🔸بازنگاهی به قصه پرآبِ چشم قانون سن ازدواج در ایران
⁉️ازدواج با دختران 12 ساله؛ اکسیر جوانی رئیس تجددخواه نخستین مجلس مشروطه
▫️جامعه نو: احمد متیندفتری در سلطنت رضاشاه تا پیش از نخستوزیری در سال ۱۳۱۸ به مدت ۸ سال کفیل و وزیر دادگستری بود. در این دوره ازدواج دختران زیر ۱۵ سال ممنوع و البته دادستان میتوانست در مواردی اجازه ازدواج دختران زیر ۱۵ سال را صادر کند. چون چنین امکانی بهویژه در شهرستانها موجب سوءاستفاده از صدور چنین اجازهای میشد او در مقام وزیر طی بخشنامهای حق اجازه ازدواج دختران زیر ۱۵ سال را منحصراً در اختیار خود میگیرد. احمد متیندفتری در خاطرات خود که به کوشش باقر عاقلی در سال ۱۳۷۰ با اهتمام انتشارات علمی و با عنوان خاطرات یک نخستوزیر منتشر شد، مینویسد: روزی «محمودخان احتشامالسلطنه به دیدنم آمد و بهمحض ورود ... پرخاشکنان گفت این قوانین ضدبشری چیست که شما به تصویب میرسانید آیا شرم نمیکنید و موجبات اذیت و آزار مردم را فراهم میسازید. در جواب این پیرمرد ۷۵ ساله که در صدر مشروطیت از ارکان دولت و زمانی رئیس مجلس شورای ملی بود مؤدبانه پرسیدم کدام قانون برخلاف انسانیت و موازین بشری است. او با تندی به من گفت همین قانون مدنی که سن دختر را برای ازدواج ۱۵ سال تعیین نمودهاید. دختر پانزدهساله دیگر ترشیده است و به درد نمیخورد. درحالیکه از تعجب متحیر شده بودم پرسیدم مگر شما قصد ازدواج با دختر ده، دوازدهسالهای را داشتید که چنین متأثر و برآشفته شدهاید. گفت بلی من قصد داشتم با دختر دوازدهسالهای ازدواج کنم که این قانون جدید لعنتی شما مرا از این فیض محروم ساخت. من در سال قبل چنین کاری کردم و از آن دختر اکنون یک پسر یکساله دارم و امسال نیز چنین قصدی داشتم که شما کاسه و کوزه مرا بر سرم شکستید. احتشامالسلطنه پسازاین توضیح افزود که سلامت جسمی و نیروی عقلانی من در حال حاضر مدیون این دختری است که در سال قبل گرفتهام و حالا میل داشتم برای اینکه نیروی جسمانی و عقلانی خود را مضاعف کنم دختر دیگری به حباله نکاح خود درآورم... احتشامالسلطنه چند ماه پسازاین ملاقات فوت کرد و آرزوی ازدواج با دختران معصوم و کمسن را با خود به گور برد.»
محمودخان احتشامالسلطنه بااینهمه دبدبه و کبکبه: تحصیلکرده دارالفنون، سفیر ایران در برلین و لندن و عثمانی و روسیه، تجددخواه مشروطهطلب و دومین رئیس نخستین مجلس شورای ملی پس از امضای فرمان مشروطیت، عضو و رئیس انجمن معارف که بنیانگذار آموزشوپرورش نوین در ایران بود، مترجم آثاری از زبان فرانسه به فارسی و متأثر از انقلاب کبیر فرانسه و همچنین وزیر داخله دولتی که تلاش کرد کشف حجاب را برای زنان ایرانی به ارمغان آورد؛ با میل به یافتن اکسیر جوانی در ازدواج با دختران ۱۲ ساله حجت را بر ما تمام کرد که چه حرجی است بر سنتگرایان ایرانی از مشروطه تا انقلاب اسلامی که با تمام توان مقابل وضع قانونی برای افزایش سن ازدواج صفآرایی میکنند؟
🆔 @jameeno
🔻 بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/As-04-20
⁉️ازدواج با دختران 12 ساله؛ اکسیر جوانی رئیس تجددخواه نخستین مجلس مشروطه
▫️جامعه نو: احمد متیندفتری در سلطنت رضاشاه تا پیش از نخستوزیری در سال ۱۳۱۸ به مدت ۸ سال کفیل و وزیر دادگستری بود. در این دوره ازدواج دختران زیر ۱۵ سال ممنوع و البته دادستان میتوانست در مواردی اجازه ازدواج دختران زیر ۱۵ سال را صادر کند. چون چنین امکانی بهویژه در شهرستانها موجب سوءاستفاده از صدور چنین اجازهای میشد او در مقام وزیر طی بخشنامهای حق اجازه ازدواج دختران زیر ۱۵ سال را منحصراً در اختیار خود میگیرد. احمد متیندفتری در خاطرات خود که به کوشش باقر عاقلی در سال ۱۳۷۰ با اهتمام انتشارات علمی و با عنوان خاطرات یک نخستوزیر منتشر شد، مینویسد: روزی «محمودخان احتشامالسلطنه به دیدنم آمد و بهمحض ورود ... پرخاشکنان گفت این قوانین ضدبشری چیست که شما به تصویب میرسانید آیا شرم نمیکنید و موجبات اذیت و آزار مردم را فراهم میسازید. در جواب این پیرمرد ۷۵ ساله که در صدر مشروطیت از ارکان دولت و زمانی رئیس مجلس شورای ملی بود مؤدبانه پرسیدم کدام قانون برخلاف انسانیت و موازین بشری است. او با تندی به من گفت همین قانون مدنی که سن دختر را برای ازدواج ۱۵ سال تعیین نمودهاید. دختر پانزدهساله دیگر ترشیده است و به درد نمیخورد. درحالیکه از تعجب متحیر شده بودم پرسیدم مگر شما قصد ازدواج با دختر ده، دوازدهسالهای را داشتید که چنین متأثر و برآشفته شدهاید. گفت بلی من قصد داشتم با دختر دوازدهسالهای ازدواج کنم که این قانون جدید لعنتی شما مرا از این فیض محروم ساخت. من در سال قبل چنین کاری کردم و از آن دختر اکنون یک پسر یکساله دارم و امسال نیز چنین قصدی داشتم که شما کاسه و کوزه مرا بر سرم شکستید. احتشامالسلطنه پسازاین توضیح افزود که سلامت جسمی و نیروی عقلانی من در حال حاضر مدیون این دختری است که در سال قبل گرفتهام و حالا میل داشتم برای اینکه نیروی جسمانی و عقلانی خود را مضاعف کنم دختر دیگری به حباله نکاح خود درآورم... احتشامالسلطنه چند ماه پسازاین ملاقات فوت کرد و آرزوی ازدواج با دختران معصوم و کمسن را با خود به گور برد.»
محمودخان احتشامالسلطنه بااینهمه دبدبه و کبکبه: تحصیلکرده دارالفنون، سفیر ایران در برلین و لندن و عثمانی و روسیه، تجددخواه مشروطهطلب و دومین رئیس نخستین مجلس شورای ملی پس از امضای فرمان مشروطیت، عضو و رئیس انجمن معارف که بنیانگذار آموزشوپرورش نوین در ایران بود، مترجم آثاری از زبان فرانسه به فارسی و متأثر از انقلاب کبیر فرانسه و همچنین وزیر داخله دولتی که تلاش کرد کشف حجاب را برای زنان ایرانی به ارمغان آورد؛ با میل به یافتن اکسیر جوانی در ازدواج با دختران ۱۲ ساله حجت را بر ما تمام کرد که چه حرجی است بر سنتگرایان ایرانی از مشروطه تا انقلاب اسلامی که با تمام توان مقابل وضع قانونی برای افزایش سن ازدواج صفآرایی میکنند؟
🆔 @jameeno
🔻 بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/As-04-20
Telegraph
بازنگاهی به قصه پرآبِ چشم قانون سن ازدواج در ایران
ازدواج با دختران 12 ساله؛ اکسیر جوانی رئیس تجددخواه نخستین مجلس مشروطه احمد متیندفتری در سلطنت رضاشاه تا پیش از نخستوزیری در سال ۱۳۱۸ به مدت ۸ سال کفیل و وزیر دادگستری بود. در این دوره ازدواج دختران زیر ۱۵ سال ممنوع و البته دادستان میتوانست در مواردی اجازه…
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔻اصلاح طلبی بر مدار قدرت طلبی
🔹نقدی بر نگر حجاریان
▫️علی عادلی: اصلاح طلبی روند رو به رشد ملتی است که سالهاست تلاش دارند تا به اهل سیاستش بیاموزد اگر نمیخواهید از قدرت کنار بروید لااقل تغییر رفتار دهید
تأویل ساده ی نوشتار اخیر سعید حجاریان تئورسین این جریان ، جزء این نیست که نقشه راهی ترسیم نمایند تا دوباره مورد توجه مردم قرار گیرند
همین!
صرفا مورد توجه و اقبال مردم ،چرا که مردم سالهاست فرسنگها از جریانهای سیاسی جلوترند و داشته های جریانات سیاسی بضاعتی ندارد تا به درد مردم بخورد
حجاریان نظر میدهد برای اینکه راهکارش چاره جوی شرایطی باشد تا اصلاح طلبان بخواهند دوباره در فضای سیاسی کشور بمانند و به خیالشان مردم را به صراطی راه نما باشند که مدیریتش را خود عهده ار هستند
نسل حجاریان در تعریف اصلاح طلبی به دلایل گونه گون دچار اشتباه است ، نسلی که هنوز گمان دارد رعایا نیازمند راهنمای راه هستند
هنوز یادم هست بعد از سالهای انقلاب که جوانان پر شور انقلابی مانند حجاریان قرارشان پیاده کردن اسلام ناب محمدی ، نجات مستضعفین بود بزرگترهای قوم که از قضا بی سواد هم بودند در اندرونی شان «یک خدا بیامرز جانانه» به روح اعلی حضرتین «پدر و پسر» میفرستادند و جرأت نداشتند پیرانه سر این جوانان را نصیحت نمایند ترجیح دادند سکوت کنند و هزینه دهند تا سالهای بعد از جنگ ، انقلابیون در مکاتب دموکراسی خواهی و جامعه مدنی تغییر رفتار دهند
این تغییر رفتار هیچ فایده ای نداشته است
در سالهای بعد از دوم خرداد خاتمی عزیر بارها نالیده بود که :«سطح شعور مردم از سطح شعور نخبگان ما بیشتر است»
جان کلام انکه اگر بخواهیم مروری گذرا بر اندیشه ها و نظریات جناب حجاریان داشته باشیم تمام تلاش بر این بود با نظریات راهگشای خود نظیر تئوری «فشار از پایین ، چانه زنی از بالا» تا «مشروطه خواهی» ، مردم برای رسیدن به قدرت همراهشان باشند
اگر هم مردم همراه بوده اند تنها راه همین بود که تغییر رفتار در اهل سیاست ایجاد نمایند
پر واضح است اگر به حال و روز اصلاح طلبی در روزگار دوم خرداد تماشایی داشته باشیم جزء این نیست که اصلاح طلبان ماندن در قدرت را بر حقیقت اصلاح طلبی ترجیح داده اند بدون هیچ استراتژی ، خمارگونه به رقیبان نگاه کردند و هربار با سازوکارهای هیجانی نظیر چهره ی دلربای خاتمی ، ترانه های میهنی «یار دبستانی من» و «ایران ای مرز پرگهر» مردم امیدوار به اصلاح را بر سر صندوق اورده اند
روحانی هم که امد با یک چمدان و عده ای قلیل ، داماد سرخانه ی اصلاح طلبان شد
اصلاحات نمیتواند انکار نمایند که نظام مدیریت دولت تدبیر و امید ، از وزرا و استانداران تا فرمانداران و مدیران پایین دست همگی اصلاح طلب نیستند و ایمان قبلی و قلبی شان بر کسی پوشیده نیست
عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی
مهر افزون
🆔 @jameeno
🔻اصلاح طلبی بر مدار قدرت طلبی
🔹نقدی بر نگر حجاریان
▫️علی عادلی: اصلاح طلبی روند رو به رشد ملتی است که سالهاست تلاش دارند تا به اهل سیاستش بیاموزد اگر نمیخواهید از قدرت کنار بروید لااقل تغییر رفتار دهید
تأویل ساده ی نوشتار اخیر سعید حجاریان تئورسین این جریان ، جزء این نیست که نقشه راهی ترسیم نمایند تا دوباره مورد توجه مردم قرار گیرند
همین!
صرفا مورد توجه و اقبال مردم ،چرا که مردم سالهاست فرسنگها از جریانهای سیاسی جلوترند و داشته های جریانات سیاسی بضاعتی ندارد تا به درد مردم بخورد
حجاریان نظر میدهد برای اینکه راهکارش چاره جوی شرایطی باشد تا اصلاح طلبان بخواهند دوباره در فضای سیاسی کشور بمانند و به خیالشان مردم را به صراطی راه نما باشند که مدیریتش را خود عهده ار هستند
نسل حجاریان در تعریف اصلاح طلبی به دلایل گونه گون دچار اشتباه است ، نسلی که هنوز گمان دارد رعایا نیازمند راهنمای راه هستند
هنوز یادم هست بعد از سالهای انقلاب که جوانان پر شور انقلابی مانند حجاریان قرارشان پیاده کردن اسلام ناب محمدی ، نجات مستضعفین بود بزرگترهای قوم که از قضا بی سواد هم بودند در اندرونی شان «یک خدا بیامرز جانانه» به روح اعلی حضرتین «پدر و پسر» میفرستادند و جرأت نداشتند پیرانه سر این جوانان را نصیحت نمایند ترجیح دادند سکوت کنند و هزینه دهند تا سالهای بعد از جنگ ، انقلابیون در مکاتب دموکراسی خواهی و جامعه مدنی تغییر رفتار دهند
این تغییر رفتار هیچ فایده ای نداشته است
در سالهای بعد از دوم خرداد خاتمی عزیر بارها نالیده بود که :«سطح شعور مردم از سطح شعور نخبگان ما بیشتر است»
جان کلام انکه اگر بخواهیم مروری گذرا بر اندیشه ها و نظریات جناب حجاریان داشته باشیم تمام تلاش بر این بود با نظریات راهگشای خود نظیر تئوری «فشار از پایین ، چانه زنی از بالا» تا «مشروطه خواهی» ، مردم برای رسیدن به قدرت همراهشان باشند
اگر هم مردم همراه بوده اند تنها راه همین بود که تغییر رفتار در اهل سیاست ایجاد نمایند
پر واضح است اگر به حال و روز اصلاح طلبی در روزگار دوم خرداد تماشایی داشته باشیم جزء این نیست که اصلاح طلبان ماندن در قدرت را بر حقیقت اصلاح طلبی ترجیح داده اند بدون هیچ استراتژی ، خمارگونه به رقیبان نگاه کردند و هربار با سازوکارهای هیجانی نظیر چهره ی دلربای خاتمی ، ترانه های میهنی «یار دبستانی من» و «ایران ای مرز پرگهر» مردم امیدوار به اصلاح را بر سر صندوق اورده اند
روحانی هم که امد با یک چمدان و عده ای قلیل ، داماد سرخانه ی اصلاح طلبان شد
اصلاحات نمیتواند انکار نمایند که نظام مدیریت دولت تدبیر و امید ، از وزرا و استانداران تا فرمانداران و مدیران پایین دست همگی اصلاح طلب نیستند و ایمان قبلی و قلبی شان بر کسی پوشیده نیست
عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی
مهر افزون
🆔 @jameeno
🔺روایتی از تجربه موفق و خلاقانه کارگران هپکو در کمک رسانی به مناطق سیل زده لرستان
🔹باید هپکویی باشی..
▫️لیلارزاقی/ جامعه نو: "وقتی وارد شهر شدیم، بعضی ها گفتند، نکند "هپکو"ییها ، اینجا هم آمده اند برای اعتراض...! ولی ما آمدیم شاید لابه لای لودر و بیل مکانیکی چینی! در پلدختر و روستاهای اطرافش، گره ای به دستِ کارگران کارخانه ای که زمانی یکی از بزرگترین تولید کنندگان تجهیزات سنگین در خاورمیانه بود، باز شود. "
حالا همان بعضی ها فهمیدند که "هپکویی"، یک روز برای احقاق حق صنفی خود و احیای صنعت کشور " فریاد میزند" و یک روز برای کنترل بحرانی که جان مردمانش را تهدید می کند، "به فریاد آنها می رسد".. باید "هپکویی" باشی تا با دستانی که زمانی پیچ و مهره ماشین آلات سنگین راهسازی درجه یک تولید ایران را بازوبسته می کرد، یخچال و بخاری خانه های مردم سیل زده را تعمیر کنی .. تا نم و رطوبت خانه ها ، کودکی را بیمار نکند.. تا کمی، کم شود از رنج های این مردم ... باید هپکویی باشی تا بدون تجهیزات و تنها به اتکای تخصص و اراده ات، "خط شکن" باشی.. تا ثابت کنی اگر امروز تحت سیطره رانت و واردات بی رویه ماشین آلات چینی، چرخ تولید هپکو از حرکت ایستاده و از برند هپکو تنها یک نام باقی مانده ، صدای قدم های محکم کارگرانش، در مدیریت بحران شنیده می شود. صدایی که همچنان مطالبه می کند و از جای خالی تجهیزات کارآمد هپکو در مناطق سیل زده می گوید..
امکانات نداشتیم، خلاقیت داشتیم
همین چند روز پیش بود که یک خبر کوتاه روی کانالهای تلگرامی پخش شد. "کارگران هپکو در چند روز گذشته مشغول امدادرسانی در مناطق سیل زده هستند. همان کارگرانی که سال گذشته، در اعتراض به خصوص سازی بی ضابطه در هپکو و همچنین عدم دریافت ۸ ماه حقوق معوقه دست به اعتصاب زدند و چندین بار راه آهن شمال به جنوب را بستند و در نهایت تعدادی از آنها، با احکام سنگین قضایی مواجه شدند." هر جوری بود خودشان را به لرستان و خوزستان رساندند. نه از ماموریت اداری خبری بود و نه از تجهیزات و ابزار کار. مرخصی کاری گرفتند و بیش از 8 روز در مناطق بحران زده لرستان بودند، بدون کمترین سروصدای رسانه ای.. " ما در قالب سه تیم عازم پلدختر شدیم. یک تیم 15نفره و دو تیم دونفره. هرکاری کردیم ماموریت برایمان رد نکردند. به همین دلیل مرخصی اداری گرفتیم و گفتیم حتی اگر این هم نشود، با مرخصی شخصی می رویم. تیم های دو نفره، با ماشینهای پیک آپ و تجهیزات، برای تعمیر ماشین آلات به مناطق سیل زده رفتند. یکی از تیم های دو نفره در پل دختر مستقر شد و تیم دیگر برای کمک رسانی به شوش در خوزستان رفت. 8 روز در یک مدرسه اسکان داشتیم که دستشویی هایش آب نداشت و شرایط استحمام هم به سختی فراهم می شد و از نظر تغذیه ای هم شرایط مطلوبی نداشتیم. اما کارگران هپکو بدون چشمداشت و با کمترین امکانات، امدادرسانی کردند."
🆔 @jameeno
🔻 بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/Qa-04-22
🔹باید هپکویی باشی..
▫️لیلارزاقی/ جامعه نو: "وقتی وارد شهر شدیم، بعضی ها گفتند، نکند "هپکو"ییها ، اینجا هم آمده اند برای اعتراض...! ولی ما آمدیم شاید لابه لای لودر و بیل مکانیکی چینی! در پلدختر و روستاهای اطرافش، گره ای به دستِ کارگران کارخانه ای که زمانی یکی از بزرگترین تولید کنندگان تجهیزات سنگین در خاورمیانه بود، باز شود. "
حالا همان بعضی ها فهمیدند که "هپکویی"، یک روز برای احقاق حق صنفی خود و احیای صنعت کشور " فریاد میزند" و یک روز برای کنترل بحرانی که جان مردمانش را تهدید می کند، "به فریاد آنها می رسد".. باید "هپکویی" باشی تا با دستانی که زمانی پیچ و مهره ماشین آلات سنگین راهسازی درجه یک تولید ایران را بازوبسته می کرد، یخچال و بخاری خانه های مردم سیل زده را تعمیر کنی .. تا نم و رطوبت خانه ها ، کودکی را بیمار نکند.. تا کمی، کم شود از رنج های این مردم ... باید هپکویی باشی تا بدون تجهیزات و تنها به اتکای تخصص و اراده ات، "خط شکن" باشی.. تا ثابت کنی اگر امروز تحت سیطره رانت و واردات بی رویه ماشین آلات چینی، چرخ تولید هپکو از حرکت ایستاده و از برند هپکو تنها یک نام باقی مانده ، صدای قدم های محکم کارگرانش، در مدیریت بحران شنیده می شود. صدایی که همچنان مطالبه می کند و از جای خالی تجهیزات کارآمد هپکو در مناطق سیل زده می گوید..
امکانات نداشتیم، خلاقیت داشتیم
همین چند روز پیش بود که یک خبر کوتاه روی کانالهای تلگرامی پخش شد. "کارگران هپکو در چند روز گذشته مشغول امدادرسانی در مناطق سیل زده هستند. همان کارگرانی که سال گذشته، در اعتراض به خصوص سازی بی ضابطه در هپکو و همچنین عدم دریافت ۸ ماه حقوق معوقه دست به اعتصاب زدند و چندین بار راه آهن شمال به جنوب را بستند و در نهایت تعدادی از آنها، با احکام سنگین قضایی مواجه شدند." هر جوری بود خودشان را به لرستان و خوزستان رساندند. نه از ماموریت اداری خبری بود و نه از تجهیزات و ابزار کار. مرخصی کاری گرفتند و بیش از 8 روز در مناطق بحران زده لرستان بودند، بدون کمترین سروصدای رسانه ای.. " ما در قالب سه تیم عازم پلدختر شدیم. یک تیم 15نفره و دو تیم دونفره. هرکاری کردیم ماموریت برایمان رد نکردند. به همین دلیل مرخصی اداری گرفتیم و گفتیم حتی اگر این هم نشود، با مرخصی شخصی می رویم. تیم های دو نفره، با ماشینهای پیک آپ و تجهیزات، برای تعمیر ماشین آلات به مناطق سیل زده رفتند. یکی از تیم های دو نفره در پل دختر مستقر شد و تیم دیگر برای کمک رسانی به شوش در خوزستان رفت. 8 روز در یک مدرسه اسکان داشتیم که دستشویی هایش آب نداشت و شرایط استحمام هم به سختی فراهم می شد و از نظر تغذیه ای هم شرایط مطلوبی نداشتیم. اما کارگران هپکو بدون چشمداشت و با کمترین امکانات، امدادرسانی کردند."
🆔 @jameeno
🔻 بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/Qa-04-22
Telegraph
روایتی از تجربه موفق و خلاقانه کارگران هپکو در کمک رسانی به مناطق سیل زده لرستان
باید هپکویی باشی جامعه نو: "وقتی وارد شهر شدیم، بعضی ها گفتند، نکند "هپکو"ییها ، اینجا هم آمده اند برای اعتراض...! ولی ما آمدیم شاید لابه لای لودر و بیل مکانیکی چینی! در پلدختر و روستاهای اطرافش، گره ای به دستِ کارگران کارخانه ای که زمانی یکی از بزرگترین…
#الف
🔻بعد از جمهوری اسلامی!
▫️شورای سردبیری: دیروز ، وزیر امور خارجه ترامپ حین اعلام پایان معافیتهای موقت چند کشور از شمول تحریم نفتی ایران، به اصرار اعلام کرد فشاری که به ایران وارد میشود در راستای به حکومت رساندن هیچیک از گروههای ضدنظام نیست. به صراحت از برخی گروهها مثل بقایای گروه رجوی نام برد. ادعا کرد هدف به پای میز مذاکره کشاندن ایران درباره دو مساله دستیابی به بمب اتم و حمایت از تروریسم است و تکرار کرد که قبلا درخواستهایی دوازدهگانه در مقابل ایران گذاشته شده است. در واقع، دولت ترامپ به صراحت اعلام کرده به پیدا کردن جانشین برای حکومت ایران نمیاندیشد. میتوان گفت صادقانه حرف میزنند؟ به تعبیری، بله.
اندکی پیش یکی از متفکران اصلاحطلب نیز در تحلیل خود از ناتوانی دولت ترامپ در پیدا کردن جانشین مناسب برای حکومت ایران سخن گفته و نتیجه گرفته بود اتفاقی نامیمون این جمهوری را تهدید نمیکند.
اما متاسفانه ارزیابی او نیز مانند اطمینانبخشی پومپئو پوشاننده یک حقیقت مخوف است: ترامپ و مشاوران نزدیکش ،این گروه فاقد دیدگاههای افقدار و استراتژیک، نگران اینکه با فروپاشی جمهوری اسلامی چگونه ماجرا را جمع خواهند کرد نیستند. برخلاف سنت سازمانهای تشکیلدهنده دولت در ایالات متحده که ورود به هر اقدام سیاسی خارجی را معمولابا دقت و بدون ماجراجویی و با طراحی صفر تا صد صورت میدادند، دولت ترامپ بر اساس برنامهریزی روی اهداف کوتاهمدت و بدون توجه به همه عواقب عمل میکند. تیم او برنامه دوسویهای طراحی کرده که نتیجه آن یا تسلیم ایران در اثر فشار حاد اقتصادی (مانند مقطع مذاکرات با دولت اوباما) و یا عصبیت و اصطکاک منجر به درگیری در سواحل خلیج فارس و دریای عمان باشد. در فرض نخست ترامپ از همان الگوی فشار دوران پیش از مذاکرات سازش قهرمانانه پیروی میکند، اما معتقد است کار را محکمتر و با نتیجه توافق پربارتر از اوباما به پایان میبرد. در سناریوی جایگزین یعنی نوعی رویارویی فیزیکی که ترامپ آنرا بدیل میداند (ولی گویا فعلا با روحیه اش سازگار نیست) با وجود چندین سوراخ بزرگ روی ائتلاف ضدایرانی دستساز ترامپ - نتانیاهو، نتیجه در گیری شکست نظامی و وضعیت بهتر، یعنی فروپاشی حکومت فرض میشود. دولت ترامپ درباره پس از این مرحله هیچ تصور و برنامهای ندارد. فقدان تصویر نیروی جانشین، نبود زمینه برای امثال پسر پهلوی یا همسر رجوی، مساله کاخ سفید نیست. اگر بود، مانند دوران بوش و تدارک حمله به صدام، که آمریکاییها معارضان شیعه را به لندن بردند و آنها را آماده جانشینی کردند، تحرکی برای شکل دادن حکومت جانشین دیده میشد. تیم ترامپ راست میگوید؛ جانشین ندارد ،ولی به دنبال سرنگونی در صورت تسلیم نشدن است. این هم یک پارامتر افزایشدهنده خطر است وقتی که از خودشان نمیپرسند بعد چه میشود؟
نتیجهای که میخواهیم بگیریم این است که کسی تحلیل نکند چون ترامپ کسی رابه عنوان جانشین جمهوری اسلامی در کشوی میز خود ندارد، پس اتفاقی نمیافتد؛ واقعیت این است که او اصلا به این مساله فکر نمیکند.
با توجه به سیاست حکومت در مقابل افکار عمومی، جایی برای نشان دادن راه دررو به حکومت نیست. ما این مسیر را قبلا به تلویح گفتهایم. حالا، تنها میتوان حکومت را نصیحت کرد کنترل اعصابش را حفظ کند و نهی خود را در زمینه خودداری از تبدیل شعارها به عمل اکیدتر سازد. اگر سیاستش مقاومت تا حد ممکن است، همه باید توجیه شوند که در کجا باید مقاومت داشته باشند؛ در مقابل هرگونه تحریک به رویارویی!
🆔 @jameeno
🔻بعد از جمهوری اسلامی!
▫️شورای سردبیری: دیروز ، وزیر امور خارجه ترامپ حین اعلام پایان معافیتهای موقت چند کشور از شمول تحریم نفتی ایران، به اصرار اعلام کرد فشاری که به ایران وارد میشود در راستای به حکومت رساندن هیچیک از گروههای ضدنظام نیست. به صراحت از برخی گروهها مثل بقایای گروه رجوی نام برد. ادعا کرد هدف به پای میز مذاکره کشاندن ایران درباره دو مساله دستیابی به بمب اتم و حمایت از تروریسم است و تکرار کرد که قبلا درخواستهایی دوازدهگانه در مقابل ایران گذاشته شده است. در واقع، دولت ترامپ به صراحت اعلام کرده به پیدا کردن جانشین برای حکومت ایران نمیاندیشد. میتوان گفت صادقانه حرف میزنند؟ به تعبیری، بله.
اندکی پیش یکی از متفکران اصلاحطلب نیز در تحلیل خود از ناتوانی دولت ترامپ در پیدا کردن جانشین مناسب برای حکومت ایران سخن گفته و نتیجه گرفته بود اتفاقی نامیمون این جمهوری را تهدید نمیکند.
اما متاسفانه ارزیابی او نیز مانند اطمینانبخشی پومپئو پوشاننده یک حقیقت مخوف است: ترامپ و مشاوران نزدیکش ،این گروه فاقد دیدگاههای افقدار و استراتژیک، نگران اینکه با فروپاشی جمهوری اسلامی چگونه ماجرا را جمع خواهند کرد نیستند. برخلاف سنت سازمانهای تشکیلدهنده دولت در ایالات متحده که ورود به هر اقدام سیاسی خارجی را معمولابا دقت و بدون ماجراجویی و با طراحی صفر تا صد صورت میدادند، دولت ترامپ بر اساس برنامهریزی روی اهداف کوتاهمدت و بدون توجه به همه عواقب عمل میکند. تیم او برنامه دوسویهای طراحی کرده که نتیجه آن یا تسلیم ایران در اثر فشار حاد اقتصادی (مانند مقطع مذاکرات با دولت اوباما) و یا عصبیت و اصطکاک منجر به درگیری در سواحل خلیج فارس و دریای عمان باشد. در فرض نخست ترامپ از همان الگوی فشار دوران پیش از مذاکرات سازش قهرمانانه پیروی میکند، اما معتقد است کار را محکمتر و با نتیجه توافق پربارتر از اوباما به پایان میبرد. در سناریوی جایگزین یعنی نوعی رویارویی فیزیکی که ترامپ آنرا بدیل میداند (ولی گویا فعلا با روحیه اش سازگار نیست) با وجود چندین سوراخ بزرگ روی ائتلاف ضدایرانی دستساز ترامپ - نتانیاهو، نتیجه در گیری شکست نظامی و وضعیت بهتر، یعنی فروپاشی حکومت فرض میشود. دولت ترامپ درباره پس از این مرحله هیچ تصور و برنامهای ندارد. فقدان تصویر نیروی جانشین، نبود زمینه برای امثال پسر پهلوی یا همسر رجوی، مساله کاخ سفید نیست. اگر بود، مانند دوران بوش و تدارک حمله به صدام، که آمریکاییها معارضان شیعه را به لندن بردند و آنها را آماده جانشینی کردند، تحرکی برای شکل دادن حکومت جانشین دیده میشد. تیم ترامپ راست میگوید؛ جانشین ندارد ،ولی به دنبال سرنگونی در صورت تسلیم نشدن است. این هم یک پارامتر افزایشدهنده خطر است وقتی که از خودشان نمیپرسند بعد چه میشود؟
نتیجهای که میخواهیم بگیریم این است که کسی تحلیل نکند چون ترامپ کسی رابه عنوان جانشین جمهوری اسلامی در کشوی میز خود ندارد، پس اتفاقی نمیافتد؛ واقعیت این است که او اصلا به این مساله فکر نمیکند.
با توجه به سیاست حکومت در مقابل افکار عمومی، جایی برای نشان دادن راه دررو به حکومت نیست. ما این مسیر را قبلا به تلویح گفتهایم. حالا، تنها میتوان حکومت را نصیحت کرد کنترل اعصابش را حفظ کند و نهی خود را در زمینه خودداری از تبدیل شعارها به عمل اکیدتر سازد. اگر سیاستش مقاومت تا حد ممکن است، همه باید توجیه شوند که در کجا باید مقاومت داشته باشند؛ در مقابل هرگونه تحریک به رویارویی!
🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔺معلمها در تشکیلات آموزش و پرورش غیرخودیاند؟
📎 در حاشیه سفر وزیر آموزش و پرورش به شیراز
▫️مژگان باقری: این مخالفت به آن معنی است که احتمالا از نظر نیروهای امنیتی، فقط کنشگران صنفی نماینده واقعی معلمان هستند و میتوانند سوالاتی مطرح کنند که وزیر را به چالش بکشد. بنابراین بهتر است فقط تشکلهایی دعوت شوند که اعتراضاتشان، سرمستی این سفر بهشتی را از شامه وزیر نپراند!
کسانی که در زمان تصدی مسئولیت، هیچ قدم مثبتی برای معلمان برنداشتهاند اکنون در زمان بازنشستگی پرچمدار دفاع از حقوق فرهنگیان شدهاند!
اما کنشگران همچنان به راهی که آغاز کردهاند ادامه میدهند: دفاع سرسختانه از حقوق معلمان و اعتراض علیه شرایط ناگوار آموزش و پرورش و قوانین ظالمانهای که پشت فرهنگیان را خم کرده است.
🆔 @jameeno
🔻 بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/در-حاشیه-سفر-وزیر-آموزش-و-پرورش-به-شیراز-04-19
🔺معلمها در تشکیلات آموزش و پرورش غیرخودیاند؟
📎 در حاشیه سفر وزیر آموزش و پرورش به شیراز
▫️مژگان باقری: این مخالفت به آن معنی است که احتمالا از نظر نیروهای امنیتی، فقط کنشگران صنفی نماینده واقعی معلمان هستند و میتوانند سوالاتی مطرح کنند که وزیر را به چالش بکشد. بنابراین بهتر است فقط تشکلهایی دعوت شوند که اعتراضاتشان، سرمستی این سفر بهشتی را از شامه وزیر نپراند!
کسانی که در زمان تصدی مسئولیت، هیچ قدم مثبتی برای معلمان برنداشتهاند اکنون در زمان بازنشستگی پرچمدار دفاع از حقوق فرهنگیان شدهاند!
اما کنشگران همچنان به راهی که آغاز کردهاند ادامه میدهند: دفاع سرسختانه از حقوق معلمان و اعتراض علیه شرایط ناگوار آموزش و پرورش و قوانین ظالمانهای که پشت فرهنگیان را خم کرده است.
🆔 @jameeno
🔻 بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/در-حاشیه-سفر-وزیر-آموزش-و-پرورش-به-شیراز-04-19
Telegraph
در حاشیه سفر وزیر آموزش و پرورش به شیراز
1) روز چهارشنبه 98/1/29 وزیر آموزش و پرورش به شیراز آمد تا ضمن افتتاح ساختمان( خانه تشکل های فارس) در یک جلسه ی پرسش و پاسخ با معلمان شرکت کند. ابتدا اعلام شد که فقط تشکل های مجوز دار، حق شرکت در این جلسه را دارند. پس از پافشاری عده ای از کنشگران، بالاخره…
جامعه نو
🔺روایتی از تجربه موفق و خلاقانه کارگران هپکو در کمک رسانی به مناطق سیل زده لرستان 🔹باید هپکویی باشی.. ▫️لیلارزاقی/ جامعه نو: "وقتی وارد شهر شدیم، بعضی ها گفتند، نکند "هپکو"ییها ، اینجا هم آمده اند برای اعتراض...! ولی ما آمدیم شاید لابه لای لودر و بیل مکانیکی…
📎 توضیح تیم امدادی هپکو در باره یک گزارش
▫️با توجه به نکات مطرح شده در گزارش اعزام گروه جهادی هپکو به لرستان چند نکته قابل ذکر است.
۱_مصاحبه شونده عضوی از گروه بوده و نه سرپرست گروه،به همین دلیل در کم و کیف تمام جریانات نبوده است.
۲_همکاری مدیران شرکت در تمام موارد درخواستی بدون کم و کاست و در کمال همنوع دوستی و احترام بوده و از ابتدا بحث درخواست ماموریت اصلا در کار نبوده که ایشان موافقت و یا مخالفت کنند،
۳_در تیم اعزامی یک ماشین پیکاپ با کلیه هزینه های جاری و تعمیرات رایگان ماشین آلات بوده است.
۴_هزینه وسیله رفت و امد به منطقه کاملا با شرکت بوده است و خیلی از مدیران با کمکهای نقدی و عیر نقدی خود،مشکلات به وجود امده را هموار ساختند.
۵_کمبود امکانات در مناطق درگیر بحران،جزء لاینفک اردوهای جهادی میباشد،قدرت تحمل یک فرد را نمیتوان به پای کمبود امکانات در منطقه گذاشت.
۶_همکاری ستاد مردمی،سپاه پاسداران و مدیران هپکو در شناسایی آسیبها و تلاش برای رفع آن در نهایت و اوج تکریم مردم منطقه سیل زده بوده است و زاویه دادن و مطرح کردن پرونده کارگران در جهت اردوی جهادی کارگران هپکو بی انصافی و تضعیف روحیه جهادی دیگر افراد حاضر در گروه خواهد بود.
۵_در پایان این حق را برای خود و دیگر نیروهای جهادی حاضر در منطقه به حق میدانم ضمن تشکر از بزرگان خدمت رسان ستاد مردمی،سپاه پاسداران و مدیران محترم شرکت هپکو،که نهایت همکاری خاضعانه را با اعزام این گروه و دیگر گروهها داشتند،از شما درخواست چاپ در اولین شماره نشریه و اعلان در کانال تلگرامی خود به جهت این اصلاحیه را طبق قانون مطبوعات در اولین فرصت را داشته باشم.
سرپرست گروه جهادی هپکو و نماینده ستاد مردمی کمک به سیل زدگان
کریمی
🆔 @jameeno
▫️با توجه به نکات مطرح شده در گزارش اعزام گروه جهادی هپکو به لرستان چند نکته قابل ذکر است.
۱_مصاحبه شونده عضوی از گروه بوده و نه سرپرست گروه،به همین دلیل در کم و کیف تمام جریانات نبوده است.
۲_همکاری مدیران شرکت در تمام موارد درخواستی بدون کم و کاست و در کمال همنوع دوستی و احترام بوده و از ابتدا بحث درخواست ماموریت اصلا در کار نبوده که ایشان موافقت و یا مخالفت کنند،
۳_در تیم اعزامی یک ماشین پیکاپ با کلیه هزینه های جاری و تعمیرات رایگان ماشین آلات بوده است.
۴_هزینه وسیله رفت و امد به منطقه کاملا با شرکت بوده است و خیلی از مدیران با کمکهای نقدی و عیر نقدی خود،مشکلات به وجود امده را هموار ساختند.
۵_کمبود امکانات در مناطق درگیر بحران،جزء لاینفک اردوهای جهادی میباشد،قدرت تحمل یک فرد را نمیتوان به پای کمبود امکانات در منطقه گذاشت.
۶_همکاری ستاد مردمی،سپاه پاسداران و مدیران هپکو در شناسایی آسیبها و تلاش برای رفع آن در نهایت و اوج تکریم مردم منطقه سیل زده بوده است و زاویه دادن و مطرح کردن پرونده کارگران در جهت اردوی جهادی کارگران هپکو بی انصافی و تضعیف روحیه جهادی دیگر افراد حاضر در گروه خواهد بود.
۵_در پایان این حق را برای خود و دیگر نیروهای جهادی حاضر در منطقه به حق میدانم ضمن تشکر از بزرگان خدمت رسان ستاد مردمی،سپاه پاسداران و مدیران محترم شرکت هپکو،که نهایت همکاری خاضعانه را با اعزام این گروه و دیگر گروهها داشتند،از شما درخواست چاپ در اولین شماره نشریه و اعلان در کانال تلگرامی خود به جهت این اصلاحیه را طبق قانون مطبوعات در اولین فرصت را داشته باشم.
سرپرست گروه جهادی هپکو و نماینده ستاد مردمی کمک به سیل زدگان
کریمی
🆔 @jameeno
🔻خودسرها و تقویت استراتژی ترامپ
▫️دکتر حسین رفیعی: آقای علی ماجدی، دیپلمات بازنشسته و سفیر سابق ایران در آلمان در مصاحبه با ایسنا در تاریخ سوم بهمن 1397 مطالب مهمی گفته است که وزارت خارجه آنرا نظرات شخصی ایشان دانسته است.
آقای ماجدی در این مصاحبه گفته است که:
"مراقب اقدامات خودسرها در خارج از کشور باشیم.
ما همیشه نشان دادهایم که وقتی دچاراجبار میشویم مذاکره میکنیم
اروپاییها با ما کار میکنند ولی به ما اعتماد ندارند. این اتفاقات [منظور اقدامات تروریستی اخیر است] باعث شد که اعتماد اروپاییها به ایران از بین برود.
خودسریها منافع ملی را تامین نمیکند در راستای افزایش قدرت ایران نیست بلکه ضد قدرت است.
ما در داخل کشور با موضوعی همچون «عملیات خودسرانه» مواجه هستیم، آیا میتوانیم منکر شویم که در خارج کشور نیز نمونهای از این اتفاقات رخ نمیدهد؟"
از دولت اول آقای هاشمی، ترورهایی در اروپا انجام میشد که اروپاییان آنها را به عهده ایران میگذاشتند (ترور رهبران کردهای ایرانی، شاهپور بختیار و ...).
از 1997 و دادگاه میکونوس تا 2015 که ترور کلاهی در هلند مطرح شد، اروپاییان اتهامی متوجه ایران نکردند و بعد ادعا کردند که ایران متعهد شده است که دیگر در اروپا دست به ترور نزند.
سالها پیش آقای دکتر ولایتی در مصاحبهای گفت که هروقت قرار بود با اروپاییان به یک تفاهم برسیم، تروری در اروپا انجام میشد و مانع کار میگردید.
بعد از ترور کلاهی در هلند، اروپاییان ایران را متهم به اقدامات تروریستی کردند و دستور دادند دیپلمات ایرانی (اسدی) که در آلمان بازداشت شده و در رابطه با بمبگذاری در گردهمآیی سازمان مجاهدین خلق متهم بود، به بلژیک مسترد شود و در آنجا برخلاف عرف دیپلماتیک مورد بازجویی قرار گیرد. گرچه برای جلوگیری از خروج ترامپ از برجام، رهبران اروپایی برای مدتی سعی در مسکوت گذاشتن این اقدامات داشتند ولی در نهایت که ترامپ از برجام خارج شد، جامعه اروپا به اجماع رسید که یکی از معاونان وزارت اطلاعات و دو نفر دیگر را جزو لیست تروریسم ذکر کند و شرایط به قبل از 1997 برگشت.
دو احتمال وجود دارد
تردیدی نیست که این اقدامات به منظور بهم زدن روابط ایران و اروپا و نزدیکی اروپا با ترامپ انجام شده است. یا اینکه نیروهای نفوذی – مخصوصا اسرائیل – قصد تشدید تضاد ما با اروپا را دارند که دارند، این اقدامات را انجام میدهند و یا اینکه بخشی از نیروهای خودسر - به قول آقای ماجدی – در درون لابیرنتهای تودرتوی حاکمیت، عمدا و با طرح و برنامه به دنبال تشدید تضاد با اروپا هستند و آب به آسیاب «ترامپ – بولتون – پمپئو» میریزند تا به تدریج پازل طراحی شده ترامپ را کامل کنند.
این اقدامات از یکطرف امکان استفاده ما از قدرت اروپا در مقابل ترامپ را از بین میبرد و از طرف دیگر وحدت اروپا – امریکا را بیشتر و ائتلاف منطقهای اسرائیل – عربستان – امارات – مصر – اردن و .... را قویتر میکند.
تضاد امریکا با اروپا حد و حدود دارد. جمهوری اسلامی نباید بیش از حد به آن تکیه کند و به آن امید ببندد و باید هوشمندانه از آن استفاده کند که مذاکرات «برجام» به خوبی و به درستی در این راستا بود و توانست امریکا را در میان 5 قدرت جهان همراه کند و به لحاظ استراتژیک و مطرح کردن حقوق ایران در سطح جهانی، کاری کارستان بود.
افسوس که گروههایی که معلوم نیست، آش چه کسانی را بهم میزنند، قدر این دستاورد ملی را ندانستند، بلکه درصدد نابودی آن برآمدند. قبلا در دوران آقای خاتمی، طرح گفتگوی تمدنها که در سال 2001 در سازمان ملل متحد مورد استقبال قرار گرفت و میتوانست یک چالش فرهنگی – تمدنی – دینی – حقوق بشری ما مسلمانان در مقابل چالش نظامی – اقتصادی غرب باشد، همین خودسران به شکست کشاندند و عملا طرح برخورد تمدنهای آقای هانتینگتون در دستور کار قرار گرفت.
متاسفانه ترورهای اروپا هم که پس از یک وقفه طولانی از 1997 تا 2015، مجددا شروع شده است (حالا هرکس که عامل آن باشد) به این منظور است که، اولا) از نزدیکی ایران به اروپا در مقابل امریکا و ثانیا) از جدایی بیشتر اروپا از امریکا، جلوگیری کند. جبهه دشمنان قسمخورده جمهوری اسلامی را تقویت کند تا چالش نظامی–امنیتی ما را با غرب (به رهبری امریکا) فعال نگه دارد و از توسعه علمی، اقتصادی، فرهنگی ما جلوگیری کند.
اگر در دوران قاجاریه سفارتخانههای استعمارگران سیاستهای پادشاهان ما را رقم میزدند و ما را به دنبال نخود سیاه میفرستادند، پس از تجربه انقلاب مشروطه و جنبش ملی که میخواست سیاست و حکومت و اقتصاد را ملی کند، انتظار میرفت که با انقلاب عظیم 1357 با مزیت های ژئواستراتژیک، ژئوپولتیک، ژئواکانمیک، جمعیت تحصیلکرده و منابع گسترده و متنوع خدادادی در مسیر توسعه و پیشرفت قرار گیریم
🆔 @jameeno
▫️دکتر حسین رفیعی: آقای علی ماجدی، دیپلمات بازنشسته و سفیر سابق ایران در آلمان در مصاحبه با ایسنا در تاریخ سوم بهمن 1397 مطالب مهمی گفته است که وزارت خارجه آنرا نظرات شخصی ایشان دانسته است.
آقای ماجدی در این مصاحبه گفته است که:
"مراقب اقدامات خودسرها در خارج از کشور باشیم.
ما همیشه نشان دادهایم که وقتی دچاراجبار میشویم مذاکره میکنیم
اروپاییها با ما کار میکنند ولی به ما اعتماد ندارند. این اتفاقات [منظور اقدامات تروریستی اخیر است] باعث شد که اعتماد اروپاییها به ایران از بین برود.
خودسریها منافع ملی را تامین نمیکند در راستای افزایش قدرت ایران نیست بلکه ضد قدرت است.
ما در داخل کشور با موضوعی همچون «عملیات خودسرانه» مواجه هستیم، آیا میتوانیم منکر شویم که در خارج کشور نیز نمونهای از این اتفاقات رخ نمیدهد؟"
از دولت اول آقای هاشمی، ترورهایی در اروپا انجام میشد که اروپاییان آنها را به عهده ایران میگذاشتند (ترور رهبران کردهای ایرانی، شاهپور بختیار و ...).
از 1997 و دادگاه میکونوس تا 2015 که ترور کلاهی در هلند مطرح شد، اروپاییان اتهامی متوجه ایران نکردند و بعد ادعا کردند که ایران متعهد شده است که دیگر در اروپا دست به ترور نزند.
سالها پیش آقای دکتر ولایتی در مصاحبهای گفت که هروقت قرار بود با اروپاییان به یک تفاهم برسیم، تروری در اروپا انجام میشد و مانع کار میگردید.
بعد از ترور کلاهی در هلند، اروپاییان ایران را متهم به اقدامات تروریستی کردند و دستور دادند دیپلمات ایرانی (اسدی) که در آلمان بازداشت شده و در رابطه با بمبگذاری در گردهمآیی سازمان مجاهدین خلق متهم بود، به بلژیک مسترد شود و در آنجا برخلاف عرف دیپلماتیک مورد بازجویی قرار گیرد. گرچه برای جلوگیری از خروج ترامپ از برجام، رهبران اروپایی برای مدتی سعی در مسکوت گذاشتن این اقدامات داشتند ولی در نهایت که ترامپ از برجام خارج شد، جامعه اروپا به اجماع رسید که یکی از معاونان وزارت اطلاعات و دو نفر دیگر را جزو لیست تروریسم ذکر کند و شرایط به قبل از 1997 برگشت.
دو احتمال وجود دارد
تردیدی نیست که این اقدامات به منظور بهم زدن روابط ایران و اروپا و نزدیکی اروپا با ترامپ انجام شده است. یا اینکه نیروهای نفوذی – مخصوصا اسرائیل – قصد تشدید تضاد ما با اروپا را دارند که دارند، این اقدامات را انجام میدهند و یا اینکه بخشی از نیروهای خودسر - به قول آقای ماجدی – در درون لابیرنتهای تودرتوی حاکمیت، عمدا و با طرح و برنامه به دنبال تشدید تضاد با اروپا هستند و آب به آسیاب «ترامپ – بولتون – پمپئو» میریزند تا به تدریج پازل طراحی شده ترامپ را کامل کنند.
این اقدامات از یکطرف امکان استفاده ما از قدرت اروپا در مقابل ترامپ را از بین میبرد و از طرف دیگر وحدت اروپا – امریکا را بیشتر و ائتلاف منطقهای اسرائیل – عربستان – امارات – مصر – اردن و .... را قویتر میکند.
تضاد امریکا با اروپا حد و حدود دارد. جمهوری اسلامی نباید بیش از حد به آن تکیه کند و به آن امید ببندد و باید هوشمندانه از آن استفاده کند که مذاکرات «برجام» به خوبی و به درستی در این راستا بود و توانست امریکا را در میان 5 قدرت جهان همراه کند و به لحاظ استراتژیک و مطرح کردن حقوق ایران در سطح جهانی، کاری کارستان بود.
افسوس که گروههایی که معلوم نیست، آش چه کسانی را بهم میزنند، قدر این دستاورد ملی را ندانستند، بلکه درصدد نابودی آن برآمدند. قبلا در دوران آقای خاتمی، طرح گفتگوی تمدنها که در سال 2001 در سازمان ملل متحد مورد استقبال قرار گرفت و میتوانست یک چالش فرهنگی – تمدنی – دینی – حقوق بشری ما مسلمانان در مقابل چالش نظامی – اقتصادی غرب باشد، همین خودسران به شکست کشاندند و عملا طرح برخورد تمدنهای آقای هانتینگتون در دستور کار قرار گرفت.
متاسفانه ترورهای اروپا هم که پس از یک وقفه طولانی از 1997 تا 2015، مجددا شروع شده است (حالا هرکس که عامل آن باشد) به این منظور است که، اولا) از نزدیکی ایران به اروپا در مقابل امریکا و ثانیا) از جدایی بیشتر اروپا از امریکا، جلوگیری کند. جبهه دشمنان قسمخورده جمهوری اسلامی را تقویت کند تا چالش نظامی–امنیتی ما را با غرب (به رهبری امریکا) فعال نگه دارد و از توسعه علمی، اقتصادی، فرهنگی ما جلوگیری کند.
اگر در دوران قاجاریه سفارتخانههای استعمارگران سیاستهای پادشاهان ما را رقم میزدند و ما را به دنبال نخود سیاه میفرستادند، پس از تجربه انقلاب مشروطه و جنبش ملی که میخواست سیاست و حکومت و اقتصاد را ملی کند، انتظار میرفت که با انقلاب عظیم 1357 با مزیت های ژئواستراتژیک، ژئوپولتیک، ژئواکانمیک، جمعیت تحصیلکرده و منابع گسترده و متنوع خدادادی در مسیر توسعه و پیشرفت قرار گیریم
🆔 @jameeno
#الف
🔻ایجاد شکاف در کاخ ترامپ
▫️جامعه نو: ایرانیها تصمیم گرفتهاند تا بجای سر شاخ شدن با گاو وحشی در زمین باز و فراخ و له شدن در زیر سمهای او، ماشین جنگی و ایدئولوژیک دشمن را به سوی جنگلهای پر رمز و راز بکشانند؛ او را خسته و در زمان لازم رامش کنند. دلیل این بازی جدید مشخص است، همین ابتدا و بدون هیچ مکث و تردیدی باید بگوییم که ایران توان مدیریت جنگ سرد یا گرم با آمریکاییها را ندارد، تفاوت در حجم اقتصاد، کارشکنیهای متعدد از سوی دوستان و نیز دشمن و از همه مهمتر ضربات دولت پنهان باعث میشود، توان داخلی و خارجی ایران معطوف به هدف نباشد، در چنین کارزاری پیچیدن به پای ترامپ ایران را وارد یک باتلاق سیاسی و در نهایت نظامی می کند که اگر رجزخوانیهای بیهوده را از آن فاکتور بگیریم خروجیاش ضربات مهلک بر پیکره ایران است. مقامات سیاسی در ایران خبره هستند، پس تجربه گرفتن از گذشته و نرفتن در راه شوروی و عراق دوران حکومت صدام نیاز به ابتکار عمل دارد، تا اینجای کار ایرانیها نشان دادهاند که به جای توجه به سقف تحرکات خطرناک مانند خروج از برجام یا بستن تنگه هرمز راه هوشمندانهتری را انتخاب کردهاند. این را میتوان از کلام وزیر امور خارجه در مصاحبه با شبکه تلویزیونی محبوب رئیسجمهور آمریکا به خوبی متوجه شد. جواد ظریف در گفتوگو با فاکس نیوز توصیفات قابلتوجهی از ترامپ و همراهان او ارائه داده و با ادبیاتی ظریف و دیپلماتیک میان ترامپ و تیم بی (بولتون، بن سلمان و بن زاید و بنیامین نتانیاهو) فاصله گذاشته است.
وزیر امور خارجه کشور تصور ایرانیها از ترامپ را معادل فردی معاملهگر و دور از جنگطلبی ترسیم کرده و به این ترتیب سعی نموده اقدامات ضدایرانی و ویرانیخواه در کاخ سفید را به یک دسته خاص و محدود نسبت دهد. این چنین فاصلهگذاری میان ترامپ و تیم او بسیار هنرمندانه است. ظریف به خوبی میداند که هر قدر شکافها مانند دوران حضور تیلرسون در وزارت امور خارجه در تیم ترامپ افزایش یابد، احتمال عاقبت به خیر شدن ایران از میان غبار حوادث بیشتر است.
اما سوال مهم آن است که آیا تهران میتواند میان تیم یکدست آمریکایی اختلاف و فاصله بیاندازد؟ پاسخ این سوال برای ترامپ ساده و مشخص است،اگر او میخواهد پیچ انتخابات 2020 را با داشتن برگ برنده ایران به سلامت سپری کند، دو راهحل دارد؛ یا جنگ محدود اما با هزینه نامشخص و سرنوشتی مبهم زیر قمار ویرانی، یا ورقهای ارزشمند از نتایج مذاکرات دیپلماتیک، کنار پرچم گفتوگو! به طبع دومی بر اولی ارجحیت داشته و میتواند پرونده ایران را از میز جنونآمیز بولتون برداشته و در اختیار نظامیهای میانهرو در سعودی مانند ژنرال جان ابیزید قرار داده تا اختلافات در درون منطقه حل شود. اما ایجاد شکاف در کاخ ترامپ تنها با برداشتن چند قدم از سوی وزیر خارجه میسر نمیشود،این چنین سطح از سیاستگذاری نیازمند افزایش اشتراک سیاسی میان دولت و نظامیان درحکومت است.
البته دست آلوده نفوذیهای «تیم بی» در داخل برای کارشکنی در برنامه جدید ایران به شدت مشغول کار است! آخرین آن را وزیر اطلاعات خبر داده که احتمالا وابسته به جریانی است که ماهواره پیام را در نطفه خفه کردند. ایستادن هوشمندانه در برابر ترامپ نیاز به خانهتکانی اساسی دارد.
🆔 @jameeno
🔻ایجاد شکاف در کاخ ترامپ
▫️جامعه نو: ایرانیها تصمیم گرفتهاند تا بجای سر شاخ شدن با گاو وحشی در زمین باز و فراخ و له شدن در زیر سمهای او، ماشین جنگی و ایدئولوژیک دشمن را به سوی جنگلهای پر رمز و راز بکشانند؛ او را خسته و در زمان لازم رامش کنند. دلیل این بازی جدید مشخص است، همین ابتدا و بدون هیچ مکث و تردیدی باید بگوییم که ایران توان مدیریت جنگ سرد یا گرم با آمریکاییها را ندارد، تفاوت در حجم اقتصاد، کارشکنیهای متعدد از سوی دوستان و نیز دشمن و از همه مهمتر ضربات دولت پنهان باعث میشود، توان داخلی و خارجی ایران معطوف به هدف نباشد، در چنین کارزاری پیچیدن به پای ترامپ ایران را وارد یک باتلاق سیاسی و در نهایت نظامی می کند که اگر رجزخوانیهای بیهوده را از آن فاکتور بگیریم خروجیاش ضربات مهلک بر پیکره ایران است. مقامات سیاسی در ایران خبره هستند، پس تجربه گرفتن از گذشته و نرفتن در راه شوروی و عراق دوران حکومت صدام نیاز به ابتکار عمل دارد، تا اینجای کار ایرانیها نشان دادهاند که به جای توجه به سقف تحرکات خطرناک مانند خروج از برجام یا بستن تنگه هرمز راه هوشمندانهتری را انتخاب کردهاند. این را میتوان از کلام وزیر امور خارجه در مصاحبه با شبکه تلویزیونی محبوب رئیسجمهور آمریکا به خوبی متوجه شد. جواد ظریف در گفتوگو با فاکس نیوز توصیفات قابلتوجهی از ترامپ و همراهان او ارائه داده و با ادبیاتی ظریف و دیپلماتیک میان ترامپ و تیم بی (بولتون، بن سلمان و بن زاید و بنیامین نتانیاهو) فاصله گذاشته است.
وزیر امور خارجه کشور تصور ایرانیها از ترامپ را معادل فردی معاملهگر و دور از جنگطلبی ترسیم کرده و به این ترتیب سعی نموده اقدامات ضدایرانی و ویرانیخواه در کاخ سفید را به یک دسته خاص و محدود نسبت دهد. این چنین فاصلهگذاری میان ترامپ و تیم او بسیار هنرمندانه است. ظریف به خوبی میداند که هر قدر شکافها مانند دوران حضور تیلرسون در وزارت امور خارجه در تیم ترامپ افزایش یابد، احتمال عاقبت به خیر شدن ایران از میان غبار حوادث بیشتر است.
اما سوال مهم آن است که آیا تهران میتواند میان تیم یکدست آمریکایی اختلاف و فاصله بیاندازد؟ پاسخ این سوال برای ترامپ ساده و مشخص است،اگر او میخواهد پیچ انتخابات 2020 را با داشتن برگ برنده ایران به سلامت سپری کند، دو راهحل دارد؛ یا جنگ محدود اما با هزینه نامشخص و سرنوشتی مبهم زیر قمار ویرانی، یا ورقهای ارزشمند از نتایج مذاکرات دیپلماتیک، کنار پرچم گفتوگو! به طبع دومی بر اولی ارجحیت داشته و میتواند پرونده ایران را از میز جنونآمیز بولتون برداشته و در اختیار نظامیهای میانهرو در سعودی مانند ژنرال جان ابیزید قرار داده تا اختلافات در درون منطقه حل شود. اما ایجاد شکاف در کاخ ترامپ تنها با برداشتن چند قدم از سوی وزیر خارجه میسر نمیشود،این چنین سطح از سیاستگذاری نیازمند افزایش اشتراک سیاسی میان دولت و نظامیان درحکومت است.
البته دست آلوده نفوذیهای «تیم بی» در داخل برای کارشکنی در برنامه جدید ایران به شدت مشغول کار است! آخرین آن را وزیر اطلاعات خبر داده که احتمالا وابسته به جریانی است که ماهواره پیام را در نطفه خفه کردند. ایستادن هوشمندانه در برابر ترامپ نیاز به خانهتکانی اساسی دارد.
🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔹وظیفه پلیس: اجرای قانون یا اجرای اسلام؟
▫️حامد اکبری گندمانی: نظم و امنیت از عناصر بنیادین حاکم بر هر کشور به شمار می رود و از ملزومات مهم هر جامعه سیاسی است.جان لاک بر این باور بود که فلسفه قدرت دولت چیزی جز استقرار صلح و امنیت نیست. شاید اغراق نباشد اگر بگوییم که در صورت نبود موانع امنیت و عوامل اخلال کننده در نظم جامعه، تشکیل دولت حداقل تا زمانی که انسان نیاز ثانویه ای چون رفاه را احساس کند، به تاخیر می افتاد. امنیت جان و مال در گذر زمان به چنان درجه ای از اهمیت و ارزش رسید که افراد در جهت تحصیل آن به چشم پوشی از بخشی از آزادی های خود نیز پرداختند.
از سوی دیگر یکی از وظایف حکومت برقراری نظم اجتماعی است و دولت وظیفه دارد تا برای ایجاد و حفظ امنیت و پیشگیری از بی نظمی و هرج و مرج در جامعه تلاش های لازم را انجام دهد. نظم مورد اشاره در بحث از اهداف دولت به دو شکل کلی نظم عمومی و حقوقی مطرح می گردد. نظم عمومی آن دسته از ساختارها و نهادهای اجتماعی، فرهنگی و مذهبی جامعه است که به علت ارتباط بسیار نزدیک با اصول حاکم بر یک کشور و موازین تاریخی و تمدنی آن، هیچ مجوزی برای نقض یا حتی بی اعتنایی نسبت به آن ها وجود ندارد. به عبارت دیگر، نظم عمومی تعیین کننده حدود قلمرو تراضی افراد و انجام فعالیت های مختلف از سوی ایشان است و از جامعه ای به جامعه دیگر و از زمانی به زمان دیگر متفاوت و متغیر می باشد.
نظم عمومی در حقیقت همان علایق مشترک مردم است و دولت باید این علایق را شناسایی و رصد کند و در قالب نظم حقوقی به تضمین آن ها مبادرت ورزد. از جمله اهداف اصلی بعثت انبیای الهی و نزول کتب آسمانی تبعیت اعضای جامعه از قوانین الهی بوده است. بر همین اساس قرآن کریم نیز با اشاره به فلسفه رسالت انبیا همین غایت برجسته و اساسی را از مهم ترین رسالت ایشان بر می شمارد و بیان می دارد: « ما در هر ملتی پیامبری را برانگیختیم تا خدا را پرستش کنید و از طغیان و سرکشی دوری گزینید. برخی از مردم را خداوند هدایت کرده و برخی از آن ها محکوم به گمراهی شدند، پس در زمین بگردید و سرنوشت دروغگویان را بنگرید»( سوره مبارکه الرحمن، ۷ و۸).قرآن در عین حال در تبیین وضع قوانین الهی، علت وجودی این قوانین را پیشگیری از ایجاد بی قانونی در جامعه و به تبع آن طغیان و ظلم ابنای بشر می داند (سید محمد هاشمی، اسلام و حقوق بشر، حقوق بشر در جهان امروز، انتشارات شرکت سهامی انتشار، ۱۳۸۳: ۱۱۲). در حقیقت فلسفه بعثت پیامبران و نزول کتب آسمانی، آموزش انسان ها و تحذیر ایشان از گرایش به رذایلی همانند خودپسندی و ترجیح منافع فردی بر مصالح جمعی و همچنین تشویق آن ها به همکاری با یکدیگر و رعایت حقوق بنیادین مردم بوده است. از این رو سیر حاکمیت قانون در جوامع همواره مستلزم وجود دو عنصر بنیادین و ضروری است که تنها در صورت اجتماع آن ها تحقق حکومت قانون قانون و برپایی جامعه قانون مدار میسر خواهد بود. این دو عنصر بنیادین قانون مناسب و عادلانه و مجریان شایسته و صالح اند.
بنابراین بدیهی است تا زمانی که مجریانی درخور و شایسته زمام اجرای قوانین عادلانه و مناسب را در دست نگیرند، تحقق جامعه ای قانون مدار نیز در هاله ای از ابهام خواهد بود، چه آنکه براساس اصول متقن و آزموده شده در نظام های تقنینی و اجرایی، قانون مناسب در دست مجریان ناشایست اثر و دستاوردی شایسته نخواهد داشت و در مقابل قانون توام با کاستی که از سوی مجریانی شایسته اجرا می شود، زمینه تحقق عدالت را به نحو مناسب تری فراهم خواهد ساخت( خیرالله پروین، مبانی حقوق عمومی، انتشارات سمت، ۱۳۹۳: ۳۹۶).
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/Pol-04-27
🔹وظیفه پلیس: اجرای قانون یا اجرای اسلام؟
▫️حامد اکبری گندمانی: نظم و امنیت از عناصر بنیادین حاکم بر هر کشور به شمار می رود و از ملزومات مهم هر جامعه سیاسی است.جان لاک بر این باور بود که فلسفه قدرت دولت چیزی جز استقرار صلح و امنیت نیست. شاید اغراق نباشد اگر بگوییم که در صورت نبود موانع امنیت و عوامل اخلال کننده در نظم جامعه، تشکیل دولت حداقل تا زمانی که انسان نیاز ثانویه ای چون رفاه را احساس کند، به تاخیر می افتاد. امنیت جان و مال در گذر زمان به چنان درجه ای از اهمیت و ارزش رسید که افراد در جهت تحصیل آن به چشم پوشی از بخشی از آزادی های خود نیز پرداختند.
از سوی دیگر یکی از وظایف حکومت برقراری نظم اجتماعی است و دولت وظیفه دارد تا برای ایجاد و حفظ امنیت و پیشگیری از بی نظمی و هرج و مرج در جامعه تلاش های لازم را انجام دهد. نظم مورد اشاره در بحث از اهداف دولت به دو شکل کلی نظم عمومی و حقوقی مطرح می گردد. نظم عمومی آن دسته از ساختارها و نهادهای اجتماعی، فرهنگی و مذهبی جامعه است که به علت ارتباط بسیار نزدیک با اصول حاکم بر یک کشور و موازین تاریخی و تمدنی آن، هیچ مجوزی برای نقض یا حتی بی اعتنایی نسبت به آن ها وجود ندارد. به عبارت دیگر، نظم عمومی تعیین کننده حدود قلمرو تراضی افراد و انجام فعالیت های مختلف از سوی ایشان است و از جامعه ای به جامعه دیگر و از زمانی به زمان دیگر متفاوت و متغیر می باشد.
نظم عمومی در حقیقت همان علایق مشترک مردم است و دولت باید این علایق را شناسایی و رصد کند و در قالب نظم حقوقی به تضمین آن ها مبادرت ورزد. از جمله اهداف اصلی بعثت انبیای الهی و نزول کتب آسمانی تبعیت اعضای جامعه از قوانین الهی بوده است. بر همین اساس قرآن کریم نیز با اشاره به فلسفه رسالت انبیا همین غایت برجسته و اساسی را از مهم ترین رسالت ایشان بر می شمارد و بیان می دارد: « ما در هر ملتی پیامبری را برانگیختیم تا خدا را پرستش کنید و از طغیان و سرکشی دوری گزینید. برخی از مردم را خداوند هدایت کرده و برخی از آن ها محکوم به گمراهی شدند، پس در زمین بگردید و سرنوشت دروغگویان را بنگرید»( سوره مبارکه الرحمن، ۷ و۸).قرآن در عین حال در تبیین وضع قوانین الهی، علت وجودی این قوانین را پیشگیری از ایجاد بی قانونی در جامعه و به تبع آن طغیان و ظلم ابنای بشر می داند (سید محمد هاشمی، اسلام و حقوق بشر، حقوق بشر در جهان امروز، انتشارات شرکت سهامی انتشار، ۱۳۸۳: ۱۱۲). در حقیقت فلسفه بعثت پیامبران و نزول کتب آسمانی، آموزش انسان ها و تحذیر ایشان از گرایش به رذایلی همانند خودپسندی و ترجیح منافع فردی بر مصالح جمعی و همچنین تشویق آن ها به همکاری با یکدیگر و رعایت حقوق بنیادین مردم بوده است. از این رو سیر حاکمیت قانون در جوامع همواره مستلزم وجود دو عنصر بنیادین و ضروری است که تنها در صورت اجتماع آن ها تحقق حکومت قانون قانون و برپایی جامعه قانون مدار میسر خواهد بود. این دو عنصر بنیادین قانون مناسب و عادلانه و مجریان شایسته و صالح اند.
بنابراین بدیهی است تا زمانی که مجریانی درخور و شایسته زمام اجرای قوانین عادلانه و مناسب را در دست نگیرند، تحقق جامعه ای قانون مدار نیز در هاله ای از ابهام خواهد بود، چه آنکه براساس اصول متقن و آزموده شده در نظام های تقنینی و اجرایی، قانون مناسب در دست مجریان ناشایست اثر و دستاوردی شایسته نخواهد داشت و در مقابل قانون توام با کاستی که از سوی مجریانی شایسته اجرا می شود، زمینه تحقق عدالت را به نحو مناسب تری فراهم خواهد ساخت( خیرالله پروین، مبانی حقوق عمومی، انتشارات سمت، ۱۳۹۳: ۳۹۶).
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/Pol-04-27
Telegraph
وظیفه پلیس: اجرای قانون یا اجرای اسلام
نظم و امنیت از عناصر بنیادین حاکم بر هر کشور به شمار می رود و از ملزومات مهم هر جامعه سیاسی است.جان لاک بر این باور بود که فلسفه قدرت دولت چیزی جز استقرار صلح و امنیت نیست. شاید اغراق نباشد اگر بگوییم که در صورت نبود موانع امنیت و عوامل اخلال کننده در نظم…