#الف
🔹بحران اعتماد!
📌(این مطلب در پاسخ به پرسشهای همراهان جامعه نو نوشته شده است)
▫️شورای سردبیری: مثل خیلی از کارهای دیگر، در ماجرای سیل استانهای غربی کشور هزینه بیاعتمادی عمومی را به خودمان و اقتصاد کشور منتقل میکنیم. بیاعتمادی به ساختار اداری کشور، به خاطر بیاعتمادی به حکومت، به دلیل آنکه حکومت جایگاه هر اقدامی را در رابطه با منافع سیاسی و ایدئولوژیکش تعریف میکند. مثال ساده و روزمرهاش، گزارشی است که نشان میدهد خانم مسنی هنگام تحویل پتوی اهداییاش برای سیلزدگان اعلام میکند به این ترتیب مطمئن است هدیهاش به دست سیلزدگان میرسد و خرج بیگانگان نمیشود. نفر دیگر دو بسته بطریهای آب خریده و آورده است...
عقل سلیم میگوید آن خانم باید هدیهاش را به صورت ریالی به هلالاحمر میداد تا با آن از کارخانه تولید پتو به جای یک تخته، دوتخته پتو خریداری شود (به خاطر حذف سهم توزیعکننده و هزینه حملونقل و تخفیف خرید به تعداد بالا). آب معدنی و سایر اقلام هم به همین ترتیب. جمعآوری کمک جنسی فقط باید به جذب اجناس استفاده شده دستدوم محدود شود. اما اکثریت ما چنین نمیکنیم. علت آن به سادگی بیاعتمادی به حکومت است. وقتی به سراغ افکار عمومی میروی، کسی اعتقاد ندارد حتی یک امدادگر فاسد در هلالاحمر وجود داشته باشد، ولی حکومت را به صورت عام فاسد میپندارند که نمیتوان دزد به دستش داد به کلانتری ببرد و یا کمک و اعانهبه حسابش ریخت تا به نیازمند برساند.
باید این نگرش غالب را تغییر داد. البته کار مشکلی است. نمیتوان تصویر سیستمی را که هر روز از کشف دزدی و تقلب و کجدستی معتمدان و اختلاس و درازدستی مدیران آن خبر میآید و فساد و سوءاستفاده وابستگان و فرزندان مقامات آن داستان سر هر بازار است به راحتی در ذهن مردم تغییر داد. اما باید جامعه را نسبت به سلامت عملکرد ردههای مشخصی از ساختارهای موجود (نه مقامات) مطمئن ساخت؛ هم به دلیل آنکه این ساختارها تامینکننده نیازهای حیاتی مردم نظیر آب و برق و مخابرات و بهداشت و آموزش و نظم و کمکهای اجتماعیاند و عملکرد آنها بیشتر حاصل طراحی اولیه و شرافت کارکنانآنها است و نه اراده حکومت، و بنابراین توسعه بیاعتمادی به آنها پمپاژکننده ناامیدی و یاس و بیچشماندازی ویرانگری در روح و ذهن مردم است، و هم به این دلیل که بیاعتمادی به عملکرد آنها هزینهزا و فلجکننده جامعه در هنگام ضرورتهایی مثل کمک به سیلزدگان است.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/as-04-10
🔹بحران اعتماد!
📌(این مطلب در پاسخ به پرسشهای همراهان جامعه نو نوشته شده است)
▫️شورای سردبیری: مثل خیلی از کارهای دیگر، در ماجرای سیل استانهای غربی کشور هزینه بیاعتمادی عمومی را به خودمان و اقتصاد کشور منتقل میکنیم. بیاعتمادی به ساختار اداری کشور، به خاطر بیاعتمادی به حکومت، به دلیل آنکه حکومت جایگاه هر اقدامی را در رابطه با منافع سیاسی و ایدئولوژیکش تعریف میکند. مثال ساده و روزمرهاش، گزارشی است که نشان میدهد خانم مسنی هنگام تحویل پتوی اهداییاش برای سیلزدگان اعلام میکند به این ترتیب مطمئن است هدیهاش به دست سیلزدگان میرسد و خرج بیگانگان نمیشود. نفر دیگر دو بسته بطریهای آب خریده و آورده است...
عقل سلیم میگوید آن خانم باید هدیهاش را به صورت ریالی به هلالاحمر میداد تا با آن از کارخانه تولید پتو به جای یک تخته، دوتخته پتو خریداری شود (به خاطر حذف سهم توزیعکننده و هزینه حملونقل و تخفیف خرید به تعداد بالا). آب معدنی و سایر اقلام هم به همین ترتیب. جمعآوری کمک جنسی فقط باید به جذب اجناس استفاده شده دستدوم محدود شود. اما اکثریت ما چنین نمیکنیم. علت آن به سادگی بیاعتمادی به حکومت است. وقتی به سراغ افکار عمومی میروی، کسی اعتقاد ندارد حتی یک امدادگر فاسد در هلالاحمر وجود داشته باشد، ولی حکومت را به صورت عام فاسد میپندارند که نمیتوان دزد به دستش داد به کلانتری ببرد و یا کمک و اعانهبه حسابش ریخت تا به نیازمند برساند.
باید این نگرش غالب را تغییر داد. البته کار مشکلی است. نمیتوان تصویر سیستمی را که هر روز از کشف دزدی و تقلب و کجدستی معتمدان و اختلاس و درازدستی مدیران آن خبر میآید و فساد و سوءاستفاده وابستگان و فرزندان مقامات آن داستان سر هر بازار است به راحتی در ذهن مردم تغییر داد. اما باید جامعه را نسبت به سلامت عملکرد ردههای مشخصی از ساختارهای موجود (نه مقامات) مطمئن ساخت؛ هم به دلیل آنکه این ساختارها تامینکننده نیازهای حیاتی مردم نظیر آب و برق و مخابرات و بهداشت و آموزش و نظم و کمکهای اجتماعیاند و عملکرد آنها بیشتر حاصل طراحی اولیه و شرافت کارکنانآنها است و نه اراده حکومت، و بنابراین توسعه بیاعتمادی به آنها پمپاژکننده ناامیدی و یاس و بیچشماندازی ویرانگری در روح و ذهن مردم است، و هم به این دلیل که بیاعتمادی به عملکرد آنها هزینهزا و فلجکننده جامعه در هنگام ضرورتهایی مثل کمک به سیلزدگان است.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/as-04-10
Telegraph
بحران اعتماد!
(این مطلب در پاسخ به پرسشهای همراهان جامعه نو نوشته شده است) شورای سردبیری: مثل خیلی از کارهای دیگر، در ماجرای سیل استانهای غربی کشور هزینه بیاعتمادی عمومی را به خودمان و اقتصاد کشور منتقل میکنیم. بی اعتمادی به ساختار اداری کشور، به خاطر بیاعتمادی به حکومت،…
📌گزارش اختصاصی جامعه نو از استان سیل زده لرستان- قمست اول
🔻یک هفته گذشته و خبر خوشی در راه نیست
▫️شادی مکی: یک هفته پس از سیلِ ویرانگرِ لرستان، شادی مکی، خبرنگار به همراه جمعی از فعالان اجتماعی به استان لرستان رفته است و مشاهدات عینی خود را از برخی از روستاهای سیلزده این استان برای همراهان جامعه نو نوشته است. بخش اول این گزارش مفصل به معمولان و روستاهای اطراف آن اختصاص دارد:
به لرستان می رسم به سرزمین آبشارها به سرزمین سیمره و کشکان که امروز کف بر لب آورده و با خروش و خشم ، قهر خود را نثار مردم این سرزمین کردهاند، مردمی که از یک سوقربانی ناکارآمدیها، سوءمدیریتها و نبود کارشناسان محیط زیستی و شهری آگاه شده اند و از سوی دیگر گرفتار قهر طبیعتی خشمگین از این همه بی توجهی و خطاهای فاحش زیست محیطی.
شهرستانهای پلدختر، معمولان و بخشهایی از کوهدشت بیشترین آسیب را دیده اند که در این میان آسیب های وارده بر پلدختر کمر شکنتر از باقی مناطق به نظر می رسد.
معمولان؛ جدامانده و تنها
صبح شنبه 17 فروردین راه های ارتباطی شهر معمولان بعد از چند روز تلاش پیایی عوامل راهداری بالاخره بازگشانی میشود اما راههای ارتباطی روستاها همچنان بسته است .
به سوی معمولان حرکت می کنیم، جاده خرم آباد، معمولان آسیب قابل توجهی دیده است سیل در برخی بخشها تا بالای جاده ارتفاع گرفته و گل و لای آن که اکنون به کنار جاده کشیده شده هنوز باقی است، تکههای بزرگ آسفالت با قدرت سیل در هم شکسته و به قسمت زیرین جاده فتاده و قسمت زیرین دیگر باند جاده، با آب شسته شده و خالی است ، کشکان همچنان گل آلود است و آبشارهایی که روزی منظرهای چشم نواز داشتند اکنون رنگ گل به خود گرفته اند.
روستای چم شهران (گاو زرده) واقع در 5 کیلومتری معمولان راه ارتباطی ندارد از پلی که این روستا را به جاده اصلی پیوند میدهد، تنها یک پایه بتنی باقی مانده است که درست وسط رود کشکان قرار دارد و دیگر هیچ، یعنی راه ارتباط با روستا به طور کلی قطع است هیچ کس از حال و روز مردم روستا خبر ندارد، راهنمایم می گوید که تعدادی از خانه های کنار رودخانه نیز تخریب شده و امروز دیگر نیستند، تنها اثر زندگی در این روستا که از دور می توان دید زنی است که در حال گذر از کناره روستاست، راهنما حدس می زند که نیازهای این مردم از طریق بالگرد تامین می شود.
نم نمک به معمولان میرسیم، بخشی از باغها و زمینهای زراعی کاملا زیر آب رفته است، مردم شهر میگویند که روستاهای دمرود سفلی، دمرود اولیا و سرتپه نیز راه ارتباطیشان قطع شده و تنها از طریق کوه یا بالگردهای هلال احمر و ارتش کمک رسانی می شوند.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/as-04-12
🔻یک هفته گذشته و خبر خوشی در راه نیست
▫️شادی مکی: یک هفته پس از سیلِ ویرانگرِ لرستان، شادی مکی، خبرنگار به همراه جمعی از فعالان اجتماعی به استان لرستان رفته است و مشاهدات عینی خود را از برخی از روستاهای سیلزده این استان برای همراهان جامعه نو نوشته است. بخش اول این گزارش مفصل به معمولان و روستاهای اطراف آن اختصاص دارد:
به لرستان می رسم به سرزمین آبشارها به سرزمین سیمره و کشکان که امروز کف بر لب آورده و با خروش و خشم ، قهر خود را نثار مردم این سرزمین کردهاند، مردمی که از یک سوقربانی ناکارآمدیها، سوءمدیریتها و نبود کارشناسان محیط زیستی و شهری آگاه شده اند و از سوی دیگر گرفتار قهر طبیعتی خشمگین از این همه بی توجهی و خطاهای فاحش زیست محیطی.
شهرستانهای پلدختر، معمولان و بخشهایی از کوهدشت بیشترین آسیب را دیده اند که در این میان آسیب های وارده بر پلدختر کمر شکنتر از باقی مناطق به نظر می رسد.
معمولان؛ جدامانده و تنها
صبح شنبه 17 فروردین راه های ارتباطی شهر معمولان بعد از چند روز تلاش پیایی عوامل راهداری بالاخره بازگشانی میشود اما راههای ارتباطی روستاها همچنان بسته است .
به سوی معمولان حرکت می کنیم، جاده خرم آباد، معمولان آسیب قابل توجهی دیده است سیل در برخی بخشها تا بالای جاده ارتفاع گرفته و گل و لای آن که اکنون به کنار جاده کشیده شده هنوز باقی است، تکههای بزرگ آسفالت با قدرت سیل در هم شکسته و به قسمت زیرین جاده فتاده و قسمت زیرین دیگر باند جاده، با آب شسته شده و خالی است ، کشکان همچنان گل آلود است و آبشارهایی که روزی منظرهای چشم نواز داشتند اکنون رنگ گل به خود گرفته اند.
روستای چم شهران (گاو زرده) واقع در 5 کیلومتری معمولان راه ارتباطی ندارد از پلی که این روستا را به جاده اصلی پیوند میدهد، تنها یک پایه بتنی باقی مانده است که درست وسط رود کشکان قرار دارد و دیگر هیچ، یعنی راه ارتباط با روستا به طور کلی قطع است هیچ کس از حال و روز مردم روستا خبر ندارد، راهنمایم می گوید که تعدادی از خانه های کنار رودخانه نیز تخریب شده و امروز دیگر نیستند، تنها اثر زندگی در این روستا که از دور می توان دید زنی است که در حال گذر از کناره روستاست، راهنما حدس می زند که نیازهای این مردم از طریق بالگرد تامین می شود.
نم نمک به معمولان میرسیم، بخشی از باغها و زمینهای زراعی کاملا زیر آب رفته است، مردم شهر میگویند که روستاهای دمرود سفلی، دمرود اولیا و سرتپه نیز راه ارتباطیشان قطع شده و تنها از طریق کوه یا بالگردهای هلال احمر و ارتش کمک رسانی می شوند.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/as-04-12
Telegraph
یک هفته گذشته و خبر خوشی در راه نیست
گزارش اختصاصی جامعه نو از استان سیل زده لرستان- قمست اول یک هفته پس از سیلِ ویرانگرِ لرستان، شادی مکی، خبرنگار به همراه جمعی از فعالان اجتماعی به استان لرستان رفته است و مشاهدات عینی خود را از برخی از روستاهای سیلزده این استان برای همراهان جامعه نو نوشته…