#الف
🔸ایستگاه ناکجاآباد!
▫️تحریریهجامعهنو: پرسش یک شهروند در دستها میچرخد با این مضمون که دولت برای سوریه و فلسطین و جامعهالمصطفی و ...پول دارد ولی چرا برای واکسن پول ندارد. متن موثری برهمه و بویژه عوام است و سرعت انتشار آن بسیار. معنای این سرعت به کنار ، علت واقعی عدم دستیابی به واکسن به کنار، اصلا درستی یا نادرستی کل پرسش به کنار، مساله این است که حکومت درمقابل این پرسش ساده و خالص پاسخی که جامعه را قانع کند در آستین ندارد. برای بسیاری از پرسشهای ساده دیگر هم پاسخی ندارد. امروز میخواهیم به این بپردازیم که ریشه ناتوانی درپاسخ به پرسشهای ساده چیست. اینبار مثال از دل تاریخ نمیآوریم. شاهد در دسترس است.
از تواناییهای جواد ظریف که احتمالاتنها دیپلمات زنده دارای کلاس جهانی ایران است اکثر شهروندان بخوبی آگاهند و بسیاری اورا مصاحبه شوندهای حاضرجواب و قانع کننده حاضران در عرصههای جهانی میدانند. شناخت درستی است.
اما همین دوروز پیش، ظریف در مصاحبه با یک روزنامهنگار کشور همسایه، افغانستان، کم آورده ، دستپاچه شده ، خارج از چارچوب حرف زده، گاف داده و خلاصه کاری کرده که دیگر تکرار نخواهد کرد. مثلا در برابر یک خبرنگار لبنانی یا فلسطینی یا عراقی نخواهد نشست، مبادا او را ولو کنند.
علت موقعیتی که این دیپلمات قهار بدان دچار شد ، این بود که خبرنگار از او پرسشهای سادهای در باره سیاست منطقهای ایران کرد. مثلا در باره نقش ایران در گسیل افاغنه به سوریه برای جنگ با داعش ، یا رابطه کشور با طالبان. علت ناتوانی ظریف هم در پاسخگویی، ساده است: بدسرشت بودن سیاست امنیت ملی کشور در حوزه منطقه! آنقدر بدسرشت و اشتباه، که رام کننده وزیران خارجه اروپا و آمریکا و تیمهای قدرتمندشان در مذاکرات برجام، از حرف زدن در چارچوب آن در میماند. احتمالا یک فرمانده سپاه میتوانست در برابر این پرسش که چرا مهاجر افغانی را برای جنگ میلیشیایی در سوریه سازماندهی میکنید، جواب محکمی از آستین درآورد، اما یک دیپلمات نمیتواند جواب بدهد و از آن دفاع کند: از سیاستهای کشورما نمیتوان با زبان دیپلماتیک دفاع کرد! معنی این حرف این است که رویکرد منطقهای ایران غیرسیاسی ودچار تناقضاتی است: هم با منطق جاری دردیپلماسی و سیاست بینالملل نمیخواند(البته عدهای به این ناهمخوانی میبالند!) و هم حفظ ظاهر انقلابیاش به قیمت نابود کردن منافع ملی و از جمله از دست رفتن دوستان تمام میشود. مثلا ازکمک به یک گروه فلسطینی و خائن خواندن گروه دیگر نمیتوان دفاع کرد، چون ذات چنین سیاستی دلسوزی برای فلسطینی ها نیست و تعیین اینکه فلسطینی ها به چه روشی از حقوق خود در برابر رژیم صهیونیستی دفاع کنند نیز به ایران مربوط نیست. اگر یک خبر نگار فلسطینی با این رویکرد در مقابل ظریف بنشیند، او را چون یک جعبه خالیظریف له خواهد کرد. این هم همان علت را دارد: ما راه را برای تامین امنیت خود اشتباه رفتهایم ، آنقدر که نمیتوانیم از آن در برابر پرسش دیگران و از مسیرمان دفاع کنیم .
درجامعهنو در اینباره بسیار نوشتهایم و اطاله کلام نمیدهیم. دعوت میکنیم که نترسیم و فکر و بحث کنیم که مشکل کجاست؟ چرا حکومت نمیتواندبرای پرسش ساده آن شهروند ناشناس ذکر شده در ابتدای مطلب پاسخی قانع کنندهبدهد؟و چرا ظریف ، سخنور نطاق، چنین درماند؟َ
همه ما درماندهایم در این سیاست باتلاقی اتحاد با فرقهها به جای کشورها، جستجوی امنیت در مناطق ناامن، و رهسپاری درمسیرهای منتهی به ناکجاآباد! باید برگردیم!
🆔 @jameeno
🔸ایستگاه ناکجاآباد!
▫️تحریریهجامعهنو: پرسش یک شهروند در دستها میچرخد با این مضمون که دولت برای سوریه و فلسطین و جامعهالمصطفی و ...پول دارد ولی چرا برای واکسن پول ندارد. متن موثری برهمه و بویژه عوام است و سرعت انتشار آن بسیار. معنای این سرعت به کنار ، علت واقعی عدم دستیابی به واکسن به کنار، اصلا درستی یا نادرستی کل پرسش به کنار، مساله این است که حکومت درمقابل این پرسش ساده و خالص پاسخی که جامعه را قانع کند در آستین ندارد. برای بسیاری از پرسشهای ساده دیگر هم پاسخی ندارد. امروز میخواهیم به این بپردازیم که ریشه ناتوانی درپاسخ به پرسشهای ساده چیست. اینبار مثال از دل تاریخ نمیآوریم. شاهد در دسترس است.
از تواناییهای جواد ظریف که احتمالاتنها دیپلمات زنده دارای کلاس جهانی ایران است اکثر شهروندان بخوبی آگاهند و بسیاری اورا مصاحبه شوندهای حاضرجواب و قانع کننده حاضران در عرصههای جهانی میدانند. شناخت درستی است.
اما همین دوروز پیش، ظریف در مصاحبه با یک روزنامهنگار کشور همسایه، افغانستان، کم آورده ، دستپاچه شده ، خارج از چارچوب حرف زده، گاف داده و خلاصه کاری کرده که دیگر تکرار نخواهد کرد. مثلا در برابر یک خبرنگار لبنانی یا فلسطینی یا عراقی نخواهد نشست، مبادا او را ولو کنند.
علت موقعیتی که این دیپلمات قهار بدان دچار شد ، این بود که خبرنگار از او پرسشهای سادهای در باره سیاست منطقهای ایران کرد. مثلا در باره نقش ایران در گسیل افاغنه به سوریه برای جنگ با داعش ، یا رابطه کشور با طالبان. علت ناتوانی ظریف هم در پاسخگویی، ساده است: بدسرشت بودن سیاست امنیت ملی کشور در حوزه منطقه! آنقدر بدسرشت و اشتباه، که رام کننده وزیران خارجه اروپا و آمریکا و تیمهای قدرتمندشان در مذاکرات برجام، از حرف زدن در چارچوب آن در میماند. احتمالا یک فرمانده سپاه میتوانست در برابر این پرسش که چرا مهاجر افغانی را برای جنگ میلیشیایی در سوریه سازماندهی میکنید، جواب محکمی از آستین درآورد، اما یک دیپلمات نمیتواند جواب بدهد و از آن دفاع کند: از سیاستهای کشورما نمیتوان با زبان دیپلماتیک دفاع کرد! معنی این حرف این است که رویکرد منطقهای ایران غیرسیاسی ودچار تناقضاتی است: هم با منطق جاری دردیپلماسی و سیاست بینالملل نمیخواند(البته عدهای به این ناهمخوانی میبالند!) و هم حفظ ظاهر انقلابیاش به قیمت نابود کردن منافع ملی و از جمله از دست رفتن دوستان تمام میشود. مثلا ازکمک به یک گروه فلسطینی و خائن خواندن گروه دیگر نمیتوان دفاع کرد، چون ذات چنین سیاستی دلسوزی برای فلسطینی ها نیست و تعیین اینکه فلسطینی ها به چه روشی از حقوق خود در برابر رژیم صهیونیستی دفاع کنند نیز به ایران مربوط نیست. اگر یک خبر نگار فلسطینی با این رویکرد در مقابل ظریف بنشیند، او را چون یک جعبه خالیظریف له خواهد کرد. این هم همان علت را دارد: ما راه را برای تامین امنیت خود اشتباه رفتهایم ، آنقدر که نمیتوانیم از آن در برابر پرسش دیگران و از مسیرمان دفاع کنیم .
درجامعهنو در اینباره بسیار نوشتهایم و اطاله کلام نمیدهیم. دعوت میکنیم که نترسیم و فکر و بحث کنیم که مشکل کجاست؟ چرا حکومت نمیتواندبرای پرسش ساده آن شهروند ناشناس ذکر شده در ابتدای مطلب پاسخی قانع کنندهبدهد؟و چرا ظریف ، سخنور نطاق، چنین درماند؟َ
همه ما درماندهایم در این سیاست باتلاقی اتحاد با فرقهها به جای کشورها، جستجوی امنیت در مناطق ناامن، و رهسپاری درمسیرهای منتهی به ناکجاآباد! باید برگردیم!
🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔸به همین سادگی!
🖌احسان آزاد
▫️بعضی حقایق را در عرصه عمومی همگی به طور ضمنی می دانند اما با این حال هر از گاهی که یکی از همین حقایق خود را به صورت عریان نشان می دهد باز هم موجب حیرت و بهت فراوان می شود. گویی که حافظه عمومی آنرا از یاد برده است و یا آنقدر با آن زیسته است که هرگز به چشم اش نیامده است.
از این دست حقایق آشکارا پنهان، در عرصه سیاسی ما کم نیست. همه همه چیز را می دانند ولی کمتر به یاد می آورند. برای همین عرصه عمومی همواره در تناوب هیجانها و فراموشی ها گرفتار ست. نمونه اخیر که بهانه این یادداشت است هم از همین دسته است. چیزی که می دانستیم اما به قولی نه به این شدت!
اخیرا بخشی از مصاحبه ی رئیس محترم شورای شهر تهران را در برنامه ای به اسم جهان آرا با مجری جوانی دیدم که در خصوص نامگذاری های اخیرا شورا برای خیابان های تهران از او انتقاد می کرد. به طور مشخص در خصوص مرحوم دکتر مصدق اشاره شد که این نامگذاری از دید مجری جوان انقلابی! خلاف دیدگاههای انقلاب است و از این قبیل. در پاسخ اما رئیس شورا که مشخص بود حواسش هست که خیلی بند را آب ندهد و در حیطه ای صحبت کند که مبادا خاطری بیش از این از این حرکت گویا ضد ارزشی شورا! آزرده نشود، اشاره کرد که البته بخشی این نظر مجری را دارند و به هر حال این نظر نمایندگان شورا ست که منتخب مردم هستند. البته بعد از اینکه دید گویا این جوان انقلابی از آنهایی نیست که براحتی کوتاه بیاید و در دفاع از مخالفت خود با مرحوم مصدق دارد موضوع را به جاهای دیگر وصل می کند، جمله ی کوتاهی گفت که به نظر من بسیار مایه تامل است! یعنی از همانهایی ست که می دانستیم اما نه به این واضحی!! رئیس شورای منتخب شهر تهران با آرامش خاصی گفت " البته اگر از نهادی تلفن کنند و بگویند این نام را نگذار ما هم نمی گذاریم " (نقل به مضمون) بعد با لبخندی نشان از غلبه بر این مجری سمج ! آرام نوشیدنی اش ( احتمالا چای) را نوشید. البته اصرار مجری برای نام بردن از آن نهاد بی نتیجه بود و رئیس محترم شورا حرفش را زده بود و به قولی به این سادگی ها دیگر به تله نمی افتاد! البته شاید این هم از همان موضوعاتی ست که همه می دانند و هیچکس گویا نمی داند!
به نظر من همین جمله ی کوتاه رئیس شورای شهر، که با هجوم اکثریت مردم تهران به پای صندوقها، شورا را از تسخیر چندین ساله اصولگرا ها نجات داده است، به روشنی گویای همه چیز در خصوص وضعیت اصلاحات و نمایندگانی ست که این عنوان را یدک می کشند.
به همین سادگی! اگر کسی تلفن کند ما هم در کسری از ثانیه رای و مردم و تکرار کردنشان را کنار می گذاریم! البته این موضوع که این قبیل فشارها وجود داشته و دارد را، قطعا اغلب رای دهندگان به ایشان و سایر دوستانشان در شورا می دانستند، اما بعید می دانم به این دلیل به ایشان رای داده باشند که در پاسخ این تلفن ها به همین سادگی و به سرعت نوشیدن یک جرعه چای! چشم بگوید!
به نظر من همین دیالوگ ساده عصاره ی سیاست ورزی صرفا انتخاباتی و نتیجه اش را در ساخت فعلی قدرت در ایران نمایان می کند. سیاستی که سالها فوج فوج مردم را برای آن به پای صندوقها بسیج کردیم تا تعیین کنندچه کسی روی این کرسی ها بنشیند و گوشی تلفن را زودتر بر دارد!
🆔 @jameeno
🔸به همین سادگی!
🖌احسان آزاد
▫️بعضی حقایق را در عرصه عمومی همگی به طور ضمنی می دانند اما با این حال هر از گاهی که یکی از همین حقایق خود را به صورت عریان نشان می دهد باز هم موجب حیرت و بهت فراوان می شود. گویی که حافظه عمومی آنرا از یاد برده است و یا آنقدر با آن زیسته است که هرگز به چشم اش نیامده است.
از این دست حقایق آشکارا پنهان، در عرصه سیاسی ما کم نیست. همه همه چیز را می دانند ولی کمتر به یاد می آورند. برای همین عرصه عمومی همواره در تناوب هیجانها و فراموشی ها گرفتار ست. نمونه اخیر که بهانه این یادداشت است هم از همین دسته است. چیزی که می دانستیم اما به قولی نه به این شدت!
اخیرا بخشی از مصاحبه ی رئیس محترم شورای شهر تهران را در برنامه ای به اسم جهان آرا با مجری جوانی دیدم که در خصوص نامگذاری های اخیرا شورا برای خیابان های تهران از او انتقاد می کرد. به طور مشخص در خصوص مرحوم دکتر مصدق اشاره شد که این نامگذاری از دید مجری جوان انقلابی! خلاف دیدگاههای انقلاب است و از این قبیل. در پاسخ اما رئیس شورا که مشخص بود حواسش هست که خیلی بند را آب ندهد و در حیطه ای صحبت کند که مبادا خاطری بیش از این از این حرکت گویا ضد ارزشی شورا! آزرده نشود، اشاره کرد که البته بخشی این نظر مجری را دارند و به هر حال این نظر نمایندگان شورا ست که منتخب مردم هستند. البته بعد از اینکه دید گویا این جوان انقلابی از آنهایی نیست که براحتی کوتاه بیاید و در دفاع از مخالفت خود با مرحوم مصدق دارد موضوع را به جاهای دیگر وصل می کند، جمله ی کوتاهی گفت که به نظر من بسیار مایه تامل است! یعنی از همانهایی ست که می دانستیم اما نه به این واضحی!! رئیس شورای منتخب شهر تهران با آرامش خاصی گفت " البته اگر از نهادی تلفن کنند و بگویند این نام را نگذار ما هم نمی گذاریم " (نقل به مضمون) بعد با لبخندی نشان از غلبه بر این مجری سمج ! آرام نوشیدنی اش ( احتمالا چای) را نوشید. البته اصرار مجری برای نام بردن از آن نهاد بی نتیجه بود و رئیس محترم شورا حرفش را زده بود و به قولی به این سادگی ها دیگر به تله نمی افتاد! البته شاید این هم از همان موضوعاتی ست که همه می دانند و هیچکس گویا نمی داند!
به نظر من همین جمله ی کوتاه رئیس شورای شهر، که با هجوم اکثریت مردم تهران به پای صندوقها، شورا را از تسخیر چندین ساله اصولگرا ها نجات داده است، به روشنی گویای همه چیز در خصوص وضعیت اصلاحات و نمایندگانی ست که این عنوان را یدک می کشند.
به همین سادگی! اگر کسی تلفن کند ما هم در کسری از ثانیه رای و مردم و تکرار کردنشان را کنار می گذاریم! البته این موضوع که این قبیل فشارها وجود داشته و دارد را، قطعا اغلب رای دهندگان به ایشان و سایر دوستانشان در شورا می دانستند، اما بعید می دانم به این دلیل به ایشان رای داده باشند که در پاسخ این تلفن ها به همین سادگی و به سرعت نوشیدن یک جرعه چای! چشم بگوید!
به نظر من همین دیالوگ ساده عصاره ی سیاست ورزی صرفا انتخاباتی و نتیجه اش را در ساخت فعلی قدرت در ایران نمایان می کند. سیاستی که سالها فوج فوج مردم را برای آن به پای صندوقها بسیج کردیم تا تعیین کنندچه کسی روی این کرسی ها بنشیند و گوشی تلفن را زودتر بر دارد!
🆔 @jameeno
#الف
🔸چهل سال در بستر!
▫️شورای سردبیری: حکومتها ممکن استبه یک بیماری دچار شوند که اسم آن "نادانی به ناامکانی امتناع" است. آن را همینجا برایتان توضیح میدهیم: یعنی یک حکومت نداند که نمیتواند هرکاری را دوست ندارد انجام ندهد. مثال معروفش که جوانها هم آن را دیدهاند همان ورقپاره خواندن مصوبات سازمان ملل و تن ندادن ناممکن به آنها بود. در واقع عالیترین تبلور این بیماری در جمهوری اسلامی درمرحله حاد بیماریاش بود.
امااین بیماری سیاسی، برای جمهوری اسلامی یک بیماری کهنه است. بروز علنیاش، نخستین باردرجریان اشغال سفارت ایالات متحده در سال ۵۸ بود. داستانش را جوانها باید بخوانند چون خیلی در شناخت ماهیت حکومت ما مفید است. امروز فقط فرجام آن را یاد آوری میکنیم: وقتی نتوانستند تصمیم بگیرندو هزینه ماجرای کشآمدهی ۴۴۴روزه خیلی بالارفت و رجزخوانیها رنگ باخت، گرهی که کسی نمیدانست آن را چگونه باز کند به دامن مجلس حرفگوشکن انداختند و هاشمی رفسنجانی با گفتن اینکه "موافقان آزادی گروگانها قیام کنند" با یک برخاست و نشست همه خبرنگاران خارجی حاضر را انگشت به دهان کرد. باورشان نمیشدحل مساله به این آسانی بوده...
🆔 @jameeno
🔺اینجا بیشتر بخوانید
🔸چهل سال در بستر!
▫️شورای سردبیری: حکومتها ممکن استبه یک بیماری دچار شوند که اسم آن "نادانی به ناامکانی امتناع" است. آن را همینجا برایتان توضیح میدهیم: یعنی یک حکومت نداند که نمیتواند هرکاری را دوست ندارد انجام ندهد. مثال معروفش که جوانها هم آن را دیدهاند همان ورقپاره خواندن مصوبات سازمان ملل و تن ندادن ناممکن به آنها بود. در واقع عالیترین تبلور این بیماری در جمهوری اسلامی درمرحله حاد بیماریاش بود.
امااین بیماری سیاسی، برای جمهوری اسلامی یک بیماری کهنه است. بروز علنیاش، نخستین باردرجریان اشغال سفارت ایالات متحده در سال ۵۸ بود. داستانش را جوانها باید بخوانند چون خیلی در شناخت ماهیت حکومت ما مفید است. امروز فقط فرجام آن را یاد آوری میکنیم: وقتی نتوانستند تصمیم بگیرندو هزینه ماجرای کشآمدهی ۴۴۴روزه خیلی بالارفت و رجزخوانیها رنگ باخت، گرهی که کسی نمیدانست آن را چگونه باز کند به دامن مجلس حرفگوشکن انداختند و هاشمی رفسنجانی با گفتن اینکه "موافقان آزادی گروگانها قیام کنند" با یک برخاست و نشست همه خبرنگاران خارجی حاضر را انگشت به دهان کرد. باورشان نمیشدحل مساله به این آسانی بوده...
🆔 @jameeno
🔺اینجا بیشتر بخوانید
Telegraph
چهل سال در بستر!
شورای سردبیری: حکومتها ممکن استبه یک بیماری دچار شوند که اسم آن "نادانی به ناامکانی امتناع" است. آن را همینجا برایتان توضیح میدهیم: یعنی یک حکومت نداند که نمیتواند هرکاری را دوست ندارد انجام ندهد. مثال معروفش که جوانها هم آن را دیدهاند همان ورقپاره خواندن…
#الف
🔹جعبهسیاه واکسن!
▫️تحریریه جامعهنو : اواسط سال ۲۰۰۱نیروهای ایالات متحده تهاجمی را برای برانداختن طالبان افغانستان آغاز کردند که عمومابر حملاتهوایی استواربود. هواپیماها از پایگاه دیگوگارسیا در اقیانوس هند برمیخاستند و البته پاکستان اجازه عبور آنها از فراز خاک خود نمیداد. آنطور که گفته شده هواپیماهاطبق توافق ازفضایهوایی گوشه جنوب شرقی ایران برای رسیدن به افغانستان استفاده میکردند.همکاری تاکتیکی خوبی بود چون طالبان در دشمنی با ایران چیزی کم نمیگذاشت و بواقع خطری بزرگ محسوب میشد. اما به مصلحت حکومت نبود که از این همکاری مفید پرده بردارد، خط تدارکاتی یادشده بعد از سقوط طالبان متوقف شد و دیگر کسی آن ماجرا را به خاطر نیاورد تاحدود دودهه بعد که یک دیپلمات سابق ایران درجعبهسیاه پنهانشده آن همکاری را اندکی گشود و گفت مذاکرات آنهمکاری با رایانکراکر سفیر بعدی آمریکا در افغانستان انجام شده بود...
از این جعبههایسیاه گمشده یا لهشدهوناخوانا در عرصه سیاستایران بسیار است. همین دو سه روز آتی سالگرد یکی از آنها(سقوطهواپیمایاوکراینی) فرامیرسد. دوسه روز پیش هم مطلبی منتشر شده است درنقد آخرین ادعای آقای محسنرضایی درباره یکی از عملیات جنگ ایران و عراق . نویسنده نقلقولها و شواهد بسیاری آورده تا نشان دهد ادعای رضایی با واقعیت تطابق ندارد ونشان داده جعبه سیاه جنگ هشت ساله هنوز رمز گشایی نشده است.
تقریبا درکل کنارههای مسیر چهل سال اخیر از این جعبههایسیاه به فراوانی افتاده است: جعبهسیاه آگاهی پیشین و هشدار ارتش به سران کشوردرباره آمادگی عراق برای حمله به ایران هنوز کاملا کشف رمز نشده، اینکه چه کسی و با چه هدفی اشغال سفارت ایالات متحده را به یک پروژه حکومتی تبدیل کرد روشن نیست، داستان قتل چند روحانی شریک در حکومت در زندان، خرید اسلحه از اسرائیل، ماجرای مکفارلین،.... وبگیر و بیا تا مذاکرات بغداد و آخرینش سرنخ دادهشده توسط رئیس سازمان انرژی اتمی است: "کلاسوربزرگ مذاکرات هستهای جلیلی در مسقط". باز هم همین دو سه روز پیش . در همه آنها، جامعه از واقعیت کامل ماجرا بی اطلاع است و یا در برابر روایات ناروشن، ناکامل، مختلف و متناقض انگشت به دهان ایستاده است.
🆔 @jameeno
🔺اینجا بیشتر بخوانید
🔹جعبهسیاه واکسن!
▫️تحریریه جامعهنو : اواسط سال ۲۰۰۱نیروهای ایالات متحده تهاجمی را برای برانداختن طالبان افغانستان آغاز کردند که عمومابر حملاتهوایی استواربود. هواپیماها از پایگاه دیگوگارسیا در اقیانوس هند برمیخاستند و البته پاکستان اجازه عبور آنها از فراز خاک خود نمیداد. آنطور که گفته شده هواپیماهاطبق توافق ازفضایهوایی گوشه جنوب شرقی ایران برای رسیدن به افغانستان استفاده میکردند.همکاری تاکتیکی خوبی بود چون طالبان در دشمنی با ایران چیزی کم نمیگذاشت و بواقع خطری بزرگ محسوب میشد. اما به مصلحت حکومت نبود که از این همکاری مفید پرده بردارد، خط تدارکاتی یادشده بعد از سقوط طالبان متوقف شد و دیگر کسی آن ماجرا را به خاطر نیاورد تاحدود دودهه بعد که یک دیپلمات سابق ایران درجعبهسیاه پنهانشده آن همکاری را اندکی گشود و گفت مذاکرات آنهمکاری با رایانکراکر سفیر بعدی آمریکا در افغانستان انجام شده بود...
از این جعبههایسیاه گمشده یا لهشدهوناخوانا در عرصه سیاستایران بسیار است. همین دو سه روز آتی سالگرد یکی از آنها(سقوطهواپیمایاوکراینی) فرامیرسد. دوسه روز پیش هم مطلبی منتشر شده است درنقد آخرین ادعای آقای محسنرضایی درباره یکی از عملیات جنگ ایران و عراق . نویسنده نقلقولها و شواهد بسیاری آورده تا نشان دهد ادعای رضایی با واقعیت تطابق ندارد ونشان داده جعبه سیاه جنگ هشت ساله هنوز رمز گشایی نشده است.
تقریبا درکل کنارههای مسیر چهل سال اخیر از این جعبههایسیاه به فراوانی افتاده است: جعبهسیاه آگاهی پیشین و هشدار ارتش به سران کشوردرباره آمادگی عراق برای حمله به ایران هنوز کاملا کشف رمز نشده، اینکه چه کسی و با چه هدفی اشغال سفارت ایالات متحده را به یک پروژه حکومتی تبدیل کرد روشن نیست، داستان قتل چند روحانی شریک در حکومت در زندان، خرید اسلحه از اسرائیل، ماجرای مکفارلین،.... وبگیر و بیا تا مذاکرات بغداد و آخرینش سرنخ دادهشده توسط رئیس سازمان انرژی اتمی است: "کلاسوربزرگ مذاکرات هستهای جلیلی در مسقط". باز هم همین دو سه روز پیش . در همه آنها، جامعه از واقعیت کامل ماجرا بی اطلاع است و یا در برابر روایات ناروشن، ناکامل، مختلف و متناقض انگشت به دهان ایستاده است.
🆔 @jameeno
🔺اینجا بیشتر بخوانید
Telegraph
جعبهسیاه واکسن!
تحریریه جامعهنو : اواسط سال ۲۰۰۱نیروهای ایالات متحده تهاجمی را برای برانداختن طالبان افغانستان آغاز کردند که عمومابر حملاتهوایی استواربود. هواپیماها از پایگاه دیگوگارسیا در اقیانوس هند برمیخاستند و البته پاکستان اجازه عبور آنها از فراز خاک خود نمیداد. آنطور…
🔸نخستین دوره همایش «اخلاق و فرهنگ شهرنشینی» به همت انجمن ایرانی اخلاق در علوم و فناوری در دهه سوم بهمنماه سال جاری برگزار میشود. ثبتنام و حضور در همایش رایگان است
میرطاهر موسوی و معصومه معارفوند بهترتیب دبیری علمی و اجرایی این رویداد علمی-فرهنگی را برعهده دارند.
علاقهمندان تا دهم بهمنماه فرصت دارند تا با مراجعه به نشانی اینترنتی Congress.iranethics.ir در این رویداد علمی-فرهنگی، ثبتنام کنند.
🆔 @jameeno
میرطاهر موسوی و معصومه معارفوند بهترتیب دبیری علمی و اجرایی این رویداد علمی-فرهنگی را برعهده دارند.
علاقهمندان تا دهم بهمنماه فرصت دارند تا با مراجعه به نشانی اینترنتی Congress.iranethics.ir در این رویداد علمی-فرهنگی، ثبتنام کنند.
🆔 @jameeno