This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بردیوارهای شهرمان می نویسیم تا دنیا بداند ملت ایران خواستار انحلال جمهوری اسلامی،برقراری دمکراسی و حقوق بشر درایران است.
My Choice is Regime Change in iran
My Choice is Democracy @irannc
My Choice is Regime Change in iran
My Choice is Democracy @irannc
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
كازرون_در_خون است و نماد استقامت شده است. #كازرون به ما آموخت بعد از هر اعتراضي به خانه نبايد بازگشت، و در اعتراض به دستگيرشدگان اعتراضات پيشين در خيابان هاي شهر مانده اند. تداوم و استقامت و همبستگي رمز پيروزي است. https://www.facebook.com/Iranncorg/photos/a.339941309400660.79900.335819856479472/1943645135696928/?type=3&theater @irannc
Facebook
شورای ملی ایران
كازرون_در_خون است و نماد استقامت شده است. #كازرون به ما آموخت بعد از هر اعتراضي به خانه نبايد بازگشت، و در اعتراض به دستگيرشدگان اعتراضات پيشين در خيابان هاي شهر مانده اند. تداوم و استقامت و همبستگي...
#IranRegimeChange will only come from its people. @Irannc demand to fund the Iranian regime's #frozen assets for #Empowering #Protestors through providing #Intelligent_Cyber_Space & #Free_Internet
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌐 @Irannc
ما خواهان آزادی فوری و بی قید شرط اسماعیل عبدی که تنها به دلیل فعالیت های صنفی و تلاش حق طلبانه اش زندانی شده است هستیم.
ما خواهان آزادی فوری و بی قید شرط اسماعیل عبدی که تنها به دلیل فعالیت های صنفی و تلاش حق طلبانه اش زندانی شده است هستیم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی از همراهان با ارسال این عکس برای ما نوشته است, حراست #دانشگاه_ازاد واحد پزشکی تهران کانال اطلاع رسانی بچه های دانشگاهو که اطلاعیه های درسیو قرار میداد رو گرفته
و با انتشار عکس ها و ایدی بچه ها همه رو تهدید میکنه تا بلکه از #تلگرام بریم سروش!!
نظر شما چیست؟ https://www.facebook.com/Iranncorg/photos/a.339941309400660.79900.335819856479472/1944061705655271/?type=3&theater @irannc
و با انتشار عکس ها و ایدی بچه ها همه رو تهدید میکنه تا بلکه از #تلگرام بریم سروش!!
نظر شما چیست؟ https://www.facebook.com/Iranncorg/photos/a.339941309400660.79900.335819856479472/1944061705655271/?type=3&theater @irannc
Facebook
شورای ملی ایران
یکی از همراهان با ارسال این عکس برای ما نوشته است, حراست #دانشگاه_ازاد واحد پزشکی تهران کانال اطلاع رسانی بچه های دانشگاهو که اطلاعیه های درسیو قرار میداد رو گرفته
و با انتشار عکس ها و ایدی بچه ها...
و با انتشار عکس ها و ایدی بچه ها...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نامه گلرخ ابراهيمى ايرایی فعال حقوق زنان و زندانی سیاسی در گراميداشت فرزاد كمانگر و قدر دانی از آناکه در ایام انتقال به زندان قرچک و اعتصاب غذا، همراه او بودند
"به نام قلم، با یاد فرزاد کمانگر رفیق کوه و کتاب، او که دیریست سر به دار شد و آموزههایش هنوز زمزمهای است بر لبان کودکان کردستان و با دلتنگیهای مادرانهای که داغاش را در سینه و ناماش را بر لب دارد آواز میکند."
"۱۹ اردیبهشت، در حالی که نیزارهای جادهی ورامین را پشت سر گذاشته بودیم با چشمی دوخته به کوههای توچال یاد فرزاد عزیز را گرامی داشتیم. چرخ فلک گشت و پرگار روزگار هستیمان را ترسیم نمود در این تیره روزگار کوبههای پاشنهی سخت پوتین ارتجاع بر پیکر خونین اما ایستادهی مقاومت؛ در سرزمینی که قرنی است طلوع خورشید را به انتظار نشسته است و زاده است امیدوارانی از جنس آهن و فولاد را که درخشش کورسوی امید را به انگشت اشاره نشانه میروند تا خستهگان نومید را نوید روشنایی دهند."
"روزگار پر آشوبی است، هر حنجرهای را که فریاد میشود به سرب داغ آغشته میکنند."
"در خود فریاد میشویم و دستهامان هر چه فردایی که بیش از یک قرن است برایش سر به دار و تن به گلوله داریم، میجویند به چنگاش نمیآورند."
در خود ناله ميكنيم
"چرا که پای در رکابان قلیلاند و از واهمهی بر تن نماندنِ سرِسبز، زبان سرخ را به کام میخکوب کردهاند."
"پس ما را چه جا بایستهتر از همین خاکستریِ امروز، اگر این اسب زین شده را تا سر منزل مقصود به تاخت نرانیم."
"سپاسگزارم از تک تکتان اگر چه قدردانیام در واژه نمیگنجد."
"از حضورتان توان گرفتم و تاب آوردم سختی روزهایی را که بر من گذشت."
"تاب و توانم شدید و اگر نبودید یقینا نمی توانستم قدم از قدم بر دارم."
"امیدوارم لایق باشم تا دستانم را به دستانتان گره زنم و هم پایتان این جادهی پر فراز و نشیب منتهی به فردای آزادی را بجویم."
"تا آزادی زینب، تا رهایی رامین … تا رسیدن به جامعهای که در آن نه بیداد فقر باشد و نه واهمهی شکستن قلم، قطرهای از دریای حضورتان خواهم بود."
"در کنار قدردانیام از همهی رفقا و عزیزانی که در کنارم بودند، سپاسگزارم از تمام زندانیان زندان قرچک ورامین که در کنار من و آتنا بودند و کوله باری شدند از تجربه برایمان."
"عزیزانی که خود قربانیان فقر و قربانیان تبعیض، قربانیان فاصله مشمئز کنندهی طبقاتی، قربانیان نبود آگاهی و قربانیان وجود قوانین عبوس و بیمنطق ارتجاعی هستند."
"عزیزانی که هر یک فصلی از کتاب دردهای این جامعهی تبدار خواهند بود، آنگاه که به قلم در آید."
"با لمس دردهایشان مصمم ترم برای ایجاد آن تغییر بزرگ که دیروز زمزمهای بود و امروز نعرهای شد و آسمان شهرم را به لرزه درآورد."
گلرخ ابراهيمى ایرائی
۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۷
زندان اوین @irannc
"به نام قلم، با یاد فرزاد کمانگر رفیق کوه و کتاب، او که دیریست سر به دار شد و آموزههایش هنوز زمزمهای است بر لبان کودکان کردستان و با دلتنگیهای مادرانهای که داغاش را در سینه و ناماش را بر لب دارد آواز میکند."
"۱۹ اردیبهشت، در حالی که نیزارهای جادهی ورامین را پشت سر گذاشته بودیم با چشمی دوخته به کوههای توچال یاد فرزاد عزیز را گرامی داشتیم. چرخ فلک گشت و پرگار روزگار هستیمان را ترسیم نمود در این تیره روزگار کوبههای پاشنهی سخت پوتین ارتجاع بر پیکر خونین اما ایستادهی مقاومت؛ در سرزمینی که قرنی است طلوع خورشید را به انتظار نشسته است و زاده است امیدوارانی از جنس آهن و فولاد را که درخشش کورسوی امید را به انگشت اشاره نشانه میروند تا خستهگان نومید را نوید روشنایی دهند."
"روزگار پر آشوبی است، هر حنجرهای را که فریاد میشود به سرب داغ آغشته میکنند."
"در خود فریاد میشویم و دستهامان هر چه فردایی که بیش از یک قرن است برایش سر به دار و تن به گلوله داریم، میجویند به چنگاش نمیآورند."
در خود ناله ميكنيم
"چرا که پای در رکابان قلیلاند و از واهمهی بر تن نماندنِ سرِسبز، زبان سرخ را به کام میخکوب کردهاند."
"پس ما را چه جا بایستهتر از همین خاکستریِ امروز، اگر این اسب زین شده را تا سر منزل مقصود به تاخت نرانیم."
"سپاسگزارم از تک تکتان اگر چه قدردانیام در واژه نمیگنجد."
"از حضورتان توان گرفتم و تاب آوردم سختی روزهایی را که بر من گذشت."
"تاب و توانم شدید و اگر نبودید یقینا نمی توانستم قدم از قدم بر دارم."
"امیدوارم لایق باشم تا دستانم را به دستانتان گره زنم و هم پایتان این جادهی پر فراز و نشیب منتهی به فردای آزادی را بجویم."
"تا آزادی زینب، تا رهایی رامین … تا رسیدن به جامعهای که در آن نه بیداد فقر باشد و نه واهمهی شکستن قلم، قطرهای از دریای حضورتان خواهم بود."
"در کنار قدردانیام از همهی رفقا و عزیزانی که در کنارم بودند، سپاسگزارم از تمام زندانیان زندان قرچک ورامین که در کنار من و آتنا بودند و کوله باری شدند از تجربه برایمان."
"عزیزانی که خود قربانیان فقر و قربانیان تبعیض، قربانیان فاصله مشمئز کنندهی طبقاتی، قربانیان نبود آگاهی و قربانیان وجود قوانین عبوس و بیمنطق ارتجاعی هستند."
"عزیزانی که هر یک فصلی از کتاب دردهای این جامعهی تبدار خواهند بود، آنگاه که به قلم در آید."
"با لمس دردهایشان مصمم ترم برای ایجاد آن تغییر بزرگ که دیروز زمزمهای بود و امروز نعرهای شد و آسمان شهرم را به لرزه درآورد."
گلرخ ابراهيمى ایرائی
۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۷
زندان اوین @irannc