کتابستان کودک و نوجوان ایران
676 subscribers
39 photos
11 videos
5 files
225 links
تحلیل فلسفی و تربیتی کتابهای کودک و نوجوان
Www.iranb4c.com
Download Telegram
#هدیه_ی_تولدی_که_داستان_شد!

نوشته: کندیس فلمینگ
تصویر: جی برایان کاراس
ترجمه: مینو همدانی زاده
نشر: پرنده آبی « انتشارات علمی و فرهنگی»
گروه سنی: +4
امتیاز کتابستان: چهار از پنج ستاره

⭐️⭐️⭐️⭐️



همه چیز از یک دعوت‌نامه شروع شد. آن هم زیر در کلبه‌ی جک و مادرش.
دعوت‌نامه از طرف پادشاه بود و فردا بعدازظهر تولد ده سالگی شاهزاده خانم در قصرشان.
همه‌ی بچه های سرزمین جک دعوت بودند، حتا خودش که پسرک فقیری بود و دلش می‌خواست حتما به این جشن تولد برود اما جک و مادرش نه هدیه‌ای داشتند، نه پولی برای خرید کادو.


جک ناامید نشد. وقتی نمی‌شود چیزی بخریم می‌توانیم آن را بسازیم. می توانیم با چیزهای دیگر عوض کنیم. می توانیم امانت بگیریم. می‌توانیم قرض کنیم. راه های زیادی برای حل این مشکل وجود دارد فقط کمی اعتماد به نفس می خواهد و خلاقیت که جک هر دو را داراست.


جک دست به کار می‌شود، برای آماده کردن کادوی تولد شاهزاده خانم که یک کیک تولد دو طبقه‌ی طلایی و خوشمزه است، همان شب کیک را با ده تا شمع، درشت‌ترین توت‌فرنگی آن سرزمین و گردو تزئین می‌کند.
فردا صبح زود لباس‌های تمیزش را می پوشد و با کیکی که پخته به سمت قصر راه می‌افتد اما در راه اتفاقات عجیب و غریبی منتظر جک و هدیه ی تولد او هستند...


#مفاهیم_اصلی

پذیرش
راه حل
انعطاف
ساختن
کنترل
افسانه/ خیال/ واقعیت


#تکنیکهای_کاربردی

مساله یابی
مسیر سازی
برون رفت
ریسک پذیری
خیال پردازی فعال
خلق و افرینش


خردسالان عموما شیفته «افسانه‌ها» هستند. قدمت این روایتها که با جادو ، خرق عادت ، غول و هیولا همراه شده و در اکثر مواقع عاقبت شیرینی دارند تمرین بسیار خوبی است برای ارائه موقعیت‌هایی به کودکان که بتوانند مسیرها را در دو ساحت «خیال و واقعیت» ارزیابی کنند و حین رسیدن به تنگناها و بن بستها راه‌حلهای ابداعی را پیشنهاد دهند. به همین دلیل ادبیات برای خردسالان و کودکان غنای خوبی دارد تا محرک این مهارت ورزی فکری -زیستی باشد.


کندیس فلمینگ افسانه‌ای کهن را به بهترین شکل بازنویسی کرده است و چقدر این بازنویسی‌ها و بازآفرینی ها برای کودکان امروز جهان ضروری است. از آنها بخواهیم افسانه‌های قومیتی خود را با کمک پدربزرگها و مادربزرگها جمع آوری کنند و با نگاهی انتقادی باز‌آفرینی کنند.

وقتی خردسالان با جک همذات‌پنداری می‌کنند و بابت اتفاقات تلخی که سر راهش قرار می‌گیرند پذیرش و انعطاف جک در تمام مسیر را می بینند جک یک الگوی تمام عیار «امیدواری خلاقانه» است نه امید کاذب و عبث.
جامعه امروز ایران به کودکانی نیاز دارد که مفهوم امید را به خلق و ساختن توامان پیوند بدهند و این کتاب یکی از بهترین ابزارها برای این منظور است.


امتیاز من به ایده و پرداخت بسیار خوب نویسنده و تصویرگری جذاب و پر از جزییات، کیفیت خوب کاغذ و رنگ و نشر و همچنین ترجمه اثر چهار ستاره از پنج است.
سحر سلطانی

http://iranb4c.com/?p=1476
#ساختن_فوق_العاده_است

نوشته و تصویر: اشلی اسپایرز
ترجمه: شبنم حیدری پور
نشر: پرتقال
گروه سنی: +3
امتیاز کتابستان: 4 ستاره از 5

⭐️⭐️⭐️⭐️


دختر کوچولو با دوست و همراه همیشگی اش گربه در حال بازی و شادی بودند که یکباره فکر بکری در کله‌ی دخترک جرقه می‌زند و او تصمیم می‌گیرد فوق‌العاده ترین چیزی که می‌تواند را بسازد.

فکر بکرش آنقدر توی سرش واضح و روشن است که هم خوب می‌داند چه شکلی هست و هم اینکه چطور باید بسازدش مثل آب خوردن است.

حالا شروع می‌کند به کشیدن نقشه‌اش و بعد هم جمع کردن مواد و ابزار مورد نیاز. ساختن را شروع می‌کند یکی، دو، ده تا دستگاه می‌سازد اما هیچ‌کدام شبیه فکر بکر تو کله‌اش نمی‌شوند تا اینکه ...

#مفاهیم_اصلی

خلق/ ابداع
کشف
آفرینش
ایده بکر
مراقبت
همراهی
ناتوانی
استیصال
شکست

#تکنیکهای_کاربردی

نوآوری
فاصله گیری موثر
بازآفرینی
خودمراقبتی/ دگرمراقبتی
تاب آوری
انعطاف/ سرسختی
پشتکار/ انسجام
آزمون و خطا
تجربه اندوزی
کمال گرایی منفی/ وسواس فکری


آیا این تجربه را داشته‌اید فکر بکری به سرتان بزند که به روشنی آفتاب باشد و بدانید چطور باید آن را پیاده کنید اما وقتی پیاده شد هیچ شباهتی با ایده درون سرتان نداشته باشد؟
کودکان بارها و بارها چنین تجربه‌ای را از سر می‌گذرانند و بسیار عصبانی، ناامید، مستاصل شده و حس سرخوردگی و ناتوانی را تجربه می‌کنند.
احساس قدرتمندی به نام «شکست».

در کتاب «ساختن فوق العاده است» دقیقا چنین موقعیتی ترسیم می‌شود و اینکه چطور دخترک این معضل را با کمک گربه حل کرده و دست از «کمال گرایی» بر می‌دارد و بین تصویر ذهنی با خلق عینی تعادل برقرار می کند، به بیانی ساده هم از فرآیند ابداع و هم از نتیجه لذت می‌برد.

پذیرش تفاوت بین ایده و عمل یک مهارت چند وجهی بسیار مهم است که از محدوده چهار سالگی باید با کودکان تمرین شود تا خطر تقویت کمال گرایی منفی یا رقابت گریزی در آنها به حداقل برسد.

وقتی این کتاب را برای خردسالان می‌خواندم همه بدون استثنا موقعیت های مشابه را حین لگو سازی یا کاردستی و نقاشی تجربه کرده بودند و خیلی خوب حال دخترک درون قصه را می‌شناختند. صحبت کردن برای برون‌رفت از احساس شکست فقط با تمرین مهارتهای کنترل خشم ممکن نیست بلکه بچه ها باید تاب آوری تا یافتن راه حل را تمرین کنند و همیشه از بقیه انتظار نداشته باشند با چیزی شبیه معجزه و به شکل سوپرمنی مسایل را برایشان حل کنند. به بیانی روشن‌تر آزمون و خطا مهمترین راه تقویت تاب‌آوری است هرچقدر خردسالان در این مسیر رنج می‌بینند آجرهای تحمل و صبرشان تقویت می شود و تاب شکست داشتن یگانه راه فرآیند باوری و لذت از نتایج است.

مهمترین ایراد این کتاب بی‌نام بودن دخترک و گربه‌اش بود در این گروه سنی وقتی شخصیت اصلی نامی ندارد هویت سازی‌اش برای خردسالان به تعلیق و تعویق می‌افتد و متاسفانه در روندی معکوس برخی نویسنده‌های خارجی و ایرانی گمان می‌کنند وقتی نامی روی شخصیت اصلی نگذارند کودک خودش را بهتر جای او قرار می‌دهد که این اشتباهی تکنیکال است ما برای پرورش مهارتهای بنیادین به حفظ فاصله با شخصیت درون کتاب نیاز داریم و داشتن نام و هویت مستقل این امر را ممکن می‌کند مساله بعدی ترجمه کتاب بود زبان ترجمه می توانست بسیار روان‌تر و نرم‌تر و حتا طنازانه‌تر باشد که نبود.

امتیاز من به ایده و پرداخت بسیار خوب، تصویرگری واقع گرایانه، کیفیت خوب کاغذ، رنگ، صحافی و ترجمه اثر چهار از پنج ستاره است.
سحرسلطانی
http://iranb4c.com/?p=1483
#بیش_از_اینها_باید_باشد!

نوشته و تصویر: #شینسوکه_یوشی_تکه

ترجمه: #رضی_هیرمندی

نشر: افق (کتابهای فندق)

گروه سنی: +۶

امتیاز کتابستان: پنج از پنج ستاره
⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️


دخترک پشت پنجره به تماشای باران ایستاده و در حالی که متعجب است پیش‌بینی پدر از هوای آفتابی برای امروز غلط در آمده برادر از راه می‌رسد.
جناب داداش با خبری بزرگ آمده: «آینده‌ی ما تاریک است!»

دخترک که نمی‌داند اصلا «آینده» یعنی چه، امروز توسط داداشش که از دوستش و دوستش هم از یک «آدم بزرگ» شنیده می‌فهمد قرار است به خاطر زیاد شدن آدمها قحطی بیاید بعد هم جنگ و بیماری های همه‌گیر (مثل همین کرونا) و شاید حمله موجودات فضایی نیست و نابود شویم.

دخترک که حسابی ترسیده می‌رود سراغ مادربزرگ که در بستر بیماری است و این خبر را تکرار می‌کند اما مادربزرگها برای این هستند که درهای تازه بگشایند و …

#مفاهیم_اصلی

زمان/ آینده/ دور
پیش بینی / فرضیه/ نظریه
احتمال / ریسک / شانس
خبر/ فاجعه/ بحران
انتظار/ تحمل
کشف/ لذت
جبر/اختیار

#تکنیکهای_کاربردی

آینده‌نگری / آینده‌پژوهی / آینده‌سازی
بحران‌سازی/ فاجعه‌پردازی
مساله‌یابی/ آلترناتیو‌یابی
لذت‌سازی/ مشارکت‌جویی
بدبینی/ واقع‌گرایی/ خوش‌بینی
ارزش‌مداری



صفحه ۲۲ و ۲۳ کتاب «بیش از اینها باید باشد!» صفحات محبوب من هستند. زیرا در چهار خط اصول بنیادی #تفکرسیستمی برای کودکان عرضه می‌شود.

برای ما که در خاورمیانه‌ی بلاخیز به دنیا آمده‌ایم و خودمان و دنیای پیرامون را شناخته‌ایم نگاه #ارزشمدار_ دووجهی بسیار آشناست.
یعنی هر چیزی در جهان یا خوب است یا بد. یا زشت یا زیبا. یا خیر یا شر یا خدایی یا شیطانی، یا بهشتی یا جهنمی…

به سختی می‌توانیم مفاهیم را فارغ از ارزشهای مثبت و منفی ادراک کنیم. اما شینسوکه یوشی تکه باز هم گل کاشته و سراغ بینش «کل نگر و نگاه سیستمی» رفته است.

از زبان مادربزرگ به دخترک می‌گوید همواره «انتخاب ها، گزینه ها و احتمالاتی» هست که ما از آن بی‌خبریم پس امکان پیش‌بینی کامل آینده محال است.
ما در اکنون زندگی می‌کنیم و باید واقع‌بینی را با اندکی خوش‌بینی بیامیزم تا مسیرسازی کنیم.

تخم‌مرغی که در صفحات اول و آخر در دست دخترک است در فرهنگ ما شبیه «هندوانه در بسته» است که از درون و برون آن خبر نداریم و این تخم‌مرغ می تواند بچرخد و به اشکال مختلف عرضه شود: نیمرو، آب پز و املت و خاگینه و … «حق انتخاب» و «اراده تصمیم سازی» ما در آنچه برای تخم مرغ رخ می‌دهد دخیل است.
هرچقدر بیشتر دنیا را کشف کنیم و بشناسیم انتخاب‌های بیشتری خواهیم داشت و از رنج و جبر دنیا خواهیم کاست.

این کتاب جلد چهارم از مجموعه «فیلسوف کوچک» کتابهای فندق نشر افق است، کتابی کاربردی برای تسهیلگران فلسفه برای کودکان تا نگاه جزء به کل و برعکس را تمرین و فارغ از ارزش‌گذاری بتوانند جهان را با تمام رویدادهایش تحلیل کنند.
نقش خود در «درک جهان» را ارزیابی و به آینده و کارهایی که می‌خواهند انجام دهند بیندیشند.
اشکال اساسی که در این مجموعه یافتم بی‌نام بودن شخصیت‌ها است که احتمالا یوشی‌تکه با هدف جای‌گیری خواننده در دل این شخصیت‌ها چنین کرده و اتفاقا برای خردسالان و کودکان نقش عکس دارد. من دخترک را «کایا» و برادرش را «کوین» نامیدم تا بارها با بچه‌ها درباره این مجموعه و این دو شخصیت و سوالاتشان حرف بزنیم.

باز هم از رضی خان هیرمندی مترجم توانمند مجموعه سپاسگزارم که شینسوکه یوشی‌تکه را به فارسی زبانان معرفی و با زبان طنازانه خود رفیق نمودند، باشد که این مجموعه را به عنوان کتب کمک درسی دوره دبستان در ایران ببینیم.

امتیاز من به ایده و پرداخت، ترجمه و تصویر و کیفیت فنی نشر پنج ستاره درخشان است.
http://iranb4c.com/?p=1491
سحر سلطانی
👍2
#وسلی_آباد
نوشته: پل فلیش من
تصویر: کوین هاوکس
ترجمه: نسرین وکیلی . پارسا مهین پور
نشر: مبتکران کتاب میچکا
گروه سنی: +۶
امتیاز کتابستان: پنج از پنج ستاره
⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️


مادر وسلی با ناراحتی گفت: «او چرا اینقدر وامانده است؟»

و پدرش با خشم ادامه داد:« اصلا یک وصله ناجور است!»

وسلی همه‌ی این حرفها را از کانال کولر شنید و می‌دانست شبیه بقیه بچه‌های همسن و سالش در شهر و مدرسه شان نیست.
نه پیتزا و وفوتبال دوست داشت نه موهایش را مد روز اصلاح می‌کرد و احتمالا اگر ازش می‌پرسیدید «از این هنرپیشه ها و خواننده‌های کره جنوبی خوشش می‌آید یا نه؟» با تعجب نگاهتان می‌کرد.
پدر و مادر وسلی هر کاری کردند تا او هم مثل بقیه نوجوانها «عادی» باشد اما نشد که نشد.
تا اینکه در ابتدای تعطیلات تابستان وسلی تصمیم گرفت با دانشی که از درس تاریخ به دست آورده «تمدن» خودش را بسازد به تنهایی و با قدرت فکرش …

#مفاهیم_اصلی

کلیشه /قالب/ تکرار
تمدن
اختراع/ ابداع
کشف/ نوآوری
مسیر/ نتیجه
ریسک/ شانس


#تکنیکهای_کاربردی

فرایندسازی/ نتیجه گرایی
کلیشه زدایی
ساختارشکنی
پذیرش تفاوت
تاب آوری

وسلی نوجوانی است که نه برای هم کلاسی‌ها جذابیتی دارد نه حتا پدر و مادر و معلمش. آخر او شبیه هیچکسی نیست و انگار در زمین و زمانه خودش وصله‌ی ناجور است. حالا او می‌داند اولین تمدنهای بشری با کشت محصولات کشاورزی کنار رودخانه ها آغاز شدند و بشر برای خود تنوع خوراک و پوشاک، مسکن، اسباب بازی و ابزارهای شکار ایجاد نمود. چرا وسلی نتواند؟

مفهوم «تمدن» یک مفهوم بنیادی برای ادراک زمان و اقلیم است. «تاریخ و جغرافیا.»

در کتاب «وسلی آباد» پسرکی پرتلاش، آبادی شخصی خود را می‌سازد و روایت می‌کند ما یک مواجهه هیجان انگیز با کل تاریخ تمدن بشری داریم و دلمان می خواهد این مسیر را آزموده و جایگاه خود را در دل این تمدن بیابیم.

فارغ از ارزش گذاری‌های رایج هر دوره‌ی زمانی باید بدانیم بشر از چه نقاط آغازینی شروع کرده و چه مشکلاتی داشته، چه سوالاتی پرسیده و چطور دنبال راه‌حل‌ها رفته، به بیانی بشر امروز روی زمین، چطور خود را ساخته و تکامل یافته است؟

امسال برای پروژه تابستانی با بچه‌های بالای هفت سال کتاب وسلی آباد را خوانده و تمدن سازی داشتیم.
سهل و ممتنع بود.
شکستهای بچه ها در پروژه‌های کشاوری، داد و ستدها درس خوبی برایشان داشت تا قدر تمدن امروز را بیشتر بشناسند و به قدر وسع برای پویایی و حرکت آن بجنگند و بسازند.

امتیاز من به ایده و پرداخت، ترجمه و کیفیت فنی اثر پنج از پنج ستاره است.

http://iranb4c.com/?p=1488
سحر سلطانی
❤1
#آنجا_که_شادی_آغاز_میشود
ایوا ایلند
ترجمه: زهره قایینی
گروه سنی: +۳
نشر: موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودک و نوجوان / کتاب تاک
امتیاز کتابستان: چهار از پنج ستاره

⭐️⭐️⭐️⭐️

«بچه» دنبال شادی می‌گردد. در قفسه میان «عشق» و «شکلات» و چیزهای دوست داشتنی دیگر… اما خیلی زود می فهمد «شادی» همیشه یک جور نیست و یک اسم ندارد، شادیِ داشتن حیوان خانگی و بازی با او با شادیِ خوردن بستنی و ساختن خانه درختی و هدیه گرفتن فرق دارد.

«بچه» از اینکه برخی روزها شادی را نمی‌بیند و اما بعضی روزها مدام شادی در راه است تعجب کرده و آنقدر بزرگ شده تا درباره این احساس بپرسد و بیشتر بشناسدش پس به سراغ کتابها و سوالها می‌رود…

#مفاهیم_اصلی
احساس
شادی
بود/ نبود
تغییر
جستجو/ کشف/ ساختن
رنگ
تازه / کهنه

#تکنیکهای_کاربردی
خودیابی
خودارزیابی
خودآرامی
ترویج هیجان
مدیریت احساس



در هر دو کتاب ایوا ایلند درباره‌ی احساسات -پیرامون شادی و غم- شخصیت اصلی نامی ندارد، به همین دلیل من او را «بچه» نامیده‌ام. رنگها و تصاویر بسیار پویا و گویا بار اصلی انتقال مفاهیم برای گروه سنی الف و ب را بر دوش دارند و به خوبی از عهده این مهم بر آمده‌اند.

این سبک کتابها در شناخت احساسات پایه نقش مهمی دارند مخصوصا تاکید نویسنده در این کتاب بر این نکته‌ی مهم: شادی از درون خودمان شروع می‌شود و در نام کتاب هم سرآغازها را با فهم خودمان از شادی گره زده است.

«احساسات پایه» که از بدو تولد مثل یک میزبان درون ذهن ما هستند و به احساسات سطح یک تعبیر می‌شوند: شادی، غم، ترس، تعجب و خشم، درد و لذت و…
«احساسات سطح دو» که از تلفیق احساسات پایه ایجاد شده و مثل میهمان در رفت و آمدند مثل شور، غصه، نگرانی، حسادت، بی‌حوصلگی و …

به عنوان والد یا تسهیلگر با فضاسازی عینی و استفاده از قصه هایی با پایان باز و نمایش خلاق درک این احساسات را ایجاد و درونی کنیم.

امتیاز من به ایده، پرداخت، تصویر و ترجمه چهار از پنج ستاره است. مترجم تلاش کرده زبانی فاخر داشته باشد اما بسیار نرم‌تر و راحت‌تر می‌شد ترجمه کرد. مثلا برای گروه سنی الف عموما از «اسم» استفاده می‌کنیم نه « نام».
و سبک خاص نوشتاری کتابهای تاک از منظر نگارشی که غلط نیست اما هنوز برای من عجیب است. مثلا «هرچه می گردی پیدای‌اش نمی‌کنی» یا «دنبال‌اش» ویا «دوستان‌ات» برای بچه های نوسواد این سبک نوشتن چه کارکردی دارد باید اهل فن توضیح دهند.
به نظر من که سخت نویسی‌ای کاملا بی‌دلیل است.

http://iranb4c.com/?p=1502
سحر سلطانی
#مومو
نوشته: #میشائیل_انده
ترجمه: #کتایون_سلطانی
نشر: افق
گروه سنی: +۱۲
عنوان لاتین: Momo/ Michael Ende
امتیاز کتابستان: پنج از پنج ستاره
⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️

مومو یک دختربچه است، بی‌کس و فقیر. شاید هشت ساله باشد شاید هم دوازده ساله. در آمفی‌تئاتر قدیمی شهر بزرگ در انباری غارگونه تنها زندگی می‌کند.
هیچ کس نمی‌داند از کجا آمده؟ خانواده‌ای دارد یا نه؟
اما همه او را دوست دارند و برایش خوراکی و اسباب زندگی مهیا می‌کنند چون مومو یک قدرت شگفت انگیز دارد: زمان کافی برای گوش سپردن به مردم.

هر کسی درددلی دارد، افسرده و غمگین است یا حتا با همسایه‌اش دعوا دارد پیش مومو می‌آید و همه چیز را تعریف می‌کند به محض تمام شدن حرفش انگار پنجره‌هایی در مغزش باز می‌شوند و راه حل‌ها را کشف می‌کند.
مومو همیشه در سکوت گوش می‌دهد و جز چند کلمه که نشان از شنوندگی بی نظیرش است چیزی بر دهان نمی‌آورد. کودکان شهر به آمفی تئاتر می‌آیند تا در حضور مومو بازی کنند و هر روز یک بازی جدید ابداع می‌کنند.
جیجی و بپو دو رفیق آس و پاس اما وفادار مومو هستند یکی به عنوان راهنمای گردشگران داستانهای خیالی از تاریخ آمفی تئاتر می‌سازد و دیگری پیرمرد قوزی جاروکشی است.

همه چیز به خوبی پیش می‌رود تا اینکه عالیجنابان خاکستری با کیف و سیگار برگ از راه می‌رسند که دست به سرقتی بزرگ بزنند: زمان.

آنها به بهانه پس‌انداز در بانک ذخیره زمان به سراغ مردم رفته و عمر آنها را می دزدند. چطور؟ خیلی ساده. مردم هر کاری را سریع و به قصد فقط انجام دادن و تمام شدن انجام می‌دهند. مکث نمی کنند برای هم و‌حتا فرزندانشان وقت نمی گذارند همه عجله دارند و فرصت توجه به یکدیگر را ندارند.

#مفاهیم_اصلی
زمان/ عمر/ سرمایه
مدرن
سرعت
کمیت/ کیفیت
اصالت
تنهایی
مالکیت/ سرقت

#تکنیکهای_کاربردی
درک زیسته زمانی
در جهان بودگی
گوش دادن فعال
نظام نوین
هستی مندی زمانی -مکانی


میشاییل انده نویسنده قهار کودک و نوجوان تحت تاثیر فلسفه‌ی آلمانی از کانت تا هایدگر اصیل‌ترین دارایی وجودی بشر را در رمان مومو طرح می کند : مفهوم زمان

کانت معتقد بود برای فهم خود در این جهان باید سه رکن را هماهنگ با هم تربیت کنیم: حس (حواس پنجگانه)، تحلیل استعلایی که همان فاهمه است و دیالکتیک استعلایی که توان فلسفیدن و شناخت متعالی وجود بشری است.
برای رکن اول دو عنصر از بدو تولد تا مرگ به سان عینکی بر چشم ادراک، ما را همراهی می‌کنند: زمان و مکان.
که هر آنچه در قاب این عینک قرار گیرد برای ما قابل حس، فهم و دیالکتیک استعلایی می‌شود.

هایدگر اما معتقد بود فلاسفه از افلاطون تا امروز در ارائه مفهوم «وجود» موجودات به خطا رفته اند.
زیرا هستی و زمان در دازاین «در جهان بودن» اصالت می‌یابد و مابقی حواشی بر اصل هستی‌اند.

تعبیر پیچیده اما شگفت‌انگیز هایدگر از زمان در بینش میشاییل انده توسط شخصیت «استاد هورا» که تعین بخش زمان در زندگی انسانها و موجودات کره زمین است ولاک‌پشتش تبلور یافته و حضور و عملکرد عالیجنابان خاکستری هم تعابیر مکتب مدرنیسم است که سرعت، تولید، خدمات، کالای فست فودی و همانند سازی فردگرایانه و منفعت محور را برای انسانها تجویز نموده و از زیست آنها معنازدایی کرده است.

در رمان نوجوانان مومو با یک«هیاهو برای هیچ» در جهان امروز مواجه هستیم و تلاش برای نجات خود!
با اینکه مومو دختر کوچک در نقش ابرمرد نیچه ظاهر شده و جهان را نجات می‌دهد اما فرایند درک زمان، نسبیت و هم بودگی مشفقانه به سیستماتیک‌ترین شکل ممکن ترسیم می‌شود، فارغ از هر نوع ارزش‌گذاری اولویت‌بندی وجودی در این رمان طرح می‌شود: منِ امروز/ منِ فردا – مای امروز / مای فردا.

امتیاز من به ایده و پرداخت بسیار ظریف ادبی و فلسفی، ترجمه عالی خانم کتایون سلطانی و کیفیت فنی کتاب پنج ستاره درخشان است.

سحر سلطانی

http://iranb4c.com/?p=1509
سنگی نشسته بود ساکت و آرام
نوشته و تصویر: برندن ونتسل
ترجمه: رضی هیرمندی
نشر: پرتقال
گروه سنی : +۴
عنوان اصلی: Brenden Wenzel / A Stone Sat Still
امتیاز کتابستان: پنج از پنج ستاره
⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️

سنگی نشسته بود ساکت و آرام همراه گل و لای و آب و علف.
تاریکی و روشنی ، صدا و سکوت، رنگ و حرکت، کوچکی و بزرگی، تنهایی و دوستی و هر چه بخواهید به عمر خود دیده. گاهی گرم و گاهی سرد، گاهی نرم و وقتی هم زبر… کسی چه می داند سنگ خاطره است یا همیشه بوده؟

#مفاهیم_اصلی
سکون/ حرکت
نسبیت
وجود
تغییر
ادراک

#تکنیکهای_کاربردی
نسبیت یابی / مطلق زدایی
کثرت گرایی و وحدت نظر
شناخت تکاملی
هستی‌مندی



با برندن ونتسل در کتاب کم کلمه و خوش تصویر « همه گربه را دیدند» اشنا شدیم.
کتابی که با جملات تکراری اما تصاویر مهیج کاملا منطبق بر شبیه‌سازی مغز جانوران مختلف از فرآبند دیدن به خردسالان می‌آموخت هر چشمی به شیوه خودش به جهان می‌نگرد و هیچ تصویری «حقیقت» مطلق نیست.

حالا فراتر از حس بینایی نویسنده به سراغ «قوای شناختی و ادراک بشر» از یک سوژه ساده و ساکن می‌رود.‌ یک تکه سنگ که ساکت و آرام نشسته است.

دونالد کمبل در نظریه تکامل شناختی Evolutionary Epistemology معتقد بود: تکامل زیستی خودش یک فرآیند شناختی است.
یعنی آنچه داروین و بسیاری از نظریه پردازان بعد از او تحت عنوان تکامل طرح می‌کنند مبتنی بر درک بشر و جاندران و اهرم های اصلی شناختشان از هر سوژه‌ای تغییر نموده و توسعه می‌یابد اینکه من سنگ را جسمی راکد و سخت اما شما یک جسم بزرگ و روشن؛ دوست سوم یک اقامتگاه دائمی برای حشرات می‌بیند به همه‌ی ما کمک می‌کند فرایند شناخت را تکامل ببخشیم، نسبت ها و قواعد بین اجزای جهان را کشف کنیم و نگاهی سیستماتیک و نسبیت باور داشته باشیم. هرچه درک می‌کنیم به چشمان ما و تجارب و پیشنه ما مرتبط است و فقط یک تکه از پازل بزرگ تکامل بشری است.

در کتاب «سنگی نشسته بود آرام و ساکت» بار دیگر برندن ونتسل دست ما را می‌گیرد و با نقاشی‌های شگفت انگیز و سهل و ممتنعش به دل چگونگی شناخت جهان می‌برد. نگاه «پازلی و تکاملی» که ونتسل به خوبی در دل این کتاب جا داده یک گفتمان مهم شناختی در فلسفه، روان شناسی و جامعه شناسی است. اینکه هستی‌مندی هر موجودی هم‌جهت با ادراک سایر اندیشنده‌ها معنا و توسعه می‌یابد و هیچ قومی نمی‌تواند مدعی شود تنها نگاه حقیقت‌بین و کامل‌ترین درک از جهان را داراست.

امتیاز من به ایده و پرداخت، تصویر و ترجمه و کیفیت فنی پنج از پنج ستاره است اما صد حیف که قیمت هفتاد هزارتومانی کتاب در این ایام پربلای اقتصاد ایران دستان کودکان بسیاری را از چشیدن این اثر کوتاه می‌دارد و تکامل شناختی ما در ایران محدود به طبقه خاصی از دارندگان خواهد ماند.

http://iranb4c.com/?p=1515
سحرسلطانی
باور کنید من مرغ ماهی خوار نیستم!
نوشته: حسین قربانی
تصویرگر: مهناز سلیمان نژاد
نشر: فاطمی کتاب طوطی
گروه سنی: +۴
امتیاز کتابستان: سه از پنج ستاره

⭐️⭐️⭐️

«من مرغ غم‌خورکم نه ماهی‌خوار، مرغ ماهی‌خوار از اقوام دورم است. ما با هم کلی فرق داریم.»

مرغ ماهی‌خوار نشسته کنار برکه و خطاب به ماهی‌های ریز و درشت درون آب که اتفاقا حافظه درست و حسابی هم ندارند سخنرانی می‌کند.
او معتقد است همواره نگران خشک‌سالی و مرگ ماهی‌ها بوده و خرچنگ به دروغ مدعی شده او ماهی‌ها را به جای بردن به برکه پرآب پشت کوه وسط راه خورده است، زخم روی گلویش که کار خرچنگ است را نشان می‌دهد و برای اثبات حقانیت ادعایش در توطئه خرچنگ بر علیه خود اعلام می‌کند حاضر است هر روز دو سه تا ماهی را به منقار گرفته و به برکه پر آب پشت کوه ببرد…

#مفاهیم_اصلی
کلک
توطئه
خودفریبی
فراموشکاری
بخشش
پروپاگاندا
مظلوم نمایی

#تکنیکهای_کاربردی
تفکر نقاد
ارزیابی مستمر
راستی آزمایی
کنشگری فعال
خوداصلاحی
توهم توطئه

اگر با داستان‌های کلیله و دمنه آشنا باشید خیلی زود متوجه خواهید شد داستان پیش‌رو در واقع بازآفرینی خلاقانه «ماهی خوار و پنج پایک» است.
مرغ ماهی‌خواری که به بهانه خشکسالی وعده می‌دهد ماهی‌ها را هر روز به منقار گرفته به برکه دیگری حمل کند اما وسط راه می‌خورد، وقتی نوبت به خرچنگ می رسد و استخوان ماهی ها را از فراز آسمان می‌بیند گردن مرغ را در چنگال گرفته و او را بر زمین می‌کوبد. به سراغ ماهی‌های برکه قدیمی رفته و ماجرای این فریب و توطئه را می‌گوید.
حالا ادامه داستان را به قلم حسین قربانی می‌خوانیم. مرغ ماهی‌خوار بازگشته و نامش را عوض کرده. از دسیسه‌های خرچنگ در فریب ماهی‌ها می‌گوید تا خودش تنها شکارچی برکه باشد. آیا ماهی‌ها دوباره فریب می خورند یا نه؟

در این بازآفرینی خیلی دقیق به چرخه های باطل تکرار خطاها اشاره می‌شود اینکه چرا مردم زودباور و خوش باورند و گذشته را فراموش می‌کنند؟
اینکه بشر نیاز به نگاه نقاد دارد تا از این چرخه‌ها بیرون بیاید و خود را نجات دهد؛ همواره افرادی منفعت طلب هستند که در لباس خیرخواهی و کمک نهایت سواستفاده را از مردم خوش باور می کنند.

زمانی خوداصلاحی و عدم تکرار عادتهای مخرب رخ می‌دهد که هزینه اندیشه و نقد را بپذیریم و اجازه ندهیم کسی مسئولیت اندیشه را به جای ما بر عهده بگیرد.

بازآفرینی موفقی در این قصه می بینیم که متاسفانه با تصویرگری بسیار شلوغ و رنگ رنگی بازاری و قطع کوچک کتاب تلف شده است. ابعاد کوچک صفحات و جزییات پر رنگ برکه از نظر بصری دو امتیاز منفی برای اثرند.

امتیاز من به ایده خوب و پرداخت مناسب و کیفیت خوب کاغذ و دوخت کتاب سه از پنج است. همچنان قیمت ۵۰هزار تومانی برای این کتاب کوچک و چند برگی را گران دانسته و معتقدم باید امکان دسترسی به کتابهای خوب را برای همه کودکان ایران مهیا کرد و این قیمتها برای کتاب و ادبیات کودک بسیار بالا هستند.

http://iranb4c.com/?p=1520
سحر سلطانی
همه آزاد آفریده شده ایم
عنوان اصلی: We are all born free
نشر دیبایه
برنده نشان نقره‌ای لاک‌پشت پرنده
گروه سنی +۴
امتیاز کتابستان: صفر از پنج برای تحریف
0⃣


کتاب we are all born free به مناسبت شصمین سال امضای اعلامیه جهانی حقوق بشر با همکاری سی هنرمند نامدار جهان با تصویرگری «سی اصل مهم اعلامیه جهانی حقوق بشر» تالیف شده است و بدون شک یک اثر ماندگار درجه یک جهانی است که باید در خانه تک تک ما حضور داشته باشد.

اما اتفاق شگفت‌انگیزی که مترجمین گروه پژوهش بسته های آموزشی تاک در نشر #دیبایه با این اثر انجام دادند یک تحریف اسفناک و بسیار عجیب است و جالب تر اینکه داوران لاک پشت پرنده با وجود این تحریفِ باوری و عقدتی به این کتاب نشان نقره داده‌اند؟!

همان‌گونه که از عنوان انگلیسی کتاب و اصل اول اعلامیه جهانی حقوق بشر مشخص است:« همه ما آزاد متولد شده ایم» یعنی صرف نظر از اینکه ما به پارادایم «آفرینش» و خلق جهان و انسانها توسط خدای خالق باور داشته باشیم یا میلیاردها نفر به پارادایم «پیدایش» یا همان BIGBANG و فرگشت یا هر پارادایم غیر آفرینشی باور داشته باشند همه آزاد «متولد» شده‌اند، حال آنکه این اصل فقط به آفریده شدن و آفریدگان تقلیل داده شده است!

حالا به تصویر صفحه اول و اصل اول اعلامیه ترجمه دیبایه نگاهی بیندازید.
پس این تحریف عامدانه که مبتنی بر تنها پارادایم باوری نظام جمهوری اسلامی ایران است کاملا برخلاف اصل اول اعلامیه جهانی است.
حال اصل مهم بعدی را با ترجمه همین کتاب ببینید:« ما همه حق داریم هرچه را می خواهیم باور داشته باشیم،هر شیوه زندگی که دوست داریم داشته باشیم و هر زمان که خواستیم تغییر بدهیم.»
شگفتا که حتا در ترجمه اثر به همین اصل هم وفادار نبوده اند.

چاپ اول این کتاب سال ۱۳۹۰ و چاپ دوم سال ۱۳۹۸ بوده پیشنهاد می‌کنم این نسخه ترجمه شده از نشر دیبایه را خریداری نکنید اگر نسخه ای دقیق یافتید حتما برای کتابخانه خود بخرید در غیر این صورت به مسافر بسپارید نسخه انگلیسی را از خارج کشور برایتان بیاورد.

این تحریف یک اشتباه ترجمه‌ای ساده نیست بلکه عامدانه ترجمه بر اساس اصول و ایدئولوژی رایج حکومت است و باید از داوران لاک پشت پرنده پرسید چطور هنوز اعلامیه جهانی حقوق بشر را نخوانده‌اند و چنین ترجمه ای را با نشان نقره تحسین کرده اند؟

http://iranb4c.com/?p=1526
سحر سلطانی
بهترین دوست من
نوشته و تصویر: ساته تن
ترجمه: رضوان خرمیان
نشر: مبتکران/ کتاب میچکا
گروه سنی: +۳
عنوان اصلی: Mon meilleur ami
امتیاز کتابستان: سه از پنج ستاره

⭐️⭐️⭐️

«روزی روزگاری خرگوشی بود که توی یک سیب زندگی می کرد.»
خرگوش قصه‌ی ما تنها بود، یک روز بارانی تخم مرغی را پیدا کرد، به خانه آورد و زندگی اش به قبل و بعد از آشنایی با تخم مرغ تقسیم شد.

حالا هر چیزی که برای خود داشت را با او سهیم شد مخصوصا دوستان و لذتهایش؛ تا اینکه روزی سایه سیاهی در آسمان پدیدار شد…

#مفاهیم_اصلی
تنهایی
دوستی
همزیستی
مالکیت
غصه
انتظار
یادگاری
تغییر
امید

#تکنیکهای_کاربردی
دوست یابی
تنهایی گریزی
شراکت جویی
شاد سازی
مسئولیت پذیری
انتظار رهایی بخش/ انتظار منفعلانه
وفاورزی

🐰🥚
خرگوش تنهاست و می‌خواهد جهانش را با کسی شریک شود و به شکل تصادفی/ شاید هم شانسی تخم‌مرغی می‌یابد چیزی شبیه یک هندوانه در بسته.
کشف دوباره‌ی خودش و جهان پیرامون با دوست جدید زندگی‌اش را زیبا و معنا دار می‌کند، آنگونه که دوست دارد روزها طولانی شده و تمام نشوند.
اما عمر این لذات زودگذر است و تخم مرغ باید به لانه برگردد.

وقتی خرگوش تخم مرغ بدون مادر را از چمن زیر باران برداشت و به خانه آورد به یاد این عزیزان علاقمند به حیوانات افتادم که بچه گربه‌های تنها و در انتظار بازگشت مادر را بر می‌دارند و برایشان دنبال صاحبی می گردند و احساس وظیفه‌ی کاذب و مراقبت از طبیعت دارند! به هر حال تخم مرغ به خانه‌اش می رود و غصه به خانه خرگوش وارد می‌شود.

حالا خرگوش با اندوه «جای خالی» دوست مواجه است و برای کاستن از این اندوه انتظار بر سقف خانه را انتخاب می کند و با فکر کردن به دوستش و خیره شدن به افق منتظر می‌ماند.

این داستان فلسفه‌ی انتظار برای وصال و بخشش بی دریغ را تقویت می‌کند و در جامعه ایران امروز که انتظار مدار است و انفعال،عدم کنشگری و تماشاگری به شکل پیش‌فرض تقویت می‌شود در انتخاب این کتاب و خواندنش برای خردسالان مردد می‌کند.

تصویرگری بسیار زیبا و لطیف اثر در کنار ترجمه‌ی روان و شسته رفته، کیفیت فنی و قیمت مناسب کتاب نمی‌توانند این حجم انفعال قهرمان داستان را رفع و رجوع کنند و به همین دلیل امتیاز من به این اثر سه از پنج ستاره است که مبتنی بر نیاز اجتماعی کودکان ما در ساحت پذیرش و کنش است.

http://iranb4c.com/?p=1535

سحر سلطانی
پادشاه اخمالو و پری خوابالو
نوشته: عزت الله الوندی
تصویرگری: غزاله بیگدلو
گروه سنی: +۴
نشر: شهر قلم
امتیاز کتابستان: سه از پنج ستاره
⭐️⭐️⭐️


توی یکی از هفت آسمون روی ابرهای تپل مپل یک پری خوشگل زندگی می‌کرد. کارش گریه بود و قطره‌های اشک زلالش باران می‌شدند برای زمین، البته بیشتر اوقات خواب بود و فقط دو ساعت بیدار می‌شد، تا اینکه یک روز صبح با صدای یک میهمان ناخوانده با صورت گرد و قلمبه و سرخ بیدار شد و از اینکه دیگه تنها نبود خوشحال شد. پادشاه اخمالو که آمده بود به سرزمینش سر بزنه به کمک نیاز داشت و پری باید تصمیم می‌گرفت دوباره تنها بشود یا به پادشاه کمک کند؟

#مفاهیم_اصلی
خیال
بالا و پایین
شباهت و تفاوت
مساله/ راه حل
یاری

#تکنیکهای_کاربردی
خیال ورزی
آشنایی زدایی
ریسک پذیری
جستجو گری
کنشگری فعال/ تماشاگری

در همان صفحات اول و جملات آغازین وارد ساحت خیال ورزی می‌شویم. روی ابرها و کنار فرشتگان.
آشنایی‌زدایی‌ها هم یک به یک رخ می دهند پری تنها و مهربانی که اشک می ریزد تا باران بسازد و پادشاهی بادکنکی که سر پر بادی دارد و اخم فراوان و میل به کشف جهان و …

این دو مولفه یعنی خیال‌ورزی ناب و طیفی از رنگها و مرززُدایی‌ها خیالمان را راحت می‌کند که با اثر تالیفی قابل قبولی مواجه هستیم.
اما هرچه بیشتر پیش می‌رویم یک مساله توجهم را جلب می‌کند: به کار گیری دائم صفات مثبت و منفی با بار ارزشی. مثلا: پری خوابالو، صورت گرد و قلمبه، پادشاه اخمالو، میهمان بداخم و عصبانی و… به کار گیری این حجم صفات در آثار مرتبط با گروه سنی الف و ب اتفاقا سد خیال ورزی و کشف‌اند. به خردسال اجازه کشف خطوط نانوشته بین سطور را نمی‌دهند. از پیش او را برای مهربانی یا بد اخلاقی قهرمانها آماده می‌کنند و ما این سبک به کارگیری افراطی صفات را در آثار زنده یاد منوچهر احترامی ماننده کتاب «گربه من نازنازیه» به وفور می‌دیدیم و یا حتا در مجموعه «می‌می‌نی» از ناصر کشاورز.
در حالی که امروزه در آثار سطح بالای خردسالان به کارگیری صفات به شدت مذموم شده و بهتر است در آثار تالیفی هم این سنت دیرینه و بدکارکرد کنار گذاشته شود.

نکته بعدی تصویرگری اثر است که مرموزی و دوری را به بیننده القا می‌کند گویی پری ابرنشین قصد نزدیک شدن به کودک و کشف جهانش را به او نمی دهد و متاسفانه این اثر خانم بیگدلو به قوت آثار دیگرش نیست.

یک نکته عجیب دیگر تیتر «بهترین نویسندگان ایران» بر جلد کتاب است اگر من قصد ترویج آثار خوب نویسندگان داخلی را داشتم به جای صفت تفضیلی «بهترین» از تیتر «نویسندگان خوب ایران» استفاده می کردم. انتخاب عنوان «بهترین» را باید به مخاطب اثر واگذار کنیم.

امتیاز من به ایده، پرداخت، تصویرگری و کیفیت فنی کاغذ و چاپ سه ستاره از پنج است، کیفیت کاغذ و رنگ و چاپ بسیار خوب و درخشان است.

http://iranb4c.com/?p=1541

سحرسلطانی
هیزم شکن فقیر و کبوتر
نوشته و تصویر: ماکس فلت هاوس
ترجمه:مریم اخگری
نشر: تاک
گروه سنی: +۴
عنوان اصلی: The poor woodcutter and the dove/ Max velthuijs
امتیاز کتابستان: پنج از پنج ستاره
⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️

هیزم‌شکنی فقیر با همسر و سگش در کلبه‌ای محقر وسط جنگل زندگی می‌کرد. روزی که تصمیم گرفته بود بزرگترین درخت جنگل را قطع کند و بسیار گرسنه و تشنه بود چشمم به تعدادی کبوتر زیبا بالای درختان افتاد و با تفنگش به آنها شلیک کرد همه‌ی کبوترها با شنیدن صدای تیر برخواسته و فرار می‌کنند جز یکی که روی لوله‌ی تفنگ هیزم‌شکن می‌نشیند و از او می‌خواهد قول بدهد هرگز به کبوتری شلیک نکند و در مقابل او هم آرزوی هیزم شکن را برآورده خواهد کرد و هیزم شکن می‌پذیرد…

#مفاهیم_اصلی
آرزو / رویا
زحمت/ تلاش/ استحقاق
حرص / طمع/ زیاده خواهی
قول
خوشنودی/ خوشبختی/رضایت


#تکنیکهای_کاربردی
خودداری/ خودنگری
تلاشگری/ کمال گرایی
طمع ورزی
قدرت طلبی
مرزگذاری


🕊
هیزم شکنی که عادت به زحمت بسیار و در آمد کم داشته حالا با شانس بزرگی در زندگی‌اش روبرو می‌شود.
آرزوهایش براورده می‌شوند و در چشم برهم‌زدنی به قله‌های آرزوهایش می رسد.
وقتی کتاب را برای خردسالانم می خواندم در هر صفحه آنها را جای هیزم شکن می‌نشاندم و می‌گفتم چه آرزویی داری؟
و هر بار آرزوی هیزم‌شکن درون کتاب را درست حدس می‌زدند.
در مرحله بعد احساسشان را می‌پرسیدم و اینکه حس رضایت و خوشحالی‌شان چقدر دوام دارد؟
و خردسالان پنج و شش ساله به خوبی همذات پنداری کرده و می‌گفتند فقط چند روز… بچه ها خیلی عینی و راحت بی مرزی خواستن و آرزو را تخیل کردند و اینکه چرا ما باید یک جایی خودمان را پرهیز بدهیم و ترمزهای خواهش امیال را بکشیم. چرا باید برای خود خط قرمزهایی قائل بشویم.
چرا نمی توانیم همه چیز را با هم داشته باشیم؟

بازی که برای این کتاب طراحی کردم سیمرغ و پر جادویی بود یک هفته به بچه ها فرصت دادم تا برای گرفتن یک پر سیمرغ و سوزاندنش فکر کنند و بزرگترین أرزوی خود را به کلاس بیاورند. ارزویی که حاضرند تنها پر سیمرغی شان را بسوزانند.
و حالا بچه‌ها باید به آرزویی بزرگ فکر کنند که جهان «دیگران» را کوچک نکند.

ایده و پرداخت قصه بسیار ساده و درخشان با الهام از افسانه های قدیمی چهار کنج جهان است. ترجمه روان و تصویرگری کلاسیک و زیبا هم به کمک اثر آمده، قطع کتاب بزرگ و کیفیت کاغذ و رنگ و چاپ هم مناسب است. قیمت ۲۸۰۰۰ تومانی چاپ اول هم یک گزینه مناسب دیگر برای امتیاز بالای این کتاب است.
امتیاز من پنج ستاره درخشان به این اثر است.

http://iranb4c.com/?p=1546

سحر سلطانی
#لینالونا
نویسنده و تصویرگر: کلر ژوبرت
انتشارات: دفتر نشر فرهنگ اسلامی/ کتابهای سحر
گروه سنی: ب
امتیاز کتابستان: صفر (از مجموعه کتابهای #سمی)
0⃣

صبا خردسالی تنهاست، کنار حوض خانه نشسته است و از آسمان برایش میهمانی می‌آید.
یک آدم کوتوله که موهای کوتاه و سیخ سیخی آبی دارد و از شانه پرنده‌ای بزرگ مانند قو پایین پریده کنار صبا می‌نشیند. اسم آدم کوچولو لینالوناست و از جنگل کاج آمده.
او از صبا می‌پرسد: در دفتر خاطراتش چه نوشته؟
صبا می‌گوید: «خصوصی» است و بعد از او می‌پرسد: چرا روسری گذاشته؟ مگر مو ندارد؟
صبا که فکر می‌کند لینالونا پسری پررو است می‌گوید که موهایش هم خصوصی است و نباید بقیه ببینند. لینالونا بر دوش پرنده پریده و ناپدید می شود. فردای آن روز برای صبا نامه فرستاده و می‌گوید او هم دختر است چون در جنگلشان موی همه قرمز است و موی او آبی، از بچگی همه زیبایی او را دیده و ستایش کرده‌اند و او هم خسته شده به جای دیدن مهربانی و فکرهای خوبش موها و خوشگلی‌اش را ستایش کنند پس موهایش را از ته زده و حالا همه به او می‌گویند چقدر زشتی! او هم تصمیم گرفته کلاه بر سر بگذارد تا بقیه موهایش را نبینند چون از صبا یاد گرفته. و صبا هم به لینالونا می‌گوید «این خواست خداست نه او».

داستان لینالونا را به اختصار با وفاداری به متن تعریف کردم. اما آنچه برایم اهمیت دارد تا درباره ترویج مقوله حجاب به شکل ارزش الهی برای «خردسالان نامکلف» بگویم را به ترتیب مبتنی بر ایرادات اساسی داستان ذکر می‌کنم.

اول. دختربچه‌ای خردسال که در «سن رشد» است و برای جذب ویتامین دی نیاز به دریافت مستقیم آفتاب دارد در ایوان و کنار حوض حیاط خانه هم خود را پوشانده، مبتنی بر کدام اصل فقهی ، عرفی و شرعی دختربچه های نامکلف باید همواره حتا در خانه‌ی خودشان حجاب بگیرند؟ این تصویر در کتاب با اصول بهداشت و سلامت رشد خردسالان در تضاد کامل است. آیا خانم نویسنده و مروجان این سبک زندگی اطلاعاتی درباره رکورد بیماری MS ایرانیان در جهان و به طور ویژه میان بانوان دارند؟ آیا می‌دانند دریافت نور آفتاب یکی از مهمترین مولفه های سلامتی کودکان و تقویت سیستم ایمنی برای مقابله با بیماری های عصبی، عضلانی و حتا باکتریایی آنهاست؟

دوم: آدم کوتوله چون موهای کوتاه داشته پسر تصور شده است. این نگاه مبتنی بر کلیشه جنسیتی که پسرها موی کوتاه دارند و دخترها موی بلند چه ضرورت تربیتی داشته؟ این که بر فرض پسر باشد و درباره مو سوال کند یعنی «پر‌رو» است؟! از این قسمت داستان «دیگری سازی» محرم ونامحرم به زبان شرعی آغاز شده. دیگری در این داستان «پسر بودن» به سان دشمن متجاوز به حریم خصوصی «پیش فرض» گرفته شده است.

سوم. صبا از موهایش به عنوان حریم خصوصی‌اش می‌گوید که باید پوشانده شود. طبق اصول خودمراقبتی خردسالان «لب، باسن ، اندام جنسی و پستان» خصوصی اند و دختر و پسر هم ندارند.

از چه زمانی «موها» برای خردسال نامکلف خصوصی شده است؟

اگر آیه یا حدیث جدیدی کشف شده که بر اساس آن موهای دختربچه های نامکلف حریم خصوصی است و برای پسربچه ها حریم عمومی باید به آن استناد نمود چون در سالهای اخیر می بینیم دختربچه چهار ساله هم بخواهد پاسپورت داشته باشد باید روسری سر کند چون اعتبار پاسپورت پنج ساله است و در زمان نه سالگی اش دیگر «مجبور» است حجاب بگیرد پس زودتر اداره گذرنامه زحمت تعیین هویت دینی او را می کشد. گویا نویسنده هم مبتنی بر همین قانون که در چند سال اخیر باب شده «اجبار حجاب» برای دختربچه‌های ایرانی را به عنوان حفظ حریم خصوصی «طبیعی سازی» می‌کند.

چهارم. لینالونا همواره به نگاه دیگران به تن‌اش و نظر آنها درباره‌ی خودش استناد می‌کند و در خشم است آیا در سنین خردسالی این مقدار اعتبار بخشی به «حرف مردم» از اصول اساسی تربیت است؟ لینالونا ستایش زیبایی ظاهری خود از سوی دیگران را بر نمی‌تابد و می خواهد فقط خوبی و خوشفکری‌اش تحسین شود چرا یک کودک باید ستایش زیبایی‌هایی ظاهری را تقبیح کند مگر خدا زیبا و دوستدار هر نوع زیبایی نیست؟ چرا باید در ذهن کودک زیبایی ها درجه‌بندی شوند؟

مبتنی بر چهار مقدمه بالا و پرسش های اولیه مایلم از اثرات ذهنی و تربیتی مخرب این کتاب و آثاری نظیر آن بر کودکان بگویم. در این تحلیل تمرکزم بر ایجاد خطاهای شناختی مادام العمر و تله های ذهنی است. ⏬⏬⏬
سوگیری تاییدی Confirmation Bias : وقتی خردسالان در معرض فعالیت‌های روزمره یا ارزشی والدین قرار می‌گیرند آن را تکرار می کنند مثلا وقتی مادر نماز می خواند یک تکه پارچه بر سر گذاشته و ادای او را در می آورند یا وقتی پدر سیگار می‌کشد مداد یا هر وسیله مشابه را بر لب گذاشته و ژست پدر را تکرار می کنند.
نگاه، گفتار ، لحن و زبان بدن والدین و اعضای تراز اول خانواده تکرار را برای خردسالان دلپذیر یا نکوهیده می‌کند. در حالی که بعدها والدین مدعی می شوند خودش (دختربچه خردسال نامکلف)مایل است حجاب داشته باشد!
تکرار مدام آفرین‌ها و به‌به ها منجر به نوعی تاییدطلبی مستمر برای تقلید از رفتار دیگران به خصوص والدین می شود.
این امر در سنین بعد از بلوغ کودک را به دو وادی می کشاند:
ساحت اول برای داشتن رضایت و تایید والدین بدون توجه به نیازهای هویتی فقط چنان بپوشد و انجام دهد که مورد تایید آنهاست.
ساحت دوم، ابتدا با مقایسه خود با دوستان و تصاویری که در دنیای مجازی می بیند گیج شده و سر به شورش و مخفی کاری بگذارد. مثلا در مقابل خانواده و آشنایان حجاب گرفته از طرفی برای اثبات داشتن هویت مستقل هر نوع رفتار ناهنجار را در خفا انجام دهد تا به خود اثبات کند آزاد و صاحب اراده است.
این سبک زندگی دوگانه و ریاکارانه می تواند منجر به اختلالات روانی سهمگینی در دوره جوانی شود.

خطای پس زدگی Backfire Effect : وقتی با ابزاری عینی مانند روسری بر سر «نظارت مدام خداوند و فرشتگان»را به دختربچه ها یادآور می شوند انها همواره یک نظارت ماورایی و قدرتمند «بیرونی» که در برابر آن باید مطیع و خاضع باشند را می پذیرند. یاد می گیرند برخی از باورها که از والدین به آنها منتقل می شود حکمی قدرتمند و خدشه ناپذیر و مطلق است. ذهن این کودکان انعطاف پذیری، آزمون و خطا، امکان تشکیک در برابر هر چیزی که به باور اعتقادی آنها مرتبط است و در ادامه «گفتگوهای چالشی» در هر موضوعی را از دست می دهد زیرا دچار این باور شده هرگونه بحث و چون و چرایی نشانه شکست باورها و اصول زندگی است پس نباید وارد آن شد.

خطای فروپاشی انگاری Declinism : شبکه های اجتماعی و حضور در مهد کودک، مدرسه و دیدن زنانی که حجابی شبیه مادر و دختربچه محجبه ندارند سوالاتی نظیر: «این زنان چرا خدا را دوست ندارند و به دستورات او درباره حجاب گوش نمی دهند؟» را در ذهن کودک ایجاد می کند. دیدن زنانی که شبیه الگوی مورد تایید خانواده نیستند یک دوگانه سهمگین از «خوب ها و بدها» در مغز کودک می‌سازد. بدهایی که جهان را به سمت خشم و انتقام خدا پیش خواهند برد. بلایا مانند خشک‌سالی نتیجه رفتار این زنان و دختربچه‌های بی حجاب است و آنها جهان را به سمت خشم خدا و فروپاشی پیش می‌برند. کینه و نفرت نسبت به کسانی که شباهت ظاهری به پوشش مطلوب ندارند و نگرانی دائم از خشم خدا برای ذهن کودکان بسیار سهمگین است و در واقع منجر به کودکی زدایی و اعتماد زدایی از خردسالان خواهد شد.

خطای بنیادی برچسب زدن Fundamental Attribution Error : کودک یاد می‌گیرد اشتباهات خود را ناشی از کمبودها و شرایط نامناسب بداند اما اشتباهات دیگران را به جنسیت و شخصیت آنها گره بزند. مثلا فلانی کرونا گرفته چون زنی بی‌حجاب بوده و خدا دوستش نداشته تا از او مراقبت کند. خردسال براحتی یاد می گیرد افراد را بر اساس جنسیت و شخصیت آنها مقصر یابی و دسته بندی کند.

خطای جانب‌گرایی درون‌گروهی (In-Group Bias): از عنوان این خطای شناختی به راحتی می‌شود فهمید مغز کودک خود و خانواده و افراد مشابه خود را یک گروه قابل اعتماد و تایید می‌داند و بیرون از خانواده را مردانی که به دنبال هیزی‌اند و زنانی که دشمن خدا هستند درک می‌کند. خیلی زود نفرت از آنهایی که شبیه گروه ما نیستند را درونی می کند.

اثر بارنوم (Barnum Effect) یا فورر (Forer)،کودک به دلیل عدم پذیرش مغزش از تنوع‌های زیستی و سبک‌های زندگی متفاوت انسانهای روی زمین همواره به دنبال داده‌های کلی و مبهمی می رود که سبک زندگی او را معنابخشی کند این کودکان بعدها با خرافات و فالگیری، طب سنتی و شبه علم روابط ذهنی پایداری برقرار می‌کنند.

حالا که با انواع خطاهای شناختی در مغز خردسالان آشنا شدیم دوباره یادآوری میکنم شناخت حریم امن و نا امن با مرز کشی عینی و برچسب زنی به انسانها متفاوت است. اگر حجاب یک مرز عینی و محسوس برای جداسازی خردسال از عالم کودکی و بزرگسالی لحاظ شود نامحرم در ذهن او دشمن پنداری می‌شود و این ذهن با تکرار این پیش فرض به طور دائم پارانوئیدی و اعتماد زدایی خواهد شد.

حجاب زمانی ارزش است که انسان بالغ مبتنی بر قوه اختیار در کمال آزادی آن را انتخاب کند و به سبک زندگی دیگران که شبیه خودش نیست احترام گذاشته خود را بنده‌ی خاص خدا و دیگران را افرادی فریب خورده شیاطین و منحرف تلقی نکند.
برای انتشار این تالیفات عمیقا متاسفم که چنین آثاری مبتنی بر مرزکشی های عینی را برای خردسالان ترویج می کند. خانم نویسنده کلر ژوبرت که مدعی است کارشناس علوم تربیتی است چرا به این نکات توجه نکرده جای تعجب دارد باید از ایشان پرسید ایا در کشوری که به دنیا آمده (فرانسه) به والدین اجازه داده می‌شود تا ذهن خردسالان را از دوران اولیه حیات چنین پر از باورهای شخصی کنند یا کودک باید کودکی کند؟

سحر سلطانی - زمستان ۱۴۰۰
http://iranb4c.com/?p=1553
زمستان آلیسا
نوشته: زوران درونکار
ترجمه: فریبا فقیهی
گروه سنی: +۱۲
نشر: افق
عنوان لاتین: Der Winter Der Kinder oder/ Drvenkar,Zoran
امتیاز کتابستان: چهار از پنج ستاره
⭐️⭐️⭐️⭐️

آلیسا دخترکی ده ساله است که همراه مادر به خانه‌ی زوجی لهستانی می‌رود تا برای تعطیلات تابستان، تعلیم پیانو را شروع کند.
حین گردش در خانه‌ی این زوج مهربان ناگهان دست و پایش مانند یخ می‌شود. مدتی است او حتا در گرمای تابستان هم از درون یخ می‌زند و انگار قطعات تیز یخ در رگهایش فرو می‌روند.
آلیسا خود را درون گوی‌های شیشه‌ای که باید تکان داده شوند تا برفهایشان در آب معلق شوند تصور می‌کند، زمستانی درون خود.
مادر به نقل از دکتر گفته شاید ویروس است اما آلیسا می‌داند ویروس نیست زیرا او پدرش را گم کرده و از همان زمان زمستان و سرمای درون رگهایش آغاز شده‌اند.

با رمانی روان‌شناختی در حوزه‌ی سوگواری نوجوانان روبرو هستیم. تغییراتی که مانند بمب بعد از مرگ یکی از والدین زندگی را به قبل و بعد خود تقسیم می‌کند. نوجوان باید خود را بیابد و مراقب باشد به سایر اعضای خانواده آسیبی نرسد، اگر درونگرا و ساکت باشد فشار مضاعف می شود.

مهمترین مفاهیمی که در این رمان با آن روبرو می شویم عبارتند از:

تنهایی. سرما، خاطرات، فقدان، ترحم، مراقبت، مرگ، تولد، عشق، ازدواج و تغییر…

حس تنهایی در دوران پیش‌بلوغ یکی از مهمترین تغییرات شناختی نوجوانان است و اگر همراه با واقعه‌ی سوگ و مرگ یکی از عزیزان باشد می‌تواند به ویرانگرانه‌ترین شکل در ذهن نوجوان جای‌گیر شود. آلیسا دخترکی که این دو ساحت را با هم تجربه می‌کند.

سوگواری فرآیندی پر‌تالم است که در نهایت باید به تنهایی با آن به صلح رسید. فرقی ندارد کودک یا نوجوان و حتا بزرگسال باشیم، مسیری است که با انکار، خشم و پرسش، غم تا پذیرش و بازآفرینی زندگی باید طی نمود، اما می توان با احتمال قوی برای نوجوانان سخت‌تر دانست. کودکان تماما زیر بال حمایت نزدیکان می‌روند. بزرگسالان با توانمندی‌های بالغانه زودتر به پذیرش می رسند اما نوجوانان که در هیچ یک از دو اقلیم کودکی و بزرگسالی نیستند نه حمایت بی‌قیدوشرط می‌طلبند نه تجربه‌ی گذار دارند. بسیاری از نوجوانان به انفعال، تسلیم و نا امیدی پناه می‌برند، روندی که در یک کلام افسردگی نامیده می‌شود.

مادر آلیسا خاطرات روز واقعه را مسکوت می‌گذارد. از صحبت طفره می‌رود و به تنهایی اشک می‌ریزد. آلیسا باید از مادر هم مراقبت کند اما آنقدر شکننده شده که می‌تواند سرمای کالبد مرده را تجسم کند. آلیسا نیازمند «باور» است. باور به اینکه سوگ تنها بلای عالم بر سر او نیست و این باور با یک رویا و مکاشفه شکل می گیرد.

ما با راوی که دختری مغموم و ساکت است همراه خواهیم شد از مردمک چشمانش به دنیا می‌نگریم و همپای او درد و رنج را مانند مشتی برف در قلبمان حس می‌کنیم. عشق و نفرت در لحظه را می‌چشیم تا عمق ترس سفر می‌کنیم و در تمام خطوط کتاب به دنبال همان دری می گردیم که لئون از آن سخن گفت.

«زمستان آلیسا» روایتی منسجم از سوگواری است برای گذر از مرگ و در آغوش گرفتن زندگی.
داستان فرصتهایی که مثل برف آب می شوند و خاطراتی که مثل خرده‌های تیز یخ می‌بُرند.

ترسیم ماندگاری خاطرات در جانهای زنده بازماندگان به بهترین شکل در این رمان طرح شده است. حلقه گمشده‌ای که ترس از مرگ و فراموشی را به میل ادامه زندگی به نام و یادِ عزیز جان داده بدل می‌کند.

امتیاز من به ایده، پرداخت روایی و ترجمه اثر چهار از پنج است. ضرباهنگ داستان گاهی کند می شود اما پایان بندی مناسب و واقع گرایانه می تواند نقطه عطفی در خاطر خواننده باقی بگذارد.
زمستان آلیسا رمان مهمی است برای مواجهه با لایه‌های درونی ذهن شوک زده و سوگوار نوجوانان، وقتی معنای زندگی را گم می‌کنند و نیاز به تلنگری دارند برای باور نور و تداوم بقا.

http://iranb4c.com/?p=1560

سحر سلطانی/ زمستان 1400