Hamava هم‌آوا
198 subscribers
13K photos
13.5K videos
10 files
4.92K links
همبستگی ملی برای دموکراسی در ایران
Contact to admin : @ContactHamava

instagram.com/iran.hamava
facebook.com/iranhamava
twitter.com/iranhamava
Download Telegram
.
صف چند کیلومتری جایگاه سوخت در مشهد؛
مردم ایران شایسته چنین زندگی مشقت باری نیستند. در حالی که مقامات دولتی جمهوری اسلامی هرگونه کمبود سراسری سوخت را تکذیب کرده اند، شلوغی و صف‌های طولانی اخیر در جایگاه‌ها را ناشی از «ناترازی تولید و مصرف، اختلالات لجستیکی موقت به دلیل شرایط جنگی و جهش ناگهانی تقاضا همزمان با سفرهای پایانی تابستان» اعلام کرده‌اند.

این در حالی است که بر اساس اظهارات رئیس‌ دولت، مسعود پزشکیان، نرخ سهمیه سوم (بنزین آزاد جایگاه‌ها) قرار است از ۵ هزار تومان به ۱۰ هزار تومان افزایش یابد.

آنها که بر طبل جنگ می کوبند، کسانی هستند که در داخل و خارج ایران به دنبال منافع مالی خود هستند و به تنها چیزی که فکر نمی کنند منافع ملی مردم ایران است. تنها راه برای ما ایرانیان گسترش همبستگی ملی برای گذاری خشونت پرهیز به نظمی دموکراتیک و سکولار مبتنی بر حقوق بشر و شهروندی است.
#هم_آوا برای ایران
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حمله تند هاکان فیدان وزیر امور خارجه ترکیه به نتانیاهو: باید همین حالا متوقف شود

هاکان فیدان، در اظهاراتی شدیداللحن در مورد بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل چنین گفت : « نتانیاهو به دشمن مشترک بشریت، جامعه بین‌المللی و امنیت جهانی تبدیل شده است. تأکید می‌کنم: نتانیاهو؛ این جنایتکار و عامل نسل‌کشی، فردی نیست که در این مرحله بتوان او را جدی و معتبر دانست.

مخاطب اصلی در برابر نتانیاهو، جامعه بین‌المللی و نظام بین‌المللی است؛ زیرا نتانیاهو، تفکر او و گروه نسل‌کشی که همراه او عمل می‌کند، نه‌تنها برای ترکیه، بلکه برای امنیت جهانی تهدید محسوب می‌شوند.

این‌که موضوع را صرفاً مشکل ترکیه بدانیم، اشتباه بزرگی است. بنابراین جامعه بین‌المللی باید وظیفه‌ای را که تاکنون انجام نداده است، به‌جا آورد؛ این جنایتکار و عامل نسل‌کشی را متوقف کند و از ادامه آسیب‌رسانی او به منطقه، اسرائیل، مردم یهود و سراسر جهان جلوگیری کند.»

#ایران_هم_آوا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
جمهوری اسلامی، جنگ را از یک «شرّ ناگزیر» به «نعمت» تبدیل کرد؛ و امروز نیز این مردم ایران‌اند که هزینه‌ی جنگ‌طلبی و سیاست‌های ویرانگر این حکومت را می‌پردازند.

در این میان، تناقضی تلخ شکل گرفته است: گروه‌هایی غیرایرانی، بخشی از اپوزیسیون خارج از کشور و هسته‌ی سخت جمهوری اسلامی، با ادبیاتی متفاوت اما در یک نقطه مشترک‌اند؛ همچنان بر طبل #جنگ می‌کوبند.

اما هزینه‌ی این جنگ را چه کسانی می‌دهند؟
مردم عادی، شهروندان بی‌گناه، خانواده‌هایی که جان، امنیت، خانه و آینده‌شان را از دست می‌دهند.

و چه کسانی از جنگ سود می‌برند؟
آن‌هایی که خود در میدان جنگ نیستند، اما از ویرانی، بی‌ثباتی و تضعیف ایران برای قدرت، نفوذ و منافع اقتصادی و سیاسی خود بهره می‌برند.

پرسش اصلی همین است:
چه کسانی واقعاً از تضعیف ایران، بی‌ثباتی کشور و فرسایش جامعه‌ی ایرانی سود می‌برند؟

راه رهایی و سربلندی ایران، همبستگی ملی برای گذار به نظمی دموکراتیک سکولار مبتنی بر حقوق بشر و شهروندی است.
#هم_آوا برای ایران
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
.
از پیام دونالد ترامپ : «زمان برخاستن مردم ایران چه زمانی خواهد بود؟»، تا مسئله شکل‌گیری یک آلترناتیو واقعی در داخل ایران، پرسش‌های مهمی پیش روی ماست.

آزادی زندانیان سیاسی چه نقشی در شکل‌گیری این آلترناتیو دارد؟
در پسِ پیام‌های رئیس‌جمهور آمریکا چه تاکتیک و چه استراتژی‌ای برای گذار از جمهوری اسلامی دیده می‌شود؟
آیا مسیر مورد نظر، نه تحمیل یک آلترناتیو از خارج، نه جنگی تمام‌عیار و نه شکل‌دادن به یک «دولت کاغذی» در ایران، بلکه فراهم‌کردن شرایطی است که مردم ایران بتوانند در داخل کشور خود، نظمی دموکراتیک، سکولار و مبتنی بر اراده ملی شکل دهند؟

#هم_آوا برای ایران
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
.
امین قضایی، جامعه‌شناس ساکن آمستردام، در این گفت‌وگو معتقد است که در ساختار سرکوبگر جمهوری اسلامی، شورش، حمله یا آتش‌زدن نهادهای حکومتی و بسیاری از کنش‌های مدنی با سرکوب مواجه می‌شوند و در نهایت به نتیجه مطلوب نمی‌رسند.

نازیلا گلستان، کنشگر سیاسی از ایران هم آوا، اما از زاویه‌ای متفاوت به مسئله گذار نگاه می‌کند:

« گذار خشونت‌پرهیز به معنای انفعال نیست؛ همان‌طور که به معنای شورش مسلحانه، انتقام یا جایگزین‌کردن یک خشونت با خشونتی دیگر نیز نیست.

گذار خشونت‌پرهیز یعنی قدرت کنش جمعی شهروندان؛ نافرمانی مدنی، اعتصاب، اعتراض، همبستگی اجتماعی و هم‌آوایی گروه‌های مختلف جامعه، بدون توسل به سلاح.

ما بخشی از این ظرفیت را در جنبش «زن، زندگی، آزادی» تجربه کردیم؛ جایی که شهروندانی با پیشینه‌ها، نسل‌ها و مطالبات متفاوت، حول یک خواست مشترک در کنار یکدیگر قرار گرفتند و دستاورد بزرگی را به جای گذاشتند.

تجربه هند، آفریقای جنوبی، چکسلواکی و لهستان نیز ــ با وجود تفاوت‌های تاریخی و حتی وجود مقاطعی از خشونت ــ نشان داده است که **مقاومت مدنی و کنش خشونت‌پرهیز می‌تواند نقشی تعیین‌کننده در تضعیف و گذار از نظام‌های اقتدارگرا داشته باشد.

پرسش اصلی اینجاست:

اگر حکومت هر اعتراض و کنش مدنی را سرکوب می‌کند، آیا پاسخ جامعه باید رفتن به سوی خشونت باشد؟
یا باید شیوه‌های مؤثرتر، گسترده‌تر و سازمان‌یافته‌تری از مقاومت مدنی را ساخت؟

خشونت‌پرهیزی، تسلیم‌شدن نیست؛ یک استراتژی سیاسی برای تغییر است.

و اگر مقصد ما دموکراسی است، باید پرسید تا چه اندازه می‌توان آن را با ابزارهایی ساخت که خود، منطق خشونت را بازتولید می‌کنند.

#هم_آوا برای ایران
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
.
در بخش بعدی این گفت‌وگو، امین قضایی راه سرنگونی جمهوری اسلامی را در مداخله زمینی نیروهای آمریکایی و اسرائیلی و «آزادسازی» بخش‌هایی از استان‌های ایران می‌بیند.

در برابر، نازیلا گلستان، قویا هشدار می‌دهد:

آزادی ایران را نمی‌توان با اشغال خاک ایران آغاز کرد.

ورود ارتش‌های خارجی، مسلح‌کردن گروه‌های داخلی و خارج‌کردن بخش‌هایی از سرزمین ایران از کنترل حاکمیت مرکزی، تنها یک «روش برای سرنگونی جمهوری اسلامی» نیست؛ چنین سناریویی می‌تواند ایران را به سوی جنگ داخلی، درگیری‌های قومی، تجزیه سرزمینی و تبدیل‌شدن کشور به میدان رقابت قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی سوق دهد.

این نگرانی صرفاً نظری نیست. در جریان جنگ، گزارش‌هایی درباره حمایت اسرائیل از برنامه برخی گروه‌های مسلح کرد ایرانی برای تصرف مناطق مرزی ایران منتشر شده است.

به همین دلیل باید سیاست ایرانِ دولت نتانیاهو را نیز با دقت و بدون ساده‌انگاری بررسی کرد.

نتانیاهو بارها مستقیماً مردم ایران را به تغییر حکومت فراخوانده است؛ اما پرسش اساسی این است که پس از تضعیف حکومت مرکزی، چه طرحی برای تمامیت ارضی، حاکمیت ملی و آینده ایران وجود دارد؟

در همین حال، حضور جریان راست افراطی اسرائیل و چهره‌هایی چون ایتامار بن‌گویر در ساختار قدرت نیز نمی‌تواند از این بحث جدا باشد. جریانی که سیاست آن بر گسترش منطق قدرت نظامی، ملی‌گرایی افراطی و راه‌حل‌های مبتنی بر زور استوار است، نمی‌تواند بدون نقد و پرسشگری به عنوان طراح «آزادی ایران» پذیرفته شود.

مخالفت ما با جمهوری اسلامی نباید باعث شود میان منافع مردم ایران و منافع دولت‌های خارجی تفاوت نگذاریم.

همان‌گونه که جمهوری اسلامی نماینده مردم ایران نیست، دولت نتانیاهو و جریان بن‌گویر نیز نماینده تمام جامعه اسرائیل نیستند.

ما با مردم اسرائیل دشمنی نداریم؛ نقد ما متوجه سیاستی است که می‌تواند جنگ را گسترش دهد و آینده ملت‌های منطقه را قربانی اهداف ایدئولوژیک و ژئوپلیتیک کند.

نازیلا گلستان تأکید می‌کند:
گذار از جمهوری اسلامی باید به دست مردم ایران، در داخل ایران و با حفظ تمامیت ارضی کشور صورت گیرد؛ نه با ساختن ارتش‌های نیابتی، نه با تجزیه استان‌های ایران و نه با تبدیل ایران به میدان جنگ قدرت‌های خارجی.

جمهوری اسلامی باید جای خود را به نظمی دموکراتیک و لاییک بدهد؛
اما بدون هیچ چون و چرایی، ایران باید بماند.

آزادی ایران نباید به قیمت از دست‌رفتن ایران تمام شود.

#هم_آوا برای ایران

@farsivoa @nazilagolestan
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
در این بخش از گفت‌وگو، امین قضایی بار دیگر بر حمله نظامی به ایران و جداسازی بخش‌هایی از کشور تأکید می‌کند و آن را تنها راه سرنگونی جمهوری اسلامی می‌داند.

در برابر، نازیلا گلستان شفاف و بدون تعارف می‌گوید:

«من مخالف جنگ و هرگونه حمله نظامی به ایران هستم.»

از نظر او، مسئله امروز فقط «سرنگونی جمهوری اسلامی» نیست؛ مسئله این است که این گذار چگونه، با چه ابزاری و با چه پیامدی برای ایران صورت می‌گیرد.

نازیلا گلستان بر این باور است که روند فروپاشی ساختار ولایت فقیه و گذار از آن، باید از درون جامعه ایران شکل بگیرد؛ با یک آلترناتیو دموکراتیک، سکولار و ملی که بتواند از دل جامعه ایران برخیزد، نه از طریق جنگ، اشغال، تجزیه سرزمینی یا تحمیل یک پروژه سیاسی از خارج.

او تأکید می‌کند:

آینده ایران باید توسط مردم ایران ساخته شود.

نه با حمله ارتش‌های خارجی،
نه با مسلح‌کردن گروه‌ها،
نه با تقسیم ایران به مناطق نفوذ،
و نه با ساختن یک «دولت کاغذی» در خارج از کشور.
گذار واقعی زمانی آغاز می‌شود که ساختار ولایت فقیه قدرت تعیین‌کنندگی خود را از دست بدهد و نیرویی دموکراتیک و سکولار در داخل ایران بتواند نمایندگی یک اراده ملی را بر عهده بگیرد.
جمهوری اسلامی باید پایان یابد؛ اما نه به بهای جنگ، ویرانی یا تجزیه ایران.
آزادی ایران باید با حفظ و پاسداشت ایران همراه باشد.

#هم_آوا برای ایران
@voafarsi @nazilagolestan
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
.
در این بخش از گفت‌وگو، امین قضایی با سیاست «فشار حداکثری» به‌عنوان ابزاری برای فروپاشی جمهوری اسلامی مخالف است و معتقد است تجربه‌ای که در برابر اتحاد شوروی به کار گرفته شد، در مورد جمهوری اسلامی نتیجه نخواهد داد.

نازیلا گلستان اما از زاویه‌ای دیگر به این مسئله نگاه می‌کند.

فشار بر یک نظام اقتدارگرا الزاماً به معنای جنگ و حمله نظامی نیست. تجربه اروپای شرقی نشان داد که ترکیبی از فشار خارجی، بحران‌های درونی نظام و شکل‌گیری یک جامعه مدنی سازمان‌یافته می‌تواند فضای گذار را ایجاد کند.

واتسلاو هاول و دیگر کنشگران چکسلواکی با سانسور، محرومیت شغلی، بازداشت و زندان روبه‌رو شدند؛ اما به جای مبارزه مسلحانه، شبکه‌های مدنی ساختند، «منشور ۷۷» را شکل دادند و سرانجام انقلاب مخملی به یکی از مهم‌ترین نمونه‌های گذار خشونت‌پرهیز در قرن بیستم تبدیل شد.

بنابراین پرسش درباره ایران این نیست که آیا فشار اقتصادی به‌تنهایی جمهوری اسلامی را سرنگون می‌کند؛ پاسخ منفی است.

پرسش این است که آیا فشار هدفمند خارجی، در کنار فرسایش ساختار قدرت و شکل‌گیری آلترناتیوی دموکراتیک و سکولار در داخل ایران می‌تواند شرایط یک گذار خشونت‌پرهیز را فراهم کند؟

سیاست امروز دونالد ترامپ در قبال ایران از برخی جهات یادآور منطق فشار دوران ریگان است: افزایش هزینه برای ساختار حاکم، همزمان با بازگذاشتن مسیر مذاکره و توافق.

اما این دو تجربه یکسان نیستند و تاریخ نیز نسخه آماده در اختیار ما نمی‌گذارد.

در این میان، مسعود پزشکیان چه نقشی می‌تواند داشته باشد؟

آیا ممکن است در فرآیند فرسایش ساختار ولایت فقیه، بخشی از نظام به این نتیجه برسد که برای جلوگیری از فروپاشی خشونت‌آمیز باید مسیر اصلاح، عقب‌نشینی و انتقال قدرت را باز کند؟

آیا پزشکیان می‌تواند ــ با همه تفاوت‌های تاریخی و محدودیت‌های قدرتش ــ نقشی شبیه گورباچف در آغاز یک فرآیند ناخواسته گذار ایفا کند؟

این یک فرضیه است، نه یک پیشگویی.

دیکته‌ای است که هنوز نوشته نشده و پاسخ آن را آینده خواهد داد.

اما یک اصل نباید فراموش شود:

تحریم اگر قرار است ابزار فشار سیاسی باشد، باید هوشمند و هدفمند باشد؛ نه تحریمی که هزینه اصلی آن را شهروندان عادی بپردازند و در همان حال شبکه‌های قدرت، واسطه‌ها و «کاسبان تحریم» از دورزدن آن ثروتمندتر شوند.

فشار باید متوجه منابع مالی، شبکه‌های اقتصادی و ابزارهای سرکوب ساختار قدرت باشد، نه سفره مردم ایران.

#هم_آوا برای ایران
@farsivoa
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
.
در بخش پایانی این گفت‌وگو، آقای زمانی می‌پرسد:

آیا تحریم‌ها و فشارهای شدید اقتصادی، اراده کنشگران سیاسی را برای ادامه مبارزه تضعیف نمی‌کند؟

نازیلا گلستان پاسخ می‌دهد:

«کرامت انسانی با پول ساخته نمی‌شود.»

مبارزه برای آزادی، فقط محصول رفاه اقتصادی نیست. در تاریخ، بسیاری از کسانی که برای آزادی و دموکراسی مبارزه کرده‌اند، زندان، محرومیت، فقر و فشارهای سنگین را تحمل کرده‌اند؛ اما اراده سیاسی و باور آنها به کرامت انسانی از میان نرفته است.

آقای زمانی در ادامه می‌پرسد:

چه تفاوتی میان سخن شما درباره گاندی ــ که لباس ساده بر تن کرد ــ و سخن علی‌اکبر ولایتی وجود دارد که با اشاره به حوثی‌ها از «لنگ پوشیدن، نان خشک خوردن و مقاومت کردن» سخن گفته بود؟

پاسخ نازیلا گلستان روشن است:

این دو نگاه، از اساس با یکدیگر متفاوت‌اند.

گاندی یک وکیل تحصیل‌کرده بود که سال‌ها کت‌وشلوار و لباس غربی می‌پوشید. او آگاهانه آن لباس را کنار گذاشت و پوشش ساده سنتی هند را انتخاب کرد تا خود را به فقیرترین اقشار جامعه نزدیک کند.

اما مهم‌تر از لباس گاندی، روش مبارزه او بود: خشونت‌پرهیزی.

گاندی فقر را تقدیس نمی‌کرد و مردم را به جنگ مسلحانه فرا نمی‌خواند. او در برابر خشونت استعمار، نافرمانی مدنی، اعتصاب، تحریم مدنی، راهپیمایی و مقاومت بدون سلاح را قرار داد.

او و رهبرانی چون جواهر لعل نهرو برای استقلال هند مبارزه کردند، اما قرار نبود برای رسیدن به آزادی، جامعه را به یک نیروی مسلح دائمی تبدیل کنند.

تفاوت دقیقاً همین‌جاست:

یک تفکر، از فقر، سلاح و خشونت به‌عنوان ابزار تداوم یک نبرد ایدئولوژیک استفاده می‌کند؛
تفکر دیگر، حتی در دل محرومیت، بر کرامت انسان، مشارکت شهروندی و مقاومت خشونت‌پرهیز تأکید می‌کند.

ساده‌زیستی گاندی دعوت مردم به فقر نبود؛ یک انتخاب اخلاقی و سیاسی برای ایستادن در کنار مردم بود.

و خشونت‌پرهیزی او نیز انفعال نبود؛ ابزاری برای تبدیل اراده میلیون‌ها شهروند به یک قدرت سیاسی بود.

این همان تفاوتی است که نباید در بحث امروز ایران فراموش کنیم:

**مقاومت در برابر استبداد، به معنای تقدیس فقر یا توسل به خشونت نیست.
هدف، حفظ کرامت انسان و رسیدن به آزادی است.**

#هم_آوا برای ایران
@voafarsi
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در ادامه این گفت‌وگو، آقای شهرابی درباره تأثیر فشارهای اقتصادی بر ساختار جمهوری اسلامی صحبت می‌کند.

او در پاسخ به امین قضایی ــ که جمهوری اسلامی را با گروه‌هایی مانند حوثی‌ها مقایسه می‌کند ــ تأکید می‌کند که این قیاس از اساس دقیق نیست.

به باور شهرابی، ساختار قدرت در جمهوری اسلامی متشکل از شبکه‌هایی در سپاه و حاکمیت است که برخلاف تصویری که از «مقاومت همراه با ساده‌زیستی» ساخته می‌شود، بخش مهمی از آنها طی سال‌ها به انباشت ثروت، رانت و حفظ منافع اقتصادی خود پرداخته‌اند.

از این منظر، فشار اقتصادی اگر به‌درستی و به‌صورت هدفمند اعمال شود، می‌تواند مستقیماً بر شبکه‌های قدرت و منافع اقتصادی حاکمیت اثر بگذارد؛ حتی اگر نتیجه آن بلافاصله دیده نشود.

به تعبیر شهرابی:

«این ضربه‌ای است که شاید صدایش را امروز نشنویم، اما فردا خواهیم شنید.»

او همچنین در برابر دیدگاه امین قضایی درباره مداخله نظامی، موضع خود را کاملاً شفاف بیان می‌کند و در تأیید سخنان نازیلا گلستان می‌گوید:

«من هم با جنگ و هرگونه حمله نظامی به ایران مخالفم.»

از نگاه او، جنگ نه‌تنها راه‌حل مسئله جمهوری اسلامی نیست، بلکه می‌تواند به فروپاشی ساختارهای کشور، نابودی زیرساخت‌ها، تعمیق شکاف‌های داخلی و آسیب به تمامیت ایران منجر شود.

در این نقطه، اختلاف اصلی در این گفت‌وگو روشن می‌شود:

آیا راه تغییر در ایران از جنگ و مداخله نظامی خارجی می‌گذرد،
یا از فشار هدفمند بر ساختار قدرت، کنش مدنی و شکل‌گیری یک آلترناتیو سیاسی در داخل ایران؟
شهرابی در کنار گلستان بر گزینه دوم تأکید می‌کند:

جنگ، راه گذار نیست؛ ممکن است خودِ کشور را پیش از حکومت فروبپاشد.

#هم_آوا برای ایران
@VOAfarsi @nazilagolestan