🔹چهارده روز از اعتصاب کارگران گذشت
🔻حضور یگان ویژه برای مقابله با گسترش اعتراضات
▫️جامعه نو: اعتراض و اعتصاب صنفی مسالمت آمیز کارگران در نیشکر هفت تپه در حالیکه گیتهای خروجی این مجتمع صنعتی به تصرف پلیس ضدشورش درآمده بود، وارد چهاردهمین روز خود شد. خبرها از هفت تپه، از استقرار یگانهای ویژه پلیس ضدشورش برای مهار اعتراضات صنفی کارگران نیشکر هفت تپه و ممانعت از حرکت آنها به سمت فرمانداری شهرستان شوش حکایت دارد. با اینحال و با اعلام نمایندگان کارگری، کارگران نیشکر هفت تپه که حالا حمایت و پشتیبانی زنان و کودکان و جمعی از کسبه و بازاریان را به همراه دارند، دسته دسته به سمت فرمانداری شهرستان شوش در حال حرکت هستند. اعتراض به عدم پرداخت بیش از ۴ ماه دستمزد و حقوق معوقه تنها یکی از مطالبات کارگران است. مطالبه اصلی آنها بازپسگیری نیشکر هفت تپه از مالکیت بخش خصوصی است.
🆔 @jameeno
🔻حضور یگان ویژه برای مقابله با گسترش اعتراضات
▫️جامعه نو: اعتراض و اعتصاب صنفی مسالمت آمیز کارگران در نیشکر هفت تپه در حالیکه گیتهای خروجی این مجتمع صنعتی به تصرف پلیس ضدشورش درآمده بود، وارد چهاردهمین روز خود شد. خبرها از هفت تپه، از استقرار یگانهای ویژه پلیس ضدشورش برای مهار اعتراضات صنفی کارگران نیشکر هفت تپه و ممانعت از حرکت آنها به سمت فرمانداری شهرستان شوش حکایت دارد. با اینحال و با اعلام نمایندگان کارگری، کارگران نیشکر هفت تپه که حالا حمایت و پشتیبانی زنان و کودکان و جمعی از کسبه و بازاریان را به همراه دارند، دسته دسته به سمت فرمانداری شهرستان شوش در حال حرکت هستند. اعتراض به عدم پرداخت بیش از ۴ ماه دستمزد و حقوق معوقه تنها یکی از مطالبات کارگران است. مطالبه اصلی آنها بازپسگیری نیشکر هفت تپه از مالکیت بخش خصوصی است.
🆔 @jameeno
جامعه نو
▫️گزارش روز چهاردهم اعتصاب کارگران در هفتتپه 🆔 @jameeno
📌"زن و مرد نداریم. درد ما مشترک است"
🔹گفتگوی جامعه نو با یکی از زنانی که صدای اعتراض کارگران نیشکر هفت تپه شد
▫️لیلارزاقی / جامعه نو: این جمله که در بحرانهای اجتماعی، زنان همواره آخرین نفراتی هستند که سنگرها را ترک می-کنند نه فقط یک انگاره جامعه شناختی،که تجربه زیسته آدمهایی است که تازیانه بی عدالتی هر روز جسم و روحشان را می¬نوازد. زنان در هفت تپه اما همچنان در سنگرها مانده¬اند.. همراه و دوشادوش مردان کارگر. زنانی که سخت جان¬تر از فقر، تبعیض و نابرابری هستند تنها وقتی طغیان می¬کنند ، که احساس کنند صدایی جامانده که شنیده نشده.."اولین بارم نبود که حرف زدم.. پارسال تقریبا همین موقع ها بود .. بدون اینکه به شوهرامون بگیم با چند تا دیگه از زنها رفتیم داخل مجتمع، وسط اعتصاب کننده¬ها .. آخه میدونی، این شهر هنوز یه شهر سنّتیه، تعصبشون نمیزاره یه زن بیاد وسط اینهمه مرد حرف بزنه . ولی درست همون لحظه که کارگرا داشتن از حقوقای معوقه و وضعیت شرکت می¬گفتن سختیایی که کشیدیم وادارم کرد که صورتمو بپوشونم و برم بالا و حرف بزنم.." اما امسال و در نهمین روز از اعتراض و اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه، صدای " شهین پیشاهنگ" بلندتر شد. او در میانه زنان و مردان معترض هفت تپه¬ای از دردی انسانی گفت، که روان یک شهر را به هم ریخته. از زندگی پر تلاطم پنج هزار کارگری که چند سال است نبود امنیت شغلی، روزمرگی های امروز و رفاه فردایشان را نشانه گرفته و از اتحادی که به باور او می¬تواند راه را بر خصوصی سازی بی ضابطه ببندد و راهگشا باشد.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/labour-11-18
🔹گفتگوی جامعه نو با یکی از زنانی که صدای اعتراض کارگران نیشکر هفت تپه شد
▫️لیلارزاقی / جامعه نو: این جمله که در بحرانهای اجتماعی، زنان همواره آخرین نفراتی هستند که سنگرها را ترک می-کنند نه فقط یک انگاره جامعه شناختی،که تجربه زیسته آدمهایی است که تازیانه بی عدالتی هر روز جسم و روحشان را می¬نوازد. زنان در هفت تپه اما همچنان در سنگرها مانده¬اند.. همراه و دوشادوش مردان کارگر. زنانی که سخت جان¬تر از فقر، تبعیض و نابرابری هستند تنها وقتی طغیان می¬کنند ، که احساس کنند صدایی جامانده که شنیده نشده.."اولین بارم نبود که حرف زدم.. پارسال تقریبا همین موقع ها بود .. بدون اینکه به شوهرامون بگیم با چند تا دیگه از زنها رفتیم داخل مجتمع، وسط اعتصاب کننده¬ها .. آخه میدونی، این شهر هنوز یه شهر سنّتیه، تعصبشون نمیزاره یه زن بیاد وسط اینهمه مرد حرف بزنه . ولی درست همون لحظه که کارگرا داشتن از حقوقای معوقه و وضعیت شرکت می¬گفتن سختیایی که کشیدیم وادارم کرد که صورتمو بپوشونم و برم بالا و حرف بزنم.." اما امسال و در نهمین روز از اعتراض و اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه، صدای " شهین پیشاهنگ" بلندتر شد. او در میانه زنان و مردان معترض هفت تپه¬ای از دردی انسانی گفت، که روان یک شهر را به هم ریخته. از زندگی پر تلاطم پنج هزار کارگری که چند سال است نبود امنیت شغلی، روزمرگی های امروز و رفاه فردایشان را نشانه گرفته و از اتحادی که به باور او می¬تواند راه را بر خصوصی سازی بی ضابطه ببندد و راهگشا باشد.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/labour-11-18
Telegraph
گفتگوی جامعه نو با یکی از زنانی که صدای اعتراض کارگران نیشکر هفت تپه شد
"زن و مرد نداریم. درد ما مشترک است" جامعه نو: این جمله که در بحرانهای اجتماعی، زنان همواره آخرین نفراتی هستند که سنگرها را ترک میکنند نه فقط یک انگاره جامعه شناختی،که تجربه زیسته آدمهایی است که تازیانه بی عدالتی هر روز جسم و روحشان را مینوازد. زنان در هفت…
#یادداشت_منتخب
📎سرمقاله آخرین شماره ماهنامه ترابران
🔸نجات
▫️در پایان جنگ جهانی دوم، آمریکاییها دو حلقه نجات به خاور دور و اروپا پرتاب کردند. یکی برای اقتصاد ژاپن و دیگری برای اروپای غربی و بهویژه آلمان. هردو وسیله نجات در زمانی به آنها رسید که به زانو درآمده بودند. در ژاپن که تسلیمشدهای بعد از دریافت دو بمب هستهای بود، ژنرال مک آرتور فرمانده نیروهای ایالاتمتحده در اقیانوس آرام که حالا اختیاردار ژاپن بود اولین و مهمترین کاری که کرد برگرداندن اقتصاد ژاپن به روی ریل و احیای صنایع بود. در اروپا، بلافاصله بعد از پایان جنگ دوم، جرج مارشال ژنرال دیگر آمریکایی که حالا وزیر خارجه شده بود حلقه نجات دیگری برای اروپای غرقه در مصیبت جنگ انداخت... بعد از هر جنگ، اولین کاری که باید کرد، رسیدگی به علائم حیاتی اقتصاد است که اگر وخیم شده، کاری برای احیای آن انجام شود. حتی فاتحان این نگرانی را دارند که جایی را که تسخیر کردهاند از سقوط اقتصادیشان نجات دهند.
اینکه این روزها کسانی در ایران رسیدگی به وضع اقتصاد را ترجیعبند حرفهاي خود کردهاند، به همین خاطر است: فاتحانی که میبینند برای پیروزی در نبرد بر سر قدرت و حکومت، همه چیز را آتش زدهاند و اکنون حاکم یک سرزمین بحرانزدهاند!
امیدواریم جای این مجادله نباشد که مگر اقتصاد ایران جنگزده است که با چنین مثالهایی سخن گفتن از آن را شروع میکنید؟ در مقابل، ماهم مجامله نمیکنیم که در مثل مناقشه نیست؛ اتفاقا دقیقا منظور ما این است که اقتصاد ایران یک اقتصاد جنگزده است. از دو جنگ آسیب دیده است. جنگ داخلی و تهاجم خارجی. اولین جنگ را اولین رئیسجمهور موردپسند یکی از دو جناح علیه اقتصاد به راه انداخت و در هجومی هشتساله به اقتصاد و غارت منابع آن، کاری کرد که به سال ۹۲، احمد توکلی همسوی سابقش در مجلس اعلام کرد هدف و سیاست او به جا گذاشتن زمین سوخته است؛ اصطلاحی کاملا نظامی که برای توصیف نابود و غیرقابل سکونت کردن یک سرزمین توسط اشغالگر به هنگام ترک اجباری آن اتخاذ میشود. جنگ داخلی محافظهکاران اقتدارگرا با اصلاحطلبان توسعهگرا چنین نتیجهای را به کشور ما تحمیل کرد.
جنگ خارجی را هم اتفاقا همان دولت محبوب برای کشور ارمغان آورد. داستان آن را همه میدانیم: نشان دادن چنگ و دندان و گرفتن پز یورش به این و آن، تاکید بیش از معمول بر توسعه برنامه هستهای، شروع تحریمهای بینالمللی، سکندری خوردن اقتصاد و در پس آن سازش قهرمانانه برای صلحی شرافتمندانه و حافظ آبرو. تحریمهای اقتصادی، به عنوان دومین جنگ تحمیل شده بر اقتصاد ایران، کمر آن را شکست، حالا هم که دولت فعلی ایالاتمتحده، مانند ژنرالی که دیر به منطقه جنگی وارد شده، از پایان جنگ نارضاست و یک پیروزی دیگر را با منفجر کردن خانهها و شکستن درختان جستجو میکند، در حال ایجاد یک زمین سوخته دوم ثانوی برای اقتصاد ایران است. اقتصاد در حال درآمدن از پا است.
این را میتوان نه در این کلی و کلانگوییهای سرمقاله ترابران، بلکه در اجزای اقتصاد و بخش خرد آن و از جمله در صفحات پیش رو دید که به بررسی ابعاد بحران لاستیک اختصاص یافته است. اثر دومینویی تکانههای اقتصادی، مهمترین وجه بحران کنونی است. موضوع کمبود تولید یا واردات گندم یا فولاد یا لاستیک نیست که بتوان آن را «تنظیم» کرد. مثل سیلی که بزغاله و گاو و تراکتور و کامیون را با خود میبرد، استثنایی قائل نمیشود. اثر دومینویی هنگامی خود را به چشم میکشد و حکایت از در پیش بودن بحران میکند که بعد از اعمال جبری تاثیر بحران روی قیمت کالاها، افزایش قیمت نیروی کار نیز گریزناپذیر میشود. این نقطه جایی است که بحران آتی خفته در افق را میتوان از آن دید.
نمیخواهیم کسی را بترسانیم، ولی اقتصاد ایران در موقعیتی است که حکومتش مانند حکومت آلمان در میان دو جنگ جهانی دنبال یالمار شاخت میگردد، اما ممکن است با پرشی تاریخی با داگلاس مک آرتور یا یکی مثل او روبرو شود. ملیتش مهم نیست. برای حکومت، صرفا درک اینکه اوضاع چقدر وخیم است کافی نیست، فهم این لازم است که پیکره فعلیاش، او را از این مهلکه بیرون نخواهد برد.
🆔 @jameeno
📎سرمقاله آخرین شماره ماهنامه ترابران
🔸نجات
▫️در پایان جنگ جهانی دوم، آمریکاییها دو حلقه نجات به خاور دور و اروپا پرتاب کردند. یکی برای اقتصاد ژاپن و دیگری برای اروپای غربی و بهویژه آلمان. هردو وسیله نجات در زمانی به آنها رسید که به زانو درآمده بودند. در ژاپن که تسلیمشدهای بعد از دریافت دو بمب هستهای بود، ژنرال مک آرتور فرمانده نیروهای ایالاتمتحده در اقیانوس آرام که حالا اختیاردار ژاپن بود اولین و مهمترین کاری که کرد برگرداندن اقتصاد ژاپن به روی ریل و احیای صنایع بود. در اروپا، بلافاصله بعد از پایان جنگ دوم، جرج مارشال ژنرال دیگر آمریکایی که حالا وزیر خارجه شده بود حلقه نجات دیگری برای اروپای غرقه در مصیبت جنگ انداخت... بعد از هر جنگ، اولین کاری که باید کرد، رسیدگی به علائم حیاتی اقتصاد است که اگر وخیم شده، کاری برای احیای آن انجام شود. حتی فاتحان این نگرانی را دارند که جایی را که تسخیر کردهاند از سقوط اقتصادیشان نجات دهند.
اینکه این روزها کسانی در ایران رسیدگی به وضع اقتصاد را ترجیعبند حرفهاي خود کردهاند، به همین خاطر است: فاتحانی که میبینند برای پیروزی در نبرد بر سر قدرت و حکومت، همه چیز را آتش زدهاند و اکنون حاکم یک سرزمین بحرانزدهاند!
امیدواریم جای این مجادله نباشد که مگر اقتصاد ایران جنگزده است که با چنین مثالهایی سخن گفتن از آن را شروع میکنید؟ در مقابل، ماهم مجامله نمیکنیم که در مثل مناقشه نیست؛ اتفاقا دقیقا منظور ما این است که اقتصاد ایران یک اقتصاد جنگزده است. از دو جنگ آسیب دیده است. جنگ داخلی و تهاجم خارجی. اولین جنگ را اولین رئیسجمهور موردپسند یکی از دو جناح علیه اقتصاد به راه انداخت و در هجومی هشتساله به اقتصاد و غارت منابع آن، کاری کرد که به سال ۹۲، احمد توکلی همسوی سابقش در مجلس اعلام کرد هدف و سیاست او به جا گذاشتن زمین سوخته است؛ اصطلاحی کاملا نظامی که برای توصیف نابود و غیرقابل سکونت کردن یک سرزمین توسط اشغالگر به هنگام ترک اجباری آن اتخاذ میشود. جنگ داخلی محافظهکاران اقتدارگرا با اصلاحطلبان توسعهگرا چنین نتیجهای را به کشور ما تحمیل کرد.
جنگ خارجی را هم اتفاقا همان دولت محبوب برای کشور ارمغان آورد. داستان آن را همه میدانیم: نشان دادن چنگ و دندان و گرفتن پز یورش به این و آن، تاکید بیش از معمول بر توسعه برنامه هستهای، شروع تحریمهای بینالمللی، سکندری خوردن اقتصاد و در پس آن سازش قهرمانانه برای صلحی شرافتمندانه و حافظ آبرو. تحریمهای اقتصادی، به عنوان دومین جنگ تحمیل شده بر اقتصاد ایران، کمر آن را شکست، حالا هم که دولت فعلی ایالاتمتحده، مانند ژنرالی که دیر به منطقه جنگی وارد شده، از پایان جنگ نارضاست و یک پیروزی دیگر را با منفجر کردن خانهها و شکستن درختان جستجو میکند، در حال ایجاد یک زمین سوخته دوم ثانوی برای اقتصاد ایران است. اقتصاد در حال درآمدن از پا است.
این را میتوان نه در این کلی و کلانگوییهای سرمقاله ترابران، بلکه در اجزای اقتصاد و بخش خرد آن و از جمله در صفحات پیش رو دید که به بررسی ابعاد بحران لاستیک اختصاص یافته است. اثر دومینویی تکانههای اقتصادی، مهمترین وجه بحران کنونی است. موضوع کمبود تولید یا واردات گندم یا فولاد یا لاستیک نیست که بتوان آن را «تنظیم» کرد. مثل سیلی که بزغاله و گاو و تراکتور و کامیون را با خود میبرد، استثنایی قائل نمیشود. اثر دومینویی هنگامی خود را به چشم میکشد و حکایت از در پیش بودن بحران میکند که بعد از اعمال جبری تاثیر بحران روی قیمت کالاها، افزایش قیمت نیروی کار نیز گریزناپذیر میشود. این نقطه جایی است که بحران آتی خفته در افق را میتوان از آن دید.
نمیخواهیم کسی را بترسانیم، ولی اقتصاد ایران در موقعیتی است که حکومتش مانند حکومت آلمان در میان دو جنگ جهانی دنبال یالمار شاخت میگردد، اما ممکن است با پرشی تاریخی با داگلاس مک آرتور یا یکی مثل او روبرو شود. ملیتش مهم نیست. برای حکومت، صرفا درک اینکه اوضاع چقدر وخیم است کافی نیست، فهم این لازم است که پیکره فعلیاش، او را از این مهلکه بیرون نخواهد برد.
🆔 @jameeno
صدای نو | ۲۷ آبان ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۲۷ آبان ۹۷
سفارت ایران در کابل چه چیز را تکذیب کرد؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
سفارت ایران در کابل چه چیز را تکذیب کرد؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
🔻کارگران تجمعکننده در مقابل فرمانداری شوش؛
🔹"کارگران بازداشتی را آزاد کنید"
▫️جامعه نو: اعتراضات صنفی کارگران در نیشکر هفت تپه در حالی امروز دوشنبه 28 آبان ماه وارد پانزدهمین روز خود شد که گزارشها از بازداشت نمایندگان کارگران در تجمع مسالمت آمیز روز گذشته حکایت دارد. کارگران معترضی که هم اکنون در شهر شوش و در مقابل فرمانداری شوش تجمع کرده¬اند ، ضمن پافشاری بر احقاق مطالبات صنفی و حقوقی خود ( شامل 4 ماه حقوق معوقه و خلع ید شرکت از بخش خصوصی و بازگشت به بخش دولتی) خواهان آزادی بی قید و شرط کارگران بازداشت شده در تجمع روز گذشته هستند.
کانال سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه اعلام کرده است که در پی اعتراضات روز گذشته در هفت تپه، تمامی اعضای مجمع نمایندگان کارگری نیشکر هفت تپه از جمله اسماعیل بخشی، مسلم آرمند و محمدخنیفر ، چند فعال کارگری و یک خبرنگار بازداشت شده¬اند. منابع کارگری در هفت تپه تعداد کارگران و افراد بازداشتی را که برای پیگیری وضعیت کارگران مراجعه کرده بودند، 12 تا 16 نفر برآورد می¬کنند.
دور تازه اعتراضها در هفت تپه در حالی ادامه پیدا کرده است که همچنان از وضعیت مدیران این مجتمع صنعتی خبری در دست نیست. روز گذشته غلامحسین محسنی اژه¬ای، سخنگوی قوه قضاییه اعلام کرد؛ مدیرعامل نیشکر هفت تپه فراری است.
🆔 @jameeno
https://telegra.ph/la-11-19
🔹"کارگران بازداشتی را آزاد کنید"
▫️جامعه نو: اعتراضات صنفی کارگران در نیشکر هفت تپه در حالی امروز دوشنبه 28 آبان ماه وارد پانزدهمین روز خود شد که گزارشها از بازداشت نمایندگان کارگران در تجمع مسالمت آمیز روز گذشته حکایت دارد. کارگران معترضی که هم اکنون در شهر شوش و در مقابل فرمانداری شوش تجمع کرده¬اند ، ضمن پافشاری بر احقاق مطالبات صنفی و حقوقی خود ( شامل 4 ماه حقوق معوقه و خلع ید شرکت از بخش خصوصی و بازگشت به بخش دولتی) خواهان آزادی بی قید و شرط کارگران بازداشت شده در تجمع روز گذشته هستند.
کانال سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه اعلام کرده است که در پی اعتراضات روز گذشته در هفت تپه، تمامی اعضای مجمع نمایندگان کارگری نیشکر هفت تپه از جمله اسماعیل بخشی، مسلم آرمند و محمدخنیفر ، چند فعال کارگری و یک خبرنگار بازداشت شده¬اند. منابع کارگری در هفت تپه تعداد کارگران و افراد بازداشتی را که برای پیگیری وضعیت کارگران مراجعه کرده بودند، 12 تا 16 نفر برآورد می¬کنند.
دور تازه اعتراضها در هفت تپه در حالی ادامه پیدا کرده است که همچنان از وضعیت مدیران این مجتمع صنعتی خبری در دست نیست. روز گذشته غلامحسین محسنی اژه¬ای، سخنگوی قوه قضاییه اعلام کرد؛ مدیرعامل نیشکر هفت تپه فراری است.
🆔 @jameeno
https://telegra.ph/la-11-19
Telegraph
کارگران تجمع کننده مقابل فرمانداری شوش
صدای نو | ۲۸ آبان ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۲۸ آبان ۹۷
زیر پوست حکومت چه گرایشی حاکم است؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
زیر پوست حکومت چه گرایشی حاکم است؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
#الف
🔸طاقت میآوریم؟
▫️شورای سردبیری: پرسش این روزهای اهل سیاست این است که آیا طاقت میآوریم؟ پاسخ سرراست و مبتنی بر تجربهای که میتوان به آنها داد، "بله" است. نظام از پس فشار تحریمی و نارساییهای تجاری حاصل از آن و گرفتاریهای اجتماعی حاصله برمیآید. دو تجربه جنگ و تحریمهای قبل از برجام را داریم و روشهای حکومت (فارغ از اینکه چه کسی رئیسجمهور است) هم بر ما آشکار است. از پس آن، برمیآید.
اما اصطلاحی که به کار بردهایم خیلی گشادهمعناست. حکومت چگونه از پس مجموعه موانع و پرتگاهها برمیآید و با چه هزینهای؟ ابتدا باید ببینیم آنچه حکومت با آن روبروست و باید توانایی بر آمدن از پس آن را داشته باشد، چیست.
حکومت باید راههای تنفسی جانشین راههای بسته شده در مورد فروش نفت و انتقال درآمدهای آن و سایر صادرات کشور را پیدا کند؛ باید راه انتقال مواد لازم برای کشور از مبداء خارج را به طریقی باز نگه دارد؛ باید مجموعه اقتصاد داخلی را در مقابل امواج ناگزیری که توانایی جلوگیری از انها نیست حفاظت کند؛ باید نرخ مثبت معقولی از تشکیل سرمایه ثابت داشته باشد تا جلوی عقب رفتن بیشتر اقتصاد کشور را بگیرد؛ حکومت باید توانایی کنترل تورم را داشته باشد تا با شورشهای اجتماعی روبرو نشود؛ حکومت باید توانایی پذیراندن سیاستهای داخلی و خارجی خود و نگه داشتن افکار عمومی با حکومت طی دوران سخت مضایقه خارجی یا به قول خودش شعب ابوطالبی را داشته باشد. حکومت باید توانایی حفظ روابط مسالمتآمیز با همسایگان را پیدا کند تا درگیری و دغدغه مرزی نداشته باشد؛ ...
میبینیم که فهرستی طولانی از کار در آمده است. حکومتی که ما میشناسیم در مقابل این بایدها چه میکند؟
درباره راههای تنفسی، حکومت ما تجربه گرانقیمت دور زدن تحریمها را در دست دارد و ظاهرا باکی نیست، اما این دفعه هزینه آن بیشتر و راهها طولانیتر خواهد بود، زیرا خزانهداری ایالات متحده نیز هم تجربه بیشتر و هم اطلاعات روشنتر از روشهای ایران در دور زدن تحریمها کسب کرده است. بنابراین تحریمها را دور میزنیم با هزینه بیشتر و تولد بابک زنجانیهای بیشتر و ارقهتر.
در باره واردات، تا آنجا که اطلاعات هست کار از دفعه پیش سختتر است زیرا کانالهای حمل و بیمه حمل محکمتر بسته شدهاند. این خبر شنیده شده تاکنون چینیها حاضر نشدهاند از دوبی جلوتر بیایند و کالاهای ما را تا دوبی حمل خواهند کرد. این یکی هم قابل حل است با هزینه بیشتر. از سوی دیگر آمارهای اخیر گمرک نشان میدهند سیاست دولت متوجه ورود و ذخیره مایحتاج اولیه و مواد غذایی است و آمادگی سیاست شعب ابوطالبی در پیش است.
درباره حفاظت از کلیت اقتصاد، متاسفانه مقامات ایران کل مشکل را در جلوگیری از فروش نفت میدانند و دائم تکرار میکنند ما نفت را به هر حال میفروشیم، غافل از اینکه حتی در دوران وفور درآمد خارجی، اقتصاد ایران به دلیل عارضههای داخلی، در رهاشدگی ناشی از بدسیاستی و ویرانی مدیریتی غرق بوده است. بعید است در این دوره که آن را دوره جنگ مینامند و ادعا میکنند به سیاست تثبیت نیاز دارد، کسی جرات تغییرات وسیع در سازوکارها بدهد. آش و کاسه عوض نمیشوند.
داشتن نرخ معقولی از تشکیل سرمایه ثابت به عنوان ضامن وجود رشد درازمدت کاملا منتفی است. امروز رئیس سازمان برنامه و بودجه اعلام کرد در بودجه سال آینده هیچ منبعی برای شروع طرحهای جدید یا به اصطلاح تملک داراییهای سرمایهای در نظر گرفته نشده است. کلا مرخص، اما حکومت باکی از این حرفها ندارد و بیخیال.
و سرانجام، کنترل تورم که رابطه مستقیم با میزان نارضایتی جامعه و امکان وقوع ناآرامیهای اجتماعی و سیاسی دارد. تخصص دولتها در ایران در این حوزه است. همه چیز را فدا میکنند تا جلوی افزایش قیمتها را بگیرند و غالبا هم موفق نمیشوند. دولت در شش ماه اخیر هر کاری کرده هدف کنترل تورم را در ذهن داشته است. نقطه مشترک ذهن دولت و حکومت هم همین است و البته هر راهی هم که رفتهاند اشتباه محض بوده است و تنها به تشدید نرخ تورم منجر شده است. بنابراین در ماهها و شاید سالهای پیشرو هم به همین منوال پیش خواهد رفت. ناموفق، اما بحران به تعویق افکن.
درباره آخرین "باید" فهرست شده، یعنی لزوم بیتنشسازی پیرامونی، تعارضی بنیادین بین بخشهایی موثر و قدرتمند وجود دارد که پیشبینی را ممتنع میسازد: خط تعادل با فشار خارجی و جامعه هراسی داخلی جابهجا میشود. اما اثر منفی آن همیشه حاضر است. معمولا کمکی به برآمدن از پس موقعیت نمیکند.
حال میتوانیم ببینیم از پس این پیچ تاریخی برمیآییم یا نه. برمیآییم؟
🆔 @jameeno
🔸طاقت میآوریم؟
▫️شورای سردبیری: پرسش این روزهای اهل سیاست این است که آیا طاقت میآوریم؟ پاسخ سرراست و مبتنی بر تجربهای که میتوان به آنها داد، "بله" است. نظام از پس فشار تحریمی و نارساییهای تجاری حاصل از آن و گرفتاریهای اجتماعی حاصله برمیآید. دو تجربه جنگ و تحریمهای قبل از برجام را داریم و روشهای حکومت (فارغ از اینکه چه کسی رئیسجمهور است) هم بر ما آشکار است. از پس آن، برمیآید.
اما اصطلاحی که به کار بردهایم خیلی گشادهمعناست. حکومت چگونه از پس مجموعه موانع و پرتگاهها برمیآید و با چه هزینهای؟ ابتدا باید ببینیم آنچه حکومت با آن روبروست و باید توانایی بر آمدن از پس آن را داشته باشد، چیست.
حکومت باید راههای تنفسی جانشین راههای بسته شده در مورد فروش نفت و انتقال درآمدهای آن و سایر صادرات کشور را پیدا کند؛ باید راه انتقال مواد لازم برای کشور از مبداء خارج را به طریقی باز نگه دارد؛ باید مجموعه اقتصاد داخلی را در مقابل امواج ناگزیری که توانایی جلوگیری از انها نیست حفاظت کند؛ باید نرخ مثبت معقولی از تشکیل سرمایه ثابت داشته باشد تا جلوی عقب رفتن بیشتر اقتصاد کشور را بگیرد؛ حکومت باید توانایی کنترل تورم را داشته باشد تا با شورشهای اجتماعی روبرو نشود؛ حکومت باید توانایی پذیراندن سیاستهای داخلی و خارجی خود و نگه داشتن افکار عمومی با حکومت طی دوران سخت مضایقه خارجی یا به قول خودش شعب ابوطالبی را داشته باشد. حکومت باید توانایی حفظ روابط مسالمتآمیز با همسایگان را پیدا کند تا درگیری و دغدغه مرزی نداشته باشد؛ ...
میبینیم که فهرستی طولانی از کار در آمده است. حکومتی که ما میشناسیم در مقابل این بایدها چه میکند؟
درباره راههای تنفسی، حکومت ما تجربه گرانقیمت دور زدن تحریمها را در دست دارد و ظاهرا باکی نیست، اما این دفعه هزینه آن بیشتر و راهها طولانیتر خواهد بود، زیرا خزانهداری ایالات متحده نیز هم تجربه بیشتر و هم اطلاعات روشنتر از روشهای ایران در دور زدن تحریمها کسب کرده است. بنابراین تحریمها را دور میزنیم با هزینه بیشتر و تولد بابک زنجانیهای بیشتر و ارقهتر.
در باره واردات، تا آنجا که اطلاعات هست کار از دفعه پیش سختتر است زیرا کانالهای حمل و بیمه حمل محکمتر بسته شدهاند. این خبر شنیده شده تاکنون چینیها حاضر نشدهاند از دوبی جلوتر بیایند و کالاهای ما را تا دوبی حمل خواهند کرد. این یکی هم قابل حل است با هزینه بیشتر. از سوی دیگر آمارهای اخیر گمرک نشان میدهند سیاست دولت متوجه ورود و ذخیره مایحتاج اولیه و مواد غذایی است و آمادگی سیاست شعب ابوطالبی در پیش است.
درباره حفاظت از کلیت اقتصاد، متاسفانه مقامات ایران کل مشکل را در جلوگیری از فروش نفت میدانند و دائم تکرار میکنند ما نفت را به هر حال میفروشیم، غافل از اینکه حتی در دوران وفور درآمد خارجی، اقتصاد ایران به دلیل عارضههای داخلی، در رهاشدگی ناشی از بدسیاستی و ویرانی مدیریتی غرق بوده است. بعید است در این دوره که آن را دوره جنگ مینامند و ادعا میکنند به سیاست تثبیت نیاز دارد، کسی جرات تغییرات وسیع در سازوکارها بدهد. آش و کاسه عوض نمیشوند.
داشتن نرخ معقولی از تشکیل سرمایه ثابت به عنوان ضامن وجود رشد درازمدت کاملا منتفی است. امروز رئیس سازمان برنامه و بودجه اعلام کرد در بودجه سال آینده هیچ منبعی برای شروع طرحهای جدید یا به اصطلاح تملک داراییهای سرمایهای در نظر گرفته نشده است. کلا مرخص، اما حکومت باکی از این حرفها ندارد و بیخیال.
و سرانجام، کنترل تورم که رابطه مستقیم با میزان نارضایتی جامعه و امکان وقوع ناآرامیهای اجتماعی و سیاسی دارد. تخصص دولتها در ایران در این حوزه است. همه چیز را فدا میکنند تا جلوی افزایش قیمتها را بگیرند و غالبا هم موفق نمیشوند. دولت در شش ماه اخیر هر کاری کرده هدف کنترل تورم را در ذهن داشته است. نقطه مشترک ذهن دولت و حکومت هم همین است و البته هر راهی هم که رفتهاند اشتباه محض بوده است و تنها به تشدید نرخ تورم منجر شده است. بنابراین در ماهها و شاید سالهای پیشرو هم به همین منوال پیش خواهد رفت. ناموفق، اما بحران به تعویق افکن.
درباره آخرین "باید" فهرست شده، یعنی لزوم بیتنشسازی پیرامونی، تعارضی بنیادین بین بخشهایی موثر و قدرتمند وجود دارد که پیشبینی را ممتنع میسازد: خط تعادل با فشار خارجی و جامعه هراسی داخلی جابهجا میشود. اما اثر منفی آن همیشه حاضر است. معمولا کمکی به برآمدن از پس موقعیت نمیکند.
حال میتوانیم ببینیم از پس این پیچ تاریخی برمیآییم یا نه. برمیآییم؟
🆔 @jameeno
صدای نو | ۲۹ آبان ۹۷
@jameeno: گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۲۹ آبان ۹۷
سیاست ممنوعیت مبادله دلار چگونه شکست خورد؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
سیاست ممنوعیت مبادله دلار چگونه شکست خورد؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
صدای نو | ۳۰ آبان ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۳۰ آبان ۹۷
آیا جمهوری اسلامی از سوریه خارج میشود؟
و
به یاد پنجاهوسومین نفر
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
آیا جمهوری اسلامی از سوریه خارج میشود؟
و
به یاد پنجاهوسومین نفر
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
#یادداشت_منتخب
«کی بالاخره اقتصاد این کشور درست میشه؟ امیدی به آینده هست؟»
▫️پویا ناظران: تا سیاستگذاری اقتصادی درست نشه، اقتصاد درست نمیشه.
پس فکر کنیم ببینیم چه جوری میشه سیاستگذاری اقتصادی رو اصلاح کرد.
وقتی که سیاستگذار منتخب مردمه، اون کاری رو میکنه که مردم دلشون میخواهد، نه اون کاری که در بلندمدت بنفعشونه. پس برای درست شدن سیاستگذاری اقتصادی، اول باید دانش اقتصادی همگانی به جایی برسه که مردم از دولت اون چیزی رو بخواهند که در بلندمدت بنفعشونه.
گوش کارشناسان اقتصادی کشور پر از این عبارت که:
«طرح شما از نظر منطق اقتصادی کاملاً درسته! من قبول دارم! خیلی هم خوبه. ولی امروز جامعه ما پذیرای چنین راهحلی نیست». بعد هم «وضعیت حساس کنونی» رو بهونه میکنن برای انفعال.
اگه نصف اون میزانی که تو دبیرستان صرف ریاضی و فیزیک شد، صرف اقتصاد میشد، مطالبات اجتماعی متفاوت میشد و این وضعمون نبود.
اما اگه الان بخواهیم از سطح دبیرستان شروع کنیم، چند تا اشکال داره:
۱) خیلی زمان میبره. اگه از سال آینده اقتصاد رو به مقطع دبیرستان اضافه کنیم، ۲۰ سال دیگه نفعش رو میبینیم.
۲) کی باید اون کتابهای درسی اقتصاد دبیرستان رو بنویسه؟! برخی از اقتصادخوندههای مشهور کشور، اشرافشون به علم اقتصاد کمتر از اقتصادنخوندههای کف بازاره.
خب همگی تلاش کنیم که مطالعه اقتصادی رو جدیتر بگیریم. مثلا هر روز تحلیلهای اقتصادی روزنامهها و هفتهنامههای اقتصادی خوب رو بخونیم.
این سریعتر از آموزش در مقطع دبیرستان جواب میده.
به نویسنده کتب درسی هم انحصار در عرصه تفکر اقتصادی نمیده. لازم نیست کسی اقتصاددان باشه، تا حرف منطقی رو بفهمه. پس کسانی که علاقمند باشند، بالاخره تحلیلهای خوب رو، چه در نشریات و چه در شبکههای اجتماعی، پیدا میکنند.
اشکالش اینه که کل مشتری کانالهای اقتصادی تلگرام صد هزار نفر هم نیست. تیراژ روزنامهها و هفتهنامههای اقتصادی با کیفیت هم بیشتر از این نیست. این کشور پنجاه میلیون رای دهنده داره. یعنی تحلیلهای اقتصادی، به گوش ۱٪ جامعه هم نمیرسه.
پس چکار کنیم تا سیاستگذاری اقتصادی تو کشور بهبود پیدا کنه؟
اقتصاد امروز حاصل چند دهه سیاستگذاری «پیرمردها»ست. پیرمردهایی که هیچوقت علم اقتصاد رو نخوندند و نفهمیدند. این جماعت غریبه با علم اقتصاد، میز سیاستگذاری و تصمیمگیری رو به تسلط خودشون درآوردند. در واقع دور میز، تعداد زیادی از این «پیرمردها» نشستهاند، و فقط گاهی یک اقتصاددان مسلط به علم اقتصاد هم حضور داره.
حالا تصور میکنید برخورد بقیه با اون یه دونه اقتصاددان چه جوریه؟ تو مایههای برخورد اهالی برره با کیانوش!
برای اصلاح سیاستگذاری اقتصادی کشور، باید تعداد اقتصاددانهای دور اون میزها رو افزایش داد. اما برای این کار، اول باید اقتصاددانهای جوان و باسواد داشت.
امروز تخمین من از تعداد اقتصاددانهای جوان و باسواد حاضر در کشور، حدود بیست تا سی نفره. تعدادشون باید ده برابر بشه تا صداشون شنیده بشه.
اگه ۱۰۰۰ نفر از دانشجوهای ایرانی بروند در آمریکا و اروپا تا اقتصاد، مدیریت، و فاینانس بخونند، بعد از فارغالتحصیلی، حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰تاشون بر میگردند به کشور.
حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰تاشون هم بعد از چند سال کار کردن، به کشور بر میگردند.
به ارزیابی من از عرصه سیاستگذاری اقتصادی کشور، همین دویست سیصد نفر کافیاند تا جهتگیری اقتصادی کشور بیافته تو ریل درست. این دویست سیصد نفر، مستقیم و غیرمستقیم، هم بر فضای مباحث اقتصادی رسانهای تاثیر میگذارند، هم بر سیاستگذاریهای اقتصادی. این عده، عامل برداشتن گامهای کوچک و مکرر، در جهت اصلاح حکمرانی اقتصادی کشور میشن؛ دقیقا چیزی که لازم داریم.
«پیرمردها» کرسی سیاستگذاری رو دو دستی چسبیدهاند، و مثل سنگر ازش حفاظت میکنند. امروز تک و توک اقتصاددانانی هستند که بالاخره دور این میز جایی پیدا کردهاند. اما تعدادشون اینقدر کمه که قدرت اثرگذاری ندارند.
سنگر سیاستگذاری اقتصادی رو باید با یک موج انسانی از این «پیرمردها» گرفت؛ موجی از صدها جوان باسواد و مسلط به علم اقتصاد.
الان حدود ۵۰ تا دانشجوی ایرانی در آمریکا دکترای اقتصاد میخونند. روزی که ۱۰۰۰ نفر از شما در دانشگاههای معتبر دنیا در حال تحصیل اقتصاد، فاینانس، مدیریت، یا حسابداری باشید، من خیالم راحت میشه که اصلاح جهت گیری اقتصادی کشور دیر و زود داره، اما دیگه سوخت و سوز نداره. در اون صورت، اگرچه سامان گرفتن اقتصاد همچنان سخته، و یه شبه هم قابل انجام نیست، اما لااقل قطعیه!
در متن گفتم «اقتصاددان»، ولی واقعا نیاز کشور به جوانان باسواد در رشتههای علوم اجتماعی، سیاستگذاری عمومی، علوم سیاسی، و کلا سایر علوم انسانی، کمتر از نیاز کشور به اقتصاد، فاینانس و مدیریت نیست / وقایع اقتصادیه
🆔 @jameeno
«کی بالاخره اقتصاد این کشور درست میشه؟ امیدی به آینده هست؟»
▫️پویا ناظران: تا سیاستگذاری اقتصادی درست نشه، اقتصاد درست نمیشه.
پس فکر کنیم ببینیم چه جوری میشه سیاستگذاری اقتصادی رو اصلاح کرد.
وقتی که سیاستگذار منتخب مردمه، اون کاری رو میکنه که مردم دلشون میخواهد، نه اون کاری که در بلندمدت بنفعشونه. پس برای درست شدن سیاستگذاری اقتصادی، اول باید دانش اقتصادی همگانی به جایی برسه که مردم از دولت اون چیزی رو بخواهند که در بلندمدت بنفعشونه.
گوش کارشناسان اقتصادی کشور پر از این عبارت که:
«طرح شما از نظر منطق اقتصادی کاملاً درسته! من قبول دارم! خیلی هم خوبه. ولی امروز جامعه ما پذیرای چنین راهحلی نیست». بعد هم «وضعیت حساس کنونی» رو بهونه میکنن برای انفعال.
اگه نصف اون میزانی که تو دبیرستان صرف ریاضی و فیزیک شد، صرف اقتصاد میشد، مطالبات اجتماعی متفاوت میشد و این وضعمون نبود.
اما اگه الان بخواهیم از سطح دبیرستان شروع کنیم، چند تا اشکال داره:
۱) خیلی زمان میبره. اگه از سال آینده اقتصاد رو به مقطع دبیرستان اضافه کنیم، ۲۰ سال دیگه نفعش رو میبینیم.
۲) کی باید اون کتابهای درسی اقتصاد دبیرستان رو بنویسه؟! برخی از اقتصادخوندههای مشهور کشور، اشرافشون به علم اقتصاد کمتر از اقتصادنخوندههای کف بازاره.
خب همگی تلاش کنیم که مطالعه اقتصادی رو جدیتر بگیریم. مثلا هر روز تحلیلهای اقتصادی روزنامهها و هفتهنامههای اقتصادی خوب رو بخونیم.
این سریعتر از آموزش در مقطع دبیرستان جواب میده.
به نویسنده کتب درسی هم انحصار در عرصه تفکر اقتصادی نمیده. لازم نیست کسی اقتصاددان باشه، تا حرف منطقی رو بفهمه. پس کسانی که علاقمند باشند، بالاخره تحلیلهای خوب رو، چه در نشریات و چه در شبکههای اجتماعی، پیدا میکنند.
اشکالش اینه که کل مشتری کانالهای اقتصادی تلگرام صد هزار نفر هم نیست. تیراژ روزنامهها و هفتهنامههای اقتصادی با کیفیت هم بیشتر از این نیست. این کشور پنجاه میلیون رای دهنده داره. یعنی تحلیلهای اقتصادی، به گوش ۱٪ جامعه هم نمیرسه.
پس چکار کنیم تا سیاستگذاری اقتصادی تو کشور بهبود پیدا کنه؟
اقتصاد امروز حاصل چند دهه سیاستگذاری «پیرمردها»ست. پیرمردهایی که هیچوقت علم اقتصاد رو نخوندند و نفهمیدند. این جماعت غریبه با علم اقتصاد، میز سیاستگذاری و تصمیمگیری رو به تسلط خودشون درآوردند. در واقع دور میز، تعداد زیادی از این «پیرمردها» نشستهاند، و فقط گاهی یک اقتصاددان مسلط به علم اقتصاد هم حضور داره.
حالا تصور میکنید برخورد بقیه با اون یه دونه اقتصاددان چه جوریه؟ تو مایههای برخورد اهالی برره با کیانوش!
برای اصلاح سیاستگذاری اقتصادی کشور، باید تعداد اقتصاددانهای دور اون میزها رو افزایش داد. اما برای این کار، اول باید اقتصاددانهای جوان و باسواد داشت.
امروز تخمین من از تعداد اقتصاددانهای جوان و باسواد حاضر در کشور، حدود بیست تا سی نفره. تعدادشون باید ده برابر بشه تا صداشون شنیده بشه.
اگه ۱۰۰۰ نفر از دانشجوهای ایرانی بروند در آمریکا و اروپا تا اقتصاد، مدیریت، و فاینانس بخونند، بعد از فارغالتحصیلی، حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰تاشون بر میگردند به کشور.
حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰تاشون هم بعد از چند سال کار کردن، به کشور بر میگردند.
به ارزیابی من از عرصه سیاستگذاری اقتصادی کشور، همین دویست سیصد نفر کافیاند تا جهتگیری اقتصادی کشور بیافته تو ریل درست. این دویست سیصد نفر، مستقیم و غیرمستقیم، هم بر فضای مباحث اقتصادی رسانهای تاثیر میگذارند، هم بر سیاستگذاریهای اقتصادی. این عده، عامل برداشتن گامهای کوچک و مکرر، در جهت اصلاح حکمرانی اقتصادی کشور میشن؛ دقیقا چیزی که لازم داریم.
«پیرمردها» کرسی سیاستگذاری رو دو دستی چسبیدهاند، و مثل سنگر ازش حفاظت میکنند. امروز تک و توک اقتصاددانانی هستند که بالاخره دور این میز جایی پیدا کردهاند. اما تعدادشون اینقدر کمه که قدرت اثرگذاری ندارند.
سنگر سیاستگذاری اقتصادی رو باید با یک موج انسانی از این «پیرمردها» گرفت؛ موجی از صدها جوان باسواد و مسلط به علم اقتصاد.
الان حدود ۵۰ تا دانشجوی ایرانی در آمریکا دکترای اقتصاد میخونند. روزی که ۱۰۰۰ نفر از شما در دانشگاههای معتبر دنیا در حال تحصیل اقتصاد، فاینانس، مدیریت، یا حسابداری باشید، من خیالم راحت میشه که اصلاح جهت گیری اقتصادی کشور دیر و زود داره، اما دیگه سوخت و سوز نداره. در اون صورت، اگرچه سامان گرفتن اقتصاد همچنان سخته، و یه شبه هم قابل انجام نیست، اما لااقل قطعیه!
در متن گفتم «اقتصاددان»، ولی واقعا نیاز کشور به جوانان باسواد در رشتههای علوم اجتماعی، سیاستگذاری عمومی، علوم سیاسی، و کلا سایر علوم انسانی، کمتر از نیاز کشور به اقتصاد، فاینانس و مدیریت نیست / وقایع اقتصادیه
🆔 @jameeno
صدای نو | ۲ آذر ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۲ آذر ۹۷
صدای جمعه
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
صدای جمعه
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
🔹نقش سه استاد در اخراج حوریه دهقانشاد از دانشگاه آزاد اسلامی
▫️ جامعه نو: یک منبع آگاه به جامعهنو گفت که در جریان اخراج دکتر حوریه دهقانشاد از دانشگاه آزاد اسلامی، سه نفر از استادان این دانشگاه نقش داشتهاند و علیه او شهادت دادهاند.
دکتر حوری دهقانشاد استاد علوم ارتباطات دانشگاه آزاد اسلامی با شکایت ۸ دانشجو از تدریس در این دانشگاه تعلیق و سپس اخراج شد.
پیش از این وحید عقیلی، رییس سابق دانشکده در گفتگو با فرارو گفته بود که نقشی در این پرونده نداشته و این تصمیم را هیات امنای دانشگاه آزاد گرفته است. محمدرضا رسولی معاون این دانشکده نیز در گفتگو با ایرنا گفته بود که از این موضوع اطلاعی نداشته است و اولین بار است که این خبر را میشنود.
🆔 @jameeno
▫️ جامعه نو: یک منبع آگاه به جامعهنو گفت که در جریان اخراج دکتر حوریه دهقانشاد از دانشگاه آزاد اسلامی، سه نفر از استادان این دانشگاه نقش داشتهاند و علیه او شهادت دادهاند.
دکتر حوری دهقانشاد استاد علوم ارتباطات دانشگاه آزاد اسلامی با شکایت ۸ دانشجو از تدریس در این دانشگاه تعلیق و سپس اخراج شد.
پیش از این وحید عقیلی، رییس سابق دانشکده در گفتگو با فرارو گفته بود که نقشی در این پرونده نداشته و این تصمیم را هیات امنای دانشگاه آزاد گرفته است. محمدرضا رسولی معاون این دانشکده نیز در گفتگو با ایرنا گفته بود که از این موضوع اطلاعی نداشته است و اولین بار است که این خبر را میشنود.
🆔 @jameeno
روزنامهنگاری تحقیقی٬ زمینه جدید کار رسانهای جامعه نو
جامعه نو ـ گروه رسانهای جامعه نو این بار تجربه مغفول روزنامهنگاری در ایران را موردتوجه قرار داده است. این تجربه جدید که با تارنمای «افق نو» به عرصه اطلاعرسانی کشور پیوست٬ روزنامهنگاری تحقیقی٬ از جمعآوری ادبیات آن تا آموزش٬ تولید و نهادسازی را هدف پیش روی خود قرار داده است. دستاندرکاران این سایت در بخش «درباره ما» توضیح دادهاند:
«افق نو» عرصه اطلاعرسانی و آموزش روزنامهنگاری تحقیقی در ایران و پروژهای در زیرمجموعه گروه رسانهای «جامعه نو» است. این فضا که از سال ۱۳۹۴ با نام «افق اقتصاد» با گرایش غالب گزارشهای تحقیقی اقتصادی فعال بوده است، به مسیر تکامل روزنامهنگاری کندوکاوی در ایران اختصاص خواهد داشت. نخستین هدف، گردآوری ادبیات آکادمیک این حوزه در سایت است و هر آنچه در این قالب یا درباره آن در جهان منتشر میشود تا حد امکان با ترجمه فارسی در اختیار مخاطبان قرار خواهد گرفت. تلاش میشود تولید گزارشهای تحقیقی را ممکن کنیم و با برگزاری کارگاه و برنامههای آموزشی سواد روزنامهنگاری تحقیقی خودمان و علاقهمندان این حوزه را افزایش دهیم. در این مسیر راه درازی در پیش است و از همراهی روزنامهنگاران مستقل و آزاد کشور، کارشناسان مراکز تحقیقی و علاقهمندان به ورود به این حرفه استقبال میکنیم.
«افق نو» در آدرسهای زیر در دسترس علاقهمندان عرصه روزنامهنگاری تحقیقی است:
تارنما:ofogheno.com
تلگرام:https://t.me/ofogheno1
فیسبوک:https://www.facebook.com/Ofogheno1
توئیتر:https://twitter.com/ofogheno
آپارات: https://aparat.com/ofogheno
جامعه نو ـ گروه رسانهای جامعه نو این بار تجربه مغفول روزنامهنگاری در ایران را موردتوجه قرار داده است. این تجربه جدید که با تارنمای «افق نو» به عرصه اطلاعرسانی کشور پیوست٬ روزنامهنگاری تحقیقی٬ از جمعآوری ادبیات آن تا آموزش٬ تولید و نهادسازی را هدف پیش روی خود قرار داده است. دستاندرکاران این سایت در بخش «درباره ما» توضیح دادهاند:
«افق نو» عرصه اطلاعرسانی و آموزش روزنامهنگاری تحقیقی در ایران و پروژهای در زیرمجموعه گروه رسانهای «جامعه نو» است. این فضا که از سال ۱۳۹۴ با نام «افق اقتصاد» با گرایش غالب گزارشهای تحقیقی اقتصادی فعال بوده است، به مسیر تکامل روزنامهنگاری کندوکاوی در ایران اختصاص خواهد داشت. نخستین هدف، گردآوری ادبیات آکادمیک این حوزه در سایت است و هر آنچه در این قالب یا درباره آن در جهان منتشر میشود تا حد امکان با ترجمه فارسی در اختیار مخاطبان قرار خواهد گرفت. تلاش میشود تولید گزارشهای تحقیقی را ممکن کنیم و با برگزاری کارگاه و برنامههای آموزشی سواد روزنامهنگاری تحقیقی خودمان و علاقهمندان این حوزه را افزایش دهیم. در این مسیر راه درازی در پیش است و از همراهی روزنامهنگاران مستقل و آزاد کشور، کارشناسان مراکز تحقیقی و علاقهمندان به ورود به این حرفه استقبال میکنیم.
«افق نو» در آدرسهای زیر در دسترس علاقهمندان عرصه روزنامهنگاری تحقیقی است:
تارنما:ofogheno.com
تلگرام:https://t.me/ofogheno1
فیسبوک:https://www.facebook.com/Ofogheno1
توئیتر:https://twitter.com/ofogheno
آپارات: https://aparat.com/ofogheno
Telegram
افقنو_ofogheno
افق نو/ عرصه روزنامهنگاری تحقیقی ایران
زیرمجموعه گروه رسانهای جامعهنو؛ رسانه روزنامهنگاران مستقل
ارتباط با ادمین کانال: @ofogheno_1
تارنما: ofogheno.com
پست الکترونیک: info@ofogheno.com
زیرمجموعه گروه رسانهای جامعهنو؛ رسانه روزنامهنگاران مستقل
ارتباط با ادمین کانال: @ofogheno_1
تارنما: ofogheno.com
پست الکترونیک: info@ofogheno.com
#الف
🔸به قلب دست نزنید!
▫️شورای سردبیری: سیاستهای دولتها را از زوایای مختلفی میتوان بررسی کرد. یکی از این زوایا، رابطه انتفاعی هر سیاست با گروههای خاص اجتماعی است: چه کسانی و چگونه از یک سیاست خاص سود میبرند و چرا؟ از تغییری جزئی در مقررات تجاری بین دو کشور گرفته تا برقراری حالت جنگی بین آنها، منتفعانی را میتوان سراغ کرد که ممکن است در نگاه اول نفعی برای انها دیده نشود، ممکن است سیاستی در معصومانهترین شکل ارائه شود و شاید از وجه نظری نتوان در آن منفعتی خاص برای کسی تصور کرد، اما منفعت جویی در دنیای سیاست، کاملا مثل موضوع محوری قدرت یک امر ذاتی است. توانایی سیاستگذاری و تعیین تکلیف برای دیگران، خودش بالذات نوعی منفعت است، حتی اگر مابهازای مادی نداشته باشد.
تعیین گروه اجتماعی منتفع از یک سیاست، در غالب اوقات آسان است: افزایش تعرفه واردات کفش به کفاشها، تاجران چرم و مشاغل مرتبط با کفش و حامیان سیاسی صنف آنها نفع میرساند؛ افزایش سقف ساعت کار رستورانها به صاحبان رستورانها و حامیان سیاسی صنف آنها نفع میرساند: تداوم برگزاری کنکور منتفعانی در صنعت آموزش دارد، شهر شدن یک روستا هم .... و همینطور که پیش میرویم یافتن منتفعان ممکن است سختتر شود و انگیزهها و پیشرانهها ناشفافتر. اما همیشه پای منتفعانی در کار است. در عرصه سیاست خارجی چه؟
شگفت است که اتفاقا در عرصه سیاست خارجی هم رد پای منتفعان را به راحتی میتوان زد. امثال ترامپ حتی این رد پا را در ویترین میگذارند وقتی میگویند قتل خبرنگار کار بدی است، ولی آخه ما با قاتل معامله ۱۰۰ میلیاردی داریم. بوش که مثل ترامپ صاف و صادق نبود، اعلام نمیکرد در روزهای بعد از تهاجم یازده سپتامبر اعضایی از خانواده بنلادن به این خاطر با پرواز اختصاصی از ایالات متحده بیرون رفتهاند که با خانواده بوش پیوندهای مالی داشتهاند و یا لغو قانون اکتشاف معدن در پارکهای ملی ایالات متحده چه نفعی به دوستان او میرساند.
مواردی هست که وجود شخص منتفع از این هم پوشیدهتر است. مثلا کاملا ممکن است رابطه دو کشور صرفا به این دلیل گرم و مودتآمیز باشد که سیاستساز یکی از کشورها پساندازش را در بانکهای کشور دیگر حفظ میکند. ممکن است کسی به بهانه وجود یک اثر تاریخی و یا حتی "همینطوری" به کشور دیگری لطف داشته باشد، چون ته ذهنش فکر میکند پناهگاه روز مبادایش آنجا باشد، و....
اما ممکن است وضعیتهای باز هم پیچیدهتر و پوششیافته وجود داشته باشد که مواردی مانند مثالهای بالا پیش انها بچهگانه به نظر برسد. وقتی یک گروه وسیع، تعداد زیادی از مقامات یک کشور در مسیر بیتوجیهی قرار دارند، نمیتوان همه را پساندازکننده پول در کشور دیگر فرض کرد. نمیتوان گفت همه به دنبال رویاهای بلندپروازانه، توهم نادر شاه بودن، اشتیاق خلیفه شدن در یک خلافت بزرگ احیا شده در سرزمینهای اسلامی، آرزوپردازی از روی دست پطر کبیر برای رسیدن به آبهای مدیترانه و امثال آن به مسیر اشتباه رفتهاند. نمیتوان توضیح معقولی داد ایران در حیات خلوت عربستان دنبال چه میگردد و نمیتوان خیلی توضیحات و توجیهات را درباره خیلی چیزها منطبق بر محاسبات عقلانی یافت. اما عجیبترین این ناتوانیها، عدم امکان واقعی برای بحث در زمینه وجوهی از سیاست خارجی است. در کشور ما میتوان به راحتی از آیتاللهها انتقاد کرد و حریم معمول آنها مانع انتقاد یک شهروند عادی از انها نیست، میتوان از شورای حراست شده نگهبان انتقاد کرد و اعمال و تصمیمهای آن را از منظر حقوقی و سیاسی زیر انتقاد گرفت، ولی برخی تحرکات خارجی حریمی دارند که به طرزی غریب دخول به آنها کمترین اتهامش اقدام علیه امنیت ملی و بهتان خیانت است. سال گذشته مقاله کوتاهی درباره مساله توسعه موشکی در جامعه فردا، این روزنامه را زیر ضربه برد و اعجاب در این است که طی حدود سه سال اخیر برجام به عنوان عمدهترین رخداد سیاست خارجی ایران هر روز زیر پتک نفی و خیانتآمیز بودن کوبیده شده و تدارککنندگان آن از اتهام خیانت و تهدید فسیل شدن در سیمان در امان نبوده اند ، اما فرض کنید فردا روزنامهای در سرمقالهاش به نظام یادآور شود به حکم عقل باید پذیرفت سیاست خارجی ایران در مقابل عراق و بحرین و سوریه و یمن و فلسطین و ....اشتباه است و نیرو بردن به اینجا و آنجا منافعی برای کشور ندارد و زیانبار است. فکر میکنید چه بلایی بر سرش میآید؟ اگر کسی به محاسبات عقلانی در باره رابطه ایران با اسرائیل دست بزند و منتشر کند چه برخوردی با او میشود؟...
حالا پرسش اندیشهسوز این است: منتفعان امنیتی کردن گفتگوی عمومی انتقادی درباره نقش و جایگاه و روابط ایران در منطقهای که اسرائیل در قلب آن قرار گرفته چه کسانی هستند؟
🆔 @jameeno
🔸به قلب دست نزنید!
▫️شورای سردبیری: سیاستهای دولتها را از زوایای مختلفی میتوان بررسی کرد. یکی از این زوایا، رابطه انتفاعی هر سیاست با گروههای خاص اجتماعی است: چه کسانی و چگونه از یک سیاست خاص سود میبرند و چرا؟ از تغییری جزئی در مقررات تجاری بین دو کشور گرفته تا برقراری حالت جنگی بین آنها، منتفعانی را میتوان سراغ کرد که ممکن است در نگاه اول نفعی برای انها دیده نشود، ممکن است سیاستی در معصومانهترین شکل ارائه شود و شاید از وجه نظری نتوان در آن منفعتی خاص برای کسی تصور کرد، اما منفعت جویی در دنیای سیاست، کاملا مثل موضوع محوری قدرت یک امر ذاتی است. توانایی سیاستگذاری و تعیین تکلیف برای دیگران، خودش بالذات نوعی منفعت است، حتی اگر مابهازای مادی نداشته باشد.
تعیین گروه اجتماعی منتفع از یک سیاست، در غالب اوقات آسان است: افزایش تعرفه واردات کفش به کفاشها، تاجران چرم و مشاغل مرتبط با کفش و حامیان سیاسی صنف آنها نفع میرساند؛ افزایش سقف ساعت کار رستورانها به صاحبان رستورانها و حامیان سیاسی صنف آنها نفع میرساند: تداوم برگزاری کنکور منتفعانی در صنعت آموزش دارد، شهر شدن یک روستا هم .... و همینطور که پیش میرویم یافتن منتفعان ممکن است سختتر شود و انگیزهها و پیشرانهها ناشفافتر. اما همیشه پای منتفعانی در کار است. در عرصه سیاست خارجی چه؟
شگفت است که اتفاقا در عرصه سیاست خارجی هم رد پای منتفعان را به راحتی میتوان زد. امثال ترامپ حتی این رد پا را در ویترین میگذارند وقتی میگویند قتل خبرنگار کار بدی است، ولی آخه ما با قاتل معامله ۱۰۰ میلیاردی داریم. بوش که مثل ترامپ صاف و صادق نبود، اعلام نمیکرد در روزهای بعد از تهاجم یازده سپتامبر اعضایی از خانواده بنلادن به این خاطر با پرواز اختصاصی از ایالات متحده بیرون رفتهاند که با خانواده بوش پیوندهای مالی داشتهاند و یا لغو قانون اکتشاف معدن در پارکهای ملی ایالات متحده چه نفعی به دوستان او میرساند.
مواردی هست که وجود شخص منتفع از این هم پوشیدهتر است. مثلا کاملا ممکن است رابطه دو کشور صرفا به این دلیل گرم و مودتآمیز باشد که سیاستساز یکی از کشورها پساندازش را در بانکهای کشور دیگر حفظ میکند. ممکن است کسی به بهانه وجود یک اثر تاریخی و یا حتی "همینطوری" به کشور دیگری لطف داشته باشد، چون ته ذهنش فکر میکند پناهگاه روز مبادایش آنجا باشد، و....
اما ممکن است وضعیتهای باز هم پیچیدهتر و پوششیافته وجود داشته باشد که مواردی مانند مثالهای بالا پیش انها بچهگانه به نظر برسد. وقتی یک گروه وسیع، تعداد زیادی از مقامات یک کشور در مسیر بیتوجیهی قرار دارند، نمیتوان همه را پساندازکننده پول در کشور دیگر فرض کرد. نمیتوان گفت همه به دنبال رویاهای بلندپروازانه، توهم نادر شاه بودن، اشتیاق خلیفه شدن در یک خلافت بزرگ احیا شده در سرزمینهای اسلامی، آرزوپردازی از روی دست پطر کبیر برای رسیدن به آبهای مدیترانه و امثال آن به مسیر اشتباه رفتهاند. نمیتوان توضیح معقولی داد ایران در حیات خلوت عربستان دنبال چه میگردد و نمیتوان خیلی توضیحات و توجیهات را درباره خیلی چیزها منطبق بر محاسبات عقلانی یافت. اما عجیبترین این ناتوانیها، عدم امکان واقعی برای بحث در زمینه وجوهی از سیاست خارجی است. در کشور ما میتوان به راحتی از آیتاللهها انتقاد کرد و حریم معمول آنها مانع انتقاد یک شهروند عادی از انها نیست، میتوان از شورای حراست شده نگهبان انتقاد کرد و اعمال و تصمیمهای آن را از منظر حقوقی و سیاسی زیر انتقاد گرفت، ولی برخی تحرکات خارجی حریمی دارند که به طرزی غریب دخول به آنها کمترین اتهامش اقدام علیه امنیت ملی و بهتان خیانت است. سال گذشته مقاله کوتاهی درباره مساله توسعه موشکی در جامعه فردا، این روزنامه را زیر ضربه برد و اعجاب در این است که طی حدود سه سال اخیر برجام به عنوان عمدهترین رخداد سیاست خارجی ایران هر روز زیر پتک نفی و خیانتآمیز بودن کوبیده شده و تدارککنندگان آن از اتهام خیانت و تهدید فسیل شدن در سیمان در امان نبوده اند ، اما فرض کنید فردا روزنامهای در سرمقالهاش به نظام یادآور شود به حکم عقل باید پذیرفت سیاست خارجی ایران در مقابل عراق و بحرین و سوریه و یمن و فلسطین و ....اشتباه است و نیرو بردن به اینجا و آنجا منافعی برای کشور ندارد و زیانبار است. فکر میکنید چه بلایی بر سرش میآید؟ اگر کسی به محاسبات عقلانی در باره رابطه ایران با اسرائیل دست بزند و منتشر کند چه برخوردی با او میشود؟...
حالا پرسش اندیشهسوز این است: منتفعان امنیتی کردن گفتگوی عمومی انتقادی درباره نقش و جایگاه و روابط ایران در منطقهای که اسرائیل در قلب آن قرار گرفته چه کسانی هستند؟
🆔 @jameeno