🔻ششم دیماه «پروژهٔ گزارش فساد و جرایم سازمانیافته» (OCCRP)معرفی میکند
🔹شخصیت سال جرایم سازمانیافته چه کسی است؟
▫️پرستو دوکوهکی: گروهی ۹نفره از کارشناسان خبرهٔ گزارش تحقیقی در زمینهٔ جرایم سازمانیافته و تروریسم، روز ۲۷ دسامبر (۶ دی) شخصیت سال ۲۰۱۸ را برای «پروژهٔ گزارش فساد و جرایم سازمانیافته»(OCCRP) معرفی میکنند / @ofogheno1
لینک مطلب در سایت:
http://ofogheno.com/?p=3053
🔹شخصیت سال جرایم سازمانیافته چه کسی است؟
▫️پرستو دوکوهکی: گروهی ۹نفره از کارشناسان خبرهٔ گزارش تحقیقی در زمینهٔ جرایم سازمانیافته و تروریسم، روز ۲۷ دسامبر (۶ دی) شخصیت سال ۲۰۱۸ را برای «پروژهٔ گزارش فساد و جرایم سازمانیافته»(OCCRP) معرفی میکنند / @ofogheno1
لینک مطلب در سایت:
http://ofogheno.com/?p=3053
Ofogheno
شخصیت سال جرایم سازمانیافته چه کسی است؟ – افقِ نو
عرصه روزنامهنگاری تحقیقی ایران
🔸همراهان جامعه نو،
«صدای جمعه» امشب پخش نخواهد شد. بر ما ببخشایید. سبب، اشکالات فنی است. پوزش از همه.
«صدای جمعه» امشب پخش نخواهد شد. بر ما ببخشایید. سبب، اشکالات فنی است. پوزش از همه.
https://telegra.ph/Ofogh-12-08
🔻اینستاگرام گاردین با این ویدئو از تعداد روزنامهنگاران کشتهشده امسال خبر داده و در پایان خبر از آن به عنوان قتلعام یاد کرده است:
https://www.instagram.com/p/BrGA_K2nRGd/?utm_source=ig_web_copy_link
🔸در دهه اخیر روزنامهنگاری خطرناکتر شده و بیشتر تهدید شده است. براساس گزارشهای تازه ۷۸ روزنامهنگار هنگام انجام وظیفه کشته شدهاند.
۳۲۶ روزنامهنگار به زندان رفتهاند که نیمی از آنها در کشورهای چین، ترکیه و مصر محبوس شدهاند. توماس هیوز مدیر اجرایی سازمان حقوق بشر میگوید: خصومت با روزنامهنگاران شکل عادی به خود گرفته است.
در میان رهبران پوپولیست از جمله دونالد ترامپ رییسجمهور آمریکا برای آنکه به مقاصد خود برسند، روزنامهنگارانی که عملکرد آنها را انعکاس میدهند بدنام میکنند. / افق نو
🔻اینستاگرام گاردین با این ویدئو از تعداد روزنامهنگاران کشتهشده امسال خبر داده و در پایان خبر از آن به عنوان قتلعام یاد کرده است:
https://www.instagram.com/p/BrGA_K2nRGd/?utm_source=ig_web_copy_link
🔸در دهه اخیر روزنامهنگاری خطرناکتر شده و بیشتر تهدید شده است. براساس گزارشهای تازه ۷۸ روزنامهنگار هنگام انجام وظیفه کشته شدهاند.
۳۲۶ روزنامهنگار به زندان رفتهاند که نیمی از آنها در کشورهای چین، ترکیه و مصر محبوس شدهاند. توماس هیوز مدیر اجرایی سازمان حقوق بشر میگوید: خصومت با روزنامهنگاران شکل عادی به خود گرفته است.
در میان رهبران پوپولیست از جمله دونالد ترامپ رییسجمهور آمریکا برای آنکه به مقاصد خود برسند، روزنامهنگارانی که عملکرد آنها را انعکاس میدهند بدنام میکنند. / افق نو
Telegraph
روزنامهنگاران کشته شده در سال 2018
اینستاگرام #گاردین با این ویدئو از تعداد #روزنامهنگاران کشتهشده امسال خبر داده و در پایان خبر از آن به عنوان قتلعام یاد کرده است: https://www.instagram.com/p/BrGA_K2nRGd/?utm_source=ig_web_copy_link در دهه اخیر #روزنامهنگاری خطرناکتر شده و بیشتر تهدید…
#الف
🔻قربانی دیگری!
▫️شورای سردبیری: تعیین مسئولیت نقص عملکرد در حکومتها از کشمکشهای قدیمی دنیای سیاست است. معمولا بالادستیها انتظار دارند نظر به لطفی که به مقامات درجه دو داشتهاند، مسئولیت نقص عملکرد حکومت توسط آنها به عهده گرفته شود. هدف از این کار معمولا حفظ کرسی شخص بالادست در هنگام وقوع نارساییهای عمده است. در کشورهای دارای جریان آزاد اطلاعات و کفایت رسانهای، چنین امری به ندرت رخ میدهد، زیرا جریان آزاد اطلاعات اجازه پنهان نگه داشتن بخش اعظم رخدادها را به اشخاص قدرتمند و قربانی کردن مقامات درجه دو نمیدهد. در جریان دروغسازی جرج بوش و تونی بلر مبنی بر امکان پرتاب ۴۵ دقیقهای بمب شیمیایی به اروپا توسط صدام که برای فراهم کردن زمینه تهاجم به عراق انجام شد و سالها بعد لو رفت، بلر تقصیر دروغ را به گردن جف هون وزیر دفاع انداخت و هون هم یک دستیار بلر و دکتر دیوید کلی کارشناس تسلیحاتی را جلو انداخت. دستیار استعفا داد و دکتر کلی نیز تحت عنوان خودکشی (براساس تحقیق پزشکان به قتل رسید) از میان رفت. بلر و بوش بیآبرو شدند، اما از مسئولیت این دروغ پرهزینه جان به در بردند. در رژیمهای شخصمحور و دارای رفتار "الکی" و مسئولیتناپذیر، مثل دوران احمدینژاد در ایران و ترامپ در ایالات متحده، این فرار از مسئولیت حتی ظاهر را رعایت نمیکند. احمدینژاد که حتی نمیتوانست فکر کند مسئولیت کمبود گوجه فرنگی هم به عهده رئیسجمهوری هست یا نه، پای رقبای خیالیاش را به میان میکشید که در جادهها جلوی کامیونهای گوجه فرنگی را گرفتهاند و وقتی عوام نامهنویس یقهاش را میگرفتند که جواب نامهام چه شد، اولین مسئولی را که کنارش بود نشان میداد و میگفت دستورش را به ایشان دادهام. مقامات منصوبش نیز یاد گرفته بودند اعتراضی نکنند. ترامپ هم که هنوز وقتی گیر میکند نارساییها را به گردن هیلاری و اوباما میاندازد و ناکامیهایش را با اخراج کارکنان کاخ سفید میپردازد.
اما عمدهترین نمونه گریز از مسئولیت نقص عملکرد را باید در دولت اول روحانی جستجو کنیم، آنجا که اعضایی از دولت پذیرفتند هزینه سیاسی برای جبران سیاستهای دوران احمدینژاد را بر دوش بکشند و دم بر نیاورند. جواد ظریف و تیمی که همراهیاش میکردند با پرچمداری روحانی مسئولیت امضای برجام را به عهده گرفتند که سازشی قهرمانانه برای جبران خطاهای پیشین بود: عقبنشینی از شعارهای تهی دستگاه تبلیغاتی، جبران رفتارهایی کودکانه و نسنجیده از سوی احمدینژاد (پاره شدن قطعنامهدان ، ...) و بویژه پرداخت هزینه عقبگرد از استراتژی نادرست توسعه ظرفیتهای هستهای. ظریف و روحانی و کارمندان ارشدشان بیش از سه سال است رسما فحش میخورند و به محاکمه، غرق شدن در استخر و بتن تهدید میشوند. اما هیچوقت حتی به زبان نیاوردند که ابعاد منفی برجام به خاطر پرداخت هزینه اعمال و سیاستهای چه کسانی بوده است. آنها قانون بازی را میدانند.
اما زمانه این قانون را تغییر میدهد و زمان تغییر این رویه بویژه برای کشور ما فرا رسیده است. دنیای سیاست عرصه پذیرفته یا رد شدن از سوی مردم است و همیشه این گرایش در آن وجود دارد که اشخاص حرفهای خوشایندی بزنند اما حاضر نباشند مسئولیت نتایج تلخ آن را بپذیرند. عاقبت تصمیمهای عوامگراها یکی از نمودهای آن است که اخیرا شیوع بیشتری هم یافته است. نایجل فارانژ رهبر حزب استقلال بریتانیا که سردمدار برکزیت بود و مردم را با شعار رفاه و درآمد بیشتر و ....به دنبال خود کشید، پس از رفراندم و فرارسیدن زمان پرداخت هزینههای خروج، کنار کشید و جنازه سنگین برگزیت را دیگران به دوش میکشند. در کشور ما که جز از شهد و شکر قدرت فرامرزی و پیروزی بیحد بر قدرتها و سیلی زدن به این و به غلط کردن انداختن آن و چشماندازهای دوردست سرشار از پیشرفت و نیکبختی سخن نمیرود، در تعیین مسئول وضع کنونی (هرچه هست) در عرصه اقتصاد، اجتماع، فرهنگ و سیاست، پنهانکنندگان چهره مسئولان اصلی، طبق همان فرمول قبلی، در دستگاه حقیر دولت رسمی دنبال مقصر میگردند، اما نباید از همان مسیر تعیین مسئول امضای برجام برویم. متر تعیین این مسئولیت، میزان اختیار هست و البته فقط اختیارات شخص نیست، رهاشدگی دستگاههای موازی مخفی و علنی مختار نیز هست.
امتیاز دوران ما این است که گفتن فقط پارهای از حقیقت به اکثریت جامعه دشوار است. به لطف فناوری، اطلاعات و به دنبال آن پرسشها در ابعادی وسیع در جامعه پخش میشود و امکان "حکمرانی بر جماعت ناآگاه ناپرسشگر" هر روز بیشتر کاهش مییابد. عصر افسانهای بیخبری حاکمان از عمل مستوفیان بدذات و داروغههای ستمگر نیز به سر آمده است. همه باید مسئولیت آنچه میکنند را بپذیرند، حتی اگر شرایط روبرو شدن با جماعت پرسشگر را برای آنها از میان برداشته باشند. الزام پاسخگویی واقعی ضامن حفظ شان و جایگاه پدروارگی است.
🆔 @jameeno
🔻قربانی دیگری!
▫️شورای سردبیری: تعیین مسئولیت نقص عملکرد در حکومتها از کشمکشهای قدیمی دنیای سیاست است. معمولا بالادستیها انتظار دارند نظر به لطفی که به مقامات درجه دو داشتهاند، مسئولیت نقص عملکرد حکومت توسط آنها به عهده گرفته شود. هدف از این کار معمولا حفظ کرسی شخص بالادست در هنگام وقوع نارساییهای عمده است. در کشورهای دارای جریان آزاد اطلاعات و کفایت رسانهای، چنین امری به ندرت رخ میدهد، زیرا جریان آزاد اطلاعات اجازه پنهان نگه داشتن بخش اعظم رخدادها را به اشخاص قدرتمند و قربانی کردن مقامات درجه دو نمیدهد. در جریان دروغسازی جرج بوش و تونی بلر مبنی بر امکان پرتاب ۴۵ دقیقهای بمب شیمیایی به اروپا توسط صدام که برای فراهم کردن زمینه تهاجم به عراق انجام شد و سالها بعد لو رفت، بلر تقصیر دروغ را به گردن جف هون وزیر دفاع انداخت و هون هم یک دستیار بلر و دکتر دیوید کلی کارشناس تسلیحاتی را جلو انداخت. دستیار استعفا داد و دکتر کلی نیز تحت عنوان خودکشی (براساس تحقیق پزشکان به قتل رسید) از میان رفت. بلر و بوش بیآبرو شدند، اما از مسئولیت این دروغ پرهزینه جان به در بردند. در رژیمهای شخصمحور و دارای رفتار "الکی" و مسئولیتناپذیر، مثل دوران احمدینژاد در ایران و ترامپ در ایالات متحده، این فرار از مسئولیت حتی ظاهر را رعایت نمیکند. احمدینژاد که حتی نمیتوانست فکر کند مسئولیت کمبود گوجه فرنگی هم به عهده رئیسجمهوری هست یا نه، پای رقبای خیالیاش را به میان میکشید که در جادهها جلوی کامیونهای گوجه فرنگی را گرفتهاند و وقتی عوام نامهنویس یقهاش را میگرفتند که جواب نامهام چه شد، اولین مسئولی را که کنارش بود نشان میداد و میگفت دستورش را به ایشان دادهام. مقامات منصوبش نیز یاد گرفته بودند اعتراضی نکنند. ترامپ هم که هنوز وقتی گیر میکند نارساییها را به گردن هیلاری و اوباما میاندازد و ناکامیهایش را با اخراج کارکنان کاخ سفید میپردازد.
اما عمدهترین نمونه گریز از مسئولیت نقص عملکرد را باید در دولت اول روحانی جستجو کنیم، آنجا که اعضایی از دولت پذیرفتند هزینه سیاسی برای جبران سیاستهای دوران احمدینژاد را بر دوش بکشند و دم بر نیاورند. جواد ظریف و تیمی که همراهیاش میکردند با پرچمداری روحانی مسئولیت امضای برجام را به عهده گرفتند که سازشی قهرمانانه برای جبران خطاهای پیشین بود: عقبنشینی از شعارهای تهی دستگاه تبلیغاتی، جبران رفتارهایی کودکانه و نسنجیده از سوی احمدینژاد (پاره شدن قطعنامهدان ، ...) و بویژه پرداخت هزینه عقبگرد از استراتژی نادرست توسعه ظرفیتهای هستهای. ظریف و روحانی و کارمندان ارشدشان بیش از سه سال است رسما فحش میخورند و به محاکمه، غرق شدن در استخر و بتن تهدید میشوند. اما هیچوقت حتی به زبان نیاوردند که ابعاد منفی برجام به خاطر پرداخت هزینه اعمال و سیاستهای چه کسانی بوده است. آنها قانون بازی را میدانند.
اما زمانه این قانون را تغییر میدهد و زمان تغییر این رویه بویژه برای کشور ما فرا رسیده است. دنیای سیاست عرصه پذیرفته یا رد شدن از سوی مردم است و همیشه این گرایش در آن وجود دارد که اشخاص حرفهای خوشایندی بزنند اما حاضر نباشند مسئولیت نتایج تلخ آن را بپذیرند. عاقبت تصمیمهای عوامگراها یکی از نمودهای آن است که اخیرا شیوع بیشتری هم یافته است. نایجل فارانژ رهبر حزب استقلال بریتانیا که سردمدار برکزیت بود و مردم را با شعار رفاه و درآمد بیشتر و ....به دنبال خود کشید، پس از رفراندم و فرارسیدن زمان پرداخت هزینههای خروج، کنار کشید و جنازه سنگین برگزیت را دیگران به دوش میکشند. در کشور ما که جز از شهد و شکر قدرت فرامرزی و پیروزی بیحد بر قدرتها و سیلی زدن به این و به غلط کردن انداختن آن و چشماندازهای دوردست سرشار از پیشرفت و نیکبختی سخن نمیرود، در تعیین مسئول وضع کنونی (هرچه هست) در عرصه اقتصاد، اجتماع، فرهنگ و سیاست، پنهانکنندگان چهره مسئولان اصلی، طبق همان فرمول قبلی، در دستگاه حقیر دولت رسمی دنبال مقصر میگردند، اما نباید از همان مسیر تعیین مسئول امضای برجام برویم. متر تعیین این مسئولیت، میزان اختیار هست و البته فقط اختیارات شخص نیست، رهاشدگی دستگاههای موازی مخفی و علنی مختار نیز هست.
امتیاز دوران ما این است که گفتن فقط پارهای از حقیقت به اکثریت جامعه دشوار است. به لطف فناوری، اطلاعات و به دنبال آن پرسشها در ابعادی وسیع در جامعه پخش میشود و امکان "حکمرانی بر جماعت ناآگاه ناپرسشگر" هر روز بیشتر کاهش مییابد. عصر افسانهای بیخبری حاکمان از عمل مستوفیان بدذات و داروغههای ستمگر نیز به سر آمده است. همه باید مسئولیت آنچه میکنند را بپذیرند، حتی اگر شرایط روبرو شدن با جماعت پرسشگر را برای آنها از میان برداشته باشند. الزام پاسخگویی واقعی ضامن حفظ شان و جایگاه پدروارگی است.
🆔 @jameeno
صدای نو | ۱۷ آذر ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۷ آذر ۹۷
ناصری: بیایید بیرون!
تحلیل عبدالله ناصری از موقعیت منطقهای ایران در گفتگو با صدای نو
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
ناصری: بیایید بیرون!
تحلیل عبدالله ناصری از موقعیت منطقهای ایران در گفتگو با صدای نو
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
🔸صدای نو | گفتوگو با عبدالله ناصری
ناصری: #بیایید_بیرون!
تحلیل عبدالله ناصری از موقعیت منطقهای کشور در گفتگو با صدای نو
گفتوگو با عبدالله ناصری را از لینک زیر گوش کنید.
https://soundcloud.com/sedayenow/ni9w1dfttwn8/s-xChsL
🆔 @jameeno
ناصری: #بیایید_بیرون!
تحلیل عبدالله ناصری از موقعیت منطقهای کشور در گفتگو با صدای نو
گفتوگو با عبدالله ناصری را از لینک زیر گوش کنید.
https://soundcloud.com/sedayenow/ni9w1dfttwn8/s-xChsL
🆔 @jameeno
صدای نو | گفتوگو با عبدالله ناصری
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | گفتوگو با عبدالله ناصری
ناصری: #بیایید_بیرون!
تحلیل عبدالله ناصری از موقعیت منطقهای کشور در گفتگو با صدای نو
🆔 @jameeno
ناصری: #بیایید_بیرون!
تحلیل عبدالله ناصری از موقعیت منطقهای کشور در گفتگو با صدای نو
🆔 @jameeno
صدای نو | ۱۸ آذر ۹۷
گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۸ آذر ۹۷
چرا اصلاحطلبان در یافتن نسبتشان با روحانی ناتوانند؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
چرا اصلاحطلبان در یافتن نسبتشان با روحانی ناتوانند؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
♦️زمستان ٩٧: فصل حساس در بازار مسکن
▫️قیمت یک متر مربع مسکن در شهر تهران که طی بهار 92 تا بهار 96 حول و حوش 4 تا 4.5 میلیون تومان بود، پس از بهار 96 طی 18 ماه، با رشدی تند، به حدود 9.5 میلیون تومان در شرایط کنونی رسیده است.
نکته حائز اهمیت این است که فعالین بازار مسکن، همانطور که در زمستان 95 رونق آتی این بازار را باور نمی کردند در زمستان 97 نیز باور رکود چندساله برایشان سخت است. در هرصورت چه فعالین بازار مسکن باور کنند و چه باور نکنند، انرژی این بازار به سرعت در حال تخلیه است و هرچه به سال 98 نزدیکتر شویم احتمال توقفِ افزایش قیمت مسکن، افزایش می یابد.
در واقع بازار مسکن طی یک و نیم سال گذشته با سرعت، مسیر را پیموده است(دوره رونق) و در حال ورود به فضا مه آلود است (گذار از رونق به رکود). در چنین فضایی، انتخاب مسیر دشوار و ضریب خطا افزایش می یابد. هرچند نمی توان زمان دقیقی برای پایان این مه، مشخص نمود اما با توجه به حجم معاملات، نسبت قیمت به اجاره مسکن و تجربه ادوار قبلی می توان پیش بینی نمود که به زودی مه، تمام و حرکتِ قیمتی بازار مسکن متوقف خواهد شد(دوره رکود).
در شرایط کنونی، سوداگران باتجربه بازار مسکن می خواهند با تحریک موج پایانی بازار، واحدهای خود را در حداکثر قیمتِ ممکن به فروش رسانند. یکی از ادعاهای ایشان که به کرات شنیده می شود این است که مسکن های نوساز کنونی با مصالح ساختمانی ارزان قیمت ساخته شده اند و هنوز تورم مصالح ساختمانی بطور کامل تخلیه نشده است! این سخن همانقدر خنده دار است که یک فروشنده خودرو چون سال گذشته خودرواش را ارزان خریده است الان هم آن را ارزان بفروشد! یا سازنده مسکنی که 10 سال قبل مسکن ساخته است به قیمت آن زمان بفروشد!
بازیگران اصلی بازار مسکن تهران در زمستان سال جاری، از یکسو سوداگران باتجربه هستند که می خواهند از این بازار خارج شوند و در سوی دیگر تازه واردهایی که به طمعِ عقب نماندن از قافلۀ سود یکسال گذشته، به آب و آتش می زنند تا خرید خود را انجام دهند! با این حساب، دام بازار مسکن در حال پهن شدن توسط سوداگران برای طمعکارانِ تازه کار است.
خریدارانی که در زمستان سال جاری (اپیزود پایانی رونق)، وارد بازار مسکن می شوند نباید انتظار رشد محسوسی در این بازار طی سالهای پیشِ رو داشته باشند. ایشان درآینده، زمین و زمان را مقصر خواهند دانست درصورتیکه تقصیر، از طمعِ خودشان است.
زمستان سال جاری، فصلِ شکارِ طمع کاران در بازار مسکن تهران است / بازار مسکن
🆔 @jameeno
▫️قیمت یک متر مربع مسکن در شهر تهران که طی بهار 92 تا بهار 96 حول و حوش 4 تا 4.5 میلیون تومان بود، پس از بهار 96 طی 18 ماه، با رشدی تند، به حدود 9.5 میلیون تومان در شرایط کنونی رسیده است.
نکته حائز اهمیت این است که فعالین بازار مسکن، همانطور که در زمستان 95 رونق آتی این بازار را باور نمی کردند در زمستان 97 نیز باور رکود چندساله برایشان سخت است. در هرصورت چه فعالین بازار مسکن باور کنند و چه باور نکنند، انرژی این بازار به سرعت در حال تخلیه است و هرچه به سال 98 نزدیکتر شویم احتمال توقفِ افزایش قیمت مسکن، افزایش می یابد.
در واقع بازار مسکن طی یک و نیم سال گذشته با سرعت، مسیر را پیموده است(دوره رونق) و در حال ورود به فضا مه آلود است (گذار از رونق به رکود). در چنین فضایی، انتخاب مسیر دشوار و ضریب خطا افزایش می یابد. هرچند نمی توان زمان دقیقی برای پایان این مه، مشخص نمود اما با توجه به حجم معاملات، نسبت قیمت به اجاره مسکن و تجربه ادوار قبلی می توان پیش بینی نمود که به زودی مه، تمام و حرکتِ قیمتی بازار مسکن متوقف خواهد شد(دوره رکود).
در شرایط کنونی، سوداگران باتجربه بازار مسکن می خواهند با تحریک موج پایانی بازار، واحدهای خود را در حداکثر قیمتِ ممکن به فروش رسانند. یکی از ادعاهای ایشان که به کرات شنیده می شود این است که مسکن های نوساز کنونی با مصالح ساختمانی ارزان قیمت ساخته شده اند و هنوز تورم مصالح ساختمانی بطور کامل تخلیه نشده است! این سخن همانقدر خنده دار است که یک فروشنده خودرو چون سال گذشته خودرواش را ارزان خریده است الان هم آن را ارزان بفروشد! یا سازنده مسکنی که 10 سال قبل مسکن ساخته است به قیمت آن زمان بفروشد!
بازیگران اصلی بازار مسکن تهران در زمستان سال جاری، از یکسو سوداگران باتجربه هستند که می خواهند از این بازار خارج شوند و در سوی دیگر تازه واردهایی که به طمعِ عقب نماندن از قافلۀ سود یکسال گذشته، به آب و آتش می زنند تا خرید خود را انجام دهند! با این حساب، دام بازار مسکن در حال پهن شدن توسط سوداگران برای طمعکارانِ تازه کار است.
خریدارانی که در زمستان سال جاری (اپیزود پایانی رونق)، وارد بازار مسکن می شوند نباید انتظار رشد محسوسی در این بازار طی سالهای پیشِ رو داشته باشند. ایشان درآینده، زمین و زمان را مقصر خواهند دانست درصورتیکه تقصیر، از طمعِ خودشان است.
زمستان سال جاری، فصلِ شکارِ طمع کاران در بازار مسکن تهران است / بازار مسکن
🆔 @jameeno
جامعه نو
گروه جامعه نو – صدای نو | ۱۸ آذر ۹۷
🔸اگر پایتان در همراهی با جامعه نو و صدایش، که صدای نوست، قرص بوده باشد، لابد دیگر دریافتهاید که ما اغلب به سراغ آنچه که در نسبتِ با مسائل بنیادین کشور، دستدوم باشد و فرع، نمیرویم. موضوعهایی مثل مسائل میان جناحها و داخل آنها. ما مسائل داخلی اصلاحطلبان را هم از همین جنس میدانیم. با این همه، در راههایی هم که از میان جناحها و داخل آنها میگذرد، پیچهایی هست که خاموش نشستن به هنگام تماشای رهگذران آن صواب نیست. یکی از این پیچها که اخیرا پیدا شده، پیچ تند تحلیل موقعیت رئیس دولت و عملکرد اخیرا مهآلود او و بحث فعالان اصلاحطلب در این باب. اینطور که به نظر میرسد، این بحث حتی راهبرد میانمدت و سرنوشتساز برخی از آنها را برای انتخابات آتی هم تعیین خواهد کرد. اساس این کشمکش درونی اخیر اصلاحطلبان، تعیین فاصله و نسبت با آقای روحانی است. اینکه باید زاویه موجود را با او به دلیل سودمند نبودنش در مسیر اصلاحات زیاد کرد و از شریک شدن در مسئولیت اعمالش و پرداخت سهم از هزینه آنها اجتناب کرد یا کماکان از آن سودمندی اعتدالی مفروض روحانی، به عنوان یک نیروی پایداری در برابر ضربات تبری که افراطیون استبدادطلب بیوقفه بر پیکر سرزمین و جامعه میزنند، حمایت کرد؟ این پرسش اگر به وقتش به پاسخ میرسید و انقدر معطل نمیماند، شاید چندان مهم نمیبود. حالا هم به جای خودش، موضوعی درجه دوم است. ولی این چنین دیر ماندن پاسخش، یک پرسش واقعا مهم را پیش میکشد: چرا اصلاحطلبان در یافتن نسبتشان با روحانی ناتوانند؟
پاسخ این پرسش در بخش «پشت شیشههای مات سیاست»
🆔 @jameeno
برنامه هجدهم آذر صدای نو را بشنوید:
https://soundcloud.com/sedayenow/oumixjmz4lvp
پاسخ این پرسش در بخش «پشت شیشههای مات سیاست»
🆔 @jameeno
برنامه هجدهم آذر صدای نو را بشنوید:
https://soundcloud.com/sedayenow/oumixjmz4lvp
🔹گزارش تحقیقی مفصل روزنامه گاردین از نفوذ چین در رسانههای جریان اصلی غرب مانند واشنگتن پست
▫️چین هزاران هزار دلار بودجه صرف میکند تا با سرمایهگذاری در بخش رسانه تصویر خودش را در رسانهها آنطور که میخواهد بسازد. روزنامه گاردین در این گزارش تحقیقی مفصل که نیم سال زمان صرف نوشتنش شده توضیح میدهد که چین به شکل خزنده و زیرپوستی موفق شده به رسانههای بزرگی همچون واشنگتنپست هم نفوذ کند و روزنامهنگارانی را که با استفاده از بورسهای اهدایی تربیت کرده مجاب کند تا در ستایش چین بزرگ در این رسانهها بنویسند. / افق نو
🆔 @jameeno
لینک گزارش در روزنامه گاردین:
https://www.theguardian.com/news/2018/dec/07/china-plan-for-global-media-dominance-propaganda-xi-jinping
▫️چین هزاران هزار دلار بودجه صرف میکند تا با سرمایهگذاری در بخش رسانه تصویر خودش را در رسانهها آنطور که میخواهد بسازد. روزنامه گاردین در این گزارش تحقیقی مفصل که نیم سال زمان صرف نوشتنش شده توضیح میدهد که چین به شکل خزنده و زیرپوستی موفق شده به رسانههای بزرگی همچون واشنگتنپست هم نفوذ کند و روزنامهنگارانی را که با استفاده از بورسهای اهدایی تربیت کرده مجاب کند تا در ستایش چین بزرگ در این رسانهها بنویسند. / افق نو
🆔 @jameeno
لینک گزارش در روزنامه گاردین:
https://www.theguardian.com/news/2018/dec/07/china-plan-for-global-media-dominance-propaganda-xi-jinping
the Guardian
Inside China's audacious global propaganda campaign
The long read: Beijing is buying up media outlets and training scores of foreign journalists to ‘tell China’s story well’ – as part of a worldwide influence campaign of astonishing scope and ambition
جامعه نو
🔸اگر پایتان در همراهی با جامعه نو و صدایش، که صدای نوست، قرص بوده باشد، لابد دیگر دریافتهاید که ما اغلب به سراغ آنچه که در نسبتِ با مسائل بنیادین کشور، دستدوم باشد و فرع، نمیرویم. موضوعهایی مثل مسائل میان جناحها و داخل آنها. ما مسائل داخلی اصلاحطلبان…
#پشتشیشههایماتسیاست
🔹چرا اصلاحطلبان در یافتن نسبتشان با روحانی ناتوانند؟
▫️شورای سردبیری: مدت زیادی است که چهرههای فکری و نظریهپرداز جناح اصلاحطلب به ارزیابی رابطهشان با حسن روحانی مشغولند. ولی به نظر میرسد به پاسخ روشنی درباره ماهیت این رابطه نمیرسند. دائم حرف میزنند، اما نقطه وفاقی برای قضاوت درباره اینکه خودشان کجا ایستادهاند و روحانی به کجا رفته است، پیدا نمیکنند. نه میتوانند علتی منطقی و مستدل برای تغییراتی که روحانی در رویکردهای سیاست داخلی و خارجیاش داده گیر بیاورند و نه میتوانند رابطهای را که بین او و اصلاحطلبان، هم هست و هم نیست، توضیح دهند وآیندهاش را پیش ببینند. توجیهاتی مثل نگرانی روحانی از جایگاهی که پس از پایان دوره ریاست جمهوریاش خواهد داشت، یا بینیازی او به دوباره رای گرفتن از مردم، سردستی و ناسودمند است و به نظر، دستساز گروهی کوتهبین در میان اصلاحطلبان است که قضاوتهایشان را بر عملکرد روحانی در تقسیم میزهای ادارات و موازنه جهانگیری-واعظی استوار میکنند.
مساله این است که کسی روحانی را بر اساس شرایطی که در آن ایستاده قضاوت نمیکند. شناخت این شرایط یک تشخیص کیفی سیاسی است. شناختِ سیرِ تطوّر حکومت جمهوری اسلامی و تبیین موقعیت کنونی و مسیرهای آینده آن است، جدا از حسن روحانی. روشنفکران اصلاح طلب تلاشی در "این" زمینه نمیکنند. تا اینجا، فقط سعید حجاریان که از معدود ناظران اندیشهورز فعالان اصلاحطلب است، اخیرا نیمگامی در این مسیر برداشته و بس. او هم نشانه رفته، اما نزده. آقای حجاریان در گفتگویی طولانی گفته است روحانی از خودش عبور کرده است. این حرف میتوانست آغاز یک قضاوت واقعبینانه باشد که در نهایت توضیح بدهد روحانی یک ذات است و مستقل، یا زائده تابع؟ محصول شرایط حکومت و کشور و ملت است یا حمایت اصلاحطلبان؟ تغییرش به اختیار است یا به جبر حفظ جایگاه؟
در یک پرسش ساده: این "خودش"ای که آقای حجاریان معتقد است از آن عبور شده، دقیقا کجای روحانی است؟
🆔 @jameeno
https://telegra.ph/gls-12-10
🔹چرا اصلاحطلبان در یافتن نسبتشان با روحانی ناتوانند؟
▫️شورای سردبیری: مدت زیادی است که چهرههای فکری و نظریهپرداز جناح اصلاحطلب به ارزیابی رابطهشان با حسن روحانی مشغولند. ولی به نظر میرسد به پاسخ روشنی درباره ماهیت این رابطه نمیرسند. دائم حرف میزنند، اما نقطه وفاقی برای قضاوت درباره اینکه خودشان کجا ایستادهاند و روحانی به کجا رفته است، پیدا نمیکنند. نه میتوانند علتی منطقی و مستدل برای تغییراتی که روحانی در رویکردهای سیاست داخلی و خارجیاش داده گیر بیاورند و نه میتوانند رابطهای را که بین او و اصلاحطلبان، هم هست و هم نیست، توضیح دهند وآیندهاش را پیش ببینند. توجیهاتی مثل نگرانی روحانی از جایگاهی که پس از پایان دوره ریاست جمهوریاش خواهد داشت، یا بینیازی او به دوباره رای گرفتن از مردم، سردستی و ناسودمند است و به نظر، دستساز گروهی کوتهبین در میان اصلاحطلبان است که قضاوتهایشان را بر عملکرد روحانی در تقسیم میزهای ادارات و موازنه جهانگیری-واعظی استوار میکنند.
مساله این است که کسی روحانی را بر اساس شرایطی که در آن ایستاده قضاوت نمیکند. شناخت این شرایط یک تشخیص کیفی سیاسی است. شناختِ سیرِ تطوّر حکومت جمهوری اسلامی و تبیین موقعیت کنونی و مسیرهای آینده آن است، جدا از حسن روحانی. روشنفکران اصلاح طلب تلاشی در "این" زمینه نمیکنند. تا اینجا، فقط سعید حجاریان که از معدود ناظران اندیشهورز فعالان اصلاحطلب است، اخیرا نیمگامی در این مسیر برداشته و بس. او هم نشانه رفته، اما نزده. آقای حجاریان در گفتگویی طولانی گفته است روحانی از خودش عبور کرده است. این حرف میتوانست آغاز یک قضاوت واقعبینانه باشد که در نهایت توضیح بدهد روحانی یک ذات است و مستقل، یا زائده تابع؟ محصول شرایط حکومت و کشور و ملت است یا حمایت اصلاحطلبان؟ تغییرش به اختیار است یا به جبر حفظ جایگاه؟
در یک پرسش ساده: این "خودش"ای که آقای حجاریان معتقد است از آن عبور شده، دقیقا کجای روحانی است؟
🆔 @jameeno
https://telegra.ph/gls-12-10
Telegraph
چرا اصلاح طلبان در یافتن نسبتشان با روحانی ناتوانند؟
صدای نو | ۱۹ آذر ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۹ آذر ۹۷
تاکید خاتمی بر هویت ملی چه معنایی دارد؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
تاکید خاتمی بر هویت ملی چه معنایی دارد؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۹ آذر ۹۷ تاکید خاتمی بر هویت ملی چه معنایی دارد؟ صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود. 🆔 @jameeno
🔸از صدای نو
دیروز پیام سیدمحمد خاتمی به مناسب روز دانشجو، منتشر شد؛ به شکلی فراگیر، ولی با انعکاسی کم. آقای خاتمی در این پیام، تاریخ ایران را، از روز ازل تا امروز، اجمالی و گذرا مرور کرده و در پایان هم، چون همیشه، از ضرورت اتحاد درونی و ایستادگی در برابر فزون خواهی های بیرونی و جدی شمردن حاکمیت مردم دارد. در نگاه نخست شبیه دیگر پیام های مناسبتی باشد، ولی به نظر می آید سخنان تازه آقای خاتمی به سبب دست گذاشتن بر نکته ای مهم و تکرار یک ایده خاص در این دوران، مهم است نکته مهم پیام در ایده کلی آقای خاتمی در همان بازنگری اجمالی و گذرا بر تاریخ ایران است. آقای خاتمی در این پیام بار دیگر بر هویت ملی به عنوان اصل مهم شکل دهنده کشور تاکید کرده و این چنین، سراغ یکی از مسائل بنیادینی رفته که کمتر دیده ایم سیاستمداران این دوران سراغشان بروند. این نکته، تا اینجا از نگاه رسانه هایی که از نظر سیاسی به آقای خاتمی نزدیکند هم دور مانده و و تنها آن بخش هایی که یا در ستایش دانشجوست یا مستقیما اشاره به مسائل روزمره این روزهای سیاست دارد، پررنگ شده.
این نگاه آقای خاتمی مهم است؛ چون در نقطه مقابل یک نگاه مستقر در قدرت قرار می گیرد. حکومت ما گاهی بدش نمیآید «قدیم» بنماید و نه «حادث» و بپذیراند همه چیز همیشه چنان بوده که هست و امروز را در دیروز مکتوب کرده بوده اند. ولی آقای خاتمی در پیام اخیرش، با این نگاه همداستان نیست. جان کلام آقای خاتمی در این پیام، مایه هایی از ایده های گروهی از اهل اندیشه در نگاه به تاریخ ایران و سیر تکوین آن دارد که معروف ترینشان، گفتار «ایرانشهر» سیدجواد طباطبایی، استاد فلسفه حقوق، است. ایده ای محل مناقشه است، و نگاه آقای خاتمی هم در این مورد، زیادی خوش بینانه به نظر می آید. با این همه، گفته شدنش از جانب یک سیاستمدار در این روزگار، مهم است. دیدگاه شورای سردبیری را در این باب، با صدای سعید کاظمی مبین بشنوید:
https://soundcloud.com/sedayenow/6tusp46zzosr
🆔 jameeno
دیروز پیام سیدمحمد خاتمی به مناسب روز دانشجو، منتشر شد؛ به شکلی فراگیر، ولی با انعکاسی کم. آقای خاتمی در این پیام، تاریخ ایران را، از روز ازل تا امروز، اجمالی و گذرا مرور کرده و در پایان هم، چون همیشه، از ضرورت اتحاد درونی و ایستادگی در برابر فزون خواهی های بیرونی و جدی شمردن حاکمیت مردم دارد. در نگاه نخست شبیه دیگر پیام های مناسبتی باشد، ولی به نظر می آید سخنان تازه آقای خاتمی به سبب دست گذاشتن بر نکته ای مهم و تکرار یک ایده خاص در این دوران، مهم است نکته مهم پیام در ایده کلی آقای خاتمی در همان بازنگری اجمالی و گذرا بر تاریخ ایران است. آقای خاتمی در این پیام بار دیگر بر هویت ملی به عنوان اصل مهم شکل دهنده کشور تاکید کرده و این چنین، سراغ یکی از مسائل بنیادینی رفته که کمتر دیده ایم سیاستمداران این دوران سراغشان بروند. این نکته، تا اینجا از نگاه رسانه هایی که از نظر سیاسی به آقای خاتمی نزدیکند هم دور مانده و و تنها آن بخش هایی که یا در ستایش دانشجوست یا مستقیما اشاره به مسائل روزمره این روزهای سیاست دارد، پررنگ شده.
این نگاه آقای خاتمی مهم است؛ چون در نقطه مقابل یک نگاه مستقر در قدرت قرار می گیرد. حکومت ما گاهی بدش نمیآید «قدیم» بنماید و نه «حادث» و بپذیراند همه چیز همیشه چنان بوده که هست و امروز را در دیروز مکتوب کرده بوده اند. ولی آقای خاتمی در پیام اخیرش، با این نگاه همداستان نیست. جان کلام آقای خاتمی در این پیام، مایه هایی از ایده های گروهی از اهل اندیشه در نگاه به تاریخ ایران و سیر تکوین آن دارد که معروف ترینشان، گفتار «ایرانشهر» سیدجواد طباطبایی، استاد فلسفه حقوق، است. ایده ای محل مناقشه است، و نگاه آقای خاتمی هم در این مورد، زیادی خوش بینانه به نظر می آید. با این همه، گفته شدنش از جانب یک سیاستمدار در این روزگار، مهم است. دیدگاه شورای سردبیری را در این باب، با صدای سعید کاظمی مبین بشنوید:
https://soundcloud.com/sedayenow/6tusp46zzosr
🆔 jameeno
جامعه نو
@jameeno : گروه جامعه نو – صدای نو | ۱۹ آذر ۹۷
🔻یکشنبه شب، یک عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، در یک برنامه تلویزیونی، از ضرورت استقلال بانک مرکزی گفته و از اینکه دولت نباید چیزی را به بانک مرکزی تحمیل کند. علی آقامحمدی، تاکید کرده که دولت نباید بانک مرکزی را ناچار کند که برایش خط اعتباری باز کند و بدهیهایش را بپردازد. آقای آقامحمدی همچنین ادعا کرده اختیاراتی که شورای هماهنگی قوا اخیرا به بانک مرکزی دادهاند «بیسابقه» بوده و بانک مرکزی اکنون «اختیار تام» دارد. علی آقامحمدی در دولت دوم محمود احمدینژاد، معاون نظارت و هماهنگي در سياستهاي اقتصادیِ معاون اول رييس جمهور بود. به گفته خودش، این سمت را به توصیه «یکی از مقامات عالی کشور» پذیرفته بود و پس از به اختلاف خوردن با دولت، پس از مشورت با «مقام ارشد نظام»، از دولت بیرون آمده بود. حالا با در نظر گرفتن این جایگاه، سخنان دیشب آقای آقامحمدی را بگذارید کنار ادعای بخشیدن اختیار تام به رئیس کل کنونی بانک مرکزی و تلاش برای شکستن همه کاسههای آشوب بازار بر سر رئیس پیشین بانک مرکزی که حتی حکم مشاوری رئیس جمهوری هم کمک چندانی به حالش نکرد و اخیرا دادگاه تجدیدنظر هم حکم انفصال از خدمتش را تایید کرد. اینها، به معنای کوشش برای جدا کردن بانک مرکزی از دولت است؟
پاسخ این پرسش در بخش «#پشتشیشههایماتسیاست»
🆔 @jameeno
برنامه نوزدهم آذر صدای نو بشنوید:
https://soundcloud.com/sedayenow/6tusp46zzosr
پاسخ این پرسش در بخش «#پشتشیشههایماتسیاست»
🆔 @jameeno
برنامه نوزدهم آذر صدای نو بشنوید:
https://soundcloud.com/sedayenow/6tusp46zzosr