صدای نو | ۹ مهر ۹۷
گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۹ مهر ۹۷
آیا کاهش قیمت ارز ادامه مییابد؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
آیا کاهش قیمت ارز ادامه مییابد؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
#الف
🔸لانه بیدفاع!
▫️شورای سردبیری: ایرانیان در طول تاریخ سرشار از جنگ خود نبردهای شکستخورده فراوانی دارند که در آنها از خودشان شکست خوردهاند! در بیشتر این شکستها، غافل شدن از قلب سرزمین و لانه حکومت نقش مهمی داشته است: به سویی متمایل شدهاند تا پیش روند، از سوی دیگر مورد هجوم واقع شدهاند! در طول جنگهای ۳۰۰ ساله با عثمانی، جنگهای شاهصفی بر سر بغداد نمونهای است که نشان میدهد چرا صفویان خود سبب سقوط خود شدند. شاهعباس و برادرزادهاش شاهصفی، بغداد را حدود ۴۰۰ سال پیش از دست عثمانی گرفتند و پس از چند جنگ در طول ۱۵ سال، آن را از دست دادند و به عهدنامه قصر شیرین رسیدند که گذشته از بغداد، بخشی وسیع از کردستان را برای ابد از ایران جدا کرد.
اما اهمیتی نداشت اگر چند ماه قبل از آن قندهار را در جبهه شرقی از دست نمیدادند: درحالیکه شاه ایران در غرب گرفتار حفظ بغداد بود، هندوان به پادشاهی شاه جهان امپراطور مغولی هند به قندهار تاخته، آن را تسخیر کرده و جبهه شرقی ایران را شکسته بودند. زوال پادشاهی صفویه از همانجا شروع شد. کشور به تدریج کوچک شده بود، زیرا میل جهانگشایی شیعی صفویه و تمایلش به عقب راندن سنیان در شبه جزیره، توان نظامی را دائما از مرکز دور کرده، با عثمانی سنی مذهب مشغول ساخته، و لانه را بیدفاع گذاشته بود.
از دوران کمبوجیه که مصر فتح میکرد و سودای پیشرفت به کارتاژ و لیبی داشت تا دوران شاهان صفوی که بر سر شبهجزیره عربستان و حاشیههای آن مانند بغداد سالها جنگیدند و نسل ما که الان بغداد و فرابغداد را عمق استراتژیک خود میخوانیم، به اندازه تاریخ شناخته جهان فاصله است. فاصله و مدتی طولانی که از آن هیچ نیاموختهایم. نفهمیدیم که این سرزمین دژی طبیعی است که دیواره رشتهکوههایی طولانی مرکز آن را محافظت میکنند و در رفتن به فراسوی این قلعه باید محتاط و دورنگر بود. خارپشت نباید از لانه خود زیاد دور شود.
علت روشنی دارد: به علت داشتن ثروت بالقوه بسیار، توجیهی برای دستیابی به "فضای حیاتی" به هر قیمت، آنهم در شورهزارهای شبه جزیره نفرینشده نداریم و بهطور بالقوه نیز آسیبپذیریم. هم لانهمان بدون حضور سردارانمان قابل اشغال است، هم نقاط آسیبپذیری داریم. شکمی نرم و آسیبپذیر و سلاحی در حد دفاعی و نه تهاجمی. نباید از لانه زیاد دور شویم. باید رخت به سرای خویش کشیم تا بیآسیب بمانیم.
نباید به دوران صفویه برگردیم و به هیچ دوران دیگری. نه رفتن کمبوجیه تا مصر، نه رفتن نادر تا هند و نه جهانگشاییهای دیگر شاهان حاصلی جز سلسلهای از شکست و ناکامی نداشتند. اما یک شکست هست که نباید تکرار شود: شکستی که از سرگرم شدن ما به از میدان به در کردن اعراب سنی ناشی شود. بعد از جنگهای سیصدساله با عثمانی که مذهب پیشرانه و سوخت موتور آن بود مشغول شدن امروز ما در رابطه عشق و نفرت با اعراب، کشور را دوباره به میز قمار بر سر گرایش عقیدتی حکومت برگردانده و برای دومینبار است که منافع ملی ما زیر فشار گرایش مذهبی حکومت زیر پا گذاشته و نابود میشود. هم کشور نابود میشود و هم حکومت. تمامش کنیم!
🆔 @jameeno
🔸لانه بیدفاع!
▫️شورای سردبیری: ایرانیان در طول تاریخ سرشار از جنگ خود نبردهای شکستخورده فراوانی دارند که در آنها از خودشان شکست خوردهاند! در بیشتر این شکستها، غافل شدن از قلب سرزمین و لانه حکومت نقش مهمی داشته است: به سویی متمایل شدهاند تا پیش روند، از سوی دیگر مورد هجوم واقع شدهاند! در طول جنگهای ۳۰۰ ساله با عثمانی، جنگهای شاهصفی بر سر بغداد نمونهای است که نشان میدهد چرا صفویان خود سبب سقوط خود شدند. شاهعباس و برادرزادهاش شاهصفی، بغداد را حدود ۴۰۰ سال پیش از دست عثمانی گرفتند و پس از چند جنگ در طول ۱۵ سال، آن را از دست دادند و به عهدنامه قصر شیرین رسیدند که گذشته از بغداد، بخشی وسیع از کردستان را برای ابد از ایران جدا کرد.
اما اهمیتی نداشت اگر چند ماه قبل از آن قندهار را در جبهه شرقی از دست نمیدادند: درحالیکه شاه ایران در غرب گرفتار حفظ بغداد بود، هندوان به پادشاهی شاه جهان امپراطور مغولی هند به قندهار تاخته، آن را تسخیر کرده و جبهه شرقی ایران را شکسته بودند. زوال پادشاهی صفویه از همانجا شروع شد. کشور به تدریج کوچک شده بود، زیرا میل جهانگشایی شیعی صفویه و تمایلش به عقب راندن سنیان در شبه جزیره، توان نظامی را دائما از مرکز دور کرده، با عثمانی سنی مذهب مشغول ساخته، و لانه را بیدفاع گذاشته بود.
از دوران کمبوجیه که مصر فتح میکرد و سودای پیشرفت به کارتاژ و لیبی داشت تا دوران شاهان صفوی که بر سر شبهجزیره عربستان و حاشیههای آن مانند بغداد سالها جنگیدند و نسل ما که الان بغداد و فرابغداد را عمق استراتژیک خود میخوانیم، به اندازه تاریخ شناخته جهان فاصله است. فاصله و مدتی طولانی که از آن هیچ نیاموختهایم. نفهمیدیم که این سرزمین دژی طبیعی است که دیواره رشتهکوههایی طولانی مرکز آن را محافظت میکنند و در رفتن به فراسوی این قلعه باید محتاط و دورنگر بود. خارپشت نباید از لانه خود زیاد دور شود.
علت روشنی دارد: به علت داشتن ثروت بالقوه بسیار، توجیهی برای دستیابی به "فضای حیاتی" به هر قیمت، آنهم در شورهزارهای شبه جزیره نفرینشده نداریم و بهطور بالقوه نیز آسیبپذیریم. هم لانهمان بدون حضور سردارانمان قابل اشغال است، هم نقاط آسیبپذیری داریم. شکمی نرم و آسیبپذیر و سلاحی در حد دفاعی و نه تهاجمی. نباید از لانه زیاد دور شویم. باید رخت به سرای خویش کشیم تا بیآسیب بمانیم.
نباید به دوران صفویه برگردیم و به هیچ دوران دیگری. نه رفتن کمبوجیه تا مصر، نه رفتن نادر تا هند و نه جهانگشاییهای دیگر شاهان حاصلی جز سلسلهای از شکست و ناکامی نداشتند. اما یک شکست هست که نباید تکرار شود: شکستی که از سرگرم شدن ما به از میدان به در کردن اعراب سنی ناشی شود. بعد از جنگهای سیصدساله با عثمانی که مذهب پیشرانه و سوخت موتور آن بود مشغول شدن امروز ما در رابطه عشق و نفرت با اعراب، کشور را دوباره به میز قمار بر سر گرایش عقیدتی حکومت برگردانده و برای دومینبار است که منافع ملی ما زیر فشار گرایش مذهبی حکومت زیر پا گذاشته و نابود میشود. هم کشور نابود میشود و هم حکومت. تمامش کنیم!
🆔 @jameeno
صدای نو | ۱۰ مهر ۹۷
گروه جامعه نو | @jameeno
🔸صدای نو | ۱۰ مهر ۹۷
دلار به کدام سو خواهد رفت؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
دلار به کدام سو خواهد رفت؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
🔹نوبت نرمخویی
▫️جامعه نو: جهان، خسته از میراث خشونت که ما و گذشتگانمان برای فرزندان و آیندگانمان به جا گذاشتهایم بسیار ملایم و آرام اما زیربنایی، به سوی تعادل و نرمش میخزد: از روح و روان و رفتار آدمها و انتظاراتشان از یکدیگر گرفته تا عرصه به خشونت شناختهشده سیاست که روند کلان آن البته به کندی به سوی سیاستمداران سهلگیر و سبزاندیش دوچرخهسوار و موتورسوارچرخیده است. کودکان ما برآشفته از ندانمکاریها و هنجارها و ارزشهای خشونتزای ما رو آوردهاند به تغییر آنها. یکی از مهمترین نهادهای امروزین که اکنون به تغییر نرمها و هنجارهای گذشته میپردازد «مدرسه زندگی» آلن دوباتن، فیلسوف است که در سال 2008 در لندن پایهگذاری شد و اکنون در بسیاری از کشورهای دنیا شعبه دارد، از جمله در برلین آلمان، که مقاله زیر در مورد تغییر چهره مرد عصر کنونی، از سایت این مدرسه ترجمه شده است. آلن دوباتن برای خواننده فارسیزبان نیز چهره آشنایی است و برخی آثار اواز جمله «جستارهایی درباره عشق» به فارسی ترجمه شده است.
🔻در پست بعدی بیشتر بخوانید
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: جهان، خسته از میراث خشونت که ما و گذشتگانمان برای فرزندان و آیندگانمان به جا گذاشتهایم بسیار ملایم و آرام اما زیربنایی، به سوی تعادل و نرمش میخزد: از روح و روان و رفتار آدمها و انتظاراتشان از یکدیگر گرفته تا عرصه به خشونت شناختهشده سیاست که روند کلان آن البته به کندی به سوی سیاستمداران سهلگیر و سبزاندیش دوچرخهسوار و موتورسوارچرخیده است. کودکان ما برآشفته از ندانمکاریها و هنجارها و ارزشهای خشونتزای ما رو آوردهاند به تغییر آنها. یکی از مهمترین نهادهای امروزین که اکنون به تغییر نرمها و هنجارهای گذشته میپردازد «مدرسه زندگی» آلن دوباتن، فیلسوف است که در سال 2008 در لندن پایهگذاری شد و اکنون در بسیاری از کشورهای دنیا شعبه دارد، از جمله در برلین آلمان، که مقاله زیر در مورد تغییر چهره مرد عصر کنونی، از سایت این مدرسه ترجمه شده است. آلن دوباتن برای خواننده فارسیزبان نیز چهره آشنایی است و برخی آثار اواز جمله «جستارهایی درباره عشق» به فارسی ترجمه شده است.
🔻در پست بعدی بیشتر بخوانید
🆔 @jameeno
🖌برگردان: نسرین تخیری
▫️جامعه نو: حدود 80 سالی میشود که پاسخ به پرسش «مرد مطلوب و دلخواه باید چگونه باشد؟»، به شدت با ایده «خفن و باحال» گره خورده است. در این دوره رسانهها لبریز از تصاویر مردانِ پرسوکسۀ وسوسهانگیز و جذابی مانند همفری بوگارت، ژان پل بلموندو، مارچلو ماسترویانی، جیمز باند و باب دیلن از قدیمیها، و بندیکت کامبربَچ از میان جدیدترها بودهاند.
مرد همهچیزتمامی که خرکار نیست، هرگز سردرگم و دستپاچه نمیشود و در حالیکه بر اوضاع مسلط است، مشکلات را سروسامان میدهد. خوشاندام است، بدون زحمت قلهها را فتح میکند و اگر قرار باشد کسی را بکشد، با کمترین دردسر سرِ طرف را زیر آب میکند. بابت هیچ چیز مضطرب نمیشود، اعتماد به نفس دارد و آقا و سرور خودش است. همیشه اتوکشیده، منظم و تروتمیز است. کمحرف و گزیدهگوست و حرف نامربوط نمیزند. او به هر قدرتی بیاعتماد است و علیه آن سرکشی میکند، در عین حال خودش هم در پی قدرت گرفتن نیست: مستقل است و رها.
🔻متن کامل را در لینک زیر بخوانید
https://telegra.ph/Alain-10-03
▫️جامعه نو: حدود 80 سالی میشود که پاسخ به پرسش «مرد مطلوب و دلخواه باید چگونه باشد؟»، به شدت با ایده «خفن و باحال» گره خورده است. در این دوره رسانهها لبریز از تصاویر مردانِ پرسوکسۀ وسوسهانگیز و جذابی مانند همفری بوگارت، ژان پل بلموندو، مارچلو ماسترویانی، جیمز باند و باب دیلن از قدیمیها، و بندیکت کامبربَچ از میان جدیدترها بودهاند.
مرد همهچیزتمامی که خرکار نیست، هرگز سردرگم و دستپاچه نمیشود و در حالیکه بر اوضاع مسلط است، مشکلات را سروسامان میدهد. خوشاندام است، بدون زحمت قلهها را فتح میکند و اگر قرار باشد کسی را بکشد، با کمترین دردسر سرِ طرف را زیر آب میکند. بابت هیچ چیز مضطرب نمیشود، اعتماد به نفس دارد و آقا و سرور خودش است. همیشه اتوکشیده، منظم و تروتمیز است. کمحرف و گزیدهگوست و حرف نامربوط نمیزند. او به هر قدرتی بیاعتماد است و علیه آن سرکشی میکند، در عین حال خودش هم در پی قدرت گرفتن نیست: مستقل است و رها.
🔻متن کامل را در لینک زیر بخوانید
https://telegra.ph/Alain-10-03
Telegraph
نوبت نرمخویی
حدود 80 سالی میشود که پاسخ به پرسش «مرد مطلوب و دلخواه باید چگونه باشد؟»، به شدت با ایده «خفن و باحال» گره خورده است. در این دوره رسانهها لبریز از تصاویر مردانِ پرسوکسۀ وسوسهانگیز و جذابی مانند همفری بوگارت، ژان پل بلموندو، مارچلو ماسترویانی، جیمز باند…
صدای نو | ۱۱ مهر ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۱ مهر ۹۷
چه کسی دلار را گران کرد؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
چه کسی دلار را گران کرد؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
صدای نو | ۱۲ مهر ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۲ مهر ۹۷
صدای جمعه : به یاد اکبر رادی
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
صدای جمعه : به یاد اکبر رادی
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
#الف
🔹خاتمی چه طلب میکند؟
▫️شورای سردبیری: آقای خاتمی در آخرین دیدار عمومی خود با جمعی از ایثارگران ضمن هشدارها و نصایح بنیادین خود سخنی هم از لزوم اصلاحات در ساختارهای نظام به میان آورده است. منظور رهبر اصلاحطلبان را از این عبارت که بار معنایی تعریف شدهای دارد چگونه باید استخراج کرد؟
عبارت چهار کلمهای سیدمحمد خاتمی میتواند برخی را خیلی خشمگین کند: "اصلاحاتی در ساختار نظام". این حرف غالباً تعبیر خوفناکی در ذهن ارکان نظام پدید میآورد که حاصل اعلام مداوم محتوای ساختارشکن برای آن توسط تندروهای حاشیهای سیاست است. تکرار آن توسط خاتمی که نفوذ اجتماعی کلامش از خردهروشنفکران بسیار بیشتر است، میتواند مابهازایی واقعی در عرصه سیاست پیدا کند و آرزویی را به واقعیت بدل سازد. اتفاقا برخلاف روشنفکران که غالباً مراد آنها از اصلاحات، در ته ذهنشان دگرگونی است، "اصلاحات در ساختار نظام" خاتمی از یک سو در چارچوبی اصلاحی است و نه انقلابی و از سوی دیگر معمولا ممکنالوصول است و نه تخیلی و نامنطبق به موقعیت واقعی موازنه نیروها. پس باید جدیتر از هر تغییر ساختاری فرض شود که طی این سالها بر زبان خردهروشنفکران جاری شده است. او بسیار دقیق سخن گفته است: "باید روشها و سیاستها عوض شود و در ساختار نظام اصلاحاتی رخ دهد." به زعم خاتمی برخی چیزها باید " عوض" شوند، و چیزهایی باید "اصلاح" گردند.
حال باید دید اصلاحات مورد نظر خاتمی در ساختار نظام چه میتواند باشد. ناگفته پیداست که همواره باید خواستهای سیاسی خاتمی نرمخو و معتدل از حکومت را کف انتظارات اصلاحطلبان از حکومت و نظام دانست. در واقع آقای خاتمی خواستهایی را مطرح میکند که کمتر از آن ارزش اعلام به عنوان کف مطالبات اصلاحطلبانه ندارد.
اما این مطالبات چه هستند و چقدر قابل دستیابیاند؟ بازتعریف ترکیب قدرت سیاسی؟ تجدیدنظر در چرخه انتخاب مقامات ارشد؟ تغییر تعریف ابتنای دستگاه اداره کشور بر سه قوه؟ اصلاحات بنیادین دستگاه قضایی؟ .... این فهرست را میتوان ادامه داد ولی مطالبات از نقطهای به بعد دیگر درباره ساختار نیستند و تقاضای تحقق کارکردهایی هستند که میثاق ملی یعنی قانون اساسی انجام آنها را بر عهده ساختار گذاشته است. بنابراین خواست و مطالبه آقای خاتمی را باید در همین فهرست مختصر جستجو کرد، زیرا حتی خواستهایی عمده مانند حذف نظارت استصوابی یا برابری حقوقی شهروندان نیز در زمره درخواست تغییر کارکردهاست و نه ساختارها. در واقع همانهاست که خاتمی به عنوان "تعویض روشها و سیاستها" از آنها یاد کرده است.
به این ترتیب باید دید اصلاح ساختار درخواستی آقای خاتمی کدامیک از اینهاست و البته این را جز خود ایشان کسی نمیتواند مشخص کند که اولویت اصلاحات در ساختارهای جمهوری اسلامی از نظر رهبر اصلاحات چیست. آنچه ذهن ما، فارغ از ذهنیت آقای خاتمی میتواند در این باره بدان مشغول شود این است که وخامت حادثشده در موقعیت کشور و تاثیری که میتواند بر ارتعاش مبانی ساختارهای موجود بگذارد، عقل سلیم را به جستجوی علل بنیادین و نقایص موجود در بافت ساختارها رهنمون میکند: تحکیم مبانی استقراری جمهوری اسلامی، پیششرط دوام آن در برابر امواج داخلی و خارجی است و این مبانی را جز با بازسازی آنها نمیتوان استحکام بخشید. به زبان سادهتر، تا تغییراتی در شیوه اداره کلان کشور از طریق بازتوزیع عقلانیتر قدرت رخ ندهد، گذشت زمان به نفع ثبات حکومت ایران نخواهد بود. ادبیات اصلاحطلبانی از کلاس سیدمحمد خاتمی، تقاضایی غلیظتر از این مطرح نمیتواند کرد، هر چند این تقاضا در ماهیت خود بسیار فراتر از مطالبه کسانی است که میگویند بر سر حذف نظارت استصوابی رفراندوم کنیم.
به هر رو، اینک که افق این جمهوری بیشتر شامگاهی است، آقای خاتمی کماکان در جایگاه همیشگی خود ایستاده و آرام و ناجنگجو مینماید، اما عبارتی را به زبان آورده که قاعدتاً باید به زودی آن را به تقاضایی دقیق و مصداقی مشخص ترجمه کند.
🆔 @jameeno
🔹خاتمی چه طلب میکند؟
▫️شورای سردبیری: آقای خاتمی در آخرین دیدار عمومی خود با جمعی از ایثارگران ضمن هشدارها و نصایح بنیادین خود سخنی هم از لزوم اصلاحات در ساختارهای نظام به میان آورده است. منظور رهبر اصلاحطلبان را از این عبارت که بار معنایی تعریف شدهای دارد چگونه باید استخراج کرد؟
عبارت چهار کلمهای سیدمحمد خاتمی میتواند برخی را خیلی خشمگین کند: "اصلاحاتی در ساختار نظام". این حرف غالباً تعبیر خوفناکی در ذهن ارکان نظام پدید میآورد که حاصل اعلام مداوم محتوای ساختارشکن برای آن توسط تندروهای حاشیهای سیاست است. تکرار آن توسط خاتمی که نفوذ اجتماعی کلامش از خردهروشنفکران بسیار بیشتر است، میتواند مابهازایی واقعی در عرصه سیاست پیدا کند و آرزویی را به واقعیت بدل سازد. اتفاقا برخلاف روشنفکران که غالباً مراد آنها از اصلاحات، در ته ذهنشان دگرگونی است، "اصلاحات در ساختار نظام" خاتمی از یک سو در چارچوبی اصلاحی است و نه انقلابی و از سوی دیگر معمولا ممکنالوصول است و نه تخیلی و نامنطبق به موقعیت واقعی موازنه نیروها. پس باید جدیتر از هر تغییر ساختاری فرض شود که طی این سالها بر زبان خردهروشنفکران جاری شده است. او بسیار دقیق سخن گفته است: "باید روشها و سیاستها عوض شود و در ساختار نظام اصلاحاتی رخ دهد." به زعم خاتمی برخی چیزها باید " عوض" شوند، و چیزهایی باید "اصلاح" گردند.
حال باید دید اصلاحات مورد نظر خاتمی در ساختار نظام چه میتواند باشد. ناگفته پیداست که همواره باید خواستهای سیاسی خاتمی نرمخو و معتدل از حکومت را کف انتظارات اصلاحطلبان از حکومت و نظام دانست. در واقع آقای خاتمی خواستهایی را مطرح میکند که کمتر از آن ارزش اعلام به عنوان کف مطالبات اصلاحطلبانه ندارد.
اما این مطالبات چه هستند و چقدر قابل دستیابیاند؟ بازتعریف ترکیب قدرت سیاسی؟ تجدیدنظر در چرخه انتخاب مقامات ارشد؟ تغییر تعریف ابتنای دستگاه اداره کشور بر سه قوه؟ اصلاحات بنیادین دستگاه قضایی؟ .... این فهرست را میتوان ادامه داد ولی مطالبات از نقطهای به بعد دیگر درباره ساختار نیستند و تقاضای تحقق کارکردهایی هستند که میثاق ملی یعنی قانون اساسی انجام آنها را بر عهده ساختار گذاشته است. بنابراین خواست و مطالبه آقای خاتمی را باید در همین فهرست مختصر جستجو کرد، زیرا حتی خواستهایی عمده مانند حذف نظارت استصوابی یا برابری حقوقی شهروندان نیز در زمره درخواست تغییر کارکردهاست و نه ساختارها. در واقع همانهاست که خاتمی به عنوان "تعویض روشها و سیاستها" از آنها یاد کرده است.
به این ترتیب باید دید اصلاح ساختار درخواستی آقای خاتمی کدامیک از اینهاست و البته این را جز خود ایشان کسی نمیتواند مشخص کند که اولویت اصلاحات در ساختارهای جمهوری اسلامی از نظر رهبر اصلاحات چیست. آنچه ذهن ما، فارغ از ذهنیت آقای خاتمی میتواند در این باره بدان مشغول شود این است که وخامت حادثشده در موقعیت کشور و تاثیری که میتواند بر ارتعاش مبانی ساختارهای موجود بگذارد، عقل سلیم را به جستجوی علل بنیادین و نقایص موجود در بافت ساختارها رهنمون میکند: تحکیم مبانی استقراری جمهوری اسلامی، پیششرط دوام آن در برابر امواج داخلی و خارجی است و این مبانی را جز با بازسازی آنها نمیتوان استحکام بخشید. به زبان سادهتر، تا تغییراتی در شیوه اداره کلان کشور از طریق بازتوزیع عقلانیتر قدرت رخ ندهد، گذشت زمان به نفع ثبات حکومت ایران نخواهد بود. ادبیات اصلاحطلبانی از کلاس سیدمحمد خاتمی، تقاضایی غلیظتر از این مطرح نمیتواند کرد، هر چند این تقاضا در ماهیت خود بسیار فراتر از مطالبه کسانی است که میگویند بر سر حذف نظارت استصوابی رفراندوم کنیم.
به هر رو، اینک که افق این جمهوری بیشتر شامگاهی است، آقای خاتمی کماکان در جایگاه همیشگی خود ایستاده و آرام و ناجنگجو مینماید، اما عبارتی را به زبان آورده که قاعدتاً باید به زودی آن را به تقاضایی دقیق و مصداقی مشخص ترجمه کند.
🆔 @jameeno
صدای نو | ۱۴ مهر ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۴ مهر ۹۷
آیا مخالفان FATF با به میان آوردن مراجع، موفق خواهند شد؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
آیا مخالفان FATF با به میان آوردن مراجع، موفق خواهند شد؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
#الف
🔻دراز کردن حکیمباشی!
▫️شورای سردبیری: با تصویب لایحه مرتبط با سیافتی در مجلس، اکنون این پرسش مطرح است که ادامه برخورد با آن و ممانعت از تصویبش به کجا خواهد انجامید و خیل مخالفان از شورای نگهبان گرفته تا ائمه جمعه و اهل جنگ و صاحبان درآمدهای نیازمند به پولشویی در نهایت چه خواهند کرد. عاقبت امر را به دقت کامل نمیتوان پیشبینی کرد، ولی بر اساس تجربه میتوان حکمی داد: ممانعتها ادامه مییابد، اما لایحه سرانجام به صورتی که گروه اقدام مالی را راضی کند تصویب نهایی خواهد شد. در تاریخ جمهوری اسلامی مواردی از این دست دقیقاً مسیری واحد پیمودهاند. مشخصه اصلی مواردی مشابه به قرار زیر است:
حکومت در صحنه بینالمللی در شرایطی قرار میگیرد که لاجرم و باید چیزی ناخوشایند را بپذیرد تا خطری را از اصل نظام دور کند. مانند التیماتوم یا تحریم، یا ممنوعیت از تحرک اقتصادی و...
این پذیرش باید یا همراه با اقدام عملی سیستم و یا بر اساس یک مصوبه علنی ملی باشد و نمیتوان مشکل را بیسروصدا و با مذاکره پنهانی حلوفصل کرد.
روند شکل گرفتن مسأله و وخیمشدن آن با تبلیغات و رجزخوانیهای فراوان همراه شده باشد. و راه حل مساله ابعاد ناموسی یافته و پذیرش راه حل شکست حیثیتی به شمار رود.
در چنین شرایطی معمولاً هزینه فرضی به عهده مجلس انداخته شده است. نمونههایی مانند حل مسأله گروگانهای آمریکایی، نمونه کلاسیک حل مشکل بینالمللی به این طریق است و بین مسائل فراوان خارجی تنها یک مورد هست که فرد مسئولیت آن را پذیرفته است و آن هم پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت درباره آتشبس جنگ ایران و عراق است که کل هزینه آن را آیتالله خمینی شخصاً پذیرفت. در مورد برجام، تبلیغات مبتنی بر رد آنقدر بالا گرفته بود که حتی اطمینان وجود نداشت جوزدههایی که هنگام تصویب برجام در مجلس گریه میکردند، پالس را گرفته باشند و باید علائمی از اینکه برجام مورد تأیید مقامات ارشد هست به آنها نشان داده شود. این چیزی بود که امروز هم انجام شد و وظیفه دشوار اطمینان از نبودن چالهوچوله در مسیر آن هم مثل همیشه به عهده رئیس مجلس است که عاقبت امر به نامه یا پیغامی اشاره میکند.
بعید است روندی خلاف آنچه تاکنون عرف این حکومت بوده رخ دهد و ایران در مسیری نیست که خلاف خواستهای بینالمللی حرکت کند، زیرا حرکت در خلاف مسیری که بولتون و پومپئو طراحی کردهاند، همسوییهای هرچه بیشتر با معاهدات و پیمانهای بینالمللی را میطلبد. در نهایت عرضاندام آقایانی که وعده مخالفت با مصوبه مجلس دادهاند، مثل همیشه به ارتفاع کوه اشتباهات انبار شده کسانی میانجامد که رنود سیاسی، سارقان ثروت ملی و ماجراجویان بینالمللی سرنخ به جنبش درآمدن زبان آنها را به انگشت بستهاند.
شگردهایی تازه هم تجربه کردیم در این میانه: شعار شفاف کردن رأی نمایندگان به درخواست مخالفان سرسخت شفافیت عرصه سیاسی؛ استفاده از امکانات تشکیلاتی که نباید در سیاست دخالت کند برای تهدید کتبی نمایندگان مجلس؛ و جالبتر از همه استفاده از این گردنههای سیاسی برای تغییر فاز کسانی که رگه سوداهای سیاسی متفاوت در آنها آشکار شده است.
🆔 @jameeno
🔻دراز کردن حکیمباشی!
▫️شورای سردبیری: با تصویب لایحه مرتبط با سیافتی در مجلس، اکنون این پرسش مطرح است که ادامه برخورد با آن و ممانعت از تصویبش به کجا خواهد انجامید و خیل مخالفان از شورای نگهبان گرفته تا ائمه جمعه و اهل جنگ و صاحبان درآمدهای نیازمند به پولشویی در نهایت چه خواهند کرد. عاقبت امر را به دقت کامل نمیتوان پیشبینی کرد، ولی بر اساس تجربه میتوان حکمی داد: ممانعتها ادامه مییابد، اما لایحه سرانجام به صورتی که گروه اقدام مالی را راضی کند تصویب نهایی خواهد شد. در تاریخ جمهوری اسلامی مواردی از این دست دقیقاً مسیری واحد پیمودهاند. مشخصه اصلی مواردی مشابه به قرار زیر است:
حکومت در صحنه بینالمللی در شرایطی قرار میگیرد که لاجرم و باید چیزی ناخوشایند را بپذیرد تا خطری را از اصل نظام دور کند. مانند التیماتوم یا تحریم، یا ممنوعیت از تحرک اقتصادی و...
این پذیرش باید یا همراه با اقدام عملی سیستم و یا بر اساس یک مصوبه علنی ملی باشد و نمیتوان مشکل را بیسروصدا و با مذاکره پنهانی حلوفصل کرد.
روند شکل گرفتن مسأله و وخیمشدن آن با تبلیغات و رجزخوانیهای فراوان همراه شده باشد. و راه حل مساله ابعاد ناموسی یافته و پذیرش راه حل شکست حیثیتی به شمار رود.
در چنین شرایطی معمولاً هزینه فرضی به عهده مجلس انداخته شده است. نمونههایی مانند حل مسأله گروگانهای آمریکایی، نمونه کلاسیک حل مشکل بینالمللی به این طریق است و بین مسائل فراوان خارجی تنها یک مورد هست که فرد مسئولیت آن را پذیرفته است و آن هم پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت درباره آتشبس جنگ ایران و عراق است که کل هزینه آن را آیتالله خمینی شخصاً پذیرفت. در مورد برجام، تبلیغات مبتنی بر رد آنقدر بالا گرفته بود که حتی اطمینان وجود نداشت جوزدههایی که هنگام تصویب برجام در مجلس گریه میکردند، پالس را گرفته باشند و باید علائمی از اینکه برجام مورد تأیید مقامات ارشد هست به آنها نشان داده شود. این چیزی بود که امروز هم انجام شد و وظیفه دشوار اطمینان از نبودن چالهوچوله در مسیر آن هم مثل همیشه به عهده رئیس مجلس است که عاقبت امر به نامه یا پیغامی اشاره میکند.
بعید است روندی خلاف آنچه تاکنون عرف این حکومت بوده رخ دهد و ایران در مسیری نیست که خلاف خواستهای بینالمللی حرکت کند، زیرا حرکت در خلاف مسیری که بولتون و پومپئو طراحی کردهاند، همسوییهای هرچه بیشتر با معاهدات و پیمانهای بینالمللی را میطلبد. در نهایت عرضاندام آقایانی که وعده مخالفت با مصوبه مجلس دادهاند، مثل همیشه به ارتفاع کوه اشتباهات انبار شده کسانی میانجامد که رنود سیاسی، سارقان ثروت ملی و ماجراجویان بینالمللی سرنخ به جنبش درآمدن زبان آنها را به انگشت بستهاند.
شگردهایی تازه هم تجربه کردیم در این میانه: شعار شفاف کردن رأی نمایندگان به درخواست مخالفان سرسخت شفافیت عرصه سیاسی؛ استفاده از امکانات تشکیلاتی که نباید در سیاست دخالت کند برای تهدید کتبی نمایندگان مجلس؛ و جالبتر از همه استفاده از این گردنههای سیاسی برای تغییر فاز کسانی که رگه سوداهای سیاسی متفاوت در آنها آشکار شده است.
🆔 @jameeno
صدای نو | ۱۵ مهر ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۵ مهر ۹۷
آیا کنوانسیون ضد پولشویی تصویب نهایی میشود؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
آیا کنوانسیون ضد پولشویی تصویب نهایی میشود؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
صدای نو | ۱۶ مهر ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو |۱۶ مهر ۹۷
بنزین گران میشود؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
بنزین گران میشود؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
#الف
♦️زاویه اربعین!
▫️شورای سردبیری: کشمکشی محسوس بین مقامات ایران و عراق بر سر ویزای ورودی زائران اربعین و هزینه آن وجود دارد. از طرف ایران این اصرار وجود دارد که ایران و عراق لزوم صدور روادید برای مسافران بین دو کشور را منتفی کنند و یا حداقل هزینه ویزای عراق را که ۴۱ دلار است از زائران راهپیمایی اربعین نگیرند. اصرار ایران را برخی روحانیون نجف نیز مورد حمایت قرار دادهاند. از سوی دیگر، مقامات عراقی بر لزوم نیاز به صدور روادید و همچنین اخذ هزینه روادید اربعین اصرار دارند. اخبار پیرامون این موضوع چه چیزی را به ما نمیگویند؟
به نظر میرسد رویکردهای دولتهای ایران و عراق در زمینه راهپیمایی اربعین با یکدیگر زاویه پیدا کرده و دو طرف اهداف کاملا مشترکی را در این زمینه پیگیری نمیکنند. در سالهای گذشته هردو دولت از این راهپیمایی به عنوان محمل یک قدرتنمایی بزرگ شیعیان در گستره سرزمینهای اسلامی و بویژه در عراق استفاده میکردند که اساس حکومت جدید آن بر تقسیم قدرت بر مبنای بزرگی فرقهها و گروههای مذهبی و تا حدی قومی (در مورد کردها) گذاشته شده است. همه ساله، تلاش شده است این راهپیمایی با غظمت وشکوه فراوان و با جمعیت انبوه برگزار شود و در این زمینه همکاری زیادی صورت میگرفت که حجم هرچه بیشتری از مشتاقان ایرانی این راهپیمایی امکان حضور در آن را بیابند.
اکنون به نظر میرسد این اشتیاق در سوی عراقی کاهش یافته است و مقامات شیعه دولت عراق که اخیرا گرایش سکولار از بشره همه آنها تراوش میکند همکاری چندانی برای حضور تعداد زیادی از ایرانیان نشان نمیدهند. علت آن قابل درک است و میتوان آن را در آرامش نسبی فضای عراق پس از سالها درگیری و کشتار بینفرقهای و میل سیاستمداران به حفظ و ثبات آن یافت. با وجود ساختار فرقهای حکومت، گویا دولتمردان عراقی که طبق قانون اساسی باید شیعه باشند، به تدریج فهمیدهاند برای اداره کشور نیازمند نشان دادن سیمایی از دولت خود به عنوان تشکیلاتی فرافرقهای و فاقد سوگیری مذهبیاند و باید خود را از رویاروییهای مذهبی دور سازند. آنها اکنون و پس از سالهای پرمرارت کشتارهای مذهبی درک کردهاند باید سیمایی کشوری به خود گرفته، نخستوزیر همه عراقیها باشند و نه فقط شیعیان. بدیهی است آنها مخالفتی با راهپیمایی سنتی اربعین توسط مردم عراق نداشته باشند و آن را نمایشی قابل توجه از توان اجتماعی شیعیان عراق بدانند، ولی باز کردن راه برای حضور شیعیان دیگر کشورها برای رژه رفتن در مقابل چشم شهروندان سنی مذهب عراق موضوعی متفاوت است. این موضوع بویژه با رجزخوانیهای متواتر مقامات مسئول و غیرمسئول ایرانی درباره نفوذ وسیع و گسترده ایران در عراق چالشبرانگیز از کار در میآید؛ ادعایی که بیش از برخی ژنرالهای ایران، توسط گروه رجوی، مقامات تندروی آمریکا مانند بولتون، نویسندگان ضدایرانی رسانههای عرب و بویژه کیهان تکرار میشود. امرلله زارعی نویسنده کیهان دو روز پیش میزان نفوذ ایران و آمریکا (خالق دولت کنونی عراق و استخراجکننده روزانه ۴ میلیون بشکه نفت عراق) در این کشور را مقایسه کرده و رجز خوانده بود نفوذ ایران بسیار فراتر است و ایران سه بر هیچ از آمریکا جلو است.
قاعدتا همه اینها برای نخستوزیران و دولتهای عراق چالشساز بودهاند. لابد آنها باید دائما مقداری انرژی صرف خنثی کردن تاثیر حرفهای غیرمسئولانهای از این دست کنند. احتمالا یکی از راههای پیش روی آنها این است که عاقلانه در مقابل افکار عمومی عراقیهاچنین بنمایند که عراقیهای شیعه بیش از آنکه خطبه برادری با ایرانیهای مشتاق زیارت کربلا بخوانند، میل به تحکیم برادری خود با هموطنان دیگرشان دارند. یکی از انعکاسهای عملیاتی این فکر، میتواند بیمیلی نسبت به تبدیل راهپیمایی اربعین به نشانه یکپارچگی بخش بزرگ و مهمی از جمعیت عراق با ایرانیان باشد و مقاومت در برابر درخواست کاهش هزینه ویزا را هم در همین چارچوب میتوان دید. قابل فهم و انتظار است و شاید بهتر باشد ما هم به جای شعار دادن درباره نفوذ عراقیمان، درک خود را از موقعیت واقعی این رابطه افزایش دهیم.
🆔 @jameeno
♦️زاویه اربعین!
▫️شورای سردبیری: کشمکشی محسوس بین مقامات ایران و عراق بر سر ویزای ورودی زائران اربعین و هزینه آن وجود دارد. از طرف ایران این اصرار وجود دارد که ایران و عراق لزوم صدور روادید برای مسافران بین دو کشور را منتفی کنند و یا حداقل هزینه ویزای عراق را که ۴۱ دلار است از زائران راهپیمایی اربعین نگیرند. اصرار ایران را برخی روحانیون نجف نیز مورد حمایت قرار دادهاند. از سوی دیگر، مقامات عراقی بر لزوم نیاز به صدور روادید و همچنین اخذ هزینه روادید اربعین اصرار دارند. اخبار پیرامون این موضوع چه چیزی را به ما نمیگویند؟
به نظر میرسد رویکردهای دولتهای ایران و عراق در زمینه راهپیمایی اربعین با یکدیگر زاویه پیدا کرده و دو طرف اهداف کاملا مشترکی را در این زمینه پیگیری نمیکنند. در سالهای گذشته هردو دولت از این راهپیمایی به عنوان محمل یک قدرتنمایی بزرگ شیعیان در گستره سرزمینهای اسلامی و بویژه در عراق استفاده میکردند که اساس حکومت جدید آن بر تقسیم قدرت بر مبنای بزرگی فرقهها و گروههای مذهبی و تا حدی قومی (در مورد کردها) گذاشته شده است. همه ساله، تلاش شده است این راهپیمایی با غظمت وشکوه فراوان و با جمعیت انبوه برگزار شود و در این زمینه همکاری زیادی صورت میگرفت که حجم هرچه بیشتری از مشتاقان ایرانی این راهپیمایی امکان حضور در آن را بیابند.
اکنون به نظر میرسد این اشتیاق در سوی عراقی کاهش یافته است و مقامات شیعه دولت عراق که اخیرا گرایش سکولار از بشره همه آنها تراوش میکند همکاری چندانی برای حضور تعداد زیادی از ایرانیان نشان نمیدهند. علت آن قابل درک است و میتوان آن را در آرامش نسبی فضای عراق پس از سالها درگیری و کشتار بینفرقهای و میل سیاستمداران به حفظ و ثبات آن یافت. با وجود ساختار فرقهای حکومت، گویا دولتمردان عراقی که طبق قانون اساسی باید شیعه باشند، به تدریج فهمیدهاند برای اداره کشور نیازمند نشان دادن سیمایی از دولت خود به عنوان تشکیلاتی فرافرقهای و فاقد سوگیری مذهبیاند و باید خود را از رویاروییهای مذهبی دور سازند. آنها اکنون و پس از سالهای پرمرارت کشتارهای مذهبی درک کردهاند باید سیمایی کشوری به خود گرفته، نخستوزیر همه عراقیها باشند و نه فقط شیعیان. بدیهی است آنها مخالفتی با راهپیمایی سنتی اربعین توسط مردم عراق نداشته باشند و آن را نمایشی قابل توجه از توان اجتماعی شیعیان عراق بدانند، ولی باز کردن راه برای حضور شیعیان دیگر کشورها برای رژه رفتن در مقابل چشم شهروندان سنی مذهب عراق موضوعی متفاوت است. این موضوع بویژه با رجزخوانیهای متواتر مقامات مسئول و غیرمسئول ایرانی درباره نفوذ وسیع و گسترده ایران در عراق چالشبرانگیز از کار در میآید؛ ادعایی که بیش از برخی ژنرالهای ایران، توسط گروه رجوی، مقامات تندروی آمریکا مانند بولتون، نویسندگان ضدایرانی رسانههای عرب و بویژه کیهان تکرار میشود. امرلله زارعی نویسنده کیهان دو روز پیش میزان نفوذ ایران و آمریکا (خالق دولت کنونی عراق و استخراجکننده روزانه ۴ میلیون بشکه نفت عراق) در این کشور را مقایسه کرده و رجز خوانده بود نفوذ ایران بسیار فراتر است و ایران سه بر هیچ از آمریکا جلو است.
قاعدتا همه اینها برای نخستوزیران و دولتهای عراق چالشساز بودهاند. لابد آنها باید دائما مقداری انرژی صرف خنثی کردن تاثیر حرفهای غیرمسئولانهای از این دست کنند. احتمالا یکی از راههای پیش روی آنها این است که عاقلانه در مقابل افکار عمومی عراقیهاچنین بنمایند که عراقیهای شیعه بیش از آنکه خطبه برادری با ایرانیهای مشتاق زیارت کربلا بخوانند، میل به تحکیم برادری خود با هموطنان دیگرشان دارند. یکی از انعکاسهای عملیاتی این فکر، میتواند بیمیلی نسبت به تبدیل راهپیمایی اربعین به نشانه یکپارچگی بخش بزرگ و مهمی از جمعیت عراق با ایرانیان باشد و مقاومت در برابر درخواست کاهش هزینه ویزا را هم در همین چارچوب میتوان دید. قابل فهم و انتظار است و شاید بهتر باشد ما هم به جای شعار دادن درباره نفوذ عراقیمان، درک خود را از موقعیت واقعی این رابطه افزایش دهیم.
🆔 @jameeno