم میشود.
#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻
مدیرعامل انستیتومطالعات خلاقیت سروش امرداد
مهرماه ۱۳۹۶
t.me/inssoa1
instgram.com/inssoa
Telegram
🏛سروش اَمُرداد#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻🏛
امیرفریدون نصرتی
#سروش_امرداد
درس هایی از زندگی پژوهی های من
instagram.com/inssoa
#سروش_امرداد
درس هایی از زندگی پژوهی های من
instagram.com/inssoa
Do not ask what your country
can do for you, but ask what
you can do for your country.
*
*
*
John F. Kennedy
#johnfkennedy
t.me/inssoa1
instagram.com/inssoa
can do for you, but ask what
you can do for your country.
*
*
*
John F. Kennedy
#johnfkennedy
t.me/inssoa1
instagram.com/inssoa
کیستی تو؟
#همایون_شجریان
گفتگوی شمس و مولانا
#سروش_امرداد کانالی برای معنا بخشیدن زندگی 🔻
t.me/inssoa1
instagram.com/inssoa
#همایون_شجریان
گفتگوی شمس و مولانا
#سروش_امرداد کانالی برای معنا بخشیدن زندگی 🔻
t.me/inssoa1
instagram.com/inssoa
Telegram
attach 📎
🔴یادداشتی از #امیرفریدون_نصرتی ✍🏻
۲۸ مهرماه ۹۲
مکانیسم شناسی معنا بخشیدن به رویداد ها :
****************************
ظاهر سخت مشکلات و دشواری ها را رها کنید.
تصور کنید ، فقط برای لحظه ای جهان را بدون انسان تصور کنید.
هیچ انسانی در هیچ نقطه ای از کیهان حضور ندارد.
طبیعت کار خودش را میکند .
موجها می خروشند. زمین لرزه ها زمین را می لرزانند.
صاعقه ها میزنند. آتش ها شعله ور می شوند .
شهاب سنگها از این سو به آن سو می روند. به هم برخورد میکنند.
خلاصه طبیعت به سبب روند حرکتی خود ، دائما شاهد برخورد های گوناگون است.
اینها صرفا نمونه هایی از برخورد های بزرگ و قابل مشاهده بود. در دنیای زیر اتمها در هر 10 به توان منفی 23 در مقیاس ثانیه برخورد های تازه ای شکل میگیرد که مسیرهای تازه جهان هستی را سبب می شود.
در این میان وقتی انسانی وجود نداشته باشد ، صرفا این برخورد ها ، برخورد هستند بدون هیچ معنی و مفهومی ! کسی آن ها را به چالش نمیکشد که چرا زمین لرزید یا صاعقه ای زد یا طوفانی برپا شد یا رودی خروشیدن گرفت.
اما وقتی انسان را میان این بازی پر از حرکت هستی می کشانیم ، ماجرا فرق میکند.
تفسیر ها و تعبیر ها و معنی بخشی ها شکل میگیرد.
انسان خودخواه هرچیزی را به خود منتسب می کند. زلزله ها را وسیله ای برای آزمودن خویش یا بازتاب رفتار و اعمالش معنی کند.
خروش دریا و رود ها را به بگونه ای دیگر و خلاصه کار را تا آنجا پیش میبرد که انسان کهن ، حتی خسوف و کسوف را به خشم و خوشایند خدایان نسبت به رفتارهای انسان مرتبط می ساخت.
اساسا انسان موجودی است که نمیتواند رویدادهای پیرامون را بدون حضور خویش معنی ببخشد. او همه چیز را بگونه ای با اشتیاق به خود وصل میکند.که البته همین ویژگی است که او را این چنین دچار تحول قرار داده و از لب غار تا فضا پیما سوق داده است.
اما گاهی ما بعنوان یک انسان از پتانسیل معنی بخشی رویداد ها ، بعنوان یک عامل وسواسی استفاده میکنیم و هر چیز کوچک و بزرگی را بر علیه خویش تعبیر و تفسیر میکنیم.
اینجا نقطه ایست که اگر متوقف نشویم ، میتواند زندگی ما را بر باد دهد.
گاه میبینیم تصوراتی شکل میگیرد و فرد گمان میکند ، ابر و باد و مه و خورشید فلک در کارند ، تا او را زمین بزنند.
در حالی که اگر بدانیم ، تمام رویدادهایی که در زیر و بالای اتمها رخ میدهد صرفا رویدادهایی هستند که بی توجه به حضور انسان در حال شکل گیری هستند ، آگاه میشویم که هیچ بخشی از طبیعت ستیزی با انسان ندارد.
اما از آنجایی که انسان بعنوان بخشی از طبیعت مانند سنگی در رودخانه در مسیر جریان جاری طبیعت حضور دارد ، گاهی برخوردهایی شکل میگیرد.
تفاوت انسان های پیشرو و انسان های منفعل ، در این است که انسان های پیشرو بر این برخوردهای طبیعی سوار می شوند.
موج سواری میکنند و خود را به پیش میبرند. اما انسان های منفعل در جا میزنند و دائم در حال زجه مویه از رویدادهای نا همگون با خواسته هایشان هستند.
تصور کنید انسانی را که در برابر زلزله آن را قهر طبیعت میپندارد و همواره از آن با ناله یاد میکند و انسانی را که زلزله را عاملی برای اکتشاف و تبلور استعدادهای درونی اش میداند و از این رهگذر به اختراعات و نوآوری های تازه دست میزند.
تفاوت این دو نگاه کاملا در خروجی هایش مشخص است. یکی خود را قربانی طبیعت و حضور در زندگی میداند و دیگری هر رویدادی را عاملی برای رشد و بالندگی اش میخواند.
در هر دوی این واکنش ها یک چیز مشترک است. و آن عامل معنا بخشی و تعریف رویداد هاست.
اینکه چگونه با رویدادها و حوادث برخورد کنیم . از همه مهمتر به یاد داشته باشیم هر رویداد و حادثه ای در هستی ، بدون در نظر گرفتن انسان در حال رخ دادن است و حال اگر ما بعنوان بخشی هوشمند از جهان هستی در آن نقشی ایفا میکنیم ، طبیعی است که بتوانیم این رویداد ها را آنگونه که دوست داریم معنا ببخشیم.
و انتخاب ما در این لحظه میتواند مسیر آینده پیش روی ما را مشخص کند.
اینکه انتخاب کنیم ، خود را قربانی رویداد های مواج و پر فراز و نشیب هستی بپنداریم یا اینکه هر رویدادی را عاملی برای رشد و ساختن خویش فرض کنیم.
همانگونه که اشاره شد در دنیای زیر اتمها ، در هر 10 به توان منفی 23 در مقیاس ثانیه ، اطلاعاتی شکل میگیرد که تمام ساختار هستی را تغییر میدهد. این به روز رسانی داده های جهان هستی ، هر لحظه میتواند زندگی انسان را مورد تاثیر قرار دهد.
از این روست که انسان هوشمند هزاره سوم ، در حال رسیدن به بلوغی است که میتواند حتی بر این سرعت فزاینده تغییرات زیر اتمی ، نیز سوار شده و موج سواری کند.
البته این بخش بسیار پیچیده و دشوار است اما نسل های آینده ، که از حضور ما بر خواهند خواست ، به سادگی این موج سواری را خواهند داشت.
ولی پیش از هر چیز نیاز دارند تا پیشینیانی بالغ داشته باشند.
🔻🔻 ادامه در پایین
@inssoa1
۲۸ مهرماه ۹۲
مکانیسم شناسی معنا بخشیدن به رویداد ها :
****************************
ظاهر سخت مشکلات و دشواری ها را رها کنید.
تصور کنید ، فقط برای لحظه ای جهان را بدون انسان تصور کنید.
هیچ انسانی در هیچ نقطه ای از کیهان حضور ندارد.
طبیعت کار خودش را میکند .
موجها می خروشند. زمین لرزه ها زمین را می لرزانند.
صاعقه ها میزنند. آتش ها شعله ور می شوند .
شهاب سنگها از این سو به آن سو می روند. به هم برخورد میکنند.
خلاصه طبیعت به سبب روند حرکتی خود ، دائما شاهد برخورد های گوناگون است.
اینها صرفا نمونه هایی از برخورد های بزرگ و قابل مشاهده بود. در دنیای زیر اتمها در هر 10 به توان منفی 23 در مقیاس ثانیه برخورد های تازه ای شکل میگیرد که مسیرهای تازه جهان هستی را سبب می شود.
در این میان وقتی انسانی وجود نداشته باشد ، صرفا این برخورد ها ، برخورد هستند بدون هیچ معنی و مفهومی ! کسی آن ها را به چالش نمیکشد که چرا زمین لرزید یا صاعقه ای زد یا طوفانی برپا شد یا رودی خروشیدن گرفت.
اما وقتی انسان را میان این بازی پر از حرکت هستی می کشانیم ، ماجرا فرق میکند.
تفسیر ها و تعبیر ها و معنی بخشی ها شکل میگیرد.
انسان خودخواه هرچیزی را به خود منتسب می کند. زلزله ها را وسیله ای برای آزمودن خویش یا بازتاب رفتار و اعمالش معنی کند.
خروش دریا و رود ها را به بگونه ای دیگر و خلاصه کار را تا آنجا پیش میبرد که انسان کهن ، حتی خسوف و کسوف را به خشم و خوشایند خدایان نسبت به رفتارهای انسان مرتبط می ساخت.
اساسا انسان موجودی است که نمیتواند رویدادهای پیرامون را بدون حضور خویش معنی ببخشد. او همه چیز را بگونه ای با اشتیاق به خود وصل میکند.که البته همین ویژگی است که او را این چنین دچار تحول قرار داده و از لب غار تا فضا پیما سوق داده است.
اما گاهی ما بعنوان یک انسان از پتانسیل معنی بخشی رویداد ها ، بعنوان یک عامل وسواسی استفاده میکنیم و هر چیز کوچک و بزرگی را بر علیه خویش تعبیر و تفسیر میکنیم.
اینجا نقطه ایست که اگر متوقف نشویم ، میتواند زندگی ما را بر باد دهد.
گاه میبینیم تصوراتی شکل میگیرد و فرد گمان میکند ، ابر و باد و مه و خورشید فلک در کارند ، تا او را زمین بزنند.
در حالی که اگر بدانیم ، تمام رویدادهایی که در زیر و بالای اتمها رخ میدهد صرفا رویدادهایی هستند که بی توجه به حضور انسان در حال شکل گیری هستند ، آگاه میشویم که هیچ بخشی از طبیعت ستیزی با انسان ندارد.
اما از آنجایی که انسان بعنوان بخشی از طبیعت مانند سنگی در رودخانه در مسیر جریان جاری طبیعت حضور دارد ، گاهی برخوردهایی شکل میگیرد.
تفاوت انسان های پیشرو و انسان های منفعل ، در این است که انسان های پیشرو بر این برخوردهای طبیعی سوار می شوند.
موج سواری میکنند و خود را به پیش میبرند. اما انسان های منفعل در جا میزنند و دائم در حال زجه مویه از رویدادهای نا همگون با خواسته هایشان هستند.
تصور کنید انسانی را که در برابر زلزله آن را قهر طبیعت میپندارد و همواره از آن با ناله یاد میکند و انسانی را که زلزله را عاملی برای اکتشاف و تبلور استعدادهای درونی اش میداند و از این رهگذر به اختراعات و نوآوری های تازه دست میزند.
تفاوت این دو نگاه کاملا در خروجی هایش مشخص است. یکی خود را قربانی طبیعت و حضور در زندگی میداند و دیگری هر رویدادی را عاملی برای رشد و بالندگی اش میخواند.
در هر دوی این واکنش ها یک چیز مشترک است. و آن عامل معنا بخشی و تعریف رویداد هاست.
اینکه چگونه با رویدادها و حوادث برخورد کنیم . از همه مهمتر به یاد داشته باشیم هر رویداد و حادثه ای در هستی ، بدون در نظر گرفتن انسان در حال رخ دادن است و حال اگر ما بعنوان بخشی هوشمند از جهان هستی در آن نقشی ایفا میکنیم ، طبیعی است که بتوانیم این رویداد ها را آنگونه که دوست داریم معنا ببخشیم.
و انتخاب ما در این لحظه میتواند مسیر آینده پیش روی ما را مشخص کند.
اینکه انتخاب کنیم ، خود را قربانی رویداد های مواج و پر فراز و نشیب هستی بپنداریم یا اینکه هر رویدادی را عاملی برای رشد و ساختن خویش فرض کنیم.
همانگونه که اشاره شد در دنیای زیر اتمها ، در هر 10 به توان منفی 23 در مقیاس ثانیه ، اطلاعاتی شکل میگیرد که تمام ساختار هستی را تغییر میدهد. این به روز رسانی داده های جهان هستی ، هر لحظه میتواند زندگی انسان را مورد تاثیر قرار دهد.
از این روست که انسان هوشمند هزاره سوم ، در حال رسیدن به بلوغی است که میتواند حتی بر این سرعت فزاینده تغییرات زیر اتمی ، نیز سوار شده و موج سواری کند.
البته این بخش بسیار پیچیده و دشوار است اما نسل های آینده ، که از حضور ما بر خواهند خواست ، به سادگی این موج سواری را خواهند داشت.
ولی پیش از هر چیز نیاز دارند تا پیشینیانی بالغ داشته باشند.
🔻🔻 ادامه در پایین
@inssoa1
🔺🔺ادامه از بالا
ما همان پیشینیان آنها هستیم
که باید این بلوغ را در زنجیره تکامل انسان ایجاد کنیم.
بلوغی که به ما میگوید ، هر رویدادی ، جدای از نگاه مشاهده گر ، یک استقلال ذاتی برای خود دارد. و این ما هستیم که میتوانیم با آگاهی از این اصل ، خود را بگونه ای تربیت کنیم که هر رویدادی ، پیامدی خوب و گوارا برایمان داشته باشد.
بعدها بیشتر خواهیم پرداخت ...
#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻
28/7/1392
t.me/inssoa1
instagram.com/inssoa
ما همان پیشینیان آنها هستیم
که باید این بلوغ را در زنجیره تکامل انسان ایجاد کنیم.
بلوغی که به ما میگوید ، هر رویدادی ، جدای از نگاه مشاهده گر ، یک استقلال ذاتی برای خود دارد. و این ما هستیم که میتوانیم با آگاهی از این اصل ، خود را بگونه ای تربیت کنیم که هر رویدادی ، پیامدی خوب و گوارا برایمان داشته باشد.
بعدها بیشتر خواهیم پرداخت ...
#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻
28/7/1392
t.me/inssoa1
instagram.com/inssoa
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 بدترین نوع برخورد با رنج های زندگی ، عادت به رنج ها، تحقیرها ، ناملایمات و تکرار قدم زدن در تاریکی های زندگیست.بی آنکه تلاش کنی تا خودت را بشناسی و راهی برای خروج پیدا کنی.
t.me/inssoa1
t.me/inssoa1
🏛سروش اَمُرداد#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻🏛
🎥 بدترین نوع برخورد با رنج های زندگی ، عادت به رنج ها، تحقیرها ، ناملایمات و تکرار قدم زدن در تاریکی های زندگیست.بی آنکه تلاش کنی تا خودت را بشناسی و راهی برای خروج پیدا کنی. t.me/inssoa1
🔴 کاراکتر آقای #همساده نمونه ای از عادت به بدبختی هاست.جوری که اگر خوشبختی جلوه کند،خودش را لایق نمیداند و کاری می کند ، همه چیز از هم
بپاشد.
خطاهای تکراری ، تعصب به بدبختی ها و ترس از تغییر و عدم تلاش برای شناخت خویشتن ، باتلاقی میسازد که زندگی فرد را در آن دفن میکند.
وقتی تردیدها او را از راهی که باید در آن قدم بگذارد ، باز میدارد ، رخوت و سستی و توقف شکل میگیرد و زمان بدون توقف از
او عبور میکند.
سرگردانی میان پذیرش مهر دیگران و انتخاب افسردگی ، فرد را درون برزخی میبرد که وقتی به او محبت میشود ، تمام تلاشش را میکند تا محبت را به تباهی بکشاند.
زیرا احساس شایستگی در او رشد نیافته است.
از دیگر سو به دلیل قدرناشناسی ، دایره محبت افراد به او از هم گسسته میشود ، روابطش را پایمال میکند و در نهایت افسردگی را انتخاب میکند.
#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻
@inssoa1 Ⓜ️
بپاشد.
خطاهای تکراری ، تعصب به بدبختی ها و ترس از تغییر و عدم تلاش برای شناخت خویشتن ، باتلاقی میسازد که زندگی فرد را در آن دفن میکند.
وقتی تردیدها او را از راهی که باید در آن قدم بگذارد ، باز میدارد ، رخوت و سستی و توقف شکل میگیرد و زمان بدون توقف از
او عبور میکند.
سرگردانی میان پذیرش مهر دیگران و انتخاب افسردگی ، فرد را درون برزخی میبرد که وقتی به او محبت میشود ، تمام تلاشش را میکند تا محبت را به تباهی بکشاند.
زیرا احساس شایستگی در او رشد نیافته است.
از دیگر سو به دلیل قدرناشناسی ، دایره محبت افراد به او از هم گسسته میشود ، روابطش را پایمال میکند و در نهایت افسردگی را انتخاب میکند.
#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻
@inssoa1 Ⓜ️
🎥 فیلم اتچ شده را ببینید :
🔴بی جهت نیست هرکسی دانشگاه میرود لزوما پرفسور سمیعی بیرون نمیاد.وقتی به هدف گرفتن یک تکه کاغذ بعنوان هویت به دانشگاه میری، عشقی هم درونش نیست و دوران تحصیل و پس از اون تبدیل به دلقک بازی میشه.
شخص در این دوران هر کاری انجام میده جز تحصیل
و چه سرمایه هایی که هر سال برای این بیهودگی ها از بین نمیره!
انسانی که هدفمند ، پا به راهی میگذارد ، تمام وجودش را صرف رسیدن به هدف میکند و هیچ چیز نمیتواند او را از مسیرش منحرف کند.
فرهنگ خانواده ها و نظام آموزشی ما بیمار است . حتی خانواده ها درک درستی از تحصیلات ندارند و نمیدانند چه چیزی میخواهند.
اگر به فرزندانمان هدف گذاری و عشق به هدف ، کار و زندگی و خدمت به دنیا را بیاموزیم ، آنگاه در هر جایگاهی حضور پیدا کنند ، تاثیرگذار خواهد بود.
ولی چه فایده ! وقتی چیزی درون مان نیست ، نمیتوانیم به بچه هایمان منتقل کنیم. بنابراین فشار را برای گرفتن یک برگه هویت ( مدرک ) روی آنها زیاد میکنیم و خوشبینانه آخرش میشود چیزی که در ویدئو میبینید.
#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻
t.me/inssoa1
t.me/inssoa2
instagram.com/inssoa
#سروش_امرداد
🔻🔻🔻🔻
🔴بی جهت نیست هرکسی دانشگاه میرود لزوما پرفسور سمیعی بیرون نمیاد.وقتی به هدف گرفتن یک تکه کاغذ بعنوان هویت به دانشگاه میری، عشقی هم درونش نیست و دوران تحصیل و پس از اون تبدیل به دلقک بازی میشه.
شخص در این دوران هر کاری انجام میده جز تحصیل
و چه سرمایه هایی که هر سال برای این بیهودگی ها از بین نمیره!
انسانی که هدفمند ، پا به راهی میگذارد ، تمام وجودش را صرف رسیدن به هدف میکند و هیچ چیز نمیتواند او را از مسیرش منحرف کند.
فرهنگ خانواده ها و نظام آموزشی ما بیمار است . حتی خانواده ها درک درستی از تحصیلات ندارند و نمیدانند چه چیزی میخواهند.
اگر به فرزندانمان هدف گذاری و عشق به هدف ، کار و زندگی و خدمت به دنیا را بیاموزیم ، آنگاه در هر جایگاهی حضور پیدا کنند ، تاثیرگذار خواهد بود.
ولی چه فایده ! وقتی چیزی درون مان نیست ، نمیتوانیم به بچه هایمان منتقل کنیم. بنابراین فشار را برای گرفتن یک برگه هویت ( مدرک ) روی آنها زیاد میکنیم و خوشبینانه آخرش میشود چیزی که در ویدئو میبینید.
#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻
t.me/inssoa1
t.me/inssoa2
instagram.com/inssoa
#سروش_امرداد
🔻🔻🔻🔻
Telegram
attach 📎
⛑ بسیاری از مردان در طول رابطه جنسی دچار حمله قلبی می شوند.
به گزارش اسپوتنیک به نقل از ایندپندنت، دانشمندان بیمارستان جرج پمپیدو در اروپا، علت اصلی مرگ مردان در زمان سکس را کشف نموده اند.
مردان گاهی در طول رابطه جنسی دچار حمله قلبی می شوند، از آنجا که شریک جنسی آنها در زمان رابطه جنسی از تماس با اورژانس خجالت می کشد، به همین علت عامل اصلی مرگ در زمان سکس همان "حمله قلبی" است.
محققان بر روی 3028 بیمار که دچار قلب قلبی بودند، تحقیق کردند. در این میان حدود 246 نفر در زمان فعالیت فیزیکی دچار حمله قلبی شده بودند که 17 نفر به هنگام سکس دچار این حادثه شدند.
در واقع به عقیده دانشمندان، علت مرگ و میر در زمان حمله قلبی در زمان رابطه جنسی به خاطر شوک وارده به شرکای جنسی آنها است. زیرا آنها نمی دانند چه واکنشی از خود نشان بدهند و چگونه بلافاصله به آمبولانس تماس بگیرند.
در واقع در چنین شرایط حیاتی و در زمان حمله قلبی هر ثانیه از اهیمت ویژه ای برخوردار است، زیرا با گذشت هر ثانیه، شانس زنده ماندن بیمار تا 10 درصد کاهش می دهد.
اگر حمله قلبی در طول رابطه جنسی اتفاق افتاد، احیاي قلب و عروق بیمار دو برابر بیشتر طول می کشد
#تابو
#ترس
#حمله_قلبی
#رابطه_جنسی
@inssoa1 Ⓜ️
به گزارش اسپوتنیک به نقل از ایندپندنت، دانشمندان بیمارستان جرج پمپیدو در اروپا، علت اصلی مرگ مردان در زمان سکس را کشف نموده اند.
مردان گاهی در طول رابطه جنسی دچار حمله قلبی می شوند، از آنجا که شریک جنسی آنها در زمان رابطه جنسی از تماس با اورژانس خجالت می کشد، به همین علت عامل اصلی مرگ در زمان سکس همان "حمله قلبی" است.
محققان بر روی 3028 بیمار که دچار قلب قلبی بودند، تحقیق کردند. در این میان حدود 246 نفر در زمان فعالیت فیزیکی دچار حمله قلبی شده بودند که 17 نفر به هنگام سکس دچار این حادثه شدند.
در واقع به عقیده دانشمندان، علت مرگ و میر در زمان حمله قلبی در زمان رابطه جنسی به خاطر شوک وارده به شرکای جنسی آنها است. زیرا آنها نمی دانند چه واکنشی از خود نشان بدهند و چگونه بلافاصله به آمبولانس تماس بگیرند.
در واقع در چنین شرایط حیاتی و در زمان حمله قلبی هر ثانیه از اهیمت ویژه ای برخوردار است، زیرا با گذشت هر ثانیه، شانس زنده ماندن بیمار تا 10 درصد کاهش می دهد.
اگر حمله قلبی در طول رابطه جنسی اتفاق افتاد، احیاي قلب و عروق بیمار دو برابر بیشتر طول می کشد
#تابو
#ترس
#حمله_قلبی
#رابطه_جنسی
@inssoa1 Ⓜ️