جامعه نو
4.93K subscribers
989 photos
33 videos
17 files
770 links
رسانه روزنامه‌نگاران مستقل

تماس با ما: @jameeno_pr
Download Telegram
#الف

🔹پشت سر پوتین؟

▫️شورای سردبیری: گمانه‌هایی هست مبنی بر تحریک پوتین توسط دولت‌های غربی. برخی دلایل و براهین نیز مؤید این نظریه است که غرب برای نابود کردن، روسیه را به جنگ کشیده یا حداقل این‌که غرب به دلایلی، روسیه را به سمت تجاوز به اوکراین کشانده است (از جمله دلایل جک راسموس، استاد دانشگاه سن‌ماری کالیفرنیا در گروه رسانه‌ای Z Communications در مقالۀ « دَه دلیلی که آمریکا را مشتاقِ حملۀ نظامیِ روسیه به اوکراین کرده است»).

این ظن طرفدارانی دارد و البته ضعیف به نظر می‌رسد، هر چند ممکن است کسانی در حدوث آن، منافعی بیابند! دلایل نادرستیِ آن زیاد است و مهم‌ترین آن‌ها، حجم نسبیِ بسیار نازلِ اقتصاد روسیه در مقابل جبهۀ غرب، شامل ایالات‌متحده و اروپا است (نموداری از آی‌ام‌اف در این مورد ضمیمه کرده‌ایم) که نشان می‌دهد روسیه هیچ‌گاه نمی‌تواند برآمدی اقتصادی با قدرتِ واقعی در برابر قدرتِ غرب داشته باشد که بخواهند تضعیفش کنند. از نظر تسلیحاتی نیز در توازنِ وحشتِ اتمی با غرب باقی خواهد ماند و چالش‌برانگیز نخواهد شد. رقیبی نیست قدرتمند!

اما اگر بنا بر حدس و گمان و برشمردن منافع و امتیازاتِ مستتر طرف سومی در رویارویی روسیه با غرب باشد، می‌توان فرضیۀ مخوف‌تری مطرح کرد: نقشۀ چین! آیا ممکن است طرح چین برای رویارویی با فشارِ فزایندۀ ایالات‌متحده، پشتِ پیشرانۀ پوتین برای رفتارِ ایذایی در مقابل اروپا و ایالات‌متحده باشد؟ می‌توان در این زمینه نشانه‌ها و دلایل بسیاری جستجو کرد که درگیر کردنِ ایالات‌متحده، مهم‌ترینِ آن‌هاست. توسعه‌طلبیِ چین سال‌هاست که با مقاومت ایالات‌متحده روبروست؛ هم در زمینۀ بازارها و مناطق تحت نفوذ، هم در مورد مشکل تایوان و دریای جنوبیِ چین و، هم سرنوشتِ مازادِ تجاریِ چین و اوراق قرضۀ دلاریِ آن در ایالات‌متحده. منافع زیادی که چین در تضعیف ایالات‌متحده و زمین‌گیر کردنِ آن دارد. نزدیکی‌های اخیرِ چین با پوتین هم می‌تواند موجب تقویتِ چنین ظنی باشد هرچند اثباتِ آن مشکل است و ممکن است هرگز رخ ندهد. اما اگر چنین باشد اکنون دروازۀ جهنمِ مخوفی به روی جهان گشوده شده و بعید است داستان به اوکراین و روسیه ختم شود ؛ ببر ، خرس را به میان گله کرگدن‌ها رم میدهد!

قدر مسلم این است که تا امروز فرضیۀ دقیقی برای توضیح رفتار روسیه و پوتین در تهاجمی که ابعاد و نتیجۀ آن روشن نیست ارائه نشده است. فرضیه‌ها و حدس‌های مبتنی بر روان افراد و پیشرانه‌های شخصی و روحیِ آن‌ها در توضیح رخدادهایی ازاین‌دست هرگز مفید نبوده است و باید زمینه‌های مادیِ قابل قبولی برای آن‌ها جستجو کرد.

🆔 @jameeno

https://s6.uupload.ir/files/screenshot_20220227-233508_gallery_exw6.jpg
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔺پایان بی‌طرفی یا انتهای نظم قدیم

🖌بهبهانی

▫️در خبرها خواندیم که سوئیس هم به تحریم‌های روسیه پیوست!

اینیاتسیو کاسیس رئیس جمهور سوئیس صراحتا اعلام کرد: «در این روزهای تاریک» کنار اوکراین می‌ایستیم و امیدواریم که تحریم‌ها کرملین را وادار به «تغییر نظر»‌ کنند.
کاسیس، رئیس ‌جمهوری فدرال سوئیس، همچنین اعلام کرد که کشورش «بی‌طرفی سوئیسی» را کنار می‌گذارد و تحریم‌های اتحادیه اروپا علیه روسیه را اعمال می‌کند!

این سخنان رئیس جمهور سوئیس، کشوری که بار بی طرفی را حتی در جنگ جهانی دوم به دوش کشیده است حاکی از یک امر مهم است:
اروپایی‌ها، *روسیه را مصر در ضربه زدن به اروپا و بی ثبات کردن قاره سبز یافته اند و برای همین حتی با وجود ایجاد خطر گسترش جنگ، برای جلوگیری از تحقق اهداف روسیه به استقبال آن خواهند رفت*!

در سال ۲۰۱۴ حتی اندیشمندی چون کیسینجر هنوز بر این اعتقاد بود که کیف، نه بعنوان یک وجود مستقل، بلکه بعنوان مادر روسيه باید مورد شناسایی غرب باشد تا آرامش را بتوان در دروازه های شرقی غرب حفظ کرد، اما اکنون گویا دیگر این تز کارآیی خود را از دست داده است. چرا؟
سالهاست که پوتین، بازمانده برکشیده از شوروی، بسان آتشی در زیر خاکستر تحقیر شده یک امپراطوری، آرام خود را در نقش یک منجی وطن طراحی کرده است.
اما دقیقا برعکس آنچه هیتلر بعنوان روح آلمان تحقیر شده از جنگهای خودساخته ژرمنها دچار آن بود!

ناسیونال سوسیالیزم آلمانی در اثر فشار تحقیر آمیز اروپا شکل گرفت ولی افکار پوتین، ساخته یک توهم دینی سیاسی است که نشات گرفته از مالیخولیای پیشوایان محبوبش ایوان الکساندرویچ و نیکلای بردیایف در برپایی فاشیسم سیاسی_مذهبی روسی است.

پوتین که خود را در پوسته آنان ترسیم کرده است، می پندارد که همه ملیتهای این پهنه بزرگ بواقع باید تحت نظام روسیه بزرگ تجمیع شوند. او با همین اندیشه در سالهای گذشته بشدت ملی گرایی ارتودوکس روسی را تقویت کرد، با این امید که بتواند روسیه بزرگ را تحقق بخشد. پوتین با توهم افکار ایلین گونه، مهار کردن اوکراین وحشی را به مثابه خاکریز سازی در خط اول دروازه های غربی امپراطوری جدید برای خود وظیفه ای آسمانی دانست و چنان که از او نقل است، او اساسا به کشوری به نام اوکراین باور ندارد!

جنگ اخیر که تاکنون پنج روز آن با خفت خرس تنومند روسی به اتمام رسیده است نتیجه این افکار ماورایی شخص پوتین است که می رود تا دنیا را دستخوش تغییراتی بنیادین کند، دنیایی که دیگر سیاست آرامش کیسینجری_سوئیسی نیز در آن جایی ندارد!

پوتین با این فرض حرکت خود را پس از چند ماه ارزیابی و سبک و سنگین کردن وضعیت شروع کرد که باور داشت:
از نظر نظامی قوی تر از همه است(تبلیغات موشکی سالهای اخیر) و بی شک همچون ماجرای کریمه در سال ۲۰۱۴، غرب در بر آوردی کیسینجری و با احترام به حدود ترسیمی فرضی هیچگونه اقدامی فراتر از چند بیانیه سیاسی ملال آور بر علیه خرس روسی پا را فراتر نخواهد گذارد.

به ضربه فنی جودویی در صحنه رزم آنچنان باور داشت که می تواند با یک حرکت کیش و مات، کیف را ۳ روزه فتح کند(مدل شوروی در حمله صدام به ایران) و فرصت تعقل را از غرب بگیرد. او آنچنان به این امر باور داشت که فرماندهانش حتی لجستیک نیروهای اعزامی را نیز در نظر نگرفتند و تانکها و نفربرهایش در میانه راه با اتمام سوخت زمین گیر شدند!!

باور داشت که اروپا و علی الخصوص آلمان آنچنان به گاز و نفتش دل بسته اند که در مقابل حرکت سریعش آچمز خواهند شد و مجبور به سکوت!

شاید کل کلهای چین با آمريکا را تشویق کرد و داستان دوری از دلار را تئوریزه کرد تا ترس از ببر را به جان آمريکای اخیرا محافظه کار بیندازد و در این آب گل آلوده ماهی بگیرد!

با این تمهیدات و ارزیابی شکوهمند از خود، او به یقین رسیده بود که تمام شاخ و شانه کشیدنهای غرب در مقابل اشغال برق آسای اوکراین هارت و پورتی بیش نخواهد بود و پس از اتمام کار، او می ماند و چهاربیانیه از سر استیصال جهان وارفته غرب و غریو مشوقانه روسهای مغرور و ناله تسلیم عصیانگران در مرزهای روسیه بزرگ!

آری، به عبارت صریح پوتین قماری با تصور داشتن دستهای از پیش برنده کرد ولی باورش نمی شد که اینبار دست بازنده به او قالب شده است و در ریزش آسهای تحریم و ممنوعیت و بلوکه شدن اموال و حذف از معادلات جهانی و... آنچنان شوکه شد که پای میز قمار خودساخته دست به اسلحه برد و با اعلام اتمی بودن خود وحشتش را بر همگان عیان کرد، وحشتی که ۲ راه بیشتر بر او باز نمی کند:
فرار از میز قمار
یا
خودکشی!

اینبار اما، شاید نتوان زیاد به ترس و فرار او ایمان داشت، زیرا دیکتاتورهای مغرور راههای متفاوتی برای خودکشی خلق می کنند، راههایی که می توانند جهان موجود را نیز دگرگون سازند!

🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔹شاخص فردیت و امنیت مجازی با جنگ

🖌رضا داودی

▫️ژان بودریار در کتاب جامعه مصرفی می گوید : " آرامش در زندگی روزمره ، نیاز به سرسام واقعیت و تاریخ دارد . این آرامش برای دستیابی به میزانی از هیجان نیاز به این دارد که به طور دائم به مصرف خشونت بپردازد . این جنبه ی بی شرمانه ی زندگی روزمره است . زندگی روزمره ، مشتاق بروز وقایع و خشونت است ، به شرطی که این ها را در چاردیواری خانه دریافت کند . به گونه ای مضحک ، تماشاگر تلویزیون مانند پنجره ای وارونه و مشرف به اتاق است و در این اتاق جنبه های بیرونی ظالمانه ی جهان از گرما و صمیمیتی برخوردار می شوند که آلوده به تباهی است . در این سطح از " تجربه " ، مصرف با طرد حداکثر جهان ( واقعی ، اجتماعی و تاریخی ) به شاخص حداکثر امنیت دست می یابد .

سوای سیاستمداران ، مفسران سیاسی و کنشگران اجتماعی و سیاسی ، هدف این نوشتار رفتار شناسی جماعتی است که اخبار جنگ را از کانال ها و سایت ها با ولع هر چه تمامتر نشخوار می کنند و هیچ هدفی جز ارضای هیجان ندارند گویی مسابقه ای بزرگ در جریان است و هر کس می کوشد در زمانه ی هژمونی روابط بازاری و مصرف گرایی از قافله ی مصرف خشونت عقب نماند و بر سر سفره ی جنگ و خشونت که به مدد رسانه های رنگارنگ حتی در اتاق خواب ها و حریم های خصوصی افراد گسترده شده است آروغی بزند .

آنچه در تحلیل بودریار از رفتار مردم عادی اهمیت دارد نیاز به هیجان برای دستیابی به آرامش برای چیرگی بر روزمره گی هاست . انسان برای رسیدن به آرامش به مصرف خشونت در چاردیواری امن خانه ی خود روی می آورد . بازتاب رسانه ای جنگ احساسات کاذب انسان دوستانه و ضد جنگ مردم را تقویت می کند . مردم عادی با پیگیری هر چه بیشتر اخبار جنگ و بحث و جدل با افراد که این روزها به لطف اینترنت و فضای مجازی گسترش یافته هیجانات خود را در فضای امن خانه ی خود ارضا می کنند . برای چنین مردمانی تفاوتی ندارد که جنگ در افغانستان باشد یا اوکراین . پیگیری اخبار جنگ برای آنان همبستگی معناداری با احساسات انسان دوستانه و ضد جنگ ندارد . جذابیت جنگ برای آنان در فرسنگ ها فاصله از محیط خانه ی آنهاست . بحث های بی پایان و بی هدف هیچ کارکردی جز ارضای هیجان و سرگرمی برای آنان ندارد و صرفا برای تفنن و سرگرمی است .

این جماعت شاید در تحلیل های خود برای مردم جنگ زده و کودکان بی دفاع به ظاهر ناله هم کنند ولی انفعال خود در برابر حقایق دردناک جامعه ی خود را احساس نمی کنند چون فاقد روحیه ی احساس مسئولیت پذیری اجتماعی هستند . این مردمان از کنار فجایعی که هر روز در مقابل دیدگان آنهاست با بی تفاوتی عبور می کنند و حتی گاهی اوقات انفعال خود را دلیل موجهی بر عقلانیت خود می دانند و شاید مویه های مجازی در عصر اینترنت را جایگزینی برای همدردی حقیقی بپندارند . برای چنین جماعتی نه تنها فقط جنگ جذابیت دارد که باید از چاردیواری خانه نشخوار شود بلکه با بحران های اجتماعی بیخ گوش خود هم با همین شیوه برخورد می کنند . تحلیل از راه دور در فضای امن خانه ، بدون اینکه حتی از دور دستی بر آتش بگیرند . امنیت شخص نباید مورد تعرض قرار گیرد . هدف نهایی و مهم ارضای هیجان به منظور چیرگی بر روزمره گی ها و تقویت حس امنیت با نظاره گری تباهی زندگی سایر انسان هاست .

در رویکردی مشابه شاید بتوان با امبرتو اکو همدل بود که در نوشتاری تحت عنوان " توییت می کنم ، پس هستم " معتقد است افراد عادی در جامعه ی مدرن به این دلیل توییت می کنند که راهی برای ابراز وجود و مهم انگاشته شدن در جامعه ی سیال پیدا کرده اند . شاید تحلیل های جنگ توسط مردم عادی در فضای مجازی مصداق تلاش برای چیرگی بر گم شدن در هیاهوهای جامعه ی سیال امروزی و حس فردیت کاذبی باشد که به آنان دست می دهد .

🆔 @jameeno
🔺سلاح مخفی غرب علیه دارودسته پوتین!

▫️جامعه‌نو: پیشنهاد توماس‌فریدمن در نیویورک تایمز برای غلبه بر پوتین و یارانش در صورت تداوم عملیات علیه اوکراین :

"...او و همه دوستان اش دیگر هرگز آپارتمان‌هایی را که در لندن و نیویورک خریداری کرده اند با تمام ثروت‌های دزدیده شده شان نخواهند دید. دیگر نه خبری از سفر آنان به داووس خواهد بود و نه سنت موریتز. در عوض، همه آنان در زندان بزرگی به نام روسیه محبوس خواهند شد و تنها آزادی سفر به سوریه، کریمه، بلاروس، کره شمالی و شاید چین را داشته باشند. فرزندان آنان نیز از مدارس شبانه روزی خصوصی از سوئیس گرفته تا آکسفورد اخراج خواهند شد...."

غربی‌ها غیر از تحریم‌های کلی که مردمان بیگناه کشورها را زیر ضربه و فشار میگیرد، از این تنبیهات فردی بازدارنده ( که تحریم همگانی هم نیست) بلدند ، البته فقط وقتی مشکل به پشت در خانه خودشان رسیده باشد و بتوانند از منافع امنیتی - اطلاعاتی و مادی پذیرایی از خانواده دیکتاتورها و دارودسته‌شان چشم بپوشند!!

🆔 @jameeno
#الف_ویژه

🔺اروپا نگران چیست؟

▫️شورای سردبیری: این روزها جامعۀ ما روی رفتار اروپایی‌ها با آوارگان جنگ اوکراین تمرکز زیادی کرده و در سیاست دولت‌ها و گزارش‌های رسانه‌ای، جویای ابعاد پنهان فرهنگِ نژادپرستانه است. کار خوبی است ولی این داستان، ابعاد پنهان دیگری هم دارد که با دقتِ بیشتری از افکار عمومی پنهان می‌شود. دولت‌های اروپا و امریکا بسیار بیش از آنکه از وقوع جنگی رو به گسترش در اروپای امن و حقوق بشر واهمه داشته باشند، نگران دارایی‌های مالیِ خود هستند و یک‌صدمِ تلاشی که برای دور نگه داشتنِ دامنِ سرمایه‌های خود از لهیب جنگ می‌کنند، در مسیر حفظ زندگی و آرامشِ شهروندان نگون‌بختِ حاشیۀ اروپا نمی‌کنند. یک نمونۀ دقیقِ این تلاش‌ها، مداخلۀ شدید برای حفظ ثباتِ بازارهای مالی است که در آن‌ها یا قیمت‌ها باید ثابت بمانند و یا نوسانِشان قابل‌کنترل باشد. برای نمونه، امروز کمی دربارۀ بازار طلا صحبت می‌کنیم که در دوران آشوب‌های جنگی، مطلوبیّتِ آن به‌عنوان اندوختۀ امن و قابل‌تبدیل، بیشتر می‌شود.

دخالت‌های دولت‌ها و سیاستمداران در این دورانِ آشفته در دو بعد صورت می‌گیرد: اول حفظ ارزش پول و عمدتاً دلار که بر همۀ ارزها ارجح است. علت آن ساده است: کاهش ارزش پول به معنی گران شدن کالاست؛ مثلاً وقتی عرضۀ نفت مشکل و قیمت آن گران می‌شود، در واقع ارزش دلار در برابر آن پایین آمده و این کاهش به کالاهای دیگر و از جمله طلا هم سرایت می‌کند. در حال حاضر و در میانۀ جنگ، انتظار می‌رود مطلوبیّتِ طلا هم مانند نفت بیشتر شود.

دلیل دوم رابطۀ ابدی طلا و جنگ است: مردم ترجیح می‌دهند در کشاکشِ نبردها و ابهام در آینده، در طلا سرمایه‌گذاری کنند و آن را زیر بالشِ خود بگذارند. مشکل از اینجا آغاز می‌شود:

طلا در بازارهای جهانی به دو صورت موجود است: طلای فیزیکی و طلای کاغذی. اولی همان شمش‌ها هستند که معمولاً حدود یک اونس (حدود ۲۸/۵ گرم) وزن ‌دارند. دومی طلای کاغذی؛ رسیدی است که بانکِ نگه‌دارندۀ طلا به شما می‌دهد که فلان‌قدر طلا خریده‌اید و در بانک نگهداری می‌شود. توجیه آن هم این است که صندوق بانک امن‌تر از خانۀ شماست. بنابراین مردم زیادی در این نوع طلا سرمایه‌گذاری می‌کنند و هروقت بخواهند می‌توانند آن را به‌صورت فیزیکی و یا معادل قیمت روز، از بانک بگیرند. البته در حال حاضر بیشترمؤسسات و بانک‌های نگه‌دارندۀ پس‌اندازِ مردم این‌طور سرمایه‌گذاری می‌کنند. بحران اما در اینجاست که بانک‌ها هر چقدر که مشتری داشته باشند، طلای کاغذی می‌فروشند، بدون آنکه معادل فیزیکی آن را در بانک داشته باشند. به ارقام تکان‌دهندۀ زیر دقت کنید:

در سال2011 فروشِ روزانۀ طلای کاغذی، معادل تولیدِ دو سالِ این فلز در جهان بود! بیشترِ معاملات طلای جهان در بازارِ بانکیِ لندن و به دلار انجام می‌شود؛ بنابراین یکی از ابزارهای حفظ و حمایت از ارزش دلار، سرکوب قیمت طلاست؛ باید طلای هرچه بیشتری تولید و عرضه شود که این به‌صورت طلای کاغذی تولید می‌شود. اعتقاد بر این است که تواناییِ دلار برای بقا به‌عنوان وسیلۀ حفظ ارزش و ذخایر ارزی، اکنون به جریان‌یابیِ مداومِ طلای کاغذی وابسته است.

حالا این مقدار چقدر است؟ بر اساس آمار gold field mineral servicesدر سال ۲۰۱۲، کل معاملات طلای سال قبل، حدود پنجاه میلیارد و پانصد میلیون اونس بوده است؛ درحالی‌که آمار شورای جهانی طلا می‌گوید کل تولیدِ پنج سالِ پیش از آن، ۸۳میلیون اونس و مقدار طلای فیزیکیِ در دسترس در انواع مختلف، حدود ۵/۵میلیارد اونس بوده است. به‌عبارت‌دیگر طلای کاغذیِ معامله‌شده در سال ۲۰۱۱ حدود ده برابرِ کلِ طلای استخراج‌شده در طول تاریخ است. رقم بعدی هم این است که حدود ۲۰درصد از طلای موجود نیز به‌صورت ذخیره در بانک‌های مرکزی وجود دارد که خریدوفروش نمی‌شوند.

اگر اوضاع به سمتی برود که خریداران ومؤسسات سرمایه‌گذار مایل به نقد کردنِ طلای کاغذی شوند، منجر به بحرانی عظیم برای ارزش دلار و در نتیجه افزایش ارزش طلای فیزیکی می‌شود. جنگ‌ها معمولاً منجر به چنین بحران‌هایی می‌شوند و جنگِ کنونیِ سلاطین طلا و از جمله بانکِ اچ‌اس‌بی‌سی (عمده‌ترین معامله‌گر طلا) بر سر همین است: تلاشِ روزانه برای پایین کشیدنِ قیمت طلا که در دو هفتۀ اخیر روزی چند بار رَم می‌کند و خیز برمی‌دارد (نمودار تغییرات روزانۀ هفته پیش را نگاه کنید). اروپا نگران این است نه جان مردم!

جنگِ اروپا تا همین‌جا هم آسیب‌های انسانیِ بسیاری داشته ولی ارزشِ جان‌های ازدست‌رفته و خانمان‌های ازهم‌پاشیده، نزد سیاستمدارانِ جهانِ سرمایه‌داری در قیاس با خطری که نظمِ سرمایه‌داری غارتگر مالی آن‌ها را تهدید می‌کند در حد هیچ است.
همۀ حواس‌ها پیش بازارهای در شرف تلاطم است و جهت دادن به جنگ به صورتی که خدشۀ کمتری به سرمایه‌های مالیِ سلاطینِ مالی وارد شود!

🆔 @jameeno

https://s6.uupload.ir/files/img_20220304_222323_427_jqks.jpg
#الف

🖇این #الف دراوایل بهمن ودر پاسخ به یکی از خوانندگان جامعه‌نو و بنابراین پیش از اخبار وجود جاسوسه اسرائیلی در ایران تحریر شده و علت تاخیر در انتشارش پیش آمدن مسائل ضروری تر، ازجمله جنگ اروپا بوده است.


🔸نفوذ القایی!

▫️شورای سردبیری: به احتمال زیاد خوانندگان جامعه‌نو می‌دانند که «اثر القایی» در فیزیکِ پایه چیست. بااین‌حال توضیحِ مختصری می‌دهیم؛ پدیده‌ای است با تأثیرِ بدون تماس. مثلاً اگر وسیلۀ حساسِ الکتریکی را نزدیکِ کابل برق ببریم، تغییراتی می‌کند یا اگر از میانِ سیمِ حلقه‌شدۀ حاویِ جریان، قطعۀ آهنی عبور دهیم به آهنربا تبدیل می‌شود، بدون آنکه با سیم تماسی داشته باشد. این پدیده که نامِ عمومیِ آن الکترومنیتیک است امروز دستمایۀ پاسخِ غریبِ ماست برای پرسشِ خوانندۀ ارجمندی که دربارۀ نفوذ دشمنانِ کشور در حکومت پرسشی غریب مطرح کرده است: «...سؤالی برای آدم عاقل پیش می‌آید. خب این حکومت مگر شخص اول و رهبر ندارد؟ اگر دارد، آیا این رهبر متوجه این‌همه فجایع و حرکتِ کشور به‌سوی قهقرا نیست؟ ... قاعدتاً رهبر جمهوری اسلامی که نمی‌تواند نفوذی باشد.»

🔺اینجا بیشتر بخوانید
▫️شماره‌ نوروزی‌ تجربه روی پیشخوان
شماره‌ی ششمِ دوره‌ی جدید مجله‌ی تجربه که ویژه‌نامه‌ی نوروز ۱۴۰۱ است، با تصویر جلدی از عتیق رحیمی (نویسنده‌ی برجسته‌ی افغانستان در سالی که کابوسِ طالبان بازگشت) و یادنامه‌ای برای فقدان‌های بزرگِ سال ١۴٠٠ منتشر شد.

▫️مدیر مسئول تجربه کتایون بناساز است و پژمان موسوی سردبیری آن را بر عهده دارد.

🆔 @jameeno
جامعه نو
#توئیتر_جامعه_نو
🔺این توییت متعلق به بیست‌وچهار روز پیش جامعه‌نو است درباره بازی روسیه و گرو گرفتن مذاکرات وین برای توسعه‌طلبی‌اش در اوکراین. دوستانی ما را به خاطر این پیش‌بینی به سخره گرفتند که "چه ربطی دارد!" ماهم امید داریم از امروزبه بعد ربطی نداشته باشد وحالا که حکومت تا آستانه امضا آمده اعتنایی به بازی روسیه نکند،... متاسفانه گاردین پیش بینی کرده روسیه میتواند پل عبور از این مرحله را خراب کند.

🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔹رولت لورفته روسی

🖌بهبهانی

▫️پنجشنبه ۱۲ اسفند جاری خبری منتشر شد که طبق آن گرجستان درخواست عضویت در اتحادیه اروپا را به ثبت رسانیده است!
با ثبت این درخواست که قطعا از سر ترس و استیصال توسط گرجیها انجام شده است باید درک کرد که کشورها با دانستن جغرافیای خود، حرکات آینده بازی شطرنج قدرت را فهمیده اند و برای زنده ماندن در دنیای پیچیده کنونی دست به اقدامات بازدارنده می زنند.
حمله روسیه به اوکراین این احساس نیاز به تدابیر حفاظتی را تنها در اروپا تحریک نکرد، بلکه کشورهای تازه استقلال یافته از دهها سال حاکمیت دیکتاتوری روسيه را نیز به تکاپو واداشت، به گونه ای که هر کشوری اولین گزینه های دفاعی را برای خود انتخاب کرد، از امضای قرارداد ناخوانده با پوتین توسط رئیس جمهور آذربایجان گرفته تا درخواست عضویت در اتحادیه اروپا و تا ابراز ارادت به روسها در نمونه وطنی آن که حتی علنا توسط ائمه جمعه در این هفته جار زده شد و لابد با این انگیزه که رفیق پوتین شکی در تعبیر رای ممتنع اخیر جمهوری اسلامی در مجمع عمومی سازمان ملل نکند و خدای ناکرده انگی از این بابت به ساحت نظام لایق نباشد!

اما پوتین چه در سر دارد؟
پوتین که در اثر دو دهه حاکمیت بلامنازع و لاجرم مالیخولیای قدرت، خود را ققنوس بر آمده از آتش گرفتن اتحادجماهیر شوروی تصور می کند، از نظر اخلاقی به جایی رسیده است که بعید نیست ناگهان در اول صبح اعلام اتمام جنگ در اوکراین را بکند و سپس همان شب به اهداف دشمن پنداشته خود حمله اتمی کند!
‏خارکیف یکی از شهرهایی است که روس‌تبارهای فراوانی دارد.
یکی از همان شهرها که پوتین رسما اعلام کرد که برای نجات‌شان آمده و اکنون کلیپهای نشر یافته توسط مردم، زنده ترین شاهدی هستند که دمار این شهر و ساکنینش در اثر بمباران و موشک باران رفیق پوتین را به تصویر کشیده اند.
نجات دهنده ای که شهرهای روس تباران را نیز با خاک یکسان کرده است!

این فرد که اگر توسط رقبای باهوش تر داخلی مثل اسلاف درازدستش حذف نشود، لابد اگر مردم اوکراین تسلیم نشوند، احتمالا با بمب هسته‌ای نجات‌شان را تسریع خواهد کرد!

اما در آن سو، ناتو و آمریکا، آرام آرام در صدد ایجاد یک بافر زون هم پیمان با خود هستند تا سدی بین روسیه و خلیج فارس و کشورهای حاشیه اش باشند که پوتین قطعا به آن نظر دارد و از این عقبه آفندی استراتژیک هم مغفول نمانده است!
پوتین بی شک در مالیخولیای خود لباس پتر کبیر را هم به تن دارد و سودای آبهای گرم و آزاد را!

حمله روسیه به اوکراین بی شک ناشی از همین تصورات است، پوتین کوشیده است تا خط مقدم خود با غرب را در ابتدای کار مستحکم سازد و سپس حسب تصویر نقشه نشر یافته از رئیس جمهور بلاروس به سراغ مولداوی و لتونی و استونی برود تا مرز دریایی خود به سمت دریای شمال و سوئد و فنلاند را بسازد و در نهایت با تسلط بر کشورهای واقع در شمال ایران راه تسلط و رسیدن خود به آبهای آزاد جنوبی را باز کند.
واضحا در این بازی، غرب که دست روسها را بدرستی خوانده است، تلاشش برای جلب نظر کشورهایی نظیر گرجستان نیز در همین راستاست، واقعیتی که عوامل پیدا و پنهان روسیه با خط گیری از مسکو برآنند تا با لوث تبلیغاتی آن و وارونه سازی واقع، از شکستش ممانعت کنند.

البته در اینجا باید نقش سرویسهای اطلاعاتی روسیه در این کشورها و ایران را نادیده نگرفت!

آيا درخواست اخیر گرجستان عامل حمله آتی روسیه به گرجستان خواهد شد و یا روسیه با شدیدتر کردن حملات به اوکراین و باز کردن جبهه دریای شمال داستان دیگری را رقم خواهد زد؟ واضح نیست، اما قدر مسلم اینکه کشورهایی مثل گرجستان و در انتها ایران باید منتظر وقایع عجیبی چه از بعد خارجی و چه از نظر داخلی باشند، وقایعی که می تواند جنگ جهانی سوم را در صورت عدم حذف پوتین از داخل روسیه رقم زند!

🆔 @jameeno
🔺مردم روسیه!؟

▫️جامعه نو: طبق اخبار، تا دیروز ۷۶۰۰ نفر تبعه روس، در خیابان‌های روسیه، به خاطر اعتراض به تهاجم رئیس جمهورشان به کشور همسایه دستگیر شده‌اند. انتقاد از پوتین و دولتش را رها کنید و به احترام مردم روسیه کلاه از سر بردارید که در اوج جنگ، از اعتراض خیابانی به جنگ‌طلبی دولت سرکوبگر نمی‌ترسند!

🆔 @jameeno
#الف

🔸بی‌عنوان!

▫️شورای سردبیری: راستش بنا نداشتیم دربارۀ ماتاهاری ‌اسرائیلی چیزی بنویسیم ولی ازآنجاکه سرویس جاسوسیِ اسرائیل به دلیل خاصی به روش‌های جاسوسیِ یکصد سالِ پیش رو آورده و این برای کشور ما مهم است، از بابِ وظیفۀ ملی خود را مجبور می‌بینیم. فارغ از داستان‌های مختلف دربارۀ جاسوسۀ اخیرِ اسرائیل و مصاحبه‌اش، داستان این است که آن سرویسِ ملعون، فهمیده است دستگاه حکومت در ایران آن‌قدر وارفته است که به قولِ این جاسوسه، کافی است رخنه‌ای در دیوارِ آن ایجاد کنی و بعد، آزادانه تا قلب قلعه بروی! استفاده از روش‌های باستانیِ فرستادنِ زن به سراغِ اطرافیانِ سیاستمداران، متعلق به دورۀ پیشاجنگِ جهانیِ اول است و اینکه ایرانی‌ها هنوز قابلِ گزیده شدن از این سوراخ‌ها هستند، نکته‌ای است که فارغ از کشمکش‌های ابنای جنگجوی دو طرفِ سیاستِ ایران در فضای مجازی، آن‌هایی که به‌جای این جناح و آن جناح به سرنوشت کشور فکر می‌کنند باید چاره‌ای برای آن بیندیشند. ما مطمئن هستیم عقلا اصل داستان را میدانند و به تکذیبهای آبکی باور ندارند، اما باید نگرانِ این باشند که کارِ نفوذ از بسترهای این‌چنینی بسیار فراتر باشد مبادا روزی چشم باز کنیم که ما را قطعه‌قطعه کرده‌اند یا دارند می‌کنند. آقایانی که به وطنتان مؤمن هستید، هشیار باشید. هشیار در آن دستگاه‌های عریض و طویلی که کار می‌کنید و سرانشان در مجلس دنبال امتیاز فروش نفت، در بورس دنبال کارسازی سهام، در املاک مشغول جابجایی و در عرصۀ رمز ارزها دنبال پولشویی‌اند!

این داستان‌ها با موارد دیگر فرق دارد. این نیست که دو نفر را بفرستید مأموریت، شبِ اجرا بروند در ساحل عرق‌خوری و خانم (پرستوی تایلندی ـ اسرائیلی) بلند کردن و کله‌سحر، پلیس بریزد دست‌وپایشان را ببندد. این‌ها فدای سرتان، پیش می‌آید، ولی اینجا یک‌کم بهتر حواستان را جمع کنید. مواظب آدم‌هایی که از آرژانتین می‌آیند و مبلّغِ برجستۀ شیعی هستند  و سر از تلویزیونتان درمی‌آورند باشید (این را جدی گفتیم و جدا بررسی کنید). جهت اطلاع شما بگوییم که آن الی‌کوهنِ معروف هم که لابد در آن دانشکده سرگذشتش را خوانده‌اید، از آرژانتین (انگار ترمینالِ جواسیسِ اسرائیل است!) به سوریه نفوذ کرد و به‌عنوان عاشقِ وطن تا عمقِ کاخ و دربارِ حافظ اسدِ خاک‌ بر سرِ ابله نفوذ کرد. یادتان باشد اگر این‌یکی شوهرِ یمنی داشته، موساد توانسته بود برای الی‌کوهن اجدادِ سوریِ قابل‌اثبات جور کند! به‌جای روزنامه‌نگارانی که وسطِ این مصیبت‌ها هنوز مانده‌اند و توسری می‌خورند و زندان می‌کشند و فقط ناقد اوضاع کشور هستند، دنبالِ جاسوس‌های قدرت‌ها و اسرائیل باشید. حواستان را جمع کنید برادرها!

و نکتۀ آخر: ما احتمال می‌دهیم که مأموریتِ این جاسوسه در جایی به مشکل خورده و او ترجیح داده است که برود. دیگر سوخته بوده و حالا قرار است استفادۀ دیگری از او بشود که ما به آن «برخی موارد دیگر» می‌گوییم. طبق روش مرسوم، اسرائیلی‌ها طوری رفتار می‌کنند که معلوم نشود جاسوس بوده یا نبوده ولی او را به عرصۀ عمومی می‌آورند تا مرتبطانِ او در ایران بفهمند که طرف رفته در قرارگاه خودش مستقر شده و لابد همه‌چیز را با خود برده است! معنایش این است: فعلاً کارتان نداریم ولی منتظر باشید یک روز می‌آییم! به‌عبارت‌دیگر در کار ضد جاسوسی، هر کس در هر مقامی با این زن ارتباط (هر نوع ارتباطی) داشته در معرض حق‌السکوت‌بگیریِ امنیتی واطلاعاتیِ بعدی (شاید چند سال بعد) است و خودش یک سیاستمدار یا مدیر یا... سوخته به حساب می‌آید. ان‌شاءالله دقیقاً می‌دانید چه می‌گوییم و چه بایدتان کرد!

🆔 @jameeno
🔺خلاصه‌ یک گزارش تحقیقی

🔹وحالا، کردیت‌سوئیس!

🖌ترجمه: تحریریه جامعه‌نو

▫️افشای رفتار غیر قانونی بانک "کردیت سوئیس" موقعیت مالی سوئیس در اتحادیه اروپا را متزلزل کرد

روزنامه "گاردین" چاپ لندن در مقاله ای از وجود رفتار غیراخلاقی و شبکه ای از پولشویی در بانک "کردیت سوئیس" خبر داد که باعث شد سه ائتلاف بزرگ و اکثریت در مجلس اتحادیه اروپا خواستار افزایش ریسک سرمایه گذاری در سوئیس و حتی قرار گرفتن نام این کشور در لیست سیاه مالی شوند.

این افشاگری که توسط یکی از کارمندان بانک کردیت سوئیس انجام شده نشان می دهد این بانک با چشم پوشی از سابقه مشتریان بدنام بیش از ۸۰ میلیارد دلار از پول‌های آنها را نگه داشته و برای آنها اقدام به پولشویی کرده است.

این لیست شامل ۱۸ هزار حساب بانکی متعلق به قاچاقچیان انسان و مواد مخدر و افراد متهم به شراکت در شکنجه و پولشویی بوده و گفته می شود بانک کردیت سوئیس با وجود درخواست های مکرر مبنی بر کنترل پیشینه مشتریان پر خطر اقدام به حفظ و حتی بازگشایی حساب های جدید برای این افراد کرده است.

لیست منتشر شده توسط یک کارمند کردیت سوئیس در اختیار روزنامه آلمانی "زودویچه تسایتونگ" قرار گرفته است.

این کارمند ناشناس دلیل کار خود را غیر اخلاقی بودن بانک های این کشور اعلام و تصریح کرده از این قوانین برای کمک به فرار مالیاتی ثروتمندان و افراد فاسد در سراسر جهان استفاده می شود.

این افراد شامل یک قاچاقچی انسان در فیلیپین، یکی از مقامات بورس هنک کنگ، یک میلیاردر متهم به قتل نامزدش و سیاستمداران فاسد از مصر تا اوکراین می شود.

از یک حساب متعلق به واتیکان در این بانک برای سرمایه گذاری کلاهبردارانه در بازار مسکن لندن به مبلغ ۳۵۰ میلیون پوند استفاده شده که پرونده آن اکنون در انگلیس باز بوده و یک کاردینال نیز در آن پرونده متهم است.

کشورهای دارای بیشترین حساب های منتشر شده در این افشاگری ونزوئلا و مصر هرکدام با بیش از ۲ هزار حساب و مصر و تایلند با بیش از هزار حساب هستند.

انتشار این اسناد درحالی صورت می گیرد که بانک کردیت سوئیس در ماه جاری به عنوان اولین بانک سوئیسی در تاریخ این کشور مورد پیگرد قانونی گرفت. این پیگرد قانونی مربوط به فعالیت این بانک در پولشویی عواید ناشی از قاچاق کوکائین برای مافیای بلغارستان آغاز شده است.

رسوایی این حساب های بانکی و رفتار غیرقانونی و غیراخلاقی سوئیس باعث شد سه حزب بزرگ پارلمان اروپا خواستار معرفی این کشور به عنوان کشوری پر ریسک در زمینه پولشویی و جرایم مالی شوند.

احزاب "مردم اروپا"، "سوسیالیت دمکرات ها" و " تجدید اروپا"(رنیو یوروپ) که ۶۰ درصد اعضای پارلمان اروپا را دارند از احتمال قرار گرفتن نام سوئیس در لیست سیاه مالی نیز حمایت کرده اند.

دولت سوئیس تاکنون از اظهار نظر درباره این اخبار خودداری کرده است اما افشای رفتار بانک کردیت سوئیس بحث های جدی را درباره قوانین سختگیرانه افشاگری فساد در سوئیس ایجاد کرده است.

روزنامه نگاران سوئیسی بسیاری قوانین ضد افشاگری بانکی در این کشور خصوصا بند ۴۷ این قانون را ناقض آزادی بیان و باعث جلوگیری از افشای فساد میدانند‌.

بر اساس این بند که اخیرا و در سال ۲۰۱۵ سختگیرانه تر هم شده نه کارمندان بانک ها و نه هیچ شهروندی حق انتشار اسناد محرمانه بانکداری را نداشته و در صورت افشاگری زندانی می شود. این قوانین تا پیش از سال ۲۰۱۵ تنها شامل کارمندان بانک ها می شد اما با سختگیرانه شدن آن روزنامه نگاران سوئیسی حتی حق همکاری در بررسی اسناد منتشر شده درباره فساد کردیت سوئیس را نداشتند.

"ریکاردو گوتیرز" دبیرکل "فدراسیون اروپایی خبرنگاران" با متهم کردن سوئیس به نقض آزادی بیان در این باره گفت:سوئیس به استانداردهای قانونی آزادی مطبوعات احترام نمی‌گذارد و به جای منافع مردم منافع بانکداران را تامین می کند، این کار بدترین حکومت های خودکامه بوده و باید متوقف شود.

🆔 @jameeno

https://s6.uupload.ir/files/img_20220311_135950_319_j0a9.jpg